تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

آشنایی با قرآن. سوره آیه. مکی مدنی. محکمات متشابهات. حروف مقطعه. انزال و تنزیل /علوم قرآنی . استماع و آداب تلاوت

انس با قرآن. انس ائمه و اولیاء الله. قرآن شفای جسم و روح. خاصیت سوره های قرآن. امنیت در قرآن

تدبر و تفکر در قرآن . غفلت از یاد خدا؛ . خشیت . خوف و رجا . اطاعت

اسرائیلیات . هدایتگری قرآن . ملی گرائی . صراط مستقیم

استعاذه در احکام اسلامی

                      کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

چرا قرآن مهجور است ؟!

در طول زندگی با پدر و مادر ، این دو گوهر گرانبها ، سعی میکنیم با عمل و رفتارهایمان آنها را خشنود کرده و اگر از دنیا رفته اند با عمل به وصیت هایشان ، به آنها ثابت کنیم که برایمان مهم بوده و دوستشان داریم . مهربان ترین پدر عالم ، پیامبر اکرم (ص) نیز در لحظات آخر زندگی پر نورشان، وصیتی نیز به عالمیان کرده اند که متأسفانه در زندگی کمتر به آن توجه کرده ایم : من از بین شما می‌روم. دو چیز را می‌گذارم کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی‏ تا به الان چقدر به این دو امر گرانبها توجه کرده ایم ؟! آیا آنها را کلید اصلی زندگی قرار داده یا به درّه ی فراموشی و مهجوریّت هدایتشان کرده ایم؟!
مهجور، نه به این معنا که در خانه ها قرآن نباشد. قرآن در خانه‌ ی هر مسلمانی نه یکی، بلکه حتّی گاهی چند مدل و با چند خط و ترجمه ی متفاوت وجود دارد. در زندگی گاهی قسم به قرآن می‌خوریم، شب قدر هم قرآن سر می‌گیریم
بک یا الله هم می ‌گوییم، بالای سر مسافر هم قرآن را رد می‌کنیم، آیاتش هم به عنوان کاشی‌ کاری و زینت در محراب‌ها و ضریح‌‌ها و حرم‌ها و مساجد می‌نویسیم، گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش نوشته و بر سر معابر و مکان ها می زنیم، اما هنوز می بینیم که در گرداب مهجوریّت باقی مانده

مراد از مهجوریت قرآن این است که با قرآن نفس نمی کشیم، آن را مد سال نمی کنیم، عمل کننده ی آن را متمدّن نمی دانیم. مثل یک شیء عتیقه و متروکه و تزیینی با آن برخورد می کنیم و گاهی حتی می ترسیم که به سراغش برویم . الان قرآن حقیقتاً چقدر در بورس است؟! در بازار، چند بازاری داریم که آیات مربوط به تجارت و کاسبی را بداند و عامل به آنها باشد؟! چرا قرآن آن گونه که باید حقش ادا نشده است؟! بعضی یک جمله از روایت را گرفته اند و مدام در گوش مردم می خوانند که إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ قرآن را فقط اهل بیت می‌فهمند1

یک نفر نیست که به این ها بگوید : دوست عزیز! اهل بیت مطالب مهم‌تری را میتوانند بفهمند. مثل این است که بگوییم که دریا برای غوّاص‌ها است. حرف غلطی است. غواص‌ها لؤلؤ و مرجان بیشتری از دریا می‌توانند بیرون بیاورند، اما حالا اگر کسی غواص نیست دریا برای او نیست؟ دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی‌توانیم آنها را صید کنیم

اما نمی‌توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است. اگر قرار است ما قرآن را نفهمیم پس چرا خدا گفته است یا أَیُّهَا النَّاس‏ . یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خدا با ما حرف می‌زند. آخر اگر ما نفهمیم، چرا خدا ما را خطاب میکند . ما نیز جزء «مَنْ خُوطِبَ بِهِ» ها هستیم. اهل بیت عمق قرآن را می‌فهمند، ما هم در سایه ی وجود آنان، پوست قرآن را دریافت می کنیم .
لزوم تدبّر در آیات نورانی قرآن کریم

یکی دیگر از حرف های آنچنانی که بعضی می زنند این است که می‌گویند: قرآن ظنّی الدلاله هست یعنی نا مفهوم و تاریک است. یعنی دلالت‌هایش روشن نیست. اینهم حرف درستی نیست، زیرا این ضد قرآن است، قرآن می‌گوید عَرَبِیًّا مبین یعنی روشنگر. می‌شود به نور گفت : ای نور تو نامفهوم و تاریک هستی؟ قرآن می‌گوید: من نور روشنگر هستم

در قرآن آیات متشابه و سنگین وجود دارد، اما بدنه‌ ی قرآن برای مردم مفهوم و روشن است. یک آیات سنگینی است که آن را در سایه‌ی سایر آیات یا روایات می‌فهمیم یا ممکن هم هست چند آیه باشد تا آخر عمرمان نفهمیم. ممکن است در کره‌ی زمین، قله‌ها و دره‌هایی باشد که ما دستمان به آن نرسد. اما سطح زمین قابل رفت و آمد است .
حرف دیگر بعضی از بی خردان نیز چنین است که می گویند: تا یک دور یک سری از کتاب ها و علوم را نخوانی، نمی توانی به قرآن دست پیدا کنی. این حرف نیز کاملاً غلط است. با توجه به این حرف غلط باید گفت : پس سلمان فارسی و ابوذر قرآن را نفهمیدند، چون آنها هیچکدام از این دوره‌ها را نخوانده بودند

اگر کسی یک دور درس‌هایی را بخواند، می تواند استفاده‌های عمیق‌تری از این دریای عظیم بکند، اما معنایش این نیست که کسی که این دروس را نخوانده، نمی تواند از قرآن استفاده کند. از این حرفهای بی ریشه و سند بیرون آییم و خود را به دریای تدبر و فهم قرآن برسانیم .
راه بیرون آوردن قرآن از درّه ی مهجوریّت

یقین بدانیم قرآن کریم، کلام آفریننده انسانهاست، با دیگر سخنها تفاوت اساسی دارد و دارای آثار ویژه ای است که در هیچ کلام دیگری یافت نمی شود. خواندن قرآن و شنیدن آن حتی برای کسانی که با زبان عربی آشنایی ندارند و معنای آیات الهی را نمی فهمند، بعنوان عملی نیک در پرونده اعمالشان ثبت شده، آمرزش گناهان، نورانیت دل و ثواب اخروی را در پی دارد

در حدیث مشهوری پیامبر(ص) فرموده اند: خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید، زیرا هر خانه ای که در آن قرآن تلاوت شود، خیر آن خانه زیاد شده و اهل آن گشایش می یابند و آن خانه برای اهل آسمان نورافشانی میکند، چنانکه ستارگان آسمان برای اهل دنیا نورافشانی میکنند. در قرآن نیز به تلاوت قرآن ارج نهاده شده؛ ولی حدیث تدبر در قرآن، حدیث دیگری است و قله ی رفیع آثار دنیوی و اخروی آن بسی مرتفع تر از آثار تلاوت بدون تدبر است

برای در آمدن از مهجوریت باید بدانیم که این کتاب، کاتالوگ و کتاب برنامه ریزی اساسی است که ما برای رسیدن به سعادت به آن نیاز داریم تا در ابتدا با تلاوت آن به جاده ی عظیم تدبر و فهم وارد شده و با عمل به دستوراتش، سعادت دنیا و آخرت خود را پیدا کنیم. پس با توجه به اهمیت این موضوع، از دنیای ترس مقابله با قرآن بیرون آییم و قطره ی وجود مان را در آغوش اقیانوس بیاندازیم و راه را بازگردیم. به امید توفیق در امور زندگی و مصّون ماندن از شکایت شدگان رسول (ص) در قیامت.

قرآن کریم اعجاز جاویدان آیت الله جوادی آملی

خاتم پیامبران و رحمت عالمیان (ص)، منبع غنی معارف ناب الهی و راهگشای جمیع مشکلات علمی و عملی جهان بشریت است. صحیفه آسمانی اسلام در عین قابل فهم بودن برای تمامی مخاطبان، برخوردار از عجیب ترین و پیچیده ترین مضامین است که در سایه برقراری ارتباط معنوی با خدای سبحان به عنوان متکلّم این کلام ملکوتی، انسان را به مقام منیع » مفسّر » حقیقی نائل می سازد.
قرآن آنقدر شیرین است که درباره آن نه تنها انسان ها گفتند این کتاب عجیبی است، حتّی جن هم اعتراف کرد که:
انّا سمعنا قرآناً عجباً. یهدی الی الرّشد(1). و عجیب بودن آن به این است که آسان است برای تمام مراحل از بزرگسال و متوسط و کودک و هم با محتوا و با مغز است. هم انّا یسّرنا القرآن للذّکر(2) است، هم سنلقی علیک قولاً ثقیلاً (3) است

از آن جهت که با محتواست، قول ثقیل است؛ از آن جهت که دلپذیر است، آسان است. لذا هیچ مطلبی در قرآن کریم نیست که کسی نفهمد ! درس خوانده و درس نخوانده همه مطالب قرآن را می فهمند. ولی آیات فراوانی هست که خواص را به زحمت می اندازد

همان آیه در ضمن قصص و داستان ها نرم شد؛ ولی خود آیه برای خواص مشکل است ! همین جریان ان جآئکم فاسق بنبأ (4)، پیام ساده اش این است که حرف هر فاسقی را قبول نکنید. این حرف دلپذیری است و همه می فهمند. این مطلب بر اساس لقد یسّرنا القرآن للذّکر قابل فهم برای همه انسانهاست.

