تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

فشارهوا
ستاره شناسی در قرآن آفرینش جهان،انفجار بزرگ
www.quran-school.blogfa.com

 معراج سفری اعجاب آمیز           اعجاز اعداد و کلمات بلاغت

         جنین شناسی در قرآن

            پیشگویی قرآن . شگفتیهای قرآن

               شق القمر.منظومه شمسی و طبیعت

                     قرآن از نگاهی دیگر . اعجاز

اعجاز به زبان انگلیسی

40  معجزه ی قرآنی

اوخواهد آمد اوخواهدآمد
 
                       کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

                                             قرآن معجزه ای ماندگار

قرآن کتاب آسمانی مسلمین و معجزه پیامبر خاتم میباشد. نزول قرآن به عنوان معجزه رسالت پیامبر علاوه بر هدایت انسانها نشانگر تمدن دین اسلام و توجه آن به مدنیت میباشد که نشان پیامبری را به صورت کتابی مجلد و همیشگی برای تمامی بشر به ارمغان آورده . معجزه ای که گذر زمان از تازگی آن نکاسته و به دلیل ماندگاری این امتیاز را دارد که انسانها در هر زمان و مکانی به این کتاب مقدس رجوع نموده و با بکارگیری اندکی تعقل به انتخاب مسیر زندگانی خویش مبادرت ورزند

بسیاری از معجزات پیامبران پیشین چون ید بیضا و زنده نمودن مردگان تنها برای هم عصران آن پیامبر بزرگوار قابل ملاحظه و مشاهده بود و به دلیل توجه انسانها و تمایل آنان به اعمال خارق العاده به صورت اعمالی خارق عادت صورت میگرفت اما قرآن علی رغم معجزات و زیبایی های شکلی و محتوایی به صورت یک کتاب نازل یافت که بیش از همه با ختم رسالت و نیز تکامل بشریت همسو میباشد.‏
از طرف دیگر در آن زمان هنر و مهارت اصلی و عمده اعراب سخنوری و شعر بوده، و زمانیکه پیامبر همه انسانها را به تحدی و آوردن سوره ای نظیر یک سوره از قرآن دعوت کرد، هیچکدام از مشرکین نتوانستد یک آیه نظیر آیه قرآن بیاورند. امروزه با وجود گذشت 14 قرن، هنوز دشمنان اسلام و مستکبران نتوانسته اند سوره ای نظیر سوره های قرآن بیاورند و از راه های دیگر و خرج هزینه های فراوان برای تبلیغات ضد مسلمانان، چهره اسلام را در نزد جهانیان زشت جلوه دهند.‏
قرآن با اینکه در طول 23 سال و در موقعیت های مختلفی چون جنگ و صلح، ضعف و قدرت، آرامش و آشوب بر پیامبر نازل گشته ولی از هر گونه تحریف و تغییر به دور مانده و همچنین با توجه به اینکه نزول قرآن تدریجی بوده اما از انسجام درونی و لفظی برخوردار بوده . بطوریکه تمام آیات قرآن با یکدیگر هماهنگ و هم معنی بوده اند. بسیاری از آیات قرآن در عین بشارت دادن، انذار کننده بوده اند، که این یک سنت همیشگی خداست که برای بیم دادن ظالمان و مشرکان و برای بشارت دادن به مومنین و نیکوکاران، انذار و بشارت میدهد. اما چون پایه اصلی دعوت پیامبران در مقابل قوم ظالم و مجرم بوده بیشتر آیات قرآن بیم و انذار میباشد.‏
‎‎

در باب نزول قرآن باید گفت این کتاب آسمانی دارای دو نحو نزول می باشد: نزول تدریجی و نزول جمعی. قرآن کریم در طول 23 سال بر پیامبر نازل گردید. لذا نزول قرآن در طول این 23 سال نزول تدریجی و دفعی می باشد. اما نزول جمعی قرآن به انزال جمعی این کتاب در شب قدر بر قلب مبارک پیامبر اشاره دارد. قرآن مجید به شهادت آیه 42 فصلت و آیه 9 حجر از هر نوع تحریف به دور انّا نحن نزلنا الذکر و انّا له لحافظون یعنی ما قرآن را نازل کردیم و ما حافظ آنیم. با توجه به ویژگی های این کتاب آسمانی اهمیت توجه هر چه تمام تر به قرآن به چشم میخورد. نزول قرآن در شب قدر و ماه مبارک رمضان، باعث گردیده که عبادت و اطاعت خداوند در این ماه، اهمیت و ثواب مضاعفی داشته باشد.‏

دیدگاه های موجود در مورد اعجاز قرآن‏

دانشمندان و علمای علوم اسلامی در مورد علم قرآنی نظرات و دیدگاه های متفاوتی دارند. گروهی از این علما معتقدند که تمام علوم و دانش بشری در کتاب آسمانی قرآن نهفته و این کتاب در برگیرنده تمام اسرار و رموز علومی است که هنوز کشف نگردیده . دسته دیگری از دانشمندان اعتقاد دارند که قرآن کتاب علومی چون فیزیک یا شیمی نیست بلکه کتاب هدایت و برنامه زندگی انسان هاست و علومی که در آن بیان گشته جهت نشان دادن درستیها و بدیها به انسان میباشد. در مورد اعجاز و محتوای قرآن، بطور کلی سه دیدگاه اساسی وجود دارد .‏

دیدگاه اول بر این اصل استوار است که قرآن منبع دانش علمی است. در عصر حاضر عده زیادی سعی میکنند آیات قرآن را بر پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی معاصر تطبیق دهند. هدف اصلی این گروه این است که اعجاز علمی قرآن را در حوزه علم نشان دهند و به این ترتیب از یک طرف به پیروان مذاهب و مسالک دیگر عظمت و یگانگی قرآن را بنمایانند و از طرف دیگر مسلمانان را به داشتن چنین کتاب گرانبهایی مفتخر سازند

این گروه از دانشمندان به آیاتی که در آنها بخشی از علومی که بعدها کشف گردید استناد میکنند و اعتقاد دارند که این آیات که رمز و اسرار موجود در آنها بعد از گذشت قرن ها و کشفیات علوم جدید آشکار گردید نشان میدهد که در قرآن تمامی علوم بشر نهفته و فقط انسان قدرت و توانایی درک و تفسیر آنرا ندارد که گذشت زمان و پیشرفت علم پرده از اسرار این آیات بر می دارد. نظیر این آیات قرآن الشّمس والقمر بحسبان و والقمر قدّرناه منازل حَتَّی عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ  و الم تر انّ الله یولج اللّیل فی النّهار....

در واقع این آیات بخشی از علم نجوم را بیان میکند و حقیقت حرکت خورشید و ماه، کسوف و خسوف و شب و روز را کسی میتواند درک کند که هیئت ترکیب آسمانها و زمین را بداند و این به نوبه خود دانشی است که در قرنهای بعدی کشف گردید.

