تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات
  • ۱۱ مهر ۹۶، ۲۰:۰۱ - انیس
    عالی

نماز. چرا عربی؟ وضو. قبله. تسبیحات : پیامکی

نماز در قرآن . انواع نماز . نماز اول وقت

چرا باید نماز بخوانیم؟ محافظت از نماز. حضور قلب

ذکر خدا . غفلت از یاد خدا

سپاس و ناسپاسی نشانه ایمان و کفر

آشتی دادن، صدقه‌ای برتر از نماز و روزه

نماز نور چشم من است . نکته های نماز پیامکی

تسبیحات حضرت زهرا (س). قبله (مرکز توحید) فلسفه وضو، تیمم و غسل . آثار پزشکی نماز

نماز و اهمیت آن . سجده؛ کوتاه ترین راه تقرب به خدا . نماز جماعت . فلسفه وضو، تیمم و غسل

                  کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

حقیقت و اهمیت نماز 

نماز واژه ای فارسی به معنای کرنش کردن و به خاک افتادن است. حقیقت نماز این است که انسان در همه احوال به یاد و ذکر خداوند باشد (بقره 238 و 239 طه 14 عنکبوت 35 ال عمران 191)؛ چرا که ذکرالله که در آیات بیان شده، ادای نماز در احوال گوناگون است (کشاف ج1 ص453) انسانی که همواره در نماز و ذکر الله است، در حقیقت می خواهد تذلل و خضوع بلکه خشوع خود را در برابر خداوند و پیشگاه وی به نمایش بگذارد (حج77)

و با این کار زیباترین و کامل ترین نوع پرستش و نیایش را به جا آورد؛ چرا که نماز بارزترین و آشکارترین کار نیک و نشانه پرستش و بندگی است. (هود114) از آن جایی که حقیقت نماز، اظهار خضوع و خشوع است. انسان به عنوان بنده فقیر و نیازمند می بایست همواره به منبع فیض و بی نیازی متصل باشد تا همانند لامپی از حقیقت نوری خداوند برای بقا و دوام بهره مند شود و دل و جانش به این حقیقت نوری روشن شود. بنابراین نمازگزار واقعی آن است که همواره در حالت خضوع و خشوع و اتصال و دایم الذکر باشد

نماز به سبب این که ستون دین و دینداری، مرز میان اسلام و کفر و حقیقت بندگی است، نخستین فریضه و واجب در اسلام است. نماز ظهر به سبب این که در بهترین زمانها انجام می شود و به عنوان یک شعار ایمان و بندگی در برابر دیدگان همگان قرار می گیرد، نخستین فریضه درمیان نمازهای واجب قرار گرفته است. امام صادق(ع) در ذیل آیه 78 اسراء می فرماید که نماز ظهر به عنوان نخستین فریضه در اسلام قرار داده شده و خداوند این معنا را در این آیه تبیین نموده است. (تفسیر نورالثقلین، ج3، ص200، حدیث372)

از این رو خداوند در بیش از 60 آیه از نماز به عنوان مهم ترین تکلیف بشر یاد کرده و انسان را بر انجام آن تشویق و ترغیب نموده است. حتی براساس آیه 56 ذاریات، جن و انس برای نماز و بندگی آفریده شده اند و نماز به عنوان کامل ترین و زیباترین جلوه بندگی هدف آفرینش و فلسفه آن معرفی شده است. به سبب همین اهمیت نماز است که خداوند در آیاتی از جمله 57 و 58 مائده نماز را از ارکان اساسی دین معرفی کرده؛ زیرا به کسانی که به نماز و دین به عنوان امری بیهوده و لغو می نگرند و نمازگزاران را تمسخر می کنند، هشدار می دهد

به این معنا که ازنظر خداوند نمازگزاردن عین دینداری و از ارکان اصلی دین است. بر همین اساس پیامبر گرامی(ص) نماز را ستون دین بر شمرده: الصلاه عمود الدین. خداوند بخاطر اهمیت و ارکان بودن نماز است که ادای نماز را در هر حالت ممکن، ضروری دانسته است (آل عمران191) و بر انسان است که نماز را در حالات مختلف سلامتی و بیماری و عذر به جا آورد و در انجام آن کوتاهی نکند. (الکشاف، ج1، ص453)

همچنین خداوند در آیاتی از جمله 238 و 239 بقره و 101 و 103 نساء، برگزاری نماز حتی در شرایط دشوار و صحنه های نبرد را واجب و ضروری دانسته . براساس روایات معتبر، حتی کسی که درحالت غرق شدن است بر اوست نمازش را حتی با ایما و اشاره درحد امکان به جا آورد. خود بیانگر اهمیت نماز در اسلام و جایگاه بلند و رفیع آن است. از این رو در همه شرایع پیشین از آدم(ع) تا خاتم(ص) بر نماز به عنوان ستون دین و قربان کل تقی به سوی خداوند تأکید شده . خداوند در آیه 43 نساء نیز به شکلی بر این اهمیت تأکید کرده چنان که واجب بودن اقامه نماز بر میت خود بیانگر اهمیت نماز است. (توبه82)

همچنین از آیات 18 و 19 جن که سخن از ازدحام جنیان در اطراف پیامبر(ص) برای مشاهده عبادت و نماز آن حضرت(ص) است به خوبی می توان دریافت که نماز حتی برای جنیان چنان از اهمیت برخوردار بوده که برای یادگیری جزئیات آن نزد آن حضرت(ص) ازدحام می کردند؛ چنان که نماز آن حضرت(ص) برای جنیان شگفت آور و جذاب بوده (المیزان ج20 ص50)

نماز به سبب اهمیت آن، از سوی خداوند تعلیم داده شده و خداوند براساس آیه 239 بقره از انسان می خواهد تا آن را آنطور که تعلیم داده شده به جا آورد. پس خداوند خود تعلیم دهنده اذکار و اعمال نماز به انسان است که این معنا بیانگر اهمیت نماز می باشد. برای درک اهمیت و جایگاه هر چیزی می توان از آثار و کارکردهای آن نیز استفاده کرد. با نگاهی به تأثیرات شگرف نماز در همه ابعاد زندگی بشر می توان دریافت که نماز تا چه اندازه اهمیت و ارزش دارد و چرا آن را ستون دین و مرز ایمان و کفر دانسته اند.

