تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

چهل حدیث از فضائل امام علی و فاطمه علیهمالسلام


فاطمه منحصر به فرد

فاطمه(س) دختر گرامی پیامبر(ص) اشرف زنان در همه تاریخ بشریت است. از این روست که از میان چهار زن بزرگ هستی، نامش بسیار فراتر از همگان می درخشد و خورشید وجودش در کهکشان هستی هر خورشیدی را چون ستاره ای خرد در خود می گیرد

این عظمت و شرافت و بزرگی را نه تنها به نسب بلکه به حسبی برد که با ایمان خالص و تقوای الهی به دست آورد. مجاهدت های وی بود که او را بر تارک هستی نشاند و خداوند خود مدیحه سرای وی گشت و سوره ها و آیات بسیار در کمالش فرو فرستاد

فاطمه(س) فاطمه است و هیچ کس را نمی توان با او سنجید. از این رو کسی جز خداوند نمی تواند در حق این بانوی بزرگ عالم بشریت سخن بگوید؛ زیرا او وجه الله بود و همه هستی اش وجه الله را می جست

لذا خداوند در سوره انسان، از این صفت فاطمی سخن می گوید و بدان وی را می ستاید. بیان همه وجوه و ابعاد وجودی حضرت فاطمه(س) حتی بر پایه گزارش های قرآنی که در حق این بانوی کرامت و شرافت آمده است، بیرون از توان هر انسانی است؛ مگر آن که خود یکی از وجودات نوری و نورانی باشد.

فاطمه(س) یکتا و یگانه

بی گمان برخی از وجودات هستی، از مقام احدیت و وحدانیت بهره می برند و مظهر آن اسمای حسنای الهی هستند. از جمله این وجودات می توان از پیامبر گرامی(ص) امیرمومنان(ع) و فاطمه(س) یاد کرد. اینان بی هیچ تردیدی، مظاهری از اسم احد و واحد هستند و می توان ایشان را یکتا و یگانه در میان موجودات انسانی بلکه همه موجودات هستی دانست که خداوند آفریده است. فرض کنید که از نوع انسان تنها حضرت آدم(ع) آفریده می شد و فرد دیگری از این نوع آفریده نمی شد

در این صورت، آدم نوع منحصر به فردی بود که دومی نداشت. به یک معنا، پیامبر(ص)، امیرمومنان(ع) و فاطمه(س) این گونه هستند. یعنی آنان در سطح خود یکتا و یگانه هستند و هیچ کس در سطح ایشان نیست تا بتوان با مقایسه، درک و فهمی درست از آنها داشت

البته این بدان معنا نیست که آن حضرات بزرگوار از افراد نوع انسانی نیستند، بلکه به این معناست که از افراد منحصر به فردی از لحاظ درجات و سطوح مقامات انسانی هستند. بنابراین نمی توان به سادگی آنها را شناخت؛ به ویژه که شناخت کامل نیازمند احاطه علمی و وجودی است و تنها خداوند است که بر ایشان احاطه وجودی و علمی دارد. از اینرو تنها خداوندست که ایشان را میشناسد و میتواند معرفی کند

خداوند در آیه مباهله، وجود انحصاری این انوار تابناک هستی را بیان می کند و نشان می دهد که چگونه حضرت امیرمؤمنان علی(ع) در مقام نفس، نفس پیامبر(ص) است؛ چنان که پیامبر(ص) در بیانی دیگر، تبیین می کند که در مقام نوری، امیرمؤمنان علی(ع) از نور وی جدا شده است. ابن داوود از اهل عامه در کتاب سنن (جزء 5 ص 76 حدیث شماره 4700)

از پیامبر(ص) نقل می کند که می گوید: اول ما خلق الله العقل و در منابع شیعی آمدهاول ما خلق الله نوری (منتخب میزان الحکمه، ج1، ص 324) و همچنین در مسند احمد از اهل عامه آمده که پیامبر(ص) فرمود: من و علی از نور واحد خلق شده ایم و خداوند روح من و روح علی بن ابیطالب را قبل از خلقت عالم خلق نمود

و ابن مغازلی شافعی در کتاب مناقب خود نقل می کند که پیامبر(ص) فرمود؛ من و علی نوری بودیم در خدمت حضرت حق و این نور، خداوند را تسبیح می گفت و تقدیس میکرد قبل از آنکه آدم خلق شده باشد و امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود؛ کنت ولیا و آدم بین الماء و الطین.

از آیات و روایات این معنا به دست می آید که حضرت فاطمه(س) شخصیت منحصر به فردی از دیدگاه خداوند و پیامبر(ص) است و نمی توان این کلمه وجودی الهی را که موجب پذیرش توبه آدم(ع) به سبب قرب منزلت می شود (بقره37 و نورالثقلین ج1 ص67 احادیث 143تا 148 و نیز درالمنثور، سیوطی شافعی، ج1، ص 147) به سادگی شناخت چه رسد که شناخت کاملی از آن بزرگوار ارایه نمود.

انطباق سیره و گفتار زهرا (س) با قرآن

1 . عمل به آیات الهی

حضرت زهرا س در خانه ای پرورش یافت که آیات قرآن دائماً در حال نزول بود و رشد و تربیت حضرت در حال و هوای وحی صورت گرفته و رسول خدا ص حق پدری و معلمی را درباره ایشان نیکو انجام دادند. دوستی و محبت فاطمه س به پدرش زبانزد خاص و عام بوده و این محبت در حدی بس فراتر از رابطه دختری با پدر خویش است.

او پیامبر را تنها به چشم پدر نمی نگریست بلکه از دیدی بس عمیق تر به چشم یک مراد و پیشوا می دید، زیرا او قدر و مقام و منزلت پدر و آبرومندی و رسالت الهی او را بیش از دیگران می شناخت

حضرت زهرا س می فرماید: زمانیکه آیه لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً  (نور63) صدا کردن پیامبر را در میان خودتان، مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهید. نازل شد، ترسیدم که رسول خدا ص را با لفظ ای پدر بخوانم، من هم پدرم را چندین بار با لفظ یا رسول الله صدا زدم، پیامبر یکی دو بار از من روی گردانید، سپس رو به من کرد و فرمود: ای فاطمه این آیه درباره تو و خانواده و نسل تو نازل نشده، تو از من هستی و من از تو هستم.

همانا این آیه برای جفاکاران درشت خوی قریش، انسان های خودخواه و متکبر نازل شده مرا با جمله ای پدر خطاب کن که مایه حیات قلب من است و خداوند را خشنود می کند(مناقب ابن شهر آشوب ج3 ص320 بحار ج 34 ص23 و 33) این روایت افزون بر محبت حضرت فاطمه س نسبت به پدر بزرگوارشان نشانگر اهمیت عمل به آیات الهی را می رساند

 

2 . تلاوت و انس با قرآن

حضرت زهرا(س) همواره با قرآن مأنوس و آیاتش در همه حالات ورد زبانش بود

سلمان فارسی: رسول خدا(ص) مرا برای کاری به خانه اش فرستاد. به در خانه که رسیدم، صدای زهرا س را که، درون خانه قرآن تلاوت می کرد شنیدم (بحار ج34 ص64) داخل خانه زهرا (س) شدم، دیدم در همان حالیکه مشغول کار خود بود و جوها را آسیاب می کرد قرآن می خواند (بحار ج34 ص88)

حضرت زهرا س به اندازه ای با قرآن مأنوس بود که حتی وصیت می کند در شب اول قبر، علی (ع) بر سر مزارش قرآن زیاد بخواند و دعا کند (بحار ج97 ص72) و از ثمره همین انس با قرآن حضرت بود که فضه کنیز آن حضرت، تا 20سال بعد از شهادت زهرا(س) کلامی به غیراز قرآن بر زبان نیاورد (ترجمه بیت الاحزان ص64).

فاطمه زهرا س می فرماید: حبب الی من دنیاکم ثلاث : تلاوه کتاب ا... و النظر فی وجه رسول ا ... و الانفاق فی سبیل ا.. از دنیای شما سه چیز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول الله(ص) و انفاق در راه خدا

و براستی کسانی که دوست دارند آن حضرت را اسوه و الگوی خود قرار دهند بایستی قرآن را در زمینه تلاوت و تدبر، وجهه همت خود در طول شبانه روز قرار دهند

3 . احتجاج و تمسک به آیات الهی حضرت زهرا س در چندین مورد در استدلال های مختلف به آیات قرآنی تمسک جسته و به دفاع از حق خویش و اثبات ارث از نگاه قرآن پرداخته اند.

 انس بن مالک : حضرت زهرا س پس از تصرف باغ های فدک، خطاب به ابوبکر فرمود: ای ابوبکر تو می شناسی و می دانی که حق ما اهل بیت غصب شده؛ و آن حقی است که از غنایم داریم و خداوند در این آیه مربوط به غنایم و مصرف خمس آن را توضیح داده و بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید خمس آن برای خدا، و برای پیامبر و برای نزدیکان و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است (انفال14)

ابوبکر گفت: آیا فدک را بطور کامل تسلیم شما کنم؟ حضرت پاسخ داد: آیا فدک مال توست و یا به نزدیکان تو اختصاص دارد؟ ابوبکر گفت: من آنرا در رابطه با مصالح مسلمین خرج می کنم

حضرت فرمود: این حکم الهی نیست و پدرم رسول خدا ص چنین دستوری به ما نداده و در صورتی که از پدرم رسول خدا ص پس از نزول آیه خمس شنیدم که فرمود: بشارت باد ای فرزندان محمد ص که مایه غنا و بی نیازی شما رسیده

ابوبکر که دیگر عذری نمی توانست بیاورد، به تفسیر شخصی خویش متوسل شد و گفت: علم من اجازه نمی دهد که طبق این آیه، فدک را تماما به شما تحویل دهم (ابن ابی الحدید ج61 ص230؛ بحار ج8 ص139)

4 انذار با آیات قرآنی

از راههای موثر در پیشگیری از انحراف و آگاهی بخشی مردم، نکوهش رفتارهای غلط و افشای آنان می باشد. حضرت زهرا س با توجه به این مسئله در بخشی از سخنان خویش به افشای رفتار منافقانه برخی افراد بی تفاوت گذشته و تشنگان قدرت بعد از پیامبر ص پرداخته با یادآوری سفارش های پیامبر ص درباره امیرالمؤمنین ع و عاقبت بد فتنه گران که خود را در ظاهر مصلح نشان می دهند می فرماید: درحالی که شما در خوشی زندگی می کردید، در امنیت و رفاه، خوش بودید و منتظر فرصت بودید تا روزگار بر ضد ما دگرگون شود و گوش به زنگ اخبار بودید.

به هنگام کارزار فرار می کردید عقب نشینی داشتید و آنگاه که خدا، برای پیامبر خویش خانه پیامبران و آرامگاه اولیاء را برگزید، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و جامه دین کهنه گردید، گمراهان ساکت به سخن درآمدند و آدمهایی پست و بی ارزش با قدر و منزلت شدند و شتر ناز پرورده اهل باطل، به صدا درآمد و وارد خانه های شما شد.

درحالی که هنوز از عهد و قرار شما بیعت در غدیرخم چیزی نگذشته بود و شکاف زخم عمیق بود و دهانه زخم هنوز بهبود نیافته بود، پیامبر ص هنوز دفن نشده بود که هرچه خواستید کردید و بهانه آوردید که از فتنه می ترسیم الا فی الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحیطه با لکافرین آگاه باشید آنها در فتنه سقوط کردند و جهنم کافران را احاطه کرده توبه94. شما کجا و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ می گویید (معانی الاخبار ص354؛ کشف الغمه ج2 ص40 بحار ج34، ص158)

حضرت در خطبه ای دیگر در جمع زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند به نکوهش مهاجر و انصار پرداخته و با متذکرشدن فرجام ستمکاران، سعی در آگاهی بخشی آنان و جلوگیری از انحراف مسلمین نموده و به آیاتی از قرآن کریم استشهاد می کند و می فرماید: اکنون بیایید و بشنوید!

شگفتا! روزگار چه شگفتی ها در پس پرده دارد و چه بازیها یکی پس از دیگری بیرون می آورد و ان تعجب فعجب قولهم و اگر تعجب می کنی، عجب گفتار آنهاست (رعد5) راستی مردان شما چرا چنین کردند؟ ای کاش می دانستم به چه پناهگاهی تکیه داده اند؟ و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به کدام ریسمان چنگ زدند؟ و برکدام فرزند و خاندانی پیشی گرفتند و غلبه کردند؟

شگفتا چه دوستان دروغین و سرپرستان نا اهلی را انتخاب کردند و چه زشت است سرانجام ستمکاران چه جایگزین بدی است برای ستمکاران کهف۵۰ سر را گذاشته به دم چسبیدند، دنبال عامی رفتند و از عالم نپرسیدند. نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند و تبهکاری خود را نیکوکاری می پندارند.

آگاه باشید اینها همه مفسدانند ولی نمی فهمند بقره21 وای بر آنان آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته تر است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ یونس 53 شما را چه می شود و چگونه داوری می کنید (احتجاج ج1 ص108؛ امالی ج1ص384)

5 . بیان علل انحراف مردم 

دخت نبی مکرم اسلام یکی از علل انحراف مردم، چند روز بعد از رحلت پیامبر اعظم ص را پشت کردن مردم به قرآن کریم و پشت سر انداختن اوامر و نواهی آن دانسته می فرماید: چرا بیراهه می روید؟ در حالی که کتاب خدا در میان شماست، مطالب آن روشن است و احکام آن درخشان و نشانه های هدایت آن آشکار، نهی و هشدارهای آن روشن و واضح می باشد،

اما شما به قرآن پشت کردید و از آن روی برگردان شدید، آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟ یا داوری جز قرآن می گیرید؟ چه جایگزین بدی است برای ستمکاران (کهف۵۰) و هر کسی جز اسلام آئینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است آل عمران58.

سپس آنقدر درنگ نکردید که این دل رمیده آرام گیرد و مهار کردن آن آسان شود، پس آتش گیره ها را بر افروختند و به آتش فتنه ها دامن زدید تا آن را شعله ور ساختید و به شیطان گمراه کننده پاسخ مثبت دادید.

در این جملات حضرت با استفاده از آیه شریفه قرآن، جریان سقیفه و پیامدهای آن و روی گردانی مردم از قرآن کریم را مصداق روشن ظلم دانسته و عاملان آن را جزء ظالمین به حساب آورده است.

