تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

معنا مفهوم روزه رمضان. فلسفه و آثار . خطبه شعبانیه و علی ع

روزه‌داری در شرایط توان فرسا، رمضان کارگاه مدیریت نفس. فیض سحر

معنا و مفهوم «قدر» . حقیقت این شبها شب مقدرات .شب معراج عمومی

حضرت زهرا(س)حقیقت شب قدر . پنهان بودن. لیله القبر

وداع با شهر ضیافت. عید فطر؛ روز پاداش و باز گشت به فطرت خویش. فلسفه اعیاد

چهل حدیث از ائمه معصومین علیهم السلام درباره روزه رمضان

اعتکاف فرصتی برای پالایش درون

                         کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است
                                        

ماه درک ولایت الهیه

پیامبر اکرم(ص) : «فابان فضیلته علی سائر الشهور»، خدای متعال فضیلت این شهر را پنهان نکرد، این آشکار ساختن نعمت هم جزو نعمت های الهی است. اگر خداوند متعال همان گونه که شب قدر را مخفی کرده، ماه خود را هم پنهان می کرد، کار مشکل می شد

انسان اگر می خواست به برکات این ماه برسد باید همه سال را مراقبه می کرد، خدا حرمت هایی برای این ماه قرار داده است آن حرمات برای چیست؟ فحرم فیه ما احل فی غیره اعظاما، و حجر فیه المطاعم و المشارب اکراما، حرام بودن اموری که در سایر ایام حلال شمرده شده، به خاطر اکرام و اعظام این ماه است.
براساس بعضی روایات، خدای متعال شب قدر را در مقابل عمر طولانی ای که به امم سابق داده، به امت نبی اکرم(ص) عطا کرده که عطای بسیار ارزشمندی است

در ذیل روایات سوره قدر، دو شان نزول برای این سوره بیان شده که هر دو می تواند درست باشد. شان نزول اول در تفسیر صافی مرحوم فیض کاشانی چنین نقل شده: حضرت در خواب دیدند بنی امیه بر منبر ایشان بالا رفته اند و مردم را به قهقرا برمی گردانند، هرچه حضرت مردم را پیش برده بودند، آن ها به عقب برمی گرداندند

نبی اکرم(ص) محزون شدند که جبرئیل آمد و گفت: یا رسول الله چه شده؟ حضرت خوابی که دیده بودند را شرح دادند. جبرئیل عرض کرد: من مطلع نیستم و باید بروم و ماجرا را از خدای متعال تفحص کنم

جناب جبرئیل برگشت و سوره قدر و یک آیه دیگر را آورد. بشارت این بود که ما در مقابل این دولت طولانی ای که به آن ها دادیم و آن ها مردم را به قهقرا برمی گردانند، به تو شب قدر را عطا کردیم، شب قدر تو از این دولت کارگشاتر است و همه فتنه گری آن ها را جبران می کند

در آیه 60 اسراء آمده : و اذ قلنا لک ان ربک احاط بالناس و ما جعلنا الرویا التی اریناک الا فتنه للناس و الشجره الملعونه فی القرآن و نخوفهم فما یزیدهم الا طغیانا کبیرا؛ پروردگارت محیط به مردم است، آن ها نمیتوانند از ملک و حکومت خدا بیرون بروند و کاری کنند که خدا نمی خواهد. خدا به کاری که آن ها می کنند، احاطه دارد

شاید این جا بپرسیم: پس این فتنه ها چیست؟ این خوابی که حضرت دیدند و این شجره ملعونه ای که قرآن معرفی می کند، بیرون از اراده خدا نیست، کسی در کار خدا نمی تواند اختلال کند. این کوره ای الهی است که مردم باید در آن وارد شوند تا عده ای خالص شده و عده ای هم جدا شوند. آن هایی که در ادعای ایمان و بندگی صادق بودند، باید صف شان جدا شود.

خداوند متعال فرمود: هذا نور من نوری و اسکنته فی سمائی خلقته من عظمتی اخرجه من صلب نبی من انبیائی افضله علی جمیع الانبیاء؛ این نور شعبه ای از نور خودم است؛ او را در نقطه سمائی و رفعت یافته ای منسوب به خودم مکان دادم؛ او را از عظمت خودم آفریدم و او را از صلب یکی از پیامبرانم که بر دیگر رسولان برتری داده ام، خارج خواهم کرد

و اخرج من ذلک النور ائمه یقومون بامری یهدون الی حقی و اجعلهم فی ارضی بعد انقضاء وحیی؛ و از این نور رهبران و امامانی به وجود می آیند که پس از انقطاع وحی، مردم را به سوی حق هدایت می نمایند.

حقیقت وجودی حضرت صدیقه طاهره س سری از اسرار خداست؛ روحی النبی بین جنبی شب قدر هم در این ماه است و انسان باید این شب را درک کند

از طریق معرفت صدیقه طاهره س می شود به آن شب راه یافت آنهایی که چشمشان را بر وجود مقدس صدیقه طاهره بسته اند، نه تنها به شب قدر نرسیدند، بلکه از پیامبر خدا و امیرالمؤمنین هم جدا شدند

آنهایی که ایستادند و تماشا کردند و به روی خودشان نیاوردند و از خانه ای که جبرئیل در آن رفت و آمد داشت فاصله گرفتند و جدا شدند، هرگز نمی توانستند به شب قدر راه پیدا کنند

ابتلا و بلای حضرت، حلقه اتصال ما و حلقه اتصال عالم به نبوت و ولایت است اگر ابتلای ایشان نبود، بقیه جدا می شدند؛ فتنه های شیطان همه را جدا می کرد

کسی که حلقه اتصال همه است، هرچه و هرکه را بخواهد، می تواند به وصل برساند طریقش بلایی است که حضرت تحمل کرده است؛ بلای حضرت به خاطر وسعت و عظمتش، حلقه اتصال و پیوند همه اولیا به مقام نبوت و ولایت است

در باطن عالم هرکسی متصل می شود از این راه متصل می شود؛ بلای صدیقه طاهره س حلقه اتصال باطنی است شاید معنای شب قدر بودن حضرت هم همین باشد؛ چرا که درمقابل آن دولت های طولانی، حضرت کار را روشن کرد.  آیت الله جوادی آملی

ماه رمضان در کلام امام سجاد(ع)

در صحیفه‌ی نورانی سجادیه، دو دعا در ارتباط با ماه مبارک رمضان نقل شده است که خواندن آنها برای آشنایی با فضائل این ماه و وظایفی که طی آن بر عهده‌ی ماست، بسیار مفید است. انسان با سیر در معارف این دعاها متوجه می‌شود که با حلول ماه رمضان چه فضیلتی به وی روی آورده و با پایان این ماه، چه سفره‌ی ضیافتی جمع می‌شود؛ و کسانی که اهل این ماه نبوده‌اند، چه خسارتی دیده‌‏اند

دعای اول بیش‌تر در باب وظایف و تکالیفی است که بر عهده‌ی ماست و باید به آنها مقید بود؛ اما در دعای دوم ضمن این که به فضیلت‌های این ماه و بهره‌ ای افراد متنعم از آن اشاره می‌‏شود؛ تکلیف کسانی که از این ماه محروم شده و نتوانستند بار خود را از این سفره‌ی ضیافت ببندند، نیز مشخص گردیده است.
ماه رمضان در کلام امام سجاد(ع)
1- سبیل بودن ماه رمضان در رسیدن به مقام رضوان
دعای اول که دعای 44 از مجموعه ادعیه صحیفه‌ی سجادیه است
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنَا مِنْ أَهْلِهِ سپاس خدای را که ما را به حمد خودش هدایت کرد و ما را از اهل حمد قرار داد تا حامد خدا باشید نتیجه‌ی این هدایت به حمد چیست؟ لِنَکُونَ لِإِحْسَانِهِ مِنَ الشَّاکِرِینَ تا از این حمد به مقام شکر در مقام احسان برسیم وَ لِیَجْزِیَنَا عَلَى ذَلِکَ جَزَاءَ الْمُحْسِنِینَ و در نتیجه پاداش محسنین را به دست بیاوریم پس عبارتند از: حمد، شکر و احسان
به نعمت دیگری اشاره و خدا را به خاطر عطای آن شکر می‌کنند وَ الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی حَبَانَا بِدِینِهِ، وَ اخْتَصَّنَا بِمِلَّتِهِ حمد خدایی را سزاست که دین خود را به ما عطا کرد و ما را مختص به دین خودش قرار داد

انسان گاهی نعمت «دینداری» را جزو عطاهایی که احتیاج به حمد داشته باشد، به حساب نمی‌آورد؛ در حالی که اساسی‌ترین نعمتی که خدای متعال به ما داده و به دست آوردن آن تصادفی نیست، هدایت به دین خداست

در پس هدایت شدن به دین حق، تدبیر الهی نهفته است؛ در دستگاه خدای متعال، امر تصادفی که بیرون از مشیّت او باشد، اتفاق نمی‌افتد و چون این هدایت با تدبیر حضرت حق بوده است، باید خدای متعال را حمد کرد.
وَ سَبَّلَنَا فِی سُبُلِ إِحْسَانِهِ؛ حمد خدایی را سزاست که ما را در راه‌های منتهی به احسان، به حرکت درآورده و در این مسیر قرار داده است. چرا؟ «لِنَسْلُکَهَا بِمَنِّهِ إِلَى رِضْوَانِهِ»؛ تا با دست گیری او، سالک این راه‌ها باشیم. هم مرور به این سبل احتیاج به هدایت الهی دارد و هم ادامه‌ی این سبل و سلوک در این مسیرها محتاج به منّ الهی است

پایان این سبل چیست؟ «الی رضوانه»؛ انسان اگر سبل احسان را با منّ الهی طی کند، به مقام رضوان الهی می‌رسد. «حَمْداً یَتَقَبَّلُهُ مِنَّا، وَ یَرْضَى بِهِ عَنَّا»؛ حمدی که رضای حق را به دنبال دارد و مقبول درگاه حق می‌شود. ما در ابتدا خدای متعال را برای این که ما را اهل حمد قرار داد و به راه‌های احسان خود هدایت نمود، حمد کردیم

اما در ادامه به حمد خاصی می‌رسیم: و الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ مِنْ تِلْکَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ خدا را ستایش می‌کنم بر این که یکی از آن سبل را، ماه خودش قرار داد گویا این عطا، حمد ویژه‌ای می‌طلبد حمد بر این نعمت که خدای متعال یکی از راه‌های منتهی به خود را،«ماه خودش» که همان ماه رمضان است قرار داده است غیر از حمد نسبت به راه‌های دیگری است که ما را به سوی خدا می‌رساند.

کسی که طالب مقام رضوان است و درک می‌‏کند که بالاترین نعمتی که انسان می‌تواند به آن برسد، مقام «رضوان الهی» است(1) مسیرهای منتهی به این مقام، یک نعمت خاص تلقی می‌شوند؛ لذا حمد برای آنها نیز باید حمد معنی‌داری باشد.
حضرت سید الشهدا علیه السلام در شب عاشورا، وقتی اصحاب خود را جمع می‌کنند تا ماجرای فردا را با آنها در میان بگذارند و بیعت خود را از دوش آنها بردارند، خطبه‌ی کوتاهی بیان فرمودند؛ خطبه با این کلمات شروع می‌شود:
«اللهم إنی أحمدک على أن أکرمتنا بالنبوة»(2)

حضرت در تنگنای ابتلاء و در اوج غربت، خدا را به خاطر عطای مقام نبوّت حمد می‌کنند. اگر انسان اهل توجه به آن مقاصد بوده و این نیازها در او پیدا شده باشند، اهمیت نعمت نبوت و هدایت به دین حق الهی برای او نیز تلقی می‌شود و به مقام حمد آن می‌رسد.
2- ویژگی‌های ماه مبارک رمضان در بیان حضرت زین العابدین ع
حضرت سجاد ع در این دعا، ماه مبارک رمضان را چنین معرفی می‌کنند
شَهْرَ الصِّیَامِ، وَ شَهْرَ الْإِسْلَامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحِیصِ، وَ شَهْرَ الْقِیَامِ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنَّاسِ، وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ شهر روزه داری و شهر اسلام؛ شهر پاکی و پیرایش؛ شهر شب زنده داری و شهر قرآن؛ شهری که در آن هدایت و بیّنات برای مردم فرود آمده است گویی نزول قرآن محدود و مخصوص سال‌های اول نزول قرآن در زمان حیات نبی اکرم (ص) نیست؛ بلکه این نزول در این ماه استمرار دارد
شهر برخورداری از قرآن و هدایت آن و بیّناتی که برای بشر آورده انسان در این ماه می‌تواند به صیام و اسلام و طهور و تمحیص و قیام راه پیدا کند می‌تواند به مقام صائمین برسد؛ البته این مقام هم درجاتی دارد مانند صوم پرهیز از مبطلات و محرّمات، تا صوم «خاصّ الخاص» که در آن روزه، «امساک قلب از ماسوی ‏الله» شرط روزه داری شمرده شده است
ماه رمضان ماهی است که انسان می‌تواند به این مقام برسد؛ چرا که همیشه این شرایط مهیّا نیست
.

