تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

   داستان های معاد (عارف در مسجد)

نام های معاد و قیامت


برزخ چیست؟ ویژگی های عالم برزخ . برزخ و ارواح سه گانه

دلایل معاد. زنده شدن گیاهان، اصحاب کهف

رجعت . مرگ. اعراف چیست؟

قضای الهی، تقدیرات الهی. محو و اثبات. الخیر فی ما وقع. شانس. رزق روزی

«روح» در آیات قرآن . جن در قرآن

بهشت و دوزخ ، تجسم اعمال انسان . اوصاف بهشتیان

تصویرگری در قرآن از قیامت. ۸ دوربین مدار بسته خدا

عالم ذر کجاست . پوچ گرائئ . پل صراط . خوردنی های دوزخیان

                   کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

بررسی آموزه های قرآنی درباره مرگ از خاکسپاری تا حشر مردگان

زندگی انسان در این دنیا با مرگ پایان می یابد، ولی هرگز این به معنای پایان زندگی نیست، بلکه آغاز نوع زندگی دیگر است که تا ابدیت ادامه دارد. هرکسی در زندگی کوتاه خود فرصت این را دارد تا خود را برای ابدیت بسازد. این تنها فرصت استثنایی بشر است که براساس آموزه های قرآنی هرگز تکرار نخواهدشد و دیگر فرصتی به انسان برای بازسازی، اصلاح نادرستی ها، جبران کمبودها و فعلیت کمالات داده نمیشود

مرگ، روح آدمی را از کالبد جسمانی و خاکی بیرون می آورد و در کالبدی لطیف قرار میدهد که میتواند کالبد جسمانی برزخی و یا اخروی باشد. روح به عالم دیگری کوچ میکند، اما این جسد و کالبد خاکی در همین دنیا می ماند.

مرگ، رهایی جان از تن
خداوند انسان را از خاک، گل و لجن خشک و بدبو آفریده و کالبد انسانی از پست ترین عناصر هستی آفریده شده؛ اما زمانیکه از روح خود در این کالبد پست دمید (حجر29) از شریفترین آفریده های هستی شد. بهره گیری از این عنصر پست هستی، از آن روست که منفعل ترین عنصر در هستی نیز میباشد و توانایی و ظرفیت آنرا دارد که همه اشکال وجود را تجربه کند و بتواند به عنوان خلیفه با درک نیازهای همه موجودات هستی، در مقام مظهریت در ربوبیت و پروردگاری، همه آنها را به کمال بایسته و شایسته آنها برساند (بقره30و31)

البته هر انسانی از این ظرفیت برخوردار است تا به مقام مظهریت در ربوبیت برسد. این فرصت تحول های کمالی در دنیا برای آدمی فراهم شده و مدت کوتاه عمر دوران طلایی خدایی و ربانی شدن انسان است

پس از آنکه هر انسانی در مدت عمر خود به هر درجه ای از کمال یا هبوط و سقوط رسید، زنگ پایان عمر او نواخته می شود و اجل مسمی و قطعی و معین به سراغ او می آید و جان از تن آدمی خارج میشود (انعام60 نحل61) آنچه به کالبد خاکی آدمی ارزش و بها بخشیده، همان روح الهی دمیده در این کالبد است که در زمان حضور در کالبد از آن به روان و نفس یاد میشود و هنگامی که از آن جدا میشود، به عنوان روح و جان شناخته میشود. پس هنگامیکه مرگ و اجل مسمی فرا میرسد نفس آدمی از کالبد تن خاکی بیرون آمده و زندگی دیگری را در جهانی دیگر آغاز میکند.

نیت و قیامت
امام صادق(ع) فرمودند: ان الله یحشر الناس علی نیاتهم یوم القیامه خداوند در روز قیامت مردم را مطابق نیتهایشان محشور میکند (میزان الحکمه ج1 ص1391):

الف- مراد از نیت: اصول عقاید است. یعنی مردم براساس نیت ها و اصول عقاید خویش (مومن یا کافر یا منافق) محشور می گردند.
ب- یا متصف به جزای اعمالشان براساس نیت هایی که در آن اعمال داشته اند محشور می شوند. بنده ای در روز قیامت برای خدا دلیل می آورد که پروردگارا من پیوسته وسایل وسعت و راحتی آفریدگان تو را فراهم می کردم تا تو نیز امروز رحمت خود را بر من بگسترانی. خدا به فرشتگان خطاب می فرماید: بنده من راست می گوید او را به بهشت درآورید

وقتی که مؤمن در روز قیامت در پیشگاه خداوند نگاه داشته می شود، خداوند به فرشته ها می گوید: نامه هایی را که در آنها اعمالی ثبت شده که او انجام نداده بیاورید. مؤمن آن نامه ها را می خواند و می گوید: به عزتت سوگند که من هیچ یک از این کارها را انجام نداده ام. خدا می فرماید: راست می گویی، همین که نیت آنها را کردی ما برایت نوشتیم، سپس پاداش آنها را به او می دهند. (مشکینی درسهایی از اخلاق ص36)

امام صادق(ع) فرمودند: اینکه اهل آتش همیشه در آتش خواهند بود، بدین جهت است که نیتشان در دنیا این بود که برای همیشه گناه و نافرمانی خدا بکنند و همچنین اگر اهل بهشت همیشه در بهشت بمانند برای این است که نیتشان در دنیا این بوده که همیشه خدا را اطاعت کنند. پس به خاطر نیت هاست که آن دسته و این دسته جاویدان هستند و این آیه را تلاوت فرمود: کل یعمل علی شاکلته (اسراء48) یعنی هرکس بر طبق نیتش عمل می کند.
علامه می فرمایند: این روایت اشاره به رسوخ ملکات در نفس است، رسوخی که باعث می شود نفس استعداد مقابل را از دست بدهد. توضیح آن که نفس در بدو خلقتش استعداد نیک و بد هر دو را داشت، ولی وقتی ملکه یکی از آن دو در آن رسوخ نمود استعداد آن دیگری به کلی باطل می شود (اصول کافی ج2 ص58) مطابق این حدیث علت خلود اهل بهشت و جهنم کاملا حل می شود که در واقع یک مسأله و معضل کلامی محسوب می شود و اینکه چرا فردی با هفتاد سال مثلا کفر یا بدی تا ابد به جهنم برود.
نقل است که بادیه نشینی به محضر پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا روز قیامت چه زمانی است؟ حضرت فرمود: برای آن روز چه چیزی آماده کرده ای؟ گفت: نماز و روزه زیادی برای آخرت تهیه نکرده ام. آنچه هست این است که خدا و پیامبرش را دوست دارم. حضرت به او فرمود: انسان با کسی است که دوستش دارد المرء مع من احب

در آیه 98 شعراء تاکید می شود که در آن روز مال و اولاد سودی نمی دهد و لیکن هرکس با قلب سلیم نزد خدا آید از سلامت قلب سود می برد. یعنی مدار (و ملاک) سعادت در آن روز بر سلامت قلب است. اعم از اینکه در دنیا مال و فرزندی داشته  یا نداشته باشد. منظور از قلب سلیم، قلبی است که از ننگ ظلم و تاریکی شرک و گناه سالم باشد (المیزان ج51 ص440-504)

هشدار نام های معاد و قیامت

یکی از مبانی اخلاق اسلامی در قرآن کریم، آیات مربوط به معاد می باشد. قرآن به شکل های گوناگون این موضوع را پایه و مبنایی برای انگیزه های اخلاقی انسان قرار داده است. به بیان دیگر خدای متعال با این نام گذاری ها برای روز قیامت، درصدد بیان ضرورت اصلاح اعمال اخلاقی انسان ها و هشدار در مورد آن برآمده است. در واقع یکی از راهکارهای قرآن در توجه دادن به «آخرت» نام گذاری های دقیق روز قیامت است

تمام اسامی قیامت، هشدار دهنده هستند. قرآن با این نام گذاری ها، خصوصیات و ویژگی های آن روز بزرگ را در حد درک بشر بیان می کند. در قرآن کریم بیش از نود اسم و صفت برای روز قیامت شمرده شده، که باور به آنها نقش تعیین کننده ای در سلوک اخلاقی و عارفانه انسان در ابعاد فردی و اجتماعی دارد. عناوین روز قیامت را به هفت دسته می توان تقسیم کرد.
1- نامهایی که بیان کننده حالات روحی افرادند.   2- یادآوری کننده روز قیامت اند.
3- گویای بی تاثیر بودن عمل در آن هستند.        4- توضیح دهنده بعضی از عذاب های روز قیامتند.
5- روز آگاهی یافتن از نتایج اعمال انسان است.  6- بیانگر صفات روز قیامتند.
7- بیانگر بی فایده بودن کمک دیگران در آن روز است.
1- یوم القیمه (روز ایستادن)لااقسم بیوم القیمه (قیامت1) دو وجه برای این نام گذاری ذکر شده: چون در این روز انسان ها سر از قبر بیرون می آورند و می ایستند و دوم انسان ها در برابر میزان عدل الهی می ایستند.
2- یوم تبلی السرائر (روز آشکار شدن رازها) فماله من قوه و لاناصر (طارق10-9) روزی که رازها از پرده بیرون افتد. آنگاه او را یارو یاوری نیست.
3- یوم الجمع روز جمع شدن یوم یجمعکم لیوم الجمع (تغابن9) روزی که برای روز محشرگردتان آورد.