و با ذکر آیه دوم حضرت می فرماید شما که به قرآن پشت کرده اید و اوامر و نواهی آن را به کار نمی بندید در واقع از دین اسلام خارج شده اید؛ چه اینکه اساس اسلام بر دستورات قرآن استوار است و اگر قرآن را از اسلام حذف کنید دیگر اسلامی باقی نمی ماند و شما هم که دستورات قرآن را از جمله دستور به اطاعت از جانشین و وصی پیامبر اسلام ص کنار گذاشته اید و به آن عمل نمی کنید به مثابه این است که دین اسلام را رها کرده و دین دیگری را اختیار نموده و به انحراف کشیده شده اید

   پاره ای از فضایل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از کتب معتبر اهل سنت:

درباره فضایل و عظمت بزرگ بانوی اسلام چه در منابع شیعی و چه در منابع اهل سنت به فراوانی سخن گفته شده. به قدری فضایل آن حضرت زیاد است که جای کوچکترین تردید و یا انکاری وجود ندارد .

آیه تطهیر و حدیث کسا

قرآن, اهل بیت پیامبر(ص) را مطهر خوانده: انما یرید الله لیذهب عنک الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (احزاب33) خداوند می خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

واقدی در کتاب اسباب التزیل می نویسد که آیه تطهیر درباره پنج نفر نازل شد. این پنج نفر عبارتند از : پیامبراسلام (ص) علی (ع) فاطمه (س) حسن (ع ) و حسین (ع) ابن حجر در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه می نویسد: ام سلمه گفت: در خانه من این آیه تطهیر نازل شد. رسول خدا(ص) فاطمه, علی, حسن و حسین (علیهم السلام) در این خانه بودند. پیامبر(ص)فرمود : هولاء اهل بیتی, این عده اهل بیت من هستند.
حاکم حسکانی در کتاب شواهد التزیل القواعد التفصیل و ابن عساکر, در کتاب تاریخ دمشق مینویسد: وقتی که آیه و امر اهلک بالصلاه و اصطبر علیها نازل شد, پیامبر(ص) در هر نمازی می آمد در جلوی درب خانه فاطمه(س) و می فرمود: الصلاه رحمکم الله انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ...

لخمی طبرانی در المعجم الکبیر آورده است: زینب بنت ام سلمه می گوید که رسول خدا(ص) در نزد ام سلمه بود که حسن, حسین و فاطمه علیهم السلام بر حضرت وارد شدند. حسن در یک سو و حسین در سوی دیگر پیامبر(ص) نشستند و حضرت زهرا(س)نیز در میان این دو قرار گرفت. سپس پیامبر(ص) فرمود: رحمه الله و برکاته علیکم اهل البیت انه حمید مجید

حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک الصحیحین, ترمذی در کتاب سنن و احمد بن حنبل در کتاب مسند می نویسد: پیامبر(ص) درب خانه حضرت زهرا(س ) می رفت و می فرمود : الصلاه یا اهل البیت

انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا شمس الدین ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلا می نویسد: و صح ان النبی(ص) جلل فاطمه و زوجها و ابنیها لکسا و قال اللهم اهل بیتی اللهم فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا, درست است این خبر که پیامبر(ص) فاطمه (س) و دو فرزندش را در کسایی جمع کرد و گفت خداوندا اینها اهل بیت من هستند و رجس و پلیدی را از این عده به دور کن و اینها را پاکیزه گردان

آیه مباهله

فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءکُمْ وَ نِسَاءنَا وَ نِسَاءکُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ (آل عمران61) هر کس که درباره عیسى با تو محاجه کند، بعد از آنکه جریان او را دانسته اى ، بگو: بیایید بخوانیم پسران ما را و پسران شما را، زنان ما را و زنان شما را، ما را و نفسهاى شما را، آنگاه به درگاه خدا ناله کنیم و لعنت خدا را از آن دروغگویان گردانیم

عده اى از نصاراى نجران، به مدینه آمده و با رسول خدا ص درباره عیسى ع به مجادله برخاستند حضرت فرمود: عیسى بنده خدا بود. طعام مى خورد، آب مى آشامید، بول و غائط مى کرد. آنها گفتند: پدرش چه کسى بود؟ وحى آمد که از آنها بپرس درباره آدم چه مى گویند آیا بنده مخلوق نبود که مى خورد مى آشامید و حدث مى کرد و زن مى گرفت ؟ گفتند: آرى

فرمود: پس پدر حضرت آدم چه کسى بود؟ آنها در جواب عاجز ماندند اما درباره حضرت عیسى قانع نشدند. حضرت به آنها فرمود: با من مباهله کنید اگر راستگو باشم عذاب بر شما نازل شود و اگر دروغگو باشم عذاب بر من نازل گردد. گفتند: با انصراف سخن گفتى لذا وعده مباهله گذاشتند

قرار شد روز 24 ذیحجه از سال دهم هجرت، مباهله انجام شود. رسول خدا با اطمینان به وعده خدا و با کمال آرامش، به محل مباهله آمد على بن ابیطالب در پیش، فاطمه زهرا در پشت سر و آن حضرت نیز در وسط، دست حسنین ع را گرفته و حرکت مى کردند سپس آن بزرگوار، دو زانو نشست و آماده مباهله گردید

رئیس نصارا از دیدن آن منظره که چگونه رسول خدا با آن اطمینان خاطر با نزدیکان خود به محل آمده، دانست که اگر آن حضرت ذره اى در حقانیت خویش و در وعده خدا شک داشت اقدام به چنین کارى نمى کرد لذا او دانست که در صورت مباهله، نصارا از بین خواهند رفت.

بدین خاطر به اتباع خود چنین گفت: یا معشرالنصارى انى لارى وجوها لوشاء الله ان یزیل الجبل من مکانه لازاله بها فلا تباهلوافتهلکوا... اى گروه نصارا! من چهره هایى را مى بینم که اگر خدا بخواهد کوهى را از جایش برکند، بخاطر آنها برمى کند، مباهله نکنید و گرنه هلاک خواهید شد ... آنها نیز مباهله نکرده و به جزیه حاضر شدند و حضرت هم از آنها پذیرفت

در این ماجرا پیامبر جز على، فاطمه، و حسنین کسى را با خود نبرده است. و احدى از مسلمانان خلاف آن را نگفته است لذا دیگر نیازى به ذکر مآخذ و کتب نمى باشد. در این آیه شریفه، على بن ابیطالب نفس (انفسکم) و حسنین (ابنائکم) و حضرت فاطمه نسائکمرسول خدا شمرده شده است و این از دلایل خلافت مى باشد

ابن سعد در کتاب طبقات الکبری در ترجمه الحسین (ع) می نویسد: در جریان مباهله با علمای نجران پیامبر(ص) دست فاطمه, حسن و حسین علیهم السلام را گرفت و گفت اینها فرزندان من هستند

حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک الصحیحین می نویسد: وقتی که آیه مباهله نازل شد پیامبر(ص) علی, فاطمه, حسن و حسین علیهم السلام را خواند و گفت (اللهم هولا اهلی, بارخدایا اینها اهل من هستند)

ازدواج علی (ع ) و فاطمه (س )

بنا به نوشته بزرگان اهل سنت و جماعت, خلیفه اول برای خواستگاری حضرت زهرا(س) به نزد پیامبر(ص) رفت و پیشنهاد خویش را بیان نمود. رسول خدا(ص) فرمود : انتظر بها القضا, من در امر ازدواج فاطمه (س) منتظر فرمان خداوند هستم, خلیفه اول این پاسخ را پاسخ منفی تلقی نمود.

خلیفه دوم نیز به دیگر بار و به همین منظور به نزد رسول خدا(ص) رفت و مانند خلیفه اول پاسخ منفی شنید. سپس خانواده علی(ع) به آن حضرت پیشنهاد کردند که برای خواستگاری فاطمه (س) به نزد رسول خدا(ص)برود. حضرت رفت و پیشنهادش مورد موافقت قرار گرفت(ابن سعد, طبقات الکبری 8 ص 19 و20)

ابن عباس گفت: در هنگام ازدواج فاطمه (س) با علی(ع), پیامبر(ص)در جلوی فاطمه(س) و جبرئیل در سمت راست و مکائیل در سمت چپ و هفتاد هزار فرشته در پشت سر حضرت زهرا حرکت می کردند و این خیل ملایک تا طلوع فجر به تسبیح و تقدیس خداوند مشغول بودند(تاریخ بغداد 5, ص7 )

فاطمه (س) محبوب ترین زنان در نزد رسول خدا(ص) است حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک آورده: کان رسول الله (ص) اذا رجع من غزاه او سفراتی المسجد فصلی فیه رکعتین ثم ثنی بفاطمه ثم یاتی ازواجه رسول خدا(ص) وقتی که از جنگی و یا از سفری برمی گشت به مسجد می رفت و دو رکعت نماز می خواند, سپس به نزد دخترش فاطمه می رفت و به او ثنا می گفت و سپس به نزد زنانش می رفت

ابوعبدالرحمن احمد بن علی بن شعیب معروف به نسائی از عایشه همسر پیامبر روایت کرده که از او پرسیدند که ای الناس احب الی رسول الله (ص) چه کسی در نزد پیامبر(ص) محبوبتر است وی در پاسخ گفت از میان زنان فاطمه(س) و از میان مردان علی(ع) در نزد رسول خدا محبوبترند.

غضب فاطمه (س ) غضب خداست
حاکم نیشابوری می نویسد که پیامبر به دخترش فاطمه (س) فرمود: ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک, خداوند با غضب تو غضبناک می شود و با رضایت تو خشنود می گردد (مستدرک الصحیحین3 ص154) خانه فاطمه (سلام الله علیها)
حاکم حسکانی حنفی در کتاب شواهدالتنزیل می نویسد: پیامبر(ص) آیه فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر (نور36) را قرائت کرد و گفت این بیوت پیامبر(ص) است. از آن حضرت پرسیده شد که آیا بیت علی(ع) و فاطمه(س) نیز همین بیوت است, حضرت فرمود بیت علی(ع) و فاطمه(س) از بافضیلت ترین آن است

و نیز در روایتی دیگر آورده: پیامبر(ص) بعد از خواندن این آیه یکی از وی پرسید: یا رسول الله مراد از این بیوت در این آیه چه خانه هایی است حضرت فرمود خانه های انبیاست. ابوبکر پرسید یا رسول الله, خانه علی و فاطمه هم از این خانه هاست حضرت فرمود : بله از بافضیلت ترین آن است (شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل ج 1 ص534 خ 568)

فاطمه (سلام الله علیها) در بهشت با رسول خداست
محب الطبری: در درجه رسول خدا(ص) حضرت زهرا(س) در بهشت است (الریاض النضره 2 ص 208)
حاکم نیشابوری می نویسد: علی, فاطمه, حسن و حسین ع اولین کسانی هستند که در بهشت وارد می شوند
عظمت حضرت زهرا(س) در محشر
حاکم درباره عظمت حضرت زهرا(س) نقل میکند که در روز قیامت منادی ندا میدهد که ای
اهل محشر چشمانتان را ببندید که فاطمه زهرا(س) دختر رسول خدا(ص) وارد میشود (مستدرک3 ص153)
فاطمه (س) حورا است
خطیب بغدادی می نویسد که رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه حورا انسیه کلما اشتقت الی الجنه قبلتها, فاطمه حوریه ای است در صورت انسانی, هر گاه من مشتاق بهشت می شوم او را می بوسم.
ابن حجر در کتابش از پیامبر(ص) نقل میکند که حضرت فرمود: ابنتی فاطمه حورا آدمیه, دخترم فاطمه حوریه ای است در شکل آدمیان
فاطمه(سلام الله علیها) بهترین زنان عالم است
خطیب بغدادی در تاریخ بغداد می نویسد: خیر رجالکم علی بن ابی طالب و خیرنسائکم
فاطمه بنت محمد(ص)
فرمود: بهترین مردان شما علی بن ابی طالب و بهترین زنان شما
فاطمه دختر محمد(ص) است
فاطمه (س) پاره تن رسول خدا است
بخاری نقل میکند که پیامبر اسلام (ص) فرمود: فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی, فاطمه پاره تن من است پس هرکه او را غضبناک کند مرا به غضب درآورده است
دوستی و دشمنی با فاطمه (س) دوستی و دشمنی با پیامبر(ص) است
بسیاری از بزرگان اهل سنت نوشته اند که پیامبر اسلام (ص) به علی(ع), فاطمه (س), حسن
(ع) و حسین (ع) نگاه کرد و فرمود: انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم, من با
دشمنان شما دشمن و با دوستان شما دوستم (مسنداحمد2 ص242 مستدرک حاکم3 ص149 ترمذی خ3870 مصنف فی الاحادیث7 ص512

از امام باقر (ع)نقل شده ریشه درخت نبوّت زهراى اطهر است و یا روایتى که ذهبى در کتاب میزان الاعتدال (ج 1:ص 234)

از رسول خدا نقل مى‏کند که حضرت مى‏فرمایند: أنَا شَجَرَةٌ، وَ فاطِمَةُ أصلُها، وَ عَلِىُّ لِقاحهُا، وَ الحَسَنُ وَ الحُسَینُ ثَمَرُها (من درخت، فاطمه ریشه آن، على لقاح آن، و حسن و حسین میوه‏ى آن هستند) آشکار مى‏گردد که خلقت پیامبر، على، حسن و حسین (ع) در عالم انوار بسته به خلقت حضرت زهرا (ع) بوده. فَافهَم فَإنَّهُ دَقِیقٌ جِدّاً.

 فاطمه (س) سیده زنان است

ابن سعد, بخاری, ذهبی و حاکم نیشابوری نوشته اند که عایشه همسر پیامبر می گوید که حضرت زهرا (س) در هنگام رحلت پیامبر(ص) پیش آن حضرت رفت و پیامبر(ص) به وی چیزی گفت و فاطمه (س) گریان شد و سپس چیزی به وی فرمود و حضرت زهرا(س) خندان شد.

