تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات
  • ۱۱ مهر ۹۶، ۲۰:۰۱ - انیس
    عالی

 

خطبه های در کوفه و شام . صحیفه سجادیه . آموزه ها و سیره امام سجاد

چهل حدیث از امام سجاد علیه السلام

امام زین العابدین علیه السلام. پیام رسان و زبان گویای حماسه عاشورا

امام زین العابدین علیه السلام. پیام رسان و زبان گویای حماسه عاشورا

5 شعبان 38 هجری در مدینه متولد مادرش دختر یزد گرد سوم (پادشاه ساسانی) شهر بانو ،بانوئی که در خواب فاطمه(س) را میبیند که به او میگوید بزودی مسلمانان بر شما پیروز و تو اسیر میشوی و همسر آینده فرزندم خواهی شد و این اتفاق با حمله عمر به ایران پیش می آید

شهربانو بعد از تولد امام سجاد به علت تب شدید از دنیا میرود شرافت این زن آن است که مادر نُه نفر از ائمه طاهرین می‌شود و چنانچه امام حسین ع اب الائمه است این زن نیز ام الائمه است

گرچه امام سجاد ع با اهل‌بیت ع در همه فضایل وجه اشتراک دارند و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست، اما از نظر گفتار و کردار شباهت تامّی به جدشان امیرالمؤمنان ع دارد

امام سجاد سه سال قبل از شهادت جدش علی(ع) و در حالی که در جمل بودند متولد میشود

سیدالساجدین(ع) سجده، زیباترین و بهترین نماد برای اطاعت و خضوع در برابر کسی است به این معنا که اگر کسی بخواهد نهایت پذیرش فرمان و اطاعت خود را بیان دارد، سجده می تواند آن را به بهترین و کامل ترین شکل نشان دهد

از این رو خداوند برای بیان فرمانبری و اطاعت در مقام قدس الهی، از همه فرشتگان خواسته است تا بر آدم سجده برند با سجده می توان امور دیگری را نیز نشان داد که از آن جمله می توان به پذیرش تسخیر و حکومت و ربوبیت از سوی سجده کننده نسبت به سجده شونده اشاره کرد

همین مسایل و امور موجب شده است تا ابلیس از سجده بر آدم(ع)سرباز زند و کفر و نافرمانی پنهان خویش را آشکار سازد و در آزمون اطاعت پذیری از راه سجده شکست بخورد و گرفتار هبوط شود

ابلیس با تمرد و سرکشی خود به ظاهر تسخیر و ربوبیت و خلافت الهی انسان را نپذیرفت ولی در عمل و تکوین نمی توانست از آن سرباز زند

البته اوج اطاعت را می بایست در همان سجده دید که از روی رغبت و گرایش باطنی و خضوع و خشوع انجام می گیرد

با توجه به این زمینه است که مقام ساجدین، در حوزه عبودیت، از برترین و بالاترین مقاماتی است که بشر می تواند به آن برسد. در میان اولیای الهی هرکسی در یک یا چند امر مظهریت می یابد که در اصطلاح و کاربردهای عرفانی آنان اسوه آن امر شناخته می شوند و کسانی که از آن اسوه در آن امر اطاعت و پیروی می کنند به عنوان «علی قلب فلان» شناسایی و معرفی می شوند

امام سجاد(ع) اسوه عبودیت است از این رو وی را زین العابدین و زینت عبادت کنندگان می نامند. عبودیت آن حضرت در زیباترین جلوه اش به شکل سجده، خود را نشان می دهد. سجاد یعنی بسیار سجده کننده نیز نامیده اند. این سجده امام(ع) بیانگر نهایت عبودیت، خضوع و اطاعت در برابر خداوند است

بی گمان امام(ع) را باید اوج عبودیت خاضعانه و خاشعانه دانست که از روی خشیت عالمانه رنگ از رخسارش می پرد و چهره اش به زردی می گراید.

گریه امام سجاد علیه السّلام در فراق شهیدان

روایت شده در باره امام سجاد ع با آن مقام حلم و برد بارى که داشت که در وصف نگنجد، بسیار گریه بر پدر بزرگوارش مى نمود و بر یاد آن مصیبتت ها صاحب شکوى و اندوه عظیم بود

چنانکه از امام صادق ع روایت است که فرمود: امام مدت چهل سال بر پدر بزرگوار خود گریه نمود و در این مدت چهل سال ، روزها و روزه و شبها به عبادت قیام دشات و چون هنگام افطار مى شد، غلام آن حضرت آب و طعام در پیش روى آن جناب حاضر مى نمود و از امام مى خواست تا از آنها میل فرماید

امام می فرمود: (قتل ابن رسول الله)؛ یعنى فرزند رسول خدا را گرسنه شهید نمودند، فرزند پیغمبر را در حالى که عطشان بود شهید کردند

پیوسته این سخن را مى گفت تا آن طعام از اشک چشم آن حضرتت تر مى گردید و آب آشامیدنى نیز با اشک دیدگانش ممزوج مى شد و به این حال بود تا اینکه از دار دنیا وفات کرده و با پروردگار ش ملاقات نمود

از غلام امام سجاد علیه السّلام روایت است که گفت : روزى امام علیه السّلام به صحرا تشریف بردند و من نیز به دنبال ایشان رفتم، دیدم که آن جناب روى سنگ درشتى به سجده رفت و من هم ایستاده گوش دادم صداى گریه و ناله او را مى شنیدم و شمردم هزار مرتبه در آن سجده مى گفت :

(لا اله الا الله)؛ سپس سر مبارک از سجده برداشت در حالتى که صورتت و ریش ‍ مبارکش از آب چشمانش تر گردیده بود.
عرض کردم : اى سید و مولاى من ! آیا وقت آن نرسیده که اندوه شما تمام و گریه تان اندک شود؟ فرمودند: واى بر تو! یعقوب بان اسحاق بن ابراهمى ع ، نبى بن نبى بوده و دوازده پسر داشت

خداوند یکى از پسرانش را از نظر او غائب گردانید، از اندوه هجران او، موى سرش سفید گشت و از انبوه غم کمرش خم شد و چشمانش از بسیارى گریه، نابینا گردید و حال آنکه هنوز فرزندش زنده بود،

ولى من به چشم خود دیدم که پدر و برادر و هفده نفر از اهلبیتم در برابر چشم خویش، آن دشمنان کافر کیش، کشته و بر خاک افکندند پس چگونه اندوه من تمام و گریه ام اندک شود؟ (امالی صدوق ص140) (لهوف سید بن طاووس، ص380

حضرت سجاد ع بنیانگذار فرهنگ سوگواری و گریه در میان مؤمنان، بعد از شهادت پدر ارجمند خویش در حدود 35 سال امامتش به این روش ادامه داد تا جایی که یکی از بکائین پنجگانه تاریخ نامیده شد

زمینه‌ساز انقلابی عظیم

مقایسه اوضاع جامعه در ابتدای دوران امامت حضرت سجاد با انتهای آن به وضوح بیانگر وسعت فعالیت آن حضرت در طول این 34 سال است

شیوه مواجهه امام با حاکمان بسیار بیرحم دوران خود، جهت گیری هدف دار در برابر عالمان دنیا زده، راهنمایی های دقیق و تشکیلات ساز ایشان به اندک شیعیان باقی مانده و برخورد آن جناب با عموم مردم، در کنار هم، مجموعه ای منسجم و کاملا برنامه ریزی شده از اقدامات را نشان می دهد که نتیجه اش را امام باقر و امام صادق ع برداشت کردند

این در حالی است که محضر درس فرزندش امام باقر ع ، حلقه تجمع افراد بسیاری است که به شوق فراگیری معرفت، نزد حضرت جمع شده اند. روشن است که چنین تغییری یک شبه اتفاق نمیافتد

عصر اختناق و خشونت

بعد از شهادت امام حسین(ع) چنان جو رعب و وحشت بر حجاز و عراق حاکم شد که امام سجاد(ع) با اشاره به این وضع ناگوار می فرمود: ما بمکه و المدینه عشرون رجلا یحبنا؛ در تمام مکه و مدینه حتی بیست نفر هم ما را دوست ندارند

فضل بن شاذان یکی از محدثان برجسته شیعه در زمان امام جواد(ع) می گوید: در آغاز امامت علی بن الحسین(ع) جز پنج نفر، پیرو (جان برکف) او نبودند که عبارتند از: سعید بن جبیر، سعید بن مسیب، محمدبن جبیربن مطعم، یحیی بن ام الطویل و ابوخالد کابلی.
حکومت سیاه عبدالملک
بیست و یک سال از امامت امام سجاد(ع) با خلافت عبدالملک مصادف بود. عبدالملک مردی ستمگر بود. پیش از حکومت، اوقات خویش را در مسجد می گذراند به طوری که او را حمامه المسجد؛ کبوتر مسجد می گفتند. پس از مرگ پدرش مروان بن حکم هنگامی که خلافت به او رسید، سرگرم خواندن قرآن بود، با شنیدن این خبر، قرآن را بست و گفت:

اینک بین من و تو جدائی افتاد و دیگر با تو کاری ندارم. او پس از شکست دادن عبدالله بن زبیر وارد مدینه شد و ضمن سخنانش گفت: من نه همچون خلیفه خوار شده (عثمان)، نه همچون خلیفه آسانگیر (معاویه) و نه مانند خلیفه سست خرد «یزید» هستم، من این مردم را جز با شمشیر درمان نمی کنم

عبدالملک به قدری ظلم کرد که نور ایمان در دلش خاموش شد. خودش به سعید بن مسیب گفت: چنان شده ام که اگر کار نیکی انجام دهم، خوشحال نمی شوم و اگر کار بدی از من سر زند، ناراحت نمی گردم. سعید گفت: مرگ دل در تو کامل شده است.
حجاج، عامل خونریز عبدالملک
مسعودی می نویسد: عمال عبدالملک مانند: حجاج بن یوسف ثقفی، حاکم عراق «مهلب»، حاکم خراسان و «هشام بن اسماعیل»، حاکم مدینه نیز همچون خود عبدالملک سفاک و بی رحم بودند. حجاج در مدینه گردن گروهی از صحابه مانند «جابر بن عبدالله انصاری»، «انس بن مالک» و «سهل ساعدی» را به قصد خوار کردن آنان داغ نهاد

دستاویز او در این کار، آن بود که اینان کشندگان عثمان هستند. وقتی از مدینه بیرون رفت، گفت: این شهر از همه شهرها پلیدتر است؛ اگر سفارش امیر نبود، این شهر را با خاک یکسان می کردم. پس از آنکه حجاج مکه و مدینه را مطیع ساخت، عبدالملک او را به ولایت کوفه و بصره فرستاد

وقتی وارد کوفه شد، سر و صورت خود را بسته بود و به طور ناشناس وارد مسجد شد، صف مردم را شکافت، بر منبر نشست و مدتی خاموش ماند. سپس روی خود را گشود و سخن آغاز کرد: مردم کوفه! سرهایی را می بینم که چون میوه رسیده، موقع چیدن آنها فرا رسیده و این کار به دست من انجام می گیرد

ورود حجاج به بصره نیز همچون ورودش به کوفه بود. همراه دو هزار نفر از شامیان و چهارهزار از نیروهای دیگر وارد بصره شد و به مسجد رفت. به یارانش سفارش کرد: «وقتی صحبت می کنم، اگر عمامه از سر برداشتم، همه را از دم تیغ بگذرانید

او بر منبر رفت و گفت: «خلیفه وقتی مرا منصوب کرد، دو شمشیر به من داد؛ یکی شمشیر رحمت و دیگری شمشیر عذاب، شمشیر رحمت در بین راه از دستم افتاد.» سپس عمامه از سر برداشت. یارانش به مردم حمله کردند و به قدری از آنان کشتند که خون تا درب مسجد و بازار جاری گردید

مردم مسلمان عصر امام به علت تبلیغات و فعالیتهای سیاسی و فرهنگی حکومتهای نامشروع در برابر حقایق سیاسی و مذهبی در نهایت جهالت و بی دینی به سر می بردند

نوآوری و عقاید گمراه کننده و باطل به عنوان احکام و عقاید مذهبی، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود

در چنین شرایطی، بزرگترین و مهمترین مسئولیت امام سجاد ع احیای مجدد اسلام ناب محمدی (ص)، تبیین جایگاه امامت و رهبری اهل بیت ع مبارزه با جهالت سیاسی و مذهبی مردم و تربیت مجاهدان واقعی بود

امام ع می باید در برابر حقایق سیاسی اسلام روشنگری می کردند بویژه که درباره امامت و رهبری و افشاگری علیه حکومتهای غاصب و ظالم و ترویج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود که شیعیان و مسلمانان را برای مبارزه و جهاد علیه ظلم، بدعت و گمراهی آماده می ساختند

آن حضرت موفق شدند که در سخت ترین شرایط و با استفاده از بهترین شیوه های تبلیغاتی و مبارزاتی، در اهداف خویش موفق و پیروز شوند.

زندگی امام پر از حوادث است هتک حرمت به اندازه ای است که بنی امیه در زمان امام اسبهایشان را در مسجد النبی کنار قبر پیامبر میبندند

امام على ‏بن ‏الحسین(ع)، مشهور به زین ‏العابدین و سجاد، در هنگام حادثه کربلا 22 یا 23 سال سن داشته و بنا بر نظریه بیشتر دانشمندان اسلامى از برادر شهیدش حضرت على ‏اکبر، کوچکتر بوده

امامت در زمانی به امام سجاد(ع) منتقل شد که کل خاندان رسالت در اسارت امویان بسر میبردند در این دوره آل علی آماج تیرهای ستم و تهمت سیاستمداران بنی امیه قرار داشتند

ارزش های دینی دستخوش تحریف امویان قرار گرفته، روحیه شجاعت اسلامی و باورهای دینی مردم سست و احکام دینی و اجتماعی بازیچه نالایقان اموی شده، امام چون کوهی استوار رسالت مکتبی و پیام رسانی کربلا و به نقل و بحث احادیث پیامبر میپردازد

وی در مسیر مکه به کربلا بیمار در عین حال از کاروان پدر عذری نمیخواهد در روز عاشورا وقتی پدر را تنها میبیند عصا به دست و شمشیر آماده چند بار به یاری پدر می شتابد ولی خواهرانش و خود امام مانع شده و می گویند زمین نباید از حجت خدا خالی بماند.

