تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات


 

تواضع کامل‌ترین رفتار اجتماعی

تواضع که در فارسی به فروتنی ترجمه شده، یکی از خصوصیات و صفات عالی انسانی است که آثار آن در ارتباط اجتماعی بروز و ظهور می‌کند. انسان متواضع کسی است که بهتر از آنچه انتظار دارد دیگری با او تعامل داشته باشد، با دیگران تعامل دارد. پس فراتر از دایره عدالت با برخوردهای احسانی خویش، همگان را مجذوب رفتار خود می‌سازد و از آن‌جایی که تواضع از صفاتی است که کسی بدان حسد نمی‌ورزد، از مشکلات حسادت نیز در امان خواهد بود

از این رو بهترین صفت انسانی و کامل‌ترین رفتار اجتماعی را می‌بایست از شخص متواضع انتظار داشت. با توجه به اینکه جامعه اسلامی بر مدار مکارم اخلاقی می‌گردد، انتظار می‌رود که این صفت در مسلمانان و مومنان به بهترین شکل وجود داشته باشد تا جامعه نمونه و برتری را به جهانیان معرفی کند
چیستی و حقیقت تواضع
تواضع در لغت به معنای تذلل و فروتنی (لسان العرب ج15 ص327، «وضع» فرهنگ فارسی ج1 ص1158) ذلت و فروتنی که در اینجا از آن سخن به میان می‌آید، شکستن نفس است که موجب رشد و بالندگی انسان را فراهم می‌آورد

از این رو، با ذلت منفی که مانع جدی در سر راه کمال انسانیت است تفاوت ماهوی دارد؛ چرا که خداوند رای انسان بویژه مسلمان و مومن، ذلت را نمی‌پذیرد و همه عزت را از آن خود و مومنان می‌داند الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِیعًا همانان که غیر از مؤمنان کافران را دوستان [خود] مى‏گیرند آیا سربلندى را نزد آنان مى‏جویند [این خیالى خام است] چرا که عزت همه از آن خداست (نساء139) مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا هر کس سربلندى مى‏خواهد سربلندى یکسره از آن خداست ‏(فاطر10) و (منافقون8)
از نظر اسلام فروتنی در برابر متکبر و غنی به دلیل ثروتش نادرست است؛ چرا که این تواضع نیست، بلکه ذلت و خواری است که شخص به سبب ثروت دیگری بر خود تحمیل می‌کند. امام‌علی(ع) در این باره هشدار می‌دهد که نباید ذلت را با تواضع یکسان دانست. ایشان می‌فرماید: من اتی غنیا فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دینه؛ هرکس در مقابل ثروتمند به خاطر ثروتش تواضع کند دو سوم دینش از بین برود. (نهج‌البلاغه، حکمت 228)
پس مراد از تذلل و ذلت‌پذیری در مفهوم تواضع همان جنبه مثبت آن است. به این معنا که نفس متواضع از تکبر و عزت بی‌پایه رهایی یافته و برای اینکه از کمالات بیشتری بهره‌مند شود، خود را نرم و لطف می‌کند تا با افتادگی و شکستگی، همچون زمین پست، آب بیشتری را کسب کرده و فضایل
  افزون‌تری در خود تجلی دهد

امام کاظم(ع) در جایی می‌فرماید: زراعت در زمین هموار می‌روید، نه بر سنگ سخت، و چنین است حکمت که در دل‌های متواضع‌ جای می‌گیرد نه در دل‌های متکبر، خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است. (تحف‌العقول، ص 396)
از نظر آموزه‌های اسلامی، انسان دارای کمالات از جمله علم اهل تواضع است. پیامبرگرامی(ص) درباره نشانه‌های عالم می‌فرماید:
یا علی و للعالم ثلاث علامات: صدق الکلم و اجتناب‌الحرام و ان یتواضع للناس کلهم؛ یا علی دانشمند سه نشانه دارد: راستگویی، حرام گریزی و فروتنی در برابر همه مردم. (التوحید ص127) پس باید گفت که یکی از راه‌های شناخت دارا بودن کمالات و فضایل در اشخاص، داشتن فروتنی است؛ چرا که هر انسانی که دارای فضایل بیشتری باشد، همچون درخت پربار و غنی از میوه‌های فضایل، فروتنی بیشتری دارد؛
پس اینکه در اصطلاح علم اخلاق، تواضع را به شکستگی و فروتنی نفس تفسیر و تبیین کرده‌اند، به معنای ذلت منفی نیست. از این رو متواضع در درون خود حالتی دارد که او را متذلل می‌کند به گونه‌ای که برای خود هیچ‌گونه برتری و امتیازی نسبت به دیگران قائل نبوده و همواره در رفتار و گفتار خود دیگران را بزرگ و گرامی می‌دارد. (جامع‌السعادات نراقی ج1 ص394)

