تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

نام های معاد و قیامت


برزخ چیست؟ ویژگی های عالم برزخ . برزخ و ارواح سه گانه

دلایل معاد. زنده شدن گیاهان، اصحاب کهف

رجعت . مرگ. اعراف چیست؟

قضای الهی، تقدیرات الهی. محو و اثبات. الخیر فی ما وقع. شانس. رزق روزی

«روح» در آیات قرآن . جن در قرآن

بهشت و دوزخ ، تجسم اعمال انسان . اوصاف بهشتیان

تصویرگری در قرآن از قیامت. ۸ دوربین مدار بسته خدا

عالم ذر کجاست . پوچ گرائئ . پل صراط . خوردنی های دوزخیان

                    کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

جن در قرآن                                      بسم الله الرحمن الرحیم


 1- جن بکسر اول خلاف انس، موجودى است مکلف، باشعور، نادیده و مورد خطاب خداوند و پروردگار عالم در حق انس ‍ و جن مى فرماید:

سنفرغ لکم ایها الثقلان

که هر دو به علت مکلف و مورد خطاب بودن، ثقلان؛

یعنى دو موجود باارزش ‍ زمین نامیده شده اند باید به وجود ( جن ) معتقد باشیم

زیرا قرآن مجید و روایات قطعیه از آن خبر داده است انکار وجود جن، کفر است چنانکه انکار وجود ملائکه، کفر است

جن، موجود غیر مادى و از جنس ما نیست ولى بنا به صراحت آیات قرآن، در اکثر احوال، همطراز و هم عرض انسان است


2- جن و انس، هر دو موجود پرارزش (ثقلان) روى زمین مى باشند

1- تامل در آیات رحمن این مطلب را روشنتر مى کند

خداوند 31 بار، خطاب به انس و جن نموده فباى الاء ربکما تکذبان اى انس و جن! کدامیک از نعمتهاى پروردگارتان را تکذیب مى کنید و از همان سوره آشکار مى شود که نعمتهای دنیا و آخرت براى هر دوى آنها مى باشد

و یک سوره در قرآن مجید به نام (جن) است که مطالب زیادى در آن راجع به جن آمده است

2- جن از آتش (انرژى) آفریده شده چنانکه انسان از خاک مى باشد

خلق الانسان من صلصال کالفخار و خلق الجان من مارج من نار

انسان را از گل خشکیده‏اى سفال مانند آفرید و جن را از تشعشعى از آتش خلق کرد . رحمن 14و15


3- جن مانند انسان مکلف به اعمال است

3- و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون نیافریدیم جن و انسان را مگر اینکه پرستش کنند

4- براى جن و انس از جنس خودشان پیامبرانى مبعوث شده اند، چنانکه در روز قیامت؛ خداوند به انس و جن در مقام ملامت خواهد گفت : یا معشر الجن و الانس الم یاءتکم رسل منکم یقصون علیکم ایاتى و ینذرونکم لقاء یومکم هذا این گروه جن و انس! آیا براى هدایت شما از جنس خودتان رسولانى نیامدند که آیات مرا براى شما بخوانند و شما را از مواجه شدن با این روز سخت بترسانند

و در آیات 29-32 از احقاف و اذ صرفنا الیک نفرا من الجن یستمعون القرآن و چون تنى چند از جن را به سوى تو روانه کردیم که قرآن را بشنوند پس چون بر آن حاضر شدند [به یکدیگر] گفتند گوش فرا دهید و چون به انجام رسید هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند معلوم مى شود که به عمل به قرآن و اسلام نیز مکلف بوده اند روایات اهل بیت ع نیز شاهد این مطلب مى باشند


4- جن و انس هر دو نیکوکار و گناهکار دارند


5- جن و انس هر دو نیکوکار و گناهکار دارند و گناهکارانشان اهل دوزخ مى باشند چنانچه خداوند مى فرماید و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لایفقهون بها... اولئک هم الغافلون و در حقیقت بسیارى از جنیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‏ایم [چرا که] دلهایى دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمى‏کنند و چشمانى دارند که با آنها نمى‏بینند و گوشهایى دارند که با آنها نمى‏شنوند آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‏ترند [آرى] آنها همان غافل‏ماندگانند


و نظیر آیات فوق است لاملئن جهنم من الجنة و الناس اجمعین ولکن حق القول منى لاملئن جهنم من الجنة و الناس اجمعین (سجده13) و اگر مى‏خواستیم حتما به هر کسى [از روى جبر] هدایتش را مى‏دادیم لیکن سخن من محقق گردیده که هر آینه جهنم را از همه جنیان و آدمیان خواهم آکند


و خداوند در سوره جن از قول خود آنها نقل فرموده که گفته اند: و انا لما سمعنا الهدى امنا به فمن یومن بربه فلایخاف بخسا و لارهقا و انا منا المسلمون و منا القاسطون فمن اسلم فاولئک تحروا رشدا و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا


و ما چون آیان قرآن را گوش فرا دادیم ، برخى هدایت یافته ایمان آوردیم و هر کس به خداى خود ایمان آورد، دیگر از نقصان خیر و ثواب و از احاطه رنج و عذاب، بر خود هیچ نترسد و از ما جنیان هم (چون آدمیان) بعضى مسلمان (و بى آزار) و برخى کافر و ستمکارند و آنانکه اسلام آوردند براستى به راه رشد و ثواب، شتافتند و اما ستمکاران هیزم بر آتش گردیدند