از مدینه تا کربلا با پدر

در طول مسیر مکه تا نینوا، امام سجاد(ع) همراه کاروان امام حسین(ع) بوده که پس از گذشتن از یکی از منازل بین راه حضرت در حالی که بر پشت اسب خود در حال حرکت بودند چند لحظه به خواب رفتند بعد که بیدار شدند فرمودند انا لله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین و آن را دو یا سه بار تکرار کردند

پس فرزندشان علی بن الحسین به سوی ایشان روی کرده، عرض کرد: برای چه استرجاع نمودید؟ حضرت فرمود: پسرم! من کمی به خواب رفتم شخصی که به اسبی سوار بود در پشت اسب این کلام را برای من می گفت: این قوم سیر می کنند و قاصد مرگ هم به سوی آنها حرکت می کند

من هم دانستم خبر مرگ ابلاغ شده است فرزندشان به بابا عرض کرد: پدر جانم! خداوند به شما بدی نرساند، آیا ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: بلی، قسم به خدایی که بازگشت همه بندگان به سوی اوست

علی بن الحسین جواب داد: بنابراین ما در حالیکه بر حقیم، نسبت به مرگ هیچ باکی نداریم امام حسین (ع) به او فرمودند: خداوند به تو بهترین جزای خیری که از پدری به فرزندش می رسد، عنایت فرماید

این قضیه پس از کوچ کردن از منزل «قصر بنی مقاتل» نقل شده و منزل «ثعلبیه » با تفاوتی مختصر نیز گزارش شده (مقتل الحسین، تالیف خوارزمی، جلد 1 ص226) از این حدیث به خوبی به دست می آید که حضرت علی بن الحسین (ع) دائماً در کنار پدر بوده و در طول این سفر در خدمت ایشان قرار داشته و حتی سخنان پدر را نیز به خاطر سپرده است.

بیماری در کربلا
در اسناد تاریخی بیمار بودن حضرت در شب عاشورا است و این بیماری نیز به گونه ای نبوده که حضرت را از حضور در جمع اصحاب مانع شود حضرت می توانستند بنشینند و در جمع حاضر باشند و یا رفتار پدر را تحت نظر داشته و کلام او را بشنوند و به گریه افتاده و سکوت کنند

علی بن الحسین (ع) فرمود: هنگامیکه پدرم نزدیک مغرب در شب عاشورا اصحاب را جمع کرد برای اینکه آنها را مرخص کند من نزدیک او شدم تا آنچه را برای آنها می گوید بشنوم و من در آن هنگام مریض بودم، پس شنیدم که پدرم به اصحابش سخنانی را می فرمود

حضرت سجاد (ع)فرمودند من در آن شبی که پدرم در صبحش به شهادت رسید نشسته بودم و عمّه ام حضرت زینب نزد من مشغول پرستاری من بود، در این هنگام پدرم در پنهانی از اصحابش کناره گرفت و نزد او «جون» بنده ابوذر غفاری بود و او شمشیرش را اصلاح می کرد و پدرم اشعاری را قرائت می کرد

آن اشعار را دو بار یا سه بار تکرار کرد تا آنکه من آن را فهمیدم و آنچه را می خواست، دانستم

پس گریه راه گلویم را بند آورد اشکهایم را پاک کردم و سکوت اختیار کردم و دانستم که بلا، نازل شده است. ولی عمه ام هم آنچه من شنیدم شنید و او زن است و زنها دارای رقّت قلب و جزع می باشند، پس نتوانست خود را کنترل کند تا آخر حدیث شریف که مفصل داستان برخورد حضرت زینب با امام حسین ع و غش کردن حضرت زینب و بهوش آوردن ایشان و کلام امام حسین ع با خواهر، از طرف حضرت سجاد (ع) نقل می شود و سپس می فرماید: بعد پدرم حضرت زینب را آورد تا او را کنار من به زمین نشانیده. (تاریخ طبرسی ج3 ص 316 الارشاد شیخ مفید ص 232

بنابراین حضرت فقط در شب عاشورا مریض بوده اند و البته این مرض در روز عاشورا به خصوص در هنگام وداع آخرین با پدر به شدت رو به وخامت گذاشته و حال جسمانی حضرت در آن موقع بسیار وخیم گزارش شده که دیگر حتی توانایی نشستن هم نداشته اند (بحار الانوار از کتاب المقتل)

احمد بن حنبل نقل می‌کند که سبب بیماری امام سجاد ع در کربلا این بود که گوشه ای از یک زره دستش را مجروح کرد. این مطلب را نمی‌توان قطعا رد یا قبول کرد ولی به هر حال با توجه به ضرورت ادامه حیات حضرت امام زین العابدین ع بعد از پدر بزرگوارش، حکمت الهی اقتضا می کرد تا او در هنگامه نبرد در روز عاشورا، مریض باشد.

منابع: بحارالانوار ج 44 ص298 حدیث3و ج45 ص1 الارشاد ص231 بحارالانوار، ج 46 ص41 حدیث36

امام سجاد(ع) در قالب شکایت و دعا به تعلیم و تربیت و جبران انحرافات که در دین وارد شده میپردازد قسمتی از این دعاها به نام صحیفه سجادیه گردآوری شده که آنرا زبور آل محمد هم میگویند در حقیقت این کتاب در لباس دعا تعلیم دهنده دین و اخلاق است و چگونگی ستایش خدا و معنای واقعی صلوات (بخصوص آل محمد) را تاکید و مطرح میسازد

در این دعاها وظائف والدین فرزند حقوق افراد شکیبائی در مقابل سختیها و معجزات علمی (ای خدائی که وزن تاریکی و نور سایه و هوا را میدانی ؛ خدایا با قدرت خود آب آشامیدنی دشمنان را به بیماری و با بیامیز)

امام از سلاح دعا برای خنثی کردن حوادث گاهی استفاده میکرد آنقدر جاذبه دعا و کلمات بالا بود که محبوبیت خاصی بین مردم، بخصوص اهل سنت پیدا کرد و از طرفی کلیه مصیبتها و مشکلات زمان خود را به وسیله دعا بیان فرموده اند

زیرا اسلام و ارزشها دست خوش تحریف بنی امیه و امویان (افرادی چون، معاویه، یزید، ابن زیاد ،مروان، عبدالملک و حجاج) شده بود

امام بهترین بهره برداری از نهضت عاشورا را برای مبارزه با یزید و جانشینش کرد و همه جا خط سرخ تشیع را دنبال میکرد و با فرهنگ تقیه هم گاهی باعث حفظ تشیع میشد امام احساس گناه را بر مردم شعله ور کرد به طوری که بنیاد 5 جنبش را باعث شد

ضمنا کوفه در این زمان وضعیت خاصی داشت و گوشه کنار گروه ها با خشونت بر صدد انتقام بودند و به طرز وحشتناکی افرادی که در کشتن حسین و یارانش دخالت داشتند مثله و قطعه قطعه میکردند

قیام های زمان امام در پی روشنگری ها

جنبش توابین شیعیان معروف کوفه، برای جبران بی وفائی ها و به خونخواهی حسین قیام کرده و از امام سجاد میخواهند که به کوفه برگردد امام مخالفت کرده و امور مربوط به توابین و مختار را به محمد حنفیه که مورد اطمینانش بود، سپرد البته گروهی با شیطنت و برنامه تصمیم داشتند بین امام و محمد اختلاف و جدائی بیاندارند 65 ه ق

جنبش مختار: اولین سال حکومت عبدالملک ،مختار قیام میکند، امام چهار نفر را برای ارتباط با قیام کنندگان انتخاب، یکی از آنها یحیی میباشد که حجاج او را دستگیر و از او میخواهد که به خاندان نبوت دشنام ولی در مقابل امتناع یحیی وی را با وضعیت بدی شکنجه و به قتل میرساند این قیام هم در نزد امام بیشتر عاطفی است،

ولی با این حال، مختار زمانی که سر عبیدالله زیاد را برای امام فرستاد، فرمود: جزی الله المختار خیرا آنقدر انحراف در بین کوفیان بوجود آمده بود که امام را وادار کرد تا از موضعگیری و برقراری ارتباط مستقیم و حمایت کامل از مختار خودداری کند و چاره ای غیر از این نبود، مردم هم بین دو برادر یعنی محمد حنیفه و امام هم، مردد هستند، مدت زیادی هم نکشید که توسط زبیریان سرکوب شدند (67هجری)

انقلاب مدینه: (انقلابی علیه حکومت ستمگر) (امام این حرکت را چون ماهیت شیعی نداشت نصیحت کرده و عواقب بد آنرا پیش بینی میکند) عده زیادی را در سرزمین حره توسط سپاه یزید کشته و باقیمانده ها که به قبر پیامبر پناه برده اند.

امام برای جلوگیری از قتل عام مردم مداخله و در این جریان جان سالم میبرد و زمانی که با فرمانده سپاه یزید روبرو میشود به واسطه دعای مخصوصی که میخواند ترس بر فرمانده آشکار شده و تقاضای امام را مبنی بر آزاد گذاشتن حدود چهار صد نفر پناهنده را که به او متوسل شده اند میپذیرد بعد از یزید، پسرش معاویه صغری بالای منبر پدر رفته ، پدر و جدش معاویه را اظهار تنفر و لعنت میکند و خلافت را حق امام سجاد میداند و از منبر پائین آمده و خلافت را رها کرده کمتر از چهل روز زنده نبود

بدین گونه خلافت بنی امیه حکومت به دو نفر واگذار میشود یکی عبدالله بن زبیر که با یزید بیعت نکرده بود و خلافت حجاز یمن و عراق را به عهده میگیرد و دیگری مروان که بر شام و مصر مسلط میشود. مدت خلافت ایشان هم کمتر از 9ماه بود و دائم در جنگ با ابن زبیر بود و از دنیا میرود و فرصتی نداشت که با امام روبرو شود.

پس از مروان پسرش عبدالملک خونخوار که 21 سال حکومت کرد و بسیاری از شیعیان را کشت و حجاج بن یوسف ظالم را به حاکمیت عراق فرستاد و میگویند حدود 120هزار از شیعیان را کشت.

امام رسالت دیگر یعنی تربیت شاگردانی چون ابو حمزه ثمالی و 170 شاگرد دیگر میپردازد امام وقتی نفوذ مسیحیت (رومیان) را، از جهت رایج بودن سکه با شعار و علائم مسیحیت یا پارچه هائی با علائم، به عبدالملک پیشنهاد و طرز ساخت سکه به نام وحدانیت خدا و نام پیامبر را میدهد و انجام میشود. عبدالملک و فرزندش هشام که نفوذ زیادی در حکومت پدر داشت

وقتی در سفر حج متوجه تجمع مردم به دور امام میشوند و امام هم نسبت به آنان بی اعتنائی میکنند و شاعر معروف فرزدق هم برای امام سروده هائی می سراید و باعث تبعیدش نیز شد حسادت کرده و عصبانی میشوند و تصمیم میگیرند که امام را به شام تبعید نمایند و او را دست بسته به شام برده و با وساطت دانشمند معروف زهری امام را آزاد و به مدینه میفرستند

زهری هم وقتی امام برایش نامه نوشته و به او می فرماید بازیچه دست حکومت نشو و جایگاه علمی خود را ضایع نکن، بعدها از ارادتمندان امام میگردد عبدالرحمن: درسال81 هجری علیه حجاج شورید و تا سال 83 طول کشید و عبدالملک را از خلافت خلع میکند .

عبدالملک از دنیا میرود و برادرش ولید به خلافت میرسد او هم شرائط را بر امام سخت میگیرد.امام یکی از کارهایش خرید بردگان و تربیت آنان و سپس آزاد کردن آنها بود . امام توانست شیعه را حیاتی نو بخشد و زمینه را برای فعالیتهای آینده امام باقر و امام صادق فراهم کند. ولید امام را مزاحم خود می بیند و وی را مسموم مینمایند و به شهادت میرسانند.

هنگام غسل امام، متوجه خراش و سیاهیهای ناشی از اطعام رساندن به تهی دستان و ایتام، میشوند.. بعد از امام سجاد(ع) گروهی زید پسرش را به علت قیام با شمشیر امام میدانستند و او که مردی فاضل و عالم و شجاع بود و به گروه زیدیه معروف میشوند.

زیدیه خواب راحت را از امویان میگیرند و بارها امام آنها را هدایت و نصیحت کرد . زندگی سیاسی امامان دارای اصولی مشترک است ولی در هر دوران با توجه به مقتضای شرائط یک خط مشی برهه ای اتخاذ میکردند، امام علی و امام حسن و امام حسین به مبارزه مسلحانه و برخورد سیاسی مبادرت نمودند ولی در زمان امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق ،شرائط جدیدی پیش آمد و تلاشهای فرهنگی و علمی و جهاد عقیدتی را پیش گرفتند

امام کاظم و امام رضا و امام جواد (علیهم السلام) جنبه سیاسی بر سایر جوانب مبارزاتی اولویت داشت. از دیگر صحنه های فعالیت امام سجاد ، تلاش اقتصادی برای تامین معاش خاندان بود. امام پس از بازگشت از اسارت در مدینه به فعالیت کشاورزی پرداخت .امام چشمه جدید را احیا کرده و نخلستانی بزرگ را آباد کرد و از درآمدشان به معیشت خانواده شهدای کربلا رسیدگی می فرمود .

تصمیم یزید بر قتل امام
پس از واقعه‌ی کربلا، یزید تصمیم گرفت امام سجاد ع را نیز از میان بردارد. به همین دلیل در ملاقات‌هایی که در کاخ خود با او و سایر اسرا داشت، منتظر بود از او حرفی بشنود که بهانه‌ای برای قتلش باشد. یک روز امام را به کاخ خود فرا خواند و از او سوالی پرسید. امام در حالی که تسبیح کوچکی را در دستش می‌گرداند، به او پاسخ داد

یزید گفت: چگونه جرأت می‌کنی موقع حرف‌زدن با من تسبیح بگردانی؟ امام فرمود: پدرم از قول جدم فرمود هر کس بعد از نماز صبح، بی‌اینکه با کسی سخن بگوید، تسبیح در دست بگیرد و بگوید: اللهم انی اصبحت و اسبحّک و امجدک و احمدک و اُهللک بعدد ما ادیر به سبحتی سپس تسبیح ‌در دست، هر چه می‌خواهد بگوید، تا وقتی به بستر می‌رود، برایش ثواب ذکر گفتن منظور می‌شود

پس هر گاه به بستر رفت، باز همین دعا را بخواند و تسبیح را زیر بالش خود بگذارد، تا موقع برخاستن از خواب نیز برای او ثواب ذکر خدا منظور می‌شود. من هم به جدّم اقتدا می‌کنم.
یزید گفت: با هیچ کدام از شماها سخنی نگفتم، مگر اینکه جواب درستی به من می‌دهید. پس دستور داد امام را آزاد کنند. در روایت دیگری نیز چنینی آمده : بعد از خطبه‌ی حضرت زینب سلام الله علیها که سبب رسوایی یزید شد، او از شامیان نظر خواست که با این اسیران چه کنم؟ عده ای از شامیان گفتند: آنها را از دم شمشیر بگذران

یکی از انصار به نام « لقمان بن بشیر» گفت: ببین اگر رسول خدا ص بود با آنان چه می‌کرد؛ تو نیز همان طور رفتار کن. امام باقر ع نیز که در مجلس حضور داشت، سخنان قاطعی گفت که یزید را از قتل اسرا منصرف کرد. یزید سر بر زیر انداخت و سپس دستور داد آنان را از مجلس بیرون ببرند

