تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

عبادت در قرآن: ماهیت. انواع. عبودیت راهی برای متأله شدن. کار و عبادت. احتیاج خدا به عبادات؟

تقوی و صفات متقین. عبادالرحمن. صفات مومن حقیقی. بهترین بندگان

صبر . انواع صبر. استمداد از صبر. صبر جمیل. مقام صبر. صبر امام حسین

صلوات در قرآن اهمیت صلوات

منافق در قرآن . تفسیر سوره منافقون

امر به معروف و نهی از منکر

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

بخش اول خلاصه و چکیده مطالب :

جهاد جهاد از ماده جهد به معنای مشقت و رنج است در کاربردهای شرعی به هر گونه تلاش و بذل جان، مال و توان خویش در راه اعتلای کلمه اسلام و اقامه و برپایی شعایر ایمان اطلاق می شود. جهاد بر خلاف جنگ بر اساس انگیزه های مادی و مالی انجام نمیشود چنانکه هدف از آن کشتن انسان دیگری نیست، بلکه بخشیدن حیات به جامعه ای است که به هر طریقی گرفتار علل و عوامل ضد کمالی شده و مجاهدان با تیغ تیز شمشیر، غده ها و بخشهای بیمار را از جامعه می زدایند و می کوشند تا فرصت تازه ای به دیگر افراد جامعه بخشند تا در یک فضای مناسب، با بهره مندی از آزادی فکری و آموزه های وحیانی و عقلانی و عقلایی، مسیر کمالی خود را بیابند و در یک گفتمان مثبت و سازنده قرار گرفته و رشد و نمو کنند؛

معناى مجاهدت در راه خداوند و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا
معناى
(جاهدوا) این است که جهادشان همواره در راه ما است و کنایه از این است که جهادشان همواره در امورى است که متعلق به خداوند است، چه جهاد در راه عقیده باشد و چه در راه عمل، و چون جهادشان در راه خداست، هیچ عاملى ایشان را از ایمان به خدا و اطاعت او باز نمى دارد. لنهدینّهم سبلنا؛ اینجا خداوند براى خود راه هایى نشان مى دهد و راه ها هر چه باشد، سرانجام به درگاه او منتهى مى شود. زیرا به سوى صاحب راه منتهى مى شود و آن صاحب راه، منظور اصلى از راه است. مثلا وقتى مى گویند: این راه سعادت است؛ یعنى این راه به سوى سعادت منتهى مى شود، پس راه هاى خدا طریقه هایى است که آدمى را به او نزدیک کند.

فلسفه جنگ و جهاد
و قاتلوا فى سبیل اللّه الّذین یقاتلونکم و لا تعتدوا إنّ اللّه لا یحبّ المعتدین # ...و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتى یقاتلوکم فیه .#و قاتلوهم حتى لا تکون فتنة در این آیات به سه نکته اشاره شده که منطق اسلام را در باره ى جنگ کاملا تبیین مى کند. با جمله ى در راه خدا نبرد کنید، هدف اصلى جنگ هاى اسلامى را روشن مى سازد که جنگ به دلیل انتقام جویى، جاه طلبى و ریاست و کشور گشایى از نظر اسلام محکوم است، جنگ تنها باید در راه خدا باشد

در مورد این که با چه کسانى باید جنگید، جمله ى الّذین یقاتلونکم ؛ با آن ها که با شما مقاتله مى کنند، صراحت دارد که تا طرف مقابل دست به اسلحه نبرده و به مقاتله نپرداخته، مسلمانان نباید بجنگند. ابعاد جنگ نیز با جمله ى و لا تعتدوا؛ از حد تجاوز نکنید، مشخص شده، چه این که جنگ در اسلام براى خدا و در راه خداست و در راه خدا نباید هیچ گونه تعدى و تجاوز باشد. در آیه دوم محدودیت مکانى و در آیه ى سوم محدودیت زمانى جنگ را نیز بیان کرده است .

اهداف مختلف در جنگ و جهاد

انسان ها براى هدف هاى متفاوت جنگ مى کنند. بعضى براى دنیا مى جنگند و بعضى براى آخرت مى جنگند. آیه منکم من یرید الدّنیا و منکم من یرید الاخرة در باره شکست مسلمانان در جنگ احد نازل شده که عده اى به دلیل جمع غنایم، باعث شکست مسلمانان شدند.
حرکت به سوى جهاد

یا ایّها الّذین امنوا ما لکم إذا قیل لکم انفروا فى سبیل اللّه اثّاقلتم إلى الارض خداوند در آیه ى فوق از مؤ منان سؤ ال مى کند که چرا به سوى میدان جهاد در راه خدا حرکت نمى کنید و سنگینى به خرج مى دهید؟ على ع مى فرماید: به سوى میدان جهاد براى کشتن دشمن خود حرکت کنید، خدا شما را رحمت کند و سنگینى به خرج ندهید تا در عاقبت تن به ذلّت و خوارى دهید. زیرا مبارز جنگجو همیشه بیدار است و اگر کسى در جنگ بخوابد، بداند که دشمن او هرگز نمى خوابد؛

انواع جهاد
جهاد بر سه قسم است :

الف: جهاد اصغر؛ مقاتله و جنگ در جبهه رزم با دشمنان اسلام است فیقتلون و یقتلون

ب: جهاد کبیر؛ جهاد علمی و فرهنگى است که به وسیله ى معارف قرآن کریم با کژى ها و انحرافات در جامعه مبارزه مى شود. قرآن کریم در این زمینه به پیامبر اکرم ص مى فرماید فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا 52فرقان پس تو هرگز از کافران فرمان مبر و در راه حق و عدالت و خشنودی خدای یکتا، به وسیله این کتاب پرشکوه با آنان به جهادی بزرگ بپرداز و روشنگری کن. برترین و پرشکوه ترین جهادها و تلاش ها در پیشگاه خدا، جهاد علمی و فکری و فرهنگی است؛ جهاد کسانی است که با روشنگری خویش بافته ها و ساخته ها و شبهات بداندیشان و گمراه گران را از اذهان و افکار می زدایند و مردم را با روح و جان دین خدا و هدف های بلند آن آشنا می سازند. زیرا جهادی است که گفتمان درست فکری و فرهنگی را به جامعه ارایه می دهد و اجازه نمی دهد تا گفتمان باطل مستبدانه با سرکوب افکار و فرهنگ های عقلانی و عقلایی دیگر بر جامعه مسلط شود.

در روایات جوهر سیاه قلم عالم از خون سرخ شهید برتر دانسته شده مداد العلماء افضل من دماء الشهدا این تفضیل از آن روست که جهادهای مالی و جانی، زمینه سازی فرصتی برای گفتمان علمی و فرهنگی در جوامع بشری و رهایی بشر از گفتمان ستمگرانی است که با استبداد رای و خودکامگی، هرگونه اندیشه های رقیب را سرکوب کرده و ضد ارزش ها را جایگزین ارزش ها و هنجارهای رفتاری می کنند. تلاشی که انسان در جهاد کبیر می کند، رهایی خود و دیگران از تسلط فکری و فرهنگی است و اجازه نمی دهد تا گفتمان باطل، بینش و نگرش او را سامان دهد و رفتارش را تحت کنترل درآورد و او را بنده فکری و فرهنگی خود سازد. در جهاداکبر، انسان به خودش اجازه نمی دهد تا هواهای نفسانی بر او چیره شود.

ج: جهاد اکبر؛ جهاد با نفس است که در حدیث معروف نبوى آمده : آفرین بر گروهى که جهاد اصغر را انجام دادند که منظور جهاد با دشمن ظاهرى است و بر عهده ى آن ها جهاد اکبر؛ یعنى مجاهدت با نفس باقى مانده است .

تفاوت جهاد اصغر با جهاد اکبر
منظور از جهاد اصغر، جنگ ظاهرى بین دو گروه است و مقصود از جهاد اکبر مبارزه و مجاهدت با نفس است و جاهدوا فى اللّه حق جهاده و میان این دو جنگ و جهاد تفاوت هایى به شرح ذیل وجود دارد:
1 در جهاد اصغر دشمن ظاهر است؛ قاتلوا الّذین یقاتلونکم، در جهاد اکبر مخفى و پنهان است. امام کاظم ع مى فرماید: أخفاهم لک شخصا مع دنّوه منه
2 در جهاد اصغر مدت کوتاه است، در جهاد اکبر مدت طولانى، بلکه همیشگى است .
3 در جهاد اصغر مرگ یک بار است، آن هم احتمالا، ولى در جهاد اکبر و مبارزه با نفس، در هر کارى انسان با مرگ معنویت خود مواجه مى شود؛ فى حدیث المعراج فى صفة اهل الخیر و الاخرة یموت النّاس مرّة و یموت احدهم فى کلّ یوم سبعین مرّة من مجاهدة انفسهم و مخالفة اهوائهم
4 در جهاد اصغر و جنگ ظاهرى، زمان و مکان مشخص است، در جهاد اکبر چون نفس انسان خارج از منطقه جغرافیایى است، هیچ مکان و زمان و سنگر و دژ کارسازى نیست، حتى در شب تاریک و در حال اشک و سجده، نفس، انسان را رها نمى کند.
5 در جنگ ظاهرى و جهاد اصغر، شکست از دشمنان زود نمودار مى شود، ولى در جهاد اکبر گاهى انسان هشتاد سال از نفس و هوس خود شکست مى خورد، ولى توجه ندارد.
6 در جهاد اصغر، هجوم دشمن ظاهرى زمان و برنامه و بودجه لازم دارد، لیکن در جهاد اکبر وسوسه نفس فورى و مجّانى صورت مى گیرد.
7 در جهاد اصغر از دشمن ظاهرى فرار ممکن است، ولى در جهاد اکبر از دشمن باطنى (نفس) فرار ممکن نیست .
8 در جهاد اصغر صلح و سازش با دشمن ممکن است، ولى در جهاد اکبر صلح و سازش با دشمن درون ممکن نیست
9 در جهاد اصغر، مریض و لنگ و کور و زن و پیرمرد معاف هستند، ولى در جهاد اکبر هیچ کدام معاف نیستند.
10 هر کس در جهاد اکبر بر دشمن نفس پیروز شود، در جهاد اصغر نیز شرکت مى کند، لیکن هرکس در جهاد اصغر شرکت کرد، معلوم نیست در جهاد اکبر پیروز شود.
11 حفظ و تداوم جهاد اصغر به وسیله ى جهاد اکبر است، هم قبل از جهاد اصغر و هم بعد از آن، هم در حین جهاد اصغر، جهاد اکبر لازم است؛ اما حفظ و تداوم جهاد اکبر وابسته به جهاد اصغر نیست .
12 در جهاد اکبر، درگیرى و مبارزه با خود شیطان است، در جهاد اصغر با پیروان شیطان .
13 در جهاد اکبر مباشرت لازم است، ولى در جهاد اصغر با مال هم مى توان جبهه را کمک کرد.
14 پیروزى در جهاد اصغر نیاز به تجهیزات مادى دارد؛ و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخیل، پیروزى در جهاد اکبر نیاز به اشک و ناله در درگاه الهى دارد؛ و سلاحه البکاء و و أعنّى بالبکاء على نفسى
15 در جهاد اصغر، همه ى مردم موظف به شرکت نیستند؛ و ما کان المؤ منون لینفروا کافّة در جهاد اکبر همه ى مردم شرکت دارند.

مجهّز بودن در برابر دشمن ظاهرى و باطنى

از نظر قرآن هر انسان باایمانى در برابر دشمن ظاهرى و باطنى قرار دارد که این دو تلاش مى کنند تا انسان را از طریق سعادت باز دارند. پس، براى نجات از این دو دشمن لازم است مجهّز به سلاح مناسب باشد تا پیروزى نصیب انسان شود. در جنگ ظاهرى، دشمنان همواره مى کوشند تا شما را از دین الهى برگردانند و لا یزالون یقاتلونکم حتى یردّوکم عن دینکم ان استطاعوا در اینجا وظیفه ى مؤ منان آن است که در حدّ استطاعت در برابر آن ها مجهّز و مسلّح به سلاح ظاهرى شوند؛ و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخیل  در جنگ باطنى نیز، نفس هر انسانى او را به زشتى و کار ناپسند دعوت مى کند إنّ النّفس لامّارة بالسّوء در اینجا نیز وظیفه ى مؤ منان آن است که در حدّ استطاعت به سلاح مناسب مجهّز شوند و این دشمن را از پاى درآورند؛ و اتّقوا اللّه ما استطعتم  و سلاح مناسب در این نبرد، گریه و ناله به درگاه الهى است؛ و سلاحه البکاء چنان که تقوا و پرهیزکارى سلاح مناسب در این نبرد است. حضرت على ع مى فرماید: انّما هى نفسى أروضها بالتقوى

تشویق بر جهاد

- اى کـسـانـى که ایمان آورده اید.آیا شما را به تجارتى راهنمایى نمایم که شما را از عذاب دردناک رهـایـى بخشد, به اللّه و فرستاده اش ایمان بیاورید و در راه اللّه با مالها و جانهایتان جهادکنید, این بـراى شـما از هرچیزى بهتر است اگر بدانید, تا اللّه گناهانتان را بیامرزد, و شما را در بوستانهایى کـه نـهـرهـا از زیردرختانش روان است و در سراهایى پاکیزه در بهشتهاى جاویدان در آورد و این رسـتـگـارى بـزرگى است. موهبت دیگرى که آن را دوست دارید و آن یارى و پیروزى نزدیکى از جانب اللّه است (صف۱۲) و مومنان را (بدان) مژده ده. یا أیها الذین آمنوا هل أدلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب ألیم تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله بأموالکم و أنفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون   یغفرلکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار و مساکن طیبه فی جنات عدن ذلک الفوز العظیم و اخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب و بشرالمومنین

بگو : اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشاوندانتان و مالهایى که به دست آورده ایـد و تـجـارتـى کـه از کـسادش بیمناکید و خانه هایى که به آنها دل بسته اید نزد شما از اللّه فـرستاده اش و جهاد در راه او دوست داشتنى تر است, منتظر باشید تا اللّه فرمان خویش بیارد و اللّه تباهکاران را هدایت ننماید. چه سبکبار و چه سنگین بار روانه شوید, با مالها و جانهایتان در راه اللّه جهاد نمایید, این براى شما بهتر است اگر بدانید.

