تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

آشنایی با قرآن. سوره آیه. مکی مدنی. محکمات متشابهات. حروف مقطعه. انزال و تنزیل /علوم قرآنی . استماع و آداب تلاوت

انس با قرآن. انس ائمه و اولیاء الله. قرآن شفای جسم و روح. خاصیت سوره های قرآن. امنیت در قرآن

مهجوریت زدائی از قرآن . شکوه ها و گلایه های قرآن از ما! قرآنی شدن جامعه . دانشمندان معاصر

اسرائیلیات . هدایتگری قرآن . ملی گرائی . صراط مستقیم

استعاذه در احکام اسلامی

               کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

غفلت در قرآن

«غفلت» دارای مفهوم وسیع و گسترده ای است که هرگونه بی خبری از شرایط زمان و مکانی (که انسان در آن زندگی میکند) و از واقعیت های فعلی و آینده و گذشته خویش و از صفات و اعمال خود و از پیامها و آیات حق و همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی، به انسانها میدهد را شامل میشود

بی خبری از این واقعیت های نداشتن موضع گیری صحیحی در برابر آنها، خطر بزرگی برای سعادت انسانها است؛ خطری که هر لحظه ممکن است، دامان انسان را بگیرد و او را به کام نیستی فرو برد، خطری که میتواند زحمات سالیان دراز عمر انسان را در یک لحظه بر باد دهد.:

1. وَ لَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ کثیرا مِنَ الجِنَّ وِ الِانسِ لَهُم قُلُوبٌ لایفقَهُونَ بِها وَ لَهُم اَعینٌ لایبصِرُونَ بِها وَ لَهُم آذانٌ لایسمَعوُنَ بِها اُولئِک کالَانعامِ بَل هُم اَضَلُّ اُولئِک هُمُ الغافِلُونَ (اعراف179) به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دل ها (عقل ها) یی دارند که که با آن (اندیشه نمی کنند و) نمی فهمند و چشمانی که با آن نمی بینند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنها همچون چهارپاینند، بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند، (زیرا با داشتن همه گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند!
2. وَ اقتَرِبَ الوَعدُ الحَقُّ فَاِذا هِی شاخِصَهٌ اَبصارُ الَّذینَ کفَرُوا یا وَیلَنا قَد کنّا فِی غَفلَهٍ مِن هذا بَل کنّآ ظالِمینَ (انبیاء97) و وعده حق (قیامت) نزدیک می شود، در آن هنگام چشم های کافران از وحشت، از حرکت باز می ماند، (می گویند) ای وای! بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم؛ بلکه ما ستمکار بودیم!

3. وَ اصبِر نَفسَک مَعَ الَّذینَ یدعُونَ رَبَّهُم بِالغَداهِ وَ العَشی یریدُونَ وَجهَهُ وَ لاتَعدُ عَیناک عَنهُم تُریدُ زینَهَ الحَیوهِ الدُّنیا وَ لاتُطِع مَن اَغفَلنا قَلبَهُِ عَن ذِکرِنا وَ اتَّبِع هَواهُ وَ کان اَمرُهُ فُرُطا (کهف28) با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند، و تنها رضای او را می طلبند! و هرگز به خاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم، اطاعت مکن! همان ها که از هوای نفس پیروی کردند و کارهایشان افراطی است

به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دلها (عقلها) یی دارند که که با آن(اندیشه نمی کنند و) نمی فهمند و چشمانی که با آن نمی بینند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنها همچون چهارپاینند، بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند، (زیرا با داشتن همه گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند!
4. انَّ الَّذینَ لایرجُونَ لِقائَنا وَ رَضُوا بِالحَیاهِ الدُّنیا وَ اطمَاَنُّوا بِها وَ الَّذینَ هُم عَن آیاتِنا غافِلُونَ*اُولئِک مَأواهُمُ النّارُ بِما کانُوا یکسِبُونَ (یونس7و 8) آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند و آنها که از آیات ما غافلند (همه) آنها جایگاهشان آتش است، به خاطر کارهایی که انجام میدادند!
5. یعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیاهِ الدُّنیا وَ هُم عَنِ الآخِرَهِ هُم غافِلَون (روم7) آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت (و پایان کار) غافلند!
6. سَأَصرِفُ عَن آیاتِی الَّذینَ یتَکبَّرُونَ فِی الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وَ اِن یرَوا کلَّ آیهٍ لایۆمِنُوا بِها وَ اَن یرَوا سَبیلَ الرُّشدِ لایتَّخِذُوهُ سَبیلاً وَ اِن یرَوا سَبیلَ الغَی یتَّخِذُوهُ سَبیلا ذلِک بِاَنََّهُم کذَّبُو بِآیاتِنا وَ کانُوا عَنها غافِلینَ (اعراف146) به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق تکبّر می ورزند، از (ایمان به) آیات خود منصرف می سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه ای را می بینند آن را، راه خود انتخاب می کنند! (همه اینها) به خاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند!
7. فَانتَقَمنا مِنهُم فَأَغرَقناهُم فِی الیمِّ بِاَنَّهُم کذَّبُوا بِآیاتِنا وَ کانُوا عَنها غافِلینَ  (اعراف136) سرانجام از آنها انتقام گرفتیم و آنان را در دریا غرق کردیم، زیرا آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند.
8. فِاِذا رَکبُوا فِی الفُلک دَعَوُا اللهَ مُخلَصینَ لَهُ الدّینَ فَلَمّا نَجّاهُم اِلَی البِرِّ اِذاهُم یشرِکوُنَ (عنکبوت65) هنگامی که سوار بر کشتی شوند، خدا را باخلاص می خوانند (و غیر او را فراموش می کنند)؛ اما هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک می شوند!
9. وَ مَن یعشُ عَن ذِکرِ الرَّحمانِ نُقَیض لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ (زخرف36) و هر کس از یاد خدا روی گردان شود، شیطان را به سراغ او می فرستیم؛ پس همواره قرین اوست!
10. اِنَّ الَّذینَ اتَّقُوا اِذا مَسَّهُم طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکرُوا فَاِذا هُم مًبصِرُونَ (اعراف201) هنگامی که پرهیزگاران، گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می افتند (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) ناگهان بینا می گردند!
11. لَقَد کنتُ فِی غَفلَهٍ مِن هذا فَکشفنا عَنک غَطآئِک فَبَصَرُک الیومَ حَدیدٌ (ق22) به او خطاب می شود) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملاً تیزبین است!
12. وَ اَنذِرهُم یومَ الحَسرَهِ اِذا قُضِی الاَمرُ وَ هُم فِی غَفلَهٍ وَ هُم لایۆمِنُونَ (مریم 29) آنان را از روز حسرت (روز رستاخیز که برای همه مایه تأسف است) بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان می یابد و آنها در غفلتند و ایمان نمی آوردند! کافران، عامل اصلی انحراف خویش را غفلت معرفی می کنند، غفلتی آنها را به ظلم کردن به خویشتن و دیگران دعوت نموده و حتی به انبیاء الهی و کتب آسمانی ظلم و ستم روا داشتند

