تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

آشنایی با قرآن. سوره آیه. مکی مدنی. محکمات متشابهات. حروف مقطعه. انزال و تنزیل /علوم قرآنی . استماع و آداب تلاوت

تدبر و تفکر در قرآن . غفلت از یاد خدا؛ . خشیت . اطاعت

مهجوریت زدائی از قرآن . شکوه ها و گلایه های قرآن از ما! قرآنی شدن جامعه . دانشمندان معاصر

اسرائیلیات . هدایتگری قرآن . ملی گرائی . صراط مستقیم

استعاذه در احکام اسلامی

انس با قرآن. انس ائمه و اولیاء الله. قرآن شفای جسم و روح. خاصیت سوره ها


                        کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است



مفهوم انس

واژه «انس» در لغت به معنای آرام یافتن به چیزی و خو گرفتن و دلبستگی به آن است. در مفردات راغب الانس خلاف النفور همچنین ابن فارس در معجم خو گرفتن انسان با چیزی است، زمانی که از آن، وحشت نداشته باشد. موجب نزدیکی و نمایان شدن آن می گردد «انس» نامیده می شود.
انس در قرآن و حدیث

در قرآن کریم مشتقات آن استفاده شده آیه 6 نساء فان انستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اگر آنان را رشید یافتید، اموالشان را به خودشان بسپارید. که در اینجا انس به معنای محسوس شدن و معلوم گردیدن است و مقصود، این است که هنگامی که آثار رشد فکری در ایتام برایتان محسوس و نمایان گردید، اموالشان را در اختیارشان قرار دهید

همچنین تستانسوا در آیه 27 نور آمده که به معنای انجام دادن کاری که موجب انس و آشنایی است، و مقصود آن است که سرزده وارد خانه دیگران نشوید

اما در احادیث اسلامی، کلمه «انس» و مشتقات آن، فراوان به کار رفته و رهنمودهای بسیار ارزنده و آموزنده ای در مورد آنچه شایسته انس و دلبستگی است و آنچه شایسته دلبستگی نیست، ارائه شده است

پیامبر گرامی(ص): لایستوحش من کان الله انیسه کسی که خدا همدم اوست، هرگز احساس تنهایی نمی کند. و لایذل من کان الله اعزه و کسی که خدا او را عزت بخشیده باشد، هیچ گاه خوار نمی شود. و لایفتقر من کان بالله غناؤه و کسی که توانگری اش از جانب خدا باشد، هیچ گاه نیازمند نمی شود. فمن استأنس بالله انسه اله بغیرانیس پس کسی که با خدا انس گیرد، خداوند (خود) انیس او می شود بی هیچ انیسی (دیگر). (مشکاه الانوار ص223)

و نسبت به کسانی که شایسته انس گرفتن نیستند در روایات از همنشین بد، و اشخاص جاهل و نادان نام برده شده. پیامبر اعظم(ص): اوحش الوحشه قرین السوء بدترین تنهایی، (بودن با) همنشین بد است. همچنین میفرماید: زنهار از یار بد، چرا که پاره ای از آتش است. دوستی اش تو را سودی نمی رساند و به عهد خویش باتو وفا نمی کند! (کنزالعمال ج9 ص54)

شایسته ترین مونس

«انس» یک نیاز طبیعی و فطری انسان است. به چه چیزی انسان باید انس پیدا کند تا این نیاز فطری و طبیعی او به صورت اصیل و واقعی تأمین شود؟ انسان از ریشه انس است و در زندگی، نیازمند انس با دیگران است و به همین دلیل است که «انس» هم مانند «الفت» از سپاهیان عقل شمرده میشود، و انسان برای رسیدن به زندگی مطلوب، باید از این ویژگی فطری استفاده نماید و این نیاز طبیعی را به صورت واقعی و اصیل تأمین نماید. اشباع این نیاز با عوامل کاذب و ناپایدار یک انحراف است و هیچ گاه آرامش درونی انسان را به همراه نخواهد داشت :
1- نیاز نداشتن به انس، ویژه خداوند

امام صادق(ع) : سبحان من لایستأنس بشیئ ابقاه، و لایستوحش من شئ افناه منزه است خدایی که با چیزی انس نگرفته تا او را پایدار کند و از چیزی وحشت نکرده تا نابودش سازد (بحارالانوار ج82، ص172)

بنابراین هیچ چیزی در عالم هستی به جز ذات مقدس باری تعالی که مستجمع جمیع صفات کمالیه و منزه از جمیع صفات سلبیه (جلالیه) است، نمی تواند شایستگی مونس بودن برای این نیاز فطری و طبیعی انسان قرار گیرد.
2- جهت دهی انس به سمت امور پایدار

بی تردید، فرجام انس و دلبستگی به چیزهای ناپایدار، جدایی و وحشت است، و هرچه انس شدیدتر باشد، جدایی هم وحشتناک تر و خطرناک تر خواهد بود، بر این اساس، آموزه های اسلامی، دلبستگی های ناپایدار انسان را به گونه ای جهت میدهند و هدایت میکنند که ضمن تأمین نیازهای مادی و موقت، جدایی از آنها آسان بوده و خطرناک نباشد.
3- ارزشمندترین انس

بهترین و پایدارترین دوستی که انسان می تواند با او انس بگیرد و به او دلبستگی پیدا کند، خداوند متعال است

پیامبر گرامی(ص) : لایستوحش من کان الله انیسه کسی که خداوند، مونس اوست، ترس به خود راه نمی دهد. این سخن بدان معناست که انس حقیقی با خداوند متعال، آرامش مطلق را به همراه دارد و کسی که با آفریدگار خود حقیقتاً مأنوس باشد، هیچ گاه در زندگی دچار دلهره و وحشت نمی گردد.
4- انس گرفتن با مردمان شایسته

انس گرفتن با انسان های شایسته، به دلیل نقش آن در سازندگی مادی و معنوی جامعه، مورد تأکید آموزه های اسلامی است و «اولیای خدا» و «فرمانبران او» و «اهل ایمان» و «خردمندان» و «دوستان نیک سیرت» و «اهل مدارا»، به عنوان شماری از مصادیق انسان های شایسته انس گرفتن، معرفی شده اند.
5- انس های نیکو و نکوهیده

در آموزه های اسلامی مأنوس شدن با همه ارزش های اخلاقی و عملی (مانند: انس گرفتن با قرآن، کتاب، علم، حق، تقوا، یاد نعمت های الهی، یاد آخرت) مورد تأکید قرار گرفته. در مقابل، انس یافتن با افراد جاهل و ناشایسته و دلبستگی به انواع ضد ارزش های اخلاقی و عملی (مانند: دلبستگی به دنیا و هوسرانی های نامشروع) از نظر اسلام نکوهیده است.

انس با قرآن

یکى از مسائل بسیار مهم اسلامى و یکى از وظایف هر انسان مومن و معتقد، مانوس بودن با قرآن است

اولا ما باید قرآن بیاموزیم و در مرحله بعد درست و صحیح تلاوت نماییم و بعد از آن در آیاتش تدبر کرده، و رابطه تنگاتنگ و جدى با آن داشته باشیم چرا که قرآن، کتاب کامل انسان ساز و حاوى تمام برنامه ها و رموز تکامل است، سخن خداوند متعال بوده و عمل به آن موجب پیروزى و رستگارى دنیا و آخرت است

انس، یعنى علاقه آمیخته با عشق و معرفت، الفت ناگسستنى که موجب اتصال و به هم پیوستگى مى شود. مثلا علی(ع) علاقه اش به مرگ را، با کلمه انس تعبیر نموده، مثال انس کودک به شیر مادر را ذکر کرده والله لابن ابى طالب انس بالموت من الطفل بثدى امه بخدا سوگند، انس پسر ابى طالب به مرگ(شهادت) از انس طفل شیر خوار به پستان مادرش بیشتر است

چنین علاقه اى یک انس حقیقى است. قطعا اگر با قرآن چنین پیوندى برقرار کنیم هم در دنیا و هم در آخرت رستگار مى شویم و حتى از دورى برادران دینى، نیز دلتنگ نشده و خود را نمى بینیم. علی ع : هر کس به تلاوت قرآن انس گیرد، دورى برادران ایمانى او را دلتنگ و تنها نسازد.
اگر انسان خواسته باشد به چنین انسى برسد، نخست، باید
عظمت قرآن را بشناسد و با تمام وجود درک کند که قرآن غذاى کامل روح است و موجب رشد معنوى و تکامل همه جانبه او خواهد شد

شناخت قرآن، این است که در آیاتش، تدبر کنیم و در محضر استادان و دانشمندان اسلامى از تفسیر آن آگاهى یابیم. درباره تدبر نکردن در آیات قرآن، کافران و مسلمانان بى اعتنا به آن را سرزنش مى کند افلا یتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها (چرا کفار و عده اى از مسلمانان) آیات قرآن را بررسى نمى کند؟ چرا چشمهاى قلب خود را بسته اند و در آیات الهى نمى اندیشند (آیا بر قلب هاى آنان قفل بدبختى و شقاوت) خورده است؟

علاوه بر تدبر، قرآن انسان را به تفکر در آیات الهى دعوت کرده کذلک نفضل الایات لقوم یتفکرون ما اینگونه، آیات قرآن را براى گروهى که (صاحب فکرند) و مى اندیشند، بیان مى کنیم

انس واقعى به قرآن داراى دو رکن اساسى و مهم است .

1- شناخت قرآن    2- عشق ورزیدن به آن
هر گاه انسان قرآن را بشناسد، به عظمت نازل کننده (خدا) و پیامبرى که قرآن بر او نازل شده پى مى برد، محتواى آیاتش را در مى یابد و سپس با عشق به آن، ارتباط فکرى و عملى برقرار مى کند و مى تواند ادعا کند که با قرآن انس گرفته وگرنه شکایت حضرت رسول اکرم (ص) مى شود که به خداوند متعال عرض مى کند:
یا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن مهجورا! پروردگارا! قوم من، این قرآن را ترک کردند و رها ساختند (نه آنرا خواندند و نه به آن عمل کردند یا اگر خواندند با بى اعتنایى از آن گذشتند و به آیاتش عمل ننمودند)

عوامل و آفات انس
1- ذکر خدا

علی(ع): الذکر مفتاح الانس ذکر کلید انس است (غرر الحکم ح541) بنابراین، انسان هرچه بیشتر از این کلید گنج دلبستگی بخدا استفاده کند، انس او با حضرت حق بیشتر میگردد و به آرامش بیشتر دست مییابد الا بذکر الله تطمئن القلوب بدانید که با یاد خدا، دلها آرام می گیرند (رعد28)
2- پرهیز از مصاحبت با اهل غفلت

مصاحبت با اهل غفلت، انسان را از یاد خدا غافل میکند، بدین جهت کسیکه میخواهد با خدا مانوس باشد، باید از معاشرت با انسان های غافل، جداً اجتناب کند، امام علی(ع): کیف یأنس بالله من لا یستوحش من الخلق؟! چگونه با خدا مانوس میشود کسی که با بندگان، قطع رابطه نکرده! بی تردید، مقصود از «خلق» در این حدیث و احادیث مشابه، ذاکران خدا نیستند، زیرا معاشرت با اهل ذکر، خود عاملی مستقل برای یاد خدا و انس گرفتن با اوست، بلکه مقصود، اجتناب از معاشرت با مردم غافل است.

3- استمداد از خداوند متعال

پیامبر(ص) و اهل بیت، مکرر از خدا این تقاضا را داشته اند که اللهم اجعلنا... انسین بک (بحارالانوار ج95 ص360) یا انسنی بک یا کریم (الکافی ج3 ص327) یا و اجعل انسی بک (بحارالانوار ج95 ص408)

و در دعایی که در صحیفه سجادیه نقل شده، آن حضرت وحشت از انسان های بد و غافل و نیز انس با خدا و اولیائش را یکجا از خداوند متعال می خواهد و البس قلبی الوحشه من شرار خلقک وهب لی الانس بک و باولیائک و اهل طاعتک دل مرا، از وحشت از بندگان شرورت، آکنده کن و انس به خودت و اولیا و اهل طاعتت را نصیب من بنما (بحارالانوار ج49 ص334)

بنابراین در آموزه های اسلامی «حسن خلق» و «حسن معاشرت» و «نرمخویی» و «نیکی» و استمداد از خداوند متعال، عوامل انس شمرده شده اند و در مقابل از «بداخلاقی» و معاشرت با جاهلان و فساق و فجار و ... به عنوان آفت انس یاد شده

اسباب و آفات انس، به مواردی که به آنها اشاره شد منحصر نیستند، بلکه همه آنچه در احادیث اسلامی به عنوان عامل دوستی و الفت مطرح شده اند، عامل انس نیز محسوب میشوند و همه آنچه آفت دوستی و الفت شمرده شده، آفت انس نیز هستند.

با قرآن بیشتر انس بگیریم

چه کتابی را می توانیم پیدا کنیم که به اندازه قرآن نکته داشته باشد؟ مثلاً قرآن می فرماید: و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین و الملائکه! (تحریم4) خانم های پیغمبر خودتان را لوس نکنید، از شما بهتر هم هست، عسی ربه...، شما دو تا زن پیغمبر راز پیغمبر را فاش کردید! تظاهرا علیه؟! می خواستید کودتا کنید از نظر راز داری

جالب این است که قرآن در جای دیگر می گوید: و ان تولوا؛ اگر مردم گوش ندادند، ان الله هو مولاه ولی دو تا زن که با هم گره خوردند، می گوید خدا، نه فان الله هو مولاه، جبریل، صالح المؤمنین و الملائکه، همه بسیج شدند چون دو تا زن تظاهرا.