5- جن مانند انسانها مى میرند


6- جن مانند انسانها مى میرند و از بین مى روند و گروهى جاى گروهى را مى گیرند چنانکه خداوند مى فرماید: حق علیهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس انهم کانوا خاسرین و چون امتانى از جن و انس که در گذشتند، سخت زبون و زیانکار شدند و آنچه از عقب دارند (از نعمت و لذت ابدى آخرت) فراموش و غافلشان کنند و وعده الهى بر آنها حتم و لازم گردید


کلمه (قد خلت) مبین آن است که امتهایى از جن مانند امتهاى انس، از بین رفته اند و در اعراف مى فرماید: قال ادخلوا فى امم قد خلت من قبلکم من الجن و الانس فى النار در میان امتهایى از جن و انس که پیش از شما بوده‏اند داخل آتش شوید


6- جن در قرآن


7- درباره بر حذر داشتن انسانها از شیطان و اتباع او خداوند مى فرماید: انه یریکم هو و قبیله من حیث لاترونهم او و همجنسانش شما را مى بینند از جایى که شما آنها را نمى بینید


8- آنها به رسول خدا ص و به کتاب او ایمان آوردند قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالوا: انا سمعنا قرانا عجبا یهدى الى الرشد فآمنا به ولن نشرک بربنا احدا اى رسول ما! بگو مرا وحى رسیده که گروهى از جنیان آیات روشن قرآن را (هنگام قرائت من) استماع کرده اند و پس از شنیدن، گفته اند که ما از قرآن، آیات عجیبى مى شنویم این قرآن خلق را به راه خیر و صلاح هدایت مى کند بدین سبب ما بدان ایمان آورده و دیگر هرگز به خداى خود مشرک نخواهیم شد


و اذ صرفنا الیک نفرا من الجن یستمعون القران فلما ..... اى رسول ما یاد آور وقتى را که ما تنى چند از جنیان را متوجه تو گرانیدیم تا استماع آیات قرآن کنند چون نزد رسول رسیدند با هم گفتند گوش فرا دهید (تا آیات خدا را بشنوید) چون قرائت، تمام شد ایمان آوردند و به سوى قومشان براى تبلیغ و هدایت باز گردیدند گفتند: اى طایفه ما! ما آیات کتابى را شنیدیم که پس از موسى نازل شده بود


7- مساءله تناسل و تکثیر جن،


9- مساءله تناسل و تکثیر جن، بسیار پیچیده و نامعلوم است در چند آیه درباره حوریان بهشتى آمده است لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان در آن بهشتها زنان زیباى با حیایى هستند که جز به شوهران خود ننگرند و دست هیچ کس پیش از آنها نه از انس و نه از جن، بدان زنان نرسیده


و نیز درباره شیطان آمده و اذ قلنا للملایکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه افتتخذونه وذریته اولیاء من دونی وهم لکم عدو بیس للظالمین بدلا و [یاد کن] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید پس [همه] جز ابلیس سجده کردند که از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید آیا [با این حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گیرید و حال آنکه آنها دشمن شمایند و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند و این آیه شریفه صریح است در اینکه شیطان از جنس جن بوده و ذریه و فرزندانى نیز داشته است


8- جن در قرآن


10- قرآن مجید صریح است در اینکه جن مانند انس کار مى کند و اعمالى انجام مى دهد سلیمان ع به جن تسلط داشته و جن براى او کار مى کرده و کاخها، تمثالها و کاسه هایى به بزرگى حوض و دیگهاى بزرگ مى ساخته اند: و برخى از دیوان به اذن پروردگار در حضورش به خدمت پرداخته اند... آن دیوان براى او هر چه مى خواست از کاخ و عمارات و معابد عالى و ظروف بزرگ مانند حوضها و نقوش و مثالها و دیگهاى عظیم که بر زمین کار گذاشته بودى ، همه را مى ساختند


یَعْمَلُونَ لَهُ مَا یَشَاءُ مِن مَّحَارِیبَ وَ تَمَاثِیلَ وَ جِفَانٍ کَالْجَوَابِ وَ قُدُورٍ رَّاسِیَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکْرًا وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ ﴿13﴾ نمل [آن متخصصان] براى او هر چه مى‏خواست از نمازخانه‏ها و مجسمه‏ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‏ها و دیگهاى چسبیده به زمین مى‏ساختند اى خاندان داوود شکرگزار باشید و از بندگان من اندکى سپاسگزارند


9- جن در قرآن


و در سوره انبیاء آمده که و برخى از شیاطین بودند که براى او غواصى و کارهایى غیر از آن مى‏کردند و ما مراقب [حال] آنها بودیم وَ مِنَ الشَّیَاطِینِ مَن یَغُوصُونَ لَهُ وَیَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِکَ وَکُنَّا لَهُمْ حَافِظِینَ ﴿82﴾  و نیز برخى از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا غواصى کنند (و براى او لؤ لؤ و مرجان و دیگر جواهرات بیاورند) و یا به کار دیگر او بپردازند و ما نگهبان دیوان براى حفظ ملک سلیمان بودیم