مهجوریت زدائی از قرآن

امّا مطلب مهم این است که ما چه جور قرآن را از مهجوریت در بیاوریم. وقتی قرآن در سطح جهان از مهجوریت در می آید که ما این توان را داشته باشیم که هر مکتبی از مکتب هائی که مربوط به جهان بینی است،

یک؛ وحی و نبوّت و رسالت و امامت است، دو؛ انسان شناسی است، سه؛ و شعب فرعی که به این 3 رشته بر می گردد.
اوّلاً؛ بر قرآن کریم عرضه کند، ثانیاً و حق و باطل بودن آن راه را از قرآن استفتاء کند، ثالثاً. این می طلبد که خود انسان سالیان متمادی در خدمت قرآن کریم باشد

عدّه ای مکتب شناس باشند که چه مکتبی، چه شبهه ای، چه حرفی در جهان پیدا شده؛ اگر سکولاریزم است، یعنی چه؛ اومانیسم است، یعنی چه؛ فمینیسم است، یعنی چه؛ هرمنوتیک است، یعنی چه؛ اینها را کاملاً بفهمد، بعد بر قرآن عرضه کند و از آن پاسخ بگیرد؛ تا بشود جهانی ! اگر نذیراً للعالمین (7) است، این است.
الآن دنیا تشنه معارف است؛ شما می بینید در بخشی از کشورها همین که معارف الهی آنجا ظهور کرد، خواهان فراوانی هم دارد. به لطف الهی، به برکت خون های پاک شهداء مشرق و مغرب عالم الآن متوجه اسلام است. یک وقتی بود سخن از اطلبوا العلم و لو بالصّین (8) بود، این ها واقعاً تشنه اند

ما باید این مکتب ها را کاملاً شناسایی بکنیم، بعد بر قرآن کریم عرضه بکنیم و پاسخ را از قرآن بگیریم. این یک کتابی نیست که فقط درباره فقه و اصول و اخلاق اظهار نظر بکند! ممکن است کسی خیال کند درباره شیمی و فیزیک و اینها حرفی ندارد که این هم سخنی است ناصواب؛ ولی درباره جهان بینی، انسان شناسی، وحی و نبوّت و مانند آن لا و لابد هر مکتبی که در جهان پیدا شده، آدم باید عرضه کند بر قرآن کریم و پاسخ را از قرآن کریم بگیرد.
تشابه سخنان قرآن با ائمه معصومین (ع)

اگر قرآن عدل عترت است و عترت (ع) عدل قرآن است؛ حرف قرآن همان حرف علی بن أبی طالب است. منتها وجود مبارک حضرت امیر فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی (13)، قرآن می فرماید: سلونی قبل ان تموتوا. ممکن نیست چیزی در عالم باشد و قرآن جواب ندهد ! شدنی نیست. اگر وجود مبارک حضرت علی(ع) فرمود: سلون ی قبل ان تفقدونی و این عدل قرآن است، قرآن هم همین حرف را دارد. فرمود: قبل از اینکه بروید، از من بپرسید

شما سؤال کنید، من جواب می دهم. این فاستنط قوه (14)، فاستنط قوه همین است ! منتها اگر کسی (معاذ الله) گرفتار حسبنا کتاب الله (15) شد، او قدرت سؤال ندارد اصلاً ! امّا اگر به برکت انّی تارک فیکم الثّقلین (16) کیفیت سؤال را از اهل بیت یاد گرفت، این کاملاً می تواند با دست پر از قرآن سؤال بکند

وقتی با دست پر رفت حضور قرآن، از قرآن سؤال کرد آیا اومانیسم حق است یا نه، جواب می شنود؛ چون یک امر انسان شناسی است! آیا این فمینیسم حق است یا نه، آن پلورالیسم حق است یا نه؛ این مکتب های فراوانی که در راه است؛ اینها حق است یا نه و در آن صورت قرآن جواب می دهد !
چگونگی کسب لذّت از قرآن

بنابراین ما وقتی لذّت قرآن را می چشیم که اثری از متکلّم دیده باشیم، آن وقت برای ما می شود لذیذ ! آن وقت حرف او را به چیز دیگری هم نخواهیم فروخت و حرف را هم حرف او می دانیم و به دنبال حرف او می رویم و لا غیر و خود قرآن کریم همیشه به ما گفت: اگر بخواهید به جائی برسی؛ نه به جیب خودت نگاه بکن، نه به کیف شورای مدیریت ]حوزه [ نگاه بکن، نه به جیب شهریه دهندگان نگاه بکن؛ به جیب(به فتح جیم) خودت نگاه بکن، نه به جیب خودت!

اگر خدای ناکرده به دنبال فکر قارونی هستی، این می گوید: انّما اوتیته علی علم عندی(17)، خرج علی قومه فی زینته(18)؛ این بازی ها هست ! به دنبال موسای کلیمی، اّدخل یدک فی جیبک تخرج بیضاء (19). مگر دست روشن نمی خواهی؟ این دست روشن در جیب نیست، در جیب است ! نمی خواهد دست به عصا بزنی، اژدها بشود؛ این در جیب است !! اگر به جیب، به صدر مشروح، به جان دست زدی، جانانه بودی، دلمایه داشتی؛ با آن دست، دست بیرون بیاورید، می شود (ید بیضاء)؛ به عصا دست بزنی هم می شود اژدها.
(1) جن 1 و 2 (2)قمر 17، 22، 32، 40 (3) مزّمل 5 (4) حجرات 6 (7) فرقان 1 (8) وسائل الشیعه 27/ 27 (13) نهج البلاغه خ 9 ـ ( علم الوصی ) (14) نهج البلاغه خ 158 ( النّبی و القرآن ) (15) بحار الأنوار 22/ 273 و 274 (16) بحار الأنوار 2/ 100 (17) قصص 78 (18) قصص 79 (19) نمل 12

جای قرآن در طاقچه «دل» است

گزارش تحلیلی از علل مهجوریت قرآن در میان جوانان

واژه «ناس» و این که قرآن برای همه مردم است و تمام عالم، مخاطب آن هستند؛ بی‌هیچ قید و شرطی و فارغ از هر رنگ و نژاد و مسلک و مرامی؛ اما با این شرط که این «ناس»، خودش را با قرآن نزدیک و دوست کند و برداشت درستی از آیات قرآن داشته باشد.. این که می‌گویند قرآن کتاب زندگی است، ما در کدام کتاب درسی‌مان از مدرسه گرفته تا دانشگاه، این را دیده‌ایم؟ به جز درس معارف و یکی دو واحد قرآن، کجا ما درباره این کتاب چیزی می‌خوانیم؟

ما جسته و گریخته از قول عالمان می‌شنویم که مثلاً قرآن درباره ستاره‌ شناسی، نجوم و ، حرف‌های زیادی دارد؛ اما نمی‌دانیم که این گونه مطالب را در کدام منابع یا نشریات، می‌توانیم مطالعه کنیم. قرآن تنها برای جوانان، مهجور نیست؛ بلکه برای همه مهجور است؛ برای بزرگان، برای روحانیت و به طور کلی برای همه و جوانان، طبقه‌‌ای مستقل و جدا از بقیه مردم نیستند

قرآن برای همه ما مهجور است؛ برای زن و مرد، باسواد و بی‌سواد، حوزه‌ای و دانشگاهی و طبیعی است که وقتی این بعد برای همگان وجود دارد، برای جوانان به طریق اولی وجود دارد؛ برای این که دیگران لااقل یک تقید و تعبدی از سال‌های گذشته دارند؛ اما جوانان ما امروز در معرض بمباران اطلاعاتی از طریق ماهواره، اینترنت و هستند. اگر تقصیری هست، قطعاً مربوط به جوانان نیست؛ بلکه مربوط به بزرگ‌ترهاست و ما موظف هستیم که این مشکل را حل کنیم

اما چرا قرآن که مورد اشتراک شیعه و سنی است، این قدر مهجور شده است و کمتر مورد استناد قرار می‌گیرد. شیعه‌ای که تحقق علمی و عینی اسلام است، افتخارش به این است که از قرآن برآمده و همه چیزش در قرآن است و «اهل بیت»‌ او علیهم السلام نیز همه چیز را از قرآن می‌دانند

در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که کسی از آن حضرت پرسید: ‌به شما وحی می‌شود؟ حضرت فرمود: نه، به من وحی نمی‌شود؛ اما من هر چه دارم، از حکومت قرآن و لطف قرآن و تدبر در قرآن دارم. اتفاقاً ما در سایه قرآن، اهل بیت ‌ع را بهتر می‌شناسیم و برعکس، در سایه اهل بیت‌ع هم قرآن را بهتر می‌شناسیم. اهل بیت‌ع نیز هر چه دارند، از قرآن دارند. آیا همین دلیل کافی نیست که به اهمیت ارتباط با قرآن پی ‌ببریم؟
یکی از مشکلات دوره جاری در همه جهان، عبارت است از فشارهای روانی بیش از حدی است که برخی از آنها ناشی از صنعتی شدن جهان است؛ به این معنی که جامعه‌ای که دارای ارزش‌های ثابت است، تبدیل به جامعه‌ای با ارزش‌های متغیر می‌شود؛ دگرگونی‌ها تبدیل به قاعده می‌شوند و در نتیجه، انسان مرتباً نیاز به سازگاری با شرایط جدید دارد. این، همان حالتی است که تحت عنوان فشار روانی از آن یاد می‌شود و یکی از مهم‌ترین عواملی که می‌تواند در کاهش این فشار روانی تأثیر داشته باشد، اعتقاد به وجود خداوند است؛ به این ترتیب که انسان با آگاهی از این که یک نیروی ماورایی، همیشه مراقب اوست و هر رویدادی، حکمتی دارد، احساس آرامش می‌کند.
در خود قرآن آمده است: و هر آینه قرآن را برای یادآوری و پند گرفتن، آسان ساختیم؛ پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟ در ایران نیز پژوهش‌های قابل توجهی انجام گرفته است که نشان می‌دهد تلاوت آیات قرآن، حتی برای کسی که در حالت بیهوشی است، باعث کمتر شدن میزان نیاز او به داروهای هوش بری می‌شود

بنابراین، اگر شنیدن کلام خداوند به تنهایی تا این حد مفید باشد، آن گاه باید دید که شنیدن و مطالعه این کلام همراه با ادراک محتوای آن، تا چه حد می‌تواند بر جسم و بلکه بر جان انسان تأثیر مثبت و حیات‌بخش داشته باشد؛ زیرا قرآن، بهترین وسیله برای آگاه شدن همه انسان‌ها از قدرت لایزال و چشمه پرمهر خداوندی است

بنابراین، یکی از عوامل پیش‌گیری، درمان و توان‌بخشی در برابر سختی‌های زندگی، آشنایی با قرآن است.
امید آن که همه ما به یاد داشته باشیم که اگر چه به عنوان یک انسان عادی قادر نیستیم به کنه و بطن قرآن برسیم، اما به مصداق تعبیر خود قرآن می‌توانیم به این دعوت پاسخ دهیم و به قدر وسع خودمان از نور آن برخوردار شویم. چنان که در قرآن آمده است: و هر آینه قرآن را برای یادآوری و پند گرفتن، آسان ساختیم؛ پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟
آب دریا را اگر نتوان کشید پس به قدر تشنگی باید چشید

شکوه ها و گلایه های قرآن از ما !

من از آنان گله دارم هزاران، صد هزاران گله دارم !

مردم عامی! با قلب رئوف و روح آدمی، نیاز آرزوشان را در الفاظ نشان گیرند،

بدون آنکه در اعماق فرمانم پیامی از خدا گیرند و پای در راه بگذارند.
یکی خواند مرا گنگ و غلط، با چهچه‌ای‌گویی که آهنگ غنا هستم!

یکی بندد مرا بر بازویش، بی فهم و بی درک و تأمل، برای آنکه خیرالحافظین هستم!

