تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات



روز شمار محرم . حوادث بعد عاشورا . خیمه اول تا دهم

عزاداری پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) . تعظیم شعائر . فطرت انسانی. جایگاه مراسم عزاداری در قرآن

سرنوشت اسفناک قاتلان کربلا . عاقبت غارتگران اموال امام . اسیران و بازماندگان واقعه کربلا

حسین (ع)؛ حقیقتی از جنس پیامبراکرم . ده نکته از آموزه های حسینی. عاشورا؛ اوج ولایتمداری

امام حسین (ع) و گزینه های پیش رو . یاری حسین(ع)

آثار و نتایج نهضت عاشورا . درسها و عبرتهاى عاشورا

عاشورا یک فرهنگ است. فرهنگ عاشورا و نقشه های استعمار

آیاتى که امام حسین ع در مسیر حرکت خود به آنها استناد فرمودند.تجلی قرآن و عترت در حماسه عاشورا

زیارت‌ عاشورا تبیین‌ آیات‌ عاشورا از قرآن‌ . فلسفه لعن و برائت . چرائی دشمنی با دشمنان خدا

  امام حسین علیه السلام

اربعین چه گذشت؟ . اهمیت اربعین چله نشین عاشورا... زیارت اربعین

Image result for ‫امام حسین و قرآن‬‎

                                              عاشورا یک واقعه نیست بلکه یک فرهنگ است

با یک نگاه عمیق و نافذ می بایست به قیام امام حسین (ع) توجه کرد

واقعه عاشورا بعنوان یک فرهنگ، استراتژی و نقشه راه برای تفکر شیعی عمل میکند

مادامی که شعار کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا فارغ از قید زمان و مکان، مفهوم ثارالله بودن امام حسین (ع) را تداعی کند به عنوان راهبرد کلان تشیع جاری و ساری است

جهان بینی مکتب تشیع بر محور فرهنگی عاشورا تعریف و تفسیر میشود

هر کس می خواهد ما را بشناسد تاریخ عاشورا را بخواند

فلذا بر این اساس می توان ظلم ستیزی، عزت، آزادگی، ایثار و شهادت را به عنوان اصلی ترین مؤلفه های فرهنگ عاشورا برشمرد.

مؤلفه های قدرت نرم قیام حسینی در تأثیرگذاری بر پیشبرد اهداف سیاست علوی ؛

اصولاً هدف قیام عاشورا بر اساس شعار محوری حضرت سیدالشهدا (ع) تبیین میشود؛ من برای اصلاح امت جدم و اقامه امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده ام

این قیام به حوزه جنگ نرم و مباحث فرهنگی مرتبط است

به جرأت میتوان گفت شخصیت وجودی امام حسین (ع) برجسته ترین مؤلفه قدرت نرم در قیام حسینی است

این همه وقایع کوچک و بزرگ که در تاریخ اتفاق افتاده است، هیچ یک قابل مقایسه با حادثه عاشورا نیست

بعد از گذشت چهارده قرن از این قیام عظیم، هر ساله بر میزان شور و حرارت مسلمانان و حتی تمام آزادیخواهان جهان نسبت به این واقعه، به جهت زنده نگه داشتن محرم افزوده میشود

در واقع حرکت سیدالشهدا (ع) برای اقامه اصل دین بوده که در امتداد ولایت علی (ع) تفسیر میشود

لیکن با تأسی به فرهنگ غنی عاشوراست که میتوان سیاستهای نهضت علوی را در حوزه های گوناگون فردی، اجتماعی و سیاسی، تعریف و عملی نمود.

  

روند جریان فکری تشیع حقیقی پس از قیام عاشورا ؟

  

اصولاً اگر قیام عاشورا اتفاق نمی افتاد، در عمل هیچ چیزی از خط فکری مکتب تشیع باقی نمی ماند

قیام حسینی و خون شهدای کربلا تاریخ ساز است

بسیاری از وقایع، جریان ها و نهضت های مقاومت شیعی با پیروی از فرهنگ عاشورا در طول تاریخ، چه در زمان حیات مبارک امامان بزرگوار و چه در طول تاریخ پر فراز و نشیب از غیبت کبرای امام عصر (عج) تا کنون، به وجود آمده

و منجر به تربیت شخصیت های بزرگ علمی و اجتماعی در سراسر تاریخ پر افتخار تشیع شده که هر کدام منشأ اثرگذاری های عمیق در دوره خود و بعد از آن شده اند

بدین ترتیب می توان گفت حیات سیاسی و اجتماعی مکتب فکری تشیع با محوریت قیام امام حسین (ع) تدوین و تکمیل شده است.

  

نقش و تأثیر قیام عاشورا در شکل گیری انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و نهضت جهانی مهدوی ؛

  

در سال 1984 میلادی یک کنفرانس علمی در دانشگاه تل آویو، مرکز رژیم اشغالگر قدس برگزار شد

در این کنفرانس علمی و تا حدودی هم محرمانه، تعداد 300 نفر از برجسته ترین فلاسفه، جامعه شناسان و اسلام شناسان معارض با خط فکری اسلام علی الخصوص شیعه گرد هم آمدند تا به یک معرفت واحدی از شیعه شناسی برسند

تعداد قابل توجهی مقاله و پژوهش های گوناگون تهیه و ارائه شد

در نهایت، جمع بندی کنفرانس این شد که تفکر شیعه با دو نگرش سرخ حسینی و سبز مهدوی طی مسیر میکند

این مکتب با نگرش سرخ عاشورایی، خوراک محرک خود را فراهم و با نگرش سبز مهدوی، افق و نقشه راه خود را تدوین میکند*

به تعبیر «برنارد لویس» در میان شیعیان این اعتقاد عمیق وجود دارد که تاریخ، مسیر اشتباهی در پیش گرفته و هدف شیعیان، بازگرداندن تاریخ به مسیر صحیح است

این دقیقاً همان چیزی است که امام خمینی (ره) فرمودند: این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته

این خون سیدالشهدا (ع) است که خون ملت های مسلمان را به جوش می آورد

امروز ملت های مسلمان بخصوص در کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا که به اشتباه، آن را خاور میانه می نامند، با الگوپذیری از انقلاب اسلامی ایران، موج اسلام خواهی و بیداری اسلامی را به وجود آورده اند.

  چرا امام حسین (ع) برای مقابله با بنی امیه، راه مبارزه و جهاد را با توجه به اینکه جوّ قالب آن زمان از نظر حاکمیت، نفرات، تجهیزات و ابزار تبلیغ در دست امویان بود، انتخاب فرمودند؟

بخش مهمی از دکترین عاشورایی هیهات من الذله مطرح می شود

اگر نگاهی گذرا به تاریخ زندگانی و دوران امامت حضرت سیدالشهدا (ع) داشته باشیم می بینیم که بعد از شهادت امام حسن مجتبی(ع)، دوران امامت امام حسین(ع) به دو بخش، زمان خلافت معاویه و بخش دوم دوران خلافت یزید، تقسیم می شود

در دوره اول امام حسین(ع) به نوعی همان سیاست امام حسن(ع) را در برخورد با معاویه پیش گرفت اما در زمان حکومت یزید، دستگاه بنی امیه با فضاسازی های مسموم سیاسی، اجتماعی و نیز با بدعت های نابجایی که در دین وارد کردند، راهی جز تقابل علنی و جهاد برای امام حسین(ع) باقی نگذاشتند

لیکن بایستی به این نکته بسیار ظریف دقت داشت که قیام امام حسین(ع) علیه دستگاه باطل بنی امیه بر اساس منطق، عقل و با شناخت کامل از مقتضیات زمان و به دور از فضای غیر واقع بینانه بوده است.

  علت خیانت مردم به امام حسین(ع) در واقعه کربلا ؟

 حب الدنیا رأس کل خطیئه

حب دنیا، عدم شناخت و معرفت کامل از ولایت و ولی امر و نیز گرفتار شدن در دایره حرکت های هیجانی فاقد عقل و تأسی به شور بدون شعور، اصلی ترین دلایل خیانت و عدم همکاری مردم آن روز کوفه در جریان عاشوراست

فلذا آسیب شناسی اجتماعی مردم کوفه و تعمیم آن با شرایط روز می تواند راهگشای خیلی از مسائل امروز ما باشد

جامعه ای که گرفتار گناه و رفاه طلبی و عدم شناخت حقیقت شده باشد به طوری که اصلی ترین شریان های اقتصادی آن با ربا، حرام، گناه و بازگشت به دوران جاهلیت آمیخته شده است، نمی تواند در چنین فضای آلوده و مسمومی، حسین(ع) را یاری کند شرایط حاکم بر کوفه آن دوران چنین بود

در واقع این همان چیزی است که امام حسین (ع) روز عاشورا به حبیب بن مظاهر فرمودند:

ای حبیب! این جماعت، شکم هایشان از حرام پر شده و حرف مرا نمی شنوند

پر واضح است وجود چنین فضای آکنده از گناه، ربا و ریا، یاوری برای کمک به لشکر امام حسین (ع) در کربلا به وجود نخواهد آورد

واقعه عاشورا در تاریخ با خیانت کوفیان درهم آمیخته و ننگ ابدی را برای مردم این دیار رقم زده است

وضعیت کوفه آن دوران، درست مساوی با وضعیت دوران خلافت علی بن ابی طالب (ع) بود که آن حضرت در وصف این مردمان خیانت پیشه فرمودند:

یا اشباح الرجال ولا رجال این روایت در واقع تبیین کننده وضعیت کوفه و کوفیان در زمان امام حسین (ع) نیز بوده است.

عاشورا، تقابل اندیشه و کردار

بی تردید ریشه عاشورا در تقابل اندیشه و کردار و تلاقی دو نگاه به رهبری است که یک نگاه اسلام ناب که رهبری را الهی و مطلقه و نگاه اسلام اموی که رهبری را انتخابی و در حیطه قانون تعریف می کند

ریشه عاشورا در نتیجه تعلل کناره جویی و ترس خواص بی بصیرت، ثمره به بار نشستن شبهه هایی که دین داران دین شناس (وهابیون اموی) کاشتند، محصول جدید دین از سیاست، بی خردی مجذوبان دنیا و آزمونی برای خواص و عوام می باشد

بنابراین درس هایی که از این حادثه عظیم میتوان گرفت به بخش های اعتقادی، اخلاقی در زندگی حقیقی عرفانی، تاریخی و سیاسی و احیاگری و خطاب به بانوان می توان تقسیم کرد و از همه مهم تر بحث دشمن شناسی است

یکی از گزینه هایی که میتواند ما را در برابر دشمن مصون نگه دارد چنانکه در حادثه عاشورا می بینیم، ولایتمداری حضرت ابوالفضل العباس(ع) در روز تاسوعا و عاشوراست و همین مسئله باعث ماندگاری نام ایشان در عاشورا شد.

                                     فرهنگ عاشورا و نقشه های استعمار

 امروز عاشورا از فرهنگ مردم حذف شدنی نیست و استکبار هم این حقیقت را میداند تجربه مکرر بیدادگران خارجی و مزدوران داخلی، به آن ها آموخت که نمی توان عاشورا را از اندیشه و عواطف و آداب و رسوم مسلمانان محو کرد از این رو آن چه امروز به آن می اندیشند، دو مساله دیگر است:

 1 - کالبد عاشورا را نگه دارند و روح حسینی را از آن بگیرند و مراسم روضه خوانی را در حد عادت و رسمی که تنها به قصد ثواب اخروی برگزار میشود و گناهان انسان را میشوید، تبدیل میکنند و اهداف قیام و درس های امام و عبرت آموزی های آن را به فراموشی بسپارند.

 2 - عاشورا را به خدمت اهداف سیاسی و اجتماعی خویش بگیرند و فرهنگ تسامح و تساهل و همزیستی با کفر و شرک و بیداد را از طریق وابستگان فکری، فرهنگی خویش در مراسم عاشورا تزریق کنند و عاشورایی هماهنگ با استانداردهای بین المللی تبلیغ و ترویج کنند*

عاشورا و محرم راهی برای گفت وگو و سازش با استکبار؛ هرگز

کارنامه مطبوعات جبهه نفاق در چند سال اخیر همزمان با ایام محرم و صفر، به خوبی نشان می دهد که برخی فریب خوردگان و قلمزنان وابسته، می کوشند از عاشورا و محرم هم راهی برای گفت وگو و سازش با استکبار جهانی پیدا کنند

گرچه پیام ظلم ستیزی، عرفان گرایی، عدالت خواهی، عزت گرایی و استقلال خواهی سیدالشهداء آنچنان درخشان و فراگیر و عمیق عرضه شد که با گرد و غبار برخی روزنامه نگاران، تیره نمی شود

اما جهت گیری سیاستگذاران استکبار و رسانه های هماهنگ با آنان، رسالت روحانیت و مبلغان دین را چند برابر میسازد

همه عالمان و مرثیه سرایان و مداحان اهل بیت علیهم السلام وظیفه دارند، در برابر سیاست تسامح و لبخند به استکبار، سیاست سوگواری بر مظلوم و نهیب و خروش در برابر شیطان بزرگ و نرمش و عطوفت با خودی ها را ترویج کنند*

برای مقابله با اهداف کفر جهانی و سیاست رسانه های آنان :

1- اهداف قیام قدسی اباعبدالله ع بر اساس کلام خود آن بزرگوار بدون هر گونه تحریف و گزینش تبیین شود.

 2 - وقایع جان سوز کربلا با دقت و مستند برای نسل های جدید تبیین گردد.

 3 - عقاید اصیل شیعی و اسلامی به توده های مردم آموزش داده شود.

 4 - احکام دینی و فقه سنتی و پویای اسلام به فرزندان امت اسلامی ارائه گردد.

 5 - شبهات روشنفکرنمایان و روزنامه های زنجیره ای پاسخ گفته شود.

 6 - از حوادث کربلا، تحریف زدایی صورت گیرد.

 7 - راه کارهای وحدت امت اسلامی در تمسک به قرآن و عترت علیهم السلام تبیین شود.

 8 - روح امید و توکل به خدای متعال در امت اسلامی تقویت گردد.

 9 - دشمنان امت اسلام و اندیشه ها و حاکمیت قوانین الهی در عصر کنونی به مردم معرفی شوند.

 10 - محبت و معرفت عترت علیهم السلام و انس و الفت با قرآن و حدیث به عنوان تنها راه کار رهایی امت اسلامی برای نسل جوان تبلیغ گردد.

 11 - مبلغان متعهد با هر گونه تحریف دین چه تحریف های برخاسته از امواج غرب گرایی و التقاط و چه تحریف های برخاسته از رسوبات جهل و جمود، با تمام توان مبارزه کنند

غیر سیاسی دانستن عاشورا خیانت معرفتی به سیدالشهدا(ع) است

کمترین ثمره گریه بر حسین(ع)، آن است که هر بار اعلام می‌ کنیم ما در جبهه حسینی و یزیدی تاریخ، بی ‌طرف و خنثی نیستیم و حتی گریه مصنوعی، تباکی و تظاهر به گریه نیز اعلام موضع است که ما در صف حسین(ع) و با حسینی ‌های تاریخ‌ هستیم و خواهیم ماند و نه بی ‌طرف و نه با یزیدی ‌ها، نیستیم. گریه بر حسین (ع) هم عبادت است و هم سیاست.

تلاش برای غیر سیاسی کردن عاشورا و توجیه عافیت ‌طلبی ‌ها و بی ‌طرفی‌ های ما، یک خیانت معرفتی به امام حسین(ع) است و اتفاقاً مورد تأیید اموی ‌ها و شخص یزید هم بود

جریان تفکیک‌ ایمان از عقیده، جدایی عشق از عقل و تقابل جهاد و شهادت با معرفت را که تداوم ایمان غیر عقلانی، تعصب و زایده ‌ای فیدئیستی است، مجدداً در دهه‌ های اخیر می ‌کوشند وارد گفتگوهای اسلامی کنند و صرفاً اهداف فرهنگی ندارند، بلکه انگیزه ‌های صریح سیاسی نیز در کار است *

مبنای این ایده، ایمان بدون موضوع، معنویت کور و دینداری بدون معرفت است که ایمان را امری صرفاً که به واقعیت عینی، کاری ندارد و از تجربه دینی بی ‌ربط با امر آفاقی می ‌گوید که حتی امر انفسی را نیز به معنایی که عرفا و حکمای مسلمان می ‌گویند، پس می‌ زند و تنها یک امر ذوقی، ساختگی و شخصی است که تأثیری در مقولات اجتماعی و عدالتخواهانه و انقلابی ندارد و فاقد توضیح استدلالی است.

