تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

داستان های معاد (عارف در مسجد)

نام های معاد و قیامت . نفخ صور


برزخ چیست؟ ویژگی های عالم برزخ . برزخ و ارواح سه گانه

دلایل معاد. زنده شدن گیاهان، اصحاب کهف

رجعت . مرگ. اعراف چیست؟

قضای الهی، تقدیرات الهی. محو و اثبات. الخیر فی ما وقع. شانس. رزق روزی

«روح» در آیات قرآن . جن در قرآن

بهشت و دوزخ ، تجسم اعمال انسان . اوصاف بهشتیان

تصویرگری در قرآن از قیامت. ۸ دوربین مدار بسته خدا

عالم ذر کجاست . پوچ گرائئ . پل صراط . خوردنی های دوزخیان

دلایل معاد در زندگی روزمره

معاد به همان اندازه توحید در زندگی انسان نقش دارد. از این روست که معاد و رستاخیز از اصول دین اسلام دانسته شده است؛ زیرا باور به معاد سبک زندگی انسان را تغییر می دهد و رفتار انسانی را متحول می سازد و پای بندی او را به قوانین عقلانی و عقلایی و شرعی افزایش می دهد و اهداف زندگی مادی دنیوی را به سوی اهداف متعالی چون متاله و ربانی شدن تغییر می دهد. برای بسیاری باور معاد سخت و دشوار است

این در حالی است که قرآن از مسئله معاد به عنوان آسان ترین واقعه در هستی یاد می کند و در مقایسه با آفرینش ابتدایی و ابداعی، امکان بلکه وقوع معاد را بسیار سهل و آسان تر از آن می داند. در آیات قرآنی، دلایل بسیاری بر مسئله معاد جسمانی و آسانی نظری و وقوع عینی آن سخن گفته شده و با اشاره به وقوع معاد در زندگی مادی دنیوی، دلایل و شواهد بسیاری را بر امکان بلکه وقوع معاد جسمانی در جهانی دیگر بیان کرده است.
نقش باور به معاد در سبک زندگی انسان
بینش و نگرش انسان به خود و جهان، تأثیر بسزا و شگرفی در چگونگی زندگی انسان و تعامل با رخدادها و وقایع روزمره دارد. اگر انسان به خداوند اعتقاد داشته باشد و باورش بر پروردگاری خداوند قوی باشد، آثار آن در زندگی این خواهد بود که خداوند را مالک هستی می داند که از روی رحمانیت و رحیمیت آفریده ها را آفریده و به هدف و قصدی حکیمانه آن را پرورش و ربوبیت می کند تا هر موجودی به کمال بایسته و شایسته اش برسد

بر این اساس معتقد به قوانین الهی در جهان و تاریخ و جامعه می شود و به سنت های الهی گردن می نهد و ضمن انجام تکالیف و وظایف عبودیت، نسبت به رخدادها و وقایع جهان شکیبایی و صبر پیشه می کند و خود را در چارچوب خواسته های الهی قرار می دهد تا این گونه رضایت خداوندگاری را به دست آورده و اهداف آفرینش را در خود و جهان تحقق بخشد

چنین بینش و نگرشی به معنای پذیرش معاد و رستاخیز است؛ زیرا جهان را قابل آن نمی داند که بتواند همه اهداف آفرینش از جمله محاسبه و مجازات منعم علیهم و مغضوب علیهم را در خود تحقق بخشد. انسان مومن و موحد، دلایل بسیاری را می یابد که بر لزوم و وجوب معاد و رستاخیز پس از مرگ تأکید می کند.

اما کسی که خداوند را باور ندارد یا اهل توحید در همه ابعاد از جمله ربوبیت و پروردگاری نیست، منکر معاد و رستاخیز خواهد بود و مرگ را پایان حیات و زندگی به طور مطلق خواهد دانست و به جای آنکه از مرگ به وفات تعبیر کند به فوت یعنی نیستی و نابودی مطلق یاد می کند. چنین شخصی، همه معنای زندگی را در همین زندگی مادی دنیوی خلاصه می داند و تلاش می کند تا به هر شکلی شده براساس لذت عمل کند و این دو روزه دنیا را خوش بگذارند

بر این اساس، چیزی به عنوان تکلیف در مقابل دیگری در خود احساس نمی کند و اگر به دیگران خدمتی انجام می دهد براساس اصالت لذت و بده و بستان است. برهمین اساس همواره قوانین خشک و عقلانی حاکم بر جامعه آنان خواهد بود و چیزی به نام ایثار، عفو، احسان و محبت در آن جامعه وجود نخواهد داشت

از نظر قرآن، معاد برای کسانی که معتقد به آن هستند در اشکال گوناگونی ظهور می یابد. برخی معاد را زمینه بروز و ظهور صفات ذات الهی در خود می دانند که در جهان مادی آن را کسب کرده و متاله و ربانی شده اند. اینان در حقیقت عاشق خدایی شدن است و تمام توجهشان به وجه الله و وجه الله شدن است. اینان عاشقانی هستند که می کوشند تا الی ربها ناظره باشند (قیامت22 و 23) و خداوند را به نظاره نشینند و خود را آینه تمام نمای صفات و اسمای ذات الهی قرار دهند.

این دسته همواره به جمال الهی می نگرند و می کوشند تا در خود صفاتی از فعل الهی را بروز دهند که بیانگر جمال الهی است؛ زیرا بهشت که چند شکل است و در برخی از آیات هشت بهشت گفته شده تفاوت های ماهوی بسیاری دارد که هر یک لایق دسته ای است. در آیات قرآنی از این دسته به عنوان اصحاب یمین یاد شده. این گروه در زندگی خویش اهل احسان، ایثار، بخشش، کرامت، عفو، مهر و مودت به دیگران هستند

البته گروه سومی هستند که ایشان نیز از اصحاب یمین شمرده می شوند؛ آنان همواره در خوف و خشیت بسر می برند و متأثر از جلال الهی به جای جمال الهی یا کمال الهی هستند. اینان نیز به کارهای خیر اگر متوجه می شوند برای رهایی از جلال الهی و اسماء و صفات فعل جلالی الهی است.

