تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

اخلاق در قرآن. سلام . ریا

نیکی کردن به دیگران و بدی هم

قرآن و عیوب . عیبجوئی . تمسخر

حیا و شرم در قرآن. انواع حیا. حیا لباس دین

اخلاق اداری انضباط اسلامی و اجتماعی . آداب معاشرت اجتماعی

وفای به عهد . تعهد . امانت داری . بدقولی . تعهد مسئولین

شادی و لذت و شوخی در اسلام . سعادت و نیکبختی

تزکیه نفس . آثار و بسترها . تهذیب و خودسازی

اخلاق نبوی (ص) . اسوه کامل بشریت . سیره سیاسی . انسان سازی

تربیت دینی سبک زندگی. رانندگی ورزش در اسلام . حیات طیبه. اصلاح و اصلاحگری

شیوه آموزش مفاهیم دینی به کودکان. ضرورت های تربیتی. بایدها و نبایدها قرآن و عترت

دید و بازدید و آثار صله ارحام. معانی زیارت و آداب میهمانی. حقوق همسایه. بی احترامی

خانواده و ازدواج در اسلام . مهریه در قرآن . 100 خصلت سبک زندگی پیامبر (ص)

آبرو در آموزه های قرآن. حریم خصوصی. آزار رسانی. نمامی و سخن چینی. خاموشی زبان

مسئولیت اعضاء بدن. گناه چشمی. چشم زخم. نگاه سحری. چشم و هم چشمی

تقوی و صفات متقین . تقوای اجتماعی و سیاسی . نشانه های بی تقوائی

انتقاد و انتقاد پذیری . عذر خواهی. عفو گذشت

لهو . لعب . لغو . لهو الحدیث . دوری از مجالس باطل

نفس انسانى و انواع نفس . خود سازی . محاسبه نفس ؛ تربیت نفس

صبر . آثار صبر . انواع صبر . استمداد از صبر . صبر جمیل . مقام صبر

مقام مادر . شیر مادر . پدر و عالمان در نگاه اسلام

نشانه های مومن چیست؟ قلب مومن و قلب کافر

عباد الرحمن صفات بندگان خوب خدا. بهترینها

«تواضع» ویژگی عباد الرحمن

آشتی دادن، صدقه‌ای برتر از نماز و روزه

اخلاص در قرآن مخلص .  صفات مخلصین

نکات اخلاقی سوره لقمان و حجرات

سبک زندگی ؛ حیات طیبه

                     کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

 نیکی به دیگری، نیکی به خود است

در فرهنگ اسلامی ایرانی این معنا جا افتاده است که هر چه کنی به خود کنی؛ گر همه نیک و بد کنی، یا تو نیکی کن و در دجله انداز؛ که ایزد در بیابانت دهد باز. این به معنای نیکی کردن به دیگران، بی چشمداشت از آنان است، چرا که بازگشت این نیکی و احسان در نهایت به خود فرد است. در آموزه های قرآنی، نگاهی برتر به این رفتار ارزشی شده و از فرازی برتر، احسان به دیگران همان احسان به خود دانسته شده است. 
تاثیر رفتار بر شخصیت آدمی

از نظر آموزه های قرآنی، شخصیت هر فردی بر اساس زیر ساخت های فکری و بینشی شکل می گیرد که از آن به باورهای شخص یاد می شود. تجلی شخصیت افراد را نخست در صفات اخلاقی و سپس در رفتارهای فردی و اجتماعی آن می توان شناسایی کرد. منش و کنش هر فردی بیانگر شخصیت فرد و آینه ای از آن است. از این رو در اسلام، هرگونه رفتار ناهنجار مانند دروغگویی حتی برای مزاح و خنده، ناپسند دانسته شده است؛ زیرا این گونه رفتار می تواند شخصیت شخص را تحت تاثیر قرار دهد و بینش و نگرش او را دگرگون سازد.
بسیاری از رفتارهای ما با تکرار و عادی شدن، چنان در شخصیت ما تاثیر می گذارد و بینشها و نگرش های ما را دگرگون می سازد که نمی توان به سادگی از کنار رفتارها گذشت. این که در اسلام بر دیدار بزرگان و خردمندان و عالمان و مجالست و همنشینی با آنان تاکید شده، از آن روست که این مجالست موجب می شود تا رفتارهای آنان در بینش و نگرش و شخصیت ما تاثیر بگذارد

حضور در میان افراد بی بند و بار و دوستی با آنان، می تواند شخصیت و نیز رفتار شخص را در یک فرآیندی دگرگون سازد. چرا که پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد و بینش و نگرش آنان را پذیرفت و در نهایت از کافران گشت و شخصیت سالم و فطرت سلیم خویش را از دست داد.

کارکردهای دو گانه شکر و احسان 

در آموزه های قرآنی برای اموری چون احسان و شکر دو کارکرد جداگانه تبیین شده است. به این معنا که شکر و سپاس و مانند آن که از رفتارهای پسندیده عقلانی و عقلایی است، زمینه دگرگونی رفتاری دیگران نسبت به ما را سبب می شود و آثار این شکر و سپاس به خود ما باز می گردد. از جمله می توان به مساله محبوبیت و افزایش اعتماد عمومی مردم نسبت به شخص سپاسگزار اشاره کرد

در آیه 7 ابراهیم می فرماید وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسى نمایید قطعا عذاب من سخت‏خواهد بود   اگر سپاسگزار باشید بر نعمت می افزاییم. این بدان معناست که شکر و سپاس از نعمتی، خود موجبات افزایش بهره مندی شخص از نعمت دیگر بیشتر می شود و از جهات دیگر بهره مندی های او نسبت به نعمت افزایش می یابد.

از این رو خداوند مصداق افزایش را بیان نمیکند و میگوید سپاسگزاری موجبات افزایش است، اما در چه زمینه و مسأله و موضوعی این افزایش صورت میگیرد، به این مطلب نپرداخته است تا ابعاد افزایش گسترش یابد و موضوعات و مسائل متنوع و گوناگونی را دربرگیرد. بعد دیگر شکر و سپاسگزاری که در آیه 40 نمل قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ کسی که شکر و سپاس گزاری کند، در حقیقت از خودش شکر و سپاس کرده است

سپاسگزار در حقیقت شخصیت خود را بروز و ظهور داده و تشکر از دیگری و احسان کننده در حقیقت تشکر از خود بیانگر ارزش و جایگاهی است که شخص برای خودش قایل است و با تشکر، این جایگاه و ارزش را به نمایش میگذارد و به دیگران نشان میدهد تا چه اندازه با تشکر به دیگری، برای شخصیت خودش ارزش قایل است. همچنین میتواند مراد این باشد که شخص با سپاسگزاری، گامی بلند در راه اصلاح شخصیت یا تکمیل آن برداشته

از این رو خداوند شکر نسبت به احسان کننده را در حقیقت شکر از خود شخص میداند، زیرا با این کار پیش از آن که نسبت به دیگری کاری کرده باشد، به خودش خدمت کرده و شخصیت خویش را اصلاح یا تکمیل نموده است. احسان نیز همین حالت را دارد.

چرا که به اصلاح و تکمیل شخصیت خویش با این روش کمک کرده است؛ زیرا شخصیت کامل و تمام انسان، زمانی تحقق می یابد که شخص، انسانی متاله (خدایی) شده و مظهریت ربوبیت یابد. احسان کردن بی چشم داشت، از صفات و اسمای الهی است و شخص با این رفتار خویش مظهریت ربوبیت خداوندی را به نمایش می گذارد. گاه شخص احسان میکند و هر چند که چشم داشتی از دیگری که به وی احسان کرده ندارد، ولی در اندیشه بازگشت این احسان به شکلی دیگری میباشد این همان چیزی است که خداوند در آیه 40 نمل به شکل سپاس از دیگری همان سپاس از خود. یا 7 اسراء با جمله إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا احسان به دیگری همان احسان به خود می باشد تبیین نموده است.

احسان کنندگان در تحلیل قرآنی 

خداوند باتوجه به تفاوت مردم از نظر درک و اخلاص، برای جلب ایشان به کارهای نیک، آثار متفاوتی را برای احسان بیان میکند. همانگونه که بهشت با تفاوت درجات شناختی و ایمانی و اخلاصی افراد، متعدد و متنوع است و خداوند هشت بهشت برای آدمیان آفریده است تا هر کسی براساس درجات شناختی و ایمانی در مرتبه ای از مراتب بهشتی درآید، هم چنین آثاری که برای تشویق و ترغیب مردم به کارهای نیک بیان می کند، از تنوع و تفاوت زیادی برخوردار است.

برخی از انسانها به بهشت زنان و میوه ها و درختان دلخوش می شوند و برای به دست آوردن آن کار و تلاش می کنند. بیشتر مردم در اندیشه معامله و بده و بستان هستند از این رو از این دسته افراد به تجار و بازرگانان یاد می شود که در برابر هر کاری مزدی می خواهند. خداوند نیز به این گرایش افراد توجه داشته و گاه از تجارت با خداوند سخن به میان آورده و برای تشویق مردم به جهاد، از ایشان خواسته تا با خدا معامله کنند و به تجارت بپردازند. 
برخی دیگر، این گونه نیستند و کارهایشان بی چشمداشت انجام می گیرد. این دسته، اهل حب و عشق هستند و در اندیشه بهشت رضا و رضوان الهی و جنت صفات و ذات هستند. خداوند این دسته از افراد را به جنت ذات و صفات میبرد و از بهشت رضوان الهی که برتر است بهره مند می سازد. (فجر27 تا29 توبه27 صف10 تا12)


 

و هیچ کس چون دربندکشیدن او دربند نکشد

 

وَلَا یُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ﴿26

اى نفس مطمئنه

 

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿27

خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد

 

ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً ﴿28

و در میان بندگان من درآى

 

فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿29

و در بهشت من داخل شو

 

وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿30

خداوند برای احسان آثاری با توجه به این درجات و مراتب درک و اخلاص بیان می کند که همگی را به انجام کارهای نیک و احسان به دیگران تشویق نماید.