امام رضا(ع) در تعریف تواضع به درجات ومراتب آن اشاره می‌کند و می‌فرماید: تواضع درجایی دارد: یکی از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب‌خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان‌گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدی دید آن را با خوبی جواب دهد، خشم خود را فرو خورد و از مردم درگذرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.( کافی، ج 2، ص 124، حدیث 13)
پس حقیقت تواضع آن است که انسان با مردم بهتر از آن رفتار کند که خود دوست دارد دیگران با او رفتار کنند. امام‌هادی(ع) در همین راستا و در بیان قاعده طلایی رفتار اجتماعی با دیگران می‌فرماید:
التواضع ان تعطی الناس ما تحب ان تعطاه؛ فروتنی آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند. (المحجه البیضاء، ج 5، ص 225) چنین رفتاری همان احسان است که در اسلام بسیار بر آن تاکید شده است

زیرا محسن نه تنها از اهل بخشش و عفو از گناه و خطای دیگران است، بلکه درپاسخ بدی خوبی می‌کند و این‌گونه نیست که پایاپای عمل کند و پاسخ بدی را با بدی بدهد، بلکه نه تنها ناله و فریاد نمی‌کند بلکه می‌کوشد تا با رفتاری بهتر و اخلاقی، فرد خطاکار را متنبه سازد و او را به سوی اخلاق سوق دهد. (مائده82 تا85) این گونه است که در اوج قدرت و توانایی، اف نمی‌گوید و بدی دیگران را با نیکی پاسخ می‌دهد.


 

مسلما یهودیان و کسانى را که شرک ورزیده‏اند دشمن‏ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت و قطعا کسانى را که گفتند ما نصرانى هستیم نزدیکترین مردم در دوستى با مؤمنان خواهى یافت زیرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏ اند که تکبر نمى‏ورزند

 

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ ﴿82

و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده بشنوند مى‏بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‏اند اشک از چشمهایشان سرازیر مى‏شود مى‏گویند پروردگارا ما ایمان آورده‏ایم پس ما را در زمره گواهان بنویس

 

وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ ﴿83

و براى ما چه [عذرى] است که به خدا و آنچه از حق به ما رسیده ایمان نیاوریم و حال آنکه چشم داریم که پروردگارمان ما را با گروه شایستگان [به بهشت] درآورد

 

وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن یُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِینَ ﴿84

پس به پاس آنچه گفتند خدا به آنان باغهایى پاداش داد که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است در آن جاودانه مى‏مانند و این پاداش نیکوکاران است

 

فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ ﴿85

امام باقر(ع) در بیان رفتار فروتنانه نمونه‌ای را بیان می‌کند که قابل تامل و تدبر است. ایشان می‌فرماید: «تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری و جر و بحث را رها کنی هر چند حق با تو باشد.»
در آیات قرآن از متواضع با واژه تواضع و مشتقات
  آن سخن به میان نیامده است، ولی از این مفهوم اخلاقی و فضیلت انسانی با واژگانی دیگر غیر از تواضع یاد شده که بیانگر آثار تواضع در قول و فعل متواضع است. واژگانی که برای مفهوم اخلاقی تواضع در قرآن به کار رفته، واژه‌هایی چون «هون»، «سلام» و «خفض جناح» و نیز جمله‌هایی مانند «لاتمش فی الارض مرحا» و «اذله علی‌المومنین» است که بیانگر نوع رفتار اجتماعی متواضع در برابر دیگران است. خداوند خواهان آن است که مومنان نسبت به یکدیگر از باب احسان رفتار کنند و تنها در چارچوب عقل و عدالت زندگی اجتماعی خود را سامان ندهند.
خداوند بارها از مومنان و پیامبر گرامی(ص) می‌خواهد تا در کارهای نیک و احسان به دیگران پیشگام باشند و بر یکدیگر سبقت بجویند و حتی پیش از اینکه دیگری سلام بگوید سرعت و سبقت در این کار نیک بگیرند و آن را دلیل بر ذلت و خواری خود نشمارند بلکه عزت را در آن بدانند
وَإِذَا جَاءکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند بگو درود بر شما پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر کرده که هر کس از شما به نادانى کار بدى کند و آنگاه به توبه و صلاح آید پس وى آمرزنده مهربان است (انعام54)
از آنجا که اخلاق اجتماعی، مهم‌ترین جلوه از جلوه‌های ایمان انسان است، از نظر پیامبر(ص) تواضع به عنوان شیرینی عبادت معرفی می‌شود، چنانچه می فرماید: چه می‌شود که شیرینی عبادت را در شما نمی‌بینم؟ عرض کردند، شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواضع است!(تنبیه الخواطر نقل میزان الحکمه، ج4، حدیث 21825، محجه البیضاء ج6 ص222)
پس از نظر آن حضرت(ص) حقیقت عبادت که همان نهایت خضوع در برابر پروردگار است، زمانی شیرینی خود را به دست می‌آورد که با تواضع در برابر خدا و خلق همراه شود، چون کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است. امیرمومنان(ع) نیز می‌فرماید: «
علیک بالتواضع فانه من اعظم العباده؛ بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است.» (بحارالانوار، ج 72، ص 119، حدیث 5)
تواضع ضد تکبر است و خداوند اهل تواضع را دوست می‌دارد؛ زیرا تکبر تنها زیبنده خداوند است و هر موجود دیگری که تکبر ورزد، از مسیر کمالی دور می‌شود، چنانکه ابلیس این گونه کرد و از مقامات کمالی هبوط نمود.
صفات کمالی موجب غبطه و حسادت می‌شود؛ زیرا انسان وقتی نعمتی را در دیگری
  می‌بیند یا دوست دارد خود نیز بدان صفت دست یابد که همان غبطه خوردن است و یا دوست دارد که دیگری هم آن را نداشته باشد که همان حسادت است. هر چه نعمت، برتر و کمالی‌تر باشد، بر میزان غبطه و حسادت نیز افزوده می‌شود و گاه چنان اهل حسادت چشم و نظر می‌کنند و اذیت و آزار می‌نمایند که زندگی بر دارنده نعمت و صفت کمالی تنگ می‌شود

اما در این میان تنها صفتی که این‌‌گونه نیست، صفت کمالی تواضع است؛ چرا که تواضع صفتی نیست که هرکسی آن را دوست داشته باشد برای انسان‌ها سخت است که اهل تذلل و تواضع باشند و خود را در برابر دیگران کوچک و خوار نمایند و حتی داشته‌های خود را نهان کرده و بروز ندهند. از این رو تواضع در میان صفات انسانی تنها صفتی است که هیچ‌کس نسبت به آن حسادت نمی‌ورزد؛‌ زیرا کدام نفس است که نخواهد خودنمایی و تفاخر نکند و داشته‌هایش را به رخ نکشد؟ اگر نفس انسانی تحت حکومت عقل و تدبیر فطرت پاک نباشد و گرفتار هواها و وسوسه‌ها باشد، دوست دارد حتی نداشته‌ها را به رخ بکشد و تفاخر و تکبر کند

امام‌حسن عسکری(ع) صفت تواضع را در میان صفات کمالی انسان تنها صفتی می‌داند که موجب حسادت نمی‌شود. آن حضرت(ع) می‌فرماید: التواضع نعمه لایحسد علیها؛ تواضع نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمی‌شود. (تحف العقول، ص 363)
آثار تواضع
در آیات و روایات برای تواضع آثار و برکاتی بیان شده که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1. مباهات خداوند: خداوند در برابر اعتراض فرشتگان در انتخاب حضرت آدم(ع) به خلافت، از ویژگی‌های انسان سخن گفت. این در حالی است که فرشتگان و ابلیس، نواقص آدمی را به رخ می‌کشیدند و این انتخاب را نادرست ارزیابی می‌کردند. ولی وقتی انسان‌ها در مسیری گام بردارند که بیانگر خلافت الهی است، خداوند به چنین اشخاصی مباهات می‌کند

از جمله این گروه‌های انسانی متواضعان هستند که باعث مباهات خداوند بر فرشتگان می‌شود در روایت است که: خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات می‌کند: «مجاهدان، فقرا (نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمی‌فروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع می‌کنند و ثروتمندانی که بی‌منت به مستمندان کمک می‌نمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه می‌کند» (مکارم الاخلاق، ص51)
2. محبت: میوه درخت تواضع، محبت خدا و خلق است. خداوند در آیاتی به مومنان توصیه می‌کند که برای محبت خدا (مائده54) و محبت خلق حتی دشمنان (مائده82) از تواضع به عنوان بهترین ابزار و راهکار استفاده کنند. در حدیثی از امام امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: «ثمرهًْ التواضع المحبهًْ و ثمرهًْ الکبر المسبهًْ!؛ میوه درخت تواضع محبت است و میوه (شوم) تکبر، دشنام و ناسزاگویی مردم است! (غرر الحکم 4614)