رسول مکرم اسلام ص در خطبه شعبانیه فرموده اند: «[رمضان] شهری است که در آن دعوت به ضیافت الهی شده‌اید. ابواب جهنم به روی شما بسته است؛ درهای بهشت باز است و شیاطین در این ماه در غُل و زنجیرند»(3)
در این ماه، راه‌های منتهی به جهنم، مسدود می‌شوند؛ یعنی از درب بسته باید وارد جهنم شد؛ و بالعکس! راه‌های رحمت الهی به سوی انسان باز است. شیاطینی که انسان را به جهنم دعوت می‌کنند و مانع ورود انسان به رضوان و بهشت و مقامات معنوی می‌شوند، در این ضیافت الهی، در غُل و زنجیرند

اینها حقایقی است که برای اهل مشاهده‌ی ملکوت عالم، امروز هم قابل شهود است. از احوالات برخی بزرگان می‌شود این را فهمید؛ مثلاً مرحوم انصاری همدانی وقت مغرب فرموده بودند: «بلند شوید اذان بگوئید». اطرافیان گفته بودند: «هنوز مغرب نشده»؛ ایشان پاسخ داده بود: «مگر نمی‌بینید ملائکه روز دارند می‌روند و ملائکه شب فرود می‌آیند»
- ماه اسلام و طهارت : در همه ماه‌ها این زمینه‌ها وجود ندارد. در ماه ضیافت است که انسان می‌تواند به صیام و اسلام برسد؛ مقام اسلام همان مقام تسلیم در مقابل خدای متعال و نبیّ مکرم و اهلبیت علیهم‌السلام است. انسان می‌تواند مقام اسلام را در این ماه به دست آورد

اگرچه به حسب ظاهر فرصت‌های این ماه کوتاه است، ولی در همین فرصت‌های کوتاه این حقایق به کف آوردنی است. انسان می‌تواند در این ماه از همه رذالت‌ها و آلودگی‌هایی که در وجود انسان بیتوته کرده‌اند، پاک شود

گاهی «شهر الطهور» برای بعضی انسان‌ها نیز مثل ماندن در حمام و خیس خوردن است. وقتی ماه مبارک تمام می‌شود، تازه چرک‌هایش خیس خورده و نمودارتر شده است. اما اگر انسانی اهل بهره‌مندی باشد، می‌تواند همه رذالت‌های روحی خود را در این ماه تطهیر کند؛ ظاهر و باطنش را با شریعت هماهنگ کند تا ملکات و مراتب مختلف وجودی و نفسش همه تطهیر و پاک شوند.

- ماه تمحیص و خالص شدن : ماه مبارک رمضان، ماه خالص شدن است. خیلی از ناخالصی‌ها برای انسان پوشیده است؛ این ناخالصی‌ها را می‌توان در این ماه یافت و آنها را پاک کرد. خدای متعال در سوره آل عمران وقتی از جنگ احد و شکست‌هایی که به حسب ظاهر برای مسلمان‌ها پیش آمده بحث می‌کند، در ضمن همان آیات می‌فرماید: «لیمحص مافی‌قلوبکم»(4) این جنگ‌های سنگین برای این بود که آن چه در قلب شماست، تمحیص شود

انسان در تحت فشارهای سنگین است که می‌تواند به پاکی و طهارت برسد و قلب خود را از تعلق به اغیار آزاد کند. وقتی در طلا ناخالصی‌هایی وجود داشته باشد، این آلایش‌ها را به راحتی نمی‌توان از طلا گرفت؛ باید طلا را در کوره آتش قرار داد. وقتی طلا در دمای بالا قرار گرفت، ناخالصی‌ها خود را از طلا جدا می‌کنند و دیگر مقاومت ندارند؛ آن چه باقی می‌ماند طلای خالص و گران قیمتی است که تمحیص شده است

ناخالصی‌های وجود انسان، تعلقات به غیر خداست که در جان او شکل می‌گیرد؛ کوره وجود انسان نیز، میدان جنگی است که خدا زمینه آن را می‌چیند تا انسان تعلقاتش را رها سازد و آزاد شود و از تعلقاتی که از جنود ابلیسند، رها گردد؛ در ماه مبارک رمضان چنین شرایطی برای تمحیص و خالص شدن آماده است؛ انسان باید توجه کند که این آمادگی و مهیا شدن شرایط، همیشگی نیست و در ماه‌های دیگر نمی‌توان آن را یافت.
- ماه قیام برای خدا : رمضان، «شهر القیام» است؛ در ظاهر یعنی این ‏که انسان می‌تواند در این ماه شب زنده داری کند؛ ولی شاید معنای بیش تری در این فراز نهفته باشد. شاید بتوان گفت که انسان در این ماه می‌تواند به «قیام‌لِلّه»(5) برسد

قیام‌لِلّه که انسان برای خدا قیام کند و همه حیاتش قیام برای او باشد، کار آسانی نیست. نکته این جاست که این مهم در این ماه ممکن است. شهر رمضان، شهری است که انسان از هدایت و بیّنات قرآن برخوردار است. همیشه چنین فضایی در دسترس انسان نیست که قرآن در ماه رمضان این ‏چنین بهره و بار دهد. خواندن‌ها و بهره‌مندی‌ها متفاوت است. در سایه‌سار این بهره‌مندی‌های ویژه است که انسان می‌تواند برای خدا خالص شود و برای خدا قیام کند.
- ماه درک ولایت الهیه : در ادامه، حضرت به این جا می‌رسند که: «فَأَبَانَ فَضِیلَتَهُ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ»؛ خدای متعال فضیلت این شهر را پنهان نکرد؛ این آشکار ساختن نعمت هم جزو نعمت‌های الهی است. اگر خداوند متعال همان گونه که شب قدر را مخفی کرده، ماه خود را هم پنهان می‌‏کرد، کار مشکل می‌شد. انسان اگر می‌خواست به برکات این ماه برسد باید همه سال را مراقبه می‌کرد؛ ولی خدای متعال این ماه را برای همه معرفی نموده است

«بِمَا جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُمَاتِ الْمَوْفُورَةِ، وَ الْفَضَائِلِ الْمَشْهُورَةِ»؛ خدا حرمت‌هایی برای این ماه قرار داده است. آن حرمات برای چیست؟ «فَحَرَّمَ فِیهِ مَا أَحَلَّ فِی غَیْرِهِ إِعْظَاماً، وَ حَجَرَ فِیهِ الْمَطَاعِمَ وَ الْمَشَارِبَ إِکْرَاماً»؛ حرام بودن اموری که در سایر ایام حلال شمرده شده، به خاطر اکرام و اعظام این ماه است. «وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَیِّناً» زمان آن نیز معیّن است و جابه جا نمی‌شود؛ این طور نیست که ماه رمضان پس و پیش بشود؛ این هم از الطاف خداست والا اگر قابل جابه جایی بود، ممکن انسان این ماه را از دست بدهد

«لَا یُجِیزُ- جَلَّ وَ عَزَّ- أَنْ یُقَدَّمَ قَبْلَهُ، وَ لَا یَقْبَلُ أَنْ یُؤَخَّرَ عَنْهُ»؛ باید این ماه در مواقف خودش احیا شود، چرا که نعمت بسیار ویژه‌ای در این ماه نهفته است. «ثُمَّ فَضَّلَ لَیْلَةً وَاحِدَةً مِنْ لَیَالِیهِ عَلَى لَیَالِی أَلْفِ شَهْرٍ»؛ یک شب از شب‌های این ماه، از شب‌های هزار ماه برتر است. این شب، گنج عظیم و بی حد و اندازه‌ای است که خدای متعال آن را در این ماه قرار داده است و انسان باید تلاش کند این گنج را به دست آورد. کسب فیض از این شب، یعنی تدارک همه کاستی‌های عمر

انسان در این عمر معمولی، انسان نمی‌تواند کاری از پیش ببرد؛ مسیر سلوک طولانی است و دست آوردهای انسان اندک. اگر انسان بخواهد قدم بزرگی بردارد، باید به درک شب قدر برسد و الا بهره چندانی از عمر خود نبرده است.
بر اساس بعضی روایات، خدای متعال شب قدر را در مقابل عمر طولانی‌ای که به امم سابق داده،به امت نبی اکرم صلی الله علیه وآله عطا کرده که عطای بسیار ارزشمندی است. در ذیل روایات سوره قدر، دو شأن نزول برای این سوره بیان شده است، که هر دو می‌‏تواند درست باشد

شأن نزول اول در تفسیر صافی مرحوم فیض کاشانی(6) چنین نقل شده است: حضرت در خواب دیدند بنی امیه بر منبر ایشان بالا رفته‌اند و مردم را به قهقرا برمی‌گردانند؛ هرچه حضرت مردم را پیش برده بودند، آنها به عقب برمی‌گرداندند. نبی اکرم(ص) محزون شدند که جبرئیل آمد و گفت: «یا رسول الله چه شده؟». حضرت خوابی که دیده بودند را شرح دادند. جبرئیل عرض ‏کرد: «من مطلع نیستم و باید بروم ماجرا را از خدای متعال تفحص کنم

جناب جبرئیل برگشت و سوره قدر و یک آیه دیگر را آورد. بشارت این بود که ما در مقابل این دولت طولانی‌ای که به آنها دادیم و آنها مردم را به قهقرا برمی‌گردانند، به تو شب قدر را عطا کردیم؛ شب قدر تو از این دولت کارگشاتر است و همه فتنه‌گری آنها را جبران می‌کند.
در آیه شریفه 60 از سوره مبارکه کهف آمده است:
«وَ إِذْ قُلْنا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً کَبیراً»؛ پروردگارت محیط به مردم است؛ آنها نمی‌توانند از ملک و حکومت خدا بیرون بروند و کاری کنند که خدا نمی‌خواهد. خدا به کاری که آنها می‌کنند، احاطه دارد

شاید این جا بپرسیم: «پس این فتنه‌ها چیست؟» این خوابی که حضرت دیدند و این شجره ملعونه‌ای که قرآن معرفی می‌کند، بیرون از اراده خدا نیست؛ کسی در کار خدا نمی‌تواند اختلال کند

این کوره‌ای الهی است که مردم باید در آن وارد شوند تا عده‌ای خالص شده و عده‌ای هم جدا شوند. آن‌هایی که در ادعای ایمان و بندگی صادق بودند، باید صف شان جدا شود. در قیامت این گونه نیست که هرکسی در صف جداگانه‌ای پیش بیاید؛ بلکه هر کسی به دنبال امام خود به محشر می‌آید.
ذیل این آیه روایتی است که فریقین با کمی اختلاف آن را نقل کرده‌اند. در این روایت گفته شده است: این فتنه ماست و این فتنه برای مردم لازم است. بعضی روایات شجره ملعونه را به بنی امیه تفسیر کرده اند. در مقابل این فتنه، ما شب قدر را به تو دادیم که جبران همه آنها باشد

شأن نزول دوم این آیه در روایت دیگری است(7) که آیه را بگونه متفاوتی معنا می‌کند: در محضر رسول خدا عرض شد که بعضی از امم سابقه 120 سال فقط شمشیر روی دوش داشتند و می‌جنگیدند، در حالی که عمر متوسط امت حضرت 60 تا 70 سال است. حضرت به خدای متعال عرض کردند که خدایا در مقابل این عمرهای طولانی به امت من چه عطا کرده‌ای؟ آیه نازل شد که ما به تو و امت تو شب قدر را عطا کردیم که جبران نقص عمر را می‌کند.
خود دنیا که موضوعیت ندارد. این عمر برای این است که انسان بتواند بارش را برای ادامه راه ببندد؛ و الا این که انسان هزار سال در این دنیا باشد یا صد سال، نقشی در عاقبت او ندارد. در این مسیر باید بار را برداشت و رفت. این نکته قابل تأمّلی است

1- توبه72.‏  ‏2- الإرشاد، ج2، ص91.   3- عیون اخبارالرضا، ج1، ص295.     4- آل عمران154. 5- سبأ46.    6- الکافی، ج4، ص159.    7- تفسیر صافی، ج5، ص  352.

