تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات
  • ۱۱ مهر ۹۶، ۲۰:۰۱ - انیس
    عالی

Image result for ‫کاروان کربلا‬‎

حضرت زینب علیها السلام

حضرت زینب ‏علیها السلام سومین فرزند فاطمه زهرا علیها السلام در روز پنجم جمادى‏ الاول سال ششم هجرى چشم به جهان گشودند

در این زمان، پیامبر اکرم ‏ص در خارج از مدینه بودند.  امیرالمؤمنین‏ ع نام‏گذارى این کودک را به تاخیر انداختند تا رسول خدا ص به مدینه برگشتند

آن حضرت به فرمان الهى نام این مولود مبارک را زینب ( زین + اب) (زینت پدر) گذاشتند و توصیه فرمودند که این طفل را همواره گرامى بدارید؛ چون او شبیه جده‏اش خدیجه س است

یعنى همان‏گونه که حضرت خدیجه‏ در آغاز بعثت ‏با شجاعت و فداکارى متحمل زحمات زیادى شد تا نهال نورسته اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زینب س با صبر و ایثار و تحمل سخت‏ترین فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگیرى به عمل مى‏آورند.

حضرت در وقار شخصیت چون جده‏اش حضرت خدیجه س و در عفاف و عصمت همانند مادرش زهرا س بود

http://m5736z.blog.ir/post/ZYNAB

زینب کبرى تا حدود پنج ‏یا شش سالگى، تحت اشراف شخص پیامبراکرم ‏ص و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهرا س پرورش یافت و از این پس، مسؤولیت تربیت و پرورش او به عهده على‏ ع گذارده شد

تا این ‏که در سال هفدهم هجرى به همسرى پسر عمویش، عبدالله بن جعفر درآمد

سالها بعد زمانی که مردم با امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب‏ ع بیعت کردند، حضرت براى یارى پدر از مدینه به کوفه رفت و در مدت پنج‏ سال دوران سخت‏ حکومت على‏ ع همواره یار و تسکین بخش غم‏هاى پدر بود و زنان کوفه را آموزش مى‏داد...

و به دنبال شهادت امیرالمؤمنین ‏ع و هنگام نوبت امامت ‏برادر بزرگش امام حسن‏ع در کنار برادر قرار گرفت و آن‏گاه که امام حسن‏ع از کوفه به مدینه برگشت، به همراه ایشان حضرت زینب س از مکه به مدینه آمد.

وقتى که در سال پنجاه هجرى معاویه حضرت امام حسن‏ ع را مسموم کرد باز غمخوارى و پرستارى برادر با زینب بود و پس از شهادت امام در خدمت امام حسین‏ ع بود و زمانى که در سال شصت هجرى امام حسین‏ ع عازم مکه شد، به همراه آن حضرت از مدینه خارج شد و از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت‏ به قیام اباعبدالله‏ ع تلاش مى‏کرد و لحظه‏ اى از آن حضرت جدا نشدند

 نقل مى‏کنند در جریان حرکت‏ به سوى عراق ابن عباس به امام حسین‏ ع گفت اگر ناگزیر باید به این سفر بروید، حداقل این زنان و بچه‏ ها را با خود نبرید. در این لحظه، حضرت زینب خطاب به ابن عباس فرمود: ...

سوگند به خدا از حسین جدا نخواهم شد، همراه او خواهم بود با او زندگى کرده و با او مى‏میرم

در روز عاشورا با ایثار چند برادر و فرزند و برادرزاده و... فداکارى در راه خدا را به حدى رساند که حتى صبرش ملکوتیان را به تعجب واداشت و از عصر عاشوراى سال شصت هجرى به بعد رسالت پیام‏ رسانى خون شهیدان و سرپرستى و رهبرى اسیران نهضت عاشورا را برعهده گرفت

لحظه‏ اى از حمایت امام زین‏ العابدین‏ ع غافل نگشت و بارها در این سفر خوف ناک جان آن حضرت را از خطراتى که او را تهدید مى‏کرد نجات بخشید.

 حضرت زینب با ایراد خطبه‏ هاى آتشین پایه کاخ‏هاى ستم بنى ‏امیه را به لرزه درآورد با این کار همه تبلیغات و نقشه‏ هاى دشمنان را خنثى و نفاق منافقان را رسوا و غفلت غافلان را برطرف ساخت

اگر تلاش بى ‏نظیر و فداکارى کامل زینب نبود، به یقین جریان کربلا را بنى امیه یا به فراموشى مى‏ سپردند یا از مسیر حیات‏بخش خود منحرف مى‏کردند

آن حضرت سرانجام، پس از انجام کامل این رسالت ‏سنگین یک سال و نیم پس از جریان عاشورا در رجب سال شصت و دو هجرى با کوله ‏بارى از غم و اندوه چشم از جهان فرو بست.

بهترین جلوهگاه شناخت شخصیت زینب (س)، سفر تاریخی کربلاست

بهترین جلوهگاه برای شناخت شخصیت وجودی زینب (س) همان سفر تاریخی کربلا و مطالعه واقعه عاشورا و به دنبال آن خواندن داستان اسارت آن بزرگوار و همراهان او و چگونگی برخورد با ستمگران زمان است که تاریخ، جزئیات آن را برای ما نقل کرده ولی در بسیاری از موارد زندگی این بزرگوار کوتاهی کرده و در بیشترین دوران عمر پر ثمر آن بانوی بزرگ اسلام در سکوت مانده است.

ایمان راسخ حضرت زینب (س):

اولین و مهم ترین خصلت آن بانو، محبت و عشق وافری است که به ذات احدیت دارد تا بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند. در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند

وقتی در کوفه ابن زیاد از او سئوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدمزیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود. شهادت یک انسان کامل در نظر اولیای خدا جمیل است نه برای اینکه جنگ کرده و کشته شده.

بلکه جنگ و قیام برای خدا بوده. آن‌گاه که حضرت زینب کبری (س) بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده می‌کند با تضرع در پیشگاه خدا می‌گوید اللهم تقبل منا هذا القربان پروردگارا این هدیه و قربانى را از اهل‏ بیت پیامبرص قبول فرما، نهایت اخلاص و فداکارى خود را به جهانیان اعلام کرد...  این اوج معرفت و ایمان است و عظمت روح را می‌رساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.

 جود و سخاوت زینب (س)

روزى میهمانى براى امیرالمؤ منین (ع) رسید. آن حضرت به خانه آمده و فرمود: اى فاطمه، آیا طعامى براى میهمان خدمت شما مى باشد؟

عرض کرد: فقط قرض نانى موجود است که آن هم سهم دخترم زینب مى باشد. زینب(س) بیدار بود، عرض کرد: اى مادر، نان مرا براى میهمان ببرید، من صبر مى کنم

طفلى که در آن وقت، که چهار یا پنج سال بیشتر نداشته این جود و کرم او باشد، دیگر چگونه کسى مى تواند به عظمت آن بانوى عظمى پى ببرد؟

زنى که هستى خود را در راه خدا بذل بنماید، و فرزندان از جان عزیزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق بنماید و از آنها بگذرد بایستى در نهایت جود بوده باشد.

نبوغ و استعداد حضرت زینب (س)
در تاریخ آمده که روزى امیرمؤمنان(ع) در میان دو فرزند خردسالش عباس و زینب نشسته بود که رو به عباس نموده فرمود:

(قل واحد) بگو یک. عباس آن را گفت. سپس فرمود: (قل اثنان) بگو دو. عباس در پاسخ گفت: (استحیى ان اقول باللسان الذى قلت واحد، اثنان)؛ شرم دارم با زبانى که یکى گفته ام، دو بگویم

آن گاه امیرمؤمنان (ع) چشمان عباس (ع) را بوسه زد؛ چرا که کلام این فرزند خردسال اشاره به وحدانیت خداى تعالى و توحید او مى کرد

سپس رو به زینب (س) کرد، ولى زینب منتظر سؤال پدر نمانده، خود سؤ الى مطرح کرد و گفت: پدر! ما را دوست دارى ؟

امیرمؤمنان (ع) فرمود: آرى دخترم، فرزندان پاره ه اى قلب ما هستند زینب (س) با این مقدمه، وارد سؤ ال اصلى شد و پرسید: پدر! دو محبت (محبت خدا و محبت اولاد) در قلب مؤ من جا نمى گیرد

پس اگر باید دوست داشته باشى، شفقت و مهربانى را نثار ما کن و محبت خالص را تقدیم خداوند

على (ع) که این درک، و شناخت و استعداد را در این دختر و پسر خردسالش مشاهده نمود، بر علاقه اش نسبت به آنان افزوده شد

زینب (س) به دلیل همین نبوغ و استعداد و دیگر کمالاتى که در وجودش بود، از احترام ویژه خانواده پدر برخوردار شد.

دانشمند بدون آموزگار و گفتن مسائل شرعى

شیخ صدوق، محمد بن بابویه (ره) مى گوید: حضرت زینب (س) نیابت خاصى از طرف امام حسین(ع) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه کرده از او مى پرسیدند، تا اینکه حضرت سجاد (ع ) بهبود یافت

شیخ طبرسى (ره) گوید: حضرت زینب (س) روایات بسیارى را از قول مادرش حضرت زهرا (س) روایت کرده است

از عماد المحدثین روایت شده است که : حضرت زینب (س) از مادر و پدر و برادرانش و از ام سلمه و ام هانى و دیگر زنان روایت مى کرد و از جمله کسانى که از او روایت کرده اند، ابن عباس و على بن الحسین (ع) و عبدالله بن جعفر و فاطمه صغرى دختر امام حسین (ع) و دیگرانند

همچنین ابوالفرج گوید: زینب بانویى عقیله که ابن عباس سخنان حضرت زهرا(س) را در مورد فدک از قول او نقل کرده و مى گوید: عقیله ما، زینب دختر على(ع) به من گفت

حضرت زینب کبرى (س) علم منایا و بلایا (خوابها و حوادث آینده) را همچون بسیارى از یاران حضرت على (ع)، مانند میثم تمار و رشید هجرى و برخى دیگر مى دانسته و بلکه در ضمن اسرارى که بیان کرده، به طور قطع و مسلم آن حضرت را از مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم و دیگر زنان با فضیلت برتر دانسته است

وى در ضمن فرمایش حضرت سجاد(ع) که به آن حضرت فرموده بود: (اى عمه تو بحمدالله دانشمند بدون آموزگار و فهمیده بدون آموزنده هستى)، گوید: این فرمایش خود دلیل و حجت بر آن است که زینب دختر حضرت امیرالمؤ منین (ع) محدثه بوده یعنى به او الهام مى شده است و عمل او از علم لدنى و آثار باطنى مى باشد.

آینه تمام نماى مقام رسالت و امامت
محمد غالب شافعى، یکى از نویسندگان مصرى گفته است:

یکى از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهر، که داراى روحى بزرگ و مقام تقوا و آیینه تمام نماى مقام رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب، دختر على بن ابى طالب کرم الله وجهه است که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود

به حدى که در فصاحت و بلاغت یکى از آیات بزرگ الهى گردید و در حلم و کرم و بینایى و بصیرت در تدبیر کارها در میان خاندان بنى هاشم و بلکه عرب مشهور شد

و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرده بود

آنچه خوبان همگى داشتند، او به تنهایى دارا بود. شبها در حال عبادت بود و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزکارى معروف بود...

ایراد خطبه در کودکى

از عجایب اینکه زینب (س) در حدود شش سالگى، خطبه غرا و طولانى مادرش حضرت زهرا (س) را که در مسجد النبى، پیرامون فدک و رهبرى امام على(ع ) ایراد کرد، حفظ نموده بود

براى آیندگان روایت مى کرد، با اینکه آن خطبه هم مشروح و طولانى است و هم واژه ها و جمله هاى دشوار و پر معنى و بسیار در سطح بالا دارد و این از عجایب روزگار است و دیگران آن خطبه را از زینب (س) نقل نموده اند.