در روایتی نیز امام سجاد ع به «منهال» فرمود: هیچ بار نشد که یزید ما را احضار کند و ما گمان نکنیم که می‌خواهد ما را بکشد. به هر حال با توجه به شواهد متعدد تاریخی، یزید بارها تصمیم قطعی به قتل امام سجاد و همراهان ایشان داشته ولی خداوند هر بار آنها را نجات داده است

منابع: بحارالانوار، ج 45،‌ ص 200 و 135

اقدامات امام سجاد علیه السلام

همراهی با پدر با بیماری و تب سخت در کربلا

یار و مددکار خواهر در رنج و سختیهای اسارت

پیام رسانی و تثبیت ارزش های نهضت و عرصه جهاد فرهنگی و تبیین آرمان های آن قیام مقدس

افشای فساد بنی امیه و خاندان نا پاک آن

دفاع از مظلوم و انتقام از ظالم با خطبه و سخنان حماسى و مخلصانه

بارور ساختن یاد و خاطره حماسه‏ سازان عاشورا در نهاد جامعه اسلامى

سخنان شکننده و افشاگرانه او در مسجد اموی شام

شعله ور نمودن احساس گناه در مردم و روحیه انتقام جوئی در آنان

سخنان روشنگرانه به هنگام عزاداری بر مزار پیامبر بعد از واقعه کربلا

حمایت و رسیدگی به معیشت خاندان شهدا

در عصر نومیدى از پیروزى و حرکت مسلحانه سخن گفتن

مبارزه با غلو گرایان زمان خود

هدایت منحرفین و فریب خوردگان در اثر تبلیغات بنی امیه و مروانیان و جبرگرایان که تلقین می کردند که عاشورا و کشته شدن امام کار خدا بود

حمایت و هدایت مبارزین و انتقام جویان از خون شهدا

آماده کردن زمینه انقلاب فرهنگی برای فرزند و پیشوای بعد از خود

نقل و بحث احادیث پیامبر که سالها ممنوع شده بود

تبیین تفکر اصیل اسلامى، براى جامعه

تربیت شاگردانی چون ابو حمزه ثمالی و 170شاگرد دیگر

خرید بردگان و تربیت آنان و سپس آزاد کردن آنها

تلاشهای فرهنگی و علمی و جهاد عقیدتی

الگوى خدمت رسانی به قافله ای از مسلمانان در سفر حج به صورت ناشناس

چرا زین العابدین(ع) به مبارزه سیاسی نپرداخت؟

امام سجاد(ع) پس از شهادت پدر، در ایام اسارت و در شرایط اختناق، امامت را به عهده گرفت و این شرایط سخت تا پایان امامت وی ادامه یافت

امام سجاد(ع) با شش حاکم جور معاصر بود که عبارتند از :

۱- یزید بن معاویه، ۲- عبدالله بن زبیر، ۳- معاویه بن یزید، ۴- مروان بن حکم، ۵- عبدالملک بن مروان و ۶- ولیدبن عبدالملک.

مسعودی نوشته است: حضرت سجاد(ع) امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار عهده دار گردید. در چنین مقطع زمانی، آیا امام(ع) می توانست دست به مبارزات سیاسی و فعالیت های گسترده فرهنگی و اجتماعی بزند؟ به نظر می رسد پاسخ منفی است به دو دلیل:

۱- جو اختناق و کنترل شدیدی که حکومت ها پس از شهادت امام حسین(ع) به وجود آورده بودند؛ این اختناق سبب شد مبارزات سیاسی یا مسلحانه نتیجه ای جز هدر رفتن نیروها نداشته باشد. چنانکه مبارزات زمان آن حضرت تماما به شکست انجامید. برای درک این وضعیت اسفبار توجه به دو روایت زیر سودمند است:

الف) «سهل بن شعیب» یکی از بزرگان مصر می گوید: روزی به حضور علی بن الحسین(ع) رسیدم و گفتم: حال شما چگونه است؟، فرمود: فکر نمی کردم شخصیت بزرگی از مصر مثل شما نداند که حال ما چگونه است؟ اینک اگر وضع ما را نمی دانی، برایت توضیح می دهم:

وضع ما در میان قوم خود مانند وضع بنی اسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را می کشتند و دخترانشان را زنده نگه می داشتند. امروز وضع ما چنان دشوار است که مردم با ناسزاگویی به بزرگ و سالار ما بر فراز منبرها به دشمنان ما تقرب می جویند.
ب) زراره بن اوفی می گوید : دخلت علی علی ابن الحسین(ع) فقال: یا زراره الناس فی زماننا..... و اما الشاه بین اءسد وذئب و ثعلب و کلب و خنزیر حضرت در این روایت حاکمان را به شیران درنده و مسلمانان را به گوسفندان اسیر در چنگ درندگان تشبیه کرده است.

۲- شرایط ناسالم فرهنگی آن روزگار؛

براثر فعالیتهای ناسالم حکومت های وقت و انگیزه های مختلفی که در آن زمان وجود داشت مردم به طرف بی بند و باری سوق داده شدند و با چنین مردمی هرگز نمی شد کارهای بنیادی انجام داد مگر این که تحولی معنوی در آنان به وجود آید. در این موقعیت تمام تلاش حضرت سجاد(ع) این بود که شعله معنویت را روشن نگه دارد و این جز از راه دعاها و نیایش ها و تذکارهای مقطعی حضرت به خوبی از عهده آن برآمد، ممکن نبود

در مورد رواج فرهنگ غلط بی بند و باری و فحشا در آن عصر، یکی از محققان می نویسد: در مدینه مجالس غنا و رقص برپا می شد و چه بسا زنان و مردان با یکدیگر بودند و هیچ پرده ای نیز در میان نبود (الشعر و الغنافی المدینه و مکه ص۲۵۰) ...

عایشه دختر طلحه مجالس مختلط از مردان و زنان برپا می کرد و در آن مجالس با فخر و مباهات آواز می خواند (الاغانی ج ۱۰ ص۵۷) ...

مدینه پر از زنان آوازه خوان شده بود و آنها نقش فعالی در آموزش غنا به دختران و پسران و گسترش آوازه خوانی و اشاعه بی بند و باری و فساد داشتند ....
در تاریخ الادب العربی، ج
۲ ، ص ۳۴۷ چنین آمده : گویی این دو شهر بزرگ حجاز (مکه و مدینه) را برای خنیاگران ساخته بودند تا آنجا که نه تنها مردمان عادی، بلکه فقیهان و زاهدان نیز به مجالس آنان می شتافتند

در این موقعیت، امام سجاد(ع) برای تبیین معارف اسلام و برپا داشتن شجره اسلام و زنده نگه داشتن مشعل معنویت، از سلاح دعا استفاده کرد و بذر معنویت پاشید تا در موقعیت مناسب ثمر دهد.

استمرار حماسه کربلا در پرتو امامت امام سجاد (ع)

وجود مبارک امام چهارم، زین العابدین(ع) از بهترین پیام آوران نهضت حسینی(ع) بوده و گرامیداشت امام سجاد بدون تحلیل نهضت کربلا میسور نیست و در زیارت أربعین حسینی هدف نهضت نجات جامعه از جهالت و ضلالت است؛ باید ببینیم امام سجاد(ع) چگونه این پیام را منتقل کرده است

وجود مبارک زین العابدین(ع) رسالتش بعد از شهادت حسین بن علی(ع) شروع شد

رهبری اینها از کربلا تا شام و از شام تا مدینه به عهده آن حضرت بود

سخنرانی های سیاسی عبادی امام سجاد زبانزد است

استدلال هائی که ایشان در بالای منبر مسجد شام کرده و جوّ را منقلب کرده است، آنها هم روشن است؛ امّا در بخش های دیگر باید دید وقتی حضرت به مدینه آمد، چگونه این نهضت را پیاده کرد.

شیوه امام سجاد(ع) برای رفع جهالت و ضلالت از جامعه

وجود مبارک امام سجاد(ع) این دو هدف را که هدف نهضت حسینی است، در طی سالیان متمادی پیاده کرد، و پیام را رساند

تأسیس حوزه علمیّه برای امام سجاد مقدور نبود، مبارزات علنی مقدور نبود؛ به همان دلیل که برای علی بن أبیطالب 25 سال مقدور نبود. 10 سال هم بعد از شهادت امام مجتبی(ع) ساکت بود. تا فرصت مناسبی فرا رسید و نهضت را آغاز کرد

امام سجاد هم در تمام این مدت فرصت مناسبی برای مبارزه سیاسی و تأسیس حوزه علمیّه نظیر عصر امام باقر و امام صادق (ع) نیافت؛ فقط می توانست از رهگذر دعا و نیایش مردم را روشن کند امام سجاد از این فرصت زرّین حداکثر بهره را برد.

پیام آور کربلا

امام على ‏بن ‏الحسین(ع)، حیات اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و علمى امام سجاد(ع) از زوایاى گوناگون قابل بررسى است

یکى از ابعاد زندگى امام سجاد(ع) همراهى او در قیام کربلا و پیام رسانى آن نهضت بزرگ است قیام بزرگ عاشورا ماندگارترین نهضت اسلامى است که در محرم سال61 قمرى روى داده است

این نهضت داراى دو مرحله بود؛

نخست، آفرینش و شکل‏ گیرى و جهاد و جانبازى و دفاع از اسلام و ... بوده که به رهبرى امام حسین(ع) از نیمه ماه رجب سال 60 هجرى آغاز و در دهم محرم سال 61 هجرى به فرجام رسید.

دوم، دوره پیام رسانى و تثبیت ارزشهاى نهضت و عرصه جهاد فرهنگى و تبیین آرمانهاى آن قیام مقدس بود که به رهبرى امام على ‏بن‏ الحسین(ع) تداوم یافت.

شاهد واقعه: در زمینه حضور امام سجاد در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زین ‏العابدین(ع) در قیام حسینى، مربوط به شب عاشوراست

امام على‏ بن ‏الحسین(ع) در آن شب که بیمار نیز بود، شب غریبى را سپرى کرد و با چشمان خویش عظمت روح و شهامت و وفادارى اصحاب را دید و خود را براى روزهاى واپسین آماده مى ساخت

این بیمارى نیز حکمت و مصلحت الهى براى امت اسلام بوده تا در سایه آن، وجود حجت خداوند در زمین حفظ شود و امر وصایت رسول خدا(ص) تداوم یابد به همین دلیل در میدان رزم کربلا حضور نیافت.

او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود که از کربلا زنده بازگشت تا پرچمدار هدایت امت باشد.

پس از واقعه :

حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) و اصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینى به رهبرى امام سجاد آغاز شد

مسئولیت پیام ‏رسانى عاشورائیان بر شانه ‏هاى امام ساجدان و عارفان، سنگینى مى ‏کرد او مى‏ بایست در عصر ناامیدى از پیروزى حرکت مسلحانه به روش دیگری به بیان مسئله رهبرى و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه‏ هاى امام عدل و نشانه‏ هاى رهبران فاسد و ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایفشان در برابر رهبر عادل و همت براى اصلاح جامعه، بیدار سازد.

هنگام اسارت او را بر شتر بی جهاز و زنجیر بر گردن، میبرند به کوفه که میرسند به افشای مکاران و به معرفی خود پرداخته و جمعیت را گریان و پشیمان از بی وفائیشان کرد سخنان امام سجاد(ع) تحولى شگفت در کوفیان ایجاد کرد و از هر سو بانگ گریه برخاست

مردم یکدیگر را سرزنش کردند مردم کوفه که مجذوب سخنان حماسى و مخلصانه سید ساجدان قرار گرفته بودند، فریاد برآوردند که ما فرمانبردار توایم و از تو نمى‏ بریم و با هر کس که گویى پیکار مى ‏کنیم و با آنکه خواهى در آشتى به سر مى ‏بریم! یزید را مى ‏گیریم و از ستمکاران بر تو بیزاریم امام سجاد(ع) فرمودند: هیهات! اى فریبکاران دغل باز، اى اسیران شهوت و آز

نقش سیاسى امام سجاد(ع) در عصر اسارت و فعالیت‌های سیاسی امام سجاد(ع)

مهمترین عملکرد امام زین‏ العابدین(ع) در زمینه حادثه کربلا عبارتند از؛
الف - انتقاد شدید از موضع فریبکاران کوفى:
روز دوازدهم محرم، اسیران آل محمد(ص) و على ‏بن ‏الحسین(ع) را در حالى که تنى رنجور و آهن و غلى در گردن داشتند وارد شهر کوفه نمودند

على‏ بن‏ الحسین(ع) در سرزنش مردم شهر کوفه چنین فرمود: مردم آیا شما به پدرم نامه ننوشتید و با او بیعت نکردید و پیمان نبستید و فریبش ندادید و به پیکار با او برنخاستید؟ چه زشتکارانید و چه بداندیشه و کردارید

اگر رسول خدا به شما بگوید فرزندان مرا کشتید و حرمت مرا در هم شکستید، شما از امت من نیستید، به چه رویى به او خواهید نگریست؟ سخنان امام سجاد(ع تحولى شگفت در کوفیان ایجاد کرد و از هر سو بانگ گریه برخاست مردم یکدیگر را سرزنش کردند سپس امام بر این نکته تأکید کرد که سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد که نیکوترین سیرت است.
ب - مبارزه با حاکمان اموى:
امام على ‏بن ‏الحسین(ع) نیز همچون دیگر مصلحان آسمانى لحظه‏ اى در راه مبارزه با ستم از پاى ننشست و در مقابل هیچ ستمگرى کرنش نکرد او در عصر اسارت به خوبى ثابت کرد که مى‏ توان حتى در مقابل ستم ‏پیشگانى چون ابن‏ زیاد و یزید که حتى از ریختن خون چون حسین(ع)، ریحانه رسول، ابایى ندارند، ایستاد و حتى کلمه‏ اى که رنگ ذلت داشته باشد بر زبان نراند

اولین رویارویى و برخورد زین ‏العابدین(ع) با حاکمان اموى پس از واقعه کربلا، برخورد و گفتگوى امام با پسر زیاد، حاکم خیره سر کوفه بود.
ج - هدایت خلق به رهبران راستین اسلام و اهتمام به امر به معروف و نهی ازمنکر و مقابله با حاکمان و نهی از تبعیت از ظالمان
د - افشاگرى چهره بنى ‏امیه و بیدارى افکار عمومى بر ضد امویان و زمامداران ناصالح
هـ - منشور جاوید در معرفى اهل بیت(ع :

از درخشان ترین صفحات زندگى پیام آور کربلا، سخنان شکننده و افشاگرانه او در مسجد اموى شام است. امام در این سفر و در این صحنه، در لباس اسارت، همان‏ جهاد عظیمى را انجام داد که حسین ‏بن ‏على(ع) در کربلا در قالب خون و شهادت به انجام رسانده بود. او با یک خطبه، انقلاب شگفتى در قلمرو امپراتورى شام به وجود آورد و تحولى بزرگ در مردم آن سامان که چهل سال به تبلیغات مسموم معاویه خو گرفته بودند، ایجاد نمود.
و - زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان کربلا و نهضت عاشورا :
امویان با توجهیات و تفسیرهای گوناگون، درصدد تحریف و به فراموشی سپردن واقعه عاشورا بودند و امام سجاد(ع) از روشهایی برای احیای آن استفاده کرد و پیروزی امام سجاد(ع) در این زمینه در جور خفقان آن روز چشمگیر است . قیام پدر بزرگوار آن امام(ع) و پایان فاجعه آمیز آن در کربلا، توجه مردم را به دستگاه حکومت و مفاسد آن جلب کرد

اگرچه امام را یاری نکردند ولی بعداً وجدان مردم بیدار شده و در خود احساس گناه می کردند. امام سجاد(ع) برای پیش راندن مسلمانان به سوی نفرت از بنی امیه، این احساس را شعله ور ساخت

وقتی قصابی را می دید که گوسفندی را ذبح می کند، می فرمود: به گوسفند آب بدهید. از جمله راهبردهاى سیاسى امام زین ‏العابدین(ع) در عصر خفقان امویان، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان کربلا که در واقع زنده نگه داشتن فرهنگ شهادت و ایثار بوده، مى‏ باشد.

