تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

ایران داعیه دار مهدویت. استعمار و بهره گیری از آخرالزمان. قیام های قبل از قائم

حکومت جهانی امام زمان (عج) و برنامه حکومت

چهل حدیث پیرامون حضرت مهدی (عج)

غیبت امام زمان(عج)! چرا غیبت ؟ علل سیاسی و اجتماعی غیبت . راز طول عمر

امام زمان و انتظار فرج داشتن از دیدگاه قرآن . جامعه منتظر وظایف منتظران

امام زمان و ادیان . نقاط مشترک میان شیعه و اهل سنت . آخرین دولت

                       کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع جایز است

                                                                       اراده ازلی الهی

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین* و نمکن لهم فی ‌الارض. در این آیه یک اصل مطرح شده اراده ازلی الهی بر این تعلق گرفته که مستکبرین ریشه‌کن شوند و مستضعفین و عبادالله الصالحین، وارثین ارض و حاکمین در زمین باشند؛ آن هم در پهنای زمین. آیه این اصل را مطرح می‌کند. اینجا خداوند به طور حتم فرموده است نرید این اراده باید تحقق پیدا کند. در زمان حضرت رسول(ص) همچنین در فتراتی از زمان که از جمله عصر حاضر گوشه و نموداری از اراده ازلی الهی تحقق یافت؛ اما این وعده الهی حتما بطور شمول محقق شود و همه جهان را فرا گیرد. قطعا این اراده باید تحقق پیدا کند و این اراده جز با ظهور حضرت حجت (عج) امکان پذیر نیست. حضرت علی ع در نهج‌البلاغه می‌فرماید: لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس علی ولدها : این دنیا که امروزه از ما روگردان است روزی به ما رو خواهد آورد همانند ناقه‌ای که به فرزندش از روی علاقه، روی می‌آورد. آن وقت حضرت این آیه را تلاوت فرمود: و نرید ان نمن .......... ابن ابی‌الحدید در شرح این خطبه می‌گوید: و الامامیه تزعم ان ذلک وعد منه بالامام الغائب الذی یملک الارض فی آخر الزمان و اصحابنا یقولون انه وعد بامام یملک الارض و یستولی علی الممالک . بین ما و علمای اهل سنت فرقی نیست در اینکه این آیه حتما به دست یکی از فرزندان حضرت زهرا علیها السلام تحقق خواهد یافت و به طور شمولی بر تمام زمین مستولی خواهد شد و همه مستکبران را نابود خواهد کرد و صالحین وارث زمین خواهند گردید.

حکومت جهانی امام مهدی (عج ) که سرآغاز عصر جدیدی در حیات بشری می باشد همان فلسفه دعوت تمامی انبیا ائمه و صلحا در طول تاریخ است. دعوت به پذیرش وحدانیت و اولوهیت و حاکمیت الله که در شعار قولوا لااله الاالله تفلحوا و یا در عبارت اعبدوا الله واجتنبوا الطغوت ظهور دارد در دعوت و برنامه حکومت آخرین ولی خدا در آخرالزمان تکرار می شود . با این تفاوت که این بار با کلیه موانع اعم از طاغوت ها و احبار و رهبان یا جهل و غرور با شدت برخورد می شود و از طرف دیگر آمادگی ذهنی زیادی در پذیرش دعوت به وجود آمده است زیرا هر یک از ادیان و مکاتب به گونه ای منتظر! و برای تعجیل در ظهور  آگاهانه و یا ناآگاهانه اندیشه ای داشتند. به این ترتیب امام دین حق را بر تمام ادیان غلبه خواهد داد بدعت ها افکار شرک آلود و گمراهی ها را محو و قرآن ملاک و معیار تفکر و عمل قرار می گیرد تا آن جا که در تمام زمین الله پرستیده می شود و عبودیت فقط برای او خواهد بود. یا رب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه

                                 مسئولیت‌های انسان از دیدگاه امام زمان(عج)