نمازهای مقبول، فضای جامعه را عطرآگین می‌کند

و اقیموا الصلوة و آتوا الزکوة و اطیعوا الرسول: خداوند در این جا 3 اصل را ذکر میکند که بازگشت همه چیز به اینهاست که عبارتند از اقامه نماز و ایتای زکات و اطاعت از رسول. معروف آن است که نزد خدا، عقل و اهل‌بیت (ع) معرفه باشد و منکر آن است که نزد ایشان نکره باشد. نماز مقبول جلوی منکر را می گیرد، اگر نماز ظهر و عصر را اقامه کردیم و تا غروب آلوده نشدیم، معلوم می شود که نماز قبول شده و آلودگی بعد از نماز هم نشانه عدم قبولی آن است. اگر فضای جامعه‌ای بر اساس نماز باشد و نمازهای فرادی، جمعه و جماعت مورد قبول واقع شود جامعه عطرآگین می شود. نماز کامل ترین و زیباترین شیوه نیایش و پرستش است

ساختار نماز به گونه ای است که برترین حالات و کلمات برای ارتباط گفتاری و رفتاری در آن فراهم آمده. اوج حالات بندگی و خضوع در رفتار را در کنار بهترین حالات خشوع قلبی می توان در نماز به دست آورد. نماز هر چند که رفتار ارتباطی میان بنده و خداست؛ ولی تاثیرات شگرفی در همه ابعاد زندگی مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی انسان به جا می گذارد. از این رو بر نماز به عنوان ستون دین و استوانه بندگی و پرستش تاکید شده و آن را مرز ایمان و کفر دانسته اند. به این معنا که فرد مومن به خداوند، بهترین جلوه ایمان خویش را در نماز می یابد و کافر با انکار و ترک نماز، آن را به نمایش می گذارد.

آثار مادی و معنوی نماز
نماز، آثار و کارکردهای بسیاری در زندگی مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی بشر دارد. خداوند در آیات چندی مؤمنان را مکلف به انجام و اقامه نماز می کند تا از آثار آن بهره مند شوند. (طه132) خداوند در این آیه می فرماید که ما با فرمان نماز نمی خواهیم از تو رزق و روزی طلب کنیم و یا نیازی از خود را برآورده سازیم، بلکه می خواهیم خود تو از آثار و برکات نماز بهره مند شوی؛ چرا که نماز مایه تقرب به خدا و عامل متاله (خدایی شدن) و مظهریت یافتن بشر از مقام ربوبیت الهی می شود

از جمله آثار مهم معنوی نماز در زندگی دنیوی و اخروی می توان به آرامش و آسایش اشاره کرد خداوند در آیه 227 بقره از همگان می خواهد تا نماز را برپا دارند؛ چرا که عامل مهم ایجاد آرامش و برطرف کننده خوف و حزن است. این بدان معناست که انسان می تواند از طریق برپایی نماز، به یکی از دو مولفه اصلی و اساسی سعادت و خوشبختی یعنی آرامش و آسایش (امنیت) دست یابد. افزون بر این، نماز از این ویژگی برخوردار است که آرامش را نه تنها در دنیا بلکه در آخرت و نه تنها در شکل محدود و ناپایدار بلکه به شکل پایدار و جاودانه تثبیت می کند و آدمی را به آرامش مطلق و کامل و جاودانه می رساند. (همان)

از دیگر کارکردها و آثار نماز می توان به آسایش یعنی دومین مولفه خوشبختی و سعادت اشاره کرد. خداوند در این آیه و نیز آیات بسیار دیگر، بیان می کند که اگر انسان به رزق کریم (انفال3 و4) فضل الهی (فتح29) و بهره های اخروی از مادیات و معنویات نیاز دارد به نیاز رو آورد و آن را برپا دارد. (بقره110 ابراهیم 31 مزمل20) بنابراین، با نماز می توان به سعادت واقعی و حقیقی دست یافت؛ زیرا آرامش و آسایشی که در پی برپایی نماز نصیب آدمی می شود، آرامش و آسایش ابدی است. پس مهم ترین و اساسی ترین دغدغه بشر در طول تاریخ، با برپایی نماز برطرف می شود و انسان به سعادت و خوشبختی می رسد

خداوند در آیاتی از جمله 45 و 153 بقره و آیه 132 طه، نماز را آسان کننده سختی ها برای انسان معرفی می کند. پس اگر انسان هر سختی دارد می تواند از طریق نماز آن را به آسانی تبدیل کند. زمخشری ذیل آیه می نویسد که مقصود آیه این است که در برابر بلایا و سختی ها به نماز پناه برید. (کشاف زمخشری ج 1 ص 134)

نماز همچنین استقامت را در انسان تقویت می کند و موجب میشود برخلاف همه فشارهای درونی و بیرونی، حرکت و مقاومت کند و آن چه را مامور است یا مطلوب باشد به جا آورد. (هود112.113) خداوند نماز را از عوامل پایداری و استواری در دین (بینه 5) و مایه قوام و سامان دهنده امور اجتماعی می داند. (بینه 4 و 5) چرا که یکی از مصادیق دین استوار، احکام و دستورهایی است که حافظ مصالح جامعه است. (المیزان ج 20ص 339)

از این رو خداوند به صراحت در آیه 170 اعراف، به نقش نماز در اصلاح فرد و جامعه اشاره می کند وخواهان تمسک به نماز برای رسیدن به اهدافی از این دست می شود.