برخی از مردم در اندیشه رفع مواخذه هستند لَّیْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ مَا یُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِینَ مِن سَبِیلٍ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ بر ناتوانان و بر بیماران و بر کسانى که چیزى نمى‏یابند [تا در راه جهاد ] خرج کنند در صورتى که براى خدا و پیامبرش خیرخواهى نمایند هیچ گناهى نیست [و نیز] بر نیکوکاران ایرادى نیست و خدا آمرزنده مهربان است (توبه91)

برخی دیگر در اندیشه سعادت دنیوی و زندگی نیک در دنیا فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ پس خداوند پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد (آل عمران148 نحل30 زمر10)

گروه دیگر، از عذاب های الهی در قیامت هراسان هستند و می خواهند با کارهای نیک و احسان به دیگران خود را از این عذاب های سخت برهانند أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً فَأَکُونَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ یا چون عذاب را ببیند بگوید کاش مرا برگشتى بود تا از نیکوکاران مى‏شدم (زمر58)

گروهی نیز از گمراهی خود می ترسند و خواهان دستیابی به هدایت الهی ازطریق احسان به دیگری هستند هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِینَ أُوْلَئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [که] براى نیکوکاران رهنمود و رحمتى است آنانند که از جانب پروردگارشان از هدایت برخوردارند و ایشانند که رستگارانند (لقمان3و5)
برخی که از بی عفتی هراسانند و از این که آبروی ایشان در دنیا و آخرت برود می ترسند، اینان نیز در اندیشه دستیابی به عفت و آبرو و حیا، به احسان رو می آورند. إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ خدا او آقاى من است به من جاى نیکو داده است قطعا ستمکاران رستگار نمى‏شوند (یوسف23)

برخی دیگر، از گناهان و تأثیر آن در زندگی دنیوی و اخروی خویش هراسان می باشند و خواهان تکفیر و از میان رفتن این گناهان و عدم تأثیرگذاری آن هستند وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار زیرا خوبیها بدیها را از میان مى‏برد این براى پندگیرندگان پندى است (هود114) و (نمل11)

برخی می خواهند به چیزی محکم و مطمئن بیاویزند و با کمک آن از شر دنیا و آخرت در امان باشند. وَمَن یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست (لقمان22)

برخی هم، محبت و دوستی دیگران و ایجاد صمیمیت میان خود و دیگران، بسیار ارزشمند است، از این رو احسان را ابزاری برای دستیابی به این هدف می دانند و خداوند نیز محبت و دوستی دیگران را برای آنان فراهم می آورد و پاداش احسان ایشان را این گونه میدهد وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ و نیکى با بدى یکسان نیست [بدى را] آنچه خود بهتر است دفع کن آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یکدل مى‏گردد (فصلت34)

برخی برای اجابت دعا به احسان روی می آورند یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ اى فرزندان اسرائیل نعمتم را که بر شما ارزانى داشتم و اینکه شما را بر جهانیان برترى دادم یاد کنید (بقره112)

گروهی نیز می خواهند تا نعمت دنیا و آخرت برایشان تمام شود. ثُمَّ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِیَ أَحْسَنَ وَتَفْصِیلًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ آنگاه به موسى کتاب دادیم براى اینکه [نعمت را] بر کسى که نیکى کرده است تمام کنیم و براى اینکه هر چیزى را بیان نماییم و هدایت و رحمتى باشد امید که به لقاى پروردگارشان ایمان بیاورند (انعام154)

جماعتی نیز با احسان کردن می خواهند به آرامش اخروی برسند و ترس و حزن از دلشان برود و درآسایش و آرامش مطلق و جاودانه باشند. بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد (بقره 112)

برخی هم به امدادهای غیبی الهی در زندگی دنیوی نیاز دارند و احسان را راهی برای تحقق آن می یابند. وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ کسانى که در راه ما کوشیده‏اند به یقین راه‏هاى خود را بر آنان مى‏نماییم و در حقیقت‏خدا با نیکوکاران است (عنکبوت69) و (نحل128 )

گروهی نیز در اندیشه رستگاری هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِینَ أُوْلَئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (لقمان3و5)، یا جلب رحمت الهی ( اعراف56) فرجام نیک وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى(لقمان 22) به نیکوکاری و احسان روی می آورند

تنها گروهی اندک هستند که رضایت و محبوبیت خداوند را جستجو میکنند و بدان امید، به احسان تن میدهند. وَ أَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (بقره 195) و (آل عمران134 و 148 مائده13 و 93)

بنابراین، هرکسی با این گونه احسان و رفتار نیک، بده و بستانی را انجام می دهد و خداوند نیز با توجه به درک و روحیات و خواسته و اخلاص مردم، انواع گوناگون پاداش را فراهم آورده است. هرکسی اگر نیکی کند پیش از این که نیکی او به دیگری برسد به خود او میرسد. این شاید یکی از معانی آیه شریف است که میفرماید: ان احسنتم احسنتم لانفسکم اگر خوبی کردید به خودتان خوبی کردید. (اسراء7)

نیکی زیان یا سود 

در فرهنگ قرآنی و آموزه های وحیانی برخلاف ظاهر، برخی از امور که زیان و ضرر است به عنوان عین سود معرفی شده است. به عنوان نمونه انفاق های مالی چون خمس و زکات که به نظر می رسد از دست دادن بخشی از مال و ثروت و سرمایه است، از نظر اسلام عین سود دانسته شده است. از این رو از برخی انفاق های مالی به عنوان زکات یاد شده است که به معنای نمو و رشد و بالندگی است

به این معنا که اگر مالی از دست می رود، این ظاهر مسئله زکات است ولی در حقیقت این سودی چند برابر است که به شخص باز می گردد. خداوند درباره احسان می فرماید من جاء بالحسنه فله عشر امثالها؛ هرکسی عمل نیکی آورد پس برای او ده برابرش است (انعام160) یا درجایی دیگر کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند، که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هرکس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می کند و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسعت دهنده و (به همه چیز) داناست. (بقره265)

بنابراین، برخلاف ظاهر و تصور برخی که میهمانی دادن و احسان و نیکی به دیگران را عین ضرر و زیان می دانند، این گونه اعمال، همان سود خالص و چند برابر است. به عنوان نمونه اگر شما خویشان و بستگان خود را پذیرا شوید، و از آنان بخواهید تا به خانه شما بیایند، افزون بر این که صله رحم کرده و دیگران را شاد کرده و موجب همدلی و افزایش محبت خانوادگی شده اید، همچنین به خودتان لطف کرده اید

زیرا با این کار به سعه صدر و شرح آن دست می یابید، هم عمرتان را با این کار دراز کردید، هم بلا و بدبختی را از خانه و خانواده خودتان دور نمودید و هم شخصیت خود را اصلاح و به کمال رساندید و هم مظهریت خلافت الهی و ربوبیت او را به نمایش گذاشتید و گامی بلند برای متأله (ربانی) شدن خود برداشتید. احسان و نیکی به دیگران، همان احسان به خود است و پیش از این که دیگران از آن بهره مند شوند این شما هستید که از آن بهره می برید.

احسان در برابر احسان
درآیه 60 سوره الرحمان با مخاطب قرار دادن عقل بشری از او می خواهد که در برابر احسان و نیکی خداوند رفتار و منش درستی در پیش گیرد و می فرماید: هل جزاء الاحسان الا الاحسان؛ پاداش نیکی جز نیکی نیست؛ بنابر این با توجه دادن به حسن عقلی احسان به انسان می فرماید که انسان ها با توجه به این اصل عقلی باید پاسخ درستی به احسان خداوند دهند و به جای تمرد و طغیان، بندگی خداوند را پیشه خود کنند

درموردی دیگر به حسن عقلی ادای امانت اشاره می کند و می فرماید که از آن جایی که ادای امانت و بازگرداندن آن به صاحبش امری پسندیده درنگاه عقل انسانی است، بر همگان است که ادای امانت کرده و امانتی را که خداوند به ایشان سپرده بر پایه این قانون و قاعده عقلی برگردانند. (نساء 58)
برتری معبود حقیقی و بدیهی بودن آن در نزد عقل انسانی نسبت به دیگر معبودان (نمل 59) و برتری نور بر ظلمت و روشنایی بر تاریکی (انعام 122 و رعد16) ارزش ذاتی حیات و زندگی در برابر مرگ و فنا (انعام 122) بدیهی بودن برتری خالق و آفریدگار بر غیر خالق (نحل17 و 64) نیکویی و برتری قدرت و دارایی بر ناتوانی و بینوایی (نحل 75) ارزش ذاتی قضاوت و داوری عادلانه بر قضاوت ظالمانه (نساء 58) تقدم و ارزش ذاتی علم در مقابل جهل (انعام 50) بینایی برکوری و در حقیقت دارای هایی کمالی در برابر نقص و فقدان آن (همان و هود 24)

پیروی از هدایت یافتگان و به مقصد رسیدگان (یونس 35) رهایی از چند سروری و داشتن یک صاحب اختیار به جای چند نفر که هر کدام دستور و فرمان جداگانه می دهند (یوسف 39 و زمر 29) و برتری حرکت در راه راست (نحل 76 و ملک 22) و دعوت به عدالت (نحل 76) از موارد دیگری است که قرآن با توجه به حکم حسن عقلی بودن آن مردم را به قضاوت و داوری می خواند و از ایشان می خواهد که دست کم به حکم عقل عملی کرده و به آنچه عقل عملی، حسن می داند و می پسندد عمل کرده و از آنچه ناپسند می شمارد پرهیز کنند.

                             نقش و ارزش احسان ؛ چرا احسان به دیگران

هر مسلمانی بر اساس آیه 112 بقره که می‌فرماید برای رهایی از اضطراب و افسردگی و ناراحتی خود، ایمان آورده و احسان کنید، برای رهایی از اندوه و ترس و کسب آرامش، دست‌های نیکوکار خود را باز کرده و به دیگران کمک می‌کند. این نیکوکاری در اشکال گوناگونی انجام می‌گیرد. مسلمانان می‌دانند که آرامش خود را می‌بایست در آرامش دیگران بجویند و اگر بخواهند خداوند به آنان رحم کند باید نسبت به دیگران رحیم و مهربان باشند

مسلمانان بر اساس آیات 147 و 148 آل عمران بر این باورند که اگر بخواهند خداوند دعاهای ایشان را اجابت کند و گرهی از گره‌هایشان بگشاید می‌بایست دست احسان بگشایند


 

و سخن آنان جز این نبود که گفتند پروردگارا گناهان ما و زیاده‏روى ما در کارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یارى ده

 

وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ ﴿147

پس خداوند پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد 

 

فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿148

خداوند در آیه 128 نحل إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَواْ وَّالَّذِینَ هُم مُّحْسِنُونَ در حقیقت ‏خدا با کسانى است که پروا داشته‏ اند و [با] کسانى [است] که آنها نیکوکارند. و به مسلمانان یادآور می‌شود که اگر بخواهند از امدادهای الهی برخوردار شوند و از مشکلات بیرون آیند و خداوند در گرفتاری‌ها دستگیرشان شود، باید خود اهل احسان و نیکوکاری باشند وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ و کسانى که در راه ما کوشیده‏اند به یقین راه‏هاى خود را بر آنان مى‏نماییم و در حقیقت‏ خدا با نیکوکاران است (69 عنکبوت)
به سخن دیگر، کمک به دیگری پیش از آنکه کمک به آنان باشد کمک به خود انسان است، زیرا با این کار انسان محبت الهی را به سوی خود جلب و جذب می‌کند و از مهر و رحمت خداوندی سود می‌‌برد، چرا که خداوند در آیاتی از جمله 56 اعراف
إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ و 3 لقمان، نیکوکاری را موجب جلب رحمت خود معرفی می‌کند هُدًى وَ رَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِینَ

امام صادق(ع) درباره نقش نیکوکاری و احسان به دیگران در افزایش عمر آدمی می‌فرماید: مردم، بیشتر از آن که با عمر خود زندگی کنند، با احسان و نیکوکاری خود زندگی می‌کنند و بیشتر از آنکه با اجل خود بمیرند، بر اثر گناهان خود می‌میرند.
در نهج‌الفصاحه از پیامبر(ص) روایت است که فرمود: عدالت نیکو است اما از دولتمردان نیکوتر، سخاوت نیکو است اما از ثروتمندان نیکوتر، تقوا نیکو است اما از علما نیکوتر، صبر نیکو است اما از فقرا نیکوتر، توبه نیکو است اما از جوانان نیکوتر و حیا نیکو است اما از زنان نیکوتر. پس هر کسی در جایگاه بالاتر و برتری از قدرت و ثروت نشسته است لازم است دست احسان او بیشتر باز باشد و نسبت به دیگران اهل گذشت و عفو و صدقه و احسان باشد و اجازه ندهد که قدرت و ثروت، او را از خدمت ‌رسانی به مردم باز دارد که بزرگ‌ترین عبادت در اسلام خدمت به خلق‌الله است

امیرمومنان علی(ع) بر این باور است که ارزش هر کسی در میزان احسان و نیکوکاری اوست و به این معنا که شخص را بر ترازوی احسان قرار دهید تا بدانید که او در چه میزانی از منزلت و مقام انسانیت نشسته است. از این رو می‌فرماید: ارزش هر کس به اندازه نیکوکاری‌ها و خوبی‌های اوست. (نهج‌البلاغه/ قصار) پس ثروتمند و قدرتمند می‌بایست خودش را در ترازوی احسان قرار دهد تا بداند چه میزان ارزش و اعتبار در نزد خدا و خلق دارد. دارندگی زمانی برازندگی است که همراه با احسان و نیکوکاری باشد.

انسان در چنبره مصائب و بلایا

زندگی انسان در دنیا همواره در چنبره ای از مشکلات، مصائب و بلایاست و انسان هرگز نمی تواند رنگ خوشی، آسایش و آرامش کامل را در دنیا به خود ببیند؛ انسان موجودی است که می بایست سیر کمالی خویش را در دنیا با تلاش و مجاهدت های خود بپیماید و صفات کمالی سرشته در ذات خود را در این آزمون ها و بلاها تجلی و ظهور بخشد؛ زیرا تا زمانی که امور به طور طبیعی پیش می رود، انسان تنها به همان داشته های ظاهری خود بسنده میکند و تلاشی برای شناخت دیگر توانایی ها و استعدادهایش انجام نمیدهد؛ اما هنگامی که گرفتار مشکل و مصیبتی می شود در آن زمان است که برای رهایی، از همه وجود خویش بهره مند میشود و میکوشد تا در خود و استعدادهای خود راهی برای رهایی بیابد

این گونه است که در مشکلات و مصیبت ها انسان، خود واقعی خویش را آشکار میکند و نشان میدهد که تا چه اندازه از علم و قدرت بهره مند است. 
بنابراین، یکی از اهداف و فلسفه هایی که برای مشکلات و مصیبت ها می توان بیان کرد، بروز و ظهور توانایی های نهفته در انسان است. البته برخی از مصیبت ها نتیجه طبیعی رفتارهای ماست؛ زیرا هر خطا هر چند از روی نادانی و جهالت، آثار طبیعی و وضعی دارد. در برخی موارد، شخص عاقل و بالغ با علم و اختیار، کاری را که غیر شرعی یا غیر قانونی است مرتکب می شود. در این صورت مجازات گریبانگیر او می شود و شخص دچار مصیبت و بلایی میشود

خداوند در آیاتی چند بیان می کند که بیشتر مصیبت هایی که انسان در زندگی دنیوی خود دچار آن می شود، ریشه در گناهانی دارد که مرتکب می شود. خداوند می فرماید: هر مصیبتی که به شما برسد دستاورد خود شماست و خدا از بسیاری از گناهان درمی گذرد کَذَلِکَ یُوحِی إِلَیْکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ این گونه خداى نیرومند حکیم به سوى تو و به سوى کسانى که پیش از تو بودند وحى مى‏کند (شوری3)

                    اگر برادر دینی‌ات را یاری کنی، بهتر از طواف کعبه

مواسات و همدردی با دیگر مومنان یعنی مومنان در پرتو نور ایمان به خدا، همواره به دنبال برآورده نمودن حاجات برادران ایمانی خود و رفع مشکلات آنها هستند و در این راستا از هیچ اقدامی کوتاهی نمی‌کنند و اگر چنانچه قدرت روا نمودن خواسته‌های مشروع مومنین را نداشته باشند، حداقل با آنها همدردی نموده و برای رفع مشکل آنها دعا می‌کنند. 
خداوند متعال در قرآن کریم، با تعبیرات مختلفی، مردم را به تعاون، همکاری، زکات و کمک‌های مالی و انفاق دعوت کرده و شدیدا از بی‌توجهی و بی‌اعتنایی به نیازهای جامعه و مردم، نهی نموده است. در قرآن کریم 28 بار پس از امر به نماز، امر به زکات شده، و بیانگر آن است که پس از برقراری پیوند با خدا، پیوند با خلق خدا لازم است

در روایات نیز تاکید بسیاری بر مواسات و همدردی با برادران ایمانی و رفع مشکلات آنان شده است. امام صادق (ع) فرمودند: سزاوار است که مسلمانان در رفت و آمد با هم، و مواسات با نیازمندان، و مهربان بودن با یک دیگر تلاش کنند، تا چنان باشند که خدای بزرگ به شما فرمان داده است: رحماء بینهم، با مهربانی با هم زندگی کنید، و اگر از نیازمندی و گرفتاری دیگران مطلع نشدید (و در آن باره کاری نکردید)، متاسف باشید، چنان که انصار در روزگار رسول خدا (ص) چنین بودند.

از امام رضا (ع) نیز روایت شده که خطاب به یکی از یاران خود فرمودند: بدان که مراعات حق برادران واجب و لازم است ... و آنان دژهای شمایند که در سختیهای دنیا و آخرت به آنها پناه می‌برید ... از یاری کردن به آنان خودداری مکنید، و در این راه از بذل مال و جان دریغ مدارید، و رو به خدای بزرگ کنید و به دعا کردن در حق ایشان بپردازید، و در هر چه مواسات و مساوات روا است با ایشان به مساوات و مواسات رفتار کنید. امام کاظم (ع) نیز می‌فرمایند: خداوند در زمین بندگانی دارد که برای رفع نیازهای مردم سعی و تلاش می نمایند. چنین بندگانی در روز قیامت در امان هستند، کسی که به مومنی شادی برساند، خداوند قلب او را در روز قیامت شاد خواهد کرد.
حل مشکلات نظام اسلامی و رفع نیاز نیازمندان در جامعه اسلامی چنان مهم است که برای حل گره و مشکل یک مسلمان به معتکف اجازه داده شده همچنان که در حال اعتکاف است (و نباید از محل اعتکاف خود خارج شود)، از مسجد بیرون آید، مشکل مردم را حل کند و دوباره به جای خود برگردد.

امامان شیعه نسبت به آنان که در مورد احتیاجات مردم، بی‌اعتنا بودند یا اقدام نمی‌کردند، برخورد شدید داشتند و از آنان انتقاد می‌کردند. اسحاق بن عمار می‌گوید: به حضور امام صادق رفتم. حضرت با ترشرویی به من نگریست، عرض کردم: چرا با ترشرویی به من می نگری؟ امام فرمود: به سبب برخورد نامناسبی که با برادران دینی خود داری. ای اسحاق، به من خبر رسیده است که در خانه‌ات، دربان گذاشته‌ای تا فقرای شیعه را به خانه‌ات راه ندهند. عرض کردم: قربانت گردم، من از شهرت ترسیدم. فرمود: آیا از نزول بلا نترسیدی، مگر نمی‌دانی وقتی دو مومن ملاقات و مصافحه کنند، خداوند بر آنان رحمت می‌فرستد ... امام فرمود: آگاه باش اگر برادر دینی‌ات را یاری کنی، این کار نزد من بهتر است از اینکه یک هفته خانه کعبه را طواف نمایی

                                                                            برّ ؛ مفهوم بر
یکی از واژه های اخلاقی قرآن که به کرات آمده
  برّ است، ابرار جمع بار است و بار به کسی گفته می شود که خیرخواهی و عمل به آن در سرتاسر زندگی اش گسترده شده باشد. بر در مقابل دریاست و از او وسعت فهمیده می شود. کلمه بر، هم درباره خدا و هم بنده به کار رفته است. درباره خدا که استعمال شده به معنای زیادی در ثواب است، ولی درباره عبد که استعمال می شود به معنای وسعت در طاعت عبد است

در اصطلاح عرفان و اخلاق، ابرار را این گونه معنا کرده اند: ابرار یعنی نیکان و خوبان و از اصطلاحات اخلاقی عرفانی است و عبارت است از متوسطان در سلوک و کسانی که از بندگان خاص خدایند و مدارجی از سیرالی الله را طی کرده اند و مقام ابرار، یکی از مقامات قرب به حق است و ابرار، جماعتی هستند که به صلاح بلاد و عباد مشغول و سعی ایشان بر تکمیل خلق می باشد.

مصادیق بر از منظر قرآن
1-
انجام دادن خوبی ها قرآن کریم در آیه 189 بقره می فرماید: نیکی آن نیست که از پشت خانه ها به درون روید، بلکه نیکی آن است که کسی تقوا پیشه کند و به خانه ها از درهایش درآید وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

همچنین در آیه 92 آل عمران : هرگز به نیکی دست نیابید، مگر آنکه از آنچه دوست دارید (و عزیز می شمارید) ببخشید لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ .
2-
صله رحم قرآن کریم در آیه 8 ممتحنه می فرماید: خداوند شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار نکرده اند و شما را از خانه و کاشانه تان آواره نکرده اند، نهی نمی کند لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ .
3- تصدیق قسم بقره 224 : و خداوند را دست آویز سوگندهای خود نسازید که از کار نیک و پرهیزگاری باز ایستید وَلاَ تَجْعَلُواْ اللّهَ عُرْضَةً لِّأَیْمَانِکُمْ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصْلِحُواْ بَیْنَ النَّاسِ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ .
4-
صفت خدا طور 28: ما پیش از این او را (به دعا) میخواندیم، اوست که نیکوکار مهربان است إِنَّا کُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِیمُ

5- صفت ملائکه عبس آیات 15 و16 : به دست نویسندگانی که گرامیان و نیکان هستند بِأَیْدِی سَفَرَةٍ کِرَامٍ بَرَرَةٍ .
6-
نعمت های بهشتی و ابرار قرآن کریم در انسان آیه 5 می فرماید: بی گمان نیکان از جامی که آمیزه آن از کافور است می نوشند إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا

همچنین در انفطار13 می فرماید: بی گمان نیکان در ناز و نعمت بهشتی اند إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ . و در مطففین18 می فرماید: چنین نیست، بی گمان کارنامه نیکان در علیین است کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ . بنابراین به همان صورت که وسعت در خوبی های ابرار در دنیا از نظر معنا لحاظ شده است. در آخرت نیز نعمت های فراگیر الهی در بهشت، مقابل کارهای خوب آنان در دنیا فراهم می شود.