*

پیام‌های سیاسی و اجتماعی قیام عاشورا

سیاست اسلامی در مکتب عاشورایی

اگر اهل دل باشی و عاشق اهل بیت علیهم‌السلام می‌توانی ندای «هل من ناصر...» را پس از 1373 سال مجدداً بشنوی و ببینی که حسین(ع) هنوز یار می‌جوید و به دنبال یاری است

اما جای تأمل و البته تأسف دارد که در این زمانه ارتباطات و دنیای تکنولوژی و اطلاعات، هنوز برخی افراد در موضوع نایب امام معصوم امام گذشته را می‌ستایند اما هنوز امام حاضر خود را نشناخته‌اند و یا نمی‌خواهند بشناسند!

و فرق است میان کسی که به خواب رفته با کسی که خود را به خواب زده، به قول یکی از بزرگان، علت اینکه برخی‌ها در این باره خود را به خواب می‌زنند این است که امام گذشته را هر گونه که بخواهند تفسیر می‌کنند

اما امام حاضر را باید فرمان ببرند و کوفیان عصر امام حسین(ع) عاشورا را این‌گونه رقم زدند!*

پیام قیام حسینی(ع)

این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است این جمله معروف از حضرت امام خمینی(ره) است که نشان از اهمیت قیام امام حسین(ع) و پیام‌های سیاسی آن برای تاریخ اسلام دارد

عزاداری برای امام حسین(ع) با هیچ چیزی در دنیا قابل معاوضه نیست و رمز بقای اسلام عزاداری برای امام حسین(ع) در ایام محرم است

نهضت عاشورا جلوه بارزی از آزادگی در مورد امام حسین(ع) و یاران با وفایشان است و اگر هدف حفظ و بقای اسلام و نشان آزادگی و ایثار نبود قطعاً امام حسین(ع) تن به این بیعت نمی‌داد و حادثه عاشورا رخ نمی‌داد در واقع این موضوع بارزترین بخش پیام سیاسی قیام امام حسین(ع) در روز عاشورا است

ایثار یکی از پیام‌های اخلاقی عاشورا است و امام حسین(ع) و یارانش با فداکاری و از خودگذشتگی در واقع توانستند به حفظ و تداوم اسلام ناب محمدی(ص) بکوشند و ترجمان ایثار و شهادت در طول تاریخ اسلام باشند*

برخی‌ها قیام عاشورا را نتیجه خشونت‌طلبی پیامبر می دانند

و به دنبال منکوب کردن برنامه‌های عزاداری در ماه محرم به عنوان عامل ایجاد خشونت بودند

این در حالی است که ایام محرم و عزاداری برای امام حسین(ع) فرصت مناسبی برای بیان رد کامل نظریه جدایی دین از سیاست است گویا امام در حادثه زلزله و حادثه طبیعی جان را فدا کرده و مبارزه با ظلم و فسادی نبوده و احساس تکلیفی برای امر به معروف و نهی از منکری نکرده است

همچنین مراجعه به سیره نظری و عملی امام حسین(ع) و درسی که با پیام عاشورا به مسلمانان دادند و تعمق در سخنان گوهربار ایشان پیرامون اهداف قیام عاشورا و شرایط حاکم اسلامی و کارکردهای یک دولت اسلامی، به خوبی اثبات کننده عدم جدایی دین از سیاست است

اسلام فقط احکام عبادی نیست

قیام امام حسین(ع) نشان‌دهنده این بود که اسلام تنها احکام عبادی، اخلاقی و فردی نیست و برای اصلاح نظام و جامعه برنامه دارد

حضرت امام حسین(ع)در فلسفه قیامشان وقتی حرکت می‌کنند می‌فرمایند: انی ارید الاصلاح، من به دنبال اصلاح هستم یعنی احساس خطر می‌کنم نظام و جامعه اسلامی به خاطر حکومت افراد فاسد در مسیر هلاکت و فساد قرار گیرد و حضرت برای تحول و دگرگونی قیام می‌کنند

امام در مقابل بیعت گرفتن یزد می فرمایند خلیفه ای مثل تو بیعت شود فاتحه اسلام را بایستی خواند حالا بنگرید به کشورهای باصطلاح مسلمان چه فاجعه ای حاکم است گاهی هم دیده می‌شود افرادی مطالبی می‌گویند که به مضمون سکولاریسم نزدیک است که با روشنگری‌ها باید این سخنان را رفع کرد

الگوپذیری از پیام عاشورا

یکی از مهمترین پیام‌های قیام امام حسین(ع) در روز عاشورا آگاهی‌بخشی و ایجاد انگیزه در امت اسلامی در برابر سلطه‌گران بود

حال اگر همین پیام مهم قیام حسینی را برابر معیارهای امروزی تعبیر کنیم می‌بینیم که در وهله اول انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز شکل‌گیری آن به رهبری امام خمینی‌(ره) تاکنون به نوعی متاثر از پیام عاشورا بوه است

درست است که امام حسین(ع) و یارانش همگی شهید شدند اما شکست نخوردن بلکه شکست واقعی را طرف مقابل خورد حال اگر همین پیام را در ابعاد امروزی تعبیر کنیم باید گفت که پایداری در برابر استکبار جهانی و نپذیرفتن هر نوع ظلم و زوری قطعاً به پیروزی خواهد انجامید

مکتب عاشورا این را به وجود آورد که شیعه در دفاع از اسلام همیشه پیشرو بوده و هیچگاه شیعیان اهل انزواطلبی و گوشه‌نشینی نبوده‌اند و بدون شک انقلاب اسلامی ما نیز این ره توشه گران‌سنگ را با خود به همراه داشته است

و رمز موفقیت کشورمان در عبور از بسیاری از پیچ‌های سرنوشت‌ساز تاریخی همین ایستادگی و مقاومتی است که از مکتب قیام حسینی گرفته

نفی اسلام آمریکایی

امام خمینی(ره) با الگوپذیری از درس‌های عاشورای حسینی پرده از چهره اسلام آمریکایی برداشتند و به افشاگری علیه افرادی پرداختند که در پوشش مسلمانی به دنبال سازش با استکبار جهانی هستند

چرا که در مکتب عاشورا، اسلامی که تحت تأثیر و سرسپرده استکبار جهانی باشد اسلام نیست امروز هم یک تکلیف است که این عزاداری‌ها را با تمام وجود حفظ کنیم، چرا که حفظ قیام عاشورا و گسترش پیام انسان‌ساز آن برای جویندگان راه‌حق و حقیقت بسیار مهم و حیاتی است

دلایل قیام عاشورا چه بود و هجرت تاریخ‌ساز امام حسین(ع) و یارانش از مدینه و نیمه‌کاره‌ رها کردن ایام حج ابراهیمی توسط آن امام بزرگوار.  و حرکتشان به سمت کوفه و سخنان امام از زمان حرکت تا لحظه شهادت همگی سرشار از پند و حکمت و معرفت و ایجاد بصیرت در بین مردم است و باید این مسایل توسط وعاظ و حتی مداحان بیان شود*

«ولایت» از محوری‌ترین اصول اسلامی و آموزهای عاشوراست

یعنی گردن نهادن به رهبری یکی از اولیاء خدا یا کسانی که در این اسلام و مذهب تشیع برای آنان «ولایت» قائل شده‌ایم و به عنوان ولی‌فقیه معرفی شده‌اند

در واقع می‌توان گفت که عاشورای حسینی تجسم و تبلور مفاهیم و ارزشهاست و موضوعات مهمی همچون صبوری، جوانمردی، از خودگذشتگی و ایثار، شجاعت و بریدن از تعلقات دنیوی و گوش به فرمان ولی‌فقیه زمان خود بودن همه و همه نمونه‌های بارزی از پیام اخلاقی مکتب عاشورای حسینی است

شجاعت عاشورائیان ریشه در اعتقادشان داشت و از مرگ هیچ‌گونه ترس و واهمه‌ای نداشتند، از همین رو عاشورا الهام‌بخش شجاعت به مبارزان بوده است

عاشورا در زمانهما

 برگزاری انبوه مراسم عاشورا در جهان، پدیده جدیدی نیست شاید از عمر آن (به صورت برگزاری با شکوه) دستکم هزار سال می‌گذرد در همه این دوران هیچ گاه درباره پدیده و عجیب بودن آن تردید نشده است

عاشورا با این وجود همواره معارضانی هم داشته حکومت‌های جبار و جریانات منحرف از اسلام همواره با عناوین مختلف در نقطه مقابل آن قرار داشته‌اند

در روزگار ما و بخصوص از زمانی که نقش عاشورا در مقاومت ضد استکباری آن، عینیت گسترده اجتماعی پیدا کرد دشمنان شناخته شده اسلام به طور گسترده‌تر به میدان آمدند و تلاش کردند تا آن را خنثی نمایند

سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی غرب به همراه دنباله‌های منطقه‌ای آن (به خصوص رژیم سعودی) تلاش کردند تا نشان دهند، عاشورا نه تنها قدرت‌ساز نیست بلکه برای طرفداران آن هزینه‌های سنگینی به همراه آورده و امنیت آنان را مخدوش می‌گرداند*

بزرگداشت عاشورا و محرم به هیچ وجه محدود به شیعیان جعفری نیست

بلکه علاوه بر طوایف مختلف شیعیان، طوایف مختلف مسلمانان و غیرمسلمانان در گرامیداشت آن بعنوان یک میراث بزرگ معنوی بشر همداستانی دارند

به عنوان مثال در پاکستان، «بریلوی‌ها» که 70 درصد جمعیت سنی (یعنی حدود 105 میلیون نفر) را به خود اختصاص داده‌اند

در دهه اول محرم و به خصوص شب و روز عاشورا به برپایی مجالس میلیونی باشکوه پرداخته و مقتل‌خوانی می‌کنند و برای مصائب اهل بیت(ع) گریه کرده و بر سر و سینه خود می‌زنند

در شمال آفریقا دست کم 100 میلیون نفر از مالکی‌ها و شافعی‌ها در روز و شب عاشورا برای بزرگداشت امام حسین(ع) مجالس عزا اقامه کرده و با ذکر مناقب و نیز مصائب آن حضرت، ارادت و اعتقاد خود را ابراز می‌نمایند

کما اینکه صاحبان ادیان و مذاهب در همه کشورهای شبه قاره هند اعم از اینکه هندو باشند یا مسلمان، شیعه باشند یا سنی روز عاشورا را به عزاداری و برپایی مجالس سپری می‌نمایند و در کل شبه قاره روز عاشورا تعطیل است


در سطح جهان اسلام علاوه بر رژیم‌های وابسته، یک جریان کم جمعیت و حقیر تکفیری وجود دارد که بزرگداشت عاشورا را حرام دانسته و خون عزاداران را مباح می‌شمرد

این جریان از نظر عدد بسیار کوچک است و در نقطه مقابل افکار بقیه مسلمانان قرار دارد اما با این وجود دست به یک سلسله اقدامات جنایتکارانه می‌زند و از آنجا که تحت حمایت آشکار صهیونیست‌ها و سعودی‌ها قرار دارند و از سوی قدرت‌های غربی پشتیبانی می‌شوند، معمولاً به مجازات هم نمی‌رسند!

به عنوان مثال در پاکستان تکفیری‌ها در میان شیعیان و بریلوی‌ها یعنی حدود 76 درصد جمعیت منفورند و در میان 24 درصد بقیه پاکستانی‌ها که اکثر آنان را «دیوبندی‌ها» تشکیل می‌دهند هم جایگاهی ندارند

و برآوردهای مطرح در کشور پاکستان بیانگر آن است که میزان نفوذ تکفیری‌ها در جامعه پاکستان، حداکثر به یک درصد از جمعیت پاکستان می‌رسد اما با این وجود می‌بینیم که حدود 40 سال است که این فرقه جنایتکار به فعالیت خود ادامه می‌دهند و هر ساله تعداد زیادی از مردم را به شهادت می‌رسانند

و در این میان هدف قرار دادن صفوف شیعیان در روزهای عاشورا و غدیر از برجسته‌ترین فعالیت‌های آنان به حساب می‌آید اما با این وجود گویا هیچ مانعی بر سر راه فعالیت آنان وجود ندارد*

این در حالی است که پاکستان هم از یک ارتش قوی برخوردار است هم، سازمان اطلاعاتی قوی- از جمله i.s.i- دارد. همین موضوع به تنهایی ماهیت وابسته آنان به مراکز اطلاعاتی و جاسوسی را برملا می‌کند و از این رو می‌توان گفت آنچه گروهکهای شبه نظامی نظیر لشکر جهنگوی و سپاه صحابه و سپاه طیبه در پاکستان انجام می‌دهند، اجرای نسخه‌ای اطلاعاتی است که دشمنان شناخته شده اسلام به آنها دیکته کرده‌اند

عین همین مسئله را در عراق هم می‌بینیم در حالی که تکفیری‌ها به طور قطع در میان حدود 83 درصد (شیعه و کرد) هیچ جایگاهی ندارند و از سوی حدود 17 درصد سنی عراقی هم حمایت نمی‌شوند

اما از یک سو اقدامات خونبار آنان در عراق و نیز ادعاهای بسیار بزرگ آنان را شاهد هستیم

آنچه تکفیری‌های عراق ذیل اوامر ظاهری «ابوبکر البغدادی» انجام می‌دهند نیز اجرای همان نسخه سرویس‌های اطلاعاتی ضد اسلامی است

چرا که در عراق تقریبا همه جریانات و شخصیت‌های شناخته شده اهل سنت از اقدامات این جریان ابراز برائت کرده‌اند

البغدادی از سال 2007 زمان آغاز زمزمه خروج نظامیان آمریکایی از عراق مطرح شده و هم‌زمان با بحران سوریه به شدت فعال‌تر شده‌اند

آنان بدون شک یک جریان با جمعیت کمتر از 000/30 نفر هستند اما چرا با این وجود و با اینکه ظاهرا غربی‌ها با آنان موافق نیستند به حیات و جنایات خود ادامه می‌دهند؟

آیا اگر دست‌های اطلاعاتی در پشت سر آنان وجود نداشت این گروه کم در برابر توان بالای ارتش و دستگاه امنیتی عراق امکان ادامه حیات پیدا می‌کرد؟*

جریان تکفیری در نقطه مقابل جریان عاشوراست

جریان عاشورا بر مبنای نفی زور و گسترش معروف و نهی از منکر بنا شد و امام حسین(ع) و اصحاب گرانقدرش خود را فدای این راه کردند و دقیقا به همین دلیل است که سنی‌ها هم خود را شریک راه امام حسین(ع) به حساب می‌آورند

در حالی که تکفیر بر مبنای تخریب جامعه اسلامی و رو در رو قرار دادن اجزای آن بنا گردیده است

از این روست که هیچ قدرت زورگویی نیست که به عاشورا به مثابه ابزاری برای حفظ قدرت خویش نگاه کند

کما اینکه بنی عباس هم اگرچه شعار «رضا من آل محمد(ص)» سر داده و خود را وارثان حقیقی پیامبر و اسلام می‌خواندند

ولی همه آنها در مقابل طرح عاشورا می‌ایستادند و بارها به حرم امام حسین(ع) در کربلا حمله کردند و درصدد بودند تا حتی قبری برای امام در این سرزمین نباشد

اما آل سعود، آمریکا و صهیونیست‌ها، جریان تکفیری را بخشی از قدرت و برنامه خود می‌دانند

و با گستردن چتر حمایتی اطلاعاتی و مالی درصدد برآمده‌اند تا از طریق آنان بر سرزمین‌های اسلامی سیطره پیدا کنند*

الگوی امام حسین(ع) و عاشورا چیست؟

گسترده شدن مجالس و مراسم بزرگداشت عاشورا بطور قطع بیان‌کننده احساس نیاز بیشتر به امام حسین(ع) است بشر برای شکستن حصارهای سخت مستکبرین به یک الگوی بزرگ و موفق احتیاج دارد
و از این رو به طور گسترده به سوی واقعه عاشورا و میراث اهل بیت پیامبر(ع) در کربلا گرایش پیدا کرده است

واقعیت این است که اگر امام حسین(ع) و یارانش در روز عاشورای سال 61 هجری قمری بر یزید غلبه می‌کردند و در کوفه و بصره و... حکومت عدل اسلامی برپا می‌کردند و از این مناطق بقیه مناطق اسلامی را از زیر بیرق بنی‌امیه خارج می‌کردند و برای صدها سال حکومت می‌کردند، این مقدار از تاثیر برای زمانه ما نداشتند