یکی بر گردنش، گوئی صلیبی از طلا هستم!

یکی نالد مرا در بزم غم، گوئی که شعر مرده‌ها هستم!

یکی هم بهر حفظ مال و جانش غافل از یاد خدایش،

ببندد یک قطعه‌ام را بر خودش، بر خانه‌اش بر جان و مال و بچه‌اش تا از بلا و درد و آتش در امان باشد.

من از آنان گله دارم برای یمن هر مسکن مرا با آب و آیینه به آنجا می‌برند که شاید مبارک گردد آن خانه اگرچه هر خلاف و هر گناه و هر تباهی و هلاکت‌ها در آن باشد! کنار هفت‌سین سفره‌شان در صف سیر و سماق و سرکه و سنجد! به همراه صداق زن به پیش چشم داماد سیه‌پوش و عروس نقره‌ای دامن! کنار هزاران معصیت در پیش نامحرم به دنبال طبل و نی و آواز و رقص و پایکوبی‌شان! من حاضرم اما برای چه؟ من از آنان گله دارم! صد هزاران گله دارم

وَ قَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ، پیامبر عرضه داشت: پروردگارا! این قوم من از قرآن دوری جستند (فرقان30) این آیه از گلایه پیامبر اسلام ص سخن می گوید و آن حضرت چون رحمة للعالمین است نفرین نمی کند

امام رضا ع فرمود: دلیل آن که در نماز قرآن می خوانیم آن است که قرآن از مهجوریت خارج شود. در روایات آمده است هر روز پنجاه آیه از قرآن را بخوانید و هدفتان رسیدن به آخر سوره نباشد، آرام بخوانید و دل خود را با تلاوت قرآن تکان دهید و هرگاه فتنه ها همچون شب تار بر شما هجوم آوردند به قرآن پناه ببرید.

اقرار برخی از بزرگان درباره مهجوریت قرآن

الف) ملاصدرا رحمه الله می گوید: در مقدمه تفسیر واقعه می گوید: بسیار به مطالعه کتاب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خود را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات محمد و آل محمد ص بروم . یقین کردم که کارم بی اساس بوده است؛ زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید. تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم در خانه وحی را کوبیدم و درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین
ب) فیض کاشانی رحمه الله می گوید: کتاب ها و رساله ها نوشتم تحققیقاتی کردم ولی در هیچ یک از علوم دوایی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم برخود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه کردم تا خداوند مرا از طریق تعمق در قرآن و حدیث هدایت کرد
ج) امام خمینی رحمه الله در گفتاری از این که تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نکرده تأسف می خورد و به حوزه ها و دانشگاهها سفارش میکند که قرآن و همه ابعاد آن را در همه رشته ها، مقصد اعلی قرار دهند. تا مبادا در آخر عمر بر ایام جوانی تاسف بخورند

چگونه رضایت پیامبر را جلب کنیم ؟

«هجر» جدایی با عمل ، بدن، زبان و قلب را شامل می شود. رابطه میان انسان و کتاب آسمانی باید دائمی و در تمام زمینه ها باشد زیرا کلمه هجر در جایی بکار می رود که میان انسان و آن چیز ارتباط و رابطه باشد. بنابراین باید تلاشی همه جانبه داشته باشیم تا قرآن را از مهجوریت در آوریم و آن را در همه ابعاد زندگی محور علمی و عملی خود قرار دهیم تا رضایت پیامبر عزیز اسلام را جلب کنیم.
نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قران، محور قرار ندادن قرآن، تدبر نکردن در آن، تعلیم ندادش به دیگران و عمل نکردن به آن از مصادیق مهجور کردن قرآن است. حتی کسی که قرآن را فرا گیرد ولی آن را کنار گذارد و به آن نگاه نکند و تعهدی نداشته باشد او نیز قرآن را مهجور کرده است.

بر کتاب خدا چه گذشت ؟
و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر به ویژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و باید همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگر عذری برای جاهلان بی خبر باشد برای علمای مذاهب نیست. اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترک پیامبراسلام ص مسائل اسف انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی ع شروع شد

خودخواهان و طاغوتیان ،قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضد قرآنی ؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم ص دریافت کرده بودند و ندای انی تارک فیکم الثقلان در گوششان بود با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقیقت قرآن را که برای بشریت تا ورود به حوض، بزرگ ترین دستور زندگانی مادی و معنوی بود و است از صحنه خارج کردند؛ و بر حکومت عدل الهی که یکی از آرمانهای این کتاب مقدس بوده و هست خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایه گذاری کردند، تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است.
و هرچه این بنیان کج به جلو آمد کجی ها و انحراف ها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عائله بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی«ص» تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند برساند و این ولیده
علم الاسما را از شر شیاطین و طاغوت ها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حکومت را به دست اولیاالله، معصومین بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارند - چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد و کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت های جائر وآخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد.

و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستان ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنکه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا بکلی از صحنه خارج شد، که دیدیم اگر کسی دم از حکومت اسلامی بر می آورد و از سیاست، که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن می گفت گویی بزرگ ترین معصیت را مرتکب شده؛ وکلمه «آخوند سیاسی» موازن با آخوند بی دین شده بود و اکنون نیز هست

و اخیرا قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حکومت های منحرف خارج از تعلیمات اسلامی، که خود را به دروغ به اسلام بسته اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابر قدرتها قرآن را با خط زیبا طبع میکنند و به اطراف می فرستند. و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج میکنند. ما همه دیدیم قرآنی را که محمدرضا پهلوی طبع کرد و عده ای را اغفال کرد و بعض آخوندهای بی خبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند.

معلم قرآن از مظلومیت قرآن می‌گوید (قرائتی)

به نظر شما دلایل غفلت و کم‌توجهی به تفسیر قرآن در حوزه‌ها چیست؟ عوامل مختلفی می‌تواند در این مسئله دخیل باشد.

اولاً ما به آیات احکام و آیات فقهی بیشتر توجه کرده‌ایم و قهراً خود قرآن از دست‌ ما رفته است. مثل کسی که قبل از غذا مشغول خوردن چیزهای دیگری می‌شود و موقعی که سفره را پهن می‌کنند، به غذای اصلی میلی ندارد.

ثانیاً، تشویقی روی قرآن صورت نمی‌گیرد. یعنی در حال حاضر شهریه‌های حوزه بر اساس درس‌های مقدمات، رساله، کفایه و خارج است. حوزه برای تدبر در قرآن تشویق ندارد. ما تشویق‌ها‌یمان بر اساس درس‌های حوزه است و نه تفسیر

نکته‌ دیگر این است که در عملِ خیلی‌ها دین از سیاست جدا است. بیشتر ما قرآن را کتاب مقدس می‌دانیم و نه کتاب زندگی. یعنی فکر می‌کنیم قرآن چون کتاب مقدسی است، سر سفره‌ عقد، برای فاتحه یا برای استخاره و ... باشد، اما باور نداریم که قرآن کتاب زندگی است. کتاب حقوق است. حدود دو هزار نکته‌ حقوقی در قرآن وجود دارد. کتاب مدیریت است. صدها آیه راجع به مدیریت داریم. بسیاری از اساتید رشته‌ مدیریت این را نمی‌دانند.
کتاب نور و ارتباطات و کتاب هدایت و بصیرت است. البته دست‌هایی هم در کار است که یا خواب هستند یا خائن. ان‌شاءالله که خواب هستند. مثلاً زبان عربی که در دبیرستان‌ها تدریس می‌شود، عربی ای‌ نیست که به فهم قرآن منجر شود. به عقیده‌ من ممکن است خیانت هم باشد. مسئله‌ای هم که نباید به‌راحتی از کنارش عبور کنیم، این است که ما مزه‌ قرآن را نچشیده‌ایم. نچشیدن مزه‌ قرآن هم تبعاتش همین است

مثلاً باید بدانیم که اقامه‌ قرآن با اقتصاد ما رابطه دارد. وزیر اقتصاد، وزیر کشاورزی، وزیر صنعت اینها باید بدانند که اقامه‌ قرآن ‌اقتصاد را رشد می‌دهد. خداوند در قرآن می‌فرماید: وَ لَوْ أنّهُم أقامُوا التّوراةَ و الإنجیلَ و ما أُنْزِلَ إلَیهِم مِنْ رَبِّهِم لَاکَلُوا مِنْ فَوقِهم وَ مِنْ تَحتِ أرجُلِهِم اگر مردم قرآن را به پا دارند، از زمین و آسمان رزقشان توسعه پیدا می‌کند. این راز را هنوز ما کشف نکرده‌ایم. باورمان نیامده است که واقعاً نماز باران در نزول باران اثر دارد

ما قرآن را کتاب زندگی نمی‌دانیم. مثلاً می‌گویند دین از سیاست جدا است. ما حدود پانصد آیه‌ سیاسی در قرآن داریم. دین از سیاست جدا است، یعنی چه؟ یعنی پانصد آیه را از قرآن حذف کنیم؟ اینها نمی‌فهمند چه می‌گویند

 آیت‌الله مکارم شیرازی فرمود برکتی که در تفسیر نمونه وجود داشت، هیچ درس و بحث و کتابی برای ما نداشت. الان حدوداً شصت بار چاپ شده است. من خودم به عنوان‌طلبه، سی‌ سال در تلویزیون هستم و بحث من از پربیننده‌ترین بحث‌های تلویزیون است، به خاطر اینکه عنوان برنامه‌ام «درس‌هایی از قرآن» است. به قول امیرالمؤمنین قرآن دریایی است که هیچ دستی به عمقش نمی‌رسد.
ما باور نکرده‌ایم قرآن شفا است، در حالی که باید این را باور کنیم. نه ‌فقط اینکه اگر سوره حمد را بخوانیم، خوب می‌شویم. این هم هست، اما شفا است، یعنی همه‌ بلاها را جواب می‌دهد؛ مشکلات اجتماعی، ‌اخلاقی،‌ سیاسی و خانوادگی را. قرآن هر سئوالی را که دارید جواب می‌دهد. امامان ما می‌فرمودند از ما بپرسید این حرفی را که می‌زنیم، از کجاست؟ ما می‌گوییم تمام این حرف‌های ما از قرآن است. ریشه‌ احادیث همه‌اش در قرآن است. باید حوزه‌های ما به جایی برسد که وقتی به کسی می‌گوید چه می‌خوانید، اول بگوید تفسیر و بعدش بگوید کتاب شیخ

البته هر کسی نباید قرآن را تفسیر کند. تفسیرهای قرآن باید بررسی شود. قدیم علمای ما که حدیث نقل می‌کردند، اجازه داشتند برای نقل حدیث. به هر حال یک قیام جدی باید انجام بدهیم. نباید در حوزه‌ قم چهارصد رساله‌ رسائل و مکاسب وجود داشته باشد، ولی تعداد تفسیرها سی تا باشد. باید به تعداد درس‌های دیگر، تفسیر قرآن هم باشد

