تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

امر به معروف و نهی از منکر . شرائط و آثار

                  کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

   مفهوم امر به معروف و نهی از منکر بایدها و نبایدها

طبق تعریفی که کارشناسان مسائل دینی ارائه کرده اند، معروف و منکر که دو مفهوم متقابلند در لغت به معنای شناخته شده و ناشناخته می باشند

در اصطلاح کارهایی که نیکی یا زشتی آنها توسط عقل یا شرع شناخته شده باشند، معروف و منکر نامیده می شوند

همچنین آنها اعتقاد دارند به کارگیری لفظ معروف و منکر در امور مربوط به بایدها و نبایدهای دین، بدین لحاظ است که فطرت پاک انسانی با کارهای معروف آشنا و مانوس و بازشتی ها و امور ناپسند بیگانه و نامأنوس است

بنابراین معروف و منکر قلمرو وسیعی دارد و در محدوده عبادات با یک سری از گناهان کبیره نمی گنجد

معروف شامل امور اعتقادی، اخلاقی، عبادی، حقوقی، اقتصادی، نظامی و امور فرهنگی می شود و منکر نیز شامل منکرات اقتصادی، عبادی، اخلاقی و... می شود و در مجموع می توان از معروف و منکر به ارزشها و ضدارزشها تعبیر نمود.

سیدالشهداء جلوه عملی امر به معروف ونهی ازمنکر  مصباح یزدی

امامان معصوم(ع) نمی توانستند صریحا به مردم بگویند که حکومت ها باطل اند

زیرا خلفا به نام اسلام حکومت می کردند، نه با نام کفر

اگر هم منکر خدا بودند، اظهار نمی کردند و به نام خلیفه رسول الله(ص) حکم می راندند

چنان که هارون الرشید پیش از زندانی کردن امام موسی بن جعفر(ع) بر سر مزار پیامبراکرم(ص) رفت و چنین عذرخواهی کرد:

یا رسول الله، از عزیمتی که نموده ام، پوزش می خواهم؛ هدف من این است که فرزند شما، موسی بن جعفر، را دستگیر کرده، زندانی نمایم؛ زیرا او می خواهد میان امت شما تفرقه بیندازد و خون های بیچارگان را بریزد1

در واقع، بهانه هارون این بود که تأمین مصلحت جامعه اسلامی و ایجاد امنیت و رفع اختلاف از جامعه، مستلزم زندانی کردن امام(ع) است

از این رو، بلافاصله پس از این سخنان، دستور داد تا ایشان را دستگیر کنند*

البته گاهی شرایط به گونه ای است که تنها می توان به فعالیت های فرهنگی متفرق و پنهانی، اصل دین مردم را حفظ کرد، به این امید که روزی معرفت آنان رشد یابد و بتوانند کارهای مهمتری انجام دهند. تقریبا از زمان امام سجاد(ع) به بعد، به ادله مختلفی، تمام معصومان(ع) چنین برنامه ای داشتند

برخی مسلمان در محضر ائمه(ع) و با تلاش آن بزرگواران، براساس فرهنگ اسلامی تربیت یافتند

و در اطراف بلاد اسلامی پراکنده شدند و برای هدایت مردم تلاش کردند

شاهدان این مدعا، بارگاه های پرشمار امامزادگانی است که تحت تأثیر تربیت ائمه اطهار(ع) در مناطق مختلف و در اقصی نقاط سرزمین های اسلامی به ارشاد و هدایت مردم می پرداختن

 و فعالیت های آنان تقریبا منحصر در فعالیت های فرهنگی بود و می کوشیدند تا اصل دین مردم از بین نرود.

تفسیر قیام امام حسین (ع) امر به معروف و نهی از منکر بود،
در آن زمان، بنی امیه ملازم اطاعت شیطان شدند و از پیروی خدا روی گردانیدند

درنتیجه فساد را در جامعه ظاهر، و حدود الهی را نیز تعطیل کردند

در آنجا که باید دست دزد را برید، نمی بریدند؛ جایی که باید زانی و زانیه را تازیانه زد، نمی زدند

و دیگر احکام الهی را اجرا نمی کردند

در فرهنگ امام حسین(ع) این قبیل امور، تعطیل حدود الهی، و از جمله مصادیق فساد است

آنان همچنین بیت المال را که باید صرف همه مسلمانان شود و امکاناتی که باید به گونه یکسان، در اختیار همگان قرار گیرد، به نزدیکان و خویشان می دادند و حلال خدا را حرام، و حرام او را حلال می کردند

مانند سخنان کسانی که اسلام را سیال می خوانند و به بهانه پویایی فقه پاره ای از امور را که تا به حال حرام بوده حلال می شمارند

آنان با این سخنان به گونه ای امر را مشتبه می کنند که متدینان نیز می پرسند آیا ممکن است روزی رقص هم حلال شود؟

یا چه زمانی روابط آزاد پسر و دختر جایز می شود؟

در چنین موقعیتی امام حسین(ع) خود را سزاوارترین شخص برای عمل به فرمایش رسول خدا(ص) و اعتراض به رفتار چنین حاکمی می دانست

از این روی امام حسین(ع) قیام کرد تا این فسادها را براندازد.
بنی امیه شریعت خدا را منزوی ساخته و از صحنه جامعه کنار نهاده بودند. آن امام بزرگوار(ع) خود را موظف می داند که دین را یاری کند؛ احکام شریعت را عزیز گرداند

و به منظور اعتلای کلمه الله، جهاد کند؛ نه اینکه مانند روشن فکرنمایان امروزی بگوید صحیح است که این سخن خداست، ولی این سخنان برای هزار و چهارصدسال پیش مناسب بود و امروز ما خود مصلحت خودمان را بهتر می فهمیم

حاصل آنکه، ایشان در آن موقعیت حساس، بهترین اقدامی که می توانست انجام دهد این بود که در جامعه اسلامی چنان حرکتی به وجود آورد که تا قیامت تأثیر آن برجای بماند؛ لرزه ای که باقی خواهد ماند و باز نخواهد ایستاد

قیام سیدالشهدا(ع) واقعه ای است که نمی توان آن را تحریف کرد و تفسیر غلطی از آن بیان نمود؛ درحالی که هر آیه محکمی را در قرآن می توان به غلط و معنای آن را تحریف کرد، و آن را با قرائت جدیدی باز خواند. حدیث را نیز به سادگی می توان دروغ، جعلی و از اسرائیلیات قلمداد کرد

یا در نهایت، می توان گفت این معنا و مفهوم یک نوع قرائت است، و برای آن، قرائت دیگری نیز می توان یافت.

امام حسین (ع) درصدد انجام یک وظیفه مقدس، یعنی امر به معروف و نهی از منکر بود، سرانجام، به هدف خود نیز دست یافت

حاصل این امر به معروف و نهی از منکر عبارت بود از هدایت و شناساندن حق و باطل به انسان ها، البته همچون دیگر انبیای الهی و امامان معصوم (ع) در صورتی که مردم حاضر می شدند رهبری ایشان را بپذیرند

ایشان حکومت نیز تشکیل می دادند

زیرا تشکیل حکومت در صورتی میسر می شود که مردم بپذیرند و اقدام کنندگان را یاری کنند؛ چنان که امیر مؤمنان (ع) در خطبه شقشقیه فرمود: اما والذی فلق الحبه وبرا النسمه لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الاّ یقارّوا علی کظه ظالم و لاسغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها

سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود، و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند

و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می ساختم».
بنابراین اگر مردم به تشکیل حکومت از سوی امام حسین (ع) راضی می شدند، ایشان موظف بودندکه به این تکلیف عمل کنند؛ امام اگر مردم به چنین امری تن در ندادند، وظیفه تشکیل حکومت از ایشان ساقط می شود، ولی وظیفه هدایت همچنان باقی است

پس این وظیفه هیچ گاه برداشته نمی شود، و اگر راه دیگری نباشد، باید مانند امام حسین (ع) مردم را با شهادت خویش هدایت کرده و بدین شیوه، حق و باطل را به آنان نشان داد

دراین صورت، اگر مردم انصاف داشته باشند، درمی یابند که این کار به سبب وظیفه دینی صورت گرفته است

البته موارد این گونه امر به معروف و نهی از منکر بسیار نادر است. از سویی، تشخیص چنین وظیفه ای نیازمند آگاهی فراوانی است، و گذشتن از همه چیز برای ادای تکلیف و امر به معروف و نهی از منکر، فداکاری بسیاری می طلبد، از این روی چنین شخصیت هایی نادرند.

 یوسف بن قزا و غلی ابن الجوزی، تذکره الخواص من الامه بذکر خصائص الائمه ، ج2، ص40.

قیام امام حسین(ع) جلوه بارز مرتبه عالی امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی ازمنکر، به ویژه در بعد عملی آن، در شخصیت و زندگی سیدالشهداء(ع) به شکل ویژه ای ظهور کرد

درمیان انبیای الهی(ع) در گذشته هم کسانی بودند که در راه رسالت خویش به شهادت رسیدن

 برای نمونه، درمیان آنان کسانی، مدتها در چاه زندانی شدند، و سرشان را با اره بریدند، ولی با این حال، تمام آنها تحمل کردند

اما کاری که امام حسین(ع) با آن وسعت و عمق انجام داد، درسراسرتاریخ نمونه ای از آن یافت نمی شود

این تقدیری بود که خداوند متعال برای ایشان در امت آخرالزمان مقرر فرموده بود تا امتی که بعد از او دیگر پیامبری نخواهندداشت، به آخرین درمان برای دردهای اجتماعی و روحی و معنوی جامعه دست یابند

در جایی که هیچ راهی برای تبلیغ دین، احیای احکام الهی و مبارزه با ظلم و ستم وجود ندارد، این راه وجود دارد که کسی با مبارزه تا سر حد شهادت، حقانیت دین را اثبات کند و مظلومیت خویش را به مردم نشان دهد.
رسالت سیدالشهداء(ع) درحماسه کربلا، اقامه امر به معروف و نهی از منکر بود

سیره ایشان در اقدام به امر به معروف و نهی از منکر می تواند الگوی ما در این زمان قرار گیرد

چگونگی به کارگیر ی وسایل و ابزار خاصی که آن امام بزرگوار به منظور امر به معروف و نهی از منکر به کار گرفت، می تواند الگوی مناسبی برای ما در این زمینه باشد

با الگوگیری از این حرکت بزرگ، باید این روح را در کالبدهای مختلفش شناسایی کنیم و متناسب با شرایط زمان و مکان، آن روح را زنده نگه داریم و ترویج کنیم

همچنین عواملی که مانع امر به معروف و نهی از منکر می شود، بشناسیم و در جهت تضعیف، و بلکه درجهت نفی آنها بکوشیم.
امام حسین(ع) در زمانه خود، همواره نگران بود که وضعی به وجود آید که مردم نتوانند حق را از باطل تمیز دهند

در چنین موقعیتی، نه با فعالیت های تبلیغی و نه با پول می توان اقدامی انجام داد

همچنین جنگ و جهاد نیز سودی نمی بخشد؛ زیرا جبهه حق طرفدار ندارد و قدرت و ثروت در دست باطل است. در زمان معاویه، بر اثر تبلیغات و نیز ارعاب و تهدید، فضای خفقان آوری بر جامعه حاکم شده بود.