3- تدارک نقص‌ها در وداع با شهر ضیافت
در ماه مبارک رمضان، عده‌ای ارباب فضیلت بودند؛ از شب‌ها و روزهای این ماه استفاده کردند و بارشان را بستند. وقتی به پایان ضیافت الهی می‌رسند، خداحافظی‌های سنگین آنها با ماه رمضان جگرسوز است: «
السلام علیک یا شهر الله الاکبر و عید اولیائه».
پی نوشت‌ها :
     8- تفسیرفرات‏الکوفی، ص582.     9- الامالی صدوق، ص 235.     10- علل‏الشرائع، ج1، ص180.      11- أمالی الصدوق، ص114

رهایی از «لیله القبر» برای نیل به «لیله القدر»

لیالی قدر برای ما تعیین کننده است. صرف آمرزش گناهان مرده ها مطرح نیست

اینها یکی از زوایای فرعی لیله قدر است. شرح صدر طلب کردن، ظهور ولی عصر را مسئلت کردن، گسترش فرهنگ اسلامی را خواستن، وفاق ملی را مطرح کردن، کینه ها را از دل زدودن و صدها معارف و معالی دیگر در صدر خواسته های ماست؛ آمرزش گناهان هم جزء خواسته های ماست

ولی عمده آن است که گناه رخت بربندد، نه گناه بیاید و آمرزیده شود! عمده آن است که از خدا بخواهیم که اهل معصیت نباشیم
رهائی از «لیله القبر» برای رسیدن به «لیله القدر» از خدا بخواهیم که آن توفیق را، آن معرفت را، آن محبت را به ما عطا کند که ما هم لیله قدر بشویم. آنها که لیله قدر شدند، اسوه مایند

اگر درباره فاطمه زهرا (س) آمده است که او لیله قدر است این سخن از سنخ تمثیل است و نه تعیین یعنی انسان کامل هر کدام لیله قدرند و اگر آنها لیله قدرند، شاگردان آنها می توانند در حوزه ایمانی خود لیله قدر بشوند

تو لیله القدری، بدان؛ در صورتی که از لیله القبری بیرون بیائی! اینکه در درونش گورستان فتنه هاست، گورستان غیبت هاست، گورستان آمال و آرزوهاست، شکمش هم گورستان حرام هاست؛ این « لیله القبر» است، نه لیله القدر!
اگر از لیله القبری به درآمد، « لیله القدر» می شود آنگاه خیر من الف شهر می شود، یک نفر بیش از هزار نفر می شود، آنگاه
کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله خواهد شد

یک شب اگر بر هزار ماه فضیلت دارد، یک انسان هم بر هزار گروه فضیلت دارد. در صورتی که از لیله القبری به دربیاید، لیله القدر بشود. اینها نظیر اسماء الله نیست که توقیفی باشد! اگر به ما گفتند: فاطمه زهرا(س) لیله قدر است، یعنی ای زنان عالم! شما هم می توانید در حوزه ایمانی خود به دنبال مولاه و سیده خود، لیله القدر بشوید. و اگر کسی قرآن در جان او جلوه کرد، او همین لیله القدر را در حوزه ایمانی خود خواهد داشت.  آیت الله جوادی آملی


                                          محفوظ بودن قلب مالامال از معارف قرآن
از آفات نسیان و عذاب الهی
مرحوم امین الاسلام طبرسی در ذیل این آیه که خدای سبحان برخی را در دوران سالمندی به نسیان مبتلا می کند، منکم من یرد الی ارذل العمر لکیلا یعلم من بعد علم شیئا ؛ این حدیث نورانی را نقل کرد: الا قلبا قد رای القرآن. مگر قلبی که ظرف قرآن باشد، در دوران پیری به نسیان مبتلا نمی شود و خدا چنین قلبی را هم عذاب نمی کند بنابراین آمرزش گناهان یکی از فوائد جزئی این ادعیه است. عمده، گسترش اسلام است و ظهور ولی ماست، عمده رفع نفاق و حضور و حصول نفاق است و صدها خیر و برکت و مانند آن.
شفافیت جریان «شب قدر» در اسلام
به قدری لیله قدر در اسلام روشن بود که مانند صاحب اصلی اش یعنی ذات اقدس اله ضمیر بدون مرجع آمده.  انا انزلناه فی لیله القدر. این اولین آیه آن سوره است بعد از (بسم الله). معلوم است که ضمیر به وحی و قرآن برمی گردد! این لیله قدر آنقدر شهرت پیدا کرد که شد ظرف قرآن کریم. و چون قرآن کریم محبوب و معروف همه بود؛ لازم نبود قبلاً نامی از آن برده شود تا ضمیر به آن برگردد.
سلام دائمی ملائکه در طول شب قدر بر همه مؤمنان روزه دار
(قدر) هم به معنای شرف و فضیلت است و هم به معنای تدبیر امور. شرف و فضیلت در این است که فرشتگان، مرتب به صائمین و صائمات سلام عرض می کنند. از اول شب تا مطلع الفجر ملائکه می آیند، سلام می کنند. این سلام ملائکه را اگر کسی بشنود، معلوم می شود لیله قدر را درک کرده است. گفتند: آیا برای شب قدر علامتی هست؛ گفتند: آری، هوای لطیف و ملایمی دارد. گاهی انسان احساس می کند یک نسیمی دارد می وزد، می گویند: اینها همه نفحه رحمانی لیله قدر است، اینها اثر سلام ملائکه است.
این سلام کردن تنها مخصوص وجود مبارک ولی عصر نیست. آنچه مخصوص آن حضرت است، آن است که حقائق و مقدرات را به حضور آن حضرت تقدیم می کنند. اما فرشتگانی که نازل می شوند، به هر مؤمن روزه دار سلام می کنند. اگر سلام می کنند، برای آن است که یا سلام خدا را می رسانند، یا سلام ملائکه حامل عرش را می رسانند، یا سلام خود را ابلاغ می کنند

هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور (احزاب34) خدای سبحان همانطوری که نسبت به رسولش تصلیه و سلام دارد، نسبت به مؤمنین و مؤمنات هم تسلیم دارد. فرمود: خدا بر شما صلوات می فرستد، ملائکه خدا هم بر شما صلوات می فرستند تا شما را از ظلمت به درآورند و نورانی کنند.
پس چه کمالی برتر از آن است که انسان خود را به جائی برساند که خدا به او سلام بفرستد، ملائکه خدا به او سلام بفرستد! شب قدر به ما این قدر و شرف را خواهد داد که مخاطبان سلام و صلوات خدا و حمله عرش و خدا و ملائکه الهی باشیم؛ تا کدام مرتبه، نصیب مخاطب بشود، چه سلامی، او را دریافت بکند ! پس قدر، هم به معنای شرف و فضیلت است، هم به معنای تقدیر امور. هم ما مقدرات جوامع انسانی، اسلامی و شیعی را از خدای سبحان مسئلت کنیم، هم شرف و منزلت مان را در این شب از ذات اقدس اله درخواست کنیم که ما را با آبرومندی در دنیا و آخرت اداره کند و به غیر خود واگذار نکند.

پنهان بودن شب قدر

اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان واقع شده است، مورد قبول همه مسلمانان است و هیچگونه شک و تردیدی در آن وجود ندارد؛ بنابر روآیات، خداوند اجابت را در میان دعاها پنهان کرده است تا مؤمنان به همه دعاها روی آورند؛ همانگونه که وقت مرگ را پنهان کرده است تا مردم در همه حال پذیرای آن باشند

وقت قیامت و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز مخفی کرده تا اهل معصیت آنها را دستاویزی برای نیل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل، مؤمنان در همه حال مراقبت بیشتری از خود نشان دهند. بر همین مبنا شب قدر مخفی است و زمان دقیق آن مشخص نیست

امام علی علیه السلام دلیل مخفی بودن شب قدر را در این میداند که مؤمنان شبهای بیشتری را قدر بدانند و در آرزوی درک فضیلت آن به کارهای نیک و عبادت بیشتری پرداخته، از معاصی و زشتیها دوری گزینند و در پرستش خداوند تلاش بیشتری نمایند

حکمت دیگر مخفی ماندن شب قدر آن است که اگر شب خاصی معین میشد، برخی افراد بر اثر توفیق شب زنده داری و احیای آن به عجب و غرور مبتلا می شدند؛ اما پنهان بودن آن باعث میشود تا ملکات فاضله در مؤمنان راسخ تر شود و در نتیجه از برکات و فیوضات بیشتری در این شبها بهره مند گردند. اگر این شب معلوم بود، حرمت و عظمت در خور شأن را نداشت؛ مردم همواره برای امور پنهان، احترام بیشتری قائلاند. همان، ج94، ص5.

تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین . شاید هم به منظور تعظیم و بزرگداشت آن ، معین اش نکرده اند تا بندگان خطاپیشه با انجام گناه ، حرمت آن را نشکنند و مورد خشم پروردگار قرار نگیرند. از ابن عباس روایت کرده اند که جمله لیله القدر سه بار در سوره قدر تکرار شده و مجموع حروف لیله القدر نه حرف است و حاصل ضرب سه در نه ، بیست و هفت است ، به همین مناسبت باید شب قدر، شب بیست و هفتم باشد

در هر حال برخى تصور کرده اند که همه شب هاى ماه رمضان ، احتمال قدر بودن را دارد. و بعضى با استفاده از بعضى روایات ، شب اول و برخى شب هفدهم و عده اى شب نوزدهم را شب قدر معرفى کرده اند. جمع کثیرى به استناد روایات فراوان دیگر معتقدند که در دهه آخر ماه رمضان است و این قول ، اتقان بیشترى دارد. اینک ، به پاره اى روایات که مستند قول اخیر است ، اشاره مى کنیم :
1. حمران از امام پنجم (علیه السلام ) درباره آیه (انا انزلناه فى لیلة مبارکة) مى پرسد. در جواب مى فرماید: نعم لیله القدر، فى کل سنه ، فى شهر رمضان ، فى عشر الاواخر؛ بلى ، آن شب قدر است که در تمام سالها در دهه آخر رمضان واقع شده است .
2. پیامبر اکرم (ص) مى فرمایند: التمسوها فى العشر الاواخر؛ (شب قدر را در دهه آخر ماه مبارک رمضان بجویید
3. و نیز نقل است که : رسول خدا اهل خویش را در دهه آخر ماه رمضان بیدار مى کرد. قِیلَ لِأَمِیرِ الْمُومِنِینَ ع أَخْبِرْنَا عَنْ‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ قَالَ مَا أَخْلُو مِنْ أَنْ أَکُونَ أَعْلَمُهَا فَأَسْتُرَ عِلْمَهَا وَ لَسْتُ أَشُکُّ أَنَّ اللَّهَ إِنَّمَا یَسْتُرُهَا عَنْکُمْ نَظَراً لَکُمْ لِأَنَّکُمْ لَوْ أَعْلَمَکُمُوهَا عَمِلْتُمْ فِیهَا وَ تَرَکْتُمْ غَیْرَهَا وَ أَرْجُو أَنْ لَا تُخْطِئَکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.[4] به امیرالمومنین علیه السلام گفتند: ما را از شب قدر آگاه کن. فرمود: خالی از این نیستم که آن را بدانم و از شما پنهان کنم

شک ندارم که خداوند به خاطر کمک کردن و مهلت دادن به شما آن را از شما می پوشاند؛ چون اگر آن را به شما اعلام می کرد، در همان شب، عمل می کردید و در غیر آن شب عبادت را ترک می کردید، و امید دارم که اگر خدا بخواهد شب قدر را به خطا نگیرید.

1. اهمیت بخشی و مراقبت از شب قدر تا بهترین و بیشترین بهره وری برای اهلش حاصل آید.

2. عظمت و فخامت شب قدر و میزان تأثیرگذاری آن در جهان خلقت و شریعت و بدین سان، اولیاءالله در میان خلق و مؤمنان پنهان هستند و اینکه فاطمه زهرا علیهاالسلام ناشناخته ماند و در زمان حیات ظاهری اش، مجهول و مظلوم واقع شد و پس از ارتحال از جهان فانی به سوی جهان باقی نیز قبر مطهّرش مجهول و ناشناخته است، خود حکایتی از عظمت و اهمیت این شخصیت ممتاز اسلامی در سرنوشت فرهنگی سیاسی جهان اسلام و آیتی بر حقّانیت اسلام امامت، ولایت و اندیشه و انگیزه و عمل شیعه خواهد بود تا هماره عقول و قلوب را به سمت خویش معطوف دارد و تاریخ بشریت را از گذشته تاکنون و آینده، متوجه خویش سازد و این خود سِرّی از اسرار آفرینش و راز سر به مهر کتاب خلقت و شریعت و جهان تکوین و تشریع است.