امروز وقتی از امام حسین(ع) و عاشورا سخن به میان می‌آید، احساسات و عواطف میلیون‌ها نفر به جوش می‌آید و جمعیت‌ها به راه می‌افتند و خود را در برابر یک حقیقت تخلف‌ناپذیر، خاضع می‌دانند
این تنها عاشوراست که خون انسانها را در این حد به جوش می‌آورد و دائما بر جوشش آن اضافه می‌گردد*

  آنچه امام حسین(ع) در جریان سفر (از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا و به خصوص آنچه امام حسین(ع) در نیم‌روز عاشورا) ارائه کرد همه آن کاری بود که پیش از این پیامبر بزرگوار اسلام در طول 23 سال و علی‌مرتضی(ع) در طول 53 سال و سایر ائمه معصومین(ع) در طول 250‌سال و همه پیامبران بزرگ الهی در طول هزاران سال حیات بشر انجام داده بودند

در واقع در عاشورا می‌توان همه این مواریث بزرگ را مشاهده کرد

میراث آدم ابوالبشر و فرزندان خلف او تا میراث نوح نبی تا میراث ابراهیم خلیل و بالاخره میراث پیامبر خاتم (ص) را مشاهده کرد و از این رو عاشورا هم قصه گذشتگان بود و هم حکایت آیندگان

و هیچ بنی‌بشری نیست که عاشورا را از آن خود نداند مگر آنکه به دلایل خاص خود را در نقطه مقابل آن یافته باشد. یک قطره از خون شهدای عاشورا برای تضمین حیات هر ملت کفایت می‌کند

و از این رو هیچ کس تردیدی ندارد که انقلاب اسلامی ایران که 1337 سال قمری پس از واقعه عاشورا به وجود آمد تاثیر یک قطره خون کربلا بود کما اینکه یک قطره از همین خون، حزب‌الله لبنان را پدید آورده و قطراتی دیگر در یمن و... چکیده و ملت‌ها را عاشورایی کرده است*

عاشورا در طول تاریخ 15 قرن اخیر منشأ تحولات بزرگ بوده

تردیدی نیست که در طول قرون آینده هم مهمترین دغدغه بشر باقی خواهد ماند دشمنی که امروزه با عاشورا و نگهبانان آن به اسم مبارزه با بدعت صورت می‌گیرد از همین جا نشأت می‌گیرد

چرا در سوریه به حرم حضرت زینب (س) به عنوان بزرگ میراث‌دار کربلا حمله می‌شود؟

چرا در این کشور به قبر جناب حجربن عدی که اگر در محرم 61 زنده بود یکی از شهدای حتمی کربلا بود، حمله می‌شود؟

چرا در اردن به قبر حضرت جعفر طیار حمله می‌شود که اگر زنده مانده بود یکی از سرداران شهید کربلا بود؟

این‌ها همه برای این است که هر کدام از این بقاع به یاد می‌آورند که خط اصیل اسلام در طول تاریخ وجود داشته و هم‌اکنون هم وجود دارد هر یک از این بقاع انسان‌ها را به عاشورا پیوند می‌زنند و هر عاشورایی انسان را به امام حسین(ع) گره می‌زند

 تاسوعا و عاشورا به چه معناست؟

  عاشورا از ریشه عشر، به معنای ده و دهم و تاسوعا از ریشه تسع به معنای نه و نهم است از آنجا که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد، این دو روز را برجسته کرده
ابن زیاد و عمر سعد از فراهم آمدن آن همه سوار خوشحال شدند و آن روز، حسین(ع) و یارانش را ناتوان شمردند
در مقابل شیعیان، بنی امیه و پیروانشان روز عاشورا را روز جشن و سرور قرار دادند

امام صادق(ع) در این باره می فرماید بنی امیه و همراهان آنان از شامیان، نذر کردند که اگر امام حسین(ع) کشته شد و به سپاهیان [بنی امیه] آسیبی نرسید و حکومت در خاندان ابی سفیان تثبیت شد، روز عاشورا را عید قرار دهند و به شکرانه پیروزی خود روزه بگیرند
این عمل، به صورت روش و سنتی میان مردم تا کنون ادامه دارد که ریشه آن خاندان ابوسفیان است.

 

جهاد جاودان عاشورا

 عاشورا، فقط یک تحول نیست، بلکه منشأ تمام تحولات دینی، اجتماعی و فرهنگی تاریخ شیعه پس از ظهور اسلام است عاشورا فقط یک رویداد و حادثه تاریخی نیست، بلکه یک جریان و فرهنگ و فکر و منطق مستمر در اذهان و اندیشه‌ ها، یک نهر نورآگین جاری در جغرافیای جهاد و یک خون خدایی ساری در رگ‌ های تاریخ آزادگی است

اگر غیر از این می‌بود، حرارت حماسه و اشتعال شعله عشق عاشورا در قلوب، به این صورتیکه مشاهده میکنیم، نبود و تمایل دل‌ ها به دینمداری، رو به سردی میگرایید و رسوخ رستگاری دینی در جان‌ ها پدید نمی ‌آمد و عنصر امر به معروف و نهی از منکر، به کلی در سرزمین نسیان قرار می ‌گرفت

به عبارت بهتر، دینی در عرصه دنیا نمی‌ ماند تا گروش و گرایش به آن وجود داشته و به تبع پیروی از آیین آسمانی، ستم ستیزی و مبارزه و رویارویی با ظالمین، استمرار یابد

عاشورا و درس ‌ها و عبرت‌ ها و عبرات آن بوده که از سال 61 هجری تا کنون، عرصه را بر دشمنان اسلام، تنگ نموده و هر جا که مشغول طرح‌ ریزی و دسیسه ‌چینی می ‌شوند، خود را با خیل آزادگان و رزم‌ آوران و استشهادیون ایثارگر، رویارو می‌ بینند و هزار و یک مانع و معضل در برابرشان قد علم می ‌کند*

فقط حماسه و حرارت عاشورا نیست که پس از گذشت قرن‌ ها باقی مانده و مؤثر بر اعصار و امصار است

ما باید در تمامی ابعاد به جاودانگی و پایداری واقعه بی ‌‌بدیل کربلا بیندیشیم و آثار ایثار عاشوراییان را در سراسر ثانیه ‌ها و تمام آنات حیات خویش، ساری و جاری سازیم و از اعجازات و کرامات آن، دل و جان خویش و عرصه‌ های اجتماعی را مشحون نماییم

عاشورا، آمیزه ‌ای از عناصری متعالی است که هر یک، دریایی از وجود را به تلاطم و تحول وامی ‌دارد همانند عزت و عاطفه و عقل و عشق، شهادت و شرافت و شهامت و شجاعت، احسان و اقتدار و ایمان و ایثار و ...

که تمامی اینها و ده ‌ها عناصر آسمانی دیگر، در سایه ‌سار پیوند با عاشوراییان و پایداری در راه ولایت و پیروی از اوامر امامت، پدیدار می‌ شوند

و همانند قیام حسینی، جلوه جاودانگی به اندیشه‌ ها و اعمال می ‌بخشند و به ایمان ‌ها و ایمانیان، ارج و اجر، عطا می‌ کنند*

 

اگر «حر بن یزید ریاحی»، «زهیر بن قین» و امثال آنان به اقیانوس موّاج و مهرآگین امامت، نپیوسته بودند، یقیناً در دنیا و آخرت جزء ملعونین و منفورین و یا لا اقل در زمره فراموش شدگان می‌ بودند و شیئی نامذکور، باقی می ‌‌ماندند

آنان، یک روزه با رویگردانی از باطل و رویکرد به حق، نام و مرام نیک خود را در میان زمینیان و قدسیان، برای هماره باقی نهادند و جلوه‌ای از جاودانگی اخلاص و ایثار جهاد جاودان عاشورا را به نمایش گذاشتند

امروز نیز اگر اعتقادات و اعمال و ایمان ‌هایمان، پیوند با والایی ولایت نداشته و عاشورایی نیندیشیم و کربلایی عمل نکنیم و اطاعت و انقیاد از زعامت سلاله پاک حسینی را سرآمد و سرلوحه سطور کتاب نفس خویش نسازیم، نه پایداری در دین نصیب‌ مان خواهد شد نه عزت و اقتدار میهن

همان گونه که «پدیداری» انقلاب اسلامی ایران، ملهم از فرهنگ عاشورا بود و فکر عاشورایی امام خمینی (ره)، آن را بر اریکه «پیروزی» نشاند

امروز باید برای «پایداری» نهضت عاشوراوش خویش، حسینی بمانیم و بر اعمال و اعتقادات خویش رنگ روشن ولایت زنیم

یکی از علل و انگیزه ‌های قیام اباعبدالله الحسین (ع) اقامه امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امور امت پیامبر اعظم (ص) بوده

اگر امروز بخواهیم حسینی بیندیشیم و عاشورایی عمل کنیم، باید به هر طریق ممکن و منطقی، به مقابله با منکرات یزیدیان زمان یعنی صهیونیست ‌های غاصب برخیزیم و به استغاثه فلسطین مظلوم، که بخشی از امت محمد مصطفی(ص) هستند پاسخ دهیم و دست یاری به سویشان برآوریم*

آنان که در روز عاشورا به حمایت از حریم ولایت پرداختند، نهایت تبعیت خویش را که نثار جان باشد، به منصه ابراز و اظهار آوردند

ما نیز اگر مدعی تأسی به نهضت کربلا و آرمان ‌های عاشورا هستیم، حداقل باید اقدامات مادون شهادت و بذل جان را برای رهایی مظلومین سرزمین فلسطین و رهایی ‌شان از چنگال غاصبان و جانیان اسرائیلی، و رهایی ستمدیدگان میانمار، انجام دهیم

چه، مولایمان ولی امر مسلمین فرمود همه مجاهدان فلسطین و همه مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن، موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی ‌دفاع فلسطینند

و هر کس در این دفاع مشروع و مقدس، کشته شود، شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و احد در محضر رسول الله ص حشور شود.

قیام و نهضت حسینی؛ چگونه، از کی و از کجا؟

در شرایط موجود پس از انعقاد قرارداد صلح و آغاز خلافت اموی به صورت رسمی احتمال تغییر و احتمال اثربخشی و پیروزی بر جریان حاکم و براندازی طاغوت چه میزان امیدبخش است؟

آیا به صرف این احتمالات ضعیف می توان علم مبارزه را برافراشت؟

روی چه میزان از مردم ایالات و ولایات می توان حساب کرد؟ باید شرایط جدیدی را انتظار داشت

با مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید که طبل بی کفایتی و بی لیاقتی و فسق و فجورش نواخته شده و طشت بی لیاقتی اش از بام افتاده بود و عدم مقبولیت او نزد مردم، این همان شرایط جدید بود

امام در پاسخ نامه معاویه نوشت: تو در نامه خود آورده ای «این امت را به آشوب و فتنه بر مگردان» من برای این امت، فتنه ای بزرگتر از فرمانروایی تو بر آنان، سراغ ندارم

و آورده ای که: «در کار و اندیشه خود و دین خود و امت محمد(ص) باش» به خدا سوگند! من هیچ کاری را برتر از پیکار با تو، نمی شناسم؛ اگر آن را انجام دهم، برای تقرب به خداست و اگر انجام نداده ام، برای دینم از خدا آمرزش می طلبم (فرهنگ۲۹۰)

امام به هر دو عامل تغییر پیش گفته توجه داشته و هم حاکم را مذمت کرده و منقصتش را فاش می کرد و هم مردم را ارج نهاده و به دعوتشان توجه می شود

حرکتی که از مدینه پیش و پس از مرگ معاویه شروع می شود و از حجاز تا عراق گسترده می شود و امام در راه عراق است که باز مردمی که در بیعت امام بودند جا زدند

به گفته فرزدق آنانی که دلهایشان با امام بود شمشیر بر امام کشیدند و این تغییر سیاسی، اجتماعی را جوری دیگر رقم زدند و حادثه عاشورا بوجود آمد.

 امام حاکم و حکومت اموی را تخطئه فرمودند

و عدم شایستگی بر تصدی امور مسلمانان را آشکارا فریاد زدند و مردمی را که با مرگ معاویه فرصت را مناسب برای بیعت با امام می دیدند اجابت فرمودند

اما دست خیانت و بیعت شکنی و عافیت طلبی نااهلان و قهر و غلبه امویان ورق را برگرداند و شد آنچه نباید می شد

امام فرموده بود من برای امر به معروف و نهی از منکر و احیاء و اجرای سنت رسول خدا(ص) و شیوه امیرالمؤمنین علی(ع) قیام کردم و سپس فرمودند: هر که جان بر کف و سرباز است با من همراه شود و «هر که ندارد هوای ما ره گیرد برون رود از کربلای ما»

دیدیم که یارانش چه پاسخ دادند و امثال نافع بن هلال گفت: والله ما کرهنا لقاء ربنا و انا علی نیاتنا و بصائرنا نوالی من والاک و نعادی من عاداک (لهوف211)

به خدا سوگند؛ ما از مرگ ناخرسند نیستیم و همانا بر نیت هایمان و بصیرت و آگاهی هایمان هر که را که دوست شما باشد دوست داریم و هر که را دشمن شما باشد دشمن می داریم پایه و مایه نهضت عاشورا بر بصیرت اهالی ایمان و بی بصیرتی سست عنصران است *

امام هدف را معلوم و نشانه گذاری کرده بود و فرموده بود در چنین شرایطی «لیرغب المؤمن فی لقاءالله محقا، فانی لااری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما» (لهوف211)

واجب است که مؤمن (در چنین شرایطی) با جان و دل مشتاق دیدار پروردگارش باشد، همانا که من مرگ را سعادت و زندگی با ظالمان را جز خواری و ذلت نمی دانم.

آثار و پیامدهای این نهضت از همان ظهر عاشورا نمایان شد و امام حسین(ع) با کشته شدن، احیاء بلکه جاودانه شد و این شعر تداعی می شود که؛ آینه گر بشکند صدها چو خود آیینه است خرد گشتن را نباشد هیچ ملال بر آینه سنگ را سازش چرا؟! چون عاقبت آیینه است

سخنان امام حسین ع روز عاشورا و مسلمانان امروز

 حضرت سیدالشهداء(ع) در روز عاشورا هنگامی که لشکر ابن زیاد ایشان و یاران و اهل حرم او را محاصره کرده و آهنگ حمله نهایی بر این ستارگان هدایت کردند، خطاب به همراهان پابرجای خود فرمودند

ان الدنیا قد تغیرت و تنکرت؛و ادبر معروفها و استمرت، حتی لم یبق منها الا کصبابه الاناء و الا خسیس عیش کالمرعی الوبیل! الا ترون الحق لا یعمل به والباطل لا یتناهی عنه؟! لیرغب المؤمن فی لقاء الله.و انی لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برمأ (بحارالانوار ج 44 ص188)

بیان سیدالشهداء عجیب و در حد معجزه است! ان الدنیا قد تغیرت و تنکرت: دنیا دستخوش تغییرات فراوان شده و متأسفانه این تحولات، غالباً به سوی تباهی است

چرا؟ دلیل این تحلیل از اوضاع جهانی با شاخصه مهمی ارائه شد: و ادبر معروفها و استمرت! کار درست (معروف) رها شده و این پشت کردن به نیکی، اتفاقی و موردی نیست بلکه به شکل رویه ای و مستمر در حال نهادینه شدن است

کار به جایی رسیده است که: لم یبق منها الا کصبابه الاناء و الا خسیس عیش کالمرعی الوبیل! دیگر خبری از عمل نیک جز در حد ته مانده ای در ظرف نمانده! گویی از مرغزار خرم انسانیت که همان دنیا است و می بایست مزرعه آخرت باشد جز مقدار کمی علف خشکیده بر جای نیست؛ و این چراگاه مهم گویی از بیخ ویران شده است! *

به عبارت دیگر آنچه معیار آبادی و یا ویرانی محیط انسانی است، اعمال انسانهاست نه ویرانی محیط ظاهری!

  این خود ارائه یک معیار و یک مبنا برای به دست آوردن تصویر واقعی از وضعیت هر دوره است: مقهور اکولوژی نشوید، خیابان های زیبا، ساختمان های بلند، ماشین های تندرو، تلفن های کارآمد، لباس ها و قیافه های رنگارنگ، اینها و امثال اینها شاخص آبادانی و یا ویرانی نیست!