مخالفان را دار می زدند، یا ترور می کردند؛ نه کسی به خود جرئت قیام می داد و نه نیرو و توانی برای کسی مانده بود. در چنین شرایطی جامعه نیازمند حرکتی بود که از یک نفر یا یک گروه کوچک برنمی آمد

تبلیغ نیز تأثیری نداشت؛ چون تمام ابزار آن در اختیار امویان بود و فریاد امام(ره) فقط به گوش گروه معدودی می رسید. از این روی تا بیست سال، ایشان مجبور بود پنهانی و در خفا، با یاران و اصحاب خود صحبت کند.
اما در فلسفه قیام امام حسین(ع) که به انگیزه امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفت

لازم است به یکی از خطبه های ایشان اشاره شود که پس از ممانعت حر و لشکریان کوفه، ایراد گردید. ایشان در منزل بیضه چنین فرمودند:

أیها الناس ان رسول الله(ص) قال: من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسنه رسول الله یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل ولا قول کان حقا علی الله أن یدخله مدخله. الا و ان هؤلاء قد لزموا طاعه الشیطان و ترکوا طاعه الرحمن و أظهروا الفساد و عطلوا الحدود واستأثروا بالفیء و أحلوا حرام الله و حرموا حلاله و أنا أحق من غیر؛2

ای مردم، همانا رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که حاکم ستمگری را بنگرد که ستم می کند و حرام خدا را حلال می شمارد، و عهد و پیمان خدا را می شکند، و با سنت رسول خدا مخالفت می کند، و در میان بندگان خدا با فساد و ستمکاری عمل می کند، با عمل یا با سخن اگر بر ضد آن حاکم قیام نکند، سزاوار است بر خداوند که او را با آن حاکم ستمکار محشور کند

مردم، آگاه باشید! این مردم (بنی امیه) اطاعت شیطان را به جان خریدند و اطاعت خدا را رها کردند و فساد را آشکار، و حدود الهی را ترک، و بیت المال را غارت کردند و حرام خدا را حلال، و حلال خدا را حرام شمردند، و من از دیگران، سزاوارترم که برای تغییر این وضع قیام کنم

1- الشیخ المفید، همان، ص285. 2- علی ابن ابی الکرم الشیبانی (ابن الاثیر)، الکامل فی التاریخ، ج2، ص255.

امر به معروف و نهی از منکر، برترین آموزه قیام حسینی

قسمتی از وصیت‌نامه امام حسین (ع) به برادرش محمد به حنفیه:

و انی لم اخرج اشرا ولا تطرا و لا مفسدا و لاظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب

و گواهی می‌دهم که از مدینه به قصد فساد و تکبر و داعیه سلطنت بیرون نیامدم بلکه برای اصلاح در میان امت جدم آهنگ خروج کردم که امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیرت جدم (رسول خدا) و پدرم علی ابن ابی طالب (ع)رفتار نمایم. (بهار جلد 44 ص 329)

قال الامام حسین علیه السلام: لما ینبغی لنفس مومنه، تری من یعصی الله فلا تنکر علیه. شایسته نیست که انسان مومن، گناهکاری را ببیند و او را از آن گناه نهی نکند. (کنزالعمال جلد 3 ص 85)

آل عمران110 کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله...

شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید که به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند باز می‌دارید و به خدا ایمان دارید.

با یک نگاه به هدف از خروج امام حسین علیه السلام که می‌فرمایند"آهنگ خروج کردم که امر به معروف ونهی از منکر نمایم

و در جایی دیگر می‌فرمایند من بهتر از اصحاب خودم سراغ ندارم

یعنی در طول تاریخ قبل و بعد اصحابی بهتر از اصحاب امام حسین وجود ندارد که آنها نیز کنار امامشان بودندو امر به معروف و نهی از منکر کردند و خون خود را تقدیم کردند و مصداق این آیه شدند که می‌فرمایند کسانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و به خدا ایمان داشته باشند بهترین امت هستند... .

امام علیه السلام در وصیت نامه‌اش به برادر می‌فرماید:

برای اصلاح در میان امت جدم آهنگ خروج کردم

مگر بعد از گذشت حدود 50 سال از شهادت جدش پیامبر (ص) چه اتفاقی افتاده در این مدت اندک چه خرابی‌هایی پیش آمده که باید اصلاح شود آن هم با این هزینه سنگینی که بر اهل زمین و آسمان گران و سنگین است

یا اباعبدالله لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه بک علینا و علی اهل الاسلام و جلت و عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع اهل السموات

ای اباعبدالله همانا تعزیتت بزرگ و مصیبت تو در جهان بر ما شیعیان و تمام اهل اسلام سخت و عظیم و ناگوار و دشوار بود و تحمل آن مصیبت بزرگ در آسمان‌ها بر جمیع اهل سماوات سخت و دشوار بود

پیامبر ص فرمودند: از ما نیست کسی که امر به معروف و نهی از منکر نکند. و احادیث بسیاری است که اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را می رساند.

                                                                  **************

                         آسیب شناسی اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
وظیفه همگانی در انجام یک تکلیف شرعی

نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی که باید در پذیرش مسئولیت های اجتماعی داشته باشد، ایجاب می کند که او ناظر و مراقب همه اموری باشد که پیرامون وی اتفاق می افتد

این مطلب در فقه اسلامی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده و از مهم ترین فرایضی است که وجوب کفایی آن ضرورت دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است.
قرآن کریم در سوره توبه آیه 71 در بیان صفات ممتاز مؤمن می فرماید: «مردان و زنان با ایمان ولی (یار و یاور) یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند و نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند

با توجه به این آیه شریفه، افراد مؤمن به سرنوشت یکدیگر علاقه مند بوده و به منزله یک پیکر می باشند؛ پیوند سرنوشتها موجب می شود که تخلف و انحراف یک فرد در کل جامعه تاثیر بگذارد، چنان که یک بیماری واگیردار در صورتی که معالجه نگردد از فرد به جامعه سرایت نموده و سلامت آن را به خطر می اندازد.
پیامبر اعظم(ص) دراین زمینه می فرماید: یک انسان گنهکار درمیان مردم همانند فرد ناآگاهی است که با گروهی سوار کشتی شده و آنگاه که کشتی در وسط دریا قرار می گیرد، تبری برداشته و به سوراخ نمودن جایگاه خود می پردازد، هرکسی به او اعتراض می کند، او در پاسخ می گوید، من در سهم خودم تصرف می کنم؛ به یقین این یک حرف احمقانه است، اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند طولی نمی کشد که همگی غرق می شوند.
بدون تردید وضعیت امر به معروف و نهی از منکر و احیای این تکلیف شرعی که در قرآن بسیار بر آن تاکید شده تا حدودی مورد غفلت قرار گرفته و موانع متعددی در سر راه انجام این فریضه واقع شده است

ضرورت بررسی موانع موجود براجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، و راهکارهای نهادینه شدن فرهنگ آن بین مردم از مهم ترین محورهای مورد بحث در چند شماره گزارش پیش رو است.

مسئولان باید برای مردم الگو باشند «این به عملکرد برخی از مسئولان فرهنگی برمی گردد، مسئولان باید برای مردم الگو باشند مثلا اگر در محافل فرهنگی و رسانه ها مطرح می شود، اسراف و تبذیر بد است، در وهله اول باید جلوی ریخت و پاشهای اضافه در نهادها و دستگاه های مختلف گرفته شود، یا اگر می خواهیم با بدحجابی و بی حجابی مبارزه کنیم باید با ابزارهای فرهنگی و کار کارشناسی شده وارد شویم.»
«آنچه که برای احیای امر به معروف و نهی از منکر در زمانه فعلی به آن نیاز داریم گسترش فرهنگ آن در جامعه است، یعنی در وهله اول باید به فکر ترویج فرهنگ صحیح امر به معروف و نهی از منکر بود، به بیان دیگر باید گفت که هرکس اگر شاهد رفتار ناهنجاری از سوی شخصی در جامعه بود به او تذکر دهد و فرد را متوجه اشتباهش کند، هرگاه این فرهنگ نهادینه شد که خودسازی و اصلاح را از خودمان شروع کنیم، مطمئن باشیم، امر به معروف و نهی از منکر واقعی در جامعه پیاده می شود.
مسائل فرهنگی و بخصوص دینی چون مبتنی بر اندیشه و روح آدمی است با منحصر ساختن راه حل ها به ابزارهای اجبار و قوه قهریه قابل اجرا نیست. آن چیزی که فرد را به یک دیندار واقعی تبدیل می کند معرفتهای دینی است.»
«مکانیزم هایی که در اسلام برای تحقق مبانی دینی داریم، صرفا به آن بخشی از احکام برمی گردد که عمل نکردن به آن تأثیر اجتماعی دارد

اما درجایی که فرد باید در حوزه های فردی و شخصی به تعالی برسد، شارع مقدس مکانیزم های تنبیهی در اسلام لحاظ نکرده است. مثلا اگر کسی در خلوت نماز نخواند تنبیهی از نظر شرعی برای آن لحاظ نشده است اما مجازات اخروی دارد، اما اگر به صورت علنی و در ظاهر این کار را انجام دهد و مدام بی نمازی کند، آن وقت شارع مقدس برای برخورد با آن راهکاری قرار داده است و در اینجاست که مسئله امر به معروف و نهی از منکر مطرح می شود.»