لزوم احتیاط در جنگ
خداوند دستور به احتیاط در جنگ مى دهد که مسلمانان مبادا در جنگ از دشمن غفلت کنند و لیاءخذوا حذرهم و اسلحتهم همان گونه که موظفند در میدان جنگ مسلح باشند، لازم است احتیاط را از دست ندهند، از این رو حذر که به معناى احتیاط است ، مانند سلاح ابزار دفاعى به شمار آمده و همان کلمه ى اخذ که به اسلحه نسبت داده شده ، عینا به حذر نسبت داده شده است .

سیماى جهادگران واقعى

قرآن کریم پس از بیان معامله ى سودمند با خداوند و خریدن جان آنان در برابر بهشت ، جهادگران واقعى را با نُه صفت مى ستاید؛ انّ اللّه اشترى من المؤ منین اءنفسهم ... # التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود اللّه و بشّر المؤ منین
1 توبه کنندگان . 2 عبادت پیشگان . 3 ستایشگران . 4 تلاشگران . 5 رکوع کنندگان . 6 ساجدان . 7 آمران به معروف . 8 ناهیان از منکر. 9 حافظان حدود الهى

یکى از عابدان ناآگاه ، به امام سجاد ع گفت : ترکت الجهاد و صعوبته و اقبلت إلى الحج و لینته ؟ تحمل سختى جهاد را رها کرده، به آسانى انجام دادن حج روى آورده اى؟ آیا این آیه را نخوانده اى إنّ اللّه اشترى من المؤ منین .... حضرت فرمود: آیا آیه ى بعدى آن را نخوانده اى التائبون العابدون الحامدون ... یعنى اگر یاران ما داراى این اوصاف نه گانه بودند، ما نیز جهاد با دشمنان اسلام را بر انجام دادن حج مقدم مى دانستیم

دستور جامع در باره ى جهاد

قرآن کریم شش دستور در زمینه ى جنگ و جهاد مى دهد:
1 هنگامى که با گروهى از دشمنان مواجه شدید، ثابت قدم باشید؛ یا ایّها الّذین امنوا اذا لقیتم فئة فاثبتوا
2 خداوند را فراوان یاد کنید تا پیروز شوید؛ و اذکروا اللّه کثیرا لعلّکم تفلحون
3 از خدا و پیامبر اطاعت کنید؛ و اطیعوا اللّه و رسوله
4 نزاع و کشمکش نکنید مبادا سست شوید و قدرت و هیبت شما از میان برود و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم
5 صبر و استقامت کنید که خداوند با صابران است و اصبروا إنّ اللّه مع الصّابرین
6 مانند کسانى نباشید که از سرزمین خود از روى غرور و هوا پرستى و خودنمایى خارج شدند و لا تکونوا کالّذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء النّاس

مجموع این امور شش گانه ، دستور جامعى است که همه ى امور نظامى را در بر مى گیرد و اگر انسان در باره ى جنگ هاى اسلامى که در زمان رسول خدا ص اتفاق افتاد، از قبیل جنگ بدر و احد و خندق و حنین و غیر آن کاملا دقت کند، این معنا برایش روشن مى گردد که سرّ غلبه و پیروزى مسلمین، در آنجا که غالب شدند، رعایت موادّ این دستورات بوده، و رمز شکست خوردنشان هر جا که شکست خوردند، رعایت نکردن و سهل انگارى در آن ها بوده است .

در هنگامی که شرایط و مقتضیات فوق فراهم گشته بود، دربارة جهاد این آیه نازل شد أذن للذین یقتلون بانّهم ظلموا و انّ الله علی نصرهم لقدیر الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرأ به کسانی که (کفار) با آنان جنگ می کنند، اجازه داده شده ]که از حق خود دفاع کنند[ به آن جهت که مورد ستم قرار گرفته اند و همانا خداوند مسلماً بر یاری کردن آنان تواناست؛ آن کسانی که بنا حق از وطن خود آواره شده اند ]و گناهی ندارند[ جز این که می گویند پروردگار ما خدا ]ی یکتا[ است

و اگر خداوند (خطر و فساد) گروهی را بوسیلة گروه دیگر برطرف نکند، همانا دیرها و کلیساها و معابد یهود و مساجدی که در آن پیوسته نام خدا برده می شود، ویران می گشت. سپس این آیه نازل شد و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدّین کلّه لله با کفار بجنگید تا آشوبی نماند و به طور کلی دین از آن خدا باشد. این آیات غرض و هدف جهاد و شهادت را برای ما روشن می سازد؛ آیه های اول دلالت دارد بر این که پیکار و فداکاری در اسلام به منظور بر طرف کردن ستم و دفاع از عبادت و مراکز عبادت و روی کار آمدن مردم شایسته و با ایمان است و آیة اخیر هدف پیکار و تلاش در راه خدا را رفع فتنه و همگانی شدن دین خدا معرفی کرده است.

اهداف جهاد با دشمن و دفاع

خداوند در آیه75 نساء یکی از مهم ترین اهداف را رهایی مستضعفان جسمی و فکری از چنگال ظالمان و جوامعی می شمارد که فرصتی به مردم نمی دهند تا خود به اختیار و اراده، راه خویش را برگزینند و در مسیر کمالی قرارگیرند. وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیرًا و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‏جنگید همانان که مى‏گویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما

در برخی از جوامع، فشار فیزیکی و روانی گفتمان های کفر و فجور و نابهنجاری اجتماعی چنان است که توده های مردم قادر نیستند تا راه دیگر را پیدا کنند و در میان هیاهوی افکار پوچ و باطل، فرصت تفکر از آنان سلب می شود. در برخی دیگر از جوامع نیز مردان پیر و زنان و کودکان، مورد هجوم بی امان هستند و اجازه رهایی نمی یابند

اگر مردی به حقیقتی دست یافت می تواند از جامعه باطل و فاجر بیرون رود ولی زنان و کودکان و پیرمردان ناتوان جسمی نمی توانند از آن جامعه مهاجرت کنند و به جای دیگر بروند تا در آسایش، مسیر کمالی را طی کنند. بر این اساس مجاهدت برای رهایی این جوامع به عنوان یک وظیفه در آموزه های اسلامی مطرح می شود تا در مقام امر به معروف و نهی از منکر، جوامع دیگر بتوانند در شرایط مطلوب قرارگیرند و اجازه انتخاب پیدا کنند

در حقیقت جهاد در اسلام شاخه ای از شاخه های امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا هر انسانی در زیان است تا زمانی که ایمان به حقیقت پیدا کرده و کارهای نیک انجام دهد و دیگران را به سوی خیر و حق دعوت و امر کند و از تباهی و فساد نهی نماید. اگر این دعوت دیگران در جامعه مؤمن باشد از آن به امر به معروف یاد می شود و اگر در جوامع دیگر باشد از آن به جهاد تعبیر می شود تا به این وسیله فرصت های برابر و آزاد برای همگان برای تعالی و رشد فراهم آید.

جهاد با کافران و ظالمان، در حقیقت مسئولیت انسان در برابر انسان دیگر است تا در مقام عبودیت ربوبی، دیگری را برای رسیدن به انتخاب احسن و کمال، یاری رساند و فرصت های برابر برای او فراهم آورد.

اگر در آیاتی چون 191 و 246 بقره و یا أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّکَثُواْ أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ  چرا با گروهى که سوگندهاى خود را شکستند و بر آن شدند که فرستاده [خدا] را بیرون کنند و آنان بودند که نخستین‏بار [جنگ را] با شما آغاز کردند نمى‏جنگید (13 توبه) از اهداف جهاد، آزادی وطن و سرزمین های اشغالی دانسته شده، از آن روست که در جامعه ای که از سوی دشمن اشغال شده، فرصت ابراز عقیده و انتخاب آزادی وجود ندارد و متجاوزان، به سبب خلق و خوی تجاوزگری خویش اجازه نمی دهند تا ملتی عرض اندام کند و بخواهد خود راه خویش را انتخاب کند.


 

به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده رخصت [جهاد] داده شده است چرا که مورد ظلم قرار گرفته‏اند و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست.

 

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ﴿39

همان کسانى که بناحق از خانه‏هایشان بیرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اینکه مى‏گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‏کرد صومعه‏ها و کلیساها و کنیسه‏ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى‏شود سخت ویران مى‏شد و قطعا خدا به کسى که [دین] او را یارى مى‏کند یارى مى‏دهد چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ناپذیر است

 

الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ﴿40  سوره حج

 

قرآن اخراج دشمنان متجاوز از خاک و سرزمین های اشغالی را به عنوان یک هدف جهادی مطرح می کند؛ زیرا با اخراج دشمن، انسان ها در آزادی عمل و انتخاب بیش تر قرار می گیرند. به هر حال مهم ترین و اساسی ترین و اصلی ترین هدف جهاد در نگرش قرآنی، اعتلا و احیای دین و آموزه های وحیانی برای انتخاب راه کمال (بقره 190و 193و 218 و 244 و 246 و آل عمران 13و 146و 167) و برپایی حق (انفال 7و8) می باشد تا مردم بتوانند به کمال انسانی و عبودیت ربوبی و خلافت انسانی دست یابند

بر این اساس اگر در آیات قرآنی از اهدافی چون حفظ مساجد و معابد (حج 39 و 40)، مبارزه با ظلم (حج 39)، نابودی باطل (انفال 7و8)، عبرت و پندگیری کافران از قدرت اسلام و دفع آنان (انفال55و57)، دفع فساد و تجاوز از جوامع بشری (بقره251) و رفع فتنه های دشمنان و کافران (بقره 190تا193) سخن گفته شده در حقیقت به منظور فراهم آوری زمینه های مناسب برای دست یابی مردم به اسلام و حقیقت آن (توبه5) و رسیدن به مقامات کمالی انسان است. خلاصه اینکه : در قرآن براى جهاد با دشمنان اسلام اهداف مختلفى ذکر شده که به برخى از آن اشاره مى شود:
1- ترساندن دشمنان خداوند و دشمنان مسلمان ها؛ و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ اللّه و عدوّکم
2-
حفظ مراکز عبادى و مساجد الهى؛ و لولا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض ‍ لهدّمت صَوامع و بِیَع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم اللّه
3-
از میان رفتن فساد در زمین و لولا دفع اللّه الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض ولکن اللّه لذوفضل على العالمین
4- خوارى و رسوایى دشمنان ؛ قاتلوهم یعذّبهم اللّه باءیدیکم و یُخزهم و ینصرکم علیهم و یشف صدور قوم مؤمنین
5- نابود ساختن شرک و بت پرستى و حاکمیت بخشیدن به دین الهى ؛ و قاتلوهم حتّى لا تکون فتنة و یکون الدّین کلّه للّه

6- اقدام علیه پیشوایان کفر و ریشه کن کردن آنان فقاتلوا ائمّه الکفر انّهم لا ایمان لهم لعلّهم ینتهون

7- رفع کید و خدعة شیطان صفتان و توجه دادن به این که اولیای شیاطین نمیتوانند در مقابل مسلمین استقامت ورزند فقاتلوا اولیاء الشیطان انّ کید الشیطان کان ضعیفا

8- مبارزه با پیمان شکنی و کسانی که با زور و قلدری رفتار می کنند و به پیشوای مسلمین ستم روا می دارند الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم و همّوا بأخراج الرسول

9- مردم را وادار کردن به مراعات حُرُمات و حدود الهی و ایمان به خدا و اجرای عدالت و برقراری نظم در اجتماعات بشری و برطرف ساختن بی دینی قاتلوا الذین لایؤمنون بالله و لابالیوم الآخر و لایحرّمون ما حرّم الله و رسوله و لایدینون دین الحق.