خداوند درباره این افراد در آیات60 و 61 مؤمنون می فرماید که ایشان از خوف جلال الهی در معاد، در کارهای خیر پیشی می گیرند. این دسته از مردمان بیشتر اهل تقوا، گریه، ابتهال، تضرع و مانند آن هستند. بنابراین، در کسانی که به معاد و آخرت ایمان دارند، سه نوع بینش و نگرش وجود دارد که مبتنی بر محبت به کمال ذات الهی، عشق به صفات فعل جمال الهی و ترس و خوف از صفات فعل جلال الهی است

از این رو تفاوت های معناداری حتی در سبک زندگی این سه گروه می توان یافت. امیرمؤمنان علی(ع) عبادت مردم را به سه دسته تقسیم می کند و می فرماید: ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار، و ان قوما عبدوالله رهبه فتلک عباده العبید و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عباده الاحرار؛

عده ای خدا را برای رسیدن به ثواب عبادت می کنند که این عبادت بازرگانان و تجار است؛ و جمعی خدا را از روی ترس عبادت می کنند که عبادت غلامان و بردگان است؛ و گروهی خدا را به جهت سپاسگزاری از نعمت هایش بندگی می کنند و این عبادت آزادگان است.

دلایل روشن از معاد در جهان مادی

خداوند هرچند که در همه جا حاضر است و همه هستی، آینه و نشانه هایی از اوست؛ ولی توجه انسان به آینه و غفلت از صورت ظاهر در آینه موجب می شود تا انسان حقیقت و ملکوت هرچیز را نبیند و سرگرم ظاهر شود. همین غفلت از صورت ظاهر در آینه آیات هستی است که آدمی را نسبت به خداوند و فلسفه آفرینش و همچنین معاد غافل می کند و او گرفتار نسیان از هدف و مسیر درست زندگی می شود.

خداوند به اشکال گوناگون بر آن است تا مردم را از غفلت بیرون آورد و متوجه ملکوت و وجه الله هر چیزی کند. از این رو به بلاء و ابتلاء و مصیبت و مهر و خشم می کوشد تا انسانها را بیدار کند.
از نظر قرآن،
تفکر و تدبر در آیات آفاق و انفس (فصلت 53) یعنی نشانه های درون و بیرون می تواند مردم را از غفلت بیرون آورد و زمینه ساز بازگشت به مسیر اصلی و هدف زندگی شود. اگر انسان به هر چیزی بنگرد و در آن دقت و نظر کند درمی یابد که ملکوت هرچیزی خداوند است؛ چنان که این معنا به ابراهیم(ع) نشان داده شده است. (انعام 75)

درباره معاد جسمانی و امکان وقوع آن نیز دلایل و شواهد بسیاری در زندگی مردم و جهان پیرامون یعنی در آفاق و انفس وجود دارد که انسان می تواند با تفکر و تدبر در آن حقیقت معاد جسمانی را در جهانی دیگر دریابد

در آیات قرآنی افزون بر نقل داستان هایی از چگونگی معاد و احیای دوباره مردگان به اموری اشاره می شود که از حوزه نقل به حوزه عقل منتقل می شود. به این معنا که افزون بر بیان داستان های نقلی از گذشته و چگونگی احیای مردگان و رستاخیز آنان، به دلایل و شواهدی اشاره می شود که در دسترس همگان است. این گونه است که خداوند از نقل و عقل برای تبیین مسئله معاد و رستاخیز استفاده می کند.
در حوزه نقل، می توان به داستان هایی چون
احیای الاغ عزیر پس از یک سده (بقره 259)، احیای اعجازآمیز عزیر پس از یکصد سال (همان)، احیای پرندگان پس از ذبح و جمع آوری اجزای آنان به وسیله حضرت ابراهیم(ع) و رد شبهه آکلو ماکول (بقره 260)، احیای مردگان صاعقه گرفته بنی اسراییل (بقره 55 و 56)، احیای مقتول بنی اسرائیل (بقره 72 و 73) و بیداری اصحاب کهف پس از خواب طولانی سیصدساله (کهف 9 تا 21) اشاره کرد که در قرآن از آن حکایت شده است.

در حوزه عقل نیز دلایل و شواهد بسیاری بیان شده که در اختیار مردم است و هرکسی می تواند با تدبر و تعقل و نظر در آنها، امکان معاد و رستاخیز را اثبات و تبیین نماید. از مهمترین دلایل و شواهدی که بر امکان و وقوع معاد می توان ارایه داد، مسئله توحید است. پذیرش عقلانی توحید با نگاهی به جهان آفرینش این امکان را به فلاسفه می دهد تا حقانیت معاد را بفهمند و اثبات کنند. (یونس 34مومنون82 تا 85)

همچنین خداوند در آیه 62 انعام با اشاره به حاکمیت خدا بر همه چیز، آن را دلیل و نشانه هایی از قدرت خود بر بازگرداندن آدمیان به خود می داند و شاهدی بر اصل امکان معاد می شمارد. افزون بر این می توان به مسئله ربوبیت خداوند بر موجودات(انعام 164مومنون 82 تا 87)، رحمت الهی که مقتضی رساندن انسان به کمال خود و بهره مندی از حیات جاوید پس از مرگ است (روم 50)،

عدالت خدا در پاداش دادن به خوبان و کیفر دادن به بدکاران در محکمه عدل و قابل اجرا چنان که بایسته و شایسته خوبان و بدکاران باشد (یونس 4سجده 14 و 15 و 16)

علم خدا به اجزای متلاشی شده هر چیز (ق 2تا 4)، قدرت مطلق خداوند و توان او بر هر کاری (سباء 7 و 9، بقره 259)، مالکیت خداوند بر موجودات (بقره 156مائده 18)، عزت خدا و غلبه او بر هر چیز (بقره 260) و هدفمندی خلقت و حقانیت آن و حکمت خداوند (آل عمران 191 انعام 73یونس 4 و 5)

به عنوان دلایل و شواهد عقلی اشاره کرد که بر اثبات معاد و رستاخیز دلالت دارند.فراتر از این دلایل عقلانی پیش گفته، خداوند راه های آسان تری برای اثبات امکان و وقوع معاد ارایه کرده که در همه جا قابل شناسایی و ردگیری است.