بعد می فرماید: «ان طلقکن»؛ اگر شما را طلاق دهد؛ عسی أن یبدله أزواجا خیراً منکن (تحریم5) زنهای بهتر از شما هستند. آن وقت ببینید خیراً منکن را چه گفته است؟ زن های بهتر از شما: مسلمات، مؤمنات، قانتات، تائبات، عابدات، سائهات، همسران مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد هجرت کنند، زنانی غیرباکره و باکره در همه کمالات از شما بهترند، آخرش هم می گوید: ثیبات و أبکاراً این جا چرا «واو» آورده است؟

چرا بین آنها «واو» نگفت؟ مسلمات، مؤمنات، قانتات،... هیچ کلام واو ندارد، اما به باکره و بیوه که رسید، می گوید: سیبات و أبکارا، «واو» چیست؟ چون آن کمالات در یک زن جمع می شود. یعنی می شود یک زن مؤمنه، مسلمه، قانته، تائبه، عابده، سائبه باشد. اما یک زن نمی شود، هم باکره باشد، هم بیوه. لذا این جا، یک واو گذاشته است. چه کتابی را پیدا می کنید که واوش نکته دارد؟


اهمیّت اُنس با قرآن


امروزه انسان در معرض آماج حملات روحی و روانی قرار دارد و نگرانیهای فراوانی او را احاطه کرده، وحشتِ تنهایی در همه حال انسان را تنها نمی­‌گذارد. او به شدّت نیازمند انیس و مونس است که در کنار او آرامش یابد. نگرانی شدید او از تنهایی و بی­کسی، در همه حوادث دوران زندگی، روح و روان او را میآزارد

قرآن کریم مونسی است که در شرایط عادی و نیز در بحران­ها و سختی­های زندگی می­تواند بهترین همدم انسان باشد؛ امام سجّاد(ع) میفرماید: «لَوْ مَاتَ مَنْ بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ یکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی (1) اگر همه مردم ما بین مشرق و مغرب بمیرند و هیچ موجودى بر روى زمین زنده نماند و من تنها باشم، وقتی قرآن با من باشد، هرگز از تنهایى وحشت نمی­‌کنم

رسول خدا(ص) درمان همه مشکلات را در قرآن می‌داند ومی فرماید:هر گاه کارها چون شب ظلمانى برایتان مشتبه و تاریک گردید به قرآن پناه ببرید؛ چون او شفیعى است که شفاعتش پذیرفته و شاهدى است که تصدیق شده است. هرکس او را رهبر خویش گرداند، وى را به بهشت رهنمون مى‏سازد و هرکس بدان پشت پا زند، به جهنّم سوقش مى‏دهد. قرآن روشن‏ترین راهنما به سوى بهترین راههاست (2)

آری، قرآن بهترین مونس انسان در تنهایی­ها و نگرانیهای زندگی است که جلوهای از علم و حکمت پروردگار و نشانگر عظمت خداوند متعال است. انس با قرآن، همراه شدن با گنجینه بی‌پایان و در اختیار داشتن برنامه جامع و کامل یک زندگی سعادتمندانه است که همه در پی آنند، ولی نمی‌دانند که در کنارشان قرار دارد و به قول معروف: یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم

چنانچه ما مسلمانان با قرآن مأنوس نشویم و به آن عمل نکنیم، مورد شکایت و عتاب رسول خدا(ص) قرار خواهیم گرفت که فرمود: «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً (3) پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند.»
آداب انس با قرآن
1. رعایت حقّ تلاوت
یکى از مهمترین شیوه
های انس با قرآن رعایت حقّ تلاوت است که در قرآن فرموده:کسانى که کتاب آسمانى به آنها داده‏ایم آن را چنانکه شایسته آن است مى‏خوانند، آنها به پیامبر اسلام ایمان مى‏آورند و کسانى که به او کافر شوند، زیانکارند(4).
2. رعایت حرمت قرآن
پیامبر(ص) فرمود:
یا حملة القرآن! تحبّبوا إلى اللَّه بتوقیر کتابه، یزدکم حبّا و یحببکم إلى خلقه؛(5)
اى حاملان قرآن! با نگاه
داشتن حرمت قرآن، خود را محبوب خدا سازید، که در این صورت، بیشتر شما را دوست خواهد داشت و محبوب مردمانتان خواهد ساخت. پیامبر(ص) فرمود: «قرآن از همه چیز، جز خدا، برتر است؛ پس هرکه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است و هرکه قرآن را پاس ندارد، احترام خدا را سبک شمرده است (6)

نمونهای از تکریم ظاهر قرآن را می­خوانیم: امام خمینی بهطور معمول در حسینیّه جماران روی صندلی می‌نشست، ولی یک روز وقتی وارد حسینیّه شد، با اینکه صندلی در جای خود بود، روی زمین نشست؛ زیرا آن روز نفرات ممتاز مسابقات قرآن آمده بودند و قرار بود در‌ آن جلسه چند آیه از قرآن تلاوت شود (7)

روزی دیگر امام خمینی طبق معمول روی صندلی نشسته بود، که قرآنی آوردند و روی زمین گذاردند، امام وقتی متوجّه شد، بی‌درنگ آن را برداشت، روی میزی که در کنارش بود، گذاشت و فرمود: «قرآن را روی زمین نگذارید».(8)
3. رعایت ترتیل
خداوند در قرآن فرموده است: «
وَ رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرتیلاً»؛(9) و قرآن را با دقّت و تأمّل بخوان! ترتیل در قرآن، خارج کردن کلمه از دهان با سهولت و به شیوه درست است، که از آداب قرائت است.
4. با صوت زیبا خواندن
پیامبر(ص) فرمود: «
لِکُلِّ شَی‏ءٍ حِلْیةٌ وَ حِلْیةُ الْقُرْآنِ الصَّوْتُ الْحَسَن»‏؛(10) هرچیزی زینت و آرایشی دارد و زینت قرآن هم با صوت زیبا خواندن است.
اهل بیت (ع)خود نیز چنین بودند و قرآن را با صوت زیبا می­‌خواندند. نوفلى گوید: در نزد حضرت امام‌هادى (ع) از صدا و آهنگ خوش گفت­‌وگو کردم، فرمود: امام سجّاد(ع) قرآن تلاوت مى‏کرد و گاهى مردم از صداى زیباى او بی
هوش مى‏شدند، و اگر امام اندکى از صداى زیباى خود را ظاهر کند مردم طاقت شنیدن آن صوت زیبا را ندارند

گفتم: آیا پیامبربا مردم نماز نمى‏خواند و صداى خود را به تلاوت قرآن بلند نمى‏ساخت [پس چرا مردم بیهوش نمى‏شدند]؟ فرمود: رسول خدا(ص) به اندازة طاقت مردمى که پشت سر او بودند صداى خود را آشکار مى‏ساخت.(11)
5. مداومت بر انس
حضرت صادق(ع) فرمود: «فردى سوره‏اى از قرآن را فراموش مى‏کند، روز قیامت همان سوره در درجه‏اى از درجات بر او مشرّف مى‏شود و مى‏گوید: السّلام علیک. او در پاسخ مى‏گوید: و علیک السّلام، تو کیستى؟ مى‏گوید: فلان سوره‏اى هستم که مرا واگذاشتى و ترکم نمودى، اگر نگاهم مى‏داشتى تو را به این درجه مى‏رساندم

آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «بر شما باد به قرآن تا آن را فرا گیرید که بعضى از مردم آن را مى‏آموزند تا گفته شود: فلانى قارى است. و برخى آن را مى‏آموزند و هدفشان تنها صداست که گفته شود: فلانى خوش صوت است، در اینها خیرى نیست؛ امّا برخى هم قرآن را مى‏آموزند و شبانه روز بر این کار مداومت دارند و برایشان فرقى نمى‏کند که کسى این را بداند یا نداند (12)
مهم‌ترین شرط انس با قرآن
گاهی ممکن است این سوال پیش بیاید که چگونه برخی انسان
ها که انس با قرآن دارند، از آن بهره نمی‌‌برند و در عمل، انس با قرآن را نشان نمی‌­دهند؟ امام محمّدباقر(ع) در پاسخ این پرسش، انسگیرندگان با قرآن را سه گروه معرّفی می‌­فرماید که دو گروه اوّل هرگز از انس با قرآن بهره‌­مند نمی‌­شوند مگر بهره اندک مادی، ولی گروه سوم بهره واقعی و معنوی را از قرآن خواهند برد.

آن حضرت می­فرماید : قاریان قرآن سه دسته­‌اند؛

1. شخصی که تلاوت و انس با قرآن را ابزاری برای کسب سرمایه مادّی و یا کسب موقعیّت در نزد حاکمان و یا مایه فخر و مباهات در میان مردم قرار دهد

2. شخصی که با تلاوت و انس با قرآن، آداب ظاهری را رعایت کرده، ولی حدود و شرایط و دستورهای واقعی آن را اهمیّت نداده و ضایع میکند (انس صوری با قرآن دارد)

3.‌ کسی که قرآن را بخواند و دوای آن را بر دردهای دل و دین خود قرار دهد. او با قرآن شب زندهداری میکند، عطش معرفت و معنویاش را با قرآن فرو می­نشاند. در مساجد با قرآن قیام می­کند، برای قرآن از بسترش جدا میشود. پس دفع بلا، نابودی دشمنان، نزول باران رحمت از آسمان و پیروزی بر مخالفان همه را خداوند به خاطر عظمت و جایگاه رفیع این گروه سوم انجام می‌دهد

امام باقر(ع) در پایان با نهایت تأسّف فرمود: «به خدا سوگند، قاریان از نوع سوم خیلی کمیاب است، کمیابتر از کبریت احمر (13)
حافظا مى خور و رندى کن و خوش باش ولى دام تزویر مکن چون دگران «قرآن» را پیامبر اکرم (ص) برخی از تلاوت­‌کنندگان قرآن را به شدّت نکوهش می­‌کند و می‌­فرماید:
رُبَّ تَالِ الْقُرْآنِ‏ وَ الْقُرْآنُ‏ یلْعَنُهُ(14) بسا قاریان قرآن که قرآن آنان را لعن می‌­کند. همان­طوری که برخی افراد با پیامبر(ص) بودند، ولی از محضر آن حضرت بهره نبردند، عدّه‌­ای هم ممکن است در ظاهر با قرآن باشند، امّا از معارف بلند آن سودی نبرند و از قرآن به عنوان ابزاری برای رسیدن به مطامع دنیوی خویش استفاده کنند

در این زمینه روایات هشدار دهنده فراوانی از اهل بیت(ع) به ما رسیده است که توجّه قاریان، عالمان و اصحاب قرآن را میطلبد که چگونه از این سرمایه معنوی بهره ببرند و این فرصت طلایی را به ثمن بخس نفروشند. البتّه انس حقیقی با قرآن هرگز پشیمانی ندارد؛ زیرا در آن صورت تمام وجود انسان و حرکات و سکناتش وحیانی و الهی خواهد شد، وگرنه قرائت صوری که قرائت و انس نیست.
مراحل انس با قرآن
در اینجا ما از مرحله پایین انس با قرآن آغاز می
کنیم و بهسوی کاملترین مرحله انس پیش میرویم که انشاء الله به همه مراحل زیر توفیق یابیم:
1. نگهدارى در خانه
امام صادق(ع) فرمود: «
إنَّهُ لَیعْجِبُنِی أَنْ یکُونَ فِی الْبَیتِ مُصْحَفٌ یطْرُدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الشَّیاطِین‏ (15) من خوش دارم قرآنى در خانه باشد و خداوند شیاطین را به واسطه آن از خانه دفع کند. البتّه در مورد کسانی این مرحله مناسب است که بیش از این نمی­‌توانند استفاده کنند؛ وگرنه قرار دادن قرآن در خانه، بدون بهره‌­برداری معنوی از محتوای آن، مورد نکوهش است و روز قیامت شکایت قرآن را در پی خواهد داشت.
2. نگاه به خطوط قرآن
انس با قرآن مراتبی دارد و کمترین مرحله انس با قرآن، نگاه کردن روزانه به قرآن است که همین نگاه کردن بدون خواندن، جزو عبادات مستحبّی محسوب شده و ثواب دارد. پیامبر(ص) دراین باره فرمود: «
النَّظَرَ فِی الْمُصْحَفِ مِنْ غَیرِ قِرَاءَةٍ عِبَادَة؛(16) نگاه کردن به خطوط قرآن بدون خواندن آن عبادت است.»
3. سکوت هنگام قرائت
خداوند متعال از دیگر مراحل انس با قرآن را رعایتِ سکوت، هنگام قرائت آن بیان می
کند و دستور میدهد که: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون»؛(17) هنگامى که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت خدا شوید!
4. استماع تلاوت قرآن
از مراحل مهم انس با قرآن گوش دادن به تلاوت قاری است که برکات مادّی و معنوی فراوانی به همراه دارد که ما تنها به نقل یک روایت بسنده می
کنیم؛ حضرت على بن الحسین(ع) فرمود:هرکس تنها یک حرف از قرآن را گوش کند هرچند آن را قرائت نکند، خداوند براى او یک حسنه می‌نویسد و یک گناه از او محو می‌کند و یک درجه بالایش میبرد (18)
5. تلاوت با نگاه و بدون تلفّظ
امام سجّاد(ع) در روایتی می­فرماید: «
مَنْ قَرَأَ نَظَراً مِنْ غَیرِ صَوْتٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ حَرْفٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً»؛(19) هرکس با نگاه و بدون صوت و تلفّظ، قرآن بخواند، خداوند برایش در برابر هر حرفى حسنه­ایى می‌نویسد و گناهى را از او محو می‌کند و درجه او را بالا برد.
6. قرائت از روی مصحف
قرائت قرآن مرحله
ای از مراحل انس با قرآن است، امّا کامل نیست. قرائت ممکن است از روی مصحف باشد و ممکن است از حفظ خوانده شود. رسول‌خدا‌(ص) فرمود: لَیسَ شَی‏ءٌ أَشَدَّ عَلَى الشَّیطَانِ مِنْ قِرَاءَةِ الْمُصْحَفِ نَظَرا (20) هیچ چیزى بر شیطان دشوارتر از قرائت قرآن از روى آن نیست. امام صادق(ع) هم فرمود:هرکه قرآن را از روى آن بخواند، از دیدگان خود بهره‏مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد اگر چه آن دو کافر باشند (21)
7. تلاوت قرآن
تلاوت قرآن، متابعت از قرآن در قرائت و دنبال کردن معانی و پیروی در عمل است؛ پس هر تلاوتی، قرائت می
باشد، امّا هر قرائتی تلاوت نیست؛ اصولاً تلاوت در مواردی بهکار میرود که مطالب قرائتشده، وجوبِ پیروی را در پی آورد. خداوند می‌­فرماید:الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ؛ (بقره21) کسانی که به آنان کتاب دادیم آن را به حق تلاوت مینمایند؛ چرا که به آن ایمان دارند. رسول خدا(ص) هم در معنای تلاوت در این آیه فرمود: «حقّ تلاوت، یعنی پیرویِ راستین در عمل و تبعیّت راستین از فرامین قرآن