درس‌های حوزه را باید جدی خواند، اما نه به قیمتی که انسان شش دفعه کفایه بگوید و یک دوره هم نهج‌البلاغه و تفسیر نگوید. من نمی‌گویم قرآن الان در حوزه‌ها کار نمی‌شود و نشده است؛ روی قرآن در حوزه‌ها کار می‌شود، اما قرآن در رأس نیست. ما باید طوری باشیم که هر جای قرآن را باز کردیم، بفهمیم چه می‌گوید و روح قرآن را درک کنیم.
این غفلت چه تبعاتی را به دنبال داشته است؟
گریه می‌کنیم که چرا از اول خوابمان برده است. مادر موسی وقتی موسی را به دنیا آورد، هراس داشت که مبادا فرعون او را بکشد. به فرعون گفته بودند پسری به دنیا می‌آید که تو را نابود می‌کند، او هم دستور داده بود هر پسری را که به دنیا می‌آید، از بین ببرند. خداوند به مادر موسی الهام کرد که او را شیر بده و در دریا بینداز که ما او را برمی‌گردانیم. شیرش داد و در دریا انداخت: «ما به مادر موسی وحی کردیم که شیرش بده

مگر شیر دادن هم وحی می‌خواهد؟ این یعنی چه؟ بعد نگاه می‌کنیم و می‌بینیم وقتی فرعون و همسرش جعبه را دیدند و دیدند که پسری است، خواست او را بکشد که زن فرعون مانع شد بعد بچه گرسنه‌ بود، ولی شیر هیچ کسی را جز مادرش نمی‌خورد. ما اگر شیر قرآن را بخوریم، شیر کتاب دیگری را نمی‌خوریم. ما حتی نتوانسته‌ایم به اندازه‌ زلیخا کار کنیم. یوسفِ قرآن را هنوز ندیده‌ایم

یک خاطره برایتان بگویم؛ چند سال پیش از ما دعوت کردند که امام جماعت دانشگاه بشویم. من گفتم به یک شرطی می‌آیم و آن هم این‌که کنار اقامه‌ جماعت، اقامه‌ قرآن هم بشود. یعنی یک تفسیر هم در آن باشد، منتها تفسیر دو دقیقه‌ای. وقتی رفتیم، به ما گفتند چون اینجا دانشگاه است، یک مقدار باید علمی صحبت کنید. شما تفسیرتان را علمی بگویید. من گفتم نه، همین‌طوری که بلد هستم می‌گویم. دیدیم این بندگان خدا قرآن را علم نمی‌دانند. آدم‌های خوبی هستند، اما فکر نمی‌کنند قرآن هم علم است. امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: اگر علم می‌خواهی، در کلمات قرآن دقت کن. من نماز را خواندم و گفتم: به من گفته‌اند که اینجا علمی صحبت کنم و من امروز می‌خواهم ساده‌ترین کلمات قرآن را اینجا تفسیر کنم.

قرآن! من شرمنده توام

قرآن! من شرمنده توام، اگر یک کشیش لامذهب که در واقع بویی از آیین مقدس مسیحیت نبرده است، بی شرمانه دستور آتش زدن تو را می دهد و دل مولایم، صاحب الزمان(عج) و شیعیانش را به درد می آورد. قرآن! من شرمنده توام، که اگر رئیس جمهور آمریکا فقط و فقط برای حفظ امنیت سربازانش در افغانستان با این طرح مخالفت می کند. اینان مصداق کامل این آیه اند: ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه، و لهم عذاب عظیم. آری، خداوند مهری بر دل ها و گوش ها و چشم هایشان نهاده، و برایشان عذابی بزرگ در پیش است. کاش بیاید آن روز که آیه آیه این کتاب سترگ راهبر و راهنمای تمام انسانها در این کره خاکی شود... به امید آن روز

ای قرآن عزیز !

 من شرمنده تو هستم اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هروقت آوای تو برمیخیزد برخی از هم می پرسند "چه کسی مرده است؟"
چه غفلت بزرگی است که می پندارم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .

ای قرآن عزیز ! من شرمنده تو هستم اگر تو را از یک نسخه کاربردی عملی برای نیل به یک زندگی سعادتمندانه و سرشار از خوشبختی ،  به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده ،‌یکی دیگر ذوق می کند که تو را با طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و دیگری شادمان میشود وقتی تو را در بزرگترین اندازه ممکن قالب ریزی میکند  !  
آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا ما موزه سازی کنیم ؟! 

ای قرآن عزیز ! من شرمنده تو هستم اگر حتی برخی از آنان که تو را میخوانند ، یا تو را میشنوند ،‌
تو را فقط میخوانند یا فقط میشنوند  ! 
.. اگر چند آیه از تو را با یک نفس بخوانند مستمعین سر شوق آمده و فریاد می زنند ”
احسنت …!  أحسنت  !  ” گویی مسابقه نفس برپا شده است …

ای قرآن عزیز !‌ من شرمنده تو هستم اگر نزد برخی ،  به یک فستیوال مبدل شده ای !  حفظ کردن تو با شماره صفحه ، ‌خواندن  تو از آخر به اول ،‌ قرائت تو با ایماء و اشاره ،  خواندن تو بصورت ضربدری یا پروانه ای  !   راستی اینها ،  یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟
 ای کاش وقتی آیات تو را حفظ میکنیم ، از تو محافظت نیز میکردیم  و تو را اسباب مسابقات هوش نمی پنداشتیم .

راستی ما با قرآن چه میکنیم  ؟ ! 

خوشا به حال هر کس که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ میبرند که گویی  قرآن همین الآن بر جان و روح  و قلبشان  نازل شده است.

آنان که به تعبیر  آیه ۲۳ از سوره مبارکه زمر ،     (( تقشعر  منه جلود الذین یخشون ربهم ،  ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذکر الله ،   ذلک هدی الله  ! )) خداوند   بهترین سخن را نازل کرده  ،  کتابی که آیاتش در لطف و زیبائی و عمق و محتوا ، همانند یکدیگر است  ،  آیاتی مکرر دارد  ،  با تکراری شوق انگیز ، که از شنیدن آیاتش ،  لرزه بر اندام خدا ترسان قرآن باور می افتد  !  سپس برون و درونشان  ،  جسم و جانشان ،  متوجه ذکر و یاد خدا میشود  ،....  این است هدایت الهی  !

قرآن در جامعه، مهجور است

محضر مبارک علاقه مندان به قرآن کریم و مفاهیم بلند آن. جایگاه قرآن بر کسی پوشیده نیست زیرا:
1. در بهترین شب تاریخ (شب قدر) نازل شده.
2. بر قلب بهترین انسان نازل شده.
3. قرآن نازل شد تا غافلان، هوشیارشوند و نشستگان، به پا خیزند و بپا خاستگان بروند و روندگان بدوند.
(خدای قرآن
قائما بالقسط، هدف قرآن لیقوم الناس بالقسط، و به پیامبرش فرمان «قم» و به امتش «قوموا» و نمازش «اقیموا» و حجش «قیاما للناس» و رهبرش «قائم» و رستاخیزش «قیامت» است. یعنی قرآن کتاب تحرک و نشاط و رشد است.
4. قرآن همچون دریا است که نگاه به آن، شنای در آن، ماهیگیری از آن، کشتیرانی در آن تا غواصی در آن، برای همه گروه ها، نوعی بهره دارد و انسان را به ساحل خوشبختی می رساند و کسانی که عالم ترند، مثل غواصان، بهره بیشتری می برند.
5. قرآن بزرگترین معجزه پیامبر است که حفظ آن واجب است.
6. مأمور به تدبریم و از کسانی که در آن تدبر نمی کنند توبیخ شدید شده است:
افلا یتدبرون القران....
7. قرآن نیاز به سند ندارد، مورد قبول همه فرقه های اسلامی است و در هر خانه مسلمان حداقل یک نسخه از آن وجود دارد.
8. تنها کتاب آسمانی است که در آن تحریف صورت نگرفته و در آینده هم بیمه است:
انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون ، لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه.
9. شفاعت انسان ها گاهی مفید واقع نمی شود :
فما تنفعهم شفاعه الشافعین ولی شفاعت قرآن قطعا مفید است: انه شافع مشفع.
10. اگر بناست عمری صرف خواندن و دقت بشود کتاب خالق بر کتاب مخلوق مقدم است.
11. هر چه علم توسعه پیدا می کند عظمت قرآن شفافتر می شود. هیچ آیه ای از آن، تاریخ مصرف ندارد؛ بلکه برای همیشه است.
12. دریایی است که به قعر آن دسترسی نیست:
بحر لا یدرک قعره.
13. عجائب قرآن قابل شمارش نیست:
لا تحصی عجائبه.
14. قرآن، میزان است و همه باید خودمان را با آن بسنجیم؛ حتی روایات باید با آن سنجیده شود و اگر حدیثی ضد قرآن بود آن را کنار می گذاریم.
15. به گفته روایات متعدد، «قرآن و اهل بیت (ع)» حتی برای یک لحظه از هم جدا نیستند:
لن یفترقا.
16. قرآن جامعیتی دارد که در خداشناسی، حیوان و آسمان را کنار هم می آورد:
افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت.
17. در سفارش به عدالت، تعادل کهکشان ها تا تعادل ترازوی میوه فروشی را با هم می بیند:
و السماء رفعها و وضع المیزان الا تطفوا فی المیزان.
18. در سوگند، هم به خورشید سوگند می خورد و هم به انجیر.
19. بزرگ ترین آیه آن آیه حقوقی است، همان گونه که بزرگ ترین نامه حضرت علی (ع) نامه سیاسی است.
20. در فرمان جهاد آن نیز توجه به عدالت شده است.
21. عدل و احسان قرآن از هم جدا نیست. دستور قتل قاتل را می دهد ولی نام برادری را از او حذف نمی کند: «فمن عفی له من اخیه شیء ...» یعنی حتی نسبت به قاتل کلمه عفو و برادر به کار می رود.
22. در مسائل حقوقی و مدیریتی و تربیتی و سیاسی و نظامی و خانوادگی و اقتصادی هزاران دستور دارد که در کتب دیگر نیست.
23. قرآن به اهل کتاب می گوید اگر کتاب آسمانی را به پا ندارید هیچ ارزشی ندارید و پوک هستید:
یا اهل الکتاب لستم علی شیء حتی تقیموا التوراه و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم.