هر انسانی در قبال خدا، خود و جامعه مسئولیت‌هایی دارد که اگر آن‌ها را به درستی انجام ندهد خود و دیگران را در خطر قرار می‌دهد. امام زمان(عج) در دعای معروف توفیق الطاعه به بخش‌های مهم و اصلی این مسئولیت‌ها و خطرات توجه داده است.
اسلام، سبک زندگی واقع‌بینانه و حقیقت‌گرایانه
دستگاه و نظام اسلامی، مجموعه‌ای کامل و تمام از نظریات واقع‌ بینانه و حقیقت‌ نگرانه‌ای است که می‌کوشد تا از درون مرزهای واقعیت بینی، انسان را به حقیقتی برساند که کمال مطلق و مقصد غایی اوست. سبک زندگی که در این نظام ارائه می‌شود، به شدت از دو عنصر اصلی واقع‌بینی و حقیقت‌گرایی متاثر است. هرگاه به مسئولیت فردی و اجتماعی توجه می‌دهد به خطرات آن نیز نگاهی دارد و به دور از واقع‌بینی و توانمندی و ظرفیت موجود، مسئولیتی را بر دوش شخص در حوزه فردی و اجتماعی نمی‌گذارد. بر پایه همین شرط است که همواره از اصل استطاعت سخن به میان آمده و مسئولیت‌ها در این چارچوب تعریف و تبیین و توصیه شده است (بقره286 تغابن16) چرا که از هر کسی با توجه به توان و استطاعت، انتظار مسئولیت و نقش‌پذیری می‌رود و انتظار فراتر، از مصادیق ظلم می‌باشد که از نظر حکم عقل عملی قبیح است.
نگاهی به برجسته‌ترین مسئولیت ها و خطرات آن
امام زمان(عج) با نگاهی به واقعیت انسان، مهم‌ترین مسئولیت‌ها و نقش‌های هر انسان و بلکه هر عضو انسانی و صنف انسانی را با توجه به مسئولیت‌های فردی و اجتماعی او در قبال خود، خدا، انسان و طبیعت بیان کرده. البته از آنجایی که مسئولیت‌ها و نقش‌های هر انسانی بسیار متنوع و متعدد است، ایشان تنها به برجسته‌ترین و مهم‌ترین نقش‌ها و مسئولیت‌ها توجه داشته و به شکلی خواسته است مردم را به خطرات احتمالی آنها توجه دهد. این مطلب را امام زمان(عج) در شکل دعای بیان می‌کند. دعایت توفیق الطاعه در حقیقت تبیین مهم‌ترین مسئولیت‌ها و نقش‌های انسان در زندگی فردی و اجتماعی در برابر خود و خدا و انسان و طبیعت است. در این دعا به شکلی بسیار زیبا، سبک زندگی مطلوب یک انسان مسلمان ارائه شده است. این سبک زیستی که از سوی امام زمان(عج) ارائه می‌شود در همان چارچوب واقعیت‌بینی و حقیقت‌نگری ارائه می‌شود.
می‌توان با نگاهی گذرا به نیایش توفیق الطاعه سه محور اساسی مسئولیت‌های انسان در برابر خود، خدا و دیگران را در دو حوزه زندگی شخصی و اجتماعی شناسایی کرد. در این دعا هر چند که به طور مستقیم از خطرات سخن به میان نیامده ولی تاکید بر مسئولیت‌ها و نقش خاص برای هر انسان، عضو و صنفی به معنای توجه بخشی به خطراتی است که در آن محتمل است.
مسئولیت‌های انسان در برابر خدا
امام زمان(عج) چنانکه کفعمی در کتاب شریف مصباح نقل می‌کند و محدث قمی در مفاتیح‌الجنان می‌آورد، در گام نخست به مسئولیت‌های انسان در برابر خداوند اشاره می‌کند و می‌فرماید:
1- اللهم ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه: خدایا توفیق طاعت خود و دوری از معصیت را به ما روزی گردان. در حقیقت مسئولیت نخست انسان در برابر خداوند است و این مسئولیت در چارچوب طاعت از خداوند معنا می‌یابد. خداوند در قرآن بارها از انسان‌ها می‌خواهد که اطاعت خود از خدا را در چارچوب دین اسلام نشان دهند (آل عمران32 و132 نساء59 مائده92) زیرا این اطاعت زمینه‌ساز رسیدن انسان به خداوند می‌باشد و این امکان را به بشر می‌دهد تا با تخلق به اخلاق الهی و صفات و اسمای خداوندی، خدایی شده و در مقام خلافت الهی قرار گیرد و به کمال مطلق خود برسد و از نقص رهایی یابد. (بقره30 و38) بنابراین، بزرگ‌ترین خطر برای هر انسانی، عصیان از اطاعت است، چنان که ابلیس این‌گونه عمل کرد و موجبات لعن و رانده شدن خود را فراهم آورد. ریشه این عصیان می‌تواند تکبر و استکبار یا جهل و غرور یا هر امر دیگری باشد. بنابراین انسان باید همواره بکوشد تا گرفتار عصیان نشود و از خطر بزرگ سقوط در شقاوت و دوری از خداوند پرهیز کند (بقره93 یونس15 و91 مریم14)
2‌- و صدق النیه: صداقت در نیت از دیگر مسئولیت‌های انسان در برابر خداوند است؛ زیرا اگر حسن فاعلی در کسی تحقق نیابد، عمل او هر چند که از حسن فعلی برخوردار باشد و از مصادیق عمل صالح باشد تأثیری نخواهد داشت. هر کار نیکی می‌بایست با نیت خیر و خدایی همراه باشد. از این‌رو در آموزه‌های قرآنی بر نیت خالص تأکید بسیاری شده و از انسان‌ها خواسته شده که در انجام کارهای نیک، غیر خدا را شریک نگیرند؛ چرا که در این صورت آن عمل نیک و کار خوب هیچ‌گاه بالا نمی‌رود و موجب رشد و بالندگی انسان نمی‌شود؛ زیرا عمل نیک و صالحی بالا می‌رود و انسان را می‌سازد که همراه با نیت خالص و خیر الهی باشد. (فاطر10 انسان8تا10) پس اگر کار نیک و عمل صالح با صدق نیت و خلوص و وجه‌الله بودن همراه نشود، از مصادیق شرک است و هیچ فایده و تأثیری نخواهد داشت. این خطری است که کارهای خوب انسان را تهدید می‌کند؛ چنانکه عمل ریایی نیز این‌گونه است و موجب تباهی اعمال نیک عبادی و اعمال صالح می‌شود (ماعون6).
3‌- و عرفان الحرمه: مسئولیت دیگر انسان شناخت حرام از حلال است؛ هر چیزی که خداوند آفریده خیر است و شر نیست. از آنجایی که بخش کوچکی از امور و اشیاء موجود در جهان برای انسان دارای ضرر و زیان است می‌بایست آنها را بشناسد و از آن پرهیز کند. در حقیقت، شناخت مجموعه کوچکی از محرمات به انسان این اجازه را می‌دهد تا از آنها پرهیز کرده و خود را از آسیب‌های یقینی و یا احتمالی آن حفظ کند. هرچند که برای حضرت آدم(ع) تنها یک چیز به عنوان میوه درخت ممنوع، حرام بود ولی برای ایشان و فرزندانش پس از هبوط به دنیا، اموری دیگر حرام شده است که باید آن محرمات را بشناسد و از آنها اجتناب ورزد. بنابراین، بزرگ‌ترین خطری که انسان را در برابر اطاعت از خداوند تهدید می‌کند، عدم شناخت محرماتی است که موجب عصیان، دوری و گناه می‌شود و آسیب‌های جدی به انسان وارد می‌سازد.
4‌- و اکرمنا بالهدی و الأستقامه: در این عبارت به مسئولیتی اشاره شده است که می‌تواند زندگی انسان را متحول سازد؛ زیرا انسان پس از هبوط در دنیا، اگر بخواهد به کرامت انسانی خود بازگردد و خلافت الهی را به عهده گیرد، نیازمند هدایت الهی از طریق عقل و وحی است، زیرا شرایط زندگی دنیا می‌تواند عقل را با فجور و عصیان و گناه در پرده قرار داده یا ممهور کند. بنابراین، خطر بزرگی که انسان را در دنیا تهدید می‌کند، فقدان هدایت عقلانی و وحیانی است. افزون بر این خطری که انسان بدان تهدید می‌شود، خطر عدم استقامت است. استقامت به معنای پایداری در مسیر قوام و راستی است. بسیاری از انسان‌ها گام‌هایی را برای خودسازی برمی‌دارند ولی هرگز به پایان نمی‌رسند و در میان راه یا خسته می‌شوند و یا بریده می‌گردند و یا برای رسیدن، گام‌هایشان سست می‌شود. فقدان عزم و استقامت، بزرگ‌ترین دشمن دیرین بشر بوده و هست. از این رو حضرت آدم(ع) به سبب همین فقدان عزم و استقامت در دام ابلیس گرفتار می‌شود (طه115) و حضرت پیامبر(ص) هنگامی که مامور می‌شود تا خود و امت خویش را در مسیر استقامت نگه دارد، از این فرمان پیر می‌شود (هود112) چرا که مسئولیت بزرگ و پرخطری است.
مسئولیت‌های انسان در برابر اعضا و جوارح
از جمله مسئولیت‌های انسان مسئولیت در برابر اعضا و جوارح خودش است؛ زیرا این مسئولیت‌ها اگر به درستی اعمال شود، انسان فرصت رشد و کمال را به دست می‌آورد و می‌تواند به رسیدن به مقامات بلند انسانی امید داشته باشد. البته باید توجه داشت که هر عضوی همان اندازه که برای رساندن انسان به کمال نقش مهم و اساسی ایفا می‌کند مانند گوش و چشم که دانش‌های مفید را به انسان می‌دهد و ابزارهای مهم شناختی و معرفتی می‌باشد، همان اندازه خطرناک و خطرساز هم هست.
5. و سدد السنتنا بالصواب و الحکمه: سداد و استحکام زبان در مسیر درستی و فرزانگی و هدفمندی از جمله مسائلی است که باید شخص بدان توجه داشته باشد. به این معنا که زبان برای این به انسان داده شده تا آنچه درست است را بگوید و از نادرستی پرهیز کند. مشکل زبان این است که با پرگویی، به نادرستی و بیهودگی می‌افتد و به جای آنکه سخنان مطابق با واقع و درست بر زبان آورد و به گوش دیگران برساند و زمینه رشد و بالندگی خود و دیگران را فراهم آورد، سخنان کذب و نادرست بر زبان می‌راند و یا به بیهودگی می‌افتد و سخنان حکیمانه بر آن جاری نمی‌شود که هدف مثبت و مفیدی را برساند. در برخی از روایات آمده که زبان بزرگ‌ترین دشمن بشر است. بسیاری از گرفتاری‌ها و بدبختی‌های انسان به سبب زبان است. کسی که زبان خود را نگه دارد و محکم سخن گوید خداوند بر زبان او قول صواب و حکمت را جاری می‌سازد (نساء9 احزاب70 بقره269)
6. و املأ قلوبنا بالعلم و المعرفه: دل‌های ما را با علم و معرفت پرکن؛ چرا که قلب، مرکز علم و دانش و معرفت است؛ همچنان که محل عواطف و احساسات است. خداوند بارها در قرآن از بیماری قلب سخن به میان آورده است. زنگار گرفتن قلب به سبب گناهانی است که انسان مرتکب می‌شود و اجازه نمی‌دهد تا به عنوان منبع شناخت و معرفت و علم و دانش شود. علم به معنای دانش به کلیات، و معرفت به معنای دانش به جزئیات نیاز انسان است تا مسیر خود را بشناسد و در آن مسیر حرکت کند و خود را به کمال مطلق برساند. اگر قلب انسان به علم و معرفت پر نشود، زنگار می‌گیرد و از رشد و بالندگی باز میماند. بی‌گمان اصل انسانیت را باید در قلب او جست؛ زیرا همه اعضا و جوارح دیگر در خدمت قلب هستند (بقره7 و10 و74 و88 اعراف 179و195) اگر انسان بتواند قلب خود را مدیریت کند همه اعضا و جوارح خود را مدیریت کرده است و از جهل و نادانی گریخته و به بصیرت دست یافته است. کسانی به این علم و معرفت می‌رسند که دارای تقوا باشند. (بقره282)
7. و طهر بطوننا من الحرام و الشبهه: شکم‌های ما را از حرام و شبهات پاک گردان؛ زیرا اگر به حرام و غذاهای شبهه‌ناک نزدیک شویم، همه وجود ما آلوده به زنگار می‌شود و دیگر توانایی تشخیص حق از باطل و خوب از بد را از دست می‌دهیم؛ چرا که لقمه به شکل خون در همه اعضای بدن ما حرکت می‌کند و مغز و قلب ما را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. غذای آلوده، فکر آلوده و پلید را می‌سازد و قلب را مریض می‌کند و عقل را از انسان می‌گیرد. بنابراین، خطری که شکم را به عنوان یک عضو انسانی تهدیدمی‌کند، حرام و شبهه است.(نساء 10)
8. و اکفف ایدینا عن‌الظلم و السرقه: دست‌های ما را از ظلم و سرقت باز دار؛ چرا که دست‌ها همواره به تجاوز به حقوق دیگران خو می‌گیرد و این بزرگ‌ترین خطری است که دستان ما را تهدید می‌کند. انسانی که به ظلم و سرقت خو گیرد، وجودش را از غذاهای حرام انباشته می‌کند و اجازه نمی‌دهد تا در مسیر کمال رشد و بالندگی خود قرار گیرد.
9. و اغضض ابصارنا عن الفجور و الخیانه: چشم‌های ما را از فجور و خیانت بپوشان؛ زیرا چشم اگر عادت کند تا به هر چیزی بنگرد و پرده‌های حیا و عفت را بشکافد و با چشم ‌چرانی، راه خیانت را بپیماید، در حرام میافتد که جز خواری و ذلت و شقاوت چیزی را به همراه نخواهد داشت. از این رو خداوند از پوشاندن چشمان از فجور وخیانت بارها سخن می‌گوید و در قرآن بدان دعوت می‌کند (مومنون6و7) چرا که سلامت چشم، سلامت قلب را به همراه خواهد داشت؛ چنان که سلامت شکم از غذاهای حرام و سلامت قلب و جان و روان آدمی را به دنبال دارد.
10. و اسدد اسماعنا عن اللغو و الغیبه: استحکام و استواری گوش از لغو و غیبت یکی دیگر از مسئولیتهای بشر در برابر اعضای خود است. انسان مسئول است تا به جای لغو و بیهوده، گوش خود را با حکمت و سخنان مفید پر کند و اجازه ندهد تا غیبت بشنود و مطالب نادرست و درست درباره دیگران که ایشان را ناخوش می‌آید بشنود و دل را بدان کدر و تیره سازد. (مومنون3 حجرات12)
مسئولیت‌های انسان در برابر اقشار مردم
این مسئولیت‌ها متوجه شخص به عنوان نقش اجتماعی که به عهده دارد می‌باشد. هر انسانی با توجه به نقش و مسئولیت‌ های اجتماعی، مسئولیت‌هایی در برابر دیگران دارد که می‌بایست به درستی انجام دهد؛ در اینجا به برخی از مسئولیتها و نقش‌های انسان در حوزه عمل اجتماعی و نیز خطراتی که این نقش‌ها را تهدید می‌کند اشاره می‌شود:
11- و علی‌المتعلمین بالجهد و الرغبه: کسی که در مقام تعلم و کسب دانش است هزگز نباید از جهاد علمی که جهاد کبیر است دست بر دارد (فرقان52) و در این راه همواره باید با انگیزه‌های غیرمادی و دست‌یابی به حکمت هستی و انسان تلاش و کوشش کند. بنابراین، خطری که متوجه این صنف از مردمان یعنی دانش‌جویان و دانش‌پژوهان است، تنبلی و تکاسل در کنار بی‌انگیزگی و بی‌هدفی است.
12- و علی المستمعین بالاتباع و الموعظه: شنوندگان می‌بایست سخن حق را بپذیرند و از آن پیروی کرده و از نکات آموزنده و پند‌آموز آن درس زندگی بگیرند. کسی که تنها گوش می‌دهد ولی جان و دلش تحت تاثیر شنیده‌های حق قرار نمی‌گیرد و به جای پند و اندرز گرفتن به مخالفت می‌پردازد، چنین شیوه نادرست، او را به هلاکت می‌اندازد. یهودیان این گونه بودند که سخنان را می‌شنیدند و به جای پندپذیری و پیروی، به مخالفت با آن می‌پرداختند (بقره104 نساء64)
13- و علی العلماء بالزهد و النصیحه: دنیا‌طلبی و رغبت باطنی به آنچه وابسته به دنیاست، بزرگ ترین آفت دانشمندان است. لذا آنان باید بکوشند تا ملکه زهد و بی‌رغبتی به زینتهای حقیقی و اعتباری دنیا را در خویش تقویت کنند، به گونه‌ای که در باطن به دنیا و متعلقاتش بی‌میل شوند و زندگی دنیا را جز برای آبادساختن آخرت نخواهند و بدین وسیله زمینه‌ساز اصلاح خویش و رفتار مردم منتظر باشند. واژه «نصح» به معنی خلوص تمام و نزاهت از هر شائبه و ناخالصی است. از این بخش نورانی چنین برمی‌آید که دانشمندان باید هم در اندیشه و قول و فعل خویش از هر شائبه آلوده‌کننده‌ای پیراسته باشند و هم با یکرنگی و خلوص، خیرخواه امت باشند و جز به خیر و صلاح آنان نیندیشند، سخن نگویند و کار نکنند. چنین عالمانی از انتظار راستین برخوردارند، زیرا امام منتظر آنان در زهد و نصیحت برترین انسان عصر خویش است و آن کس که با امامش سنخیت ندارد، منتظر او نیست.
14- و علی مرضی المسلمین بالشفاء و الراحه: مسلمان اگر بخواهد به مسئولیت‌های فردی و اجتماعی و دینی خود عمل کند نیازمند سلامت و آسایش و آرامش است. از این رو خداوند به مسلمان این امکان را بخشیده است تا در سلامت و آرامش و آسایش به خدمت خدا و خلق مشغول شود. اما کسی که مریض است و از آرامش و آسایش برخوردار نمی‌باشد نمی‌تواند مسئولیت‌های فردی و اجتماعی و عبادی و غیرعبادی خود را انجام دهد. از این روست که بزرگ‌ترین نعمت، سلامت و راحتی دانسته شده است. دولت اسلامی وظیفه دارد شرایط را به گونه‌ای فراهم آورد تا مسلمانان در بهترین حالت از سلامت جسمی و روحی و روانی باشند تا بتوانند به مسئولیت‌های انسانی خود عمل کنند.
15- و علی موتاهم بالرأفه و الرحمه: تکریم و حرمت مردگان می‌بایست در دستور کار انسان و جامعه اسلامی باشد؛ زیرا هرگونه کوتاهی در حق ایشان به معنی نادیده گرفتن حقوق انسانی زندگان نیز می‌باشد. ارتباط روحی میان زندگان و مردگان در جامعه اسلامی به گونه‌ای است که نمی‌توان مردگان را به معنای واقعی، نیست شده دانست بلکه حضور آنان به ویژه مخلصان و عباد صالح و شهیدان و عالمان در زندگی زندگان امری انکارناپذیر است. بنابراین دعا در حق ایشان به عنوان رأفت و رحمت، در حقیقت پذیرش حضور آنان در زندگی زندگان و تأثیرپذیری از آنهاست.
16- و علی مشایخنا بالوقار و السکینه: خطری که پیران را تهدید می‌کند، فقدان وقار و سکونت و آرامش است. بنابراین لازم است تا انسان در هنگام پیری توجه بیشتری به مسئله وقار و سکونت خود داشته باشد و به کوچک‌ترین چیزی از کوره در نرود و خشم نگیرد. سنگینی و وقار در پیران می‌تواند باعث حفظ حرمت و تکریم آنان شود و از پرخاشگری و اهانت جوانان در امان باشند هرچند که بر جوانان و فرزندان است که نسبت به پیران و والدین تکریم و احسان کنند ولی بر پیران است تا خود شخصیت خود را حفظ کرده و با وقار و سنگینی در جامعه زندگی کنند و به کوچک‌ترین امری خشمگین نشوند و بهانه‌گیری نکنند. وقار به معنای متانت و سنگینی و در برابر خفت و سبکی است. براساس این بخش از دعای نورانی ولی‌عصر(عج) بر کهنسالان بایسته است در اندیشه و عمل، متانت خویش را حفظ کنند و از هر عملی که از قدر و قیمت آنها بکاهد و جایگاهشان را پایین آورد بپرهیزند. همچنین بر آنان است که سکینه در پیش گیرند. سکینه همان استقرار و آرامش جسمی و روحی است. اگرچه اقتضای طبیعت کهنسالی کم‌صبری و بی‌قراری است، اما بر پیران منتظر امام غایب شایسته و بایسته است تا به هنگام غضب و یا هر زمینه تحریکی دیگری که آنان را به اضطراب و بی‌ثباتی در گفتار و رفتار می‌کشاند، آرامش و وزانت خویش را حفظ کنند.
17- و علی‌الشباب بالانابه و التوبه: جوانان در معرض گناه و فجور بیشتری هستند؛ زیرا زمان جوانی اوج رشد و شکوفایی جنسی و غیرجنسی می‌باشد و قوای جسمی ایشان بیشترین فعالیت و تحرک را دارد. بنابراین بر جوانان است که همواره هوشیار باشند و هرگاه مرتکب خطا و اشتباه و گناهی شدند به توبه و به درگاه خداوند بازگردند.
18- و علی النساء بالحیاء و العفه: زنان در معرض خطر بی‌حیایی و بی‌عفتی هستند. بنابراین لازم است تا به این دو مسئله توجه بیشتری کنند. سلامت زنان در حیا و عفتشان است و آنها اگر خود را حفظ کنند جامعه نیز سلامت می‌یابد و مشکلات بسیاری از جامعه رخت می‌بندد؛ اگر جامعه زنان خود را نگه دارد و از حجاب و مانند آن بهره گیرد می‌توان امید داشت که از سلامت جامعه برخوردار خواهیم بود.
19- و علی الاغنیاء بالتواضع و السعه: مشکل و آفت اساسی ثروتمندان، تکبر و بخل ایشان است. از این رو خواهان تواضع و فروتنی و دست و دلبازی آنان می‌شود. اگر ثروتمندان تواضع کنند و تکبر را کنار بگذارند و حق مردم تهی‌دست و نیازمند را از وسعت روزی خویش بدهند، دل‌های ایشان نیز وسیع می‌شود. سعه در این جا به معنای دست و دلبازی و عدم بخل و خساست است.
20- و علی الفقراء بالصبر و القناعه: از سوی دیگران بزرگ‌ترین خطری که فقیران با آن مواجه هستند، فقدان صبر و قناعت است. نداشتن صبر موجب می‌شود که نسبت به خداوند گستاخ شوند و حتی خود را به تکدی‌گری زده و ذلت و خواری را بپذیرند. قناعت و بهره‌مندی از داشته‌ها بی‌توجه به داشته‌های دیگران می‌تواند ایشان را به سلامت نگه دارد و موجب کفرشان نشود؛ زیرا نزدیک است که فقر به سبب همین فقدان صبر و قناعت به کفر و خواری انسان بکشد.
21- و علی الغزاه بالنصر و الغلبه: رزمندگان خواهان پیروزی و چیرگی بر دشمنان هستند، ولی باید توجه داشته باشند که پیروزی و غلبه تنها در سایه وحدت و ایمان خواهد بود.
22- و علی الاسراء بالخلاص و الراحه: اسیران و شاید زندانیان غیرعمد نیازمند رهایی و راحتی از اسارت و زندان دشمن و بازگشت به خانه خود هستند. توجه به اسیران جامعه می‌بایست در دستور کار باشد و هرگز جامعه اسیران خود را از یاد نبرد.
23- و علی‌ الامراء بالعدل و الشفقه: مشکل و خطر بزرگی که قشر رهبران و مدیران ارشد کشوری را تهدید می‌کند، ظلم و بی‌رحمی است. بنابراین باید همواره با عدالت و شفقت نسبت به مردم رفتار کنند و خود را از ظلم و بی‌رحمی در حق ملت دور نگه دارند.
24- و علی الرعیه بالانصاف و حسن السیره: مشکل ملت‌ها در برابر رهبران سیاسی و اجتماعی خود این است که بیرون از دایره انصاف داوری می‌کنند و برخلاف سیره عقلایی و چارچوب‌های قانونی رفتار می نمایند. از این رو قضاوت‌های آنان بعضا بسیار بد و نادرست است و به توانایی و ظرفیت کشوری و مدیریتی رهبران توجه نمی‌کنند و خواهان عدالت فوری و تمام و کمال هستند بی‌آنکه در تحقق آن خود مشارکت سازنده و فعالی داشته باشند. قوانین و مقررات را دور می‌زنند و امید دارند که قانون همه جادر حق دیگران اعمال شود و خود آن را دور بزنند و در سایه همین رفتار ناپسند و سیره نادرست، به همه امیدها و آرزوهای خودشان برسند. درحالی که راه رسیدن به سعادت جمعی، ارزیابی دقیق از داشته‌ها و داده‌ها و رفتار و سلوک خود به عنوان عضوی از جامعه است. مشارکت فعال در اجرای قوانین و مقررات و انصاف و داوری مبتنی بر ظرفیت‌ها و امکانات می‌تواند جامعه را به سوی رشد و شکوفایی حرکت دهد.
25- و بارک للحجاج و الزوار فی الزاد و النفقه: لازم است تا درباره گردشگران دینی توجه خاص شود و شرایط زیستی و محیطی خاصی برای عبادت ایشان فراهم آید. حضور در اماکن ناشناخته و سفر در مسیرهای پر خطر نیازمند آن است که توجه خاصی به گردشگران و مسافران دینی شود و همواره زاد و توشه آنان بررسی و در صورت کمبود جبران شود.
26- و اقض ما اوجبت علیهم من الحج و العمره بفضلک و رحمتک یا ارحم الراحمین. همه ما نیازمند سفرهای زیارتی و رسیدن به مقصد عظمای الهی هستیم. مکه نشانه ای برای مقصد انسانی است که می‌بایست همواره مورد توجه باشد و رسیدن به خانه خدا را به عنوان رسیدن به خدا در دستور کار قرار دهیم.