 4- یوم الفصل (روز جدا شدن) ان یوم الفصل کان میقاتا (نبأ17) بی گمان روز جدایی، هنگام معین است. هذا یوم الفصل، جمعناکم والاولین (المرسلات38) این روز جدایی است که جمع کردیم شما و پیشینیان را. یا به اعتبار جدایی خوب از بد در این روز است، یا به دلیل جدایی منافق از مومن که در دنیا قابل تمیز از هم نشیند و... .
5- یوم الخلود (روز جاودانه)ادخلوها بسلام ذلک یوم الخلود (ق34) (گوییم) به سلامت (و امن و ایمان) وارد آن (بهشت) شوید. این روز آغاز جاودانگی است.
6- یوم الحسره (روز حسرت خوردن) و انذر هم یوم الحسره اذ قضی الامر و هم فی غفله و هم لایومنون (مریم39) و آنان را از روز حسرت بترسان که امر (الهی) تحقق یابد و آنان غافل باشند و ایمان نیاورند.
7- یوم التناد (روز فریاد) و یا قوم انی اخاف علیکم یوم التناد (غافر23) وای قوم من! من بر شما از روز فریادخوانی بیمناکم «ندا» به معنای صدا زدن از دور است. روز قیامت افراد فکر می کنند که با صدا زدن و فریاد کشیدن می توانند دیگران را به کمک فراخوانند.
8- یوم التغابن (روز خسارت) یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن (تغابن9) روزی که برای محشر گردتان آورده آن روز تغابن است... تغابن به معنای خسارت و پشیمانی است. انسان تا در صحنه قیامت حاضر نشود و فقر خود را نیابد نمی تواند واقعیت ضرر و خسرانی را که در دنیا مرتکب شده و سرمایه ارزشمندی را که تباه کرد درک کند. در روز محشر است که این خسران و تباهی تجسم و عینیت یافته و انسان ها آن را فهم و درک می کنند.
9- یوم لابیع فیه ولاخله و لاشفاعه (روز فقدان دوستی و معامله و شفاعت)یا ایها الذین امنوا انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه و لاخله و لاشفاعه (بقره254).ای مومنان! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروشی هست و نه دوستی و شفاعتی، از آنچه روزی تان کرده ایم، انفاق کنید.

 10 - یوم الحساب (روز حساب) ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب بی گمان کسانیکه از راه خدا گمراه می شوند، عذاب سخت و سنگینی (در پیش) دارند، چرا که روز حساب را فراموش کرده اند

روز حساب ‏ امروز زمان کردار است نه حساب و فردا (قیامت) وقت حساب است نه عمل ان الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل (نهج‌البلاغه،خ42) این نام مقدس به ظهور کامل می‌رسد. خداوند در قرآن مجید هشت بار خود را "سریع الحساب معرفی کرده ؛ لیجزی الله کل نفس ما کسبت ان الله سریع الحساب(ابراهیم 51) و گاهی خود را اسرع الحاسبین انعام62) دانسته است.

 11- یوم یفرالمرء من اخیه (روز فرار خویشان از همدیگر) یوم یفرالمرء من اخیه، و امه و ابیه، و صاحبته و لکل امری منهم یومئذ شأن یغنیه (عبس37-43)روزی که انسان از برادرش بگریزد و از مادرش و پدرش و از همسرش و از پسرانش برای هر کسی از آنان در چنین روز، کاری باشد که او را از همه باز دارد
حضرت علی (ع) در بیان دیگری از دشواری حسابرسی در روز قیامت در خصوص حق الناس به خدا پناه برده می‌فرماید اللهم انی اعوذ بک من نقاش الحساب خدایا پناه می برم به تو از حسابرسی در روز قیامت که نظیر منقاشی که تیغ را از دست بیرون می‌آورد، اعمال انسان را مورد دقت و حساب قرار می‌دهی.‏

دیگر نام های قیامت : حاقه (حاقه1تا3) بمعنای حقیقت و روز واقع شدنی، ساعه (انعام31 و40) به معنای زمان معین شده، صاخه (عبس33) به معنای روز فریاد و صیحه، طامه (نازعات34) به معنای روز حادثه بزرگ، غاشیه (غاشیه1) به معنای روز فراگیر و همگانی، قارعه (قارعه) به معنای روز عذاب کوبنده، نبا عظیم (نباء2) به معنای خبری مهم و رخدادی بزرگ، واقعه بمعنای روز تحقق یافتنی، یوم الازفه (غافر18) به معنای روز نزدیک و حتمی

یوم البعث (روم56) به معنای روز رستاخیز و برانگیخته شدن از خاک، یوم التلاق (غافر15) به معنای روز دیدار و ملاقات، یوم الحق (نبا39) به معنای روز استواری و حق، یوم الخروج (ق42) به معنای روز بیرون آمدن از قبر، یوم الدین (حمد4) به معنای روز جزا و پاداش و کیفر، یوم الفتح (سجده29) به معنای روز پیروزی، یوم الموعود (بروج2) به معنای روز وعده داده شده، یوم الوعید (زخرف83) به معنای روز وعده هولناک یوم الوقت المعلوم (حجر38) به معنای روز معین و یوم عظیم به معنی روز بزرگ

البته برخی روزالوقت المعلوم را به معنای آخرالزمان و مسایل پیش از قیامت دانسته اند که زمین و زمان زیر و رو می شود. از این نام ها می توان به برخی از ویژگی ها و صفات قیامت و رستاخیز پی برد و آن را روزی بزرگ و عظیم دانست که سرنوشت جاودانگی بشر در آن روز رقم خواهد خورد.

مطابق آیات قرآن، انسانها هم از اعمالشان سئوال می‌شوند مورد محاسبه قرار می‌گیرند و لتسئلن عما کنتم تعملون (نحل93) و هم از نعمتهایی که خداوند روزی انسان کرده ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم (تکاثر8) و نیز فرموده از ابزار ادراکی شما، که وسیله شناخت شما از عالم و از یکدیگر بود و با آن می‌توانستید روابط بین خود و خدا، خود و دیگران و رابطه خودتان با خودتان را تنظیم کنید سئوال خواهیم کرد: ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا (اسراء36)

همچنین خداوند عهدها و پیمانهایی را که از بندگانش گرفته مورد حسابرسی قرار میدهد و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا (اسراء34) امیرالمؤمنین علی (ع): اتقوا الله فی عباده و بلاده فانکم مسئولون حتی عن البقاع و البهائم اطیعوا الله و لا تعصوه و اذا رایتم الشر فاعرضوا عنه؛ از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید زیرا شما در پیشگاه خداوند از شهرها و خانه‌ها و حیوانات هم سئوال و بازپرسی می‌شوید خدا را اطاعت کنید و از فرمان خدا سرباز مزنید. اگر خیری دیدید برگزینید و اگر شر و بدی دیدید از آن دوری کنید،

نسیان روز حساب، عامل کوردلی

طبق بیان صریح قرآن آنچه موجب ارتکاب گناه می شود، نسیان روز حساب است و حتما لازم نیست روز حساب را انکار کنند: لذا در عمل با کسانی که معتقد نیستند فرقی ندارند: ثم کان عاقبه الذین أساؤا السوای أن کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤن روم10 نتیجه گناه به این جا می کشد که انسان دین و ایمانش را از دست می دهد. اول شک پیدا می شود، کم کم شک تقویت می شود و گاهی به انکار هم کشیده می شود. این دسته چون آگاهانه به فساد اقدام می کنند، در اثر شدت گناه، کارشان به جایی می رسد که باطنشان کور می شود.

قرآن می فرماید: عده ای معبود خود را هوای نفس قرار داده اند: أ فرأیت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوه فمن یهدیه من بعدالله أفلا تذکرون جاثیه23: کسی که معبود خودش را هوای خود قرار داده، یعنی در برابر فرمان نفس تسلیم است و او را می پرستد، خدا او را با این که علم دارد و می فهمد که چه امری خوب و چه امری بد است، گمراهش می کند و بر قلب و گوشش مهر می زند و جلوی چشم او را هم با پرده ای می پوشاند. وقتی پرده ضخیمی در برابر چشم قرار گیرد، هر چند که چشم سالم باشد، قادر به دیدن نخواهد بود؛ فمن یهدیه من بعدالله چه کسی می تواند کسانی را که خدا گمراه کرده است، هدایت کند؟
اگر کسانی به این حد رسیدند دیگر وقت گذاشتن برای آنها فایده ای ندارد. اینها قابل هدایت نیستند. البته اتمام حجت مسئله دیگری است. انسان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دارد که مصلحت کلی آن اتمام حجت و در مرتبه بعد در صورتی که امید به تأثیر وجود داشته باشد، ارشاد دیگران است. اما این که انسان وقت صرف کند و متصدی هدایت چنین انسانی شود، کار لغوی است. صرفا جهت اتمام حجت خوب است که یک بار گفته شود و اگر احتمال تأثیری می دهیم، موعظه ای هم بشود. ممکن است سؤال شود که در داستان اصحاب سبت، آنهائی اهل نجات بودند که امر به معروف و نهی از منکر کردند و کسانی که در برابر آن ها سکوت کردند با آن ها گرفتار عذاب شدند، پس نباید سکوت کرد.

روز حسرت و زیان در دنیا اگر سرمایه ای از بین برود، صاحب آن افسوس می خورد، در حالی که امکان جبرانش هست، ولی در روز قیامت انسان می فهمد که سرمایه ارزشمندی را از دست داده که قابل برگشت و جبران نیست و حال آنکه به شدت به آن نیازمند است. از این رو بر این ضایعه، حسرتی دارد که قابل توصیف نمی باشد. بر همین اساس روایتی داریم که بعضی از دوزخیان به خدا اینگونه شکایت می کنند که ما عذاب تو را در جهنم ممکن است تحمل کنیم، ولی «آهی» که این دوزخی در کنار ما می کشد به قدری جان سوز است که طاقت ما را بریده .

رسول خدا (ص) در توضیح یوم التغابن چنین فرمودند: "بهشتیان قبل از آنکه به بهشت روند خداوند جایگاه آنان را در جهنم در صورتی که بدکار بودند، نشان می‌دهد تا حالات شکر آنان افزون شود؛ و جهنمیان نیز قبل از آنکه وارد جهنم شوند خداوند جایگاه آنان را در بهشت در صورتی که نیکوکار بودند نشان می‌دهد تا حسرت و ندامت آنان زیاد شود

کافر می‌ گوید:چرا مسلمان نشدم که به بهشت روم و مؤمن می‌گوید چرا بندگی بیشتر نکردم تا درجات بالاتر و بهتری داشته باشم. پس غبن کافر به سبب ترک ایمان است و غبن مؤمن به سبب تقصیر بندگی و احسان . حضرت علی (ع) می‌فرماید: "ان اعظم الحسرات یوم القیامه حسره رجل کسب مالا فی غیر طاعه الله فورثه رجل فانفقه فی طاعه الله سبحانه فدخل به الجنه و دخل الاول به النار؛ بزرگترین حسرتها در روز قیامت حسرت خوردن شخصی است که مالی را به گناه گرد آورد و آن را شخصی دیگر به ارث برد و در راه اطاعت خدای سبحان مصرف کرد و با آن وارد بهشت شد و گردآورنده اولی وارد جهنم گردید

3گروهی که در قیامت بیشترین حسرت را میخورند!!