مصادیق نیکو کاری : ایمان به خدا، به پیامبر(ص)، قرآن کریم و معاد، تقوا و تحمل سختی ها و مشکلات، عفو و گذشت، محبت و دوستی اهل بیت(ع)، خیرخواهی و اصلاح، اجتناب از فساد، فحشا و گناهان کبیره، استغفار در سحرگاهان، پرداخت زکات، پرداخت کالا و هدیه مناسب برای زن مطلقه، انفاق و بخشش در راه خدا، تأمین نیازمندان و محرومان، رفتار شایسته با پدر و مادر و... از مصادیق احسان و نیکوکاری است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است.

                                          آثار نیکوکاری در قرآن

احسان و نیکوکاری کارکردهای زیادی در عرصه های فردی، اجتماعی، فرهنگی، معنوی و... دارد. مؤمنان واقعی و انسان های صاحب خرد و اندیشه در هر عصر و نسلی، سعی و تلاش نموده اند خود را به صفت و ویژگی احسان و نیکوکاری، آراسته سازند.

نقش احسان و نیکوکاری در زندگی فردی و اجتماعی
احسان بر گرفته از حسن است که در دو معنای نعمت بخشیدن به دیگری، و احسان در کار و عمل، کاربرد دارد. کسی که علم نیکویی را بیاموزد یا عمل نیکی را انجام دهد، از جمله نیکوکاران به حساب می آید و بر این اساس است. سخن امیرمؤمنان(ع) که می فرماید: مردم به آنچه از کارهای شایسته و نیک می آموزند یا به آن عمل می کنند، نسبت داده می شوند

واژه احسان به معنای انجام دادن کار نیک، به طور عمده در آیاتی به کار رفته است که پس از بیان اموری، از عاملان آن را به عنوان محسن مورد ستایش قرار داده است؛ سوره بقره میخوانیم: و اذقلنا ادخلوا هذه القریه فکلوا منها حیث شئتم رغداً و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطه نغفر لکم خطیکم و سنزید المحسنین و ]به خاطر بیاورید[ زمانی را که گفتیم: در این شهر ]بیت المقدس[ وارد شوید! و از نعمت های فراوان آن، هر چه می خواهید بخورید و از در ]معبد بیت المقدس[ با خضوع و خشوع وارد گردید و بگویید: خداوندا! گناهان ما را بریز! تا خطاهای شما را ببخشیم و به نیکوکاران پاداش بیشتری خواهیم داد

و در جای دیگر می فرماید: الذین ینفقون فی السراء و الضراء و الکظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین؛ آنان که در توانگری و تنگدستی، انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند. و خدا نیکوکاران را دوست دارد. خداوند در این آیات، ضمن بیان مصادیق کارهای نیک، بندگان خود را به انجام آن، ترغیب و تشویق می نماید.

آثار نیکوکاری احسان و نیکوکاری و کمک به انسان های ضعیف و ناتوان،:
1) دوستی و صمیمیت هرگاه انسان های نیکوکار با ایثار و فداکاری خود به یاری انسانهای مظلوم و مستضعف شتافته و با کمک های مادی و عاطفی خود، زندگی آنان را تا حدودی سر و سامان داده، از حالت بحرانی نجات دهند، آنان نیز نه تنها احسان و نیکوکاری افراد خیر را فراموش نمی کنند؛ بلکه در ادامه زندگی، سعی خواهند نمود تا به نوعی جبران نموده و احسان و نیکوکاری دیگران را به بهترین شکل، پاسخ دهند.
خدای سبحان درباره روش های تأثیرگذار در امر تبلیغ می فرماید
 و لا تستوی الحسنه و لا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم فضلت34 هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن! ناگاه ]خواهی دید[ همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است

اگر برخورد نیک و شایسته در امر تبلیغ دین، در برابر دشمنان و مخالفان، دوستی و صمیمت را به دنبال دارد، احسان و نیکوکاری در امور مادی و عاطفی به طور قطع، دوستی و صمیمیت بیشتر و عمیق تری را به همراه خواهد داشت و این یک امر بدیهی و واقعیت انکارناپذیر است که در زندگی روزمره مشاهده می شود.
2) خیر و سعادت دنیوی از جمله آثار ارزشمند احسان و نیکوکاری، اجر و پاداشی است که در دنیا، نصیب انسان های خیر می شود. در واقع خدای سبحان به نوعی اعمال و رفتار خوب و شایسته نیکوکاران را در همین دنیا، مورد لطف و عنایت قرار داده و جبران می نماید 
خدای سبحان در مورد اجر و پاداش دنیوی احسان و نیکوکاری می فرماید:
فئاتهم الله ثواب الدنیا و حسن ثواب الاخره و الله یحب المحسنین7؛ خداوند پاداش این جهان، و پاداش نیک آن جهان را به آنها داد و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد. در آیه دیگری و قیل للذین اتقوا ماذا انزل ربکم قالوا خیرا للذین احسنوا فی هذه الدنیا حسنه و لدار الاخره خیر و لنعم دار المتقین8؛ و هنگامی که به پرهیزگاران گفته می شد: پروردگار شما چه نازل کرده است؟ می گفتند: خیر ]و سعادت[ برای کسانی که نیکی کردند در این دنیا نیکی است و سرای آخرت از آن هم بهتر است و چه خوب است سرای پرهیزکاران.
در کلامی که از حضرت موسی بن جعفر(ع): در بنی اسرائیل مرد صالحی بود که زن نیکوکاری داشت. آن مرد شبی خواب دید که شخصی به او می گوید: خداوند فلان مقدار عمر برای تو مقدر کرده است که نصف آن در رفاه و آسایش هستی و نصف دیگر در مضیقه و تنگدستی، هر کدام از دو نصف را می خواهی، اول انتخاب کن! مرد جواب داد: من زن خوبی دارم که شریک زندگی ام است، با او مشورت می کنم. بار دیگر نزد من بیا تا به تو خبر دهم کدام نصف را اول اختیار کرده ام

صبح جریان خوابش را با همسرش در میان گذاشت و از او مشورت خواست. همسرش در جواب گفت: اول نصف رفاه و آسایش را برگزین، شاید خداوند بر ما رحم کند و در نصف دیگر نیز نعمتش را از ما قطع نکند. شب دوم فرا رسید بار دیگر آن شخص به خوابش آمد، آن مرد در جواب گفت: من نصف اول عمر در رفاه و آسایش را انتخاب کردم.

بعد از آن رویا، دنیا از هر طرف به او رو آورد. چون نعمت های الهی، نزد او فراوان و آشکار شد، همسرش به او گفت: خویشان و همسایگان خود را و همچنین افراد محتاج را کمک کن! آن مرد به توصیه همسرش عمل نمود. نصف تعیین شده از عمر او در کمال رفاه و آسایش گذشت سپس از نصف هم گذشت و همچنان وضع مالی او خوب بود. برای سومین بار، همان شخص در عالم رویا نزد او آمده گفت: نیکی و احسان تو باعث شد خداوند به تو پاداش مرحمت فرماید و تا آخر عمر در نعمت و رفاه به سر خواهی برد. 9
3) تعدیل اقتصادی بخش قابل ملاحظه ای از جرم و جنایت، ناشی از فقر و تنگدستی است؛ چراکه فقر و تنگ دستی، به دین و ایمان انسان لطمه میزند، عقل را از کار انداخته، قدرت تشخیص درست را از او میگیرد و باعث کدورت و دشمنی میشود. امام علی(ع) خطاب به فرزندش میفرماید: ای فرزندم! من از تهی دستی بر تو هراسانم. از فقر به خدا پناه ببر؛ چرا که فقر، دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان میکند و عامل دشمنی است.(10)

احسان و نیکوکاری، اگر به صورت یک فرهنگ، جلوه نموده و در بین اقشار مختلف جامعه، توسعه و گسترش پیدا کند، به طور قطع، بخش عمده ای از مشکلات جامعه را که زایده فقر و محرومیت است، از بین برده و ریشه کن می سازد. آنچه از آموزه های دینی استفاده می شود، این است که بین احسان و نیکوکاری و نجات جامعه از فقر و فلاکت، رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛

4) آمرزش گناهان همه انسان ها به جز انبیا و اولیای الهی در زندگی خود دچار خطا و لغزش شده، گناهان کوچک و بزرگی را مرتکب می شوند. از جمله ابزاری که باعث می شود انسان آثار گناه و خطاهایش از بین برود و حتی آن را تبدیل به حسنات نماید، احسان و نیکوکاری در حق بندگان خدا و خدمت به مخلوقات الهی است. و اقم الصلوه طرفی النهار و زلفا من الیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذکرین16؛ در دو طرف روز و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات ] و آثار آنها را[ از بین می برد. این تذکری است برای کسانی که اهل ذکر هستند

در جای دیگری می فرماید: لهم ما یشاءون عند ربهم ذلک جزاء المحسنین، لیکفر الله عنهم اسوا الذی عملوا و یجزیهم اجرهم باحسن الذی کانوا یعملون17؛ آنچه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنان موجود است و این است جزای نیکوکاران تا خداوند بدترین اعمالی را که انجام داده اند، ]در سایه ایمان و صداقت آنها[ بیامرزد و آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، پاداش دهد.»