                                          انتقال محبت حضرت مهدی (عج) به فرزندان

محبت به امام زمان (عج) یکی از ارزش‌های مهم در فرهنگ اسلامی به شمار می‌آید. این ارزش، افزون بر واجب بودن در آموزه‌های دینی، کارکردهای مثبتی برای جامعه اسلامی به ارمغان می‌آورد. در این فرایند، نقش خانواده در انتقال محبت امام زمان (عج) از نهادها و سازمان‌های دیگر برجسته‌تر می‌نماید. این مهم، راهکارهای ویژه‌ای را طلب می‌کند، که توجه به وراثت زیستی و طبیعی، الگوهای نقش، فرهنگ‌سازی، ارزش‌انگاری و ... را می‌توان از آن جمله دانست. فرایند انتقال محبت امام زمان(عج) ، آسیب‌هایی را نیز فرا روی خود دارد؛ که سطحی‌نگری در معنای محبت، به وجود نیاوردن انگیزه در فرزندان، عدم ارزش‌انگاری محبت امام زمان(عج)، نظام‌مند نبودن و افراط و تفریط در انتقال آن از جمله این آسیب‌هاست.
محبت و دوستی اهل‌بیت، بویژه محبت امام زمان(عج) ، از ارزش‌های برجسته جامعه دینی به شمار می‌آید که انتقال این ارزش مهم، همانند ارزش‌های دیگر از کارکردهای نهاد خانواده است. شناخت این راهکارها و آسیب‌ها، به خانواده‌ها کمک می‌کند تا بتوانند محبت اهل‌بیت (ع) را با تأثیرگذاری بیشتری به فرزندان خود هدیه دهند و نیک‌بختی دنیوی و اخروی آنها را تضمین کنند.
مطالبی در بحث ضرورت انتقال محبت بیان شده که اهداف را نیز تا حدی روشن می‌کند،:
۱. خانواده‌ها به یکی از مهم‌ترین وظایف خویش در امر تربیت فرزندان أدَّبوا أولادَکم علی ثلاث خصالٍ، حبّ نبیِّکم و حبِّ اهلِ ‌بیته و قرائةِ القرآنِ بپردازند که متأسفانه پرداختن به مشکلات زندگی و تلاش برای رفاه و لذت بیشتر، بسیاری از والدین را از وظایف مهم تربیتی دور کرده است. آشنا کردن والدین با این وظیفه، و معرفی کردن راه‌کارهای عملی به آنها که در بحث راهکارها می‌آید.
۲. پرورش نسلی منتظر که در سایه محبت به حضرت، زمینه ظهور را فراهم آورند.
۳. مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب که تمام توجه‌اش به عشق‌های زودگذر به انسان، لوازم، لباس و ... است و جایگزین کردن عشق و محبت به حضرت که تمام ویژگی‌های معشوق حقیقی را داراست.
۴. ارایه راه‌کاری آسان و کارآمد به والدین برای انتقال محبت حضرت تا زمینه انتقال دیگر ارزش‌های دینی و هنجارهای رفتاری در فرزندان نیز فراهم آید.
۵. جلوگیری از گرایش شدید مراکز مشاوره به سمت و سوی راهکارهای غیربومی و دینی برای برطرف ساختن مشکلات تربیتی و ارایه راه‌حلی آسان و عملی که با آموزه‌های دینی هماهنگ باشد. متأسفانه در برخی مراکز مشاوره خانواده، گاه راه‌ حل‌هایی برای رفع مشکلات تربیتی فرزندان ارایه می‌شود که نه با فرهنگ دینی و نه با فرهنگ بومی ما هماهنگی دارد.
۶. شواهد متعددی نشان می‌دهد که بسیاری از انسان‌ها در سرتاسر دنیا، تشنه معارف دینی و الهی هستند. این مساله، از گریز از فرهنگ مادی غرب سرچشمه می‌گیرد که با فطرت انسان‌ها ناسازگار است و نمی‌تواند نیازهای وجودی آنها را برطرف سازد. از این‌رو، روز به روز به تعداد افرادی که خواهان راه‌کارهای دینی در اداره جامعه، خانواده و... هستند، افزوده می‌شود. از طرفی ما وظیفه داریم پاسخی به آن نیازها بدهیم؛ .
ضرورت انتقال محبت اهل‌بیت (ع) به فرزندان