و دیوان و شیاطین را هم که بناهاى عالى مى ساختند و از دریا جواهر گرانبها مى آوردند نیز مسخر او کردیم و دیگران از شیاطین را ( که در پى اخلال مردم بودند) به دست او در غل و زنجیر کشیدیم. در سوره نمل، لشگرکشى حضرت سلیمان به مملکت سباء آمده : قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ ﴿39﴾ عفریتى از جن گفت من آن را پیش از آنکه از مجلس خود برخیزى براى تو مى‏آورم و بر این [کار] سخت توانا و مورد اعتمادم


و سپاهیان سلیمان از گروه جن و انس و مرغان ، تحت فرمان رؤ ساى خود، در رکابش حاضر آمدند.. از آن میان عفریت جن گفت : من چنان برآوردن تخت او قادر و امینم که پیش از آنکه تو از جایگاه (قضاوت) خود برخیزى، آن را به حضور آورم


10- جن در قرآن


11- در سوره جن آمده: و انه کان رجال من الانس ‍ یعوذون برجال من الجن


 مردانى از انس به مردانى از جن پناه مى بردند از لفظ برجال من الجن مى توان فهمید که آنها زنان و مردانى دارند. و الله العالم


12- قرآن مجید مى فرماید: یک وقت جن از رفتن به آسمان ممنوع شده اند و به جاهائى که قبلا مى رفتند، نمى توانسته اند بروند در سوره جن از قول خودشان چنین نقل شده : و انا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شدیدا و شهبا و انا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن یستمع الان یجدله شهابا رصدا و انا لا ندرى اشرار ید بمن فى الارض ام اراد بهم ربهم رشدا ما آسمان را لمس کردیم دیدیم که با نگهبانان قوى و شهابا پر شده و ما در محلهاى نشستن از آسمان براى استراق سمع مى نشستیم الآن هر که گوش بدهد مى بیند که شهابى در کمین اوست نمى دانیم آیا شرى براى اهل زمین اراده شده و یا خدایشان براى آنها هدایت و کمالى اراده فرموده (و این ممنوع بودن علامت کدام یکى است ؟


11- برتری انسان بر جن


بعلاوه از آیات قرآن به خوبى استفاده مى‏شود که بر خلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است و آن‌ها را «از ما بهتران» مى‏دانند انسان نوعى است برتر از آن‌ها، به دلیل اینکه تمام پیامبران الهى از انسان‌ها برگزیده شدند، و آن‌ها به پیامبر اسلام که از نوع بشر بود ایمان آوردند، و از او تبعیت کردند، و اصولاً واجب شدن سجده در برابر آدم بر شیطان که بنا به تصریح قرآن آن روز از (بزرگان) طایفه جن بود (کهف50) دلیل بر فضیلت نوع انسان بر جن مى‏باشد


و اذ قلنا للملایکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه افتتخذونه وذریته اولیاء من دونی وهم لکم عدو بیس للظالمین بدلا


و [یاد کن] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید پس [همه] جز ابلیس سجده کردند که از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید آیا [با این حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گیرید و حال آنکه آنها دشمن شمایند و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند


11- خرافاتی درباره جن


آن‌ها را با اشکال غریب و عجیب و وحشتناک، و موجوداتى دم دار و سم دار!، موذى و پر آزار، کینه‏توز و بد رفتار که ممکن است از ریختن یک ظرف آب داغ در یک نقطه خالى، خانه‏هایى را به آتش کشند! و موهومات دیگرى از این قبیل


در حالى که اگر موضوع وجود جن از این خرافات پیراسته شود، اصل مطلب کاملاً قابل قبول است از یک سو قرآن کلام ناطق صادق، خبر از وجود جن با ویژگی‌هایی که در بالا ذکر شد داده است


و از سوى دیگر هیچ دلیل عقلى بر نفى آن وجود ندارد بنابراین باید آن را پذیرفت، و از توجیهات غلط و ناروا باید بر حذر بود همان‌گونه که از خرافات عوام در این قسمت باید اجتناب کرد


12- معنای دیگر جن در برخی از روایات


از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمود: خداوند جن را پنج صنف آفریده است: صنفى مانند باد در هوا (ناپیدا هستند) و صنفى به صورت مارها، و صنفى به صورت عقرب‌ها، و صنفى حشرات زمین ‏اند، و صنفى از آن‌ها مانند انسانند که بر آن‌ها حساب و عقاب است (سفینة البحار ج 1 ص 186)


با توجه به این روایت و مفهوم گسترده آن، بسیارى از مشکلاتى که در روایات و داستان‌ها در مورد جن گفته مى‏شود، حل خواهد شد


مثلاً در بعضى از روایات از امیر مؤمنان على(ع) مى‏خوانیم که فرمود: از قسمت شکسته ظرف و طرف دستگیره آن آب نخورید زیرا شیطان، روى دستگیره، و قسمت شکسته مى‏نشیند (کافى ج 6 ص 385)