ازجمله این دلایل و شواهد بر رستاخیز می توان به چگونگی فراهم شدن و نزول آب آشامیدنی از ابرها اشاره کرد. در این گردش و فرآیند نزول باران و آب می توان چگونگی امکان و نیز قدرت خداوند را از معاد و رستاخیز به دست آورد. (واقعه 60 تا 70)

همچنین حیات بخشی به موجودات از دیگر دلایلی است که در اختیار همگان است. خداوند در آیه 19 روم به مسئله تبدیل موجود فاقد حیات به موجودی زنده از سوی خود اشاره می کند و آن را دلیل و شاهدی بر مدعای معاد و امکان و وقوع رستاخیز برمی شمارد

زنده شدن گیاهان و حیات مجدد آنان پس از مرگ و آبادانی زمین با باران و برآمدن گیاهان و رشد آنها دلیل و شاهدی دیگر بر امکان و وقوع معاد است که در آیاتی از جمله 57 اعراف و 5 حج و 19 و 50 روم و 9 فاطر و 39 فصلت و 11زخرف به آن اشاره شده است.

از نظر قرآن مطالعه رویش و رشد گیاهان گوناگون بر زمین مرده، زایل کننده هرگونه تردید و گمان در امکان معاد و قدرت خداوند بر احیای مجدد مردگان و رستاخیز آنان است. (حج 5 تا 7؛ ق 3 تا 11عبس 24 تا 33)
مطالعه و دقت نظر در چگونگی
حیات و نمو دانه ها و گیاهان در زمین این امکان را برای همگان فراهم آورده تا به قدرت الهی پی برند و امکان معاد را دریابند. (واقعه 60 تا 64؛ نباء 1 و 2 و 14تا 17) انسان هرچند که می تواند با نگاهی به آفاق، این حقیقت را دریابد بلکه می تواند حتی با نگاهی به خود و خودشناسی، حقیقت معاد را نیز با شواهد و دلایلی متقن و حضوری و شهودی دریابد؛ زیرا حیات یافتن انسان از مواد فاقد حیات، خود دلیل بر قدرت خداوند بر احیای مجدد انسان پس از مرگ اوست. (بقره 28؛ جاثیه 26)

انسان از عناصری چون خاک، نطفه و علقه آفریده شده است که بیانگر امکان مجدد رستاخیز و معاد آن می باشد. (حج 5 مومنون 12 تا 16 قیامت 35 تا40 غافر 67 و 68) اگر انسان در چگونگی خلقت و آفرینش خود دقت نظر کند به سادگی تجدد حیات در خود را خواهد یافت. جالب این است که انسان هر دمی می میرد و زنده می شود چنان که در هنگام خواب نوعی مرگ را تجربه می کند و هنگام بیداری نیز نوعی معاد را می آزماید. (زمر 42)

از نظر قرآن، چیزی که نباید هیچ گونه تردید و شکی درآن روا داشت همین معاد و رستاخیز است؛ زیرا وقتی انسان به خلقت هستی و آفرینش آن از سوی خداوند توجه می یابد می بایست خود به خود به معاد و رستاخیز دوباره آنها ایمان آورد. (یونس 34؛ ابراهیم 19 و 20 نمل 64 و 67) بلکه انسان با نگاهی به آفرینش هستی و خود باید در یابد که معاد و رستاخیز از خلقت ابتدایی و آغازین برای خداوند آسان تر است. (روم 27 عنکبوت 19 تا 21)

از دیگر نشانه ها، شواهد و دلایل امکان معاد و رستاخیز ، درخت سبز آتش زاست که در آن نشانه قدرت خداوند را درحیات مجدد و رستاخیز می توان به نظاره نشست

از این رو خداوند از مردم می خواهد تا دراین معجزه آشکار و پیش روی خود دقت و تامل نمایند تا حقیقت معاد و امکان آن برای ایشان روشن شود. (یس 78 تا 80 واقعه 60 تا 73) باشد با نگاهی به این شواهد و دلایل روشن و کافی درخود و محیط زیست خویش، درک درستی از حقیقت معاد داشته و زندگی خود را براساس این تفکر و بینش و نگرش سامان دهیم.

رستاخیز زمین، یادآور رستاخیز جهان انسان عاقل و ذاکر به هر چیز که می نگرد خدا را در پیش و پس و همراه آن می بیند. هنگامی که بارانی می بارد و زمین زنده و گیاهان سبز می شوند و خاک مرده زنده می گردد، آدمی یاد خدا و هدف و فلسفه آفرینش می افتد. از این رو در روایات آمده است: اذا رایتم الربیع فاذکروا النشور، هنگامی که بهار را دیدید رستاخیز را یاد کنید..

خداوند در آیاتی از جمله آیه 24 روم می فرماید: و از نشانه ها و آیات الهی آن است که برق را به جهت خوف و طمع شما نشان می دهد و از آسمان باران و آب فرو می فرستد پس به وسیله آب باران، زمین پس از مرگش زنده می شود. به درستی که در آن نشانه هایی است برای کسانی که خردورزی می کنند.

زنده شدن گیاهان، نماد زنده شدن مردگان
همان گونه که خداوند با آب باران، زمین مرده و گیاهان مرده را زنده می کند و به آن ها جان می بخشد، همچنین انسان های مرده را در رستاخیز زنده می کند و چون گیاه از خاک بر می انگیزاند. همین معنا نیز در آیه 5 ق بیان شده : رزقا للعباد و احیینا به بلده میتا کذلک الخروج؛ اینها همه برای روزی بندگان من است و با آن آب، سرزمین مرده ای را زنده گردانیدیم، رستاخیز نیز چنین است.