در هر جامعه‌ای، مسائل و معضلات فراوانی وجود دارد که برخی از آنها حساس‌تر و مبنایی‌تر است. ابتدا آنها را باید حل کرد، سپس به سراغ بقیه رفت. در این بخش، به ضرورت پرداختن به این موضوع می‌پردازیم.
۱. اهمیت و نقش محبت اهل‌بیت(ع) و سعادت‌مندی انسان‌ها بر اساس جهان‌بینی‌ ما، در ورای این دنیا، آخرتی در پیش است که نیک‌بختی ما در آن‌جا، در همین دنیا رقم می‌خورد. پس این ما هستیم که می‌توانیم آینده‌ای روشن و پر از نیکی برای خودمان آماده کنیم. بر اساس مبانی دینی، محبت اهل‌بیت(ع) و ارادت به ایشان، از جمله راه‌های میانبُر و سریع برای رسیدن به سعادت اخروی است. چه بسا بتوان ادعا کرد که اگر محبت اهل‌بیت(ع) در دل کسی نباشد، بعید است بتواند در آخرت نجات یابد؛ البته حساب جاهل قاصر جداست؛ یعنی کسی که نمی‌داند و زمینه برایش فراهم نیست. از میان روایات متعدد،:
الف) زمخشری از مفسران اهل‌سنت، در تفسیر معروف خود به نام الکشاف در ذیل آیه قُل لَّا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى می‌فرماید: کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، شهید است، آمرزیده می‌شود، توبه ‌کننده به شمار می‌آید، با ایمان کامل مرده است، ملک الموت او را به بهشت بشارت می‌دهد و... .
ب) از پیامبر اکرم (ص) فرموده است: [دوستی من] و اهل ‌بیتم، در هفت منزل سخت و خطرناک برای شما سودمند است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام نشور، هنگام حساب و کتاب، نزد میزان و هنگام عبور از صراط. شاید بر همین اساس، یکی از وظایف والدین، انتقال محبت اهل‌بیت (ع) به فرزندان شمرده شده است؛ چنان‌که علی(ع) از پیامبر (ص) نقل می‌فرماید: فرزندان خود را بر سه صفت تربیت کنید: دوستی پیامبرتان، محبت اهل‌بیت او و قرائت قرآن. حال که محبت اهل‌بیت(ع) این‌قدر مهم است و نقش مهمی در رستگاری انسان‌ها دارد، ضرورت دارد والدین و نظام تربیتی آموزشی جامعه ما، تلاشی دو چندان برای انتقال این محبت به فرزندان از خود نشان دهند.
۲. مانع بروز ناهنجاری‌های اجتماعی و فردی
در مکتب اسلام، گرچه برای جلوگیری از انحرافات به کنترل بیرونی مثل حد، قصاص، امر به معروف و نهی از منکر و... اشاره شده، عمده توجه به کنترل درونی است؛ یعنی افراد باید طوری تربیت شوند که مانع درونی در خودشان بیابند و حتی در نبود ناظر بیرونی، مرتکب خطا نشوند. محبت اهل‌
بیت(ع)، بویژه محبت وجود حضرت ولی ‌عصر(عج)، یکی از عوامل عمده در ترک اعمال ناشایست است؛ چراکه وقتی انسان به حضرت محبت داشت، سعی می‌کند از اعمالی که این محبت را از بین می‌برد بپرهیزد و هماهنگ با میل محبوب خود حرکت کند. بنابراین، اگر عشق و محبت به حضرت حجت(عج) در سطح خانواده‌ها و جامعه گسترش یابد، بسیاری از معضلات اجتماعی و فردی حل خواهد شد و لازم نیست هزینه‌های گزافی صرف جلوگیری از ناهنجاری ‌های اجتماعی شود.
۳. از منتظران شدن ما به منتظر بودن مأمور شده‌ایم. امام علی(ع) می‌فرماید  انْتَظَرُوا الْفَرَجَ... فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ؛ منتظر فرج باشید و بدانید که محبوب‌ترین اعمال نزد خدا، انتظار فرج است. از طرفی، انتظار، صرف ادعا نیست، بلکه امری است مشکل. امیر مؤمنان می‌فرماید: کسی که منتظر امر ماست، مثل شهیدی است که در خون خود شناور است. بنابراین، باید در عمل ثابت کرد که منتظر هستیم؛ مثل شهیدی که عملاً وارد عرصه جهاد می‌شود و سختی‌ها را تحمل می‌کند. به نظر می‌رسد یکی از راه‌های اثبات ادعای منتظر بودن، انتقال محبت حضرت به فرزندان است (صداقت در انتظار)؛ به طوری که این جزء برنامه زندگی باشد و در رأس نیازهای فرزندان بدان توجه شود. در آن صورت، از برکات دعای امام صادق(ع) بهره‌مند خواهیم شد که فرمود: خداوند بنده‌ای را رحمت کند که ما را نزد مردم محبوب سازد.
۴. محبت، زمینه پذیرش دیگر احکام و اخلاق دینی
از راه محبت اهل بیت(ع)، بویژه حضرت امام زمان(عج) میتوان دیگر احکام دینی و آموزه های اخلاقی را به فرزندان منتقل کرد؛ چون وقتی امام خوبی ها نزد آنها محبوب شد، در عمل به سوی او گرایش می یابند و او را الگو و مرجع خود قرار می دهند. این از ویژگی های انسان است که اگر کسی نزد او محبوب شد، سعی میکند در گفتار و رفتار به او توجه کند و از او الگو گیرد. شاید حضرت علی(ع) بر
اساس همین نکته میفرماید مَن أحَبَّ شیئاً لَهِجَ بذکرِه  کسیکه چیزی را دوست داشته باشد، همواره به یاد اوست. بنابراین، محبت حضرت، بستری فراهم می آورد که فرزندان به سمت خوبی ها گرایش یابند.
۵. اهمیت خانواده
الف) خانواده، نخستین کانون و مدرسه ای است که فرزند بیشترین روزهای عمر کودکی خود را در آن می گذراند.
ب) فرزند، بهترین دوران عمر تربیتی را در خانواده میگذراند. حضرت علی(ع) فرموده: قلب نونهال، مثل زمین خالی می ماند که هرچه در آن بکاری می پذیرد.
ج) بهترین نوع ارتباط در خانواده حاکم است (عاطفه محوری). با توجه به اهمیت شگفت خانواده و وجود زمینه در فرزند، شایسته است خانواده ها و والدین در تربیت دینی فرزند که انتقال محبت حضرت حجت یکی از مصادیق آن است، بسیار بکوشند.
۶. نجات خانواده از آسیب ها
انتقال محبت حضرت به فرزندان، هم فضای خانه را نورانی و خوشبو می کند، هم پایه های خانواده را مستحکم می سازد و هم آینده خانواده فرزندان را بیمه میکند.
۷. نیاز خانواده ها
به جرات می توان ادعا کرد که اگر والدین بکوشند محبت اهل بیت (ع)، بویژه حضرت مهدی (عج) را از راه صحیح به فرزندان خود انتقال دهند، بسیاری از مشکلات تربیتی فرزندان را حل خواهند کرد و نیازی به اضطراب، دغدغه خاطر و صرف هزینه های فراوان نخواهند داشت. البته راه صحیح تربیت و انتقال محبت مهم است که در بخش راه‌کارها به آن خواهیم پرداخت.
مفاهیم کلیدی ارزش هایی که فرد می پذیرد و نقش های گوناگونی که از او انتظار می رود، همه و همه در چارچوب محیط خانواده آموخته می شود. نخستین وابستگی های عاطفی، در خانه برای کودک شکل می گیرد و زبان را در خانه می آموزد پس نقطه آغازینِ درونی شدن ارزش ها و هنجارها برای کودک، خانه است. شاید به همین دلیل در روایات پیشوایان دینی ما، خانواده، بهترین و محکم ترین بنا معرفی شده است. حضرت رسول (ص) می فرماید  مَا بُنِیَ فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیج در اسلام بنایی، در نزد خدا محبوب‌تر و محکم‌تر از ازدواج، بنا نشده است. یکی از ارزش های مهم جامعه اسلامی ما که خانواده باید آن را به فرزندان انتقال دهد، محبت و دوستی پیامبر (ص) و اهل‌بیت(ع) او، بویژه امام زمان (عج) است. محبت حضرت مهدی،(عج) ارزشی است که می‌تواند از راه خانواده به فرزندان انتقال یابد. اصولاً انتقال محبت آن حضرت (عج)، در راستای کارکرد اجتماعی کردن و انتقال ارزش های جامعه به فرزندان است. محبت اهل بیت (ع) در جامعه ما ارزش بوده، وظیفه انتقال این ارزش به نسل های بعد، بر عهده عوامل اجتماعی کننده، بویژه خانواده است.
اگر دوستی و محبت بین افراد اجتماع نبود، زندگی با یکدیگر امکان نداشت. محبت، گوهری است که نوع انسانی را به همدیگر نزدیک می سازد. در روایات دینی ما، محبت روی دیگر دین است. امام صادق (ع) می فرماید
 هَل الدّینُ الّا الحُبُّ؟ آیا دین چیزی جز دوستی است؟
نیز از آن حضرت است که
 الدّینُ هو الحُبُّ و الحُبُّ هو الدّینُ  دین، دوستی است و دوستی، دین است. این روایات، نقش برجسته محبت و محبت ورزی را در اجتماع دینی و کارکردهای مثبت آن در بقا و حفظ هم‌بستگی اجتماعی بیان می کند. در این میان، محبت ورزیدن به اهل بیت (ع)، ویژگی خاص خود را دارد و در روایات پیشوایان دینی ما، نشانه ایمان شمرده شده است.
پیامبر(ص) می فرماید
لایُؤمنُ احدُکم حتّی أکُونَ احبَّ الیه من نفسِه وَ أهلی أحَبَّ الیه من اهلِه هیچ‌کدام از شما ایمان کامل ندارد، مگر این‌که مرا از خودش و اهل بیتم را از اهل‌بیت خودش بیشتر دوست داشته باشد. نیز محبت اهل ‌بیت، نشانه دستیازی به خیر دنیا و آخرت دانسته شده است: مَن رَزَقَه الله حُبُّ الائمةِ من اهلِ بیتی فقد أصابَ خیرَ الدنیا و الآخرةِ، فلایَشُکَنَّ أنَّه فی الجَنَّةِ؛ خداوند به هر کس محبت اهل ‌بیتم را روزی دهد، او خیر دنیا و آخرت را به دست آورده و نباید شک کند که از اهل بهشت است.
نیز از پیامبر اسلام (ص) نقل شده که فرمود:
حُبّی و حبُّ اهلِ بیتی نافعٌ فی سبعةِ مواطنَ أهوالُهنَّ عظیمةٌ: عند الوفاةِ و فی القبرِ و عندَ النشورِ و عندَ الکتابِ و عندَ الحسابِ و عندَ المیزانِ و عندَ الصّراطِ؛ دوستی من و دوستی خاندانم در هفت جا که وحشت آن زیاد است، به شما نفع می رساند: هنگام مرگ، در قبر، هنگام برانگیخته شدن، هنگام نوشتن اعمال، هنگام حساب، هنگام سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط. روایات در این‌باره بسیار است.

راهکارهای انتقال محبت حضرت

الف) دقت در انتخاب همسر و مادر فرزندان پیش از ازدواج پیامبر اسلام(ص) فرمود تَزَوَّجُوا فی الحِجزِ الصالح، فانَّ العِرقَ دسّاسٌ؛ با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید، زیرا خون اثر دارد.
ب) لقمه حلال خوردن و آشامیدن، شرط حیات انسان و امری است که امر و نهی نمی‌پذیرد. اما اینکه انسان چه چیزی را بخورد و چه چیزی را نخورد، مهم است. از این رو مکتب اسلام، برای این مساله اهمیت فراوان قایل شده و آیات و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد: فَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا؛ نیز در حدیث شریف است که پیامبر (ص) فرمود: طَلبُ الحلالِ فریضةٌ علی کلِّ مسلمٍ؛ طلب روزی حلال بر هر مسلمانی واجب است.
همچنین مسلمانان از پیامدهای بد غذای حرام برحذر شده‌اند:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ؛ ای اهل ایمان! مال یکدیگر را به ناحق نخورید. بنابراین، والدین پیش از به دنیا آمدن فرزند، باید بدانند چه غذایی می‌خورند تا بستری مناسب را آماده کنند که در آینده فرزندشان آمادگی پذیرش محبت اهل‌بیت (ع) را بیابند.
ج) آداب زمان بسته شدن نطفه در این زمینه سفارش‌های بسیاری شده است؛ از جمله خواندن دعاهای وارده، با طهارت بودن، زمان خاص و رعایت مکان. حتی کنترل افکار و خطورات ذهنی هم می‌تواند نطفه فرزندی را شکل دهد که در آینده دستورات دینی و محبت حضرت حجت را به راحتی بپذیرد.
د) آداب بارداری همه رفتار و گفتار انسان، مثل رفت و آمدها، شنیدنی‌ها، گفتنی‌ها، نگاه‌ها، اندیشه‌ها، خواندنی‌ها و ...، همه به نحوی در نوزاد اثر می‌گذارد.
هـ) آداب شیردادن شیردادن نوزادان آدابی دارد؛ مثل با وضو بودن، رو به قبله بودن و ... . یکی از رمزهای موفقیت بزرگان دین که به مقامات عالی دینی رسیدند، رعایت همین مسایل از سوی مادران و پدران ایشان بوده است.
۸. الگوهای نقش منظور از الگوهای نقش، کسانی هستند که فرزند رفتار آنها را سرمشق خویش قرار می‌دهد و برای او الگو به شمار می‌آیند؛ مثل والدین، دوستان و ... . والدین در این‌باره دو نقش برعهده دارند:

                                                                   امام زمان (عج) ، وجه الله

وجه الهی به معنای جهتی است که انسان می تواند آن را ببیند و متوجه آن شود. براساس آموزه های وحیانی، همه هستی مظاهر وجه الهی هستند؛ ولی در تمثیل می توان هر یک از موجودات و آفریده های الهی را مانند قطره ای از اقیانوس دانست که همانند ژن ها همه خصوصیات الهی را به صورت اجمالی یا بالقوه دارا هستند. چرا که خداوند در همه کثرات مظاهری اش، حضوری احاطی و معیت دارد، چنان که در آیه 4 حدید بدان اشاره کرده است و از خود آدم به خودش نزدیک تر است. از این رو، پیش از این که چیزی از مظاهر دیده شود، در اندیشه و چشم خردمندان، قبل، بعد و همراه (معه) آن چیز خدا دیده می شود؛ زیرا چیزها جز مظاهر همان وجود نیستند؛ چنان که امیرمومنان(ع) بدان اشاره داشته و می فرماید: ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه؛ هیچ چیز را ندیدم جز آن که خدا را قبل از آن و بعداز آن و با آن دیدم.
البته در هستی می توان مصادیقی از مظاهر الهی را یافت که در مظهریت، قوی تر و روشن تر و ظاهرتر هستند. براساس آموزه های وحیانی، تنها انسان ها هستند که از چنین شرافت قرب ذاتی برخوردارند و در مقام قوه، همه صفات و اسمای الهی را در خود دارند و آمادگی و بستر مناسبی برای فعلیت بخشی به آن و متاله و خدایی شدن را دارا می باشند. همین وجود تمام و کمال اسمای الهی در انسان (بقره31) موجب شده تا ظرفیت خلافت الهی از قرارگاه زمین را به دست آورد (بقره30) در میان انسان ها نیز برخی از آن ها که در مقام قرب چنان به خداوند و صفات، اسما و ذات الهی نزدیک شده اند که در مقام
قاب قوسین او ادنی (نجم9) قرار گرفته اند، براین مقام سزاوارتر و شایسته ترند؛ چرا که ایشان مظهر تمام و کمال همه اسمای الهی اند و متاله شدن و خدایی گشتن ایشان موجب شده تا به عنوان وجه الله کامل و تمام در هستی جلوه گری کنند.

براساس آموزه های وحیانی و روایات معتبر این معنا به دست می آید که وجه الله کامل، وجود ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (ص) است و به حکم آیه 61 آل عمران یعنی آیه مباهله، به سبب وحدت نفسی و نوری آن حضرت(ص) با امیر مومنان علی(ع)، همه چهارده معصوم(ع) وجه الله هستند. از آن جایی که وجه الله همان بخش ظهوری خداوندی است، آن که از نظر ظهور، تمام تر و کامل تر است، عنوان وجه الله در آن راست تر می باشد. این وجه به سبب قرب منزلت قاب قوسین او ادنی بیان شده و در آیات دیگر به اشکال دیگر همین معنا تصریف شده است،

امامان(ع) ،وجه الله و مظاهر الهی

خداوند در آیه88 قصص می فرماید: کل شی هالک الا وجهه؛ هر چیزی جز وجه آن هلاک می شود. از این رو خداوند می فرماید: فأینما تولو فثم وجه الله؛ پس به هرجا رو بگردانید آن جا وجه خداست. باباطاهر همدانی خوش در این باره سروده است: به صحرا بنگرم صحرا ته بینم/ به دریا بنگرم دریا ته بینم/ به هرجا بنگرم کوه و در و دشت/ نشان روی زیبای ته بینم.