تلاوت قرآن از آثار مادّی و معنوی برخوردار است که برخی از آنها را آیه زیر یاد آور شده است: کسانى که کتاب الهى را تلاوت مى‏کنند و نماز را برپا مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم پنهان و آشکار انفاق مى‏کنند، تجارتى (پرسود و) بى‏زیان و خالى از کساد را امید دارند *آنها این اعمال صالح را انجام مى‏دهند تا خداوند اجر و پاداش کامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است.(فاطر/30)
8. تدبّر در آیات
از مراحل بالای انس با قرآن تدبّر در آیات قرآن است، که قرآن آن را از جمله وظایف انسان به
شمار آورده است (نساء/82،ص/19،محمد/24) در تلاوت آیات قرآن هرگز نباید بدون تدبّر و تأمّل رد شد؛ زیرا با تدبّر در آیات قرآن، آنها خودشان را نمایان مى‏کنند

تدبّر در آیات هرگز معطّل شدن و توقّف بى‏حرکت و تفکّر نیست؛ تدبّر در آیات قرآن در واقع تفسیر آیات به آیات دیگر است، تطبیق آیات با یکدیگر و توأم با حرکت فکرى است، در أثر تدبّر در آیات همسویى و هماهنگى معانی و معارف آنها نمایان مى‏شود؛ آنگاه انسان مى‏تواند به معانی اصیل و ناب آیات قرآن دست یابد، البتّه لازم است تدبّر در آیات قرآن با فکر خالص و با ذهن خالی و دلى پاک و همراه با تعقّل، انجام گیرد. از آیات ظاهر میشود که تدبّر در آیات از طریق قلب پاک و عقل ناب به عمل می‌آید.(22)
9. حفظ قرآن
حفظ قرآن از مراحل انس با قرآن است. امام صادق(ع) فرمود:
الْحَافِظُ لِلْقُرْآنِ الْعَامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَة؛ (23) کسى که قرآن را حفظ و از بر نماید و عامل بهدستورهای آن باشد، (در آخرت) با فرشتگان نیکوکار و ارجمندى که واسطه میان خداوند و پیامبران هستند محشور می­گردد. بر اساس این روایت قاریان، تالیان، حافظان و حاملان قرآن توصیه به عمل شدهاند و با حفظ قرآن بدون عمل، انس با قرآن معنا ندارد.
10. عمل به آیات
این مرتبه، کامل
ترین مرتبه انس با کلام خداست که در آیات و روایت بیشترین تأکید روی آن شده است. متون دینی ما در این زمینه روایات زیبا و قابل تأمّلی را بهصورت انبوه آورده است

امام صادق(ع) در سخن گهرباری به لزوم عمل به آیات قرآن پرداخته، فرمود: عَلَیکُمْ بِالْقُرْآنِ فَمَا وَجَدْتُمْ‏ آیةً نَجَا بِهَا مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ فَاعْمَلُوا بِهِ وَ مَا وَجَدْتُمُوهُ مِمَّا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ فَاجْتَنِبُوهُ؛ (24) بر شما باد انس با قرآن، پس هنگام تلاوت هر آیه‌­ای یافتید که کسانی پیش از شما با عمل به آن نجات یافتهاند، شما هم به آن عمل کنید و هر آیه‌ای را مشاهده کردید که بیانگر عوامل هلاکت و نابودی پیشینیان است، شما هم از آن عوامل پرهیز کنید.
برخی از برکات انس با قرآن
انس با کلام الهی آثار و برکات مادّی و معنوی فراوانی به همراه دارد که در اینجا بخشی از آنها را با توجّه به کلام وحی و روایات مرور می­کنیم:
1. افزایش ایمان‏
مؤمنانی که از تلاوت آیات وحی لذّت می­برند طبق وعده خداوند نورانیّت می­یابند و ایمانشان کامل می
شود:مؤمنان، تنها کسانى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دل­هاشان ترسان می­‌گردد و هنگامى که آیات او بر آنها خوانده مى‏شود، ایمانشان فزونتر مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توکّل دارند (انفال2)
2. نورانیّت فضای زندگی
رسول خدا(ص) فرمود:خانه‏هاى خود را با تلاوت قرآن، نورانى کنید و خانه
هایتان را چون قبرستان قرار ندهید؛ همانطور که یهود و نصارا چنان کردند که در معابد و کنیسه‏ها نماز مى‏گذاردند و خانه‏هاى خویش را تعطیل نمودند؛ چون هرگاه در خانه‏اى قرآن زیاد تلاوت شود، خیرش زیاد مى‏گردد و آن خانواده بهره‏مند مى‏ شود و براى اهل آسمان نور مى‏دهند همچنان‌که ستارگان آسمان براى اهل زمین، نور‌افشانى مى‏کنند.(25)
3. بصیرت‏ و آگاهی
شخصی که بصیر نباشد و راه و چاه را در پیچ و خم حوادث تشخیص ندهد، هرگز نمی‌تواند به سر منزل مقصود برسد. برای همین، زندگی با آیات قرآن برای همه انسان­ها آگاهی بخش و بصیرت افزاست و مانند چراغ راه، روشنی بخش است. خداوند می
فرماید: قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما یوحى‏ إِلَی مِنْ رَبِّی هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ؛ (اعراف203) بگو: من تنها از چیزى پیروى مى‏کنم که بر من وحى مى‏شود. این وسیله بینایى از طرف پروردگارتان و مایه هدایت و رحمت است براى جمعیّتى که ایمان مى‏آورند

همچنین درآیه20 سوره جاثیه، قرآن، بهترین وسیله بصیرت معرّفی شده است: هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یوقِنُون؛ این قرآن وسایل بینایى و بصیرت و مایه هدایت و رحمت است براى مردمى که به آن یقین دارند

آشکار شدن طرح، نقشه و روش گنهکاران (‌انعام55) تذکّر و یادآورى وظایف اهل ایمان،(نور1) زمینه‌ساز تزکیه و تعلیم انسان (جمعه2)تقویت تفکّر و تعقّل و اندیشه،(بقره219) آراستن انسان‏ها به لباس زیبای تقوا، (بقره187) شفا بخشیدن به امراض روحى و بیمارى‏هاى نفسانى اهل ایمان،(فصلت44) موعظه و عبرت برای پروا پیشگان،(نور34) هدایت مردم از تاریکى‏ها به سوى نوراز دیگر برکات انس با قرآن کریم در عرصه زندگی است.
[1]. الکافی (ط ج‏2، ص602.
   [2]. حلّی، عدة الداعی، ص 286 . [3]. فرقان، 30. [4]. بقره،121. [5]. طیّب، أطیب البیان، ج‏1، ص 39. [6]. (جامع الأخبار، ص 40) [7].، در سایه آفتاب، ص 114. [8]. همان، ص 115. [9]. مزّمّل، 4. [10]. کلینی، کافی، ج‏2، بَابُ تَرْتِیلِ الْقُرْآنِ بِالصَّوْتِ الْحَسَن‏، ص 615. [11]. طباطبائی، سنن النبى، ترجمه محمّدهادى فقهى‏، ج ‏1، ص 10. [12]. حلّی، عدة الداعی، ص 291. [13].، جامع الأخبار، ص 48.کبریت احمر اصطلاحی بین کیمیاگرهاست، آن چیزی که به وسیله آن اکسیر می‌سازند که می‌تواند طلا را مس کند. به چنین اکسیری کبریت احمر می‌گویند که بسیار کمیاب است. دهخدا می­‌گوید : «کبریت احمر یا گوگرد سرخ گوهری است و معدن آن بدان سوی بلاد تبّت در وادی النمل است

[14]. مجلسی، بحار الأنوار، ج ‏89، ص 184. [15]. کلینی، کافی، ج ‏2، بَابُ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فِی الْمُصْحَف‏، ص 613. [16]. کشّی، اختیار معرفة الرجال، ج ‏2، ص 616. [17]. اعراف، 204. [18و19]. کلینی، کافی، ج ‏2، بَابُ ثَوَابِ قِرَاءَةِ الْقُرْآن‏، ص 612. [20]. صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 103. [21]. کلینی، کافی، ج ‏2، بَابُ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فِی الْمُصْحَف‏، ص 613. [22]. آملی، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، ج‏1، ص 134. [23]. صدوق، امالی، ص 59. [24]. عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص. [25]. کلینی، کافی، ج‏2، ص 610 و حلّی، عدة الداعی، ص 286. 


                                           انس على (علیه السلام) با قرآن

حضرت علی(ع) از آغاز اسلام، و نبوت پیامبر گرامى (ص) کاتب وحى بود. در این باره ام سلمه مى گوید: جبرئیل سخن خدا را به رسول گرامى(ص) ابلاغ مى کرد و آن حضرت آن را به على (ع) املا مى نمود و ایشان مى نوشتند

انس علی(ع) با قرآن به حدى بود که پیامبر اسلام(ص) درباره او مى فرمود: هذا على مع القرآن، و القرآن مع على، لا یفترقا حتى یردا على الحوض این على(ع) با قرآن و قرآن با على (ع) است این دو از هم جدا نمى شوند تا روز قیامت کنار حوض کوثر، بر من وارد شوند. على(ع) بسیار قرآن مى خواندند، آن هم تلاوت و تدبر و تفکر و با پیاده کردن آن و به کار بستن دستورات و اجراى حدودش، روح و روان خود را سیراب مى نمود.
عبارتهاى نهج البلاغه، نشان از این دارد که آن حضرت، نه تنها سخنانش را از متن و بطن قرآن استخراج کرده، بلکه در 142 مورد تمام آیه یا قسمتى از آن را به طور مستقیم کنار گفتارش به کار برده. آن حضرت در زمان خلافتش، در بازارهاى کوفه قدم مى زد و به راهنمایى مردم و کسبه بازار مى پرداخت

هنگامى که از کنار فروشندگان عبور مى کرد، مکرر تلاوت مى فرمود: تلک الدار الاخره تجعلها للذین لا یریدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین این سراى آخرت (و بهشتها و نعمت هایش) را تنها براى کسانى قرار مى دهیم که در زمین اراده برترى جویى و فساد ندارند؛ و عاقبت براى پرهیزکاران است

این آیه درباره زمامداران عادل و متواضع و سایر قدرتمندان جامعه نازل شده. او به قدرى با قرآن مانوس بود که حتى وقتى شمشیر کینه مفسدان بر سرش فرود آمد، اندکى از خاک محراب را روى زخم سرش ریخت و تلاوت فرمود: منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخرى ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز مى گردانیم و بار دیگر نیز شما را از آن بیرون مى آوریم

تمام ابعاد زندگى على(ع) در ظاهر و باطن، هماهنگ با قرآن بود، بطورى که طرفداران حق، او را قرآن ناطق خوانده اند. محقق معروف اهل سنت محمد احمد نواوى : على(ع) همه قرآن را حفظ کرد، بر اسرارش آگاه شد و گوشت و خونش با قرآن در آمیخت

انس امام حسن (ع) با قرآن

دومین امام دائما با قرآن مانوس بود و موقع تلاوت قرآن وقتى به آیه یا ایها الذین امنوا میرسید، فریادش بلند مى شد و مى فرمود: لبیک لبیک گویا خداوند متعال، مستقیم او را مخاطب قرار داده و آیه، فقط شامل حال او مى شود و او نیز با لبیک گفتن خود، جواب خدا را مى دهد. امام(ع) فقط، قرآن را تلاوت نمى نمود بلکه سعى مى کرد که با تمام مفاهیم آن عمل نماید (ولو بعضى از مفاهیم که به نظر ما کوچک و بى ارزش ‍ مى آید)

انس بن مالک مى گوید: یکى از کنیزان امام مجتبى (ع) شاخه گلى به امام هدیه کرد. حضرت آن را گرفت و فرمود: تو را در راه خدا آزاد کردم. عرض کردم اى پیامبر به راستى شما به خاطر اهداى یک گل ناچیز او را آزاد کردید؟ فرمود خداوند در قرآنش ما را چنین آموزش داده و ادب نموده. بعد این آیه را تلاوت فرمودند: اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها هنگامى که کسى به شما تحیت گفت با سخنى بهتر یا (اقلا) همانگونه به او پاسخ دهید. (اى انس) پاسخ بهتر، (آن کنیز) آزاد کردنش در راه خدا بود (من او را آزاد کردم تا به این آیه عمل نموده باشم)

انس امام حسین (ع) با قرآن

امام حسین ع نه تنها شاگرد مکتب قرآن که عدل و شریک قرآن است از این‏ روست که در فرازی از زیارتنامه‏ شریفش السَّلامُ عَلَیکَ یا شریکَ القُران سلام بر تو ای شریک قرآن و در حدیث «ثقلین» نیز همدوشی امام(ع) به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گردیده انی تارکٌ فیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کتابَ اللَّه و عترَتی اهلَ بَیْتی فَأِنَّهُمَا لَنْ یَفتَرِقا حتَّی‏ یَردِا عَلَی الحوض حال که ائمه ع چنین نسبت و خویشاوندی محکمی با قرآن دارند باید تفسیر قرآن را در آنان جست که در وجود آنها کرامت‏ها و فضیلت‏های قرآن و گنج‏های الهی نهفته فیِهْم کوائِمُ القرآن و هُمْ کُنوُز الرَّحمان انس آدمی با هر چیز ریشه در ارج و اهمیتی دارد که انسان برای آن چیز قائل است


ره‏پویان راه یقین و سالکان وادی علم و معرفت از آن‏جا که محبوب‌ترین محبوب را ذات اقدس خداوند می‏دانند و فقط دل در گرو او دارند، کتاب او را که پرتوی از ذات او و واسطه سخن خداوند با بندگان است ، پر منزلت و تنها طریق هدایت می‏دانند از این‏رو با آن انس ویژه‏ای داشته و قلب و جان و اعمال خویش را با آن گوهر حیاتبخش خدایی می‏کنند.