   فرشته نزول ملائکه و روح در این شب
در این شب ملائکه و روح به دستور خداوند متعال ، تنزل پیدا کرده و پایین می آیند «تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کلِّ أَمْرٍ» علامه ره معنای آیه می نویسد: ملائکه و روح در آن شب به اذن پرودگارشان نازل می شوند برای تدبیر هر امری از امور عالم. در سوره نحل، فرودگاه این گروه را بندگان برگزیده خدا دانسته و می فرماید: یُنَزِّلُ الْمَلائِکةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِه‏ ؛ فرشتگان را با روح به فرمان خویش، بر هر کس از بندگانش که بخواهد، نازل می کند.
منظور از «روح» کیست یا چیست؟
بعضى گفته‏اند: منظور، جبرئیل امین است که روح الامین نیز نامیده مى‏شود و بعضى با توجه به آیه 25/ شوری روح را به معنى وحى تفسیر کرده‏اند که می فرماید: « و کذلِک أَوْحَیْنا إِلَیْک رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ؛ همانگونه که بر پیامبران پیش وحى فرستادیم بر تو نیز به فرمان خود وحى کردیم» برکت به معنای خیر کثیر است و چون شب ظرف زمان است پس مبارک بودن آن شب به این است که ظرفیت خیر کثیرى را دارد

و این خیر کثیر، در درجه اول قرآن است که در چنین شبی نازل شد و رحمت گسترده اش، همه خلق را گرفت و در مراتب بعدی عبادتهای این شب است که با وجود ظاهری کوتاه و چند ساعته برتر از عبادتهای هزار ماه است و نیز عنایتها و الطاف ویژه خداوند متعال که در این شب نسب به بندگانش روا می دارد

در اینجا تفسیر سومى هم وجود دارد که بر اساس روایت است و آن اینکه روح، مخلوق عظیمى است برتر از فرشتگان، چنان که در حدیثى از امام صادق ع نقل شده که شخصى از آن حضرت سوال کرد: آیا روح همان جبرئیل است؟ فرمود: جبرئیل من الملائکه، و الروح اعظم من الملائکة ؛ جبرئیل از ملائکه است و روح اعظم از ملائکه است
غرق در سلام این شب تا طلوع فجر غرق در سلام است ، سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر سلام و سلامت به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است. بنابراین آیه اشاره به این دارد که خداوند متعال اراده کرده که در آن شب، رحمتش شامل تمام بندگانی شود که به سوی او رو می آورند و اراده کرده در آن شب درهای عذابش بسته باشد.
شب مبارک قرآن کریم این شب را شبی مبارک توصیف کرده و می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکةٍ برکت به معنای خیر کثیر است و چون شب ظرف زمان است پس مبارک بودن آن شب به این است که ظرفیت خیر کثیرى را دارد. و این خیر کثیر، در درجه اول قرآن است که در چنین شبی نازل شد و رحمت گسترده اش، همه خلق را گرفت و در مراتب بعدی عبادتهای این شب است که با وجود ظاهری کوتاه و چند ساعته برتر از عبادتهای هزار ماه است و نیز عنایتها و الطاف ویژه خداوند متعال که در این شب نسب به بندگانش روا می دارد.

شب قدر؛ هنگامه اجابت دعا

شب قدر، شب سلامت نفس و طهارت روح؛ شب امید و دعا، هنگامه اشک های بی صدا، گاهِ سکوت و تفکر در نعمت های عظیم الهی، زمانِ از خود رها شدن و لحظه بی نظیر با خدا بودن. شب قدر، به تعبیر امام صادق(ع) قلب ماه رمضان است. این ماه در طول سال جایگاه خاصی دارد. پیامبر اعظم(ص) می فرمایند: «خداوند از میان روزها، روز جمعه، از میان ماه ها، ماه رمضان و از میان شب ها، شب قدر را برگزید». شب قدر، فرصت دعایی است که به اجابت می رسد و از بارگاه حق به قلب پاک شده از گناهِ انسان هدیه می‌گردد

شب قدر هنگام بزم زمینیان است که میزبان ملائکه و روح هستند. شبی که هنگامه عشق بازی با معبود بی همتا و خالق یکتاست. شب قدر، فرصتی است تا انسان به خود آید، قفس تن را بگشاید و روح را در عالمی غیر از عالم ماده، در فضایی نورانی به پرواز درآورد و با نگاهی وسیع تر و با چشمِ دل به خود و جهان اطراف بنگرد؛ قفس جان را بشکند، تا ببیند که کیست، چیست، از کجا و برای چه آمده است و به کجا خواهد رفت؟ شبِ قدر شبِ عبادت است و به تعبیر زینت عبادت کنندگان امام سجاد(ع)، «دعا» بهترین عبادت است

و اینک شب قدر هنگامه اجابت دعا که بهتر از هزار ماه است. در کتاب فروع کافی روایاتی برای برتری شب قدر، بر سایر شب های سال و بلکه بر هزار ماه، که بیش از هشتاد سال عمر می‌شود، وجود دارد. عبادتی که در شب قدر انجام می‏گیرد از عبادت هزار ماه برتر است. کسی که توفیق یابد در شب قدر، دو رکعت نماز بخواند مثل آن است که در هزار ماه هر شب دو رکعت نماز بخواند

این امتیاز توفیقی است که خدای متعال به پیامبر رحمت و پیروانش عنایت فرموده است تا مردم، تشویق شده و این شب را به عبادت بپردازند و از مزایا و برکات آن بهره گیرند. حال می خواهم معبود را بخوانم، دعا کنم و خود را در دریای رحمت او غوطه ور سازم. اما خدایا چگونه تو را بخوانم وقتی بار گناه بر دوشم سنگینی می کند؟ ادعونی استجب لکم

برای اجابت دعا دو اصل لازم است: اول اینکه؛ موانع اجابت دعا که چهار مورد؛ (گناه، ترک واجب، آزرده بودن دلی از انسان و لقمه حرام) است از میان برداشته شود و دوم مقتضای اجابت دعا که سه مورد؛ (شرایط مکانی دعا، شرایط زمانی دعا و شرایط فرد دعا کننده) است موجود باشد.

عجز بشر برای درک شب قدر
شب های قدر اگرچه اعمال خاص خودش را دارد و هنوز زمان دقیق آن برای بشر ناشناخته است، فلسفه وجودی اش هم قابل درک برای انسان ها نیست. هنوز راز شب زنده داری هویدا نشده و آثار علمی تلاوت قرآن کریم درست در ساعاتی که گفته می شود شب، برای استراحت انسان تعیین شده است، مشخص نیست

برخی مقاطع هست که باید ارزش خاصی که خدا قائل شده را ارج نهیم درست مثل شب های جمعه یا اعمال روزهای جمعه را که خداوند زمان های خاصی را قائل شده و ما از درک آن عاجزیم. «این که در یک مقطع از زمان قرار بگیریم که اعمال خاصی برایش سفارش شده است تا اجازه یابیم بخشیده شویم و به رحمت باری تعالی ورود کنیم در علم و دانش بشر نمی گنجد

بیدار ماندن، نماز خواندن و تلاوت قرآن، حرکت دسته جمعی جوانان به سمت خانه فقرا و بردن آذوقه به منازل آن ها به تبعیت از مولا امیرمؤمنان(ع) پاداش خاصی دارد اما هنوز فلسفه آن ناشناخته باقی مانده است و به لحاظ علمی و منطقی قادر به تحلیل و تفسیر آثار آن نیستیم. شب های قدر به واسطه پیامی که از جانب خداوند مقرر شده شب نزول قرآن است و انسان ها با تمسک به قرآن سرنوشت حداقل یک سال آینده خود را تعیین و ترسیم می کنند. شاید حتی یک ساعت بیدار ماندن و تفکر کردن سرنوشت یک عمر را برای انسان ها رقم بزند

«بهره بردن از فضای معنوی شب های قدر الزاماً نباید در جمع باشد هرچند جمع پذیری کمک خوبی است و به مدد آن ارتباط با خدای باری تعالی میسر می شود اما در خلوت و تنهایی هم با تفکر و تدبر در گذشته و آینده، انسان می تواند اقداماتش را بررسی کرده و از گناهان توبه و خطای گذشته را جبران کند

انسان در این فرصت ناب می تواند تصمیم بگیرد سیئات و گناهان را به طریقی جبران کند و به حق بازگشت پیدا کند. در این شب طبق روایات خداوند به نوعی با توبه کنندگان همراه است و درهای رحمتش باز است و بازگشت انسان ها را پذیراست. لیالی قدر بهانه است و مقطعی از زمان که به ما امکان می دهد به این بهانه به درگاه باری تعالی رجوع کنیم.»
سهم ناچیز تلاوت قرآن!
در روایات آمده است که شب زنده داری یکی از اعمال مهم این شب محسوب می شود و تلاوت قرآن کریم و انس بیشتر با قرآن اتفاق مهم دیگری است. چراکه قرآن نور، برهان، موعظه و حکمت است «شب قدر شب تلنگر است و سکوی پرتاب به سوی بهره گرفتن از دریای بیکران الهی. ما باید ارتباط مان را با قرآن بازتعریف کنیم. مهم ترین و بافضیلت ترین عمل در شب قدر مراجعه به قرآن و آشتی با قرآن است. تعریف مجدد ارتباط ما با قرآن و قصد بر این که به قرآن برگردیم زندگی ما را روشن تر و بهتر رقم خواهد زد.»
بهانه ای برای آمرزش گویا شب های قدر بهانه ای است برای آمرزش بشر و با هیچ استدلال و منطقی نمیشود علت این همه نعمت و فرصت را دریافت. هر فردی در این ماه در حالت روزه و توجه بتواند سیر معنا و معنویت را طی کند و مورد غفران الهی قرار گیرد

همه اعمالی هم که به عنوان اعمال مخصوص شب قدر مطرح شده اند، آمرزنده هستند. کسی که در ماه رمضان روزه دار باشد و شب زنده دار باشد از گناهانش خارج می شود. حال که ماه رمضان آمرزنده است سه شب قدر جایگاه ویژه ای برای این امر دارد و به عنوان ناشناخته ها در اسلام مطرح است
وقتی دعا مستجاب می شود
شب زنده داری، خلوت کردن با خود، محاسبه اعمال یک ساله و تدبر درباره آینده از دیگر اعمال این شبها است اما این اعمال زمانی محقق خواهد شد که نفس انسان از بدی ها از ظواهر فریبنده دنیا پاک باشد. تقدیر الهی وقتی به کمک انسان می آید که فرد در مسیر دعاها و خواسته هایش حرکت کند. در این صورت دعایش هم مستجاب می شود اما صرف خواستن بدون عمل، منجر به تحقق آن نخواهد شد

وی گرایش انسان به خواسته های عالیه را فطری و در مسیر کمال طلبی انسان عنوان می کند که در این راه نمی تواند از انفاق که یکی از برترین اعمال شب های قدر است چشم پوشی کند. «حتی می بینیم افرادی که خودشان نیازمندند باز هم سعی می کنند به اندازه ناچیزی هم که شده به دیگران کمک کنند یا گروه های خودجوش جوانان که از وقت و مال خود می گذرند تا به دیگران خدمت رسانی کنند. شب های قدر را اختصاص می دهند به دستگیری از نیازمندان، اطعام گرسنگان و رسیدگی به فقرا

در این صورت است که دعاها مستجاب می شود چون خداوند حرکت در مسیر خواسته هایشان را می بیند. البته باید دقت شود هر چه بیشتر به فرهنگ سازی در امر رسیدگی به نیازمندان پرداخته شود همدلی و وحدت بین مردم بیشتر شده و با نهادینه شدن این فرهنگ، کمک رسانی استمرار پیدا می کند. البته علاوه بر احسان و نیکوکاری، شب های قدر نیازمند درک و تفکر است

به دنبال تدبر نکردن در فلسفه وجودی شب های پرفضیلت قدر و منحصر کردن آن به خواندن دعا و آمرزش طلبیدن برای گناهان و خلوت نشینی در این شب ها و از مشکلات کشور و مردم غافل بودن، می توان بستر رسوخ خرافات به مجالس احیای شب های قدر را هم در آینده نزدیک شاهد بود.»