5) آرامش روحی یکی دیگر از آثار ارزشمند احسان و نیکوکاری، آرامش روحی است. من جاء بالحسنه فله خیر منها و هم من فزع یومئذ ءامنون19؛ کسانی که کار نیکی انجام دهند، پاداشی بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امان اند.» از آیات یاد شده به خوبی می توان نتیجه گرفت که احسان و نیکوکاری از جمله اعمالی است که آرامش روحی و روانی در دنیا و امنیت کامل در آخرت را به دنبال دارد. چه سعادتی بالاتر از آن است که انسان در دنیا اضطراب و دلهره را از خود دور سازد و از وحشت جانکاه قیامت نیز در امان باشد. 
6) محبوبیت نزد خداوند احسان و نیکوکاری، باعث محبوبیت انسان نزد خدای سبحان می شود. جدای از تعابیر دیگری که درباره انسان های نیکوکار در قرآن کریم وارد شده، جمله زیبای الله یحب المحسنین پنج بار در آیات قرآن کریم، تکرار شده است که بیانگر جایگاه و ارزش احسان و نیکوکاری در پیشگاه خداوند می باشد. موارد یاد شده، بخشی از آثار احسان و نیکوکاری است که در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده

7- رضایت خدا و پیغمبر(ص) پیامبر(ص) فرمود: هر که شاد کند دل مؤمنی را مرا شاد کرده و هر که مرا شاد کند خدا را شاد کرد و محبوبترین اعمال نزد خدا شاد کردن دل مؤمن است (بحارالانوار ج8 ص67)
8- رستگاری در آخرت قال علی(ع): طوبی لمن احسن الی العباد و تزود للمعاد (غررالحکم) خوشا به حال کسی که به بندگان خدا نیکی کند و برای روز قیامت توشه بردارد.
9- نجات از بلایا و رفع حوائج دنیایی قال الصادق(ع): «ایما مؤمن نفس عن مؤمن کربه نفس الله عنه سبعین کربه من کرب الدنیا و کرب یوم القیامه»(مستدرک الوسائل ج12 ص240) هر مؤمنی گره از کار مؤمنی بگشاید خداوند هفتاد مشکل از دنیا و آخرتش می گشاید. و قال(ع):... و من یسر علی مؤمن و هو معسر یسرالله له حوائج الدنیا و الآخره (مستدرک الوسائل ج12 ص240) و فرمود:... چنانچه مؤمنی در سختی و فشار زندگی باشد و شخصی به آسانی از او گره گشائی می کند خداوند سختیهای دنیا و آخرتش را آسان می گرداند.
10- طول عمر و سلامت قال الصادق(ع): البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار (کافی، ج2، ص100، ح8)
نیکوکاری و خوش اخلاقی، خانه ها را آباد و عمرها را طولانی می کند.
11- جلب محبت افراد قال علی ع: سبب المحبه الاحسان (غررالحکم) احسان و نیکوکاری سبب ایجاد محبت و دوستی در دل انسان هاست. بنا بر فرموده مولا(ع) باید یادآوری نمود که یکی از روش های مورد تأکید خدا و رسول و ائمه اطهار(ع) برای رسیدن اشخاص و جوامع به کمال تقویت روحیه نیکوکاری و احسان در افراد جامعه است. تا با آن نوع دوستی و برادری بواقع معنی و در عمل ایجاد شود.(غررالحکم)

چنانکه اهل بیت پیامبر(ص) خود بعنوان مصادیق کامل ابرار و نیکان، بدون هیچ چشم داشتی از بشر در این عرصه پیشتاز بودند و به تبع آنها مؤمنان واقعی و انسان های صاحب خرد و اندیشه نیز در هر عصر و نسلی، همواره سعی و تلاش داشتند تا خود را به این ویژگی بیارایند و مایه الگو و حرکت برای دیگران باشند.
12- ثواب و حسنه افزون و آمرزش گناه قال الصادق(ع): من مشی لامری مسلم فی حاجته فنصحه فیها کتب الله له بکل خطوه حسنه و محاعنه سیئه(مستدرک الوسائل ج8 ص840) هر مسلمانی که صادقانه و با خلوص برای رفع مشکلات و خواسته های مؤمن دیگر قدم قدم بردارد خداوند متعال برای هر قدم یک حسنه برایش ثبت و یک گناه از او پاک می سازد. قال امیرالمؤمنین علی(ع): «علیک بالاحسان فانه افضل زراعه و أربح بضاعه بر شما باد به احسان و نیکوکاری در حق دیگران که آن برترین و پرمنفعت ترین کشت و زرع و مال آخرت برای شما خواهد بود.

   چگونگی احسان برای بهره مندی از آثار ارزشمند احسان و نیکوکاری ، رعایت چند نکته لازم : 

1) رضای خداوند  جلب رضایت خداوند در هر کاری، فرع بر چند مساله ا ز جمله ایمان و اعتقاد به خدا، پیامبر (ص) و ائمه (ع) و رعایت احکام و قوانین الهی است. اگر انسان از لحاظ اعتقادی مشکل داشته باشد و یا در حوزه عمل و رعایت احکام و قوانین الهی و دینی مثل نماز، روزه و ... کوتاهی نموده، راه گناه و معصیت را در پیش گیرد، و یا از راه های نامشروع و غیر قانونی سود و سرمایه جمع آوری نماید و درآمد داشته باشد، احسان و نیکوکاری چنین انسان هایی مورد قبول و پذیرش حق تعالی قرار نخواهد گرفت

قل انفقوا طوعاً اوکرهاً لن یتقبل منکم انکم کنتم قوماً فاسقین، و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم کفروا بالله و برسوله و لا یاتون الصلاه الا و هم کسالی و لا ینفقون الا و هم کارهون 21؛ بگو: چه با رغبت و چه با بی میلی انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که شما گروهی فاسق هستید. و هیچ چیز مانع پذیرش انفاق های آنان نشد، جز این که به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و جز با ] حال[ کسالت نماز به جا نمی آورند و جز با کراهت انفاق نمی کنند.
امام صادق (ع) می فرماید: اگر مردم از راهی که خداوند به آنان فرمان داده است، کسب درآمد کنند و آنها را در راهی که خداوند از آن بازشان داشته است، انفاق کنند، آن را از ایشان نمی پذیرد و اگر از راهی که آنها را از آن نهی کرده است، درآمد به دست آورند و آن درآمد را در راهی که خداوند بدان فرمانشان داده است به مصرف رسانند باز هم از آنان نمی پذیرد، مگر این که از راه درست ]و حلال [ به دست آورند و در راه درست ]و حلال[ انفاق کنند.
2) پاکیزگی در احسان 
دومین اصل اشیا و اموال را که پاکیزه و دوست داشتنی است، انسان در راه خدا انفاق کند.
لن تنالوا البرحتی تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شیء فان الله به علیم23: هرگز به ]حقیقت[ نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید، ]در راه خدا[ انفاق کنید و آنچه انفاق می کنید، خداوند از آن باخبر است. امام صادق (ع) : مردم زمانی که اسلام آوردند، درآمدهایی از ربا و اموال حرام در اختیار داشتند و افراد به سراغ این درآمدها در بین دارایی های خود می رفتند و آنها را صدقه می دادند، اما خداوند آنان را از این کار نهی فرمود. صدقه دادن جز از درآمد پاک و حلال درست نیست. 
در حقیقت، آیه به این نکته لطیف اشاره می کند که انفاق در راه خدا، یک طرفش مومنان نیازمندند و طرف دیگرش خدا است و با این حال اگر اموال پست و بی ارزش انتخاب شود، از یک سو تحقیری است نسبت به نیازمندان که ممکن است علی رغم تهیدستی مقام بلندی از نظر ایمان و انسانیت داشته باشند و روحشان آزرده شود و از سوی دیگر بی ادبی نسبت به مقام پروردگار است.

3) احسان بدون منت احسان و نیکوکاری اگر با آزار و اذیت و منت گذاری همراه باشد، هیچ سودی به حال انسان نخواهد داشت. یایها الذین ءامنوا لا تبطلوا صدقتکم بالمن و الاذی کالذی ینفق ماله رئاء الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلداً لا یقدرون علی شیء مما کسبوا و الله لایهدی القوم الکفرین 29؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می کند و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی آورد. ]کار او[ همچون قطعه سنگی است که بر آن، ]قشر نازکی از[ خاک باشد ]و بذرهایی در آن افشانده شود[ و رگبار باران به آن برسد ]و همه خاک ها و بذرها را بشوید[ و آن را صاف ]وخالی از خاک و بذر[ رها کند. آنها از کاری که انجام داده اند، چیزی به دست نمی آورند و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی کند.

از امام صادق (ع) روایت شده است که هر کس به مومنی احسان کند، پس از آن او را با سخن ناهنجار خود برنجاند و یا بر او منت گذارد، صدقه خود را باطل کرده است.  از مجموع مطالبی که بیان شد، اهمیت و جایگاه احسان و نیکوکاری و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی و دنیا و آخرت انسان ها روشن می شود؛ چرا که احسان و نیکوکاری باعث تعدیل ثروت در جامعه شده و نظام طبقاتی را از بین می برد، دوستی و صمیمیت را بین افراد جامعه، ایجاد نموده و آمرزش گناهان انسان را سبب شده و در نتیجه سعادت و عاقبت به خیری انسان های نیکوکار در دنیا و آخرت را تضمین می نماید و باعث محبوبیت او در پیشگاه خداوند می شود. آثار یاد شده در صورتی نصیب انسان خواهد شد که رسیدگی و کمک به انسان های نیازمند برای رضای خداوند باشد و از ریا و خودنمایی و آزار و اذیت و منت گذاری جداً پرهیز شود.
 7- آل عمران148    8- نحل30    9- بحارالانوار ج93 ص162    10 - نهج البلاغه ح 319    11- بقره195     16- هود114     17- زمر34و 35     18- بقره274     19- نمل89     20- بقره195، آل عمران134و 148، مائده13و 93      21- توبه53و 54     23- آل عمران92    29- بقره264

رابطه حسنات و سیئات

آیا حسنات و سیئات انسان ها در یکدیگر تأثیر متقابل دارد و همدیگر را باطل می کند؟ البته این معنا از نظر قرآن مسلم است که چه بسا کردار شایسته انسان اثر سیئات او را از بین میبرد: ان الحسنات یذهبن السیئات (هود114)

اولا، از ظاهر آیه و اخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحاً و اخر سیئاً عسی الله ان یتوب علیهم ان الله غفور رحیم (توبه102) و دسته ای دیگر به گناهان خویش اعتراف کرده کرداری شایسته را با اعمالی ناشایست به هم درآمیخته اند و امید است خدا از ایشان در گذرد که خدا آمرزندأ مهربان است برمی آید که اعمال انسان چه حسنات و چه سیئات همه باقی خواهد ماند و تنها به وسیله توبه و بازگشت وی، خداوند گناهان و سیئات او را از بین می برد

ثانیاً، خداوند سبحان در مسئله تأثیر اعمال همان روشی را دارد که سایر خردمندان در جامعه انسانی خود دارند و آن روش «مجازات» است، فرهیختگان کارهای نیک را جدا پاداش می دهند و کارهای زشت را جدا کیفر می بخشند، مگر در برخی گناهان که باعث قطع ریشه ای رابطه میان عبد و مولاست، که در این صورت تعبیر به حبط و احباط می کنند. در قرآن مجید آیات فراوان بر این روش دلالت دارد.