10- بسیج عمومی برای مبارزه با شرک و بت پرستی و اشاعة توحید و قاتلوا المشرکین کافّه کما یقاتلونکم کافه.

11- حفاظت از دین از نظر قرآن کریم مسئله ى حفاظت از دین و مکتب، از ناحیه ى خداوند امرى مسلّم و قطعى است ؛ افرادى را مى آورد که محبّ و محبوب او باشند و دین او را به وسیله ى جهاد در راه خدا نگهدارى کنند؛ من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یاتى اللّه بقوم یحبّهم و یحبّونه اذلّة على المؤ منین اعزّة على الکافرین یجاهدون فى سبیل اللّه

مشابه همین معنا را در آیات دیگرى بیان مى کند و مى فرماید: اگر شما به میدان جنگ و جهاد حرکت نکنید، مشمول عذاب الهى مى شوید و خداوند گروه دیگرى غیر از شما را براى حفاظت از دین خود مى آورد؛ إلاّ تنفروا یعذبکم عذابا الیما و یستبدل قوما غیرکم بنابراین، اگر خداوند دین خود را یارى مى کند، چه بهتر که ما وسیله ى یارى دین او باشیم تا سعادت ابدى را براى خویش تامین کنیم. بدین جهت در ادعیه آمده خداوندا! ما را یاور دین خود قرار بده و دیگران را به جاى من قرار مده و اجعلنى ممّن تنتصر به لدینک و لا تستبدل بى غیرى

خداوند خریدار جان مؤ منان  إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِى سَبِیلِ اللهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِى التَّوْرَاةِ وَالاِْنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِى بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ خداوند در این آیه، مقام والاى مجاهدان را با یک مثال جالبى بیان کرده

هر معامله اى، در حقیقت پنج رکن اساسى دارد:

خریدار، فروشنده، متاع، قیمت و بها، سند معامله

خداوند متعال نیز در این آیه به تمام این ارکان اشاره کرده : خودش خریدار، مؤ منان فروشنده، جان ها و اموال متاع، بهشت را ثمن و کتب آسمانى را سند این معامله قرار داده است. در معاملات متعارف، مشترى غیر از فروشنده است و چیزى را مى خرد که مالک نباشد؛ اما در این تجارت، مشترى و فروشنده یکى است و خداوند چیزهایى را از بندگان خود مى خرد که خودش مالک و آفریننده ى آن هاست

پس، تعبیر به بیع، براى تشویق به جهاد در راه اوست. هر کسى معامله مى کند، تمام شادى او به این است که ثمنى را از مشترى دریافت مى کند، اما در این معامله نفرمود: به ثمنى که دریافت کردید، شادى کنید، بلکه مى فرماید:به بیع و معامله اى که با من کردید شادى کنید. این آیه ى شریفه مشتمل بر ده تاکید است :
1 کلمه ى انّ مفید تاکید است

2 تعبیر از پاداش الهى به بیع و شراء.
3 کلمه ى وعدا افاده ى تاکید مى کند، زیرا خداوند به وعده ى خویش وفا مى کند.
4 کلمه ى علیه دلالت بر لزوم دارد. 5 کلمه ى حقّا ثبوت این معنا را مى رساند.
6 سند معامله را که گواهى کتب آسمانى است، ذکر کرده است
7 جمله ى و من اوفى بعهده نهایت تاکید است

8 بشارت به این معامله نیز تاءکید دیگرى است .
9 این معامله را فوز و رستگارى دانسته است

10 این رستگارى را به عظمت توصیف کرده است.

جهاد قانون طبیعت:

جهاد قانون خلقت و طبیعت است، و بدون آن زندگى ممکن نیست. بیمارى ایدز که از بلاهاى عصر ماست، و یکى از عمده ترین علل آن انحرافات جنسى است، بر اثر توقّف جهاد در کشور تن انسان بوجود مى آید. سربازان سفید پوش و سرخپوش بدن انسان (گلبولهاى سفید و قرمز) شجاعانه و بدون استراحت در مقابل ویروسها و میکروبها، که از طریق آب، غذا، هوا و جراحتهاى سطح بدن، وارد بدن انسان مى شوند، مبارزه و مقابله مى کنند

اگر این سربازان فداکار دست از جهاد و تلاش بردارند، و بر اثر بیمارى خاصّى توان دفاعى خود را از دست بدهند، کشور تن در مقابل سربازهاى دشمن بى دفاع مانده، و ظرف مدّت کوتاهى مغلوب مى شود. بنابراین، قانون جهاد صرفاً یک قانون تشریعى نیست، بلکه یک قانون تکوینى است. جهاد قانون خلقت و طبیعت است. و در معارف دینى و مخصوصاً قرآن مجید جایگاه رفیع و ویژه اى دارد.

جهاد دفاعى!

علاوه بر این، آنچه در معارف اسلامى پیرامون جهاد مطرح شده، در مورد جهاد دفاعى است. شاهد این مطلب آیه 60 انفال وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِّنْ قُوَّة وَمِنْ رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللهُ. یعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ شَىْء فِى سَبِیلِ اللهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ  هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها ]دشمنان[، آماده سازید! و اسبهاى ورزیده (براى میدان نبرد)، تا بوسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمى شناسید و خدا آنها را مى شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مى شود و به شما ستم نخواهد شد!

طبق این آیه شریفه مسلمانان باید تمام توان و امکانات خود را بکار گرفته تا از هر جهت در آمادگى کامل باشند. امّا نه براى جنگ و خونریزى، بلکه براى اینکه فکر جنگ و کشتار را از سر دشمنان بیرون کنند

قرآن به ما مى آموزد که ابزار و آلات جنگى، آمادگى رزمى، سیاسى، اجتماعى، نظامى، همه و همه، براى جلوگیرى از جنگ است، نه اقدام به جنگ و درگیرى. آیه بعد (61 انفال) : اگر دشمن خیره سرى کرد، و علیرغم توان نظامى لشکریان اسلام، دست به حمله زد و پس از شروع جنگ با دفاع دلیرانه سربازان رشید و سلحشور اسلام (آنها که براى معامله با خداوند متعال گوى سبقت را از یکدیگر ربوده، و جان خود را بر کف گرفته، و بى محابا بر قلب دشمن یورش مى برند) روبرو شد و به اشتباه خود در جنگ با سربازان اسلام پى برد، و تمایل به صلح نشان داد، با آتش بس موافقت کنید وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح در آى و بر خدا توکّل کن، که او شنوا و داناست

بنابراین اسلام جهاد را به عنوان نیروى باز دارنده دشمن از نبرد و خونریزى قرار داده، و چنانچه بر اثر خیره سرى دشمن مسلمانان مجبور شوند دست به اسلحه ببرند، این کار تنها در حدّ ضرورت جایز است. و هر زمان دشمن از کار خود پشیمان گردید و واقعاً طالب صلح بود باید دست از جهاد کشید و صلح کرد

نتیجه اینکه جهاد از منظر اسلام خشونت و خونریزى و کشتار و ویرانى و قتل و غارت نیست، بلکه در حقیقت سیستم دفاعى قوى و مستحکمى است که همچون سیستم دفاعى طبیعى نهادینه شده در بدن تمام موجودات، زندگى بدون آن امکان پذیر نیست و باعث جلوگیرى از درگیریهاى نظامى و خشونت دشمن مى گردد. و چنین جهادى آن قدر ارزشمند و پربهاست که خداوند نه تنها به رزمندگان جان بر کف آن و مرکبهایى که رزمندگان را حمل مى کند، بلکه به جرقّه حاصل از برخورد سمّ اسبان رزمندگان با سنگهاى روى زمین سوگند یاد مى کند!

بخش دوم مشروح مطالب :

علوّ همّت در مبارزه و جهاد

قرآن کریم وقتى سخن از مبارزه با کافران را مطرح مى کند، نمى گوید با کفار مبارزه کنید، بلکه با رؤسا و پیشوایانشان به جهاد برخیزیدفقاتلوا ائمّة الکفرانّهم لا أیمان لهم . اشاره به این که توده ى مردم پیرو رؤ سا و زعماى خود هستند و آن ها هستند که مردم را به اعمال زشت و باطل دعوت مى کنند. هدف گیرى شما باید همیشه آن ها باشند. باید سرچشمه هاى گمراهى و ضلالت و ظلم و فساد را ببندید و ریشه ها را بسوزانید و تا آن ها هستند، مبارزه با پیروانشان سودى ندارد. افزون بر آن ، چنین دستورى نوعى بلندنگرى و علوّ همت و تشجیع براى مسلمانان به شمار مى رود که طرف اصلى شما،آن ها هستند، خود را آماده ى مبارزه با آنان کنید.

اسلام و ارزش های انسانی ؛ آداب در جنگ

در دین اسلام، اصل بر مدارا و رحمت و صلح و آرامش است. طبق تعالیم اسلام مسلمین حتی الامکان باید از خشونت و جنگ پرهیز کرده و امور و مشکلات را بر اساس گفتگو و مدارا حل و فصل نمایند؛ البته سیره نبی مکرم اسلام (ص) و امیر المومنین (ع) نیز بر این ادعا صحه می گذارد. از سوی دیگر، اسلام با تمام تاکیدات بر صلح و ممنوعیت کامل هر نوع تجاوز و سلطه طلبی، در جنگ هایی که ناگزیر رخ می دهند. بر رعایت ارزش های انسانی و حفظ حرمت، انسان تاکید دارد . مقصود از ارزش های انسانی، عبارت است از اصول و قواعد اخلاقی که تمامی انسان ها با هر عقیده و مسلکی که دارند، در جنگ به آن پایبندند و می توان گفت این اصول، از فطرت الهی تمامی انسان ها ناشی می شود . آیین مقدس اسلام نیز این اصول و قواعد را محترم می داند و در جنگ به آن پایبند است. برای نمونه می توان به مواردی در این زمینه اشاره کرد:

دعوت به اسلام قبل از جنگ: از آنجا که هدف از جهاد مقدس اسلامی دعوت همه انسان ها به توحید است، لذا در جهاد باید ابتدا مشرکان را به اسلام دعوت کرد و اگر مسلمان شدند جنگی در نخواهد گرفت. در روایتی، امیر مومنان علی(ع)، از پیامبر (ص) نقل کرده که پیامبر اسلام (ص) در هنگام اعزام ایشان به یمن به ایشان سفارش کرده اند که تا زمانی که کسی را به اسلام دعوت نکرده با او جنگ نکند و اگر خداوند به وسیله وی، یک نفر را هدایت کند برای ایشان از تمام آنچه خورشید بر آن تابیده و غروب کرده (یعنی تمام دنیا) بهتر است. پس مشاهده می شود که دعوت و گفتگو از نظر اسلام، مقدم بر جنگ است.

پذیرش تقاضای پناهندگی : اگر کافری از مسلمانان یا از حاکم اسلامی، تقاضای پناهندگی یا امان کرد، مورد قبول قرار می گیرد، در این زمینه، فرد فرد مسلمانان و البته با محدودیت های خاص خود حق امان دادن دارند و هیچ کس حق ندارد در مدت امان، فرد پناهنده را اسیر کرده یا بکشد.
مصونیت پیران، کودکان، زنان و مجانین در جنگ: مصونیت گروه های مذکور، از جمله نمونه های احترام به ارزش های انسانی است و سپاه اسلام حق ندارد متعرض گروه های انسانی مذکور شود.
ممنوعیت پیمان شکنی : اسلام دستور می دهد که اگر با دشمن قراردادی بستید تا هنگامی که او خیانت نکرده است، باید وفادار به پیمان باشید. پیامبر (ص) و علی (ع)سخت به این اصل وفادار بودند.
ممنوعیت اعمال ضد انسانی : اسلام از مثله کردن دشمن (یعنی بریدن گوش و بینی و ... ) منع کرده است و پیامبر (ص) همواره قبل از اعزام نیرو به جهاد، این سفارش را به مسلمانان می کردند. اسلام بدین نحو هر گونه دست زدن به اعمال غیر انسانی را در جنگ ،ممنوع اعلام کرده است. برخورد انسانی با اسیران : هدف از اسیر گرفتن، تضعیف نیروی انسانی دشمن و آشنا کردن اسرا با اسلام است. اسلام ضمن دستور به برخورد انسانی با اسرا، راههایی برای آزادی آنان، پیش بینی کرده است. منابع: ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام، مطهری، جهاد،. شلتوت محمود، جنگ و صلح در اسلام، ترجمه شریف رحمانی،

آثار و فواید جهاد در راه خدا

جهاد یکی از مهم ترین وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی هر مسلمان است؛ به ویژه که کارکردهای متعدد و آثار دنیوی و اخروی و مادی و معنوی بسیار بر آن بار می شود؛ زیرا اگر حتی جهاد به مفهوم نظامی آن تنها معیار سنجش و داوری باشد به سبب آن که نمادی از خلوص و اخلاص مجاهد است، گامی بلند برای دست یابی به همه مفهوم عبودیت ربوبی است؛ وجوب نماز شب و تهجد شبانه از مجاهدان برداشته شده (مزمل20) بازخوانی کارکردها و آثار جهاد می توان افزون بر بیان نقش و اهمیت آن در زندگی فردی و اجتماعی، انسان را برای کسب مقام مجاهدان و شهیدان ترغیب کند.