قرآن را بخوانیم یا بفهمیم و عمل کنیم؟!

- از نظر قرآن: وقتی قرآن را مطالعه و بررسی می کنیم می بینیم اگر چه در مواردی تاکید بر خواندن کرده است ولی در جاهای زیادی تاکید بر چگونه خواندن فرموده است، مثلا در سوره محمد ص فرموده: آیا در قرآن تدبر نمی کنند آیا بر دلهاشان قفل زده شده است؟

در ابتدای سوره بقره می فرماید: آن کتابی است که شکی در آن نیست راهنمای پرهیزگاران است. در سوره فرقان فرمود: پیامبر شکایت می کند و می گوید: پروردگارا این قوم من قرآن را رها کردند و آیات دیگر که مردم را به خواندن با تدبر و تفکر و تعقل امر فرموده و خواندن بدون فهم را و حتی فهم بدون عمل را تشبیه به الاغ با بار کتاب نموده (سوره جمعه)
- از نظر حدیث: پیامبر(ص) فرمود: بر شما باد قرآن، پس آن را رهرو و پیشوای خود قرار دهید زیرا آن سخن پروردگار جهانیان است همچنین پیامبر(ص) فرموده اند: من دو چیز گرانبها در بین شما می گذارم اگر به آن دو چنگ بزنید گمراه نمی شوید کتاب خدا و اهل بیتم (واضح است که چنگ زدن یعنی پیروی کردن نه تماشا کردن) (کنز العمال ج1 ص515) حضرت علی(ع) هم فرموده اند: آگاه باشید خیری نیست در قرائتی که در آن تدبر نباشد (بحار ج92 ص211) خدا را خدا را مبادا دیگران در عمل به قرآن از شما پیشی بگیرند (نهج البلاغه)
از عوامل پیشرفت کشورهای غیرمسلمان، اتحاد، نظم، برنامه ریزی، پژوهش، مطالعه، تلاش، وجدان کاری و... است که در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است اما مسلمانان خطوط قرآن را فقط تماشا می کنند. این درحالی است که پیامبر(ص) فرموده اند: تا موقعی قرآن می خوانی که تو را از بدی جلوگیری می کند و اگر جلوگیری نکند قرآن نمی خوانی. اگر قرائت تنها کار برد داشت بایستی مسلمانان قرآن خوان بهترین اخلاق را می داشتند! (قرآن بهار دلها- نهج البلاغه 1644)

پیامبر(ص) فرموده اند: هرکس می خواهد با خدا سخن بگوید نماز بخواند و هرکس می خواهد خدا با او سخن بگوید قرآن بخواند. بدیهی است سخن گفتن موقعی است که پیامی رد و بدل شود. دلایل عقلی، قرآنی و حدیثی کاملا لزوم فهمیدن و عمل کردن را مورد تأکید قرار داده اند و بسنده کردن به قرائت تنها مورد سرزنش و توبیخ قرار گرفته است.
تشبیه قرائت و فهم و عمل
قرائت مانند نسخه پزشک است و فهم و عمل مانند گرفتن دارو و خوردن آن. (امام خمینی چهل حدیث)
قرائت مانند پوست است و فهم و عمل مانند مغز
قرائت مانند صورت است و فهم و عمل مانند سیرت
قرائت مانند سطح است و فهم و عمل مانند عمق
قرائت مانند ظاهر است و فهم و عمل مانند باطن
قرائت مانند شاخه است و فهم و عمل مانند ریشه
قرائت مانند کمیت است و فهم و عمل مانند کیفیت
قرائت مانند طوطی وار است و فهم و عمل مانند دقت
قرائت مانند غیراستاندارد است و فهم و عمل مانند استاندارد
-سخنان بزرگان
1-
امام خمینی(ره)دراین باره گفته است: مشکلات مسلمین زیاد است لکن مشکل بزرگ مسلمین این است که قرآن کریم را کنار گذاشته اند و تحت لوای دیگران درآمده اند. باید مردم را توجه داد، گرایش داد به اسلام و قرآن... به این معنی که در مأذنه ها اذان بگویید و نماز بخوانید اکثر احکام سیاسی اسلام را اعتنا به آن ندارید و از مهجوریت بیرون نمی رود(قرآن کتاب هدایت)
2- مقام معظم رهبری هم گفته اند: حقیقت این است که ما قرآن را مهجور گذاشته ایم. درست است که قرآن را تلاوت می کنیم و به آن عشق می ورزیم. اما این کافی نیست. قرآن آمده تا مبنای زندگی انسان را بر طبق بینش الهی شکل دهد. قرآن آمده است تا جوامع ما را سعادتمند، عزیز ، مستقل و از لحاظ مادی و معنوی پیشرو قرار دهد. نقش قرآن این است. آقایان باید هر آیه ای را که می خوانید ترجمه اش را بدانید.
3- سیدقطب هم گفته است: علت پیشرفت آن روز مسلمین این بود که مسلمانان صدراسلام قبل از هر چیزی قرآنی بودند نه فیلسوف و نه فقیه و نه ادیب ولی با همان معلومات ابتدایی ولی با قلب های پاک پایبند به قرآن بوده اند. قرآن را می خواندند می فهمیدند و به آن عمل می کردند. آنها برخورد عملی تعبدی و انقلابی داشتند نقطه مثبت آنها نیز در همین بود و گرفتاری های لاعلاج و دامنه دار امروز هم در همین می باشد که چاره در همان است که در آنان بود.
4-تجربه تاریخی قرآن کریم در دو دوره تاریخی بر حق بودن خودش را نشان داد یکی در صدر اسلام که اعراب عقب مانده را از بدبختی های شرک و ظلم و جهل نجات بخشید و به عزت و سروری های مادی و معنوی رساند و حتی کشورهای پیشرفته را نیز در حد زیادی مسلمان کرد. یکی هم در این دوران که ملت ایران به پیروی از امام راحل که یک روحانی قرآن شناس بود، دست به فداکاری زد و با عمل به قرآن توانست کشور را از ذلت و بدبختی نجات دهد و به سمت قله های پیشرفت حرکت کند به علاوه این که الگوی انقلاب و استقلال دیگر کشورهای مسلمان قرار بگیرد.