ز - برانگیختن نهضتهاى خونخواهى حسینى:

آن حضرت(ع) از هر موقعیتی برای یادآوری جنایات یزید در کربلا و حماسه ایثار و شجاعت و شهادت شهیدان کربلا و پدرش امام حسین (ع) استفاده می‌کرد و نمی‌گذاشت تحریف و تغییری در آن ایجاد گردد یا به فراموشی سپرده شود

ترغیب و تشویق به مبارزه جهاد و شهادت
بى ‏شک سخنان بیدارگرانه امام سجاد(ع) و حضرت زینب س در عصر اسارت، وجدانهاى خفته امت اسلام را بیدار ساخت و انگیزه‏ هاى انتقام خواهى و خونخواهى از شهیدان کربلا را در نهاد آنان بارور ساخت تا قیامهاى خونخواهان کوفى در قالب جنبش
توابین و سپس قیام مختار شکل گرفت

هر چند با توجه به شرایط حساس و بحرانى و خفقان شگفت آن عصر، امام سجاد(ع) در هنگام ظهور آن نهضتها بیان صریحى نداشت ولى نقش سخنرانیهاى امام در کوفه و شام و موضع ‏گیریهاى پنهانى امام(ع) را نباید نادیده گرفت

آن امام بزرگوار در فرازى از صحیفه سجادیه که از گنجینه‏ هاى بزرگ معارف و عرفان است و از او به یادگار مانده، به درگاه خدا چنین عرض مى ‏کند: «خدایا! به من دست و نیرویى ده تا بتوانم بر کسانى که به من ‏ستم مى ‏کنند پیروز شوم و زبانى عنایت فرما تا در مقام احتجاج و استدلال بر مخالف چیره شوم و اندیشه ‏اى ده تا نیرنگ فکرى دشمن را درهم شکنم و دست ‏ستمگران را از تعدى و تجاوز کوتاه سازم

ح- بیداری وجدان و پیام رسانی کربلا

وی در کوفه و شام، در حضور عبیدالله بن زیاد و یزید، با پاسخهای صریح و سخنرانی عمومی و افشاگرانه و پرده‌برداری از جنایتها و ددمنشی‌های امویان و معرفی خاندان عصمت و بیان حقانیت راه و مرام امام حسین (ع) و ارشاد و هدایت مردم گمراه و فریب خورده، به بیداری وجدان عمومی پرداخت

اگر خطبه های حضرت در کوفه، شام، مدینه و مراکز دیگر نبود، به یقین دشمن قضیه کربلا را تحریف می کرد و اثری از آن باقی نمی گذاشت، ولی خطبه های حضرت و سخنان آتشین زینب کبری(س) بود که در کوفه «قیام توابین» را به وجود آورد و در شام کاری کرد که یزید اظهار ندامت کند و در مسجد دمشق مردم از اطراف یزید متفرق شوند.

ط- بهره گیری از اصل «تقیه»
حضرت پیام نهضت خونبار کربلا را از کوفه تا شام و مسجد دمشق و از آنجا به مدینه رساند و سپس در یک اختناق کامل و در حال تقیه شدید، دردهای اجتماعی را در قالب دعا و مناجات و تعمیق آگاهی های سیاسی بیان کرد

اساسا همین تقیه (در موارد لزوم) است که باعث حفظ شیعه در آن شرایط می شد؛ چیزی که خوارج با آن شدتی که داشتند، از آن بی بهره بودند؛ به همین دلیل، ضربه های بسیار اساسی و کاری خوردند

در روایت آمده که شخصی از امام سؤال کرد: چگونه روزگار می گذرانید؟ امام فرمود: روزگار را به گونه ای می گذرانیم که در میان قوم خویش چون بنی اسراییل در میان آل فرعون هستیم؛ فرزندان ما را می کشند و زنان را به کنیزی می برند، مردمان با دشنام دادن به بزرگ ما، به دشمنان ما تقرب می جویند...

(قریش) حق ما را گرفته و هیچ حقی برای ما نمی شناسند.. امام (ع) به گونه ای سخن می گفت که می خواست دیگران که در آن نزدیکی بودند، سخنان او را بشنوند. (تاریخ سیاسی اسلام، ج3، ص25.2)

ی- بهره گیری از سلاح «دعا»
در این وقت که جامعه اسلامی دچار انحراف شده، روحیه رفاه طلبی بر آن غلبه کرده و فساد سیاسی، اخلاقی و اجتماعی آن را در برگرفته بود و از نظر سیاسی هیچ روزنه ای برای تنفس وجود نداشت، امام سجاد(ع) توانست از «دعا» برای بیان عقاید حقه خود بهره گیرد

اگرچه ظاهراً مقصود اصلی دراین دعاها همان «معرفت الهی» و «عبادت» بود اما با توجه به تعابیری که وجود دارد، مردم میتوانستند با مفاهیم سیاسی مورد نظر امام(ع) آشنا شوند (صحیفه سجادیه دعای 84)

عدم همکاری با عبدالله بن زبیر
همزمان با قیام امام حسین(ع) و عدم بیعت آن حضرت با یزید، عبدالله بن زبیر نیز بیعت نکرد و به مکه پناهنده شد و سر به شورش برداشت، لکن امام سجاد(ع) با او همکاری نکردند؛ زیرا او فردی جاه طلب و ظاهر الصلاح بود و پس از شهادت حضرت حسین(ع) خود را خلیفه خواند

او در برپایی فتنه «جمل» نقش مهمی داشت و در دوران فعالیت در مکه، صلوات بر پیامبر را از آغاز خطبه حذف کرد و از او سؤال کردند، گفت: پیامبر خویشاوندان بدی دارد که هنگام بردن نام او، گردن خویش را بر می افرازند. (تاریخ یعقوبی، ابن واضح، ج3، ص8 و سیره پیشوایان، ص 752)

فعالیت‌های فرهنگی امام سجاد(ع:

امام سجاد(ع) درعصر عاشورا و پس از شهادت پدرش حسین بن علی(ع) به مقام امامت نایل آمد آن حضرت (ع) از آن پس تا زمان شهادت، در مدت 34 سال حضوری ویژه داشت که با دوره‌های سه امام پیشاز خود متفاوت بود

برای تجزیه و تحلیل مواضع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هریک از امامان، شناخت و آگاهی از شرایط و مقتضیات عصر آنان ضروری است؛ چه اینکه بدون این شناخت، تجزیه و تحلیل مواضع و خط مشی آن نمی‌تواند بایسته و مطابق واقع باشد

ناکامی کسانی که نمی‌توانند میان جنگ و صلح، قیام و سکوت و انتقاد و تقیه امامان (ع) رابطه‌ای مستحکم و منطقی جستجو کنند، معلول بی‌توجهی به واقعیت‌ها و عینیت‌هایی است که نقش تعیین کننده‌ای در خط مشی سیاسی و اجتماعی رهبران دارد. در صورتی که زمینه‌ها شناخته شود، تعارضی در برنامه امامان معصوم(ع) دیده نخواهد شد.

-1 دایر کردن حوزه درسی در موضوعهای فقه، تفسیر، حدیث، فلسفه، کلام، عرفان و اخلاق.
-2 آن حضرت هر روز جمعه جلسه سخنرانی عمومی برگزار می‌فرمود و به پند و اندرز مردم ، ترغیب به زهد در دنیا و شوق به آخرت و انتقال معارف می‌پرداخت.
-3 آن حضرت، شاگردان بسیاری را تربیت کرد که برخی از آنان از بزرگان و سرآمدان دانشمندان اسلامی شدند.
-4 مبارزه با فساد اخلاقی
-5 توجه به خدا ؛ پیروی از قرآن و سنت و نیز تقویت ایمان مردم و آشتی دادن امت با امام و اهل بیت
-6 مبارزه با قصاصین؛ قصه پردازان که ابزار دست حاکمان بودند و سیاست‌های دیکته شده آنها را با هنرمندی و هنرنمایی برمردم تحمیل و به آنان تلقین می‌کردند.
-7 گسترش اعتقاد به اصول اسلامی ؛ امام در قالب دعا، مضامین بلد توحیدی را تعلیم دادند.
-8 مباحث علمی؛ امام به آوردگاه ارباب مذاهب رفته و با استدلال‌های قوی، کید آنان را در هم می‌شکست.
-9 مقابله با مدعیان عقل گرایی؛ امام در جبهه‌های مختلف اعتقادی ، یک تنه به مقابله مدعیان نقل گرایی و با متمسکانبه ظاهر کتاب خدا رفته و خانه‌های عنکبوتی سست بنیان تفکر آنان را فرو می‌ریخت سه گرایش اسلامی در اواخر نیمه اول قرن اول هجری پابه عرصه اندیشه گذاشت؛ عدلیه، معتزله و اشاعره و به مرور از دل مکتبها، گروهها و نحله‌های دیگری بیرون آمد.
-10 صحیفه سجادیه؛ مهمترین میراث فرهنگی امام سجاد(ع) صحیفه سجادیه می‌باشد که همان قرآن صاعد و مجموعه ادعیه‌ای است که همه معارف الهی و آنچه مورد نیاز سالک الی الله است در آن گرد آمده و سرچشمه فیض، مشعل هدایت، مدرسه اخلاق و تهذیب به شمار می‌آید که همواره دست نیاز انسان به سوی آن بلند است.
-11 رساله حقوق امام سجاد(ع) کتاب قانون اسلام است و درتمام شئون و همه مناسبات و تعاملات انسان با خویشتن، با خدا، با دیگران و با محیط اطراف آن، قوانینی وضع و حقوق متقابلی تعریف کرده است.
-12 افزون بر آن، دیوان شعری منسوب به امام سجاد(ع) به جا مانده و روایات بسیاری نیز از شاگردان امام (ع) در آن که همان عزت و افتخار ابدی برای اسلام و مسلمانان و بلکه برای جهان بشریت بود به صورت شایسته ای پاسداری کرده و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشد و یاد و نام و خاطره سالار شهیدان حضرت حسین بن علی ع را جاودانه ساخته و بر بلندای تاریخ ابدی نماید .

                                         نقش امام سجاد در تربیت موالی

"موالی" یعنی عده ای از ایرانیان که به عراق آمده و در آنجا با تشیع آشنا شدند. از جمله موضوع شایع در قرن اول و دوم هجری تربیت موالی بود. این افراد عمدتاً به علت داشتن استعداد مناسب و نیز آمادگی کسب علم و نیز با احساس ضعفی که ایشان در برابر عرب ها داشتند و درصدد بودند که آن را جبران کنند، به خوبی در زمینه حدیث کار کردند و در نتیجه توانستند در مدت زمانی کوتاه از فقها و محدثین مراکز عمده اسلامی شوند

این افراد در خانواده های مختلف عرب، تربیت شده بودند که طبعاً انگیزه های سیاسی و مذهبی جاری و مرسوم در آن قبایل و عشیره ها، به اینان نیز سرایت کرده بود، بویژه کوفه، بیشتر گرایش شیعی داشت و "موالی" آن نیز چنین بودند، از این رو اهل بیت ع نیز از این ویژگی برای تربیت موالی استفاده کردند. در این میان، سیاست امام شایان توجه بسیار است

امام می کوشید تا در مدینه، با تربیت طبقه "موالی"، راه را برای آینده باز کند. و اسلام حقیقی و سلیم را به آنان (که زمینه کافی داشتند) انتقال دهد، پس با شخصیتی که امام داشت به شایستگی می توانست در روحیه موالی اثر بگذارد و احساسات شیعی را به آنان انتقال دهد.

نقش انقلابی امام سجاد(ع) در احیای اقلیت شیعه

در واپسین روز واقعه کربلا، شیعیان در بدترین شرایط، از لحاظ کمی و کیفی و نیز موقعیت سیاسی و اعتقادی، قرار گرفتند، کوفه که مرکز گرایش‌های شیعی بود، تبدیل به مرکزی جهت سرکوبی شیعه شد، شیعیان واقعی امام حسین(ع) که در مدینه و مکه بوده و یا موفق شده بودند که از کوفه به او ملحق شوند، در کربلا به شهادت رسیدند

گرچه بسیاری هنوز در کوفه بودند، اما تحت شرایط سختی که ابن زیاد در کوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند، کربلا از نظر روحی شکست بزرگی برای شیعه بود و به ظاهر این گونه مطرح شد که دیگر شیعیان نمی‌توانند سر برآورند.

تعدادی از اهل‌بیت و در رأس آن‌ها امام حسین(ع) به شهادت رسیدند و تنها یک نفر از فرزندان ذکور امام حسین(ع)، از نسل فاطمه(س)، باقی مانده بود . زندگی امام سجاد(ع) در مدینه و دور بودن از عراق فرصت هدایت جریان‌های شیعی کوفه را از امام گرفته بود، در چنین شرایطی که تصور نابودی اساس تشیع وجود داشت، امام سجاد(ع) می‌بایست کار را از صفر شروع کند، مردم را به سمت اهل‌بیت بکشاند، امام در این راه موفقیت زیادی کسب کرد

زیرا امام سجاد(ع) توانست شیعه را حیاتی نو بخشد و زمینه را برای فعالیت‌های آینده امام باقر و صادق(ع) فراهم کند. تاریخ گواه است که امام سجاد(ع) در طول 34 سال فعالیت امامتی خود، شیعه را از یکی از سخت‌ترین دوران‌های حیات خویش عبور داد، دورانی که جز سرکوبی شیعه به وسیله زبیریان و امویان نشان روشنی ندارد.