اقامه نماز همچنین از عوامل تحکیم برادری ایمانی و تقویت پایه های اخوت دینی میان مردم است که خود عامل مهم در همگرایی اجتماعی و همدلی و انسجام جامعه می باشد. (توبه 7 و 11) نمازگزاران با بهره مندی از برکات نماز، می توانند در جامعه از جایگاه برتری بهره مند شوند و تلاوت قرآن همراه با اقامه نماز موجب می شود تا خداوند ایشان را به مقام برتر برساند و از فضیلتی خاص برخوردار سازد. (آل عمران 113) مراد از سجده در آناء اللیل، نماز عشاء و یا مابین مغرب و عشاء است و مقصود از سجده نیز نماز است. (مجمع البیان، ج 1 و 2، 816)

از جمله فضیلت ها و برتری هایی که نماز برای نمازگزار پدید می آورد، دست یابی به مقام اسوه بودن است که خداوند در آیه 78 حج به آن اشاره کرده چرا که در این آیه نمازگزاران را گواهان بر اعمال دانسته که خود بیانگر نقش کلیدی در جامعه از سوی آنان به عنوان اسوه و سرمشق است. (المیزان، ج 12، ص 212)

نماز مایه امیدواری به لطف و پاداش جاوید خداوند است. (فاطر 29) و نمازگزار با برپایی نمازش، زمینه امید به هدایت الهی (توبه 18) را در دل خود روشن می سازد و حتی امیدوار خواهد بود تا به مقام رضا بلکه شفاعت دست یابد که همان مقامات راضیه و مرضیه یعنی قرب نوافل و فرائض است. (طه 130) در روایات ذیل آیه اخیر یادآور شده اند که آیه به نماز و اوقات آن اشاره دارد (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 407، احادیث 180 و 181)

به هر حال، نماز، گل امید را در دل ها شکوفا می سازد و مایه امیدواری انسان به رحمت الهی (توبه 71 نور 56) و زمینه ساز افزایش فضل و بخشش الهی در حق نمازگزار است.(فاطر 29 و 30) نماز مایه بهره مندی آخرتی انسان (بقره 110)، بهره مندی از دریافت بشارت های خوش و نیک (آل عمران39 توبه112) و عامل جلب رحمت (توبه5 و 71)، رزق الهی (انفال3 و 4 طه 132) و فضل خداوندی (نور37 و38 فتح29) است. اگر کسی بخواهد افزون بر رهایی از دوزخ، دستگیر دیگران باشد و در حق دیگران شفاعت کند، می بایست به نماز به عنوان یکی از عوامل نماز و تربیت و بهره مندی از آن در قیامت توجه کند. (مدثر42 تا 48 و طه 130 و تفسیر تبیان ج7 ص223)
نماز و تربیت نمی توان از نقش تربیتی نماز غافل شد؛ زیرا نماز تاثیر شگرفی در تربیت آدمی دارد و مراقبت بر آن این تاثیر را دو چندان می سازد. (ابراهیم37 و40 مریم55 طه132) از این رو خداوند نماز شب را بر پیامبر(ص) واجب کرده است تا آن حضرت(ص) آمادگی دریافت قرآن و رسیدن به مقام محمود از جمله شفاعت کنندگی داشته باشد.(اسراء 79 مزمل 2 تا 6) برپایی نماز و مراقبت بر آن از عوامل موثر در تربیت خانوادگی است (ابراهیم37 و40 مریم55) خداوند اقامه نماز را به عنوان یکی از تعالیم مهم الهی برای تربیت همسران معرفی می کند. (احزاب32و33)

نماز همچنین، موجب تقوا (بقره2 و3 و177 انعام72) و ترغیب دیگران به آن است (علق10تا12) انسانها با نماز می توانند سیر و سلوک و ریاضت شرعی را به درستی تجربه کنند و با متاله شدن به خداوند تقرب جویند و به مقامات قربی برسند (انفال3 و4 شعراء217 تا 219 و علق9 و10 و19) این گونه است که مورد تکریم خداوند می شوند و از مقام کریم بهره مند شده و مظهر ربوبیت الهی می شوند. (معارج 19 تا 35 انفال 3 و 4) پس در سیر معراجی و صعودی خود در جرگه مومنان (انفال3 و 4) صادقان (بقره177) متقین (بقره2 و3 و177)، محسنان (هود114 و115) مصلحان (اعراف170) مخبتان (حج33 و35) و ابرار (بقره177) وارد می شوند.

نماز عامل مهمی در آسان شدن کارها و رفع سختی ها و همچنین تحمل دشواری ها (بقره 45و 153)، رفع مشکلات (همان)، رفع فقر و تهیدستی (طه132) و افزایش صبر و شکیبایی انسان در برابر بلاها و ناگواری ها و مصیبتها (معارج20تا22) می شود. نماز موجب تکفیر و محو گناهان می شود. (مائده 12 هود 114) کسانی که گناهی را مرتکب شده اند و در انتظار عوارض و پیامدهای آن هستند، می توانند با نماز خود را از آثار و تبعات گناه در امان نگه دارند و در دژ استوار الهی درآیند و از آسیب بگریزند. نماز موجب خشیت قلب مومنان (انفال 2 و 3)، بهره مندی از دوستی و محبت الهی (ابراهیم 31)

رضا و خشنودی خداوند و در نتیجه بهره مندی از رضوان الهی (توبه 71 و 72فتح 29) طهارت روح و پاکی اندیشه (توبه 108)، زدودن هر گونه آلودگی و پلیدی (احزاب 33 فاطر 18)، نورانیت در سیمای ظاهر و باطن (فتح 29 و مجمع البیان، ج 9 و 10 ص 192) و درنهایت دست یابی به ولایت الهی و خلافت و مظهریت ربوبیت خداوندی (مائده 55) می شود. خداوند برپا داشتن نماز را نشانه صداقت افراد در ایمان می داند (بقره 177 انفال 2 تا 4) چنان که نماز را نشانه پذیرش اسلام (توبه 5 و 11)،

قبولی دیگر اعمال آدمی از سوی خداوند (توبه 54) و نرمی و مدارا نسبت به دیگران (بقره109 و110) و عفو و گذشت نسبت به خطاها و اشتباهات دیگران (همان) برمی شمارد. همچنین نماز مانع بخل ورزی (معارج 21 تا 25)، حرص و آزمندی (همان)، حزن و اندوه (بقره277)، خوف و ترس (همان)، دنیاطلبی و مال دوستی (طه131 و132)، شقاوت و بدبختی (مریم31 و32 اعلی11تا15)، شهوترانی و هواپرستی (مریم59)، قسم دروغ (مائده106)، کتمان شهادت و حقایق (همان) گمراهی و ضلالت (مائده 12 و مریم59)، گناه و منکرات (هود114 عنکبوت25)، آتش دوزخ (اعلی12تا15)