مهم آنچه ما انسانها انجام می دهیم است: اعمال ما، زیبایی ها و زشتی ها را می سازند: اگر اعمال منکر باشند و کارها زشت، محیط یک ویرانه است اگرچه ظاهر آراسته و رنگارنگ داشته باشند. عبور از پرده اغوای ظاهری جز با تمرکز بر نحوه اعمال انسان ها امکان پذیر نیست

تصویر امام(ع) از شرایط و وضعیت حقیقی، تصویری تاریک و بسیار نگران کننده است. چرا؟ آن ستاره فروزان بصیرت، دلیل را با مفهوم جادویی «حق» و در مقابل آن «باطل» بیان می کنند: ألا ترون الحق لا یعمل به والباطل لا یتناهی عنه؟ آیا نمی بینید که حق فروگذار شده و از باطل جلوگیری نمی شود؟ نکته مهم اینست که ما مصادیق حق و باطل را چگونه لیست می کنیم: مسلم در زمان ایشان امراء فاسد شده بودند، شارب خمر بودند، زناکار بودند و...

اما این مفاسد رواج عمومی نداشت! مساجد در هنگام نماز پر بود، حدود و ظواهر شرعی به نحو قابل توجهی رعایت می شد و... . اما «حقی» رها شده بود که مادر همه حق ها بود و آنقدر رها کردن آن سنگین بود که امام(ع) آرزوی مرگ را برای دانایان طبیعی می دانست: لیرغب المؤمن فی لقاء الله! و آن «حق» رها شده چیزی نبود جز «اقامه دین»، یعنی بنای یک نظام مدنی- سیاسی

براساس اسلام که محور اصلی «ولایت» است. مردم نماز می خواندند، روزه می گرفتند و از بسیاری از مناهی اجتناب می کردند اما وظیفه «ولایت» را رها کرده بودند. برایشان مهم نبود که چه کسی و یا کسانی حکومت را بدست آورده اند! اینجا «ولایت» به عنوان یک وظیفه و تکلیف محوری مطرح است

در حدیث معروف، معصوم(ع) می فرماید: اثافی الاسلام خمسه: الصلوه والصوم و الزکاه و الحج و الولایه اسلام، در عمل، برپایه پنج محور استوار شده است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت. در اینجا ولایت از جنس تکلیف است؛ بحث کلامی نیست، فلسفی نیست

و سپس معصوم فرمود: که هیچ یک از وظایف بدون ولایت مقبول نیست! ولایت به عنوان وظیفه، یعنی دغدغه مشروعیت داشتن، یعنی ملاک مشروعیت را دانستن، یعنی مصداق مشروعیت را شناختن و بالاخره یعنی تولی و تبری. امام(ع) شاهد بودند که برخی دغدغه مشروعیت را رها کرده بودند و به بقیه فرائض پرداخته بودند

یعنی اقامه دین را در همان حد می دانستند. یعنی دین را امری خصوصی و حکومت را سکولار می پنداشتند. دین را اقامه کردنی در جمع و زندگی جمعی نمی دانستند

امام(ع) می دیدند برخی ملاک مشروعیت ولایت را نمی دانند و یا رها کرده اند. کلام حق تعالی را که فرمود: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوا الامر منکم را تنازل دادند به قبول حاکمیت معاویه و یزید! در حالی که خط از خدا تا رسول نمی تواند به هرکس که به قدرت دست یابد منتهی شود! نسبت رسول به خدا باید در نسبت ولی به رسول محفوظ باشد

این اساس مکتب اهل بیت(ع) است. گروهی ولی مشروع را نمی شناختند و این چه جهل مهلکی است که انسان نمازخوان و روزه بگیر را با مرگ جاهلی از این دنیا میبرد! بالاخره بالاترین منکر که همانا رها کردن تولی از ولی مشروع است با هر انگیزه رواج داشت. «اهل کوفه» مصداق این انحراف است.

  تأسیس نظام اسلامی، همان خط اقامه دین است

و آنچه ایران را در میان منطقه و جهان قدرتمند کرده عمل به راه حسین(ع) است و دقیقاً آنچه دنیای غرب را که مصداق کامل بهشت خشک شده انسانیت است علیه این ملت حسینی به خصومت شنیع و کور و سبعانه واداشته، از این «حق» مداری سرچشمه می گیرد
درس بزرگ عاشورایی، احیای «حق» در فکر و عمل است «حق» مفهومی خطرناک و هراس انگیز برای دنیای سکولار است و لذا گاه فیلسوفانه مدعی می شوند که «حق» مفهومی روشن نیست و اصالت ندارد و گاه مصلحت اندیشانه، نسخه مینویسند که بیایید، جدا از حق و باطل، بنای زندگی حقوق بشرمآبانه بگذاریم!
و وقتی هیچکدام مؤثر نشد، با شمشیر زهرآگین و خشونت غیرمنتظره به جان حق مداران حمله ور می شوند بدانیم که نهضت ما حسینی است و با اتکاء به مرام حسینی زنده است و با پیروی از مکتب حسینی پیشرفت میکند
مبادا برای سختی ها و آلام وارد شده بر سیدالشهداء(ع) و اصحاب و خانواده اش اشک بریزیم ولی به پیام قیام عاشورا بی توجه باشیم!!

عاشورا یک نبرد نظامی نیست؛ یک قیام اصلاح طلبانه و ستم ستیز

وقتی دنیا عاشورا- مظهر عشق و دلبستگی شیعه - را آنچنان که بوده بفهمد؛ که اصلاً عاشورا یک نبرد نظامی نیست

بلکه یک قیام اصلاح طلبانه و ستم ستیز برای ساختن انسان و جوامع انسانی است و بیش از هرچیز ماهیت دینی و فرهنگی دارد که طی یک محاصره و کشتار از سوی خلافت غاصب زمان خویش، به خون کشیده شده

و در یک روز، فهرستی از تمام فضائل اخلاقی در برابر همه رذائل و ناپاکی ها ظاهر گردیده است

دراین صورت وقتی که ما می گوییم عاشورایی و حسینی هستیم؛ عاشورا، شناسنامه ماست

دنیا اگر بتواند خود را از چنبره تبلیغات امپریالیستی نجات دهد و واقعاً دنبال کشف حقیقت باشد دیگر نمی تواند از ما بیمناک باشد

دیگر نمی شود ملتی را که برای عاشورا آنچنان اشک می ریزد و پاک ترین عواطف و احساسات خود را نثار آن می کند، به تلاش برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی برضد بشریت متهم کرد* بله، امام حسین (ع) آنگاه که خود را دریک نبرد نابرابر بین «تسلیم با ذلت» و یا «شهادت با عزت» دید؛ راه دوم را برگزید

و برای همیشه تاریخ، به همه آزادگان جهان فهماند که در نبرد حق و باطل و درشرایط عدم معادله قوا، وقتی مورد تجاوز قرار می گیری، راهبرد الهی چیست

آن راهبرد عبارت است از: با همه هستی خویش به میدان آمدن و تا آخرین قطره خون مقاومت کردن، این استراتژی حسینی است تبیین و تبلیغ همین راهبرد، در شرایط عدم معادله قوا، در نبرد با استکبار جهانی، آن را به زانو درمی آورد

پس عاشورا اگر یک جنگ ابتدائی نیست، یک دفاع عزتمندانه شرافتمندانه تا پای جان است

عاشورا، یک «نه» بزرگ به استبداد و استثمار و ذلت و حقارت است و لذا در مقام دفاع از ارزشها، یک نسل عاشورایی، با تاسی به الگوی خویش حسین بن علی (ع)، مقاوم ترین است

  ظلم ستیزی و عدالت طلبی در قیام امام حسین(ع)

ما کجاییم و وظیغه مان چیست؟

 سه اتفاق در طول تاریخ بشریت هست، که قبل از وقوعشان در مورد آن ها بررسی و صحبت شده:

بعثت حضرت خاتم(ص)،    حادثه عاشورا ظهور   و   قیام حضرت صاحب الزمان(ع)

نقطه مشترک میان این سه موضوع، روشنگری و احیا ی دین خدا بعد از انحرافات عظیم است

واقعه عظیم عاشور؛ اساساً مقطع شش ماهه حرکت امام از مدینه به مکه و بعد از آن به سوی کوفه و جریانات این برهه از زمان، آن قدر روشن و شفاف است که اگر با نگاهی دقیق آن را بررسی کنیم

به راستی خواهیم توانست «اسلام» را به درستی فرا بگیریم و به مرحله عمل در زندگی درآوریم

در این مقطع جریاناتی رخ داده که هرکدام آن یک کلاس درس و دانشگاه انسان سازی است*

مهمترین مسئله و سؤالی که در ذهن هر پژوهشگر و یا هر شنونده ماجرای کربلا، شکل می گیرد این است که «علت قیام اباعبدالله الحسین چه بوده است؟» به این سؤال پاسخهای گوناگونی داده شده است

هرکس از دیدگاهی که به موضوع نگاه کرده، دلیلی آورده است

من جمله بحث تشکیل حکومت اسلامی مطرح می شود که امام می خواستند حکومتی اسلامی برپا کنند

دلیل دیگر برای قیام، سرباز زدن امام از بیعت با یزید است چون یزید فردی فاسق و فاجر است و علناً حرام های خدا را حلال کرده و فسادش بارز و آشکار شده امام بیعت با او را نمی پذیرد و همین مسئله به قیام ایشان منجر می شود

علت دیگر نامه های مردم کوفه و دعوت ایشان از امام است امام برای اتمام حجت و پاسخ به آیندگان دعوت ایشان را لبیک گفته و به سوی کوفه حرکت می کنند و البته قبل از عزیمت، نماینده ای از سوی خود به جانب مردم کوفه گسیل می دارند تا از صحت موضوع مطمئن نشده اند، به سوی کوفه حرکت نمی کنند*

مطلب دیگر وصیت نامه امام به محمد حنفیه است که در آن علت قیام؛ امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده است

بعضی دیگر بحث احیاء سنت های الهی از جمله شهادت طلبی را مطرح می کنند، که امام حسین(ع) با قیامش به همگان نشان داد آنجا که لازم است باید جان را فدا کرد

و نه تنها جان خود که عزیزان و یارانش را تقدیم می کند و حتی خانواده و اهل بیت اش را به همراه خویش به مصاف می برد که درباره شهادت حضرت و اسارت خاندانش از گذشتگان روایت ها شده و شهادت حضرت در تاریخ تصریح گشته است

از زبان پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) در جریان عبور از کربلا و بعض دیگر، نقل شهادت اباعبدالله بیان شده است

به هر حال علت قیام حضرت را هرکس به نوعی مطرح می کند و تمام این دلایل هم بنا بر مستندات و روایات بیان شده صحیح است

ولی هدف اساسی و علت اصلی قیام چیز دیگری است که آن ذبح عظیم که بی مثال در تمام طول تاریخ است برای آن اتفاق می افتد، چیز دیگری است مسئله ای که انگشت اشاره امام به آن سو می رود و قیام صورت می گیرد، «اوج انحراف» است.

انحرافی که جز با قیام امام حسین(ع) و به شهادت رسیدن حضرتش، اصلاح نشده و به مسیر اصلی برنمی گردد

آن اسلامی که پیامبر(ص) آن را بر روی ریل صراط مستقیم قرارش داد تا به غایت الهی خود برسد گرچه نقطه انحرافش از بعد از رحلت حضرت و از سقیفه شروع شد، لیکن اوج انحراف، در زمان اباعبدالله الحسین(ع) به وقوع پیوست.

روی سخن با که بود ؟!

مولای ما...، ندای هل من ناصر ینصرنی سر دادید. وقتی صدایتان در فضای غم گرفته کربلا پیچید، شیطان انگشت حیرت به دندان گزید که فرزند رسول خدا(ص) را چه می شود؟ چه کسی را به یاری می طلبد؟!

در این سو که یارانش همه به خون غلتیده اند و در آن سوی دشمنانش با شمشیرهای آخته به ریختن خونش ایستاده اند، پس، حسین روی سخن با که دارد؟ و در این صحرای داغ و تب دار، کدام لبیک را انتظار می کشد؟!

شاید شنیده بود که اگر در منا ماجرای ذبح اسماعیل با فدیناه بذبح عظیم خاتمه یافته ولی در کربلا سخن از ان الله شاء أن یراک قتیلا در میان است

شیطان گیج شده بود، ساعتی بیشتر از حیات این جهانی حسین باقی نمانده است ولی او ندای «هل من ناصر» بر لب دارد!

فرزند زهرا، با که سخن می گوید؟ و کدام جماعت را به یاری می طلبد؟! اینجا که کسی نیست! شیطان نمی دانست- و حرامیان نیز- که کربلا سرزمینی است به پهنای همه سرزمین ها و عاشورا، روزی است به درازای همه روزها. نمی دانست که کربلا آغاز راه است و عاشورا شروع ماجرا. *

این گردونه با هر دو طایفه حسینی ها و یزیدی ها چرخید و چرخید تا به عصر خمینی رسید

اما، عاشورای عصر خمینی نه یک روز، که 37 سال به درازا کشیده و دو حریف با هم به گردنه ای سخت و نفسگیر رسیده اند و این در حالی است که عاشورائیان امروز بر فراز این گردنه، هر روز نفس تازه می کنند و حریف را- به اعتراف خود- از نفس انداخته اند

تا آنجاکه سران آمریکا مینویسند دکترین پایان تاریخ فوکویاما را به فراموشی بسپارید که می گفت آغاز هزاره سوم، آغاز فراگیری لیبرال دموکراسی آمریکایی در جهان است. چرا که امروزه در نخستین سال های هزاره سوم، شاهد حضور قطب قدرتمند اسلام هستیم

سران صهیونیستی با وحشت اعتراف می کند به هر طرف نگاه می کنم خمینی و خامنه ای را می بینم که در جای جای خاورمیانه خیمه زده اند.. همه جا سخن از تولد قطب قدرتمندی به نام اسلام و با پرچم شیعه است

الگویی که خمینی(ره) برجای نهاده را نباید با هیچ الگوی اسلامی دیگر، مثلا دولت عثمانی در ترکیه و یا اسلام حاکم در عربستان مقایسه کرد

این الگو- اشاره به الگوی انقلاب اسلامی- بعد از پیدایش، در یک جنگ تمام عیار 8 ساله در مقابل همه قدرت های غربی و منطقه ای ایستاد. همین الگو وقتی به لبنان رسید، حزب الله را پدید آورد. در فلسطین، انتفاضه را آفرید

(آن روزها هنوز انقلاب های اسلامی در منطقه شکل نگرفته بود) و اما، امروزه، عقبه های استراتژیک حریف در منطقه، مصر، یمن، تونس، لیبی و... نه فقط از دست حریف خارج شده است بلکه به نفع انقلاب اسلامی تغییر ماهیت داده است و ایرانی ها دو بار به مدیترانه آمدند.

امروز در همه جای جهان، نسیم حیات بخش و رهایی آفرین به پرچم شیعه می وزد

پرچمی که نام مبارک امام حسین ع و کربلا و عاشورا و 11 امام شهید با تاریخی خونبار، اما برخاسته از متن بی تحریف و خالی از بدعت اسلام ناب محمدی(ص) بر آن نقش بسته است

امام خمینی از عاشورا برخاست و پرچم از کف افتاده کربلا را بار دیگر برافراشت تا راهیان راه حسین(ع) و عاشورائیانی که به عاشورا نرسیده بودند، راه گم نکنند و از کربلای سال 61 هجری تا کربلاهای ایران، عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین، مصر، لیبی، یمن، تونس، بحرین و در آینده ای نه چندان دور، ترکیه، عربستان، عمان، اردن، مغرب، الجزایر و... خوش به نشان راه بسپارند

مولای ما! اگرچه از عصر عاشورای آن روز تا عصر حاضر و برای همیشه تاریخ، پیروانت در سوگ شما به عزا نشسته و می نشینند و با چشم های اشکبار و دل های داغدار یا لیتنی کنت معکم میگویند ولی نمیتوانیم این احساس روحبخش را پنهان کنیم که این روزها جهان اسلام در سایه عاشورا و کربلای شما به پرافتخارترین دوران حیات خود رسیده. چه کسی باور می کرد؟ آقای ما...!