قرآن به لزوم این انس اشاره کرده. از مؤمنان می‏خواهد با تلاوت آیات آن، اولین مرحله‏ انس را بپیمایند فَاقْرَءُواْ مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرَْان؛ هر آنچه برایتان امکان دارد قرآن بخوانید


در آیه‏ دیگر آنان‏ که در قرآن اندیشه نمی‏کنند مورد نکوهش قرار داده أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرَْانَ أَمْ عَلَی‏قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛ آیا به آیات قرآن نمی‏اندیشند؟ یا بر دل‌هایشان قفل‏هایی نهاده شده؟ امام حسین ع انس ویژه‏ای با قرآن داشت چون منزلتی بزرگ برای آن قائل بود. عبدالرحمان به فرزند امام حسین ع الحمدللَّه رب العالمین را آموخت، وقتی که آن را بر پدر خواند، حضرت هزار دینار را به او بخشید و دهان او را پر از طلا کرد. از آن حضرت دلیل آن سؤال شد. حضرت پاسخ دادند: چگونه می‏توان کار او را [تعلیم قرآن] با این پاداش مقایسه کرد؟!


امام حسین(ع) عاشق و دلباخته قرآن بوده و اکثر اوقات ، مشغول تلاوت آن، بخصوص در دل شبها که با خداى خود خلوت مى کرد. بعد از ظهر روز نهم محرم سال 61 هجرى قمرى، هنگامى که دشمن مى خواست به سوى خیمه ها، حمله کند، امام به برادرش عباس فرمود: برو و به آنها بگو امشب را به ما مهلت بدهند، خدا مى داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را بسیار دوست دارم


امام حسین (ع) آن قدر با قرآن مانوس بود تا جایى که سر بریده آن حضرت، در چند جا به مناسب حال، آیاتى از قرآن را تلاوت فرمود: یکى از آنجاها در بازار کوفه بود. بعد از آن که عبدالله دستور داده بود شهر کوفه را زینت کنند، و مردم در اطراف کوچه و بازار، براى تماشا ایستاده بودند، ناگاه متوجه کجاوه هاى بى روپوش حامل زن و فرزندان ماتم زده شدند، که در بین آنها، سرهاى بریده شده حمل مى شود در حال حرکت است


ناگاه صداى تلاوت قرآن به گوش مى رسد مردم بهت زده و متحیر با چشمانى پر از اشک متوجه آن صدا مى شوند و با شگفتى مى بینند، یکى از آن سرهاى بریده است که قرآن تلاوت مى کند، چشم ها را در آن دوختند و حرکت لبها را مشاهده مى کردند و مى خواستند بشنوند چه آیه اى را تلاوت مى کند.
زید بن ارقم : هنگامى که سر مطهر امام حسین (ع) را در کوچه هاى کوفه مى گرداندند، وقتى در برابر من رسید، شنیدم این آیات را تلاوت مى کرد
ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من ایاتنا عجبا اى رسول! آیا تو مى پندارى که داستان اصحاب کهف و رقیم در میان آن همه آیات خلقت آسمانى و زمینى از آیات عجیب ما است؟! از هیبت این سخن و اعجاز سر بریده و تلاوت قرآن، موى بر بدن من راست شد


گفتم : والله ! سر بریده تو که تلاوت قرآن مى کند، از قصه اصحاب کهف و رقیم عجیب تر است ! یکى دیگر از جاهاى مجلس یزید بود. وقتى آن ملعون بر سر مقدس امام توهین کرد، سر بریده، شروع به قرائت قرآن نمود و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون و آنانکه ظلم و ستم کردند (در حق آل رسول و اهل ایمان) بزودى خواهند دانست که در دوزخ به چه کیفر گاهى انتقال پیدا مى کنند. تلاوت این آیات در آن مجلس باعث رسوایى یزیدیان شد و حاضرین را منقلب نموده، طورى که عده اى مسلمان شدند!


انس امام سجاد (ع) با قرآن


امام چنان با قرآن انس داشت که گویا با وجود آن، کس دیگر را نمى دید و آن را مونس حقیقى خود مى پنداشت، تا جایى که مى فرماید: اگر همه انسانهایى که در بین مشرق و مغرب هستند، بمیرند، چون قرآن با من باشد، از تنهایى باک و هراسى ندارم. شیوه آن حضرت چنان بود که هنگام تلاوت سوره حمد وقتى به آیه مالک یوم الدین مى رسید، آن قدر تکرار مى کرد که نزدیک بود روح از کالبدش بیرون رود


روزى امام سجاد مشغول نماز بود، حالتى به او عارض شد و بر زمین افتاد.چون به هوش آمد، علت این پیش آمدن را از او پرسیدند فرمود: پیوسته آیه انى انا الله را با زبان قلبم تکرار کردم، تا این که همان آیه را از زبان گوینده آن شنیدم. اندامم تاب دیدار او را نداشت، از خود بى خود شدم، و جسمم توانایى مشاهده قدرت او را از دست داد


نقل شده: شبى آن جناب براى عبادت برخاست، آن حضرت دست در ظرف آب کرد تا وضو بگیرد، در این اثنا به فکر آیات خلقت افتاده، سر را بالا نمود و نظر به آسمان و به ماه و ستارگان انداخت و به فکر و اندیشه در خلقت آنها مشغول شد این حالت همچنان ادامه یافت تا صبح فرا رسید و موذن اذان گفت، در حالى که هنوز دست مبارک امام(ع) در ظرف آب بود


روزى یکى از کنیزان امام سجاد(ع) آب آورد تا ایشان آماده نماز شود، ناگهان ظرف آب از دست کنیز افتاد و صورت مبارک آن حضرت آسیب دید. امام سر مبارک خود را بلند کرد و نگاهى به کنیز انداخت. او وحشت کرد و از ترس گفت: خداوند در قرآن فرموده و الکاظمین الغیظ از جمله صفات مومنان این است که موقع غضب خشم خود را فرو مى برند حضرت فرمود: من هم خشم خود را فرو بردم


کنیز جرئت پیدا کرد و گفت : قرآن مى فرماید: و العافین عن الناس مردم را در برابر جرمشان عفو کنند و از جرمشان مى گذرند. امام فرمود: تو را عفو کردم. کنیز از اخلاق نیک امام استفاده کرد و گفت و الله یحب المحسنین خداوند نیکو کاران را دوست دارد. امام فرمود: اى کنیز! تو در راه خدا آزاد هستى.


انس حضرت رضا (ع) با قرآن


حضرت با قرآن مانوس بود و بیشتر اوقات آن را تلاوت مى نمود. به طورى که گفته شده ایشان با مردم کمتر سخن مى گفت . پاسخ ‌ها و مثال هایى که در ضمن گفتارش مى آورد، از قرآن نشات گرفته بود. آن حضرت در هر سه شبانه روز یک بار، تمام قرآن را تلاوت مى کرد و مى فرمود: اگر بخواهم، مى توانم در کمتر از سه روز آن را ختم کنم؛ ولى هرگز به هیچ آیه اى نمى رسم، مگر این که در معنى اش مى اندیشم.


درباره این که در چه موضوع و چه وقت نازل شده، فکر مى کنم. امام رضا (ع) هنگامى که شب در بستر خویش قرار مى گرفت، بسیار قرآن تلاوت مى کرد، و آنگاه به آیه اى مى رسید که در آن از بهشت یا آتش دوزخ یاد شده بود، مى گریست


امام رضا (ع)فرمود: اگر سوال شود که چرا خداوند امر فرموده تا در همه نمازها فقط سوره حمد خوانده شود، در پاسخ مى گوییم: براى این که قرآن متروک نشود، همراه نمازگزاران با قرآن ارتباط داشته باشد و آن را از یاد نبرد، انتخاب سوره حمد از این جهت است که همه معارف و مفاهیم قرآن در آن جمع است .


انس نفیسه با قرآن


نفیسه از نوادگان امام مجتبى(ع) و همسر اسحاق موتمن پسر امام صادق (ع) است او در اثر انس با قرآن حافظ آن شده بود و تفسیر قرآن را خوب مى دانست. او در منزل خود قبرى کنده بود و در آن نماز مى خواند و خدا را عبادت مى کرد. یکصد و نود بار در قبر، قرآن را ختم کرده بود، و بنابر نقلى شش هزار بار در قبر ختم قرآن نموده بود


وقتى به حال احتضار و جان کندن رسید، مشغول تلاوت سوره انعام بود. چون به این آیه رسید لهم دار السلام عند ربهم و هو ولیهم بما کانوا یعملون براى مومنان در پیشگاه خداوند دار سلامت و خانه آسایش است و خداوند دوستدار آنهاست براى این که نیکوکار بودند در این حال شهادتین گفت و به رحمت حق پیوست


او سالهاى آخر زندگى خود را در مصر گذراند. مردم آن سامان احترام و علاقه ویژه اى برایش قایل بودند، زیرا او دائما در حال عبادت و دعا بود، به درماندگان رسیدگى مى کرد و جلوى ظلم ستمگران را مى گرفت وقتى از دنیا رفت شوهرش اسحاق مى خواست جنازه آن بانو را از مصر به مدینه منتقل کند


مردم تقاضا کردند او را نزد آنان دفن نماید تا از قبرش برکت جویند، اسحاق، قبول نمى کرد. شب حضرت رسول(ص) را در خواب دید که به او فرمود: اى اسحاق نفیسه را نزد مردم مصر بگذار تا برکت بر آنان نازل شود او هم قبول کرد و جنازه آن خانم را در مصر دفن نمود.


انس پرهیزکاران با قرآن


علی(ع) درباره انس پرهیزکاران با قرآن مى فرماید: آن ها در دل شب بر پا ایستاده، قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مى کنند. جان خود را با آن محزون و داروى درد خود را از آن مى گیرند. هر گاه به آیه اى که در آن تشویق است مى رسند، با علاقه فراوان به آن روى آورده و چشم جانشان با شوق بسیار در آن خیره شده و آن را نصب العین خود مى سازند


هرگاه به آیه اى که در آن بیم و انذار است مى رسند، گوش هاى دلشان را براى شنیدن آنها باز کرده، فکر مى کنند که صداى ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانه هایش در گوش جانشان طنین انداز است. هیچ کس با قرآن همنشین نمى شود مگر این که از کنار آن با فزونى یا نقصان برمى خیزد. فزونى در هدایت و نقصان از گمراهى.


تلاوت قرآن غذاى شیخ بهایى


کتاب روح و ریحان آمده یکى از ائمه جماعت تبریز که در نزد صاحب کتاب مسلم العداله بوده نقل مى کند: در روزى مجلسى مقایسه بین تفسیر صافى و شرح بیضاوى پیش آمد (شرح بیضاوى را شیخ بهایى نوشته) و من تفسیر صافى را بر شرح بهایى ترجیح دادم و گفتم : مرحوم شیخ در این شرح عبارت پردازى و قافیه سازى را بسیار اعمال کرده. همان شب در عالم خواب دیدم، که به من گفتند: شیخ بهایى در میان این حجره است


با خود گفتم: خوب است بروم و ایشان را زیارت کنم. چون وارد حجره شدم دیدم شخصى نشسته در حالى که ضعف اندام و باریک قامت بود و عمامه کوچکى بر سرش بسته است. جلو رفتم و سلام کردم. جواب سلام را داد و سر خود را پایین انداخت. فهمیدم از آن حرفى که روز گذشته درباره شرح بیضاوى گفته ام از من ناراحت است. خواستم به هر نحوى او را به حرف درآورم، بلکه بتوانم ناراحتیش را برطرف کنم. عرض کردم : یا شیخ! مطلبى دارم. همانطور که سرش را پایین انداخته بود فرمود: چه چیز است


عرض کردم: مطلبى که به شما نسبت داده اند آیا صحیح است یا آن که صوفیه آن را به شما نسبت داده اند؟ فرمود: چه مطلبى؟ گفتم : مردم مى گویند: شما فرموده اید: در یک ماه مبارک رمضان غذاى من منحصر به کلام الله مجید بوده و غیر از تلاوت قرآن غذاى دیگر میل نفرموده اید! همان طور که سرش پایین بود گفت : بلى صحیح است و من آن را گفته ام.گفتم: اى شیخ! اطباء مى گویند اگر آدمى، سه شبانه روز غذا و چیز دیگرى نخورد، مى میرد. همین که این را گفتم : سرش را بلند کرد و گفت: خیر، آدم نمى میرد.