آثار فردی جهاد

جهاد در حوزه امر به معروف و نهی از منکر یکی از علل رهایی انسان از خسران و زیانی است که همه انسان ها در دوره زندگی خویش در دنیا گرفتار آن هستند، زیرا چنان که سوره عصر تبیین می کند، تنها کسانی از خسران و زیان ابدی رهایی می یابند که خود اهل ایمان و عمل صالح بوده و دیگران را نیز بدان دعوت کنند.بر این اساس می توان گفت که از آثار جهاد، رهایی انسان از خسران و زیان است. دست یابی به مقامات انسانی از جمله آثاری است که در آیات مختلف قرآنی بدان اشاره شده است.

از جمله آثاری که برای جهاد در آیات 146 و 148 آل عمران و 120توبه و 69 عنکبوت بیان شده، قرار گرفتن در مقام محسنان است که قرآن برای آنان ارزش و اعتبار بسیاری قایل شده است. قرار گرفتن در مقام متقین (بقره 177) و صابران (آل عمران 146) از جمله این مقامات است. پرداختن به هر یک از این مقامات نوشتار جداگانه ای می طلبد و امکان طرح آن در این مقاله کوتاه نیست. از دیگر آثاری که برای اهل جهاد بیان شده، دست یابی به تزکیه نفس و تصفیه قلب است که یکی از مهم ترین آرزوهای هر مسلمان و راه رسیدن به بسیاری از مقامات انسانی و کمالات وجودی چون مقام عبودیت ربوبی و خلافت الهی است. (آل عمران 140 تا 154)

جهاد، راه میان بر رستگاری

جهاد یکی از کوتاه ترین راه های دست یابی به مقام عبودیت ربوبی است. بر این اساس خداوند در آیه 20 مزمل، وجوب نماز شب را ازمجاهدان برداشته و گفته است که اگر کسی به جهاد رود می تواند نماز شب را ترککند.این بدان معناست که همان آثاری که نماز شب برای انسان پدید می آورد از راهجهاد می توان به دست آورد و عبودیت محض و بیداری و تهجد شبانه دو سوم یا نصف ویا یک سوم، یکی از راه هاست و جهاد راه جایگزین برای دست یابی به مقام عبودیتربوبی می باشد.

قرآندر آیه 66 نساء جهاد را راه جایگزینی برای راه های دیگر برمی شمارد که شخص میخواهد با پیمودن آن راه ها به مقام بصیرت دست یابد. دست یابی به مقام بصیرت وچشم باطنی و دیدن ملکوت چیزها اگر به راه های سخت دیگری شدنی است، راه کوتاه تر،حضور در جبهات نبرد با کافران و دشمنان و متجاوزان و دفاع از دین خداست. از اینرو بسیاری از مجاهدان به سرعت به مقام شهود می رسند در حالی که عالمان وپارسایان به سال ها مجاهدت و ریاضت و تهجدهای شبانه بدان دست یافته اند

اینگونه است که شخص باجهاد خویش به رستگاری جاودانه دست می یابد (مائده35 انفال(45و فرجام نیک پیروزی یا شهادت (توبه52) را به عنوان یکی از دو حسنات جهاد درآغوش می گیرد. (مجمع البیان ج5و6 ص58) و از مغفرت الهی (بقره218 آل عمران152 نساء 95 و96) و نیز رحمت خاص الهی (بقره 218 و نساء 95 و 96) بهره مند میشود و از روزی خاص و ویژه و رزق ارجمند و کریمانه خداوندی می خورد (انفال 74) و از هرگونه اندوه و خوف از آینده و عذاب دردناک الهی رهایی می یابد (صف 10 و 11)

زیرا در مقام محبوب خداوند قرار می گیرد و از مقام حبی بهره مند می شود و محبت خاص الهی او را دربرمی گیرد (مائده 54 و صف 4) این آثار به خوبی نشان می دهد که مجاهدان و شهیدان راهی را که دیگران به هزارمصیبت و بلا و ابتلا طی می کنند و به عمری جان کندن به مقامی دست می یابند اینانبه مجاهدت و شهادت خویش به دست می آورند اینها جلوه ها و نمادهایی از آثار وبرکات مجاهدت برای اشخاص مجاهد است .

آثار و کارکردهای اجتماعی جهاد

دست یابی جوامع به حیات واقعی و طیب و پاک است که خداوند در آیات چندی چون 24انفال بدان اشاره می کند. زندگیدینی و جامعه سالم از ظلم و بی دینی، همان جامعه طیب و حیات معنوی و واقعی است. در آیه : به دعوت پیامبر(ص) پاسخ مثبت دهید تا شما را به جهادیبخواند که جامعه و خودتان را زنده می کند و حیاتی دوباره می بخشد. (مجمع البیانج3و4 ص820) از این رو خداوند در آیات 216 بقره و 66 نساء، جهاد در راه خدا رامایهخیر و برکت می شمارد هرچند که در ظاهر چیزی جز مرگ و ناخوشی نیست

خداوند جهاد را مایه عزت مؤمنان وجامعهمی شمارد و ذلت و خواری دشمنان را در گرو آن قرار می دهد. (توبه14) بسیاری ازگرفتاری های بشر و جوامع انسانی به سبب گناهان و خطاهایی است که مرتکب می شوند،از این رو برای رهایی از آن و دفع بلا می بایست استغفار را در پیش گرفت و جهادرا به عنوان یکی از علل و موجبات تکفیر و پوشش گناهان مدنظر قرار داد. (آل عمران(195در این صورت است که جامعه از هرگونه گرفتاری و بلا و تجاوزات دشمن می توانددرامنیت و مصونیت قرار گیرد. (نساء84 فتح20 و 24

دستیابی به آرامش و سرور اجتماعی و شادی عمومی تنها از راه جهاد و دفع تجاوزاتدشمن، شدنی است (توبه 14 و 15)؛ زیرا با کیفر دادن دشمنان و متجاوزان، پیروزی برآنان(صف10 و13) و تحقق اراده الهی و رضایت و خشنودی او، سرور به جامعه باز میگردد و آرامش فراگیر می شود. (توبه 14 و 25 و 26 و 52) آیات دیگر قرآن، هدایتخاص الهی (عنکبوت69) هلاکت دشمنان و نابودی کافران و رهایی از ترس از تجاوزات و دشمنی های آنان (آل عمران 140 و 141 و انفال 7) و دست یابی به ولایت عمومی (انفال 72) را در گرو جهاد می شمارد

البته این زمانی تحقق می یابد که همه مردم در کنار هم دیگر باشندو با اتحاد (آل عمران 152 انفال 45 و 46) و احسان و نیکی (بقره195) واخلاص(آل عمران 173 و 174) و توکل بر خدا (توبه51) همراه با نظم و انضباطو اطاعت از فرماندهی (صف4) با ذکر خدا (توبه51) و پرهیز از غرور (انفال47) بااطاعت از ولی الامر و پرهیز از سستی (نساء 104 و انفال 45 و 46 و 24) در جهادمشارکت کنند

ضرورت جهاد از نگاه علی(ع)

امیرمؤمنان علی(ع) در نامه سرگشاده که در آن عموم مردم را مخاطب خویش می سازد می فرماید برای تأمین امنیت شخصی و عدم تجاوز به عرض و مال و ناموس خویش می بایست از خانه و شهرها بیرون رفت و به مقابله با دشمن در بیرون مرزها برخاست؛ زیرا هر قومی که دست از اسلحه بشوید و جامه رزم بر کناری نهد و در خانه خویش سکونت یابد مورد تجاوز قرار می گیرد و هستی اش بر باد می رود. زیرا دشمن در هنگام حمله، به جداسازی نمی پردازد و با حملات کورکورانه همگان را به تیغ می کشد و جان و مال را می برد

آن حضرت(ع)در نامه ای می نویسد: گزارش ها نشان می دهد که دشمنان وارد خانه زنان مسلمان و زنان اهل کتاب و هم پیمان وارد شده و خلخال از پا و گوشواره از گوش کنده و بی هیچ مزاحمتی رفته اند حضرت در همان نامه در جایی دیگر می نویسد: ملتی در خانه هایشان مورد هجوم دشمن قرار نگرفتند مگر آن که خوار و ذیل شدند

به نظر امام(ع) اگر ملتی برای مقابله با هجوم و یورش های دشمنان، خود یورش پیشگیرانه نداشته باشد، دشمنان خود را از مرزها می گذرانند و به داخل شهرها و خانه های شما می آیند و با غارت و تجاوز و تعدی، شما را خوار و ذلیل می کنند و کشور را اشغال کرده و مالک جان و مال و عرض شما می شوند. در حقیقت امام(ع) به این مهم توجه می دهد که امنیت و آرامش شخصی در خانه و کاشانه زمانی تأمین می شود که امنیت ملی و جمعی تأمین شده باشد.بنابراین هیچ کسی نمی تواند خود را از تعرضات مصون بداند، چه این شخص طرفدار این گروه باشد یا آن گروه، چه از اهل ایمان و اسلام باشد یا اهل پیمان و اهل کتاب، همه در هنگام یورش های دشمن به شهرها و درون کشور از امنیت بی بهره خواهند بود و آثار و تبعات آن گریبانگیر همه خواهد شد.

مولای متقیان حضرت علی(ع) در انگیزش یاران به پیکار با دشمن ضمن خطبه 124 فرموده‌اند: زره پوشان را در صفوف مقدم جای دهید و پس پشتشان دیگر نیروها را پشتیبان سازید، دندانها را به هم بفشارید تا مقاومت جمجمه‌ها را در برابر شمشیر فزونی بخشد و در برابر نیزه‌ها پیچ و خم به خود دهید زیرا با این کار سرنیزه‌ های دشمن می‌لغزد و کمتر کارگر می‌شود. چشمها را فرو بندید که ایستادگی در مقابل سختی ها را افزون می‌کند و قلب را استواری می‌بخشد. دم فرو بندید و صداها را بمیرانید که در طرد سستی تاثیری بسزا دارد

سراسر رهنمود فوق تدبیر و درایت مدیریتی و نظامی یک رهبر را نشان می‌دهد و بیان کننده تاکتیک های نظامی ضروری زمان خویش است. در بخش دیگر خطبه فوق مضمون خطبه123 را به صورتی دیگر تکرار شده می‌یابیم: هر کسی هماورد خود را پاسخگو باشد و برادر همرزمش را با دیده مواسات بنگرد و مباد که حریف را به برادر خود وانهد و او را تنها به دو هماورد بسپارد". منظور از برادر در کلام فوق و خطبه 123برادر ایمانی می‌باشد زیرا به فرموده کتاب مبین اسلام انما المومنون اخوه حجرات10) همه با هم برادرند .

در مطب فوق سه مبحث مهم به چشم می‌خورد که اندکی هر یک را شرح می‌دهیم:
1- فرمانده قوای نظامی نقش الگو را برای سربازان بازی می‌کند. در صورتی که فرمانده با شجاعت و درایت ، سربازان را به جنگ با دشمن دعوت نماید سربازان به پشتوانه فرماندهی دلیر دلگرمی پیدا کرده و بردشمن فائق می‌آید. اما گر فرمانده به خود ترس راه دهد و آثار این ترس برای سربازان آشکار شود نه تنها نمی‌تواند با تدابیر برتر سپاه را هماهنگ و از پراکندگی باز دارد بلکه ترس بر کل سپاه حاکم شده و مانع از پیروزی آنها و نبرد شجاعانه و استقامت در برابر دشمنان می‌شود. همچنین نقطه دلگرمی دیگر برای سپاه این است که فرمانده خود را در بین خود در میدان نبرد حی و حاضر ببینند. از این روست که حضرت علی (ع) به فرمانده سپاه خویش دستور داده است که به هنگام رویارویی با دشمن در میان یاران خویش قرار گیرد.
2- خصومت شخصی نباید عامل نبرد ملت ها با هم شود. هرگز نباید خصومت و عداوت شخصی حاکمان و رهبران و یا فرماندهان لشکریان ملتی را به نبرد با ملت دیگر برانگیزد بلکه نبرد تنها دفاع از آرمان های ملی و امنیت ملتهاست در برابر تعرضات دشمنی متجاوز و نباید جان هزاران نفر و اموال عمومی را برای کشورگشایی و یا کینه توزی های شخصی قربانی کرد.
3-
در جنگ طرفین نبرد هر دو متحمل خسارتهای سنگینی می‌شوند که اثرات این خسارت ها تا چندین نسل نیز زیانبار می‌ماند. بنابراین تا آنجا که ممکن است باید از جنگ و نبرد پرهیز و اجتناب نمود و قبل از شروع جنگ وقتی که ملتی مورد تجاوز قرار می‌گیرد باید دشمن را به راه حق فراخواند و او را به صلح و توقف تجاوزگری نسبت به ملت خویش و حل مسالمت آمیز مسئله‌ای که باعث تجاوز شده دعوت نمود و در واقع حجت را بر او تمام کرد

اگر دشمن باز راه حق و صلح را نپذیرفت و از عصیانگری و تجاوز دست برنداشت در این صورت واجب می‌گردد که با تمام توان و نیروها در مقابل متجاوز ایستادگی نمود و او را به سختی سرکوب کرد. حضرت علی (ع) در بخشی از نامه خویش به مالک اشتر فرموده‌اند: از آشتی با دشمن وقتی او تو را به آن فراخواند و خشنودی خدای در آن باشد روی مپیچ که سپاهیان تو را مایه آسایش است و اندوه تو را وسیله آرامش و شهرهای تو را پایه ایمنی. اما بهوش باش که از دشمن پس از آشتی برحذر باشی چه بسا که دشمن به فریب و مکر به تو نزدیک گردد تا تو را غافلگیر کند حالیا شیوه احتیاط و دور اندیشی از دست مگذار و به دشمن گمان نیکو مبر.