نماز شب در شب قدر گامی بلند تا مقام محمود

نماز زیباترین و کامل ترین شکل عبادت و پرستش است. نماز ذکر کاملی است که خداوند بارها از بندگان خویش خواسته تا ذکر کثیر و بسیار داشته باشند. نماز دربردارنده کلمات قرآنی، حرکات و سکنات بندگی، نمایش اوج خضوع، خشوع، تضرع، ابتهال، استغفار، دعا، توبه و همه اعمال صالحی است که بنده می تواند در پیشگاه پروردگار و معبود خویش داشته باشد

دراین میان برخی از شرایط زمانی و مکانی به این عمل، ویژگی های برتر می بخشد، چنان که مساجد و از همه مهم تر مساجد چهارگانه و اوقات پنج گانه، به ویژه شب، سحرگاهان و شب قدر درماه رمضان، از اشرف مکان ها و زمان ها برای انجام این عمل عبادی است. نماز شب در شب قدر، مهم ترین عمل عبادی است که اگر با تمام خصوصیات آن انجام گیرد، امید است نمازگزار درمقام محمود قرارگیرد.
جایگاه شب در زندگی بشر با همه ارزشی که شب برای انسان و رسیدن به کمالات و مقامات دارد، ولی دراین میان برخی از شب ها از شب های دیگر برتر است؛ چنانکه شب های دهگانه، شب هایی است که خداوند توجه ویژه ای به آن دارد و بدان سوگندی خاص می خورد. (فجر، 2) از جمله شب های بافضیلت، شب های قدر است که این شب ها در فضیلت از همه شب ها برتر و یک شب آن اگر درک شود برابر با هزارماه است. (قدر، 2 و 3)

از این رو خداوند شب قدر را شبی مبارک دانسته است. (دخان، 3) رسول خدا(ص) زمستان را بهار شب زنده داری می داند و این اوقات را به سبب طولانی بودن برای شب زنده داری مناسب تر می بیند، چرا که فرصت بیشتری را به شخص می دهد تا تهجد داشته باشد

آن حضرت می فرماید: الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به علی قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به علی صیامه؛ زمستان بهار مؤمن است، از شبهای طولانی اش برای شب زنده داری و از روزهای کوتاهش برای روزه داری بهره می گیرد. (وسائل الشیعه، ج 7 ص 302، ح 3)
اهل ایمان شب را بسیار عزیز و گرامی می دارند و آن را فرصتی گرانبها و ارزشمند برای تفکر و تدبر در خلقت آسمان و رسیدن به حکمت و اهداف آفرینش و درک رستاخیز و معاد می دانند (بقره164؛ آل عمران190؛ نبا2 تا 17) و می کوشند تا همه شب را به شب زنده داری بگذرانند؛ چرا که می خواهند سیره و سلوک نبوی را به عنوان اسوه حسنه و الگوی برتر در پیش گیرند (احزاب21)؛ زیرا اگر شب زنده داری برای آن حضرت(ص) واجب بوده برای مومنان مستحب است. (مزمل20)

البته سیره پیامبران دیگر نیز این بوده است. خداوند در بیان خصوصیات مترفان و مرفهان بی درد می فرماید که شب نشینی مرفهان مستکبر، با یاوه سرایی و بدگویی برضد قرآن و پیامبر(ص) و کارهای لغو و بیهوده دیگر سپری می شود و این فرصت را به تهدید علیه خود تبدیل می کنند. (مومنون64 تا 67)
مفهوم تهجد
خداوند به مومنان و مسلمانان توصیه می کند به هر مقدار ممکن، تهجد و شب زنده داری داشته باشند. از این رو تهجد برای مسلمانان یک امر مستحب دانسته شده است؛ (مزمل20) زیرا تهجد و شب زنده داری آثار و برکات زیادی دارد که ازجمله آنها رسیدن به مقام محمود است. البته این عمل از عهده همه کس برنمی آید، چرا که نیازمند صبر و شکیبایی بسیار (فرقان64 و 75)، بیم و امید به خدا (سجده15 و 16 زمر9) و توجه به خدا و ربوبیت و پروردگاری اش است. (همان و فرقان64)
متهجد کسی است که برای اطاعت از امر هر چند مستحب خداوند بیدار می شود و می خواهد در طول شب تفکر و تدبر و تذکر و بندگی کند. (مزمل20) پس برای رسیدن به این مقصد و مقصود، به تسبیح و تحمید خداوند (طه130 سجده15و 16؛ انسان26)، استغفار (آل عمران17 ذاریات15تا18 مزمل20)، تلاوت قرآن به مقدار ممکن و در حد توان (مزمل2و4و20)، دعا و نیایش (اسراء79 و 80 سجده15 و 16)، ذکر و یاد خدا (مزمل2 و 8)، سجده (فرقان64؛ انسان26) و نماز (زمر، 9 و آیات دیگر؛ و نیز مجمع البیان، ج 7-8، ص 517) مشغول می شود. البته وقت تهجد و بهترین زمان آن از نیمه شب شرعی است. لذا برای تهجد در مقدار دو سوم شب یا کمتر و یا نیمی از آن توصیه شده است. (مزمل، 20)
مقام محمود، مقامی است که خداوند آن را ستوده و ارزشمند شمرده است. پس باید مقامی بسیار بلند باشد که بیرون از دسترس هر کسی است و به سادگی هم به دست نمی آید و نیازمند تهجد با ویژگی ها و شرایط خاصی است. می دانیم که برای هر چیزی چند سطح می توان تعریف کرد؛ زیرا دارای مراتب و درجات است

به عنوان نمونه اخلاق پسندیده می تواند در دو سطح مثلا محاسن و مکارم تعریف شود. یا صراط حق می تواند صراط مستقیم یا صراط حمید باشد که صراط حمید همان صراط مستقیم با یک درجه و مرتبه برتر است. این مقام محمود نیز در میان مقاماتی چون مقام متقین، صالحین، محسنین و مانند آن از یک برجستگی بیشتری برخوردار است که خداوند نیز آن را ستوده دانسته است.
سیماى سوره قدر

سوره قدر در مکّه نازل شده و همانند دیگر سوره‏ هاى مکّى، آیاتش کوتاه و موزون است. این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برترى آن بر هزار ماه ادامه مى‏یابد و با سلام و درود الهى در آن شب پایان مى‏پذیرد. روایات متعدّدى در فضیلت تلاوت این سوره بعد از سوره حمد در نماز وارد شده است و به کسى که آن را در نماز واجب بخواند خطاب مى‏شود: «غفر اللّه لک ما مضى فاستأنف العمل»؛ خداوند گذشته تو را بخشید، از نو آغاز کن

امام رضاع فرمود: کسى که در زیارت قبور مؤمنین، سوره قدر را هفت مرتبه بخواند، خداوند آن مردگان و کسى که این سوره را تلاوت کرده است، مى‏آمرزد. از انضمام آیه «انّا انزلناه فى لیلة القدر» با آیه «شهر رمضان الّذى انزل فیه القرآن» معلوم مى‏شود که شب قدر در ماه رمضان است، این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برترى آن بر هزار ماه ادامه مى‏یابد و با سلام و درود الهى در آن شب پایان مى‏پذیرد.

بیدار بودن شب قدر و احیاى آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است در حدیثى طولانى از پیامبر اکرم ‏ص مى‏خوانیم که حضرت موسى‏ ع به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم، پاسخ آمد: «قُرْبى لِمَن اسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ الْقَدْر»، قرب من، در بیدارى شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم

پاسخ آمد: «رَحْمَتى لِمَنْ رَحمَ الْمَساکِینَ لَیلةَ الْقَدر»، رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است. گفت: خدایا، جواز عبور از صراط مى‏خواهم. پاسخ آمد: «ذلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَیْلَةَ الْقَدْر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت‏هاى آن را مى‏طلبم. پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبیحَة فى لیلةِ القدر»، دستیابى به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ اسْتَغْفَرَ فِى لَیلةِ الْقَدْر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است

در پایان گفت: خدایا رضاى تو را مى‏طلبم. پاسخ آمد: «رِضاىَ لِمَنْ صَلّى‏ رَکْعَتَینِ فِى لَیلةِ الْقَدْر»، کسى مشمول رضاى من است که در شب قدر، نماز بگذارد. از وقایع عجیب تاریخى، ضربت خوردن حضرت على‏علیه السلام در شب قدر، در محراب عبادت و به هنگام نماز است. آرى، اشرف خلق خدا، در اشرف مکان‏ها و اشرف زمان‏ها، در اشرف حالات، شهید شد.

شب قدر جایگاه ویژه‏اى در مسائل معنوى دارد :

خداوند براى اهداى تورات، حضرت موسى را به مناجات شبانه فراخواند: «اربعین لیلة»

قرآن، زمان مناسب براى استغفار را، هنگام سحر مى‏داند: «و بالاسحار هم یستغفرون»

عروج پیامبر به آسمان، به هنگام شب بود. «اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام»

پیامبر مأمور بود که مناجات و عبادات شبانه داشته باشد. «و من الّیل فتهجّد به نافلة لک»، «قم الّیل الاّ قلیلا»

خداوند از عابدان در شب ستایش مى‏کند. «یتلون ایات اللّه اناء الّیل»

و به تسبیح در شب سفارش مى‏کند. «فسبّحه لیلا طویلا»

خداوند در قرآن، به زمان طلوع فجر و هنگام عصر یک بار سوگند یاد کرده است ولى به هنگام سحر سه بار. «و الّیل اذا عسعس»، «و الّیل اذ ادبر»، «و الّیل اذا یسر» طول شب قدر، یک شب کامل کره زمین است که 24 ساعت مى‏شود، نه آنکه مخصوصِ مکان خاصّى همچون مکّه و آن هم به میزان 8 ساعت شب آن منطقه باشد. چنانکه مراد از روز عید فطر، یک روز کامل کره زمین است که شامل همه نقاط و مناطق مى‏شود. تقارن شب تقدیر بشر با شب نزول قرآن، شاید رمز آن باشد که سرنوشت بشر، وابسته به قرآن است. اگر پیرو قرآن باشد، سعادت و رستگارى و اگر دور از قرآن باشد، شقاوت و بدبختى براى او رقم مى‏خورد

ابوذر مى‏گوید: به رسول خدا عرضه داشتم آیا شب قدر در عهد انبیا بوده و امر بر آنان نازل مى‏شده و پس از آنکه از دنیا مى‏رفتند، نزول امر در آن شب تعطیل مى‏شده است؟ حضرت فرمودند: شب قدر تا قیامت هست. شاید رمز اینکه شب قدر مخفى است، آن باشد که مردم شب‏هاى متعدّد را به عبادت بپردازند، کسانى که یک شبِ آن را درک کردند مغرور نشوند و کسانى که آن را درک نکردند، از باقى شب‏ها مأیوس نشوند. در روایات آمده است: «العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیلة القدر» کار نیک در شب قدر، بهتر از کار نیک در هزار ماه بدون شب قدر است.

شب قدر؛ تقدیر امور و حقیقتی فرا مادی

شب قدر، شب تزکیه است؛ هنگام زلال شدن و تطهیر درون است و زمان رهایی از قیودات شیطانی و دلبستگی های حیوانی. شب قدر، گاه لذت از بارشِ ابرهای بهاری چشم است. شب قدر بهار است؛ بهار عبادت و نیایش، و همین درمان دردهای بی درمان است. شب قدر، پرارجترین و پررمز و رازترین شبها در گردونه زمان است که قلمها در وصفش می‌شکنند، زبانها ازتوصیفش قاصرند وعقل درفهم آن مبهوت و متحیر می‌ماند؛ شبی که به فرموده امام صادق(ع) قلب رمضان به شمار می‌آید (بحارالانوار، ج 58، ص 376 )

بهترین شب سال، شب قدر است که خداوند در قرآن کریم آن را شبی پربرکت دانسته (دخان3) و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان کرده است.( قدر/ 3) آیا به راستی برکتی بالاتر از این هست که یک شب همتراز هزار ماه یعنی سی هزار شب یا 83 سال و چهار ماه قرار گیرد؟ ضروری‌است دراین خصوص لحظه ای تأمل کرده و عمیق تعمق نماییم ؛ و مبا حثی را در این حوزه، از نگاه اهل معرفت و دین شنا سان خبره یادآور شویم ؛ امید آنکه توفیق رفیق راهما ن گردد و برای روزهای سرگردانی ما ، توشه ای نصیب و رقم زده شود.

تقدیر امور در شب قدر : در این شب که شب نزول قرآن به شمار می‌آید، امور خیر و شر مردم و ولادت و مرگ و روزی و حج و طاعت و گناه و خلاصه هر حادثه ای که در طول سال واقع می شود، تقدیر می گردد . شب قدر همیشه و هر سال تکرار می شود . عبادت در آن شب فضیلت فراوان دارد و در نیکویی سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه می شود و وی از سرنوشت خود و دیگران با خبر می گردد . امام باقر ع می‌فرماید: "انه ینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنه سنه، یؤمر فی امر نفسه بکذا و کذا و فی امر الناس بکذا و کذا: در شب قدر به ولی امر(امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل می شود و وی درباره خویش و دیگر مردمان مامور به دستورهایی می شود .

شب قدر حکایتگر حقیقتی فرا مادی : هر موجود طبیعی در مخزن غیب الهی وجود عقلی دارد و ازآن جهان مجرد معقول به مرحله تجسم محسوس تنزل می یابد (حجر21 ). درواقع، موجود مادی آینه آن موجود عقلی و بازتاب آن حقیقت در عالم جسمانی است. براین اساس، شب قدر حکایتگرحقیقتی فرا مادی است و می تواند به خودی خود،دارای ارزش باشد . اما به دلیل آنکه شرافت هر مکانی به چیزی است که آن مکان را اشغال کرده و قداست هر زمانی به چیزی است که آن زمان را ظرف ظهور خویش ساخته است، ارج ظاهری شب قدر به حرمت حقیقتی است که در این زمان خاص تجلی کرد و ارج آن را بیش از هزار ماه ساخت .