با توجه به اینکه «شیطان» از «جن» است، و با توجه به اینکه جاى شکسته ظرف، و همچنین دسته آن محل اجتماع انواع میکرب‌ها است بعید به نظر نمى‏رسد که «جن و شیطان» به «مفهوم عام» این‌گونه موجودات را نیز شامل شود هر چند معنى خاصى دارد که به موجودى است که داراى فهم و شعور و مسئولیت و تکلیف است (تفسیر نمونه، ج‏25، ص156)


13- «جن» موجودى است ناپیدا که مشخصات زیادى در قرآن براى او ذکر شده، از جمله اینکه:


1- موجودى است که از شعله آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده(وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ رحمن 15)


2- داراى علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است(آیات مختلف جن )


3- داراى تکلیف و مسئولیت است(آیات جن و الرحمن)


4- گروهى از آن‌ها مؤمن صالح و گروهى کافرند (وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِکَ» جن11)


5- آن‌ها داراى حشر و نشر و معادند أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» جن15)


6- آن‌ها قدرت نفوذ در آسمان‌ها و خبرگیرى و استراق سمع داشتند، و بعداً ممنوع شدند «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً جن9


7- آن‌ها با بعضى انسان‌ها ارتباط برقرار مى‏کردند و با آگاهى محدودى که نسبت به بعضى از اسرار نهانى داشتند به اغواى انسان‌ها مى‏پرداختند وَ أَنَّهُ کانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً» جن 6


8- در میان آن‌ها افرادى یافت مى‏شوند که از قدرت زیادى برخوردارند، همان‌گونه که در میان انسان‌ها نیز چنین است (قالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِکَ» نمل 39 )


9- آن‌ها قدرت بر انجام بعضى کارهاى مورد نیاز انسان دارند(سبأ 12 )


10- خلقت آن‌ها در روى زمین قبل از خلقت انسان‌ها بوده (وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ حجر 27 )


14- ملاک برتری انسان بر جن


برخی می‌گویند ملاک برتری انسان بر سایر مخلوقات، قدرت اختیار و انتخاب‌گری اوست اگر ملاک این است پس جن هم این‌‌گونه است و آنان هم کافر و مؤمن دارند پس ملاک برتری انسان بر جن چیست؟


قرآن کریم آفرینش انسان را از خاک و آفرینش جن را از آتش و قبل از انسان می‌داند (الرحمن/14-15، حجر/27) در برخی آیات قرآن، جن و انس به طور مشترک، مورد خطاب قرار گرفته‌اند و هدف از آفرینش آنها پرستش خدا معرفی شده است (الذاریات56، الرحمن33)


برخلاف آنچه مشهور در میان مردم است انسان از جن برتر است به دلیل اینکه تمام پیامبران الهی از انسان‌ها برگزیده شده‌اند و گروهی از آنها به پیامبر اسلام، که از نوع بشر است، ایمان آوردند و از او تبعیت کردند و واجب شدن سجده در برابر آدم بر شیطان، که بنا بر تصریح قرآن از طایفه جن بود (کهف50) دلیل بر فضیلت نوع انسان بر جن می‌باشد. (تفسیر نمونه، ج 24، ص 155)


15- دلایل برتری انسان آنچه از قرآن فهمیده می‌شود، چند امر است:


1- علم انسان به اسماء و حقایق جهان هستی و استعداد شگرف او در علم و عمل و قرب الهی قرآن می‌فرماید و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبنونی باسماء هولاء ان کنتم صادقین


سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت


بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: (اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!) (بقره31) تعلیم در این مورد جنبه تکوینی داشته است؛ یعنی خداوند این آگاهی را در نهاد و سرشت آدم قرار داد، و به این واسطه فضیلت نوع انسان بر دیگر موجودات اثبات شد


تعلیم این حقایق، به انسان و استعداد او در فراگیری آنها، مخصوص حضرت آدم(ع) نیست بلکه علم و دانش در نوع انسان، به ودیعه گذارده شده و همواره به تدریج، آثارش در نسل او ظاهر می‌شود


و چنانچه فرزندان آدم در راه هدایت گام بردارند، می‌توانند آن علم را از مرتبه قوه به فعلیت، برسانند (ترجمه تفسیر المیزان)


16- دلایل برتری انسان آنچه از قرآن فهمیده می‌شود،


2- دمیده شدن روح الهی در انسان


قرآن به صراحت می‌فرماید


و نفخت فیه من روحی


خداوند از روح خود در کالبد آدم و فرزندان او دمیده است (حجر29 سجده7-8)


این روح الهی با استعداد فوق‌العاده‌ای که در آن نهفته است


می‌تواند تجلیگاه انوار الهی و عظمت بخش انسان باشد آیه 7-8 سوره سجده این بعد معنوی را در همه فرزندان آدم موجود می‌داند


17- دلایل برتری انسان


3- خلیفه الله بودن نوع انسان منظور نمایندگی خدا در زمین است، زیرا سؤالی که بعد از این فرشتگان می‌کنند و می‌گویند: نسل آدم ممکن است فساد و خونریزی نمایند و نمایندگی خدا در زمین با این کارها نمی‌سازد، متناسب با همین معنا است


حضرت امام صادق(ع): فرشتگان بعد از آگاهی از مقام آدم، دانستند که او و فرزندانش سزاوارترند که خلفای الهی در زمین و حجت‌های او بر خلق باشند