تفسیر قرآن , آگاهی از آینده:

فاضل گرامی سید نورالدین جزایری در کتاب خود «خصایص ‍ الزینبیه» چنین نقل می کند:

روزگاری که امیرالمؤ منین (ع) در کوفه بود، زینب (س) در خانه اش مجلسی داشت که برای زنها قرآن تفسیر و معنی آن را آشکار می کرد

روزی کهیعص را تفسیر می نمود که ناگاه امیرالمؤمنین (ع) به خانه او آمد و فرمود:

ای نور و روشنی دو چشمانم! شنیدم برای زن ها «کهیعص» را تفسیر می نمایی؟ زینب (س) گفت: آری

امیرالمؤ منین (ع) فرمود: این رمز و نشانه ای است برای مصیبت و اندوهی که به شما عترت و فرزندان رسول خدا (ص) روی می آورد

پس از آن مصائب و اندوه ها را شرح داد و آشکار ساخت

آن‌گاه زینب گریه کرد. زینب (س) عرض کرد: من قبلاً این حوادث را که برایم رخ می دهد، از مادرم شنیده بودم.

 کلاس‌های تفسیر حضرت زینب(س) زبانزد خاص و عام بود که مردمان زیادی را از مناطق مختلف روانه این نشست‌ها کرده و مملو از عشق و دلدادگی می‌کرد که این محافل تاثیر به‌سزایی در تعمق زنان در سوره‌های قرآن کریم داشت*

حضرت در موقعیت‏های گوناگون زندگی پربار خود، نسبت ‏به فقر فرهنگی جامعه بی‏‌تفاوت نبودند و با کلاس‏های علمی تفسیر، به ارشاد مردم می‏‌پرداختند و نسبت‏ به زدودن غبار جهل و فقر فرهنگی از خود حساسیت نشان می‏‌دادند.

در تاریخ موجود است که امام حسین ‏‌ع از خواهرشان حضرت زینب می‏‌خواهند که" یا اختی لا تنسینی فی نافله اللیل" خواهرم در نافله شب مرا فراموش نکن

این در حالی است که عالم هستی محتاج دعای ائمه‏‌اطهارعلیهم السلام و امام حسین ‏‌ع است و ایشان از حضرت زینب می‏‌خواهند که در هنگام نماز شب ایشان را فراموش نکنند

ایشان در طول دوران حیات خویش از همان آغاز دشواری‌ها و مشکلات بی‌شماری را پشت سر گذاشت که اوج آن در حماسه عظیم کربلا به نمایش درآمد

شباهت زینب (س) به خدیجه
جالب اینکه شباهت حضرت زینب(س) به حضرت خدیجه(س) از امیرمؤ منان على(ع) نیز نقل شده است:

وقتى که اشعث بن قیس از حضرت زینب (س) خواستگارى کرد، حضرت على (ع) بسیار دگرگون و خشمگین شد، و با تندى به اشعث فرمود: این جراءت را از کجا پیدا کرده اى که زینب (س) را از من خواستگارى مى کنى ؟!

زینب (س) شبیه خدیجه (س)، پروریده دامان عصمت است، شیر از دامان عصمت خورده، تو لیاقت همتایى از او را ندارى، سوگند به خداوندى که جان على در دست او است، اگر بار دیگر این موضوع را تکرار کنى، با شمشیر جوابت را مى دهم، تو کجا که با یادگار حضرت زهرا (س) همسر و همسخن شوى ؟!

همچنین از پاره اى روایت فهمیده مى شود که به خاطر شباهتى که حضرت زینب(س) به خاله پیامبر (ص) به نام ام کلثوم داشت، پیامبر(ص) کنیه او را (ام کلثوم) گذاشت .

شباهت زینب (س ) به پدر بزرگوار خود
مرحوم سید نورالدین جزایرى (ره) در مورد شباهت حضرت زینب (س) به پدر بزرگوار خود چنین نوشته است : غالبا کلیه پسر شباهت به پدر، و دختر شباهت به مادر پیدا مى کند، به جز حضرت فاطمه زهرا(س): (کانت مشیتها مشیه ابیها رسول الله و منطقها کمنطقه). و نیز حضرت زینب(س) که (منطقها کمنطق ابیها امیرالمؤ منین علیه السلام) بود.

روایت شیخ صدوق کتاب (اکمال الدین) و شیخ طوسى در کتاب (غیبت) : در سال 282 بر حکیمه دختر حضرت جواد الائمه امام محمد تقى (ع) وارد شدم و از پس پرده با او صحبت کرده از دین و آیین او پرسیدم و او نام امام خود را برده گفت : فلانى پسر حسن . به او عرض کردم : فدایت شوم ، آیا آن حضرت را به چشم خود دیده اید یا اینکه از روى اخبار و آثار مى گویید؟ گفت : از روى روایتى که از حضرت عسکرى (ع) به مادرش نوشته شده .

گفتم : آن مولود کجاست ؟ گفت :پنهان است . گفتم : پس شیعه چه کنند و نزد چه کسى مشکلات خویش را بازگو نمایند؟ گفت : به جده ، مادر حضرت عسکرى . گفتم : آیا به کسى اقتدا کنم که زنى وصایت او را بر عهده دارد؟

گفت : به حسین بن على (ع) اقتدا کن که در ظاهر به خواهرش زینب (س)وصیت کرد و هر گونه دانشى که از حضرت سجاد (ع) بروز مى کرد، به حضرت زینب (س) نسبت داده مى شد تا بدین گونه جان حضرت سجاد (ع) محفوظ بماند...

فضایل  القاب و اوصاف زینب علیها السلام

عقیله بنی هاشم بارزه‌ترین لقبی که عمه ‌ سادات را با آن لقب می‌شناسیم چهره شاخص زنان و البته اهالی بیابان کرب و بلا‌ست

خواهری که می‌توان به راحتی و قاطعانه گفت اسوه حسنه عشق و صبر و استواری و عزت نفس، مناعت طبع و بزرگواری نمونه بارز آزادی و آزادگی و بنده‌ای شایسته و صالحه که اگر حضرت صدیقه اطهر آن انسیه الحوراء نبود شخص دیگری شایستگی عنوان سیده النساء العالمین را به جز وجود نازنین این زینت علوی داشت.

عالمه الغیر المتعلمه، عقیله النسا، عقیله بنی‌هاشم، صدیقه الصغری و الفاضله از جمله این صفات است

القابى که براى آن حضرت نقل شده به گوشه‏ هایى از عظمت‏ شخصیت این بزرگ بانوى اسلام دلالت دارند. از جمله: عالمه غیر معلمه، نائبه الزهراء، عقیله النساء، الکامله، ولیدة الفصاحة، صدیقة الصغرى، معصومة الصغرى، صابرة محتسبه، بطلة کربلا، سلیلة الزهراء، امینة‏الله، محدثه، ناموس کبریا، قرة عین مرتضى، عقیلة بنى هاشم، محبوبة المصطفى، زاهده، عابده، نابغة الزهرا، سرّابیها و...

با پایان رسالت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) سالار شهیدان و آقای جوانان بهشت، ادامه وظایف الهی او را به عهده گرفت؟ آنجا که به اباعبدالله گفته می‌شود ان الله یرید ان یراک شهیدا، همان‌جایی است که حضرت رسول‌اکرم(ص) این نازدانه زهرا اطهر(س) را در آغوش گرفته صورت به صورت او می‌نهد و سخت می‌گرید و خبر از عاشورا و وظایف این بزرگ بانوی اسلام را به مادرش می‌فرماید.

خب است اگر کمی تعقل کنیم که اگر امروز نمازی می‌خوانیم و دینی داریم، این نعمات الهی چگونه به دست ما رسیده است.

حضرت زینب‏ س به اعتراف همه تاریخ ‏نویسان، آراسته به همه فضایل و خصلت‏هاى والاى اخلاقى و الهى بودند و در سایه این کمالات به مرتبه‏اى از منزلت انسانى دست ‏یافتند که شایستگى محرم راز الهى و امین ودایع امامت و ولایت‏ بودن را حداقل در بخشى از عمر شریفشان به خود اختصاص دادند

(امام حسین ‏ع در آخرین ساعات زندگى خود امانات الهى را به زینب‏ س سپرده و حمایت و حفاظت از حضرت سجاد ع را به ایشان سفارش مى‏کنند و امام سجادع نیز در بیان احکام و برخى مسایل ولایتنیابت ‏خاصه به او داده بودند)

حضرت این کمالات را به برکت عنایات خاص الهى و پاکى سرشت و نحوه تربیت و پرورش در دامن پیامبرص و فاطمه‏ س و امیرالمؤمنین‏ع و تلاش‏هایى که در راستاى کسب سجایاى اخلاقى و به جاى آوردن عبادات و فرامین الهى انجام داده بود به دست آورد.

برخورد حضرت زینب‏ در برابر دشمنان بسیار اعجاب‏ انگیز است. وى با ستمگران با تمام وجود به مبارزه برخاست در حالى ‏که آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند. خطبه بى‏نظیرى را در حضور دژخیمان ایراد نمود و شجاعت‏ بى‏مانندى را از خود به نمایش گذاشت. همان‏گونه که بیان شد، هر یک این لقب‏ها به گوشه کوچکى از فضیلت‏ها و اوصاف برجسته آن حضرت دلالت دارند

 به عنوان نمونه، درباره برخى از این اوصاف و کمالات :

1. خداشناسى و عرفان:

بى‏ شک همه کمالات آن حضرت در کل، علاوه بر بیان ابعاد مختلف شخصیت‏ بى ‏نظیر این بانوى بزرگوار، به درجه بالاى عرفان و خداشناسى او دلالت دارد

اگر مرتبه توحیدش قریب به مرتبه توحید حضرات معصومان نبود، هرگز نمى‏توانست‏ سکاندار طوفان کربلا باشد

هنوز کودکى بیش نبود که از پدر بزرگوارش على‏ ع سؤال کرد: آیا مرا دوست دارى؟ حضرت فرمودند: بله دخترم؛ فرزندان ما پاره‏ هاى جگرهاى ما محسوب مى‏شوند

آن‏گاه زینب‏ عرض کرد: محبت و خدا دوستى با حب فرزندان در قلب مؤمن چگونه جمع مى‏گردد؟

اگر گریزى از این دو امر نیست، باید گفت: دوستى محض از آن خدا و مهرورزى براى فرزندان است

با این بیان، دختر زهرا س کمال معرفت‏ خود را در توحید خالص به نمایش گذاشت

در همان دوران کودکى حضرت زینب س پدر بزرگوارشان به او فرمود: دخترم! بگو: یک زینب گفت: یک. آن‏گاه على‏ ع فرمودند بگو: دو. در این لحظه حضرت زینب سکوت کردند

چون سکوت ایشان طول کشید على‏ ع فرمودند: دخترم! چرا سکوت کردى؟ عرض کرد: پدر جان با زبانى که گفته ‏ام یک، توان دو گفتن را ندارم

امیرمؤمنان على‏ ع از این پاسخ بسیار عمیق دخترشان خیلى خوشحال شدند و او را که در این حال طفلى بیش نبودند، مورد تفقد و محبت قرار دادند. (خصائص الزینبیه، ص 309)

2. علم و دانش:

براى شناخت مقام علمى حضرت زینب‏ مى‏توان به امور زیادى توجه و استناد کرد از جمله آن‏هاست:

خطبه‏ هاى بسیار بلند و پرمحتوایى که از آن بانوى گرامى به جاى مانده است

به شهادت همه تاریخ نویسان در کوفه، ایشان کلاس‏هاى تفسیر و آموزش قرآن داشتند و زن‏هاى کوفه را با قرآن و احکام اسلامى آشنا مى‏ ساختند

راویان بزرگى چون عبدالله بن عباس از او روایت‏هاى زیادى را نقل مى‏کند که از جمله این روایات است‏ خطبه تاریخى حضرت زهرا س

این در حالى است که زینب در زمان خوانده شدن این خطبه پنج‏ یا شش سال بیشتر نداشت و ابن عباس با این عبارت از آن حضرت در روایاتى که از او نقل مى‏کند، یاد کرده است:  حدثنى عقیلتنا زینب (سفینة‏البحار، ج 1، ص 558)؛ بانوى فهیم و اندیشمند ما زینب بر من چنین روایت کردند.