علل ترجمه گریزی

علل عمومی: وقتی کسی پیشنهاد سازنده ای می دهد که مخالف عرف جامعه است (مثل ترویج ترجمه قرآن) اکثر افراد جامعه حتی خیلی از خواص مخالفت میکنند و دلایلی می آورند مانند دلایل بت پرستان.
- بعضی می گویند پدران ما قرآن را فقط قرائت می کردند پس ما هم فقط قرائت می کنیم.
- بعضی می گویند اگر فهمیدن قرآن لازم هست چرا بزرگان ما انجام نمیدهند و یا چیزی نمیگویند.
- بعضی می گویند اکثریت جامعه فقط قرائت میکنند آیا این همه اشتباه می کنند؟
- بعضی می گویند هرکار دوستانمان انجام دهند ما هم همان کار را میکنیم!
البته شاید بعضی از قاریان هم واقعاً نمی دانند و بعضی هم شاید... این در حالی است که قرآن همه این موارد را محکوم و مردود می داند چون تقلید کورکورانه است و می گوید خداوند به شما عقل داده است تا ببینید خدا و رسولش چه گفته اند و در صورت لزوم مطالعه و مشورت کنید و در آخر استقلال رای داشته باشید وگر نه با تقلید کورکورانه از دیگران مسئول خواهید بود.

علل اختصاصی:

1- برداشت غلط از کلمه قرائت و خواندن، آیا خواندن الفاظ بدون فهمیدن ارزشی دارد اگر ارزشی می داشت مسلمانان با این همه قرآن خواندن نبایستی جزو کشورهای عقب مانده و وابسته و نوکر دشمنان اسلام باشند به عنوان مثال: وقت به فرزندمان می گوییم کتابت را بخوان یعنی بخوان و بفهم، اگر خوانده باشد و نفهمیده باشد می گوییم خواندنت به درد نمی خورد و برو دوباره بخوان!
2- کوته فکری: اگر فقط کمی فکر کنیم و از خودمان سؤال کنیم آیا یک آدم عاقل ممکن است کتابی را به یک نفر بدهد و بگوید این کتاب را بدون فهمیدن بخوان! آیا ممکن است خدایی که آفریننده همه عقل هاست چنین کاری بکند؟!
3- برداشت غلط از ثواب: ما خیال میکنیم ثوابهایی که برای خواندن فلان سوره گفته شده شامل همه میشود خیر، ثواب یعنی مزد و پاداش، به یک جراح ده میلیون تومان می دهند به یک کارگر ده هزار تومان! منظور تنها خواندن آیات نیست بلکه خواندن مقدمه ای است برای فهم و درک و آن نیز به نوبه خود مقدمه ای است برای پیاده ساختن آن در زندگی فردی و اجتماعی و مسلم است که اگر مسلمانان از مفاد آیات این سوره در زندگی خود الهام بگیرند همه این پاداشها را علاوه بر نتایج دنیوی خواهد داشت.
4- یکی از کتابهایی که موجب عدم مراجعه به دیگر کتابها می شود زیرا مسئله ثواب سوره ها و نمازها و دعاها را بیان کرده است مفاتیح الجنان می باشد اگر چه کتاب مفیدی است و لیکن چون مسئله ثواب را به طور کلی بیان کرده است باعث عمل گریزی و مسئولیت گریزی مردم شده است چرا که خواننده خیال می کند با خواندن یک دعا و سوره یا نماز تمام گناهانش بخشیده می شود، دیگر نیازی نمی بیند که دنبال مطالعه، خودسازی و جامعه سازی باشد.

راهکارها
1-
رفع سوء تفاهم ها درباره قرائت واقعی، شرایط ثواب و همچنین تبیین عقاب الاعمال همراه ثواب الاعمال
2- روحانیون اگر می گویند قرآن از حدیث و شعر و خواب و تاریخ مهم تر است، در عمل سعی کنند بیشتر تفسیر بگویند.
3- در جلسات و مساجد که قرآن خوانده می شود حتماً یک نفر وارد ترجمه آیات را بخواند. اگر وقت کم است. از قرائت کم کنند، حتی شبهای ماه مبارک رمضان اصرار نداشته باشند که حتماً یک جزء خوانده شود (کیفیت را فدای کمیت نکنند.)1
4- باید ترجمه خوان ها آن قدر مورد تشویق قرار گیرند که وقتی مسابقات قرائت و مفاهیم برگزار می گردد تعداد مفاهیم بیشتر باشد.
5- تبلیغ شود همه خانواده های قرآن خوان یک تفسیر مناسب در حد خودشان داشته باشند به عنوان مثال (آسان- نور) (متوسط- نمونه) (سطح بالا- المیزان) و یا تفسیرهای موضوعی و یا جنسیتی و یا رشته های علمی.
6- در هدیه دادن، تفسیر هدیه بدهیم.
7- به جای تشویق به مفاتیح الجنان به مفاتیح نوین که شرایط دعا را به طور مفصل نوشته است و به مفاتیح الحیات که ثواب های اجتماعی را نوشته است ارجاع دهیم. امام رضا(ع) فرمودند: من قرآن را در سه روز ختم میکنم اگر بخواهم میتوانم زودتر ختم کنم و لیکن میخواهم در آن دقت و تدبر کنم.