عایشه می گوید از سر این کار از وی جویا شدم. فاطمه (س) در این هنگام به عایشه گفت من سر رسول خدا(ص) را فاش نمی کنم. میگوید: بعد از رحلت رسول خدا(ص) به دیگر بار از او پرسیدم, فاطمه (س) در پاسخ گفت که پیامبر(ص) فرمود : همانا جبرئیل هر سال یک بار نازل می شد تا قرآن را بر من عرضه بدارد ولی امسال دوبار نازل شده

این دلیل بر این امر است که مرگم نزدیک است. من از این سخن گریستم. حضرت فرمود چرا گریه می کنی اما ترضین ان تکون سید ه نسا هذه الامه, او نسا العالمین, آیا راضی نیستی که سیده زنان این امت یا سیده زنان جهانیان باشی (طبقات8 ص248 ـ 247 صحیح بخاری5 ص5 ـ54 مستدرک3 ص156)

ابن سعد نظیر همین روایت رااز ام سلمه نقل کرده است .احمدبن حنیل از ابوسعید خذری نقل می کند که پیامبر(ص) فرمود: حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتند و فاطمه سرور زنان اهل بهشت است. عبسی کوفی می نویسد:پیامبر (ص)فرمود: فرشته ای از جانب پروردگار بر من نازل شد و خبر داد که فاطمه سیده زنان اهل بهشت است (المصنف 8 ص 527)

و در نقلی دیگر آمده که آن حضرت فرمود : فاطمه سیده زنان اهل جهانیان است و نیز بخاری نقل کرده است که پیامبر(ص ) فرمود : فاطمه سیده زنان اهل بهشت است . حذیفه می گوید : پیامبر فرمود : ملکی از آسمان نازل شد و از خداوند عالم این پیام را رساند که فاطمه سیده زنان اهل بهشت است ذهبی در ذیل مستدرک حاکم وقتی که به این روایت میرسد, میگوید این روایت صحیح است

حضرت زهرا سلام الله علیها و اهل‏بیت علت آفرینش هستى

رسول خدا فرمود: هنگامى که خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم به جانب راست عرش نظر افکند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد، عرض کرد: خدایا قبل از آفریدن من، کسى را از خاک خلق کرده‏ اى؟ خطاب آمد: نه، نیافریده ‏ام

عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود مى‏بینم چه کسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود: این پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمی آفریدم، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق کرده ‏ام (و من خود آنان را نامگذارى کرده‏ ام)، اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را می آفریدم و نه عرش و کرسى را، نه آسمان و زمین را خلق می کردم و نه فرشتگان و انس و جن را. منم محمود و این محمد است، منم عالى و این على است، منم فاطر و این فاطمه است، منم احسان و این حسن است، و منم محسن و این حسین است

به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره‏ى بسیار کوچکى کینه و دشمنى هر یک از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ می افکنم... یا آدم، این پنج تن، برگزیدگان من هستند و نجات و هلاک هرکس وابسته به حب و بغضى است که نسبت به آنان دارد

یا آدم، هر وقت از من حاجتى میخواهى، به آنان توسل کن. ابوهریره میگوید، پیامبر اکرم در ادامه‏ ى سخن فرمود: ما پنج تن کشتى نجاتیم، هرکس با ما باشد، نجات یابد، و هرکس که از ما روگردان شود هلاک گردد. پس هرکس حاجتى از خدا می خواهد پس به وسیله‏ ى ما اهل‏بیت از حضرت حق تبارک و تعالى مسئلت نماید. حقیقت آنست که پنج تن مقدّس رمز خلقتند: یا أحمَدُ! لَو لاکَ لَما خَلَقتُ الأفلاکَ، وَ لَو لا عَلِىُّ لَما خَلَقتُکَ، وَ لَو لا فاطِمَةُ لَماخَلقُتُکما  اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمین نمی آفریدم و اگر على نبود تو رانمی آفریدم و اگر فاطمه نبود شما را نمی آفریدم . و فاطمه حوریّه‏اى بود که چند صباحى لباس آدمیان در بر نمود: (خطیب بغدادى تاریخ بغداد ج5 ص86)

 منابع: - میرجهانى: (ال) جُنّة العاصمة، ص 148 (به نقل از کشف الآلى صالح بن عبدالوهّاب بن عرندس) (و) مرندى: ملتقى البحرین، ص 14 (و) مستنبط: القطره ج 1:ص 164 (و) قمى:سفینةالبحار، ماده «خلق» (و) نمازى: مستدرک سفینةالبحار، ج 3: ص 334 (حدیث قدسى)

 آل یاسین چه کسانی اند؟

یکی از خصائص بزرگ خاندان رسالت همین است که در قرآن همه جا سلام مخصوص به انبیاء عظام می نماید و می فرماید سلام علی نوح فی العالمین، سلام علی ابراهیم، سلام علی موسی و هرون (صافات). ولی در هیچ جای قران سلام بر اولاد انبیاء ننموده مگر بر اولاد خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص)، که می فرماید: سلام علی آل یاسین (130 صافات) (یس) یکی از نام های پیامبر اکرم(ص) است.

دلایل عقلیه: در قران مجید پنج اسم از دوازده اسم پیغمبر برای مزید بینایی امت ذکر گردیده و ان پنج اسم مقدس محمد، احمد، عبدالله، نون و یس است. اول سوره یاسین یس و القرآن الحکیم انک لمن المرسلین ای سید رسولان و ای کاملترین انسان! قسم به قران حکمت بیان به درستی که تو البته از پیغمبران خدائی. یا حرف نداء و س نام مبارک ان حضرت و اشاره به حقیقت و سویت اعتدالیه ظاهریه و باطنیه ان حضرت می باشد

س اشاره ای است به عالم معنی و حقیقت اعتدال ان حضرت، چه انکه حائز مقام خاتمیت کسی است که وجودش به حد اعتدال رسیده باشد و ان وقتی است که ظاهر و باطن او یکسان باشد و این مرتبه در وجود اقدس حضرت محمد(ص) موجود بوده، فلذا با حرف س اثبات مقام برای ان حضرت می نماید

در میان حروف تهجی فقط س است که ظاهر و باطن ان مساوی است، به این معنی که از برای هر یک از حروف بیست و هشت گانه تهجی در نزد علمای علم اعداد، تنها حرف س است که زیر و بینه اش مساوی است . چون یس از نام های پیامبر است لذا ال یاسین همان ال محمد(ص) است و سلام علی آل یاسین یعنی سلام بر آل محمد(ص)

برهانهای نقلیه: ابن حجر مکی متعصب در ذیل آیه سوم از ایاتی که در کتاب صواعق محرقه در فضایل اهل بیت نقل نموده: جماعتی از مفسرین از ابن عباس معروف به حبر امت نقل نموده اند که : ان المراد بذلک سلام علی آل محمد، یعنی: مراد از ال یاسین ال محمدند.

پس سلام بر ال یاسین ، سلام بر ال محمد است و همچنین می نویسد که: امام فخر رازی ذکر نموده است. ابوبکر بن شهاب الدین علوی در ص 24 باب اول رشفه الصادی من بحر فضائل النبی الهادی: از جماعتی از مفسرین از ابن عباس نقل نموده که مراد از ال یاسین در ایه فوق، آل محمد هستند . همچنین امام فخر رازی در ص163 جلد هفتم تفسیر کبیر مفاتیح الغیب

ان اهل بیته یساوی فی خمسه اشیاء فی السلام علیک ایها النبی و قال السلام علی ال یاسین و فی الصلوه علیه و علیهم فی التشهد و فی الطهاره قال تعالی طه یا طاهر و قال یطهرکم تطهیرا و فی تحریم الصدفه و فی المحبه قال تعالی قل ان کنتم تحبون الله قاتبعونی یحببکم و قال قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی

یعنی: اهل بیت ان حضرت در پنج چیز با ان حضرت برابری می کنند، اول در سلام، فرموده: سلام بر پیغمبر بزرگوار و نیز فرموده سلام بر آل یاسین( ال محمد) و دوم در صلوات بر ان حضرت و بر ایشان در تشهد نماز،سوم در طهارت که خدای متعال فرموده : طه، یعنی ای طاهر و در باره انها ایه ی تطهیر را نازل فرموده و چهارم در تحریم صدقه که بر پیغمبر و اهل بیتش حرام است، پنجم در محبت که خدای متعال فرموده: بگو اگر شما دوست می دارید خدا را متابعت نمایید مرا، تا دوست بدارد خدا شما را و در باره اهل بیت ان حضرت فرموده: محمد بگو (به امت) من اجر و مزدی از شما نمی خواهم مگر دوستی ذوی القربی و اهل بیتم (23 شوری)

نبی مکرم اسلام (ص) فرمود: اهل بیت من مانند کشتی نوح هستند که هر کس سوار شد، نجات یافت و هر کس تخلف ورزید هلاک شد...

و همچنین فرمود: من دو چیز گرانبها بین شما به امانت می گذارم، یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم، مادامی که به انها تمسک جویید گمراه نمی شوید، این دو از هم جدا نمی شوند تا انکه در کنار حوض کوثر بر من وارد آیند اینها سخنان پیامبری است که خداوند با صراحت در باره او می فرماید: هرگز به هوای نفس سخن نگوید، سخن او هیچ غیر از وحی خدا نیست (3و4 نجم) پس چه خوب است ما هم طبق دستور و سنت پیامبر(ص) به خاندانش توسل و تمسک بجوییم و از انها جدا نشویم و طلب شفاعت از این خاندان بزرگ بنماییم...

   شبهات جدید وهابیت درباره مصائب حضرت فاطمه علیها السلام

سوره مریم یرِثُنی و یرِثُ من آل یعقوب این آیه یکی از پاسخ‏های حضرت زهرا به غاصبان فدک است. و در ضمن آن، به شبه ه‏ای قدیمی که بتازگی درباره از سوی برخی وهابیون افراطی مطرح شده

اخیراً «عثمان الخمیس» روحانی بشدت افراطی وهابی، در برنامه خود در "شبکه ماهواره‏ای الصفا" به حدیث جعلی «نحن معاشر الانبیاء لانورّث ، ما ترکناه صدقة» استناد کرده و فدک را حق حضرت فاطمه زهرا س ندانست

وی در این برنامه ‏ها به زعم خود تلاش کرد تا با دلایل متعدد ثابت کند که منظور آیات قرآن از ارثی که انبیاء باقی گذاشتند تنها "علم و نبوت" است. در پاسخ به این اظهارات بی ‏پایه، مفسّر و متأله بزرگ معاصر، آیت ‏الله عبدالله جوادی آملی با توضیح خطبه فدکیه حضرت زهرا و نیز وداع علی ع با ایشان، به ایراد پاسخ پرداختند.

نبوت ارثی نیست. الله أعلم حیث یجعل رسالته [انعام 124]. رسالت، نبوّت، امامت، اینها به عصمت بر می ‏گردد. این میراث کتاب (به معنای نبّوت) را ارث بردن نیست. کتاب را پیامبر به امت ارث می‏دهد. مثل این‏که فرمود: إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین. حضرت (ص) هم فرمود: «میراث من قرآن و عترت است؛ "إنّی تارکٌ فیکم الثَقَلَین" این إرث در بین شما هست»

وقتی زکریا (ع) از خدا فرزند می‏خواهد، طبق دو آیه، دو خصیصه‏ ی تلخ برای فرزندها ذکر شده، برای اینکه به آن دو خصیصه مبتلا نشود عرض کرد: و اجعله مِن لدُنکَ ذرّیةً طیبة (آل عمران) فرزند طیب؛ هم پسندیدهیَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا (مریم)

در مسأله ارث [ارث گذاشتن انبیاء در آیاتی مثل "یرثنی و یرث من آل یعقوب" و "ورث سلیمان داود"] اقوال متعدّدی است :

اول : منظور ، نبوّت نیست؛ برای این‏که نبوّت امر ارثی نیست؛ بر اساس آیه‏ ی الله أعلمُ حیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه هیچکدام از انبیاء ، نبوّت را از نبی قبلی ارث نبردند. سلسله انبیاء ابراهیمی از وجود مبارک حضرت ابراهیم(ع) و انبیاء بعدی، این‏ها هر کدام بر اساس "اعطاء الهی" به نبوت رسیدند

دوم : درباره علم و حکمت که [فرموده ‏اند:] العلماء ورثة الأنبیاء این سر جایش محفوظ است؛ که اینها وارثان انبیاء هستند. برای این‏که انبیاء معلم کتاب و حکمت ‏اند و این‏ها هم علم و حکمت را از انبیاء به ارث می‏برند. این هم اختصاصی به هیچ پیغمبری ندارد.

سوم : در جریان مسأله مال که قول سوم است اختصاصی به ما شیعه‏ ها ندارد، عده ‏ای، هم از اهل سنت و هم از قدما و از اصحاب ـ مثل «ابن ‏عباس» و دیگران ـ این ارث را ارث مال دانسته ‏اند

چهار دلیل که أنبیاء همانند افراد دیگر مشمول این عموم و اطلاقات ‏اند.

یک : یوصیکم الله فی اولادکم [نساء 11] این‏گونه از عمومات مسأله ارث را تبیین می‏کند و شامل پیغمبر [هم] می شود. همه اینها مشمولند...

دو : آیه احزاب که اولوا الأرحام بعضُهُم اولی ببعض که طبقات ارث را تبیین می‏کند شامل أنبیاء هم می‏شود.

سه : قصه وَرِثَ سلیمانُ داود [نمل 16] درباره خصوص نبوّت است.

چهار : اینجا هم ولیاً یرِثُنی و یرِثُ من آل یعقوب [مریم 5 و 6] ظاهرش، مال است. برای این‏که "ارث نبوّت" یا "ارث علم" یا "ارث حکمت" قرینه می‏خواهد.

اولاً در سند این روایت: متن این روایت به همین جمله ختم می‏شود که مرحوم کافی در کلینی نقل کرده که الانبیاء لا یوَرِّثون درهماً و لا دینارا 

ثانیاً باید بر کتاب خدا عرضه شود. معصومین فرمودند: به نام ما حدیث جعل می‏کنند؛ ولی به نام خدا آیه قرآن را نمی‎‏توانند جعل بکنند... هر روایتی که از ما به شما رسید بر کتاب خدا عرضه کنید. اگر مطابق با کتاب خدا نبود اعتباری نیست

روایتی را «مرحوم کلینی» در کافی نقل می‏کند که: انبیاء درهم و دینار را به ارث نمی‏گذارند، این‏ها علم را به ارث می‏گذارند.