و برخى از او با تعبیر حبر و بحر یعنى سرشار از علم و دریاى علم یاد مى‏کنند

حتى زمانى که در مجلس یزید آن خطبه آتشین را بیان کردند، یزید درباره ‏اش گفت: اینان خاندانى هستند که فصاحت و دانش و معرفت را از پیامبر به ارث برده‏ اند و آن را با شیر مادر نوشیده ‏اند. (بحارالانوار، ج 45، ص 137)

و از شیخ صدوق روایت ‏شده  که زینب به جهت علم و دانش زیادى که داشت، از سوى امام حسین‏ ع نیابت ‏خاص داشت و مردم در مسائل شرعى (حلال و حرام) به ایشان رجوع مى‏کردند.

در یک مورد نقل شده روزى امام حسن و امام حسین‏ علیهما السلام درباره بعضى از سخنان پیامبر اکرم‏ ص با هم گفت‏گو مى‏کردند، حضرت زینب س وارد شدند و در بحث ایشان شرکت کردند و مساله را با تمام صورى که داشت‏ با تفصیل تمام تبیین فرمودند

حضرت امام حسن‏ ع وقتى این توانایى فوق‏ العاده خواهر را دیدند، خطاب به او فرمودند: انک حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة... (السیدة زینب محمود شرقادى ص98)

 علم الهى . زینب ، چشمه علم لدنى

در مقام علم و یقین ، چنان که علم امام لدنى است ، نه کتابى و تحصیلى رشته علمى که خداى عالم به قلب خاتم الانبیاء و دودمانش انداخت که در قرآن مى فرماید: (از نزد خود به او علم دادیم) به على (ع) و حسن و حسین داد به زینب هم عنایت فرمود.

مجلله زینب (س) از همان ابتدایى که خداوند او را آفرید، روح لطیفش را چشمه علمى از همان علم لدنى قرار داد. اینها کوچک و بزرگ ندارند.

مهمترین امتیاز انسان نسبت ‏به سایر موجودات - حتى ملائکه - دانش و بینش اوست. و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم على الملائکه فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین. قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم‏ (4) ؛ سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آن‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، اسامى این‏ها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزهى. ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم داده‏اى نمى‏دانیم؛ تو دانا و حکیمى.

و برترین علم‏ها، علمى است که مستقیما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، یعنى داراى علم«لدنى‏» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر ع مى‏فرماید:« وعلمناه من لدنا علما (5) علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم. زینب علیهاالسلام به شهادت امام سجاد ع داراى چنین علمى است، آن جا که به عمه‏اش خطاب کرد و فرمود: انت عالمه غیر معلمه و فهمه غیر مفهمه (6)؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی؛ عالم و دانشمند هستی.

3. عبادت و بندگى:

گرچه سراسر زندگى حضرت زینب‏ س براى حفظ و احیاى معارف اسلامى سپرى شد، که همه آن‏ها با هدف اطاعت از اوامر الهى انجام مى‏گرفت اما آن حضرت در عبادت به معنى خاص نیز از موقعیت‏ برجسته‏اى برخوردار بودند

در سخت‏ترین شرایط نیز به طور کامل به انجام وظایف عبادى اهتمام مى‏ورزیدند

حضرت سجاد ع مى‏فرماید: عمه‏ ام زینب در جریان حادثه کربلا با آن همه مشکلات حتى در شب عاشورا و شب یازدهم محرم نیز نماز شب را ترک نکردند (زینب کبرى، فریادى بر اعصار، ص 23)

امام حسین‏ ع به اندازه ‏اى به خلوص و بندگى زینب اعتقاد داشتند که هنگام وداع خطاب به او فرمودند: یا اختاه لا تنسینى عند نافلة اللیل (زینب کبرى، ص62)؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن

باز امام سجادع مى‏فرماید:"عمه ‏ام زینب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا مى‏داشت

در برخى از منازل بین راه مى‏دیدم که او از فرط خستگى و رنجورى ناشى از آزار دشمن، نمازهایش را در حال نشسته مى‏خواند(زینب کبرى، ص 62)

همه این وقایع به خوبى از اهتمام کامل حضرت زینب به عبادات خبر مى‏دهد و درست‏ به دلیل برخوردارى از این ویژگى بوده که یکى از القاب آن حضرت «عابده آل على‏ ع» انتخاب شده.

زینب علیهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، که هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله کمال بندگى است. ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون‏؛ من جن و انس را نیافریدم جز براى این که عبادت کنند. او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزدیک دیده بود

او در کربلا شاهد بود که برادرش امام حسین ع در شب عاشورا به عباس فرمود: ارجع الیهم و استمهلهم هذه المشیه الى غد لقد نصلى لربنا اللیله وندعوه و نستغفره فهو یعلم انى احب الصلوه له وتلاوه کتابه وکثره الدعاء والاستغفار؛ به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت‏ بگیر تا بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم.

خدا خود مى‏داند که من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم .» در این جملات صحبت از اداى تکلیف نیست، بلکه سخن از عشق به عبادت و نماز است

حضرت زینب علیهاالسلام نیز از عاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتى او را از عبادت باز نداشت.  این نشان از آن دارد که این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حکمت و هدف آفرینش دست ‏یازیده است.

4. شجاعتی نظیر حسین (ع):

وى با ستمگران با تمام وجود به مبارزه برخاست در حالى ‏که آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند

خطبه بى‏ نظیرى را در حضور دژخیمان ایراد نمود و شجاعت‏ بى‏ مانندى را از خود به نمایش گذاشت. برخورد و عکس ‏العمل زینب در برابر دشمنان بسیار اعجاب‏ انگیز است آنان در حالى‏ که در اوج قدرت بودند، به تندى برخورد کرد

زینب شیرزنى از خاندان بنى هاشم است، آن‏ چنان با صداى بلند ندا سرداد که کاخ سلطنت امویان ستمگر و غاصب از جاى کنده شد و در مجلس یزید سفاک سخنرانى مهمى انجام داد که او و اطرافیانش را مفتضح نمود. (مرقد العقیله زینب، ص 21)

شجاعت امام حسین (ع) در خواهرش زینب (س) هم بود؛ زینب (س) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت، کمی از حسین (ع) ندارد

قوت قلبش به برکت اتصالش به مبدأ تعالی، به راستی محیرالعقول است

شیخ شوشتری می فرماید: اگر حسین(ع) در صحنه کربلا یک میدان داشت، مجلله زینب (س) دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش ‍مجلس ابن زیاد، و دومی مجلس یزید پلید بود.

از صفات بارز پروا پیشگان این است که خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان کوچک، حقیر و فاقد اثر مى‏باشد. امام على ع مى‏فرماید:«عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم ؛ خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان کوچک مى‏باشد.» سّر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است. زینب که خود چنین دیدى دارد، و در خانواده شجاع تربیت ‏شده است، از شجاعت ‏حیدرى بهره ‏مند است.

او به لبوه الهاشمیه؛ شیر زن هاشمى‏ لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد مى‏زند، توبیخشان مى‏کند، تحقیرشان مى‏کند، و از کسى هراسى به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چکان آدمکشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنى، در میان آن همه شمشیر و آن همه کشته فریاد مى‏زند که آیا در میان شما یک مسلمان نیست؟

در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهرى او گوشه‏اى مى‏نشیند و با بى اعتنایى به سؤالات او تحقیرش مى‏کند، او را «فاسق‏» و «فاجر» معرفى مى‏کند و مى‏گوید: الحمدلله الذى اکرمنا بنبیه محمد ص و طهرنا من الرجس تطهیراً و انما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر و هو غیرنا ؛ سپاس خداى را که ما را با نبوت حضرت محمد ص گرامى داشت، و از پلیدى‏ها پاک نمود. همانا فقط فاسق رسوا مى‏شود، و بدکار دروغ مى‏گوید، و او غیر ما مى‏باشد

و همچنین در مقابل یزید و دهن کجى‏ها و بد زبانى‏هاى او، شجاعت ‏حیدرى را به نمایش گذارده، چنین مى‏گوید: لئن جرت على الدواهى مخاطبتک انى لاستصغر قدرک و استعظم تقریعک و استکبر توبیخک ؛ اگر فشارهاى روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته[بدان که] قدر و ارزش تو در نزد من ناچیز است، ولیکن سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ مى‏دانم.»

5. حجاب و عفاف:

زینب کبرى‏ در رعایت عفاف همانند مادر بزرگوارشان بى‏ بدیل بودند. زینب در حجاب یگانه است احدى از مردان در زمان پدرش و برادرانش تا روز عاشورا او را ندیده بودند(تنقیح المقال ج3ص 79)

فردى به نام یحیى مازنى مى‏گوید: من در مدینه مدت زیادى در همسایگى حضرت على ‏ع به سر مى‏بردم، اما در این مدت به خدا قسم هرگز زینب را ندیدم و حتى صداى او را هم نشنیدم (زینب کبرى، ص 22)

آن حضرت نه تنها در حالت عادى بلکه در بحرانى ‏ترین لحظات زندگى خود به مساله حجاب و عفاف اهتمام کامل داشتند

6. گذشت و ایثار:

روزى على‏ع مستمندى را به خانه آوردند تا از او پذیرایى کنند. وقتى از حضرت فاطمه‏ س پرسیدند آیا در خانه چیزى هست که با آن از مهمان عزیزمان پذیرایى کنیم؟ آن حضرت فرمودند: به غیر از مختصر غذایى که براى زینب کنار گذاشته‏ام، چیزى وجود ندارد. در این لحظه که حضرت زینب‏ چهار سال بیش‏تر نداشتند، خطاب به مادر فرمودند: مادر جان غذاى مرا به مهمان بدهید. (ریاحین الشریعه، ج 3، ص 64 )

اوج ایثار و فداکارى و گذشت دختر على‏ع در روز عاشورا به نمایش گذاشته مى‏شود. صبح روز عاشورا در حالى که دو فرزند خود محمد و عون را به همراه داشت، خدمت امام حسین‏ع رسید.

عرض کرد: جدم ابراهیم خلیل قربانى خدا را به جاى قربانى شدن اسماعیل از خداوند جلیل پذیرفت. برادر جان تو نیز امروز این دو قربانى مرا بپذیر و اگر دستور جهاد از بانوان برداشته نمى‏شد، هزار بار جان خود را در راه محبوب فدا مى‏کردم و هر ساعت ‏خواستار هزار بار شهادت مى‏شدم. (الطرز المذهب، ص 74) دوست دارم فرزندانم جلوتر از برادرزادگانم به میدان بروند

و وقتى که این دو نوگل زینب، پس از پیکار با دشمن به درجه رفیع شهادت نایل آمدند و پیکرهاى غرق به خون آنان را به کنار خیمه‏ها آوردند، همه زنان از خیمه‏ها بیرون آمدند اما زینب کبرى س براى این‏ که مبادا اباعبدالله‏ع خجالت زده شوند، از خیمه خود بیرون نیامد. (منتخب التاریخ، ص 275)

ولایت مدارى
قرآن بدون هیچ قید و شرطى در کنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر ص و صاحبان امر، یعنى، ائمه اطهارعلیهم السلام مى‏دهد. اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولى الامرمنکم‏ (
نساء59)؛ از خداوند و رسول و اولی الامر اطاعت کنید. زینب ع که حضور هفت معصوم (پیامبراکرم ص على ع فاطمه ع، امام حسن ع امام حسین ع امام سجاد ع و امام باقر ع) را درک کرده، در تمامى ابعاد ولایت مدارى (معرفت امام، تسلیم بى چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولایت، فداکارى در راه آن و) ... سر آمد است.