مهجوریت قرآن محسن قرائتی

اما این قرآن مهجور است. تنها در حد سوگند به قرآن، رد کردن مسافر از زیر آن، تجوید و ترتیل و حفظ و کاشی کاری و تابلو و امثال آن به آن پرداخته شده است. سهم قرآن نه در حوزه ادا شد و نه در دانشگاه و نه در جامعه! برای تفقه بحمدالله حوزه ها فعالند ولی برای تدبر یا راکدند یا فعالیت کمی دارند.
به آرزوی روزی که ما برای نسل نو تفسیرهای مناسب که نیازهای ویژه آنان را بر آورده کند نوشته باشیم.
به امید روزی که در هر منطقه ای دانشمندی قصه های قرآن را برای کودکان و بزرگان ما تحلیل کند.
در انتظار روزی که تفسیر ساده، ولی پر محتوا، جزو دروس رسمی مدارس و دانشگاه ها شود.
به امید روزی که منبرهای ما، به جای نقل برخی مطالب ضعیف و ... مملو از انوار قرآن باشد.
به امید روزی که تفسیر را نیز علم بدانیم و اسرار قرآن را کشف کرده و دلها را جذب کنیم.
به امید روزی که از هر طلبه ای بپرسند چه می خوانی؟ بگوید تفسیر و مکاسب، تفسیر و لمعه!
به امید آنکه ما کتاب آسمانی را به پا داریم که آن نیز به پا داشتنی است:
و لو انهم اقاموا التوره و الانجیل و ما انزل الیهم. به امید روزی که بخشی از بودجه ها، مدارس، نیروها و درس های حوزوی صرف تربیت مفسر شود. همانگونه که برای روشنی نباید منتظر خورشید باشیم، برای قرآن نیز نباید منتظر دیگران باشیم. همان گونه که هر طلبه خودش سایر کتاب ها را می خواند و مباحثه می کند، کتب تفسیر را هم با مشورت برخی از بزرگان بخواند و مباحثه کند و از اساتید خود بخواهد همانگونه که سایر کتب را تدریس می کنند، تفسیر قرآن را نیز تدریس کنند.و تفسیر قرآن را نیز (همان گونه که مقام معظم رهبری خطاب به چند هزار روحانی در خراسان رضوی فرمودند) در همه سطوح درس اصلی خود قرار دهند.

بررسی چگونگی مهجوریت‌زدایی از قرآن

قرآن در هر خانه مسلمانی یافت می‌شود. بسیاری از مسلمانان هر روز قرآن می‌خوانند و شماری نیز همه یا چند سوره‌ای از آن را حفظ هستند. با اینکه پس از انقلاب اسلامی تحولی عظیم در بهره‌مندی از قرآن صورت گرفته، اما هنوز قرآن به عنوان کتاب زندگی در خانه و جامعه راه نیافته. از این رو، هنوز در نظریه‌های دانشمندان برای زندگی بهتر وارد نشده و جهت اصلاح امور اخلاق، تربیتی، آموزشی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و مانند آن به کار گرفته نشده است.
هنوز هم سبک زندگی ما التقاطی و برگرفته از فرهنگ‌های ملی و مذهبی از سویی و فرهنگ وارداتی غربی از سوی دیگر است. فلسفه زندگی ما را، مجموعه‌ای شکل می‌بخشد که گاه در اصول، روش‌ها و اهداف، متضاد و ناسازوار هستند

از این رو اگر بر اساس به ظاهر نظریه‌های علمی، مساله، معضل و بحرانی را حل می‌کنیم، چند مشکل دیگر را سبب می‌شویم. بازگشت به قرآن، به معنای بازگشت به سبک زندگی برگرفته از اصول، روش‌ها، اهداف و قوانین آن، تنها راه نجات جامعه از مشکلات و معضلاتی است که در آن دست و پا می‌زند. برای رهایی از مهجوریت قرآن می‌بایست قرآن را به عنوان راهنمای سبک زندگی و کتاب زندگی را در همه ابعاد آن وارد سازیم.

گلایه پیامبر(ص) از مهجوریت قرآن
قرآن، براساس آنچه خود بیان کرده، راهنمای زندگی و هدایت بشر به سوی خدایی شدن و رسیدن به مقام خلافت الهی است. از این رو هیچ چیزی را برای رسیدن بشر به این مقصد و مقصود فروگذار نکرده است.(نحل89)
خداوند پس از هبوط آدم(ع) و پذیرش توبه‌اش، به او وعده داده تا هدایتی از سوی خود بفرستد و انسان با بهره‌گیری از آن بتواند به هدف آفرینش یعنی خلافت دست یابد. (بقره38) خداوند به این وعده خود عمل کرده و در طول تاریخ بشریت، پیامبران و کتب آسمانی بسیاری را به سوی بشر جهت هدایت و راهنمای وی فرستاده (شوری13 تا16)

مهمترین و کامل‌ترین کتب آسمانی و وحیانی که در اختیار بشر قرار گرفته، کتاب وحیانی و آسمانی قرآن است. لذا خداوند از انسان‌ها خواسته تا از این کتاب جامع و کامل استفاده کرده و بر دین اسلام باشند تا بتوانند سعادت را نه تنها در دنیا بلکه در آخرت برای همیشه به دست آورند (آل عمران19) اما مردم به جای استفاده از قرآن به عنوان کتاب زندگانی و هدایت، از قرآن تنها به عنوان یک کتاب در کنار کتب دیگر بهره گرفته‌اند. این در حالی است که خداوند به انسان‌ها هشدار می‌دهد که تنها راه هدایت، آن است که کتاب‌های آسمانی از جمله کتاب قرآن را تنها کتاب زندگی بدانند و با قوت آن را در اختیار گیرند و در همه زندگی و ابعادش از آن بهره برند (بقره63)

پس هرگونه بهره‌گیری التقاطی از قرآن و دیگر کتب آسمانی نمی‌تواند انسان را به هدف برساند؛ زیرا اگر قرآن تبیان و روشنگر همه چیز است (نحل89) می‌بایست همه نیازهای بشر را در زندگی برآورده سازد و چیزی را فرو نگذارد. لذا دیگر نیازی نیست تا انسانها برای دست‌یابی به پاسخی، به کتاب دیگری مراجعه کنند و نیاز خویش را از طریق آن پاسخ دهند.
مهجوریت قرآن به این است که انسان به جای استفاده از قرآن جهت پاسخ‌گویی به پرسشها و نیازها، به سراغ غیر قرآن برود و راهکار را از غیر آن بخواهد

علت این مراجعه به غیر قرآن، به هر عنوان که باشد عین مهجور سازی قرآن است. اگر برای یک مشکل روانی یا اجتماعی نخواهیم از قرآن بهره بریم، به این معناست که در وعده خداوند جهت هدایت بشر تردید روا داشته‌ایم و اگر در مراجعه به قرآن و استنباط نظریه و راهکار نتوانیم موفق باشیم، باید در بیان، روشن بودن، تبیان و روشنگری قرآن شک داشته باشیم. در حالی که خداوند قرآن را کتاب کامل، جامع، روشن و مبین دانسته است.
مسلمانان در عصر بعثت در حضور پیامبر(ص) به جای اینکه قرآن را سبک زندگی خویش قرار دهند، به نظریه‌ها و فرضیه‌ها، قوانین و داوری‌های دیگران مراجعه می‌کردند و با این رفتار خویش قرآن را مهجور می‌ساختند. از این رو پیامبر(ص) از رفتار امت گلایه و شکایت می‌کند (فرقان30)

براساس گزارشهای قرآنی تنها بخشی از مومنان، به قرآن به عنوان کتاب هدایتی جامع و کامل نگاه می‌کردند و با اعتقاد کامل بدان پایبند بوده و ایمان داشته و عمل می‌کردند. (رعد1؛ حاقه38 تا 41) این گروه از معتقدان به قرآن همان خردمندان یا اولوالالباب هستند که عقل خویش را به کار گرفته و دانسته‌اند که تنها در چارچوب قرآن است که می‌توانند به کمال مطلق دست یابند (آل‌عمران7؛ رعد19؛ ابراهیم52؛ 29)

آنان با توانایی که دارند، می‌توانند حقایق قرآن را حتی در میان متشابهات آن دریابند و راه زندگی خویش را براساس آن سامان دهند (آل‌عمران7؛ رعد19) اینان می‌توانند با مراجعه به آموزه‌های قرآنی، نظریه‌هایی را برای مشکلات و مسائل زندگی به دست آورند. بنابراین، چیزی در زندگی نیست که بر ایشان پوشیده ماند و نتوانند پاسخی برای پرسش‌های خویش از قرآن نیابند.

قرآنی‌سازی جامعه

برای این که قرآن از مهجوریت بیرون آید و به عنوان کتاب سبک زندگی در جامعه مطرح شود و نظریه‌های روان‌شناسی، رفتارشناسی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و مانند آن، از آن استنباط گردد و به کار گرفته شود، لازم است تا صاحبان خرد و اولوالالباب در این امر مشارکت جدی کرده و با یاری اولیای امور سیاسی و اجتماعی، آن را نهادینه‌سازی کنند. از نظر قرآن، هر چند که قرائت و تلاوت و حفظ قرآن تاثیرگذار است، ولی آنچه حقیقت قرآن را برای شخص و جامعه آشکار می‌سازد، بهره‌مندی از قرآن در همه ابعاد زندگی است

از این رو تدبر و تفسیر قرآن به عنوان گامی برای استنباط و نظریه ‌سازی مورد توجه قرار گرفته است تا خردمندان با بهره‌گیری از آیات قرآنی به نظریه ‌پردازی اقدام کرده و جامعه را براساس نظریه‌های قرآنی، سامان و شکل دهند و سبک زندگی مردم را براساس آن متحول سازند. این همان معنای واقعی تدبر و تلاوت حقی قرآن است که خداوند در 82 نساء و 121 بقره بر آن تاکید کرده است.
حضرت امام صادق(ع) درباره مفهوم واقعی
یتلونه حق تلاوته می‌فرماید: آیات آن را به دقت بخوانند و حقایق آن را درک کنند و به احکام آن عمل نمایند و به وعده‌های آن امیدوار و از وعیدهای آن ترسان باشند، از داستان‌های آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهی آن را بپذیرند. به خدا سوگند منظور حفظ آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره‌ها و یاد گرفتن اعشار و اخماس (تقسیماتی که در قرآن می‌شود مانند تقسیم به سی جزء و یا هر جزء به چهار حزب و امثال آن) آن نیست. آنها حروف قرآن را حفظ کردند، اما حدود آن را ضایع ساختند منظور خداوند از حق تلاوت این است که در آیات قرآن بیندیشند و به احکامش عمل کنند؛ چنان که خداوند می‌فرماید: این کتابی است که ما بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 120، تفسیر صافی، ج4، ص 315)
تدبر به معنای تعمق و شناخت نهایت و پیامدهای هر آیه و آثار و تبعات آن است. تدبر به معنای بهره‌گیری از نظریه‌هایی است که در هر آیه وجود دارد تا با آن زندگی را تفسیری درست کرد و بر اساس روش‌‌ها و اصول آن، زندگی را سامان بخشید. از این رو امیرمومنان علی(ع) می‌فرمایند: الا لاخیر فی قرائه لیس فیها تدبر، آگاه باشید در آن قرائت قرآنی که تدبر نباشد هیچ خیری (یعنی خوبی و رشد عقلانی و معنوی) وجود ندارد (میزان الحکمه ج8، ص88، ر 16234).
جامعه اسلامی باید در همه بخش‌ها و ابعاد فکری و عملی‌اش، قرآنی باشد. این در حالی است که جامعه‌های کنونی مسلمانان با همه مشکلاتی که دارند، به سبب تفکر التقاطی دچار بحران شده‌اند. جوامع کنونی، بخشی از نظریه‌های حقوقی را از اسلام و بخشی را از قوانین رومی و ایرانی و سنت‌ها و مانند آن گرفته است. از این رو نمی‌تواند خانواده‌ها را چنان که خواسته اسلام است سامان دهد و مشکلاتی را برای شوهران و زنان و فرزندان و در نتیجه جامعه پدید می‌آورد.