آنچه که محور نزاع بین دو فرقه است آن ذیلی است که جعل شده ؛ [یعنی] "ما تَرَکناه صدقة". این"ما تَرَکناه صدقة" را که آن‏ها نقل کردند سند ندارد و جعلی است تا بگویند این "فدک" و امثال فدک صدقه است؛ وقتی صدقه عمومی شد به بیت ‏المال می‏رسد؛ وقتی بیت ‏المال شد به حاکم وقت منتقل می‏شود؛ و همین کار را هم کردند *

مهم‏تر از همه استدلال صدّیقه کبری س در حضور همه مهاجر و انصار با اطّلاع وجود مبارک امام زمانش یعنی علی بن ابی‏طالب س است. حضرت باخبر بود که وجود مبارک صدیقه کبری (س) چگونه دارند احتجاج می‏کنند. یکی از کسانی که این خطبه را حفظ کرد و نقل کرد زینب کبری س بود که این خطبه را حفظ کرده بود و برای دیگران نقل کرد.

این خطبه نورانی حضرت (س) از چند بخش تشکیل می‏شود و از چند جهت حضرت استدلال می‏کنند... بعد از حمد و ثنا و توحید الهی و وحی و نبوت و... به مسأله ارث می‏رسند که خطاب به مهاجر و انصار ‏فرمود: اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَ اُغْلَبُ عَلى اِرثی؟ یا بن أبی‏قحافه! أفی کتاب الله ان ترث اباک و لا ارث أبی؟ تو قرآن آمده که تو ارث می‏بری ولی من از پدرم ارث نمی‏برم؟ لقد جئت شیئاً فریا

أفعلى عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؟ اذ یقول: و ورث سلیمان داود؟ و قال فیما اقتصّ من خبر یحیی بن زکریا اذ قال: فهب لى من لدنک ولیا، یرثنی و یرث من آل یعقوب؟ پس این آیاتی است مربوط به انبیاء که ارث می‏برند

و همچنین و قال: و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فی کتاب الله [انفال75] و قال: یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین [نساء11] و قال: ان ترک خیراً الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقاً على المتقین [بقره 180] و زعمتم أن لا حظوة لى و لا أرثُ من أبى؟! و لا رحم بیننا؟! أفخصّکم الله بآیة اخرج أبی منها؟ یک آیه‏ ی خاصی داریم یا دلیل مخصوصی داریم که پدرم ارث نمی‏گذارد؟ بعد هم آن جمله جگر سوز را فرمود که مسأله در و پیکر زدن با [مصیبت و دردناک بودنِ] این جمله اصلاً قابل قیاس نیست

فرمود: شما هیچ دلیلی ندارید که مرا از ارث، محروم کنید مگر اینکه بگویید معاذ الله ... نقل نکنم. [آن جمله جگرسوز این است که: «أم تقولون: إنّ اهل ملّتین لا یتوارثان؟! اولست انا و ابى من اهل ملة واحدة؟ «مگر اینکه بگویید من مسلمان و بر دین پدرم نیستم» معاذ الله]

این تفسیر که منظور از ارث، ارث مال است می‏شود محکَّم. عمومات و اطلاقات هم حاکم‏اند و دلیل خاص هم تأیید می‏کند و تفسیری که از حضرت زهرا س شده است تبیین می‏کند.

خوب، بعد در جمله ‏های بعدی خطبه را ادامه می‏دهند تا آنجا که به مردم خطاب ‏کردند: أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأىً مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنتَدىً وَ مَجمَع همه‏ تان حاضرید می‏بینید که ارث مرا دارند "هضم" می‏کنند

شما در خطبه 202 نهج ‏البلاغه می‏بینید وجود مبارک حضرت امیر (ع) وقتی می‏خواستند حضرت زهرا(س) را دفن کنند رو کرد به قبر مطهر پیغمبر (ص) و عرض کرد:السلام علیک یا رسول الله عنی و عن ابنتک النازلة فی جوارک و سریعة اللحاق بک، قلّ یا رسول الله عن صفیّتک صبری .. تا به این جمله که: و ستنبّئک ابنتک بتظافر امتک علی هضمها... این هضم همان است که در خطبه حضرت زهرا آمده؛ اینجا هم حضرت فرمود.

بنابراین اطلاقات حاکم است؛ عمومات حاکم است؛ دلیل خاص درباره ارث انبیاء حاکم است؛ مهم‏تر از همه: تفسیر و تبیین و تشریح صدیقه کبری (س) حاضر است. و قبلاً هم گذشت که اگر وجود مبارک حضرت زهرا س یک مطلبی را بفرماید مثل این است که امیرالمؤمنین فرمود، امام باقر فرمود، امام صادق فرمود. معیار حجیت، عصمت گوینده است نه امامت او

نقد و بررسی حدیث «لا نورث»

1. این حدیث باطل است.ذهبی می نویسد: عبدان گوید: من به ابن خراش گفتم: حدیث لانورث ما ترکنا صدقه؟ گفت: باطل است.

2. این حدیث خبر واحدی است که جز از ابوبکر، از دیگری نقل نشده. ابن ابی الحدید مینویسد: مشهور آن است که حدیث انتفای ارث را کسی جز ابوبکر روایت نکرده»

3. این حدیث خلاف قرآن است، چنان که خواهد آمد.

4. اهل بیت(ع) رسول الله پیوسته با حدیث «لانورث» مبارزه نموده و آن را بر خلاف قرآن و ساختگی می دانند. امام علی(ع) به عمر فرمود: یقیناً پیامبر در زمان حیات خود، فدک را به فاطمه(س) و فرزندانش بخشیده بود

.5. با فرض پذیرش صحت حدیث، باز هم فدک را شامل نمی شود. زیرا فدک را پیامبر در زمان حیات خود به فاطمه(س) بخشیده بود و از ارث نبود، تا به حدیث «لا نورث» استدلال شود. فدک خارج از موضوع این حدیث است، لذا استدلال به این حدیث برای فدک که از «فیء» است، ناتمام است.

6. اگر فدک از صدقه بود، چرا ابوبکر فدک را به فاطمه(س) برگرداند و اگر عمر نرسیده بود، قضیه پایان می یافت؟ این عمر است که نامه را گرفت و پاره کرد. اگر حدیث صحیح است، کار او درست نیست و اگر فعل خلیفه درست باشد، در این صورت حدیث صحیح نیست. بنابر این در قول و فعل خلیفه تضاد وجود دارد.

7. عجیب تر اینکه خلیفه از یک طرف حدیث «لانورث ما ترکنا صدقه» را بیان می کند و از طرف دیگر از فاطمه(س)گواه می طلبد. اگر حدیثی در کار است، دیگر درخواست گواه چه معنایی دارد؟ گواه خواستن او دلیل جعلی بودن حدیث است. وقتی هم فاطمه(س)، امام علی(ع)، حسن(ع)، حسین(ع)، ام کلثوم، ام ایمن و اسماء بنت عمیس را گواه می آورد، گواهی آنان را قبول نمی کند و فدک را پس نمی دهد .

8. خلیفه در جاهای متعدد، بدون درخواست شاهد و گواه، بلکه بر اساس ادعای افراد عمل می نمود. مثلاً در بخاری آمده است: هنگامی که رسول خدا در گذشت، اموالی به وسیله علابن حضرمی در اختیار ابوبکر قرار گرفت. او به مردم گفت: هر کس از پیامبر طلبی دارد، یا به او از جانب رسول خدا وعده ای داده شده است، بگوید

جابر می گوید: من گفتم: پیامبر خدا وعده فرمود که به من چندین و چندان مبلغ عطا کند . وقتی خلیفه حرفم را شنید، سه بار پانصد (درهم یا دینار) شمرد و در دست من گذاشت. سؤال این است که چرا خلیفه از دیگران شاهد طلب نکرد و چرا از فاطمه(س)، راستگوترین انسان، شاهد طلبید.

9. چرا همسران پیامبر (نه نفر) در خانه های پیامبر ماندند؟ و آن خانه ها به مسلمانان داده نشد و به صدقه نرفت؟

10. در قرآن مجید در مورد ارث، آیات بسیاری آمده است. در این آیات خطاب به پیامبر و امت است و هیچ جای قرآن استثنایی دیده نمی شود. از آیات ارث استفاده می شود، چه پیامبر و چه امت از خود ارث می گذارند. آیه شانزده سوره نمل و آیه شش و هفت سوره مریم از آن جمله اند.

یکى از مهمترین شبهاتى که وهابی‌ها به منظور انکار قضیه هجوم عمر بن خطاب و کتک زدن فاطمه زهرا سلام الله علیها مطرح مى‌کنند، این است که چرا امیرمؤمنان علیه السلام از همسرش دفاع نکرد؟ مگر نه این که او اسد الله الغالب و شجاع‌ترین فرد زمان خود بود و ...

عکس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب امیرمؤمنان ع در مرحله اول و زمانى که آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واکنش نشان داد و با عمر برخورد کرد، او را بر زمین زد، با مشت به صورت و گردن او کوبید؛ اما از آن جایى که مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا ص صبر پیشه کرد

در حقیقت با این کار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند که اگر مأمور به شکیبائى نبودم و فرمان خدا غیر از این بود، کسى جرأت نمى‌کرد که این فکر را حتى از مخیله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل همیشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است. یکی از منابع طراز اول تاریخی که از نظر زمان تالیف، نزدیک‌ترین اثر تاریخی نسبت به صدر اسلام، به شمار می رود کتاب سلیمان بن قیس(متوفی 80 هجری)است

وی در این اثر ارزشمند تاریخی و روایی در این باره مى‌نویسد: وَ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِی الْبَابِ....... و َعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَعَلِمْتَ أَنَّکَ لا تَدْخُلُ بَیْتِی. عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز کرد و داخل شد! حضرت زهرا سّ به طرف عمر آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول اللَّه! عمر شمشیر را در حالى که در غلافش بود بلند کرد و بر پهلوى فاطمه زد

آن حضرت ناله کرد: یا ابتاه! عمر تازیانه را بلند کرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد: یا رسول اللَّه، ابوبکر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌کنند! امام علی ع ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید و خواست او را بکشد؛ ولى به یاد سخن پیامبر ص و وصیتى که به او کرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاک! قسم به آنکه محمّد را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى که پیامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى که تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى

برادرم، این مردم مرا رها خواهند کرد و به دنیاى خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسیدگى به من باز ندارد، مثل تو در بین این امت مثل کعبه است که خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى دور نزد آن بیایند...

همچنین آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن به نقل از منابع شیعه این روایت را نقل کرده است: أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار.... یا أبتاه فأخذ على بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه و رقبته عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه س به طرف عمر آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول الله!

عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: یا ابتاه (با مشاهده این ماجرا) علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید.

پاسخ به مهمترین شبهات وهابیون درباره فاطمیه و شهادت حضرت زهرا(س)

کلمه "شهادت"در مورد حضرت زهرا(س) یعنی بطلان خلافت دیگران و اثبات حقانیت ولایت مولانا امیرالمومنین علی ع.

علمای وهابی برای اینکه ولایت حضرت علی(ع) را زیر سوال ببرند و چون پاسخی برای شهادت حضرت زهرا(س) ندارند، در زمینه زندگی و شهادت حضرت زهرا(س) شبهاتی وارد کرده‌اند.

حضرت فاطمه زهرا(س) دختر گرامی پیامبر اکرم(ص) علیرغم حیات کوتاه، الگوی خوبی برای مسلمانان هستند؛ چه به عنوان دختر، چه به عنوان همسر، چه به عنوان مادر، چه به عنوان یک معلم، چه به عنوان یک محدّث، و چه به عنوان یک مجاهد در عرصه دفاع از ولایت و امامت

همین دفاع جانانه او از امام زمانش بود که منجر به شهادت او در سن جوانی شد؛ فاجعه ای که از همان روز شهادت آن حضرت تاکنون، غاصبان حق اهل بیت(ع) را به چالش کشیده است.

اما کوردلانی هم هستند که برای توجیه این جنایت، در طول تاریخ دست به تحریف‏های لفظی و معنوی تواریخ و احادیث زده اند تا ماه را برای همیشه پشت ابر پنهان کنند؛ امری که صد البته امکان‏پذیر نیست

شهادت فاطمه زهرا(س) ؛ سند حقانیت تشیع

علاوه بر شیعه، تمام مذاهب اسلامی ـ علی‎الخصوص فرقه وهابیت ـ بر این مسئله واقف اند که شهادت حضرت فاطمه(س)مدرک و سند حقانیت تشیع است؛ بنابراین وهابیون برای اینکه این مسأله را زیر سؤال ببرند، در زمینه زندگی و شهادت حضرت زهرا(س) شبهاتی وارد می‎نمایند.

شبهه اول ؛ شأن صدور حدیث فاطمة بضعة منی وهابی ها شبهه ای ساخته اند مبنی بر اینکه حدیث "فاطمة بضعة منی" در مذمت حضرت علی(ع) از پیامبر صادر نقل شده است! در کتاب"صحیح بخاری" حدیث 3110 آمده است که پیامبر(ص) فرمودند: «فاطمة بضعة منی»فاطمه پاره تن من است

سپس به نقل از «مسور بن مخرمه» حدیثی جعلی نوشته که: علی(ع)می‎خواست جُوِیریه دختر ابوجهل را خواستگاری کند و به اصطلاع عامیانه بر سر حضرت زهرا(س) هوو بیاورد که پیامبر(ص) این سخن را فرموده‎اند و منظورشان این بود که: یا علی اگر بخواهی با دختر ابوجهل ازدواج کنی باید دختر مرا طلاق بدهی!!!

اما پاسخ این شبهه:

اولاً) طبق شهادت علمای رجال ـ مثل «ابن حجر» در جلد 6 کتاب "العصابة" ص 94 ـ «مسور بن مخرمه» در سال دوم هجرت تازه به دنیا آمده بود. بنابراین ـ همانگونه که «ابوعلم» از علمای بزرگ دانشگاه الازهر نیز در ص 170 کتاب "فاطمة الزهراء" نوشته است ـ روایت جعلی خواستگاری علی(ع)از جویریه در سال دوم هجرت بوده است.پس در آن زمان یا «مسور» متولد نشده بود یا در قنداق بوده است!

ثانیاً) «جُوِیریة» تا سال هشتم هجرت کافر بود و ازدواج با کافر حرام است.