ولایت‌مداری ویژگی اصلی شخصیتی حضرت زینب (س) بود که در تمام ابعاد وجودی ایشان نمایانگر است

ایشان از همان ابتدا خطبه فدک را که منسوب به حضرت فاطمه زهرا(س) است را حفظ کرده و از راویان آن بود که همین امر تاثیر زیادی در شکل گیری صحیح شخصیت ایشان داشت

ابن عباس که ظاهرا خطبه حضرت زهرا علیها السلام را نقل کرده است می‏‌گوید که خطبه حضرت زهرا را از حضرت زینب آموخته‏‌ام

وقتی به این خطبه توجه می‏‌کنیم، می‏‌بینیم که آن‏قدر بلاغت و فصاحت دارد که جای بسی شگفتی است و این خطبه دقیقا زمانی نقل می‏‌شود که حضرت در سنین سه چهار سالگی قرار دارند

خطبه را می‏‌شنوند و برای دیگران بدون هیچ عیب و نقصی بیان می‏کنند که این خود نشانگر کمال علمی حضرت زینب‏‌علیها السلام می‏‌باشد.

او با چشمان خود مشاهده کرده بود که چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خویش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت: روحى لروحک الفداء ونفسى لنفسک الوقاء (الکوکب الدرى، ج‏1، ص‏196.) [اى ابالحسن] روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد

و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از على ع فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب ع به خوبى درس ولایت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایى در کربلا به عرصه ظهور رساند.

از یک سو در جهت معرفى و شناساندن ولایت، از طریق نفى اتهامات و یادآورى حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش کرد

از جمله در خطبه شهر کوفه فرمود: و انى ترحضون قتل سلیل خاتم النبوه ومعدن الرساله و سید شباب اهل الجنه (بحارالانوار ج‏45ص‏110)؛ لکه ننگ کشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقاى جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟ و همچنین در مجلس ابن زیاد (همان، ج‏45، ص‏133)، شهر شام، و مجلس یزید، ولایت و امامت را به خوبى معرفى نمود.

از سوى دیگر سر تا پا تسلیم امامت ‏بود؛ چه در دوران امام حسین علیه السلام و چه در دوران امام سجاد ع حتى در لحظه‏ اى که خیمه گاه را آتش زدند، یعنى در آغاز امامت امام سجاد علیه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: اى یادگار گذشتگان ... خیمه ‏ها را آتش زدند ما چه کنیم؟ فرمود: علیکن بالفرار؛ فرار کنید (معالى السبطین، ج‏2، ص‏88) از این مهمتر در چند مورد، زینب ع از جان امام سجاد ع دفاع کرد و تا پاى جان از او حمایت نمود.

الف- در روز عاشورا؛ هنگامى که امام حسین ع براى اتمام حجت، درخواست ‏یارى نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین ع روانه میدان شد. زینب با سرعت ‏حرکت کرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین ع به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او کشته شود نسل پیامبر در روى زمین قطع مى‏گردد. (بحارالانوار، ج‏45، ص‏46)

ب- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمه‏ها شمر تصمیم گرفت امام سجاد ع را به شهادت برساند، ولى زینب ع فریاد زد: تا من زنده هستم نمى‏گذارم جان زین العابدین در خطر افتد. اگر مى‏خواهید او را بکشید، اول مرا بکشید، دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام ع صرف نظر کرد (همان ج‏45، ص‏61)

ج- زمانى که ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد ع را صادر کرد، زینب ع آن حضرت را در آغوش کشید و با خشم فریاد زد: اى پسر زیاد! خون ریزى بس است. دست از کشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد:« والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنى معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم کرد؛ اگر مى‏خواهى او را بکشى مرا نیز با او بکش

ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندى، که دوست دارد من او را با على بن الحسین بکشم. او را واگذارید. البته ابن زیاد کوچکتر از آن است که بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندى نیست، بلکه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلى و خویشاوندى بود، باید زینب ع جان فرزندان خویش را حفظ و آن‏ها را به میدان جنگ اعزام نمى‏کرد.

روحیه بخشى
در مسافرت‏ها و نیز در حوادث تلخ، آن چه بیش از هر چیز براى انسان لازم است، روحیه و دلگرمى است. اگر انسان براى انجام کارهاى مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن کار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شکست نیز مواجه شود

یکى از بارزترین اوصاف زینب ع روحیه بخشى اوست

او بعد از شهادت مادر، روحیه بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن ع نقش مهمى را براى تسلاى بازماندگان ایفا کرد.

پس از شهادت امام حسین ع و در طول دوران اسارت، این صفت نیکوى زینب بیشتر ظهور کرد

او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودى قتلگاه تا کوچه‏ هاى تنگ و تاریک کوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمکده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود

او حتى تسلى بخش دل امام سجاد ع بود، آن جا که مى‏گفت: لا یجزعنک ما ترى، فوالله ان ذلک لعهد من رسول الله الى جدک وابیک و عمک (همان، ج‏45، ص‏179)؛ [اى پسر برادر!] آن چه مى‏بینى (شهادت پدر) تو را بى تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا با جد، پدر و عمویت است

صبر

یکى از بارزترین اوصاف انسان‏هاى کامل، صبر و بردبارى در فراز و نشیب‏هاى روزگار و تلخى‏هاى دوران است. قرآن کریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده (بقره155) و پاداش‏هاى فراوان آن‏ها را یادآورى نموده است. زینب ع از این جهت در اوج کمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت مى‏خوانیم: لقد عجبت من صبرک ملائکه السماء؛ ملائکه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند

مخصوصا در ماجراى کربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، که صبر از روى او خجل است

در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه که آن ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب مى‏پاشد و براى آزردن او مى‏گوید: کیف رایت صنع الله باخیک و اهل بیتک(بحارالانوار، ج‏45 ص‏115

کار خدا را با برادر و خانواده‏ ات چگونه یافتى؟» او در واقع با تعریض مى‏خواهد بگوید که دیدى خدا چه بلایى به سرتان آورد؟ زینب ع در پاسخ درنگ نمى‏ کند، با آرامشى که از صبر و رضاى قلبى او حکایت داشت فرمود: ما رایت الا جمیلا (همان، ص‏116) جز زیبایى ندیدم

ابن زیاد از پاسخ یک زن اسیر در شگفت مى‏ماند، و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبت‏ها متعجب مى‏شود و قدرت محاجه را از دست مى‏دهد.

ایثار

یکى دیگر از صفات حسنه انسان‏هاى برتر، مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام على ع فرمود: الایثار اعلى الایمان(میزان الحکمه، ج‏1، ص‏4)؛ ایثار، بالاترین درجه ایمان است. و فرمود: الایثار اعلى الاحسان (همان)؛ ایثار برترین احسان است. زینب مجلله دراین صفت نیز گوى سبقت را از دیگران ربوده است

او براى حفظ جان دیگران، خطر را به جان مى‏ خرد و در تمام صحنه‏ ها، دیگران را بر خود مقدم مى‏دارد. او در ماجراى کربلا حتى از سهمیه آب خویش استفاده نمى‏کرد و آن را نیز به کودکان مى‏داد.

در بین راه کوفه و شام، با این که خود گرسنه و تشنه بود، ایثار را به بند کشیده و آن را شرمنده ساخت

امام زین العابدین علیه السلام مى‏فرماید: انها کانت تقسم ما یصیبها من الطعام على الاطفال لان القوم کانوا یدفعون لکل واحد منا رغیفاً من الخبز فى الیوم و اللیله (ریاحین الشریعه، ج‏3، ص‏62) عمه ‏ام زینب [در مدت اسارت]، غذایى را که به عنوان سهمیه و جیره مى‏دادند، بین بچه ‏ها تقسیم مى‏کرد، چون در هر شبانه روز به هر یک از ما یک قرص نان مى‏دادند

او سختى‏ ها و تازیانه‏ ها را به جان خود مى‏ خرید و نمى‏ گذاشت‏ بر بازوى کودکان اصابت کند.

فصاحت و بلاغت
هر خطیبى بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتى، باید بارها تمرین عملى انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانى و جسمانى کاملا آماده باشد تا بتواند خطبه ‏اى فصیح و بلیغ ادا کند. و مستمعین باید با او هماهنگ باشند والا یاراى سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به این که فصیح و بلیغ بگوید

زینب بدون آن که دوره دیده و یا تمرین خطابه کرده باشد و در حال تشنگى، گرسنگى، خستگى اسارت، و از نظر روانى داغ دار، آواره و تحقیر شده با کسانى سخن مى‏گوید که نه تنها با او هماهنگ نیستند بلکه حتى سنگ و خاکروبه بر سر او ریخته ‏اند، با این حال صداى زینب بلند مى‏شود که:

اى مردم کوفه! اى نیرنگ بازان و بى وفایان . . . سخنان زینب ع چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صداى گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.

خزیم اسدى مى‏گوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنى را که سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران ‏تر از او ندیدم، گویى زینب از زبان على ع سخن مى‏گفت

و همو مى‏گوید: پیر مردى را در کنار خود دیدم که بر اثر گریه محاسنش غرق اشک شده بود و مى‏گفت: پدر و مادرم فداى شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوان‏ها و زنان شما نیکوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلى است که نه خوار مى‏گردد و نه شکست مى‏پذیرد (همان ج‏45 ص 108 و110)

شیخ جعفر نقدى (ره) مى نویسد: مى گویم : و این حذلم بن کثیر (راوى این خبر) از فصحاء و سخنوران و نیکو گفتاران عرب است که که از فصاحت و زبان آورى و نیکو گفتارى و از بلاغت و رسایى سخن و مطابق اقتضاى مقام و مناسب حال مخاطب سخن گفتن زینب تعجب نموده و به شگفت آمده ، و از براعت و برترى فضل و کمال و علم و دانش و شجاعت ادبیه و دلاورى پسندیده آن مخدره ، حیرت و سرگردانى او را فرا گرفته ، به طورى که نتواسته او را (به کسى) تشبیه و مانند نماید، مگر به پدرش سید و مهتر هر بلیغ و فصیحى .

پس (از این رو) گفته : (کانها تفرع عن لسان امیرالمؤ منین) ؛ یعنى گویا علیا حضرت زینب (س) (سخنانش را در کوفه) از زبان امیرالمؤ منین (ع) قصد و آهنگ مى نمود، و هر که درباره کربلا و در احوال و سرگذشت هاى حسین (ع) کتابى نوشته، این خطبه و سخنرانى را نقل نموده است

و جاحظ در کتاب خود (البیان و التبیین) آن را از خزیمه الاسدى روایت نموده که خزیمه گفته : (زنان کوفه را در آن روز دیدم به پا ایستاده (برکشته شدگان در کربلا) ندبه و زارى و شیون مى نمودند، در حالى که گریبان ها (شان را) مى دریدند.