 چرا که هرجا که از هستی است و نشان از وجود دارد و قابلیت رویت است همان وجه الله است. امام جعفر صادق(ع) : نحن والله وجه الله نتقلب فیالأرض بین أظهرکم و نحن عین الله فی خلقه ویده المبسوطه بالرحمه علی عباده؛ به خدا سوگند ما همان وجه الله هستیم که در زمین میان شما هستیم و ما همان چشم خدا در میان آفریده ها و دست گشاده به رحمت بر سر بندگان اوییم. (الکافی1/111 کتاب التوحید: باب جوامع التوحید). بنابراین هر چیزی در دنیا از آفریده های الهی، همانند قطره ای از دریای وجود الهی هستند که ما می توانیم آن قطره را به دریا نسبت دهیم هم چنان که می توانیم بگوییم که دریا نیست بلکه قطره است ولی چون در درون دریاست می توانیم دریا بودن آن را نیز اثبات کنیم.

لازمه معرفت الله

 درک و دیدن امامان(ع) همانند درک و دیدن اقیانوس با چنین علم احاطی است؛ چرا که امامان مظاهر اکمل و آیینه تمام نمای حضرت حق سبحانه و تعالی هستند. در دعای ماثور آمده است: اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی، خدایا خودت را به من معرفی کن که اگر خودت را به من معرفی نکنی، رسولت را نمی شناسم. خدایا رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را به من نشناسانی، حجت ترا نمی شناسم. خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم گمراه می شوم (جمال الاسبوع سید ابن طاوس دعا در زمان غیبت امام زمان دعاهای وارده بعد از نماز عصر جمعه) لازمه معرفت الله، معرفت پیامبر(ص) و امام(ع) است و معرفت الله بدون معرفت پیامبر و امام، سودمند و نتیجه بخش نیست؛ زیرا معرفت الله بدون ولایت، در واقع معرفت الله و شناخت حق نیست، بلکه تنها تصور یا توهم معرفت الله است. امام حسین(ع) می فرماید که اصولاً معرفت خداوند بی معرفت امام زمان شدنی نیست؛ از این رو معرفت الله را به معرفت امام تفسیر کرده است. در حقیقت این که چهارده معصوم(ع) وجه الله هستند، به خوبی روشن می سازد که چرا آن حضرت (ع) معرفت خدا را به معرفت امامان(ع) یا همان معرفت امام زمان هر دوره ای معنا کرده است. بنابراین وجه الله بودن چهارده معصوم(ع) است که به ما اجازه می دهد معرفت را همان معرفت امام(ع) بدانیم که وجه الله می باشند و شناخت وجه به معنای شناخت ذات وجه و صاحب آن.
به حکم دایره وجودی
انا لله و انا الیه راجعون  همان گونه که آغاز خلقت از ایشان است، آغاز معرفت نیز از ایشان می باشد، همان گونه که از شرایط «خداشناسی»، پیامبر شناسی و امام شناسی است و بدون شناخت پیامبر و امام درجه کامل خداشناسی ممکن نیست؛ هم چنین هیچ گونه کمال یابی و شدن کمالی در سیر صعود وجودی جز از طریق امامان(ع) شدنی نخواهد بود. عبودیت، طریقت دست یابی به کمال معرفت و کمال وجودی است و این هر دو تنها به واسطه ایشان امکان پذیر است. اصولا به یک معنا ایشان خود هدف شناخت و سیر وجودی هستند نه وسیله و سببی برای رسیدن به مقصد و مقصودی، چرا که ایشان وجه الله هستند و رسیدن به وجه الله یعنی رسیدن به مقصد. بنابراین ایشان نه تنها وسیله بلکه مقصد و مقصود معرفت و سیر وجودی حرکت کمالی انسان ها هستند. پس وسیله و مقصد و مقصود یکی است. انسان سالک در حقیقت سیری در امامان و به قصد ایشان می کند. بنابراین سبب و صراط و مقصد و مقصود یکی است، یعنی ایشان خود راه، راهبر راه، مقصد راه و مقصود راه هستند. این گونه است که ایشان را مظهر اول و آخر و ظاهر و باطن و مانند آن دانسته اند. هر کس این گونه نیندیشد در گمراهی است.

امام زمان(عج) وجه الله و مقصد و مقصود معرفت و سیر تکاملی بشر

بنابراین بر ماست که به امامان(ع) به عنوان وجه تمام و کامل الهی و مظهر اتم و اکمل وی توجه کنیم. این که در دعای ندبه آمده است این وجه الله الذی الیه یتوجه الاولیاء؛ کجاست آن وجه الهی که دوستان خدا به جانب او روی می آورند. به این معناست که امام، وجه الهی است که می بایست بدان توجه یافت و رو به سوی او آورد. امروز این وجه الله(ع) همان مظهر نورمحمدی در جلوه امام زمان(عج) است که نماز و تمام اعمال ما باید ما را متوجه آن وجود مبارک کند. این که در پایان نماز به این حقیقت توحیدی می رسیم که می بایست پس از معراج نمازی به حقیقت محمدی(ص) سلام دهیم، به معنای سلام به امام زمان(عج) و دریافت و فهم این معناست که توحید چیزی جز درک وجه الله بودن آن انوار نیست. بنابراین در هر عبادتی می بایست کعبه مقصود و مقصد ما امام زمان ما باشد که:من تمام الحج و من تمام الصلاه و من تمام الزکاه لقاء الامام

                                                  فواید و علل دعا برای امام زمان عج

از جمله تکالیف، “دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان(عج)“ است؛ همچنان که خود حضرت خطاب به اسحاق بن یعقوب، فرمودند: اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ برای نزدیک شدن ظهور و فرج، بسیار دعا کنید که همان فرج شماست. سیره معصومین (ع) نیز، نشان از اهتمام و توجه آنها به دعا برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) و ترغیب پیروان خود به این امر، دارد. دلایل مختلفی وجود دارد که دعا برای امام زمان (عج) را ضروری می نماید،:
 1- وجوب شکر منعم:
خدای سبحان در قرآن کریم، گاهی از نعمت های مادی و روزی های ظاهری مانند آسمان، زمین، آفتاب و ... یاد می کند و گاهی از نعمت های معنوی و باطنی سخن می گوید. نعمت های معنوی مراتب و درجاتی دارد که در میان آنها، برترین نعمت، نعمت رسالت و امامت است. از این رو قرآن کریم از این دو نعمت، به “منت” تعبیر کرده است. درباره نعمت رسالت و بعثت انبیاء می فرماید:
لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم (آل عمران164) درباره امامت نیز آمده است: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین قصص5 در روایات نیز، از وجود مبارک امامان معصوم (ع) با عنوان “نعمت”، یاد شده است. بنابراین به حکم آیات قرآن کریم و روایات، وجود مبارک ائمه معصومین (ع)، برترین و ارزنده ترین نعمتی است که خداوند به انسان ارزانی داشته است؛ چه اینکه در سایه این نعمت عظمی است که انسان از سایر موهبت های الهی بهره مند می گردد. توصیف ائمه اطهار (ع) به “اولیاء النعم” که در زیارت جامعه کبیره آمده، اشاره به همین معناست. از طرفی به حکم عقل، بر انسان واجب است در مقابل نعمت های الهی اعم از مادی و معنوی، شکرگزار باشد.

2- وجوب مودت و محبت به خاندان رسالت: یکی از بارزترین مشخصه های ایمان، تولی (حب) و تبری (بغض) است، به طوری که در برخی روایات از آن به عنوان “معیار دینداری” یاد شده هل الدین الا الحب و البغض قرآن کریم به صراحت بیان می دارد که وجود مبارک رسول خاتم (ص) در برابر رسالت خود از مردم اجر و مزدی طلب نکرد و تنها آنان را به محبت اهل بیت عصمت و طهارت فرا خواند: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی؛ در برابر این تبلیغ، هیچ مزدی از شما نمی خواهم، مگر دوستی خاندانم شوری23. بنابراین، قرابت و خویشاوندی امام عصر (عج) با پیامبر، مقتضی دعا کردن برای ایشان است؛ چراکه دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت، نشانه محبت و مودت به ایشان است.
 3- وجوب احسان محسن: از دیدگاه شیعه، ائمه اطهار (ع)، علت غایی ایجاد خلق و واسطه فیض الهی و ولی نعمتی هستند که گستره خوان نعمت مادی و معنوی آنان، نظام هستی را فرا گرفته است و در حقیقت، بقای ظاهری و معنوی نظام آفرینش از برکات وجود آنهاست. شاید یکی از معانی توقیع شریف امام عصر عج) که می فرماید: انی لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء؛ من برای اهل زمین (مایه) امان و آرامش هستم، چنانکه ستارگان سبب امنیت اهل آسمانهایند همین باشد. روایات بسیاری درباره امام عصر (عج) وجود دارد که نشان دهنده توجه و احسان آن حضرت به دوستان و شیعیان خود است. در توقیعی که آن حضرت به شیخ مفید نوشته اند: انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم، و لولا ذلک لنزل بکم اللاواء و اصطلمکم الاعداء؛ ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی کنیم و یادتان را از خاطر نمی بریم و اگر جز این بود بلاهای سنگین بر شما وارد می شد و دشمنان، شما را نابود می کردند. از طرفی، عقل حکم می کند که انسان در برابر احسان و نیکوکاری شخص محسن، به او نیکی و احسان نماید. علاوه بر حکم عقل، شریعت اسلام نیز که بر پایه عقل بنا نهاده شده، پاسخ به احسان و محبت دیگران را لازم و ضروری می داند و در مقابل نیکی دیگران، دستور به احسان می دهد: هل جزاء الاحسان الا الاحسان الرحمن 60 بی شک دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج امام (عج) از مصادیق احسان و نیکوکاری است،

دعا کردن برای سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عج)، فواید بی شماری برای شخص دعا کننده در پی دارد:

1- بهره مندی از دعای حضرت: اگر کسی برای امام زمان (عج) دعا کند، حضرت که خود الگوی عمل به فرامین الهی است، به مقتضای آیه “و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها؛ ای کسانی که ایمان آورده اید چنانچه کسی شما را تحیت گفت، به او پاسخی بهتر بدهید یا (لااقل پاسخی) برابر با آن”(نساء86/)؛ پاسخی بهتر و مناسب با لطف و کرم خویش مرحمت می نمایند.
2- دفع بلا و وسعت رزق: روایات بسیاری بر این دو معنا دلالت دارد؛ از جمله: از امام صادق (ع) روایت شده: دعای مرد برای برادرش در غیاب او، روزی را فراوان و ناگواری ها را دور می سازد. امام باقر (ع) نیز فرمودند: “بر تو باد که در غیاب برادران دینی خود، برایشان دعا کنی که روزی را بر تو سرازیر می کند” این احادیث دلالت می کنند که این دو فایده، برای دعا کننده در حق هر مومن غایبی حاصل می گردد. بنابراین دعا برای امام غائب حضرت صاحب الزمان عج ، که معرفتش علت تامه حصول ایمان است، بی گمان دفع بلا و وسعت رزق را به دنبال خواهد داشت.
3- ایمنی از عقوبت های اخروی: از آثار و فوائد دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولی عصر (عج)، در امان بودن از عقوبت های اخروی و اهوال روز قیامت است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون؛ همانا آنان که گفتند پروردگار ما الله است سپس استقامت ورزیدند، پس هیچ ترس و اندوهی بر آنها نیست (احقاف13). محمد بن مسلم می گوید: از امام صادق (ع) درباره این آیه شریفه پرسیدم حضرت فرمودند: منظور کسانی است که بر اعتقاد به امامان، یکی پس از دیگری استقامت نمایند. در روایت دیگری از آن حضرت آمده است: خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهورش باشند، و در زمان ظهور فرمانبردار و مطیع او، آنان هستند اولیاء خدا که نه ترسی برایشان هست و نه محزون می شوند. تردیدی نیست که دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج)، نشانه انتظار و استقامت دعا کننده بر اعتقاد به امامان علیهم السلام است.

ایرانیان، زمینه‌ سازان ظهور بخش عمده‌ای از روایاتی که دربارة روی‌دادهای پیش از ظهور و یاران حضرت مهدی عج آمده، دربارة ایران و ایرانیان است که با تعبیرات گوناگونی مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل ری و... بیان شده است. با بررسی مجموع این روایات، به این نتیجه می‌رسیم که پیش از ظهور امام زمان عج، در کشور ایران، نظامی الهی و مدافع ائمة معصومین ع برپا می‌گردد که مورد عنایت امام می‌باشد، هم‌چنین می‌توان گفت، مردم ایران نقش مهمی در قیام آن حضرت خواهند داشت.