ثالثاً) این دختر تا زمان حیات پیامبر(ص) ـ سال دهم هجرت ـ اصلا به مدینه نیامد تا این اتفاقات رخ دهد.

شبهه دوم ؛ افسانه بودن شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) علمای وهابی جدیداً سخن مضحکی بر زبان می‏ورند که :شهادت حضرت زهرا(س) از سال 1374 شمسی به تقویم ها اضافه شده است و تا قبل از آن این مسأله وجود نداشته است.

اما پاسخ این شبهه:

اولاً) «ابن تیمیه» رهبر وهابی‎ها ـ یا بهتر است بگوییم خدا و پیغمبر وهابی‎ها(!) ـ در کتاب جلد 4 کتاب "منهاج السنة" ص 220 نوشته که: "کبس بیت فاطمه(س)" یعنی: «عوامل خلیفه وقت به زور وارد خانه فاطمه(س) شدند

ثانیاً) «جوینی» استاد «ذهبی»، در کتاب "فرائد السمطین" آورده است که پیامبر(ص) فرموداند: بعد از من می‎بینم که دخترم "مغمومة مغصوبة مقتولة"خواهد شد.

ثالثاً) «مرحوم کلینی» از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: مادرمان فاطمه زهرا(س) شهیده است.

رابعاً) «شهرستانی» در جلد اول کتاب "الملل والنحل" ص 67 از «نظّام» نقل می کند که خلیفه دوم با لگد به شکم حضرت زهرا(س)زد و جنین او را سقط کرد.

خامساً) موضوع بالا را «ابن حجر» در "میزان الاعتدال" و "لسان المیزان" نیز نوشته است.

شبهه سوم ؛ چرا علی(ع) در منزل را باز نکرد؟

شبهه دیگری مطرح می کنند مبنی بر اینکه: اگر حضرت علی(ع) در خانه حاضر بود چرا حضرت زهرا(س) در منزل را باز کرد تا آن حادثه اتفاق افتد در حالی که باز کردن در توسط زن در صورت حاضر بودن مرد در منزل، خلاف غیرت مردان خصوصا مردان عرب است.

پاسخ: اولاً) «ابن عساکر» در جلد 42 کتاب "تاریخ دمشق" ص 470 : پیامبر(ص) در خانه نشسته بود که در زدند و ایشان به ام سلمه گفت: «یا ام السلمه قومی فافتحی له» یعنی: «ای ام سلمه! برخیز و در را باز کن».

ثانیاً) در جلد 44 همین کتاب صفحه 35 آمده است که:عمر بن خطاب آمد و دق الباب کرد، پیغمبر خانه بود ولی به حضرت خدیجه(س) فرمود: «افتحی یا خدیجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن».

ثالثاً) در جلد اول کتاب "احتجاج طبرسی" ص292 آمده است که: روزی پیامبر(ص) در خانه نشسته بودند که امیرالمؤمنین علی(ع) در زدند و پیامبر(ص) به عایشه فرمود که: «افتحی له الباب» یعنی: «در را برای او (علی)باز کن». حال آیا علمای وهابی غیرتمندتر از پیامبرند؟!

رابعاً) طبق آنچه ابن تیمیه در کتاب "منهاج السنة"نوشته است، کسی در منزل را باز نکرد؛ بلکه مهاجمان به زور وارد خانه حضرت(س) شدند.

خامساً) آیه 27 نور می‎فرماید: یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا بدون اجازه به خانه کسی وارد نشوید". و در جای دیگر می‎فرماید: یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا ان یؤذن لکم

از سوی دیگر «سیوطی» در جلد 5 کتاب الدر المنثور ص50 نوشته که: خانه زهرا خانه نبوت است. بنابراین حضرت زهرا(ع) و مولا علی(ع) بر این باور بودند که مهاجمان حریم خانه نبوت و لااقل حرمت خانه مؤمنان را حفظ می‎کنند نه اینکه بی توجه به دستور خدا و رسول، در خانه اهل‎بیت پیامبر را آتش زده و به زور وارد خانه می‎شوند.

شبهه چهارم ؛ اصلاً خانه های مدینه در نداشتند؟!

شبهه دیگری مطرح می کنند که: اصلاً خانه‎های آن زمان مدینه در نداشتند و فقط یک پرده یا حصیر در منزل بود!آنها این شبهه را طرح کردند تا جریان پشت در ماندن حضرت زهرا(س) تکذیب شود.

اما پاسخ : اولاً) قرآن کریم در سوره نور می‎فرماید: ولا عَلَی أَنفُسِکُمْ أَن تَأْکُلُوا مِن بُیُوتِکُم أَو بُیُوتِ آبَائِکُم أَو بُیُوتِ أُمَّهَاتِکُم أَو بُیُوتِ إِخوَانِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِکُم أَو بُیُوتِ أَعمامِکُم أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخوالِکُم أَوْ بُیُوتِ خَالاتِکُمْ أَوْمَا مَلَکتُم مَّفَاتِحَهُ أَو صَدِیقِکُم لَیسَ عَلَیْکُم جُنَاحٌ أَن تَأْکُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا

شما در بعضی خانه ها ـ مانند خانه عمو، دایی، عمه، خاله و همچنین کسانی که مفتاح و کلید منزل خود را به شما می‎دهند.می توانید بدون اجازه غذا بخورید. حال اگر خانه، در و قفل نداشته باشد کلید معنا دارد؟ آیا روی حصیر و پرده کلید می‎زدند؟ یا اینکه نعوذ بالله قرآن در این موضوع اشتباه کرده است؟! باید گفت که طراحان این شبهات متاسفانه با قرآن هم آشنا نیستند.

ثانیاً) در کتاب "صحیح مسلم" ـ که معتبرترین کتاب اهل سنت پس از قرآن است در جلد6 ص105 ح5136 آمده که پیغمبر اکرم(ص)دستور داده بودند که: شب‎ها درها را ببندید». آیا حصیر و پرده را می‎بندند؟! آیا به پرده می گویند در؟!

ثالثاً) بخاری در ج1 کتاب الادب المفرد ص272 نوشته که: روای می گوید سوال کردم که: درِ خانه عایشه دو لنگه بوده یا یک لنگه؟ و از چه جنسی بود؟ پاسخ می‎گیرد که: یک لنگه و از جنس چوب درخت ساج بوده است». حال چطور خانه عایشه در داشته آن هم از نوع درخت ساج؛ ولی خانه حضرت زهرا(س) که دختر پیغمبر و با آن همه اوصاف بوده در نداشته است؟!

بن بست وهابیت در موضوع شهادت حضرت زهرا(س)

مناظره‎ای در "دبی" امارات با یکی از شیوخ بزرگ وهابی داشتم. صحیح بخاری را به وی نشان دادم و پرسیدم این روایت را قبول دارید که پیامبر(ص) فرموده فاطمه(س) پاره تن من است و هرکس او را بیازارد مرا آزرده؟ پاسخ داد قبول دارم. گفتم این را نیز قبول داری که فاطمه(س) از شیخین غضبناک شد؟ گفت: نه این دروغ است و شیعه ها آن را درست کرده اند

کتاب صحیح بخاری را باز کردم و این حدیث را به او نشان دادم. نوشته پشت جلد کتاب را نگاه کرد و گفت: این کتاب در بیروت چاپ شده و من آن را قبول ندارم، کتابی بیاور که در عربستان سعودی چاپ شده باشد! گفتم: چاپخانه این کتاب، شیعی نیست

ضمنا در لبنان اکثراً غیرشیعه هستند و اگر روایتی در کتابشان حتی جابجا شود، چاپخانه را به آتش می‎کشند چه برسد به اینکه روایتی به دروغ چاپ شود! سپس روایاتی از کتب «شهرستانی» و «ابن قتیبه دینوری» مبنی بر شهادت حضرت زهرا(س) به او نشان دادم.

پس از اینکه این روایات را از کتاب خودشان برایش خواندم سرش را پایین انداخت و گفت: من فردا شب جواب را برایت می‎آورم. شب بعد هرچه منتظر ماندم نیامد. به منزل میزبانش تماس گرفتم که: چرا شیخ برای ادامه مناظره نیامد؟

میزبانش گفت: شیخ وهابی نامه‎ای بلند بالا به یکی از علمای بزرگ عربستان سعودی نوشت و گفت: در مناظره‎ای در مورد حضرت زهرا(س) به بن بست خوردم و تمامی مستندات ظاهراً صحیح است، لطفاً جواب دندان شکنی برایم بفرستید

جالب اینکه بعد از یک هفته از عربستان برای او جواب آمد که: «این روایات درست است و در کتب ما آماده است، ولی شما اصلاً در این موضوعات با علمای شیعه بحث نکنید!!. آن شیخ وهابی، پس از دریافت جواب نامه خود، رفت و تاکنون برای ادامه مناظره برنگشته است!

جایگاه حضرت در روایات اهل سنت : در منابع تفسیری، روایی، رجالی و تاریخی اهل سنت صدها روایت در شأن و منزلت حضرت فاطمه(س) دیده می شود.

1. وجود حضرت فاطمه(س) قبل از تولد آدم و حوا دانشمندان اهل سنت، ابن حجر عسقلانی (م852 ق) از امام حسن عسکری(ع) و او از پدران خود و آنها از جابر بن عبدالله و او از پیامبر(ص) نقل می کند که آدم و حوا وقتی در بهشت بودند، نور وجود حضرت زهرا را دیدند و خداوند به آن دو فرمود: نور ایشان دو هزار سال قبل از خلقت شما آفریده شده بود.

2. ازدواج حضرت فاطمه(س) به امر خداوند در منابع اهل سنت روایات زیادی، از بزرگانی همچون امام علی(ع)، عبدالله بن مسعود، عمر بن خطاب، بلال بن حمامه، سنان شفعله و انس در این خصوص نقل شده.

3. اولاد حضرت فاطمه(س) ذریه پیامبر او در عالم بشریت تنها کسی است که اولادش، ذریه پیامبر هستند. در روایت عاصم به بهدله آمده است: در مجلسی، حجاج ذریه بودن امام حسین(ع) را برای پیامبر انکار کرد. اما یحیی بن یعمر او را ذریه حضرت دانست و پس از تهدید حجاج، برای اثبات آن به آیات 84 و85انعام استشهاد کرد که خداوند حضرت عیسی را از ذریه آدم معرفی کرده، در حالی که حضرت عیسی پدر نداشت و از طرف مادر خود حضرت مریم به آدم می رسد.

4. حضرت فاطمه(س) پاره تن پیامبر است.

5. حضرت فاطمه(س) سرور زنان دو جهان (سیدة نساء العالمین)

6. غضب فاطمه(س) غضب خدا و رضای او رضای خدا پیامبر خدا(ص).

7 . حضرت فاطمه(س) مدافع رسالت در این زمینه روایات مختلفی به ویژه در دفاع از پیامبر(ص) در مقابل ابوجهل وجود دارد.

8 . حضرت فاطمه(س) در محشر در منابع اهل سنت، روایات مختلفی از بزرگان، همچون امام علی(ع)، عایشه، ابوسعید، ابوهریره، ابوایوب، سوید بن عمیر، بریده، ابن عمر و دیگران نقل شده که پیامبر اسلام فرمود: «اهل محشر به دستور خداوند، چشمان خود را می بندند تا حضرت فاطمه(س) از صحرای محشر عبور کند.»

جایگاه حضرت فاطمه(س) نزد عالمان اهل سنت

1. سیوطی می گوید: ما عقیده داریم برترین زنان عالم، مریم و فاطمه(س)اند.

2. آلوسی می گوید: در حدیث آمده است: ان الفاطمة ابتول افضل نساء المتقدمات و المتاخرات. با این حدیث، افضل بودن فاطمه(س) بر تمام زنان ثابت می شود. زیرا او روح و روان رسول خدا بود.از این رو بر عایشه نیز برتری داشت.

3. سهیلی بعد از نقل حدیث معروف «فاطمه بضعة منی» می گوید: «من کسی را مساوی با بضعه رسول الله نمی دانم.»

4. ابن الجکنی می گوید:«بنابر قول صحیح تر، فاطمه از همه زنان افضل است.»

احتجاج کنندگان به آیه تطهیر در حق اصحاب کساء

1. امام علی(ع) در شورا برای خود به آیه تطهیر احتجاج کرد.[54]

2. امام (ع) دو مرتبه به آیه تطهیر احتجاج نمود. روز ضربت خوردن خودش بالای منبر رفت و به این آیه احتجاج نمود. بعد از شهادت امام علی(ع) نیز بالای منبر رفت و به آیه احتجاج نمود.

3. امام حسین(ع).

4. امام زین العابدین(ع)با مرد شامی.

5. امام رضا(ع).

6. ابن عباس برابر گروهی به این آیه احتجاج نمود.

7. سعد بن ابی وقاص بر معاویه احتجاج نمود.

8. واثلة بن اسقع در برابر گروهی که امام علی(ع) را دشنام می دادند، به این آیه احتجاج کرد.

9. ام سلمه در حق اصحاب کساء به آیه تطهیر احتجاج نمود.

شبهاتی پیرامون شأن نزول آیه مودت

بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی کنم، به جز دوستی نزدیکان و کسی که حسنه ای به جای آورد، ما حسنه ای بر آن اضافه می کنیم. خداوند آمرزگار و قدردان است. قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا ان الله غفور شکور؛ طبق روایات صحیح و متعدد فریقین، خداوند محبت امیرالمؤمنین علی ، حضرت فاطمه(س)، امام حسن (ع) و امام حسین(ع) را بر امت واجب نموده و آن را پاداش رسالت خویش قرار داده است و این چیزی است که از طرف خداوند به پیامبرش امر شده است، نه اینکه پیامبر آن را از خدا خواسته باشد . بنابراین باید مودت اهل بیت(ع) هم وزن رسالت پیامبر باشد و گرنه چیز کم ارزش و سبکی نمی تواند اجر رسالت باشد.