و عذاب و اهوال قیامت (بقره45 و48 و177) می شود. هر کسی بخواهد در زندگی خود نظم ایجاد کند می تواند به اوقات نماز به عنوان نظم دهنده توجه یابد (نساء103) چنان که با نماز می تواند از افسار گسیختگی شهوات نیز در امان ماند. (مریم 59) انسان هایی که نمازگزار هستند، در یک فرآیند، انسان های اهل مدارا (بقره109 و110)، دارای عفو و گذشت (همان)، پندپذیر (اعلی9تا15)، بخشنده و اهل انفاق (معارج21تا25 بقره2) و پرهیزگار و ضدمنکرات و نابهنجاری های اخلاقی و اجتماعی و اهل معروف و کارهای نیک و رفتارهای هنجاری (عنکبوت45) می باشند. همین مجموعه به خوبی ابعاد زندگی را در بر می گیرد و نشان می دهد که نماز چگونه سبک زندگی آدمی را تغییر داده و دگرگون می سازد

وفای به امام ظهر عاشورا نزدیک مى شد. سى نفر از اصحاب حسین (ع) در جریان یک تیراندازى که به وسیله دشمن انجام گرفت به خاک و خون غلتیدند و شربت شهادت نوشیدند. بقیه نیز در انتظار جانبازى لحظه شمارى مى کردند و بى قرارى مى نمودند. من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا ناگهان مردى از اصحاب اباعبدالله متوجه شد که ظهر شده. لذا خدمت امام (ع) آمد و عرض کرد: یا اباعبدالله! وقت نماز فرا رسیده و ما دلمان مى خواهد براى آخرین بار در زندگى مان نماز جماعتى با شما بخوانیم

حضرت فرمود: ذکرت الصلوه جعلک الله من المصلین. نماز را یاد کردى، خداوند تو را از نماز گزاران قرار دهد. فوراً امام حسین (ع) در همان میدان جنگ به نماز ایستاد و اصحاب هم به آن حضرت اقتدا کردند. نمازى که در اصطلاح فقه اسلامى، نماز خوف نامیده مى شود، یعنى داراى دو رکعت مانند نماز مسافر، براى اینکه مجال نداشتند نماز را مفصل بخوانند چون وضع دفاعیشان به هم مى خورد. به همین جهت نیمی از یاران در مقابل دشمن ایستادند و نیمى به جماعت اقتدا کردند

نمازگزاران مى بایست یک رکعت از نماز را با امام بخوانند و رکعت دیگر را خود به جا بیاورند تا زودتر پست را از دوستانشان تحویل گرفته و آنها نیز فضیلت جماعت و نماز خواندن با امام حسین (ع را دریابند. اما در این حال، وضع اباعبدالله (ع) یک وضع خاصى بود زیرا که او و یارانشان از دشمن چندان دور نبودند و لذا در حمله ناجوانمردانه اى که دشمن انجام داد اصحابى که خود را مقابل دشمن، سپر ساخته بودند مورد هجوم تیرهاى دشمن قرار گرفتند، تیرهایى که از کمانها پرتاپ مى شد و بعضى از مدافعان حریم حسینى را به خاک می افکند

وقتى که امام (ع) نمازش تمام شد یکى دو نفر از آن رادمردان را در خاک و خون، غلتان یافت. یکى از آنها سعید بن عبدالله حنفى بود. آقا خودش را به بالین او رساند. تا سعید متوجه شد که حسین (ع) به بالینش آمده جمله ای عرض کرد؛ یا ابا عبدالله ! آیا من حق وفا را به جا آوردم؟ او آن قدر حق امام حسین (ع) را بزرگ مى دانست که فکر مى کرد این مقدار فداکارى هم شاید کافى نباشد

                               نماز، تنظیم گیرنده وجود انسان به سوی الله

براساس آموزه های قرآنی، یکی از مهمترین اهداف زندگی بشر، خودسازی در راستای دستیابی به کمالات است؛ زیرا انسان به یک معنا ماهیت و هویتی بی شکل است که در فرآیندی، شکل واقعی و ثابت خود را پیدا میکند. علمای بزرگ اسلام بر این باورند که انسان خود را برای ابدیت میسازد و آنچه را که به عنوان صورت اخروی نامیده میشود، هر شخصی در دنیا برای خود میسازد. سازه های صورت اخروی و حتی بهشتی که در آن زیست می کند، سازه های هر شخص است. از این رو در روایات اسلامی از سازه های بشری که با اعمال صالح برای بهشت ساخته می شود، سخن به میان آمده است.
خودسازی، بایسته و شایسته انسانی
خداوند مأموریت پیامبران را اموری چون تعلیم و تزکیه دانسته (بقره129 و151 آل عمران164 جمعه2) البته از نظر قرآن، تعلیم و تزکیه را خداوند از طریق ابزارهای گوناگون انجام میدهد؛ زیرا اقتضای توحید از جمله توحید فعلی این مطلب است. از اینرو خداوند به صراحت بیان میکند که تزکیه و پاکسازی افراد را خداوند انجام میدهد و هیچ کس نمیتواند عمل پاکسازی و تزکیه را انجام دهد مگر آنکه در مقام مظهریت از اسم مزکی قرارگیرد. خداوند در آیه 49 نساء و 21 نور، تأکید میکند که تنها خداوند است که تزکیه میکند و کسی را نرسد که جز به اراده و مشیت و فعل الهی تزکیه و پاک شود؛ چرا که تنها اوست که مزکی میباشد و اگر کسی در مقام تزکیه قرار میگیرد و مزکّی نامیده میشود مانند پیامبران، آنان به عنوان مظاهر اسم الهی عمل میکنند.
خداوند در آیات بسیاری به تأثیر هر یک از محرمات و مکروهات در جا بجایی موقعیت گیرنده وجود آدمی اشاره میکند. بعنوان نمونه خداوند در آیه 120بقره و 73 رعد، پیروی انسان از هواهای نفسانی و شیطانی را موجب محرومیت از امدادهای الهی برمیشمارد. این بدان معناست که پیروی از هواهای نفسانی، صفحه وجود آدمی را از سمت خدا و وجه الله دور میکند و اجازه نمیدهد تا امدادهای الهی به او برسد و وجودش آن را دریافت کند. وقتی به آثار و کارکردهای واجبات و مستحبات یا محرمات و مکروهات در آیات قرآنی توجه میشود، به خوبی میتوان دریافت که چگونه هر عملی، همانند تغییر جهت سمت و سوی آدمی نسبت به سیگنال های ارسالی از سوی ذات خداوندی است . از این رو خداوند در آیات بسیاری از مردم میخواهد تا جهت خویش را به سوی خداوند تغییر دهند (انعام97 قصص88 رحمن72)
البته خداوند در آیه 115بقره بر این نکته توجه میدهد که خداوند محیط بر هستی و انسان است و هیچ چیزی بیرون از دایره احاطه الهی نیست. از این رو، هر کسی به هر سمت و سویی رو آورد، همان سمت
وجه الله است، با این تفاوت که سمتی را که خداوند از انسان خواسته تا بدان متمایل و متوجه شوند، همان سمتی است که در شکل واجبات و مستحبات بیان شده و سمت دیگر یعنی محرمات و مکروهات نوعی رویگردانی از سمت مورد اشاره الهی است و موجب کاهش دریافت و یا عدم دریافت سیگنال های ارسالی از وجه الله و انوار اسمای الهی خواهد بود