آری دوره‌ای که امام سجاد(ع) در آن زندگی می‌کرد، دورانی بود که همه ارزش‌های دینی دستخوش تحریف و تغییر امویان قرار گرفته و مردم یکی از مهم‌ترین شهرهای مذهبی (مدینه)، می‌بایست به عنوان برده یزید با او بیعت کنند، احکام اسلامی بازیچه دست افرادی چون ابن زیاد، حجاج و عبدالملک بن مروان بود.حجاج، عبدالملک را مهم‌تر و برتر از رسول‌ الله(ص) می‌شمرد! و برخلاف نصوص دینی از مسلمانان جزیه می‌گرفت و با اندک تهمت و افترایی مردم را به دست جلادان می‌سپرد

در سایه چنین حکومتی آشکار است که تربیت دینی مردم تا چه اندازه تنزل کرده و ارزش‌های جاهلی چگونه احیا خواهد شده است، امام سجاد(ع) در این شرایط، انسانی اهل عبادت بود که مهم‌ترین تأثیر اجتماعیش در ایجاد پیوند مردم با خدا به وسیله دعا بود. شخصیتی که همه مردم تحت تاثیر روحیات و شیفته مرام و روش او بودند، بسیاری از طالبان علم راوی احادیث او بودند و از سرچشمه پرفیض او که برگرفته از علوم پیامبر(ص) و علی(ع)بود، بهره می‌جستند.

امام سجاد ع در مدت سی و پنج سال پاسدار شیعه بود. مورخین معتقدند که تدبیر امام سجاد ع مدینه را و بسیاری از شیعیان را از دست کسانی چون یزید و عبدالملک مروان نجات داد. در زمان معاویه و آن جنایاتش پرورش پیدا کرده

معاویه را با کشتارهای دسته جمعی شیعیان، با اشاعه سبّ امیرالمؤمنین در خطبه‌ها و بعد از نمازها دیده است. بعداً حماسه کربلا و اسارت، که هر روزی از آن چند بار مرگ است، مجلس ابن زیاد و مجلس یزید را با اهل‌بیت پدرش پشت سر نهاد. قضیه حرّه که ننگی است بر دامن مسلمانان را مشاهده کرد

یزید سال دوم سلطنت، شخصی را با پنج هزار لشگر به مدینه فرستاد و دستور قتل عام داد و سه روز مدینه را برای لشگریان خود مباح اعلام نمود. او شاهد قضیه عبدالله بن زبیر است ـ که همه بنی‌هاشم و من جمله محمد بن حنفیه را در شعب ابی طالب جمع نمود که بسوزاند و چون دشمن رسید موفق نشد ـ شاهد مروان بن حکم بود که دشمن سرسخت اهل‌بیت بود. شاهد حکومت عبدالملک مروان با فرماندارش حجاج بن یوسف ثقفی است

زندانی زندان حجاج بن یوسف است که در میان بیابانی، پنجاه هزار زندانی در آن زندان بود و دمیری در حیاة الحیوان می‌گوید خوراک آنها دو قرصه نان بود که بیشتر آن خاکستر بود. شاهد کشتار بیشتر از صد هزار نفر بود به جرم دوستی با اهل‌بیت. پنجاه و هفت سال در این دنیا زندگی کرد ولی هر روز از آن برای آن بزرگوار قتلگاهی بود.

                                          قیام برای اصلاح احوال جامعه
خطبه های بسیار تند امام در مجلس ابن زیاد و یزید از سویی و موضع گیری بسیار نرم و محتاطانه در برابر مسرف بن عقبه فرمانده ی خبیث و بیرحم یزید بود که به دستور او مرتکب جنایات فراوانی شد. او به فرمان یزید به مدینه حمله نمود و در این حمله به مدت سه روز جان و مال و ناموس اهل مدینه را بر لشکریان خود حلال نمود!

از شدت ظلمش در تاریخ به جای مسلم او را مسرف نامیدند نشان از تغییر وسیع شرایط حکام زمان امام سجاد دارد. سخنان سید ساجدان با عالمان دوران خود - عالمانی که با بیانات و احادیث خودساخته شان، دربار ظلم را تأیید می کردند- موضعی است که قسمتی دیگر از نقشه جامع امام را تکمیل می کند.(4)

توصیه های خاص و کاملا جهت دار امام به شیعیان که مانند آن را نمی توان در سخنان آن حضرت با عامه مردم و یا در سخن با عالمان درباری دید، مانند توصیه به دوری از دستگاه ظلم (5)

و پرهیز از گرفتار شدن در دام هواهای نفس یا مبتلا گشتن به عافیت طلبی و از دست دادن روحیه جهاد و مقاومت، فراخواندن به تبری از حکومت ظلم و پیروی از امام حق و دعوت به تشکیلات منسجم حول محور امام از توصیه هایی است که امام آنها را به شیعیان گوشزد می فرمود (6)
در مجموعه فعالیت های امام برای اصلاح احوال جامعه، برخورد با فرهنگ عمومی مردم و تلاش برای زنده کردن روح اسلام جایگاه پررنگی دارد

بزرگترین نقش امام سجاد علیه السلام این است که تفکر اصیل اسلامی یعنی توحید، نبوت، مقام معنوی انسان، ارتباط انسان با خدا و بقیه چیزها را تدوین کرده است (7)

مردمی که از دینداری دور افتاده، غرق در مادیات شده اند محتاج شنیدن معارف ناب اسلامی اند. توصیه به دوری از دستگاه ظلم و پرهیز از گرفتار شدن در دام هواهای نفس یا مبتلا گشتن به عافیت طلبی و از دست دادن روحیه جهاد و مقاومت، فراخواندن به تبری از حکومت ظلم و پیروی از امام حق و دعوت به تشکیلات منسجم حول محور امام از توصیه هایی است که امام آنها را به شیعیان گوشزد می فرمود

نجات جامعه ای رو به انحطاط
کنترل اوضاع جامعه بعد از رحلت رسول مکرم اسلام در دست حاکمانی قرار گرفت که هرگز دغدقه دین نداشتند. به خصوص از زمان حکومت معاویه به بعد، فساد حکام به عالمان و از آنجا به مردم سرایت کرد.

از بس تعلیم دین و تعلیم ایمان و تفسیر آیات و بیان حقایق... مهجور شد مردم از لحاظ اعتقاد و مایه های ایمانی به شدت پوچ و توخالی شده بودند (8) مردم آنچنان سرگرم امور دنیایی بودند که معنویت و ارتباط عمیق با خداوند از ذهن ها پاک شده بود

در بازه زمانی سال 50 تا 110 هجری بزرگترین خواننده ها، نوازنده ها و عیاشهای دنیای اسلام اهالی مکه و مدینه بودند! مطالعه احوال و وقایع نقل شده در مورد عمر بن ابی ربیعه مخزومی از شاعران عریان سازی آن دوران اطلاعات تاسف باری در مورد اوضاع جامعه اسلامی ارائه می دهد.(9) نکته قابل توجه این است که عمر بن ابی ربیعه از اشراف، محترمین و بزرگان مکه به شمار می رفت در حالی که شاعری هرزه و فردی مشهور به زنبارگی بوده است!! (10)
آنگاه که خبر مرگ این فرد فاسد به مدینه رسید، در مدینه عزای عمومی اعلام شده، مردم در این غصه گریه کردند! نقل شده کنیزی از این غصه به شدت گریان بود. به او گفتند غمگین نباش که جوانی از نسل عثمان پیدا شده که مانند عمر بن ربیعه خوش ذوق و غزل سرا و اهل شعرگفتن درباره زنان است. کنیز شاد شد و گفت: «سپاس خدایی را که حرمش را خالی نگذاشت از جوانمردی که زینت بخش آن باشد و با اهلش انس گیرد و زیبایی زنانش را بگوید!!! (11)

امام سجاد برای هدایت چنین جامعه ای بسیار زیرکانه عمل کرده، از راه موعظه و دعا وارد شد تا معنویت ضعیف شده در جامعه را آرام آرام زنده کند. موعظه مردم و توجه دادنشان به جایگاه والای انسان و یادآوری آخرت در صحبت ها و کلمات آن حضرت و همچنین دعاهای فراوانی که از ایشان صادر شده است بسیار واضح دیده می شود

صحیفه سجادیه، مناجات های خمس عشر (12)، رساله حقوق (13) و موعظه های آن حضرت برخی از مواردی است که در جهت تغییر فضای دنیایی حاکم بر مردم می توان شمارد.

پی نوشت: 4) عالمانی چون حسن بصری که مردم او را در زمره زاهدان روزگار می شناختند یا محمد بن شهاب زهری که کتب احادیثش آنقدر زیاد بود که برای جابجای آنها از دربار ولید، از چهارپایان استفاده می کردند و ... 5) شنأ الحیاة مع القوم الظالمین. 6) نامه امام سجاد: کافی /ج8/ص15 تا 17. 7) انسان 250 ساله،   8) همان، ص 181

9) التذکرة الحمدونیة/ ج6/ص203: ماجرای ملاقات عمر بن ابی ابیعه با دوست دیرینش در ایام حج  و حسرتی در دل دوستش باقی است از همنیشینی با زنی زیبا رو! همچنین خزانة الادب و لب لباب لسان العرب/ج8/ص389 که در آن ماجرای گروهی از شعرا را نقل می کند که عازم حج(!) شده، در راه اشعار باطل و هرزه یکدیگر و ماجراهای پشت پرده اش را به رخ هم می کشند! 10)  انساب الاشراف ج10 ص189 تا ص 197 و الاغانی ج1/ص78 تا ص205  11) انساب الاشراف/ ج10/ ص 197 و الاغانی ج1 ص300. 12) تمام این 15 مناجات  در اوایل کتاب مفاتیح الجنان

13) این رساله که نوشته ای از امام حقوقی است که بر گردن انسان است مانند حقوق تک تک اعضای بدن انسان، حقوق هر یک از عبادات، حقوق زیر دستان انسان و بالا دستان او بر او، حقوق خویشان و... می توانید این رساله را در کتاب تحف العقول (نشر جامعه مدرسین)/ ص255 ببینید.

قاتل امام سجاد

حضرت علی بن الحسین ع در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید. بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز نجیب بنی امیه، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره‌ی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر ص بنی هاشم و به خصوص امام سجاد ع بسیار ظالمانه و بی‌رحمانه بود

والی مدینه هشام بن اسماعیل گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین ع در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند

او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین ع بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد: الله اعلم حیث یجعل رسالته  (خدا می‌داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد)
و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت می‌کنیم. مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود

منابع: بحارالانوار،‌ج 46، ص 152، حدیث 12 و ص 153 و 154 محل دفن امام سجاد حضرت زین العابدین ع پس از تشییع با شکوه مردم مدینه، در بقیع که قبور بسیاری از اولیاء خداوند، همسران پیامبر، فاطمه بنت اسد و بسیاری از صحابه گرانقدر پیامبر و تعدادی از شهدای صدر اسلام در آن قرار دارد، در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبی ع عموی بزرگوارش، مدفون گردید

در این قطعه از بقیع عباس، عموی پیامبر، نیز دفن شده بود و بعداً حضرت امام صادق و حضرت امام باقر نیز مدفون گردیدند. این بخش دارای قبه و بارگاه بوده ولی بدست وهابیون تخریب شده است.

                                 امام سجاد )ع( زبان گویای حماسه عاشورا

حرکت امام سجاد در دوران اسارت

وضعیتِ بعد از عاشورا در میان شیعیان و معتقدان به خطّ امامت، وضعیت عجیبى بود وحشى گرى مزدوران اموى و کارى که با خاندان پیغمبر چه در کربلا و چه در کوفه و چه در شام انجام دادند، همة مردم علاقه مند به خطّ امامت را مرعوب کرد

زُبدگان از اصحاب امام حسین ع در ماجراى عاشورا و یا در ماجراى توّابین به شهادت رسیدند، اما آن کسانى که باقى مانده بودند آنقدر جرأت و شهامت که اجازه بدهد درمقابل قدرت سلطة جبارِ یزید و سپس مروان بتوانند حرف حقِ خودشان را بزنند نداشتند

یک جمع مؤمن اما پراکنده، بى تشکیلات، مرعوب و درحقیقت از راه امامت عملاً منصرف شده، این میراثى بود که از جمع شیعه براى امام سجاد باقى ماند

اختناق زیاد، نیروى کمک بسیار ضعیف و امام سجاد باید براى حفظ جریان اسلامِ اصیل و مکتبى و واقعى، دست به یک مبارز هاى بزند و این پراکنده ها را جمع بکند و آنها را به حکومت علوى یعنى حکومت اسلامىِ واقعى، نزدیک کند. با این شرایط، امام سجاد سى و چهار سال عمل کرد*

اولین بخش افتخارآمیز زندگى امام چهارم بخش اسارت اوست

البته امام چهارم دو مرتبه اسیر شده است و دو مرتبه با غل و زنجیر به شام برده شده است بار اول از کربلا بود و بار دوم از مدینه در زمان عبدالملک بن مروان

امام سجاد در این بارى که از کربلا با کاروان اسیران حسینى به شام برده شد مجسمة قرآن و اسلام بود

از لحظه اى که شهدا به روى خاک غلتیدند حماسة على بن الحسین ع شروع شد

دخترهاى خردسال، بچه هاى کوچک، زنهاى بى پناه، دور امام سجاد را گرفتند در آن کاروانى که مردى در آن وجود ندارد و امام سجاد این همه را رهبرى کرد اینها را جمع کرد و در طول راه تا وقتى به شام رسیدند نگذاشت که این جمعى که با پیوندِ ایمان به یکدیگر مرتبط هستند دچار تردید و تزلزل بشوند

وارد کوفه شدند عبیدالله بن زیاد دستور داده بود که همة مردهاى این خانواده را به قتل برسانند، دید مردى در میان کاروان اسیران هست، پرسید تو که هستى؟ گفت من على بن الحسینم*

امام را تهدید به قتل کرد، اینجا اولین بروز جلوة امامت و معنویت و رهبرى آشکار شد أباِلقَتلِ تهَُدِّدُنى 1 آیا ما را به کشتن تهدیدمى کنى؟ درحالی که ما کرامتمان به شهادت است، ما کشته شدن در راه خدا را افتخار مى دانیم، از مرگ نمى ترسیم دستگاه عبیدالله زیاد در مقابل این صلابت، عقب نشست.