 یا آیه دیگری در مورد علوم پزشکی وجود دارد.در آیات 6 الی 8 انفطار یا ایّها الانسان ما غرّک بربّک الکریم الذّی خلقک فسوّاک فعدلک فی ایّ صوره مّا شاء رکّبک. ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته؟! همان خدایی که تو را آفرید و سامان داد و منظم ساخت و در هر صورتیکه خواست ترا ترکیب نمود

در چنین آیاتی تشریح بدن انسان به صورت ظاهر و باطن و عدد و انواع و حکمت و منافع آن بیان گردیده و نشان میدهد که در قرآن مجامع علوم اولین و آخرین یافت می شود.‏ غزالی در کتاب احیاء علوم الدین آورده: ریشه های علوم اولین و آخرین از قرآن نشأت میگیرد.‏

جلال الدین سیوطی: مّا فرّطنا فی الکتاب من شیءٍ و... نزلنا علیک تبیاناً لکل شیء.. استدلال میکند که قرآن علوم قدیم و جدید را در بر دارد. هیچ بخش یا مسئله اساسی از علوم را نمیتوان یافت که در قرآن به آن اشاره نشده باشد. در قرآن جهات شگفت انگیز مخلوقات، ملکوت آسمانها و زمین، اشیای بالاترین بخش افق و اشیای زیر زمین، ابتدای خلقت و... یافت می شود

علاوه بر این نمونه ها و مثالهایی که خداوند در قرآن آورده در برگیرنده تمام علوم و دانش بشری است اما انسانها قدرت درک و تفسیر آن را ندارند و با گذشت زمان و پیشرفت علوم بر آن آشکار میگردد.‏

دیدگاه دوم  قرآن کتاب هدایت اخلاقی، تربیتی و دینی است و نازل شده تا انسانها را بسوی فضیلت ها و خداشناسی هدایت کند، تا از خرافه پرستی دور شوند و حقوق را به صورت کلی بیان کرده تا مردم با رعایت احکام الهی، زندگی سالمی داشته باشند و بر جهان شناسی و معرفت طبیعت، تکیه میکند تا رابطه انسان و جهان با خدا روشن شود و مردم معرفت بهتری به خدا پیدا کنند

بنابراین ضرورتی ندارد که قرآن همه مسائل علوم تجربی، عقلی و نقلی را به تفضیلات و فرمولهای آنها، بیان کرده باشد، بلکه سیر در ملکوت و تفکر در صنع الهی دارد، تا به هدف تربیت و تزکیه انسانها، نایل شد و بعید نیست منظور از بیان همه چیز در قرآن، مسائل دینی و هدایتی مردم باشد.‏ هدف قرآن، تربیت معنوی انسان است و در این راه لازم نیست همه معارف تجربی و غیر تجربی را برای بشر بیان کند، چون انسان عقل و احساس دارد و خود میتواند مسائل تجربی و طبیعی را به دست آورد.

دیدگاه سوم در واقع جمع بین دیدگاه اول و دوم است. گروهی از دانشمندان و علما معتقدند قرآن مجید برای تدریس علوم و فنون زندگی که بشر قادر است با نیروی تفکر به آنها دست یابد، نیامده و هرگز پیامبر اعظم(ص) برای این مبعوث نشده که علوم فیزیک و شیمی و مسائل ریاضی و نجوم را بیاموزد. هدف نزول قرآن هدایت و رهبری بشر به سوی خدا و رستاخیز و فضایل اخلاقی است، ولی گاهی قرآن ضمن رهبری بشر به مبدأ و معاد، پرده از اسراری برداشته که قبل از تحول اخیر علمی، هیچ کس از آن آگاه نبوده است.

معجزه، در اصطلاح، این است که مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، کارى را انجام دهد که خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند. چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(ص) امامان معصوم(ع)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار کنند و از آن جا که همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه میکردند و مردم را به گمراهى و ضلالت میکشاندند،

لازم است که راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است که در اصطلاح متکلمان، معجزه خوانده مىشود و در اصطلاح قرآن، بیّنه و آیه نامیده مى شود. لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ... ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند. در روایتى از امام صادق(ع) : معجزه، علامتى است از طرف خداوند که آنرا فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مىکند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.

درخواست‏هایى (نابجا)

أَمْ تُرِیدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَکُمْ کَما سُئِلَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْإِیمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ (بقره108) آیا بنا دارید از پیامبرتان سۆالات و درخواست‏هایى (نابجا) بکنید، آن گونه که پیش از این، موسى از طرف بنى اسرائیل مورد سۆال قرار گرفت، و هر کس (با این بهانه‏جویى‏ها از ایمان سرباز زند و) کفر را با ایمان مبادله کند، پس قطعاً از راه مستقیم گمراه شده است. با توجّه به خود آیه و آنچه از شأن نزول‏ها برمى‏آید

برخى از مسلمانان ضعیف الایمان و بعضى از مشرکان، از پیامبر ص تقاضاهاى نامربوط و غیر منطقى داشتند، مثلًا تقاضا مى‏کردند براى ما نامه‏اى از سوى خداوند بیاور! و یا نهرهایى را براى ما جارى ساز و برخى دیگر همانند بنى اسرائیل مى‏گفتند: خداوند را آشکارا به ما نشان بده تا با چشم او را ببینیم و به او ایمان بیاوریم! آوردن معجزه و اتمام حجّت، براى صدق دعوت پیامبر لازم است، ولى انجام دادن هر درخواستى، طبق هوس و میل هر فردى که از راه مى‏رسد، درست نیست.
یک مهندس یا نقاش براى اثبات مهارت خویش، چند نمونه کار ارائه مى‏دهد، ولى ضرورت ندارد براى هر کسى خانه‏اى بسازد یا تابلویى بکشد!

بازگویى مشکلات و تاریخ انبیا، براى دلدارى دادن به پیامبر اسلام (ص) است، که اگر افرادى از تو سۆال و درخواست نامعقول دارند، از انبیاى پیشین نیز از همین قبیل درخواست‏ها مى‏کردند. اشتباه نشود اسلام هرگز از پرسشهاى علمى و سۆالات منطقى و همچنین تقاضاى معجزه براى پى‏بردن به حقانیت دعوت پیامبر (ص) جلوگیرى نمى‏کند چرا که راه درک و فهم و ایمان همین‏ها است، ولى گروهى بودند که براى نرفتن زیر بار دعوت پیامبر (ص) سۆالات بى اساس و معجزات اقتراحى را بهانه قرار مى‏دادند، و با اینکه پیامبر (ص) به اندازه کافى دلیل و معجزه در اختیارشان قرار داده بود، هر یک از راه مى‏رسید پیشنهاد خارق عادت جدیدى مى‏کرد

در حالى که مى‏دانیم اعجاز و خارق عادات بازیچه این و آن نیست، به مقدارى لازم است که اطمینان به صدق گفته‏هاى پیامبر (ص) ایجاد کند و گرنه پیامبر (ص) یک خارق‏العاده‏گر نیست که گوشه‏اى بنشیند و هر کس بیاید و پیشنهاد معجزه‏اى مطابق میل و سلیقه خویش کند. از این گذشته گاهى تقاضاهاى نامعقولى همچون دیدن خدا با چشم، و یا ساختن بت مى‏کردند. در واقع قرآن مى‏خواهد به مردم هشدار دهد که اگر شما دنبال چنین تقاضاى نامعقول بروید، بر سرتان همان خواهد آمد که بر سر قوم موسى آمد. پیام‏های آیه:
1ـ از درخواست‏هاى بى‏جا بپرهیزید که گاهى زمینه‏ساز کفر است.
أَمْ تُرِیدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا، وَ مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ
2ـ خطراتى که پیروان دیگر ادیان را تهدید کرده، مسلمانان را نیز تهدید مىکند.
تَسْئَلُوا رَسُولَکُمْ کَما سُئِلَ مُوسى
3ـ از عاقبت و سرانجام دیگران، عبرت بگیرید.
کَما سُئِلَ مُوسى

تفاوت معجزه با کرامت !