عاشورا فراتر از کلمات و واژه هاست

عاشورا یک کلمه نیست، یک فرهنگ و یک فرهنگنامه است که بسیاری از کلمات و معانی را در دل خود جای داده، بسیاری از مفاهیم در درون آن متولد شده، گروهی معنای جدیدی یافته، کثیری از واژگان در آن رنگ باخته اند و برخی از کلمات و معانی با انتساب به عاشورا حیات ابدی یافتند و جاودانه شدند :

 عاشورا یعنی؛ شور، شعور، شعر، رجز، ایمان، ابهت، فخر، جلال، جمال، اخلاص، وفا، عهد، پیمان، ایثار، توبه، گذشت، ادب، آداب نبرد، شجاعت، شهامت، شهادت، مظلومیت، معصومیت، حنجره، عطش، خون، عشق، غربت، خیمه، خلخال، گوشواره، طفل، زن، حماسه، نوح، نوحه، گریه، شیون، نماز، دعا، عبادت، ذکر، قرآن، تهجد، حجاب، حیا، امر به معروف، نهی از منکر، سیره، سنت، شیعه، محبت، غیرت، صلابت و... کربلاء و عزت *

کما اینکه سلسله ای از کلمات و مفاهیم در صحنه عاشورا رنگ باختند

و طبل رسوایی شان به صدا درآمد و ابد الآباد ننگ به پیشانی ماندند نظیر؛ قدرت، بیعت، ظلم، خدعه، فریب، ترس، سپاه، سیاهی لشگر، شمشیر، خنجر، نیزه، تیر سه شعبه، سنگ، نعل، نی، قتل صبر، کف، سوت، هلهله، تهمت، غارت، اسارت، خوارج، فتح، تشت، تنور...کوفه و ذلت

عاشورا تجلی و ظهور آرمان همه انبیاء الهی و حرکتی انقلابی و ستم ستیز و ظالم سوز و ایثارگرانه و از سر عشق و شور و فناء و فدای خود و همه تعلقات دنیایی برای خدا و حرکتی اصلاحی برای تحقق حکومت عدل و عده الهی است

شرط ورود به گودال قتلگاه، سر بریدن نفس دنیا خواه بر سر دو راهی بیعت و ذلت بود. همان که امام فرمود مثلی لایبایع مثله همچو منی با همچو یزید بیعت نمی کند و فرمود هیهات منا الذله امام در مدینه خطاب به مروان در پاسخ برای بیعت با یزید فرموده بود: و علی الاسلام السلام اذ بلیت الامه براع مثل یزید زمانی که امت اسلامی به حاکمی چون یزید تن دهد باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خداحافظی کرد

فرهنگ عاشورا

علاوه بر خود واقعه عاشورا، که مستقلا در دینداری جامعه اثرگذارست و بابهای غیب را میگشاید (یومنون بالغیب) ابزارها و مولفه‌های گسترده‌ای برای عمق بخشی دین و ترویج اهداف والای امام حسین(ع) در دل نسل‌ها دارد

فرهنگ عاشورا از این رویکرد از آموزه های گوناگونی مثل معرفت و بصیرت، عشق، حماسه حسینی، غیرت و عزت حسینی، جوانمردی حسینی، انتخاب و آزادی شهادت طلبی، شجاعت، وفای به عهد و شیفتگی عبادت برخوردار است

که تجلی ابعاد گوناگون حیات و ممات امام حسین(ع) و اصحاب بزرگوارشان است که در لوای فرهنگ عاشورا در گستره زمان می درخشد و مصباح هدایت نسل‌ها و ملت ها است

مولفه های فرهنگ عاشورا

 هر انسان آزاده‌ای که فطرت حقیقت جوی قوی‌تری دارند با کمی تعمق در فرهنگ عاشورا به این مفاهیم پی می‌برند این مفاهیم و ارزشها در عمق جان نفوذ و بر عقل تجلی پیدا می کنند و سبب تعمق دینداری و پیوند بیشتر با این مکتب و فرهنگ می شوند

 1. معرفت و بصیرت

وقتی معرفت نباشد، انحراف و تباهی زاده میشود، کج روی و انحطاط چهره می نماید و خود فریبی و دیگر فریبی گستره زندگی را پرمی کند

در قلمرو دین، عبادت بی معرفت خطر آفرین است. فقدان تفقه در دین عناصری میسازد که همچون خوارج شب زنده دار، قاری قرآن، زاهدنما اما بازیچه شیطان و ابزار دست ستمگران هستند

فقر معرفت سی وسه هزار سپاه را به میدان آورده است که هر روز در فرات غسل می‌کنند تا با تقرب و پاکی حسین(ع) و یارانش را ذبح کنند و بهشت و رضوان الهی را به دست آورند

وقتی عمر سعد در صبحگاه عاشورا تیر در کمان ‌می‌نهد و نخستین ‌تیر را به‌ سمت ‌اردوی‌ حسینی ‌پرتاپ ‌می‌کند،‌ فریاد میزند: یا خیل الله ارکبی و بالجنه البشری.

اصحاب امام به معرفت عمیق و تزلزل ناپذیر رسیده‌اند خوب می‌دانند کجا آمده‌اند، چرا آمده‌اند و چه باید بکنند. هم دشمن شناسند، هم خودشناس و هم راه‌ شناس و هم بیراهه شناس، لذا می فرمایند انا علی نیاتنا و بصائرنا؛ ما با انگیزه‌ای مصفا و بصیرت جان به رزمگاه آورده ایم .

2. غیرت و صلابت دینی

فرهنگ عاشورا ، نمودگاه غیرت و صلابت دینی است. تاریخ، مردان و زنانی چنین غیور به خویش ندیده است

انسانهایی که در هنگام افول غیرت دینی، در دوران بی حسی، سستی، تساهل و تسامح و بی توجهی و توجیه گری، نمایشی عظیم از تعهد و تقید و تعبد را به دیروز و امروز و همیشه انسان بخشیدند

زمانی که امام در عاشورا فریاد سعادت و غیرتمندی سر میدهد، قلوب بسیاری را می لرزاند و معیار دینداری برای همیشه تاریخ نشان میدهد مگر نمی بینید که به حق عمل نمیشود و از باطل پرهیز نمیکنند مومن باید حق طلب و مایل به لقای پروردگار باشد مرگ را من جز شهادت نمی یابم و زندگانی با ستمگران را غیر از ننگ و خفت نمیدانم

و وقتی که دشمن در روز عاشورا برای ضربه روحی با حسین (ع) میان او و خیمه ها حایل گردید و حمله به خیمه ها را آغاز کرد اینجا بود که امام فریاد برآورد یا شیعه آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد فکونو احرارا فی دنیاکم ای پیروان خاندان ابی سفیان، اگر دین ندارید و از روز جزا نمی هراسید، لااقل در زندگی آزاد مرد باشید.

3. شیفتگی عبادت

کربلا ، قصه عبادت و زهد تهی از معرفت نیست

کربلا مجاهدت عابدانه و عبادت مجاهدانه است

عاشقان عرصه عاشورا، دل شب همراه با اشک، تهجد و استغاثه دارند

وقتی غروب تاسوعا دشمن به انگیزه حمله و شروع نبرد به خیمه ها نزدیک شد

امام به برادرش ابو الفضل فرمود: امشب را امان بگیر:

انی احب الصلوه و تلاوه کتابه و کثره الدعاء و الاستغفار

من به نماز و تلاوت قرآن و کثرت دعا و استغفار عشق می ورزم

اصحاب امام، قرآن شناس و مفسر قرآن، قاری قرآن، بودند. امام بر بالین حبیب آمده و او را ختم کننده قرآن در هر شب می خواند

4 . آمیزه از عشق و نفرت، تولی و تبری

زیارت نامه اولیاء آمیزه اسلام و لعنت است، عشق و نفرت، خواندن و راندن و این فرهنگ رویکرد تعادل رفتاری و نگرشی را تضمین میکند

در قرآن باورمندان پیامبر و همراهان او اشداء علی الکفار رحماء بینهم (فتح 27) معرفی شده اند یعنی در رویاروی ستم همه خشم، نفرت بغض و شدت اند و با دوستان و همراهان همه عشق، رحمت و لطافت هستند

امام صادق تبری را نشانه صداقت در صحت دانسته، فرمود: دروغ می گوید آن که ادعای دوستی ما دارد و از دشمنان ما دوری نمی گزیند

در رجزهای یاران، نفرت از آل زیاد و آل مروان فراوان است و در همان رجزها تموج ارادت و ولایت اهل بیت و عشق ورزی به ابا عبدالله (ع) دیده می شود

شکوهمندترین نمونه های آن رجز عباس(ع) است که حسین را مولا و سید می خواند و در شهادت عطش، همه هستی خود را به پای امام صادق الیقین می ریزد

و الله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی و عن امام صادق الیقین نجلی النبی الطاهر الامبن

ملتها برای پی بردن به عینیت مفهوم تولی و تبری در دین، به فرهنگ عاشورا که از هر چیز دیگری بهتر این مفاهیم را تداعی می کند توجه و تفقه داشته باشند

5 . انتخاب، آزادی، آزادگی

ابراز انتخاب و آزادی در فرهنگ عاشورا موج می زندوقتی امام به بُشر حضرمی، خبر اسارت فرزندش را در کربلا به او دادند، اجازه ترک کربلا داد بُشر اشک ریزان و استغاثه کنان گفت: الکتنی اسباع حیا ان فارقتک اسال عنک الرکیان و اخذ لک مع قله الاعوان لایکون هذا ابدا

درندگان زنده زنده، قطعه قطعه ام کنند و بخورند اگر تو را رها سازم و بروم از تو (برای رفتن) مرکبی بخواهم، با کمی یاران، تنهایت گذارم و خود آسوده خاطر بازگردم! نه نه! هرگز چنین نخواهم کرد. نجات جان فرزند می توانست، بهانه رفتن باشد

امام نیز اجازه داده بودند؛ اما جان بشر، رها و آزاد، کربلا و عاشورا می خواست و حادثه را بر عافیت برگزید و انتخاب نمود

اگر در کربلا نیروها در شرایط جنگی حق انتخاب، آزادی و گزینش داشتند، پرواضح است که در فرهنگ حسینی، افراد در شرایط عادی مختار بودند که برگزینند

یاران حسین، درنگ و رنگ نشناختند و به دلیل رهایی و آزادگی، سخت ترین و دشوارترین حادثه ها را صبورانه پشت سر نهادند، تا برای آزاد اندیشان و آزادگان ، اسوه ای جاودانه باشند

۶- وفای به عهد و پیمان

وفای به عهد و پیمان، یک ارزش بشری و فرا دینی است. بعضی جدای از بسترها و گفتمان های دینی از نگاه انسانی، وافیان به عهود محترم و معززند و خائنان به عهد و پیمان ها منفور و مطرودند

در کربلا اگرچه افراد محدودی حاضر شدند که همراه حسین(ع) تا عاشورا بمانند اما همانان از مظاهر وافیان به عهودند و امام در شب عاشورا ، فداکاری و وفاداری یارانش را تائید نمود و فرمود

فانی لا اعلم اصحابا اولی و لا خیرا من اصحابی و لا اهل بیت ابی ولا اوصل من اهل بیتی فجزالکم جمیعا خیرا

من اصحاب و یارانی بهتر از یاران خود ندیده ام و اهل بیت و خاندانی باوفاتر و صدیق تر از اهل بیت خود سراغ ندارم، خداوند به همه شما جزای خیر دهد

این وفاداری آنجا بیشتر خود را نشان می دهد که امام در شب عاشورا اصحاب خودش را جمع نمود و پیشنهاد نمود که اکنون که شب چونان پرده سیاه همه چیز را در برگرفته است، شما هم شبانه حرکت کنید

و هر یک از شما یکی از افراد خاندان مرا گرفته و دور شوید و مرا با این قوم تنها گذارید، زیرا آنها غیر از من با کس دیگر کاری ندارند هولاء القوم فانهم لایر یدون غیری اینجا بود که بنی هاشم و سایر یاران تک تک به پا خاستند و دم از وفاداری زدند

از جمله آنها سعید بن عبدالله پاسخ داد: به خدا سوگند، ای پسر رسول خدا ! ما هرگز تو را تنها و بی یاور نخواهیم گذاشت، تا اینکه نزد خداوند ثابت شود که ما به سفارش پیامبر درباره شما عمل نمودیم و اگر من بدانم که در راه تو به شهادت می رسم، سپس دوباره زنده می گردم و سپس ذرات وجودم را بر باد فنا می دهند و هفتاد بار این عمل را با من انجام دهن، من تو را تنها نخواهم گذاشت، تا آنکه در رکاب تو به شهادت برسم و چرا این گونه نباشم، در حالی که مرگ فقط یک بار بیش نیست ولی در پی آن عزتی بدون ذلت خواهد بود : و انما هی قتله واحده ثم انان الکرامه التی لا نقضاء لها ابدا.

7- جهاد و شهادت طلبی

در کربلا و فرهنگ عاشورایی مرگ را به سخره گرفته بودند مرگ چون موم در ید قدرت عاشوراییان سبب تجلی و اعتلای بزرگترین و برترین فرهنگ ها بوده است یعنی فرهنگ جهاد و شهادت

ملتی که این مفاهیم را از عمق دین خود با کمک فرهنگ عاشورایی استخراج کند و کاربردی سازد، به هیچ گونه ای ذلت و خاری ندارد و هماره با غیرت و سربلندی زندگی خواهد کرد

امام حسین (ع) اولا به مرگ جهت داد ثانیا اصل مقاومت در برابر دشمنان را تداعی بخشید و در صورتی که راهی جز شهادت نمی ماند، آن گاه این مرگ پلی برای بهشت است

امام در روز عاشورا از مرگ به عنوان یک پل تعبیر نمودند که عاشوراییان را از فضای محدودی به فضای وسیع منتقل می کند

ماالموت الا فنطره امام در وصف اصحاب خود می گوید: اما والله لقد نهرتهم و بلوتهم و لیس فیهم الا الاشوس الا قفس یستانسون بالمنیه دونی استیناس الطفل بلبن امه

به خدا سوگند ایشان را از خود راندم و آزمودم، در آنان جز دلاوران و والا گهران پایدار که به کشته شدن در رکاب من همانند کودک به شیر مادر مانوسند، حضور ندارند

این جملات به وضوح می رساند که در فرهنگ عاشورایی مسئله مرگ با تفسیری عمیق و با برداشتی درست حل شده و آسان گردیده بود

فرهنگ عاشورایی به ملتها یاد می دهد که صرف مردن و یا هر گونه مردن ارزش نیست بلکه در شرایطی که بین ننگ ذلت و کشته شدن، یکی را باید برگزیند و یا باید در بدترین شرایط، زیر سلطه ظالمان بود و یا دست به شمشیر برد.

مبانی قیام عاشورا

را برای فرزدق شاعر معروف چنین ترسیم کرده است: ان هؤلاء قوم لزموا طاعة الشیطان و ترکوا طاعة الرحمان و اظهروا الفساد فی الارض و ابطلوا الحدود و شربوا الخمور و استاثروا فی اموال الفقراء و المساکین و انا اولی من قام بنصرة دین الله و اعزاز شرعه و الجهاد فی سبیله، لتکون کلمة الله هی العلیا

اینان اطاعت شیطان را سخت متعهدند و اطاعت رحمان را کنار گذاشته اند، در زمین تباهی پدید آورده اند، حدود الهی را معطل گذاشته اند، میگساری می کنند و اموال فقیران و محرومان را به خود اختصاص می دهند. و من از هر کس دیگر به یاری دین و عزت بخشیدن به شریعت او و جهاد در راه او شایسته ترم، باشد که سخن خدا برترین باشد. هر قیام و انقلابی بسته به علل و عواملی است

یکی از مهم ترین عوامل، وجود حاکمان و سیاست و عملکرد آنان است. تعابیری چون؛ الناس علی دین ملوکهم و نیز اذا تغیر السلطان، تغیر الزمان و همینطور اذا تغیرت نیه السلطان، تغیر الزمان. و نظیر این که امام حسین(ع) از زبان رسول خدا(ص) فرمودند من رای سلطانا جانرا مستحلا لحرم الله، ناکثا لعهدالله، مخالفا لسنه رسول الله یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لاقول کان حقا علی الله ان یدخله مداخله

هر که حاکم ستمگری را دید که حرام های الهی را حلال کرد و عهد و پیمان با خدا را شکست و مخالفت سنت پیامبر(ص) عمل کرد بر مردم ظلم کرد و با قول و فعل در صدد تغییر برنیاید، سزاوار است خداوند او را با آن ستمگر در یک عذاب داخل کند *

از آنجایی که وظیفه حاکم و خلیفه صیانت از دین و احیای سنت و ضمانت اجرای دستورات خداوند است، پس اگر کوتاهی و تعدی از حاکمان صورت پذیرد، این رویه از رأس هرم به سمت قاعده تنزل کرده و به مردم تسری می کند و فساد و تباهی همه جا را فرا می گیرد

این مثل را در ذهن تداعی می کند که: «اگر زباغ رعیت ملک خورد سیب یدر آوردند غلامان او درخت از بیخ» آنگاه از کارگزاران و رعیت تحت امر او چه انتظاری است؟! عامل دیگر مردم اند

و نیز در جایی دیگر فرمودند: الناس عبید الدنیاو الدین لعق علی السنتهم، یحوطونه ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون. یعنی مردم بردگان دنیایند و دین لقلقه زبانشان است بر مدار معاش می چرخند و هنگامی که به بلا و گرفتاری آزموده می شوند دینداران اندکند

امیرالمؤمنین و امام مجتبی (ع) نیز از نامردمان گله ها داشتند و خود کشته جهل و حماقت مردم شدند. روزگاری امیرالمؤمنین(ع) مردم سست عنصر کاهل وظیفه نشناس را چنین خطاب فرمود: یا اشباح الرجال و لاالرجال (خلاصه اش یعنی ای نامردان).