مرحوم علامه طباطبایی(ره) می‌فرمایند: خلافت انسان در زمین منحصر به حضرت آدم(ع) نیست فرزندان او هم در این امر شریکند (المیزان، ج1، ص 116) این امتیازات درباره انسان و مخصوص اوست و نشان می‌دهد که مقام انسان والاتر از مقام جن است


تحقیقاً این برتری موجب پیشرفت او از نظر معلومات و مفاهیم ذهنی و معنوی و نیز از نظر پیشرفت و ترقی اجتماعی و صنعتی شده است در حالی که ملائکه و جن همانطور که آفریده شده‌اند و در محدوده اختیاری که دارند، زندگی می‌کنند


18- تصرفات جسمی و روحی جنیان


اصولا انسان دوست دارد وضعیت خودش را در محیطی که زندگی می‌کند بداند و بشناسد بر اساس آموزه های قرآنی همه هستی در خدمت انسان و تحت تسخیر اوست (ابراهیم33) برخی از انسان ها دارای قوه تخیل قوی هستند و می توانند محسوس را متمثل و متخیل کرده و زمینه بهره مندی بیشتر را فراهم آورند


این دشمن و خطر ناشناخته به سبب آنکه دیدنی نیست و تنها آثار آن را می توان شناسایی و ردگیری کرد (اعراف27) هنوز کاملا برای آدمی شناخته نشده است و راه های رهایی و مواجهه با آن را نمی شناسد منظور ازاین خطر، وجود طائفه ای ازجنیان به نام شیاطین است که دین و ایمان مردم را هدف گرفته و موجبات بدبختی دنیوی و اخروی بشر را فراهم می آورند


البته یک عده از انسان ها از راه هایی، با آنان ارتباط برقرار کرده‌اند ‌چرا که گاه خود جنیان از خوب و بدشان به سراغ انسان می آیند و گاه این انسان ها به سراغ آنها می روند


زیرا این گروه انسان ها دارای قوه خیال و متخیل قوی هستند و می توانند به شکلی با آنان دیدار و ارتباط داشته باشند لذا برخی از انسان ها به این گروه پناه برده و ارتباطی برای خطرگریزی یا خطرسازی برای دیگران برقرار می کنند.(جن6)


19- آزارهای جسمی و روحی جنیان


بر اساس آیات قرآنی، جنیان هر چند که در عالم مثال منفصل و در یک عالم برزخ خاص خودشان هستند ولی آنان همان طوری که ما را می بینند می توانند دو نوع تصرف در ما داشته باشند:


1- تصرف در جسم انسان:


اینکه گمان شود که جنیان تنها در روان تصرف می کنند و شخص را مجنون کرده و او را به تسخیر خود در می آورند، سخنی نادرست است زیرا بر اساس آیاتی از قرآن از جمله آیه 41 سوره ص، تصرفات جنیان حتی نوع شیطانی و کافر آن ، تصرفات جسمی نیز می تواند باشد


چنان‌که می فرماید: وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ و در قرآن ایوب را یاد کن زمانی که پروردگارش را از دور خواند که شیطان مرا با رنج جسمی و شکنجه مس کرده است


از این آیه به دست می آید که تصرفات جسمی شیطان جنی موجب شده که پیامبری چون ایوب(ع) به رنج و مشقت و بیماری دچار شود


20- آزارهای جسمی و روحی جنیان


2- تصرفات روانی از دیگر تصرفاتی که جنیان دارند، تصرفات در خیال و واهمه و تخیّلات انسان است خداوند در آیات سوره ناس می‌فرماید یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الجِّنّةَ وَالنَّاسِ  از جن و انسان کسانی هستند که در قلب ها و روان آدمی وسوسه می کنند


پس تصرفات جنیان تنها اختصاص به روان آدمی ندارد بلکه حتی می توانند آسیب های جسمی به انسان وارد سازند که وقوع آن برای حضرت ایوب(ع) در آیه اثبات شده است بویژه آنکه از نظر قدرت بدنی جنیان بسیار قوی ترهستند و توانایی انتقال و جابه جایی آنان نیز بیشتر است


شناخت این طایفه می تواند ما را در برابر خطرات احتمالی و به‌ویژه یقینی دشمنی به نام ابلیس و شیاطین پیرو او در امان نگه دارد زیرا این دشمن سوگند خورده که انسان را بدبخت کند و آرامش و آسایش ابدی را از او سلب نماید


در آیات قرآن راه هایی برای رهایی از دشمنی و تصرفات ابلیسی و شیطانی جنیان بیان شده که از جمله آنها، استعاذه به خدا و خواندن قرآن، نماز، سوره های فلق و ناس و مانند آن است


 


 



سوره جن [72].