انس امام خمینى به قرآن


امام خمینى علاقه فراوانى به تلاوت قرآن و تحقق آرمانهاى آن داشت. به عظمت آن توجه عمیق و مداوم مى کرد، به طور جدى مقید بود تا در ظاهر و باطن، به قرآن احترام گذاشته شود. آن رهبر الهى، همواره قرآن را کتاب کامل انسان ساز معرفى مى کرد، با آن انس بسیارى داشت و به آن احترام خاصى مى گذاشت. ایشان در شبانه روز، به خصوص هنگام نماز شب، به تلاوت قرآن مى پرداخت، در هر فرصتى که به دست مى آورد، مشغول تلاوت آن مى شد


علاوه بر این، هر سال چند روز قبل از ماه مبارک رمضان، دستور مى داد براى افرادى که مورد نظر مبارکش بود، چند بار قرآن قرائت شود. حتى در روز هاى آخر عمر، که در بستر بیمارى بود، دوربین مخفى لحظه هاى دشوار زندگى اش را ثبت کرد و همه دریافتند که در نیمه هاى شب، قرآن به دست داشتند و مشغول تلاوت آن بود. آرى، او در ظاهر و باطن به قرآن انس داشت و در سایه همین ویژگى، توانست آن همه عزت و افتخار براى اسلام و مسلمین به ارمغان آورد.


                                         تاثیر قرآن بر جان های مشتاق


قرآن برای عده خاصی نازل نشده؛ بلکه آمده تا عموم مردم از معارف و راهکارهای آن بهره مند شوند؛ اما در نهایت کسانی از آن بهره خواهند برد و این نسخه دل هایشان را شفا خواهد داد که آن را باور و به دقت از آن پیروی کنند.


رهایی از تاریکی ها و قدم در سرزمین نور


در فرهنگ قرآن کریم، فضایی که در آن جهل و نادانی، نبود معارف الهی حاکم است، ظلمتکده ایست که در آن، جان آدمی از تعلیم و تربیت باز می ماند و نمی تواند راه رسیدن به سعادت را پیدا کند و قدم در جاده نور گذارد. قرآن کریم این دو فضا را یکی به ظلمت نامیده و دیگری را نور ستوده و از معارف قرآن به عنوان وسیله ای الهی برای عبور از آن تاریکی ها به این روشنایی یاد کرده است. قَدْ جَاءَکُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتَابٌ مُّبِینٌ * یَهْدِى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ [1] براى شما از جانب خدا، روشنایى و کتابى روشنگر آمده است خدا، هر کس را که از خشنودى او پیروى کند، به وسیله آن [کتاب] به راه هاى سلامت، رهنمون مى‏شود و به توفیق خویش، آنان را از تاریکى ها به سوى روشنایى، بیرون مى بَرد و به راهى راست، هدایتشان مى کند. و از آنجا که بهره گیری از قرآن کریم بدون تعلیم و تربیت رسول خدا ص و تربیت یافتگان مکتب او امکان پذیر نیست


آن حضرت را به خارج کننده پیروان قرآن از تاریکی به نور نامید: کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ [2] [این قرآن]کتابى است که آن را به سوى تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان، از تاریکى ها به سوى روشنایى، بیرون آورى


اما سجاد ع در دعای 42 صحیفه این ویژگی قرآن را این گونه بیان می کند: و جَعَلتَهُ نوراً نَهتَدی مِن ظُلَمِ الضَّلالَةِ وَالجَهالَةِ بِاتِّباعِهِ ؛(خدایا!) قرآن را نورى قرار دادى که با پیروى از آن، در تاریکى هاى گمراهى و نادانى، راه را پیدا کنیم.


بصیرت افزایی


امام صادق ع قرآن کریم را مایه بصیرت افزایی معرفی می کند و به کسانی که به دنبال این ابزارِ لازم برای هدایت می گردند توصیه می فرماید که از قرآن بهره گیرند و با اندیشیدن در معارف و رهنمودهای آن، بصیرت خود را افزایش دهند: إنَّ هذَا القُرآنَ فیهِ مَنارُ الهُدى، و مَصابیحُ الدُّجى، فَلیَجلُ جالٍ بَصَرَهُ، و یَفتَحُ لِلضِّیاءِ نَظَرَهُ؛ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ حَیاةُ قَلبِ البَصیرِ، کَما یَمشِی المُستَنیرُ فِی الظُّلُماتِ بِالنّورِ [3]


براستى که در این قرآن، علائم راهنما و چراغ هایى برای دید در تاریکى وجود دارد پس کسی که به دنبال جلا دادن به دل و دیده خویش است باید دیده خویش را بِدان، جَلا دهد و نگاهش را براى پرتو آن، بگشاید؛ زیرا اندیشیدن [در قرآن‏]، حیات بخش دل شخص بیناست، همچنان که آدمى در تاریکى ها، به کمک نور، راه خود را مى یابد. مراد از بیماری قلب، بیماریهای روحی، عقیدتی، اخلاق، تربیتی و مانند آن است


همین مطلب می تواند دلیل این سخن رسول خدا ص باشدکه فرمود: إنَّ لِلقُلوبِ صَدَأً کَصَدَإِ النُّحاسِ، فَاجلوها بِالاِستِغفارِ وتِلاوَةِ القُرآن [4] دلها نیز همچون مس، زَنگار مى گیرند؛ پس آنها را با آمرزش خواهى و تلاوت قرآن، جَلا دهید. چرا که قلب زنگار گرفته قلب بیمار و پیچیده در جرمی ضخیم است که قدرت فهم و دید آن از بین رفته است و این قرآئت قرآن است که می تواند آن را از بین برده و بصیرت سابق را باز گرداند.


شِفای دلها


قرآن کریم خود را نسخه ای معرفی میکند از سوی درد آشنای خالقی که بشر را آفرید و به تمام مشکلات او آگاه است و داروی و درمان هر دردی را که انسان در مسیر تکامل و تربیت به آن دچار می شود را می شناسد و بر او عرضه میکند: یَأَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فِى الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُۆْمِنِینَ [5] اى مردم! به یقین، از جانب پروردگارتان، اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است


نکته مهم در این آیه اختلاف تعبیر ابتدا و انتهای آن است. که در آغاز، مخاطب تمام انسانها هستند و در پایان، فقط گروه مومنان. پیام آیه این است که قرآن برای عده خاصی نازل نشده؛ بلکه آمده تا عموم مردم از معارف و راهکارهای آن بهره مند شوند؛ اما در نهایت کسانی از آن بهره خواهند برد و این نسخه دل هایشان را شفا خواهد داد که آن را باور و به دقت از آن پیروی کنند


بر همین اساس امیرالمومنین ع در توصیف قرآن فرمود: کَلامُ اللَّهِ دَواءُ القَلبِ [6] کلام خدا، داروى دل است إنَّ فیهِ شِفاءً مِن أکبَرِ الدّاءِ؛ وهُوَ الکُفرُ وَالنِّفاقُ وَالغَیُّ وَالضَّلالُ [7] در قرآن، درمان بزرگترین دردهاست: درد کفر و نفاق و انحراف و گمراهى. مراد از بیماری قلب، بیماریهای روحی، عقیدتی، اخلاق، تربیتی و مانند آن است. هر چند برخی از علما با استناد به برخی روایات مانند روایات شفابخشی سوره حمد برای تمام بیماریها؛ بر این عقیده اند که این بحث، اختصاصی به بیماریهای روحی نداشته و بیماریهای جسمی را هم می توان با قرآن درمان کرد. [8]


مونس دلها


علی ع یکی از ویژگی های قرآن را همدمی با دلها معرفی میکند آن هم همدمی که با وجود او انسان دیگر احساس تنهایی نمیکند مَن أنِسَ بِتِلاوَةِ القُرآنِ، لَم توحِشهُ مُفارَقَةُ الإِخوانِ [9] کسى که با تلاوت قرآن اُنس گیرد، از جدایى برادران، احساس تنهایى نخواهد کرد


بی تردید مراد از این انس و همدمی حضور بدنی در کنار نسخه چاپی قرآن نیست؛ بلکه منظور، ارتباط معنایی و معرفتی با این کتاب آسمانی است؛ امام سجاد ع می فرماید لَو ماتَ مَن بَینَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ، لَمَا استَوحَشتُ بَعدَ أن یَکونَ القُرآنُ مَعی [10] اگر همه مردمان، از مشرق تا مغرب عالم بمیرند، با بودن قرآن در کنار من، هیچ گاه احساس تنهایى نمى کنم.


افزایش ایمان


یکی دیگر از تاثیرات قرآن بر جانها که قرآن کریم و روایات بر آن تاکید دارند افزایش ایمان است. و إِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ ... فَأَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَنًا[11] وقتی سوره اى نازل می شود ... کسانى که ایمان آورده‏اند (این سوره) بر ایمان آنها مى افزاید. و إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ ءَایَتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَنًا [12] مومنان، کسانى اند که چون خدا یاد شود، دلهایشان بترسد و چون آیات او برایشان خوانده شود، بر ایمانشان افزوده گردد


نکته ای که باز بر آن تاکید می کنیم اختصاص این ویژگی به مومنین است. دلیل این امر ایمان و یا همان زمینه مناسبی است که ایشان در جان خود پدید آورده اند تا این تقویت کننده الهی جان آنها را قوت بیشتری بخشد و گرنه کسانی که این آمادگی را ایجاد نکرده اند؛ نه تنها با شنیدن آیات الهی تقویت نمی شوند؛ بلکه بر بیماری درونیشان نیز افزوده می گردد: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُۆْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً[13] و ما قرآن را براى درمان و رحمت مومنان نازل مى کنیم ولی ستمکاران را جز خسارت نمى افزاید


نتیجه اینکه قرآن کریم سرشار از برکات و تاثیرات تربیتی و اخلاقی به شرط آنکه انسان به آن ایمان داشته باشد و با دل و جان معارف و فرامینش را بشنود و به آن عمل کند که اگر این مهم محقق شد؛ انسان مومن به آن از تمام آن برکات و تاثیرهای الهی آن بهره مند خواهد شد.


پی نوشت ها : 1. 15-16مائده 2. 1ابراهیم ع 3. الکافی 2/600 4. بحار الأنوار 77/172 5. 57یونس ع 6. نثرالاآلی ص94 7. خ176 نهج البلاغه 8. اصول الکافى 11/16 9. جامع الأخبار، ص511 10. الکافی2/602 11. 124توبه 12. 2انفال 13. 82اسراء


تاثیر قرآن بر جسم انسان


درباره تاثیر سوره ها و آیات قرآن در جسم و جان انسان و دیگر موجودات در دو عنوان مطرح مى شود


عنوان اول درباره تاثیر قرآن در جسم انسان ، شفا بودن آن ، شفا یافتن قلب از صفات پست، شفا پیدا کردن جسم از امراض گوناگون و صعب العلاج، کسانى که از قرآن و سوره ها و آیاتش شفاى دردهاى خود را گرفته اند، توسل به قرآن، شهادت و شفاعت آن و بى نیازى مردم به واسطه آن بحث شده


عنوان دوم درباره تاثیر قرآن، بر قلب و جان انسانهاى مومن و کافر، انسان هاى ظالم و ستم گر، انسان هاى عیاش و هرزه، حاکمان و سلاطین و مردان و زنان بحث شده است .
قرآن شفا است


خداوند مى فرماید: قرآن شفاى هر دردى است. شفاى ظاهر و باطن، شفاى جسم و روح، شفاى برون و درون


کلمه شفا در قرآن، سه بار بیان شده است که عبارت از: و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمته للمومنین ما قرآن را نازل کردیم در حالى که آن ، شفا و رحمت است از براى مومنین. قل هو للذین آمنوا هدى و شفاء اى پیامبر! به مردم بگو، این قرآنى که در میان شما است، از براى آن کسانى که ایمان آورده اند هدایت و شفاى درد آن هاست. یا ایها الناس قد جاءتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فى الصدور و هدى و رحمه للعالمین اى مردم دنیا! حقیقتا از جانب خداوند براى شما موعظه اى آمد (قرآن) و آن شفاى دردهایى است که در سینه هاست، و همان هدایت و رحمت است از براى مومنین


این سه آیه درباره تمام قرآن است. و امیرالمؤ منین(ع) مى فرماید: قرآن شفا است. از جمله فرموده است : از این کتاب، براى بیمارى هاى خود شفا بخواهید، در مشکلات، از آن یارى طلبید؛ چرا که در این کتاب، درمان بزرگترین دردهاست درد جسم و جان، درد کفر و نفاق، درد گمراهى و ظلالت.


بر شما باد بر کتاب خدا (قرآن)، به درستى که آن ریسمان محکم الهى و نورى روشن و شفایى، سودمند است. (ریسمانى که چنگ زنندگان به آن، از بدبختى و آتش جهنم نجات پیدا مى کنند، نور روشن عقلى که به وسیله آن، احوال مبدا و معاد کشف مى شود و از تاریکیهاى جهالت و کفر بیرون مى آید، شفاى سودمندى است که به واسطه آن امراض باطنیه و نفسانیه معالجه مى شوند)


آگاه باشید! بدرستى که قرآن است، علم آنچه خواهد آمد (از قبیل موت، برزخ، بعث و نشور، قیامت، بهشت و جهنم، درجات بهشت و درکات جهنم و غیره) و در آن است، خبر از گذشته (از قبیل پیدایش آسمان و زمین، درخت و گیاه و سنگ، انسان و حیوان، داستانهاى پیامبران گذشته و امت هایشان، پادشاهان و گردنکشان و غیر). و این قرآن، دواى درد شما است؛ و حضرت رسول (ص) فرمود: بر شما باد به قرآن و تلاوت آن؛ زیرا قرآن شفا دهنده نافع و دواى مبارکى است.