امر به معروف و نهی از منکر یک اهرم حکومتی نیست
«دراینجاست که باید مسئله امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک باور دینی تلقی کرد و آن را یک مکانیزم حکومتی برای جلوگیری از فساد ننگریم.» «اگر ما معرفت دینی را بالا ببریم، اعتقادات و ایمانمان را قوی کنیم حتما امر به معروف و نهی از منکر در جامعه جدی تر و عملی تر خواهد شد و این امر نیاز به این دارد که از سطوح بسیار پایین جامعه این کار آغاز گردد و در مورد مسائل ابتدایی و روزمره شروع شود، مثلا در مدارس ابتدایی و مسائل ساده تر مثل رعایت حقوق دیگران؛ آرام آرام این فرهنگ بین جوانان و نوجوانان نهادینه شود و از یک علم صرف به یک معرفت تبدیل شود، یعنی علمی که با عمل همراه است و در جان این فرد ریشه دارد

در نهایت هرچه این افراد بزرگ تر شوند، با مسائل گسترده تر و عمیق تری روبه رو می شوند و این معرفت نهادینه شده آنها را کمک خواهد کرد تا این فریضه را به نحو احسن به جا آورند

عناوین و قوانینی که در سیستم راهنمایی و رانندگی وضع شده به معنای واقعی یک امر به معروف و نهی از منکر در حوزه مسائل اجتماعی است و تاثیر آن به طور جدی مشهود است و به نظرم کارشناسان دینی و فرهنگی باید این مدل فرهنگ ساز را از دوران کودکی سرلوحه کار خود قرار دهند.

چالش های اجرای امر به معروف و نهی از منکر

یکی از اصول اساسی اسلام امر به معروف و نهی از منکر است، به گونه ای که حضرت امام حسین(ع) جانش را در راه اجرای آن گذاشت. از آیات قرآنی به دست می آید که بسیاری از پیامبران از جمله حضرت شعیب(ع) و حضرت لوط(ع) در دو حوزه امور اقتصادی و اخلاقی از سوی جامعه خود مطرود و حتی سنگسار شدند؛ زیرا فضای جامعه چنان آلوده شده بود که دیگر قابلیت اصلاح را نداشته است و ارزش ها و هنجارها به ضدارزش و ضدهنجار تبدیل شده بود

همین مشکل را پیامبرانی چون حضرت نوح(ع) داشتند به گونه ای که مردم جامعه نه تنها خود اهل کفر اعتقادی و فجور رفتاری بودند، بلکه کودکان خویش را براساس آن تعلیم و تربیت می کردند.
«مشکل اساسی که همواره امر به معروف و نهی از منکر با آن مواجه بوده و هست، دارای ابعاد چندگانه ای است؛ زیرا این مشکل گاه در حوزه شناختی و گاه در حوزه عملکردی و رفتاری می باشد. در حوزه شناختی مهم ترین مشکل را می بایست در عدم شناخت معروف و منکر از سوی افراد یا خطا و اشتباه در تطبیق آن یافت. در حوزه رفتاری و عملکردی نیز می بینیم که براساس میزان و شدت و سطح اهمیت معروف و منکر برخورد صورت نمی گیرد؛ یا آن که اجرای معروفی یا ترک منکری نیازمند بسترهایی است که فراهم نیامده است.»
«کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند می بایست افزون بر شناخت اموری که معروف و پسندیده است یا اموری که منکر و ناپسند می باشد، درصد اهمیت و ارزش آن را در جامعه بشناسد و براساس اهمیت و سطح ارزشی آن، کنش ها و واکنش های خود را سامان دهد و تنظیم نماید؛ زیرا برخی از منکرات از درجه تاثیرگذاری بر فرد و جامعه از برخی دیگر از منکرات شدیدتر و قوی تر است

بنابراین واکنش ها نسبت به منکرات کم تاثیر تر می بایست آسان تر و مجازات کمتری در پی داشته باشد. از این روست که در اسلام براساس شدت و ضعف تاثیرگذاری، مراحل و مراتب و مجازات تعیین شده است.»

«معروف به هر عمل پسندیده ای گفته می شود که عقل و عقلاء و شریعت آن را به عنوان امری پسندیده شناخته و به عنوان یک ارزش و هنجار آن را تایید و امضا کرده است. در برابر منکر به هر عمل ناپسند و زشتی گفته می شود که عقل و عقلاء و شارع آن را زشت و ناپسند می شمارد. اما هرگز درجه اهمیت معروف و ارزش های آن ها برابر و یکسان نیست؛ زیرا سطح و درجه بندی آن ها براساس تأثیرات آن بر روند فکری و رفتاری تعیین می شود

در مسئله منکرات نیز همین درجه بندی ملاحظه می شود و عقل و عقلاء و شارع هرگز همه منکرات یا امور معروف را در یک سطح ندانسته و واکنش های یکسانی به آنها نشان نداده است.
بنابراین، یکی از چالش های مهم در اجرای امر به معروف و نهی از منکر آن است که به سطوح و درجات ارزشی یا ضدارزشی معروف و منکر توجه نمی شود.» «دیگر چالش عمده را می بایست در عدم بسترسازی اجرای معروف یا ترک منکر جست وجو کرد. آموزه های قرآنی به ما می آموزد که برای اجرای هر معروفی در جامعه می بایست شرایط و لوازم و مقتضیات آن فراهم آمده و موانع اجرای معروف حذف شود

اگر در جامعه ای فقر و فحشاء زیاد شد می بایست برای حذف این منکر و تحقق معروف، شرایط و بسترهای آن فراهم آید.
«هنگامی که منکری را دیدیم به جای آن که سرزنش کنیم، می توانیم معروف را به افراد نشان دهیم و امکان انجام آن را نیز فراهم آوریم

پس تأکید بر معروف و آشناسازی با آن و فراهم آوری بسترهای تحقق معروف در عمل اقدام به منکرزدایی از جامعه کنیم.» «نکته دیگر که خود یک چالش مهم در حوزه امر به معروف و نهی از منکر است، انحصار امر به معروف به نهاد و مراکز خاص است

هر چند که خداوند در آیه 104 سوره آل عمران، بر ایجاد نهاد و سازمانی از مؤمنان جهت امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان آورده است، ولی باید توجه داشت که اصل امر به معروف و نهی ازمنکر، اصل عمومی است و هر مؤمن و عضوی از جامعه نسبت به عضو دیگر جامعه از این جهت ولایت دارد

بنابراین، باید همگان نه تنها معروف و منکر را بشناسند بلکه می بایست به حکم ولایت متقابل دیگران را به معروف دعوت کنند و از منکر بازدارند

این مطلب را از همین آیه و نیز آیه 71 سوره توبه می توان به دست آورد. این اصل ضامن بقای جامعه و سلامت آن است، از این روست که خداوند جامعه نمونه را جامعه ای می داند که امر به معروف و نهی از منکر در آن نهادینه و فرهنگ شده است.»

آسیب شناسی اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
تکلیفی دینی و رسالتی اجتماعی

«پیروان حماسه عاشورا با الهام از حماسه امام حسین«ع» نبض تپنده پر حرکت جامعه اسلامی اند و نسبت به جریان امور وضعیت فرهنگی و سیاسی حساسیت نشان می دهند و با حضور دائم در میدان امربه معروف و نهی ازمنکر، عرصه را بر فسادآفرینان تنگ می سازند چون می دانند که عقب نشینی و سکوت در این جبهه پیشروی و گستاخی دشمنان حق و فسادگران را به دنبال دارد

تذکر لسانی حداقل عمل به تکلیف در این گونه شرایط است و اگر این وظیفه ترک و فراموش شود، حدود الهی تعطیل شده و احکام خدا مورد تحقیر و استهزاء قرار خواهد گرفت.»
بنابراین هر انسان مؤمن و معتقدی که قائل به رسالت اجتماعی دین است باید به ضرورت امربه معروف و نهی ازمنکر توجه داشته باشد و مسئولیت های اجتماعی این ضرورت را فراهم آورد.

امربه معروف و نهی ازمنکر، ضامن بقای اسلام

به اعتقاد کارشناسان و صاحب نظران مسائل اخلاقی، جامعه ای که بر مدار امربه معروف و نهی ازمنکر بنا شود، جامعه ای سالم و موفق خواهد بود، چراکه همگان نظارت عمومی را بر خود احساس می کنند و می دانند اگر در هر زمینه ای از مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و حتی اقتصادی قصوری صورت گیرد، با تذکر عمومی مواجه خواهند شد و همین موضوع نظارت عمومی در قالب امربه معروف و نهی ازمنکر در جامعه را به یک هنجار مؤثر و نیرومند بدل می کند

لذا نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی که در پذیرش مسئولیت های اجتماعی دارد، ایجاب می کند که او ناظر و مراقب همه اموری باشد که در پیرامون وی اتفاق می افتد.
«امربه معروف و نهی ازمنکر از مهم ترین مبانی تفکر سیاسی یک مسلمان به شمار می رود، چنانکه از مهم ترین فرایضی است که وجوب کفایی آن ضروری دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است و قیام حسین بن علی«ع» نیز بر همین اساس بود

نگاهی به فرازهایی از بیانات امام حسین«ع» در عزیمت به سمت کوفه نشان می دهد که حضرت با هدف اصلاح فرهنگ نبوی قدم در این مسیر پرخطر نهاده است و این بار امربه معروف و نهی ازمنکر در رفتار امام«ع» در قالب جهاد و قیام مصداق و نمود یافته است و این نشان می دهد برای احیای ارزش های اسلامی باید این موضوع را به عنوان یک سلاح بزرگ علیه منکران دین حفظ کرد.»
«امربه معروف و نهی ازمنکر همچون خون در پیکره دین جریان دارد و ضامن حیات اسلام است. خیزش و قیام مصلحان در جامعه اسلامی نیز، بازتابی از عمل به این فریضه می باشد و اگر مصلحان بزرگی همچون امام حسین«ع» نمی بودند، ارزش های انسانی و الهی از بین می رفت و انقلاب اسلامی ایران نیز، خود یکی از ثمرات و نتایج با ارزش این اصل در جنبه های سیاسی و حکومتی است که توسط مصلح بزرگ حضرت امام خمینی(ره) رهبری شده و به پیروزی رسید.»