دعای عهد : وظایف و اهداف دولت اسلامی

یکی از این دعاها که مستحب است و چهل بامداد دست کم در عمر شخص خوانده شود دعای عهد است که به نظر می رسد به سبب آن که عهد و پیمانی با امام زمان(عج) است باید همواره در هر بامداد خوانده شود تا تجدید بیعت و عهد با امام و ولی عصر به عمل آید. در این عهدنامه مطالب عالی در فرازهایی چند بیان شده که یکی از بندهای آن مرتبط با وظایف و اهداف دولت اسلامی است؛ زیرا این مطالب هر چند که خطاب به امام زمان(عج) است ولی برای تبیین وظایف و مسئولیت های هر نظامی است که به عنوان دولت، امور اجتماعی و سیاسی جامعه را در اختیار می گیرد. در بخشی از عهدنامه آمده است:
اللهم... سهل مخرجه و اوسع منهجه و اسلک بی محجته و انفذ امره واشدد ازره و اعمر اللهم به بلادک واحی به عبادک انک قلت و قولک الحق ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس فاظهر........ اللهم اکشف عنا هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره، خدایا! ظهورش را آسان و روشش را وسیع گردان و ما را در مسیر او بمیران و فرمانش را نافذ فرما و پشتش را استوار و محکم گردان. خدایا! به وسیله وی شهرهایت را آبادان و بندگانت را زنده گردان؛ زیرا گفتی و گفته تو حق است که فساد در خشکی و دریا به خاطر عملکرد مردم آشکار شده است؛ پس خدایا! ولی خویش و پسر دختر پیامبرت را که همنام پیامبرت است ظاهر کن تا به هر چیزی از باطل دست یافت نابود سازد و حق را به جریان آورد و ثابت و استوار گرداند. خدایا او را راه رهایی بندگان مظلوم و ستمدیده ات کن و یار و یاور کسانی قرار ده که جز تو ناصر و یاوری ندارند. احکام کتابت که تعطیل شده را به وسیله وی تجدید کن و نشانه ها و شعایر دینت را با وی استوار و استحکام بخش و سنت های پیامبر(ص) را تقویت کن. خدایا او را از شر متجاوزان حفظ کن و با رویت و دیدارش و نیز کسانی که بر دعوت اویند پیامبرت(ص) را شادان و مسرور گردان و بر بیچارگی و خواری ما که پس از او حاصل شده رحم آور. خدایا این غم و اندوه را از این امت اسلام با حضورش بردار.

وظایف متقابل مردم و حکومت در این عهدنامه تبیین شده که مردم چه وظیفه ای نسبت به دولت و نیز دولت چه مسئولیتی در قبال مردم دارد. در این عهدنامه و موارد مشابه آن بسیاری از وظایف و مسئولیت ها و نیز اهداف نظام سیاسی بیان شده و این همان چیزی است که امروز مطالبه به حق ملت ایران از دولت اسلامی است که می کوشد تا براساس نظام ولایی عمل کند و خود را به عنوان وکیل امام(ع) می شناسد و به نیابت از وی وارد عرصه عمل سیاسی شده است. از وظایف دولت اسلامی آن است که عزت را به دین بازگرداند و گمنامی را از چهره آن بزداید تا همگان در همه کوی و برزن جهان با حقیقت دین آشنا شوند. زدودن ظلمت ستم و بیداد در همه عرصه ها و حوزه های علمی و عملی و زندگی فردی و اجتماعی و توسعه عدالت و قسط از دیگر ماموریت ها و وظایفی است که در این دعاها بدان توجه شده. از آن جایی که توده مردم بدنبال رفاه و آسایش و آرامش واقعی هستند و اندوه جانکاهی دل هایشان را می فشارد، اجرای قسط ضروری است تا اندوه و غم از چهره و دل آنان زدوده شود.
از این رو در ادعیه مختلف که به شکل زیارت و یا عهد و نیایش بیان شده، این معنا به اشکال مختلف تلقین می شود تا سطح مطالبات مردمی نسبت به دولت و کارکردهای آن افزایش یابد و در صورت وجود هرگونه کمبود در این زمینه نسبت به کارآمدی دولت اسلامی واکنش نشان دهند. این ادعیه ماثور به گونه ای بیان شده که سطح مطالبات مردمی نسبت به مفاهیمی چون مسئولیت ها و وظایف دولت افزایش یابد و مردم با توجه به این معیارها به سنجش و داوری درباره عملکرد و کارآمدی دولت ها بپردازند. بدون تردید ارکان حکومت طاغوت، جهل و بیداد است و لذا دولت می بایست به ویژه با جهل و نادانی مبارزه کند و مردم را با حقایق چنان که هست آشنا سازد که از جمله آن، حقایق هستی و مسیر تعالی بشر یعنی تزکیه و تقواست. نهاد کفر بر پایه جهل ساخته شده و برپایه جبر رشد می کند. از این رو با هرگونه عقل گرایی و مشارکت دهی مردم مخالفت می شود و اساس دولت های کافر و باطل و جائر بر استبداد رای بنا می گردد.

دوری از عصبیت جهل است که عصبیت جاهلی را پدید می آورد و آدمی را به جای حق گرایی به سوی باطل سوق می دهد. امام زین العابدین(ع) درباره عصبیت جاهلی می فرماید: العصبیه التی یاثم علیها صاحبها ان یری الرجل شرار قومه خیرا من خیار قوم آخرین و لیس من العصبیه ان یحب الرجل قومه و لکن من العصبیه ان یعین قومه علی الظلم؛ عصبیتی که گناه محسوب می شود این است که شخص، بدان قوم خویش را بهتر از خوبان قوم دیگران ببیند. آنچه از عصبیت مذموم محسوب نمی شود این که شخص، قوم را دوست داشته باشد؛ ولی اگر قوم را به خاطر ظلمی کمک نماید از عصبیت ناپسند شمرده می شود. (اصول کافی، ج2، ص803) همین تعصب جاهلی است که امام صادق(ع) می فرماید: من تعصب او تعصب له فقد خلع ربق الایمان من عنقه؛ هر کسی تعصب جاهلی بورزد یا یکی از خویشان به سودش تعصب جاهلی داشته باشد و به سبب این تعصب به چیزی برسد، از دایره ایمان بیرون رفته و حلقه ایمان را از گردنش درآورده است. (همان)بنابراین اگر دولتمردان اسلامی در نظام ولایی براساس عصبیت عمل کنند، به خودی خود از دایره ولایت کبرای امام(ع) بیرون رفته اند و هر عملی را که انجام می دهند به سبب حقی که ندارند، برای ایشان گناه و جرم نوشته می شود.

                                      چرا وقتی نام قائم برده می شود، تمام قد می ایستیم؟

حضور امام رضا (ع) در خراسان کلمه «قائم» ذکر شد، حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه خداوندا! بر فرجش شتاب کن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان. و از روایتی چنین استفاده می شود که این رفتار در عصر امام صادق (ع) نیز معمول بوده است. از حضرت صادق (ع) سوال شد: علت قیام در موقع ذکر «قائم» چیست؟ حضرت فرمود: صاحب الامر غیبتی دارد بسیار طولانی، و از کثرت لطف و محبتی که به دوستانش دارد، هر کس وی را به لقب قائم که مشعر است به دولت کریمه او، و اظهار تأثری است از غربت او یاد کند، آن حضرت هم نظر لطفی به او خواهد نمود؛ و چون در این حال، مورد توجه امام واقع می شود سزاوار است از باب احترام به پا خیزد و از خدا تعجیل در فرجش را مسئلت نماید. البته می توان گفت در بعضی شرایط واجب می باشد. مثل اینکه این لقب یا القاب دیگر حضرت در مجلس یاد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن به پا خیزند. در این حال اگر کسی از اهل مجلس بدون عذر از جای خود برنخیزد، این برنخاستن توهین و هتک حرمت آن حضرت خواهد بود، و بدیهی است این عمل حرام می باشد.
آیت الله طالقانی : این دستور قیام، شاید (فقط) برای احترام نباشد، و الا باید برای خدا و رسول و اولیای مکرم دیگر هم به قیام احترام کرد، بلکه دستور آمادگی و فراهم کردن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن برای پشتیبانی این حقیقت است... این همه فشار و مصیبت، از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی، تا جنگهای صلیبی و حمله مغول و اختناق و تعدیلهای دولتهای استعماری، بر سر هر ملتی وارد می آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود؛ لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که چون اسم صریح «قائم» مؤسس دولت حقه اسلام برده می شود، به پا بایستید و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد

                                   چگونه نسبت به امام زمان(عج) معرفت بیشتری پیدا کنیم؟

الف. راه عقل: اگر انسان کمی اندیشه کند در می‌یابد برای رسیدن به سعادت و نیل به هدف از خلقت خود، نیاز به راهنمایی از طرف خداوند دارد. پس باید از طرف خداوند افرادی برای رساندن پیام خداوند (نبوت و رسالت) انتخاب شوند؛ از این رو، عقل در می‌یابد به وحی و بعثت انبیا نیاز دارد. انسان، علاوه بر این به تعلیم و تبیین آن توسط آن‌ها نیز نیازمند است؛ زیرا از یک طرف، وحی‌های الهی در بسیاری از موارد حالت کلی دارد و از طرف دیگر، عقل بشر محدود بوده و توانایی درک درست و کامل وحی را ندارد. بر این اساس، انسان نیازمند فرمایشات و توضیحات انبیا است. گفتنی است انسان علاوه بر جسم، دارای روح است که شخصیت اصلی او را تشکیل می‌دهد. روح نیز همچون جسم دارای نیازمندی‌ها بوده و گرفتار آفت‌ها و بیماری‌ها می‌شود.
روح اگر بخواهد رشد و تعالی پیدا کند باید تحت تربیت قرار گرفته و تزکیه شود، نیاز‌های معنوی او تامین شود، آفت‌هایی که به آن دچار شده و یا ممکن است دچار شود شناسایی شده و با آن مبارزه شود. این مهم (رفع نیاز‌ها و مبارزه با آفت‌ها) فقط در سایه تربیت یک مربی پاک امکان دارد؛ از این رو خداوند تزکیه و طهارت نفوس را وظیفه انبیا شمرده است و در قرآن می‌فرماید:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُۆْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ: خداوند بر مۆمنان منت نهاد هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند و آن‌ها را پاک کند و کتاب حکمت بیاموزد(1)
توجه به حضرت حق و دعا و انابه به درگاه او و توجه به وظایف دینی، تا دل روشن و پاک گردد و بتواند تجلی‌گاه انوار و معارف حق باشد. این انوار، هم الهامات الهی را شامل می‌شود و هم تفکر را با بعثت آخرین پیامبر و رسول خدا حضرت محمد ص پیام‌هایی که باید از طرف خداوند نازل می‌شد فرستاده شد و در اختیار انسان قرار گرفت که همان قرآن کریم بود. تا زمانی که پیامبر در میان مردم بود، به مقدار استعداد‌ها و توانایی‌های مردم آن زمان دین را برایشان تبیین کرد و به تزکیه نفوس پرداخت. البته تبیین دین پیامبر، بر اساس علوم الهی بود که پیامبر در اختیار داشت و به سبب داشتن عصمت، ارشاد و تزکیه مردم را انجام می‌داد.
عقل می‌گوید: بعد از رحلت پیامبر ص نیز باید فردی مانند او (عالم به علم الهی و معصوم از هر خطا) باشد، تا وظیفه تبیین دین و تزکیه مردم را به عهده بگیرد؛ پس باید در هر زمان انسان عالم و معصومی همچون پیامبر باشد، تا انسان به واسطه هدایت‌ها و ارشادات او، راه کمال را بپیمایند؛ اما این‌که چنین فردی، چه کسی می‌تواند باشد، باید از پیامبر پرسید؛ زیرا ما توانایی شناخت انسان عالم معصوم را نداریم؛ پس راه نقل (استفاده از گفتار) را باید بررسی کنیم.
ب. راه نقل: در احادیثی که از پیامبر ص (و همچنین از پیشوایان معصوم) به ما رسیده است، علاوه بر تاکید بر نیاز انسان به عالم معصوم، افرادی که بعد از پیامبر عهده‌دار خلافت و جانشینی پیامبر هستند معرفی شده‌اند، از جمله در حدیث معروف ثقلین پیامبر فرمود: من دو شیء گرانبها در میان شما می‌گذارم، یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیتم. اگر به این دو تمسک کنید (و از آن‌ها پیروی کنید) هرگز گمراه نمی‌شوید. این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند، تا در حوض (کوثر در قیامت) بر من وارد شوند.(2) طبق این حدیث، باید همیشه یک نفر از اهل بیت که عالم کامل و معصوم است در کنار قرآن باشد؛ چون قرآن دریای علم بوده و از هر خطا دور است.
حدیث ثقلین و در حدیث معروف دیگر پیامبر فرمود: «خلفا و جانشینان من دوازده نفرند».(3) طبق این حدیث، آن اهل بیت که در کنار قرآن هستند، دوازده نفر خواهند بود. در احادیث متعدد دیگر خداوند نام این دوازده نفر را ذکر کرده است؛ برای نمونه، وقتی آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»(4) نازل شد، از پیامبر دربارة اولی الامر سۆال شد که که آنان چه کسانی هستند؟ پیامبر، آنان را معرفی کرد که اول آن‌ها علی بن ابی‌طالب است و سپس نام باقی امامان را تا امام مهدی عج بیان فرمود.(5)
پس ما به کمک عقل و نقل فهمیدیم که امام زمان عج که در کنار قرآن قرار دارد و عالم به علم الهی و معصوم است، همان امام مهدی عج است. البته باید با تفکر بیشتر و با استفاده از روایات، ادعیه و زیارات معرفت خود را به امام و مقام او بیشتر و عمیق‌تر کنیم. گفتنی است اگر انسان سعی کند ایمان را در خود تقویت کند و به وظایف دینی عمل کند، خداوند عنایت بیشتری به او کرده، او را در شناخت بهتر و کامل‌تر امام کمک می‌کند.
3. از راه‌های مختلف می‌توان فهمید انسان چه مقدار به امام معرفت پیدا کرده است؛ از جمله:
ـ چه مقدار به او محبت دارد و به یاد او است؟
ـ در برابر شبهات، تا چه اندازه خود را می‌تواند حفظ کند و عقیده صحیح خود را از دست ندهد؟
ـ به وظایف دینی، چه مقدار توجه دارد و به آن‌ها عمل می‌کند؟
اگر انسان کمی اندیشه کند درمی‌یابد برای رسیدن به سعادت و نیل به هدف از خلقت خود، نیاز به راهنمایی از طرف خداوند دارد. پس باید از طرف خداوند افرادی برای رساندن پیام خداوند (نبوت و رسالت) انتخاب شوند؛ از این رو، عقل در می‌یابد به وحی و بعثت انبیا نیاز دارد. انسان، علاوه بر این به تعلیم و تبیین آن توسط آن‌ها نیز نیازمند است؛ زیرا از یک طرف، وحی‌های الهی در بسیاری از موارد حالت کلی دارد و از طرف دیگر، عقل بشر محدود بوده و توانایی درک درست و کامل وحی را ندارد. بر این اساس، انسان نیازمند فرمایشات و توضیحات انبیا است
هر اندازه محبت و یاد امام بیشتر باشد و توجه به وظایف دینی دقیق‌تر و کامل‌تر باشد و انسان در برابر شبهات مقاوم‌تر باشد، به همان اندازه معرفت پیدا کرده است. بنابراین، باید به دو عنصر عقل و نقل توجه کرد و از درگاه خداوند توفیق خواست و با بالابردن صفت تقوا، با عمل به دین و تکالیف شرع، دل و روح و قلب را قابل پذیرش انوار الهی کرد.
در پایان بیان این نکته خالی از لطف نیست که هر چند دشمنان، از راه‌های گوناگون به مرز‌های فکری و اعتقادی و اخلاقی هجوم برده و در صدد انحراف مردم ـ به خصوص جوانان ـ هستند؛ ولی عنایت الهی متوجه طرفداران حق است. خداوند می‌فرماید:
وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً؛ کسی که تقوای الهی را پیشه کند، [خداوند] برای او راه خروج [از بن بست‌ها را] قرار می‌دهد و به او روزی می‌دهد از جایی که گمان نمی‌برد و کسی که به خدا توکل کند، پس خدا برایش کافی است(6) این رزق و روزی، شامل رزق و روزی معنوی و معرفتی نیز می‌شود. امام مهدی عج مراعات حال شیعیان را مهمل و رها نگذاشته است.(7) رعایت حال در همه امور است؛ حتی امور معنوی و فکری؛ پس اگر علاوه بر تلاش علمی و مطالعاتی، تقوا پیشه کنیم و به دستورات دین پایبند باشیم، خداوند و امام توجه بیشتری به ما خواهند داشت و علاوه بر امداد در پیشرفت معرفتی و ایجاد آمادگی، ما را از کید دشمنان حفظ می‌کنند.
پی نوشت: 1. آل عمران164. 2. صحیح مسلم ج4، ش2408، چاپ عبدالباقی ص1803 سنن ترمذی ج5 ش3788 الاحتجاج ج1 ص216 و 391. 3. صحیح مسلم ج، ص102 و ج3 ص3، صحیح بخاری ج2 ص147 غیبت طوسی ص88 غیبت نعمانی ص75.  4. نساء 59.  5. تفسیر نورالثقلین ج1 ص499.  6. طلاق 2و3. 7. الاحتجاج مرحوم طبرسی ج2 ص495.