در حوزه اقتصادی نیز نیم بند عمل می‌شود و ترکیبی از نظریه‌های غربی سرمایه‌داری و افکار شرقی و اسلامی به عنوان نظریه‌های اقتصادی در بانکداری و بازار عمل می‌شود و نتایج آن همین وضعیت نابسامان کنونی در حوزه اقتصاد است. در علوم انسانی، نیز نظریاتی التقاطی در حوزه‌های روان شناسی و جامعه‌شناسی و علوم سیاسی و مانند آن به کار گرفته می شود و جامعه در یک ملغمه و شوربایی گرفتار می‌شود که نمی‌تواند خود را رها سازد و به سامان برسد.
لازم است تا با تدبر در آیات قرآنی، نظریه‌های مناسب با هر حوزه به دست آید و با کمک اولیای امور سیاسی و اجتماعی عملیاتی شود و جامعه‌ سازی بر اساس آموزه‌ها و نظریه‌های قرآنی شکل گیرد. هر امت و جامعه‌ای باید براساس آموزه‌های وحیانی، مسیر زندگی خویش را بیابد و سبک زندگی‌اش را براساس آموزه‌های آن سامان دهد، در غیر این صورت نمی‌توان مدعی ایمان به شریعت و کتابی بود که بر خلاف آن رفتار می‌شود. خداوند بارها در آیات قرآن به این نکته توجه داده است که تنها زمانی می‌توان مدعی ایمان واقعی شد که کتب آسمانی را خواند و در آن تفکر و تدبر کرد و براساس آموزه‌های آن عمل کرد و هیچ کوتاهی نکرد و دنبال قوانین طاغوتی نرفت (مائده66 و 68)

خداوند به صراحت کسانی را که التقاطی عمل می‌کنند و بخشی از فرهنگ و سبک زندگی خویش را از آموزه‌های قرآنی و بخشی دیگر را از آموزه‌های دیگران می‌گیرند، به عنوان کافر معرفی کرده (بقره 85) و به آنان هشدار می‌دهد که این گونه رفتار التقاطی هیچ سودی برای آنان و جامعه ایشان نخواهد داشت. (اعراف52و 53) بنابراین، هرگونه تفکر و عمل التقاطی از نظر قرآن عین مهجوریت قرآن است؛
تجویز هر گونه نظریه بیرون از آموزه‌های قرآنی و عمل به نظریه‌های دیگر غیرقرآنی به معنای مهجوریتی است که خشم خداوند و گلایه پیامبر(ص) را در آخرت نسبت به امت به همراه خواهد داشت. بنابراین، نخبگان جامعه و خردمندان می‌بایست با تمام تلاش و جدیت این معنا را پی‌گیری کنند که نظریه‌های قرآنی را در همه ابعاد به دست آورده و در اختیار مردم قرار دهند تا آنان در زندگی خویش به کار گیرند. هرگونه کوتاهی به ویژه از سوی خردمندان جامعه و اولیای امور در مرحله نخست جز خشم الهی چیزی را به همراه نخواهد داشت، چنانکه کوتاهی مردم پس از ارائه راهکارها و نظریه‌ها نیز به معنای مهجوریت قرآن بوده و جز سرگردانی و بدبختی برای جامعه در دنیا و خشم و عذاب الهی در آخرت ثمری نخواهد داشت.

شرط قرآنی شدن جامعه اسلامی آیت الله جوادی آملی

قرآن کریم، اعجاز جاویدان حضرت ختمی نبوت(ص) و راهنمای کامل و جامع هدایت بشریت به مسیر صلاح و فلاح است؛ از این رو فرهنگ قرآنی مورد توجه و عنایت جامعه جهانی أعم از مسلمان و غیرمسلمان می باشد. قرآن کریم هم کتاب های انبیای گذشته را تصدیق می کند: مصدقا لما بین یدیه (آل عمران3)؛ هم هیمنه، سیطره، سلطنت و ولایت بر آنها دارد و مهیمنا علیه. امتی؛ امت قرآنی است که بتواند مهیمن بر أمم باشد؛ زیرا اگر کتاب ما مهیمن بر کتاب های دیگران است و هر امتی به اندازه کتاب آسمانی اش رشد می کند؛ ما هم باید برابر با هیمنه قرآنی مهیمن باشیم

امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه که به عنوان دعای ختم قرآن است، قرآن را مهیمن بر کتاب های آسمانی می داند و این جمله را از خود قرآن کریم گرفته است. به خدا عرض می کند: پروردگارا! تو آن توفیق را دادی ما کتابی را فرابگیریم و تلاوت کنیم که مهیمن بر کتاب های دیگر است و اگر هر امتی به اندازه کتاب آسمانی خود ترقی می کند، امت اسلامی هم الا و لابد باید مهیمن بر همه امم باشد.
نیل به وحدت (محلی)، (منطقه ای) و (بین المللی) در پرتو قرآن
زبان مشترک همه ما، این 7میلیارد بشری که روی زمین زندگی می کنیم محتوای قرآن است، نه ادبیات قرآن! و زبان مشترک ما مسلمانهای عالم هم محتوای قرآن است، هم ادبیات قرآن. وقتی ما می توانیم داعیه وحدت اسلامی داشته باشیم در قدم اول و داعیه وحدت جهانشمولی داشته باشیم در سطح بین الملل در قدم دوم، که در خدمت قرآن کریم باشیم. اگر قرآن ما را به سه وحدت دعوت می کند، سه تا راه هم به ما نشان میدهد. ما را به وحدت «محلی» دعوت میکند که در داخله حوزه خودمان با هم اختلاف نکنیم. ما را به وحدت «منطقه ای» فرا می خواند که با موحدان عالم، با اهل کتاب، با یهودی ها [نه اسرائیلی و صهیونیست]؛ با یهودی ها، با مسیحی ها که اهل کتابند وحدت منطقه ای داشته باشیم. ما را دعوت میکند با انسان ها؛ آنها که انسانند، نه
کالأنعام بل هم اضل وحدت بین المللی داشته باشیم

بالأخره ما در این جهان داریم زندگی می کنیم؛ روابط بین المللی ما با کشورهای کفر کم نیست! این روابط را باید در سایه قرآن کریم تنظیم بکنیم. پس رابطه داخله مسلمان ها به نام وحدت محلی، داخله منطقه ای با موحدان عالم و در سطح جهان با همه انسان ها برابر آنچه که در ممتحنه8 کفاری که کاری با شما ندارند، با زندگی مسالمت آمیز شما درگیر نیستند لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم ... ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین. این 3 وحدت را هیچ چیز تأمین نمیکند، مگر «قرآن کریم»!! بنابراین ما یک وقتی می توانیم در این 3عرصه، زندگی با موفقیت داشته باشیم که در خدمت قرآن کریم باشیم.

هدف قرآن کریم؛ تربیت جامعه وزین و قدرتمند
قرآن کریم به ما آئین زندگی را آموخت. فرمود: در صحنه های جنگ که وجود مبارک رسول گرامی(ص) مسئول این کار است:
جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم و مانند آن. اما در غیرحالت جنگ به ما دستور داد شما آن قدر مستحکم و ستبر باشید که هیچ کشوری در شما طمع نکند. فرمود: ولیجدوا فیکم غلظه. شما مثل سلسله جبال البرز باید ستبر باشید، کسی طمع نکند! به خاکتان، به خونتان، به ملیت تان، به شرفتان، به اقتصادتان، به حیثیت تان کسی طمع نکند! هیچ کس طمع نمی کند که برود به جنگ قله دماوند یا به سلسله زاگرس حمله کند؛ چون فایده ندارد!! فرمود: آن قدر قوی باشید که دیگران حتماً بیابند که شما ستبرید. حالا راهش چیست؟ چگونه یک ملتی طوری می شود که سایر ملل احساس می کنند نمی شود به جنگ اینها آمد! چه چیزی باعث می شود که دیگر ملل احساس بکنند و بیابند که ما نفوذ ناپذیریم؟ این کتاب انسان را به این صورت در می آورد.
سهولت و وزانت قرآن کریم
ما یک کتابی فرستادیم که هم فطرت پذیر است
لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر آسان است، دلپذیر است. چیزی که دلپذیر است، فطرت پذیر است؛ تحمیلی نیست! اما بسیار وزین است انا سنلقی علیک فولا ثقیلا قولی است محتوادار؛ روان، شفاف، نور، تبیان، قابل فهم سنلقی قولا ثقیلا. قول مبرهن، قول متقن، قول بنیان مرصوص، قول ثقیل است. سنگین نیست، اما وزین است؛ سبک نیست، ولی آسان است. هیچ کس نمی تواند بگوید فهم قرآن، عمل به قرآن، حشر با قرآن برای من سخت است

اگر این قول ثقیل است، یعنی وزین است، یعنی بنیان مرصوص است؛ هم افراد ما را به جائی می رساند که مصداق لاتحرکه لعواصف خواهد بود، هم جامعه ما را به جائی می رساند که مصداق و لیجدوا فیکم غلظه باشند. افراد سست ضعیف، جامعه و لیجدوا فیکم غلظه نمی سازد! بنابراین اگر در تعبیرات روایی ما آمده که چیزی مومن را نمی لرزاند؛ نه رو میزی، نه زیر میزی، نه رانت خواری، نه دعوت، نه تهدید، نه ترغیب و مانند آن؛ برای این است که یک قول ثقیلی همراه اوست. این وزنه پیدا کرده، آدم وزینی شده، آدم محترمی شده. اما آیات فراوانی است که انسان گیر می کند! از این جهت کتابی است هم هدی للناس است، هم لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله است.