حضرت زینب(س) در زدودن غبار جهل فرهنگی جامعه خویش مؤثر بود

زینب(س) یک آرامش است که هزاران طوفان را در دل نهفته دارد و تنها وصیت برادر را در خاطر دارد که فرمود صبر کن بر بلا و لب به شکایت مگشا، که از منزلت شما خواهد کاست، به خدا که خدای باری تعالی با شماست!

وی به ابعاد مختلف شخصیتی حضرت زینب (س) اشاره کرد و گفت: حفاظت از امام زمان خویش، ابلاغ پیام امام حسین(ع) به همه مردم و سرپرستی از زنان و دختران بی‌سرپرست از مهمترین وظایف مدیریتی ایشان در حادثه عظیم کربلا بود

بعد عرفانی ایشان در روایات گوناگونی مورد تاکید قرار گرفته که می‌توان آن را در جمله کوتاه "ما رایت الا جمیلا" من چیزی جز زیبایی ندیدم

مورد مداقه و بررسی قرار داد که علما و بزرگان زیادی از تفسیر همین جمله کوتاه عاجز هستند.

بانوی صبر رمز جاودانگی حضرت زینب (س) :‏

‏زینب کبری زنی بزرگ است. عظمتی که این زن بزرگ در چشم ملتهای اسلامی دارد، از چیست؟ ارزش و عظمت زینب کبری‌، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این‌طور عظمت بخشید.

هر کس چنین کاری بکند، ولو دختر امیرالمؤمنین(ع) هم نباشد، عظمت پیدا می‌کند. بخش عمده‌ این عظمت از اینجاست که اولاً موقعیت را شناخت؛ هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین(ع) به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانی روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشنده‌ بعد از شهادت امام حسین را؛ و ثانیاً طبق هر موقعیت، یک انتخاب کرد.

این انتخابها زینب را ساخت. قبل از حرکت به کربلا، بزرگانی مثل ابن‌عباس و ابن‌جعفر و چهره‌های نامدار صدر اسلام، که ادعای فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگی و امثال اینها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه‌کار باید بکنند؛ ولی زینب کبری فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت.

نه اینکه نمی‌ فهمید راه سختی است؛ او بهتر از دیگران حس می‌کرد. او یک زن بود؛ زنی که برای مأموریت، از شوهر و خانواده‌اش جدا می‌شود؛ و به همین دلیل هم بود که بچه‌های خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس می‌کرد که حادثه چگونه است.

در آن ساعتهای بحرانی که قویترین انسانها نمی‌توانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانی کرد و او را برای شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسین‌ع هم که دنیا ظلمانی شد و دلها و جانها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نوری شد و درخشید.

زینب به جایی رسید که فقط والاترین انسانهای تاریخ بشریت یعنی پیامبران می‌توانند به آنجا برسند. حضرت زینب کبری(س) تنها منحصر به عصر و زمان خود نبود و تنها وظیفه اش در کربلا خلاصه نشد بلکه این بانوی بزرگوار الگویی شد برای همه دوران ها و چه نیکو الگویی.

صبر و استقامت، پیام عاشوراست. عاشورا پیام‌های بسیاری دارد که همیشه زنده است و ارزنده. یکی از این پیام‌ها صبر و استقامت است. بدون صبر در هیچ کاری نمی‌توان به نتیجه مطلوب رسید.

برای اینکه مصیبت‌های وارده و دشواری‌های راه‌، انسان را از پای در نیاورد، باید صبور بود و این دستور دین است در همه مراحل زندگی. در عاشورا نیز با این جلوه عظیم روحی رو به‌ رو هستیم و آنچه حماسه کربلا را به اوج ماندگاری و تاثیرگذاری و فتح معنوی رساند روحیه مقاوم امام حسین ع و یاران و همراهان او بود و بعد از شهادت ایشان رسالت این مهم بر عهده خواهرشان قرار گرفت و چه خوب آن را به سرانجام رساند و با این ویژگی‌ یعنی صبر و استقامت توانست یزید و یزیدیان را رسوا کند و رسالت حرکت برادر را به خوبی سامان بخشد.

و امام حسین ع توصیه‌های بسیاری به یاران در جهت صبر و پایداری فرمودند، از آن جمله: صبر و مقاومت کنید ای بزرگ‌زادگان! چرا که مرگ تنها یکی است که شما را از رنج و سختی عبور می‌دهد و به سوی بهشت گسترده و نعمت‌های همیشگی می‌رساند. (نفس المهموم ص 135)

روز عاشورا پس از نماز با یاران باز هم دعوت به صبر داشت: فاتقواالله و اصبروا (بحار ج45 ص89) و مولا علی ع چه زیبا می‌فرمایند: "الصبر یهون الفجیعه" مقاومت، فاجعه و حوادث ناگوار را آسان و قابل تحمل می‌کند (غرر الحکم)

یعنی کسی که صبر داشته باشد هم تحمل درد و مصیبتش بیشتر می‌شود و هم به دیگران روحیه می‌دهد و امام هنگام خروج از مکه در خطبه‌ای که خواند، فرمود: ما به رضای خدا رضاییم، بر بلای او صبر می‌کنیم، او نیز پاداش صابران را به ما می‌دهد. در شب عاشورا به خواهرش توصیه به صبر کردند. به فرزندشان علی اکبر در روز عاشورا سفارش به صبر کردند در برابر تشنگی (بحار ج45 ص45)

امام امت در ترسیم صبر و مقاومت مردم ایران در برابر حملات دشمن به شهرها، از صبر و پایداری آنان ستایش کرده می‌فرمایند: مبارک باد بر خانواده‌های عزیز شهدا، مفقودین و اسرا و جانبازان، بر ملت ایران که با استقامت و پایداری و پایمردی خویش به بنیانی مرصوص مبدل گشته‌اند که نه تهدید ابرقدرت‌ها آنان را به هراس می‌افکند و نه از محاصره‌ها و کمبودها به فغان می‌آ‌یند. زندگی با عزت را در خیمه مقاومت و صبر، بر حضور در کاخ‌های ذلت و نوکری ابرقدرت‌ها و سازش و صلح تحمیلی‌ ترجیح می‌دهند( صحیفه نور ج2 ص59)

آزادگان عزیز نیز سال‌های سخت و تلخ اسارت در زندان‌های عراق را با همین سرمایه صبر سپری کردند و خانم حضرت زینب س همه اینها را یکجا داشت و مدیریت راه برادر و نگهداری کودکان و همه اسرا را به خوبی به انجام رساند و در نزد عبیدالله در مقابل گفته او که با شماتت گفت دیدی خدا برادرانت و فرزندانت را چگونه کشت، فرمود: ما رایت الا جمیلا من چیزی جز زیبایی ندیدم.

اینجاست که به او می‌گویند ای زبان علی در کام. علی قرآن ناطق است و قرآن می‌فرماید: فاصبر صبرا جمیلا پس صبر کن صبری نیکو (معارج5) و زینب ع با صبر جمیلش می‌گوید: ما رایت الا جمیلا امید که بتوانیم زحماتشان را با صبر و ایمانمان پاسخگو باشیم.

 عقیله بنی هاشم؛ حافظ رسالت و ولایت

اعمال خیر یا کار قلب است یا کار جوارح. حزن و بغض، اندوه و سرور و ... کار قلب است. رکوع و سجود و امساک و ... کار جوارح است در دعای کمیل هم داریم و علی جوارح سعت الی اوطان تعبدک طائعه... و بر اعضایی که به رضا و رغبت به سوی عبادت و پرستش تو می‌شتابند

علی خدمتک جوارحی و اشد د علی العزیمه جوانحی ... اعضایم را برای خدمت خود نیرومند ساز و در این عزیمت که به سوی تو دارم استخوا‌ن‌هایم را سخت کن و در خوف از خود مرا جدی و ساعی گردان... و جعلتهم شهود اعلی مع جوارحی ... و شاهد دیگری قراردادی بر اعمال من...

یکجا بحث بر سر عمل است و یک‌چا بحث بر سر حفظ کردن اعمال. نماز را که خواندی تمام نمی‌شود، نماز گزار است و حفظ نماز، باید این نماز را که خواندی محافظت کنی. یعنی نماز آثاری دارد، باید آن آثار را در وجود خود حفظ کنی

روزه ماه مبارک رمضان در تابستان خیلی سخت است ولی سخت‌تر از آن حفظ آن و آثار آن است تا ماه مبارک رمضان سال بعد، یعنی روزه است که با امساک شروع می‌شود هنگام افطار، همه امساکی که کرده‌ای افطار نکنی، در بعضی موضوعات باید روزه بدون افطار گرفت

این می‌شود حفظ روزه یعنی امساک از غیبت، تهمت، دروغ و کم‌فروشی، گران‌فروشی، بخل، حسد و ... اینها را افطار نکنی. اینها آثار روزه است. باید آنها را حفظ کنی، روزه‌ای بدون افطار. این خیلی دشوار است و البته اگر به لذت آن برسی همه دشواری‌‌‌هایش برایت آسان می‌شود.

آیا برکات نمازی که امروز خواندی و خوانده‌ایم آثارش مانده تا نماز بعدی یا خیر؟ باید آن را حفظ کرد. صدقه دادن و خرج‌های مالی سخت است،‌ خمس و زکات،‌ انفاق و دستگیری از مستمندان و به طور کلی پرداخت مالی و دست در جیب کردن سخت است ولی سخت‌تر از آن، حفظ آن است

خدای ناکرده منتی بر کسی نگذاری بلکه برعکس منتی بر خود بدانی که خداوند چنین خیری را سر راهت قرار داده

حج بیت‌الله‌الحرام با معرفت خیلی سخت است، سخت‌تر از آن حفظ آن است، زیارت کربلا رفتن سخت است ولی سخت‌تر حفظ آثار آن است که وقتی از فضای حرم خارج شدی و با دنیای کسب و کار و ... روبه‌رو شدی خود را حفظ کنی و حسینی‌وار برخورد کنی.

همین‌طور سایر عبادات؛ بیدار شدن در دل شب و گذشتن از خواب، سخت است ولی سخت‌تر حفظ آثار تضرع در شب زنده‌داری‌هاست. برای انجام دادن اعمال و عبادات، معرفت لازم است که انسان با اشتیاق عمل کند تا بتواند آثار آن را حفظ کند، بخصوص معرفتی که همراه با محبت باشد. مخصوصا وقتی وارد ولایت علی(ع) می‌شوی.

یک وقت این ولایت تا دم مرگ با ما هست ولی آنجا خداحافظی می‌کند و جدا می‌شود و این خیلی سخت است چرا که این محبت و ولایت در رگ و ریشه ما رسوخ پیدا نکرده، چه کنیم این را حفظ کنیم، همه اعمال را بویژه ولایت را؟

راه‌حل‌هایی که حفظ نماز از بین نرود؛ تواضع و خشوع بقره45 و استعینوا بالصبر و الصلوه و انها لکبیره الا علی‌ الخاشعین و از صبر و نماز یاری بگیرید و البته آن جز بر خاشعان بسی گران است

با خضوع و خشوع می‌توان اعمال را حفظ کرد، با تکبر نمی‌شود، شیطان شش هزار سال عبادت خود را نتوانست حفظ کند.

روایات، احادیث، عبادات و اعمال هم مثل مواد غذایی،‌ نگهدارنده خوب و سالم می‌خواهند، چرا که اینها خوراک و غذای روح ما هستند و باید بیشتر مراقبت شوند. (البته افزودنی‌های مواد غذایی عموما سرطان‌زا هستند) پس تواضع و خشوع و... نگهدارنده‌‌‌های خوب و سالم اعمال و عبادات هستند

باقی ماندن بر عزای حسین(ع) و خواهرش و سایر شهدای کربلا نگهدارنده می‌خواهد.