آیا جهاد نوعى خشونت نیست؟

دشمن هنگامى که در مقابله مستقیم با ارزشهاى اسلامى توفیقى بدست نمى آورد، سعى دارد با لکّه دار کردن ارزش هاى مورد نظر، آن را از کارآیى لازم بیندازد. و از آنجا که در مسأله جهاد موفّق به حذف آن از قلب و دل مسلمانان نشده، سعى دارد چهره زیباى جهاد را زشت جلوه دهد. بدین جهت آن را نوعى خشونت معرّفى کرده است، در حالى که چنین نیست. دستور جهاد در آیه 190 بقره آمده وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ و در راه خدا با کسانى که با شما مى جنگند نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدّى کنندگان را دوست ندارد

یعنى اگر اسرائیل حمله کرد، و کشورهاى اسلامى را اشغال نمود، و قبله اوّل مسلمین را گرفت، و مردم را از شهر و دیارشان آواره کرد، و خانه هاى آنها را بر سرشان ویران نمود، مسلمانان باید با چنین دشمن خون آشامى بجنگند، و از حقّ خود دفاع کنند، ولى در عین حال از حدّ خود تجاوز ننمایند، با اُسرا ملایمت کنند، در میدان جنگ آب آشامیدنى دشمن را آلوده نکنند، درختها را آتش نزنند، متعرّض زنان و کودکان و بیماران و پیران نشوند. آیا این گونه جهاد کردن خشونت است؟ اگر در نظام آفرینش دقّت کنیم، خواهیم دید که جهاد یک قانون طبیعى است. چرا که تمام موجودات زنده در سراسر عالم از خود دفاع مى کنند، و براحتى تسلیم نمى شوند.

درختانى که در معرض طوفانهاى شدید هستند، با تقویت ریشه هاى خویش به مبارزه با طوفانها مى پردازند. اگر دقّت کنیم برگ معدود درختانى که در دل کویر خشک و سوزان قامت بر افراشته، نسبت به درختانى که در کنار نهرها و رودخانه ها وجود دارد پهن تر، و لایه اى از کرک روى آن را گرفته است. این، عامل دفاعى این درخت در برابر کم آبى، و گرماى طاقت فرساى کویر است، تا بتواند مدّت بیشترى مختصر آبى که در طول سال نصیبش مى شود را حفظ کند. بنابراین، چنین درختى نیز در مقابل بى آبى مبارزه مى کند. تمام جانداران نوعى سلاح طبیعى دفاعى در اختیار دارند; یکى مثل آهو قدرت بالایى براى فرار دارد، دیگرى همچون گرگ دندانهاى تیزى جهت دفاع دارد، برخى با شاخهاى خود به مبارزه مى پردازند، جوجه تیغى با تیغ هاى موجود بر سطح بدنش از خود دفاع مى کند، برخى با نیش زهردار و دردآور محافظ خود هستند، و خلاصه هر حیوانى وسیله دفاعى مناسبى در اختیار دارد.

جهاد کبیر، گفتمان سازی سالم فکری و فرهنگی و رفتاری

هدف از جهاد کبیر، ایجاد فضای مناسبی است تا بشر در چارچوب عقلانیت و وحیانیت و فطرت سالم، بینش و نگرش درستی به دست آورد و رفتارهای هنجاری و ارزشی را در جامعه در پیش گیرد. جهاد علمی و فرهنگی در حوزه های بینشی و نگرشی فضایی را برای افراد جامعه فراهم می آورد تا انسان ها در یک فضای سالم، گفتمان های رقیب را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند و بتوانند خود با انتخاب آزاد، راهی را برگزیند. اگر چنین فضایی برای همه افراد بشر و اعضای جامعه فراهم شود، آن گاه به طور طبیعی اکثریت مردم، به سبب کمال خواهی و کمال جویی و نقص گریزی، به سوی خدا و خدایی شدن گام بر می دارند و اصول فطرت و عقلانیت را به کار می گیرند و از رفتارهای زشت و نابهنجار عقلانی و عقلایی پرهیز کرده و در پی فرهنگ سالم و ارزشی می روند

خداوند در آیه 15 سوره لقمان یادآور می شود که جهاد علمی و فرهنگی از سوی حق و باطل، عقل و جهل همواره در جهان وجود داشته و خواهد داشت. همان اندازه که عاقلان و عالمان تلاش می کنند تا فکر و فرهنگ عقلانی و سالم بر جامعه و فکر و ذهن بشر حاکم شود، همان اندازه جاهلان و سفیهان تلاش می کنند تا فکر و فرهنگ باطل ایشان بر جامعه مسلط شود. انسان عاقل کسی است که براساس علم و دانش عمل می کند و از یاوه گویی و افکار و اندیشه های خرافی و جاهلانه پیروی و اطاعت نمی کند. در آیات سوره لقمان، به مسئله تهاجم و جنگ فرهنگی و علمی توجه خاصی مبذول شده است. از این آیات فهمیده می شود که دشمن در اندیشه تسلط فکری و فرهنگی بر انسان و جامعه است و از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند.

در مقابل، انسان های خردورز و مومن در جهاد علمی و فرهنگی با توجه به آموزه های عقلانی و وحیانی تلاش می کنند، تا افکار و رفتار انسان ها را در چارچوب عقلانیت و وحیانیت سامان دهند و اصول اخلاقی و هنجاری را که مورد پسند عقل و عقلاء است بر جامعه حاکم گردانند. در این آیات به صراحت از تفکرها و رفتارهای متضاد خلاف عقل وعقلانیت سخن به میان آمده و در مقابل به انسان های خردورز فرمان می دهد که فکر و فرهنگ هنجاری و معروف را بشناسند و در پی آن بروند

از آن جایی که گفتمان اسلامی گفتمانی عقلانی با خاستگاه عقل و فطرت سالم است، نیازی نمی بیند که استبداد ورزد، اما گفتمان های علمی و فکری و فرهنگی کافران چون از چنین خاستگاهی برخوردار نیست و بیشتر مبتنی بر آمیزه ای از حق و باطل، شبهات و خرافات و گمانها است، دچار استبداد رای است و در سرکوب اندیشه رقیب تلاش می کند و اجازه نمی دهد تا گفتمان دیگری جز گفتمان باطل کفری شکل گیرد. این گونه است که فضای جامعه چنان آلوده می شود که کودکان با خاستگاه طبیعی و فطری کمال گرای خویش، دیگر از چنین خاستگاهی برخوردار نمی شوند و تربیت کودکان بر فکر کفر و رفتار فجورآمیز صورت می گیرد. (نوح 27)

خداوند گزارش می کند که مستکبران جهان این گونه عمل می کنند. از این رو فرعون هر گونه پذیرش فکر و رفتار و آیین دیگری را اجازه نمی دهد و پذیرش هر فکر و آیینی را منوط به اذن خود می داند به گونه ای که در صورت تخطی، افراد را به سبب پذیرش فکر و رفتار و آیینی دیگر با شکنجه های سخت به قتل می رساند. (اعراف123؛ طه 71) از نظر فرعون، گفتمان استبدادی و استکبار او بهترین سبک زندگی است. بنابراین هرگونه گفتمان و فکر و رفتار و آیینی دیگر، باطل و نادرست بوده و به شدت مدعیان و پیروان آن مجازات وکشته و شکنجه می شوند. (غافر 29)

ابزارهای جهاد کبیر

از آن جایی که جهاد کبیر، جهاد علمی و فکری و فرهنگی است، برخلاف جهادهای فیزیکی و سخت، ابزارهای نرمی لازم است که مورد استفاده قرار گیرد. در جنگ نرم، ابزارهای سخت چون قتل و شکنجه کارایی ندارد و حتی نتیجه عکس می دهد و به جای اینکه موجب تسلط فکری و فرهنگی گفتمانی شود، موجب نابودی و تزلزل آن می شود. از آن جایی که هدف در جهاد کبیر، تسلط بر اذهان و قلوب است، لازم است تا از ابزارهایی استفاده شود که موجبات تسلط بر قلوب می شود. جهادگر در جهاد کبیر و جنگ نرم نمی خواهد تا جانی را بستاند و مالی را به غارت برد و یا کسی را برده کند، بلکه در این فکر است که کسی یا جامعه ای بنده خود کند تا بنده با همه وجودش در خدمت رب و یا ارباب باشد

جهادگران فرهنگی در گفتمان باطل برای تسلط و ولایت یابی بر ذهن و قلب بشر از هر ابزار باطل و حقی استفاده می کنند؛ زیرا هدف وسیله را برای آنان توجیه می کند. آنان از ابزارهای ضد اخلاقی و ضد انسانی چون تمسخر و استهزاء و تهمت و افترا و نیز متشابهات و خرافات بهره می گیرند تا ذهن و قلب بشر را در اختیار گیرند. اما از آن جایی که مؤمنان در جهاد کبیر در اندیشه تسلط خوبی ها و هنجارها و افکار و اندیشه های عقلانی و عقلایی هستند، تنها مجاز می باشند تا از این ابزارها استفاده کنند و مجاز نیستند از امور خرافی و باطل یا رفتارهای ضداخلاقی و هنجاری برای تبیین و تسلط بر ذهن و قلب استفاده کنند لذا با محدودیت های ابزاری مواجه هستند

در جهاد فرهنگی و علمی، لازم است تا باتوجه به استعداد و قابلیت های مخاطبان، از برهان عقلانی و موعظه ها و پندهای عقلایی استفاده کرد و با جدال احسن و گفتمان مناسب خردپسند ومقبول عقلایی، دیگران را نسبت به حقایق آگاه کرد و ایشان را از بندگی ارباب به بندگی خداوند یکتا و یگانه خواند. (نحل125) هدف از جهاد فکری و علمی و فرهنگی آن است که مؤمنان را از تهاجم فکری و فرهنگی دشمن حفظ کرد و با پاسخ گویی به شبهات و روشنگری و بصیرت زایی یا بصیرت افزایی، اجازه نداد تا رفتارهای نابهنجار آنان به شکل فرهنگ بر جامعه مسلط شود و با تخریب حقایق و هنجارهای ارزشی و فکری و فرهنگی، جامعه را دچار تردید کند

پس از کادر سازی و تقویت مبانی فکری و فرهنگی و اخلاقی جامعه ایمانی با بهره گیری از عالمان و اندیشمندان، می بایست نسبت به افکار و اندیشه ها و رفتارهای ضد بشری و اخلاقی کافران و دشمنان واکنش نشان داد و با برهان و استدلال و جدال احسن دشمن را خلع سلاح کرد. بهره گیری از گفتمان سالم در همه حال (نساء63 و نحل125) مراعات اعتدال و میانه روی در ارتباط با مردم و هدایت و راهنمایی آنان (اعراف 199 انبیاء 109) تأکید بر امور فطری و فطریات از جمله منفعت طلبی و ضرر گریزی (مائده76 انعام71)، بهره گیری از برهان و دلیل عقلانی و عقلایی (آل عمران86 محمد14)، بیان فلسفه زندگی و احکام (نحل125)، صراحت گویی (حجر94، مائده92و 99) و مانند آن از ابزارها و روش هایی است که می بایست در جهاد نرم و جهاد کبیر فکری و فرهنگی و عملی به کار گرفت.