نشاط و آرامش روانی با احیای فریضه امربه معروف و نهی ازمنکر

اسلام به عنوان یک دین کامل و جامع که نگاهی جامعه گرا دارد برای ایجاد جامعه ای پاک، سالم و بانشاط که آرامش روانی اعضای آن را می خواهد دو اصل حیاتی امربه معروف و نهی ازمنکر را واجب نموده است

بنابراین در آیات و روایات فراوانی به آن تأکید شد و تا جایی که حضرت امام حسین«ع» هدف از قیام خود را امربه معروف و نهی ازمنکر عنوان می کند و امام علی نهایت دینداری را در انجام امربه معروف و نهی ازمنکر عنوان می فرماید

باید براین نکته توجه داشت که تغییر و مراقبت های اجتماعی یکی از اصول جامعه شناسی است که در هر جامعه ای ارزش و آثار مهمی دارد و در فرهنگ اسلامی نیز یکی از عوامل تغییر اجتماعی امربه معروف و یکی از عوامل مراقبت اجتماعی نهی ازمنکر اعلام شده است، اما متأسفانه برای اجرای این دو اصل در جامعه اسلامی موانعی ایجاد شده که منجر به تعطیلی یا کم رنگ شدن آن گردیده است.»
«عدم شناخت کافی از فلسفه امربه معروف و نهی ازمنکر یکی از این موانع است که عده ای با عدم شناخت از این مبحث فکر می کنند امربه معروف و نهی ازمنکر گیر دادن و تعصب بی مورد داشتن است که البته شاید نوع برخورد برخی آمران به معروف چنین تلقی را ایجاد کرده است که در این زمینه رسانه ها و صداوسیما می توانند چهره واقعی امربه معروف و نهی ازمنکر را به جامعه نشان دهند

متأسفانه در برهه ای از زمان با ایجاد دستگاه های دولتی، امربه معروف و نهی ازمنکر از حالت عمومی و همگانی بودن خارج شده و به عنوان یک عمل دولتی در جامعه محسوب گردید، لذا باید فضای معروف در جامعه ایجاد و تلاش شود این فریضه همگانی گردد.»
وجیه عقلانی امربه معروف و نهی از منکر

اصل مبارزه با کار ناشایست و ناروا نه تنها در جامعه اسلامی، بلکه در همه جوامع مطرح است. حال تعیین اینکه واقعاً چه عملی منکر است و چه عملی معروف، کلام دیگری است. انسان باید در قبال رفتار دیگران احساس مسئولیت کند، اما مراتب چنین احساس مسئولیت و مصادیق کار خوب و بد در جوامع گوناگون، براساس نظام ارزشی حاکم بر آنها، متفاوت است

مرتبه حساسیت مردم در قبال رفتار دیگران، به نوع جهان بینی و نگرش آنان درباره انسان و جامعه انسانی بستگی دارد. به عبارت دیگر، دیدگاه حاکم بر جوامع را درباره انسان ها، می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: فردگرایی و جامعه گرایی.

برخی انسان ها در زندگی، تنها به خود می اندیشند و در پی آسایش و رفاه خویش اند. برای این گروه تفاوتی ندارد که این راحتی و پیشرفت مادی باشد یا معنوی. محور افکار و فعالیت آنان، نفی ضرر و کسب منفعت برای خودشان است. در سوی دیگر، کسانی هستند که خود را با دیگران در زندگی اجتماعی شریک و وابسته می دانند و فقط به فکر خود نیستند

این گروه، اگر خیر و برکتی طلب می کنند، برای همه می خواهند و اگر پیشرفتی را پی می گیرند، آن را برای همه می جویند، حتی اگر پیشرفت معنوی و سعادت اخروی هم می خواهند، آن را برای همه آرزو می کنند.

راه های افزایش تاثیرگذاری امربه معروف و نهی از منکر

امیر مؤمنان علی(ع)فرمود: «غایه الدین؛ الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، واقامه الحدود »( غرر الحکم ح، 6373). امر به معروف و نهی از منکر فریضه الهی است که بر تارک تعالیم نورانی اسلام، چون خورشیدی فروزان می‌درخشد. برگهای زرین معارف دینی سرشار از تأکید و توجه خاصی است که منبع وحی و سیراب‌شدگان فیض‌ الهی، به آن مبذول داشته‌اند. آیات و روایات متعددی اهمیت و لزوم اجرای این فریضه را در جوامع بشری تبیین نموده و یکی از عوامل قطعی هلاکت و نابودی جوامع را درطول تاریخ ترک این سنت الهی بیان کرده است.
امر به معروف و نهی از منکر هم یک تکلیف شرعی است و هم یک وظیفه قانونی. بدون تردید اجرای آن در جامعه مستلزم فراهم آوردن شرایط و لوازمی می‌باشد و چنانچه این شرایط و لوازم به خوبی فراهم نگردد و در نتیجه این فریضه به خوبی اجرا نشود چه‌بسا آثار مترتب بر اجرای ناصحیح این فریضه بسیار خطرناک‌تر از عدم اجرای آن باشد

از این جهت لازم است که اقدام کنندگان به امر به معروف و نهی از منکر نسبت به چگونگی اجرای صحیح این فریضه آشنایی کامل پیدا کنند. اما علاوه بر شناخت دقیق راه و روش صحیح و مبتنی بر شرع و قانون امر به معروف و نهی از منکر، ضرورت دارد قبل یا حین اجرای این فریضه به نکات دیگری توجه کرد که اثر بخشی آن را مضاعف ساخته، زمینه را برای پذیرش مخاطب بیش از پیش مهیا و حالت تقابل و تدافعی وی را کاهش می‌دهد.
الف) استفاده از فرایند انطباق
یکی از راههای افزایش تأثیرگذاری در زمان امر به معروف و نهی از منکرو کاهش مقاومت غیر منطقی در پذیرش امر و نهی ،استفاده از موقعیتی است که دانشمندان علم ارتباطات به آن فرایند انطباق می‌گویند

بدون تردید، همه انسانها از هر کیش و مذهب و با هر گونه اعتقادی در زندگی فردی و اجتماعی، شخصیت و منش‌دیگری را برای خود الگو قرار می‌دهند و در رفتار به او تأسی می‌کنند، زیرا ویژگی‌های آرمانی مورد نیاز خود را در آنها یافته‌اند.
ب) خیرخواهی
ابراز حس خیرخواهی چیزی که در فرهنگ اسلام به نصیحت مشهور است. بدیهی است خیر کسی را خواستن، لوازم و جهات زیادی دارد، راهنمایی کردن، از بدی منع نمودن، تنبیه و تعدیل کردن، تشویق و ترغیب نمودن، از خطرات محافظت کردن از جمله لوازم و جهات خیرخواهی است

بنابراین آمر به معروف و ناهی از منکر در اصل خیرخواه مخاطب است و باید تلاش کند که این حس را در خود تقویت نماید و از سوی دیگر به مخاطب نیز منتقل سازد.
نشانه‌های خیرخواهی
1. آمر به معروف و ناهی از منکر که خیر خواهانه این اقدام الهی را انجام می‌دهد، فعل مخاطب را نشانه می‌گیرد نه فاعل را؛ یعنی ابراز علاقه یا انزجار نسبت به فعل خواهد بود نه فردی که مرتکب آن فعل شده است

بخصوص در نهی از منکر روایتی از پیامبر (ص): «اگر کسی دیگری را به خاطر خدا دوست داشته باشد، خداوند پاداش کسی که فردی از اهل بهشت را دوست دارد به او ارزانی می‌دارد

حتی اگر آن فرد از اهل جهنم باشد؛ زیرا او را دوست دارد به خاطر خصلت و ویژگی حسنه و نیکویی که در او مشاهده کرده است

و هر کس دیگری را به خاطر خدا دشمن بدارد خداوند پاداش کسی که فردی از اهل جهنم را دشمن می‌داند به او می‌دهد، حتی اگر آن فرد از اهل بهشت باشد؛ زیرا بغض او به خاطر خصلت بدی است که در او دیده است (تاریخ ابن عساکر، 54: 336، کنزالعمال 9: 180 ح 25595)

ملاحظه می‌شود که یک عمل یا خصلت و صفت، ملاک محبت و بغض قرار گرفته که متعاقب آن پاداش الهی را به دنبال دارد

2. از دیگر نشانه‌های امر به معروف و نهی از منکر خیرخواهانه، عدم احساس تفوق و برتری نسبت به مخاطب و ابراز آن است

آمر و ناهی خیرخواه هرگز چنین نمی‌پندارد که نسبت به مخاطب برتر است زیرا چه بسا در زمان و مکان دیگر آمر، خود مخاطب امر و نهی مخاطبش قرار گیرد و این بار، او باشد که نهی از منکر می‌شود

بروز چنین حالتی نه تنها استبعادی ندارد بلکه طبیعی بوده و همواره در زندگی روزمره فردی و اجتماعی ما رخ می‌دهد

آمر و ناهی باید بداند که او نیز همواره در معرض خطا کردن است و ممکن است عامدانه و یا از روی سهو مرتکب فعل ناپسندی شود، به همین دلیل هیچ گاه نسبت به دیگری برتری ندارد و همان طور که در فرهنگ اسلامی مکرراً تأکید شده است ملاک برتری انسانها فقط تقواست

بنابراین نباید رفتار او تحقیر آمیز باشد و مخاطب را به دیده حقارت بنگرد.
3. نهی از منکر نباید با عیب‌جویی، سوءظن و عیب‌گویی و برملاکردن عیب دیگران آلوده شود

آمر و ناهی خیرخواه ضمن آنکه با ادب رفتار می‌کند و حرمت، عزت و کرامت مخاطب را نگه می دارد، تلاش می‌کند که اجرای این تکلیف الهی و وظیفه قانونی، خود به منکری تبدیل نشود، تا سرحد امکان از نهی از منکر علنی و در حضور دیگران اجتناب می‌ورزد مگر در مواردی که مصلحت جامعه در آن باشد

اگر منکری را از دیگری دید چنانچه لازم باشد اغماض می‌کند و در صورت لزوم نهی این منکر و کار خطا را دستاویزی برای مقابله یا تلافی کردن قرار نمی‌دهد. علی(ع) می‌فرماید:

چگونه است که فردی عیب برادرش را مطرح می‌سازد ... آیا به خاطر نمی‌آورد که خداوند گناهان او را پوشانده است، گناهانی که از عیب برادرش بزرگ تر است و چگونه است که او را به خاطر گناهی که خود نیز مرتکب شده نکوهش می‌کند و حتی اگر مرتکب همان گناه نشده. به طور قطع معصیت خدا را در چیز دیگری که از آن گناه بزرگتر بوده مرتکب شده است