در ماجراى شام بعد از آنى که روزهاى متوالى، امام سجاد را با همة اسیران در وضع ناهنجار و نابسامانى نگه داشتند، یک وضع کاملاً اسارت بار، بعد یزید به نظرش رسید

امام سجاد بالاى منبر رفت و فلسفة امامت و ماجراى شهادت و جریان طاغوتى حکومت اموى را در مرکز این حکومت برملا کرد کارى کرد که مردم شام شوریدند، یعنى امام سجاد این شخصیت عظیمى است که درمقابل عبیدالله زیاد، در مقابل انبوه جمعیت فریب خوردة شام، در دستگاه اموى، درمقابل مأمورین یزید، نمى ترسد، حرف حق را مى زند، روشنگرى مى کند. اینچنین نیست که براى او زندگى، مایه و مقدارى داشته باشد*

امام سجاد در حال اسارت و بیماری، همانند قهرمانی بزرگ با گفتار و رفتارش، در این فصل، حماسه می آفریند در این دوران، امام وضعیتی به کلی متفاوت دارد با آنچه که در دورانِ اصلی زندگیِ او مشاهده خواهید کرد

در آن دورانِ اصلی، بنای امام بر کار زیربناییِ ملایم، حساب شده و آرام است؛ که گاهی حتی ایجاب می کند با عبدالملک بن مروان هم در مجلس بنشیند و با او رفتاری معمولی و ملایم داشته باشد

اما در این فصل امام را به صورت کلی انقلابیِ پرخروشی می بینید که کمترین سخنی را تحمل نمی کند، و در برابر چشم همه، پاسخهای دندان شکن به دشمنانِ مقتدر خود می دهد

در کوفه در مقابل عبیدالله بن زیاد، آن وحشی خونخواری که از شمشیرش خون می ریزد و سرمست از بادة غرورِ کشتنِ فرزند پیامبر و سرمست از پیروزی است، آنچنان سخن میگوید که ابن زیاد دستور میدهد او را بکشید و اگر کارِ به جای حضرت زینب علیهاالسلام نبود که خودش را انداخت و گفت من نمی گذارم او را بکشید و دیدند بایست یکی زن را بکشند و از طرفی بایستی اینها را به عنوان اسرا به شام ببرند، اگر این نبود به احتمال زیاد مرتکب قتل امام سجاد)ع( نیز می شد*

در بازار کوفه همصدا و همزمان با عمه اش زینب و با خواهرش سکینه سخنرانی می کند و مردم را تحریک مینماید و حقایق را افشا می کند

در شام، چه در مجلس یزید و چه در مسجد در برابر انبوه جمعیت، حقایق را با روشنترین بیان برملا میکند و این گفتارها و خطبه ها متضمّن حقانیت اهلبیت برای خلافت، و افشای جنایتهای دستگاه حاکمِ موجود، و هشدارِ تلخ و زننده به آن مردم غافل و ناآگاه است

این وضعیت امام سجاد بود در دوران حماسه ساز اسارت*

این سؤال وجود دارد که چرا امام سجادع در دوران پس از اسارت بنا را بر ملایمت و نرمش می گذارد و مایل است که تقیّه کند و پوششی از دعا و کارهای ملایم بر روی حرکات انقلابی و تند بگذارد، و در دوران اسارت بدان سان به کارهای تند و پرخاشگرانه و آشکار دست بزند؟

پاسخ این است که این فصل، فصلی استثنائی بود اینجا امام سجاد جز آنکه امام است، و باید زمینة کار آینده را برای حکومت الهی و اسلامی فراهم کند، زبان گویایی برای خونهای ریخته شدة عاشورا است

امام سجاد در اینجا در حقیقت خودش نیست، بلکه زبان خاموش حسین)ع( باید در سیمای این جوانِ انقلابی در شام و در کوفه تجلیّ کند

اگر آنجا امام سجاد، اینچنین تند و برُّنده و تیز و صریح مسائل را بیان نکند، در حقیقت زمین های برای کار آیندة او باقی نمی ماند، چون زمینة کار آیندة او، خون جوشان حسین بن علی)ع( بود، چنانکه زمینه برای همة قیامهای تشیع در طول تاریخ، خون جوشان حسین بن علی)ع( است

نخست باید به مردم هشدار بدهد، سپس در پرتو این هشدار بتواند مخالفتهای اصولی، عمیق، متین و دراز مدت خود را آغاز کند. و این هشدار جز با این زبان تند و تیز امکان پذیر نیست*

نقش امام سجاد)ع( در این سفر، نقش حضرت زینب علیهاالسلام بود، یعنی پیام آور انقلابِ حسین بن علی)ع(. اگر مردم بدانند که حسین کشته شد و چرا کشته شد و چگونه کشته شد، آیندة اسلام و آیندة دعوتِ اهلبیت به نوعی خواهد بود و اگر ندانند نوعِ دیگری

بنابراین برای آگاهی و گسترش این شناخت در سطح جامعه، باید همة سرمایه ها را به کار انداخت و تا هرجا ممکن است این کار را انجام داد لذا امام سجاد مانند سکینه، مانند فاطمة صغری، مانند خود زینب علیهاالسلام، و مانند تک تکِ اسیران ‌هرکسی به قدر توان خویش ‌ یک پیام آور است

همة این نیروها باید گرد هم آیند تا بتوانند خونِ جوشانِ به غربت ریخته شدة امام حسین)ع( را به تمامی مناطقِ بزرگ اسلامی ببرند، یعنی از کربلا شروع کرده به مدینه برسانند

هنگامی که امام سجاد)ع( وارد مدینه شدند، در برابر زبان و چشم و چهرة جستجوگر و پرسندة مردم، باید حقایق را بیان کنند، و این اولین اقدام است، لذا این فصلِ کوتاه از زندگی امام سجاد، فصلی استثنائی است*

فصل بعدی هنگامی آغاز میشود که امام سجاد)ع( در مدینه به عنوان شهروندِ محترم، مشغول زندگی میشود، و کارش را از خانة پیامبر)ص( و حرم او آغاز میکند.

روش منحصر بفرد سیدالساجدین(ع) در مبارزه با ظلم
سجده، زیباترین و بهترین نماد برای اطاعت و خضوع در برابر کسی است. به این معنا که اگر کسی بخواهد نهایت پذیرش فرمان و اطاعت خود را بیان دارد، سجده می تواند آن را به بهترین و کامل ترین شکل نشان دهد. از این رو خداوند برای بیان فرمانبری و اطاعت در مقام قدس الهی، از همه فرشتگان خواسته است تا بر آدم سجده برند

با سجده می توان امور دیگری را نیز نشان داد که از آن جمله می توان به پذیرش تسخیر و حکومت و ربوبیت از سوی سجده کننده نسبت به سجده شونده اشاره کرد

همین مسایل و امور موجب شده است تا ابلیس از سجده بر آدم(ع) سرباز زند و کفر و نافرمانی پنهان خویش را آشکار سازد و در آزمون اطاعت پذیری از راه سجده شکست بخورد و گرفتار هبوط شود

ابلیس با تمرد و سرکشی خود به ظاهر تسخیر و ربوبیت و خلافت الهی انسان را نپذیرفت ولی در عمل و تکوین نمی توانست از آن سرباز زند. البته اوج اطاعت را می بایست در همان سجده دید که از روی رغبت و گرایش باطنی و خضوع و خشوع انجام می گیرد.
با توجه به این زمینه است که مقام ساجدین، در حوزه عبودیت، از برترین و بالاترین مقاماتی است که بشر می تواند به آن برسد. در میان اولیای الهی هرکسی در یک یا چند امر مظهریت می یابد که در اصطلاح و کاربردهای عرفانی آنان اسوه آن امر شناخته می شوند و کسانی که از آن اسوه در آن امر اطاعت و پیروی می کنند به عنوان «علی قلب فلان» شناسایی و معرفی می شوند

امام سجاد(ع) اسوه عبودیت است. از این رو وی را زین العابدین و زینت عبادت کنندگان می نامند. عبودیت آن حضرت در زیباترین جلوه اش به شکل سجده، خود را نشان می دهد. از این رو وی را سجاد یعنی بسیار سجده کننده نیز نامیده اند

این سجده امام(ع) بیانگر نهایت عبودیت، خضوع و اطاعت در برابر خداوند است. بی گمان امام(ع) را باید اوج عبودیت خاضعانه و خاشعانه دانست که از روی خشیت عالمانه رنگ از رخسارش می پرد و چهره اش به زردی می گراید.
                                    تحلیل نحوه مبارزه امام سجاد (ع)

اختناق در آن دوران و نامناسب بودن وضع، اجازه نمی‌داد که امام سجاد بخواهند با آن مردم بی‌پرده و صریح و روشن حرف بزنند؛ نه فقط دستگاه‌ها نمی‌گذاشتند، مردم هم نمی‌خواستند

اصلاً آن جامعه یک جامعه نالایق و تباه‌شده و ضایع‌شده‌ای بود که باید بازسازی می‌شد آن چهره‌ى مظلوم بى‌صداى سربه‌زیرِ منفعلى که از امام سجاد درست کردند به کلى برخلاف واقع است

چهره‌ى حقیقى امام سجاد ع چهره‌ى یک مبارزِ قهرمانِ خستگى‌ناپذیرِ آشتى‌ناپذیرِ پیگیرى است، که با تدبیر تمام، با دقت کامل راه‌ها را مى‌شناسد و انتخاب مى‌کند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را مى‌پیماید، خودش خسته نمى‌شود و دشمن را خسته مى‌کند

و بالاخره دشمن وقتى هیچ کار دیگری نتوانست بکند، آن حضرت را مسموم کرد و این امام بزرگوار بعد از یک عمر پربرکت و پرمبارزه به رضوان الهى پرواز کرد. این خلاصه‌ى زندگى امام سجاد است*
اصل اساسی بعثت انبیاء و امامت امامان علیهم‌السلام، همانا هدایت مردم به عبودیت الهی در تمامی عرصه‌های معرفتی، رفتاری و اخلاقی و پیشرفت جوامع انسانی در حوزه‌های عمرانی و فرهنگی بر مدار عدالت، زایش بصیرت در مقابل تهاجم سخت و نرم جبهه‌های دین‌ستیزی و البته صبر و مجاهدت در برابر هجمه‌های آنان است؛ لَقَد أرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیّناتِ.

در بسیاری از مقاطع تاریخی با شرایط زمانی و مکانی متفاوت، تنها راه مدیریت جوامع انسانی به سوی مقام عبودیت و رشد و کمال فردی و اجتماعی، تشکیل حکومت و داشتن ساختار مناسب سازمان‌یافته است. این مهم با پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر شدن تعاملات مردمی و نوع عملکرد سازمان‌یافته‌ی سران جبهه‌ی دین‌ستیزی، اهمیتی دوچندان می‌یابد.
معصومین علیهم‌السلام و اقتضائات زمانی و مکانی
روند مبارزات ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام پس از رحلت پیامبر اسلام ص، همواره تابع شرایط و زمینه‌های موجود بوده است

در زمان پیامبر اسلام ص حکومت‌های بسیاری در اطراف جغرافیای اسلام و همچنین تشکیلات قبیلگی، قومی و فرهنگی در مکه و مدینه وجود داشت که بدون ساختاری نظام‌مند و هدفمند، نه مبارزه برای تحقق اسلام در جامعه ممکن بود و نه کنترل اجتماعی و رشد شاخصه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مقدور می‌نمود

به همین خاطر پیامبر گرامی اسلام حکومت اسلامی را در مدینه برقرار کردند.
پس از رحلت پیامبر، امیرالمؤمنین ع در آغاز آن فرایند مجعول گزینش خلیفه‌ی پس از پیامبر، ابتدا موضع‌گیری کردند و پس از اثبات مخالفتشان با آن انحراف حکومتی، موضع سکوت و صبر و انتظار و حمایت از اساس نظام اسلامی پیشه ساختند

البته امام علی پس از بازگشت خلافت به ایشان، به‌شدت با خط نفاق و انحراف و فتنه مبارزه کرد، ولی با وقوع جریانات مختلف ولایت‌ستیزی به‌ویژه در دوران حکومت امیرالمؤمنین و به بن‌بست کشاندن آن توسط گروه‌های قاسطین، ناکثین، مارقین و ساکتین، آسیب‌های جدی بر نظام علوی وارد آمد*
پس از واقعه‌ی کربلا، جریان ولایت‌ستیز فرهنگی، سیاسی و نظامی شکل گرفت که همگی در کنار گذاری خط ولایت اهداف مشترکی داشتند

به همین جهت امام سجاد ع در قالب دعا به مخاطبانشان بصیرت می‌دادند و با اتخاذ سیاست صبر و انتظار به بازسازی جبهه‌ی ولایت‌مدار می‌پرداختند.
امام مجتبی ع نیز در آغاز، همین راه را ادامه دادند، ولی با جوسازی‌های سیاسی و فریب ‌خوردن خودی‌ها از دشمنان و موضع‌گیری ساکتین و ایجاد ناامنی‌های امنیتی توسط سران فتنه‌ی اموی، حضرت برای حفظ اساس اسلام و مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام به یک طراحی سیاسی نجات‌بخش متوسل شدند و با واگذاری مشروط آن موافقت کردند*

در ادامه امام حسین ع با حاکمیت یزید وارد مبارزه‌ی سختی شدند

وقوع جریان کربلا و نهضت عاشورا و شهادت حضرت و یارانشان و به اسارت‌بردن خاندان رسول خدا ص، جبهه‌ی ولایت‌مدار را در یک محدوده‌ی بسیار خفقان‌آور سیاسی قرار داد
بنابراین همواره موضع‌گیری‌های ائمه علیهم‌السلام بستگی به شرایط محیط، شیوه‌ی دشمنی دشمنان و توان مجاهدت دوستان دارد و شیوه‌ی صبر و انتظار، بازسازی و تربیت نیروهای مورد نیاز و حمایت از نهضت‌های شیعیان و گسترش سازمان‌یافته‌ی فرهنگ ولایی در قالب‌های مناسب شرایط زمان، شیوه‌ی معصومان پس از امام سجاد ع گشت.
پس از واقعه‌ی کربلا، جریان ولایت‌ستیز فرهنگی، سیاسی و نظامی شکل گرفت که همگی در کنارگذاری خط ولایت اهداف مشترکی داشتند. جریان امویان سفیانی، امویان مروانی و آل زبیر چنان سرزمین‌های اسلامی را دچار انحطاط و انحراف کرده بودند که ایمان و تقوا و معنویت، عدالت و ولایت به‌کلی از جامعه رخت بربسته بود و تمامی حرکت‌های اسلام‌خواهی، ولایتمداری، عدالت‌گستری و استکبار‌ستیزی سرکوب می‌شد*

نمونه‌ی آن، واقعه‌ی حُرّه و آن جنایات بی‌شمار است

به همین جهت امام سجاد ع در قالب دعا به مخاطبانشان بصیرت می‌دادند و با اتخاذ سیاست صبر و انتظار به بازسازی جبهه‌ی ولایت‌مدار می‌پرداختند.
امام سجاد ع در غربت غریبانه‌شان، باید احیای اسلام راستین را طراحی می‌کردند

ایشان به خاطر فضای عذاب‌آور حاکم باید در قالب‌هایی بدون تحریک سردمداران جبهه‌ی ولایت‌ستیزی، مفاد اسلام ناب محمدی ص را در ابعاد مختلف بیان می‌کردند*

کتب معتبر تاریخی نگاشته‌اند که آن حضرت در مدینه و کوفه بیش از بیست نفر صحابی نداشتند ولذا غیر از عرضه‌ی دین و مقابله با دشمنان و بازسازی جبهه‌ی ولایتمدار به عنوان یک سیاست راهبردی، راهی نمانده بود

به همین جهت صحیفه‌ی سجادیّه هم که در 53 دعای آن، مطالب بسیار عمیق معرفتی، رفتاری، اخلاقی، خانوادگی، سیاسی و نظامی موجود است- دو نسخه بیشتر نبود و سال‌ها در دست خاندان رسول‌الله ص پنهان بود

در پرتو واسازی جمله‌ی ولایت‌مدار توسط امام سجاد ع، نهضت علمی امام باقر و امام صادق علیهما‌السّلام شکل گرفت و قیام‌های متعدد زید بن علی و یحیی بن زید در سرزمین‌های اسلامی به وقوع پیوست که سقوط نظام پلید اموی از آثار آن بود.