در حقیقت، هر کسی به سادگی با اندکی تدبر و تفکر در زندگی گیاه و مرگ و رویش آن می تواند حقیقت زندگی دنیا و رستاخیز انسان ها را در قیامت بشناسد

به این معنا که تفکر و مطالعه در رویش گیاهان بر اثر باران، برطرف کننده شک و تردید در مورد قیامت و رستاخیز و برانگیختن مردگان است. (حج 5 تا7) کسانی که در آیات رویش گیاهان و بهار طبیعت تفکر و تدبر می کنند، می توانند به آسانی به حقیقت توحید (نحل، 10 و 11 حج 62 و 63) و قدرت خداوند (حج 5 و 6 و فرقان 48 و 49) برسند و تقدیر الهی و نظام احسن خداوندی را درک کنند (حجر 19 و 21)

از نظر قرآن، رویش گیاهان و فصل بهار به عنوان فصل رویش ها و رستاخیزها، بیانگر قدرت، تدبیر، تقدیر، علم همه جانبه، ظرافت و لطافت و مانند آن است.(حج 36) تاکید خداوند در آیه 36 حج بر دو اسم لطیف و خبیر بیانگر این معناست که رستاخیز انسان همانند رستاخیز گیاهان با تمام دقت، لطافت، زیبایی و آگاهی بر جزئیات انجام می شود.

از این رو طبیعت و سبزه و گیاه و آب و ماهی در آموزه های عرفانی قرآن، معنای دیگری می یابد و انسان را با حقیقت و ملکوت اشیاء آشنا می سازد.

                                      اصحاب کهف نشانه وقوع معاد

از جمله آیات الهیه که دلالت بر معاد دارد، داستان اصحاب کهف و رقیم است . جمله این آیات از آیه ششم تا آیه بیست و ششم از سوره کهف آمده . أَمْ حَسِبْتَ أَن أَصْحَـ'بَ الْکَهْفِ وَ الرقِیمِ کَانُوا مِنْ ءَایَـ'تِنَا عَجَبًا؛ آیا تو چنین مى پندارى که قصه اصحاب کهف و رقیم، از آیات عجیبه ما بوده؟ (کهف/9).

فَضَرَبْنَا عَلَى ءَاذَانِهِمْ فِى الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَدًا؛ و ما بنا بر دعا و درخواست آنان ، سالیانى بر گوشهاى آنان زدیم که بخفتند و به راحتى فرو رفتند»(کهف/11)، و سگ آنان هم با خودشان به خواب رفت ، و مدت سیصد و نُه سال قمرى که سیصد سال شمسى مى شود به خواب رفتند: (ثَلَـ'ثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَ ازْدَادُوا تِسْعًا، کهف/25)

تا آنکه میفرماید: «وَ کَذَ'لِکَ بَعَثْنَـ'هُمْ لِیَتَسَآءَلُوا بَیْنَهُمْ قَالَ قَآئلٌ مِنهُمْ کَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالُوا رَبکُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ؛ و اینچنین ما آنها را برانگیختیم و بیدار کردیم براى آنکه در میان خود به گفتگو و مکالمه پردازند.

یک نفر از آنان به دیگران گفت : شما چقدر درنگ کرده اید؟ یک روز یا مقدارى از یک روز! چند نفر دیگر از آنان در پاسخ گفتند:خداوند و پروردگار شما داناتر است به مقدار درنگ شما! (کهف/19).
و نیز مطلب را قرآن کریم ادامه میدهد تا آنکه میفرماید: «
وَ کَذَ'لِکَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَن وَعْدَ اللَهِ حَق وَ أَن الساعَةَ لاَ رَیْبَ فِیهَا؛ و اینچنین ما مردم را و اهل مدینه و شهر را بر احوال آنها آگاه کردیم تا بدانند که وعده خداوند حق است ، و آمدن ساعت قیامت و فرا رسیدن موعد معهود جاى شک و تردید نیست (کهف/21).

و از اینجا به دست مى آید که داستان اصحاب کهف، و پنهان شدن آنها در مغاره و خوابیدن سیصد و نُه سال و برانگیختن آنانرا پس از این مدت طولانى ، و آمدن به شهر براى خرید طعام ، و اطلاع مردم بر این داستان؛ همه و همه براى اعلام و اعلان قضیه معاد و کیفیت آن، و عدم استبعاد آن بوده است . پی نوشت:معادشناسى 5، صفحه 318-313

یاد مرگ و آثار تربیتی آن

‏حکایت شده: فردی وارد شهری شد و دید مردم آن شهر هیچ گناهی مرتکب نمی‌شوند؛ بسیار تعجب کرد و جویای علت شد. پس از جست وجوی بسیار متوجه شد که در این شهر هر کس می‌میرد، خانواده‌اش او را جلوی در خانه دفن می‌کنند.

گذر شب و روز و تداعی پیوسته این خاطره‌ها و پایان آنها، سبب آن شده که میل و رغبتی به گناه نکنند. بدون تردید یکی از مهمترین و موثرترین عوامل وارستگی انسان،ذکر الموت یاد مرگ و قیامت است. کسی که همواره به یاد مرگ و قیامت باشد، بی‌شک مراقب اعمال و رفتار و پندار خود خواهد بود

قهرا چنین انسانی تلاش می‌کند تا کارش را بر طبق رضای حق تعالی و مطابق با دستورات الهی انجام دهد.کسی که دارای آرزوی دراز است به فکر مرگ و پس از مرگ نیست، زیرا می‌کوشد که آن آرزوهای طولانی را لباس عمل بپوشاند، به آنها تحقق بخشد و به فکر آرزوهای خود است و به ناچار مرگ را از یاد می‌برد.

از آنجا که یاد مرگ، نقش بسیار سازنده‌ای در زندگی انسان دارد، رسول مکرم اسلام (ص)، یادکنندگان مرگ و قیامت را هم درجه و هم‌رتبه شهدا معرفی می‌کند: "به رسول خدا (ص) عرض کردند: آیا کسی با شهدا محشور خواهد شد؟ فرمود: بلی، کسی که در شبانه روز بیست مرتبه مرگ را یاد کند"

زیرک‌ترین مردم چه کسی می‌باشد؟ فرمود: آن کس که بیشتر یاد مرگ کند و زیادتر مهیّای آن شده باشد"(3). اهمّیت یاد مرگ به اندازه‌ای است که حضرت مسیح (ع) در جواب حواریین که سئوال کردند؛ اولیایی که هیچ ترس و اندوهی بر آنها نیست چه کسانی هستند؟

یکی از ویژگیهای اولیای خدا را دوست داشتن یاد مرگ و رها نمودن یاد دنیا معرفی می‌کند و می‌فرماید: یاد مرگ را دوست دارند و یاد زندگی را رها می‌کنند. فکر کردن در مورد مرگ به قدری دارای تأثیرات مفید است که از برترین اندیشه‌ها و برجسته‌ترین عبادتها شمرده شده؛ همچنان که پیامبر اکرم (ص)می‌فرمایند: برترین عبادت یاد مرگ است و برترین تفکّر یاد مرگ است .