قسم به خدا که اگر حتی از او گناه کبیره و صغیره هم سرنزده باشد همین میزان که جرأت پیدا کرده که عیب مردم را بیابد و مطرح سازد از همه گناهان بزرگ تر است.»( نهج البلاغه،خ140).
امربه معروف مصداق خیر
اگر امر به معروف نبود شاید امروز دیگر نه
تنها از اسلام خبری نبود، بلکه از اخلاق و مبانی و اصول آن نیز در جامعه بشری نشانهای یافت نمیشد، زیرا فریضه عقلانی و شرعی امربهمعروف، بزرگ ترین عامل تثبیت هنجارهای اجتماعی در جان و جامعه انسانی است

چراکه با حرکت رشادتآمیز مردم اخلاقمدار و خردمند، هنجارشکنان امکان نمییابند تا مصادیق عینی و عملی خردورزی را که در قالب هنجارهای پسندیده شکل گرفته، تخریب و ضدارزشها را در جامعه نهادینه کنند.
در این میان امام
حسین(ع) بزرگ ترین و شجاعترین مصادیق امربه معروف است، زیرا با حرکت انقلابی خود، اجازه نداد که نهادهای حکومتی آن هم با نام دینی و حکومت اسلامی، بزرگ ترین، اصلیترین و مهم ترین معروف یعنی عدالت و قسط را تهدید کرده و آن را با توجیه اجتهاد مصلحتآمیز حاکمان اسلامی از جامعه حذف کنند و بخواهند ارتباط نامیمون خود با شیاطین انسی و جنی را مشروع، ارزشی و هنجاری سازند

امام حسین(ع) پوستین وارونهای را که به نام اسلام به تن دولت و امت کردند، پاره کرد و خواب شیرین شیاطین را آشفته ساخت.
نقش امربه معروف و نهی از منکر در صیانت از اخلاق فردی و اجتماعی و مسیر کمالی انسان و جامعه را تبیین کرده و آثار حرکت انقلابی امام حسین(ع) را در انحراف
زدایی از امت و دولت و اصلاح امور و فساد و افسادزدایی مورد بررسی قرار داده است.
عقل، مدافع صیانت از ارزشها
ساختار عقل انسانی بگونه
ای آفریده شده تا حقایق را بشناسد و باتوجه به موقعیت انسان در هستی راههایی را برای رهایی از نقص بیابد و او را به سمت کمال هدایت کند. عقل انسانی چراغی است که با نوری که بر هستی میافکند این فرصت را به انسان میدهد که انسان ضمن حقیقتشناسی، حقیقتگرایی را تجربه کند و از نقص به سمت کمال بگریزد. عقل انسانی خوب و بد را تشخیص میدهد، به معنای آن است که چون چراغی است که حق و باطل را روشن میکند؛ وگرنه این فطرت و ذات آدمی است که به طور فطری همچون غریزه به سمت حق میرود و از باطل اجتناب میکند.

امر به معروف، خیر جان و جامعه
در همه جوامع انسانی می
توان افرادی را یافت که به صیانت از ارزشهای اخلاقی و دینی میپردازند و اجازه نمیدهند که بیخردان و هواپرستان و اولیای شیطان و یاران و دوستان ایشان هنجارشکنی کرده و نابهنجاری کرده و یا آن را در جامعه تقویت و تثبیت کرده و نهادینه سازند. خداوند در آیاتی از جمله آیه 114 سوره نساء، امر به معروف را از مصادیق خیر دانسته و از مردم خواسته اگر در جامعه درباره چیزی با دیگران سخن میگویند درباره سه امر مهم صدقه و انفاقات مالی به دیگران، معروف و اصلاح میان یکدیگر باشد. به این معنا که خیر جان و جامعه انسانی در این سه امر بستگی دارد

پس سخن گفتن از معروف و امور پسندیده و تشویق دیگران به آن یکی از سهگانه مهم در زندگی انسانی است که میبایست به آن پرداخت. البته از آنجایی که امر به معروف و نهی از منکر بسیار مهم و اساسی است خداوند در آیاتی فراتر از سخن گفتن درباره آن فرمان میدهد. به این معنا که در مسئله معروف نباید تنها به سخن گفتن بسنده شود بلکه باید به همدیگر سفارش شود. (سوره عصر)
درمرحله دیگر خداوند حتی به سبب اهمیت و ارزش معروف و صیانت از اخلاق و امور پسندیده در جامعه، خواهان امر به معروف می
شود. (اعراف، آیه 199و آیات دیگر) و به پیامبر(ص) و مومنان فرمان میدهد که کارهای اجتماعی یکدیگر را زیرنظر داشته باشند و ضمن آشناسازی آنان به معروف، ایشان را تشویق بلکه امر به معروف کنید

پس از وظایف هر عضو جامعه است که هنجارشناس باشد و با دیگران تنها درباره هنجارها سخن بگوید بلکه بالاتر از آن، به هنجارها توصیه و سفارش و بلکه امر کند و از او بخواهد تا به هنجارها پایبند بوده و عمل کند و آن را ترک نکند. (آل عمران، آیات 104 و 114؛ توبه، آیه 71 و آیات دیگر)
امر به معروف مراتبی دارد که از سخن گفتن تا توصیه کردن تا امر و فرمان دادن و تا مواخذه و مجازات ادامه پیدا می
کند. اگر در جامعهای به معروف و امر به آن توجه نشود، آن جامعه دچار بحران هویت میشود و جامعه و انسانها از بیهدفی و بیضابطه شدن زندگی خود رنج میبرند و در نهایت نابود میشوند. امر به معروف در جامعه موجب میشود تا همواره فضیلتها و اهداف کمالی و نیز راههای رسیدن به آن ترسیم و تصویرسازی و نهادینه شود و حرکت روبه جلو و پیشرفت فردی وجمعی تحقق یابد.
مبارزه با نهادینهسازی اجتماعی منکرات
از جمله مهم ترین وظایف هر انسانی در جامعه آن است که با نهادینه شدن منکرات مبارزه کند، زیرا برخی از گروه
های اجتماعی از جمله صاحبان قدرت و ثروت تلاش میکنند تا از قدرت و ثروت خود بهره برند و چون امکانات بسیاری در اختیار آنان است که در چارچوب هنجارها نمیتوانند از آن استفاده کنند و به اسراف و تبذیر میپردازند، به هنجارشکنی رو میآورند. این گونه است که طبقات اجتماعی قدرتمندان و ثروتمندان گرایش شگفتی به هنجارشکنی، منکرگرایی، فساد و ظلم و مانند آن دارند و خود را تافته جدا بافته از دیگران میبینند.
در همه جوامع خطر بزرگی که هویت کمالی و اخلاقی و دینی جامعه را تهدید می
کند، همین طبقات قدرتمند و ثروتمند هستند که با اسراف و تبذیر و اتراف خود، جامعه را تباه میکنند

مبارزه با این طبقات اگر در دستور کار مردم آن جامعه نباشد، جامعه فرعونی و قارونی آنان، سرانجام شومی را برای تودههای مردم رقم خواهد زد. در آیات قرآن بارها به این طبقات هشدار داده شده و گفته شده که هنجارشکنی در میان آنان به شکل یک فرهنگ در می‌‌‌آید.
از آنجایی که توده
های مردم از نظر روحی و فکری به پیروی از نخبگان جامعه گرایش طبیعی دارند، این طبقات را الگو و سرمشق رفتاری خود قرار میدهند. لذا اگر اخلاق و دینداری صیانت نشود و امر به معروف و نهی از منکر در همه طبقات اجتماعی به ویژه در طبقات متمایز جامعه راه نیابد، همه جامعه آلوده خواهد شد.
رفتارهای ناهنجار در لباس دین
بدتر از این، آن است که رهبران جامعه این رفتارهای نابهنجار را در قالب دین و اخلاق توجیه نمایند. در این صورت مبارزه با این حرکت
ها و جریانهای ضداجتماعی بسیار سخت و دشوار خواهد شد. در طول تاریخ دیده شده که رهبران جامعه از دین سوءاستفاده کردهاند و چون گفتمانهای دیگر رقیب را اجازه رشد و فعالیت نمیدادند، مردم گمان میکردند که آنچه این اولیای قدرت و ثروت بیان میکنند و اهل ترویز از روحانیون درباری آن را تایید میکنند، همان دینداری درست و راست دینی است.
در چنین شرایطی که گفتمان اسلامی حاکم، توجیه
گر نابهنجاری و تجویز آن در سطح ممتازان بود، جامعه به سرعت به سمت فساد و تباهی پیش میرفت. قیام امام حسین(ع) در قالب امر به معروف و نهی از منکر و در چارچوب فلسفه بعثت و قیام به عدالت (حدید، آیه 25) موجب شد تا این نهادینهسازی در قالب دین اسلام حذف شود؛  زیرا امام حسین(ع) تنها کسی بود که میتوانست به عنوان فرزند رسولالله(ص) و سرور جوانان بهشت علیه ظلم نهادینه شده دینی قیام کند و نابهنجاری آن را امری باطل و غیردینی و شیطانی معرفی نماید

به طوری که اگر قیام امام حسین(ع) در قالب امر به معروف و نهی از منکر و عدالتخواهی نبود، برای همیشه تاریخ هنجارشکنی دولتمردان با توجیهات دینی پذیرفته میشد و هیچکس به خود اجازه نمیداد که علیه حاکمان دینی قیام کند و آنان را به حق و عدالت و هنجار دعوت کند و امر به معروف و نهی از منکر نماید.
اگر امروز هر کسی در هر قالبی این توان را یافته که علیه هنجارشکنی و رفتارهای ضدارزشی و شیطانی در همه سطوح حتی رهبران عالی دینی سخن بگوید و حرکت و عملی انجام دهد تنها در سایه سار قیام امام حسین(ع) است که مجوز چنین رفتارها و عکس
العملهائی را داده است.
امروز در اثر پشتیبانی فکری و عملی امام حسین(ع) و قیام اوست که نقد در دستور کار همه امت است و همگان به خود این اجازه را می
دهند که بیهیچ ترس و تردیدی خصوصا دینی و احساس گناه به نقد بپردازند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و بلکه با احساس یک وظیفه دینی برخود واجب میدادند که همه رفتارهای دولتمردان را موشکافانه بررسی کنند و اگر دیدند گام نابهنجار در سطح ارتباط سیاسی و یا امر دیگری برمیدارند مخالفت کنند و بازخواست نمایند

اینکه مردم به خود اجازه میدهند که حتی رهبری را نقد کنند از همین وظیفه امضا شدهای است که امام حسین(ع) در عمل به مردم نشان داده است.
به هر حال، با نگاهی به آموزه
های قرآنی و سنت و سیره معصومان(ع)بویژه امام حسین(ع) میتوان دریافت که بهترین کار آن است که هرگز خیر و معروف ترک نشود و نقد و انتقاد در دستور کار قرار گیرد تا خود و جامعه را در چارچوب آن کمالات، هدایت و راهنمایی کنیم و خود و جامعه را از هرگونه گرایش به پستی و نابودی نجات دهیم.