تبدیل سیئات به حسنات امام صادق(ع) در روایتی فرمود: جمعی از اهالی یمن نزد رسول خدا آمدند و درمیان ایشان مردی بود که از همه بیشتر با رسول خدا(ص) محاجه (چون و چرا) می کرد و به درشتی سخن می گفت، به حدی که آثار خشم و غضب در چهره آن حضرت ظاهر می شد. جبرئیل فرود آمد و گفت: یا رسول الله! پروردگارت به تو سلام می رساند و می گوید: این مرد سخاوتمند است و اطعام طعام می کند

در این هنگام غضب از چهره آن حضرت رفت و فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد که تو دارای صفت سخاوتی. آن مرد گفت: مگر پروردگار تو سخاوت را دوست دارد؟ حضرت فرمود: بلی، گفت: اشهدان لااله الا الله و انک رسول الله، قسم به آن کس که تو را مبعوث کرده، احدی را از مال خودم محروم نکردم. (کافی ج4 ص 39) آری سخاوت او بدترین سیئه را که بی ادبی به رسول خدا است به بهترین حسنات که رضایت خدا و رسول اوست مبدل کرد

و او را از کفر و شرک درآورد و بر سبیل هدایت اسلام و ایمان رهنمون کرد. با آنکه سامری قوم موسی را گمراه کرد و آنها را به گوساله پرستی آلوده نمود، و با خدا و فرستاده خدا در افتاد، چون موسی بن عمران کمر به کشتن او بست، خداوند به او وحی کرد: سامری را نکش زیرا دارای صفت سخاوت است (تفسیر القمی ج2 ص63)

عکس العمل نیکی و ستم قال النبی(ص): ان اسرع الخیر ثوابا البر و ان اسرع الشر عقابا البغی پاداش نیکوکاری زودتر از هر کار خوب دیگری می رسد و کیفر ستم و تجاوز، زودتر از هرکار بد دیگری گریبان می گیرد خصال ص110، ح81

                          جایگاه نیکوکاری و آثار آن در فرهنگ اسلامی

احسان و نیکوکاری به جهت برانگیختن احساسات انسانی و لذات روحانی و رضای ربانی امریست شایسته و ارزشی که فطرت انسانها نیز با آن عجین و نسبت به آن تحسین کننده است. ولذا بررسی مفهوم احسان در کاربردهای متعدد آن، تصویر ارزش و جایگاه آنرا در نظام فکری و ارزشی اسلام به خوبی تبیین میسازد که چرا و چگونه این همه مورد اقبال اسلام و فرهنگ اسلامی قرار گرفته است .

- نیکوکاران واقعی چه کسانی اند؟ یکی از فضایل بزرگ انسانی، نیکوکاریست. نیکوکاران انسانهای مؤمن، دانا و شریفی هستند که توانستند موفق شوند بر موانع نفسانی از جمله حرص و بخل و کبر فائق آیند و با ایثار و از خودگذشتگی بستر همگرایی را در جامعه فراهم سازند. بی گمان احسان و نیکوکاری ویژه انسانهایی است که در مسیر هدایت قرار گرفته و کمال را از جانب خداوند می جویند. آیات بسیاری از قرآن، ایمان و عبودیت انسان را به عنوان عامل اصلی نیکوکاری و احسان در انسانها و از طرفی جزو تکالیف یک فرد مسلمان در قبال نوع بشر برشمرده تا در راه رفع حاجاتش بکوشد که از آن جمله می توان به آیات 83 و 85 مائده و آیات 80 تا 122 صافات اشاره کرد

در این باره روایت معروفی را با هم مرور می کنیم که: و لذا مولا علی(ع) از آن بعنوان راس ایمان یاد می کند و می فرماید: راس الایمان الاحسان الی الناس(6) و نیز آن را یکی از اوصاف متقین می شمرد و می فرماید: خاص علی کل حسن(7) یعنی مؤمن بسوی هرکار خیر و نیکی شائق و شتابان است. و همچنین رسول مکرم اسلام(ص) دستگیری و یاری نسبت به دیگران و رفع حاجات مؤمنین را بعنوان شرط ایمان به خدا معرفی می کند و می فرماید: ما آمن بالله و لا بمحمد و لابعلی من .....  حتی یقتضی له(8) ایمان نیاورده به خدا و محمد و علی(ع) کسی که برادر مؤمنش از او کمک بخواهد و در توانش باشد اما با لبخند از او استقبال و اجابت نکند و یا اگر از عهده اش خارج است از طریق دیگران رفعش ننماید.

بی گمان احسان و نیکوکاری خصلت انسان های مؤمنی است که در مسیر هدایت قرار گرفته و کمال را از ناحیه خداوند می جوید. مولا علی(ع) فرمود: البر ما سکنت الیه نفسک و اطمان الیه قلبک (9) نیکوکاری آن است که نفست با انجام آن آرام گیرد و قلبت بدان اطمینان یابد. بنابراین شرط دستیابی به توفیق خدمت به خلق و نیکوکاری درحق انسان ها ایمان واقعی و دوری از خصلت های ناپسند همچون خود برتربینی است. که به حکم قرآن مانع اصلی نیکوکاری بشر محسوب می شود (10) و

- نیکوکاری یک ضرورت و قانون حیات اجتماعی

اجتماع گرایی جز و طبیعت بشر است که مستلزماتی را هم دربرمی گیرد در بیان ارزش و اعتبار و اهمیت احسان و نیکوکاری از نظر اجتماعی همین بس که پایه های استوار خانواده ها به عنوان بنیادی ترین حوزه اجتماعی بر آن بنا نهاده شده اجتماع هم برای استقرار و استحکام خود به احسان و نیکوکاری وابسته و نیازمند است. چنانکه مولی علی(ع) آن را میزان ارزشگذاری فرد می داند و می فرماید: قدر کل امری ما یحسنه(11) منزلت هر شخص باندازه کارهای خیریست که انجام می دهد

بنابراین اجتماع بدون ایجاد عناصر و مؤلفه های همگرایی، نوع دوستی، کمک و تعاون، گذشت و عفو، رعایت قوانین و محافظت بر آن نه پدیدار می شود و نه پایدار می ماند و لذا اگر بیشتر مردم از این خصوصیات بهره مند و برخوردار نباشند، احسان بصورت یک مفهوم بنیادین و پر دامنه ای در بعد اخلاق اسلامی بکار رفته که به جای خود در بعد حقوقی هم اجمالا جای بحث و بررسی دارد.

اهمیت این موضوع یعنی همان احسان و نیکوکاری چندانست که مولی علی(ع) آنرا از برای مردم عادی جامعه در کنار تکلیف عدالت پروری حاکمان در جامعه تعریف و مورد تاکید قرار می دهد و می فرماید: علیکم بالاحسان الی العباد و العدل فی البلاد(13) بر شما باد احسان کردن به بندگان و دادگستری در بلاد.
پی نوشت ها: 1- لقمان، آیات3تا5 2- نساء آیه512 3- مائده آیه83و 85 4- بقره آیه623 5- بحارالانوار ج7 ص37 6- بحارالانوار ج8 ص67 7- نهج البلاغه خطبه همام 8- حارج72 ص217 9- غررالحکم 01- نساء آیه36 11- غررالحکم 21- اسراء آیه7 31- غررالحکم

اهمیت و جایگاه احسان در روابط اجتماعی و رابطه آن با عدالت احسان، گامی فراتر از عدالت

جایگاه محسنان نیز در میان انسان های خوب دیگر، بسیار فراتر است و آنان بر فرازی قرار گرفته اند که می توان تمام نیکوکاری را در آنان دید. خداوند هرچند نظام آفرینش را بر محور عدالت آفریده و سنت الهی و قانون خداوندی، عدالت است؛ ولی باید توجه داشت که روابط انسانی، فراتر از این دایره تعریف شده و عدالت در حقیقت کف این روابط و سقف و سطح عالی آن، احسان و نیکی است.
احسان، از خود گذشتن
انسان دارای دو اصل اصیل عقل و قلب است و هریک مقتضیاتی دارد. پس نمی توان ماهیت روابط انسانی را براساس یک اصل قرار داد، بلکه با توجه به اینکه انسان می بایست تعادل را میان این دو برقرار کند، باید به هر دو آنها توجه کند؛ چرا که شخصیت متعادل، کسی است که بتواند تعادل را در میان آن دو برقرار کند. انسان متعادل، کسی است که تعادل را میان عقل و قلب خویش برقرار کند و نخستین گام جامعه و هسته آن در زن و شوهر، زمانی شکل می گیرد که این تعادل در میان زن و مرد به عنوان نمادهای قلب و عقل ایجاد شود، دانسته می شود که چرا نمی توان زندگی را تنها بر مدار عدالت بنیاد گذاشت و روابط انسانی را تنها در این چارچوب شکل داد؛ زیرا عدالت،نماد عقل، و احسان، نماد قلب است و می بایست جامعه را به گونه ای مدیریت و سامان داد که عقل و قلب یعنی عدالت و احسان درکنار هم باشند.

اهمیت عدالت و ارتباط آن با احسان
درحقیقت، احسان همان عدالت را در جهت درست استحکام می بخشد همان گونه که عدالت به احسان جهت درست را مشخص می سازد؛ زیرا اگر عقل و عدالت نباشد، ممکن است عواطف و احساسات به کژی رود و این عدالت است که راه درست را مشخص می کند تا احسان در چارچوب آن شکل گیرد. احسان در روابط انسانی برمدار قلب و احساسات و عواطف، می کوشد تا یک گام فراتر از عدالت بردارد و این اجتماع انسانی را با آب لطیف محبت و عواطف، مستحکم تر کرده و بیش از پیش در هم آمیزد. به عنوان نمونه اگر ایثار به عنوان احسان معرفی شده، از آن روست که در چارچوب عدالت پایه، مورد تأیید عقل قرار گرفته و آن را حسن یافته است.

احسان اخلاقی و رفتاری
احسان در دو شکل، بروز و ظهور می کند: یکی در حوزه اخلاق و منش فردی و شخصی و دیگری در حوزه اخلاق و کنش اجتماعی. خداوند نماز (هود114 و 115؛ لقمان3 و 4)، صبر و شکیبایی (یوسف90 نحل،127 و 128)، مودت نسبت به اهل بیت(ع) و محبت به آنان (شوری23)، تهجد شبانه و شب زنده داری (ذاریات16 و 17)، دعا و نیایش (مائده83 تا 85؛ اعراف56) و استغفار در سحرگاهان (ذاریات16 تا 18) را که از اعمال شخصی و فردی است، می توان به فرو خوردن خشم و کظم الغیظ اشاره کرد. که مدیریت خشم یعنی ترک خشم به عنوان یک احسان معرفی شده است. (آل عمران134)
در همین رابطه از نظر خداوند تقوا که به معنای پرهیزگاری و انجام ندادن برخی از کارها و ترک زشتی ها و بدی هاست، به عنوان احسان معرفی می شود (یوسف90؛ زمر33 و 34؛ ذاریات 15 و 16؛ مرسلات41 و 44)

چرا که افراد متقی در چارچوب عدالت پایه، از هرگونه زشتی و پلیدی که عقل و شرع آن را زشت شمرده پرهیز می کنند، پس کسی که تقوای کامل دارد و از ترک اولی ها نیز دوری و پرهیز می کند و بهترین حالت را در رفتار شخصی و اجتماعی در پیش می گیرد، گام در مرتبه احسان از عدالت گذاشته است. همچنین ترک گناهان کبیره (نجم31 و 32)، اجتناب از فحشاء (همان) و اجتناب از افساد (اعراف56) نیز از مصادیق احسان دانسته شده؛ چرا که این گونه ترک ها در چارچوب عدالت پایه بلکه فراتر از آن قرار می گیرد.