شـان نـزول : در تـفسیر آیات 29 تا 32 سوره احقاف شان نزولهائى آمده بود که با مطالب این سوره کـاملا هماهنگ است , و نشان مى دهد که هر دو مربوط به یک حادثه است , دو مورد از آنها را بطور فشرده نقل مى کنیم .
1ـ پـیـامـبـر(ص ) از مکه به سوى بازار عکاظ در طائف آمد, تا مردم را در آن مرکز اجتماع بـزرگ بـه سوى اسلام دعوت کند, اما کسى به دعوت او پاسخ مثبت نگفت , در بازگشت به محلى رسـیـد کـه آن را وادى
جـن مـى گـفتند شب را در آنجا ماند و تلاوت آیات قرآن مى فرمود, گروهى از جن شنیدند و ایمان آوردند, و براى تبلیغ به سوى قوم خود بازگشتند.
2ـ ابـن عـبـاس مـى گـوید: پیامبر(ص) مشغول نماز صبح بود, و در آن تلاوت قرآن مى کرد, گـروهـى از جـن در صـدد تـحقیق از علت قطع اخبار آسمانها از خود بودند صداى تلاوت قرآن محمد(ص) را شنیدند. گـفـتند: علت قطع اخبار آسمان از ما همین است , به سوى قوم خود بازگشتند و آنها را به سوى اسلام دعوت کردند.

ما قرآن عجیبى شنیده ایم !.