شرایط اجتماعی و سیاسی پس از حادثة کربلا

هنگامی که حادثة عاشورا رخ داد، در سراسر عالم اسلام تا آنجایی که خبر رسید، به خصوص در حجاز و عراق، حالت رعب و وحشتی میان شیعیان و طرفدارانِ ائمه به وجود آمد

زیرا احساس شد که حکومت یزید تا آن حد هم آماده است که حکومت خود را تحکیم کند، یعنی تا حد کشتنِ حسین بن علی)ع( که فرزند پیامبر و در همة جهان اسلام به عظمتِ اعتبار و قداست شناخته شده بود. و این رعب که آثارش در کوفه و مدینه نمایان بود

پس از گذشت زمانی با چند حادثة دیگر کامل شد که یکی از آن حوادث، حادثة حَرّه بود و اختناق شدیدی در منطقة نفوذ اهل بیت، یعنی حجاز به ویژه مدینه و همچنین عراق به ویژه کوفه به وجود آمد

ارتباطات، ضعیف شد و کسانی که طرفدار ائمه بودند و مخالفان بالقوة دستگاه خلافت بنی امیه به شمار می آمدند، در حال ضعف و تردید به سر می بردند*

روایتی از امام صادق)ع( نقل شده که آن حضرت وقتی دربارة اوضاع ائمة قبل از خودشان صحبت می کردند

فرمودند: «ارتدََّ النّاسُ بعَدَ الحُسَینِ إلا ثلَاثَه بحارالانوار ج45 ص118 مردم پس از امام حسین)ع( مُرتد شدند مگر سه نفر و در روایتی هست پنج نفر و بعضی روایات هفت نفر هم ذکر کرده اند

در روایتی که از حضرت سجاد)ع( که راوی اش ابوعمرمهدی است می گوید: از امام سجاد شنیدم که فرمود: «ما بمَِکَّه وَ المَدینَه عِشرُونَ رَجُ یحُِبُّنا» شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج4  در همة مکه و مدینه بیست نفر نیستند که ما را دوست می دارند. این دو حدیث را از این باب که وضع کلی جهان اسلام نسبت به ائمه و طرفداران ائمه روشن شود

یعنی این خفقانی که به وجود آمد یک چنین حالتی را به وجود آورد که طرفداران ائمه متفرق، پراکنده، مأیوس و مرعوب بودند و امکان یک حرکت جمعی برای آنها نبود

البته در همان روایت امام صادق)ع( هست: «ثمُّ إنّ النّاسَ لحَِقُوا وَ کَثُرُوا بحارالانوار/ ج46 ص144 مردم تدریجا ملحق شدند و زیاد شدند. اگر همین مسئله ای که ذکر شد یک مقدار با تفصیل بیشتر بخواهیم بیان کنیم به این ترتیب می شود که بعد از حادثة شهادت امام حسین)ع(مقداری مردم مرعوب شدند، لکن آنچنان ترسی نبود که به کلی نظام تشکیلات پیروان اهل بیت را به هم بریزد

دلیلش هم این است که ما میبینیم حتی در همان هنگامیکه اسرای کربلا را به کوفه آوردند، حرکاتی مشاهده می شود که این حرکات حاکی از وجود تشیکلات شیعه است*

البته وقتی از «تشکیلات پنهانی شیعه » سخن می گو ییم منظور یک تشکیلات منسجم کامل به شکلی که امروز در دنیا معمول است، نمیباشد

بلکه منظورمان رابطه های اعتقادی است که مردم را به یکدیگر متصل مکیند و وادار به فداکاری مینماید و به کارهای پنهانی برمی انگیزد و در نتیجه یک مجموعه را در ذهن انسان ترسیم می کند

در همان روزهایی که خاندان پیامبر)ص( در کوفه بودند، در یکی از شبها، در محلی که آنها زندانی بودند سنگی فرود میآید

سنگ را بر می دارند میبینند کاغذی به آن بسته است. در آن کاغذ نوشته شده بود: «حاکم کوفه شخصی را پیش یزید در شام فرستاده که دربارة وضعیت و سرنوشت شما از او کسب تکلیف کند

اگر تا فردا شب، مثلاً صدای تکبیر شنیدید، بدانید که شما در همین جا کشته خواهید شد و اگر نشنیدید بدانید که وضع بهتر خواهد شد (ابن اثیر در تاریخش الکامل)

ما هنگامی که این داستان را میشنویم به خوبی درک م‌ی کنیم که یک نفر از دوستان و اعضای این تشکیلات در داخل دستگاه حاکم ابن زیاد حضور دارد و قضایا را میداند و به زندان دسترسی دارد و اطلاع دارد که برای زندانیها چه ترتیباتی و چه پیشبینیهایی شده و میتواند خبر را با صدای تکبیر به اهل بیت برساند و با این شدتِ عمل که بوجود آمده بود، چنین چیزهایی نیز دیده می شد*

نمونة دیگر عبدا لله بن عَفیف ازَدیّ که مرد نابینایی است

در همان مراحل اولیة ورود اسرا به کوفه از خود عکس العمل نشان میدهد که منجر به شهادتش میشود،

و از این قبیل افراد چه در شام و چه در کوفه پیدا میشدند که هنگام برخورد با اسرا نسبت به آنها اظهار علاقه و ارادت میکردند یا گریه می کردند یا همدیگر را ملامت می کردند

و چنین حوادثی در مجلس یزید و در مجلس ابن زیاد نیز پیش آمده است

بنابراین با اینکه ارعاب شدیدی در اثر این جریان پیش آمده بود، اما آنچنان نبود که بکلی نظامِ کار دوستان اهل بیت را از هم بپاشد و آنها را دچار پراکندگی و ضعف بنماید، لکن بعد از گذشت مدتی حوادث دیگری پیش آمد که این حوادث اختناق را بیشتر کرد

و از اینجا میتوانیم بفهمیم حدیث «ارتَدَّ النّاسُ بَعدَ الحُسَین » مربوط به دوران آن حوادث یا پس از آن حوادث است و یا مربوط به فاصله هایی است که در این بین وجود داشته است*

در طول دوران این چند سال قبل از آنکه آن حادثة مهم و کوبنده بوجود بیاید شیعیان به ترتیب دادن کارهایشان و بازگرداندن انسجام قبلی خودشان دست می زنند

در اینجا طبری چنین نقل می کند: «فلَمَ یزَل القَوم فی جَمعِ آلَه الحَرب و الاِستعدادِ للقِتال. تاریخ طبری/ ج 5/ص 558 یعنی آن مردم مقصود شیعیان است ابزار جنگ جمع مکیردند و خودشان را برای جنگ آماده می کردند، و پنهانی مردم را از شیعه و غیرشیعه به خونخواهی حسین بن علی)ع( دعوت میکردند و گروه گروه مردم، به آنها پاسخ مثبت میدادند

و این وضعیت همچنان ادامه داشت تا یزید از دنیا رفت

بنابراین میبینیم با اینکه فشار و اختناق زیاد بود، در عین حال این حرکات هم انجام میگرفت همان گونه که طبری نقل می کند و شاید به همین دلیل است که مؤلف کتابِ «جهاد الشیعه»6 با آنکه یک نویسندة غیرشیعی است و نسبت به امام سجاد)ع( نظرات واقعبینانه ای ندارد، اما حقیقتی را درک کرده و آن، این است که میگوید: «گروه شیعیان پس از شهادت حسین)ع( مانند یک تشکیلات منظمی درآمدند که اعتقادات و روابط سیاسی، آنان را به یکدیگر پیوند میداد و دارای اجتماعات و رهبرانی بودند و همچنین دارای نیروهای نظامی بودند*

و جماعت توّابین نخستین مظهر این تشکیلات هستند

پس احساس می کنیم با وجود اینکه تشکیلات شیعی در اثر حادثة عاشورا دچار ضعف شده بود اما حرکات شیعی در قبال این ضعف مشغول فعالیت بود که مجددا آن تشکیلات را به وضع اول در آورد تا اینکه واقعة حَرّه پیش آمد

واقعة حرّه در تاریخ تشیع مقطع بسیار عظیمی است که ضربت بزرگی را وارد آورد

واقعة حرّه دقیقا در سال شصت و سه هجری اتفاق افتاده است

جریان بطور خلاصه به این صورت است که در سال 62 هجری جوانِ کم تجربه ای از بنی امیه والی مدینه شد

او فکر کرد برای بدست آوردن دل شیعیانِ مدینه خوب است عده ای از آنها را برای مسافرت و دیدار با یزید دعوت کند و همین کار را کرد*

عده ای از سران مسلمانان و بعضی از صحابه و بزرگان مدینه را که غالبا از علاقه مندان به حضرت سجاد)ع( بودند برای رفتن به شام دعوت کرد که بروند با یزید مأنوس شوند و این اختلافات کم شود

اینان به شام رفتند و با یزید ملاقات کردند و چند روزی مهمان او بودند و پذیرایی شدند

سپس یزید به هرکدام از آنها مبالغ زیادی پول در حد پنجاه هزار درهم و صدهزار درهم داد و اینها به مدینه برگشتند. همین که به مدینه رسیدند چون فجایعی که در دستگاه یزید اتفاق می افتاد دیده بودند زبان به انتقاد از یزید گشودند

مسئله درست به عکس شد، اینها به جای تعریف از یزید مردم را به جنایات او آگاه کردند و به مردم گفتند: یزید چگونه می تواند خلیفه باشد در حالی که اهل شُربِ خَمر، بازی با سگها و اهل انواع و اقسام فسق و فجور است و ما او را از خلافت خلع کردیم.

                                               بهره گیری از سلاح «دعا»

با توجه به وضعیت زمان و اختناق حاکم در آن دوران، اقدام به یک سلسله برنامه های ارشادی و فرهنگی و مبارزات غیرمستقیم نمود، بدون آنکه حساسیت حکومتها را برانگیزد و فعالیتهایی انجام داد که مهم ترین آنها عبارتند از:

1- زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و رساندن پیام آن به مردم آن زمان

 2- پند و ارشاد امت

3- تبیین معارف از طریق دعا و مناجات.

در این وقت که جامعه اسلامی دچار انحراف، روحیه رفاه طلبی بر آن غلبه کرده و فساد سیاسی، اخلاقی و اجتماعی آن را دربرگرفته بود و از نظر سیاسی هیچ روزنه ای برای تنفس وجود نداشت، امام سجاد(ع) توانست از دعا برای بیان عقاید حقه خود بهره گیرد. اگرچه ظاهراً مقصود اصلی دراین دعاها همان معرفت الهی و عبادت بود اما با توجه به تعابیری که وجود دارد، مردم می توانستند با مفاهیم سیاسی مورد نظر امام(ع) آشنا شوند.

                                 کتاب های منسوب به امام سجاد (ع):

1- صحیفه سجادیه زبور آل محمد(ص)

2- مناسک الحج : یکی دیگر از کتب آن حضرت است که فرزندان آن حضرت این کتاب را نقل کرده اند و در بغداد نیز به چاپ رسیده است.

3- رساله حقوق: از دیگر آثار گرانسنگ آن حضرت که جامع آداب سلوک فردی و اجتماعی است و محور شرح و بسط زیادی قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است

4- الجامع فی الفقه: عنوان یکی دیگر از آثار حضرت است که ابوحمزه ثمالی نقل کرده.

5- صحیفه الزهد: کتاب دیگری است که توسط ابوحمزه ثمالی نقل شده است.

6- کتاب دیگری که توسط داوود بن عیسی از آن حضرت نقل شده، کتاب حدیثی است که امام سجاد‌(ع) آن را گردآوری نموده است.

7- کتاب علی بن الحسین (ع): عنوان کتاب دیگری است که در ضمن مصادر از آن یاد شده است.

موضوعات صحیفه سجادیه : کتابی که در لباس دعا تعلیم دهنده دین و اخلاق و چگونگی ستایش خدا و معنای واقعی صلوات. وظائف والدین به فرزند و فرزند با والدین

حقوق افراد شکیبا در مقابل سختیها. معجزات علمی(ای خدائی که وزن تاریکی و نور سایه و هوا را میدانی ؛ خدایا با قدرت خود آب آشامیدنی دشمنان را به بیماری وبا بیامیز). خنثی کردن حوادث از سلاح دعا. جاذبه دعا و کلمات و محبوبیت خاصی بین مردم، بخصوص اهل سنت

در باب دعا، چگونگی سخن و گفتگو با خدا و عرض حوایج به پیشگاه او، حق تعلیم. آموختن در مقام توبه، درخواست، ترس از دشمن و... ارتباط با معبود از طریق دعا

شناخت معبود از طرق مختلف ،جهان بینی اسلامی ،تواضع برای معبود، طریقه ارتباط با معبود، شناخت حقیقت طبیعت ماده، مبارزه در قالب دعا، ادعیه و مناجات مختلف در موضوعات متنوع و به کار گیری کلمات و عباراتی عارفانه و فصیح و سازنده بودن کلیه دعاها برای زندگی بهتر . اسرار عبادت .

صحیفه سجادیه اساس اندیشه انقلابی را تشکیل داده و امت اسلامی نیز نیاز به تکیه گاهی کامل و انقلابی داشته است. نیاز امت در آن هنگام، سخن و یا اشعار کینه برانگیز و عواطف لحظه ای و زودگذر نبود، بلکه به یک نظریه کامل و انقلابی نیاز داشته است

امام زین العابدین(ع) این نظریه را تنها در صحیفه سجادیه که چکیده اصول تربیتی امام(ع) است تبیین نکرده، بلکه خود امام زبور ناطق بوده است. پس از قرآن کتابی همچون صحیفه سجادیه نیست که این گونه قلب محرومان را تسلی بخشد و خون انقلاب را در رگهای مستضعفان به جوش آورد و دلهای مجاهدان را به درخشش خود روشن کند و هدایتگر انقلابیون در راه مبارزه باشد ...
عنوان صحیفه، دعا و نیایش است؛ اما از موضوعات مبارزاتی و سیاسی تهی نیست. در زمانی که اهل بیت(ع) در فشار به سر می بردند و امیرمؤمنان(ع) بر فراز منبرها لعن می شد، حضرت در دعای چهل و هفتم (دعای روز عرفه) به مسائل مهم زیر اشاره می کند:

 الف) مقام امارت و رهبری از آن اهل بیت(ع) است.

ب) ائمه (ع) از هر پلیدی پیراسته و شایسته وساطت بین خالق و خلق اند.

ج) دین به وسیله امام منصوب از سوی خداوند تقویت می شود.

د) خدا اطاعت از ائمه را واجب ساخته . این موارد بر درستی این سخن گواهی می دهد

حضرت در دعای 48 صحیفه به صراحت از مسائل زیر که جنبه سیاسی دارد یاد می کند:

الف) مقام خلافت مخصوص خلفا و اصفیای الهی است.

ب) مقام خلافت مورد یورش و غصب قرار گرفته است.