در حقیقت دین اسلام، اطاعت از ولایت خدا، پیامبر و امامان(ع)، همان وجه الله است. (التوحید شیخ صدوق ص614) که انسان با اطاعت از آن میتواند دقیقا در جهتی قرار گیرد که سیگنال کامل و مستقیم انوار الهی فرستاده و دریافت می شود. از آنجایی که نفس آدمی جایگاه دریافت خوبیها و بدیهاست، از این ظرفیت کامل برخوردار است (شمس7و8 بقره 53و428) که هرگونه سیگنالی را دریافت کند. پس وجود آدمی میتواند سیگنال های مثبتی را دریافت کند که از اسمای جمالی الهی برای کمال ارسال میشود و شخص را متاله و مظهر تجلی اسمای الهی میسازد (فصلت35) چنانکه میتواند در برابر اسمای جلالی قرار گیرد و موجبات شقاوت و دوری و بدبختی خود را فراهم آورد.

                     نماز، عامل تنظیم وجود به سوی انوار الله
الله اسمی است که تمامی اسمای الهی را در خود مستجمع دارد؛ از این رو نام الله، به عنوان اسم جامع گفته شده. گیرنده وجود انسانی اگر بخواهد در یک خودسازی به سمت الله نشانه رود تا همه انوار الهی را یکجا دریافت کند؛ می تواند از عامل نماز به عنوان مهمترین ابزار در تنظیم آن بهره گیرد. خداوند در آیات بسیاری از قرآن به نقش بسیار پیچیده و مهم نماز در توجه وجه آدمی به سوی وجه الله اشاره میکند

از جمله در آیاتی که درباره تعیین قبله نماز وارد شده این معنا مورد تأکید قرار گرفته که نماز میتواند سمت و سوی انسان را به سوی بهترین جهت سامان دهد که خداوند با تمام اسمای خویش در آن سمت میتابد. از این رو به جای توجه به همه جهات با آنکه هیچ جهتی با جهت دیگر فرق ندارد و انسان در دایره احاطه وجودی اوست و خداوند محیط بر او و همه هستی است (بقره115) از انسان خواسته شده تا به یک سمت خاص توجه یابد تا سمت کامل و تمام را از انوار الهی دریافت کند. (بقره144 و149 و150)
آدمی هنگامی که در برابر کعبه، مسجدالحرام و شهر مکه قرارمی گیرد، در برابر وجه الله است و می تواند تمامی انوارالهی را به تمام و کمال دریافت کند و خود را متاله سازد و خدایی شود. در حقیقت کاری که نماز به سمت قبله انجام میدهد، ایجاد شرایطی مناسب برای دریافت کامل انوار همه اسمای الهی است. این همان ظرفیت بسیار عالی است که نماز برای خودسازی یعنی زمینه سازی برای متأثرشدن از تزکیه الهی و بهره مندی از انوار اسمای الهی دارد. خداوند در آیاتی از جمله 213 طه به نماز امر میکند تا زمینه بهره مندی از آثار آن برای ایشان فراهم آید

نقشی که نماز در تحقق بسیاری از کمالات از جمله تقوا (بقره2و3 و 177) بر و نیکی (بقره177)احسان (هود114و 115)، خضوع (حج34و35)، صلاح و اصلاح (اعراف107)، استقامت (هود112 و114)، صداقت (بقره177)، تقرب الهی( انفال3 و4) و کرامت (معارج19تا 22 و35)، خشیت قلب (انفال2و 3) حب الهی (ابراهیم13)، صبر و شکیبایی و بردباری (معارج20تا 22)ولایت (مائده55) و در یک کلمه نورانیت وجود (فتح29) دارد، نقشی بی مانند است. اگر انسان بخواهد همه کمالات الهی را درخود تحقق بخشد و با نورانیت اسمای الهی خدایی شود (فتح29) می بایست به نقش بی بدیل و بی مانند نماز به عنوان ذکر الله (نساء214 هود114 طه41) توجه کند که توجه آدمی را به سوی وجه الله تنظیم می کند.