جنگ از منظر آیات قرآن

مذهب اسلام ، به عنوان یک دین کامل و جامع الهی، با پدیده ی جنگ و صلح به نحوی برخورد کرده که ارجحیت نظریات و دیدگاههای وی بر سایر نظرات، هویدا است. سخن حق در این باب از آن اسلام است و ما پیروان این دین آسمانی، باید با شناخت صحیح احکام اسلامی در مورد جنگ و صلح، برنامه های جامع اسلامی را تنظیم و هدایت کنیم. از آیه های قرآن استفاده می شود که جنگهای پیامبر بزرگوار اسلام به سه منظور انجام شد : دفاع ، رفع ستم و برانداختن فتنه. اولین انگیزه ی جنگهای اسلام علیه کفر، دفاع از حقوق مسلمانان و کیان جامعه ی اسلامی بود

أذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا ....... و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم أهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا ........ و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین لله فأن انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین   اسلام ، ریشه جنگ و منازعه در جامعه ی بشری را ناشی از فزون طلبی، استکبار، تجاوز و تعدی انسانها به حقوق یکدیگر می داند. افراد، دولتها و کشورهایی که از حق خود فراتر رفته و می خواهند حقوق دیگران را از آن خود کنن ، زمینه های نزاع و جنگ را فراهم می کنند. با اینکه جنگ و خونریزی در دین مبین اسلام به هر طریقی نهی شده، اما در صورت بروز جنگ، بایستی از سرزمین و کیان نظام مقدس اسلامی در بلاد اسلامی دفاع نمود.

الف: توبه 36: با مشرکان همگی کارزار کنید همچنان که آنان هم با شما همگی کارزار می کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است. در مجمع البیان آمده است: یعنی همگی شما در حالی که با هم مؤتلف باشید و اختلافی نداشته باشید، کارزار کنید، چنان که آن ها نیز همگی با شما کارزار کنند. و به نقل از «اصم» آورده است: معنای آیه، این است که پشت در پشت و نسلاً بعد نسل با آن ها کارزار کنید چنان که آن ها با شما این گونه کارزار کنند».

ب) بقره 216: بر شما جهاد مقرر شده است و آن برای شما ناخوشایند است و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد و خداوند می داند و شما نمی دانید. به نوشته مجمع البیان، آیه بر وجوب جهاد کفایی دلالت دارد. نیز در خلاصه المنهج می خوانیم: «این آیه، دلالت بر وجوب جهاد و فرض بودن آن می کند.» در المیزان آمده است که آیه دلالت بر فرض قتال بر همه مؤمنان دارد؛ به خاطر این که خطاب متوجه به آن ها است.
ج) توبه 73: ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و با آنان درشتی کن. در کنزالعرفان، ذیل تفسیر این آیه به نقل از ابن عباس آورده است: جهاد کفار با سیف و شمشیر است و جهاد منافقان با زبان است که اقامه حجت بر آنان باشد و موعظه شوند». سپس ادامه داده است که امر جهاد با کفار دو قسم است:

1. با کفار اهل کتاب یا آن ها که شبهه کتاب داشتن دارند، کارزار می شود تا اسلام آورند یا به شرایط ذمه ملتزم گردند.

2. با کفار غیر اهل کتاب کارزار می شود تا اسلام بیاورند یا کشته شوند. در المیزان، جهاد با آنان را صرف نهایت تلاش در مبارزه با آنان می داند که با زبان و دست است تا در نهایت به قتال برسد.
د) توبه 123: ای مؤمنان با کسانی از کفار که نزدیک شما هستند؛ کارزار کنید و باید که در شما درشتی ببینند. صاحب کنزالعرفان در تفسیر این آیه آورده است که یعنی با همه کفار کارزار کنید و ابتدا از نزدیک تر آغاز کنید. و در تفسیر نمونه آمده است: درست است که با تمام تاکتیک و روش مبارزه، بدون شک نخست باید از دشمنان نزدیک تر شروع کرد؛ چرا که خطر دشمنان نزدیک تر بیشتر است. همان گونه که هنگام دعوت به سوی اسلام و هدایت مردم به آئین حق باید از نزدیک تر شروع کرد ...

تعبیر و لیجدوا فیکم غلظه بیان گر آن است که باید آمادگی و سرسختی خود را به دشمن نشان بدهید تا آن ها بدانند در شما چنین روحیه ای هست و همان، سبب عقب نشینی و شکست روحیه آنان گردد و به تعبیر دیگر، وجود قدرت کافی نیست بلکه باید در برابر دشمن نمایش قدرت داد. در المیزان این آیه را امر به جهاد عام دانسته است که توسعه اسلام در آن است تا آن که در دنیا شایع شود.
ه) انفال 65: ای پیامبر! مؤمنان را به جهاد برانگیز. خداوند در این آیه خطاب به پیامبر خود فرموده است که مؤمنان به دین را به کارزار تشویق و تحریض کن.
و) توبه 111: خداوند جان و مال مؤمنان را در ازای بهشت از آنان خریده است، همان کسانی که در راه خدا کارزار می کنند و می کشند و کشته می شوند. این وعده به راستی و درستی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده او است. در این آیه از جهاد در راه خدا قدردانی شده و خدا را خریدار جان و مال جهادگران دانسته است. با استفاده از دلایل قرآنی که پاره ای از آن ذکر شد؛ می توان استناد کردو ثابت نمود که در اسلام علاوه بر اینکه اصل بر صلح است ؛ اما جنگ نیز مهمی است که به آن تأکید شده است

با توجه به مطالب بیان شده در خصوص وجود جنگ در اسلام و وجود آیات متعدد در قرآن کریم ، دال بر این موضوع، شرایط و ویژگی هایی نیز در رابطه با جنگ و شروع جنگ ، شیوه های پیکار در تعالیم اسلام آمده است که در مقالات آتی به شرح آنها می پردازیم.

ضرورت آمادگی نظامی از دیدگاه قرآن کریم

قرآن به آمادگی نظامی جامعه اسلامی تأکید ویژه ای دارد. آمادگی نظامی در دو حوزه منابع انسانی و ابزارهای نظامی که از آن به عدّه و عدّه یاد می شود، این امکان را به دولت اسلامی می بخشد که در هر زمان و مکانی علیه دشمن اقدام کند و امکان هرگونه پیروزی و موفقیتی را از آنان سلب کرده و به عنوان عامل بازدارنده عمل نماید

قرآن برای آمادگی نظامی امت اسلام کارکردهای چندی را بیان کرده که از آن جمله کارکردهای آمادگی در جنگ نرم است؛ زیرا آمادگی نظامی، موجب دلگرمی جامعه اسلامی و افزایش روحیه آنان شده و آرامش را به جامعه تزریق می کند و اعتماد مردم را به نظام اسلامی دوچندان می نماید؛ چنان که هر گونه شایعات و جنگ روانی را خنثی کرده و حتی در دل دشمنان ترس و واهمه ای می افکند.

آمادگی نظامی، نمایش قدرت

رزمایش ها و رژه های نظامی همواره کارکردهای چندگانه ای دارد. تمامی دولت ها در طول تاریخ با نمایش مردان جنگی و ابزارهای نظامی خود می کوشیدند تا شکوه و ابهت دولت و ملت خود را به نمایش گذارند؛ زیرا با این کار، هم دل دوستان را شاد و هم دل دشمنان را تهی می کردند. خداوند در قرآن گزارش می کند که دشمنان اسلام و پیامبران در طول تاریخ با نمایشی از بزرگی و قدرت لشکریان خود بر آن بودند تا دل های مؤمنان را بلرزانند و ایشان را بترسانند تا از همراهی با پیامبران خودداری کنند

فرعون به لشکر خود مباهات می کرد و فرمان داده بود تا از همه شهرها افراد نظامی و جنگاور را گردآورند و با نمایش قدرت، قوم موسی را از هرگونه تحرک فکری و عملی برضد آیین به سنت های فرعونی و قبطی باز دارند. قدرت نظامی ارتش فرعونی چنان بود که خداوند بارها در کنار فرعون از ارتش قدار او سخن به میان آورده که در پی قوم بنی اسرائیل بودند و دست از اذیت و آزار آنان برنمی داشتند. (قصص6 و 8 و 39 و 40؛ ذاریات40 و آیات دیگر)

در مقابل قدرت نمایی دشمنان، خداوند نیز به نمایش قدرت نظامی خود اقدام می کند و از لشکریان پیدا و پنهان خود سخن می گوید و به دشمنان گوشزد می کند که اگر برای شما گروهی جنگاور است، در برابر همه هستی، لشکر خداوند هستند و کسی از شمار و تعداد آنان خبری ندارد و نمی داند. (احزاب9؛ فتح 4و 7؛ مدثر31) پیامبران نیز گاه به نمایش قدرت خود اقدام می کردند. این مسئله به ویژه برای پیامبرانی که دولت دینی را تأسیس کرده بودند نمود یافته است.

از جمله حضرت سلیمان(ع) لشکریانی از همه اصناف موجودات و مخلوقات داشت که در خدمت او بودند. از جمله جنگاوران حضرت سلیمان مردمانی از جنیان و شماری پرندگان بودند که کارهای نظامی و تأسیساتی و تدارکاتی او را به عهده داشتند. (نمل 17 و 18) این لشکر به اندازه ای مجهز و بزرگ بود که پیش از این و پس از آن لشکری به این عظمت و ترکیب به وجود نیامده و نخواهد آمد. (نمل 37 و روایات معتبر)

حضرت سلیمان همواره از لشکر خویش بازدید می کرد و سان می دید؛ (نمل 20) زیرا در لشکر او گروهی از جنیان از شیاطین بودند که به اسارت درآمده و به بردگی برای او مشغول بودند و کارهای ساختمانی و خدماتی و سخت و سنگین و بی مانند انجام می دادند. (سبا 12و13) برنامه ریزی حضرت سلیمان برای سان دیدن به این شکل بود که هر زمانی، به دیدار گروهی از لشکریان می رفت، گاه از ارتش زمینی خود و گاه از سواره نظام و اسب ها و تجهیزات آنان و گاه از نیروی هوایی خود (نمل 20) بازدید می کرد.

طبق نقل قرآن، در مراسمی که لشکر زمینی سان می داد و از وادی می گذشت، مورچگان وحشت زده به خانه های خویش شتافتند، زیرا ترس از انبوه جمعیت و لگدمال شدن وجود داشت (نمل 18) سان دیدن گاهی آن قدر به درازا می کشید که برخی از امور به فراموشی سپرده می شد. این بدان معنا بود که بررسی و سرکشی به وضعیت لشکر و آمادگی نظامی آنان برای آن حضرت به عنوان رهبر دولت اسلامی بسیار مهم بوده است. (ص، آیات 32 و 33) او در این سرکشی ها کوچک ترین تغییرات را مدنظر داشت و چنان احاطه به وضعیت ارتش و لشکرهای زمینی و هوایی داشت که اگر کوچک ترین خلل و نقصی در هر یک از حوزه ها می دید به سرعت متوجه می شد و عوامل اختلال را مواخذه و مجازات می کرد، زیرا نظم و انضباط در ارتش از ارکان اساسی است. (نمل20 و21)

هنگامی که نمایندگان ملکه سبا به خدمت آن حضرت(ع) رسیدند از شکوه و عظمت حکومت ایشان به هراس افتادند و خواهان صلح شدند زیرا با آن که پادشاهی سبا از جمله پادشاهی های قدرتمند و باشکوه آن زمان به شمار می رفت و از قدرت و ثروت بسیاری برخوردار بود، ولی در برابر عظمت قدرت و جلال سلیمانی، خود را ناچیز دانستند و شرمنده شدند و در نهایت ملکه سبا تسلیم دولت سلیمانی می شود و با او به توحید می گرود و از خورشید پرستی برائت می جوید. (سبا 15 تا 21، نمل 30 تا 50)

رزمایش و نمایش قدرت نظامی

نیروهای نظامی برای به دست آوردن نهایت آمادگی می بایست فعالیت هایی را انجام دهند تا از توانایی اقدام سریع و درست و به هنگام برآیند. از این رو خداوند بر اجرای رزمایش و نمایش قدرت از سوی رزمندگان و ارتش اسلام تأکید دارد. این حفظ آمادگی و آرایش نظامی در برابر دشمنان، هرگونه تجاوز را از آنان سلب می کند و در دلهایشان رعب می افکند (انفال 60)

بنابراین، ضرورت دارد که ارتش اسلام از آمادگی کامل و آرایش نظامی با برگزاری رزمایش ها و سان و رژه و مانند آن مطمئن شود. (آل عمران 121؛ نساء 102) ازنظر قرآن، ارتش و قوای نظامی حتی اگر در جنگی شکست خورده و متحمل خسارات شدید مالی و جسمی و جانی شدند، باید خود را به سرعت سامان داده و با نمایش قدرت بکوشند تا روحیه خود را افزایش و روحیه دشمنان را به تحلیل برند، چنان که پس از شکست مسلمانان در جنگ احد، نمایش قدرت و آرایش نظامی به رغم آسیب جدی به ارتش اسلام، موجب شد تا دشمنان از ادامه حمله باز مانند و عقب نشینی کنند. (آل عمران172)
آمادگی نظامی، افزایش اعتماد و تقویت روحیه دوستان

آمادگی نظامی و آرایش نظامی و رزمایش و رژه های متنوع و گوناگون کارکردهای روانی بسیار مثبتی برای دوستان و امت اسلامی دارد. هنگامی که رزمایش و یا رژه ای برگزار می شود و ادوات و امکانات و تجهیزات و منابع خبره ارتش اسلام به نمایش گذاشته می شود، موجب افزایش اعتماد به نفس جامعه و احساس امنیت و آرامش در میان مردم می شود. ازنظر قرآن حتی اگر ارتش اسلام متحمل شکست و یا ضربات سخت شده و ناچار به ترک مواضع و عقب نشینی گردیده است، می بایست به سرعت آرایش نظامی خود را باز یابد و با نمایشی از قدرت، ترس و رعب در دل دشمنان اندازد و اجازه پیشروی و تعرضات بیشتر ندهد.