نقش انسان در تعیین مقدرات شب قدر

در روایات فراوان تاکید شده که در شب قدر مقدرات انسان برای یک سال معین می شود. حال این سوال مطرح است که آیا انسان در تعیین سرنوشت خود موثر است در آن نقشی دارد یا اینکه این سرنوشت، به صورت جبری برای او رقم زده می شود؟ چند دلیل برای نقش آفرینی انسان در مقدرات خود در شب قدر پیاده شده :
1-حالات و دریافت های شخصی
کسانی که اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبی دریافته اند. گاهی این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است که تا شب قدر آینده و بلکه تا آخر عمر، در همه افکار، اخلاق، کردار و رفتار شخص رخنه کرده و آن را در یک خط و سیر معنوی قرار می دهد. دیگرانی هم که به این حد از معنویت راه پیدا نمی کنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داری های شب قدر بهره برداری کرده و فیض معنوی می برند

ریشه اصلی این دگرگونی ها و حالات، به خود افراد برمی گردد و اینکه تا چه حد خود را آماده بهره برداری از برکات شب قدر و فضیلت های آن کرده باشند. اگر معنویاتی که در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگی آنها تحولی آفریده، هیچ ارتباطی با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد که هرچه بخواهند، برای هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر کنند در این صورت مقتضای حکمت و مصلحت این است که یا به هیچ کس هیچ ندهند و یا آنچه می دهند، به همه یکسان و علی السویه بدهند،
2-شناساندن شب قدر
خداوند تبارک و تعالی با فرستادن سوره ای خاص، شب قدر را به مردم معرفی فرموده است. در دو آیه این سوره مبارکه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود می آیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و عمل صالح در آن، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردی به امام باقر(ع) عرض کرد: مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: «
والعمل الصالح فیها من الصلاه و الزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها لیله القدر»(1) کار شایسته از قبیل نماز و زکات، صدقات و انفاقات و انواع خوبی ها در آن شب، برتر از هر کار شایسته ای است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست، انجام شود.
3- اجماع و سیره مسلمانان
همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر گروهی، بر اهمیت شب قدر و احیای آن تاکید فراوان دارند و به شب زنده داری آن شب، اهتمام می ورزند. یکی از دانشمندان بزرگ اسلام، برای اینکه شب قدر را درک کند، یک سال تمام یعنی حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده داری کرد. (2) این همه اقبال و توجه به تشکیل اجتماعات با شکوه برای خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال، همراه گریه و زاری و استغفار، برخاسته از یک واقعیت انکارناپذیر است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.
4-سفارش امامان دین بر احیای شب قدر حتی درحال بیماری
امام صادق (ع) به ابوبصیر می فرماید: «وصل فی کل واحده منهما مئه رکعه»؛ در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان «
واحیهما ان استطعت الی النور»:؛ تا می توانی آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده داری کن «واغتسل فیهما»؛ درآن دو شب غسل کن. ابوبصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان - اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان

- اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادی ندارد که سرشب کمی بخوابی و باقی مانده شب را به هر نحوی که می توانی به عبادت بپردازی، چون درماه رمضان، درهای آسمان گشوده است، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته می شود. از حدیث فوق، می توان تاثیر فراوان کارهای انسان را بر سرنوشت او ارزیابی کرد. نکته درخور توجهی که تاثیر انسان را مشخص می کند، جمله پایانی امام (ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند؛ آنجا که فرمودند: «و تقبل اعمال المومنین»؛ اعمال مومنان درشب قدر پذیرفته می شود.(3)
5- تشویق زیاد به دعاهای ماثور و راز و نیاز
دعاهای شب قدر، از طولانی ترین و پرمحتواترین دعاهاست؛ دعاهایی مانند «جوشن کبیر»، «ابوحمزه ثمالی»، و امثال آنها که اگر با حال و توجه خوانده شود، مایه انقلاب و دگرگونی روحی است. ادعیه ای که انسان را با ردیابی از معارف آشنا می کند. انسان با خواندن دعا از یک طرف، با یادآوری لطف، گذشت، کرم، رحمت و بخشش بی پایان خدای مهربان او را درکنار و دستگیر خویش می بیند و نور امید در دلش می درخشد

و از دیگر سو، با یادآوردن سختی های جان کندن، تنگی و فشارقبر، گرفتاریهای عالم برزخ، حساب و کتاب فردای قیامت، شعله های دردناک و سوزان دوزخ و حسابرسی دقیق در صحرای محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانی گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش کرده و گذشته خود و آنچه بوده و کرده است را با آنچه باید باشد می سنجد و زیانی که در گذشته متوجه وی شده است را درمی یابد و علاوه بر شک و تردیدی که نسبت به راه و روش نامطلوب خویش پیدا می کند، ندامت، سراسر وجودش را پر کرده و تصمیمی سرنوشت ساز می گیرد و مسیر زندگی اش را دگرگون می کند

اگر هم به این مرحله نرسد، لااقل برکردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت؛ زیرا بیم و امیدی که دستاورد شب قدر است در مراحل زندگی به یاری اش می شتابد. درمقابل، اگر کسی از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپری کند، در همان جمود و غفلت، زندگی را به پایان خواهد برد و سرنوشتی شقاوت بار در انتظارش می باشد

از گفتار فوق، این نتیجه بدست می آید که در واقع خود انسان وارد مسیرسرنوشت خویش شده و آن را تغییر می دهد. گاهی برای پیمودن مسیر مقررات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل می نشیند، اگرچه دعا هم نوعی عمل محسوب می شود. بنابراین، دعا در شب های قدر که یک کار اختیاری است منشأ اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همین دلیل به آن سفارش اکید شده است.
6- نکوهش بهره نبردن از شب قدر
پیامبرگرامی اسلام(ص) فرمودند: «من ادرک لیله القدر، فلم یغفر له فابعده الله» (4) از خداوند به دور باد کسی که به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. با این حال حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح تر می گردد و معلوم می شود که بدبختی و شقاوت مقدر در شب قدر، نتیجه کار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقی با توجه به شأن و مقام پیامبرگرامی(ص) قابل قبول نیست که آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن کاری بی اثر و بی خاصیت، سهل انگاران را نکوهش و مذمت فرمایند

(انس بن مالک) از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمودند: «ان هذا الشهر قد حضرکم»؛ ماه مبارک به شما رو آورده است (و فیه لیله خیر من الف شهر»؛ در این ماه شبی است که برتر از هزار ماه است. (من حرمها فقد حرم الخیر کله»؛ هرکس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بی نصیب مانده است. (ولا یحرم خیرها الامحروم) (5) ؛ و محروم نمی ماند از برکات شب قدر، کسی که خویشتن را محروم کرده است. روایات، بعضی از گناهان را مانع بهره برداری گناهکار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن کارها میخوارگی (دائم الخمر) بودن و نیز آزار پدر و مادر است.
7- شب قدر، مکمل اعمال صالح
امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه «لیله القدر خیر من الف شهر» فرمودند: مراد این است که انجام کار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتی نیز از امام باقر(ع) واردشده، در پاسخ به این پرسش که چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان می فرمایند: «
ولولا ما یضاعف الله المؤمنین، لما بلغوا و لکن الله عزوجل یضاعف لهم الحسنات»؛ اگر خداوند کارهای مؤمنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمی رسند، اما از راه لطف کارهای نیکوی آنها را چند برابر می فرماید تا کاستی هایشان جبران شود

از این روایت قبلی به خوبی می توان فهمید که مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامی که یک عمل صالح معمولی با زمانی پربرکت و مقدس همراه گردد، از ارزشی چند برابر برخوردار می شود و گاه همراه شدن یک عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت می تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمندشدن انسان ها در شب قدر، عمل اختیاری صالحی است که با عنایت خداوند، برکت یافته و چند برابر می شود. در روایات به پاره ای از اعمال، سفارش شده که نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است.
8- نتیجه بخش بودن بعضی از اعمال در شب قدر

دعا دگرگون کننده سرنوشت «ابن حبان» و «حاکم» از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده اند که فرمود: فقط دعاست که تقدیر و سرنوشت ها را دگرگون می کند و تنها نیکی است که مایه افزایش عمر می گردد. گاهی شخص گناهی را مرتکب می شود و به واسطه آن از روزی و نعمتی محروم می ماند.(تحفه الاحوذی، ج 6، ص 348، ح 5222)
اختیار انسان و شب قدر
آنچه از مجموع مباحث به دست می آید این است که با ملاحظه آیات و روایات و دریافت ها و مشاهدات، اطمینان کامل پیدا می کنیم که شب قدر هیچ گونه منافاتی با اختیار انسان ندارد و یقینا، او در مقدرات و سرنوشتی که در شب قدر برایش رقم می خورد موثر است؛ حتی می شود گفت که نقش اصلی را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد برای فردا رقم بزند

1- اصول کافی، ج 4، ص158. 2- فوائد الرضویه، ص10- قصص العلما، ص18- سیمای فرزانگان، ج 3. 3- وسائل الشیعه، ج10، باب23، ص354. 4- بحارالانوار، ج49، ص 80، ح 74. 5- کنزالعمال، ج 8، ص 534، ح 8.2402

شب قدر، شب ظهور اول نخستین تجلی و ظهور خدا
برپایه روایت مشهور «
کنت کنزا مخفیا» خداوند در نخستین تجلی و ظهور خویش، در مقام احدیت ظهور یافت که این ظهور از خدا برای خدا و به شکل اجمال محض و صرف بود که از آن به مقام محمدی، احدیت، یکتایی، هو، تعین اول و مانند آن یاد می شود. دومین تجلی و ظهور هر چند که به یک معنا هم چنان اجمالی است ولی به یک معنا تفصیلی است و اعیان ثابت و اسمایی برای خداوند در صقع ذات و در مقام علمی ظهور می یابد و ما با آن به عنوان مقام الله آشنا هستیم. الله همان اسم جامعی است که همه صفات الهی را در خود دارد. از این رو از آن به مقام تعین ثانی، واحدیت و یگانگی و مانند آن یاد می شود

پس از این مقامات است که اعیان خارجی به کلمه «کن» وجودی، تحقق خارجی می یابد که نخستین رتبه را عقل اول در اختیار می گیرد و در ادامه تجلیات و ظهورات به اعیان خارجی همه موجودات مادی می رسیم که در جهان ماده صورت تحقق و وجود یافته اند. مجموعه کلی ظهورات و تجلیات را عارفان اسلامی پنج حضرت گفته اند و به حضرات پنجگانه معروف است.
اگر به ظاهر تجلیات و ظهورات توجه داشته باشیم به این معنا می رسیم که هر یک از این تجلیات و ظهورات در حقیقت یک نوع تنزل از سوی ذات است ولذا تنزل حضرت پنجم، مرتبه ظهورات و تجلیات در عالم ماده و دنیاست که پست ترین مرتبه و درجه تنزل می باشد. نخستین تجلی که همان تعین اول و مقام احدیت و هویت است، تنزل کاملی است که از آن به شب قدر نیز می توان یاد کرد؛ زیرا شب با آنکه خود امری وجودی است ولی با محدودیت ظهور رو به رو می باشد. از این رو شب ظهور نمی تواند جز به احدیت باشد

همین محدودیت است که از آن به قدر یاد می شود؛ زیرا ذات در تنزل و تجلیلات خویش لازم است تا در اندازه ظرفیت رتبی جا گیرد و شب با همه عظمت خویش، تنها ظرف بخشی از ذات می گردد. اگر به این نکته توجه کنیم که شب رتبی می بایست به اندازه ظرفیت خویش، ذات را ظرف شود، این شب قدر همان ظرف رتبی تحقق نخستین تجلی و تنزل ذات در مقام محمدی و احدیت بوده است.
می دانیم که انسان کامل حضرت محمدی(ص) در همه حضرات وجودی حضور دارد. در مقام احدیت، حضرت محمدی نخستین تجلی و تنزل ذات بوده است؛ چرا که کسی در رتبه، نزدیک تر از او به ذات نیست که در مقام تدلی در «قاب قوسین او ادنی» (نجم9) قرار دارد. در سوره قدر بر این نکته تاکید شده که نخستین تجلی همانند تجلی دوم، دفعی و انزالی است. از این رو خداوند می فرماید: انا انزلناه فی لیله القدر، یعنی اراده انزالی ذات بر این قرار گرفته است تا به شکل احدیت محمدی در شب قدر انزال دفعی و تجلی دفعی نماید