موانع اجرای امر به معروف و نهی از منکر
یکی از اصول اساسی اسلام امر به معروف و نهی از منکر است، بگونه
ای که حضرت امام حسین(ع) جانش را در راه اجرای آن گذاشت

از آیات قرآنی بهدست میآید که بسیاری از پیامبران از جمله حضرت شعیب(ع) و حضرت لوط(ع) در دو حوزه امور اقتصادی و اخلاقی از سوی جامعه خود مطرود و حتی سنگسار شدند؛ زیرا فضای جامعه چنان آلوده شده بود که دیگر قابلیت اصلاحات را نداشته است و ارزشها و هنجارها به ضدارزش و ضدهنجار تبدیل شده بود

همین مشکل را پیامبرانی چون حضرت نوح(ع) داشتند طوری که مردم جامعه نه تنها خود اهل کفر اعتقادی و فجور رفتاری بودند، بلکه کودکان خویش را براساس آن، تعلیم و تربیت میکردند.
چالش های چندگانه امر به معروف و نهی از منکر
مشکل اساسی که همواره امر به معروف و نهی از منکر با آن مواجه بوده و هست، اینکه دارای ابعاد چندگانه
ای است؛ زیرا این مشکل گاه در حوزه شناختی است و گاه در حوزه عملکردی و رفتاری. در حوزه شناختی مهم ترین مشکل در عدم شناخت معروف و منکر از سوی افراد و یا خطا و اشتباه در تطبیق آن است

کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند میبایست افزون بر شناخت اموری که معروف و پسندیده است یا اموری که منکر و ناپسند میباشد، اهمیت و ارزش آن را در جامعه بشناسد و براساس اهمیت و سطح ارزشی آن، کنشها و واکنشهای خود را تنظیم نماید

زیرا برخی از منکرات از نظر تأثیرگذاری بر فرد و جامعه از برخی دیگر از منکرات شدیدتر و قویتر است. بنابراین واکنشها نسبت به منکرات کم تأثیرگذارتر میبایست آسانتر و مجازات کمتری در پی داشته باشد. از این رو در اسلام براساس شدت و ضعف تأثیرگذاری، مراحل و مراتب و مجازات تعیین شده است.
ضرورت بسترسازی
دیگر چالش عمده عدم بسترسازی اجرای معروف و یا ترک منکر است. آموزه
های قرآنی به ما میآموزد که برای اجرای هر معروفی در جامعه میبایست شرایط و لوازم و مقتضیات آن فراهم آمده و موانع اجرای معروف حذف شود. اگر در جامعهای فقر و فحشاء زیاد است باید برای حذف این منکر و تحقق معروف، شرایط و بسترهای آن فراهم شود

اگر مدیران جامعه نسبت به گسترش فحشاء و زنا نگران هستند و از روابط دختر و پسر به شکل غیرطبیعی اعتراض دارند، میبایست با بسترسازی ازدواج و شرایط روابط سالم جنسی، اقدام به حذف منکر از جامعه کنند

حضرت لوط(ع) وقتی نسبت به هم جنسگرایی به عنوان یک رفتار پرخطر و نابهنجار عقلانی و انسانی هشدار میدهد و نهی از منکر میکند، در همان زمان با معرفی دختران خود، خواهان رفتارهای معروف و پسندیده عقلانی و انسانی میشود. در حقیقت نه تنها طرح و برنامهای ارائه میدهد بلکه با مصداق سازی و عینیگرایی میکوشد تا هم جنسگرایان را خلعسلاح کند و هرگونه اما و اگر و توجیه و بهانهتراشی را از آنان بگیرد.
چالش دیگری که اجرای امر به معروف و نهی از منکر با آن مواجه است، توجه و تاکید بیش از اندازه به منکر است. شیوه
ای که برخی برای اجرای این اصل انتخاب کردهاند، تقدیم منکر و تاخیر معروف است

این در حالی است که اسلام بیش از آنکه بر منکر و نهی از آن تاکید کند بر معروف و اجرای آن تاکید میکند. به سخن دیگر، به جای آنکه به کودک بگوییم دروغ نگو، باید به او بیاموزیم که راستگویی چیست و چه آثاری دارد. اصولا انسان گرایش به تشویق و پسندیدهها به عنوان یک امری کمالی دارد. نکته دیگر که خود یک چالش مهم در حوزه امر به معروف و نهی از منکر است، انحصار امر به معروف به نهاد و مراکز خاص است

هر چند که خداوند در آیه 104 سوره آلعمران، از ایجاد نهاد و سازمانی از مومنان جهت این امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان آورده است، ولی باید توجه داشت که اصل امر به معروف و نهی از منکر، اصل عمومی است و هر مومن و عضوی از جامعه نسبت به عضو دیگر جامعه از این جهت ولایت و مسئولیت دارد

بنابراین، باید همگان نه تنها معروف و منکر را بشناسند بلکه میبایست به حکم ولایت متقابل، دیگران را به معروف دعوت و از منکر بازدارند. این مطلب را از آیه فوق و نیز آیه 71 سوره توبه میتوان به دست آورد.

 آنچه از هر واجبی واجب تراست (نیکوتر است) امر به معروف و نهی از منکر است

یکصد وبیست و چهار هزار پیامبر آمده بودند که امر به معروف و نهی از منکر کنند، و اگر بخواهیم دین را در یک کلمه معنا کنیم: دین یعنی نظام امر به معروف و نهی از منکر(چه کاری خوب و چه کاری بداست) قرآن و سایر کتب آسمانی کتاب امر به معروف و نهی از منکر است. چند نمونه از قرآن: و بالوالدین احسانا (امر به معروف است که چهار با تکرار شده بقره 83- نساء36- انعام 151- اسراء23) و قولوا للناس حسنا (بقره 83- با مردم به نیکویی سخن بگویید.)- اطیعواالله و اطیعوالرسول و اولی‌الامر منکم. (سوره نساء آیه 59 سه معروف را دستور داده است:‌ اطاعت از خدا و رسول و صاحبان امر. خدا و رسول که مشخص است و صاحبان امر را مفسران شیعه به نقل از امام باقر و امام صادق علیهما السلام ائمه و آل محمد ص می دانند و طاعت هیچ کس جز کسی که معصوم و مصون از سهو و خطا باشد جایز نیست.و فخر رازی استدلال می کند (از مفسران بزرگ اهل تسنن صاحب تفسیر کبیر) که اولوالامر باید معصوم باشند: چرا که ااگر معصوم از خطا نباشند به یک تعبیر خداوند با وجود اقدام آنان به خطا، همگان را به متابعت آنان فرمان داده است.‏

واعتصمو بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا (امر به اتحاد می فرماید.سوره آل عمران آیه 103) یا ایهاالذین امنوا اوفوا بالعقود... (یک امر به معروف است به پایبندی به تعهدات سوره مائده آیه 1) اقم الصلاه (امر به بپاداشتن نماز . پنج مورد- هود114 - اسراء78- طه 14- عنکبوت 45- لقمان 17) کتب علیکم الصیام (امر به روزه -بقره 183) یا ایهاالذین آمنوا جتنبواکثیرا من الظن ان بعض الظن اثم (نهی از منکر و گمان بد) و لا تجسسو و لا یغتب بعضکم (نهی از تجسس و غیبت) حجرات 12 - یا ایهاالذین آمنوا لا تخونواالله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون - ای کسانیکه ایمان آورده اید خیانت مکنید به خدا و رسول و زنهار از اینکه خیانت کنید امانت های خود را با اینکه می دانید، آیه 27 سوره انفال (کار انسان به جایی برسد که به خدا و رسول خیانت کند، خیانت در امانات، چه مالی و چه اسرار مردم را فاش کردن و این یک نهی از منکر است) نکته ای پیرامون این آیه اینکه پیامبر فرمودند من دو امانت نزد شما می گذارم؛ کتاب و عترت. باید به تاریخ رجوع کرد که چه کردند بعد از پیامبر ص که قرآن می فرماید: ما ینطق عن الهوی ان هوالا وحی یوحی (سوره نجم) از روی هوس سخن نمی گوید، نیست این سخن جز وحی که نازل می شود.(4)" با قرآن و عترتش با دخترش و دامادش و فرزندانش که امام حسین علیه السلام به جهت اصلاح آن قیام می کند و خون خود و عزیزانش را می دهد. "فلعن الله امه" اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت، پس خدا لعنت کند امتی که اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بیت رسول بنیاد کردند." زیارت عاشورا

و ما چه می کنیم با این اماناتی که خدا به ما داده: جسم ما امانت است در چه راهی خرجش می کنیم فرزندان ما امانات الهی هستند چگونه با آنها رفتار می کنیم نکند خدای ناکرده بسیاری از پدران و مادران عاق اولاد شوند، با این سرمایه های ابدی چه کرده‌ایم که اینگونه شده اند. یک نگاه به جامعه خود بیندازیم، به خرید و فروشمان، آداب معاشرتمان، لباس و پوششمان، عبادات و اطاعاتمان ببینیم چه کرده ایم البته برخی بسیار خوب امانت داری کرده اند و انسان از دیدن آنها و فرزندانشان لذت می برد ولی چرا نباید همه آنگونه باشند که باید باشند...‏

و اطیعواالله و رسوله و لاتنازعوا - فرمانبری خدا و رسول را کنید و نزاع مکنید که سست شوید(انفال 46 امر به معروف است ونهی از منکر که نزاع نکنید) و بسیاری آیات دیگر که می توان گفت که قرآن کتاب امر به معروف و نهی از منکر است.