در آیات الهی به برخی از حسرت هایی که افراد با آنها در دنیا و یا آخرت دست و پنجه نرم می کنند اشاره شده است که از جمله آنها :
1)حسرت داشتن همنشین خوب در دنیا (یا وَیْلَتى‏ لَیْتَنی‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً : «اى واى، کاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم فرقان : 28)
2)حسرت پیروی از پیامبر اکرم: وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً: و روزى است که ستمکار دستهاى خود را مى‏گَزد و مى‏گوید: اى کاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم فرقان : 27)
3)حسرت کافران در پیروزی بر مومنان که هرگز به آن دست پیدا نمی کنند: (إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ فَسَیُنْفِقُونَها ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ یُحْشَرُون بى‏گمان، کسانى که کفر ورزیدند، اموال خود را خرج مى‏کنند تا [مردم را] از راه خدا بازدارند. پس به زودى [همه‏] آن را خرج مى‏کنند، و آنگاه حسرتى بر آنان خواهد گشت؛ سپس مغلوب مى‏شوند. و کسانى که کفر ورزیدند، به سوى دوزخ گردآورده خواهند شد انفال : 36)
4)حسرت کوتاهی از انجام دستورات خداوند (
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فی‏ جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرینَ: تا آنکه [مبادا] کسى بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهى ورزیدم؛ بى‏تردید من از ریشخندکنندگان بودم.)( الزمر : 56) امام صادق علیه السلام:اِنَّ مِن اَعظَمِ النّاسِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ، مَن وَصفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ اِلَى غَیرِه؛پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد به همین جهت است که خداوند متعال در آیه 39 از سوره مریم به همه مردم نسبت به روز حسرت هشدار داده است و فرموده است: (وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فی‏ غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا یُۆْمِنُون: و آنان را از روز حسرت بیم ده، آنگاه که داورى انجام گیرد، و حال آنکه آنها [اکنون‏] در غفلتند و سرِ ایمان آوردن ندارند.)( مریم : 39) اما در این میان و با وجود اینکه افراد فراوانی در قیامت غرق در حسرت و اندوه نسبت به گذشته خودشان هستند ،حسرت عده ای زبانزد عام و خاص است ،حسرتی که سراسر وجود آنان را فرا گرفته است و با حسرت های دیگر به هیچ وجه قابل مقایسه نخواهد بود که از جمله این افراد دو گروه هستند که به آنها اشاره می شود :
1)کسی که آخرت خود را برای دنیای دیگران بفروشد :
رسول الله ص إنّ أشدّ النّاس ندامه یوم القیامه رجل باع آخرته بدنیا غیره؛ پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت، مردى است که آخرت خود را بدنیاى دیگرى فروخته است.)(کنز العمال ، ج 3 ، ص 510 )
2)کسی از عدالت بگوید و خود عدالت را رعایت نکند : امام صادق ع اِنَّ مِن اَعظَمِ النّاسِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ، مَن وَصفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ اِلَى غَیرِه؛پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد وسائل الشیعه، ج15، ص 295)
3)کسی که مالی را به ناروا فراهم کرده است: امام علی ع فرمود
إنَّ اعظَمَ الحَسَرَاتِ یَومَ القیامَةِ حَسرَةُ رَجُل کَسَبَ مالاً فی غَیرِ طاعَةِ اللهِ فوَرِثَهُ رَجُلٌ فانفَقَهُ فی طاعَةِ اللهِ سُبحانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الجَنّة وَ دَخَلَ الاوَّلُ بِهِ النّارَ: روز قیامت بزرگترین افسوس،ُ افسوس مردی است که مالی را به ناروا گردآورده به دوزخ رود و آن مال را برای کسی به ارث گذارد که در طاعت خداوند سبحان خرجش نموده به بهشت رود نهج البلاغه حکمت 429) به امید اینکه سبک و برنامه زندگی خود را به شیوه ای مدیریت کنیم که هیچ گاه گرفتار حسرت و اندوه در زندگی نشویم و همیشه سربلند و پیروز باشیم.

وجوه نامگذاری قیامت به «یوم التلاق»

در آیه 15 سوره غافر از روز قیامت به یوم التلاق روز «تَلاقی» یاد شده است. در باره علت این نامگذاری می‌توان پنج وجه بیان کرد:
1- به اعتبار «تَلاقی» ارواح با ابدان است که این روز به این نام نامیده شده است؛ یعنی ارواحی که ابدان را رها کردند، در قیامت دوباره برمی‌گردند و با هم تلاقی می‌کنند؛ یعنی همان معاد جسمانی تحقق می‌یابد؛
 
2- به اعتبار «تَلاقی» فرشته‌های آسمان با موجودات زمین است که این نام برای آن آمده است؛ زیرا در آن روز فرشته‌ها نازل می‌شوند و به عنوان شهادت و مانند آن در دادگاه عدل الهی در روز قیامت حضور پیدا می‌کنند؛
 
3-
 به اعتبار «تَلاقی» اولین و آخرین در «یوم» قیامت است که این نام بر آن نهاده شده است؛ زیرا خداوند در آیه 49  واقعه می‌فرماید: إِنَّ الأَوَّلینَ وَ الآخِرینَ لَمَجمُوعُونَ إِلى‏ میقاتِ یَومٍ مَعلُوم؛ به راستی که اولین و آخرین یقینا در روز قیامت که روز معلوم است مجموع خواهند شد؛ 
4- به اعتبار «تَلاقی» انسان با پروردگار خودش است این روز قیامت را روز تلاقی نامیده است؛ زیرا خداوند در آیه 6 سوره انشقاق می‌فرماید:
إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدحاً فَمُلاقیه؛ به راستی که تو کادح (تلاش کننده‌ای ) هستی به سوی پروردگارت تا با او ملاقات کنی.
5- به اعتبار «تَلاقی» با اعمال خودش است که این روز را روز تلاقی نامیده اند؛ زیرا هر کسی کیفر و پاداش اعمال خودش را در آن روز می‌بیند. خداوند در آیه 7 سوره تحریم می‌فرماید:
الیَومَ إِنَّما تجزَونَ ما کنتم تَعمَلون؛ امروز جز این نیست که هر آنچه کردید را جزا می‌بینید. یا در آیه 30 آل عمران آمده است: یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا ؛ روزی که هر نفس آنچه از خیر عمل کرده را حاضر شده می‌یابد. پس هر کسی با عمل خودش ملاقات خواهد کرد. از همین رو در قیامت هر کسی به سرعت حسابش رسیده می‌شود و هیچ اشتباه و خطا و نسیانی نیست؛ زیرا عین عمل خودش به شکل مجازات ظهور می‌یابد

روز قیامت روز کشف حقایق و حسرت
روز قیامت را روز حسرت گفته‌اند؛ زیرا حقایق آشکار می‌شود و پرده‌های غفلت از دیدگان انسان‌های غافل برداشته می‌شود و آنان حقایق هستی از جمله ملکوت اعمال خویش را چنانکه هست می‌بینند. (ق22)
از این رو واکنش انسان هنگام کناررفتن پرده‌ها، واکنشی است که در اصطلاح به آن حسرت می‌گویند؛ زیرا حسرت کشف و وضوحی است که به دنبال آن حقیقتی آشکار می‌شود که انسان را به تعجب و توقف و حیرت می‌اندازد؛ زیرا مومن و کافر در حسرت آن می‌روند که ای کاش درست یا درست‌تر عمل کرده بودند. کافر پشیمان است که چرا درست عمل نکرده و مومن پشیمان است که چرا درست‌تر عمل نکرده است.
همین مسئله موجب حیرت و توقف انسان می‌شود و همگی انگشت حسرت به دندان می‌گیرند؛ زیرا این کشف و آشکار شدن به معنای قضای الهی است؛ یعنی این گونه، حکم هر چیزی داده می‌شود و هر کس بر ترازو و میزان اعمال سنجیده می‌شود. آنان که سبک آمدند حسرت می‌خوردند و آنان که سنگین آمدند ولی می‌توانستند سنگین‌تر بیایند آنان نیز حسرت می‌خورند

علامه طباطبایی در ذیل آیه: و انذر هم یوم‌الحسره اذ قضی الامر و هم فی غفله وهم لایؤمنون» درباره چرایی حسرت می‌نویسد: از ظاهر سیاق برمی‌آید که جمله «اذ قضی الامر» بیان جمله «یوم الحسره» باشد، در نتیجه اشاره به این می‌شود که این حسرتی که به آن دچار می‌شوند از ناحیه قضای امر می‌آید و قضاء وقتی باعث حسرت می‌شود که عوامل روشنی چشم و آرزو و سعادت شخص «مقضی علیه» فوت گردد و سعادتی که او می‌توانست به آن نائل شود از بین ببرد و دیگر به خاطر نداشتن آن هیچ خوشی در زندگی ندارد، چون همه دلبستگی‌اش به آن بود