  حضرت سیدالشهداء(ع) نیز فرمود: ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از آخرت نمی هراسید، آزادمرد باشید. از موضع گیری برخی از یاران رسول خدا(ص) در زمان پیامبر و پس از او، این انحراف و کجی معلوم و شکاف عمیق میان ارزش های دینی و مردم با احیای رسوبات جاهلی در میان جامعه قابل پیش بینی بود چنانکه این تغییر و تحولات فکری، سیاسی- اجتماعی از سوی رسول خدا(ص) پیش گویی شده و فرموده بودند: بعد از شصت سال کسانی باشند که نماز را ضایع و شهوات را پیروی کنند و بزودی کجی و انحراف رخ خواهد داد *

در این فرمایش ملاک های ارزشی و ضدارزشی و دگرگونی نامیمون و نامبارک اجتماعی به وضوح روشن است، چنانچه به گواهی قرآن در امت های گذشته نیز همین پسرفت و تنزل و انحطاط دینی و اخلاقی رخ داده بود. (مریم95)

مشروعیت و مقبولیت سلطنت امویان

  دو استراتژی مهم و اساسی خلافت اموی عبارت بود از جعل مشروعیت و تحمیل مقبولیت؛ به این معنی که معاویه که خود و امویان را تنها خویشان و اقربای رسول خدا(ص) معرفی کرده بود، سابقه صحابی بودنش گرچه اندک بود و نیز مردم را به دلیل قرابت قریبه به پیامبر و با استناد به حق خلافت برای قریش، متقاعد و رقبای غیرقریشی را حذف کرد

و با ترویج اعتقاد به جبر، خلافت را عطیه الهی پنداشته و هواداران اموی و شاعران مدیحه سرای آنان با تبلیغات گسترده برای حاکم، جایگاه خلیفه اللهی ترسیم کرده و برای حاکم هاله ای از جلالت و قداست ساخته و اعتراض و مخالفت با آن را حرام و مستوجب عقاب دانسته، مردم را به سکوت و تسلیم مجبور می کردند

جبریگری در خلافت یعنی خدایی بودن حکومت امویان و خویشتن را اوصیای خداوند بر بندگان و اولیای او در زمین پنداشتند. آنان به اراده خداوند حکم می رانند و به خواست و مشیت او در امور دخل و تصرف می کردند. این بن مایه اندیشه سیاسی در مشروعیت بخشی به خلافتی بود که بر تزویر استوار گشته بود

معاویه خود را خونخواه عثمان خواند و خلافت را سهم الارث خویش از ماترک عثمان دانسته، می گفت عثمان با رأی شورا به خلافت رسید و همان خلافت به من منتقل شد. او در یکی از سخنرانی هایش برای مردم مدینه، اعتراف کرد که «وی از طریق انتخاب امت و اجماع و پذیرش و رضایت آنان به مقام خلافت نرسیده بلکه در این راه به جنگ متوسل شده تا آن را به چنگ آورده است

به خدا سوگند من خلافت را با میل و رضایت شما به دست نیاوردم، بلکه در راه به دست آوردنش با شمشیرم با شما جنگیدم». او مردم را با تهدید، تطمیع، تحقیر، تحمیر، و با استبداد و استثمار و با ضرب زر و زور و حربه کارساز تزویر و فریب و تبلیغات گسترده و عوام فریبی به سکوت و تسلیم مجبور کرده و مخالفان را از سر راه برمی داشت

طوری کار کرده بود که مردم اطاعت از خلیفه را بر خود لازم و مخالفت با او را حرام و حتی خاطی را مهدور الدم می دانستند. این همان تحمیل مقبولیت خلافت بر مردم است.

نسخه شفابخش

عاشورا نه یک حادثه که یک فرهنگ است، فرهنگی برخاسته از متن اسلام ناب که نقشی حیاتی را در استحکام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد بار و برهای آن ایفا کرده است. عاشورا هیچ گاه در محدوده زمان و جغرافیای خاصی محصور نمانده است

بلکه همواره الهام بخش تشیع در راستای حرکت ها، جنبش ها و قیامهای راستین شیعه پل بسیاری از نهضتهای دیگر در برابر کانون های ظلم و کفر و نفاق بوده است

امام حسین چراغ تابان هدایت و کشتی نجات امت است، «قیام امام حسین«ع» گرچه در سال61 هجری واقع شد، لاکن نسخه شفابخشی برای همه دردها، معضلات و نابسامانی ها در تمام عصرها و نسل ها می باشد

روش، هدف و جریانی که اباعبدالله الحسین«ع» در کربلا به وجود آورد، جریان حق و باطل، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم است که در تمام عصرها و نسل ها سیلان دارد و برای نجات بشریت قابل بهره برداری است

«قیام حسینی تنها در یک پیکار و ستیز میان اقلیت حق و اکثریت باطل، خلاصه نمی شود بله خود چشمه جوشان معرفتی و شناختی است و دارای یک پیام جاودانه الهی و انسانی و به وجود آورنده یک معیار ابدی است که در تمامی اعصار، عمل نمودن به آن، سبب کوتاه شدن دست مستکبران و ظالمان از دامان اسلام و انسانیت می گردد

اسلام بقای خویش را مرهون مجاهدتهای سیدالشهداءست

و این همان مفهوم حدیث نبوی است که «حسین منی و انا من حسین» امروز دشمنان هجوم همه جانبه خویش را به اسلام ادامه می دهند و تنها راه مبارزه با اسلام را تغییر اصول و مبانی اسلامی می دانند و از سوی دیگر هوا و هوس آدمی، همواره انسان را در بند خود اسیر می نماید

پس امروز نیز به ماهیت پیام و قیام سیدالشهدا نیازمندیم تا اسلام اصیل و به دور از پیرایه که پیامبراسلام ص به عالمیان عرضه نمود را درک نمائیم و آن را حفظ کنیم و باورهای خویش را از هرگونه جهالت و ضلالت به دور نگه داریم و درون انسانی خویش را از بند برهانیم تا بدین وسیله مقدمات برپایی نظامی جهانی مبتنی بر عدالت و بر پایه تعالیم جهان شمول اسلام را فراهم آوریم و راه را برای حکومت جهانی مهدی موعود«عج» هموار کنیم *

  مسئله بصیرت و آگاهی که بزرگترین درس عاشورا می باشد

پیام عاشورا، درس بصیرت در دین، درس فقاهت به معنای فهم عمیق از دین و درس ولایتمداری می باشد و این مسئله باعث شده که تمام یاران امام حسین «ع» تا مرز شهادت گوش به فرمان رهبر خود باشند و ولایتمدار باقی بمانند

یاران واقعی امام، قرائت جدیدی از مبانی دینی خود نداشتند و هر کدام براساس سلیقه های سیاسی و شخصی و منافع گروهی و جناحی عمل نکردند بلکه همه گوش به فرمان امام بودند و لذا ما هم باید درس معرفت و امام شناسی و زمان شناسی را یاد بگیریم و به دیگران هم بیاموزیم

امام حسین «ع» در یک مقطع کوتاه حماسه همیشه جاویدی را آفریدند و درس شناخت از دین را به همه آزادگان آموختند

«باید اشخاصی را که در لباس دین و گاهی با عناوین و شعارهایی خود را از یاران امام و انقلاب معرفی می کنند بشناسیم، به عنوان مثال شمربن ذی الجوشن در جنگ صفین جانباز بود و امامت مسجد کوفه را برعهده داشت و خود را از یاران علی ابن ابی طالب می دانست، این گونه مسائل باید برای ما درس عبرت باشد *

امام حسین«ع» به دین و بشریت حیات داد و به قرآن روح جدیدی بخشید، چون در آن عصر، از اسلام فقط نام و از قرآن فقط خط و کاغذ مانده بود

اما امام حسین«ع» با قیام خود، قرآن و اسلام را زنده کرد و بزرگترین عامل بیداری ملتها و سرآغاز همه نهضتها و قیامها، عاشورای خونین رهایی بخش و همیشه جاوید اباعبدالله است و انقلاب اسلامی ما هم یکی از ثمرات قیام امام حسین«ع» است و امام خمینی هم یکی از شاگردان برجسته مکتب امام حسین«ع» می باشد که در برابر یزید و یزیدیان ایستادگی کرد.»

عاشورا و رسالت ها در زمان ها

حسین(ع) آموزگار بزرگ مکتب ایثار و شهادت است که درس عشق و دلدادگی را در گوش زمان زمزمه کرد اینک پس از گذشت قرن های متمادی از آن واقعه بزرگ، هنوز درس آزادگی او در دل و جان انسان های آزاده در چهار گوشه جهان تبلور عینی دارد

و هنوز هم مسلمانان و غیرمسلمانان او را الگوی بارز و برجسته و مصداقی ارزشمند از رشادت و از خودگذشتگی می دانند و بر صلابت بی چون و چرای زاده رسول الله(ص) سر تعظیم و تکریم فرود می آورند

از همین روست که نزدیک به 14 قرن هنوز ندای هل من ناصر ینصرنی کیست مرا یاری کند حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گوش می رسد و خیل مشتاقان و سینه چاکان آن حضرت هر سال به یاد مظلومیت اهل بیت(ع)سیاهپوش می شوند و مراسم عزاداری برپا می کنند*

براستی قیام امام حسین«ع» چه نقشی در بیداری مسلمانان جهان دارد

چرا این واقعه تاریخی همچون صدها و هزاران رویداد تاریخی دیگر به دست فراموشی سپرده نشده است؟

نقش عظیم عاشورا در انقلاب اسلامی ایران چه بود

به راستی در شرایط فعلی که دشمنان با انواع و اقسام حیل و فتنه ها سعی در وارد کردن خدشه به این انقلاب بزرگ را دارند، ما به عنوان حامیان این وارث حسینی چه نقشی برعهده داریم

چگونه باید با بصیرت و آگاهی که درس بزرگ عاشورا و قیام حسین«ع» می باشد، در برابر کینه توزیهای دشمنان داخلی و خارجی ایستادگی کنیم و بیرق سرخ حسینی را برافراشته نگه داریم؟

عاشورا نشان داد اصلاح طلبی واقعی حاکم کردن ارزش های دینی است

عاشورا را باید یکی از سیاسی ترین افعالی دانست که یکی از معصومین (ع) انجام داد امام حسین(ع) همراه با جمعی از یاران خود علیه حکومت ظالم و فاسد بنی امیه قیام کرد تا بدین ترتیب راه و روش حقیقی حکومت اسلام از بین نرود

عاشورا نشان داد اصلاح طلبی واقعی به معنای حاکم کردن ارزش های دینی است و نه مبارزه و مقابله با دین. امام حسین(ع) در طول مدت قیام خود و هنگام خروج از مدینه و مکه و همچنین در صحرای کربلا مواضع و دلایل قیام خود را به صراحت روش کردند

و اعلام نمودند که قیام آنها از روی طغیان و فسد نبوده بلکه برای امر به معروف و نهی از منکر و احیای سنت نبوی علیه حکومت یزید که نمونه یک حاکم ظالم و فساد و جائر است قیام می کنند

پیام حرکت امام حسین(ع) این بود که ایشان علیه انحرافات و بدعت ها قیام نمود و به دنبال اصلاح طلبی واقعی و اقامه عدل بود و ما نیز باید همین راه و روش و منسک را از این ایشان الگو گیری کنیم.

عاشورا؛ فرهنگ، نقشه راه تفکر شیعی است

گویی در محرم، حرارت و عطش عزاداری و زنده نگه داشتن قیام امام حسین (ع) از درون سینه هر دلباخته ای زبانه می کشد. چه نیکو فرمود پیامبر بزرگ اسلام (ص) که ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین و لا تبرد ابدا کشته شدن حسین(ع) آتشی در دل مؤمنین انداخته است که هرگز سرد نخواهد شد

قیام امام حسین(ع) در واقع صحنه بارز رویارویی جبهه تزویر و نفاق با جریان و تفکر اصیل اسلام محمدی(ص) در قاموس نهضت علوی و تاریخ حیات سیاسی اسلام است

قدر مسلم آنکه ضرورت تبیین مواضع، دیدگاه های امام حسین(ع) و سیاست علوی در تقابل حکومت طاغوت اموی تا حدودی مهجور مانده و آن طور که باید و شاید، در طول اعصار مختلف، به آن پرداخته نشده .

 امام حسین(ع) به جریان ظلم‌ستیزی جان تازه‌ای بخشید

امام حسین علیه السلام به جریان عدالت و ظلم‌ستیزی جان تازه‌ای بخشید لذا حرکت آن حضرت، الگوی ظلم‌ستیزی در طول قرن‌ها شده است به گونه‌ای که غیرشیعیان نیز از حرکت ایشان الگو گرفته‌اند

ما اگر به فضیلت حزن و گریه کردن و گریاندن و شعر سرودن و نیز اهمیت تربت حسینی ع و اهمیت زیارت آن حضرت در مجموعه روایات توجه کنیم می‌بینیم در فرمایشات امامان مسئله احیاء نام و یاد امام حسین ع جایگاه برجسته‌ای دارد فلذا مردم ما باید اهتمام خاص به شرکت در مجالس عزاداری داشته باشند

رسانه‌ها نیز باید به رونق مجالس و انتقال پیام امام حسین ع کمک کنند. تأکید امامان می‌تواند علل متعددی داشته باشد. از یک سو عمق فاجعه عاشورا به گونه‌ای است که نظیر ندارد و در برخی تعابیر روایی آمده (لا یَومَ کَیَومُکَ یا ابا عَبدِالله) و فاجعه‌ به گونه‌ای است که بر تمام هستی سایه افکنده است (اَعْظَمَ رَزِیّتَها فِى الاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ)

از سوی دیگر نقشی است که عاشورا و مجالس حسینی ع در تربیت انسانها و هدایت بشریت به سمت قرب الی الله ایفا می کند. مجالس سوگواری سید الشهدا در طول تاریخ باعث ترویج اسلام ناب محمدی ص و بسط فرهنگ عزت و جهاد بوده است.