مقدمه اولیای الهی میتوانند دست به اعمالی بزنند که از نظر عادی برای بشر خارق العاده به نظر می رسد. کارهای عجیب و غریبی که حاکی از قدرت برتری در پشت آنهاست. زندگی نامه ی همه ی مردان الهی پر است از این کرامات الهی و معنوی که باید چشم دل باز کرد و آنها را دید. توجه به ماهیت و چیستی این کرامات سبب میشود ایمان و اعتقاد قلبی انسان به قدرت الهی و صاحب اصلی این کرامات بیشتر و بهتر شود. 
کرامت در اصطلاح! کرامت در لغت! به معنای بزرگواری است و به معنای بزرگی ورزیدن جوانمرد گردیدن و با مروت شدن و نقیس و عزیز شدن است. در اصطلاح کرامت امری است خارق العاده که به واسطه ی تقرب در پیشگاه خداوند و لطافت روح و صفای باطن از انسان صادر می شود ولی نه برای اثبات حق یا تحدی و هدف اصلی از ارائه ی آن این نیست اگر چه ممکن است حقی با آن اتفاقا ثابت شود

جرجانی: کرامت ظهور کاری خارق عادت از شخصی غیر مقارن با دعوی نبوت است پس هر آنچه مقرون دعوی نبوت باشد معجزه است نه کرامت. جامی: خداوند هرگاه یکی از دوستان خود را مظهر قدرت کامله ی خود بگرداند میتواند در عالم هر نوع دخل و تصرفی را انجام دهد و این همان کرامت است.
قدرت برکرامات!
کسی که می تواند دست به کرامات یعنی اعمال خرق عادت بزند دارای نفس قوی و صفای باطنی است که می تواند به اذن الهی در امور عالم دخل و تصرف نماید. در واقع این مرتبه ناشی از مرتبه ی کمال نفس و از عظیم ترین منازل کمالی انسانی به شمار می رود. قدرت برکرامت بواسطه ی تطهیر قلبی و صفای باطنی است که به اذن الهی انسان قادر بر تصرفاتی در عالم میگردد. از این رو شخص صاحب کرامت خود جلوه ای از اقتدار و قدرت الهی است
تفاوت معجزه و کرامت:
از آنجایی که غیر از انبیاء افراد دیگری نیز هستند که دست به انجام اعمال خارق العاده می زنند. کرامات نظیر معجزه است مگر آنکه معجزات مختص به کسی است که ادعای نبوت و رسالت مینماید و از جانب حق مأمور برای تبلیغ و بشارت و انزار است ولی ابراز کرامات از اشخاص صالح مشروط به داعیه نبوت و رسالت نیست

افراد صاحب کرامت از یک سو حجت های خدا بر مردمند و از سوی دیگر بواسطه ی قدرت الهی که دارند راهگشا و راهبر مردم به سوی خداوند متعال هستند و وجود آنها در میان هر قومی به منزله ی شاهرگهای حیاتی زندگانی معنوی آن قوم است که توجه به آنها ثمرات دنیوی و اخروی برای انسان به همراه خواهد داشت.

                                         ویژگی های شگفت قرآن

آیات قرآنی در آدمی چنان اثر میگذارد که حتی آنانی که به زبان عربی آشنایی ندارند، از آن لذت می برند و تاثیر شگرف آن را درخود مییابند. کربلایی کاظم کریمی ساروقی که به شکل معجزه توانایی خواندن قرآن را از حفظ یافته بود، الفاظ قرآنی را در میان متون عادی عربی چون نور میدید و توانایی خواندن آن را مییافت در حالیکه بقیه الفاظ برای او ناآشنا و غیر قابل خواندن بود

آیت الله خزعلی که خود حافظ قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه است در ملاقات با او، دو آیه را که در کلمات با هم اشتراک داشتند، ضمیمه کرده، پشت سر هم خوانده، محل آن را از او میپرسند، (یکی آیه 67 انعام دیگری آیه 8 ص)

بدین ترتیب: لکن بنا مستقر و سوف تعلمون و لتعلمن بناه بعد حین بلافاصله درجواب میگوید: این دو آیه، از دو جای قرآن است. یکی انعام و دیگری از ص. کسی حرف و او را در کاغذی پـشت سر هم، به این صورت:  وو یک و او را به قصد ولا الضالین و دیگری را به قصد «زید و عمرو و...» نوشته و به کربلایی کاظم نشان داد. گفت: یکی و او قرآن است و دیگری از غیر قرآن. گفتند: کربلایی کاظم! از کجا تشخیص دادی؟ گفت: یکی نور داشت و دیگری نداشت.
شهید نواب صفوی او را امتحان نموده، کلماتی از قرآن را با نهج البلاغه ترکیب کرده، خواندند و گفتند: این آیه در کجاست؟ کربلایی کاظم فورا کلمات قرآنی را نشان داد و گفت: اینها از قرآن است، ولی آنها قرآن نیست. پرسیدند: چگونه تشخیص می دهی؟ گفت: قرآن نور دارد و می درخشد.

سخنان شگفت از پیامبر امی یکی از دلایلی که باعث شد عده ای زیادی از مردمان بر پیامبر ایمان بیاورند، این بود که پیامبر ما با اینکه بیسواد بودند چطور میتوانستند چنان حرفهای عجیبی بزنند؟ چطور یک مرد چوپان، میتواند مردم را از گذشته و آینده و حال آگاه سازد، حال آنکه تا کنون دارای هیچ گونه سوادی و علمی نبوده؟ چطور این چنین شخصی میتواند این گونه سخنانی بر زبان جاری سازد، مردم را پند و اندرز دهد، از سایر پیامبران بگوید، شرح اقوامی که در گذشته دچار عذاب و یا نعمت الهی گشته اند را بدهد، از روز رستاخیز سخن بگوید و .....؟

این خود یک معجزه بود، معجزه ای بس بزرگ و جاوید به طوریکه تمام پیامبران تا مدتی زیستند و برای اثبات حرفهای خود معجزه ای آوردند و پس از درگذشت آنان معجزاتشان نیز به همراه آنان میرفت ولی پیامبر گرامی اسلام معجزه ای جاوید برای ما و جهانیان به ارمغان آورد که تا قیامت و بعد از آن نیز جاوید خواهد ماند.

در قرآن 20 نوع اعجاز وجود دارد

1 - اعجاز از نظر بلاغت و امی (معانی و حسن عبارت که مجموعاً به فصاحت بیان تعبیر می شود) و از جانب فردی که اُمّی می باشد و معلمی نداشته اند آمده

2- اعجاز قرآن از نظر معانی، قرآن معانی بلند و مطالب پیچیده را در یک عبارت کوتاه بیان فرموده که هیچکس قادر به بیان آن نیست و آیات قرآن همه دلیل بر صحت این ادعاست و انتخاب آیه ای از بین آنها و ترجیح آن بر سایر آیات امکان ندارد مگر اینکه از نظر کمیت ذکر شود (وَ قیلَ یا اَرضُ ابلِعی ماءَک) و سایر آیات نظیر این آیه.

3- اعجاز از نظر شیوه و اسلوب و حفظ اعتدال.

4- اعجاز قرآن از نظر کثرت معانی که بشر قادر به ایراد آن نیست.

5- اعجاز قرآن از نظر جمع علوم که بشر به آن احاطه ندارد.

6-اعجاز قرآن از نظر برهان و دلایل بر توحید. تمام آیات الهی در قرآن دال بر توحید و یگانه پرستی است.

7- اعجاز قرآن از نظر اخبار گذشته و آینده و قصص امتهای گذشته.