معلوم است که انسان هیچ وقت راضی نمی‌شود که چنین چیزی از او فوت شود هر چند که حفظش مستلزم هر ناملایمی باشد، مگر آنکه آن را به غفلت از وی بربایند، وگرنه به هیچ قیمتی حاضر نیست که آن را از دست بدهد و لذا می‌بینیم در دنباله سخن فرمود: «و هم فی غفله و هم یؤمنون».
بنابراین، معنای آیه (و خدا داناتر است) این می‌شود که: ای پیغمبر! ایشان را بترسان از روزی که امر قضا می‌شود و کار یکسره می‌گردد و هلاکت دائمی بر آنان حتمی می‌شود، آن وقت از سعادت همیشگی که روشنی چشم هر کسی است منقطع می‌گردند، پس حسرتی می‌خورند که با هیچ مقیاسی اندازه‌گیری‌اش ممکن نیست و این بدان جهت است که اینان در دنیا غفلت ورزیدند و راهی که ایشان را به آن روشنی چشم هدایت می‌کرد و مستقیما به آن می‌رسانید، یعنی راه ایمان به خدای یگانه و تنزیه او از داشتن فرزند و شریک بود، ترک گفته، راه مخالف آن را پیمودند. (المیزان (عربی)، ج14، ص 51)
پس روز قیامت روز حسرت است؛ زیرا حقایق برای همگان آشکار می‌شود و هر کسی با کشف و ظهور حقایق با چیزی مواجه می‌شود که او را به توقف و ندامت می‌اندازد که چرا در دنیا که جای عمل بود عملی نکرد یا بهتر از آنچه عمل کرده عمل نکرده است و چرا در طاعت و اطاعت خدا نکوشیده و یا کم کوشیده است. (التبیان، شیخ طوسی، ج7، ص 127)
داستان مردمان در روز قیامت همانند داستان کسانی است که با خضر(ع) به ظلمات رفتند و در آنجا به ایشان گفته شد هر کسی اگر چیزی بردارد و یا برندارد، پشیمان می‌شود؛ برخی گفتند اگر برداریم پشیمان می‌شویم، پس چه لزومی دارد که بار خود را سنگین کنیم؛ و برخی دیگر گفتند: حال چیزی برمی‌داریم. وقتی از ظلمات بیرون آمدند و به نور روشنایی رسیدند، گوهرهای بسیار گرانبها یافتند. پس آنان که برنداشته بودند در زمان حسرت و کشف و ظهور به ندامت و پشیمانی افتادند که چرا گوهری برنداشتند و آنان که برداشته بودند می‌گفتندکه چرا کم برداشته بودند؟
در تفاسیر در ذیل آیه 167 سوره بقره مفسران گفته‌اند که در روز رستاخیز، فرشتگان پاداش پرشکوه را به کسانی که می‌توانستند با ایمان و عمل به آنها برسند، نشان می‌دهند؛ و آنان از دیدن محرومیت و نگون‌بختی خویش، به دریغ و حسرتی جانسوز دچار می‌شوند و تأسف می‌خورند که چرا در زندگی خود کاری نکردند که درخور آن اجر عظیم شوند.
امام باقر(ع) نیز در ذیل همین آیه می‌فرماید:
هوالرجل یکتسب المال و لایعمل فیه خیرا فیرثه من یعمل فیه عملا صالحا فیری الاول ماکسبه حسره فی میزان غیره؛ فردی ثروتی به دست می‌آورد و آن را در راه شایسته هزینه نمی‌کند و همچنان نگاه می‌دارد تا برای دیگران به ارث می‌نهد؛ آنگاه وارث او آن ثروت را در راهی به کار می‌گیرد که نجات و نیک‌بختی وی را به دنبال دارد. هنگامی که فرد نخست ثروت و دارایی خویش را می‌نگرد، دنیایی از حسرت به او روی می‌آورد و سخت دریغ می‌خورد که چرا خود از اموالش بدینگونه بهره نگرفته است. (مجمع‌البیان)
به هر حال، در روز قیامت که اعمال افراد و ملکوت آن آشکار می‌شود، هر کسی به‌گونه‌ای حسرت می‌خورد. خداوند می‌فرماید وقتی روز قیامت شد اعمال نشان داده می‌شود در این میان کافران بیش از دیگران حسرت خواهند خورد:
و قال الذین اتبعوا لو ان لنا کره فنتبرا منهم کما تبرؤوا منا کذلک یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم و ما هم بخارجین من النار؛ و پیروان می‌گویند: «کاش برای ما بازگشتی بود تا همان گونه که آنان از ما بیزاری جستند ما نیز ازآنان بیزاری می‌جستیم (167بقره)

این گونه خداوند، کارهایشان را (که بر آنان مایه حسرتهاست) به ایشان می‌نمایاند و از آتش بیرون‌ آمدنی نیستند. و در کافی از امام صادق(ع) روایت کرده که در ذیل جمله: (کذلک یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم) فرمود: این درباره کسانی است‌ که اموال خود را بیکار می‌گذارند و از انفاق آن در راه اطاعت خدا دریغ و بخل می‌ورزند و در آخر می‌میرند و آن را برای کسانی باقی می‌گذارند که آن اموال موروثی را در راه اطاعت خدا و یا معصیت او خرج می‌کنند، چون اگر در راه اطاعت خدا خرج کنند، صاحب مال در قیامت می‌بیند که مال او نامه عمل شخص دیگر را سنگین کرده، حسرت می‌خورد، بااینکه مال، مال او بود و اگر در راه معصیت خدا صرفش کند، صاحبش باز می‌بیند که مال او ورثه را در نافرمانی خدا تقویت کرده است باز حسرت می‌خورد. (کافی، ج 4، ص 42، حدیث 2)
خداوند در آیه 36 سوره انفال می‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّواْ عَن سَبِیلِ اللّهِ فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ کسانی که در راه جنگ با پیامبر ثروت و امکانات خویش را هزینه می‌کنند و بر آنند که بدین وسیله مرم را از دین خدا بازدارند، به زودی دچار حسرت و دریغی جانسوز خواهند شد و درخواهند یافت که در این جهان و جهان دیگر از آن سودی نبرده و با آن، وسیله بدبختی خویش را فراهم آورده‌اند

آری آنها جز اینکه حسرت بخورند چه می‌توانند انجام دهند. حسرت بر اموالی که فراهم کردند و بهره آن را دیگرانت بردند، حسرت بر امکانات فوق‌العاده‌ای که برای رستگاری و نجات در اختیار داشتند و از دست دادند، حسرت بر عبادت معبودانی بی‌عرضه و بی‌ارزش بجای عبادت خداوند قادر متعال

اما حسرتی بیهوده، چرا که نه موقع عمل است و نه جای جبران، بلکه تنها هنگام مجازات است و دیدن نتیجه اعمال! رسول خدا می‌فرماید: دو کس در روز رستاخیز بیش از همه حسرت خواهند خورد: یکی فردی که می‌توانست در دنیا در پی کسب دانش باشد، ولی در پی آن نرفت و دومی فردی که به دیگری دانش آموخت و یا گیرنده از آن دانش بهره‌مند شد؛ ولی معلم بی‌بهره ماند و از دانش خویش سودی نبرد. (نهج‌الفصاحه، ج 1، ص 245)
علل و عوامل حسرت
با توجه به آنچه گذشت می‌توان دریافت که چه علل و عواملی موجب حسرت در دنیا یا آخرت می‌شود؟ وقتی شخص از حقیقتی غافل است یا امری بر او پوشیده و نهان است و به دنبال کشف حقیقت آن نمی‌رود؛ زمانی که این حقیقت آشکار می‌شود، افسوس و دریغ می‌خورد که ای کاش غفلت نمی‌ورزید و یا برای کشف حقیقت تلاش می‌کرد و به ظاهر بسنده نمی‌کرد.
در آیات قرآنی بیش از 30 ‌مورد به عنوان علل و عوامل حسرت بیان شده است. اما می‌توان گفت که همه آنها به دو اصل جهل و غفلت بازمی‌گردد. به این معنا که انسان یا نسبت به حقیقتی جاهل و فاقد علم است، یا آنکه نسبت به آن علم دارد ولی چنان سرگرم امور دیگر می‌شود که از آن غافل می‌شود.
به سخن دیگر، دو علت مهم حسرت در آدمی به حوزه نظر و عمل بازمی‌گردد: جهل نظری و غفلت عملی.
1- جهل: خداوند در آیات بسیاری به این علت و عامل توجه داده است. خداوند می‌فرماید که علت حسرت قوم انطاکیه در روز قیامت فقدان علم و وجود جهل درآنان است؛‌ زیرا اگر به حقایق علم آگاهی داشتند برخورد تندی با رسولان نمی‌کردند و آنان را تکذیب نکرده و به شهادت نمی‌رسانیدند. (یس20 تا 23)
در آیات قرآنی مصادیق بسیاری از جهل انسان نسبت به حقایق بیان شده که موجبات حسرت در دنیا و آخرت می‌شود. از جمله آنها جهل انسان به حقیقت توحید و گرایش به شرک و کفر (بقره165 و 167)، جهل نسبت به ارزش زندگی دنیا برای کسب ره‌توشه آخرت و تضییع فرصت کوتاه عمر (مومنون99 و 100) و مانند آن است. برخی از مردم به سبب کفر به نفی خدا و پیامبران و آیات الهی می‌پردازند و به سبب همین جهل نسبت به حقایق هستی، به استهزاء و تمسخر پیامبران و مومنان رو می‌آورند که همین موجبات حسرت آنان در روز بروز و ظهور حقایق می‌شود. (یس30؛ زمر55 و 56، فرقان27 تا 29)
2- غفلت: غفلت در مقام عمل از مهم‌ترین عوامل حسرت‌زاست. غفلت زمانی رخ می‌دهد که انسان با آنکه چیزی را در حضور دارد و یا نسبت به آن علم دارد، به سبب کم‌اهمیت شمردن آن و سرگرم شدن به اموری دیگر که آن را مهم می‌داند از آن غافل می‌شود.
بسیاری از مردم گرفتار غفلت هستند و از همین روست که وقتی پرده غفلت کنار می‌رود و در روز حسرت و ظهور و کشف، حقایق را می‌بینند که چگونه فرصت را هدر داده‌اند، انگشت می‌گزند و افسوس می‌خورند و واحسرتا می‌گویند.
مردم از اموری که می‌تواند ره‌توشه آنان باشد غافل می‌شوند و بیشتر به اموری می‌پردازند که در قیامت هیچ ارزش و اعتباری ندارد و یابسیار کم‌اعتبار است. خداوند در قرآن بیان می‌کند که انسان از اموری چون احسان (زمر56 و 58)، انفاق مالی (قلم 17 تا 31)، عمل صالح (اعراف50 و 53؛ مومنون 99 و 100) و مانند آنها غافل می‌شود و همین غفلت است که موجب حسرت او در قیامت خواهد شد. (مریم،39؛ فجر23 و 24) و به جای آنکه سرگرم این امور صالح و مشغول به آن باشند، مشغول فرزنددوستی (توبه55) دنیادوستی (بقره166 و 167)، بی‌تقوایی و گناه (زمر56 و 57)، اعمال ناشایستی چون ظلم (انبیاء97)، قتل (مائده 27 تا 31)، طغیان و تمرد از خدا (قلم17 تا 31) و مانند آن می‌شود.
حضرت امیر‌المؤمنین(ع) می‌فرماید: «ای وای بر انسان غافل و بی‌خبری که عمرش دلیلی ضد اوست و روزگارش او را به بدبختی و شقاوت می‌کشاند.» (نهج‌البلاغه فیض‌الاسلام، خطبه 63، ص 153)

                                                 اهداف و فلسفه قیامت

شاید آگاهی از فلسفه قیامت و هدف ازبرپایی آن بتواند معنا و مفهوم درستی از زندگی و مرگ نیز ارائه دهد و شیوه های درست زندگی را درپیش روی ما بگشاید و ما را از غفلت رهایی بخشد. خداوند در قرآن برای برپایی قیامت، اهدافی چند برشمرده است که عبارتند از: رحمت، حساب و کتاب، پاداش به صالحان، کیفر طالحان، جداسازی میان صفوف حق و باطل، جزاء و کیفر بندگان و برپایی عدالت کامل و اجرای آن در حق بندگان