  

اگر مجالس حسینی آن گونه که مورد نظر امامان بوده شکل بگیرد باعث نجات یک امت خواهد شد. لذا گریه مظلوم یک فریاد در مقابل ظالم است و به همین خاطر رضاخان مجالس عزاداری را ممنوع کرد. بر این اساس مجالس امام حسین ع می‌تواند کانون بیداری و به تعبیر مقام معظم رهبری «بصیرت» در جامعه باشد

امام حسین ع خود به جریان عدالت و ظلم‌ستیزی جان تازه‌ای بخشید فلذا حرکت آن حضرت، الگوی ظلم‌ستیزی در طول این قرن‌ها شده است به گونه‌ای که غیر شیعیان نیز از حرکت آن حضرت الگو گرفته‌اند، مجالس حسینی نیز کانون جوشش و خیزش مردمی در مقابل جریان طاغوتی حکومت‌ها بوده است

استفاده بهینه حضرت امام از این مجالس توانست از «اشک»، «خون» بسازد و کاخ ستم را ویران نماید. انقلاب ما با عاشورا شکل گرفت

حضرت امام می‌فرمود: محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است. لذا مجالس سید الشهدا ع همانگونه که در ایجاد انقلاب نقش داشت اگر به خوبی اداره شود در بقا و بالندگی انقلاب اسلامی و الگو شدن آن برای ملت‌های دیگر نیز نقش آفرین خواهد بود

این مجالس باید به کانون‌های فکری و مراکز رشد و بالندگی معرفتی و بصیرتی و اخلاقی تبدیل شوند. احیای عنصر امر به معروف و نهی از منکر که علت شکل‌گیری نهضت عاشورا بود علت شکل گیری انقلاب اسلامی نیز هست لذا استفاده از این محور‌ها و غفلت نکردن از آن در تداوم نهضت نقش دارد

اگر رمز پیدایش نهضت حسینی با عنصر «شهادت» بود، استمرار و پایایی نهضت با «اسارات» اهل بیت بوده که زنان نقش جدی را ایفا کردند. این که امام حسین ع همراه خود خانواده‌اش را به سفر می‌برد حساب شده بود. اهل بیت را طفیلی همراه خود نکرده.

به این جهت برده که رسالتی در این سفر انجام دهد. لذا زن در نهضت عاشورا یک نقش آفرین موثر در حرکت‌های اصلاحی اجتماعی است. زن به عنوان یک انسان که می‌تواند به قله‌های کمال برسد نه آن که دست آویز و در خدمت شهوات و امیال مردان باشد

نگاه اسلام و مکتب سید الشهدا ع به زن این است که می‌تواند خود یک مجاهد نستوه مثل زینب باشد و نیز مادر شهید «حافظ پیام شهید» و «پاسدار حقیقت» باشد زنان زیادی در جریان نهضت حسینی نقش داشته‌اند و نهضت حسینی نیز زنان زیادی در تاریخ پرورش داده است و در انقلاب اسلامی ایران نیز اینگونه بوده است

مکتب عاشورا می‌آموزد که یک زن چگونه «مدیر خانه» باشد و به تربیت نسل بعدی بپردازد و گاه وظیفه در صحنه‌های حساس اجتماعی با رعایت تمام موازین شرعی به ارشاد و هدایت و نقش آفرینی بپردازد.

  دارالشفای سجادیه

عاشورای حسینی(ع) کتاب سرخی بود که «تفسیر ناب» آن از زبان امام سجاد(ع) تراوید.

در کوچه پس کوچه‌های زندگانیم، نجوای دعای توست که می‌جوشد و میل رویش را در تمام وجودم ایجاد می‌کند

برای جوانه زدن و روئیدن لابه‌لای صحیفه‌ات آشیانه می‌کنم. ای امام عابدان شب زنده‌دار، غم و علقمه و عاشورا چگونه بر پیکر تب‌دارت نهیب می‌زد، آن هنگام که در ابتدای اسارتت، زخم‌های گلگون قدم‌هایت را به شماره می‌نشستی؟

کبوتر پر و بال شکسته عدالت با داروی عرفان ناب امام زین‌العابدین(ع) و در دارالشفای صحیفه و دعاهایش التیام یافت.

اصلاحات اجتماعی در گرو فریضه امر به معروف و نهی از منکر

امام حسین(ع) به عنوان برترین الگوی سبک زندگی اسلامی معرفی شده است. همین مسئله موجب می شود تا حساسیت بیشتری نسبت به ایشان در جامعه اسلامی ایجاد شود و هر کسی بکوشد تا نسبت به آن حضرت(ع) مقامات و سنت و سیره اش مطالبی را به دست آورد و خود و افکار و رفتارهایش را با افکار و رفتار آن حضرت منطبق سازد

شاید مهم ترین ویژگی امام حسین(ع) چنان که در بیان علل و فلسفه قیام و نهضت خویش بیان می کند، اصلاحات اجتماعی از طریق اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر و ظلم ستیزی باشد

آن حضرت باتوجه به فضای سیاسی و اجتماعی که در آن قرار داشت به این نتیجه رسید که اگر بخواهد امت را در مسیر تکاملی قرار دهد تا بتوانند جامعه عادلانه ای ایجاد نمایند و اهداف رسالت و بعثت پیامبران تحقق بخشد، لازم است تا اصلاحات کامل و جامعی را در افکار و رفتار امت پدید آورد

امام حسین(ع) بر آن شد تا تغییرات و اصلاحات را از رأس هرم شروع کند و با قیام علیه نظام فاسد یزیدی، اصلاحات در جامعه را آغاز نماید، چرا که مردمان بر دین ملوک و رهبران خود هستند و آیین و سبک زندگی خود را براساس حاکمان سامان می دهند

در زمانه ای که ظلم جهانی علیه مظلومان از سوی مستکبران اعمال می شود، لازم است تا با شناخت از رأس هرم ظالمان و مستکبران و بنیادهای آنها، نهادهای مستکبران را شناسایی و علیه آن ها قیام کنیم. عزادار امام حسین(ع)، عزادار خون به ناحق ریخته ای است که هم چنان بر زمین ریخته می شود و صدای مظلومیت آن حضرت(ع) و هل من ناصر ینصرنی در گوش تاریخ شنیده و پژواک آن در عمل عزاداران عارف و عادل و مصلح دیده می شود

بنابراین بر ماست که به عنوان عزادار امام حسین(ع) جامه سیاه بر تن کنیم و پرچم سبز عدالت برپا داریم و علیه ظلم و ستم جهانی و رأس استکباری آن قیام کنیم و با هرچه در اختیار داریم در جنگ نرم و سخت به کار گیریم و اجازه ندهیم تا همچنان ستمگران و مستکبران بر مظلومان و مستضعفان جهان ظلم و ستم روا دارند

امروز ما حسینیان می بایست حسینی وار وارد صحنه مبارزه و عمل شویم و عدالت را به عنوان برجسته ترین حکم عقل عملی و ارزش انسانی و فضیلت و کرامت بشری تحقق بخشیم و جامعه عادلانه جهانی را به وجود آوریم.

قیام عاشورا درس بصیرت در برابر نفاق بود

احیای ارزش‌های دین اسلام و مقابله با ضد ارزش‌ها مهم‌ترین هدف امام حسین(ع) از قیام عاشورا بود. احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر مهم‌ترین هدف امام حسین(ع) از قیام عاشورا بود و همین مهم موجب ماندگاری این قیام برای همیشه در تاریخ اسلام شد

زمانی که امام حسین(ع) نشانه‌های بروز انحراف در اسلام ناب محمدی(ص) را مشاهده کردند عملاً برای احیای دین جدشان بر علیه یزید قیام کردند و با نثار جان و مال خود و خاندان و یارانشان، اسلام را زنده نگهداشتند

امام حسین(ع) با قیام عاشورا درس آزادگی، استقلال و نپذیرفتن حرف زور را به مسلمانان آموخت و امروزه مسلمانان جهان با الگوگیری از این قیام در برابر حکومت‌های ظلم به پا خواسته و آنان را یکی پس از دیگر نابود می‌کنند

امر به معروف و نهی از منکر فریضه‌ای الهی است که هدف آن رشد و تعالی انسان‌ها است و اجرای این فریضه الهی آثار و برکات فراوانی را برای جامعه به‌دنبال خواهد داشت

هفته امر به معروف و نهی از منکر ظرفیت مناسبی برای تشریح و نهادینه کردن بیش از پیش این فریضتین الهی در جامعه است. جنگ یهود با دین مبین اسلام چیز تازه‌ای نیست به همین دلیل رژیم غاصب صهیونیستی با حمله به نوار غزه در پی مقابله با این دین الهی است

تنها راه مقابله با توطئه‌های دشمنان اسلام حفظ وحدت و برادری است.

عاشورا افسانه اساطیری نیست/ از تحریف در واقعه عاشورا جلوگیری شود

عاشورا افسانه اساطیری نیست که جنبه اسطوره‌ای داشته باشد و به قول استاد شهید مطهری «ما وظیفه داریم عاشورا را از چنگ افسانه سازها بیرون بیاوریم، نه اینکه به تحریف آن دامن بزنیم

 این قبیل کارها، آموزه‌های دینی ما را در برابر چشمان دوست و دشمن موهون جلوه می‌دهد و موجب می‌شود که کسانی مثل «ابن تیمیه»، پیشوای منحرف وهابی‌ها با کمال بی‌حیایی اصل حادثه عاشورا را انکار کنند و یزید را جزو عشره مبشره به حساب آورند

با توجه به اینکه امروز در جهان علم و فن‌آوری اطلاعات، به صورتی شگرف و سریع، مراسم و پیام‌ها به دورترین نقاط جهان می‌رسد

دشمنان با مخابره مراسم وهن‌آمیز در عزاداری‌ها تلاش می‌کنند که اعتبار مکتب شیعه را در اذهان جهان مخدوش کنند و خسارات جبران ناپذیری را با ندانم کاری معدودی ناآگاه و بی‌بصیرت بر عاشورا، درس‌ها و پیام‌های سازنده و عزت‌آفرین و رهایی‌بخش آن وارد کنند.

  

امروزه به لطف خدا و انفاس قدسی امام راحل که انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری یادگاری از آن رادمرد الهی هستند، فرهنگ عاشورا جای خود را در جهان باز کرده، سلفی‌های متحجر را به دست و پا انداخته است

مردم دنیا در صحنه بین‌المللی درک کرده‌اند که عاشورا یعنی کانون مبارزه با ظلم، فرهنگ مبارزه با بی‌عدالتی و قدرت‌های اهریمنی و شیطانی و اسلام مکتب مبارزه با قدرت‌های استکباری و صاحبان زر و زور و تزویر است

به برکت عاشورا، انقلاب اسلامی الگویی تمام عیار برای خیزش‌ها و بیداری اسلامی در جهان شده است و جوانان آرمان‌گرا و مسلمان و حق طلب ما، الگوی حرکت‌های رهایی‌طلب و آزادی‌خواه در جهان شده‌اند

قدر محرم و عاشورا و عزاداری‌ها را بدانید و امام راحل (ره) به درستی فرمود که این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است

نگذارید حقایق عاشورا، دست‌خوش دستبرد تحریف قرار گیرد، عاشورا کفاره گناهان مردم نیست، امام حسین(ع) عزادارانش را شفاعت می‌کند اما عزادارانی که گناه سرلوحه عملی زندگیشان نباشد*

درک ارزش‌های عاشورا باعث روشن ‌شدن مراحل ظهور برای انسان‌هاست

  غیر از حضرت اباعبدالله(ع) چه کسی در آماده‌سازی برای ظهور، می‌تواند معلم ما باشد؟ هیچ کس دیگری در عالم نمی‌تواند مانند امام حسین(ع) معلمی کند و درک رازهای عاشوراست که مراحل ظهور را برای ما روشن می‌کند.

اگر مسائل کلان دینی را درک نکنیم  بنده خدا نخواهیم شد

  مدت‌هاست فرهنگ جامعه بشری را به گونه‌ای اداره می‌کنند که مردم از مدیریت کلان عالم سر درنیاورند انسان وقتی کلان‌نگری نداشته باشد و فقط به جزئیات بپردازد، «برده» خواهد شد

حتی در دینداری هم اگر به جزئیات بپردازیم و مسائل کلان دینی را درک نکنیم بنده خدا نخواهیم شد، بلکه با همین دینداری بنده غیرخدا خواهیم شد

هم بندگی و هم زندگیِ ما به داشتن نگاهی کلان که به مدیریت عالم مربوط است وابستگی تام و تمام دارد

اگر موضوع ولایت در دین این‌قدر مهم است که نماز و سایر اعمال انسان بی‌ولایت قبول نمی‌شود (قَالَ الصَّادِقُ ع إِنَ‏ أَوَّلَ‏ مَا یُسْأَلُ‏ عَنْهُ‏ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ‏ بَیْنَ‏ یَدَیِ‏ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ الصَّلَوَاتُ الْمَفْرُوضَاتِ وَ ... وَ إِنْ لَمْ یُقِرَّ بِوَلَایَتِنَا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ شَیْئاً مِنْ أَعْمَالِهِ)

یکی از دلایلش این است که موضوع ولایت به مدیریت عالم مربوط است. یعنی یک موضوع کلان مدیریتی است

اگر کسی به این موضوع کلان و سرنوشت‌ساز بی‌توجه باشد، و بعد برود مدام به نماز و عبادات شخصیِ خود مشغول شود، چقدر ارزشی دارد؟ عقل خیلی مهم است

امام صادق(ص) فرمودند: «ثواب به اندازه عقل است» میزان عقل و کلان‌نگری در ارزش عبادت اینقدر انسان تأثیر دارد

کسی که عقلش از درک مسئله کلانی مثل ولایت عاجز است، نماز و عبادتش چقدر ارزش خواهد داشت. اساساً مسائل کلان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، زیاد خارج از فهم و تخصصی نیستند.

چرا باید اجازه دهیم یک عده صهیونیست خونخوار برای مدیریت کلان عالم تصمیم بگیرند؟

  ما در مقام مدیریت کلان عالم می‌خواهیم ببینیم که امروز با نام و یاد و احساسات و عواطف حسینی چه تحولی را در عالم می‌توانیم رقم بزنیم؟!

چرا شما مؤمنین نباید در مورد مدیریت کلان عالم نظر بدهید و بعد وزیر خارجه آمریکا بیاید کلان‌نگری کند و در مورد مفهوم شهادت و اباعبدالله(ع) تحلیل ارائه دهد و بگوید تا وقتی اینها حرف از شهادت می‌زنند همه‌شان تروریست هستند!

چرا او رابطه بین «سخن گفتن از شهادت» و ناامنیِ دیکتاتوریِ امپریالیست را می‌فهمد ولی شما که سینه‌زن سیدالشهداء هستید نباید به این مسئله مهم توجه داشته باشید و نباید به این نیت سینه بزنید که با این سینه زدنِ خود پایه‌های آخرین استکبار و طاغوت عالم را به لرزه در می‌آورید؟!

چرا ما باید اجازه دهیم یک عده صهیونیست خونخوار برای مدیریت کلان عالم تصمیم بگیرند؟

 چرا صهیونیست‌ها باید برای مدیریت جهان برنامه بریزند و ما برای نجات جهان برنامه نداشته باشیم؟

  پروتوکل‌های دانشوران صهیون را بخوانید که چگونه گروهی از یهودیان صد و شانزده سال پیش در جلسه‌ای برای سلطه بر جهان یک چشم‌انداز صدساله نوشتند

و بعد وضعیت عالم را در این صد سال اخیر ببینید که همه اهدافی که آنها در این سند نوشته‌اند در عمل به آن رسیده‌اند و در همه جهان محقق کرده‌اند

صهیونیست‌ها با قدرت پول به این اهداف کثیف رسیده‌اند ولی ما قدرت فطرت و حمایت قدرت الهی را در اختیار داریم چرا ما که اندیشه بالنده‌تری داریم نباید برای جهان تصمیم بگیریم؟

البته ما مثل آنها غارت‌گر نیستیم، بلکه اگر تصمیمی برای عالم بگیریم، در این جهت خواهد بود که مردم عالم را به منافع خودشان برسانیم.

اینکه در دانشگاه‌های ما دموکراسی تقدیس می‌شود، نتیجه بیماریِ «کلان‌نگر نبودن» است

  چرا ما نباید کلان نگر باشیم؟ واقعاً کلان‌نگر نبودن یک بیماری است نتیجه همین بیماری است که در دانشگاه‌های ما دموکراسی تقدیس می‌شود چون نمی‌آیند بگویند نتیجه صدسال تاریخ دموکراسی در جهان چه شده است؟ فقط غرق در جزئیات شده‌اند

پروتکل‌های دانشوران صهیون می‌گوید: جهان را چگونه باید اداره کنیم تا زیر سلطه صهیونیست‌ها درآید و امروز پس از یک قرن نتیجه عملیِ آن را در قوانین حقوقی و اجتماعی و اقتصادی جوامع مختلف می‌بینیم

بعضی‌ها می‌گویند این پروتکل‌ها دروغ است اگر دروغ باشد، کسی که 108 سال پیش این را نوشته و به چاپ رسانده است واقعاً شخص فوق‌العاده‌ای بوده، چون صدسال است همه جهان طبق این سخنان دارد اداره می‌شود! سرفصل‌های درسی در دانشگاه‌ها، قوانین، نظامات حقوقی و اجتماعی و اقتصادی در کشورهای مختلف طبق این طراحی شده است. چطور ممکن است تقلبی باشد؟!