طبق نقل بسیاری از دانشمندان اهل سنت، این سوره ( شوری) مکی است، مگر چهار آیه آن که در مدینه نازل شده است. نخستین آیه از این آیات چهارگانه نیز، آیه «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی» است. ابن عباس از صحابه و قتاده از تابعین قائل به این قول بودند . زمخشری(م 528 ق) در ذیل آیه مودت می گوید: این آیه نازل شد و پیامبر فرمود: من مات علی حب آل محمد مات شهید، الا و من مات علی حب آل محمد مات مغفوراً له، الا و من مات علی حب آل محمد مات تائباً...؛ هر کس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته. آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا برود بخشوده است. آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا برود، با توبه از دنیا رفته است... . روایاتی از بزرگان دین، همچون امام حسن مجتبی (ع) ، مفسر قرآن ابن عباس و سدی نقل شده است که مراد از «کسب حسنه» مودت آل محمد است و خداوند به خاطر همین دوستی اهل بیت(ع) غفور للذنوب است و گناهان آنان را می بخشد و شکور للحسنات است و تشکر هم می کند.

برخی نیز معتقدند بر اساس روایتی از ابن عباس این آیه درباره مودت خویشاوندان پیامبر از قریش و خطاب به کفار قریش است. اما این آیه اولاً مدنی و خطاب به مؤمنین است نه کفار قریش. چنانکه سیاق آیات بر آن دلالت دارد. ثانیاً برخی از خویشاوندان پیامبر(ص)، مانند ابو لهب ، اصلاً ایمان نیاوردند لذا چگونه می شود مودت آنان واجب باشد؟ همچنین معنای اجر وقتی تمام است که درخواست کننده اجر کاری برای طرف مقابل کرده باشد. و در آیه شریفه، اجر وقتی معنا دارد که پیامبر(ص) قریش را هدایت کرده باشد. چون با فرض باقی ماندن در کفر و تکذیب دعوت آن حضرت، چیزی از ایشان نگرفته تا در مقابلش اجری بدهند. همچنین خطاب به مشرکین در اینجا معنا و مناسبتی ندارد. زیرا بر حکیم قبیح است که مزد و رسالت را از کسی بخواهد که خود منکر رسالت است. این قول از عکرمه و عده ای دیگر از دشمنان اهل بیت(ع) است. راویان آن حدیث نیز محمدبن بشار و محمدبن جعفر هستند که هر دو از سوی برخی از علمای رجال اهل سنت تضعیف شده اند.

برخی از اهل سنت، شبهاتی پیرامون شأن نزول و دلالت این آیه شریفه مطرح نموده اند. ابن تیمیه (م 728 ق) از آن جمله است.

اشکال اول: ابن تیمیه حدیث معروف ابن عباس را که گذشت به شدت رد می کند و می گوید: یقیناً این حدیث به اتفاق همه حدیث شناسان دروغ است و در کتابهای حدیثی ما خبری از این حدیث نیست. برخلاف ادعای ابن تیمیه، این حدیث، صحیح السند و معتبر است. دانشمندان شیعه و بسیاری از مفسران و محدثان اهل سنت، صدها سال قبل از تولد ابن تیمیه، این حدیث را در کتب تفسیری و حدیثی خودشان آورده و آن را به عنوان یک حدیث معتبر پذیرفته و برخی به آن در حق اصحاب کساء استدلال نموده اند

از آن جمله اند امام حمدبن حنبل (م241ق)، ابن ابی حاتم (م360ق)، محدث بزرگ اهل سنت امام طبرانی (م360ق)، امام واحدی (م468ق)، ثعلبی (م427ق)، حسکانی (م471ق) با هشت طریق مختلف، ابن مغازلی (م483ق)، زمخشری (م538ق)، ابن عطیه اندلسی (م546ق)، ابن جوزی (م597ق)، امام فخر رازی (م604ق)، امام قرطبی (م671ق)، امام نسفی (م710ق)، نظام الدین نیشابوری (م728ق) و برخی دیگر که به صحت سند حدیث تصریح نموده اند.

به علاوه، برخی روایات دیگر که «قربی» را اهل بیت(ع) معرفی کرده اند، از بزرگانی همچون امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام زین العابدین(ع)، ابن عباس، جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله بن مسعود، سعیدبن جبیر، عمروبن شعیب و سدی نقل شده است.

اشکال دوم: آیه مودت در سوره شوری است و سوره شوری مکی است. از سوی دیگر، به اتفاق اهل سنت و شیعه، علی در مدینه ازدواج کرد و حسنین در مدینه به دنیا آمدند. پاسخ: شکی نیست که این سوره مکی است، اما آیه مودت مدنی است و در مدینه نازل شده است.

اشکال سوم: روایت ابن عباس در صحیحین آمده است که مراد از «قربی» قریش است.. پاسخ: همان طور که اشاره رفت، قول صحیح و قابل اسناد به ابن عباس همان است که گذشت و این قول و سایر اقوال مستند به وی قابل اثبات نیست.

همچنین در همان روایت ابن عباس که در صحیحین آمده است، سعید بن جبیر، مودت قربی را «دوست داشتن خویشاوندان آل محمد» معرفی کرده است. چگونه ممکن است محبت قریش که در بین آنها دشمنان سرسخت رسالت هم قرار دارند، اجر رسالت قرار گیرد؟ همچنین در سند این حدیث محمد بن بشار و محمد بن جعفر قرار دارند که حال آن دو گفته شد.

اشکال چهارم: خداوند در آیه فرمود: «الا المودة فی القربی» و نفرمود: «الا المودة للقربی» و یا «الا المودة لذوی القربی»، همان طور که در جاهای دیگر فرمود. یعنی خداوند در اینجا از مصدر استفاده کرده، نه اسم غیر مصدر. بنابراین، مراد ذوی القربی نیست

پاسخ: کلمه «قربی» در لغت، به ذوی القربی نیز اطلاق می شود. چنان که ابن فارس (م395ق) می نویسد: «القرابة و القربی: القرابة.» زمخشری هم گفته است: «القربی مصدرٌ کالزلفی و البشری بمعنی القرابة و المراد اهل القربی؛ قربی مصدر و بر وزن «زلفی» و به معنای قرابت و خویشاوندی است و مقصود از آن در آیه خویشاوندان است

                                               آیه مباهله ,دیدگاه مخالفان

1. ابن تیمیه: وی اصل قضیه همراهی امام علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین را برای مباهله می پذیرد و آن را حدیثی صحیح می داند، اما می گوید: پیامبر آنان را به خاطر اقربیت برای مباهله برد، زیرا آنان نزدیک ترین افراد به رسول خدا بوده اند.

نقد و بررسی : اگر پیامبراکرم(ص) آنان را به خاطر اقربیت برای مباهله همراه خود برد، می بایست به جای انفسنا که به صیغه جمع آمده است، حداقل سه نفر از خویشاوندان خود را می برد. از سوی دیگر، عباس از علی نزدیک تر به پیامبر بود، زیرا او عموی آن حضرت است. بنابراین، پیامبر آنان را به خاطر مقام و عظمت معنوی انتخاب کرد، و آن انتخاب به دلیل نسب نبود.

2. عبده: وی این حدیث را جعلی و با ظاهر آیه که «نسائنا» در آن به صیغه جمع به کار رفته است، ناهماهنگ می داند. او با کمال بی انصافی مصادر این روایات را فقط از شیعه ذکر کرده است. در حالی که بسیاری از مفسران و محدثان اهل سنت، همان طور که گذشت، این روایت را در کتب تفسیر و حدیث خود ذکر نموده و قبول کرده اند

در جواب به اشکال ادبی ایشان نیز می گوییم: زمخشری که خود از بزرگان علم ادب است، در ذیل آیه شریفه، نه تنها این اشکال ادبی را بیان نکرده است، بلکه می گوید: این دلیلی است که هیچ دلیلی قوی تر از آن بر فضیلت اصحاب کساء نیست و این برهان روشنی بر صحت نبوت رسول خداست. همچنین در قرآن چندین مورد لفظ جمع استعمال شده و مراد از آن فقط یک نفر است، مانند آیه 45 سوره آل عمران که در آن کلمه ملائکه به صیغه جمع است، ولی تنها جبرئیل مراد است.

3. رشید رضا: او بعد از ذکر روایات مباهله گفته است: ابن عساکر از جعفر بن محمد و او از پدرش روایت کرده که در ذیل آیه قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم فرمود: رسول خدا برای مباهله، ابابکر و پسرش و عمر و پسرش و عثمان و پسرش را آورد و ظاهراً کلام در جماعتی از مؤمنین می باشد. اما ابن عساکر این روایت را از طریق سعید بن عنبسه و هیثم بن عدی از امام صادق آورده است

ابوحاتم رازی درباره سعید بن عنبسه می گوید: «لایصدق.» و عبدالرحمن می گوید: از علی بن حسین شنیدم که می گفت: سعید بن عنبسه کذاب است. درباره هیثم بن عدی هم هیچ مدحی پیدا نکردیم. بخاری او را کاذب و نسائی نیز وی را متروک الحدیث می داند.

                              دیدگاه برخی از دانشمندان اهل سنت

این افراد، فقط اهل بیت(ع) را اصحاب کساء می دانند: جمهور اهل سنت، امام شافعی، احمدبن حنبل، محمدبن سوره، امام طحاوی، شوکانی، شبلنجی، حاکم نیشابوری، سخاوی، محب الدین طبری، حافظ گنجی، قسطلانی، حاکم حسکانی، توفیق ابوعلم، امام ثعلبی، احمدبن محمد الشامی، ابن صباغ، ابومنصور ابن عساکر شافعی، حمزاوی، سمهودی، ملاعلی قاری، امام مجدالدین فیروزآبادی، ابن حجر هیثمی، ابوبکر الحضرمی، محمد جسوس، ابوبکر النقاش، ابن مردویه، ابن بلبلان، حکمت یاسین، دکتر بیومی مهران، شیخ سندی و رفاعی. همچنین بسیاری از مفسران، محدثان، رجالیان و بزرگان اهل سنت به صحت حدیث کساء اعتراف نموده اند. ابن جریر طبری شانزده روایت، طحاوی شانزده روایت، احمد طبری شانزده روایت، سیوطی پانزده روایت، ابن مردویه نوزده روایت و ابی حاتم هشت روایت آورده اند که همه دلالت بر شأن نزول آیه تطهیر درباره اهل کساء دارند.

مراد از اهل بیت(ع)، اصحاب کساء و ازواج

در مقابل دیدگاه مشهور که گذشت، دیدگاه دیگری وجود دارد که مصداق اهلبیت (ع) در آیه را اصحاب کساء و همسران پیامبر، هر دو، می داند.این عده اصحاب کساء را به خاطر روایات معتبر بسیار و همسران پیامبر را نیز به خاطر سیاق آیات و دو روایت از ام سلمه و واثله، از اهلبیت(ع) می دانند. این گروه معتقدند چون آیات قبل و بعد از آیه تطهیر در مورد زنان پیامبر است، از این سیاق بدست می آید که آیه تطهیر، زنان پیامبر را نیز در بر می گیرد.

1. سیاق آیات، در مورد همسران پیامبر با عتاب و تهدید همراه است؛ همچون ان کنتم تردن الحیاه الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن ، یا نساء النبی من یات منکن بفاحشه مبینه یضاعف لها العذاب ضعفین، همچنین و قرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی. اما سیاق آیه تطهیر همراه با تمجید و مدح است. با این سیاقهای متفاوت نمی توان هر دو را از یک ردیف دانست.

2. ضمائر به کار رفته در آیات مربوط به همسران پیامبر، همه مؤنت هستند، همچون کنتن، تردن، فتعالین، امتعکن، اسرحکن، کنتن، تردن، منکن، لها، یقنت، لستن، اتقیتن، تخضعن، قلن، بیوتکن، تبرجن، اقمن، اتین، اطعن، اذکرن، بیوتکن». اما ضمائر به کار رفته در آیه تطهیر، همه مذکر هستند ، همچون عنکم، یطهرکم جمهور اهل سنت نیز به ضمائر «عنکم» و یطهرکم استدلال کرده و گفته اند اگر آیه شریفه درباره همسران پیامبر بود، تعبیر «عنکن» و «یطهرکن» می آمد.

3. آیات مربوط به همسران، شأن نزول مستقلی دارد و آیه تطهیر هم شأن نزول مستقل خود را دارد. لذا به خاطر شأن نزول و روایات فراوانی که اهلبیت(ع) را از همسران جدا می کند. رفتار پیامبر با همسران، مجالی برای دلالت سیاق نمی گذارد.

4. از گفته های برخی از همسران، پس از نزول آیه تطهیر که از پیامبر پرسیدند آیا ما هم از اهلبیت(ع) هستیم و جواب منفی پیامبر که شما از همسران پیامبرید، نه از اهلبیت(ع) و شما بر نیکی هستید، به دست می آید که همسران مشمول این آیه شریفه نیستند. این سؤال و برخورد با ام سلمه، عایشه، ام سلیم و زینب صورت گرفته و پیامبر آنان را از اهلبیت(ع) خود بیرون و خارج دانسته است.

احادیث منزلت حضرت فاطمه زهرا(س) در کتب اهل سنت

در کتاب صحیح بخاری ج4ص209 حدیث 3711 آمده که پیامبر(ص) فرمودند: فاطمة سیدة نساء اهل الجنة:فاطمه سرور زنان بهشتی است. ـ در همین کتاب در ج4 ص210 ح3714 آمده که پیامبر(ص) فرمودند: فمن أغضبها فقد أغضبنی: هرکس او (زهرا) را بیازارد مرا آزرده است

فاطمه بضعه منی من آذاها فقد آذانی؛

پیامبر(ص) در بیان جایگاه والای فاطمی در هستی می فرماید: فاطمه بضعه منی و هی نور عینی و ثمره فوادی و روحی التی بین جنبی، من آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله و من اغضبها فقد اغضبنی یوذینی ما آذاها؛ فاطمه پاره تن من است و میوه دل و نور چشم و روح من که بین دو پهلوی من است. کسی که فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده است و کسی که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده و کسی که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده و مرا اذیت می کند آنچه که او را اذیت کند. (مسند احمد بن حنبل؛ ینابیع الموده ، سلیمان قندوزی؛ الصواعق، ابن حجر عسقلانی)

در صحیح بخاری و مسلم نیز آمده است: فاطمه بضعه منی من آذاها فقد آذانی؛ و نیز: «فاطمه بضعه منی یریبنی من ارابها و یؤذینی من اذاها؛ هر کس او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است و هر کس او را خشمگین کند مرا غضبناک کرده است.» (صحیح بخاری؛ ج3؛ ص 69)

رسول اکرم (ص) به دخترش فاطمه (س) فرمودند: یا فاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک؛ ای فاطمه به درستی که خداوند غضب می کند به غضب تو و راضی می شود به رضای تو. (حافظ ابوموسی بن المثنی بصری ص573 ج4 اصابه و ابویعلی موصلی در سنن و طبرانی در معجم و حاکم نیشابوری در ص451 جلد سوم مستدرک حافظ ابن عساکر در تاریخ شام و سبط ابن جوزی در ص571 تذکره و محب الدین طبی در ص93 ذخایر و ابن حجر مکی در ص501 صواعق و ابوالعرفان الصبان در ص171 اسعاف الراغبین)

بنابراین، آن حضرت(س) محبوبه خداوند است و خشم و غضب او بر مبنا و معیار حق بودن است، زیرا اهل عصمت می باشد، پس خشم او عین خشم خداوند و رضایت او رضایت خداوندی است. حضرت فاطمه(س) خود معیارهای مهم و اساسی در سبک زندگی انسانی را چنان تعریف می کند که محبوبیت و رضایت مندی خداوندی در اوج آن قرار می گیرد.