امام صادق(ع) نیز می‌فرماید: ثلاث تورث المحبه: الدین و التواضع و البذل؛ سه چیز است که محبت آورد: دینداری و فروتنی و بخشش. (تحف العقول، ص 316) خداوند در آیات 82 و 83 سوره مائده بیان می‌کند که اگر بخواهیم دیگران را به سوی حق و پذیرش آن تشویق کنیم نمی‌توانیم با جدال و برهان و مانند آن در این کار موفق شویم، بلکه این تواضع است که زمینه‌ساز جلب محبت و گرایش مردم به حق و اسلام خواهد شد و از عناد و لجاجت جلوگیری می‌کند.
3. تنظیم امور: در حدیثی از امام‌علی(ع) آمده است: «بخفض الجناح تنتظم الامور!؛ با تواضع و محبت کارها نظم و سامان می‌یابد!» (غررالحکم، 4302) روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکاری و همدلی حاصل نمی‌شود و این مهم در صورتی ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشی کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید. همیشه مدیرانی موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پرمحبت باشند.
4. سربلندی: گاه چنین تصور می‌شود که تواضع انسان را کوچک می‌کند در حالی که این یک برداشت سطحی و نادرست است، همواره می‌بینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و دارای عظمت و شخصیت هستند و تواضع بر منزلت آنها می‌افزاید. امام صادق(ع) می‌فرماید: در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده‌اند پس هرکس برای خدا تواضع کند، او را بالا برند و هرکس تکبر ورزد او راپست گردانند. (کافی، ج 2، ص 122، حدیث 2)
5. رهایی از تفاخر و تجاوزگری: رسول اکرم‌(ص) می‌فرماید: خدای متعال به من وحی فرمود که متواضع باشید، تا هیچ‌کس بر دیگری فخر نفروشد و احدی به دیگری زورگویی و تجاوز نکند. (کنزالعمال، ج 3 ص 110، ح 5722)
6. نشانه تقوا: امام‌علی(ع) در بیان صفات متقین تواضع و نشانه متقین می‌شمارد و می‌فرماید: لباسشان میانه‌روی است و راه رفتن و رفتارشان متواضعانه است. (نهج‌البلاغه خ193)
7. قرب الهی: از دیگر آثار و برکات تواضع دست یابی به مقام قرب الهی است که مقصد برتر هر انسانی است. امام‌صادق(ع) درباره این اثر تواضع می‌فرماید: از جمله وحی‌های خدای عزوجل به داود این بود: ای داود! همچنان که نزدیک‌ترین مردم به خدا انسان‌های فروتن هستند، دورترین مردم از خدا نیز متکبرانند/ (کافی ج 2 ص 123 باب التواضع حدیث 11)

 

«تواضع» به عنوان ویژگی عبادالرحمن تواضع بندگی تقرب به خدا مصباح یزدی

«تواضع» از جمله صفاتی است که برای عبدالرحمان ذکر شده است. این صفت، با عبودیت پروردگار تناسب تام دارد. در مقابل تواضع، «تکبر» قرار دارد که قرآن آن را موجب رانده شدن ابلیس از درگاه خداوند برشمرده است

در کتاب های اخلاقی، «تواضع» جزو صفات حمیده ذکر شده و در کتاب های منطقی هم آن را به عنوان «آراء محموده» جزو مقدمات قیاس می پذیرند؛ چرا که نزد همه عقلا پذیرفته شده است. اما ملاک واقعی ارزشمندی تواضع تأثیر آن در تقرب انسان به خداست، نه پذیرش و خواست مردم. راه تقرب به خدا هم تنها عبودیت پروردگار است و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا...
1- مشی فروتنانه
اولین بحثی که خداوند ذکر می کند این است: الذین یمشون علی الارض هونا کسانی هستند که روی زمین با آرامی و فروتنی راه می روند. این ویژگی بندگان رحمان است که روی زمین فروتنانه راه می روند؛ با سبکی، با آرامی، بی تکلف. این وصف اول آنهاست.
2- برخورد سالم با جاهلان
سپس می فرماید: و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما به طور طبیعی، پیش می آید که بندگان شایسته خدا در جامعه با کسانی مواجه می شوند که شایسته نیستند و آنها با انگیزه هایی با اینها برخورد می کنند، بی احترامی می کنند، توهین می کنند، حتی تهمت می زنند، استهزا می کنند، تحقیر می کنند و حتی گاهی هم فحش می دهند و یا بالاتر از آن. در چنین موقعیت هایی که با افراد نابخرد مواجه می شوند و مورد خطاب آنها قرار می گیرند، اینها سخنی سالم، بی تنش و بدون پرخاشگری بر زبان می آورند، یا لفظ «سلام» را می گویند؛ مثلا، احترام می کنند؛