ج) احکام خدا تبدیل گشته و کتاب خدا مورد غفلت قرار گرفته است.

د) واجبات الهی تحریف شده است.

ه) سنت پیامبر(ص) متروک گشته است.

دعای 14 هم سراسر شکوه از ستمگران است که در نظر آن حضرت مصداقی جز حکام وقت ندارد. در دعای 20 صحیفه که دعای مکارم الاخلاق نام دارد حضرت در این دعا از خداوند می خواهد او را از سلطه ستمگران نجات بخشد و پیروزش سازد

 حضرت دعای 49 از فراوانی دشمنانش و از برنامه های حساب شده آنان جهت آزار و حتی قتل امام به خدا شکوه می کند. صحیفه سجادیه که اندکی بیش از پنجاه دعا را در بردارد، تنها بخشی از دعاهای امام است؛ مجموعه های دیگری وجود دارد که با صحیفه به شش عدد می رسد و برخی از آنها حاوی بیش از 180 دعاست .
از جمله مضامین سیاسی- دینی صحیفه، طرح مسئله امامت و رهبری است به صورت یک مفهوم شیعی که جنبه های الهی عصمت و بهره گیری از علوم انبیاء و پیامبراکرم را در حدی والا نشان می دهد که دونمونه از آن در اینجا بیان می گردد: «خداوندا! بر پاکان از اهل بیت محمد(ص) درود فرست

کسانی را که برای خود برگزیدی، آنها را خزینه های علوم قرار دادی، حافظان دینت گرداندی، خلفای روی زمین وحجت بر بندگانت قرارداده و آنها را از هر پلیدی وآلودگی به اراده خود تطهیر کردی.» «بار خدایا! این جایگاه برای خلفا و برگزیدگان تو است و دشمنان دین (مانند بنی امیه) جاهای امنا و درستکاران تو را... ربودند.... حکم تو را تبدیل گشته و کتاب تو را دور افتاده می بینند.... بارخدایا! دشمنان خلفایت را..... لعنت کن.

                                صحیفه سجادیه، تفسیری بر کتاب و سنّت

امّا دعاهای امام سجاد تقریباً درس قرآن است، تفسیر قرآن و تفسیر سنّت نبوی است. کمتر جمله ای را شما در صحیفه نورانی امام سجاد می بینید که این مستقیماً ناظر به یک آیه قرآن نباشد، یا ناظر به حدیث نبوی و علوی و فاطمی و حسنی و حسینی (ع) نباشد. یا دارد آیه را معنا می کند یا دارد حدیث را معنا می کند

روش صحیفه سجادیه عبارت از این است که: آنچه را که در قرآن و سنّت اهل بیت تا عصر امام سجاد (ع) آمده است به عنوان ارزش یا به عنوان وصف مؤمنان، وجود مبارک امام سجاد این را باز کرد    اوّلاً؛ و مورد تقاضای داعی قرار داد    ثانیاً؛ و به ما دستور داد با خدا سخن بگویید و این مطالب را بخواهیم     ثالثاً. یک چیزی جدای از قرآن و سنّت در این صحیفه نورانی نمی یابید؛ این نگاه به صحیفه از دور !

دشمن شناسی در دعای امام سجاد علیه السلام

امام سجاد در دعای 49 صحیفه سجادیه که دعائه فی دفع کید الأعداء نام دارد، به دشمن شناسی می­پردازد. در این دعای شریف مباحث قابل توجهی درباره چگونگی عملکرد دشمنان حق، ریشه­ها و علل این دشمنی، راه­های مقابله و سرنوشت دشمنان حق بیان شده است

در قسمتی از این دعا می خوانیم: «چه بسا ستمکار و گردن کشی که با فریب و نیرنگ دامهای خود را بر سر راهم گشود و برای به دام انداختن من افرادی را گماشت. و همچون درنده ای که در کمین شکار خود نشسته، کمین گرفت و در انتظار فرصتی بود تا شکارش را بگیرد

در این جملات امام هوشمندی و پشتکار دشمنان حق را با دقت و ظرافت بیان کرده است. دشمنانی که یک دم آسوده نمی­نشینند و از اندیشیدن نیرنگ­ها دست نمی کشند. شیطان اگر چه عجول است اما برای کینه توزی و دشمنی ورزیدن گاهی چنان بردبار می شود و آتش های فروخفته را برمی­افروزد، که انسان را شگفت زده می کند

با بردباری بسیار دام ها می تند و نیروهای خود را سامان می­دهد، غفلت را به تدریج بر قلب اهل ایمان جا گیر می کند و در فرصتی مناسب، با القائات و الهامات خود بر دل دوستانش آنها را بر علیه حق می شوراند

امام سجاد در ادامه به خداوند عرض می کند که تمام این آمادگی ها و کوشش های دشمنانه در حالی بود که با چاپلوسی به من روی خوش نشان می داد، اما در پشت نگاهش آتش دشمنی برافروخته بود.
دو رویی، دروغ و دغلکاری از ویژگی های برجسته دشمنان حق است

آنها دست دوستی دراز می کنند، با ارزش ها و آرمان های حق ابراز هم دلی می کنند، شعارهای اهل حق را به زبان می آورند اما همین که به خیال خود جایگاهی پیدا کردند و به اهداف شان نزدیک شدند، همه ارزش ها را زیر پا می گذارند و گستاخی و اهانت را به نهایت می رسانند

زین العابدین مناجات را این طور ادامه می دهند: «آن گاه که تو ای معبود من که نامت بلند و فرخنده با فساد باطن و زشتی نهانش را دیدی، او را با سر در همان گودال افکندی و در چاه خودش سرنگون کردی. تا این که پس از آن همه سرکشی با خواری و ذلت در همان دامی افتاد که می خواست مرا در آن ببیند. و اگر مهربانی و رحمت تو نبود، نزدیک بود، تا آنچه بر سر او آمد، برای من پیش آید

در این فراز از دعا امام علیه السلام خاضعانه شکست و رسوایی دشمنان حق را کار خداوند مهربان دانسته و باطن پلید دشمنان را موجب دوری آنها از لطف و رحمت و یاری خداوند می داند. چنانکه در فراز دیگری از این دعا با لطفی دلکش و عباراتی دل نشین می گوید:

ای معبود من دیدی که من از برداشتن بار مشکلات ناتوانم و از مبارزه با کسانی که با من قصد دشمنی دارند درمانده ام و در میان دشمنان بسیار تنهایم؛ کسانی که برای آسیب رساندن به من کمین گشوده اند، به طوری که فکر آن را هم نمی کنم

پس تو یاری مرا آغاز کردی، پیش از آنکه از تو بخواهم و با نیروی خود به من توان بخشیدی. شمشیر بران دشمن را بی اثر کردی و یاران او را بعد از جمع شدن، پراکندی و مرا بر او پیروز نمودی
در تمام این جملات درخشان روح توحید و بندگی موج می زند، کسی که قلب و بازوی خود را به خداوند سپرده و برای مقابله با دشمنان به یاری و پشتیبانی قدرتمندترین قدرتمندان پناه برده است. و این راز بزرگ پیروزی حق بر باطل است، اگر چه باطل با تمام قدرت و توان به میدان بیاید

امام سجاد ع در ادامه فراز گذشته به ریشه های دشمنی اشاره کرده و می گویند: چه حسودانی که غصه راه نفس شان را بسته بود و خشم بر من مانند استخانی گلویشان را گرفته بود

ریشه بسیاری از دشمنی ها حسادت است و حسادت از آنجا آغاز می شود که کسی نعمتی را در دیگری می بیند و خود را در مقایسه با آن محروم می پندارد. همین احساس محرومیت و محدودیت یعنی یا باید او داشته باشد یامن، موجب حسادت شده و آتش دشمنی را می افروزد

تمام دشمنی هایی که با اهل بیت صورت می گرفت برسر یک موضوع بود آنها به امر خدا و سفارش پیامبر از مقام ولایت برخوردار بودند، در حالی که دشمنان حق با چشم طمع به این مقام نگاه می کردند و آن را طعمه ای لذیذ می دیدند

از فرق علی در محراب تا گلوی حسین در قتلگاه برای این شکافته و بریده شد که آنها به خواست خداوند حق و تکلیف ولایت داشتند. و همیشه در طول تاریخ در برابر ولایت حق قدرت طلبان باطل سرکشیده اند و برای جلب منافع نا به حق و زیاده طلبانه خود قانون­ها را شکستند و خون­ها ریختند.
اما همیشه چنین بود که دشمنان حق، در ابتدا حق را به صورت باطل جلوه می دادند و بعد از بی آبرو کردن اهل حقیقت و راستی، پلیدترین اعمال را در رابطه با آنها انجام می دادند. علی ها را بی نماز و حسین ها را خارج شده از دین معرفی می کردند و بعد شمشیرها را از قلاف بیرون می کشیدند

همیشه اینطور بوده که خدمت گذار ترین مردم به خیانتکاری و راستگوترین شان به دروغ گویی متهم می شدند

امام سجاد در ادامه دعا این شیوه نفوذ دشمن را به خوبی توصیف کرده و می فرمایند: «با زبان تیز خود مرا آزرد و با تهمت های ناروا دشمنی خود را آشکار کرد و آبروی مرا هدف تیرها قرار داد و خصلت های زشتی را که خودش لحظه ای از آنها جدا نبود، به من نسبت داد و آن را بر سر زبان ها انداخت

امام سجاد در این دعای گران سنگ ، هوشیاری در برابر دشمن و عدم غفلت از دشمنان را درس می دهد. و این در حالی است که سالها دشمنان ما از طریق کتاب ها و کلاس های شبه معنوی «تکنولوژی فکر» و ده­ها نام فریبنده دیگر، فکر نکردن به دشمن را مردم تلقین کردند و به ما می آموختند که «اگر به دشمن فکر کنی دشمنی را جذب کرده ای

و این قانون جذب است. مبادا به دشمن فکر کنید که این فکر هیزم به آتش دشمنی می ریزد و آرامش و زندگی خوب را از شما می گیرد.» همان کشورهایی که افرادی را مستقیم و غیر مستقیم برای انتقال این آموزه های دروغ و فریبنده تربیت می کنند و به داخل کشور می فرستند، یک لحظه از حیله و دشمنی با مردمان دست نکشیدند.
امروز کشور ما بحرانی را تجربه می کند که بسیار آموزنده است و از وجود دشمنانی هوشمند و با پشت کار حکایت دارد، دشمنان خستگی ناپذیری که با تغییر روش ها و آزمودن راه های گوناگون این بار موفق شدند تعدادی از خواهران و برادران ما را با خود همراه کنند و قربانیانی را از ما بگیرند

البته حوادث تلخ عاشورای امسال این توطئه ها را به پایان خود نزدیک کرد و دست سیاه دشمنان را برای مردم گشود. اما باید توجه داشته باشیم که داستان دشمنی­ها به پایان نرسیده است. این دشمنی ها از زمان امام سجاد بوده و تاکنون نیز ادامه داشته و پیش از آن بوده و بعد از این هم تداوم خواهد داشت، تا روزی که دستی از غیب برون آید و کاری بکند.

   موضعگیری های امام در طول مدت امامت:
1. موضعگیری در برابر عُبیدالله بن زیاد و یزید که بسیار شجاعانه و فداکارانه بود (خطبه ها و روشنگری ها).
2. موضعگیری در مقابل مسرف بن عقبه، کسی که در سال سومِ حکومتِ یزید و به امر او، مدینه را ویران کرد و اموال مردم را غارت نمود در اینجا موضعگیری امام ملایم بود.
3. حرکت امام در رویارویی با عبدالملک بن مروان، قوی ترین و هوشمندترینِ خلفای بنی امیه، که گاهی تند و گاهی ملایم بود.
4. برخورد با عمر بن عبدالعزیز.
5. برخوردهای امام با اصحاب و یاران، و توصیه هایی که به دوستانشان داشتند.
6. برخورد با علمای درباری و وابسته به دستگاههای ستمگر حاکم.

امام سجاد)ع( سه کار اصلی دارد:
اول: تدوین اندیشة اسلامی به صورت درست و طبقِ ما أنزل الله، پس از آنکه مدتهایی بر تحریف یا فراموشی این اندیشه گذشته است.
دوم: اثبات حقانیت اهل بیت و استحقاق آنها نسبت به خلافت و ولایت و امامت.
سوم: ایجاد تشکیلات منسجم برای پیروان آ ل محمد)ص( یعنی پیروان تشیع

این سه کار اصلی است که ما باید بررسی کنیم و ببینیم در دوران حیات امام سجاد)ع( کدا میک از این سه کار در دست انجام بوده است

در کنار این سه کار، کارهای دیگری هم وجود دارد که اینها کارهای حاشیه ای یا ضمنی است

رسالت سجاد(ع) ستم ستیزی از طریق اطاعت پذیری از حق

امام سجاد(ع) رسالت خویش را همانند دیگر معصومان(ع) ستم ستیزی و برقراری عدالت در جامعه می دانست. او با شیوه ها و ابزارهای موجود می کوشید تا این مفهوم را از طریق اطاعت پذیری نسبت به حق بیان کند.

مردم مسلمان عصر امام(ع) به علت تبلیغات و فعالیتهای سیاسی و فرهنگی حکومت های نامشروع، در برابر حقایق سیاسی و مذهبی در نهایت جهالت و بی دینی به سر می بردند. بدعت ها و عقاید گمراه کننده و باطل به عنوان احکام و عقاید مذهبی، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود

در چنین شرایطی، بزرگترین و مهمترین مسئولیت امام سجاد(ع)، احیای مجدد اسلام ناب محمدی(ص)، تبیین جایگاه امامت و رهبری اهل بیت(ع)، مبارزه با جهالت سیاسی و مذهبی مردم و تربیت مجاهدان واقعی بود.
امام سجاد(ع) می باید در برابر حقایق سیاسی اسلام روشنگری می کردند بویژه که درباره امامت و رهبری و افشاگری علیه حکومتهای غاصب و ظالم و ترویج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود که شیعیان و مسلمانان را برای مبارزه و جهاد علیه ظلم، بدعت و گمراهی آماده می ساختند

آن حضرت موفق شدند که در سخت ترین شرایط و با استفاده از ظریفترین شیوه های تبلیغاتی و مبارزاتی چون بهره گیری از نیایش و دعا با مضامین روشنگر و ستم ستیز، در اهداف خویش موفق و پیروز شوند.

ماجرای شتر امام سجاد

حضرت زین العابدین ع شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت حتی یک ضربه تازیانه هم به او نزده بود. امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود. وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود

خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود. خبر به حضرت امام باقر ع رسید. امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت: آرام باش. بلند شو. خدا تو را مبارک گرداند

شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد. امام باقر باز آمد و او را آرام کرد ولی بار سوم فرمود: او را رها کنید! او می‌داند که از دنیا خواهد رفت سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت

منابع: بحارالانوار، ‌ج 46، ص147 و 148، حدیث 2 و 3 و 4 و اصول کافی ج 1، ص 467، حدیث 2 و 3 و4



نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">