به‌علاوه، یاد مرگ و قیامت، زندگی دنیا را از انسان سلب نمی‌کند بلکه به آن معنای دیگر و جهت درست می‌دهد. آیات و روایات، با تعبیرات مختلف، انسان را به یادآوری مرگ و قیامت توصیه و از عواقب غفلت و بی‌توجهی به آن، برحذر می‌دارد.

علی (ع): "اذکروا هادم اللذات و منغض الشهوات و داعی الشتات؛ به یاد آورید منهدم کننده لذتها، تیره کننده خواهشها و خواننده به سوی پراکندگی را.

و در جای دیگر با هشدار به اینکه موت فراگیر است، امام صادق ع در مورد تأثیر عمیق یاد مرگ بر بیداری روح و جان آدمی می فرماید: ذکر الموت یمیت الشهوات فی النفس …… الدنیا؛ یاد مرگ خواهشهای باطل را از دل زایل می‌کند و ریشه‌های غفلت را می‌کند و دل را به وعده‌های الهی قوی و مطمئن می‌گرداند و طبع را رقیق و نازک می‌سازد و عَلَمهای هوا و هوس را می‌شکند و آتش حرص را فرو می‌نشاند و دنیا را حقیر و بی‌مقدار می‌سازد

به همین دلیل است که هر امر مربوط به مرگ، می‌تواند عامل بیداری و دوری فرد از غفلت محسوب گردد؛ امام صادق (ع): "من کان معه کفنه فی بیته لم یکتب من الغافلین کسی که کفنش با او در خانه‌اش باشد، از غافلان به شمار نمی‌آید"

و : "هنگامی که جنازه کسی را برداشتی، فکر کن که گویا تو خود آن کسی هستی که [در تابوت است و] آن را برداشته‌اند.‏ زهد و بی رغبتی به دنیا از دیگر آثار توجه به مرگ است.

غفلت از مرگ، دنیا را در نظر انسان زیبا و با ارزش جلوه می‌دهد و او را سخت شیفته و واله خویش می‌گرداند، به طوری که عقل او را از درک هر حقیقت و واقعیتی همچون مرگ محروم می‌سازد؛ انسان غافل، در راه رسیدن به خواسته‌های نفسانی از هیچ سعی و تلاشی فروگذاری نمی‌کند و از پای نمی‌نشیند.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: اکثروا من ذکر الموت فانه یزهد فی الدنیا؛ مرگ را بسیار یاد کنید؛ زیرا یاد مرگ از میل و رغبت به دنیا می‌کاهد". ابوعبیده می‌گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: چیزی بفرمایید که از آن سود برم. فرمودند: ای ابا عبیده! زیاد مرگ را یاد کن! چه هر انسانی آن را بسیار یاد کند، نسبت به دنیا بی‌رغبت می‌شود" .‏

آثار تربیتى اعتقاد به معاد
همه عقاید دینى در رفتار انسان مؤثر؛ هر چند تأثیر آنها یکسان نیست. از میان عقاید دینى، اعتقاد به رستاخیز و معاد یکى از نافذترین و مؤثرترین باورها در جهت دادن به رفتار آدمى و تربیت و اصلاح اوست.

چنین عقیده اى نقش شایانى در پرورش روح انسان دارد و آثار تربیتى شگرفى در زندگى فردى و اجتماعى او به ارمغان مى آورد :
1 ـ اصلاح نگرش انسان به دنیا و بى اعتنایى به جلوه هاى فریبنده آن
اعتقاد به معاد، نگرش انسان را به دنیا تغییر داده ، دنیا را براى انسان به عنوان ابزارى در جهت نیل به اهداف والاى انسانى و رسیدن به یک زندگى جاوید و همیشگى قرار مى دهد. بر اساس جهان بینى توحیدى دنیا براى انسان آفریده شده و نه انسان براى دنیا ، و شخصیت انسانى بسیار والاتر و گرانبهاتر از آن است که بخواهد خود را به متاع دنیا و جلوه هاى فریبنده آن بفروشد.

اعتقاد به معاد، بینش انسان را به عالم هستى وسعت مى بخشد و او را از تنگناى دنیا به فراخناى جهان باقى پیوند مى دهد ، و همّت او را بلندمرتبه تر از آن مى گرداند که بخواهد به تعلّقات دنیوى و مادّى خشنود شود و بدان رضایت دهد

ژان ژاک روسو در یکى از پندهاى حکیمانه خود به فرزندش امیل مى گوید: «من که مى دانم فناپذیر هستم چرا در این جهان براى خود بستگیهایى ایجاد کنم؟ پس اگر مى خواهى خوشبخت و عاقل زندگى کنى قلب خود را فقط به زیباییهاى فناناپذیر وابسته نما، سعى کن خواسته هایت محدود و وظیفه ات مقدّم بر همه چیز باشد، فقط چیزهایى را طلب کن که با قانون اخلاق مغایر نباشد، به خودت عادت بده که همه چیز را بدون ناراحتى از دست بدهى و بدون اجازه وجدان هیچ چیز را قبول ننما ، در این صورت حتما خوشبخت خواهى شد و به هیچ یک از چیزهاى زمینى دلبستگى شدید پیدا نخواهى کرد

قرآن کریم در قالب داستانهاى خود تابلوهایى زیبا ترسیم نموده که در آنها عظمت انسانهاى بلندهمّتى را به تصویر کشیده که هیچ گاه در برابر تمنیّات و تعلّقات دنیوى زانو نزدند، و فریفته جلوه هاى فریباى دنیا نشدند؛ از جمله:
الف ـ ساحران فرعون ، همانان که پاداشهاى مادى فرعون و سکنا گزیدن در جوار او تمام آمال و آرزوهاى آنان را تشکیل مى داد، به ناگاه ایمان به خدا چنان تحوّلى در روح و جان آنها ایجاد کرد که تمام دنیا و جلوه هاى زودگذر آن در پیش چشمشان خوار و خفیف به نظر مى رسید و از این رو در برابر تهدیدهاى فرعون به قتل ، قاطعانه مى گویند: هیچ مانعى ندارد و هیچ گونه زیانى از این کار به ما نخواهد رسید، هر کار مى خواهى بکن، ما به سوى پروردگارمان باز مى گردیم. قَالُوا لاَ ضَیْرَ اِنَّـآ اِلى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ

تو با این کار نه تنها چیزى از ما کم نمى کنى ، بلکه ما را به لقاى معشوق حقیقى و معبود واقعى مى رسانى. آن روز این تهدیدها در ما اثر مى گذاشت که ما خویشتن را نمى شناختیم ، با خداى خود آشنا نبودیم و راه حق را گم کرده و در بیابان زندگى سرگردان بودیم، امّا امروز گم شده خود را یافته ایم، هر کار مى توانى بکن! آرى، ایمان به خدا و اعتقاد به حیات جاودان و اندیشه رجوع به پیشگاه حق، آنان را چنان منقلب ساخته بود، که دیگر مرگ در نظر آنان فنا نبود، بلکه وسیله اى بود براى حضور یافتن نزد محبوب

ایمان به معاد، چهره وحشت انگیز مرگ را که همیشه به صورت کابوسى بر افکار انسانها سنگینى داشته و آرامش را از آنها سلب کرده دگرگون مى سازد و آن را از مفهوم نیستى به دریچه اى به سوى جهان بقا تغییر مى دهد.
ب ـ همسر فرعون نیز با آنکه غرق در یک زندگى مرفّه و تجمّلاتى بود، امّا زرق و برق دستگاه فرعونى او را نفریفت و او که دلش به نور ایمان روشن بود، از تمام تعلّقات دنیوى دست شست و از تنگناى آن قصرها به فراخناى بهشت چشم گشود و چنین دعا کرد و گفت: «پروردگار من، خانه اى برایم در جوار قربت در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کارهایش رهایى بخش». رَبِّ ابْنِ لى عِنْدَکَ بَیْتًا فِى الْجَنَّةِ وَ نَجِّنى مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ

آرى همسر فرعون جوار رحمت پروردگارش را خواسته، خواسته است تا با خدا نزدیک باشد و این نزدیکى با خدا را بر نزدیکى با فرعون ترجیح داده، با اینکه نزدیکى به فرعون همه لذّات را در پى داشته، در دربار او آنچه را که دل آرزو مى کرده یافت مى شده و حتى آنچه که آرزوى یک انسان بدان نمى رسیده، در آنجا یافت مى شده، پس معلوم مى شود همسر فرعون چشم از تمامى لذّات زندگى دنیا دوخته بود، آن هم نه به خاطر اینکه دستش به آنها نمى رسیده، بلکه در عین اینکه همه لذّات برایش فراهم بوده، مع ذلک از آنها چشم پوشیده و به کراماتى که نزد خداست و به قرب خدا دل بسته بود و به غیب ایمان آورده و در برابر ایمان خود استقامت ورزیده تا از دنیا رفته است».
2 ـ کنترل غرایز و شهوات
تا زمانى که انسان در این دنیا استقرار دارد دلش از تمنّا و خواهشها باز نمى ایستد ، امّا وقتى در پرتو ایمان به غیب و اعتقاد به سراى باقى دریافت که فرصت دنیا بسیار محدود و بهره آن نیز بسى ناچیز است، و حتى در قلمرویى که به دست مى آید نمى توان آن را براى همیشه حفظ کرد و خوشیها و لذایذ واقعى نیز در همین ایام کوتاه خلاصه نمى شود، دیگر نه هر دم امواج خواسته هاى بى پایان بر دلش استیلا مى یابد که خود را به همه چیز وابسته کند و موجب انهدام خویشتن گردد و نه از اینکه بیش از حد از نعمتها و ثروتهاى دنیا برخوردار نشده، آزرده خاطر مىشود. داستانهاى قرآن نیز از این تأثیر نافذ و مؤثر ایمان به معاد حکایت دارند
3 ـ شهامت و شجاعت
اعتقاد و باور به معاد چنان تحوّل عظیمى در روح و اندیشه انسان ایجاد مى کند که نه تنها از فشارهایى که در طریق انجام مسئولیتها بر او وارد مى آید رنجى نمى برد ، بلکه از آن استقبال مى کند و همچون کوه در برابر حوادث مى ایستد و در برابر بى عدالتیها تسلیم نمى شود و مطمئن است کوچک ترین عمل نیک و بد، پاداش و کیفر دارد و بعد از مرگ به جهانى وسیع تر که خالى از هر گونه ظلم و ستم است انتقال مى یابد و از رحمت و الطاف پروردگار بهره مند مى شود.
به گفته ویلیام جیمز: «آدمى به این اعتقاد نیاز دارد که در وراى این عالم محسوس ، عالم دیگرى وجود دارد که غرق در معنویت است و همین اعتقاد است که سبب مى گردد تا به افرادى که بدان پایبند هستند در برابر حوادث نیرو و قدرتى عظیم ارزانى دارد».

و به راستى چه اعتقادى مانند این خواهد توانست تا در یورش سختیها و دگرگونیهاى روزگار به انسان ثبات قدم بخشد و همچون لنگرى مطمئن کشتى طوفان زده روح انسان را در حوادث و بلایا از تلاطم باز دارد. داستانهاى قرآن نیز حکایتگر خوبى از شهامتها و شجاعتهاى مردان خدا در پرتو اعتقاد به معاد هستند

4 ـ دلگرمى و آرامش
انسان فطرتا جویاى سعادت خویش است، از تصوّر وصول به سعادت غرق در مسرّت مى گردد، و از فکر یک آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه بر اندامش مى افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب مى گردد. آنچه مایه سعادت انسان مى گردد دو چیز است: یکى تلاش و دیگرى اطمینان به شرایط محیط . انسان درباره آنچه مربوط به تلاش خودش است شک و تردید ندارد.