قرآن؛ شفای جسم و روح


قرآن شفای جسم و جان آدمی است و همان‌گونه که می‌توان با قرآن، دردهای روحی و روانی و فکری را درمان کرد، می‌توان دردهای جسمی و بدنی را نیز به وسیله قرآن درمان کرده و از بیماری نجات داد


کاربردهای دعا و نیایش نیز این‌گونه است؛ چرا که انسان همان‌طوری که می‌تواند از اسباب مادی برای درمان بهره‌ گیرد، می‌تواند از اسباب فرامادی و معنوی نیز بهره‌مند شود، بلکه باید گفت که آن کسیکه در اسباب مادی، معجزه درمان را نهاده در دعا و آیات قرآنی نیز معجزه دعا را قرار داده است؛ زیرا به حکم توحید فعلی، شفا تنها در دست اوست و انسان می‌بایست شفا و درمان را از شافی بخواهد که پزشک و درمان مادی و غیرمادی را اسباب شفا قرار داده


شفا از «شفی» به معنای تحت اشراف و اختیار در آوردن جسم و جان و چیرگی بر دشمنی است که می‌کوشد تا بر جسم و جان غلبه یافته و اختیار آن را در دست گیرد. این عمل درمانی را شفا می‌گویند. در آیات قرآنی برای بیان این مفهوم و مقصود، واژگانی غیر از شفا چون برء و کشف از ضرر نیز به کار رفته است. برء به معنای برائت و رهایی و آزادی است


از آیات قرآنی به دست می‌آید که خاستگاه همه چیز از جمله مرگ و حیات، خداوندی است که خالق همه چیز است (ملک2) زیرا هر چیزی که نام هست و بود بر آن نهاده می‌شود و از وجود بهره‌ای برده، مخلوق خداوند است. البته شر و بدی مطلق در هستی وجود ندارد و آنچه وجود دارد شر نسبی است


نکته دیگر آنکه در آیات قرآنی شر به خدا نسبت داده نمی‌ شود؛ زیرا شر و بدی به معنای نقص است و هرگز خداوند امری را ناقص و غیرکامل نمی‌آفریند، بلکه موجودات خود به دلایل و عللی از تمامی کمال بهره‌مند نمی‌شوند و اسم شر بر آن نهاده می‌شود. باید توجه داشت که مرگ نقص نیست، بلکه کمالی برای آدمی و هر موجودی است تا از نشئه‌ای به نشئه دیگر در آید.


خداوند، خاستگاه بیماری و شفا
اینکه حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید:
فاذا مرضت فهو یشفین، وقتی بیمار شدم پس اوست که مرا شفا می‌دهد (شعراء80) برای این است که ایشان در حال بیان نعمت‌های الهی بوده است و بیماری نعمت نیست بلکه سلب نعمت است، ولی از آنجایی که آن حضرت(ع)می‌خواست نعمت شفا را بیان کند به ذکر بیماری نیز پرداخته، ولی آن را به خود نسبت داده


بنابراین، آن حضرت(ع) به علت رعایت ادب این‌گونه سخن نگفته، بلکه چون ایشان در مقام بیان نعمت‌های الهی بوده، بیماری را به خود نسبت می‌دهد، با آنکه هیچ شک و تردیدی ندارد که بیماری نیز از مخلوقات و افعال الهی است. اما اینکه چرا حضرت(ع)به بیماری در میان نعمت‌ها اشاره می‌کند و آن را به خود نسبت می‌دهد، از آن روست تا این گونه از باب مقامی بر جایگاه شفا بخشی خداوند به عنوان یک نعمت بزرگ تاکید ورزد (المیزان)


خداوند در آیه 82 اسراء از شفا بخشی قرآن سخن به میان می‌آورد. هر چند که به نظر می‌رسد که این شفا بخشی به علت طبیعت قرآن و فلسفه نزول، در حوزه روح و روان باشد که همان حقیقت انسان است، ولی چون که کالبد انسانی نقش مهمی در حرکت‌های هدایتی و کمالی انسان بازی می‌کند، شفا بخشی قرآن به کالبد نیز تعلق می‌گیرد


افزون بر این که خداوند در این آیه، شفابخشی را به قرآن نسبت می‌دهد و آن را محدود به جان و روح یا روان نمی‌کند. البته از آیه 57 یونس برمی‌آید که بیشترین تاثیر شفابخشی قرآن را باید در بیماری‌های روحی و نفسانی و روانی آدمی جست؛ چرا که قرآن با بیان خویش، شفادهنده انسانها از کوردلی، جهل و سرگردانی در شک است


انسان می‌تواند با تبرک به قرآن، بسیاری از ناخوشی‌ها و ضررها را برطرف کند و به سلامت و عافیت روح و روان برسد. (مجمع‌البیان ج6-5 ص673 التبیان ج5 ص395) اما این هرگز به معنای محدودیت در شفابخشی قرآن نیست؛ زیرا آنچه که تأثیر را در گیاهان دارویی قرار داده در همین قرآن نیز درمان و شفای جسم و جان را قرار داده است.
از آیه 44 فصلت و 82 اسراء برمی‌آید که کلید این شفابخشی در ایمان اشخاص به شفابخشی قرآن در انسان نهفته است. به این معنا که ایمان به شفابخشی قرآن است که می‌تواند این تأثیر شگرف را به جا گذارد و دردهای جسمی و روحی مردم را درمان کند و انسان را به سلامت و عافیت رساند


پس همان‌گونه که خداوند در عسل (نحل68 و 69) یا بوته کدو در درمان بیماری‌های پوستی و ضعف بدنی و جسمی (صافات146) و برخی از گیاهان و میوه‌ها ب‌ویژه انجیر، زیتون، انار، خرما، انگور و مانند آن شفا و درمان قرار داده، همچنین در آیات قرآنی نیز شفا قرار داده است؛ چرا که اصولا شفا و درمان از خداست و دارو و پزشک تنها اسباب و وسایل الهی است و این خداوند است که به اراده خود در چیزی درمان و شفا قرار می‌دهد (شعراء80)
خداوند در آیه 96 یوسف نشان می‌دهد که می‌توان حتی از امور غیرمرتبط به ظاهر چون
پیراهن یوسف، شفا و درمان طلبید، به شرط آنکه ارتباط ایمانی میان خداوند و شفابخشی را درک کرده باشیم و بتوانیم از هر چیزی برای درمان استفاده کنیم؛ در کلام حضرت عیسی(ع) شفا از بیماری‌های پیسی و برص و درمان کور مادرزاد و مانند آن را قرار داد(آل‌عمران45 و49 مائده110)
خداوند یکی از راه‌های درمان و شفا را در دعا قرار داده است. دعا که اوج عبودیت و ایمان انسان به خداست، مهمترین ابزاری است که در اختیار انسان برای شفابخشی است. در این میان دعاهایی که از زبان پیامبران(ع) در قرآن وارد شده به سبب جنبه نوری و قرآنی آن بهترین دعاهایی است که مؤمن می‌تواند در بیماری‌ها و گرفتاری‌های گوناگون از آن بهره گیرد.


راهکارهای روان شناسانه قرآن برای درمان افسردگی


مشکلات و شکست‌ها در زندگی از مهم‌ترین عوامل ایجاد اندوه و در نهایت افسردگی است. افسردگی انسان را از حالت طبیعی و اعتدال خارج می‌کند و زمینه بسیاری از بدبختی‌های دیگر و گاه حتی خودکشی می‌شود. انسان در حالت افسردگی در نومیدی کامل قرار می‌گیرد و انگیزه حرکت و زندگی را از دست می‌دهد.


احساس افسردگی، انسان ثروتمند و قدرتمند را در چنان حالتی قرار می‌دهد که دنیا با همه بزرگی و امکانات رفاهی و آسایشی آن برای او تنگ می‌شود. این تنگدلی و در نهایت دلتنگی‌هاست که بسیار خطرناک‌آفرین، زندگی شخص را تهدید به زوال و نیستی می‌کند و شور و نشاط زندگی را از او سلب کرده و او را به خمودی می‌کشاند و خوره جان و تن می‌شود.


از سنت‌های الهی این است که آدمی را با مصیبت‌های گوناگون، از وابستگی و دلبستگی رهایی بخشد؛ چرا که انسان برای دنیا ساخته نشده؛ زیرا دنیا مکانی برای نشو و نمو انسان و گذرگاهی به سوی ابدیت اخروی است. پس هرگونه وابستگی، امری نادرست و رویه‌ای غلط و باطل است؛ چه رسد که انسان به این امور دلبسته شود و فراتر از وابستگی، به این امور تعلق و یا تعلق‌خاطر پیدا کند


هرگونه علقه به این امور که از زینت‌های دنیاست نه زینت‌های انسان، موجب می‌شود که در صورت از دست دادن، احساس کمبود و ناکامی و شکست کرده و دچار افسردگی شود. از نظر قرآن هرگاه انسان، چیزی را از دست دهد که از آن او نیست، ولی بدان تعلق‌خاطر یافته و وابسته و دلبسته شده، احساس شکست و ناکامی می‌کند و دچار افسردگی می‌شود. لذا وابستگی و دلبستگی را مهمترین علت و عامل در ایجاد افسردگی می‌شمارد.
درمان افسردگی
خداوند در آیات قرآنی بیان می‌کند که اصولا دنیا محل گذر انسان است و هرگونه تعلق و وابستگی و دلبستگی به آن، کاری بیهوده و لغو است. از همین زوایه دید است که از نظر خداوند زندگی دنیا به عنوان لهو و لعب مطرح می‌شود؛ زیرا نباید به عنوان یک اصل مورد توجه و طلب قرار گیرد. هرگونه طلب دنیا، کاری بیهوده است و آدمی را از مقصد عالی دور می‌سازد. (انعام52)
بدترین حالتی که انسان‌ها در زندگی دنیوی بدان گرفتار می‌شوند فراتر از طلب دنیا، دلبستگی به آن است به گونه‌ای که دنیا برای آنها محبوب و دوست داشتنی می‌شود (ابراهیم3) در چنین حالتی، فقدان محبوب دشوارتر شده و اندوه و حزن به شدت افزایش می‌یابد و شخص را به جنون می‌کشاند


در حالی که اصولا از نظر انسان مؤمن که نگرش الهی دارد و برای او آخرت و ابدیت اصالت دارد، دنیا ابزاری برای آخرت‌ سازی است. نگاه مؤمن به دنیا نگاه به ابزاری است که می‌بایست به درستی از کارکرد هر یک آگاه شد و آن را برای مقاصد اخروی به کار گرفت. بنابراین، دنیا و متعلقات آن هرگز برایش هدف نمی‌شود.
انسان‌ها باتوجه به فقر ذاتی (فاطر15) همواره دنبال غذا و بی‌نیازی هستند. از این‌رو، آن را در هر چیز کمالی می‌جویند. همین مسئله موجب می‌شود که در مادیات دنیا، کمالاتی را جستجو کنند، در حالی که ذات دنیا ناپایدار و متغیر است و هرگز کمالات آن ثابت و باقی نیست، ولی اشتباه ادراکی و محاسباتی بشر موجب می‌شود تا بدان گرایش یافته و آن را به عنوان کمالی که فقرزداست بجوید خداوند برای اصلاح نگرش انسان به دنیا، از طریق عقل و وحی بر آن است تا بیان کند که کمال مطلق تنها در خداوند غنی حمید است (همان) و برای اینکه به غنایی برسند می‌بایست خود را به خدا برسانند و خدایی شوند


خداوند در آیه 50 ذاریات از مردم می‌خواهد که از غیر خدا هر چیزی که هست بریده و منقطع شده و به سوی خدا بگریزند ففروا الی الله در حقیقت از نظر خداوند دنیا همانند پیچکی است که آدمی را به گیر می‌اندازد و به بند می‌کشد و اجازه نمی‌دهد تا حرکت کمالی داشته باشد. لذا انسان‌ها باید از دنیا و متعلقات آن به سوی خداوندی که غنی حمید است بگریزند تا نجات یابند.


دو داروى آرام ‏بخش در قرآن


قرآن مجید نسخه شفابخش جان‏هاى دردمند، از جانب خداوند سبحان است وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَه لِّلْمُؤْمِنِینَ و َلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا (1) که توسط پیامبرى مهربان و فداکار، بر جان‏هاى حقیقت‏طلب و عاشق، رسانده شد. در قرآن دو داروى آرام‏بخش تجویز شده که در نوع خود، بى‏نظیرند؛ هم آرام بخشند و هم درمانگر. هر یک از این دو دارو، ویژگى خاص خود را دارند


1. یاد خدا


با یاد خدا، قلب‏ها آرام مى‏گیرند أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (2) در نگاه یک مسلمان، خداوند سبحان، قدرت مطلق و صاحب همه ملک و ملکوت است و تمامى نظام هستى، سربازان اویند؛ هیچ قدرتى، جز قدرت او نیست؛ هیچ کس، نمى‏تواند بدون اذن الهى، نفع و ضررى برساند و همه هستى، فرمانبردار اویند


صاحب و مؤثر در هستى، فقط خداست: لا اله الا هو(3)، لا مؤثر فى الوجود الا الله، لله جنود السموات و الارض(4) و و ان من شى‏ء الا یسبح بحمده (5) پس، تنها اوست که قدرت و مالکیت دارد و به هر کس که بخواهد، مى‏بخشد و از هر کس که بخواهد، مى‏ستاند: قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاء وَ تُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ(6)
نکته دیگر اینکه تمامى گرفتارى‏ها، دلتنگى‏ها، تردیدها، بیم‏ها و امیدهاى بشر، در دو چیز نهفته است:
الف) از دست دادن چیزى یا کسى             ب) بدست نیاوردن چیزى یا کسى
اگر به طور دقیق به تمامى دغدغه‏ها و نگرانى‏هایمان (از کودک، نوجوان، جوان و...) بنگریم، از این دو حال بیرون نیست؛ یا نگران آنیم که آنچه داریم، از مال و جان و فرزند و موقعیت اجتماعى و...، از دستمان برود و یا اندوهناک آنیم که آنچه در آرزوى آن بودیم و برایش روز و شب تلاش کردیم، به دست نیاوریم و یا مانعى پدید آید و ما از رسیدن به مطلوب و مقصود، باز مانیم


چه بسیارند افرادى که با این دو نگرش، شب و روز در ترس، دلهره، خستگى و افسردگى به سر مى‏برند و ساعت‏ها، عمر شریف را به بیهودگى و بطالت مى‏گذرانند که شاید... .