اما از جهت فعلی، خداوند اعمالی که عقل و شرع آن را صالح شناخته را به عنوان عملی احسانی مطرح می کند. (کهف30) از جمله این اعمال می توان به قربانی در راه خدا (حج، 36 و 37)، عمل به وظیفه و امتثال اوامر الهی (صافات102 تا 105)، عفو و گذشت از لغزش های مردم (آل عمران134؛ مائده13)، سازگاری و مصالحه در مسائل خانوادگی (نساء128)، رعایت حال افراد کهن سال (یوسف، آیه 78)، تبلیغ دین اسلام و دعوت دیگران به خداپرستی و یکتاپرستی (صافات 125- 127 و 131)، خیرخواهی برای خدا و رسول و کمک به مردم (توبه91)

جهاد در راه خدا و تحمل سختی های آن (توبه120؛ عنکبوت69)، تواضع دانشمندان و راهبان مسیحی در برابر حق (مائده82 و 85)، تأمین محرومان و نیازمندان و قراردادن حقی در اموال خود برای آنان (ذاریات16 و 19)، پرداخت کالا و هدیه مناسب به زنان مطلقه (بقره236)، پرداخت زکات و حقوق مالی به مستحقان آن (لقمان3و 4)، انفاق در راه خدا در حال توانگری و تنگ دستی و نیز انفاق به خویشاوندان و ذوی القربی (آل عمران134؛ نحل90) و امیدواری به خداوند و قرارگرفتن در صف صالحان (مائده84 و 85) اشاره کرد. از این مصادیقی که خداوند در قرآن بیان کرده می توان دریافت که احسان، مقام بزرگی برای انسانیت است و انسان هر چند که با عدالت می تواند مقاماتی را به دست آورد؛ ولی باید دانست که انسانیت انسان به احسان است که اوج می گیرد.
به هر حال، روابط انسانی می بایست در فرازی برتر از عدالت شکل گیرد و احسان، آن را مدیریت کند. این همان چیزی است که اسلام به آن توجه داده و خداوند خود از مقام احسان به انسان می نگرد و بخشش می کند و از انسان می خواهد به عنوان متخلق به صفات حسنای الهی این گونه اهل احسان باشد. باشد در مسیر خلافت الهی نه تنها در حق خود بلکه حتی دیگر آفریده ها از مقام احسان رفتار کنیم و به عدالت پایه بسنده نکنیم.

                               سهیم شدن در کار نیک و بد دیگران

رُوِیَ عَنِ الباقِرِ عَلَیه ِالسَّلامُ قالَ: مَن عَلَّمَ بابَ هُدیً فَلَهُ مِثلُ اَجرِ مَن عَمِلَ بِهِ وَ لا یُنقَصُ اُولئِکَ مِن اُجُورِهِم شَیئاً وَ مَن عَلَّمَ بابَ ضَلالٍ کانَ عَلَیهِ مِثلُ اَوزارِ مَن عَمِلَ بِهِ وَلا یُنقَصُ اُولئِکَ مَن اَوزارِهِم شَیئاً[اصول کافی، ج1، ص35]  امام باقر (ع) فرمودند: اگر کسی به شخص و یا اشخاصی عمل نیکی یاد بدهد و یا اینکه او را به کار نیکی راهنمایی بکند و آن شخص یا اشخاص، به آن عمل نیک عمل کنند، شخص یاد دهنده، تمام پاداش عمل کنندگان به آن عمل نیک را می­‌برد، بدون اینکه ذرّه‌­ای از پاداش آن اشخاص نزد خداوند کم گردد، و هرکس کار زشت و گمراهی را به کسی یا اشخاصی یاد بدهد و یا آنان را به عمل زشتی دعوت و یا راهنمایی کند، تمام گناه عمل کنندگان به آن کار زشت در نامۀ عمل او هم نوشته میشود. بدون آنکه ذرّه­‌ای از گناه عاملان به آن کار زشت کاسته گردد.
 با راهنمایی و یا یاد دادن کار نیک به دیگران و با انجام آن کار نیک، یک دری از هدایت خیر و سعادت به سوی انسان باز می‌­شود. این تعلیم و یاد دادن، می‌­تواند زبانی، عملی و یا نوشتنی باشد و یا ممکن است تسلسلی باشد، یعنی این کار نیک را که به دیگری یاد داده است، او هم به دیگری یاد بدهد و همین کار ادامه پیدا کند تا روز قیامت؛ بدون اینکه عمل خیری انجام دهد، پاداش عمل کننده‌­ها برای او نوشته می­شود

برعکس، اگر انسان به دیگری یک راه گمراه، زشت، گناه، شیطنت، خدعه و نیرنگ را یاد بدهد، با انجام آن عمل زشت، دری از ضلالت به سوی او باز می­‌گردد. حتی ممکن است عمل زشتی را آن شخص انجام ندهد ولی دیگران را به آن عمل راهنمایی کند. در روایت داریم: "الدّالُ عَلَی الخَیرِ کَفاعِلِه [من لا یحضره الفقیه، ج4، ص380] " و الدّالُ علی الشَّرِکَفَاعِلِه. ثواب و اجر راهنمایی کننده به خیر و نیکی همانند عمل کننده به آن است و گناه راهنمایی کننده به کار زشت و شر، به اندازه انجام دهندۀ آن کار زشت است.
راهنمایی و تعلیم انسان­ها به کار نیک -که پرسودترین تجارت دنیوی و اخروی است- کار انبیاء و اولیاء علیهم السلام است. برای همین هم تربیت فرزند، بستگان، دوستان، جامعه و... بسیار مهم است. انسان باید بداند که بی­‌توجهی به این امر مهم و به انحراف کشیده شدن نزدیکانش، گناه یا مغفرتش تا روز قیامت برای پدر، مادر، مربّی و... نوشته می‌شود
  * شیخ مجتبی تهرانی

احباط؛ زدن سنگ بر شیشه نیکوکاری

نیکوکاری امری پسندیده و ارزشی است؛ اما زمانی نیکوکاری معنای واقعی پیدا می‌کند که بی‌مزد و منت باشد. برخی‌ها مانند گاو نه من شیرده هستند که در آخر کار با یک لگدپرانی همه کارهای نیک خود را از میان می‌برند.احباط به معنای هدر دادن عمل نیک و صالح است. این فاسد کردن و هدر کردن یا با نیت و انگیزه باطل و پلید است، یعنی شخص حسن فاعلی ندارد، یا آن که پس از انجام عمل نیک و صالح، با اذیت و آزار و منت و مانند آن، آن را بی‌ارزش و تباه می‌سازد.
یکی بر سر شاخ بن میبرید
فطرت انسانی، هم خوب و بد را می‌شناسد و هم به خوب گرایش دارد و از بد بیزار است. (شمس7 تا 10) و طبیعی است که کسانی را که کارهای خوبی انجام می‌دهند می‌ستاید و برای آنان ارزش و احترام خاصی قائل است، حتی اگر خود نتواند مانند دیگری کارهای نیک و خوب انجام دهد ولی در دل کار نیک را می‌ستاید و نیکوکار را دوست می‌دارد. البته توده‌های مردم تنها به خود کار نیک توجه دارند و به نیت و انگیزه نیکوکار توجه و اهتمامی پیدا نمی‌کنند زیرا نیت و انگیزه، امری باطنی است و نمی‌توان به سادگی از آن آگاه شد. اما اسلام در تحقق واقعی نیکوکاری نه تنها به حسن فعل و نیکو بودن کار توجه دارد، بلکه به حسن فاعل و انگیزه‌ها و نیات نیکوکار نیز اهتمام می‌ورزد

از این رو در آیات قرآنی همواره قبولی عمل صالح با شرایط و عناوینی همراه است که بیانگر اهتمام به نیات و انگیزه‌هاست. خداوند بصراحت در آیه 27 مائده می‌فرماید:انما یتقبل الله من المتقین؛ خداوند تنها از متقین و پرهیزگاران می‌پذیرد.یا در آیه 10 فاطر از ارتباط تنگاتنگ ایمان و عمل صالح سخن به میان می‌آورد که بیانگر ارتباط حسن فاعلی با حسن فعلی است. در بسیاری از آیات قرآنی ایمان و عمل صالح با هم به عنوان عامل رستگاری معرفی شده است؛ چرا که ایمان به معنای اخلاص در عمل صالح است؛ به این معنا که شخص تنها برای رضای خداوند و خشنودی اوست که کارهای نیک را انجام می‌دهد و هیچ قصد و نیت دیگری را در آن دخالت نمی‌دهد.خداوند در آیه 9 انسان (دهر) به اخلاص در نیت و انگیزه توجه داده و آن را موجب ارزش عمل صالحی چون اطعام دیگران معرفی می‌کند.
بنابراین، برخلاف رویه توده‌های مردم که تنها به حسن فعل توجه می‌کنند و به انگیزه‌ها و نیات توجهی ندارند، خداوند بر ترکیب حسن فعلی با حسن فاعلی تاکید دارد و آن را ارزشی می‌داند. البته باید گفت که توده‌های مردم هر گاه از قبح فاعلی آگاه شوند، نسبت به حسن فعل نیز همین گونه رفتار می‌کنند؛ زیرا اگر به نیات و انگیزه‌ها توجهی نمی‌کنند، از آن روست که اصل در رفتار دیگران را حسن فاعلی دانسته و اصالت صحت را در اعمال و رفتار دیگران پیاده می‌کنند.