                                   آیا موقع گناه، امام زمان(عج) ناظر اعمال ما می‌باشند؟

آیا اعمال ما به امام عصر علیه السلام عرضه می شود؟ اگر این چنین باشد، لقب «ستار العیوب» بودن خدا برای چیست؟ روایات عرضه اعمال خدمت امام عصر، عج معتبرند و نافی ستّاریت خداوند نیست. میان پیروان مکتب اهل بیت، با توجّه به اخبار فراوانی که از امامان رسیده، عقیده این است که پیامبر و امامان علیهم السلام از اعمال همه امت آگاه می شوند؛ یعنی خداوند از طرق خاصّی اعمال امت را بر آنان عرضه می دارد. خدای سبحان در قرآن مجید می فرماید: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون؛ بگو: عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مۆمنان، اعمال شما را می بینند.(1) از طرفی، نبی مکرّم اسلام ص شاهد و گواه امت است: یا أیها النبی إنا ارسلناک شاهداً(2) و فکیف إذا جئنا من کل أمه بشهید و جئنا بک علی هۆلاء شهیداً حال آنان چگونه است آن روز که برای هر امت، گواهی بر اعمالشان می طلبیم و تو را گواه بر اعمال آنان قرار خواهیم داد؟(3)
تفسیر المیزان : هر عملی که انسان انجام می دهد، از خیر یا شر، خدا و رسولش و م
ۆمنان، حقیقت عمل خیر یا عمل شر را مشاهده می کند؛(4) منظور از «مۆمنون» در آیه 105 از توبه، امامان ع هستند. یعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق ع دربارة این آیه پرسیدم. فرمود: «مۆمنان، امامان هستند».(5) پس اعمال انسانی، از خیر و شر، به رسول خدا و امامان ع عرضه می شود. ابوبصیر از امام صادق ع نقل می کند: در هر بامداد، کردار بندگان نیکوکار و فاسق بر رسول خدا ص عرضه می شود؛ پس بر حذر باشید از کردار ناشایست. (6)

بنابراین پیامبر و امامان علیهم السلام از حقیقت اعمال بندگان با خبر هستند و اعمال آنان را مشاهده می‌کنند.
معنای ستار بودن خدا، آن است که اعمال انسان ها را از دیگر انسان ها می پوشاند تا آبروی آنان حفظ گردد. پیامبر و امامان ع مظهر اسما و صفات الهی هستند. همان‌گونه که خداوند، ناظر بر اعمال مردم است، پیامبر و امامان نیز چشم خدا میان خلق هستند و اعمال آنان را می بینند. آن روایتی نیز که فرموده است، خدا، اعمال را حتی از چشم پیامبر مخفی می کند، به مواردی خاص اشاره دارد، تا رحمت بیکران الهی را به تصویر کشد. ضمن آن که نظارت پیامبر و امام بر اعمال مردم، همانند نظارت خداوند، آثار سازنده فراوانی دارد؛ یعنی همان‌گونه که ستّاریت پروردگار، برای تربیت و رشد مردم است، عرضه اعمال مردم بر پیامبر و امامان نیز در همین جهت است؛ زیرا آنان، هادیان امت از طرف خدایند و فیض الهی از طریق آن بزرگواران بر بندگان نازل می شود؛ بنابراین، هیچ تنافی و تناقضی مشاهده نمی شود.خداوند متعال که ستّار العیوب است، می‌داند کجا ستّاری بکند و کجا ستّاری نکند. اگر کسی ستّار عیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتکب گناهی شود، ذات اقدس اله اجازه نخواهد داد اسرارش نزد دیگران افشا شود. حتی در قیامت خداوند اجازه نمی‌دهد کسانی که کنار یک‌دیگرند از اعمال هم باخبر شوند؛ بنابر‌این، عملکرد خود شخص بسیار مهم است. اگر کسی پرده دیگران را ندرد و آشکارا به گناه دست نیازد، خداوند، پرده‌اش را نمی‌درد. بر این‌اساس، کسی که با قلم و بیان و اندیشه‌های ناصواب خود آبروی دین خدا و مردم را می‌برد، به جایی می‌رسد که شایسته نیست خداوند متعال آبروی او را حفظ کند. در این موقعیت، خدای سبحان اجازه می‌دهد صاحبدلان ببینند او چه کرده است و حتی احتمال دارد در قیامت، مقابل دیگران رسوا شود.(7)
پی نوشت: 1. توبه  105 2 . احزاب 45؛ ای پیامبر ما تو را گواه فرستادیم. 3 . نساء 41.4 . المیزان، ج9، ص398. 5 . اصول کافی، ج1، ص318. 6 . همان. 7 . پرسش ها و پاسخ‌ها، ج2، ص 56.

روز امامت امام زمان(عج) دقیقا چه روزی است؟

تعیین امامت امامان دوازده گانه از طرف خداوند متعال بوده است . چرا که مسأله امامت یک مسأله الهی است و جانشین پیامبر(ص) باید از طریق وحی به پیامبر(ص) تعیین گردد، امام یک رهبر عادی نیست...  به کتب روایی که مراجعه می کنیم می بینیم که آغاز امامت امام زمان (عج) مقارن است با شهادت امام حسن عسکری ع ،یعنی به محض شهادت امام حسن عسکری امام بعد به امامت می رسند و شهادت ایشان نقطه آغاز امامت حضرت مهدی عج می باشد.(أصول الکافی / ترجمه کمره‏اى، ج‏2، 871) و عده ای هم معتقدند که روز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام روز نهم ربیع الاول است که این قول مشهور نیست . و در این منابع هم همان روز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را روز آغاز امامت امام زمان عج می دانند. ( الغیبة( للنعمانی) / ترجمه فهرى، متن، ص: 197)

                                               چرا روز نهم ربیع را جشن می گیریم؟

قبل از پاسخ باید به این نکته بسیار مهم اشاره کنیم که تعیین امامت امامان دوازده گانه از طرف خداوند متعال بوده است . چرا که مسأله امامت یک مسأله الهی است و جانشین پیامبر(ص) باید از طریق وحی به پیامبر(ص) تعیین گردد، امام یک رهبر عادی نیست که فقط به اداره کشور و حفظ مرزهای آن بپردازد، بلکه وی علاوه بر این وظیفه، وظایف خطیر دیگری مانند تفسیر قرآن، بیان احکام، پاسخگویی به سوالات اعتقادی مردم، و جلوگیری از هر نوع انحراف در عقیده و تحریف در شریعت دارد. و انجام این وظایف خطیر در گرو داشتن علمی گسترده و خطا ناپذیر است. و افراد عادی چنانچه متصدی این گونه امور گردند، از خطا و اشتباه مصون نخواهند بود. در هنگام وفات پیغمبر از وى پرسیدم اگر شما از دنیا رفتى به که رجوع کنیم؟ پیغمبر اشاره کردند به طرف على بن ابى طالب و فرمودند: وى با حق است و حق هم با او میباشد، بعد از او هم یازده نفر امام خواهند آمد که اطاعت آنان واجب است، همان گونه که اطاعت از من واجب می باشد
با توجه به این مطلب شناخت امام(ع) از دو راه امکان پذیر است:
الف: پیامبر(ص) به فرمان خدا بر امامت امام معین تصریح کند.
که پیامبر اکرم در مواضع مختلف به امامت امامان دوازده گانه اشاره کرده اند و منابع شیعه و سنی به تفصیل نقل کردند .
به عنوان مثال : عبایة بن ربعى از ابن عباس روایت کرده که وى گفت: در هنگام وفات پیغمبر از وى پرسیدم اگر شما از دنیا رفتى به که رجوع کنیم؟ پیغمبر اشاره کردند به طرف على بن ابى طالب و فرمودند: وى با حق است و حق هم با او میباشد، بعد از او هم یازده نفر امام خواهند آمد که اطاعت آنان واجب است، همان گونه که اطاعت از من واجب می باشد. (زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام / ترجمه إعلام الورى، ص: 502)
حضرت رسول ص فرمود: جانشینان و اوصیاء من که پس از من در میان مردم حجت‏هاى پروردگار هستند دوازده نفر می باشند، اول آنها برادرم هست و آخرین آنان هم پسرم خواهد بود، عرض کردند: یا رسول اللَّه برادرت کیست؟ فرمود: على بن ابى طالب، عرض کردند: فرزندت کدام است؟ فرمود فرزندم مهدى است که خداوند به وسیله او دنیا را پر از عدل و داد می کند پس از این که از ظلم و ستم پر شده باشد. (زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام / ترجمه إعلام الورى، متن،511)
ب: امام پیشین بر امامت امام بعدی تصریح کند.
امامت پیشوایان دوازده گانه شیعه از هر دو راه ثابت شده است. هم پیامبر(صلی الله علیه و آله) طبق روایات بر امامت آنان تصریح کرده است، و هم هر یک از ائمه(علیهم السلام)، امام بعد از خویش را معرفی نموده است. (صحیح البخاری، ج 9، ص 81، باب الاستخلاف/ صحیح مسلم، ج 6، ص 3 کتاب الأماره/ مسند احمد، ج 5، ص 86 و 108/ مستدرک الحاکم، ج 3، ص 18/بحارالانوار، ج36، ص 266.) شایسته است که در این روز برای سلامتی امام زمان علیه السلام و تعجیل در فرج ایشان دعا کنیم ،و با امام خود تجدید بیعتی داشته باشیم در اعتلای اسلام و عمل به وظایف مسلمانیمان
با توجه به ادله ای که بیان کردیم به این نتیجه می رسیم که امامت امام زمان چون سایر امامان علیهم السلام یک امر انتصابی از طرف خداوند متعال بوده است و مثل سایر امامان به امامت رسیدن ایشان هم مقارن با شهادت امام پیش از خود بوده است. به عبارت دیگر امامت ودیعه ای الهی است در دست یک امام که هنگام عروج به جوار باری تعالی آن را به امام بعد از خود می سپارد بدون هیچ فاصله و انقطاع زمانی حتی یک لحظه.
اما چرا ما روز بعد از آن را به عنوان روز آغاز امامت ایشان جشن می گیریم ؟
این به آن خاطر است که رعایت شأن همه ائمه هدی علیهم السلام بر همگان واجب است روز شهادت امام حسن عسکری روز عزای همه شیعیان جهان است ،و همگان در این روز که روز عزای اهل بیت علیهم السلام است باید عزادار باشند .
و روز پس از آن را به عنوان روز یادآوری و بزرگداشتی برای مقام امام حیّ و حاضر خود جشن می گیریم تا گونه ای خاکساری و سپاس باشد به درگاه خداوند متعال به پاس نعمت بزرگ امامت ،واسطه فیض رحمت و روح جهان هستی ، و شایسته است که در این روز برای سلامتی امام زمان علیه السلام و تعجیل در فرج ایشان دعا کنیم ،و با امام خود تجدید بیعتی داشته باشیم در اعتلای اسلام و عمل به وظایف مسلمانیمان . و دست شستن از یک سری اعمال ناشایست و نه در خور پیروان امامان رحمت و هدایت ، که تخم تفرقه می افشاند،و باعث کدورت می شود .