خداوند در آیه 12 انعام، برخورداری مردم از رحمت خداوندی را از فلسفه های برپایی و تحقق قیامت برمی شمارد قُل لِّمَن مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ قُل لِلّهِ کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لاَ رَیْبَ فِیهِ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست بگو از آن خداست که رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است‏یقینا شما را در روز قیامت که در آن هیچ شکى نیست گرد خواهد آورد خودباختگان کسانى‏اند که ایمان نمى‏آورند

در حقیقت، قیامت، نوعی تکریم و اکمال و اتمام رحمت الهی برمردم است، زیرا در قیامت است که انسانها، می توانند از زندگی جاودانه بهره مند شوند و از آرامش و آسایش ابدی سود برند؛ هرچند که شماری از انسانها، با انتخاب نادرست و غلط خویش، خود را در شقاوت ابدی و جاودانه گرفتار می کنند. ولی اصل قیامت و فلسفه وجودی آن، رحمت الهی به بندگان و آفریده های خود است.
بی گمان، شرایط دنیا نمی تواند زمینه های احقاق حق و اجرای عدالت کامل و تمام خداوند نسبت به بندگان مکلف و عاقلی باشد که با انتخاب آزاد و اراده مختار خویش، رفتارهای دوگانه و متضادی را درپیش گرفته اند. از این رو خداوند از اهداف برپایی قیامت را قیام و اجرای عدالت و برخورداری هر فرد از نتایج اعمال مختار خویش برمی شمارد (احقاف19)

در حقیقت با حسابرسی اعمال بندگان بر مبنای قسط و عدل در قیامت است که هرکسی به حق عادلانه خویش می رسد. از این رو حسابرسی نیز به عنوان فلسفه برپایی قیامت در آیه 47 انبیاء و 26 معارج مطرح می شود وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

و کسانى که روز جزا را باور دارند. وَ نَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَ إِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَ کَفَى بِنَا حَاسِبِینَ و ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مى‏نهیم پس هیچ کس [در] چیزى ستم نمى‏بیند و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‏آوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم(47)

خداوند در آیات 3و 4 سبا پاداش دادن به مؤمنان دارای عمل صالح را از علل برپایی رستاخیر برمی شمارد و در آیه 5 نیز کیفر نمودن تلاشگران علیه آیات خدا و آموزه های وحیانی را از جمله این علل معرفی می کند. در حقیقت جزا و کیفر و پاداش بندگان، از اصلی ترین و اساسی ترین علل و فلسفه وجودی قیامت و هدف از برپایی آن است که در آیات 26 و 28 ص و 26 معارج بیان و بر آن تاکید شده است.
قرآن در آیه 26 سبا و 17 نبا، جدا شدن و شفاف گردیدن صفوف حق مداران از باطل گرایان را فلسفه تحقق رستاخیز معرفی می کند. بنابراین از آن جایی که دنیا قابلیت و شانیت این امور را ندارد و شرایط برای تحقق آن کافی نیست، قیامت به عنوان مکمل دنیا برپا می شود و رستاخیز تحقق می یابد تا به این امور به طور کامل رسیدگی شده و حق مطلب چنان که شایسته و بایسته است ادا شد.

قیامت روزی بزرگ و با عظمت
خداوند در قرآن برای قیامت اوصاف و ویژگی هائی را بیان می کند که از جمله آن ها، بزرگی و عظمت قیامت است. به این معنا که قیامت روزی بزرگ و با عظمت است که انسان ها با آن مواجه خواهند شد و در برابر خداوند یکتا و یگانه می ایستند. (انعام 15 اعراف 59 یونس 15) این روز از جهات دیگر نیز بزرگ و عظیم است، زیرا روزی طولانی است که گویی برای آن پایانی نیست، چرا که هر روز قیامتی به اندازه پنجاه هزار سال دنیوی است. (معارج4)

البته در آیه 5 سجده، از نظر زمانی، طول هر روز آن به اندازه هزار سال گفته شده که به نظر میرسد روزهای آن همانند روزهای کوتاه و بلند تابستان متفاوت باشد. اما آن چه به نظر درست تر می آید، ارتباط کوتاهی و بلندی روز قیامت با موضوعات و متعلقات آن باشد؛ زیرا در آیه 4 معارج از مسئله عروج فرشتگان و روح سخن به میان آمده که این عروج در مدت زمانی اتفاق می افتد که پنجاه هزار سال دنیوی است ولی عروج امر الهی، در مدت زمان کوتاه تری اتفاق می افتد.

این تفاوت همانند تفاوت سرعت حرکتی نور با سرعت صوت میباشد. چنانکه سرعت نور بیش تر است و در زمانی کمتر به مقصد میرسد و زمانی را که صوت می پیماید تا به مقصد برسد بلندتر و طولانی تر است، هم چنین، عروج امر از نظر زمانی برای بازگشت، کوتاه تر از زمان بازگشت روح و فرشتگان است

براین اساس، مراد آن نیست که روزهای قیامت از نظر کوتاهی و بلندی متفاوت است، بلکه به معنای آن است که سرعت عروج امر الهی بیش تر از سرعت عروج فرشتگان و روح است؛ با این همه، نباید فراموش کرد که روزهای قیامت بلند و طولانی است، زیرا مفهوم عظیم (انعام15) و کبیر (هود3) می تواند افزون بر بزرگی و عظمت وجودی آن رخداد، اشاره ای نیز به بلندی و طولانی بودن روز بزرگ داشته باشد.
خداوند در آیه 46 قمر، از قیامت به عنوان روزی هولناک و وحشت زا یاد می کند که خود بر عظمت و بزرگی آن می افزاید بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه موعدشان قیامت است و قیامت [بسى] سخت‏تر و تلخ‏تر است . هم چنین توصیف قیامت به روزی سخت و مشقت بار (حج1 و 2 و انسان 10و27) خود بیانگر بزرگی و عظمت آن روز از جهات دیگر است أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ أَلِیمٍ که جز خدا را نپرستید زیرا من از عذاب روزى سهمگین بر شما بیمناکم (هود26 )

خداوند در آیه 7 انسان، قیامت را روزی فراگیر و گسترده از شر و عذاب بر می شمارد و به انسان ها نسبت به آن روز هشدار شدید میدهد یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا [همان بندگانى که] به نذر خود وفا مى‏کردند و از روزى که گزند آن فراگیرنده است مى‏ترسیدند

همچنین در 6 مطففین، از قیامت به عنوان یوم عظیم یاد میکند و ضمن هشدار به کم فروشان می فرماید: آیا آنان گمان نمیکنند که برانگیخته میشوند در روزی بزرگ؟! روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند!

حتمیت قیامت

از نظر آموزه های قرآنی، وقوع رستاخیز و قیامت به امر تکوینی، خدا، مساله ای غیر قابل انکار و تکذیب است (انعام73 نحل77 غافر78) چنان که برپایی قیامت، برای خداوند آسان تر از چشم بر هم نهادنی است وَ لِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ مَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ (نحل 77) هرچند که علم درباره زمان وقوع آن، امری در انحصار خداوند است إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ (لقمان 34 احزاب 63 فصلت، 47) ولی این امر محتوم و قطعی در زمان خود اتفاق می افتد و از نظر زمانی بر اساس آموزه های قرآنی، در زمانی نزدیک است و به زودی رستاخیز برپا خواهد شد،

هرچند که برای بسیاری از مردم امری بعید به نظر می رسد که می تواند بعید از نظر اتفاق تحققی آن باشد، چنان که کافران و تکذیب کنندگان قیامت بر این باورند، یا می تواند بعید از نظر زمانی باشد که باور بسیاری از توده های مردم است إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِیَةٌ أَکَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى در حقیقت قیامت فرارسنده است مى‏خواهم آن را پوشیده دارم تا هر کسى به [موجب] آنچه مى‏کوشد جزا یابد (طه 15 احزاب 63شوری 17 قمر1 معارج 6)

قیامت و معاد دغدغه همگانی بشریت است؛ زیرا از زمانی که با مرگ آشنا شد، از ماهیت آن پرسش هایی مطرح کرد همین مساله حتی برای پیامبران اولوالعزمی چون حضرت ابراهیم (ع) مطرح بوده و وی با آن که از وقوع آن علم حصولی داشت، خواهان آگاهی شهودی نسبت به این واقعه می شود که در داستان پرندگان قرآن به آن اشاره شده است. آن حضرت(ع) پس از امکان تحققی قیامت با شهود عینی و ملموس، به این اطمینان رسید که رستاخیز امری محتوم و قطعی است و اتفاق خواهد افتاد و کیفیت و چگونگی آن را نیز به چشم عیان دید. وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی(بقره 260)

خداوند در آیاتی چند از جمله 187 اعراف و 63 احزاب و 12 ذاریات و 1و 2 نبا و نیز 42 نازعات، گزارش می کند که یکی از پرسش های مکرر مردم از پیامبرگرامی(ص) درباره زمان وقوع قیامت بوده است. به این معنا که توده های مردم بواسطه آموزه های وحیانی با اصل قیامت آشنا شدند، ولی همواره مسائل و مطالب پیرامونی آن، دغدغه ذهنی و فکری آنان بوده است.