برتری مؤمن بر آسمان و زمین
در بخش پایانی سوره احزاب،
انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها. مهمترین و برجسته ترین امانت الهی همان قرآن است. وقتی ما خودمان را عرضه کردیم بر آسمانها، بر زمین؛ اینها ابای اشفاقی داشتند که قابل ترحم است، نه ابای استکباری! ابای استکباری کار شیطان است که ابی و استکبر و کان من الکافرین که بحثش جداست. اما ابای اشفاقی مقبول است و معقول؛ یک کسی بگوید من مقدورم نیست و درست هم بگوید. آن ابای با استکبار است که ابی استکبر و دوزخ را به همراه دارد؛ اما ابای اشفاقی هم معقول است، هم مقبول. فرمود: ما عرضه کردیم، آنها هم عذرخواهی کردند

بعد در سوره حشر می فرماید: اگر ما می دادیم، آنها ریزریز می شدند. چرا؟ برای اینکه آن روح مجردی که بتواند این معارف وزین را و قول ثقیل را تحمل بکند، ندارند! با هیکل هم که کار ساخته نیست!! و اگر آن خطبه نورانی حضرت امیر(ع) را که در جنگ جمل پرچم را به دست پسرش ابن حنفیه داد که بخشی از آن خطبه در نهج البلاغه آمده تزول الجبال و لاتزل اعرالله جمجمتک تد فی الارض قدمک، کوه ممکن است متلاشی بشود، اما تو آرام باش! این زلزله ها کوه را متلاشی می کند، حوادث روزگار کوه را متلاشی می کند؛ ولی هیچ زلزله ای مؤمن را متلاشی نمی کند!! سرش این است که او یک چیزی دارد که آسمان و زمین از حمل آن عاجزند. او چیزی دارد که اگر بر کوه عرضه می شد، کوه متلاشی می شد؛ این یک چنین حقیقتی است.

راز جاودانگی قرآن قرآن کتاب جامع

قرآن، مهم ترین، کامل ترین و جامع ترین کتاب آسمانی است. راز جاودانگی آن اموری چند است از جمله یکی از دلایل این جاودانگی غنای محتوایی، گستره معنایی و مفهومی، فراگیری موضوعی و جامعیت آن می باشد. این که پیامبر گرامی(ص) فرموده اوتیت جوامع الکلم؛ جوامع کلمات به من داده شده است (نهج الفصاحه ص195) به معنای این می تواند باشد که به وی قرآن بخشیده است؛ زیرا قرآن، کتابی شگفت است که با کم ترین عبارات بیشترین و کامل ترین محتوا را با خود همراه دارد. از این رو آن را جوامع الکلم نیز گفته اند: لقله الفاظها و کثره معانیها. هرچند که هدف اصلی قرآن، هدایت است ولی این بدان معنا نیست که حاوی بسیاری از حقایق هستی نباشد، بلکه حتی می توان ادعا کرد که قرآن تبیانا لکل شی و بیانگر هر چیزی است چنان که خود چنین ادعایی را مطرح کرده است

لذا معصوم می فرماید: ما همه رخدادهای هستی را تا قیام قیامت از خود کتاب الله استخراج می کنیم و بر پایه همین باور و اعتقاد است که معصومان(ع) از بطون هفت یا هفتادگانه قرآن سخن به میان می آورند؛ زیرا قرآن را کسی فرستاده است که دارای سه ویژگی آگاهی، توانایی و خواهانی است. به این معنا که خداوند آگاه و عالم به همه چیزی است لایعزب عنه مثقال ذره فی السموات و لا فی الارض کوچک ترین چیز در آسمان و زمین بیرون از علم و آگاهی خداوند نیست

چنان که از این توانایی نیز برخوردار است که هرآن چه می داند را بیان کند بی آن که در محذوری قرار گیرد و همچنین خواسته است تا هر آن چه را نیاز بشر است بیان کند و در مقام بیان آن نیز می باشد. تنها مشکلی که در این میان وجود دارد، ظرفیت زبانی و تحمل واژگانی است که زبان عربی تا اندازه ای این مشکل را برطرف نموده است. براین اساس می توان گفت که قرآن، کتابی جامع و فراگیر است که هر آن چه نیاز بشر است در آن بیان شده است بی آن که کم و کاستی در آن وجود داشته باشد. این گونه است که الله تجلی فی کلامه؛ خداوند در کلام خویش یعنی قرآن تجلی یافته است، ولی قرآن، تجلی اعظم الهی می باشد.

ظرفیت بی پایان معنایی قرآن

علم مطلق الهی در کنار قدرت مطلق و خواسته و مشیت او موجب شده تا قرآن در جایگاهی ویژه قرار گیرد و چیره بر همه کتب آسمانی و وحیانی شود. زبان عربی نیز به سبب تاب و توان بالایی که دارد می تواند این جامعیت را فراهم آورد و مشکل چهارم را حل کند. این گونه است که زبان عربی با همه محدودیت هایش، از گنجایش فوق العاده ای برخوردار می باشد و می تواند هر آن چه خدا خواسته را در خود حفظ کند و نگه دارد

قرآن تنها کتاب وحیانی و الهی است که به سبب ظرفیت بی پایان معنایی و مفهومی اش میتواند پاسخگوی تمامی نیازهای بشر در زندگی دنیوی و بلکه اخروی او باشد. از این رو به عنوان کتاب مهیمن الهی مطرح شده است. راز جاودانگی قرآن را می توان در همین پاسخگویی و ظرفیت بالای آن دانست که نوعی سیطره و چیرگی طبیعی نسبت به دیگر کتب آسمانی و دانش های انسانی برای آن به همراه می آورد.

قرآنی شدن حوزه های علمیه و دانشگاهها
برای اینکه حوزه های علمیه بیشتر به خدمت قرآن کریم بیایند که وقتی حوزه علمیه بیشتر به خدمت قرآن کریم آمد، دانشگاهها قرآنی می شوند؛ و برای اینکه دانشگاهها قرآنی بشوند، بهترین راه این است که خود قرآن به عنوان درس مستقل مثل فقه و اصول مطرح بشود. تا حوزه قرآنی نشود، دانشگاه قرآنی نمی شود! تا حوزه و دانشگاه قرآنی نشدند، جامعه قرآنی نمی شود!! وقتی جامعه قرآنی نشد، مهیمن نخواهد بود، و لیجدوا فیکم غلظه نخواهد بود.

تجلی حقیقت قرآن در قیامت
آن روایت نورانی که مرحوم کلینی(رض) نقل کرده که اولین و آخرین در قیامت همه صف می کشند، یک بزرگواری با یک جمال و جلالی می آید؛ همه خیال می کنند این جزء علماء است، می بینند از علماء گذشت؛ خیال می کنند جزء اولیاء است، از اولیاء گذشت؛ خیال می کنند جزء انبیاء است، از انبیاء می گذرد؛ خیال می کند جزء اولوالعزم است، از اولوالعزم است، از اولوالعزم می گذرد؛ با این هیمنه و جمال و جلال می آید می پرسند این آقا کیست؟ مرحوم کلینی از وجود مبارک امام نقل می کند که می پرسند این کیست که از همه می گذرد؟ می گویند: این شخصیت بزرگ، حقیقت قرآن است. این آقا قرآن است، قرآن در آن روز به این صورت در می آید.

حجیت عقل و مخلوق بودن آن
در سوره نحل
و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا بعد در بخشهای دیگر هم فرمود: و علم الانسان ما لم یعلم اینکه ما آمدیم، گفتیم ما خودمان زحمت کشیدیم و عالم شدیم و علم را مصادره کردیم، انسان، اسلامی حرف می زند و قارونی فکر می کند. قارون گفت: انما اوتیته علی علم عندی؛ من خودم زحمت کشیدم، عالم شدم. اما اگر گفت ما بکم من نعمه فمن الله خدا را شکر می کنم که به ما این را داد؛ دیگر غصب نمیکند، مصادره نمیکند، لطف خدا را کمال خود نمی داند، صنع خدا را محصول خود نمیداند؛ می گوید: او مرا هدایت کرد، فهماند، من فهمیدم. لذا گاهی با یک مویرگ ها ممکن است من آنچه خوانده ام همه از یاد من برود! از آدم بگیرد، مگر تهدید نکرده؟

راهکارهای تشویقی برای ترویج فرهنگ قرآن در جامعه
با وجودی که کشور ایران اسلامی در زمینه قرائت قرآن در میان کشورهای اسلامی جایگاه برجسته ای را داراست اما در زمینه حفظ قرآن از جایگاهی که مناسب شأن آن باشد برخوردار نیست. نکاتی را به عنوان اهرم های مشوق برای ترویج فرهنگ قرآن در جامعه پیشنهاد می شود. امتیازات تشویقی پیشنهادی برای اساتید، قاریان و حافظان قرآن:
1- معافیت کامل از خدمت نظام وظیفه عمومی.
2- برخورداری از امتیازات نخبگان.
3- برخورداری از حقوق و مزایای یک مدرک بالاتر برای کارمندان دولت
4- اولویت داشتن برای استخدام در سازمانها و ادارات دولتی
5- برخورداری از امتیاز ویژه در آزمون سراسری دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی (حداقل در رابطه با رشته های مرتبط).
6- برگزاری المپیاد ملی حفظ مفاهیم، قرائت و... قرآن کریم
7- اجرای بدون قید و شرط قانون اعطای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد به حافظان، قاریان، اساتید و... قرآن کریم.