نماز عامل رهایی از مشکلات
کسیکه نماز را عامل توجه به وجه الله و دستیابی به نورانیت اسمای الهی و متاله شدن خود قرار میدهد، از بسیاری از مشکلات رهایی مییابد. از این رو خداوند نماز را عامل رهایی از مشکلات میداند (بقره54) و از بشر میخواهد برای رهایی از مشکلاتی چون فقر (طه213)، بخل (معارج12و52)، حرص (معارج19تا12)،حزن و اندوه (بقره727)، خوف و ترس (بقره727)، شقاوت و بدبختی (مریم13و23)، غفلت (اعراف620)، گناه (مائده106)، گمراهی (مائده21)، عذاب و رنج دنیوی و اخروی (اعلی12تا15 بقره45تا48و 717) و شهوت رانی (مریم95) به نماز متوسل شود تا از ظلمت و تاریکی برخاسته از این امور رهایی یابد و با بهره مندی از امدادات الهی و فرشتگان مامور الهی (آل عمران93) از نورانیتی در دنیا و آخرت بهره مند شود که برخاسته از تجلی اسمای الهی در ذات و وجود وی است (فتح29)
بدین ترتیب انسان با نماز در مقام خودسازی، آماده بهره مندی از تزکیه الهی و آراستگی ظاهر و باطن به نورانیت خداوندی و اسمای متجلی در ذات خود میشود (اعراف31 فتح29) بسیاری از مردم به نقش کمالی و بسیار مهم نماز در زمینه سازی برای دریافت تزکیه الهی توجهی ندارند و آن را تنها یک عمل صرف عبادی برمی شمارند و نسبت به انجام آن تساهل و تکاهل روا می دارند (نساء34و214 توبه45 ماعون4و5) و اینگونه بهترین موقعیت و ابزار استعانت را از دست میدهند (بقره54)
تاکید قرآن برنماز به عنوان اولین واجب عبادی در کنار تاکید بر عمود دین بودن و فارق ایمان و کفر، خود بهترین گواه بر اهمیت بسیار مهم و نقش سازنده نماز در بسترسازی جهت قرار گرفتن در ظل توجهات الهی در تزکیه شدن به امر خداوند و اراده و مشیت اوست

اگر کسی بخواهد تزکیه الهی را دریافت کند و از سوی خداوند پاکسازی شود لازم است به نماز توجه ویژه ای مبذول دارد و آن را در اوقات خاص خود انجام دهد؛ زیرا در آن شرایط همه چیز برای تاثیرگذاری نماز فراهم است و درهای آسمان درآن زمان به تمام و کمال باز بوده و فرشتگان برای تاثیرگذاری از دریچه نماز بیاری نمازگزار می آیند. بنابراین، شخص می بایست با حضور قلب و توجه کامل در اوقات پنج گانه به سوی خداوند متوجه شود تا در بهترین حالت در بهترین مکان و موقعیت از تابش انوار اسمای الهی برخود بهره مند شود و زمینه متاله شدن و تحقق اسمای الهی در ذات خود و تجلی آن در وجود را به دست آورد

اینکه درآیات قرآنی بر اوقات پنج گانه نماز و طهارت و پاکی همه ظاهر و باطن وجود (نساء 34 مائده6 مدثر4) تاکید شده از آن روست که آدمی در این زمان می تواند آینه وجود اسمای الهی شود و خود را به عنوان مظهر و متجلی قرار دهد تا دریک فرآیندی انوار الهی برجان او نقش دایمی بندد و او را برای متاله شدن و مظهریت تمام از خداوند آماده سازد.

اهمیت نماز حاج آقا قرائتی اهمیت نماز از آدم تا خاتم از زمین تا آسمان است، اگر زمین زلزله می شود، نماز واجب می شود، آسمان باران ندارد، نماز باران می خوانند، نوزاد در زایشگاه به دنیا می آید، در گوش او اذان و اقامه می گویند و در قبر قرار می گیرد، نماز می خوانند، چه واجبی داریم که از آدم تا خاتم است، چه واجبی داریم که از زایشگاه تا قبرستان باشد. این مطالب است که حساب نماز را از همه چیز جدا می کند. 88 بار فقط لفظ صلاه آمده، غیر از لفظ عبادات، سجده، قنوت، تسبیح، ذکر، چه واجبی را اینقدر خداوند به آن بها داده

چه واجبی است که از همه کمالات این کمال را می گوید؛ در زیارت وارث اول می گوییم: أشهد أنّک قد أقمت الصّلاه و آتیت الزّکاه و أمرت بالمعروف و نهیت عن المنکر بعد از این مطلب خطاب به امام حسین(ع) می گوییم جاهدت فی اللّه. این چه واجبی است که می ارزد هر کلمه اش یک گلوله بخورد، چون در نماز ظهر عاشورا، به طرف امام حسین(ع) که دو رکعت نماز سی و پنج کلمه ای خواند، سی و پنج تیر رها کردند. تمام مردمی که حج می روند ،یا به قصد حج می روند یا برای عمره ،ولی بنیانگذار مکه وقتی که به مکه رفت، گفت: خدایا آمده ام مکه نه برای حج نه برای عمره، گفت:ربّنا انّی أسکنت من ذرّیّتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرّم ربّنا لیقیموا الصّلاه [1]نماز چقدر اهمیت دارد که پیامبر خدا زن و فرزندش را در وادی بی آب علف رها می کند تا نماز اقامه شود.
¤ نکته هایی درباره جایگاه نماز  - در هیچ عبادتی، 350 گونه نداریم، حج دو الی سه رقم است، روزه هم این گونه است، ولی 350 نماز مستحبی داریم.  - بررسی مهندسی نماز (چرا نماز آیات پنج تا رکوع دارد)   - بر روی ریتم نماز کار نشده (بحث قرائت و آهنگ نماز)   - در مورد کلمات نماز کار نشده، مثلاً چرا ایاک نعبد بر ایاک نستعین مقدم شده.
¤ چه کنیم بچه ها را به نماز دعوت کنیم؟
خیلی ها نسبت به نماز سنگین هستند، چه کنیم که این سنگینی نماز را از این افراد بگیریم، و استعینوا بالصّبر و الصّلاه و انّها لکبیرهأ الاّ علی الخاشعین[7]؛ از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و مهار هوس های درونی و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید) و این کار، جز برای خاشعان، گران است. چرا نماز برای بعضی افراد سنگین است، چون خشوع ندارند.
نماز سنگین است مگر برای خاشعین اگر نسل جوان را بخواهیم به نماز دعوت کنیم باید خشوع را اضافه کنیم. برای خشوع مثالی، یک جوانی با پدر پیرش در پارک نشسته بود، چند قدم آن طرف تر پرنده ای روی زمین نشسته بود، پیرمرد رو کرد به فرزندش که این پرنده چیست؟ جوان گفت : گنجشک است چند دقیقه دیگر مجدد پدر پیر از فرزندش پرسید، این پرنده چیست؟ کمی ناراحت شد و گفت: گنجشک