قال‌رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله: من بکی علی مصاب هذه البنت "زینب بنت علی" کان کمن بکی علی اخویها الحسن و الحسین هرکسی بر مصیبت‌های این دختر گریه کند، همانند کسی است که بر برادرانش، حسن و حسین گریه کرده است. (وفیات الائمه ص 431)

زیارت امامزاده‌ها خیلی مهم است، اینها نگهدارنده هستند برای حفظ آن، زیارت همه امامزاده‌ها هرکدام جای خود دارد، باید هرکدام را جای خود زیارت کنی. مثل زیارت پیامبر است، ارتباط با رسول‌الله (ص) ارتباط با منبع قدرت است، ارتباط با قرائن الهی است پس باید به‌طور مستمر به زیارت امامزادگان رفت

اینها در قلوب انسان اثر می‌گذارند فاصله هر زیارت با زیارت بعدی را باید هرچه می‌توان کم کرد تا اثر ماندگارتر باشد. نباید از خواندن زیارت‌نامه این خاندان دوری کرد که زیارت،‌ گذاشتن دست در دست آنهاست. وقتی دست در دست امام‌ معصوم(ع) بگذاری، آنها نگهدارنده هستند. زیارت حضرت زینب(س) بهترین است برای حفظ اعمال و باقی ماندن بر محبت اهل بیت(ع(

روایتی است که لقب "عقیله" به خانم زینب علیهما سلام داده شده است. (از ابن عباس که خود مفسر قرآن بود و برای خود رجلی بوده و پسرعموی پیامبر (ص) است)، روایتی از ابن عباس است که زینب را "عقیلتنا" معرفی کرده است، یعنی نگهدارنده.

امام حسین(ع) به خواهرش می‌فرماید: در نماز شب مرا فراموش نکن امام است تعارف نمی‌کند، از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید، می‌گوید دعا کن، دعای تو مرا هم نگه می‌دارد و این را خداوند قرار داد و کسی که می‌خواهد پیروی کند، چیزی را به دست آورد سخت است ولی نگهداری آن سخت‌تر است، دشوارتر است از یافتن و به دست آوردن آن

این ایام (ماه رجب) ایام بسیار خوبی است، موهبت الهی است،‌ خوف را از بین می‌برد، ساحل امنیت است برای اهل ولایت، برای کسانی که محبت به علی و فاطمه و فرزندان آنها(ع) دارند و برای مظلومیت آنها اشک می‌ریزند تا روشنی‌بخش تاریکی قبرشان باشد و اینها حافظ می‌خواهد و حفظ آن توسل به خانم حضرت زینب(س) است که حافظ خون حسین و دین جدش است.

درست است که ما دین و ایمان خود را مدیون امام‌حسین(ع) هستیم ولی اگر بگوییم به خواهرش که نگهدارنده راه برادر بود و حافظ هدف او و خون پاک او بود بیشتر مدیونیم، گزاف نگفته‌ایم و امام می‌داند چه کسانی را با خود همراه کند

عرض شد نگهداری مهم‌تر از به دست آوردن است و خانم با رهبری خود و مدیریت اسرا و مدیریت صحیح بر دشمن و مردم کوفه و شام، توانست این پیام را برای ابد زنده نگه دارد،‌

خطبه‌های او در بازار کوفه و مقر حکومت عبیدالله‌ بن زیاد لعنت‌ الله علیه و مردم شام در مسجد اموی دمشق در حضور یزید ملعون و درباریانش را تاریخ ثبت کرده، محافظت از برادرزاده‌اش، امام زمانش به علت بیماری در تاریخ پنهان نمانده و اینکه زینب(س) مصداق آیات‌الهی است بر کسی پوشیده نیست، صبر و تقوا و شجاعت و ... سمبل این مصادیق است.

هرچیزی زینتی دارد، زینت عرش الهی حسین(ع) است: ان‌ الحسین مصباح‌ الهدی و سفینه النجاه. زینب(س) زینت علی (ع) است. او زینب است، زینت پدر است. آن که ما را تا کنون شیعه نگه داشته زینب است و این اثبات شدنی است.

مردم شام یک ذره به علی(ع) عقیده نداشتند که هیچ، به خدا و پیامبر هم ایمان نداشت و زینب(س) کاری کرد،‌ خطبه‌ای خواند که این مردم شام،‌ اینها که سه روز اسرا را نگه داشتند و جشن گرفتند و شهر را آذین بستند، گریه کردند

اهل بیت یک نیابت به زینب(س) دادند (سلمان نیابت خاص داشت ولی نه در تمام امور) نیابت خاص در تمام امور، او امانت‌دار خداوند بود. علم‌ لدنی را علی(ع) به او داد و فرمود تو تفسیر بگو و امام حسن(ع) فرمود او معلم نداشت، امام حسین(ع) نیابت خاص به زینب(س) داد تا زمانی که امام سجاد(ع) بتواند به مصلحت خداوند سلامتی خود را به دست آورد و اینها دلیل بر عصمت اوست.

البته عصمت چهارده معصوم چیز دیگری است و آنها انتخاب شده‌اند، خداوند آنها را انتخاب کرده، دلیل بر اینکه حجت‌ خدا 14 نفر هستند داریم ولی دلیل بر 14 معصوم نداریم بلکه دلیل بر عصمت دیگران هم داریم.

و با این حساب با این نیابت، با آن همه بلا و مصیبت بر خود و دیگران‌ جوابگو بود. نگهدارنده بنی‌هاشم، او بود "عقیله بنی‌هاشم" و در اوج فشار و سختی فرمود: ما رایت الاجمیلا چیزی جز زیبایی نمی‌بینم

پس به دست آوردن سخت است و نگهداری بسیار سخت‌تر، ولی اگر معرفت پیدا کنیم آن چنان آسان می‌شود که لذت می‌بریم و چیزی جز زیبایی نمی‌بینیم

از خراسان عده‌ای از علما آمدند که خمس بدهند و سوالاتی از امام حسن عسکری(ع) بکنند آمدند سامرا گفتند امام به شهادت رسیده و امام بعدی فرزند پنج ساله ایشان است اما از دیده‌ها غایب می‌باشد، به حکیمه خاتون رجوع کنید، علما گفتند یعنی چه به یک زن رجوع کنیم؟

پول هیچ ولی مسائل شرعی و دستورات را چه کنیم؟ جواب دادند مگر امام حسین(ع) امور را به خواهرش واگذار نکرد و آنها پذیرفتند. این استدلال برایشان قابل‌قبول بود و این‌گونه شیعه در ایران قوی‌تر شد.

عظمت زن بودن در چیست؟ ‏

روز پرستار، سالروز ولادت حضرت زینب است؛ این هشدار به زنان ماست: نقش خودتان را پیدا کنید. عظمت زن بودن را در آمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مؤمنانه، درک کنید. زن مسلمان ما این جور است

عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را به خودش جلب کند؛ این افتخاری برای یک زن نیست؛ این تجلیل زن نیست؛ این تحقیر زن است. عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند؛ این را بیامیزد با عزت مؤمنانه؛ این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه؛ آن لطافت را در جای خود به کار ببرد،آن تیزی و بُرندگی ایمان را هم در جای خود به کار ببرد.

این ترکیب ظریف فقط مال زنهاست؛ این آمیزه‌ ظریف لطافت و بُرندگی، مخصوص زنهاست؛ این امتیازی است که خدای متعال به زن داده است؛ لذا در قرآن به عنوان نمونه‌ ایمان -نه نمونه‌ ایمان زنان، نمونه‌ ایمان همه بشر؛ زن و مرد - دو زن را مثال می زند: و ضرب اللَّه مثلا للّذین امنوا امرأت فرعون و مریم ابنت عمران؛ یکی زن فرعون است، دومی هم حضرت مریم است. اینها اشاره‌ها و نشانه‌هایی است که منطق اسلام را نشان می دهد.

انقلاب ما این جوری پیش رفت. قدرت و عظمت این انقلاب به این چیزهاست؛ به دل دادن به معنویت، مجذوب شدن در مقابل لطف الهی. وقتی که دشمن می خواهد زینب کبری را به آنچه که برایش پیش آمده، شماتت کند، می فرماید: ما رأیت الاّ جمیلا؛ جز زیبایی، چیزی ندیدم. برادرانش، فرزندانش، عزیزانش، نزدیکترین یارانش، اینها در مقابل چشمش قطعه قطعه شدند، به خاک و خون تپیدند، خونشان ریخته است، سرهایشان بالای نیزه رفته است؛ می گوید جمیل، زیبا! این چه جور زیبایی‌ای است؟

این زیبایی را همراه کنید با آنچه که نقل شده که زینب کبری حتّی در شب یازدهم نماز شبش ترک نشد. در طول دوران اسارت، انقطاع الی‌اللَّه‌اش، دلبستگی‌اش به خدای متعال، رابطه‌اش با خدای متعال سست نشد، کم نشد، بلکه بیشتر شد. این زن، الگوست

حضرت زینب، آن کسی است که از لحظه شهادت امام حسین، این بار امانت را بر دوش گرفت و شجاعانه و با کمال اقتدار؛ آن‌چنان که شایسته‌ دختر امیرالمؤمنین است، در این راه حرکت کرد. اینها توانستند اسلام را جاودانه کنند و دین مردم را حفظ نمایند

ماجرای امام حسین، نجاتبخشیِ یک ملت نبود، نجاتبخشیِ یک امّت نبود؛ نجاتبخشی یک تاریخ بود. امام حسین، خواهرش زینب و اصحاب و دوستانش، با این حرکت، تاریخ را نجات دادند.

عامل اصلی پیروزی خون بر شمشیر در حادثه عاشورا، حضرت زینب س بودند که با نقش برجسته خود نشان دادند که زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد

بخش هایی از خطبه حضرت زینب س مشکل اصلی جامعه اسلامی در آن زمان بی بصیرتی مردم در شناخت فتنه و در مقابل مدعیان انقلابی گری، و تشخیص ندادن حق و باطل بود که نتیجه آن هم بر نیزه رفتن سر فرزند پیامبر(ص) شد

نقش و عملکرد حضرت زینب س در حادثه عاشورا و پس از آن را، الگویی برای همه بشریت، به ویژه زنان مسلمان دانستند و آن حضرت با درآمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مومنانه در واقع جایگاه و عظمت واقعی زنان را نشان دادند.

یکى از چهره‏ هاى برجسته جهان اسلام، که به دلیل برخوردارى از ویژگى‏هاى منحصر به فرد در تمام زمینه‏ ها مى‏تواند به عنوان یک الگوی به تمام معنى در همه اعصار مطرح شود، حضرت زینب‏ علیها السلام است

بى ‏شک همه کمالات آن حضرت در کل، علاوه بر بیان ابعاد مختلف شخصیت‏ بى‏نظیر این بانوى بزرگوار، به درجه بالاى عرفان و خداشناسى او دلالت دارد. اگر مرتبه توحیدش قریب به مرتبه توحید حضرات معصومان نبود، هرگز نمى‏توانست‏ سکاندار طوفان کربلا باشد.

همان‏گونه که این بانوى گران‏قدر در یکى از حساس‏ترین برهه‏هاى تاریخ اسلام، از طریق تدبیر و فداکارى و شهامت ‏خطرى را که متوجه کیان اسلام بود، برطرف نمود امروز نیز بانوان جامعه اسلامى مى‏توانند از طریق اقتدا به سیره و عملکرد و فضایل شیرزن کربلا حضرت زینب کبرى‏ علیها السلام همه دسیسه‏ هاى ناجوانمردانه استکبار جهانى را در استیلا بر افکار بانوان مسلمان خنثى نمایند.