اهمیت تدبر در قرآن

تنها تلاوت ظاهری قرآن مورد توجه و عنایت ذات احدیت و رسول مکرمش نیست و به مسلمان و غیرمسلمان سفارش شده است که در آیات آن تدبر کنند و راه رستگاری را برگزینند لیدبروا آیاته. رسول خدا(ص) می فرماید قرآن ظاهرش زیبا و باطنش ژرف است. ای مردم در دنیایی به سر می برید که زمان به سرعت برق می گذرد و شب و روز هر تازه ای را کهنه و هر دوری را نزدیک می کند و شما را به وعده گاهتان میبرد، پس هرگاه فتنه ها چونان شب تار شما را فرا گرفت، به قرآن تمسک جویید، چه قرآن شفات کننده ای مقبول است و شاهدی راستین، هر کس آن را پیشوای خویش گیرد، به فردوس برین هدایت شود، و هر کس آن را رها سازد، به آتش دوزخ فرو افتد

قرآن راهنمایی است که انسان را به بهترین راه دلالت میکند. ظاهرش پندآمیز است و باطنش علم شگفت انگیز، عجایب احکامش با گذشت زمان پایان نیابد؛ و غرایب اسرارش در اثر کثرت تلاوت کهنگی نپذیرد. قرآن ریسمان استوار خدا و راه راست اوست. هرکس طبق فرامین آن لب به سخن گشاید، راستگو بود؛ هرکس بنا بر احکام آن حکم کند، دادگستر باشد و هرکس دستورات آن را به کار بندد رستگاری یابد (ارشادالقلوب دیلمی ج1ص79)

صدیقه کبری حضرت زهرا(س) که خود همیشه شاهد نزول قرآن بوده و پرورش یافته در خانه وحی و نبوت است و خداوند او را کوثر نامیده است؛ بزرگترین مرجع و راهنمای مسلمانان را کتاب خدا می داند: کفیل سعادت و زعیم شما قرآنست. شما را به رضوان و به نجات می رساند... شئون دینی و اصول و فروع احکام تمام در این قرآن مجید است (بندگی راز آفرینش ص314)

مولی الموحدین علی(ع) : بر شما باد عمل کردن به قرآن که ریسمان محکم الهی و نور آشکار و درمانی سودمند است که تشنگی را فرونشاند، نگه دارنده کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهنده آن کسی است که به آن چنگ آویزد، کجی ندارد تا راست شود و گرایش به باطل ندارد تا از آن بازگرداننده شود، و تکرار و شنیدن پیاپی آیات، کهنه اش نمی سازد و گوش از شنیدن آن خسته نشود. کسی که با قرآن سخن بگوید راست گفته و هر کس که به آن عمل کند پیشتاز است (نهج البلاغه خ156).

هرکس به تعلیم و تربیت قرآنی خو پذیرد و بدان حبل متین الهی چنگ ارادت در زند، حق از باطل، رشد از غی، نور از ظلمت، ایمان از کفر، خیر از شر، عدل از ظلم، هدایت از ضلالت و عزت از ذلت نیک باز شناسد؛ آنگاه از لطف و عنایت پروردگاری بهره ور گشته به نیک بختی دو جهانی نائل آید (اعجاز قرآن ص6).

دکتر گوستاولوبون مستشرق فرانسوی در کتاب «جهان تمدن اسلام و عرب» پایان تمامی جنگ ها و نزاعهای بین ملتها و عاری شدن جهان از بمبهای هسته ای را در پناه بردن به قرآن می داند: قرآن یک قانون دینی و سیاسی و اجتماعی است، و احکام آن از قرنها پیش نافذ بوده و مسلمانان هم همیشه برادر یکدیگر بوده اند زیرا همه آنان یک خدا را عبادت می کنند، و همه بر یک شریعت می باشند

اگر به بشریت فرصت دهند که قرآن را از پایگاه اصلیش که در راهنمایی اجتماعات دارد دور نسازد ما انسانها دیگر بوی باروت را که امروز از همه نقاط عالم برمی خیزد و غبار آزمایش های اتمی که فضای شهرها و بیابانهای ما را پر کرده و به هلاکت و نابودی تهدید می نماید استشمام نخواهیم کرد و کشمکشهای ملل را در هر گوشه و کنار جهان نخواهیم دید و صدای رعب آور موشکهایی را که گوش جهانیان را می خراشد و نیستی اقویا و ضعفا را یکسان اعلام می کند نخواهیم شنید.

این دانشمند فرانسوی، تحقق تمامی آرزوهای ملل جهان علی الخصوص انقلابیون و آزادیخواهان را در زیر سایه قرآن میبیند که قوانین و احکامش با آرامش در زندگی انسان هماهنگ است: اگر به بشریت فرصت داده شود که به قرآن راه پیدا کند و خود را به رشته محکم آن پیوند دهد و راه و رسم جاهلیت را کنار بگذارد خواهیم دید که آرزوهای ملل جهان و هدفهای انقلابیون امت ها و خواستهای تشکیلات و موسسات حکومتی تماما همان است که قرآن به آنها واقعیت میدهد، در هر زمینه ای از زمینه های زندگی باشد چه فردی و چه اجتماعی، زیرا این قرآن است که سایه خود را بر همه مردم می افکند و همه را به هدایت عالی خود جذب می کند و راه و روش آن قابل پیروی است و قوانین و احکامش با زندگی هماهنگ است (آشنایی با علوم قرآنی ص77)
رهبر فرزانه در دیدار با قاریان فرمودند: دلهای ما باید قرآنی بشود. جان ما باید با قرآن انس بگیرد. اگر بتوانیم با قرآن انس بگیریم، معارف قرآن در دل و جان خودمان نفوذ بدهیم، زندگی ما و جامعه ما قرآنی خواهد شد؛ احتیاج به فعالیت و فشار و سیاست گذاری ندارد. اصل این است که دلمان، جانمان و معرفتمان حقیقتا قرآنی باشد... هر باری که شما با قرآن نشست و برخاست کنید، یک پرده از پرده های جهالت شما برداشته می شود؛ یک چشمه از چشمه های نورانیت در دل شما گشایش پیدا می کند و جاری می شود. انس با قرآن مجالست با قرآن تفهم قرآن، تدبر در قرآن، اینها لازم است.