دنیا، گذرگاه و نه قرارگاه

خداوند به اشکال گوناگون به مردم هشدار باش و انذار می دهد که دنیا جای ماندن و قرار نیست بلکه پلی است که انسان می بایست از آن بگذرد و حیات دو روزه دنیا را برای آخرت همیشگی توشه راه قرار دهد. مرگ هشداری است به این که دنیا و انسان (بیهوده) آفریده نشده است و پس هر چیزی، ملکوت و باطنی است که بیانگر هدف نهایی آن است. اما بسیاری از مردم اهل غفلت هستند

از ویژگی های اهل غفلت آن که چشم دارند، ولی نمی بینند، گوش دارند ولی نمی شنوند، قلب دارند ولی درک و فهم نداشته و حق و باطل را از هم باز نمی شناسند. پس اینان همان اهل غفلت واقعی هستند که هیچ ذکر نداشته و هرگز یاد خدا و هدف و فلسفه آفرینش به دل های آنها نمی آید (اعراف 179)
خواب برادر مرگ

اهل ذکر نه تنها اهل غفلت نیستند، بلکه اهل حضورند و همواره خداوند را در محضر خویش دارند اهل ذکر، اهل یاد مرگ هستند النوم اخ الموت، خواب برادر مرگ است. نقل شده پیامبر مکرم اسلام هرگاه از خواب برمی خاستند ابتدا به سجده می رفتند و این حمد و سپاس را به جا می آوردند: الحمدلله الذی احیانی بعد ما اماتنی و الیه النشور، الحمدلله الذی رد علی روحی لاحمده و اعبده، شکر می کنم خدایی را که مرا مجددا زنده کرد بعد از این که میرانده بود، شکر می کنم خدایی را که بازگشت به سوی اوست، شکر می کنم خدایی را که روح مرا به من بازگرداند تا او را عبادت کنم و شکر او را به جای آورم

طبق آیات قرآن 42 زمر و نیز روایات خواب برادر مرگ است، خداوند در شب و هنگام خواب، ارواح انسان ها را توفی می کند و می گیرد و در زمانی که در نظر دارد، به ایشان بازمی گرداند و اگر عمر کسی به پایان رسیده روح به بدن او باز نخواهد گشت اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‏ستاند و [نیز] روحى را که در [موقع] خوابش نمرده است [قبض مى‏کند] پس آن [نفسى] را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه مى‏دارد و آن دیگر [نفسها] را تا هنگامى معین [به سوى زندگى دنیا] بازپس مى‏فرستد قطعا در این [امر] براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى [از قدرت خدا]ست

پس افزون بر این که مرگ با زندگی همزاد و آمیخته است در هر خوابی مرگی را تجربه کرده و می آزماییم ولی به اسباب دارالغرور فریفته می شویم و سرگرم لعب و لهو دنیا می شویم و از ذکر الهی از جمله ذکر مرگ و بازگشت و حساب و کتاب الهی و رستاخیز غافل می گردیم.

نشانه های وقوع قیامت روزگار
اصل پنجم از اصول دین مبین اسلام، که از وجوه مشترک میان تمامی ادیان آسمانی می باشد، اصل «معاد» است. کلمه معاد، از ریشه ع-و-د، و به معنای بازگشت، زمان بازگردانیدن و بازگشت گاه است (واژه های قرآن/ ص 165) و منظور از آن در اصطلاح علوم دینی عبارت است از روزی که اوضاع جهان و نظام هستی دگرگون شده و تمامی انسان ها به امر خداوند و با قدرت کامله او سر از خاک برون آورده و پس از حضور در محضر او و سؤال و جواب از اعمالشان در طول حیات دنیوی، به مقتضای اعمال و افعالی که انجام داده اند، پاداش و یا کیفر دریافت می نمایید. قیامت چه زمانی برپا می شود؟

به عنوان نمونه در آیه 42 از نازعات می خوانیم که: یسئلونک عن الساعه آیان مرسیها از تو درباره قیامت می پرسند که چه زمانی خواهد بود؟) ولکن از آنجا که علم به زمان وقوع قیامت از علوم مختص به ذات پروردگار است، انما علمها عند ربی (اعراف187) و البته منحصربودن این علم به خداوند و مخفی بودن هنگامه حدوث معاد از بشر، بدون شک دارای علل و حکمتهای بیشماری است

و اما روایت پیامبر به سلمان علامات قیامت؟

حجه الوداع- رسول خدا ص درب کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: می خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟ و در آن روز سلمان عرضه داشت: بله یا رسول الله. فرمود: یکی از علامت های قیامت این است که نماز ضایع می شود و از شهوات پیروی می شود و مردم به سوی هواها میل می کنند، مال مقامی عظیم پیدا می کند و مردم آن را تعظیم می کنند، دین به دنیا فروخته می شود، در آن زمان است که دل افراد با ایمان در درونشان برای منکرات بسیاری که می بینند و نمی توانند آن را تغییر دهند آب می شود آن چنان که نمک در آب حل می گردد

سلمان با تعجب عرضه داشت: یا رسول الله به راستی چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری بخدایی که جانم بدست اوست، در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست میگیرند امرائی که وزرائی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنائی خائن دارند! ای سلمان دراین موقع منکر، معروف، و معروف، منکر می شود، خائن امین قلمداد می گردد و امین خیانت می کند، دروغگو تصدیق می شود و راستگو تکذیب می گردد.

ای سلمان دراین هنگام اقوامی بر آنان مسلط می شوند که اگر لب بجنبانند کشته می شوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می کنند تا با بیت المالشان کیسه های خود را پرکنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بریزند و دلهاشان را پراز وحشت و رعب کنند و درآن روز مؤمنین را جز درحال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمی بینی. ای سلمان دراین هنگام چیزی از مشرق می آورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربی ها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آری نه به صغیر رحم می کنند و نه پاس حرمت کبیر، را دارند و نه از هیچ مقصری عفو می کنند، اخبارشان همه فحش و ناسزاست، ظاهر آنان مثل ظاهر انسان ها است ولی دلهایشان دلهای شیاطین است.
ای سلمان، دراین هنگام مردان به زنان شبیه می شوند و زنان به مردان و زنان بر مرکب ها سوار می شوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد. مساجد طلاکاری و زینت می شود آنچنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت می شود، قرآنها به زیورآلات آرایش و مغازه ها بلند و صف ها طولانی می شود اما با دلهایی که نسبت به هم خشمگین است و زبان هایی که هریک برای خود منطقی دارد. در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را می آرایند و حریر و دیبا می پوشند و پوست پلنگ کالای خرید و فروش می گردد.
ای سلمان در آن روز ربا همه جا را می گیرد و یک عمل آشکار می شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می شود و دین خوار و دنیا بلندمرتبه می شود. ای سلمان، دراین هنگام طلاق زیاد می شود و هیچ حدی جاری نمی گردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر، نمی شود. ای سلمان، در این زمان کنیزان آوازه خوان و نوازنده پیدا می شوند و اشرار امت من بر امت حکومت می کنند. به منظور گردش و تفریح به حج می روند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمایی و ریا به حج می روند، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیرخدا می آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می کنند، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می پردازند اما برای غیر خدا. این است معنای آیه: «فقد جاء اشراطها = علامت هایش بیامد

برداشت از روایات نشانه های وقوع قیامت

1- شیوع انواع و اقسام مکاتب ضاله و گمراه کننده غربی و شرقی در میان مسلمانان و پیروی و تقلید آنان از این مکاتب و ایسم های بشری و ترکیب قوانین انسان ساز قرآن کریم و اسلام عزیز و غربت اینان دربین پیروان خود و این کار تا بدانجا پیش رفته که فرزندان اسلام برای تهذیب و خودسازی خود متوسل به مکاتب بیگانه ای نظیر مرتاض بازی هندیان و یوگا و مدیتیشن وا مثالهم شده حال آنکه به واقع هیچ راهی برای نیل به کمالات روحی و تهذیب نفس مطمئن تر از عمل به دستورات و قوانین اسلام وجود ندارد.
2- رواج روز افزون همجنس بازی در جهان غرب و رسمی شدن ازدواج بین هم جنس بازان گواه صدق پیشگویی رسول مکرم اسلام(ص) است.
3- پیدایش انواع و اقسام پاساژها و مراکز تجاری در قالب ساختمان های عظیم و آسمانخراشها مؤید این سخن می باشد.
4- رواج گناه و عدم اجرای حدود اسلامی هرگز زیانی به خداوند نمی رساند بلکه این مسلمانها و انسانها هستند که با عدم توجه به حدودالهی و اجرای آنها به ناامنی و انواع آسیب های اجتماعی مبتلا می شوند و. زندگی بر آنان سخت می شود همچنان که در آیات بسیاری از قرآن کریم به این حقیقت اشاره گردیده، آیه 771 آل عمران ان الذین اشتروا الکفر بالایمان لن یضروا الله شیئا و لهم عذاب الیم. گر جمله کائنات کافر گردد. بر دامن کبریاش ننشیند گرد
5- بدون داشتن صلاحیت علمی برای اداره امور جامعه، در مشکلات و حوادث واقعه خود را جلو انداخته و اظهارنظر نموده و داعیه مشکل گشایی می کنند و اینان تا قبل از این اجازه چنین کاری نمی یافتند ولی اکنون با مسامحه مسلمانان در امور اجتماعی، جرأت مداخله و ابراز عقیده یافته اند

قیامت از چند چیز سؤال می‌شود:

الف) از نعمت‌ها؛ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ در روایات متعددی، رهبری و ولایت را نیز از مصادیق نعمت مورد سؤال در آیه برشمرده‌اند

ب) از قرآن و اهل‌بیت (ع)؛ پیامبر (ص) فرمود: از مردم سؤال می‌شود که با قرآن و اهل‌بیت (ع) من چگونه عمل کردید؟ ثم اسألهم ما فعلتم بکتاب الله و باهل بیتی

ج) از رفتار و کردار لَنَسئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ، عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ

د) از اعضا و جوارح (إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً)

هـ) از پذیرش و عدم پذیرش رسولان؛ یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنْسِ أَلَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ ... چنان‌که در جای دیگری از رهبران دینی نیز در مورد برخورد مردم با آنان سؤال می‌شود. یَوْمَ یَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ..

و) از عمر و جوانی که چگونه سپری شد

ز) از کسب و درآمد؛ چنان‌که در روایات می‌خوانیم: در روز قیامت انسان از چهار چیز به خصوص سؤال و بازخواست می‌شود: شبابک فیما أبلیته وعمرک فیما أفنیته ومالک مما اکتسبته و فیما أنفقته در مورد عمر و جوانی که چگونه آن را گذراندی و درباره مال و دارایی که چگونه به دست آوردی و در چه راهی مصرف کردی.