پسر جوانى که در آرزوى دختر دلخواه خویش است و دخترى که منتظر خواستگار عاشق خویش است، هر دو نگران حوادث آینده هستند. اسلام با کلام وحى، بشارت مى‏دهد که نگران نباشید و ترسى نداشته باشید. اگر رابطه درست با صاحب نظام هستى برقرار کرده‏اید، بر او توکل کنید و نگران نباشید؛ چون همه هستى در ید قدرت اوست و حتى برگ درختى، بى‏اذن او نمى‏افتد (7) و او هر آنچه را در آسمان‏ها و زمین است، مى‏داند و حتى آن چه را در دل‏ها پنهان و نهان است، مى‏داند(8) و نگاه خیانت‏کار را مى‏شناسد و به خیانت نگاه هم داناست (9)
قطره‏اى کز جویبارى مى‏رود
       از پى انجام کارى مى‏رود
پس انسان با یاد این همه عظمت، قدرت و رحمت بیکران، بخشندگى بى‏انتها، غفران، آمرزندگى و پوشاندن عیب‏ها و خطاها، توبه‏پذیرى و فرصت‏سازى، پاک‏کنندگى و تبدیل سیئات به حسنات، امیددهى و جبران‏سازى، آرام مى‏گیرد و امید را از دست نمى‏دهد؛ توان دوباره مى‏یابد؛ دل به او مى‏سپارد و آرام آرام به ساحل نجات دست پیدا مى‏کند.
2. همسر
دومین آرام‏بخش که در قرآن مجید به آن اشاره شده و از نشانه‏هاى خداوند به شمار مى‏آید، چیزى جز همسر آدمى نیست وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدّه وَ رَحْمَةً و از نشانه های او اینکه از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد (10)


دوره جوانى، دوره‏اى است که انسان، حس استقلال ‏طلبى و شخصیت پیدا مى‏کند و مى‏خواهد دوست ‏داشتنى باشد و دیگران را دوست بدارد؛ حس عجیبى در خود احساس مى‏کند و نمى‏داند چه خواهد شد از یک طرف، میل او به غیر همجنس، فزونى مى‏یابد و از جانبى دیگر، احساس شخصیت و استقلال، باعث اندکى جدایى از بافت دوره کودکى و نوجوانى، در خانه و خانواده مى‏شود؛ هم گرایش او به سمت و سویى دیگر است و هم علاقه‏اش به کسب اعتبار و جایگاه تازه. از دیگر سو، غریزه سرکش جنسى، قوى مى‏شود و ارضاى صحیح آن، باعث بهبودى روحى و روانى مى‏شود


اگر قربانیان بیمارى‏ها در جهان، بررسى شوند، شاید بیشترین قربانى، مخصوص بیمارى‏ هاى جنسى باشد. آثار زیانبار و وحشتناک این بیمارى‏ها، در تمامى عرصه‏هاى زندگى، قابل مشاهده است. اسلام عزیز، در جهت آرامش بخشى، ازدواج را راهکار مناسبى در نظام آفرینش مى‏داند


انسان در دوران جوانى، نیازمند رسیدن به همدم و مونسى است تا با عشق‏ورزى و مهربانى، ادامه مسیر را با او رهسپار گردد. دوستى‏ها، هیچ گاه و براى هیچ کس، آرام‏بخش نیستند؛ بلکه خود عرصه‏اى تازه در ایجاد دغدغه‏ها، نگرانى‏ها، خستگى‏ها و... مى‏باشند؛ اگر چه به ظاهر، هیچ کدام از دو طرف، بدان اعتراف نکنند


بنابراین، آرام ‏بخش دوم در قرآن، همسر نام دارد که در کنار وى، انسان از خستگى‏ها رهایى مى‏یابد و احساس مى‏کند که جهانى جدید شکل گرفته است. دو شخصى که با هم هیچ حس خاصى نداشته‏اند، چنان شیفته و دوستدار هم مى‏شوند که حتى ساعتى بدون هم را نمى‏توانند تحمل کنند؛ بدون هم، احساس خستگى مى‏کنند؛ براى هم بى‏تابى مى‏کنند؛ به هم هدیه مى‏دهند و خالصانه‏ترین محبت‏ها را نثار هم مى‏کنند. پس باید با یاد خدا، براى جهانى پر از امید و آرزوهایى زیبا و زندگى و سرزندگى و بندگى، اندیشید و همسرى برگزید که تا بهشت برین، همدم و مونس و همراه انسان باشد.
1. اسراء82. 2. رعد28. 3. بقره255. 4. فتح7. 5. اسراء44. 6. آل‏عمران، 26. 7. انعام،59. 8و9. غافر19. 10. روم21


توسل به قرآن براى حل مشکلات شهادت و شفاعت قرآن


قرآن کریم یکى از گواهان روز قیامت است. این کتاب در دنیا شاهد و ناظر بر اعمال بندگان است، و در قیامت هم به شکل انسانى زیبا و خوش صورت تجسم و تمثل پیدا مى کند و به عرصات مى آید و از کسانى که در دنیا آن را محترم دانسته و تلاوت نموده و در آیاتش تفکر کرده و دستوراتش را به کار بسته اند دفاع و حمایت مى کند، و به نفع آنان شهادت مى دهد


در آن روز، قرآن پیشاپیش مردم مومن حرکت مى کند و مى گوید: من قرآن هستم و این ها هم بندگان مومن تو مى باشند که براى تلاوت من خود را به رنج و زحمت انداخته و در شب هاى طولانى مرا تلاوت نموده و اشک مى ریختند. خدایا! امروز آنان را راضى کن همان طور که در دنیا مرا راضى نمودند. پس از آن خداوند متعال مى فرماید: اى بندگان من ! این بهشت براى شما مباح است . قرآن را قرائت کنید و به درجات آن بالا روید. بدین ترتیب انسان آیه اى از قرآن را مى خواند و یک درجه بالا مى رود.
امام باقر (ع): در روز قیامت قرآن با بهترین صورت به صف محشر مى آید و از جلوى مومنین عبور مى کند. آن ها مى گویند: این شخص از ماست. از آنجا عبور مى کند و به صف ملائکه مى رسد. آن ها هم مى گویند: این شخص، از ماست. از آن جا هم حرکت مى کند تا این که به پیشگاه حضرت احدیت قرار مى گیرد و مى گوید: پروردگارا! فلان شخص پسر فلانى مرا تلاوت کرد تا جایى که دهن او خشک شد و شب خود را به سحر رسانید، در حالى که مشغول عبادت و قرائت من بود


بعد از آن خداوند مى فرماید: آن ها را وارد بهشت کنید و در منازل خودشان جاى دهید. پس قرآن با آنان حرکت مى کند و به مومنین مى گوید: آنچه از قرآن را مى دانید بخوانید و بالا روید. آنها هم هر چه مى دانند مى خوانند و درجات بهشت را طى مى کنند، تا هر کس در جایگاه خود قرار مى گیرد!


آیه الکرسی کلام عرشی


در آیه الکرسی 16 مرتبه از خداوند، سخن آمده، لذا پیامبر اکرم(ص) و ائمّه معصومین اهمیت خاصی برای آن قائل بوده اند. حضرت علی(ع): اگر بدانید این آیه چه اندازه اهمیت دارد، در هیچ حال آنرا ترک نمی کردید. رسول خدا(ص): آیه الکرسی از گنجینه ای در زیر عرش به من بخشیده شده و قبل از من به هیچ پیغمبری داده نشده. و از زمانی که این سخن را از پیامبر شنیدم، شبی بر من نگذشت که این آیه را نخوانم


ابوذر غفاری از رسول اکرم سؤال کرد: برترین آیاتی که بر شما نازل شده، کدام ایه است؟ فرمود: آیت الکرسی است. امام باقر (ع): قرآن کلام برتر و بزرگ است و سوره ی بقره سید قرآن و ایه الکرسی سیّد بقره است. در ایه الکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت و خیر وجود دارد.
رسول اکرم(ص): هر کس موقع خواب آیه الکرسی بخواند، خداوند فرشته ای را برای نگهبانی و محافظت او می گمارد تا شب را به سلامت به صبح آورد. رسول اکرم به حضرت علی (ع)فرمود: یا علی مواظب باش که در تعقییب نماز های واجب حتماً آیه الکرسی را بخوانی، زیرا بر این عمل غیر از پیامبر و یا صدیق و شهید مواظبت نمی کند. امام صادق فرمود: دو برادر به محضر رسول اکرم رفتند و گفتند ما برای تجارت قصد مسافرت شام داریم، برای حفظ خود چه کنیم؟ حضرت در پاسخ فرمود: زمانی که به منزل وارد شدید، پس از بجا آوردن فریضه عشا و قتی به بستر خواب رفتید، در ابتدا تسبیحات حضرت فاطمه و سپس آیه الکرسی را بخوانید، تا صبح از هر حادثه و بلایی در امان خواهید بود.
امام صادق فرمود: وقتی حیوان درنده ای را دیدی آیه الکرسی بخوان، ان شاالله آن حیوان از تو منصرف خواهد شد. امام صادق (ع) فرمود: هرگاه اراده کردی به جایی بروی که از آن خائف و ترسانی، آیه الکرسی را بخوان.گویند: هرکه ایه الکرسی را بنویسد و بر بازوی خویش بندد، به هرجا وارد شود عزیز و محترم خواهد بود


از حضرت علی روایت شده: اگر کسی از شما از درد چشم خود بنالد، ایه الکرسی را بر آن بخواند و در قلب خود معتقد باشد که خوب می شود، خداوند او را شفا می بخشد. انشاالله. گفته شده: هیچ چیزی بیشتر از قرائت قرآن مخصوصاً آیه الکرسی در تقویت نیروی حافظه موثر نیست. برگرفته از کتاب کلیدهای نجات


شهادت برخى از سوره ها


قرآن علاوه بر تجسم در قیامت، شهادت هم مى دهد و بدین وسیله، بعضى را بهشتى و بعضى را جهنمى مى گرداند، بعضى از سوره ها نیز، در آن روز به نفع مومنین گواهى مى دهند. در این باره، روایتى از پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین(ع) نقل شده است از جمله :


حضرت صادق (ع) فرمود: کسى که هر ماه سوره اعراف را قرائت کند، روز قیامت از جمله ایمن شدگان است. (آن هایى که خوف و ترسى برایشان نیست) اگر آن را در هر جمعه قرائت کند، از جمله کسانى خواهد بود که بدون حساب داخل بهشت مى شود. آگاه باشید که در آن سوره آیات محکمه اى است. پس فرمود: قرائت و تلاوت آن ها را فراموش نکنید؛ زیرا این ها در روز قیامت در پیشگاه خداوند براى کسانى که آن ها را خوانده اند شهادت مى دهند


از آن حضرت نقل شده: کسى که سوره تغابن را در نمازهاى واجب خود قرائت کند، آن سوره، در روز قیامت او را شفاعت مى کند و شاهد عادلى است نزد کسى که شهادت او را قبول فرماید، و از آن شخص جدا نمى شود، تا او را داخل بهشت گرداند


همچنین فرمود: هر کس سوره مزمل را در نماز عشا یا در آخر شب بخواند، شب و روزش با آن سوره، گواه او در قیامت خواهند بود (و به نفع او شهادت خواهند داد) و خداوند او را حیات و زندگى پاکیزه و مرگ پاکیزه اى خواهد داد


در خاصیت سوره الرحمن فرمود: تلاوت آن سوره را هرگز رها نکنید؛ چرا که آن سوره، هرگز در قلوب منافقان استقرار نمى یابد و خداوند، آن را در روز قیامت ، به صورت انسانى قرار مى دهد که زیباترین چهره و خوشبوترین بوى را دارد. در آن روز خداوند از این سوره مى پرسد: چه کسى در زندگى دنیا به محتواى تو قیام کرد و به تلاوت کردن تو ادامه داد؟ در پاسخ مى گوید: خداوندا، فلان و فلان. در این حال، صورت هاى آن سفید مى شود.


خداوند به آن ها مى فرماید: اکنون هر که را مى خواهید شفاعت کنید. آنان تا آنجا که آرزو دارند، شفاعت مى کنند و براى هیچ کس شفاعت نمى کنند، مگر این که به آن ها گفته مى شود، وارد بهشت شوید و هر کجا خواهید مسکین گزینید. ابى اءمامه نقل کرده که حضرت رسول (ص) فرمود: قرآن را زیاد تلاوت کنید؛ زیرا در روز رستاخیز، همان قرآن، شفیع اصحابش خواهد بود.


سوره واقعه و بى نیازى از مردم


امام صادق (ع) فرمود: هرگاه کسى، در شب جمعه سوره واقعه را بخواند نزد خدا و خلق او، محبوب مى گردد. و هرگز در دنیا سختى فقر و چیزى و آفت هاى دنیا را در زندگانى خود نخواهد دید. چون از رسول خدا (ص ) شنیدم که فرمود: اگر کسى هر شب، سوره واقعه را بخواند، فقر و بى چیزى به او رو نمى آورد و محتاج مردم نمى شود.