ضرورت شناخت قرآن به عنوان منبع اصلی و اساس دین

شناخت قرآن، برای هر فرد عالم به عنوان یک فرد عالم، و برای هر فرد مؤمن، امری ضروری و واجب است. اما برای یک عالم انسان شناس و جامعه شناس، شناخت قرآن از آن جهت ضروری است که این کتاب در تکوین سرنوشت جوامع اسلامی و بلکه در تکوین سرنوشت بشریت موثر است. نگاهی به تاریخ این نکته را روشن می کند که عملا هیچ کتابی به اندازه قرآن بر روی جوامع بشری و بر زندگی انسان ها تاثیر نگذاشته است

و به همین جهت است که قرآن خود به خود وارد حوزه بحث جامعه شناسی می شود و جزء موضوعات مورد بررسی این علم قرار می گیرد. معنای این سخن این است که بررسی و تحقیق پیرامون تاریخ جهان در این 14 قرن عموما و شناختن جوامع اسلامی خصوصا، بدون شناخت قرآن میسر نیست. و اما ضروری بودن شناخت قرآن برای یک مؤمن مسلمان از آن جهت است که منبع اصلی و اساسی دین و ایمان و اندیشه یک مسلمان و آنچه که به زندگی او حرارت و معنی و حرمت و روح می دهد قرآن است.

تدبر در قرآن افلا یتدبرون القرآن؟ ام علی قلوبهم اغفالها محمد42؛ تهذیب من قرآن من است. مگر شک داریم که قرآن یزکیهم اصلا قرآن تهذیب می کند. اساساً اگر قرآن مرا تهذیب نکند، حرف چه کسی می خواهد من را تهذیب کند؟ مگر قرآن نور نیست؟ و همه چیز در قرآن است. قرآن و فکر، قرآن و چشم، قرآن و غذا، چه قدر آیه. به قصد حقوق قرآن را نگاه کنید. به قصد مدیریت نگاه کنید. به نحوی باشد که با قرآن حرف بزنیم، آن وقت نسبت های قرآن چه قدر مهم است! مثلا می خواهید اسرار نماز بگویید. بهترین اسرار نماز در خود قرآن در چهار تا آیه است.

نماز شکر منعم است فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و امنهم من خوف ]قریش4[ به چه دلیل نماز شکر منعم است؟ ربکم الذی خلقکم و الذی من قبلکم ]بقره21[ فایده دوم نماز تنهی عن الفحشاء و المنکر ]عنکبوت54[ فایده سوم نماز: أقم الصلاه لذکری طه14 ذکر چه فایده ای دارد؟ بذکر الله تطمئن القلوب ]رعد28[ اطمینان چه فایده ای دارد؟ یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی...]فجر27 و 82[ قدم به قدم. اقم اصلاه لذکری به ذکر تطمئن، به اطمینان، ارجعی الی ربک. یک پرواز است. آیات قرآن را پهلوی هم بچسبانید چه چیزی از آن درمی آید! بچه را به مسجد ببرید. چرا؟ چون قرآن می گوید: مسجد می روید زینت ببرید؛ خذوا زینتکم عند کل مسجد ]اعراف 13.[ زینت چیست؟ المال و البنون زینه الحیاه الدنیا کهف64 ثروت و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند.[ محسن قرائتی

اهمیت تفکر و تدبر موانع اساسی در فهم حقایق قرآنی

شرایط درک و فهم قرآن از نظر خداوند، فهم و درک قرآن به این معنا تنها برای اهل تقوا و متقین میسر است؛ زیرا کسانی که از تقوای عقلانی و فطرت سالم برخوردار باشند، از جنبه هدایتی فهم قرآن بهره مند میشوند (بقره2) در این صورت است که زمینه برای ایمان آوری و عمل به آموزه های وحیانی در شخص فراهم می آید. البته از نظر خداوند، قرآن دارای بطونی است که هر چه طهارت و تقوا در شخص افزایش یابد و از تقوا و طهارت ظاهری و عقلانی به طهارت و تقوای باطنی فراتر رود، قدرت درک و فهم و بهره مندی های هدایتی شخص از قرآن نیز افزایش می یابد.

نشانه های بی تقوایی را می بایست در اموری چون کفر (اسراء45 و 46)، غفلت و فراموشی از عواقب اعمال بد و زشت (کهف57) و روحیه ستمگری و ظلم و ستم (همان) جست و جو کرد؛ زیرا چنین اشخاصی، بر دستگاه های ادراکی خود چون قلب، مهر می نهند و اجازه نمی دهند تا قلب چون آینه ای، حقایق هستی را نمایش دهد. کسی که به کارهای زشت و ضدعقلانی و بی تقوایی روی می آورد، بر قلب وی به سبب گناهان و زشت کاری ها و بدکاری ها، زنگار می نشیند و قلبش تیره و تار می شود (مطففین13 تا15)

خداوند در آیاتی از جمله 7 لقمان و 44 فصلت، به روحیه استکباری برخی از انسانها اشاره میکند که این بی تقوایی، عاملی مهم در محرومیت انسان از ابزارهای شناختی و از کار افتادن گوش ها و قوه شنوایی انسان می شود. همین بی تقوایی هاست که پرده ها را بر قلب می افکند و حجاب های قلبی اجازه نمی دهد تا حقایق هستی از جمله حقایق قرآنی برای شخص، قابل فهم و درک شود. (انعام25)

از این رو خداوند بهره مندی کامل از قرآن را به طهارت کامل و عصمت مقید می کند و در آیات 77 و 79 واقعه مس کتاب و قرآن را تنها برای مطهرون دارای عصمت و طهارت کامل اثبات می کند. مقصود از مس قرآن، علم و درک آن است و مراد از مطهرون کسانی هستند که از پلیدی گناهان توسط خداوند پاک و منزه شده اند و این معنای از تطهیر با معنای مس که همان علم است مناسب می باشد، نه طهارت از خبث و حدث که طهارت ظاهری است. (المیزان ج19، ص137)

خداوند در آیه 7 آل عمران و 19 رعد، درک حقایق قرآن و آگاهی نسبت به محکمات و متشابهات آن را خاص اولوالالباب میداند. این بدان معناست که صاحبان خرد کسانی هستند که اهل عصمت و طهارت باطنی کامل می باشند و از تقوای کامل بهره مند شده اند. از این جاست که ارتباط علم و تقوا به خوبی دانسته می شود، چنان که خداوند در آیه282 بقره می فرماید: اتقوا الله و یعلمکم الله، تقوا پیشه گیرید و خداوند به شما می آموزد

در آیات دیگر از جمله 2 و 4 طلاق و 29 انفال، ارتباط تنگاتنگ تقوا با آسانی، فهم و فرقان و مانند آن بیان شده است. این بدان معناست که طهارت باطنی یعنی تقوا، نقش کلیدی در همه ابعاد زندگی بشر از جمله جدایی حق از باطل، فهم و درک حقایق هستی و آسانی کارها و حل مشکلات دارد.