قرآن و اندیشمندان معاصر

قرآن کتابی است که در ابعاد مختلف زندگی، آدمی را رهنمون است و همچون خورشیدی فروزنده، کس یارای انکار خصائص و ویژگیهای گوناگون وجودی آنرا ندارد و هر کس به سهم خویش و به اندازه ظرف درونیش از بحر لایزال آن رفع عطش می‌کند. در این قسمت آرای مختلف از بزرگان و اندیشمندان غیر مسلمان را در خصوص آن بررسی می‌نماییم که به نوبه خود بیانگر فراگیر شدن تعالیم آسمانی این کتاب الهی است و البته یادآوری این نکته ضروری است که هر اندیشمند، از زاویه دید خود به قرآن نگریسته است و بدیهی است که قادر به کشف تمام ابعاد و ویژگیها و همچنین عمق معارف آن نبوده باشد.
1- آلبرت اینشتاین (1955 - 1879): "قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست، بلکه مجموعه‌ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعیین و تعریف آن عاجزند، هدایت می‌کند."
2- ویل دورانت (متولد 1885): "رفتار دینی در قرآن شامل رفتار دنیوی نیز هست و همه امور آن از جانب خدا و به طریق وحی آمده است. قرآن شامل مقرراتی دربرگیرنده: ادب، تندرستی، ازدواج، طلاق، رفتار با فرزندان و حیوانات و بردگان، تجارت، سیاست، ربا، دین، عقود، وصایا، امور صناعت، مال، جریمه و مجازات و جنگ و صلح است. قرآن در جانهای ساده، عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می‌آورد که از رسوم و تشریفات ناروا و از قید بت‌پرستی و کاهنی آزاد است. قرآن اصول نظم جمعی و وحدت اجتماعی را در بین مسلمانان استوار کرده است."
3- ناپلئون بناپارت (1821 - 1769): "قرآن به تنهایی عهده‌دار سعادت بشر است. امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان و تحصیل‌کردگان تمامی کشورها را با یکدیگر متحد کنم و نظامی یکنواخت، فقط بر‌اساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مردم را به سعادت رهبری می‌کند، تشکیل دهم."
4- مهاتما گاندی (1948 - 1869): "از راه آموختن دانش‌ قرآن، هر کس به اسرار وحی و حکمتهای دین بدون داشتن خصوصیات مصنوعی، نایل می‌شود. در قرآن چیزی دیده نمی‌شود که اعمال زور را جهت برگرداندن مذهب اشخاص تجویز کند. این کتاب مقدس به ساده‌ترین وضع ممکن می‌گوید: اکراه در دین وجود ندارد."
5- گوته (شاعر آلمانی) در سال 1832 گفت: "سالیان دراز کشیشان از خدا بی‌خبر، ما را از پی‌بردن به حقائق قرآن و عظمت آورنده آن محروم و دور نگه‌داشتند، لیکن بر اثر پیشرفت علم، عن قریب این کتاب توجه افراد بشر را به خود جلب می‌کند و محور افکار همگان می‌گردد."
6- لئون تولستوی (فیلسوف روسی): "قرآن مشتمل بر تعلیمات و حقایق روشن است. و عموم افراد بشر می‌توانند از آن بهره‌مند شوند."
7- برنارد شاو (فیلسوف انگلیسی) پیش ‌بینی می‌کند که اروپا در آینده، دین و کتاب محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول خواهد کرد.
8- دکتر مارکس (1883 - 1818): "قرآن شامل تمام پیامهای خدایی است که در تمام کتب مقدسه، عموماً، برای جمیع ملل آمده است. در قرآن آیاتی موجود است که اختصاص به طلب علم و دانش و تفکر و بحث و تدریس دارد و چاره‌ای جز این اعتراف ندارم که این کتاب محکم، بسیاری از اشتباهات بشر را تصحیح کرد."
9- دکتر شبلی شمیل (1917 - 1853) (شاگرد ویژه داروین): "رسول و پیامبر اسلام با بلاغت قرآن، عقول بشری را متوجه خویش ساخت و آنها را در برابر کتاب خویش از خود بی خود کرد."
10- شارلس فرانسیز (استاد آمریکایی): "انجیل کتابی است که در آمریکا کسی آن را نمی‌شناسد ولی قرآن کتابی است که هر مسلمان با آن آشناست؛ و این ادعا گزاف نیست. ولی باید گفت که نشناختن انجیل، از خوش‌شانسی مذهب مسیحیت است."
11- پروفسورهانری کربن (اسلام شناس معاصر فرانسوی): "اگر اندیشه محمد (ص)خرافی بود و اگر قرآن او وحی نبود، هرگز جرأت نمی‌کرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ طرز فکری و هیچ بشری به اندازه محمد (ص) و قرآن، آدمی را به دانش دعوت نکرده است.

تا آنجا که در قرآن 95 بار از علم و فکر و عقل سخن به میان آمده است."و البته آراء و اقوالی نظیر آنچه که در فوق آمده است، بسیار و مجال این مقاله به جهت رعایت اختصار، اندک است. لذا از نقل تمامی آنها، صرف‌نظر می‌نماییم و جویندگان را به منابع تحقیق در این موضوع، ارجاع می‌دهیم.

کتاب فطرت در قرآن

فطرت خداشناسی و خداجویی

آیا خداجویی و خداطلبی هم فطری انسان است یا فقط خداشناسی فطری انسان است؟ اگر خداجویی فطری انسان باشد و انسان فطرتاً خدا را طلب کند و به دنبال خدا باشد، گاهی ممکن است به مطلوب واقعی خود برسد و گاهی نه. چنان که تشنه‌ای در طلب آب است، ولی سراب را آب می‌پندارد

برای پاسخ به این سؤال می‌گوییم: طلب دو قسم است، یکی طلب برخاسته از تلقین، تقلید، عادت، رسوم، فرهنگ‌ها و سنن مردمی و دیگری طلب فطری.
اگر طلب فطری باشد، مسبوق به شهود واقعیت است و طالب فطری، اولا ً با علم شهودی حقیقتی را آگاه می‌شود، ثانیاً جستجو می‌کند تا آن را بیابد و یافته خود را بر معلوم خویش تطبیق کند؛ لذا گفته‌اند: کلمه
إلاّ در لا إله إلاّ الله به معنای غیر است و این مجموعه یک جمله است

یعنی خدایی غیر از الله که دلپذیر و مقبول و معقول است، نیست؛ وجود الله اثبات و برهان نمی‌خواهد، فقط باید غیر او را نفی کرد، نه این که کلمه لا إله إلاّ الله دو جمله باشد که یکی نفی کند و دیگری اثبات، به طوری که انسان بعد از شناخت مطلوب واقعی، شرک را نفی و توحید را اثبات کند و از قبل لوح دل او نانوشته باشد و بعد از نفی شرک و اثبات توحید، توحید را به دل راه دهد و از ورود شرک به دل مانع شود. پس معنی لا إله إلاّالله این است که غیر از "الله" که معقول و مقبول و مفطور علیه و ثابت است، هیچ موجودی صلاحیت الوهیت نخواهد داشت.
بنابراین، طلب فطری، از آن ناحیه که طلب واقعی است، مسبوق به شهود و شناخت آن واقع و حق است و طالب بعد از شهود و شناخت حق، برای رسیدن به آن تلاش و کوشش می‌کند و با رسیدن به آن آرامش پیدا می‌کند، اما طلب تلقینی لزوماً چنین نیست؛ زیرا ممکن است متعلق تلقین، باطل بوده باشد یا چنین طلب تلقینی یا تقلیدی از رسیدن به چیزی منفک باشد. نظیر سراب که چیزی نیست تا طالب به آن برسد و یا اگر به چیزی رسید، مایه طمأنینه روح نباشد؛ زیرا مطلوب واقعیِ روح نبوده و وجود آن سهمی در تأمین نیاز روحی ندارد.

فطرت قرآنی
فطرتی که در قرآن مطرح است غیر از فطریات و امور فطری است که در منطق و فلسفه از آن بحث می شود. و نیز «فطرت» که سرشتی ویژه و آفرینشی خاص است، غیر از طبیعت است که در همه موجودهای جامد یا نامی و بدون روح حیوانی یافت می شود، و غیر از غریزه است که در حیوانات و در انسان در بعد حیوانیش موجود است. این ویژگی فطرت از آن جهت است که با بینش شهودی نسبت به هستی محض و کمال نامحدود همراه است و با کشش و گرایش حضوری نسبت به مدبری، که جهل و عجز و بخل را به حریم کبریایی او راه نیست، آمیخته و هماهنگ است

فطرت انسانی مطلق بینی علمی و مطلق خواهی عملی است. فطرت به معنای بینش شهودی و انجذاب و بندگی، سرشت ویژه انسانی است نه صفتی از صفات او تا با زوال وصف، بقای موصوف ممکن باشد، بلکه این شهود و گرایش نحوه خاص وجودی اوست که با آن آفریده شده است.گفتنی است که فطرت زوال پذیر نیست، لیکن ضعیف، وهن، و در نتیجه سترپذیر است و اگر فطرت کسی مستور و محجوب شد، آن شخص مصداق کلام علی(ع) خواهد شد که: «فالصوره صوره انسان و...» ]1[- نهایه ابن اثیر، ج3، ص754 «فطر».

«ماشاءالله» و «ان شاءالله» در فرهنگ قرآن

قرآن کتاب زندگی است. آموزه های آن به گونه ای است که انسان به آسانی می تواند با بهره گیری از آن به کمال شایسته خویش دست یابد. بسیاری از اصطلاحات قرآنی در زندگی مردم به همین علت نفوذ پیدا کرده است. مطالعه و بررسی این اصطلاحات و ارتباط با آن، می تواند ما را برای تحرک بیشتر در زندگی بر پایه آموزه های قرآنی آماده تر سازد.

اصطلاحات قرآنی در فرهنگ ایرانی
از جمله اصطلاحاتی که روزانه آن را به کار می بریم، اصطلاح
ماشاءالله است که به معنای آنچه خدا خواسته می باشد. هنگامی که با چیزی شگفت روبه رو می شویم و یا چیزی، تحسین و شگفتی و تعجب ما را برمی انگیزد ناخودآگاه این اصطلاح را به کار می بریم. در حقیقت با به کار بردن این اصطلاح، این معنا را القا می کنیم که این چیز نعمت و برکتی است که خداوند عنایت کرده و فضلی است که به بنده ای مبذول داشته و بر وی منت نهاده است. بنابراین با دیدن چیزی که ما را به شگفتی واداشته به این معنا منتقل می شویم که این همه از سر فضل و منت الهی است و چیزی بیرون از قدرت و خواسته و اراده و مشیت الهی انجام نشده است.

اگر خدا بخواهد
هنگامی که بخواهیم در آینده نزدیک و یا دورکاری را انجام دهیم میگوییم:
ان شاءالله به معنای اگر خدا بخواهد است. اینجا با اینکه برای خود برنامه ریزی داشته و تصمیم و عزم را جزم کرده ایم تا آن را انجام دهیم با این همه بر این باوریم که چیزی بیرون از حکومت و قدرت و مدیریت و تدبیر الهی انجام نمی شود و این گونه نیست که هر کاری را اگر بخواهیم انجام دهیم تنها ما به عنوان فاعل مطرح هستیم بلکه بر این باوریم که خداوند، جهان و همه امور آن را مدیریت می کند و بی اراده و مشیت وی امکان ندارد که کاری را بتوانیم انجام دهیم

قرآن در آیات 23 و 24 کهف از پیامبر می خواهد که هرگاه خواستی کاری را انجام دهی بگو: ان شاءالله این کار را انجام می دهم؛ لا تقولن لشی انی فاعل ذلک غدا الا ان یشاء الله؛ هرگاه خواستی کاری را در فردایی انجام دهی نگو که این کار را انجام می دهم مگر آنکه بگویی اگر خدا خواست.




نظرات  (۱)

سلام.میخواستم بپرسم میتونم ازبخشی ازمقاله شما ببرای کاردرسیم استفاده کنم؟
پاسخ:

سلام با تشکر

بفرمایید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">