(آیه )ـ. مـى فـرماید: بگو: به من وحى شده که جمعى از جن به سخنانم گوش فرا داده اند, سـپـس گـفته اند, ما قرآن عجیبى شنیده ایم قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقـالوا انا سمعنـا قرآنا عجبا . ایـن آیـه بـه خـوبى نشان مى دهد که طایفه جن داراى عقل و شعور و فهم و درک , و تکلیف و مـسـؤولـیـت , و آشـنائى به لغت , و توجه به فرق بین کلام اعجاز و غیر آن دارند, همچنین خود را موظف به تبلیغ حق مى دانند, و مخاطب خطابهاى قرآن نیز هستند. آنـهـا حق داشتند که قرآن را سخنى عجیب بشمرند, زیرا هم لحن و آهنگ آن عجیب است , و هم نفوذ و جاذبه اش , هم محتوا و تاثیرش عجیب است و هم آورنده آن که درس نخوانده بود و از امیین برخاست .
(آیه )ـ آنها به دنبال این جمله , سخنان دیگرى به قوم خود گفتند که قرآن در آیات بعد در دوازده جمله , آنها را بیان کرده که هرکدام با
انّ شروع شده که نشانه تاکید است . نخست مى فرماید: آنها گفتند: که (این قرآن همگان را) به راه راست هدایت مى کند, و لذا ما به آن ایـمـان آورده ایـم و هـرگـز کسى را شریک پروردگارمان قرار نمى دهیم یهدى الى الرشد فـامنا به و لن نشرک بربنـا احدا .
(آیه )ـ بعد از ابراز ایمان و نفى هرگونه شرک سخنان خود را درباره صفات خدا چنین ادامه دادند: و بلند است مقام با عظمت پروردگار ما از شباهت به مخلوقین , و از هرگونه عیب و نقص و او هرگز براى خود همسر و فرزندى انتخاب نکرده است
و انه تعـالى جد ربنـا ما اتخذ صـاحبة و لا ولدا .
(آیـه )ـ سپس افزودند: ما اکنون اعتراف مى کنیم که سفیه ما ابلیس درباره خدا سخنان ناروا مى گفت
و انه کـان یقول سفیهنـا على اللّه شططا . یعنى , سفهاى ما براى خدا همسر و فرزندان قائل بودند, و شبیه و شریکى انتخاب کرده بودند, و از راه حق منحرف شده و سخنى به گزاف مى گفتند. و احـتـمـال دارد کـه : سـفیه در اینجا اشاره به ابلیس باشد که بعد از مخالفت فرمان خدا نـسـبتهاى ناروائى به ساحت مقدس او داد و از آنجا که ابلیس از جن بوده مؤمنان جن به این وسیله از او ابراز تنفر مى کنند, و سخن او را گزافه و شطط مى نامند.
(آیـه )ـ سـپـس افزودند: و ما گمان مى کردیم که انس و جن هرگز, برخدا دروغ نمى بندند
و انا ظننا ان لن تقول الا نس و الجن على اللّه کذبا . ایـن سـخن ممکن است اشاره به تقلید کورکورانه اى باشد که این گروه قبلا از دیگران داشتند, و بـراى خـدا شـریک و شبیه و همسر و فرزند قائل بودند مى گویند:اگر ما این مسائل را از دیگران بـدون دلـیـل پـذیرفتیم به خاطر خوش باورى بود, هرگزخیال نمى کردیم که انس و جن به خود جـرات دهـند که چنین دروغهاى بزرگى به خدا ببندند, ولى اکنون به غلط بودن این تقلید ناروا پى بردیم و به این ترتیب به اشتباه خود و انحراف مشرکان جن اعتراف مى کنیم .
(آیـه )ـ سپس افزودند: یکى دیگر از انحرافات جن و انس این بود که : مردانى از بشر به مردانى از جن پناه مى بردند, و آنها سبب افزایش گمراهى و طغیانشان مى شدند
و انه کـان رجـال من الانس یعوذون برجـال من الجن فزادوهم رهقا . مـفـهـوم آیـه , مفهوم وسیعى است که شامل هرگونه پناه بردن افرادى از انسانها به جن را شامل مـى شود چه این که مى دانیم در میان عرب کاهنان زیادى وجود داشتند که معتقد بودند به وسیله طایفه جن بسیارى از مشکلات را حل مى کنند و از آینده خبر مى دهند.
(آیه )ـ این آیه همچنان ادامه سخنان مؤمنان جن است که به هنگام تبلیغ قوم خود بیان داشتند و از طرق مختلف آنها را به سوى اسلام و قرآن دعوت نمودند. نـخـست مى فرماید: و این که آنها گمان کردند همان گونه که شما گمان کردید که خداوند هرگز کسى را به نبوت مبعوث نمى کند
و انهم ظنوا کمـا ظننتم ان لن یبعث اللّه احدا . لـذا بـه انکار قرآن , و تکذیب نبوت پیامبر اسلام (ص) برخاستند, ولى ما هنگامى که با دقت به آیات ایـن کـتـاب آسـمانى گوش فرا دادیم حقانیت آن را به روشنى درک کردیم , مبادا شما هم مانند مشرکان انسانها, راه کفر پیش گیرید و به سرنوشت آنها گرفتار شوید. ایـن تـعـبـیر هشدارى است به مشرکان که بدانند وقتى جن , منطقش این است و داوریش چنین , بیدار شوند و به دامن قرآن و پیامبر اکرم (ص) چنگ زنند.
(آیـه )ـ سپس مؤمنان جن , به یکى از نشانه هاى صدق گفتار خود که در جهان طبیعت براى همه جـنـیـان قـابـل درک اسـت اشاره کرده , مى گویند: ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از محافظان قوى و تیرهاى شهاب یافتیم (
و انا لمسنا السمـا فوجدنـاهـا ملئت حرسا شدیدا و شهبا).
(آیـه )ـ مـا پـیـش از ایـن بـه اسـتراق سمع در آسمانها مى نشستیم و اخبارى از آن را دریافت مـى داشـتـیـم و به اطلاع دوستان خود مى رساندیم اما اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند, شهابى را در کمین خود مى یابد که او را هدف قرار مى دهد !
و انا کنا نقعد منهـا مقـاعد للسمع فمن یستمع الان یجدله شهـابا رصدا . آیـا ایـن وضـع تـازه , دلـیـل بـر این حقیقت نیست که با ظهور این پیامبر و نزول کتاب آسمانى او دگرگونى عظیمى در جهان رخ داده است ؟ چرا شما قبلا قدرت بر استراق سمع داشتید, و الان احدى توانائى بر این کار ندارد؟!.
(آیه )ـ با این اوضاع و احوال ما نمى دانیم آیا این ممنوعیت از استراق سمع دلیل بر این است که اراده شرى درباره اهل زمین شده, یا خداوند مى خواهد از این طریق آنها را هدایت فرماید ؟
و انا لا ندرى اشر ارید بمن فى الا رض ام اراد بهم ربهم رشدا . و بـه تعبیر دیگر ما نمى دانیم آیا این امر مقدمه نزول عذاب و بلا از سوى خداست یا مقدمه هدایت آنها؟. مؤمنان جن قاعدتا باید فهمیده باشند که ممنوعیت از استراق سمع که با ظهور پیامبر اسلام (ص) مقارن بوده , مقدمه هدایت انسانها, و برچیده شدن دستگاه کهانت و خرافات دیگرى مانند آن است . اما از آنجا که جن به مساله استراق سمع دلبستگى خاصى داشت هنوز نمى توانست باور کند که این محرومیت یک نوع خیر و برکت است , وگرنه روشن است که کاهنان در عصر جاهلیت با اتکا به همین مساله استراق سمع سهم بزرگى در گمراه ساختن مردم داشتند.
(آیه )ـ این آیه همچنان ادامه گفتار مؤمنان جن به هنگام تبلیغ قوم گمراه خویش است , نخست از زبـان آنـهـا مى گوید: و در میان ما افراد صالح و افرادى غیر صالحند و ما گروههاى متفاوتى هستیم
و انا منا الصالحون و منا دون ذلک کنا طرائق قددا . این جمله را احتمالا به این منظور گفتند که مبادا وجود ابلیس در میان طایفه جن , این توهم را بـراى عـده اى از آنـها به وجود آورد که طبیعت جن بر شر و فساد و شیطنت است , و هرگز نور هدایت به قلب او نمى تابد.
مـؤمـنـان جن با این سخن روشن مى سازند که اصل اختیار و آزادى اراده بر آنها نیز حاکم است و افـرادى صـالـح و غـیـرصـالـح هر دو وجود دارند, بنابراین زمینه هاى هدایت در وجود آنها فراهم مى باشد. این آیه در ضمن ذهنیات ما انسانها را درباره جن نیز اصلاح مى کند, زیرا در تصور بسیارى از مردم واژه جن با نوعى شیطنت و فساد و گمراهى و انحراف ,همراه است , این آیه مى گوید آنها نیز گروههاى مختلفى دارند, صالح و غیرصالح .
(آیـه )ـ مـؤمـنـان جن در ادامه سخنان خود به دیگران هشدار مى دهند و مى گویند: و ما یقین داریـم هـرگـز نـمى توانیم بر اراده خداوند در زمین غالب شویم و نمى توانیم از (پنجه قدرت) او بگریزیم
و انا ظننا ان لن نعجز اللّه فى الا رض و لن نعجزه هربا . بـنـابـراین , اگر تصور کنید مى توانید از کیفر و مجازات خدا با فرار کردن به گوشه اى از زمین یا نقطه اى از آسمانها نجات یابید, سخت در اشتباهید.
(آیـه )ـ مـؤمنان جن در ادامه کلام خود مى افزایند: ما هنگامى که هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوردیم
و انا لما سمعنا الهدى آمنا به . و اگـر شـمـا را بـه هدایت قرآن فرا مى خوانیم , قبلا خودمان به این برنامه عمل کرده ایم , بنابراین دیگران را به چیزى دعوت نمى کنیم که خود آن را ترک گفته باشیم . سـپـس نتیجه ایمان را در یک جمله کوتاه بیان کرده , مى گوید: هرکس به پروردگارش ایمان بیاورد, نه از نقصان مى ترسد و نه از ظلم فمن یؤمن بربه فلا یخـاف بخسا و لا رهقا . و هر کار کوچک و بزرگى را انجام دهد, اجر و پاداش آن را بى کم و کاست دریافت مى نماید.
(آیه )ـ و در این آیه براى توضیح بیشتر پیرامون سرنوشت مؤمنان و کافران مى گویند: ما از طریق هـدایـت قـرآن مـى دانـیم گروهى از ما مسلمان و گروهى ظالمند
و انا منا المسلمون و منا القـاسطون. هـرکـس اسـلام را, اخـتـیـار کـند, راه راست را برگزیده و به سوى هدایت و ثواب الهى گام برداشته فمن اسلم فاولئک تحروا رشدا .
(آیه )ـ و اما ظالمان , آتشگیره و هیزم دوزخند
و اما القـاسطون فکـانوا لجهنم حطبا .