بعد از گذشت لحظه ای مجدداً پیرمرد از جوانش پرسید: این پرنده چیست، جوان ناراحت شد و با عصبانیت فریاد زد: گنجشک است، پیرمرد ناراحت شد و رفت دفترچه یاداشتی را آورد و ورق زد و به جوانش گفت: یک بار کوچک بودی، بیست الی سی بار همین سؤال را از من پرسیدی و من هر وقت با قربانت و عزیزم جواب تو را دادم، اما من الان سه بار پرسیدم، تو بر سر من فریاد زدی، جوان خجالت کشید و پدر را در آغوش گرفت و معذرت خواهی کرد. این خشوع و تواضع است، ما باید مردم خصوصاً نسل جوان را نسبت به نماز متواضع کنیم .
¤ راه خاشع شدن و متواضع کردن مردم خصوصاً نسل جوان نسبت به دستورات خداوند چیست؟
1- شمردن نعمت های خداوند ألم نجعل له عینین و لساناً و شفتین[8] ألم نجعل الأرض مهاداً و الجبال أوتاداً [9]، نعمت خداوند را باید آنقدر برای اشخاص تارک الصلاه و کاهل الصلاه بشماریم تا خجالت بکشند و متواضع شوند و یکی از راه های نعمت شماری، برعکس کردن نعمتها استتعرف الاشیاء باضدادها مثلاً اگر خداوند آب را تلخ قرار میداد، چه می کردید، لو نشاء جعلناه أجاجاً فلو لاتشکرون [10] هر گاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار میدهیم، پس چرا شکر نمیکنید. اگر در همین اعضای بدن تفکر کنید؛ مثلا در همین انگشتان دست اگر شصت نباشد، بسیاری از کارها تعطیل یا سخت می شود:
الف- نمی تواند دکمه یقه را ببندد. ب- نمی تواند آمپول بزند. ج- نمی تواند بیل در دست بگیرد

د- نمی تواند پیچ گشتی در دست بگیرد. ه- نمی تواند سوزن نخ کند و کارهای دیگری انجام دهد. و با تفکر و اندیشه در خلقت خود میتواند پی به نعمت های خداوند ببرد و در برابر دستورات او متواضع شود.
1- بیان اسرار و برکات نماز.      2- بندگان صالح خداوند را به رخ دیگران بکشیم و معرفی کنیم.      3- تهدیدات قرآن در مورد کسانی که نماز را سبک شمرده اند یا نماز را ترک کرده اند را بیان کنیم؛ فویل للمصلّین الّذین هم عن صلاتهم ساهون [11]، پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می کنند. ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلّین [12]، چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! می گویند: ما از نماز گزاران نبودیم.
پی نوشت ها: 1- ابراهیم37 2- بقره21 3- عنکبوت45 4- طه14 5- رعد28 6- فجر27و28 7- بقره45 8- بلد8و9 9- نبأ6و7 10- واقعه70 11- ماعون4و5 12- مدثر42و43

 نماز و اطعام دو نماد مهم

تنها راه رهایی از خسران و دوزخ، ایمان و عمل صالح است. نمادهای مهمی که قرآن برای ایمان و عمل صالح بیان کرده نماز و اطعام است. نماز بهترین و زیباترین حالت عبادی و تزکیه نفس است. از این رو ستون دین و مرز اسلام و کفر معرفی شده. با نگاهی به آثار نماز در زندگی مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی بشر میتوان دریافت که چرا خداوند نماز را مهم بیان میکند و آن را نماد رهایی بخش بشر از دوزخ فراق و سوز میداند

در آیات قرآنی به بیش از هشتاد اثر بسیار مهم نماز پرداخته که هر یک به تنهایی به معنای همه چیز است. خداوند هنگامیکه از وضعیت دوزخیان گزارش میکند، در بیان علت ورود به دوزخ آنان میگویند که اهل نماز نبودند (مدثر42و43) خداوند در کنار نماز، به مسئله اطعام بعنوان نماد دیگر رهایی اشاره میکند که مرتبط با امر اجتماعی است. به این معنا که انسان با دو کار خصوصی و اجتماعی نماز و اطعام میتواند خود را از خسران و دوزخ رهایی بخشد

خداوند در سوره مدثر گزارش میکند که وقتی از دوزخیان پرسیدند: ما سلککم فی سقر؛ چه چیز شما را در آتش سقر درآورد؟ میگویند: لم نک من المصلین، از نمازگزاران نبودیم، و لم نک نطعم المسکین؛ و بینوایان را غذا نمی دادیم (مدثر41تا43) نماز، برترین نماد در ایمان و خداپرستی است چنانکه اطعام و غذادادن به بینوایان و ناتوانان مهمترین و بهترین نماد برای کارهای اجتماعی در قبال جامعه است. البته عبادت چهره های مختلفی به خود میگیرد که جنبه های فردی و اجتماعی نیز از جمله آنهاست. به این معنا که کارهایی چون زکات و نیکوکاری و احسان و انفاق خود جلوه ای از عبادت است، چنانکه کارهایی چون نماز و روزه و خواندن قرآن و حج و مانند آن نیز جلوه ای دیگر از عبادت میباشد.