اگر کلان‌نگر نباشیم می‌گوییم حکم سلمان رشدی به ما ضربه زد!

  کلان‌نگری یک مهارت است و این یک نوع زندگی و یک تصمیم است که باید روزی برای خودمان بگیریم و کلان‌نگر شویم. اگر در موضوعات مربوط به مدیریت عالم، کلان‌نگر نباشیم نزدیک است که ضدانقلاب بشویم

چون مسیر را درک نمی‌کنیم و فقط جلوی پای خود را می‌بینیم، لذا نمی‌فهمیم چه خطراتی در مسیر وجود دارد و چگونه باید از آنها عبور کنیم

اگر کلان نگر نباشیم، امام را درک نخواهیم کرد. اگر کلان‌نگر نباشیم می‌گوییم حکم سلمان رشدی به ما ضربه زد! اگر کلان نگر نباشیم می‌گوییم مذاکره با آمریکا فرصت می‌دهد تا نفسی تازه کنیم! در صورتی که اگر بتوانیم کمی فراتر از آن را ببینیم، فجایعی که به دنبال آن خواهد آمد را درک می‌کنیم

اگر کلان نگر نباشیم به درستی مسیر خودمان شک خواهیم کرد.

باید نقشِ برجسته خودمان را در رابطه با ظهور پیدا کنیم

  ما که برای ظهور لحظه‌شماری می‌کنیم، باید نقش خود را در ارتباط با امر فرج در عالم پیدا کنیم

در میان قواعد ظهور که برگرفته از سنن الهی حاکم بر حیات بشر هستند، یکی از قواعد «به وجود آمدن خلأ تئوریک در عالم در آستانه ظهور» است و ما امروز داریم علائمِ این خلأ تئوریک و بن‌بست‌های مردم غرب را می‌بینیم

با یک نگاه کلان باید ببینیم نقشِ مهمی که می‌توانیم در این شرایط داشته باشیم چیست؟

در این میان گروهی هستند که اساساً نزدیک بودن ظهور را انکار می‌کنند و گروهی دیگر هم می‌گویند به جای اینکه این‌قدر به امام حسین(ع) بپردازیم که مربوط به گذشته است

درباره آینده و امام زمان(ع) بیشتر سخن بگوییم و برای امام زمان(ع) کار کنیم!

در حالی که شاید ندانند کسی که برای امام حسین(ع) کار نکند و مدعی بشود برای امام زمان(ع) می‌خواهد کار کند، ادعایش بی‌اساس است.

ما باید با امام حسین(ع) به امام زمان(ع) برسیم

  امام حسین(ع) است که دست ما را می‌گیرد و ما را به ساحل نجات ظهور می‌رساند غیر از اباعبدالله(ع) چه کسی در آماده‌سازی ما برای ظهور، می‌تواند معلّم ما باشد؟

هیچ کس دیگری در عالم نمی‌تواند مانند امام حسین(ع) برای ما در این راه معلمی کند باید پیام‌ها و رازهای عاشورا را درک کنیم که فاش‌ترین پیام‌های پیامبر(ص) را در دل خود دارد

رازهای عاشوراست که مراحل ظهور را برای ما روشن می‌کند

این مسئله نه تنها برای جامعه راهگشاست بلکه اگر خودمان هم خواستیم در این زمانه رشد معنوی و اخلاقی داشته باشیم، راهش امام حسین(ع) و درک رازها و پیام‌های عاشوراست.

هر کسی نمی‌تواند علی(ع) را دوست داشته باشد ولی همه می‌توانند حسین(ع) را دوست داشته باشند

با توجه به وضعیت امروز عالم، جهان اسلام، جامعه خودمان و جان جوانان امروز به موضوع اباعبدالله (ع) بیش از هر موضوع دیگری نیاز داریم، و باید حماسه عاشورا را عمیقاً درک کرده و رازها و پیام‌های آن را دریافت کنیم. پیامبر گرامی اسلام(رص) فرموده‌اند: غیر از مؤمن کسى على را دوست ندارد و غیر از شخص منافق کسی بغض او را نخواهد داشت

ولى محبت حسنین در دل مؤمن و منافق و کافر جاى گرفته (إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ‏ فِی‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ‏ وَ الْحُسَیْنِ‏ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّا

لذا هر کسی نمی‌تواند علی(ع) را دوست داشته باشد ولی هر کسی می‌تواند حسین(ع) را دوست داشته باشد، حتی کافر و منافق. اباعبدالله(ع) محور وحدت است و امروز دشمنان میلیارها دلار خرج می‌کند تا ایشان را محور اختلاف قرار دهد و ما نباید اجازه دهیم

اباعبدالله(ع) چنین ظرفیتی برای جذب همگان دارد، و ما این فرصت‌ها را داریم از دست می‌دهیم. آن‌وقت صهیونیست‌ها تلاش می‌کنند برخی از مسلمانان را به ضدیت با اباعبدالله(ع) وادار کنند، در حالیکه مقاتلی که اهل سنت برای اباعبدالله(ع) نوشته‌اند کمتر از مقاتل شیعه نیست

سال‌هایی بوده است که مذاهب مختلف، هر کدام می‌خواستند آبرویی کسب کنند می‌رفتند خود را به امام حسین(ع) می‌چسباندند. حتی بعضی‌ها که حدیث جعلی علیه پیامبر(ص) می‌ساختند، برای کسب آبرو حدیث جعلی به نفع امام حسین(ع) می‌ساختند تا خودشان را به امام حسین(ع) بچسبانند.

تجربه شکفته شدن فطرت در خیمه اباعبدالله الحسین(ع) قابل حصول است

  جوانان ما، جامعه ما، جهان اسلام و جهان بشریت امروز بیش از هر چیزی به اباعبدالله(ع) نیاز دارد. واسطه بین این چهار گروه با اباعبدالله(ع) فطرت است. چون امام حسین(ع) جایگاهی در فطرت دارد که می‌تواند موجب شکوفایی آن شود. فطرت یعنی یک عشق وافر، شور مطلق و محکم به «خدا، خوبی‌ها و خوبان عالم»

فطرت یعنی من در ذات خودم (که البته پنهان است) خدا و خوبان عالم و خوبی‌ها را می‌شناسم و به آنها شدیداً عشق می‌ورزم. اگر پرده از روی فطرت ما کنار برود، خواهیم دید که به شدت عاشق خدا هستیم و غیر خدا چیزی نمی‌خواهیم، حتی اگر روزی هزار بار تکه تکه شویم. خواهیم دید که به رسول ‌الله(ص) چه علاقه شدیدی داریم، بیشتر از علاقه‌ای که کودک شیرخواری به مادرش دارد

خداوند انسان را به صورت یک ظرفِ خالی، نیافریده است بلکه در باطن او زیبایی‌های فراوانی قرار داده که البته محجوب هستند و انسان باید در طول عمرش حجاب‌ها را کنار بزند و فطرت خود را شکوفا کند. اما فطرت چگونه شکوفا می‌شود؟ واقعش این است که لذت شکوفا شدن فطرت قابل بیان نیست تا برای همه بگوییم و آنها اشتیاق پیدا کنند

برای درکِ آن باید انسان خودش این شکفته شدن را تجربه کند و شدت حرارت آتش فطرتِ خود را حس کند و این تجربه در خیمه اباعبدالله الحسین(ع) قابل حصول است. وقتی انسان به خیمه اباعبدالله(ع) وارد می‌شود سوختن خود و سوختن دیگران را در ذکر حسین(ع) می‌بیند و از خودش می‌پرسد که این از کجا آمده است؟ بعد می‌فهمد که این یک اتفاق فطری است و یک تجربه شکفتن فطرت در وجود انسان است.

اینکه بدون تهذیب نفس می‌توانیم این‌قدر عاشقانه به سوی حسین(ع) برویم، معجزه فطرت است

  خداوند یک چشمه از آن را به مدد حسین(ع) به ما نشان داده است. اگر می‌گوییم امروز نوبت بازگشت به فطرت است و راهش حسین(ع) است، به این دلیل است که حسین(ع) شکفته‌ترین بخش فطریِ ماست. و اگر کسی می‌خواهد رشد کند، باید پای این شکوفه را آبیاری کند

علامه طباطبایی: هیچ کس به هیچ مرحله‌ای از معنویت نرسید مگر در حرم مطهر امام حسین(ع) و یا در توسل به آن حضرت

حسین(ع) فطرت ما را شکوفا می‌کند. این اولین تجربه فطری ماست و ما این را تجربه کرده‌ایم و در دیگران دیده‌ایم، حتی در غیرمسلمانان. در کتاب‌های اصول عقاید راه‌ها و مثال‌هایی برای خداشناسیِ فطری وجود ذکر کرده‌اند که انسان فطرت خودش را درک کند. اما شرایط بسیاری از اینها به سهولت فراهم نمی‌شود

اما دسترسی به محبت اباعبدالله(ع) در فطرت خیلی آسان است. انسان خیلی راحت می‌تواند به جلسه روضه اباعبدالله(ع) برود و کمی با حسین(ع) آشنا شود تا ببیند حسین(ع) چطور دلِ آدم را آتش می‌زند، بعد فکر کند که اگر دستِ دلِ انسان به خدایِ حسین(ع) برسد، این محبت (حب الله) با دل انسان چه خواهد کرد.

وقتی آدم‌های علم‌ زده به جان فرهنگ بیافتند، دسته‌های عزاداری حسین(ع) را بی‌ارزش می‌کنند

  در دسته‌های عزاداری، «احساسات حسینی» که از فطرت نشأت گرفته است را می‌توان به خوبی مشاهده کرد

وقتی عده‌ای انسان‌های روشن‌ ضمیر و دیندار که معرفتشان از شعور فطری نشأت گرفته است در مدیریت فرهنگی جامعه در ابعاد مختلف قرار بگیرند، زیباترین صحنه‌های رونق‌یافته در جامعه، دسته‌های عزاداری خواهد بود

اینها هستند که سخن حضرت امام(ره) را می‌فهمند که فرمود: هر مکتبى هیاهو مى‏خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبى تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش توى سر و سینه زدن نباشد، حفظ نمى‏شود.

تماشا کردن برای شکوفایی فطرت یعنی دیدنِ خوبان عالم، خوبی‌ها و آثار خدا

 یک راه برای اینکه فطرت شکوفا شود این است که انسان به تماشا برود. تماشا کردن برای شکوفایی فطرت یعنی خوبی‌ها را ببینیم، خوبان عالم را ببینم و آثار خدا را ببینیم. به خاطر اهمیت تماشا کردنِ خوبان بود که آقای بهجت(ره) می‌فرمودند: برای خودسازی مهمتر از کلاس اخلاق، مطالعه زندگی خوبان است

بعضی‌ها سطح لایه‌های حجابی که روی فطرتشان را گرفته نازک است، لذا وقتی خوبان را تماشا می‌کند، می‌گوید من هم دلم می‌خواهد! به همین راحتی حجاب‌های قلبشان کنار می‌رود و فطرتشان شکوفا می‌شود

یکی از جاهایی که خداوند ما را به تماشا دعوت کرده در این آیه شریفه است:

انْظُرُوا إِلى‏ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ إِنَّ فی‏ ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ؛ شما در آن باغها هنگامى که میوه آن پدید آید و برسد بنگرید، که در آن آیات و نشانه‏ هایى براى اهل ایمان هویداست در واقع خداوند می‌گوید نگاه کن شاید فطرتت بیدار شود

     عاشورا از نگاه امام رضا(ع)
حضرت امام رضا (ع) از عاشورا به عظمت و شکوهی بی‌مانند یاد می‌فرمودند و اجر همدلی و همراهی در این طریق را بی‌همانند می‌دانستند

گر چه از زمان وقوع واقعه عاشورا تا روزگار آن حضرت زمان بسیار زیادی سپری شده بود، اما آن حضرت هرگاه در خصوص مصائب و شدائد این روز سرشار از بلا سخن می‌گفتند از کلمه “ما” استفاده می‌کردند آن گونه که گویی زمانی از این واقعه سپری نشده و آن حضرت نیز در آن واقعه حضور داشته و در آن مصائب شریک و سهیم بوده است.
امام رضا (ع) همانند دیگر پیشوایان عالیقدر مکتب تشیع زنده نگاهداشتن نهضت عاشورا و سوگواری بر حضرت امام حسین(ع) را موثرترین و عالی‌ترین روش برای مبارزه با دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) می‌دانستند و محبان و شیعیان را به بر پایی مجالس ذکر و گریستن بر مصائب حضرت سیدالشهدا(ع) ترغیب می‌فرمودند. ‏
در روایتی از آن حضرت آمده : روز شهادت امام حسین(ع) چشم‌های ما را مجروح و اشک‌های ما را روان و عزیز ما را ذلیل گردانیدند پس بر حسین(ع) باید بگریند که اشک ریختن برای او سبب محو گناهان بزرگ است. (امالی صدوق مجلس 27-ص130)
همچنین شیخ صدوق از آن حضرت نقل کرده‌ : هر کس متذکر مصیبت‌های ما اهل بیت شود و گریه کند یا بگریاند، چشم او نگرید در روزی که تمامی چشم‌ها گریان است، و کسی که در مجلسی که امر ما زنده شود بنشیند و علوم ما را فراگیرد و تعلیم دهد، دلش در روزی که تمامی دل‌ها می‌میرند، نمی‌میرد

هر کس که روز عاشورا، روز مصیبت و غم و اندوه او باشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرور او قرار دهد و چشمش را در باغ‌های بهشت به وجود ما روشن سازد و هرکس در روز عاشورا کارهای خود را ترک گوید و شغل خود را واگذارد، خداوند نیازهای دنیوی و اخروی او را بر آورده سازد

‏آن کس که روز عاشورا را روز برکت بنامد و در آن روز در خانه خود، چیزی را ذخیره کند، آن چیز بر او مبارک نباشد.
اگر می‌خواهید اشک بریزید بر حسین بن علی(ع) اشک بریزید که او را همچون قربانی سر بریدند و هیجده مرد از خاندان او را که همانندی نداشتند با او به شهادت رساندند و آسمان‌های هفت‌گانه و تمام زمین بر شهادت آن حضرت گریستند و چهار هزار ملائکه از آسمان برای یاری رساندن به ایشان به زمین نزول کردند که آن حضرت به آنان اذن نداد

پس آن ملائک در جوار مزار آن امام مظلوم همواره زلف آشفته و غبار آلودند تا هنگامی که قائم آل محمد (عج) ظهور کند و از یاران او باشند و شعار و نشانه آنان در آن روز این است: یالثارات الحسین اگر آن قدر بر حسین گریه کردید که اشک دیدگانتان بر چهره شما روانه شد، پروردگار، گناهانی را که از شما سر زده مورد عفو و بخشش قرار خواهد داد.‏
اگر قصد ملاقات خداوند را دارید، در حالی که هرگز گناهی نداشته‌اید، به زیارت حسین(ع) بشتابید. اگر آرزوی محشور شدن با پیامبر(ص)‌ در بهشت را دارید به قاتلان حسین(ع) لعنت بفرستید

اگر در پی ثواب کسانی هستید که با حسین (ع) به شهادت رسیدند، وقتی به یاد او می‌افتید بگویید: یا لیتنی کنت معکم (ای کاش با شما بودم)
ا
گر دوست دارید که در مراتب والای بهشت با ما باشید پس به خاطر غم و اندوه ما اندوهناک و محزون، و به علت شادی ما، مسرور باشید که اگر هر کس سنگی را دوست داشته باشد، خداوند در روز رستاخیر او را با همان سنگ محشور خواهد ساخت (عیون اخبار الرضا(ع)- ج 1- ص 11) سیمای امام حسین (ع) در مدایح و مراثی رضوی‏(
حضرت امام رضا(ع) در دوران حیات پربار خویش شاعران را به سرودن شعر در رثای جد بزرگوار خویش حضرت امام حسین(ع) و مصائب آن حضرت در واقعه عاشورا ترغیب می‌فرمودند که این نکته پس از شهادت آن حضرت نیز ادامه یافت

و لذا در بسیاری از مدایح و مراثی رضوی شاهد آن هستیم که شاعر گاه در کنار مدح و منقبت، و یا مرثیه سرایی برای حضرت ثامن الائمه(ع)، عرض ارادتی نیز به پیشگاه حضرت خامس آل عبا (ع) داشته است که این نکته به تحقیق، امری بسیار جذاب و شایان توجه است



نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">