نفخ صور، بانگ سهمگین تغییرات در هستی
شناخت آینده هستی و سیر تحولات آن، مسأله خردمندان است. انسان به سبب ویژگی و صفت خردمندی نیز تلاش می کند تا نسبت به آینده هستی شناختی به دست آورد، بویژه آن که خود نیز بخشی از این آینده است. نگاه به آینده به دو شکل در انسان نمایان می شود: گاه به آینده خود و دیگر موجودات توجه می یابد که پس از مرگ درچه وضعیتی قرار می گیرند و آیا چیزی به نام زندگی پس از مرگ نیز وجود دارد؟ و گاه دیگر، به آینده خود در ضمن آینده جهانی می نگرد که از آن به دنیا یاد می کند

به این معنا که آیا پایانی برای آن چه به نام دنیا نامیده می شود، وجود دارد؟ و اگر پاسخ مثبت است، وضعیت پس از دنیا چگونه است؟ اما مشکل این است که با خردورزی نمی توان برای بسیاری از این پرسش ها پاسخی مناسب یافت. وحی به یاری بشر آمده تا پاسخهای مناسبی در اختیار بشر قرار دهد.
مرگ و پایان دنیا، دو مسأله اساسی
انسان زندگی را با مفهوم متقابل آن یعنی مرگ درک کرد. زمانی که مرگ زندگانی های دیگر را دید، دانست که زندگی مفهومی است که مرگ، آن را معنا می بخشد. براین اساس در اندیشه درک و فهم مرگ رفت تا با شناخت مرگ، درک درستی از زندگی داشته باشد. هرچند که انسان با نگاهی به پیرامون و محیط زیست خود در طبیعت، تولد دوباره زندگی را در گیاهان مشاهده کرد و از رویش دوباره گیاهان در خاک مرده و سرد، زندگی دوباره و رستاخیز آن را دید؛ ولی کم توانست از این رستاخیز، درک درستی از رستاخیز انسان و جانوران به دست آورد؛ زیرا جانوری را ندید که همچون گیاه برخیزد و رستاخیز و تولدی دوباره داشته باشد. این جا بود که در تفسیر مرگ به معنای پایان مطلق یا پایانی برای زندگی دوباره، واماند

بنابراین، پرسشی در ذهن انسان شکل گرفت که آیا مرگ، پایان همه چیز برای اوست یا این که زندگی به شکلی دیگر برای او رقم می خورد، چنان که گیاه با ریشه های باقی مانده در خاک و یا دانه هایش، زندگی دوباره را تجربه می کند؟
پرسش دیگری که برای انسان مطرح شد، مسئله جهانی است که در برابرش قرار دارد. آیا این جهان هم مانند گیاهان و جانوران، به پایان می رسد و مرگ را تجربه می کند؟ پاسخ به هر دو مسئله مرگ و پایان دنیا، از طریق خردورزی هرچند امکان پذیر باشد، ولی پاسخ ها نمی تواند از کلیت نفی و اثبات بیرون باشد و درباره چگونگی و یا چرایی، سخن و مطلبی ارایه دهد

این جاست که وحی به عنوان خرد بیرونی، به مدد انسان آمده و او را با حقیقت مرگ و پایان دنیا آشنا می سازد. پاسخ وحی قرآنی به دو مسئله مرگ و پایان دنیا، پاسخی جامع و کامل همراه با چرایی و چگونگی آن است. خداوند در قرآن، مرگ را انتقال از زندگی دنیوی به زندگی دیگر در عالم برزخ و سپس آخرت می داند؛ چنان که پایانی برای دنیا مطرح می سازد که پس از فروپاشی و نابودی آن، سرایی دیگر با کیفیت و اشکال دیگر پدیدار می شود که از آن به جهان اخروی یاد می شود.

نفخ صور، امواج سهمگین نابودی و رستاخیز
وحی قرآنی برای پایان دنیا و آغاز جهانی دیگر، دو موج سهمگین را بیان می کند. این دو موج به نام نفخ صور در آیات قرآنی مطرح شده . نفخ به معنای دمیدن (مفردات ص816) خارج کردن باد از داخل چیزی به طور محکم است (التبیان ج7 ص95)، صور به معنای شاخی است که در آن دمیده میشود. (مجمع البیان ج5 و 6 ص766) در اصطلاح متکلمان و فلاسفه اسلامی، نفخ صور عبارت از افاضه روح و ایجاد و انشای زندگی و حیات است

افاضه دوم حق است که موجب بعث و حشر اجساد است در نشآت عالی اخروی (فرهنگ معارف اسلامی ج 2 ص2021) درباره نفخ صور گفته شده خداوند متعال آن را سبب بازگشت صورت ها و ارواح نسبت به جسم هایشان می کند. (مفردات ص498) براساس آموزه های قرآنی، دمیدن در صور، از نشانه های حتمی قیامت است. (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج2 ص1386) البته این بدان معنا نیست که نفخ صور یکی باشد؛ بلکه براساس آموزه های قرآنی نفخ صور، متعدد است.

از آیه 87 نمل بر می آید که دو نفخ صور اتفاق خواهد افتاد: یکی از برای نابودی و اماته و دیگری برای احیا و زندگی است وَ یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَ کُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ

خداوند در آیه 68 سوره زمر، بر وجود فاصله میان دو نفخ صور تاکید می کند وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ . به این معنا که نفخ صور نخست برای نابودی جهان دنیوی و مرگ همه موجودات هستی است و نفخ صور دوم برای ایجاد جهان اخروی و احیای زندگی موجودات پس از مرگ و رستاخیز آنان است

از پیامبر اکرم(ص) در معنای آیه 103 انبیاء، پرسیدند آن حضرت فرمود: یک صیحه بر مردم زده می شود و مرده ای نمی ماند، مگر اینکه زنده می شود و زنده ای نمی ماند مگر که می میرد؛ جز آن چه را که خدا بخواهد. سپس صیحه ای دیگر بر آنان زده می شود. آنان که مرده اند، زنده شده همگی به صف کشیده خواهند شد لَا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ هَذَا یَوْمُکُمُ الَّذِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ (نورالثقلین ج3 ص416 حدیث180)

خداوند در آیاتی از جمله 48 تا 54 یس و 1 تا 14 نازعات از وجود دو نفخ صور به معنای نابودی زمین و مرگ همه موجودات و نفخ قیامت و رستاخیز و ایجاد جهان و زندگی دیگر سخن گفته است. (التفسیر المنیر، ج 30، ص 35 و نیز مجمع البیان ج9 و10 ص652)

خداوند به مسایل دیگری درباره نفخ صور و چرایی و چگونگی آن اشاره می کند و در آیات 20 و 22 ق، جهل و غفلت بشر نسبت به نفخ صور و پیامدهای آن را عاملی در رفتار نادرست بشر در دنیا و حرکت در مسیری برخلاف اهداف آفرینش و آموزه های هدایتی عقل و وحی بر می شمارد

نفخ صور در هنگام قیامت به صورت یک صیحه و موج سهمگین است که هستی را درهم می پیچید و دوباره می سازد. (ق42 یس48 تا53) از ویژگی های نفخ صور این است که دارای صدای شدید و کر کننده است. (عبس33) چرا که صاخه به صیحه و بانگی شدید گفته میشود که گوشخراش می باشد. (تفسیر المیزان ج2 ص210)

زمان دمیده شدن نفخ صور با توجه به این که دو نفخ و صیحه است، دو زمان متفاوت است. یکی از این نفخه ها در پایان دنیا و آغاز قیامت (انعام 73 کهف98 99 طه100 و 102) و دیگری پس از قیامت برای ایجاد و احیای هستی و زندگی دوباره است. (یس51 و 53) براساس آیه 102 طه، دمیده شدن در صور و حشر در قیامت دو رخداد مرتبط با یکدیگر هستند. بنابراین ارتباط تنگاتنگی میان پایان دنیا و زندگی و رستاخیز و قیامت دوباره هستی و موجودات وجود دارد. از این رو خداوند در آیه فوق حشر را بر نفخ صور عطف کرده تا ارتباط این دو رخداد مهم هستی را با یکدیگر نشان دهد.
نفخ صور امری صددرصد یقینی و وقوع یافتنی است (نازعات1 تا 7) و کسی نمی تواند در وقوع آن تردید افکند؛ زیرا امری به دور از هر گونه بطلان و بیهودگی و در مسیر اهداف آفرینش (انعام73) و براساس اراده و مشیت مطلق الهی (همان)، مالکیت و خالقیت و علم و حکمت خداست (همان)؛ از این رو خداوند بدان وعده می دهد (انبیاء103) چرا که با وقوع آن اهداف آفرینش و خلقت هستی و دنیا و انسان معنا می یابد. مسئولیت این امر به عهده اسرافیل یکی از بزرگترین فرشتگان مقرب الهی که در ردیف جبرائیل، میکائیل و عزرائیل قرار دارد، انجام می شود

در آیات قرآنی از اسرافیل به عنوان داعی (طه،108 مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 50) و منادی (ق41 و42 المیزان ج18 ص361 و مجمع البیان، ج 9 و 10، ص 226) یاد شده . از آیات 41 و 42 ق همچنین به دست می آید که پیامبر(ص) برای شنیدن صدای منادی نفخ صور از جایگاهی نزدیک گوش به زنگ می باشد. این بدان معناست که پیامبر(ص) از جمله کسانی است که نزدیک به خدا و یا اسرافیل است و از نوعی احاطه و تسلط بر این تغییر و تبدل در جهان هستی برخوردار می باشد.

ایمنی از نفخ صور
از این آیات و آیاتی دیگر به دست می آید که نفخ صور هرچند که از نوعی فراگیری و عمومیت برخوردار است، ولی این گونه نیست که همگان گرفتار نفخ صور و نابودی شوند و نیازمند به احیا و ایجاد دوباره باشند. به عنوان نمونه برخی از موجودات از نفخ صور اول در امان هستند. خداوند در آیه 87 نمل و 68 زمر بیان می دارد که دست کم اسرافیل که خود مسئول دمیدن است، از نفخ صور در امان است. از استثنایی که در این آیه مطرح شده و نیز از برخی روایات به دست می آید که افراد دیگری چون جبرائیل، میکائیل و عزرائیل (مجمع البیان، ج7 و 8، ص 370 و 792؛ تفسیر کبیر، فخر رازی، ج8، ص574) درامان خواهند بود.
غیر از اینان، حاملان عرش (نمل 87 و زمر 68 انوارالتنزیل، بیضاوی، ج3، ص291)، خزانه داران خدا (همان)، برخی از موجودات زنده و با شعور آسمانی (نمل 87 و زمر 68)، برخی از موجودات زمینی (همان)، حورالعین (نمل 87 انوارالتنزیل، بیضاوی، ج3، ص291)، بهشتیان (انبیاء 101 و 102)، شهیدان (نمل 87 و زمر 68 و نیز مجمع البیان، ج7 و 8، ص 370) و برخورداران از احسان خداوند (انبیاء 101 و 102) نیز از صیحه نفخ صور و ترس و هراس آن در امان خواهند بود. بی گمان مقام و منزلت پیامبران(ع) بویژه چهارده معصوم(ع) برتر از همه این افراد گفته شده است، پس آنان به یقین از این صیحه ها در امان خواهند ماند

این بدان معناست که آنان در مرتبه ای از هستی قرار می گیرند که نیازی به تبدیل و تغییر از طریق مرگ و نیستی و احیای دوباره ندارند. به سخن دیگر، تحولات و تغییرات برای کسانی اتفاق می افتد که خود به مرگ اختیاری شرایط زیستی متفاوتی برای خود فراهم نیاورده اند و لازم است تا از طریق دالان نفخ صور به حقیقت دیگری منتقل شوند.