تناسب عبودیت با فروتنی

بحثی که وجود دارد این است که این دو صفت چه خصوصیتی دارند که در صدر این اوصاف ذکر شده اند و ارزشی که برای این گونه رفتار استفاده می شود- فروتنی کردن، آرام حرکت کردن؛ یعنی بدون تکلف و بدون تکبر برخورد متواضعانه داشتن، و حتی با نابخردان مؤدبانه رفتار کردن- چه خصوصیتی دارد که به عنوان اوصاف عبادالرحمان ذکر شده است؟

در اینجا، این سؤال مطرح می شود که عبادالرحمان حتما مفلحان هستند، پس چرا در اوصاف مفلحان، که جاهای دیگر ذکر شده، بیشتر بر نماز و عبادت و ایمان آنها تکیه شده مانند: قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون اما اینجا ابتدا تواضع و فروتنی آنها ذکر شده؟ چرا نفرموده عبادالرحمان کسانی هستند که ایمان به غیب دارند و نمازشان را با خشوع می خوانند- آن گونه که در اول سوره «مومنون» آمده است؟
متواضع هستند، آرام راه می روند، آرام سخن می گویند. حالا هر کدام از اینها که باشد، «راه رفتن» به عنوان نمادی از تواضع مورد استفاده قرار گرفته است. مسئله «تواضع» در قرآن کریم و به نظر اولیای دین، صفت بسیار ممدوحی است. به همین دلیل، در آیات مزبور، به عنوان اولین وصف عبادالرحمان ذکر شده است.
جایگاه فروتنی در نظام ارزشی انسانی
ملاک ارزشمندی تواضع چیست؟ چرا تواضع ممدوح است و ارزشمند؟ دلیل اینکه تواضع ارزشمند است و در مقابلش تکبر ضد ارزش، این است که مردم این جور دوست دارند. پس کاری کنید که مردم دوستتان بدارند؛ متواضع باشید تا مردم دوستتان بدارند. تکبر نکنید که مردم از شما بدشان بیاید. درجامعه مطلوب باشید تا مردم به شما احترام بگذارند. اگر تکبر کنید مردم دوستتان ندارند و به شما بی احترامی می کنند. در نتیجه، منزوی می شوید. این در فرهنگ عمومی است.
ملاک واقعی ارزشمندی صفات و افعال
اما آیا واقعاً ارزش این صفات به همین است؟ وقتی می گوییم: فلان صفت ارزشمنداست و از صفات حمیده و فضایل اخلاقی است، یعنی کاری که آدم بکند مردم خوششان می آید، دوستش می دارند و ستایش می کنند؟ این را عرض کردم که تنها یک فرهنگ عمومی عرفی نیست، حتی منطقدان ها هم اینها را به عنوان «
آراء محموده» تلقی می کنند

اگر بخواهیم فنی تر بحث کنیم، در فلسفه اخلاق، می گویند: پشتوانه ارزش فقط خواست مردم است. به فرض، اگر عقلا «دروغ گویی» یا «تکبر» را خوب می دانستند، دروغ گویی یا تکبر خوب می شدند؛ چون ملاک این است که عقلا چه می پسندند. اما آیا در نظام ارزشی اسلام هم همین طور است؟

حقیقت این است که در نظام ارزشی اسلام، خوبی ها و بدی ها، ارزش ها و ضدارزش ها فقط تابع خواست مردم نیستند، بلکه ملاک خوبی یا بدی آنها به واسطه تاثیری است که اینها در سعادت و شقاوت حقیقی انسان دارند و چون ملاک سعادت «قرب به خدا» است، در قرب به خدا تأثیر دارند

برای نمونه، قرآن وقتی می خواهد مردم را به جهاد تشویق کند- جهاد یعنی جانتان را برای خدا بدهید- می فرماید: ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و أموالهم بان لهم الجنه (توبه111) در این مقام، باید همه تشویق شوند به اینکه جانشان را در مقابل رضوان الهی و ثواب اخروی بدهند