آن حضرت(س) در حدیثی می فرماید: اللهم انی اسئلک الهدی و التقی و العفاف و الغنی و العمل بما تحب و ترضی؛ خدایا از تو هدایت، پرهیزگاری، عفاف، بی نیازی و عمل به آنچه که تو دوست می داری و مورد رضایت تو است، درخواست می کنم. (بحارالانوار، ج 78، ص 833، باب 9)

براساس این گفتار که سبک زندگی اش را تعیین و مشخص می کند؛ چرا که از خداوند می خواهد تا این گونه باشد، دانسته می شود که امور اساسی در سبک زندگی عبارت از پنج اصل اساسی است. از نظر آن حضرت(س) اگر انسانی به این اصل پنج گانه دست یافت، به مقام انسانی رسیده است؛

چرا که انسانیت انسان در این پنج امر می باشد.هدایت الهی در کنار تقوا، عفت، بی نیازی از غیرخدا و کارهای محبوب و مرضی خداوند است که می بایست همت بلند انسانی را شکل بخشد. اگر انسان به این پنج گانه رسید، متاله و خدایی شده و مظهریت ربوبیت می یابد.

سوره کوثر و پاسخگویی به شبهه ابتر

سوره کوثر طبق نقل بسیاری از دانشمندان اسلامی ، این سوره در جواب شماتت دشمنان اسلام، همچون عاص بن وائل و همراهانش نازل شده. چون پسران رسول خدا، قاسم و عبدالله از دنیا رفتند، عاص بن وائل سهمی گفت: نسل او قطع شد و او ابتر و بی عقب است. خداوند متعال در پاسخش این آیه را (ان شانئک هو الابتر) نازل کرد که خود عاص بن وائل ابتر و بدون عقب است

از شأن نزول این سوره که در جواب شماتت کنندگان کفار به رسول خدا به خاطر نداشتن فرزند ذکور نازل شده نیز اینکه به خاطر دادن کوثر، شکر مخصوص، به صورت نماز ویژه و قربانی مخصوص را خواستار شده و با توجه به تقابل «الکوثر» با «الابتر» که اصلش دم بریدگی و قطع نسل و ریشه را افاده می کند، معلوم می شود که ادامه آثار نبوت از طریق نسل پیامبر محقق می شود که دشمن را در مقابلش «ابتر» معرفی کرده است.

ابن ابی الحدید معتزلی در بخش مستدرکات کلمات قصار، حدیثی را آورده است که در ضمن آن عمرو بن عاص به امام علی(ع) اشکال گرفت که چرا حسن (ع) و حسین(ع) را فرزندان رسول خدا می داند. امام جواب داد: اگر آن دو فرزند رسول خدا نباشند، رسول خدا ابتر می ماند و خداوند آن را از ایشان نفی کرده است. پس کوثر همان وجود حضرت فاطمه(س) و فرزندان معصوم آن حضرت است.

کوثر از ماده کثرت و مبالغه در کثرت است و معنای آن خیر کثیر می باشد ؛ همان خیر کثیری که ادامه دهنده نبوت است. پیامبراکرم(ص) در زمان ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) به همین خیر کثیر اشاره فرمود . آن حضرت خطاب به امام علی(ع) دعا فرمود: و اخرج منکما الکثیر الطیب. خداوند از شما دو تن، نسل کثیر پاکیزه بیرون آورد. انس گفت: والله اخرج منهما الکثیر الطیب خداوند از آن دو، نسل زیاد و پاکیزه ای بیرون آورد. فخر رازی در این باره می گوید: معنای سوره این است که خداوند به پیامبر نسلی می دهد که در طول زمان باقی می ماند

بنگر چه تعداد از خانواده وی کشته شدند، در حالی که عالم از فرزندان رسول خدا مملو و آکنده است و هیچ کس از خاندان بنی امیه نمی تواند با وی در این زمینه برابری نماید، و نیز دقت کن که چگونه از نسل پیامبر، علمای بزرگواری مانند باقر، صادق، کاظم، رضا، و نفس زکیه پدیدار شدند

علمای اهل سنت معنای دیگری را هم برای کوثر نقل کرده اند، همچون قرآن، کثرت اصحاب و پیروان، نور قلب پیامبر، شفاعت ، توحید، معجزات پروردگار، تفسیر قرآن و تخفیف شرایع، لا اله الا الله محمد رسول الله، فقه در دین ، نمازهای پنجگانه، نبوت، اسلام، علمای امت، علم و حکمت، فضائل بسیار ، مقام محمود، اجابت دعوت ، کارهای بزرگ، نهری در بهشت، خیر، کثیر، ایثار رفعت ذکر و غیره. قابل توجه است که این اقوال به رسول خدا انتساب ندارد و همچنین آنان دلیل و مدرکی بر گفته خودشان ارائه نکرده اند. علاوه بر آن، این معانی تناسبی با سیاق آیات ندارد .

                                          فاطمه و آیات و روایات

بر اساس منابع تفسیری و حدیثی اهل سنت، تقریباً صد و سی و پنج آیه در چهل و نه سوره به نوعی درباره حضرت فاطمه(س) است. البته این تعداد غیر از آیاتی است که در منابع شیعه ذکر شده است. دو سوره، یعنی دهر و کوثر هم به طور کامل در شأن فاطمه(س) نازل شده است. همه آیات و سوره های نازل شده در این باره در چهار دسته جای می گیرد:

1. اسباب نزول: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آن بوده است.     2. شأن نزول: یعنی آیاتی که در شأن آن حضرت نازل شده است.      3. جری و تطبیق: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان مصداقی از آن اراده شده است.     4. بطن: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان باطن آن مورد نظر است.

سوره ها و آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آنهاست از مجموع چهار آیه ای که در این باره در روایات اهل سنت آمده است، یعنی آیات تطهیر، اعطا، ایثار و تجاره، سوره دهر هم سبب نزولش فاطمه(س) است،

۱- آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً؛ جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهلبیت(ع) دور کند و شما را به راستی پاک سازد. بر اساس روایات بسیار از فریقین، که از صحابه و تابعین به حد تواتر رسیده است، آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء نازل شده است. بررسی روایات فریقین نشان می دهد که فاطمه(س) سبب نزول این آیه است

این آیه بر طهارت و عصمت اصحاب کساء دلالت تام دارد. ابوسعید خدری از ام سلمه چنین روایت کرده است: آیه تطهیر در خانه من نازل شد. من بر در خانه نشسته بودم. گفتم: ای رسول خدا، من از اهلبیت(ع) نیستم؟ فرمود: تو بر خیر و نیکی هستی ، تو از همسران پیامبر هستی. گفت: و در منزل، رسول خدا، علی، فاطمه، حسن و حسین بودند.

سبب نزول عبدالله بن جعفر می گوید: رسول خدا به رحمت الهی که از آسمان می آمد نظر کرد و سپس دستور داد اهل بیت (ع)، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین را جمع کردند. سپس کسای خویش را بر آنان افکند و دعا کرد و سپس آیه تطهیر نازل شد. حاکم نیشابوری سپس می گوید: «هذا حدیث صحیح الاسناد؛ این حدیث صحیح السند است.

روایات دیگری نیز از صحابه، همچون عمر بن ابی سلمه، ابو سعید خدری، و دیگران نقل شده که آیه تطهیر در خانه ام سلمه در شأن پنج تن آل عبا نازل شده. آیات بسیاری را درباره مقام آن حضرت دانسته اند که از جمله می توان به نزول آیه 26 سوره اسراء اشاره کرد که رسول خدا(ص) به دنبال نزول آن، فاطمه(س) را فراخواند و فدک را به وی بخشید. (مجمع البیان، ج 5 و 6، ص 634 و نیز الدر المنثور، سیوطی، ج 5، ص 273)

-2 آیه مباهله فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین؛ پس هرکس درباره عیسی، از آن پس که به آگاهی رسیده ای ، با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم ما فرزندان خود را و شما نفسهای خود را، آن گاه مباهله کنیم و لعن خدا را بر دروغگویان بفرسیتم. مباهله، نفرین کردن یکدیگر در یک امر مذهبی است که با تضرع از خدا می خواهند تا دروغگو را رسوا سازد .

گروهی از نصارای نجران نزد پیامبر گرامی آمدند و درباره عیسی گفت وگو درگرفت و قرار شد فردای آن روز مباهله صورت گیرد. به اتفاق همه اهل سنت، روز بعد پیامبر از بین همه امت به جای «انفسنا» علی(ع) و به جای «نسائنا» حضرت فاطمه زهرا(س) و به جای «ابنائنا» حسنین ع را برای مباهله و به عنوان گواه نبوت خویش بردند

آن حضرت آن روز زنان متعدد داشت، ولی برای مباهله هیچ کدام را نبرد، بلکه به جای آنان فاطمه(س) را برد و این عمل پیامبر گواه بزرگی بر صداقت و عصمت فاطمه(س) است. مفسران، مقصود از «نسائنا» در آیه 61 آل عمران را که آیه مباهله است فاطمه(س) دانسته اند که پیامبر(ص) آن حضرت را برای مباهله با نصارای نجران با خود همراه برد. (مجمع البیان، ج 1 و 2، ص 762 و نیز روح المعانی، ج 3، جزء 3، ص 301)

 بنابر نظر مفسران و محدثان، آیه 24 ابراهیم و 19 الرحمن و آیات 5 تا 22 انسان درباره اهل بیت(ع) ازجمله فاطمه(س) نازل شده است که بیانگر مقام و منزلت آن حضرت(س) در پیشگاه خداوند است. خداوند در آیاتی ازجمله 41 انفال و 26 اسراء و 38 روم حضرت فاطمه را صاحب حق در اموال مردم می شمارد و از این نظر می توان وی را همانند پیامبر(ص) دانست که خداوند آن حضرت را اولی بر مردم در جان و مالشان دانسته است

همین حق فاطمه(ص) در اموال مردم موجب می شود تا رسول خداوند(ص) از سوی خداوند مأمور شود تا فدک را به آن حضرت(س) واگذار کند. (نورالثقلین، ج3، ص 154 و کافی، ج1، ص 543 و الدرالنثور، ج 5، ص 273)

3. آیه اعطا

خداوند در قرآن مجید می فرماید «و لسوف یعطیک ربک فترضی؛ و پروردگارت به زودی عطایی می کند که راضی شوی.» در روایات زیادی آمده است که خداوند به فاطمه(س) این اختیار را داد که در فردای قیامت از گنهکاران امت پدرش شفاعت کند و این روایات از طریق فریقین نقل شده است. مفسران اهل سنت در ذیل این آیه روایاتی آورده اند

از جمله این که جابر بن عبدالله روایت کرده است که رسول خدا روزی فاطمه(س) را در منزل مشغول آرد کردن گندم دید که حله شتر بر خود افکنده بود. فرمود: یا فاطمه! بشتاب و تلخی دنیا را به خاطر نعمتهای بهشتی بچش. به دنبال این جریان بود که آیه «و لسوف یعطیک ربک فترضی» نازل شد.

4. آیه ایثار

و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه؛ دیگران را بر خود مقدم می دارند، هر چند خود سخت به آن نیازمندند. مردی خدمت پیامبر آمد و از گرسنگی خود شکایت کرد. وقتی پیامبر دید چیزی برای او در خانه همسرانش نیست، فرمود: کیست امشب او را میهمان کند؟ علی گفت: من ای رسول خدا! سپس به سوی فاطمه(س) رفت و جریان را با او در میان گذاشت و فاطمه(س) فرمود: چیزی جز خوراک بچه ها نزد ما نیست، ولی ما میهمان را بر خود مقدم می داریم

پس علی گفت: بچه ها را بخوابان و من چراغ را برای میهمان روشن می نمایم. پس چنین کرد و میهمان خوراک خورد . پس از آنکه از میهمان پذیرایی فرمودند، در بامداد، خداوند این آیه را درباره آنان نازل فرمود:«و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة» وی روایت دیگری را از ابن عباس نقل می کند که می گفت:«این آیه درباره علی، فاطمه(س)، حسن (ع) و حسین(ع) نازل شده.»

-5 آیه ذالقربی

خداوند می فرماید: «و آت ذالقربی حقه؛ حق خویشاوندان را بده.» در این آیه، خداوند بر ادای حق خویشاوندی تأکید می کند و مراد از ذالقربی کسانی هستند که در آیه مودت بیان شد و مراد از آن اقربای رسول خداست. طبق روایات شیعه و سنی ، وقتی این آیه نازل شد، پیامبراکرم(ص) فاطمه(س) زهرا را فرا خواند و فدک را به او عطا فرمود

خداوند در آیه به رسول خدا امر فرمود تا حق خویشاوند خود را بدهد و پیامبر هم طبق فرمان خداوند عزوجل به فاطمه(س) فدک را داد؛ فدکی که طبق نقل شیعه و سنی از اموال مخصوص پیامبر بود و کسی از مسلمانان در آن سهمی نداشت. بسیاری از مفسران و دانشمندان اهل سنت روایاتی را از صحابه مانند ابن عباس و ابوسعید خدری با طرق متعدد در این باره نقل کرده اند.