روش شناسی فهم قرآن   بطور کلی در بررسی و مطالعه هر کتابی سه نوع شناخت ضروریست که اولین آنها شناخت سندی یا انتسابی است. کوچک ترین تردیدی نیست که آورنده همه این آیات موجود حضرت محمدبن عبدالله(ص) است، که آنها را به عنوان معجزه و کلام الهی آورد، و احدی نمی تواند ادعا کند و یا احتمال بدهد که نسخه دیگری از قرآن وجود داشته و یا دارد. هیچ مستشرقی هم در دنیا پیدا نشده که قرآن شناسی را بخواهد از اینجا شروع کند که بگوید باید به سراغ نسخه های قدیمی قدیمی ترین نسخه های قرآن برویم و ببینیم در آنها چه چیزی هست و چه چیزهایی نیست.

جایگاه و قلمرو تفکر

تفکر از واژگانی است که از آن ارتباط انسان با خودش فهمیده می شود. گرچه تفکر خود، صفت اخلاقی نیست، اما قرآن تفکر را ابزار رسیدن به کمالات معرفی می کند که با دست یازی به آن می توان بخشی از پله های ترقی و تکامل را طی کرد.
مفهوم تفکر نیروی راهگشای علم به سوی معلوم را فکر گویند و تفکر جولان و تحرک آن قوه است به حسب نظر عقل و این قدرتی است که تنها انسان ها دارند نه حیوانات

تفکر تنها در مورد چیزی ممکن است که بتوان صورتی از آن را در ذهن ایجاد کرد. بنابراین تفکر در ذات خود ممکن نیست. (مفردات راغب، ص398) لازم به ذکر است که دو مفهوم تدبر و تفکر، با وجود مراتب معنایی، اختلاف ظریف و دقیقی در معنا با یکدیگر دارند. به اندیشه قلب با توجه به عواقب کار، تدبر گفته می شود، در حالی که تفکر اندیشه ای است که با نظر به دلایل انجام می گیرد.

منزلت تفکر در قرآن
در قرآن کریم آیات زیادی به تفکر و تدبر اختصاص یافته است. فکر، کلید نور و سرآغاز بینش است. در قرآن کریم هفده بار به ارزش تفکر اشاره شده و در چند آیه نیز به صراحت به تفکر و ارزش آن سفارش شده است. در سوره سبا آیه 46 می فرماید: بگو فقط شما را به یک نکته پند می دهم و آن این است که دو نفره و یک نفره به کار خداوند برخیزید و سپس اندیشه کنید. برای مثال به تفکر در آیات و نشانه های الهی توصیه کرده که موجب شناخت خداوند و سرانجام تکامل انسان میشود
قل انما اعظکم بواحده... ثم تفکروا شایان ذکر است که این دعوت به تفکر گاهی با تعبیر انظروا و مشتقات آن آمده و زمانی نیز از ماده «فکر» استفاده شده است.

ابعاد تفکر
قرآن کریم نهایت رسیدن به سعادت و کمال و رهایی از انحطاط و سقوط را مرهون تفکر و تعقل دانسته است.
1- تفکر در آفاق وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا آل عمران191 : در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند که پروردگارا! این را بیهوده نیافریده ای. آیات دیگر مربوط به آفاق، شامل خلقت، زنده شدن زمین در بهار، گستردگی زمین و برافراشته شدن کوهها و روییدن گیاهان زوج در آن، چگونگی طعام، حیوانات و مسطح بودن زمین است.
2- اندیشیدن در آیات انفس أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ روم 8 ؛ آیا در دلهای خویش نیندیشیده اند که خداوند آسمان ها و زمین را و آنچه مابین آنها است جز به حق و سرآمدی معین نیافریده است.
3- فکر کردن در آیات خدا …. کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ یونس 24 : بدین سان آیات (خود) را برای اندیشه ورزان روشن و شیوا بیان می داریم.
4- تفکر در قرآن أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا نساء82 : آیا در معانی قرآن نمی اندیشید؟ و اگر این قرآن از نزد کسی غیر از خدا بود، در آن اختلاف بسیار می یافتند. در بعضی آیات مانند کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ص29، هدف نزول قرآن را تدبر و اندیشه در آن ذکر میکند: کتابی است مبارک که آن را بر تو فرو فرستادیم، تا در آیات آن اندیشه کنند و خردمندان از آن پند گیرند.
5- تدبر در مخلوقات أَوَلَمْ یَنظُرُواْ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَیْءٍ  اعراف185 : آیا در ملکوت آسمان ها و زمین و آنچه خدا آفریده، ننگریسته اند...
6- تفکر در تاریخ و قصه های گذشتگان قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانْظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذَّبِینَ آل عمران 137 : پیش از شما سنتهایی بوده و گذشته است، پس در زمین سیر و سفر کنید و سرانجام منکران را بنگرید که چگونه است. مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ اعراف176 :... پس بر ایشان این پند و داستان را بخوان، باشد که اندیشه کنند.
7-اندیشه کردن در مثل های قرآن  َتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ حشر 21 : اگر این قرآن را بر کوهی فرو فرستاده بودیم، بی شک آن را از ترس خداوند خاکسار و فرو پاشیده می دیدی، این مثل ها را برای مردم می زنیم باشد که اندیشه کنند. سفارش به تدبر در مثل های قرآن از این جهت است که آنها توضیح دهنده و تبیین گر آیات هستند. به طور کلی مثال در بیان و تفهیم مقصود بسیار مؤثر است همین مثال اخیر برای عظمت قرآن بیان شده گویاترین و مؤثرترین بیان است و نمی توان توضیح دیگری به این شیوایی و زیبایی جایگزین آن کرد.