در روایت تفسیری، ضمیر «ه» به حضرت محمد(ص) و قرآن نسبت داده شده و هر دو معنا درست است؛ زیرا قرآن بخش کتبی همان وجود محمدی(ص) در مراتب پایین تر است. بنابراین، نخستین تنزل و انزال دفعی در عالم وجود از کنز مخفی در مقام محمدیت صورت می گیرد که در شب قدر تحقق می یابد.
شب قدر مادی، سایه شب قدر رتبی
از اسرار «انزلناه» این است که همه مراتب وجودی را تبیین می کند؛ چرا که این کنز مخفی در همه مراتب وجودی و تجلیات رتبی از حضرت نخست تا حضرت پنجم، یک ظهور اجمالی محض به شکل «ه» را دارا می باشد، چنان که هر چیز هستی در عالم دارای باطن و ظاهر و اجمال و تفصیل است. بنابراین می توان گفت که هر چیزی که در عالم ماده تجلی و ظهور یافته، دارای باطن و ظاهر و مقام احدیت و واحدیت و دیگر مراتب ظهور و تجلی است. از جمله این چیزها، شب قدر مادی است که خود بیانگر و سایه و نشانگر همان شب قدر رتبی در مقام تجلی و تنزل نخست کنز مخفی در مقام احدیت می باشد

بنابراین در عظمت شب قدر مادی که هر ساله در زمان خاص اتفاق می افتد همین بس که این شب قدر زمانی و مادی، سایه و نمایشی از شب قدر رتبی است. از این رو خداوند در سوره قدر در بیان عظمت آن، هر شب قدر را برابر با یک عمر آدمی می داند. از اسرار این است که یک عمر آدمی شامل عمر حضرت محمدی(ص) نیز می شود که در عالم ماده اتفاق افتاده است. این عمر کوتاه محمدی و حضور مادی در عالم ماده دنیوی، خود از چنان عظمتی برخوردار است که اگر یک طرف ترازو قرار گیرد و همه عالم مادی بلکه غیر مادی در کفه دیگر آن باشد، با این همه کفه وجود مادی محمدی(ص) بسیار سنگین تر باشد که فاصله میان زمین و آسمان را به یاد آورد.
در آیات قرآنی و نیز روایات تفسیری این معنا بارها تبیین شده که شب قدر، شب تعیین همه امور هستی و شب قضای کلی و قدر جزیی است؛ چرا که در شب قدر رتبی نیز این گونه اتفاق افتاد تا کنز مخفی همه چیز را بروز و ظهوری به قدر ظرفیت دهد. بنابراین در شب قدر مادی نیز چنین اتفاقی چون سایه تکرار می شود ولی از آن جایی که جهان مادی همانند غار افلاطونی است که ناظر تنها بخشی را می بیند که دریچه و روزنه تنگ و ضیق غار مادی جهان دنیوی می تواند آن را بر عالم ماده بتاباند و به نمایش گذارد

و لذا قدر کلی و رتبی به شکل قدر جزیی مادی و زمانی در یک فرآیند به چشم ناظر دنیوی و مادی می آید و امر یگانه و یکتا و واحد را اموری متعدد هم چون شب ها و روزهای سپید و سیاه می بیند و از درک یکتایی و یگانگی آن عاجز می باشد.
البته این عجز و ناتوانی تنها مختص ناظر نیست، بلکه اصولا ظرفیت دنیا و ماده این گونه است که کلیات را در قالب جزئیات و امور یکتا و یگانه را به اشکال متنوع و متعدد به نمایش می گذارد. در تمثیل می بایست شب قدر کلی و رتبی را همانند آب نازل از آسمان دانست که در جویبارهای وجود مادی به اشکال متنوع و گوناگون و متعدد درمی آید و همانند گیاهان با میوه ها و مزه های متعدد و متنوع دانست که از یک آب و خاک تغذیه می کنند ولی این همه تنوع و تشابه و شباهت و تفاوت را فراهم می آورند. بنابراین، با آن که شب قدر رتبی یکی است ولی در جهان ماده به سبب محدودیت و ظرفیت تنگ و ضیق مادی، شب های قدری در ماه رمضانی می شود که هر ساله تکرار می گردد

صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی به سخن دیگر، هر آن چه در عالم ماده وجود می یابد و ظهور دارد، تصویر و سایه ای از ظهورات عوالم بالاتر است. بنابراین عالم ماده تنها سایه ای از حضرت نخست و تعیین اول است که همه مراتب و حضرات را پیموده تا در حضرت ماده این گونه به نمایش گذاشته شده است.
همان گونه که کتاب الهی مراتب متعددی دارد، کلمات وجودی الهی نیز این گونه است. کتاب الهی در مقاماتی به گونه ای است که جز مطهرین از انسان های کامل یعنی معصومان(ع) به عنوان یگانگی نوری با حضرت محمدی (ص) به آن دسترسی ندارند و لایمسه خداوند بیانگر عدم مس وجودی جز ایشان با آن کتاب است و در مراتب دیگر وجودی همین کتاب نیز جز مطهرین به طهارت ظاهری و باطنی نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند و مس وجودی نمایند. خداوند در آیات 1 تا 4 سوره دخان می فرماید: والکتاب المبین انا انزلناه فی لیله مبارکه انا کنا منذرین فیها یفرق کل امر حکیم

آن چه در این آیات آمده بیانگر همه مراتب وجودی شب قدر است. به این معنا که شب قدر رتبی که امر حکیم الهی به شکل مقام احدیت محمدی ظهور یافته و به نوعی تنزل و تفصیل اجمالی یافته، هر ساله در شب قدر مادی چنین اتفاقی می افتد؛ زیرا محدودیت ظرف مادی جز این اجازه نمی دهد.

تکرار شب قدر مادی
شهید مطهری درباره تکرار شب قدر مادی در هر سال در کتاب آشنائی با قرآن در مجلد پنجم در ذیل آیات سوره دخان می نویسد: خداوند در آیه چهارم می فرماید: «فیها یفرق کل امر حکیم» در این شب جدا می شود (تعبیر «جدایی» دارد) هر امر حکیمی. نتیجه تدبرهای مفسرین درباره این آیه مختلف بوده است. بعضی گفته اند مقصود این است که در این شب- و در واقع در یکی از این شبها لیله القدر- قرآن نازل شد و به وسیله قرآن کریم دستورها و احکام بیان شد و به طور کلی بیان کردن یک چیز یعنی واضح کردن و روشن کردن و تفصیل دادن آن و در واقع بیرون آوردن آن از حد اجمال و ابهام به مرحله تفصیل و روشنی، پس «در این شب جدا می شود هر امر حکیمی

مقصود از این «امر» یعنی دستورهای الهی، معارف الهی: این چیزهایی که به وسیله قرآن بیان شده است در این شب تفصیل داده شد. ولی البته این نظر، نظر صحیحی نیست، چون این نظرها نظر مفسرین است به حسب تدبری که در آیات کرده اند. و بعضی مفسرین دیگر که این نظر را رد کرده اند- و درست هم رد کرده اند- گفته اند آیه می فرماید در این شب جدا می شود، تفصیل داده می شود (نه شد)

اگر مقصود همان نزول قرآن و بیان احکام و معارف به وسیله قرآن باشد، همین طور که فرمود:« انا انزلناه فی لیله مبارکه » ما درشب پر برکتی قرآن را فرود آوردیم، بعد هم باید بفرماید:«و درآن شب که قرآن فرود آمد هر امر حکیمی به وسیله قرآن بیان شد» همین طور که درمورد نزول قرآن معنی ندارد گفته شود:«درهر شب قدر قرآن نازل می شود»؛ قرآن دریک شب قدر نازل شد.

پس اگر مقصود از «فیها یفرق کل امرحکیم» تفصیل معارف و احکام به وسیله قرآن باشد، باید گفته می شد که «در آن شب بیان شد» یعنی به صیغه ماضی گفته می شد:«فیها فرق کل امر حکیم» در صورتی که به صیغه مضارع گفته شده است و این ازنظر علمای ادب روشن است که فعل مضارع دلالت بر استمرار می کند، یعنی ]دلالت می کند بر[ یک امر جاری و دائمی که پیوستگی دارد و همیشه هست، نه یک امری که درگذشته بود و قطع شد: یک امری که وجود دارد. بنابراین آیه می خواهد بفرماید که در شب قدر چنین چیزی وجود دارد: و خود این آیه هم باز دلیل براین است که لیله القدر مخصوص به یک شب نیست آن طور که بعضی اهل تسنن گفته اند که لیله القدر اختصاص داشت به زمان پیغمبر و با فوت رسول اکرم لیله القدر منتفی شد

معلوم می شود که چنین چیزی نیست، چون وقتی که می گوید دراین شب به طور استمرار همیشه جریان این است، دلیل براین است که خود لیله القدر هم برای همیشه باقی است نه اینکه از بین رفته است. و بعلاوه معنی ندارد که تا زمان پیغمبر هر سال لیله القدر وجود داشته باشد و بعد از پیغمبر لیله القدر از بین برود. مثل این است که بگوییم بعد از پیغمبر ماه رمضان رفت. ماه رمضان، دیگر زمان پیغمبر و غیر زمان پیغمبر ندارد. لیله القدر شبی از شبهای ماه رمضان است و همین طور که ماه رمضان ، بودن و نبودنش به بودن و نبودن پیغمبر نیست لیله القدر هم این گونه است.
پس مقصود از این که «دراین شب تفریق می شود» چیست؟ کلمه «فرق» همین چیزی است که ما می گوییم «تفرق»؛ یعنی دوچیز را که اول با هم هستند وقتی از یکدیگر تجزبه کنند و تفصیل بدهند، این را می گویند«فرق»؛ است. این، هم درامور عینی و هم درامور ذهنی و فکری درست است

اگر شما یک مطلب علمی را کاملا تجزیه کنید و بشکافید این هم باز خودش «فرق» و «تفرق» و «تفصیل» است؛ و «تفصیل» درخود قرآن هم آمده. قرآن کریم می فرماید: «و ان من شیء الاعندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم» (حجر21) هیچ چیزی نیست (این دیگر اختصاص به مساله وحی ندارد. شامل این سنگ و خاک و درخت هم هست، شامل همه چیز هست) هیچ چیزی نیست (با یک لحن قاطع استثنا ناپـذیری) مگر آنکه خزائن آن در دست ماست و ما آن را به اندازه معین و معلوم و حساب شده فرو می فرستیم.

طبق این تعبیر قرآن همه چیز از آسمان فرود آمده، حتی زمین هم از آسمان فرود آمده حتی این آسمان هم از آسمان فرود آمده:«نه فقط زمین فرود آمده از آسمان، آسمان هم فرود آمده از آسمان خاک و آب و باد و هوا و آتش و هرچه که شما درنظر بگیرید امر فرود آمدنی است؛ یعنی هرچیزی درنزد پروردگار حقیقی و بلکه حقایقی دارد و خلقتش دراین عالم و درواقع تنزل و نزول آن حقیقت است، یا به تعبیر دیگر مثل این است که سایه آن حقیقت دراین عالم اسمش می شود «امر مادی»، «امر زمانی»، «امرمکانی».
این همان معنا و مفهوم «نزول» را بیان می کند که هر چیزی، حتی خود زمین، حتی آسمان از آسمان دیگر نازل شده؛ اما معنی این «نزول» این نیست که این ]شیء[ با همین شکل، با همین خصوصیت با همین قدر و با همین حد در یک جای دیگر بوده، آن را از آنجا برداشته اند و آورده اند اینجا؛ مثل اینکه این آدم در یک جایی بوده، او را از آنجا برداشته اند، به یک وسیله ای- مثلا با هواپیما- آورده اند اینجا گذاشته اند؛ نه، این «نزول» همین چیزی است که در اینجا قرآن از آن تعبیر به «فرق» می کند، تفصیل و تجزیه است، (فیها یفرق کل امر حکیم)، فرق و جدایی است. این تشبیه، ضعیف است ولی باز نسبتا می تواند چیزی را بفهماند: شما خودنویستان را جوهر می کنید. در مخزن این خودنویس شما جوهر زیادی هست

بعد با این خودنویستان شروع می کنید به نوشتن، یک نامه می نویسید: «حضور مبارک دوست عزیزم جناب آقای الف...» اگر از شما بپرسند که این کلمات چیست؟ مگر غیر از همین جوهرهاست که روی صفحه کاغذ قرار گرفته؟ اصلا غیر از این جوهر که چیزی نیست. آیا این جوهر الآن به وجود آمد؟ این جوهر نبود؟ ]پاسخ می دهید[ چرا بود. این جوهرها در مخزن که بود حد نداشت، شکل نداشت، از یکدیگر جدا نبودند، این خصوصیات نبود؛ این بود که در آنجا فقط اسمش جوهر بود و بس، ولی وقتی همان جوهر- نه چیز دیگری- در اینجا می آید حد و شکل و کیفیت می پذیرد، این می شود «حضور» آن می شود «محترم». در اینجا دیگر «محترم» غیر از «حضور» است.