                                         تکریم نیمه شعبان، همان تکریم رسول الله است

بزرگداشت نیمه شعبان در حقیقت عمل و نشان دادن ایمان واقعی به آموزه های وحیانی و نبوی درباره وجود و ظهور امام زمان و ایجاد حکومت جهانی عدالت محور اوست. برخی در نحوه و چگونگی بزرگداشت نیمه شعبان تشکیک می کنند که چرا درباره آن حضرت(ع) این گونه تجلیل می شود که در حق پیامبر(ص) و یا دیگران معصومان(ع) نمی شود؟ در پاسخ باید گفت که اولا تکریم آن حضرت(عج) عین تکریم و تعظیم رسول خداوند(ص) است. پرسش این است که اگر خداوند فرشتگان را به سجده بر آدم امر و فرمان داده است می توان به دلیل این که سجده جز بر خدا جایز نیست از آن تمرد کرد و سرباز زد و گفت که اهل توحید می بایست جز بر خدا بر کسی سجده نکند؟ اگر سجده بر آدم جایز نباشد به حکم توحید بنابراین می بایست گفت که ابلیس از فرشتگان موحدتر بوده است و می بایست ابلیس را جایزه بزرگ بر کارش داد در حالی که خداوند او را به کفر متهم می کند که از دیر باز بر آن بوده و اکنون آن را ظاهر نموده است؛ زیرا سجده بر آدم در حقیقت سجده بر خدای یگانه و پذیرش حکم ولایی اوست. در این جا تکریم از امام غایبی که از چشم ها نهان است در حقیقت اعلان این مطلب است که ما بر چیزی که ندیده ایم به سبب بیان پیامبر(ص) بدان باور داشته و در عمل آن را نشان می دهیم.

نیمه شعبان؛ شبی که خداوند به احسان خود، گناهان بندگانش را می آمرزد چنانکه امام صادق(ع) در ابن باره فرمود: همان‌طور که خداوند به پیامبر(ص) شب قدر مرحمت فرمود، به ما اهل بیت نیز نیمه شعبان را عطا کرد. فضیلت شب نیمه شعبان بیشتر از آن است که ذکر شود به آن «لیله البرات» و «لیله الصک» و «لیله المبارکه» و لیله الرحمه» نیز گفته اند. این شب بعد از لیله القدر، بافضیلت ترین شب هاست. امام صادق(ع) فرموده اند: «نیمه شعبان، شبی است که حق تعالی آن را برای ما اهل بیت قرار داد در برابر «لیله القدر» که آن را برای پیامبر(ص) قرار داده است» شبی است که حق تعالی فضل خود را به بندگانش عطا می کند . شبی است که خداوند به احسان خود، گناهان بندگانش را می آمرزد. شبی است که حق تعالی به ذات مقدس خودش قسم خورده که در این شب هیچ سائلی را از درگاه خودش نراند، مگر این که آن سائل از خدا انجام معصیتی را خواسته باشد. از ابتدای این شب تا آخرین لحظه آن، از جانب خدای متعال ندا می رسد که «آیا استغفارکننده ای هست که به خاطر گناهانش طلب آمرزش کند تا من او را بیامرزم؟!»

                                    امام مهدی(ع) در کلام نبی‌اکرم(ص)
آنگاه که گرد آمدگان در غدیر خم، چشم بر دهان محمد مصطفی(ص) دوختند تا در جمع یکصدوبیست هزار نفری خود، سخنانش را بشنوند. نبی‌اکرم(ص)پس از حمد و ثنای خداوند و دعوت مردم به سوی خاندان گرامی نبوت و چنگ زدن به ریسمان ولایت علی‌بن ابیطالب(ع) فرمودند:(1)
ای مردم! آن نور خدای تبارک و تعالی در من قرار گرفت و پس از آن در وجود علی(ع)، آنگاه از او در نسلش تا «قائم‌المهدی(ع)» که بازگیرنده حق است و جلب‌کننده همه حقوق از دست رفته ما.
-آگاه باشید که خاتم اوصیاء مهدی قائم(ع) از ماست.
-آگاه باشید که او بر همه ادیان پیروز می‌شود
-آگاه باشید که او انتقامگیر از ستمگران است.
-آگاه باشید که گشاینده و درهم کوبنده مرزهاست.
-آگاه باشید که او خونخواه همه بندگان صالح خداست.
-آگاه باشید که او کشنده هر قبیله‌ای از مشرکان است.
-آگاه باشید که او نهری خروشان از اقیانوسی بیکران است.
-آگاه باشید که او یاور دین خدای تبارک و تعالی است.
-آگاه باشید که او هر دانشمندی را به دانش و هر نادانی را به نادانی می‌شناسد.
-آگاه باشید که او برگزیده و انتخاب شده، خداوند است.
-آگاه باشید که او وارث هر دانش و دربرگیرنده آن است.
-آگاه باشید که او آنچه بگوید از پروردگارش می‌گوید و هشداردهنده به امر ایمان است.
-آگاه باشید که او رشید و کامل و نیرومند و متین است.
-آگاه باشید که فرمانروایی جهان هستی به او واگذار شده است.
-آگاه باشید که هر کس از (پیامبران و امامان) پیش از او، نوید آمدنش را داده‌اند.
-آگاه باشید که او تنها حجت بازمانده خداوند .بعد از او حجتی نیست، حقی جز با او و نوری جز در پیش او نیست.
-آگاه باشید که احدی بر او چیره نیست و کسی او را شکست ندهد.
-آگاه باشید که او ولی خدا در روی زمین و داور او در میان مردم و امین او در آشکار و نهان است.
* (1)بحارالانوار، ج 37، صص213-
۲۱۱

                                           مهدویت دژِی مستحکم از آموزه های شیعی

شعبان ماهی که در آن مهدی موعود(عج) پا به عرصه زمین گذاشته است و از همان روز نیز ستون های ظلم و استبداد به خود لرزیده اند. مهدویت مفهومی آمیخته با متون اسلامی نیست بلکه کنه و عمق آن را تشکیل می دهد. از همین روست که در آموزه های شیعی نیز توجه و تمرکز بر آن بسیار است.خود این حدیث از معصوم که من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه خود بیانگر عمق و اهمیت ویژه امامت در طول زمان است به گونه ای که اگر کسی نتواند شناخت صحیحی از امام زمان و دوره خود داشته باشد گویی در جاهلیت مرده است.

مهدویت در طول تاریخ اسلام نیز همواره به عنوان یکی از نیروهای محرکه در جوامع اسلامی به حساب آمده است و نوعی کارکرد خود را اثبات کرده است . اگرچه در برخی از مقاطع با نفوذ خرافات برخی سعی داشته اند تا از مهدویت به عنوان عامل سستی و رخوت جامعه اسلامی نام ببرند اما در واقعیت ماجرای ترسیم یک آرمان شهر و امید به ظهور یک منجی نمادی از پویایی و شادابی جامعه اسلامی است. تمامی شیعیان آل علی چشم انتظار منجی مبارک قدمی هستند که جهان را پر از عدل و داد می کند و جالب آنجاست که شیعیان این انتظار شیرین و پوینده را جزئی از عبادات مخلصانه خویش در طریقت حضرت حق احصاء می کنند. چنان که رسول اکرم(ص) ‏فرمودند اَفْضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الْفَرَجِ  به انتظار نشستن و تلاش برای آماده سازی جهان برای فرج حضرت صاحب الزمان روحی فداه بخشی از اعمال دینی و تکالیف شیعیان محسوب می گردد. جهانی سازی مهدوی از اصیل ترین و جدی ترین آرمان های شیعیان است که خداوند متعال به صراحت در قرآن مجید وعده آن را به مستضعفین داده است.  وَ نُریدُ أن نَمُنَّ عَلیَ الذّینَ اسْتُضعِفوا فی الاَرضِ وَ نَجعَلهُم أئِمّة و نَجعَلهُم الوارثینَ (قصص5) و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم.

البته باید دانست اگرچه مقوله مهدویت امری فراحسی و معنوی است و انسان ها در آخر الزمان چشم دوخته به آسمان در پی امداد الهی هستند اما این مقوله حداقل در آموزه های تشیع هر گز با خرافات یکسان نیست. مهدویت دژِی مستحکم از آموزه های شیعی است که بر اساس هزاران دلیل عقلی و نقلی مستند برپا شده است و در حقیقت به مثابه موتور محرکه جامعه اسلامی در حرکت به سوی سعادت ، خوشبختی و کمال محسوب می گردد.با این حال طی قرن های متمادی دشمنان همواره سعی داشته اند تا با خلط میان مهدویت و خرافه به نحوی از اهمیت مقوله مهدویت بکاهند و یکی از اصول امید بخش دین مبین اسلام را کمرنگ سازند. مقوله مهدویت همواره در تاریخ آماج سخت ترین حملات دشمنان و جریان های انحرافی بوده است که خود این امر گواهی بر اهمیت غیر قابل انکار و همچنین تاثیر فزاینده این اصل بر حرکت جامعه اسلامی است .

در جامعه مهدوی اساس بر تعالی انسان ها و اتکال بر روح خدا سرشت است . از سوی دیگر راه رسیدن به حکومت مهدوی از نگاه تشیع تنها به دست صاحب امر و واسطه فیض میان عالم معنا و ناسوت تحقق پیدا می کند البته در این میان افراد نیز نقشی مهم و حیاتی را در تحقق آرمان مهدویت بازی می کنند و تا هنگامی که مردم نتوانند آمادگی و ملزومات لازم برای پذیرش حکومت حقه حضرت را فراهم آورند امکان فرج مهیا نمی شود. مهدویت را می توان آینده سر سبز و بهشتی بی وقفه دانست که در آن عقل و کمال بشری به اوج خود می رسد. وجود چنین اعتقاد قوی در دین اسلام و علی الخصوص در مکتب تشیع از این منظر بسیار مهم و حائز اهمیت است که امید بخش است. امروز غالب روانشناسان و جامعه شناسان بر این امر متفق هستند که یکی از اصلی ترین دلایل موفقیت انسان ها نگاه امید بخش به آینده است و حتی در این میان دولت ها نیز تمام سعی خود را صرف آن می کنند که آینده ای نوید بخش را برای جامعه خود ترسیم کنند و هر روز این آینده را برای جامعه بازگو نمایند.

در این میان البته در رسیدن و یا نرسیدن به این آرمانها صحبت بسیار است . اما دین مبین اسلام بر اساس وعده های راستین الهی خود مومنین را بشارت می دهد که در صورت مقاومت و ایستادگی و انتظار واقعی برای فرج ،می توان به چنین آینده سر سبز و پر از موفقیتی دست یافت و نایل شد. البته پر واضح است که دستیابی به این موفقیت منوط به انتظار واقعی است و این انتظار خود دارای معانی ژرف و دقیقی است. هر چند که منتظران برای فرج دست به دعا می شوند و از خداوند منان طلب این حادثه فرخنده می کنند اما منتظران تنها به این دعا اکتفا نمی کنند هرچند که در خود دعا نیز نوعی گام به سوی جلو برداشتن دیده می شود. به تعبیر دقیق تر انتظار واقعی برای فرج ورود به میدان مقابله با ظلم و ستم و کفر و نفاق است. منتظران که عاشقانه به دنبال مهیا سازی زمینه های ظهور حضرت قائم هستند از هیچ قدرتی نترسیده و در راه رضای خدا علیه دشمنان خدا و اولیای او قیام می کنند . در راه خدا جهاد می کنند . اگر زنده ماندند در رکاب ولی امر خدا باز هم شمشیر خواهند زد و اگر در مسیر حق طعم شهادت چشیدند حی و زنده اند وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">