آری قرآن بحری عمیق و ژرف است که با تفکر و غور در اعماقش، گنجهای ارزشمندی به دست خواهد آمد. در طول تاریخ اسلام، مسلمانان اعم از شیعه و سنی حدود 1500 دوره تفسیر قرآن نگاشته اند که هر تفسیری نسبت به تفسیر پیش از خود به معارف نویی دست یافته است و چون چشمه جوشانی است که انسان ها به اقتضای زمان و مکان و به فراخور اندیشه و دانش شان از آن بهره مند می شوند

با گذشت زمان و توسعه علمی، تلاش های گسترده ای که در تفسیر و تبیین معارف قرآن انجام می گیرد، آموزه های زلال و ارزشمند جدیدی را به دست می دهد. اساساً رونق قرآن در جهان به پیشرفت های علمی و اندیشه های شگرف و توسعه آنها بستگی دارد، برخلاف بعضی از مکاتب و مذاهب که موجودیتشان به جهل مردم بستگی دارد.

فراخوانی قرآن به عقل و استدلال
قرآن در بیش از سیصد آیه، جامعه‌ی‌ انسانی را به تعقل، تفکر و تدبّر فرا می‌خواند؛ بلکه در مواضع زیادی از قرآن، استدلال و برهان به چشم می‌خورد. برای نمونه، قرآن غنای خداوند و اتکای هر موجود نیازمند به خدای بی نیاز را با استدلال بیان می‌کند: إن تکفروا أَنتم و من فی الأَرض جمیعاً فإنّ الله لغنیّ حمید. تأمل شایسته در آیه‌ی‌ مزبور، استدلالی بودن محتوای آن را نشان می‌دهد؛ زیرا آیه می‌فرماید: خدای سبحان، نظام آفرینش را به ایمان دعوت کرده است و این دعوت برای رفع نیاز از او نیست؛ زیرا او غنی مطلق است.

آفات عقل
عقل که یکی از مواهب الهی به انسان و حجت باطنی به حساب می آید از چه آفات و آسیب هایی برخوردار می شود؟ عقل و یا قوه عاقله در آموزه های وحیانی یکی از منابع شناخت و حجت باطنی انسان به حساب می آید.
1-هوای نفس
مهم ترین آفت عقل، هوای نفس است که اگر بر سرنوشت انسان حاکم شود، دیگر چیزی از ارزش های الهی و انسانی را برای او باقی نمی گذارد و انسان را به سوی ارزش های حیوانی و شیطانی سوق می دهد.
2-تکبر
تکبر و غرور به عنوان یک صفت رذیله و اخلاق سیئه از جنود جهل تلقی می شود و در صورت غلبه این صفت در افکار و رفتار انسان، کارکرد عقل از بین می رود و فرد در دامهای شیطانی غوطه ور و غرق خواهد شد.
3-خودپسندی
صفت خودپسندی، یکی از رذایل اخلاقی و از جنود جهل به شمار می آید. چرا که اگر کسی خودپسند و خود شیفته گردید، دیگر خدا را نمی بیند و به طور طبیعی در مسیر اوامر و نواهی او حرکت نمی کند. بنابراین عقل انسان که دعوت به خدا می کند با صفت خودپسندی که دعوت به نفس می کند در تضاد قرار گرفته و کارکرد واقعی خود را از دست می دهد.
4-لجاجت و خیره سری
در حکمت های منسوب به امام علی(ع) آمده است: «عمل کردن انسان به چیزی که می داند درست نیست، هوس است، و هوس، آسیب خودداری (از حرام و خواهش از مردم) است، و عمل نکردن به آنچه می داند درست است، سستی است، و سستی، آسیب دین است، و پرداختنش به کاری که نمی داند درست است یا نادرست، خیره سری است، و خیره سری، آسیب خرد است. (شرح نهج البلاغه، ج20، ص259)

از هفتاد سال عبادت بهتر است؟ تفکر ساعته خیر من عباده سبعین سنه و قرآن ما را به مکررا به فکر کردن دعوت کرده و در احادیث، فراوان سفارش شده.

قال علی ع: 1- الفکر تغید الحکمه فکر کردن، فایده اش رسیدن به حکمت و آشنا شدن به حقایق امور است. 2- الفکر جلاء العقل، فکر کردن مایه صیقل دادن و روشن نمودن عقل است. 3- اندیشه کردن در کار خیر و نیکو، انسان را به سوی عمل کردن به کارهای خیر دعوت می کند. 4- اصل و اساس عقل، فکر کردن است و نتیجه اش سلامتی و ایمن بودن از خطرات می باشد. 5 - من تفکر ابصر  هر کس اندیشه کند، برای او بینایی و آگاهی حاصل شود. 6- یک ساعت فکر کردن، از یک عبادت طولانی که بدون فکر و اندیشه باشد بهتر است. 7- اندیشه کردن در غیر سخنان و کارهای حکمت آمیز، پیروی از هوای نفس است. (میزان الحکمه، جلد7، صفحات 538 الی 544)

دلیل سستی و کسالت در دین

یکی از مهم‌ترین دلایل کسالت و بی‌رغبتی نسبت به آموزه‌های دینی و عمل نکردن به تکالیف و واجبات دین فقدان تفکر و اندیشیدن است. اکثر ما اهل تفکر و اندیشیدن درباره خودمان نیستیم. آنها که در مسیر عقل حرکت می‌کنند و اهل سیر و سلوک به سوی الله هستند یک قسمت از ساعات شبانه‌روز خود را به تفکر و اندیشیدن اختصاص می‌دهند درباره گذشته و آینده عمرشان می‌اندیشند و آن را با موازین دین و شریعت می‌سنجند و این را افضل عبادات می‌دانند که فرموده‌اند: «عبادت آن نیست که انسان نماز و روزه زیاد انجام بدهد، بلکه عبادت تفکر زیاد در مورد خداوند بلند مرتبه است (کافی، ج2، ص55)

آری انسان که سرآمد همه مخلوقات است خاصیتش همان به کار انداختن نیروی شگرف عقل است و اندیشیدن در اینکه راستی من که هستم؟ و از کجا آمده‌ام؟ آورنده من که بوده و برای چه مرا آورده و کجا خواهد برد؟ در گذشته عمرم چه کرده‌ام و در آینده عمرم چه خواهم کرد؟ ولی متأسفانه ما عادت به تفکر نکرده‌ایم، اگر ساعتی هم فراغت فکری پیدا کنیم وحشت‌زده می‌شویم و می‌خواهیم خود را به کاری مشغول کنیم.