پس وقتی از کسی کار نیکی می‌بینند آن را به طبیعت و نیت خوب و نیک شخص حمل کرده و می‌گویند که طینت پاک و خوب اوست که وی را به انجام این کار نیک کشانده است. اما وقتی به هر طریق این باطن آشکار شود و نیات باطنی و نهان از طریق حتی نشانه‌ها هویدا شود، نسبت به کسی که حسن فاعلی ندارد، بیزاری می‌جویند و کار نیک او را نمی‌پذیرند و آن را از مصادیق«طمع گرگ» می‌دانند. به این معنا که از نظر مردم این سلام و نیکوکاری تنها به طمع نزدیکی و سوءاستفاده از دیگران است و شخص در حقیقت هیچ بهره‌ای از نیکوکاری نبرده است و همانند گرگ دارای نیات پلید و زشتی است.
از نظر قرآن، گاه اعمال صالح با حسن فاعلی و نیت خوب همراه است، اما پس از مدتی شخص کاری می‌کند که آن عمل نیک و صالح تباه و فاسد می‌شود.چنین رفتاری از نظر اسلام همان «احباط» است. احباط از ماده «حبط» و در اصل به معنای فاسد کردن و هدر دادن است. (المصباح المنیر، ذیل واژه حبط)

شخص پس از این که کاری نیک را با نیت خیرخواهانه و انگیزه‌ای خوب انجام می‌دهد، آن را با کارهای بدی چون منت‌گذاری، اذیت و آزار و مانند آن تباه می‌کند و از میان می‌برد. البته برخی‌ها اصطلاح قرآنی احباط را در معنای دیگر گرفته و گفته‌اند که: احباط در اصطلاح، انجام عمل به گونه‌ای است که برخلاف وجه استحقاق ثواب باشد. به این معنا که احباط درباره اعمالی است که حسن فعل همراه با حسن فاعل نیست.
پس اگر شخصی بر اثر اعمال نیک مستحق ثواب شده و لکن ثواب اعمال او بر اثر اعمال ناپسند دیگری چون منت و اذیت و آزار از بین برود، این دیگر از مصادیق احباط نیست، زیرا چنین تفسیری از احباط با دلائل قرآنی آن ناسازگار است. (مجمع البیان، ج2-1، ص552، التبیان، ج2، ص 208) البته می‌توان وجه جمعی برای هر دو تعریف به دست داد. به این معنا که طوری احباط را معنا کرد که شامل اعمال صالح با نیت بد و نیز اعمال صالح با نیت خوب باشد که پس از آن با اعمال زشت تباه‌کننده همراه باشد. پس می‌توان گفت که واژه احباط هر چند که به معنای افساد و هدر دادن کار نیک است و این به ظاهر معنای افساد پس از عمل است

ولی در اصطلاح قرآنی احباط اختصاص به فاسد کردن و هدر دادن پس از کار نیک با نیت نیک ندارد، بلکه اگر همزمان با کار نیک، نیت بد داشته باشد آن نیز عمل باطلی است که احباط بر آن صدق می‌کند، زیرا تفاوتی میان هدر دادن همزمان یا پس از انجام عمل نیک نیست و هر دو شخص در حقیقت از کشت خود چیزی چز باد را درو نمی‌کنند.
پس می‌توان گفت کسانی که گرفتار احباط می‌شوند مانند کسی است که بر شاخه‌ای نشسته و بن آن را می‌برد که موجب سقوط خودش می‌شود. شخص به جای اینکه شاخه‌های مزاحم را بزند و کار نیکی برای خود و دیگران انجام دهد، با نیت بد یا منت‌گذاری پس از کار و اذیت و آزارش، بن شاخه را می‌برد. او نه تنها سودی نمی‌برد بلکه زمینه سقوط روحی و معنوی خود را در جامعه رقم می‌زند و از چشم مردم می‌افتد. در آموزه‌های قرآنی برای بیان این معنا و مفهوم اصطلاحی، واژگانی غیر از حبط، احباط(مائده5، زمر65، محمد28)، چون واژه ابطال (بقره264)، اضلال اعمال (محمد1)، هباء منثور1 (فرقان23) و مانند آن به کار گرفته شده است.
عوامل احباط کارهای نیک
چنانکه گفته شد از نظر خداوند کار نیک زمانی معنا پیدا می‌کند که با نیت خوب همراه باشد. از این‌رو در شرایط قبولی اعمال صالح، ایمان، نیت اخلاص و مانند آن شرط شده است. پس تنها اعمالی از نظر خداوند پذیرفته و مقبول است که حسن فعلی آن همراه با حسن فاعلی باشد. لذا اگر عملی قبح فعلی و قبح فاعلی یا فقط قبح فعلی یا فقط قبح فاعلی داشته باشد. پذیرفته نیست. به این معنا که از چهار حالت تنها یک حالت آن مقبول خداوند است؛ البته مردم نیز این گونه هستند؛ ولی از آنجایی که دسترسی به باطن و قلب مردمان ندارند، به همان حسن فعلی بسنده می‌کنند؛ اما هرگاه به هر طریق و روشی نسبت به نیات و انگیزه‌ها آگاه شوند و مثلا بدانند که نیت بدی از انجام کار خوب و نیک دارد، با او همان معامله‌ای را می‌کنند که خداوند می‌کند.
از آنجایی که خداوند به نیات و انگیزه‌های مردمان در باطن آنان آگاه است، در زمان ارزش‌گذاری نسبت به اعمال، به حسن‌فعل و حسن فاعل توجه و اهتمام دارد و تنها این موارد را می‌پذیرد که حسن فعل همراه با حسن فاعل باشد. پس کارهای نیک و خوب، کافران و منافقان و مشرکان را نمی‌پذیرد؛ زیرا در اعمال نیک آنان، حسن فاعلی نیست؛ زیرا هر کار نیکی را انجام می‌دهند برای غیر خداست؛ درحالی که خداوند تنها اعمال کسی را می‌پذیرد که اعتقاد و باور به خدا داشته و به طور طبیعی تقوای عقلانی و شرعی را در زندگی مراعات کرده باشد. (مائده27)
خداوند در آیات بسیاری به صراحت کفر را عامل احباط اعمال صالح در دنیا و آخرت معرفی می‌کند. (بقره217 و 264؛ مائده5؛ توبه17؛ کهف105) همچنین از نظر قرآن شرک به خداوند عاملی دیگر در حبط عمل است. (انعام88؛ توبه17؛ زمر65) نفاق نیز عامل حبط اعمال صالح است. (توبه68و 69)
این عوامل خود گویای آن است که از این افراد کار نیک هرگز با نیت نیک و خوب همراه نیست؛ زیرا کفر و شرک و نفاق، موجب می‌شود که شخص، با اخلاص دراین کارها وارد نشود و همواره خواسته و اهداف و نیات دیگری دارد که می‌تواند کسب اعتبار در میان مردم، ایجاد سرمایه اجتماعی برای بهره‌برداری از آن و محبت و مانند آن باشد تا بتواند زندگی مادی و دنیوی خود را بهتر کند؛ زیرا هیچ اعتقادی به آخرت و خدا ندارد تا نیت خود را براساس آن سامان دهد.
از دیگر عوامل احباط عمل می‌توان به اموری چون بی‌ادبی به پیامبر(ص) که موجب حبط عمل مومن می‌شود(حجرات2)، ناخشنودی از رضوان‌الهی(محمد28)، گناه (همان)، ترک عمدی عمل به احکام الهی، علی‌رغم اقرار به حقانیت آنها (مائده5)، عصیان از اوامر خدا و پیامبر (محمد33)، ریا و خودنمایی (بقره264)، قبول سرپرستی اهل کتاب توسط مسلمان (مائده53)، دنیاطلبی (هود15 و 16)، دشمنی با پیامبر (محمد32)، جهاد گریزی(محمد، 31 و 33)، انکار قیامت و معاد (اعراف147؛ کهف105)، اغواگری و گمراه کردن مردم از راه خدا (محمد، 1 و 31) و ارتداد از اسلام با کفر و شرایع پیشین (بقره217؛ مائده، 5؛ محمد25 و 28) اشاره کرد.
البته مسلمانان و مومنان با رفتارهای نادرست خود پس از انجام کارهای نیک با نیت خوب یعنی داشتن حسن فعلی و حسن فاعلی، موجبات حبط اعمال خود را فراهم می‌آورند.از جمله کسانی که کارهای خوب و نیک خود را با منت‌گذاری و یا اذیت و آزار تباه می‌کنند (بقره264) و به سادگی و آسانی هر آنچه را کشته بودند به آتش منت و اذیت می‌سوزانند و خرمن دسترنج خود را به آتش می‌کشند.
آثار احباط
احباط در حقیقت همانند آن است که انسانی بوستان و گلستان را به زحمت و مشقت بسیار بسازد و آباد گرداند و یا خرمنی از گندم را گرد آورد ولی ناگهان به جرقه‌ای از منت و اذیت و نیت پلید، بسوزاند. چنین شخصی در حقیقت همه زندگی‌اش را تباه ساخته و سرمایه‌های وجودی و فرصت‌های تکرار نشدنی عمرش را به باد داده است.
چنین کسی هنگامی که در قیامت در پیشگاه الهی برای محاسبه حاضر می‌شود، دست خالی است و هیچ چیزی ندارد تا بر ترازو نهد. خداوند در آیاتی از جمله آیات5 و53 سوره مائده و آیه69 سوره توبه و 65 سوره زمر می‌فرماید که این‌گونه افراد، زیانکارانی هستند که نه‌تنها سودی نبرده بلکه سرمایه‌های خود را تباه کرده‌اند.این‌گونه است که در قیامت بی‌ارزش و بی‌وزن خواهند بود. (کهف، آیه105)
اصولا کسانی که نیت پلید در کارهای نیک دارند یا نیت خوب و کار نیک خود را با منت و اذیت، پلید و زشت می‌گردانند، در چشم مردم اعتبار و ارزشی ندارند؛ زیرا مردم پیش از آنکه به کار نیک توجه داشته باشند به نیت شخص توجه دارند. از این‌رو اگر نیت خوبی داشته باشد ولی به اشتباه، کار بدی کرده باشد، وقتی آگاه شوند او را ستایش می‌کنند که قصد انجام کار خیر داشته ولی به هر علت و دلیلی نشده است؛ اما وقتی از نیت بد انجام دهنده کار نیک آگاه شوند او را سرزنش می‌کنند.این مسأله خود گواه آن است که برای مردم حسن فاعلی و نیت و انگیزه‌های خوب مهم است و همین انگیزه‌ها و نیات است که محبت مردم را موجب می‌شود و دل‌ها را به سوی شخص جلب می‌کند.

 اما اگر نیت، بد باشد کار خوبش هیچ ارزش و اهمیتی ندارد و قلبی به سوی شخص گرایش نمی‌یابد. بنابراین باید توجه داشت که احباط موجب می‌شود که سرمایه‌های اجتماعی شخص در جامعه از میان برود و اشخاصی که مثلا منت می‌گذارند، با همه کارهای ارزشمند و بزرگی که انجام داده‌اند در پیشگاه مردم‌خوار و ذلیل می‌شوند و مردم هیچ محبتی به آنان ابراز نمی‌کنند. اصولا کار نیک ازنظر مردم به نیت خوب بستگی دارد؛ زیرا کارهای نیک دنیوی، تنها با نیت خوب است که باقی می‌ماند

اگر نیت خوب را برداریم هر کار نیک ازنظر زمانی پایان می‌یابد؛ زیرا اطعام خورده می‌شود، انفاق مصرف می‌شود، مال تمام می‌شود و تنها آن نیت است که می‌ماند. از این‌رو خداوند بقا را به خلوص نیت می‌داند که در کار به کار می‌آید. (انسان9؛ نحل96؛ رحمن27) به هرحال، باید هرکار نیکی انجام می‌دهیم آن را با خلوص انجام دهیم و غیر رضایت خدا را درنظر نداشته باشیم و پس از آن نیز سنگی بر نداریم و با منت‌گذاری و اذیت و آزار دیوار شیشه‌ای نیکوکاری را بشکنیم و همه زحمات خود را تباه و فاسد کنیم.

 

نظرات  (۱)

سلام !
متنتون فوق العاده بود.....
میخواستم سوال کنم میشه قسمت های کوتاهی از متنتون رو استفاده کنم ؟
با تشکر
پاسخ:

حتما عزیزم . نوشتم که همه گونه آزاد است با اطلاع . موفق باشی


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">