8- اعجاز قرآن از نظر علم غیب و احاطه بر اخبار و منویات و اندیشه و افکار انسانها.

9- اعجاز قرآن از نظر خبر دادن از ضمائر قلوب مردم که جز خدا کسی را بر آن وقوف نیست.

10- اعجاز قرآن از نظر متانت الفاظ که جمع بین جَزیل(پیچیده) و سهل کرده.

11- اعجاز قرآن از نظر تلاوت و پنج خصلت در آن.

12- اعجاز قرآن از نظر نقل الفاظ مُنزله و معانی، که فرشته از خدا گرفته و رسول خدا تلفظ کرده و به امت ابلاغ فرموده .

13- اعجاز قرآن از نظر معانی مختلف و نزدیکی معانی به منظور و مقصود و اقران نظایر آن صور مختلف مانند: وعد و عید، ترغیب و ترهیب، ماضی و مستقبل، قصص و مَثَل، حکم و جَدَل، مطلوب و غیر متنافر.

14- اعجاز قرآن در اختلاف آیات کوتاه و بلند که در عین بلندی یا کوتاهی از اسلوب و اعتدال خارج نشده و در وزن کلام منظوم و عبارات منثور اعتدال لفظ و معنی و کلمات و آیات از دست داده نشده.

15- اعجاز قرآن از نظر کثرت تلاوت، که هر اندازه قرآن بیشتر تلاوت گردد نه از فصاحت آن در ذوق سلیم کسر میشود و نه ملالت می آورد و هر چند بیشتر قرائت شود طبع بشر مایلتر به تلاوت و فهم آن است. گویا هر دفعه که یک آیه تلاوت شود با رقه ای از نور علم و دانش بر قلب قاری تابش میکند که در سابق نظیر نداشته است.

16- اعجاز قرآن از نظر تسهیل قرائت در همه السنه (زبانها) و لهجه های متنوع.

17- اعجاز قرآن از نظر ترتیب کلام، در سخن گفتن نثر، در قدرت هر گوینده هست و مرتبه شعر بالاتر است. کمتر کسی می تواند سخن فصیحِ منثور بگوید. قرآن در حال نثر و بیان مطالب ساده به قدری دارای انسجام و استحکام الفاظ و معانی و جملات و حفظ ارتباط و اعتدال است که نظیری برای آن متصور نیست.

18- اعجاز قرآن از نظر زیادی الفاظ و تغییر کلمات و گوناگون آوردن الفاظ از همه مشتقات ادبی.

19- اعجاز قرآن از نظر عجز معارضه ناتوانی مقابله کردن ملل گوناگون با آن که هر چند کوشش و پشتیبانی از یکدیگر کردند نتوانستند حتی یک آیه نظیر آن بیاورند.

20- اعجاز قرآن از نظر انصراف معرضه مقابله کردن بشر با آن، همین که فصحاء خود را قادر به مقابله با قرآن ندانستند و تسلیم شدند.

قرآن و فصاحت و بلاغت

قرآن همچون دیگر کلامها از کلمات تشکیل شده است. هندسه کلمات قرآن به گونه‌ای است که نه می‌توان کلمات آنرا با کلمات دیگر جایگزین نمود و نه می‌توان نظیر عبارات و جملات بی‌بدیل قرآنی، جمله‌ای آورد. اسلوب قرآن نه سابقه دارد و نه لاحقه؛ یعنی نه پیش از آن کسی بدین سبک سخن گفته و نه پس از آن کسی را یارای رقابت و مبارزه با قرآن است. قرآن، کلام فصاحت است، اما فصاحتی بالاتر از فصاحتهای فنی که علوم بلاغت از آن سخن می‌راند

قرآن، آهنگی متناسب با عوالم معنوی دارد. آهنگی که نه در چارچوب نثر می‌آید و نه همگونی و هماهنگی با شعر دارد. از امور شگفت دیگر آنکه پس از تأمل در سیاق قرآن، از یک نظر تصور می‌شود که الفاظ آن در ساختار و ترتیب تابع معانی‌اند و از نظر دیگر چنین می‌نماید که در آن، معانی پیرو الفاظ اند و همواره این تبدل رأی و کشمکش نظر وجود دارد. با دقت نظر در الفاظ و معانی قرآن، فکر بر یک جهت مستقر نمی‌ شود و معلوم نخواهد شد که تمایل کدامیک بیشتر است.

از دیگر نکات حیرت‌آور اینکه، کلام خود پیامبر که قرآن بر زبان او جاری شده بروشنی با قرآن متفاوت است. سخنان آن حضرت از خطبه و دعا و حدیث، هیچ‌کدام رنگ و بوی قرآن را ندارد؛ همچنین سخنان حضرت علی، که آینه تمام نمای فصاحت و بلاغت است

برای مثال علی ع در ضمن خطبه‌های فصیح خود، هر جا آیه‌ای از قرآن می‌آورد، آن آیه کاملاً متمایز است و لذا تحدی قرآن و دعوت برهانی آن همچنان و برای همیشه پابرجاست. استعمارگران آمریکا و انگلیس و گردانندگان بازی سیاست جهان، قرنهاست که برای زیر سلطه درآوردن کشورهای اسلامی و غارت ثروت آنان و تضعیف عظمت اسلام، به طور آشکار و نهان با قرآن مبارزه می‌کنند

مدعیان پیروی مسیحیت و کذابان کلیسا نشین، هر سال اموال گزافی را در تضعیف عقاید مسلمین و مبارزه با اسلام هزینه می‌کنند، اما هیچ کدام جرأت آن را در خود ندیده‌اند که هیئتی از سخنوران جهان را تشکیل دهند و به فریاد همیشه برقرار تحدی قرآن پاسخ گویند وحتی یک سوره چون قرآن بیاورند.

چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:

1- ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.

2- انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.

3- هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.

در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند

و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.

آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد

آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و ... انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.

در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند

با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.

فرض کنید که طبیب "الف" امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:

اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب "الف" درست بوده است.

ثانیاً: اگر طبیب "ب" پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب "ب" تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود

در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.

الفاظ قرآن همچون دانه‌های یک تسبیح‌اند!

قرآن مجموعه‌اى کامل از معارف، فضایل اخلاقى، قوانین اجتماعى، قصص، تاریخ، اخبار غیبى و ... است که طىّ 23 سال در‌ حالات و شرایط و مکان هاى مختلف (مکه، مدینه، حضر، سفر، جنگ، صلح و‌. . .) نازل شده‌. ولیکن کوچکترین اختلاف و تناقض و فساد مضمون و سخافت بیان در آن یافت نمیشود و حسن اسلوب و سلاست و حلاوتى که در اول آن مشاهده میگردد؛ تا پایان آن حفظ گشته است

سیر در قرآن این حقیقت را آشکار میسازد که معانى آن با هم تعارض ندارند. همه آنچه را که قرآن بدان مى‌پردازد و از زمین و زمان و آسمان و ‌... مى‌گوید، به منزله دانه‌هاى تسبیحى است که آنها را به نظم کشانده باشند. قرآن با حقایق بیرون خود نیز همخوان و همساز است و با علم و عقل اصطکاکى ندارد. اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی ... (رازی, نهایة الایجاز فی درایه الاعجاز ص‌57) خدا زیباترین سخن را [به صورت‏] کتابى متشابه، متضمّن وعده و وعید، نازل کرده (ابن حمزه العلوی, یحیی, الایجاز لاسرار کتاب الطراز فی علوم حقائق الاعجاز من العلوم المعنویه و الاسرار القرآنیه) ... اگر در برخى آیات آن اجمالى باشد، آیات دیگر آن را شرح مى‌دهند.

قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند.

قرآن کریم از ابعاد و زوایای مختلف مانند وضع قوانین‌، طرح مسائل تاریخی‌، پیشگویی‌ها و اخبار غیبی‌، علوم روز و مسائل ناشناختة علمی در عصر قرآن‌، معارف و طرح مسائل عقیدتی و... معجزه است :
الف‌: اعجاز از جهت فصاحت و بلاغت و در قلمرو لفظ و ساختار ظاهری متن آن‌. به اعتراف سخن شناسان عرب‌، قرآن کریم در فصاحت و بلاغت بی‌مانند است‌. پیام قرآن‌، آیة‌الله مکارم ج8، ص87 ـ 113، التمهید فی علوم القرآن‌، ج4) برخی از عناصری که باعث زیبایی و رسایی وجه ظاهری و سیمای برونی قرآن کریم و اعجاز آن است‌، عبارتند از:
1. ژرفایی و حکمت‌آموزی واژگان‌:
گزینش و چینش واژه‌ها در قرآن کریم در پرتو حکمت و دقت‌، صورت پذیرفته ; مثلاً "ظلمات‌" که گزارشگر مصادیق و نمودهای گوناگون گمراهی است‌، به صورت جمع آمده ; ولی "نور" که کنایه از صراط مستقیم و هدایت الهی است‌، به صورت مفرد بیان شده .(بقره‌257) دو صفت متغایر برای زمین به اقتضای مورد، متفاوت آمده :
وَ تَرَی الاْرْض‌َ هَامِدَة‌ً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ (حج‌5)، وَ مِن‌ْ َایَـَتِه‌ِ أَنَّکَ تَرَی الاْرْض‌َ خَـَشِعَة‌ً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت ‌ْ(فصلت‌39)

هر یک از این آیه‌، منعکس کننده ویژگی خاصی است‌. در آیه اول که سیاق آن پیرامون بعث و حشر مردگان است‌، تعبیر هامده‌" که به مفهوم بی‌حرکتی و فقدان حیات است تناسب دارد. در آیه دوم که سیاق آیه به عبادت و خشوع می‌پردازد، تصویر خاشعه‌" به مفهوم تذلل و خشوع‌، مقتضای کلام است‌.
2. نو بودن سبک‌، خوش ‌آوایی ترکیب‌:
ساختمان ترکیبی کلمات قرآن و سبک بدیع و اختصاصی آن نه سابقه داشته است و نه تقلید پذیر است‌; سبک قرآن‌، نثر متعارف نیست‌; نظم و شعر نیز نمی‌باشد; بلکه ویژگی‌های مثبت هر دو را دارد. از جهت دیگر، جملات و آیات قرآن دربردارندة یک موضوع بسته و محدود نیست‌; بلکه هر آیه‌، متضمن موضوعات مختلف است

این سبک‌، یک تازگی و طراوت ویژه‌ای را مجسم می‌سازد که نمونه ناپذیر است‌; مانند: "وَ الطُّورِ # وَ کِتَـَب‌ٍ مَّسْطُورٍ # فِی رَق‌ٍّ مَّنشُورٍ # وَ الْبَیْت‌ِ الْمَعْمُورِ # وَ السَّقْف‌ِ الْمَرْفُوع‌ِ # وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ.. (تا آخر سوره طور) که در فرازها با تنوعی که دارد، همین خصوصیت ترسیم یافته است‌

این ویژگی‌، در تمام آیات و سور به تناسب خاص خود نمود می‌یابد و معانی همپای حروف و کلمات و آهنگ و موسیقی‌ِ سخن‌، به تصویر می‌نشیند و فضای ذهن خواننده را بی‌اختیار به همراه خود می‌برد .(علوم قرآن‌ همان‌، ص106ـ 108.)
3. لطافت در بیان‌:
قرآن‌، کتاب حقیقت است‌; نه رساله تخیّلی‌، احساسی‌، عاطفی و مبالغه‌آمیز; لیکن این نص گران سنگ‌، در شرح و تبیین حقیقت از حد اعلای قواعد زیباسازی کلام و مفاهمه بهره‌ور است‌.
الف: قرآن کریم مشحون از زیباترین تشبیهات‌، کنایات‌، استعارات و تمثیل‌هاست‌. بنیاد فنون بلاغت و صنایع ادبی‌، یعنی دانش معانی‌، بیان‌، بدیع‌، رهین کاربردهای قرآنی است‌; امّا در عین حال معیارهای اساسی حقیقت‌گویی‌، خردمحوری‌، ارزش‌های انسانی و اخلاقی‌، همواره مورد توجه و مراعات است‌.( همان ص108ـ 112.)
ب‌: اعجاز از جهت بیان مسائل ناشناخته علمی در عصر قرآن مانند: خبر از حرکت زمین (نمل88); توازن قوه جاذبه و دافعه در کرات آسمانی (رعد2); حرکت منظومه شمسی (یس‌38 و40); گسترش جهان (ذاریات47); زندگی در کرات دیگر (شوری29); زوجیت گیاهان (طه53); علل نزول باران و تگرگ (نور43); و...
ج‌: اعجاز از جهت پیش‌گویی‌ها و اخبار غیبی‌. قرآن پیش گویی‌های متعددی را ذکر کرده است‌

دلایل اعجاز در هماهنگی قرآن کریم

1- جغرافیا و جامعه‌اى که قرآن در آن نازل‌ شده، زیرا جزیرة العرب و مردم ساکن در آن، هنگام نزول قرآن از هرگونه فرهنگ و تمدّن دور‌ بودند. امام على ع مى‌فرماید: خداوند پیامبر ص را در میان مردمى نادان که به بدترین نحو زندگى مى‌کردند و قتل و غارت و فساد و فحشا در میانشان رواج داشت برانگیخت. حال چگونه مى‌توان قرآن را با آن همه برجستگى، برآمده از چنین جامعه‌اى دانست؟

2- پیامبر ص انسانى امّى بود و در جزیرة العرب با اهل جاهلیت بسر برده و یتیم و بدون مربى بوده؛ 40 سال در چنین جامعه‌اى رشد کرد و تاریخ زندگى وى بسیار روشن بود, قرآن همین مطلب را شاهد وحیانى بودن خود مى‌داند ... فَقَد لَبِثتُ فیکُم عُمُرًا ...یونس16 . قطعاً پیش از [آوردن‏] آن، روزگارى در میان شما به سر برده‏ ام‏ ...(فولادوند, ج1, ص210.) و این دلیل محکمى است بر اینکه قرآن به نحو اعجاز نازل شد و معجزه باقیه آن حضرت است تا آخر دنیا (طیب سید عبد الحسین, اطیب البیان فی تفسیر القرآن‏, ج6, ص361).  عرب زمان رسول خدا ص توقع معجزه حسی داشت و این کتاب الهی را معجزه نمیدانست

اما گویی خداوند جل جلاله با معجزه خاتم انبیاء خویش، بگونه ای متفاوت به هدایت انسانها پرداخته و به مخاطب خویش فرمان تدبر در آیات الهی را صادر نموده است. زیرا خاتم انبیاء، آورنده دین اکمل و جاودان است و با تغییر سیستم هدایت بر پایه عقل، آن هم عقلی از جنس کلام، هر زمان حرفی تازه برای گفتن دارد

3- تنها چیزى که از آن زمان گزارش شده و بعدها نیز مخالفان دیگر اسلام به ویژه خاورشناسان آن را پى گرفته‌اند, طرح مسئله ناسخ و منسوخ در قرآن به عنوان تناقض است، در حالى که در جاى خود ثابت شده که نسخ، همان تغییر حکم به سبب دگرگون شدن شرایط و مصالح است و در کتابهاى آسمانى دیگر نیز سابقه داشته است.