نظری گذرا به فدک  بسیاری از مفسران اهل سنت در ذیل آیه ششم سوره حشر[153] درباره فدک بحث نموده اند. طبری در ذیل این آیه روایتی را نقل کرده که فدک با مصالحه مردمش و بدون جنگ در اختیار پیامبر قرار گرفت و خاص او بود و هیچ یک از مسلمانان در آن بهره ای نداشته اند. سیوطی نیز مانند آن را نقل کرده. از این روایات به دست می آید که فدک از فیء یعنی چیزی است که بدون جنگ از اموال کفار به دست می آید. روایت بخاری هم به همین معنا اشاره دارد

با قطع نظر از روایات، قرآن مجید «فیء» را حق ذی القربی می داند و می فرماید: ما أفاء الله علی رسوله من اهل القری فللّه و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل؛ آنچه خدا از اموال اهل قری به رسول خود برگردانید، از آن خدا و رسول او و از آن خویشان رسول و یتیمان و مسکینان و درماندگان در راه است.

سید قطب نیز به این مضمون اعتراف دارد. از ابی دیلم، حسن،سدی و دیگران نیز نقل شده که مراد از ذالقربی ، نزدیکان رسول خدا هستند. ابن کثیر می نویسد: از ابی سعید روایت شده است که گفت: «لما نزلت «و آت ذالقربی حقه» دعا رسول الله فاطمة فاعطاها فدکا.

این حدیث با هفت طریق در شواهد التنزیل نقل شده. در سند این روایت عطیه قرار دارد که برخی او را تضعیف نموده اند و برخی دانشمندان رجالی اهل سنت، مانند ابن حجر و یحیی بن معین او را ثقه می دانند. البته تضعیف او به خاطر این است که او امام علی(ع) را بر دیگران مقدم می داشت.

برخی از مفسران اهل سنت، نزول این آیه را در مکه می دانند و چون فتح خیبر و اعطای فدک در سال هفتم هجری و زمان هجرت پیامبر به مدینه رخ داد، در اعطای فدک به حضرت زهرا تشکیک کرده اند. اما کسانی چون آلوسی، سعید حوی، سید قطب، زمخشری و غیره این آیه را مدنی می دانند. در سوره های مدنی ، آیات مکی هم وجود دارد و این امر مورد پذیرش فریقین است

از روایات ابن عباس و ابو سعید خدری به دست می آید که فدک در دست فاطمه(س) قرارگرفته بود . همین مطلب را امام علی(ع) در نامه خود به عثمان به حنیف فرموده «...بلی کانت فی ایدینا فدک من کل ما اظلته السماء...؛ آری از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، تنها فدک در دست ما بود... .

ارث پیامبر چیزهای زیادی بود. طبق وصیت مخیریق، هفت باغ، اراضی بنی نضیر، فدک و سهم آن حضرت از خیبر و غیره همه خالصه پیامبر بود. در جریان مطالبه فدک، ابوبکر می خواست فدک را به فاطمه(س) برگرداند. او نوشته ای را برای فاطمه(س) درباره فدک نوشت.

در این هنگام عمر داخل مجلس شد و گفت: این چیست؟ ابوبکر گفت: این نوشته ای است که برای فاطمه(س) درباره میراث پدرش برای او نوشتم. عمر گفت: بر مسلمین چه خرج می کنی، در حالی که عرب با تو در حال جنگ اند. سپس عمر نوشته را گرفت و پاره کرد. از این روایت و روایات دیگر استفاده می شود که غصب فدک به خاطر درآمد زیاد آن بود و اینکه اگر در دست فاطمه(س) می ماند، از درآمد آن برای احقاق حق غصب شده امام علی(ع) و نیز ترویج تشیع استفاده می شد. از این رو این غصب ، رنگ و بوی کاملاً سیاسی داشت و از پشتوانه فقهی و شرعی بی بهره بود.

  آیاتی که تأویل آن در شأن حضرت فاطمه(س) است این تأویل درباره بسیاری از آیات وارد شده است،

1. حضرت فاطمه(س) راستگوترین فرد

یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و کونوا مع الصادقین؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از (مخالفت) خداوند بپرهیزید و با راستگویان باشید. ثعلبی از امام باقر روایتی آورده که درباره این آیه فرمود:«ای مع آل محمد» . ابن جوزی آورده است که «با علی و اهل بیتش باشید

2. وسیله بین خدا و مردم

اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیلة ایهم اقرب و یرجون رحمة و یخافون عذابه ان عذاب ربک کان محذوراً؛ (اسرا 57) آنها که خداوند را می خوانند، هر یک از آنها که قربشان به خداوند بیشتر است، خواهان وسیله نزدیک تو به خداوند می باشند و دائماً به رحمت خداوند امیدوار و از عذاب خداوند ترسان می باشند. هر آینه از عذاب پروردگارت باید فرار نمود و ترسان بود. حسکانی از عکرمه روایت کرد که گفت: «آنان پیامبر(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن (ع) و حسین(ع) هستند

3. حضرت فاطمه(س) رستگار و پیروز

انی جزیتهم الیوم بما صبروا انهم هم الفائزون؛ امروز من به آنان پاداش می دهم به واسطه آنچه بردباری نمودند. زیرا صبرکنندگان رستگاران اند. حسکانی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است: «منظور، علی (ع)، فاطمه(س)، حسن (ع) و حسین(ع) است که در دنیا بر طاعات و بر گرسنگی و تنگدستی بردبار بودند و به سبب آنچه بر ترک گناه و بر بلا در دنیا صبر نمودند، رستگاران اند و از حساب در نجات اند.»

4. حضرت فاطمه(س) چهره درخشان و خندان

وجوهٌ یومئذ مسفرة ضاحکة مستبشرة؛ چهره هایی در آن روز (رستاخیز) درخشان و خندان و شادمان مژده دهند. حسکانی از انس بن مالک آورده: «از رسول الله درباره این آیه «وجوه یومئذ مسفرة» پرسیدم. فرمود: «ای انس! آن، چهره های ما اولاد عبدالمطلب است؛ من، علی ، حمزه، جعفر، حسن، حسین، و فاطمه.»

5. حضرت فاطمه(س) صراط مستقیم

1. «اهدنا صراط المستقیم». ابن عباس می گوید: «بگویید: ای جمعیت بندگان خدا! ما را راهنمایی فرما به دوستی پیغمبر و اهل بیتش .» ابوهریره نیز در تفسیر این آیه گفته است: «صراط محمد و آله؛

2. «صراط الذین انعمت علیهم»

ابوالعالیه گفته: «هم آل رسول الله با مراد از آن، آل پیامبر خداست.» آیات 135 طه، 74 مؤمنون، 37،43،58،143 و 256 بقره، 103 آل عمران، 7 بینه، 38 و 39 مدثر، 33 انفال، 24 و 25 ابراهیم، 69 عنکبوت، 100 شعراء، 54 نساء و 36 نور نیز از همین قبیل اند

آیاتی نیز وجود دارند که بر اساس روایات اهل سنت، حضرت فاطمه(س) از کسانی است که مراد آن آیات و بطنی از بطون آنهاست. آیات 19 ـ 22 رحمن، 35 نور و 11 بلد از آن جمله اند.

1- برهان و استدلال، مقدم بر مقابله و مباهله دین ما دین استدلال است. جاءَهُمْ بِالْبَیِّنات‏ (صف6) بینة و بینات در قرآن آمده است. بینة یعنی چیزی که قصه را روشن کند. دیگر جای شکی برای کسی باقی نگذارد. و لذا مصداق بینة معجزه است. دین ما دینی است که با بیان و معجزه و برهان و استدلال ... دین ما با برهان و استدلال با مردم صحبت می‌کند. اگر طرف جنگجو بود، در مقابل جنگ مقابله به مثل می‌کند. و این مقابله به مثل هم کار خود خداست

الف- «فَاذْکُرُونی‏ أَذْکُرْکُم‏» (بقره/152) شما یاد من باشید، خدا می‌گوید من هم یاد شما هستم.    ب- «وَ أَوْفُوا بِعَهْدی» شما به عهد من وفا کنید، من هم «أُوفِ بِعَهْدِکُم‏» (بقره/40) به عهد شما وفا می‌کنم.     ج- «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ» شما خدا را یاری کنید «یَنْصُرْکُمْ» (محمد/7) خدا هم شما را یاری می‌کند.   د- «زاغُوا» ‏اگر منحرف شوید خدا هم شما را منحرف می‌کند. «أَزاغَ اللَّه» (صف/5) یعنی مقابله به مثل! اگر خواستند بجنگند، ما هم می‌جنگیم

منتها پیغمبر اسلام به مسیحی‌ها گفت: معجزه را که شما قبول نکردید، بیایید نفرین کنیم. مسلمان‌ها یک نفرین می‌کنند به جان مسیحی‌ها، مسیحی‌ها هم یک نفرین می‌کنند به جان مسلمان‌ها، هر نفرینی عملی شد، معلوم می‌شود آن نفرین کننده حق است که نفرینش گیرا شده است. اسمش هم مباهله است.

2- ماجرای مباهله پیامبر با مسیحیان آیه‌ی مباهله در سوره‌ی آل‌عمران است. آیه 61! آیه این است حالا این آیه‌ای که مربوط به حضرت زهرا است، این است: تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکم بچه‌هایمان را می‌آوریم، بچه‌هایتان را بیاورید. «وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُم‏» زن‌هایمان را می‌آوریم و زن‌هایتان را بیاورید. «وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُم‏» جانمان را می‌آوریم ... شیعه و سنی گفته‌اند که مراد از بچه‌ها حسن و حسین بوده‌اند. مراد از زن فاطمه بود. و اینکه جانمان را می‌‌آوریم، علی‌ بن ابیطالب بود..

3- انتصاب امام از سوی خداوند  اگر امام را باید خدا تعیین کند، هم اولین امام را باید خدا تعیین کند، هم آخرین امام را! إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً (بقره/124) «أَنفُسَنَا» جان من است.

4- انفاق حضرت زهرا(س)، سبب نزول آیاتی از قرآن جای دیگری که حضرت زهرا هست، وَ یُطْعِمُونَ الطَّعام (انسان/8) ‏سوره‌ی انسان، سوره‌ی دهر! . ماجرا این است که امام حسن و امام حسین کوچک بودند و مریض شدند، پیغمبر و جمعیتی به عیادت رفتند، پیشنهاد کردند که یا علی نذر کن اگر بچه‌ها خوب شدند، روزه بگیر

اینها هم نذر کردند و بچه ها هم خوب شدند و سه روز روزه گرفتند و هر سه شب رفتند که غذا بخورند، یک شب مسکین و یتیم و اسیر، یا سه شب و یا یک شب سه گروه آمدند و اینها مرتب غذایشان را دادند و با آب افطار کردند. آیه‌ی «یُطْعِمُونَ الطَّعام» آمد.

5- محبت اهل بیت، مزد رسالت پیامبر شوری 23 قرآن می‌فرماید که به مردم بگو که من هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم، مگر ... من از شما سؤال نمی‌کنم. «قُلْ لا أَسْئَلُکُم‏ عَلَیْهِ أَجْراً»  من اجر و مزدی از شما در مقابل نبوتم از شما نمی‌خواهم

«إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» مگر مودت قربی! این یکی «إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» یک جای دیگر می‌فرماید که: به مردم بگو مزدی از شما نمی‌خواهم، «إِلاَّ مَنْ شاء» هر که بخواهد «أَنْ یَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبیلاً» (فرقان/57) هر دو إِلاَّ دارد. یک جا قرآن می‌گوید من مزد نمی‌خواهم، مگر اینکه راه خدا را بروید. من 23 سال برای شما پیغمبر بودم، همه‌ی زجرها را کشیدم، الان هم که می‌روم مزدی نمی خواهم، فقط راه خدا را بروید.

6- راه اهل بیت، به دور از افراط و تفریط راه اهل بیت راه «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ» (فاتحه/6) قرآن می‌فرماید: «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‏» (بقره/256) یعنی راه رشد شفاف است، راه گمراهی هم شفاف است.  فقط راه خدا راه اهل بیت است. چرا ما دستمان را در دست قوانین بین الملل می‌گذاریم که هر روز یک چیزی می‌گویند؟ دست بشر باید در دست ولی‌ خدا باشد

در دست معصوم باشد. اگر هم دسترسی به معصوم نیست، مرجع بی هوا و هوس، مرجع عادل، عادل بی‌هوا و هوس. وگرنه دست بشر را اگر در دست هر کس بگذاریم، ظلم به بشر است. ... آخر بعضی‌ها می‌گویند ما اهل بیت را دوست داریم

اما دینمان را از فلانی می‌گیریم. می‌گوییم راه خدا نیست. اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبیلاً (مزمل/19) راه خدا فقط راه اهل بیت است. و محور اهل بیت فاطمه است. مریم مادر یک عیسی بود. فاطمه مادر یازده عیسی است. تنها زن معصوم فاطمه بود. روایت داریم، : ما حجت خدا بر مردم هستیم. بعد فرمودند: فاطمه حجت خداست بر ما


نظرات  (۳)

سلام
خیلی خیلی عالی بود وکامل
برای هر مطلبی باید پراکنده دنبال مطالب میگشتم ولی این مقاله بسیار جامع بود باذکر منابع
سپاسگزارم ار نگارنده اجرشون با حضرت زهرا ی اطهر سلام الله علیها
سلام مطالب بسیار خوبی نوشتید اما متأسفانه منبع نداشت

نام، القاب، کنیه‌ها : 

نام مبارک آن حضرت، فاطمه است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است. فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (س) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

 

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

 

مادر و پدر : 

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (س) محمد بن عبدالله (ص) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

 

 

ولادت : 

حضرت فاطمه (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (س) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند.

 

 

مکارم اخلاق :

سراسر زندگانی صدیقه طاهره (س)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. که به یکی از آنها اشاره میکنیم : 

امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (س)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالی ترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (س) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان :

فاطمه زهرا (س)در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (س) در جریان فدک، به روشنی بر احاطه فاطمه (س) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

 

فاطمه (س) پس از پیامبر :

با وفات پیامبر اکرم (ص)، فاطمه(س) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود.

 

بیماری فاطمه (س)و عیادت از او :

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد . گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (ص)می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (ص) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

 

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (س) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (س) حاضر گشتند. فاطمه (س) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (ص) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (ص) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (س)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت : 

در ایام بیماری، فاطمه (س) روزی امام علی (ع) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (س) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

 

شهادت : 

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (س) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

 

 
 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">