آثار نفخ صور
آنچه از آیات به دست می آید این است که نفخ صور کارکردها و آثار بسیار گوناگون و متعددی دارد که بیش از 60 اثر در قرآن برای آن بیان شده است. البته این آثار برای دو نفخ و صیحه متفاوت است؛ چرا که نفخی برای نابودی و نفخی برای احیاست. از این رو خداوند در آیات 8 و 9 مدثر، لحظه دمیدن و نفخ صور در آستانه قیامت را، آغاز سختی ها و ناگواری ها برای اهل محشر می داند که اکثریت مردم را شامل می شود. همچنین نفخ صور، آغاز قیامت و رستاخیز انسانهاست که در آیاتی از جمله 73 انعام و 99 کهف و 100 تا 103 مؤمنون و طه و 51 تا 54 یس به آن توجه داده شده است.
از آثار نفخ نخست صور، اختلال در نظام هستی و پاشیدگی آن (حاقه 13 تا 16)، حرکت کوهها همانند ابرها (نمل، 87 و 88 و نباء 18 و 20)، ترس و خوف و وحشت همگانی (همان)، فروپاشی آسمان و پیچیده شدن آن چون طومار (انبیاء 103 و 104) متلاشی شدن کوهها (نمل 87 و 88)، استقرار فرشتگان در اطراف و حمل عرش الهی از سوی هشت تای آنان به سوی جهان دیگر و نظام دیگر (همان)، بی هوشی موجودات در آسمان و زمین (زمر 68) از جمله بی هوشی کافران و مشرکان (طور 42 و 45)، ترس و خوف همگانی و فرار بستگان و خویشان از همدیگر (عبس 33 تا 35)، غافلگیری همه انسانها (یس 49 و 50)، پایان عمر بشر و زندگی انسان در زمین (یس 49 و 50 و جامع البیان، ج12، جزء23، ص17) و مانند آن می باشد

با این نفخ دنیای مادی پایان می یابد و اثری از این دنیای با عظمت و ستارگان و زمین و موجودات آن نمی ماند. پس از این نفخ مدتی سکوت همه جهان را در برمی گیرد. پس از آن است که زندگی دوباره با نفخ صور دوم آغاز می شود و جهانی دیگر از درون این آسمان و زمین متولد می شود. در این زمان است که همه این آسمان و زمین تولدی دیگر می یابد که با نظام دنیوی کاملا متفاوت است.

در نفخ صور دوم، زمین به واسطه عنایت خاص و نور خداوندی روشن می شود (زمر،68 و 69 و المیزان، ج 17،ص 295) و همگان ناگهان از قبر بیرون آمده و سراسیمه به سوی محشر می روند و در پیشگاه خداوندی (نمل، 87 و نباء 18 و نازعات،6 تا 14) حاضر شده تا برای حسابرسی اعمال و پاداش خود را آماده سازند. (همان و زمر،68 تا 70) این گونه است که زندگی به ظاهر پایان یافته و جهان به ظاهر نابود شده همانند ققنوسی از دل خاکستر بیرون می آید و رستاخیز آغاز و زندگی ابدی انسان درجهانی دیگر شروع می شود. (انبیاء 103 و 104 و ق،19تا 21)

از آثاری که برای نفخ صور بیان شده، آورده شدن نامه اعمال در صحنه قیامت پس از نفخ دوم صور و احیای مردگان است که درآیات 68 و 69 زمر بیان شده است. درآن زمان نامه اعمال افراد به نام کتاب در دست هر کسی گذاشته می شود تا براساس آن، مجازات و کیفر یابند. (التبیان، ج 9، ص 47)
از آثار نفخ دوم، زنده شدن همه انسانها (انبیاء، 103و تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 416 حدیث180)، زنده شدن دوباره موجودات آسمان و زمین پس از مردن به نفخ صور نخست (زمر، آیه 68) گرد آمدن همه انسانها درصحنه قیامت و محشر است. (کهف، 99)

خداوند درآیات دیگر، آثار دیگری چون اشتغال همه انسانها به خود و عدم توجه به حال و روز دیگران (عبس، 33 و 34)، انتظار سرنوشت (زمر 68)، بازگشت به سوی خدا (ق41تا 43)، پایان دوره تکذیب حق وحقیقت ( یس49 و 50) تحقق تهدیدها و وعده ها و وعیدهای خداوند (ق20) و بی تاثیری چاره جویی ها (طور 45 تا 47) و مانند آن را بیان می کند

به هرحال، داستان انسان و هستی، داستان بی پایانی است که در داستان نفخ صور تنها گوشه ای از این داستان بی پایان بیان شده است. از همین گوشه ای که خداوند نشان داده می توان عظمت مسایل را دانست و برای این فرصت کوتاه عمر ارزشی بسیاردید و براساس اهداف و حکمت آفرینش تصمیم گرفت و زندگی کرد.

ویژگی های زلزله قیامت خداوند در حج آیه 1 برای ترسیم عظمت قیامت از آن به زلزله قیامت یاد می کند و می فرماید: «ای مردم! از (عذاب) پروردگارتان بترسید که زلزله رستاخیز امر عظیمی است» و درآیه بعد برای به تصویر کشیدن سختی آن روز می فرماید: روزی که آن را می بینید آنچنان وحشت، سراپای همه را فرامی گیرد که هر مادر شیردهی، کودک شیرخوارش را فراموش می کند هر زن بارداری، جنین خود را سقط می کند و مردم را مست می بینی، در حالی که مست نیستند بلکه عذاب خدا شدید است»!

آیه فوق یکی از صریحترین آیات در بیان احوالات قیامت است که تصویرسازی دقیق و زیبائی از آن روز ارائه می دهد بطوری که برای هیچ انسان عاقل غیرغافلی کوچکترین تردیدی باقی نمی ماند که برپایی قیامت همراه با وحشت و سختی و هول و هراس برای مردم خواهد بود و لذا حواس خود را جمع کرده و از هم اکنون که فرصت چند روزه عمر را در اختیار دارد برای مواجه شدن با آن روز وحشت زا خود را آماده می کند و در اندیشه تدارک و جبران مافات برمی آید و سعی می کند توشه کافی را برای آن روز - که به تعبیر قرآن هیچ مال و فرزندی برای او سودمند نخواهد بود- فراهم نماید

از ویژگی های این روز آن است که روزی تلخ برای کافران و مجرمان (قمر، 43 و 46 و 47) و روزی امن، نور، آرامش و آسایش برای مؤمنان (تحریم، 8) و محسنان (یونس،26) است و چهره های مؤمنان و محسنان در آن زمان شادان به خداوند می نگرد و لذت معنوی می برد.

از دیگر اوصاف و ویژگی های قیامت آن است که امری ناگهانی و غیرقابل پیش بینی برای انسان هاست و ناگهان واقع می شود بی آن که انسان متوجه آن شود. (انعام، 31 و یوسف، 107 و حج، 55 و زخزف، 66 و آیات دیگر) خداوند در آیاتی از جمله آیه 103 و 3 هود، این روز را روزی آشکار و قابل مشاهده برای همگان معرفی می کند؛ زیرا در این روز آن چه برای توده های مردم غیب بوده است به امر مشهود تبدیل می شود و همگان شاهد آن روز خواهند بود و خود جزئی از آن درمی آیند و شاهد و مشهود یکی می شود

چنان که انسان های اهل بصیر که کشف الغطا برای آنان تحقق یافته و قیامت آنان بروز و ظهور کرده است، هم اکنون قیامت برای آنان مشهود می باشد. در حقیقت این آیه می گوید همان گونه که اهل شهود در دنیا قیامتشان قیام کرده و مشهود آنان است، در قیامت همگان از این قدرت و توان بهره مند خواهند شد و پرده های حجاب از جلوی چشمشان برداشته می شود و حقیقت قیامت برای آنان مشهود می شود.

بنابراین، قیامت در حال حاضر برای مؤمنان خاص مشهود است و دیگران به سبب پرده نمی توانند آن را ببینند ولی پس از قیامت و فرو افکنده شدن پرده ها آنان نیز با این واقعیت مواجه خواهند شد. خداوند در 75 قصص، از بصیرت و آگاهی کامل انسان ها به احوال و اعمال خود در قیامت سخن به میان می آورد که چگونه ایشان در آن زمان خود را مشهود می بینند و شاهد و مشهود یکی می شود. بنابراین هر انسانی در قیامت، خود را چنان که در دنیا ساخته و پرداخته می بیند و همه پرده های غفلت دنیوی از میان برداشته می شود و حجاب تن از جان کنار می رود و حقیقت و شاکله وجودی خود ساخته انسان برایش آشکار می گردد. (سجده،12 ق،22 قیامت، 13 و 14)

از دیگر ویژگی های قیامت، داشتن مواقف معین و ایستگاه ها و به اصطلاح امروزی پست های ایست بازرسی است که در آیاتی از جمله آیه 27 و 30 انعام و آیه 31 سبا و 24 صافات به آن اشاره شده است. این بدان معناست که در آن روز، انسان ها در هر ایستگاهی می بایست پاسخگوی موضوعی باشند. گفته شده توقف در هر ایستگاهی برای پاسخگوئی، 50 هزار سال طول خواهد کشید.

نظرات  (۶)

اه اه اه هیچی نداشت من کارم چه کار به اینا
سلام

دلیل بلندی روز قیامت را چرا عنوان نکردید؟

با تشکر
پاسخ:
انشالله سر فرصت  با تشکر
خیلی  الی چشم ادمواز میشود
سلام
واقعاممنونم از وبلاگتان خیلی خوب بود
دستتان درد نکند انشاالله درروز قیامت با چهره ی سفید به بهشت بروید
 تنم لرزید از عظمت ان روز سللامت باشید
 ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">