اگر آرایش نظامی لشکر متحمل خسارت، به سرعت انجام گیرد، تبلیغات روانی دشمن اثر و کارکرد تخریبی خود را از دست می دهد. از این رو خداوند از مؤمنان می خواهد که پس از شکست ها و یا عقب نشینی به علت فشار غیرقابل تحمل دشمنان، در موقعیت دیگری به ساماندهی ارتش و آرایش نظامی اقدام کنند تا این گونه ضمن افزایش روحیه رزمندگان، مانع از کاهش روحیه آنان شده و اجازه ندهند تا شایعات دشمن و منافقان تأثیری بر عملکرد رزمندگان بگذارد. (آل عمران۱۷۳)

آمادگی نظامی، تخریب روحیه دشمنان

دومین کارکرد اصلی و مهم آمادگی نظامی از طریق فراهم آوری عده و عده، اجرای رزمایش، انجام رژه ها و نمایش قدرت و آرایش نظامی گرفتن به ویژه در مرزهای مواجهه با دشمن، تخریب روحیه دشمنان و متجاوزان است. آمادگی نظامی ارتش اسلام موجب می شود تا ترس و هراس در دل دشمنان اسلام بیفتد و از قدرت اسلام احساس ترس و ناامنی کنند و همواره خود را در معرض خطر هجوم رزمندگان اسلام بیابند و خورد و خوراک و آسایش از آنان سلب شود (انفال۶۰)؛ چنان که این آمادگی موجب می شود تا دشمنان هوس یورش به مرزهای اسلام را از سر خود بیرون کنند و گزینه حمله را از روی میز بردارند. (نساء۱۰۲)

خداوند در آیه اخیر بیان می کند که آمادگی نظامی چنان ترس و هراس در دل دشمنان و متجاوزان می اندازد که به خود اجازه حمله غافلگیرانه را نمی دهند؛ زیرا ترس از واکنش سریع و سنگین و کشنده ارتش اسلام موجب می شود تا وسوسه نشوند تحرکی غافلگیرانه نشان دهند؛ زیرا می دانند که پاسخی کوبنده تر از آنچه انجام داده اند دریافت می کنند. (همان) آمادگی نظامی و هوشیاری دولت و امت اسلامی موجب می شود که دشمنان اقرار به شکست در برابر ارتش اسلام کنند و به خود اجازه ندهند در تحرکاتی علیه امت اسلام وارد شده و با دیگران همکاری کنند. اگر این آمادگی همیشه وجود داشته باشد، احزاب و کشورهای بزدل پیرامون دولت اسلامی به خود اجازه همکاری با دشمنان متجاوز را نمی دهند و پیشاپیش شکست و زبونی و ناتوانی خود را در برابر ارتش آماده اسلام اعلام می کنند. (نساء آیه 102)

بنابراین، می توان گفت که آمادگی نظامی دو کارکرد مثبت برای جامعه و دولت اسلامی درجنگ نرم به همراه خواهد داشت؛ از سویی اجازه نمی دهد تا دشمنان روحیه ملت را تخریب کرده و اعتماد مردم را از دولت اسلامی سلب کنند و به آنان این باور را بدهند که دولت اسلامی ناتوان از تامین اصلی ترین نیاز بشر در یک جامعه یعنی امنیت است؛ زیرا رزمایش ها و رژه ها و آرایش نظامی در مرزها، خود خودگواه هوشیاری و آمادگی هرگونه مقابله با متجاوزان و تامین امنیت جامعه است و از سوی دیگر، فکر هرگونه تجاوز و حملات غافلگیرانه را از دشمن می گیرد بلکه حتی آنان را در مقام ترس از حمله قرار می دهد هرچند که امت اسلامی و دولت اسلامی هرگز خود ابتدا به جنگ نمی کند، ولی ترس از هجوم ارتش آماده، خود بنیاد امنیت روحی و روانی آنان را به هم می ریزد و اجازه نمی دهد تا حتی فکر حمله را به ذهن خود راه دهند چه رسد که آن را روی میز بگذارند و برنامه ای برای حمله داشته باشند

براین اساس خداوند در قرآن از دولت و ملت اسلامی می خواهد آمادگی نظامی را به عنوان یک راهبرد اصلی درسیاست های کلان در نظر داشته باشند و آن را تنها یک سازو کار بر نشمارند؛ زیرا کارکردهای آمادگی نظامی تنها محدود به جنگ سخت نمی شود بلکه درجنگ نرم و جنگ روانی بیشتر کاربرد دارد و عامل بازدارنده از حمله دشمنان اسلام خواهد بود. درحقیقت آمادگی نظامی که با فراهم آوری و تدارک نیروها و امکانات لازم اعم از مادی و معنوی برای رویارویی با دشمنان موجود یا احتمالی، درجامعه اسلامی شکل می گیرد، عامل بسیار مهم درایجاد اعتماد عمومی و امنیت عمومی و آرامش روحی و روانی جامعه و عامل بازدارنده از هجوم دشمن وترس و وحشت از نیروهای رزمنده اسلام خواهد داشت. خداوند در آیات بسیاری به این مساله با به کارگیری واژه هایی چون «اعداد»، «أخذ حذر»، «أخذ اسلحه»، «رباط»، «مرابطه» «صافنات الجیاد»،«تبوی»،«جمعوا» و مانند آن تاکید کرده است.

برکات ایمان و جهاد

ایمان واقعی و حقیقی وقتی در وجود انسان وارد و تبدیل به یقین و باور شود، از خود آثار و برکات متعددی بر جای می گذارد. آثار و برکات ایمان در عرصه رفتارها و اعمال چنین انسانی نمود می یابد و از این رهگذر می توان به قوت و صداقت ایمان او پی برد

خداوند متعال در آیات 10 تا 13 صف، به بیان بخشی از ره آوردهای ایمان و جهاد همه جانبه در راه خدا، اشاره فرموده است: ای کسانی که ایمان آورده اید! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی می بخشد؟! به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید! (اگر چنین کنید خداوند) گناهانتان را می بخشد و شما را در باغ هایی از بهشت داخل می کند که نهرها از زیر درختانش جاری است و در مسکن های پاکیزه در بهشت جاویدان جای می دهد؛ و این پیروزی عظیم است. و نعمت دیگری که آن را دوست دارید (به شما می بخشد) و آن یاری خدا و پیروزی نزدیک است و مومنان را (به این پیروزی بزرگ) بشارت بده.
در آیات مذکور، خداوند متعال با لحنی سرشار از محبت و رأفت و با بیان فوق العاده زیبا و جذاب، به بیان آثار و پیامدهای ایمان به او و جهاد همه جانبه (جهاد اکبر، جهاد کبیر و...) در راهش می پردازد. مفسر تفسیر نمونه در این باره، ذیل آیات ذکر شده نوشته است: با این که «ایمان» و «جهاد» از واجبات قطعیه اند، ولی در اینجا آن را نه به صورت امر، بلکه به صورت پیشنهاد تجارت، مطرح می کند و آن هم آمیخته با تعبیراتی که از لطف بی پایان خدا حکایت دارد

بدون شک، «نجات از عذاب الیم»، از مهمترین خواسته های هر انسانی است، و لذا، این سؤال که: آیا می خواهید شما را به تجارتی رهنمون شوم که شما را از عذاب الیم رهایی بخشد؟ برای همه، جالب توجه است. هنگامی که با این سؤال دلها را به سوی خود جذب کرد، بی آنکه منتظر پاسخ آن باشد، به شرح آن تجارت پرسود پرداخته، می افزاید: و آن تجارت مهم این است که «به خدا و رسول او ایمان بیاورید و در راه خداوند با اموال و جان هایتان جهاد کنید.»
ارکان جهاد
تا اینجا سه رکن اساسی از ارکان این تجارت بزرگ و بی نظیر مشخص شد: «خریدار» خدا، «فروشنده» انسان های با ایمان و «متاع» جان ها و اموالشان. اکنون، نوبت به «رکن چهارم» می رسد که، بهای این معامله عظیم است خداوند متعال می فرماید: «هرگاه چنین کنید، خداوند گناهانتان را می بخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است و در مسکن های پاکیزه در بهشت جاویدان، جای می دهد، و این پیروزی عظیمی است

در مرحله پاداش اخروی، هم نخست به سراغ آمرزش گناهان می رود؛ چرا که بیشترین ناراحتی فکر انسان، از گناهان است. وقتی آمرزش و غفران مسلم شد، غصه ای ندارد، این تعبیر نشان می دهد که، نخستین هدیه الهی به شهیدان راهش، این است که: تمام گناهانش را می بخشد.
اما، آیا این امر فقط ناظر به «حق الله است و یا «حق الناس» را نیز شامل می شود؟
مطلق بودن آیه، دلیل بر عمومیت است، ولی با توجه به این که خداوند «حق الناس» را به خود آنها واگذار کرده، بعضی در عمومیت آیه تردید کرده اند. به این ترتیب، در آیات فوق، دو شاخه از ایمان (ایمان به خدا و رسول) و دو شاخه از جهاد (جهاد با مال و جان) و دو شاخه از پاداش های اخروی (آمرزش گناهان و دخول در بهشت جاودان) و چنان که خواهیم دید دو شاخه از مواهب الهی در دنیا نیز، در آیه بعد آمده است: آنچه که می فرماید: و نعمت دیگری که آن را دوست دارید و مورد علاقه است را به شما می بخشد، و آن یاری خداوند، و پیروزی نزدیک است

چه تجارت پر سود و پر برکتی؟ که سراسر فتح و پیروزی و نعمت و رحمت است. و به همین دلیل خداوند سبحان از آن به عنوان فوز عظیم و پیروزی بزرگ یاد کرده است. آنگاه به همین دلیل، به مؤمنان در مورد تجارت بزرگ تبریک می گوید و بشارت می دهد و می افزاید: و مؤمنان را بشارت بده. از آنچه گفته می شود معلوم می شود که آثار و برکات ایمان و جهاد در راه خدا عبارتند از:
1- رهایی انسان از کلیه عذابهای اخروی   2- بخشش گناهان   3- حضور دایمی در بهشت در بهترین شرایط   4- پیروزی درعرصه زندگی دنیوی و رهایی از هرگونه ناراحتی   5- بشارت و مژده حضرت حق به مؤمنان مجاهد
در تفسیر نور هم ذیل آیات مطرح شده آمده است: در آیه قبل، غلبه دین اسلام بر سایر ادیان وعده داده شد، ولی تحقق این وعده سه شرط لازم دارد:
الف) قانون کامل و جهانی که همان قرآن است. نوری که خداوند آن را کامل کرده و هیچ کس قدرت خاموش کردنش را ندارد.
ب) وجود رهبر معصوم که حضرت مهدی، بقیه الله و ذخیره الهی است.
ج) آمادگی مردم که در این آیه مطرح شده است. این آیات هم وزن آیه 111 توبه است که می فرماید:
ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه... در تجارت چند فرض وجود دارد:
1- تجارت بد:
بئسما اشتروا به انفسهم (بقره90)

2- تجارت بدون سود: «فما ربحت تجارتهم» (بقره 61)
3- تجارت کم سود: «
متاع الدنیا قلیل» (نساء 77)
4- تجارت زیان بار: «
ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم» (زمر 51)
5- تجارت بسیار زیان بار: «
ان الانسان لفی خسر» (عصر2)
6- تجارت رسوا: «
الخسران المبین»(حج11)

 7- تجارت راکد: «تخشون کسادها» (توبه 42)
8- تجارت مستمر و بادوام:
«تجاره لن تبور» (فاطر29)

9- تجارت نجات بخش: «تجاره تنجیکم» (صف11)
10- تجارت سودآور:
تجاره مریحه (1)
حضرت علی علیه السلام هم در این باره فرموده اند: قیمت شما بهشت است، پس خودتان را ارزان نفروشید: «
لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلاتبیعوها الا بها (2) دنیا تجارتخانه اولیای الهی است: الدنیا متجر اولیاء الله (3) جالب آن که حضرت علی علیه السلام این سخن را به کسی فرمود که از دنیا بدگویی می کرد. در تجارت با خداوند، ما سرمایه را از خود او می گیریم و با قیمت گزاف به خودش می فروشیم

در فرهنگ اسلام برای بسیاری از امور مادی، مشابه معنوی نیز وجود دارد. برای مثال:
الف) خوراک مادی: کلوا من الطیبات (مومنون15) خوراک معنوی: فلینظر الانسان الی طعامه (عبس 42) که امام علیه السلام فرموده اند: الی علمه (4) یعنی، ببیند چه می آموزد.