سئوال: ‌انبیاء و اولیاء و ائمه اطهار علیهم السلام رسالتشان چه بود؟ زحماتی که انبیاء کشیدند، سختی‌هایی که دیدند و پیامبر ص میفرماید:  هیچ پیامبری به اندازه من آزار و اذیت ندید، چه هدفی را دنبال می کردند؟ امام حسین علیه السلام که تمام وجودش را و یاران و خاندانش را در راه خدا فدا کرد هدفش چه بود؟ با اینکه می‌دانستند خودشان و فرزندان و یاران کشته می‌شوند و سرها بالای نیزه می‌رود وزن و بچه ها به اسارت برده می‌شوند و ابدان شهدا زیر سم ستوران کوبیده می‌شود... امام این‌ها را می‌دانستند و شب عاشورا خبر دادند

حتی قاسم بن الحسن می‌گوید عموجان حتی نوجوانان و بچه‌ها؟ امام میفرماید بله و می فرماید قاسم جان مرگ در کام تو چه مزه‌ای می‌دهد و قاسم در دنیا می گردد از عسل شیرین تر چیزی نمی یابد و عرض می کند عموجان از عسل شیرین تر است... هدف چه بود؟ این قدر سرمایه گذاری کردند، خونها دادند، خون عزیزترین کسان خود را کسی را که همه می گفتند هر گاه ما دلمان برای پیامبر تنگ می شود به چهره او نگاه می‌کنیم وقتی به لشکر می زند همه وحشت می کنند که پیامبر آمده کسی که خَلقا و خُلقا و منطقا شبیه ترین بود به پیامبر و او کسی نبود جز علی اکبرش... السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین (زیارت عاشورا) هدف را در وصیت نامه‌اش به برادرش محمد حنفیه فرمود: اریدان امر بالمعروف و انهی عن المنکر... پس اینجا مشخص می شود که کار پیامبر جدش و علی بن ابی طالب پدرش هم همین بوده است و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب.

و پیامبر صلی الله علیه و آله میفرمایند: "انما بعثت لاتمم المکارم الاخلاق - من آمده ام برای تمام کردن اخلاق" یعنی کار پیامبران گذشته اخلاق بوده و من آمده ام آن را تمام کنم و نکته ای اینجاست که نمی فرماید آمده ام آن را کامل کنم که فرق است بین کامل و تمام.

(قبلا بحث شده است) و در زیارت امام حسین علیه السلام و سایر ائمه اطهار علیهم السلام این شهادت را می دهیم:‌ "اشهد انک قداقمت الصلاه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر - حسین جان: شهادت می‌دهم که همانا تو نماز را برپا داشتی و زکات را پرداختی و به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر قیام کردی." پس مطلب مهم است چرا که زمینه را فراهم می کند برای همه عبادات و بندگی و اطاعات و اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد آلودگی از دل ها بیرون نمی رود، پس باید زمینه پاک شود برای بندگی خدا. و این مهم را باید آموزش دید همانطور که نماز را آموزش می بینیم "پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند:‌ نماز بخوانید همانطور که من می خوانم صلو اکما رأیتمونی اصلی . بحار 82" و قرآن می فرماید: ‌آل عمران آیه104 و لتکن منکم امه یدعون الی‌الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون باید از میان شما طایفه‌ای باشند که مردم را به سوی خیر دعوت نموده، امر به معروف و نهی از منکر کنند و این طایفه همانا رستگارانند. مگر امر به معروف و نهی از منکر واجب عمومی نیست چرا میفرماید جمعی از شما؟ یکی اینکه باید آموزش دید که کجا و کی و با افراد در سنین مختلف و شرایط روحی مختلف چگونه برخورد کرد و دوم اینکه واجب کفایی است.

چند نکته:

1 - باید آموزش دید که معروف و منکر چیست؟

2 - فلسفه وجوب معروف و حرمت منکر را بدانیم چرا حجاب لازم است (بر مرد و زن) و این را شهید مطهری خوب می داند و میفرماید دخترم حجاب محدودیت نیست، حجاب مصونیت است، حجاب یک قلعه است ارزش های وجودی تو را حفظ می‌کند و نمی‌گذارد در مقابل دیدگان هرزه‌ها به تاراج برود.

3 - زیبا سخن گفتن، متانت در کلام:‌ وقولواللناس حسنا با مردم به نیکویی سخن بگویید. بقره 83 و علی علیه السلام میفرماید: مردم را نیکو خطاب کنید تا جواب نیکو دریافت کنید. (غررالحکم 436) و خداوند به موسی و هارون علیهماالسلام میفرماید: اذهبا الی فرعون انه طغی فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته است و با او سخنی نرم گویید، شاید پندگیرد یا بترسد(سوره طه) قرار است او را اصلاح کنید پس با زبانی نرم با او سخن بگویید و ما باید از لقمان بیاموزیم که وقتی می خواهد به فرزندش نصیحتی بکند یا چیزی بگوید صدا می زند یا بنی یعنی عزیزم، دلبندم، قربانت برم ولی ما چطور؟ با عصبانیت و اخم و ترشرویی و تهدید و...

بچه نمازت دیر شد و یا چرا چنین و چنان و اینها اثر گذار نیست. اگر به او بفهمانی خود عاشق می شود. چطور غذا خوردن را به او یاد داده ای اگر چند دقیقه دیر شود اعتراض می کند اعمال خیر را هم همانگونه به او یاد بده که احساس نیاز کند و عاشقانه بیاید. طعم نماز را به او بچشان آن وقت اذان نگفته پای سجاده است پس باید یاد بگیریم که چگونه و کجا و چرا با زبان نرم و لطیف..

 4 -امید به فضل خدا داشتن باید تلاش کرد و زحمت کشید و بقیه اش با خداست "کسانی که در راه ما مجاهدت کنند به یقین آنها را به راه‌های خود هدایت می کنیم و بی تردید خدا با نیکوکاران است- 69 عنکبوت" - "ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنید، یاریتان می کند و گام هایتان را استوار می دارد.- 7 سوره محمد" من باید حرکت کنم خدا کمک می‌کند همانطور که امام حسین علیه السلام را کمک کرد امام فرمود:‌ من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و هفتاد و دو نفر در مقابل سی هزار نفر چطور پیروز شد (این پیروزی نه ظاهری بلکه رسیدن به هدف بود و هدف پایین کشیدن یزید از تخت نبود بلکه زنده نگاه داشتن اسلام بود و انجام شد.) و آثار پیروزی را می بینیم که تا قیامت ادامه دارد.

5 - امر به معروف و نهی از منکر هم به نفع من است هم به نفع جامعه: اگر یک کاسب گرانفروش اصلاح شود، اگر یک کارمند رشوه بگیر اصلاح شود، اگر یک دندان کرم خورده اصلاح شود و اگر... یک جامعه اصلاح می شود یک میکروبی در جامعه پخش می شود، یک گناهی در جامعه پخش می شود همه آلوده می شوند.

و اگر من به جوانی بگویم خدا هر چه در آسمان و زمین است برای تو آفریده (هوالذی خلق لکم مافی الارض جمیعا سوره بقره 29 و آیات 65 حج و 20 لقمان و 13 جاثیه مطالعه شود) و ارزش تو بیش از ارزشی هستی می تواند باشد دیگر گناه نمی کند. به او بگویم خدا از روح خودش در تو دمید، ملائکه بر تو سجده کردند مگر ابلیس، او دیگر به سمت این دشمن آشکار نمی رود و اصلاح می‌شود (آیات 71الی 74 سوره ص مطالعه شود)

6 - نباید خسته شد:‌باید آنقدر گفت تا اثر کند و قرآن خود تکرار می کند "فبای الاء ربکما تکذبان 32 بار در سوره الرحمن تکرار شده."

7 - کمک گرفتن از کلام های نیکو: ممکن است بچه من از کلام من خوشش نیاید، اثر رویش نداشته باشد

لذا باید از کلام دیگران، معلم، دوست، فامیل و یا...بهره برد همانطور که حضرت موسی از خدا خواست که برادرش همراه او باشد که در روایات داریم سئوال شد چرا برادرت را خواستی فرمود چون او از من بلیغ‌تر سخن می گوید

8 -زمینه برپایی معروف و ارتکاب گناهان را در جامعه از بین ببریم:‌ پدران و مادران و مسئولین جامعه باید زمینه ازدواج را فراهم کنند، خانواده‌ها باید دست از چشم و هم چشمی بردارند و به دنبال تجملات نباشند... و در موارد دیگر هم همینطور که جای بحث بسیار دارد...

9 - کسی که آمر به معروف و ناهی از منکر است باید خودش رعایت کند.امام صادق علیه السلام فرمودند: "ای مردم دیگران را به جانب حق بخوانید با غیر زبانتان - کونوادعاه للناس بغیر السنتکم" (بحار 67 ص 303) نه اینکه موعظه را تعطیل کنید بلکه نکند چیزی را بر زبان بیاورید ولی در رفتارتان نباشد، یعنی زبان جاذبه داشته باشد و رفتار دافعه. و علی علیه السلام میفرماید: اکبر العیب ان تعیب ما فیک مثله بزرگترین عیب آنست که من دیگری را مذمت می کنم به خاطر داشتن آن عیب و خودم گرفتار همان عیب هستم. (نهج البلاغه 353) و اینجاست که اولیاء دین باید معصوم باشند، بگویند من اینگونه‌ام شما هم اینگونه باشید، با رفتارشان  احزاب21

 لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه- قطعا برای شما در رفتار رسول خدا سرمشقی نیکوست و سخن پیامبر ص بر دل ابوجهل‌ها نشست ولی غرور و تکبر جاهلیت مانع بود. روزی ابوجهل در خلوت خودشان گفت بدانید هر چه محمد ص می گوید حق است، یکی گفت پس چرا نمی پذیری. گفت اگر بپذیرم مردم می‌گویند ابوجهل ترسو است و من می خواهم شجاع باشم.‏

سخن حضرت موسی و هارون علیهماالسلام در دل فرعون نشست ولی تکبر نگذاشت، دید باید از تخت پائین بیاید و حرف امام حسین علیه السلام در دل مردم کوفه، در دل عمرسعد لعنت الله علیه نشست و گفت می دانم حق با توست و اشک هم ریخت ولی از ملک ری وگندم ری نمی توانم بگذرم و مردم کوفه دل‌هایشان با حسین علیه السلام بود و شمشیرشان برعلیه او بخاطر ترس از عبیدالله و لشکر شام و جایزه گرفتن و فتوای شریح قاضی و نادانی های خود و امام حسین علیه السلام با یاران بزرگوارشان جان خود را نثار کردند تا امروز اسلام زنده باشد و بار سنگینی است بر دوش ما که حافظ آن باشیم و خدای ناکرده گرفتار ریاست و پست و مقام و شهرت طلبی و منیت و حزب و دسته نشویم و همه چیز باشد غیر از خدا و تبعیت از شیطان کنیم که دشمن آشکار ماست.‏

در پایان سخن امام خمینی رحمت الله علیه این فرزند فاطمه سلام الله علیها بر دل مردم نشست چرا که سخنش، کلامش با رفتارش همخوانی داشت و منجر به این پیروزی عظیم شد. انشاءالله که قدرشناسش باشیم و قدر این نعمت الهی را در کنار فرزند دیگری از فرزندان فاطمه سلام الله علیها رهبر معظم انقلاب بدانیم و این انقلاب و امانت را تحویل صاحب اصلیش آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بدهیم .