افلا یتدبرون القرآن ...محمد24 . این آیه شریفه انسان را به یک موضوع فطری و وجدانی رهبری میکند و آن این که: هر کس در ادعا و گفتار خویش بر کذب و دروغ متکی باشد، در نظریاتش اختلاف و در بیانش تناقض، ظاهر و آشکار خواهد بود و چون در کلام الله مجید این اختلاف و تناقض وجود ندارد،‌ پس بنابراین قرآن ساخته و پرداخته فکر بشر نبوده، بر پایه دروغ و افترا بنیان نشده است. و این کلام الله مجید در هر دو صورت اعجاز خود را حفظ نموده است:
- آن روز که قطعه قطعه نازل می شد؛ ‌در همان متفرق بودنش معجزه بود .
- زمانی هم که از حالت قطعه قطعه بودن خارج و در یک جا جمع آوری شد، جنبه دیگر اعجاز را به خود گرفت.
ناتوانى عربهاى معاصر نزول که با زبان قرآن به خوبى آشنا بودند و به شدت با آن مبارزه مى‌کردند، دلیل روشنى بر بطلان این ادعاست. لذا به بانگ بلند فریاد میزند
 أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ‏ تدبر و تفکر و تامل و نظر و تفهم نمیکنند, در این کتاب آسمانى که از جانب ذات اقدس ربوبى صادر شده است. 

نتیجه آن که: قرآن از مخاطب خویش میخواهد که در آیات الهی تدبر کند؛ تدبر بر حالات روحی ما اثر می گذارد و ناظر بر قلوب مخاطبین خویش است. آن هم نه بر روی هر قلبی، بلکه قلب اولالباب، کتاب أنزلناه إلیک مبارک لّیدّبّروا ءایاته و لیتذکّر أولوا الألباب (ص 29)

قلب صاحبان خردی که موانع پذیرش حق را یکی پس از دیگری از صفحه جانشان میزدایند (خود را گناهان پاک سازیم) و با کمک ابزار فهم قرآن, یعنی آشنایی با لغت عرب و عصر نزول و . . . آیات الهی را آن چنانکه باید درک مینمایند و حق تلاوت این کلام آسمانی را ادا می نمایند. ... یتلونه حق تلاوته ...بقره121. [و] آن را چنانکه باید مى‏خوانند. (فولادوند،‌ پیشین، ج1، ص19)

                                                         معجزه های ریاضی قرآن ( کلمات )

 اصولاً قرآن به حدی شیوا و روان است که هر کس حتی کمترین آشنایی با زبان عربی داشته باشد با خواندن یا شنیدن قرآن ناخودآگاه در مییابد که هیچ فرد سخنوری نمیتواند چنین بیانی داشته و کلام هیچ انسانی نمیتواند باشد. معجزه قرآن فقط به معارف عمیق عقلی و اجتماعی، علوم غیبی و معانی شگفت انگیز و شیوایی و روانی کلام محدود نمیشود و هر روز ابعاد تازه ای از شگفتیهای قرآن کشف میشود . 
الف) کلمه (امام) به معنای رهبر و زمامدار الهی به صورت مفرد و جمع ۱۲ بار در قرآن کریم تکرار شده که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از ایشان ۱۲ نفر میباشند. یکی از آیات قرآن که کلمه امام در ‌آن آمده، یس آ‌یه ۱۲ میباشد و کل شییء أحصیناه فی امام مبین و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده ایم. 
ب) کلمه شهر یعنی ماه، ۱۲ بار در قرآن تکرار شده که مساوی تعداد ماههای یکسال است. 

پ) کلمه (یوم) روز، ۳۶۵ بار در قرآن تکرار شده که مساوی تعداد روزهای یکسال شمسی است. 
ت) کلمه (ساعه) ۴۸ بار در قرآن کریم تکرار شده که در ۲۴ مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده و در ۲۴ مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد. بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یک شبانه روز . 
ث) کلمه (سجد) به معنای سجده کرد و مشتقات آن ۳۴ بار تکرار شده که این عدد برابر با تعداد سجده های واجب روزانه . 
ج) کلمه (رجل) به معنای مرد مساوی کلمه (امراه) به معنای زن هر کدام ۲۴ بار آمده . 
چ) کلمه (
ملائکه) و کلمه (شیطان) به معنای اهریمن و یا جن هر کدام ۸۸ بار تکرار شده. 
ح) کلمه (
استعاذه) یعنی پناه بردن و کلمه (ابلیس) به معنای شیطان هر کدام ۱۱ بار بکار رفته. 
خ) کلمه (
آخرت) و کلمه (دنیا) هر کدام ۱۱۵ بار تکرار شده . 
ژ کلمه (
الحسنات) یعنی خوبی ها و کلمه (سیئات) یعنی گناهان هر کدام ۱۸۰ بار تکرار شده.

 د) کلمه (الحیاه) یعنی زندگی و کلمه (الموت) یعنی مرگ هر کدام ۱۴۵ بار تکرار شده. 
ذ) کلمه (
ارسل) به معنای فرستاد و مشتقات آن ۵۱۳ بار تکرار شده و نام ۲۸ پیامبری که در قرآن از آنها نامی آورده شده نیز مجموعاً ۵۱۳ بار تکرار شده. 
ر) کلمه (
الرسل) به معنای پیامبران و کلمه (الناس) به معنای مردم هر کدام ۳۶۸ بار تکرار شده. 
ز) کلمه (
الرغبه) به معنای میل و کلمه (الرهبه) به معنای ترس هر کدام ۸ بار تکرار شده. 
ژ) نام پیامبر اسلام (
محمد و احمد) ۵ بار در قرآن امده (۴ بار محمد و ۱ بار احمد) و کلمه صلوات که به معنای درود میباشد نیز ۵ بار در قرآن تکرار شده. 
س) کلمه (
ایثار) به معنای گذشت و کلمه (شح) به معنای بخل هر کدام ۵ بار تکرار شده . 
ش) کلمه (
سرور) به معنای شادی و کلمه (حزن) به معنای غم و اندوه هر کدام ۴ بار تکرار شده . 
ص) کلمه (
الحر) به معنای گرما و کلمه (البرد) به معنای سرما هر کدام ۴ بار تکرار شده. 
ض) عبارت (
حزب الله) و عبارت (حزب الشیطان) هر کدام ۳ بار تکرار شده. 
ط) در قرآن کریم به اینکه
۳۰۰ سال شمسی دقیقاً برابر ۳۰۹ سال تمام قمری است بصورت مستقیم اشاره شده. این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (ع) پرسید: چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را ۳۰۹ ذکر سال کرده در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت ۳۰۰ سال نوشته شده؟ حضرت امیر ع فرمودند: سالهای شما شمسی است ولی سالهای ما قمری است. سال شمسی یهود ۳۶۵ روز تمام بوده

بنابراین ۳۰۰ سال آنها میشود : روز ۱۰۹۵۰۰=۳۶۵×۳۰۰ در حالی که سال قمری برابر با ۳۵۴ روز و ۸ ساعت و ۴۸ دقیقه بنابراین ۳۰۹ سال قمری برابر با : روز ۱۰۹۵۰۰=]۴۸ دقیقه و ۸ ساعت و ۳۵۴ روز[ ×۳۰۹ . این در حالی است که تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه روز به ۲۴ ساعت و هر ساعت به ۶۰ دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود. و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود.