بى نیازى به وسیله آیات


امام زین العابدین (ع) فرمود: اى مرد! چرا در خانه این مرد جبار و ستم گر نشسته اى؟ عرض کرد: از جهت فقر و فاقه و بلا و مصیبتى که به من وارد شده. فرمود: بلند شو تا تو را راهنمایى کنم به در خانه اى که از اینجا بهتر باشد و به سوى خدایى که از این مرد بهتر است


سپس حضرت دست آن مرد را گرفت و او را داخل مسجد النبى(ص) برد و فرمود: دو رکعت نماز به طرف قبله بخوان و بعد از آن دستهاى خود را به طرف آسمان بلند کن و حمد و ثناى خدا را بخوان و درود بر پیامبر اکرم (ص) بفرست، سپس آخر سوره حشر و 6 آیه از اول حدید و دو آیه از آل عمران که یکى آیه شَهِد الله و دیگر آیه الملک باشد تلاوت کن. بعد، از خداوند طلب روزى و بى نیازى از مردم کن که حتما ترا بى نیاز مى کند. او هم چنین کرد و خداوند او را غنى و بى نیاز نمود


تاثیر سوره یاسین در زندگى انسان


سوره مبارکه یاسین در تمام زندگى ، جسم و جان ، مال و ثروت ، صحت و سلامتى، حیات و مرگ و دنیا و آخرت انسان اثر مى گذارد. پیامبر اسلام (ص) و ائمه هدى اثرات آن را بیان کرده اند. رسول گرامى اسلام (ص) به حضرت على (ع) فرمود:یا على ! سوره مبارکه یاسین را تلاوت کن؛ زیرا در آن برکاتى است . از جمله :
1- اگر شخص گرسنه اى آن را تلاوت کند خداوند روزى او را مى رساند و سیرش مى گرداند.
2- هرگاه تشنه اى آن را قرائت کند خداوند آبى فراهم مى آورد تا او سیراب شود.
3- هرگاه شخص عریان و برهنه اى آن را بخواند، خداوند لباسى براى او فراهم مى کند و او را مى پوشاند.
4- هر مرد و زن عَزب و مجردى که آن را تلاوت کند، خداوند وسیله ازدواجشان را فراهم مى کند.
5- هر انسان ترسناک و خائفى که آن را تلاوت کند، خداوند ترس و خوف او را مبدل به امنیت مى گرداند.
6- هر انسان مریض و رنجورى که آن را تلاوت کند خداوند صحت و سلامتى را شامل حالش مى گرداند.
7- هر شخص زندانى اگر آن را در زندان تلاوت فرماید، خداوند وسیله آزادى او را فراهم مى گرداند.
8- هر مسافرى که آن را در سفر بخواند بى گمان سفرش بى خطر خواهد شد .
9- اگر آن را بالین هر میتى بخوانند، خداوند عذابش را تخفیف مى دهد یا او را مى آمرزد.
10- هر کس چیزى از او گم شده باشد و آن را قرائت کند آن چیز پیدا مى شود.
11- اگر شخص گم شده اى آن را بخواند راه را پیدا مى کند و به سلامتى به مقصد مى رسد.
12- اگر غذاى عده اى کم باشد و کافى براى همه افراد نباشد آن سوره را بخوانند، غذا برکت پیدا مى کند


13- اگر بر زنى که زائیدن بر او سخت و دشوار باشد خوانده شود، وضع حمل بر او آسان مى شود .
14- کسى که آن را تلاوت فرماید، فقر و فاقه در دنیا به سراغش نمى آید.
15- اگر کسى آن را قرائت کند در تجارت و کسب ضرر و زیان نمى بیند در تجارت سود مى برد.
16- در حوادث و بلاهاى زمینى و آسمانى خانه اش خراب و ویران نمى شود.
17- هر که آن را تلاوت نماید، در طول عمرش دیوانه و جن زده نمى شود و عقلش زایل نمى گردد.
18- تلاوت کننده آن به مرض جذام دچار نمى گردد.
19- کسى که آن را تلاوت کند به مرض وسواس و دو دلى و حیرانى مبتلا نمى شود.
20- بیمارى هاى مضر تلاوت کننده را از پاى در نمى آورد و بیمارى او برطرف مى شود.
21- خداوند متعال سختى و دشوارى و تلخى جان کندن را براى او آسان مى گرداند.
22- خداوند خودش متصدى و مباشر قبض روح تلاوت کننده آن مى باشد.
23- خداوند فراخى روزى و گشایش در زندگى را براى خواننده آن به عهده مى گیرد.
24 - خداوند ضامن خوشحالى او هنگام مرگ گردیده است .
25- خداوند در آخرت خشنودى او را تعهد فرموده، و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که: من از این بنده راضى هستم. شما هم براى او طلب آمرزش کنید.
26- خداوند شیطان را از خواننده آن دور مى گرداند که او را وسوسه نکند و هزار فرشته را مى فرستد تا او را از شر هر شیطان و هر آفت حفظ فرمایند.
27- خداوند بعد از مرگ سى هزار فرشته را موکل غسل دادن او مى گرداند که همگى براى او طلب استغفار کنند و او را مشایعت نمایند تا به قبرش برسانند و بعد از آن که داخل قبرش نهادند، ملائکه همان جا عبادت کنند و ثوابش را در نامه عمل او بنویسند، قبرش تا چشم او کار مى کند وسیع مى شود و او را فشار نمى دهد و نورى از قبرش تا آسمان بالا مى رود.
28- خداوند در روز قیامت به او مى فرماید: اى بنده من ! شفاعت کن تا شفاعت تو را درباره همه کسانى که شفاعت آنان را نموده اى قبول نماییم .
29- خواننده آن را در ایستگاه هاى قیامت نگاه نمى دارند و بدون حساب داخل بهشت مى نمایند.
30- او را به واسطه گناهانش داخل جهنم نمى کنند و پرونده عمل او را باز مى گذارند در حالى که گناهى در آن دیده نمى شود و موجب تعجب ملائکه واقع مى شود.


صبح و شب کدام سوره ها را بخوانیم؟


رسول خدا ص خطاب به ابوذر فرمود: بر تو باد تلاوت قرآن و بسیار یاد خدا کردن، زیرا موجب بلند آوازگی تو در آسمان و نورانیت تو در زمین است. حضرت علی ـ ع ـ فرمودند: هر کس با تلاوت قرآن انس بگیرد دوری دوستان او را هراسان نکند.


استحباب سوره های مختلف در زمانهای گوناگون:


اگر چه درهای رحمت الهی همواره به سوی بندگانی که صادقانه و مخلصانه او را می‌خوانند، باز است و همیشه می‌شود با تلاوت قرآن با خدا ارتباط برقرار کرد، امّا امامان معصوم به بعضی از زمان‌ها و اوقات عنایت بیشتری داشته‌اند و کسب ثواب و فیض بیشتر را در آن مواقع خاص یادآوری کرده‌اند. از جمله این اوقات می‌توان به ماه مبارک رمضان، شب‌های قدر، روز عرفه، روزهای عید فطر، قربان، غدیر، شب‌های جمعه و‌... اشاره کرد همان طور که گفته شد، تأکید معصومین ع انس گرفتن و همنشینی با زلال وحی است. لکن برخی از سوره‌ها برای قرائت در نمازهای واجب و نافله، برخی در اواخر شب، دسته‌ای دیگر به هنگام طلوع فجر و قسم دیگر در تمام ساعات شبانه روز توصیه شده


سوره‌های مناسب انتهای شب :


سوره انعام: از ابن عباس روایت شده که هر کس سوره‌ انعام را هر شب بخواند، روز قیامت از ایمن شدگان می‌باشد و روی آتش به چشم خود نمی‌بیند.[1]‏


سوره یوسف: ‎‎هر کس سوره‌ یوسف را هر شب بخواند، خداوند عزوجل او را محشور فرماید، در حالی که جمال او مانند جمال یوسف باشد و فزع روز قیامت به او اصابت نمی‌کند.[2]‏


سوره اسراء: شیخ صدوق از حضرت امام صادق ـ ع روایت نموده که ایشان فرموده‌اند: هر کس در هر شب جمعه سوره اسراء را بخواند نمی‌میرد تا آنکه حضرت قائم عج را درک نماید و از اصحاب آن حضرت باشد.[3]‏


سوره کهف: هر کس هر شب جمعه سوره کهف بخواند نمی‌میرد، مگر شهید و خداوند او را با شهدا مبعوث می‌فرماید.[4]‏


سوره فرقان:حضرت ابی الحسن ع به اسحق بن عمار فرمود: قرائت سوره فرقان را رها مکن، به درستی که هر کس هر شب این سوره را بخواند خداوند او را ابداً عذاب نمی‌فرماید و از او حساب نمی‌کشد.[5]‏


سوره لقمان: ‎‎شیخ صدوق از امام باقر ع روایت نموده: هر کس سوره لقمان را هر شب بخواند خداوند ملائکه‌ای را موکل می‌فرماید تا او را در آن شب از ابلیس و لشکریانش حفظ نماید تا آنکه صبح نماید.[6]‏


سوره سجده: حسین بن ابی العلاء، از حضرت امام صادق ‌ع : هر کس در هر شب جمعه سوره سجده بخواند، خداوند کتاب او را به دست راستش می‌دهد و او را از آنچه در آن بوده محاسبه نمی‌فرماید.[7]‏


سوره ذاریات: داوود بن فرقد از مولایمان امام صادق ع: کسی که سوره ذاریات را در شب بخواند، خداوند معیشت او را اصلاح کند و روزی واسع بر او آورده و نور برای او در قبرش قرار دهد.[8]‏


سوره حجرات: حسین بن ابی العلاء از امام صادق: کسیکه حجرات را در هر شب بخواند از زوار حضرت محمد می‌باشد [9]‏


سوره واقعه: از زید شحام روایت شده که امام باقر ‌ع : هر کس در هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند محشور می شود در حالی که چهره‌اش چون ماه شب چهارده تابان باشد.


سوره مؤمن: از ابی الصباح کنانی امام باقر ع: هر کس در هر شب سوره مؤمن را قرائت کند، خداوند گناهان گذشته‌ او را آنچه در جوانی مرتکب شده و آنچه در پیری، همه را بیامرزد و کلمه تقوا و خداترسی را ملازم و همدم او گرداند و آخرتش را بهتر از دنیایش قرار دهد.[10]‏


‎‎سوره‌های مناسب ابتدای روز:


توحید: از حضرت علی ع روایت شده کسی که در عقب نماز صبح یازده مرتبه سوره قل هو الله احد بخواند، در آن روز گناهی او را اصابت نمی‌کند. اگر چه شیطان(برای اجبار نمودن او به گناه) خود را خوار نماید.[11]‏


علق: سلیمان بن خالد از امام صادق ع روایت نموده کسی که در روز اقرا باسم ربک بخواند و سپس در آن روز از دنیا برود شهید از دنیا می‌رود.[12]‏


انسان: عمرو بن جبیر عزرمی از پدرش از امام باقر ع فرمودند: هر کس سوره ‏هل اتی علی الانسان را در هر صبح پنجشنبه بخواند خداوند او را از حور العین تزویج می‌کند.[13]‏


حشر: از حضرت رسول ص فرمودند: هر کس هنگام صبح سه مرتبه بگوید ‏"اعوذ بالله من الشیطان الرجیم"و سه آیه آخر سوره حشر را بخواند خداوند هفتاد هزار ملک را موکل می‌فرماید، برای او دعا نمایند.[14]‏


یس: امام صادق ع روایت است که فرمود: به درستی برای هر چیزی قلبی می‌باشد و قلب قرآن "یس" است. پس کسی که در هنگام روز (اول روز) سوره یس را بخواند، در آن روز از محفوظین و مرزوقین خواهد بود.[15]‏


پی نوشتها :‏ ‏[1]‏‎‎ ثواب الاعمال ص236‏. ‏[2]‏‎‎ همان ص238‏. ‏[3]همان ص240‏. ‏[4]همان ص241‏. ‏[5] همان، ص245‏ ‏[6]همان، ص246‏. ‏[7] همان ص247‏. ‏[8]همان ص260‏. ‏[9]‏‎‎ همان ص259‏. ‏[10] همان ص263‏. ‏[11]‏‎‎ همان ص254‏. ‏[12] همان ص287‏. ‏[13]همان ص278‏. ‏[14]همان ص272‏. ‏[15]همان ص265‏.

سوره پیرکننده پیامبر(ص)

سوره هود که یازدهمین سوره قرآن کریم است، همان سوره ای است که «مشیبه الرسول» یا پیرکننده پیامبرگرامی(ص) معروف است. علت نامگذاری این سوره به این نام، این است که در حدیث نبوی آمده که پیامبر اکرم(ص) فرمود: شیبتنی سوره هود سوره هود مرا پیر کرد وقتی علت را از پیامبر پرسیدند، آن حضرت فرمود: به خاطر آیه شریفه فاستقم کماامرت و من تاب معک ولاتطغوا انه بما تعملون بصیر (هود112)

پس همان گونه که فرمان یافته ای استقامت کن. از ابن عباس نقل شده که این آیه شدیدتر و سخت تر از آیه پس همان گونه که فرمان یافته ای استقامت کن و همچنین کسانی که با تو (به سوی خدا) آمده اند (باید استقامت کنند و سرپیچی و طغیان نکنید، که او (خدا) به آنچه انجام می دهید بسی بینا است. بر پیامبر اسلام (ص) نازل نشده. (بحارالانوار ج71 ص25)

تردیدی نیست که رسول برگزیده خدا(ص)دانای حقیقی به حقایق قرآنی است، او بهتر از هرکسی حقایق را می فهمد و بیشتر ازدیگران از قرآن تأثیر می پذیرد، پس اگر چنین کسی که عالم و عارف واقعی و حقیقی به قرآن کریم است، هنگام قرائت و عمل به دستورات و آموزه های آن و تحت تأثیر سنگینی معارف قرآن کریم، دچار پیری شود، جای شگفتی و تعجب نیست

و در همین راستا از امام محمدباقر(ع) نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: من در شگفتم که هنگام تلاوت قرآن چرا و چگونه دچار پیری نمی شوم. (الکافی ج2 ص632)

در روایت نبوی دیگر پیامبر اکرم(ص): سوره های هود، واقعه، مرسلات و عم یتساءلون، مرا پیر کردند (وسایل الشیعه ج6 ص172) نکته لطیفی که در اینجا وجود دارد این است که مشابه معنایی این آیه در شوری 51 آمده لکن با این تفاوت که در آیه شوری، و من تاب معک نیامده و خطاب آیه فقط شخص پیامبر(ص) میباشد. اما در سوره هود از آنجا که راهبرد استقامت ورزیدن شامل پیروان آن حضرت نیز شده لذا پیامبر گرامی(ص) سوره هود را می فرماید که موجب پیری رسول خدا(ص) شده است.




نظرات  (۲)

از مطالب خوبتون ممنونم

خیلی علی بود عظم الله اجورنا واجورکم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">