حضور بانوان در حادثه کربلا

پیرامون مسئله حضور بانوان در حادثه کربلا در دو محور سخن می‏توان گفت؛ یکی آنکه آنان چند نفر و چه کسانی بودند، دیگر آنکه چه نقشی داشتند.زنانی که در کربلا حضور داشتند، برخی از اولاد علی (ع) بودند و برخی جز آنان، چه از بنی هاشم یا دیگران

زینب (س)، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانی، از اولاد اهل بیت علیهم السلام بودند، فاطمه و سکینه، دختران سیدالشهدا (ع) بودند.رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، کنیز خاص امام حسین(ع) و مادر وهب بن عبد الله نیز از زنان حاضر در کربلا بودند.(لهوف کبریت احمر و انساب الاشراف)

پنج نفر زن که از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمدند، عبارت بودند از: کنیز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبدالله کلبی، مادرعبدالله کلبی، مادر عمر بن جناده، زینب کبری (س). زنی که در عاشورا شهید شد، مادر وهب بود. بانوی نمیریه قاسطیه، زن عبد الله بن عمیر کلبی که بر بالین شوهر آمد و از خدا آرزوی شهادت کرد و همانجا با عمود غلام شمر که بر سرش فرود آورد، کشته شد.

در عاشورا دو زن با خشم به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند؛ یکی مادر عبدالله بن عمر که پس از شهادت فرزند، با عمود خیمه به طرف دشمن روی کرد و امام او را برگرداند. دیگری مادر عمرو بن جناده که پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردی را به وسیله آن کشت، سپس شمشیری گرفت و با رجزخوانی به میدان رفت، که امام حسین (ع) او را به خیمه ‏ها برگرداند (لهوف ص236) دلهم، دختر عمر (همسر زهیر بن قین)نیز در راه کربلا به اتفاق شوهرش به کاروان حسینی پیوست.

زهیر بیشتر تحت تأثیر سخنان همسرش حسینی شد و به امام پیوست. رباب، دختر امرء القیس کلبی، همسر امام حسین (ع) نیز در کربلا حضور داشت، مادر سکینه و عبدالله. زنی از قبیله بکر بن وائل نیز حضور داشت که ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولی هنگام حمله سپاهیان کوفه به خیمه ‏های اهل بیت (ع)، شمشیری برداشت و رو به خیمه‏ها آمد و آل بکر بن وائل را به یاری طلبید.

زینب کبری و ام کلثوم علیهماالسلام، دختران امیرالمؤمنین (ع)، همچنین فاطمه دختر امام حسین (ع) نیز جزء اسیران بودند و در کوفه و... سخنرانی های افشاگرانه داشتند. مجموعه این بانوان، همراه کودکان خردسال، کاروان اسرای اهل بیت(ع) را تشکیل می ‏دادند که پس از شهادت امام و حمله سپاه کوفه به خیمه ‏ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهی و اسیر به کوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند

اما در باره حضور این زنان در حادثه عاشورا بیشتر به محور «پیام رسانی» باید اشاره کرد. البته جهات دیگری نیز وجود داشت که هر کدام می ‏تواند به عنوان «درس» مورد توجه باشد. از جمله:

- مشارکت زنان در جهاد:

شرکت در جبهه پیکار و همدلی و همراهی با نهضت امام حسین(ع) و مشارکت در ابعاد مختلف آن از جلوه ‏های این حضور است. چه همکاری طوعه در کوفه با نهضت مسلم، چه همراهی همسران برخی از شهدای کربلا، چه حتی اعتراض و انتقاد برخی همسران سپاه کوفه به جنایت های شوهرانشان مثل زن خولی.

- آموزش صبر:

روحیه مقاومت و تحمل زنان نسبت به شهادت ها در کربلا، درس دیگر نهضت بود. اوج این صبوری و پایداری در رفتار و روحیات زینب کبری (س) جلوه ‏گر بود.

صبر و مقاومتی که ایشان از خود نشان داد از دوران کودکی با شهادت جدش و مادرش شروع و با شهادت پدرش و برادرش امام حسن مجتبی ع ادامه پیدا کرد و با شهادت آخرین بازمانده اهل البیت و یاران باوفایش به اوج خود رسید و با اجرای رسالت اسارتش به پایان رسید که تاریخ مانند آن را در خود ندیده است.

ـ پیام رسانی:

افشاگری های زنان و دختران کاروان کربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدینه، پاسداری از خون شهدا بود. سخنان بانوان، هم به صورت خطبه جلوه داشت، هم گفتگوهای پراکنده به تناسب زمان و مکان.

ـ روحیه بخشی:

در بسیاری از جنگ ها حضور تشویق آمیز زنان در جبهه، به رزمندگان روحیه می ‏بخشید.در کربلا نیز مادران و همسران بعضی از شهدا این نقش را داشتند.

- پرستاری:

رسیدگی به بیماران و مداوای مجروحان از نقش های دیگر زنان در جبهه ‏ها، از جمله در عاشوراست. نقش پرستاری و مراقبت حضرت زینب (س) از امام سجاد (ع) یکی از این نمونه‏ هاست (عوالم (امام حسین ص403)

ـ مدیریت:

بروز صحنه ‏های دشوار و بحرانی، استعدادهای افراد را شکوفا می ‏سازد. نقش حضرت زینب (س) در نهضت عاشورا و سرپرستی کاروان اسرا، درس «مدیریت در شرایط بحران» را می‏ آموزد. وی مجموعه بازماندگان را در راستای اهداف نهضت، هدایت کرد و با هر اقدام خنثی کننده نتایج عاشورا از سوی دشمن، مقابله نمود و نقشه‏ های دشمن را خنثی ساخت.

ـ حفظ ارزش ها:

درس دیگر زنان قهرمان در کربلا، حفظ ارزش های دینی و اعتراض به هتک حرمت خاندان نبوت و رعایت عفاف و حجاب در برابر چشم های آلوده است. زنان اهل بیت، با آنکه اسیر بودند و خیمه‏ هایشان غارت شده بود، اما اعتراض کنان، بر حفظ عفاف تأکید می‏ورزیدند

ام کلثوم در کوفه فریاد کشید که آیا شرم نمی‏ کنید برای تماشای اهل بیت پیامبر (ص) جمع شده‏ اید؟ وقتی هم در کوفه در خانه‏ بازداشت بودند، زینب (س) اجازه نداد جز کنیزان وارد آن خانه شوند

در سخنرانی خود در کاخ یزید نیز بر این گونه گرداندن بانوان شهر به شهر، اعتراض کرد (حیاة الامام الحسین ج3 ص378) و نمونه ‏های دیگری از سخنان و کارها که همه درس‏ آموز عفت و دفاع از ارزش هاست.

ـ تغییر ماهیت اسارت:

اسارت را به آزادی بخشی تبدیل کردند و در قالب اسارت، به اسیران واقعی درس حریت و آزادگی دادند.

ـ عمق بخشیدن به بعد عاطفی و تراژدیک کربلا:

گریه ‏ها، شیون ها،عزاداری بر شهدا و تحریک عواطف مردم، به ماجرای کربلا عمق بخشید و بر احساسات نیز تأثیر گذاشت و از این رهگذر، ماندگارتر شد.

حضرت زینب (س)؛ مادر عاشورا

زینب (س) مادر عاشوراست. نهضتی که امام حسین (ع) آن چنان عمیق و وسیع و ماندگار، با آن همه شکوه و زیبایی، از مدینه تا مکه و از آنجا تا کربلا، آورد و سرانجام از اول محرم سال 61 هـ .ق. تا روز عاشورای همان سال در سرزمین کربلا شکل گرفت و به ثمر رسید

پیروزی نهضت عظیم حسینی (ع) مرهون زحمات و تلاش های بی وقفه زینب کبری (س) بوده و ویژگی های خاص این بانوی بزرگوار در اسارت، موجب شد که این نهضت جاوید و ماندگار مانده و به سرمنزل مقصود برسد.
از دیگر ویژگی های حضرت زینب (س) حضور فعال او در صحنه های جهاد و مبارزه با ستمکاران بود. از آن هنگامی که خودش را شناخت و توانست بین حق و باطل تمییز بدهد، در جریانات سیاسی اجتماعی حضور داشت.
گویی زینب (س) باید شاهد و ناظر حوادث تاریخ باشد تا در موقع مناسب بتواند به وظیفه خود که همان رساندن کاروان حسینی به سرمنزل مقصود است، عمل کند. حضور زینب (س) با امام حسین (ع) در نهضت کربلا حکایتی عجیب است.

در اینجا زینب (س) هم هدف و آماج تیر حوادث و مصائب قرار می گیرد، هم باید مصیبت از دست دادن برادر و بستگان نزدیک خود را تحمل کند و هم اسیر شود و در عین حال در اسارت باید مبارزه و جهاد داشته باشد.

زینب (س) باید در همه عرصه های جهاد و مبارزه حضوری فعال داشته باشد؛ هم خطیب باشد، هم محافظ حضرت سجاد (ع) و اسرای دیگر، هم هدایتگر، خط دهنده، ترسیم کننده خط مشی سیاسی و هم مبین احکام شرع و جوابگوی یاوه سرایی های دشمن

زینب (س) باید اهانت ها و دروغ ها و نسبت های بی اساس دشمنان به شهدا را پاسخ گوید و حقیقت امر را روشن سازد.

بنابر این در جریان اسارت اگر احیاناً کسی نسبت به شهدای کربلا دروغ و افترایی را مرتکب می شد، زینب(س) خاموشی و سکوت را بر خود روا نمی دانست و دروغش را بر ملا می ساخت و در یک کلام حضور زینب (س) در اسارت باعث شد که تاریخ عاشورا از هرگونه دروغ و تحریف مصون و محفوظ بماند

از دیگر ویژگی هایی که در وجود زینب کبری (س) می توان یافت، صفات و خصوصیات متضاد و مختلف در ایشان است ایشان همانند پدر بزرگوارش حضرت امیرالمومنین (ع) همان طور که علما و محققین کشف کرده و گفته اند، دارای صفات و خصوصیات متضاد و مختلف بوده است یعنی در زمانی از آن بانو یک نوع صفت سراغ داریم و در زمانی دیگر صفتی ضد آن

به عبارت دیگر، خصوصیاتی در آن حضرت وجود داشت که کاملاً منافی و متضاد با هم بوده اند. شاید برای بسیاری از افراد شگفت انگیز باشد که بگوییم زینب (س) هم دارای صفات مختلف و متضاد بوده است.

البته زینب به آن مرتبه ای که علی (ع) دست یافت نمی رسد، ولی بالأخره در طول حیات زینب (س) هم صفاتی می بینی که حتی با طبیعت و خصوصیات زنان معمولی سازگاری ندارد.

مثلاً از جمله صفاتی که در زنان بیشتر از مردان وجود دارد رقّت قلب و احساسات و عواطف است که به مجرد دیدن و یا شنیدن حادثه و واقعه ای تأثر آور، متأثر شده و چه بسا از دیده شان اشک جاری می شود. زینب (س) هم مستثنا از این خصوصیت نمی توانست باشد، ایشان هم رقت قلب نشان می دهد و از دیدن ناراحتی و مصیبت، متأثر و مغمون می گردد.

اما همین زینبی که چنین رقّتی دارد و از اینکه برادرش را از دست خواهد داد، می گرید و بی هوش می شود، در جریان اسارت، کوچک ترین گریه و ضعفی از خود نشان نمی دهد و حتی امام سجاد (ع) را تسلیت می گوید

معمولاً در هنگام مواجهه با سختی، بسیاری از افراد خود را می بازند. اما حضرت زینب (س) از جمله اولیای الهی است که در بحرانی ترین لحظات زندگی خود در حالی که مصائب از هر طرف او را احاطه کرده بود، به وظیفه الهی خود عمل نمود.

حتی از دست دادن خامس آل عبا (ع) تنها یادگار مادر و جد بزرگوارش، نتوانست این خصیصه زینب (س) را تحت الشعاع قرار دهد.