ضرورت فرهنگ‌سازی تذکر لسانی

فریضه امر به معروف و نهی از منکر در روند شکل‌گیری، پیدایش و تداوم نظام جمهوری اسلامی از نقش و جایگاه والایی برخوردار است به‌گونه‌ای که در آیات قرآن و روایات، قانون اساسی، حقوق شهروندی و نظارت همگانی در حیطه‌های مختلف به نقش کلیدی و جایگاه رفیع آن پرداخته شده است.

در اهمیت و جایگاه والای فریضه امر به معروف و نهی از منکر آن طور که در قرآن کریم و روایات اسلامی و ادبیات فارسی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل هشتم) آمده، جای هیچ شک و تردیدی نیست. آیات متعددی در قرآن کریم به فریضه امر به معروف و نهی از منکر اختصاص یافته است. در سوره مبارکه آل‌عمران، مسلمانان به این دلیل جزو برترین امت‌ها به حساب می‌آیند که یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند:‌
«کنتم خیر امهًْ اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله:‌ شما بهترین امتی بودید که به سود انسان‌ها آفریده شده‌اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.»‌ (آل‌عمران/‍10)
همچنین در روایات اسلامی اهمیت و جایگاه فریضه امر به معروف و نهی از منکر به خوبی تبیین شده است.
امام علی(ع) می‌فرماید: «همه کارهای خوب (و جهاد در راه خدا) در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره‌ای است در برابر دریا»‌ (نهج‌البلاغه، حکمت 374)
امام باقر(ع) می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است که به وسیله آن همه واجبات برپا می‌شود؛ راه‌ها امن می‌گردد، کسب و کارها حلال می‌شود، حقوق تضییع شده افراد به صاحبانش برمی‌گردد، زمین آباد می‌شود، از دشمن انتقام گرفته می‌شود و همه کارها روبه‌راه می‌شود.» (وسایل الشیعه، ج 16، ص 119)
اصل هشتم قانون اساسی می‌گوید:
«در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود وکیفیت آن را قانون معین می‌کند»:
«والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر: مردان و زنان با ایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند.» (توبه/71)
چو می‌بینی که نابینا و چاه است       اگر خاموش بنشینی، گناه است
به نزد من آن کس نکوخواه توست      که گوید: فلان خار در راه توست
سعدی فریضه امر به معروف و نهی از منکر را که هدف اصلی پیامبران الهی بود، در دو بیت یاد شده به زیبایی بیان کرده است.
چنان که پیداست، امر به معروف و نهی از منکر:
1. یک حق و وظیفه انسانی و اسلامی است که هر فرد در برابر جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، لازم است آن را استیفا و به آن عمل نماید.
2. یک عمل خیرخواهانه و از روی دلسوزی نسبت به افراد جامعه است.
3. همان نظارت همگانی یا عمومی است که هر فرد به‌عنوان «شهروند مسئول» خود را محق و موظف می‌داند در جامعه‌ای که زندگی می‌کند، آن را روا دارد.
4. همان «تفکر انتقادی» است که لازم است شهروندان به‌عنوان یکی از «مهارت‌های زندگی» برای بهتر زندگی کردن، مهارت انتقاد کردن را در خود تقویت نموده و شیوه‌های انتقاد اثرگذار را بیاموزند.
5. فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» همان «معروف‌ها» و «منکرها» نیست بلکه «یکی از معروف‌ها»، «امر به معروف و نهی از منکر» است. همان‌طور که «بی‌تفاوتی» و «تماشاچی بودن» یکی از منکرهای اجتماعی به حساب می‌آید.
 ساز و کار انجام فریضه امر به معروف
با توجه به آنچه در تبیین مفهوم امر به معروف و نهی از منکر گفته شد حال اگر بدانیم که «امر به معروف و نهی از منکر» از سوی شهروندان، تنها به صورت تذکر لسانی (زبانی) و کتبی و ارائه شکایت و گزارش به مراجع دارای صلاحیت تحقق می‌یابد، در این صورت به نقش مؤثر این فریضه در ایجاد وحدت اجتماعی و ملی و جلوگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی و ترویج معروف‌ها بیش از گذشته اذعان خواهیم کرد.
بنابراین در اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، هیچ یک از شهروندان، حق برخورد فیزیکی با سایر شهروندان را نخواهند داشت؛ حتی مشاجره با دیگران و بگو مگوهای پس از تذکر لسانی، در این صورت وجهی نخواهد داشت. جالب است بدانیم که شهروندان، به‌عنوان امر به معروف و نهی از منکر حق ندارند دیگران را به پذیرش یا ترک عقیده‌ای خاص اکراه یا اجبار نمایند. بلکه مواردی از ترک معروف و ارتکاب منکر که علنی شده و بروز اجتماعی پیدا کرده، تذکر داده می‌شود.
حیطه‌های امر به معروف و نهی از منکر
حیطه‌هایی که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر انجام می‌پذیرد، عبارت است از:
شئون و حدود اسلامی، عفت عمومی، خانواده، امنیت اجتماعی، گرانفروشی و کم‌فروشی، بهداشت عمومی و محیط، حقوق شهروندی، رباخواری، رشوه و اموال عمومی.
حیطه‌هایی که در آن امر به معروف و نهی از منکر از سوی مردم نسبت به دولت انجام می‌پذیرد، عبارت است از: فساد اداری، مفاسد مالی و اقتصادی، نظم و انضباط و شئون اداری، رعایت وجدان کاری، حفظ بیت‌المال، تجمل‌گرایی، حقوق و کرامت ارباب‌رجوع و رشوه‌خواری.
آنچه از حیطه‌های یاد شده در خصوص تذکر لسانی به نظر می‌رسد آن است که نباید امر به معروف و نهی از منکر در یکی دو «معروف»‌مانند: نماز و حجاب یا یکی دو منکر مانند:‌ «ترک نماز و بدحجابی» خلاصه شود بلکه شایسته و لازم است که شهروندان با توجه به حیطه‌های یاد شده، به همه معروف‌ها و منکرها توجه داشته باشند.
اما سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود، آن است که در صورت مخالفت شهروندی با تذکری که به او داده می‌شود و عدم برخورد با وی، این تذکرات چگونه اثرگذار خواهد بود؟ در پاسخ باید گفت: در صورتی که همه شهروندان به حق و تکلیف شهروندی خود عمل نمایند و یکی پس از دیگری به شهروند متخلف تذکر دهند و بروند، بدیهی است که تذکرات به تدریج اثرگذار خواهد بود به طوری که فرد متخلف خود را در محاصره فرهنگ حاکم بر جامعه می‌بیند و به اشتباه خود پی خواهد برد او با خود خواهد گفت: چگونه است که همه به من تذکر می‌دهند، حتما کار من اشتباه است.
حال تصور کنیم که این تذکرات همراه با تکریم و احترام گذاشتن به شخصیت فرد متخلف باشد، در این صورت احتمال اثرپذیری بیشتر خواهد بود.
علاوه بر این اگر نهادهای مسئول از خانواده (پدر و مادر) گرفته تا مراکز آموزشی(مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه) و فرهنگی (سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریه‌ و...) به منظور اطلاع‌رسانی عمومی، بسترهای لازم برای فرهنگ‌سازی در راستای ترویج فرهنگ تذکر لسانی را فراهم سازند، در این صورت آمادگی برای پذیرش تذکرات از سوی شهروندان، افزایش خواهد یافت.
آموزش، اهمیت و شیوه‌های تذکر لسانی در ادارات، مساجد و سایر محل‌های تجمع مردمی، اقدام به پژوهش‌های بنیادی و میدانی در محیط‌های دانشگاهی، تبلیغات شهری و روستایی، تبیین مستمر موضوع در رسانه‌ها (نشریات، روزنامه‌ها، صدا و سیما) توجیه و تشویق اصناف و بازاریان و... از جمله موارد بسترسازی لازم برای احیاء و ترویج فرهنگ تذکر لسانی در سطح جامعه می‌باشد.
این نوشتار را با کلامی از رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی) به پایان می‌بریم:
«در جامعه اسلامی تکلیف عامه مردم امر به معروف و نهی از منکر با لسان است. چیزی که جامعه ما را اصلاح می‌کند همین نهی از منکر زبانی است. خدای متعال در زبان این اثر را قرار داده است و در امر و نهی این اثر را قرار داده است ما چرا این حکم الهی را درک نمی‌کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم؟ عمل کنید تا ببینید می‌شود یا نمی‌شود حرف بزنید، بگویید، یک کلمه، بیشتر هم نمی‌خواهد لازم نیست سخنرانی بکنید کسی را که می‌بینید خلافی مرتکب می‌شود دروغی را، غیبتی را، تهمتی را، کینه ورزی نسبت به برادر مؤمن را، بی‌اعتنایی به محرمات دین را، بی‌اعتنایی به مقررات را، اهانت به پذیرفته‌های ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمه آسان بگویید این کار شما خلاف است، نکنید. شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه خشک می‌شود تاثیر امر و نهی زبانی اگر انجام گیرد از تاثیر مشت پولادین حکومت‌ها بیشتر است.»

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">