آنچه که انسان را به اضطراب و نگرانى مى کشاند و آدمى تکلیف خویش را درباره او روشن نمى بیند، جهان است. آیا کار خوب فایده دارد؟ آیا صداقت و امانت بیهوده است؟ آیا همه تلاشها و انجام وظیفه ها پایان کار محرومیت است؟ اینجاست که دلهره و اضطراب در مهیب ترین شکلها رخ مى نماید.
ایمان به معاد، ریشه یأسها و نومیدیها را که آفت جان انسانهاست مى سوزاند و انسان را امیدوار مى سازد که هیچ یک از اعمال نیک او از صفحه هستى پاک نمى شود و مصائب و ناکامیهایش در این دنیا هیچ کدام بى پاسخ نخواهد ماند.

از سوى دیگر یادآورى آن دادگاهى که عدالت محض بر آن حکمفرماست و صالح و طالح و ابرار و اشرار در آن به یک چشم نگریسته نمى شوند، و هر کس را به مقتضاى اعمالش ثواب یا عقاب مى کنند، براى مؤمنان ، آرامش خاطر و بهجتى وصف ناشدنى به ارمغان مى آورد و آینده روشنى را به آنها نوید مى دهد. در لابلاى داستانهاى قرآن نیز از این اثر تربیتى ایمان به معاد مى توان نمونه هایى را سراغ گرفت

5 ـ احساس مسئولیت و حالت آماده باش دائمى
یکى از آثار پر برکت اعتقاد به معاد ، بیدار شدن احساس مسئولیت و وظیفه شناسى در عمق وجود انسانهاست، به گونه اى که تمام افکار و کردار آدمى را تحت شعاع قرار مىدهد و او در مقابل هر کارى خود را موظف به پاسخ گویى مى داند. از این رو کوتاه ترین لحظات عمر نیز ارزشى فوق العاده مى یابد و انسان خود را همچون مسافرى خواهد دانست که باید از فرصتها بیشترین بهره را ببرد و ره توشه آخرت را هر چه بیشتر و بهتر برگیرد

انسان مؤمن به حیات جاویدان، همواره کمال دقت را در اندیشه ها و خُلق و خویها و اعمال و رفتار خویش به کار مى برد؛ زیرا مى داند که به اینها به چشم یک سلسله امور زودگذر نباید نگاه کرد، اینها همه پیش فرستاده هاى انسان به سراى دیگر است و در سراى دیگر با این سرمایه ها باید زندگى کند
بدین سان مى توان دریافت که این اعتقاد ماتریالیست ها و هواداران آنها که مى پندارند اعتقاد به حیات بازپسین سبب مى شود تا قدرت تحرک و نشاط را از آدمى سلب نموده ، او را به انزوا طلبى بکشاند، تا چه حد خام و پوچ است؛

زیرا همان گونه که گفتیم، ایمان به وجود دادگاهى که تمام اعمال انسان بى کم و کاست در آن مورد بررسى قرار مى گیرد و هیچ راهى براى فرار از چنگال مجازات آن نیست، انسان را سخت تکان مى دهد و روح خفته او را بیدار مى کند و او را به وظیفه شناسى فرا مى خواند و نه تنها او را به رخوت و سستى دعوت نمى کند ، بلکه بر عکس روح تقوا و تعهد و احساس مسئولیت را در وى زنده مى کند. جلوه هایى از این تأثیر شگرف اعتقاد به معاد را مى توان در میان داستانهاى قرآن سراغ گرفت

6 ـ عبرت آموزى
یکى دیگر از میوه هاى شیرین و ثمرات نیکوى درخت پربار ایمان به معاد، عبرت آموزى از تاریخ گذشتگان و پندآموزى از فراز و نشیب زندگى است. آدمى در پرتو ایمان و باور به معاد چشمانى نافذ و حقیقت بین مى یابد، که از ظواهر امور به باطن آنها دیده مى گشاید و از خانه غرور به خانه شعور پا مى نهد. تحوّلات دنیا ، دگرگونیهاى روزگار ، آمدنها و رفتنها همه و همه آینه هاى تمام نمایى هستند که به خوبى ناپایدارى این دنیا و جلوه هاى فریباى آن را نشان مى دهند و انسان را از دلبستن به دنیا و فرو رفتن در گرداب غفلت بر حذر مى دارند، به شرط آنکه انسان تنها تماشاگر حوادث نباشد، بلکه از مدرسه روزگار، درس عبرت آموزد و خود را براى دانشگاه قیامت مهیا سازد
امیر مؤمنان ع در سفارش به پندپذیرى از تاریخ مى فرماید: اگر راهى براى زندگى جاودانه وجود مى داشت، یا از مرگ گریزى بود، حتما سلیمان بن داوود ع چنین مى کرد، او که خداوند حکومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختیارش قرار داد. امّا آن گاه که پیمانه عمرش لبریز و روزى او تمام شد تیرهاى مرگ از کمانهاى نیستى بر او باریدن گرفت و خانه و دیار از او خالى گشت، خانه هاى او بى صاحب ماند و دیگران آنها را به ارث بردند.

مردم! براى شما در تاریخ گذشته درسهاى عبرت فراوان وجود دارد، کجایند عمالقه و فرزندانشان؟ کجایند فرعونها و فرزندانشان؟ کجایند مردم شهر رس، آنها که پیامبران خدا را کشتند و چراغ نورانى سنّت آنها را خاموش کردند و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند؟»
قرآن کریم پس از بیان سرگذشت دردناک قوم نوح و عاد و ثمود و قوم شعیب و قوم لوط و سرگذشت فرعونیان، ماجراى آنها را درس عبرتى مى داند براى همه کسانى که از عذاب آخرت در ترس و بیم به سر مى برند، و پشتشان از شنیدن حوادث هولناک قیامت مى لرزد؛ آنجا که مى فرماید:

در این (سرگذشتهاى عبرت انگیز و حوادث شوم و دردناکى که بر گذشتگان رفت) علامت و نشانه اى است براى کسانى که از عذاب آخرت مى ترسند؛ همان روزى که همه مردم در آن گرد مى آیند. اِنَّ فى ذلِکَ لاَیَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الاْخِرَةِ ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ

آرى آنها که به رستاخیز ایمان دارند، با دیدن هر یک از این نمونه ها و سرنوشت شومى که چنین اقوامى بدان گرفتار آمدند ، دلهایشان تکان مى خورد ، و از ماجراى آنها عبرت مى گیرند و راه خود را باز مى یابند و دامان خود را به گناهانى که آنها بدان آلوده شدند نمى آلایند. امّا آنها که ایمانى به قیامت ندارند، دریچه دلهایشان بر واقعیتهاى زندگى بسته شده، تنها سر در آخور زندگى دارند و از آخرت غافل اند. از این رو از کنار تمامى حوادث و تحوّلات زندگى به سادگى مى گذرند و دلهاى سنگ و سختشان از مواعظ و عبرتهاى فراوان عالم هیچ تأثیر نمى پذیرد

یاد معاد، تعدیل کننده رفتارها

بشر همواره برای دستیابی به زندگی بهتر و برتر به انجام اعمال فراوانی در حیات مادی خویش اقدام کرده که در نتیجه آن ما شاهد انواع امکانات این جهانی برای این حیات هستیم. بی تردید انسان از دو بعد جسم و روح تشکیل یافته است که هرکدام اقتضای خاص خود را دارد که باید به هر دو پاسخ لازم داده شود تا بتوان گفت انسان به انسانیت خویش دست یافته است.

آنچه پیامبران و خیرخواهان، همواره و در طول تاریخ به دنبال آن بوده اند این است که برای احیای حقیقی بشر تلاش کرده و در پی آن بوده اند که نگذارند به حیوان تمام عیار و بلکه پست تر از آن بدل شود

چرا که براساس آموزه های ناب اسلامی، برخی انسان ها حتی از حیوان نیز پایین ترند. حال باید در جست وجوی راهی بود تا بتوان افراد بشر را هم برای این جهان و هم برای جهان دیگر آماده کرد. بدون شک بدین منظور باید گوش به فرامین رسولان الهی بود و به آنچه آنان آورده اند پایبند و ثابت قدم باشیم.

یکی از مسائلی که می تواند در این راه کمک کار و عامل ترقی انسان باشد یاد معاد است. نباید از نظر دور داشت که یاد معاد و بازگشت مجدد به محضر عدل الهی هیچ گاه ما را از اعمال این جهانی ما بازنداشته و به تعبیر برخی ما را به انزوا نخواهد کشاند.

انواع انزوا به اعتقاد آیت الله جوادی آملی (مفسر بزرگ قرآن) ما اصولا دو نوع انزوا داریم یکی منفی و دیگری مثبت.(1) آنچه ما از آن به انزوای مثبت یاد می کنیم همان یاد معاد بودن است که نه تنها انسان ها را از تلاش و کوشش باز نخواهد داشت بلکه عامل حرکت دراین جهت نیز خواهد بود.

تحقیقا باید گفت کسی که همواره به یاد بازگشت به سوی خدا و مسئولیت پاسخ گویی به آنچه انجام داده باشد اعمال و رفتار فردی و جمعی خویش را درست و به هنگام انجام خواهد داد و از هدر رفت توانمندی های گوناگون جلوگیری خواهد نمود و به عبارت دیگر همه رفتارهای او با یاد معاد تنظیم خواهدشد

اما انزوای منفی آن است که در گوشه ای از اجتماع، تنها به خود اندیشه کنیم و کاری به دیگران و رشد و تعالی مادی و معنوی آنان نداشته باشیم به عبارتی انزوای منفی آن است که فرد تنها در اندیشه خویش باشد نه در اندیشه دیگران که انبیای الهی درپی آن بوده اند. لذا این نوع از انزوا است که انسان را از هرگونه تلاش و فعالیت بازداشته و اجازه حضور در اجتماع را نخواهد داد.
فراموشی قیامت و معاد علت ارتکاب گناه
به راستی علت اصلی وقوع معصیت در جوامع دینی چیست؟ آیت الله جوادی آملی براین باور است که علت اصلی همان فراموشی قیامت و معاد است زیرا آن هنگام که انسان خود را تنها ببیند و بداند و احساس حساب و کتاب نسبت به کنش ها و واکنش های فردی و جمعی خویش را نکند، دیگر انتظار ترک معاصی، قدری دور از واقعیت خواهدبود لذا باید در انتظار فوران جرایم و بزه های فردی و اجتماعی نشست

به بیانی دیگر، اگر بخواهیم به رشد و تعالی و ترقی دست یابیم لازمه این امر آن است که همواره به یاد معاد و بازگشتی باشیم که تنها میزان آن عدل الهی است و حتی به تعبیر قرآن اگر کمترین کار نیک و بدی از ما سر بزند باید در برابر این عدالت جوابگو باشیم. (زلزال8) و خود را رها نپنداریم.

اگر یاد معاد در زندگی ما حاکم شود دیگر شاهد کم کاری، بی کیفیتی در انجام امور، غش در معاملات، احتکار، رشوه گیری، دست اندازی به بیت المال، قتل ها و جنایات بزرگ و... در جامعه نخواهیم بود و تمام امور براساس وجدان کاری و اندیشه الهی به پیش خواهد رفت که در چنین شرایطی خواهیم توانست به مدینه فاضله دست یافته و از دیگر جوامع نیز دست گیری مادی و معنوی بنماییم و به عنوان الگویی برتر در دنیا مطرح باشیم و هر روز بر ترقیات هردوجهانی خود بیفزاییم.
حاصل سخن آنکه از یک طرف، تمام زشتی هایی که از بشر سر می زند به این اصل برمی گردد که بشر خود را در برابر قدرتی برتر، مسئول ندانسته و تنها به خویش می اندیشد و درپی پاسخ گویی به کسی نمی باشد که ما از آن با فراموشی معاد یاد می کنیم.

ازطرف دیگر اگر بخواهیم فرد و جامعه ای رو به رشد و ترقی و حرکت داشته باشیم لازم است همواره یاد قیامت را در خود تقویت کنیم تا از این رهگذر بتوانیم وجدان انسانی را همواره در خود زنده نگه داریم. 1-سیره رسول اکرم(ص) در قرآن ص222 2-بحارالانوار ج40 ص153


 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">