هیچ وقت انسان «حضور» را با «محترم» اشتباه نمی کند، چنان که «الف» را با «ب» و «ب» را با «ج» اشتباه نمی کند. اینها که در سابق متحد و یکی بودند و در آنجا اساسا جدایی و چندتایی نبود و وحدت بود، در مرحله نوشتن بر آن، کثرت و فرق و جدایی حکمفرما شد

البته با همین مخزن هم می شد شما به جای «حضور محترم...» چیز دیگری بنویسید و شکل دیگری به آن بدهید، ولی دست شما آمد این شکل را به آن داد. پس این کلمات را شما در اینجا به وجود آوردید ولی کلمات به یک معنا قبلا وجود داشت اما نه به صورت کلمه و جدایی. این است که در آنجا به تعبیر قرآن: «احکمت آیاته»، در مرحله احکام وجود داشت، در اینجا در مرحله تفصیل: «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت» (هود، آیه 1)

این دو نزول قرآن بر پیغمبر این طور است. آن دفعه اول که قرآن بر پیغمبر نازل می شود که کلمه و حرف و آیه و این حرف ها نیست مثل این است که این خودنویس پر بشود. خودنویس پر می شود اما از حقیقتی پر می شود که در آن هیچ لفظ و کلمه ای نیست. مرحله دوم نزول قرآن آن وقتی است که همان پر شده ها بعد به صورت کلمات و الفاظ درمی آید

مولوی یک شعر خیلی عالی در این زمینه دارد (هر چه در این زمینه گفته اند از این آیه قرآن بیرون نیست: «و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم») مقصود از «ویران کردن» این است که وقتی شما از آن دید نگاه کنید می بینید همه به یک اصل و به یک وحدت بر می گردند. پس این «فیها یفرق کل امر حکیم» که به صورت مضارع و مستقبل آمده و یک امر جاری را دارد بیان می کند که همیشه این امر جاری وجود دارد، نمی تواند اختصاص به نزول قرآن داشته باشد،

بلکه ]ناظر[ به نزولی ]است[ که همه چیز دارد. حال این چه رابطه ای است میان این نزول تدریجی همه اشیاء از آن اصل و مبدا خودشان با لیله القدر؟ آن رابطه ای است که عالم تکوین با انسان کامل دارد، و این خود بحث مفصلی دارد. پس «فیها یفرق کل امر حکیم» هر امر حکیم- که در اینجا مقصود از «حکیم» همین چیزی است که عرض کردیم، یعنی در حال احکام و وحدت و بساطت است- در این شب از یکدیگر جدا می شوند، تنزل پیدا می کنند و به صورت حدود و اشکال و خصوصیات در می آیند.

                          نکاتی برای احیاء شبهای قدر
بسم الله الرحمن الرحیم

1. شباهت قدر و قیامت را حس کنیم

اگر کمی تامل کنیم میتوانیم شباهت #شب_قدر و قیامت را احساس کنیم. شب قدر مانند روز قیامت است که سرنوشت آدم‌ها مشخص می‌شود، تمام گذشتۀ انسان محاسبه و برای آینده برنامه‌ریزی می‌شود، با این تفاوت که عذاب در کار نیست و آبروی کسی نمی‌رود و پس از آن فرصت بازگشت هم وجود دارد، اما رحمت خدا از سر و روی عالم می‌بارد.

2. امیدوار باشیم و به کم قانع نباشیم
خدای مهربان شبهای قدر را برای جبران همۀ کاستی‌های ما قرار داده است، برای بخشش هیچ گناهی ناامید نباشیم و برای رسیدن به هر حاجتی امیدوار باشیم و در دعا به کم قانع نشویم. خدا هرچه را صلاح نباشد بدهد بهترش را خواهد داد، و هیچ دعایی دور ریخته نمی‌شود و اگر توانستیم فقط خود «او» را از او بخواهیم.

3. بی‌قراری برای خدا
خداوند بزرگ خود فرموده است شب قدر بهتر از هزار ماه است. بیایید بهترین خاطرات عمر خود را در شبهای قدر رقم بزنیم و شب قدر را برای رسیدن به قرب خدا بی‌قراری کنیم و فقط در اندیشۀ آنچه او از ما می‌خواهد باشیم.

4. مؤمنان مثل گنه‌کاران، گنه‌کاران مثل مؤمنان
مؤمنان مانند گنه‌کاران با دست‌های خالی به محضر خدا بروند و گنه‌کاران مانند مؤمنان با قلبی مطمئن به محبت و فضل خدا به دعا بپردازند. خدا اگر می‌خواست نبخشد، ما را صدا نمی‌زد و اگر می‌خواست سخت بگیرد، ثواب شب قدر را اینقدر بالا نمی‌برد.

5. جلب محبت خدا با محبت به دیگران
برای دیگران دعا کنیم و دوستان‌مان را تک تک نام ببریم و محتاجان به دعا را فراموش نکنیم. وقتی خدا محبت ما را به دیگران ببیند، بیشتر به ما محبت خواهد کرد. دل‌هایمان را از کینه‌ها خالی کنیم و همدیگر را در دل ببخشیم تا خدا هم با سهولت بیشتری ما را ببخشد.

6. بزرگوار باشیم
برای پیروزی و سرافرازی ملتمان دعا کنیم و برای عمران و آبادانی مملکتمان دعا کنیم و دعاهایمان را در دایرۀ تنگ خود و خانواده محدود نکنیم، زیرا خدا از بندگان با سعۀ صدر و بزرگوار خود خرسند می‌شود و به آنان بیشتر لطف می‌کند. برای محرومان جهان به‌ویژه مؤمنان مظلوم منطقه دعا کنیم و با دعا اشک داغداران را پاک کنیم و آنها را تسلی دهیم و با دعا از رزمندگان خط مقدم مقاومت پشتیبانی کنیم.

7. رسیدگی به نیازمندان، محبت به بستگان
برای مریض‌ها به‌ویژه آنها که می‌شناسیم صمیمانه دعا کنیم و به فقیران رسیدگی کنیم و به بستگان محبتمان را یادآوری نماییم. قبل از آنکه کسی به ما التماس دعا بگوید، برایش ملتمسانه دعا کنیم.

8. محبت به والدین، دعا برای پدر معنوی جامعه
از بهترین کارها در شب قدر غفلت نکنیم؛ از پدر و مادر خود حلالیت بطلبیم و به آنها محبت کنیم و با اشک از آنها بخواهیم برای ما دعا کنند. اگر از این دنیا رفته‌اند، حتماً برایشان خیراتی بفرستیم و برای علوّ مقامشان دعا کنیم. از اطرافیان حلالیت بطلبیم و تقاضای دعا کنیم. برای رهبری که پدر معنوی جامعه هستند دعا کنیم و برای استجابت دعاهای ایشان، که امام صادق(ع) دعا برای رهبری را سفارش فرموده‌اند. (امالی صدوق، ص338)

9. طلب معیشت خوب و نابودی فقیرسازان
برای خود عافیت و معیشت خوب طلب کنید. مؤمنین باید بتوانند از زندگی خوب برخوردار باشند تا در اثر فقر و تنگی معیشت به گناه نیفتند و از ذکر خدا غافل نشوند. در همین جا برای نابودی مستکبران عالم که فقیرسازان جهانی هستند نیز دعا کنید.

10. حضور در جمع مردم
اگر می‌خواهیم شبهای قدر به عبادت در تنهایی بپردازیم، لااقل بخشی از شب را در میان جمع مردم حاضر باشیم تا به تواضع نزدیکتر باشد، و از نور نیّت مؤمنان بی‌بهره نگردیم. کم نیستند کسانی که در این شبها با خدا آشتی می‌کنند، آنگاه خدای مهربان به همۀ کسانی که در آن‌جا حضور دارند شادی و رحمت خود را تقسیم می‌کند. کم نیستند دل‌دادگانی که خدا هر که در کنار آنها باشد را مورد عنایت خاص خود قرار خواهد داد.

11. دعای مناسب حال
از هر ذکر و دعایی که بیشتر دلتان را به خدا متوجه می‌کند استفاده کنید و متن‌هایی که می‌تواند احساس عالی و اشک جاری به شما بدهد را در نزد خود بخوانید، اگر چه اشک شرط مطلق استجابت نیست، اما بهترین شرایط استجابت را فراهم می‌کند.

12. کمی قرآن
در شبهای قدر که شب تولد ثقل اکبر و قرآن کریم است، خوب است قدری قرآن بخوانیم و جرعه جرعه آیاتش را بنوشیم. یکی از بهترین صورت‌های قرآن خواندن قرائت قرآن در نماز است، از این مؤدبانه‌ترین حالت قرآن خواندن غفلت نکنیم. اگر حفظ نیستیم، می‌توانیم از رو بخوانیم.

13. تفکر و محاسبۀ نفس
فرصتی برای تفکر و محاسبۀ نفس بگذاریم. همین که دلمان از کوتاهی‌هایمان بگیرد و حسرت عمر از دست رفته را بخوریم، خدا ما را در آغوش خواهد گرفت و ما را نوازش خواهد کرد. خدا دوست دارد همۀ گذشتۀ ما را جبران کند.

14. اندیشیدن به لحظۀ وداع و مرور وصیت‌نامه

فرصتی برای اندیشیدن به آخرت و لحظۀ وداعمان بگذاریم. وصیتنامه‌هایمان را مرور کنیم و سفرِ با شکوه آخرت را جدی بگیریم.
 اگر احساس ترس یا تنهایی کردیم به خدا پناه ببریم تا او به ما آرامش بدهد، نه آنکه با غفلت از مرگ آرام بگیریم.

15. از فکر و ذکر علی(ع) غافل نشویم

بخش دیگری از فرصت تفکر، که از بالاترین عبادات است، را برای اندیشیدن دربارۀ امیرالمومنین(ع) و رنج‌های او اختصاص دهیم و سعی کنیم لحظه‌ای آن شخصیت مظلوم و محبوب پیامبر اعظم(ص) را از نظر دور نکنیم، رنج‌هایش را ذکر کنیم، غمش را در دل بپرورانیم، دور خانه‌اش پروانه‌وار بگردیم و تمام شب قدر را کنار فرزندان داغدار او عبادت کنیم.

16. محضر حضرت ولی‌عصر(عج)

لحظه لحظه شب قدر را پاس بداریم و از ابتدای شب خود را در محضر حضرت ولی عصر(ع) و در بارش رحمت خدا ببینیم.
 شبهای قدر تابستان کوتاه است. با کمتر غذا خوردن، آمادگی خود را برای بهره برداری بیشتر کنیم.

17. کمی مشارطه و برنامه‌ریزی برای آینده

کمی هم در انتهای سحر با خود مشارطه کنید که در آینده چگونه رفتار بهتری خواهید داشت.
 برنامه‌هایی مختصر ولی دائمی برای یکسال آیندۀ خود بریزید و از خدا کمک بخواهید که شما را در انجام آنها یاری فرماید. عزم برای تغییر رفتار، تثبیت کنندۀ توبه است.

18. شب قدر سوم، شب دعا برای #ظهور

اگر شب نوزدهم را بیشتر برای توبه وقت می‌گذاریم و شب بیست_و_یکم را به دعا و عرض حاجت می‌پردازیم، بیایید شب بیست_و_سوم را به دعا برای نجات بشریت و ظهور مولای عزیزمان اختصاص بدهیم.
از خانه برای او که صاحب خانه است خارج بشویم و زمان شب قدر خود را برای امام زمان(عج) بگذاریم، تا بتوانیم بگوییم «یابن الحسن ما بهترین اوقات خود را به تو اختصاص دادیم تو هم بهترین دعاهای خود را به ما اختصاص بده.»

وقتی برای ظهور با تمام وجود دعا می‌کنی، این امام زمان(ع) است که برای تو دعا می‌کند، وقتی برای غربت او اشک می‌ریزی، آقای شما برای رنج‌های شما اشک می‌ریزد. وقتی در آسایش هستی و برای رنج مظلومان و محرومان عالم دعا می‌کنی، ملائکه به وجود تو افتخار می‌کنند.

19. دعا برای عاقبت به‌خیری و شهادت
در خاتمه برای ختم به خیر شدن خود دعا کنیم، و اگر کسی مایل بود برای «شهادت» خدا را التماس کند. دعا برای شهید شدن عمر کسی را کوتاه نمی‌کند، تنها بر معنویت و قدرت روحی افراد می‌افزاید و انسان را به سیدالشهدا(ع) نزدیک می‌کند.

20. زیارت امام حسین(ع)
راستی اگر کسی توانست، هر شب به زیارت اباعبدالله الحسین(ع) برود و اگر نتوانست، از راه دور سه بار بگوید «صلی الله علیک یا اباعبدالله»، ثواب زیارت را به او خواهند داد. برای تمام شهیدان به‌ویژه شهدای قهرمان مدافع حرم درود و فاتحه بفرستیم که حیات و امنیت ما مدیون آنهاست.



 



نظرات  (۱)

سلام. تشکر
خیلی استفاده کردیم از این مقاله
میشه منبع و لینک اصلی مقاله را هم بذارید از کجا است؟
پاسخ:
سلام
کلیه سخنان مربوط به قدر و حضرت زهرا چکیده سخنان جوادی آملی است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">