 ب: لباس مادی: «سرابیل تقیکم» (نحل18)
لباس معنوی: «
و لباس التقوی ذلک خیر» (اعراف62)
ج) زینت مادی: «
خذوا زینتکم عند کل مسجد» (اعراف13)
زینت معنوی: «
حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم» (حجرات7)
د: سفر مادی: «
و ان کنتم علی سفر» (بقره 382)
هـ- سفر معنوی
: انک کادح الی ربک کدحا (انشقاق6) رزق مادی: من الثمرات رزقا لکم (بقره22) رزق معنوی: «وارزقنی حج بیتک الحرام»(دعای ماه رمضان)
و: شیرینی مادی:
حلاوه الدنیا (5) شیرینی معنوی: حلاوه الایمان (6) حلاوه ودک (7)
ز: پاداش مادی:
جنات تجری من تحتها الانهار... (بقره 52 و 72 بار در قرآن آمده است) پاداش معنوی: و رضوان من الله اکبر (توبه27)
ح: پدر مادی:
و والد و ما ولد» (بلد3)
پدر معنوی:
انا و علی ابوا هذه الامه (8)
ط: هجرت مادی:
و هاجروا (انفال 27) هجرت معنوی: والرجز فاهجر (مدثر 5) علی علیه السلام هم در این باره فرموده اند: «من همان تجارت پرسودی هستم که باعث نجات از عذاب الیم همان که خدا در قرآن به آن اشاره کرده است (9)
پیام های آیات
1- مردم را با عنوان و لقب ایمانی آنها مخاطب قرار دهیم.
2- باید ابتدا در مردم آمادگی ایجاد کنیم و یکی از راه های آن، طرح سؤال است.
3- تجارت نیاز به راهنما دارد.
4- تجارت معنوی برای همه قابل درک نیست، فقط مؤمنان به خدا این معنا را درک می کنند.
5- انسان فطرتاً به دنبال سود است، آن هم سودی ثابت و پایدار.
6- سود واقعی، نجات از قهر الهی است.

7- دفع خطر، مهم تر از جلب منفعت است.
8- تجارت فقط در امور دنیوی نیست

9- پیروی از پیامبران، تجارت پرسود است.
10- ایمان، درجات مختلفی دارد.
11- در تبلیغ دین، از عناوین و موضوعات مورد توجه مردم باید استفاده کرد. موضوع تجارت و کسب درآمد مورد نظر همه است. لذا ایمان به خدا، به عنوان یک تجارت پرسود مطرح می شود.
12- ایمان، فقط باور قلبی نیست، تلاش و جهاد لازم دارد.
13- ایمان به خدا همراه با ایمان به رسول است و جهاد با مال همراه با جهاد با جان.
14- ایمان و جهاد موسمی و فصلی و مقطعی کارساز نیست، تداوم لازم دارد. «تؤمنون...تجاهدون» ... فعل مضارع نشانه دوام و استمرار است.
15- ایمان سطحی سرچشمه کارهای مهم نمی شود، ایمان کامل لازم است.
16- ایمان بر عمل مقدم است.
17- حفظ دین، برتر از حفظ مال و جان است و باید برای حفظ دین، از مال و جان گذشت.
18- جهاد از هیچ فردی برداشته نمی شود، گاهی با مال، گاهی با جان و گاهی با مال و جان باید جهاد کرد.
19- در دستورات، از کار سبک تر شروع کنیم تا به کارهای سنگین تر برسیم. (جهاد با مال قبل از جهاد با جان آمده است).
20- ارزش کارها به اخلاص است.

21- چه بسا تلخی هایی که به نفع ما باشد ولی ما نمی دانیم.
22- انسان فطرتاً به دنبال خیر و سعادت است و خداوند وعده رسیدن به آن را داده است.
23- بهشت را به بها می دهند نه به بهانه.
24- عمل کامل پاداش کامل درپی دارد. (در این آیات، مسئله ایمان به خدا و رسول و جهاد با مال و جان از یک سو و مغفرت همه گناهان و ورود در بهشت و فوز بزرگ از سوی دیگر مطرح شده است.)
25- دریافت الطاف الهی، به پاک بودن و پاک شدن نیاز دارد. (اول مغفرت، بعد بهشت و رستگاری بزرگ).
26- انسان در میان عذاب الیم و فوز عظیم قرار دارد که با معامله با خدا، از عذاب رها می شود و به فوز می رسد.

پانوشت ها: 1- نهج البلاغه خطبه39    2- بحارالانوار ج7ص231    3- نهج البلاغه حکمت 131    4- رجال کشی ج4 ص3   5- نهج البلاغه حکمت 152   6-بحارالانوار ج87 ص 20   7- بحارالانوار ج90 ص147   8- بحارالانوار ج36 ص11   9- تفسیر کنزالرقائق

اهمیّت فوق العاده جهاد و شهادت در قرآن مجید آیات فراوانى در مورد جهاد وجود دارد،

1. مجاهدان و شهیدان آینده خوشوقتند:

در آیه 170 و 169 آل عمران خطاب به پیامبر اسلام(ص): وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ  اى پیامبر! هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه زنده اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند. آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند; و بخاطر کسانى که هنوز به آنها ملحق نشده اند ]= مجاهدان و شهیدان آینده، [خوشوقتند; (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى بینند; و مى دانند)که نه ترسى بر آنهاست، و نه غمى خواهند داشت

دانش آموزان مسلمان با خواندن چنین آیات امیدبخشى براى حرکت به سوى میدان جنگ لحظه شمارى مى کنند. لهذا دشمن پیشنهاد حذف آن را از کتابهاى درسى مى دهد.

2. تابلوى جهاد،

در آیه 111 توبه به شکل زیباترى ترسیم شده . إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِى سَبِیلِ اللهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِى التَّوْرَاةِ وَالاِْنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِى بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریدارى کرده، که (در برابرش) بهشت براى آنان باشد; (به این گونه که:) در راه خدا پیکار مى کنند، مى کشند و کشته مى شوند; این وعده حقّى است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده; و چه کسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى که با خدا کرده اید; و این است آن پیروزى بزرگ!». تعبیراتى که در این آیه شریفه آمده بسیار حساب شده و دقیق و زیباست

در این تجارت پرسود و بى سابقه، خریدار پروردگار متعال، و متاع، اموال و جانهاى رزمندگان، و قیمت کالا، بهشت جاودان، و سند معامله در محضرهاى مهمّى چون تورات و انجیل و قرآن، سه کتاب مهم آسمانى، تنظیم شده است! آیا در جاى دیگر چنین معامله اى سراغ دارید؟ خریدار این کالاها کسى است که خودش آن را به ما بخشیده، ولى در عین حال، حاضر است همان چیز را به بالاترین قیمت بخرد، نه تنها مى خرد که سند هم مى دهد، علاوه بر این تأکید مى کند که در وعده هایش هیچ تخلّفى راه ندارد. با اندکى تفکّر و اندیشه پیرامون آیه مذکور تصدیق خواهید کرد که این آیه چقدر الهام بخش است. مسلمانان صدر اسلام، با الهام از همین آیات موفّق شدند بر همه دشمنان پیروز شده، و در مدّت کوتاهى قلوب بیشتر مردم دنیا را تسخیر نمایند.

3. تجارت سودمند:

آیات 10 تا 13 صف اى کسانى که ایمان آورده اید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى بخشد؟! به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید; این براى شما(از هر چیز) بهتر است اگر بدانید. (اگر چنین کنید) گناهانتان را مى بخشد، و شما را در باغهایى از بهشت داخل مى کند که نهرها از زیر درختانش جارى است، و در مسکنهاى پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مى دهد; و این پیروزى عظیم است و (نعمت) دیگرى که آن را دوست دارید(به شما مى بخشد)، و آن یارى خداوند و پیروزى نزدیک است; و مؤمنان را بشارت ده (به این پیروزى بزرگ)!».

اگر در سرتاسر قرآن مطلبى در مورد جهاد جز سه مورد مذکور نبود، براى اهمیّت جهاد کافى بود. اکنون مى فهمیم که چرا خداوند بزرگ به گروهها و طوایف مختلف مجاهدان قسم یاد کرده است. جهاد در فرهنگ غنىّ اسلام آن قدر مهم است، که حتّى اگر کسى براى دفاع از اموال و دارایى خود با دشمن درگیر شده، و جان خود را از دست دهد، شهید محسوب مى شود. (مَنْ قُتِلَ دُونَ مالِهِ فَهُوَ شَهیدٌ ( وسائل الشیعه، ج 18، ابواب الدفاع، باب 1، ح 1 و 2)

اگر مسلمانان، مخصوصاً جوان غیور و دلاور، این آیات و روایات را بخوانند، هرگز در برابر غارت و چپاول بیگانگان سکوت نخواهند کرد، و اجازه نخواهند داد که اجانب براحتى سرمایه و هستى آنها را غارت کنند. اسلام دایره جهاد را آن قدر گسترش داده که اگر شخصى در مقابل کسى که قصد سوئى نسبت به ناموس او دارد به مقابله برخیزد، و دفاع جز به قتل مهاجم ممکن نباشد، مى تواند او را بکشد.( همان مدرک، باب3) این تعلیمات اسلام است که دشمن را به وحشت انداخته، و دائماً براى مقابله با اسلام توطئه مى کنند.

بنابراین، اگر دشمن سفارش مى کند که آیات جهاد و شهادت و ذمّ یهود از متون درسى دانش آموزان حذف شود، ما باید چنین آیاتى را گسترش دهیم، و جوانانمان را هر چه بیشتر با آن آشنا کنیم. و به فرموده امام خمینى(قدس سره): «دشمن هر چه گفت، ما بر عکس آن عمل نماییم».

 

نظرات  (۲۷)

با اجازه برای مقاله مطالب را کپی کردم.
با سلام و ضمن تشکر از شما صرفا برای مطالعه و استفاده در کلاس درس کپی کردم. ممنون از زحمت شما استاد عزیز
سلام علیکم
بااجازه مواردی راکپی کردم
سلام علیکم 
 استاد گرامی با تشکر از مطالب مفید جنابعالی اجرکم عندالله با اجازه  جنابعالی از مطالب سایت استفاده شد.


سلام خسته نباشید
تو سایت های معروف هم همچین مطلبی که مانند مطلب شما در مورد جهاد باشه از نظر دسته بندی و..ندیدم
ان شاالله که کارتان را ادامه دهید.
موفق باشید.
من هم با اجازه شما می خوام استفاده کنم از این مطلب و مطالب دیگری که در سایت شما هست.

سلام بااجازتون کپی برمیدارم
بااجازتون کپی کردم
سلام
با اجازه کپی کردم
ممنون
برام جالب بود..
با سلام از اطلاعات استفاده شد باتشکر

سلام

با اجازه شما کپی شد

باسلام  با اجازه از مطالبتون کپی کردم برای مقاله .لطفا راضی باشید .ممنون و متشکر
سلام مطالب خوبی بود با اجازه تون کپی  گرفتم
سلام علیکم.
بااجازتون برای پاورپوینت کپی کردم.

با سلام از مطالب ارزشمندتان.با اجازه از مطالب استفاده شد
با سلام و خسته نباشید با اجازه  مطالب را کپی کردم
سلام مقاله را کپی کردم
با سلام و تشکر ،با اجازه بخشی ازمطالب را کپی کردم

 چندخطی کپی شد


ممنون

با سلام
مطالب خوب و پربار اند
با اجازتون از مطالب کپی و استفاده کردم
سلام ودرود رخصت کپی .ممنون
سلام ممنون از مطالب جامع و مفیدی که ارائه دادید
با توجه به اینکه امر به معروف و نهی از منکر جهاد کبیر به شمار میرود آیا میتوان کشته شدگان در این راه  را به استناد کاری جهادی شهید نامید؟
با اجازتون کپی کردم
تشکر ازحماتتون

با اجازه استفاده شد
سلام با اجازتون همراه با نامتون کپی کردم 

با سلام
برای استفاده با اجازه کپی کردم
با سلام از مطالب ارزشمند شما استاد گرامی کمال تشکر را دارم بااجازه مطالب را کپی کردم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">