درنهایت، هدف پیروزی حق و اسلام است، اما بعضی جاها قرآن می فرماید: وعدکم الله مغانم کثیره تأخذونها (فتح20) خدا برای این جهاد، به شما غنیمت هایی وعده داده؛ غنیمت های زیاد: (مغانم کثیره) در این نوع تربیت، حتی مردم را به غنیمت هم وعده می دهد. این برای رعایت ضعفاست وگرنه مؤمنان خالص برای غنیمت به جبهه نمی روند. اما برای اینکه حتی اینها هم از لطف الهی محروم نمانند، خدا گاهی با این زبان با مردم صحبت کرده است.
اسلام آمده است تا انسان ها به کمال خودشان برسند. همه دستورات اسلام و راهنمایی های انبیا برای این است که انسان ها در نطفه خفه نشوند، جوانه زندگی شان زود پژمرده نشود، بلکه رشد کند و به کمالی که لازم است برسد.

بهترین تعبیری که همه ادیان انتخاب کرده اند و جزو فرهنگ دینی شده- نه تنها فرهنگ اسلام و فرهنگ شیعه، بلکه تمام ادیان- آن مفهوم عالی که همه آن را بالاترین ارزش می دانند «قرب خدا» است. حتی مشرکان هم می گفتند: ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی (زمر 3)؛ ما بت ها را هم که می پرستیم برای این است که به خدا تقرب پیدا کنیم؛ بت ها وسیله ای شوند تا به تقرب خدا نایل شویم

آنچه را آنها هم می خواستند قرب الی الله بود. «زلفی» تعبیر دیگری از «قرب» است و در این آیه، مفعول مطلقی است با لفظی دیگر؛ یعنی یقربونا الی الله تقریبا. پس مشرکان هم عالی ترین ارزششان «قرب به خدا» بود. دیگر از این بالاتر دیگر چه تعبیری بگویم؟ آدم به جایی برسد، آن قدر ترقی کند که به خدا نزدیک شود. دیگر چه تعبیری بهتر از این می توانیم بگوییم. منتها قرب نسبی است؛ یکی یک پله می رود، دیگری ده تا، یکی هم مراتبش میل به بی نهایت دارد.
راه تقرب به خدا

برای اینکه انسان قرب به خدا پیدا کند، راه کلی اش چیست؟ این هم در مفاهیم دینی، تقریبا به طور یکنواخت پذیرفته شده که ریشه این مفاهیم و این فرهنگ از انبیا بوده و به سایر فرهنگ ها سرایت کرده است. در صورت ادیان منحرف هم این مفاهیم مشاهده شده است. پیداست که ریشه اش از اینجاست؛ چون مفهوم صحیح بلندی است، راهش هم پرستش است

اگر کسی بخواهد قرب به خدا پیدا کند باید خدا را بپرستد؛ عبادت خدا. آنها هم که بت پرستند پرستش را دارند؛ می گویند: اگر آدم بخواهد به آن قرب برسد باید پرستش کند. مفهوم «پرستش و عبادت» چیزی است که در همه ادیان وجود دارد.

بنابراین، «تواضع» به عنوان یک ارزش عام مطرح می شود؛ صفتی ممدوح و یک حالت نفسانی؛ صفتی است که با بنده بودن سازگاری دارد. این آدم را به طرف بندگی می کشاند. اما اگر آدم گردن شق باشد و دایم «من» بگوید و خود را برتر از همه ببیند و خودش را یک سر و گردن بلندتر از دیگران تصور کند؛ بخواهد همه را مرتبه مادون خود قرار دهد، این با پرستش سازگار نیست. چنین آدمی خداپرست نمی شود.
پس سرّ اینکه تواضع یک ارزش الهی است، این نیست که ارزش عرفی است و در فرهنگ عام هم مطرح است و عقلا آن را ستایش می کنند؛ یعنی کاری بکن که مردم دوستت بدارند. آن ارزش حقیقی نیست. اما مؤمن موحد نظرش به این است که چه کند خدا خوشش بیاید. هرکس دیگر می خواهد خوشش بیاید یا نیاید

پس ملاک ارزش نباید تعریف مردم باشد. ملاک ارزش چیست؟ آنچه انسان را آماده پرستش می کند چیست؟ کسی آماده پرستش می شود و با پرستش عبدالرحمان می شود که حالت «تواضع» داشته باشد. با تکبر، چنین چیزی میسر نخواهد شد

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">