بنابراین کسانی که در عمل به آموزه‌های دینی سستی و کسالت دارند یکی از مهم‌ترین دلایل آن پشتوانه معرفتی و شناخت است که با عدم تفکر و نیندیشیدن در اوامر و نواهی دین شناخت و معرفت لازم را کسب نمی‌کنند و در نتیجه هنگام عمل کردن به واجبات و ترک محرمات، حلاوت و لذت لازم را نمی‌برند و با شوق و رغبت به آموزه‌ها و تعالیم دینی خود عمل نمی‌کنند.

امام خمینی(س)، ضمن دعوت به بهره‌گیری از معارف بلند قرآن، به تفکر و تأمل در آن توصیه کرده، می‌فرماید: "بدان، همان‌طور که از برای کتاب تدوین الهی به اعتباری هفت بطن هست و به توجیه دیگر، هفتاد بطن که جز خدا و پایداران در علم، کسی را از آن بطون آگاهی نیست و آن معانی را حس نمی‌کنند، مگر کسانی که از حدث‌های معنوی و اخلاق پست و بد، پاک و پاکیزه بوده و با فضایل علمی و عملی آراسته باشند و هر کس به هر مقدار که منزه‌تر و مقدس‌تر است، تجلی قرآن بر او بیشتر و خط و نصیبش از حقایق قرآن فراوان‌تر خواهد بود....

پس ای مسکین کتاب پروردگارت را قرائت کن و بالا برو و آن را با تفکر و تأمل بخوان و در قشر و ظاهر آن متوقف نباش و خیال مکن که کتاب آسمانی و قرآن نازل شده ربانی به جز این قشر و صورت نیست، چه آنکه بر صورت توقف کردن و در عالم ظاهر معتکف شدن و به مغز و باطن تجاوز نکردن، مرگ است و هلاکت".‏ ایشان در ادامه می‌فرمایند: "عارف کامل، کسی است که ظاهر و باطن کتاب را قرائت کند و در صورت و معنایش و تفسیر و تأویلش تدبر نماید که ظاهر بدون باطن و صورت بدون معنا، مانند پیکری است بدون روح و دنیایی است بدون آخرت.

همان گونه که باطن را به جز از رهگذری ظاهر نمی‌توان به دست آورد، زیرا دنیا کشتزار آخرت است. پس کسی که فقط ظاهر را بگیرد و در همان جا بایستد تقصیر کرده و خود را معطل نموده است و آیات و روایات بسیاری نیز بر رد آن است که دلالت دارد بر اینکه تدبیر در آیات‌الله و تفکر در کتاب الهی و کلماتش را نیکو پیش گیرد، بدون آنکه به ظاهر نگاه کند، خودش از صراط مستقیم گمراه و دیگران را نیز گمراه خواهد نمود و کسی که ظاهر را برای وصول به حقایق بگیرد و نگاهش به آیینه برای دیدن جمال محبوب باشد، اوست که راه مستقیم را پیموده و قرآن را همچنان که شاید تلاوت نموده و از آنان که از ذکر رب اعراض کرده‌اند، نخواهد بود و خداست که به حقیقت کتابش داناست".‏

تفکر، تأمل و تعقل در آیات الهی چنان مورد تأکید حضرت امام است که ایشان تفکر در قرآن را جزء آداب مهم تلاوت آن برمی‌شمارد. "و دیگر از آداب مهمه آن تفکر است و مقصود از تفکر آن است که از آیات شریفه جستجوی مقصد و مقصود کند و چون مقصد قرآن، چنانچه خود آن صحیفه نورانیه فرماید، هدایت به سبل سلامت است و اخراج از همه مراتب ظلمات است به عالم نور و هدایت به طریق مستقیم. باید انسان به تفکر آیات شریفه، مراتب سلامت را از مرتبه دانیه آن که راجع به قوای ملکیه است تا منتهی‌النهایه آن که حقیقت قلب سلیم است به تفسیری که از اهل بیت(ع) وارد شده که ملاقات کند حق را در صورتی که غیر حق در آن نباشد".‏
تفکر و به کارگیری عقل در تلاوت قرآن چنان مورد توجه حضرت امام (س) است که نیل به مقام متقین و مقامات بالاتر را از نتایج آن می‌داند. "معلوم است کسی که تفکر و تدبر در معانی قرآن کرد، در قلب او اثر کند و کم کم به مقام متقین رسد". و در جایی دیگر می‌فرماید: "در قرآن کریم، این سرچشمه فیض الهی تدبر کن ، هر چند صرف خواندن آن که نامة محبوب است، به شنوده محبوب ،آثاری دلپذیر دارد. لکن تدبر در آن انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدایت می‌کند".



نظرات  (۴)

  • احمد فلاح
  • با سلام و احترام

    اینجانب احمد فلاح دانشجوی روان شناسی دانشگاه علامه با اجازه شما از مطالبتون برای پایان نامه استفاده می نمایم

    اگر اجازه می فرمایید لطفا اعلام بفرمایید

    اجرتان با حق و با تشکر- فلاح

    پاسخ:
    خواهش می کنم

    التماس دعا
    سلام. من می تونم از مطالبتون کپی بگیرم؟
    باسلام وعرض تشکر از زحمت شما
    میخاستم ببینم میتونم ازمطالبتون براتحقیقم استفاده کنم یاباید با ذکر منبع (وبلاگتون)باشه؟؟؟
    سلام وارادت وعرض تشکرازمطالب جامع شما،ضمن اینکه درخواست استفاده ازبخشی ازمطالب این مقاله رودارم،جسارتا باتوجه به محدودیت فرصت شمادرسرکشی به مطالب ،پیشنهاددارم شرایط استفاده ازمتون(مثلاقیدوبلاگ یاآدرس دهی یا...)رابیان فرماییدتاشرایط استفاده اززحمات پربرکت شماسهل ترباشد.متشکروالتماس دعا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">