نماز شب از عمه ام زینب ترک نشد، منتها نشسته نماز خواند چون توان ایستادن را از دست داده بود. اساساً آرامبخش دل زینب (س) در تحمل آن مصائب، در طول حیاتش خصوصاً در واقعه عاشورا، ارتباط با خدا بود و بس.

لذا هیچ گاه زینب (س) این ارتباط را قطع نکرد و یک لحظه بر خلاف رضا و مصلحت الهی، اندیشه ای به دل راه نداد. بلکه حتی شکرگزاری هم می کرد و نمازش در شب یازدهم محرم در واقع حمد و سپاس الهی بود بر نعماتی که ارزانی نموده است

حضرت زینب (س) تا طعم پیروزی را در کام یزیدیان و بنی امیه تلخ نکرد و تا در جام فاتحین ظاهری، قطرات زهر کشنده نریخت، راحت ننشست و تا پایان عمر به این کار پرداخت و سرانجام این بانوی بزرگوار در نیمه رجب سال 62 هـ.ق. به دیدار حق شتافت.

نهضت عاشورا برای نسله ای آینده در طول تاریخ

از جمله حوادث عبرت آموز اجتماعی- سیاسی، حادثه جانسوز کربلاست، که از سویی نقطه اوج روحی و تعالی انسان است و از سوی دیگر نمایانگر فرود روح آدمی در پست ترین درکات دوزخ.در چنین حادثه و هیجان هولناکی که تاریخ بشریت را چون زلزله ای به حرکت واداشته، نقش محوری وکلیدی زن چه در ایجاد این زلزله عظیم و چه در تداوم آن نقشی بنیادین وکارساز است.

نهضت عاشورا یک نهضت ارزشی علیه ضد ارزشهاست که اگر به وقوع نمی پیوست با طرحهایی که بنی امیه برای نابودی اسلام و مسلمانان ریخته بودند دیگر اثری از ارزشهای اسلامی و انسانی برجای نمیماند.

در این رویداد عظیم، همه گونه طبقات اجتماعی از آزاد و بنده پیر و جوان و کودک و مردو زن حضوری جدی داشته و سهمی را به خود اختصاص داده بودند و به طور قطع نقش زنان چه در مرحله قبل از قیام و چه در مرحله بعد از قیام بسیار حساس و سرنوش تساز بوده است و شخصیتی چون زینب کبری)س( در محوریت این نهضت خونین در کنار حسین)ع( اوج شکوفایی همت و عظمت زن را به نمایش م یگذارد.

زینب کبری(سلام‌اللَّه‌علیها) یک نمونه‌ کامل از زن مسلمان ‏

‏"زینب کبری (س) یک نمونه‌ کامل از زن مسلمان است؛ یعنی الگویی که اسلام برای تربیت زنان، آن را در مقابل چشم مردم دنیا قرار داده است. زینب کبری دارای شخصیت چند بُعدی است؛ دانا و خبیر و دارای معرفت والا و یک انسان برجسته است که هر کس با آن بزرگوار مواجه می‌شود، در مقابل عظمتِ دانایی و روحی و معرفت او احساس خضوع می‌کند.

شاید مهمترین بُعدی که شخصیت زن اسلامی می‌تواند آن را در مقابل چشم همه قرار دهد - تأثیری که از اسلام پذیرفته - این بُعد است. شخصیت زن اسلامی به برکت ایمان و دل سپردن به رحمت و عظمت الهی، آن‌چنان سعه و عظمتی پیدا می‌کند که حوادث بزرگ در مقابل او، حقیر و ناچیز می‌شود. در زندگی زینب کبری، این بُعد از همه بارزتر و برجسته‌تر است.

حادثه‌ای مثل روز عاشورا نمی‌تواند زینب کبری را خرد کند. شکوه و حشمت ظاهری دستگاه ستمگر جباری مثل یزید و عبید اللَّه ‌بن‌زیاد نمی‌تواند زینب کبری را تحقیر کند. زینب کبری در مدینه - که محل استقرار شخصیت باعظمت اوست - و در کربلا - که کانون محنتهای اوست - و در کاخ جبارانی مثل یزید و عبیداللَّه‌بن‌زیاد، همان عظمت و شکوه معنوی را با خود حفظ می‌کند و شخصیت‌های دیگر در مقابل او تحقیر می‌شوند.

یزید و عبیداللَّه‌بن‌زیاد - این مغروران ستمگر زمان خود - در مقابل این زنِ اسیر و دست‌بسته، تحقیر می‌شوند. زینب کبری شور عاطفه‌ زنانه را همراه کرده است با عظمت و استقرار و متانت قلب یک انسان مؤمن، و زبان صریح و روشن یک مجاهد فی‌سبیل‌اللَّه، و زلال معرفتی که از زبان و دل او بیرون می‌تراود و شنوندگان و حاضران را مبهوت می‌ کند. عظمت زنانه‌اش، بزرگان دروغین ظاهری را در مقابل او حقیر و کوچک می‌کند.

عظمت زنانه، یعنی این؛ یعنی مخلوطی از شور و عاطفه‌ انسانی، که در هیچ مردی نمی‌توان این عاطفه‌ شورانگیز را سراغ داد؛ همراه با متانت شخصیت و استواری روح که همه‌ حوادث بزرگ و خطیر را در خود هضم می‌کند و روی آتش‌ های گداخته، شجاعانه قدم می‌گذارد و عبور می‌کند؛ درعین‌حال، درس می‌دهد و مردم را آگاهی می‌بخشد؛ درعین‌حال، امام زمان خود - یعنی امام سجاد - را مانند یک مادر مهربان آرامش و تسلا می‌بخشد ؛ درعین‌حال، با کودکان برادر و بچه‌های پدر از دست داده‌ آن حادثه‌ عظیم، در میان آن توفان شدید، مثل سد مستحکمی برای آنها امنیت و آرامش و تسلا ایجاد می‌کند." ‏

حضرت زینب(س) الگوی جاودانه ‏

‏ "زن امروز دنیا الگو می‌خواهد. اگر الگوی او زینب (س) و فاطمه‌ زهرا (س) باشند، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیاری در درک موقعیتها و انتخاب بهترین کارها؛ ولو با فداکاری و ایستادن پای همه چیز برای انجام تکلیف بزرگی که خدا بردوش انسانها گذاشته است، همراه باشد. زن مسلمانی که الگویش فاطمه‌ زهرا یا زینب کبری‌(س) باشد، این است.

اگر زن به فکر تجملات و خوشگذرانیها و هوسهای زودگذر و تسلیم شدن به احساسات بی‌بنیاد و بی‌ریشه باشد، نمی‌تواند آن راه را برود؛ باید این وابستگیها را که مثل تار عنکبوت بر پای یک انسان رهروست، از خود دور کند، تا بتواند آن راه را برود." "زینب کبری (س) یک شخصیت همه‌جانبه بود.

اسلام زن را به این طرف سوق می‌دهد .زن با نقاط قوّت زنانه‌ خود - که خدای متعال در وجود او به ودیعه گذاشته و مخصوص زن است - همراه با ایمان عمیق، همراه با استقرار ناشی از اتکاء به خداوند، و همراه با عفت و پاکدامنی که فضای پیرامون او را نورانیت می‌بخشد می‌تواند در جامعه یک نقش استثناییِ این‌گونه ایفا کند؛ هیچ مردی قادر به ایفای چنین نقشی نیست.

مثل کوه استواری از ایمان، درعین‌ حال مثل چشمه‌ جوشانی از عاطفه و محبت و احساسات زنانه، تشنگان و محتاجان نوازش را از چشمه‌ صبر و حوصله و عاطفه‌ خود سیراب می‌کند. انسانها در چنین آغوش پُربرکتی می‌توانند تربیت شوند. اگر زن با این خصوصیات در عالمِ وجود نبود، انسانیت معنا پیدا نمی‌کرد. این، معنای ارزش زن و تشخص زن است؛ چیزی که مغز متحجرِ مادی غربی‌ها نمی‌تواند آن را بفهمد. کسانی که از دین و معنویت بهره ‌ای نبرده‌اند، نمی ‌توانند چنین عظمتی را درک کنند.

آنهایی که شاخصه‌ زن را در زیور و آرایش و سبکسری و بازیچه قرار گرفتن در دست مردان می‌دانند، نمی‌توانند اساس هویت زنانه را در منطق اسلام و در نظر اسلام درک کنند. زینب کبری برای زنان ما در طول تاریخ یک الگوست؛ عقل و متانت، قدرت و شجاعت، شور و احساس عاطفی، صراحت زبان، متانت دل، استواری روح؛ درعین‌حال، مادرانه، خواهرانه، با همه‌ انسانها برخورد کردن، در محیط خانه شمع محبت را روشن نگه داشتن، همسر و فرزندان را بر سر سفره‌ محبت و عاطفه‌ خود دور هم جمع کردن؛ اینها خصوصیات زن مسلمان است.

امروز در جامعه‌ ما خوشبختانه از این نعمت بزرگ، سهم وافری باقی است؛ اگرچه دشمنان سعی می‌کنند آن را تاراج کنند و از بین ببرند.

اما در کشورها و جوامعی که زن چنین هویتی ندارد، می‌بینید پایه‌های تربیت مردم می‌لنگد و فضای اخلاقی و معنوی جامعه هم دچار مشکل می‌شود. همه‌ ارزشهای معنوی را می‌توان از درون کانون گرم خانواده - که محور آن، زن خانواده است؛ کدخدای این مجموعه، آن مجسمه‌ عاطفه است - بیرون کشید و معنویات را در سطح جامعه گستراند.

دختران جوان و زنان جامعه‌ ما در الگوی زینب کبری دقت کنند و هویت و شخصیت خود را در آن ببینند؛ بقیه چیزها فرعی است. جوهر ذات یک انسان اگر تعالی و روشنایی و شفافیت پیدا کند، همه چیز در مقابل او کوچک می‌شود و قدرت او بر همه‌ کارهای دیگر، برای او تأمین می‌گردد.

زینب کبری در عرصه تاریخ ‏

‏"زینب کبری یک نمونه برجسته تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکی از مهمترین مسائل تاریخ نشان می دهد. اینکه گفته می شود در عاشورا، در حادثه‌ کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعاً پیروز شد - عامل این پیروزی، حضرت زینب بود؛ و الّا خون در کربلا تمام شد

حادثه‌ نظامی با شکست ظاهری نیروهای حق در عرصه عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزی که موجب شد این شکست نظامیِ ظاهری، تبدیل به یک پیروزی قطعیِ دائمی شود، عبارت بود از منش زینب کبری‌؛ نقشی که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلی چیز مهمی است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه‌ تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد.

قرآن هم در موارد متعددی به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه‌ زنده و ملموس است که انسان زینب کبری را مشاهده می کند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌ای در عرصه ظاهر می شود؛

کاری می کند که دشمنی که به حسب ظاهر در کارزار نظامی پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزی تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدی را به پیشانی او می زند و پیروزی او را تبدیل می کند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبری است

زینب (س) نشان داد که می توان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ. آنچه که از بیانات زینب کبری باقی مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حرکت زینب کبری را نشان می دهد.

حضرت زینب کبری با این عده‌ ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما این جور محکم حرف می زند. او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمی شود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه‌ مؤمن، این جور خودش را در شرایط دشوار نشان می دهد. این زن است که الگوست؛ الگو برای همه‌ مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوی و انقلاب علوی را آسیب‌شناسی می کند؛ می گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‌تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه‌ پیغمبر سرش بر روی نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا می شود فهمید.

 

نظرات  (۱)

سلام چرا مطالبتون منبع نداره/؟؟؟؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">