جن چیست؟
قرآن کریم و روایات متعدد از جن سخن به میان آورده اند. در روایات متعددی به ماهیت جن اشاره شده است. جن نیز مانند انسان، دارای روح است با این تفاوت که ارواح‌ جنّ‌ها در جرمی لطیف جا دارند که بیشترین آن آتش و هواست، چنان‌که در بدن آدمی غلبه با آب و خاک است.
در برخی از روایات آمده که جن و شیطان هر دو در اصل وجود مشترک هستند، ولی شیطان نوعی از جن محسوب می‌شود که فقط کارهای شرّ از او صادر می‌شود، در حالی‌که جن‌ها هم خوب و بد و مسلمان و غیر مسلمان دارند.
نر و ماده بودن و تولید مثل جنّ‌ها
طبق نصّ آیات قرآن، مسأله زوجیت شامل همه مخلوقات می‌گردد؛ بنابراین، جنّ نیز که یکی از مخلوقات خداوند است دارای دو جنس نر و ماده و توالد و تناسل می‌باشد. آیه‌ وَ أَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (جن6) ؛ و نیز مردانی بودند از آدمیان که به مردانی از جن پناه می بردند و بر طغیانشان می افزودند.
جنّ‌ها مردانی دارند و مرد جایی مطرح است که زن نیز باشد، بنابراین آنها هم مرد دارند و هم زن.

حیات و مرگ جن
با استناد به آیات، عمر جن نمی‌تواند فاقد اجل معینی باشد. البته میزان متوسط عمر جن نامشخص است و شاید همان‌گونه که عمر انسان در ادوار مختلف، متفاوت بوده است، عمر جن نیز چنین باشد؛ فقط در مورد شیطان آمده که به هنگام نافرمانی خداوند به او فرمود: تو از زمره پست‌ترین فرومایگانی و شیطان گفت: قَالَ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قَالَ إِنَّکَ مِنَ المُنظَرِینَ (اعراف14و15) ؛ گفت : مرا تا روز قیامت که زنده می شوند مهلت ده * گفت : تو از مهلت یافتگانی.
مکان جن
از آیات می‌توان استنباط نمود که جن می‌تواند در آسمان و زمین حضور داشته باشد.
رؤیت جن
جن از موجودات مجردی است که در جهان مادی از چشم انسان پنهان است، اما مشاهده آنها برای برخی به اذن الهی امکان‌پذیر است. در قرآن نیز به طور صریح به رؤیت جن اشاره نشده، اما طبق ظاهر برخی از آیات، جن‌ها ما را می‌بیند ولی ما آنها را نمی‌بینیم. خداوند متعال درباره بر حذر داشتن بنی آدم از شیطان و اتباع او می‌فرماید: إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ (اعراف27) ؛ اش از جایی که آنها را نمی بینید شما را می بینند.
ائمه و اجنه
جن و شیطان گاهی به یک صورتی ممثل و قابل رؤیت می‌شوند. آنها به محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، علی(علیه السلام) و سایر ائمه می‌آمدند و به یادگیری قرآن می‌پرداختند و مشکلات خویش را می‌پرسیدند.
چگونگی راندن جن و شیاطین
روایات برای کسانی که از آزار و اذیت جنّیان می ترسند و برای دفع جنّ، دستور عمل هایی ذکر شده :

1- دورى از تنهایى    2- تغییر مکان و محل زندگى اگر چه به طور موقت   3- صدقه دادن   4- خواندن سوره هایى از قرآن که به چهار قل معروفند: که عبارتنداز: «کافرون»، «اخلاص»، «ناس»، «فلق» و نیز خواندن آیه «و إن یکاد»



نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">