 بنابراین حضور هر کلمه در قرآن در مکان خاص و به تعداد معین حادی پیام و مفهوم ویژه ای میباشد که در حقیقت یک نوع از اعجاز و معجزه میباشد. زیرا مجموعه آیات قرآن در مدت نسبتاً طولانی ۲۳ سال و در اوضاع و احوال مختلف مثلاً گاهی در جنگ و گاهی در صلح، گاهی در مکه و گاهی در شعب ابیطالب و محاصره گاهی در مدینه و گاهی در سفر و گاهی در شب و گاهی در روز بر پیامبر (ص) نازل می شد و چنین نبود که پیامبر خدا (ص) مانند مؤلفان کتابهای مختلف مدتی در کتابخانه ای خلوت کند و از سر فرصت و فراغت و یا با رجوع به منابع مختلف کتابی بنویسد .

                                یکی دیگر از اعجازهای قرآن ( اعداد ) : 

الف) تعداد کل آیات قرآن کریم ۶۲۳۶ آیه است که یک عدد زوج است . 
ب) قرآن ۱۱۴ سوره دارد پس مجموعه شماره سوره های قرآن می شود ۶۵۵۵ که یک عدد فرد است: (۶۵۵۵=۱۱۴+۰۰۰+۴+۳+۲+۱) 
ج) اگر شماره ی هر سوره را با تعداد آیات آن سوره جمع کنیم عدد مخصوص آن سوره بدست می آید مثلاً برای سوره حمد که اولین سوره قرآن میباشد عدد مربوط میشود ۸‌ (۷+۱) و برای سوره بقره میشود ۲۸۸(۲۸۶+۲) و برای سوره آل عمران عدد مربوط می شود ۲۰۳ یعنی (۲۰۰+۳). حال اگر این عددهای به دست آمده برای هر سوره را به تفکیک زوج و فرد در جدول های جداگانه ای قرار دهیم نتایج شگفت آوری به دست می آید . 
جدول عددهای حاصله ی فرد آل عمران ۲۰۳ مائده ۱۲۵ انعام ۱۷۱ ...... جمع کل ۶۵۵۵ 
جدول عددهای حاصله ی زوج فاتحه ۸ بقره ۲۸۸ نساء ۱۸۰ ........ جمع کل ۶۲۳۶ 
چهار مطلب شگفت انگیز در این جدول ها دیده میشود :
 
الف) مجموع اعداد جدول زوج برابر است با ۶۲۳۶ که مساوی مجموع کل ‌آیات قرآن است و مجموع عددهای حاصل از جدول فرد برابر است با ۶۵۵۵ که همان عدد حاصل جمع شماره سوره های است 
ب) در هر جدول ۲۷ سوره وجود دارند که تعداد کل آیات آن سوره یک عدد زوج است و بنابراین در هر جدول نیز ۳۰ سوره وجود دارد که تعداد کل آیات آن سوره فرد است . 
ج) در هر جدول به طور مساوی ۵۷ سوره قرار می گیرد . 
د) مجموع اعداد جدول زوج یک عدد زوج شده و مجموع اعداد جدول فرد یک عدد فرد شده است

اعجاز عددی قرآن : زمانی که لوازم پیشرفته نظیر رایانه به تولید رسید انسان به آن دست یافت

 1- اولین آیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم دارای 19 حرف است

 2- قرآن مجید از 114 سوره تشکیل شده و این عدد به 19 قابل تقسیم. (6× 19).

 3- اولین سوره ای که نازل شده علق (شماره96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن

   دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد 9 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورده که شامل 38 کلمه است. (2 × 19) 

   سومین بار که جبرئیل امین فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد که شامل 57 کلمه است. (3× 19).

 4- سوره علق 19 آیه دارد.             5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.

 6 - اولین بار که جبرئیل امین با قرآن فرود آمد 5 آیه اولی سوره علق را آورد که شامل 19 کلمه

 7- این 19 کلمه، 76 حرف (4× 19) دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است.

 8- حروف مقطعه یا به تنهائی یا جمع آن در سوره مربوط به خود، ضریب 19 میباشند  مثال: در سوره  یس تعداد حروف «ی» و «س» 285 میباشد=( 15×19)، الم؛ الر؛ حم و ...

 9- کلمه هائی که از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یکسان به کار رفته اند: کلمه “دنیا “ 115 بار و کلمه “آخرت“ هم 115 بار . کلماتی نظیر، خیوه و موت - عقل و نور - رجل امراه یوم و شهر ملائکه و شیاطین مصائب و شکر سرما و گرما زکوه و برکات و ....... همه ضریب 19 میباشند. با این حساب آیا میتوان قرآن را تحریف دانست یا تغییر داد

10- چهارمین بارکه جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره 74) را آورد که آخرین آیه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موکلند» می باشد. (آیه 30)

11- پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل « فاتحه الکتاب» را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (19 حرف) اغاز می شود . این بیانیه 19 حرفی بالفاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ 19 فرشته موکلند» نازل شد

این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد 19) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر عدد 19 بنا نهاده شده است.

12- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد 19 را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید : الف) بی ایمانان را آشفته سازد.   ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است.   ج) ایمان مومنان تقویت نماید.   د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید.
ه) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
     

 13- این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه 31 مدثر) و یکی از معجزات عظیم قران است. (آیه 35).
14- هرکلمه از جمله آغازیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تکرار شده که به عدد 19 قابل تقسیم است ،بدین ترتیب که کلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 بارکلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، کلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وکلمه “ الرحیم “ 114بار (6*19)دیده می شود.   

15- قرآن 114 سوره دارد که هر کدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “ بسم الله الرحمن الرحیم “ آغاز میشود بجز سوره توبه (شماره 9) که بدون آیه معموله افتتاحیه است، لذا آیه “ بسم الله الرحمن الرحیم“ در ابتدای سوره ها 113 بار تکرار شده است. چون این رقم به 19 قابل قسمت نیست و سیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد و چهاردهمین آیه بسم الله را در سوره النمل که دو بسم الله دارد (آیه 27) (آیه افتتاحیه و آیه 30) بنابراین قرآن مجید 114 بسم الله دارد.
16- همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع کرده آنرا سوره شماره یک وسوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود که سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره 27) که بسم الله تکمیلی را دارد .از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است .
17- تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل 342(18*19) میباشد.

18- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع کنیم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
19- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای چهل شب احضار کردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم .شمار این اعداد در تمام قرآن 285(15*19) میباشد.
20- حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.

21- یک کیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست که 29 سوره با حروف رمزی شروع میشود که معنی ظاهری ندارند، این علامات در هیچ کتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند. این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد که بر عدد 19 بنا شده است.

اولین نشانه این ارتباط اینست که 29 سوره از قرآن با این علامات شروع میشود. تعداد حروف الفبا دراین رموز 14 و تعداد خود رمزها نیز 14 میباشد. هرگاه تعداد سوره ها (29) و حروف الفبا (14) را با تعداد رمزها (14) جمع کنیم ، حاصل جمع 57 (3*19) خواهد بود.
22- خداوند توانا بما یاد میدهدکه در هشت سوره و سوره های شماره ( 10،12،13،15،26،27،28 ،31) دو آیه اول که با این رموز آغاز میشوند حاوی و حامل معجزه قرآن هستند،باید توجه داشت که قرآن کلمه “ آیه “ را بمعنی معجزه بکار برده است . باید کلمه آیه دارای معانی متعددی باشد که یکی از آنها معجزه است ونیز باید دانست که خود کلمه معجزه در هیچ جای قرآن بکار برده نشده است.

بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است مثلاً نسلهای قبلی (پیش ازکشف اهمیت حروف رمزی قرآن )کلمه آیه رادر این هشت سوره ،آیه نیم بیتی می پنداشتند ،ولی نسلهای بعدی که از اهمیت این رموزبا خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر کرده اند. بکار بردن کلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یکی از معجزات قران است.

23- سوره قاف که با حرف ق شروع می شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره دیگری در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره 42) که اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید کرد که حرف ق 57 (3 * 19) بار تکرار شده است.
25- بدین ترتیب در مییابید که دو سوره قرآنی فوق الذکر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همدیگر (57،57) شامل حرف ق هستند که مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(114) برابر است

چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید“ تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و 114 ق مذکور گواه 114 سوره های قرآن است. این احتساب اعداد آشکار و گویا ، مدلل می دارد که 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشکیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند.

 26- آمار کامپیوتر نشان میدهد که فقط این دو سوره که با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (57 مورد ) هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و کنایه بفرماید که خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است.

 27- یک نمونه در آیه 13 از سوره ق مدلل می دارد که هر کلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یک سیستم اعدادی بخصوصی که بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمی که لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده بلافاصله متوجه می شود که اگر بجای «اخوان» در سوره ق کلمه «قوم» بکار بدره می شد چه اتفاقی می افتاد

در این صورت ذکر کلمه قوم بجای اخوان، حرف «ق» در این سوره 58 بار تکرار می شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نیست و لذا با تعداد 57 «ق» که در سوره شورا مطابقت نمی کرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابرنمی شد ، بدین معنی که با جایگزین کردن یک کلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود.  (حروف مقطعه یا به تنهائی یا جمع آن درسوره مربوط به خود ضریب19 میباشند)
28- در سوره طه (شماره 20) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 میباشد ( 18 × 19) .

29- در سوره « یس » تعداد حروف « ی » و « س» 285 میباشد ( 15×19).
30- در هفت سوره 40 تا 46 که با رمز « حم » شروع میشوند تکرار حروف 2166 میباشد (14*19) بنابراین تمام حروف اختصاری که در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شرکت دارند. باید توجه داشت که این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشکل و پیچیده بوده و برای درک آنها از ماشینهای الکترونیکی کمک بگیرند . 
  د رتاریخ ، کتابی سراغ نداریم که مانند قرآن طبق یک سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر 30 بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است:   

الف: کلمه الله 2698 مرتبه در قرآن تکرار شده که مضربی از عدد 19 است (142 * 19 )  

 پ: در قرآن بعضی از کلمات با کلمه های دیگر که از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یکسان به کار رفته اند. 

 1- کلمه “حیوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بکار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) کلمه “موت یا مرگ“ با مشتقاتش بکار رفته است.

2- کلمه “دنیا “ 115 بار و کلمه “آخرت“ هم 115 بار بکار رفته است.
نتیجه : رمزهای اعجاز آمیز قرآن :  قرآن و ریاضی

برای اینکه قرآن محفوط بماند و ادعای خود قرآن از تحریف  ؛نظم حروف با سیتم اعداد ارتباطی دارد تا برای بشر تا مادامی که با قرآن سر وکار دارد مطمئن از کم یا اضافه شدن حرف یا کلمه ای باشد ......

 1- یک مؤلف هر قدر هم که توانا باشد هر گز نمی تواند در ذهن خود حروف و اعدادی به اندازه معین بگیرد سپس از آنها مقالات و یا کتابی بنویسد که همچون قرآن حتی شماره ها و حروف و کلمات آن نیز به اندازه و شمرده شده در آید مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتیب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “میم“ از دیگر حروف در سوره های مربوطه بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد یعنی درست نصف تعداد حروف الفبای عربی

اگر مشاهده کردیم انسانی در مدت 23 سال با آن همه گرفتاری ؛ سخنانی آورد که نه تنها مضامین آنها حساب شده و از نظر لفظ و معنی و محتوا در عالیترین صورت ممکن بود ؛ بلکه از نسبت ریاضی و عددی حروف چنان دقیق و حساب شده بود که نسبت هر یک از حروف الفبا در هر یک از سخنان او یک نسبت دقیق ریاضی دارد. آیا نمی فهمیم که کلام او از علم بی پایان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلی قرآن را حفظ کنید. تمام محاسبات فوق در صورتی صحیح خواهد بود که به رسم الخط اصلی و قدیمی قرآن دست نزنیم مثلاً اسحق و زکوه و صلواه را به همین صورت بنویسیم نه بصورت اسحاق و زکات و صلاه . در غیر اینصورت محاسبات ما بهم خواهد ریخت.
3- عدم تحریف قرآن. در قران مجید حتی کلمه و حرفی کم و زیاد نشده و الا بطور مسلم محاسبات کنونی روی قرآن فعلی صحیح از آب در نمی آمد و کلمات و حروف حساب شده نظام کنونی حروف قرآن را بکلی به هم می ریخت. پس این نشانه دیگری بر عدم کوچکترین تحریف در قرآن مجید است.  حال فرموده پیامبر اسلام را یاد آوری می کنم که فرمود:  «عجائب و شگفتیهای قرآن پایان ناپذیر است و قرآن ظاهرش خوشایند و باطنش عمیق است. عجائبش را نمی توان شمرد و غرائبش هرگز کهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوی عطر مانندی از دهانش خارج شود.

     
امدادهای غیبی از نگاه قرآن
✨🌹✨🌹✨🌹
الف : امدادهای غیبی در جنگ و جهاد 

1. سپاه نامرئی‏
2. فرشتگان امدادگر
3. خواب کوتاه و سبک‏
4. نزول باران‏
5. ایجاد آرامش در قلب‏های مؤمنان‏
6. ایجاد ترس در دل دشمنان‏
7. بادهای ویرانگر
8. کم جلوه دادن لشکر دشمن‏
9. استوار ساختن گام‏های مجاهدان‏
10. فرستادن لشکر پرندگان‏
✨🌹✨🌹✨🌹
ب: امدادهای غیبی در غیر جنگ

1. هدایت بخشی‏
2. تعلیم الهی
3. باز داشتن انسان از گناه
4. دل محکمی
5. افکندن محبت انسان در دل‏ها
6. بشارت‏های فرشتگان‏
7. تأیید به روح الهی
8. رهایی انسان از تنگناها
9. برهم زدن نقشه‏های دشمنان
10. اعطای فرقان یا معیار شناخت حق از باطل‏
11. رهانیدن از حوادث نابود کننده
12. توفیق انجام نیکی‏ها
13. حراست از گزند دشمنان
14. الهام حقایق به قلب‏ها
15. تحقق امور ناممکن
16. افزایش نعمت‏های مادی
17. توسعه ظرفیت معنوی انسان
🌹✨🌹✨🌹✨
 ج : شرایط برخورداری از امدادهای غیبی 

1. ایمان
2. توکل
3. پارسایی
4. یاری دین خدا
5. جهاد
6. بردباری
7. خلوص انگیزه ‏ها
8. نارسایی اسباب مادی‏
9. استقامت‏
@ghuraan
                                       

نظرات  (۱)

سلام نوشته ها خوب بودند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">