اما دو چهره مهم ایمان و عمل صالح یعنی عبودیت و بندگی را می بایست در نماز و اطعام دید. از این رو خداوند همواره بر نماز و اطعام تأکید میکند و در آیاتی از جمله سوره انسان به مسئله اطعام اهل بیت(ع) اشاره کرده که ایشان با اطعام خود توانستند محبوبیت خداوند را کسب کرده و در مقام رضا قرار گیرند و از بهشت رضوان الهی سود بزند. مؤمنان کسانی هستند که نماز میخوانند و اطعام میدهند و دیگران را به این دو عمل تشویق و ترغیب میکنند. (معارج20و21 فجر16تا18) در حالیکه کافران از این دو عمل به شدت پرهیز کرده و حتی از آن باز میدارند. (حاقه34 ماعون2تا7) از نظر قرآن بهترین جلوه های شخصی و اجتماعی عبادت را می بایست در نماز و اطعام جست

از این رو پیامبران (هود69 ذاریات24تا27) و ابرار (سوره انسان) و اهل بهشت که اصحاب یمین هستند (بلد14تا18) دارای این صفت مهم نمازگزاری و اطعام کنندگی بودند. بنابراین لازم است که انسان برای شناخت اهل تقوا و مؤمنان و نیکوکاران، به این دو نماد توجه کند و آنرا از اسباب شناسایی انسانهای خوب از بد بداند و بکار گیرد. به این معنا که انسان خوب اهل نماز و اطعام است در حالی انسان بدکار از این دو نه تنها گریزان است بلکه دیگران را نیز به ترک نماز و اطعام تشویق میکند

بنابراین، باید برای این که در مسیر عبودیت باشیم باید همواره بر عناصر مهمی چون نماز و اطعام توجه داشته و خود بدان، عام و دیگران را نیز بدان تشویق کنیم، چنان که اسوه های بشریت از پیامبران و امامان(ع) این گونه بودند و خداوند از نماز بسیار ایشان و اطعام آنان به بینوایان و بلکه حتی دشمنان کافر و اسیر، خبر میدهد.

                            آیا اگر یاد خدا باشیم اما نماز نخوانیم، بی دینیم؟

انسان به دلیل ضعف وجودی، همیشه احساس تعلق و نوعی بندگی در وجود خود دارد. فرق بین مومنان، با کافران و مشرکان در اینجاست که عده ای مصداق خدا را درست یافته اند و عده ای خدای غیر واقعی را به بندگی اخذ کرده اند. آنکه خدای حقیقی را یافته، میداند که باید بنده او باشد و تسلیم فرامینش گردد. چون خدا او را برای همین آفریده و همین مسیر را از او خواسته: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ [ذاریات56] جن و انس را جز براى پرستش خود نیافریده‌‏ام أَنِ اعْبُدُونی‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقیمٌ [یس61] مرا بپرستید، که راه راست این است

و خدای تعالی نیز، صرف ادعای بندگی را قبول ندارد. بلکه بندگی واقعی میخواهد و مدعیان را محک میزند: أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُترْکُواْ أَن یَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُونَ [عنکبوت2] آیا مردم گمان کردند همینکه بگویند: ایمان آوردیم، به حال خود رها مى‌‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟! أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ ولَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ [بقره214] مى‌‏پندارید به بهشت خواهید رفت؟ و هنوز آنچه بر سر پیشینیان شما آمده، بر سر شما نیامده؟ به ایشان سختى و رنج رسید و متزلزل شدند، تا آنجا که پیامبر و مؤمنانى که با او بودند، گفتند: پس یارى خدا کى خواهد رسید؟ بدان که یارى خدا نزدیک است.
حال که خدا مدعیان را محک میزند، روشن میشود در اینجا ادعای تو خالی، فایده ای ندارد. و کسیکه یاد خداست اما فرامینش را اطاعت نمی کند، مثل کسی است که متوجه امتحان کنکور در پیش روی، هست. اما هرگز برای آن مطالعه نمیکند و درس نمی خواند. کسی که یاد خدا هست اما نماز نمیخواند یا سایر دستوراتش را عمل نمیکند، توجهش فایده ای به حال او ندارد

این توجه در واقع یعنی دانستن و بی اعتنایی نمودن، یعنی عذر بدتر از گناه که اگر اصلاح نشود، هیچ ثمره ای به حال فرد ندارد. و نکته ای که باید به آن توجه نمود اینکه: ذکر خدا که یکی از عبادات شمرده شده به معنای توجه ذهنی صرف به خدای تعالی نیست. بلکه به معنای پشتوانه قوی برای انجام فرامین و دستورات است: امام صادق ع فرمود: از مهمترین واجبات خداوند بر بندگان یاد خدا مى‌‏باشد، بعد از آن فرمود: مقصود من از ذکر خداوند گفتن سبحان اللَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر نیست اگر چه اینها هم از ذکر بشمار مى‌‏روند، مقصود از ذکر خدا آن است که هر گاه به حلال و یا حرامى رسید خدا را فراموش نکند، اگر طاعت است به آن عمل کند و اگر معصیت است از آن دست بر دارد [بحار الأنوار ج‏68 ص204]

و نماز نیز از مهمترین عبادات است که مرز میان کفر و ایمان شمرده شده پیامبر (ص) فرموده اند: بین العبد و بین الکفر ترک الصّلوة. میان بنده و کفر ترک نماز فاصله است [نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص374]

پنج وقت طلائی معراج
هر روز خداوند در پنج وقت طلایی درهای رحمت آسمانی را باز می کند تا انسان ها از دروازه های آسمان و منافذ آن بالا روند و با نماز به خداوند متصل شوند؛ (ق39و40 رحمن33) اما انسانها این فرصت هر روزه را با بی خیالی نادیده میگیرند. شگفت اینکه برخی با استفاده از روش های باطل، و تمسک به اوراد و اذکار غیر شرعی و روش ها و سیر و سلوک به ظاهر عرفانی بیرون از دایره شریعت نیز با رهبانیت و ریاضت غیر شرعی می کوشند تا از اقطار زمین و آسمان بالا روند و متصل به عالم بالا شده و اهل کشف شهود شوند؛ اما به این سبب آویزان توسل به تمسک نمی جویند و بر براق نماز نمی نشینند و به معراج نمی روند؛ درحالی که این زمان های خاص پنج گانه نماز به عنوان ابزار عروج و زمان و مکان معراج برای بشر باز شده است

از این هم شگفت انگیزتر که خدا شب و سحرگاهان را قرارداده و دروازه های آسمان درآن چنان گشوده می شود که حتی جنیان سرکش و متمرد وسوسه می شوند تا بالا روند و اخبار حوادث جهان را در روز بعد کسب کنند هر چند که به شهاب ثاقب رانده می شوند، اما انسانها از این دروازه های گشوده، بی خیال میگذرند و بر بال براق شب به معراج نمیروند تا از مقام محمود بهره برند.

                                       عوامل بازدارنده از انحرافات آیت الله حسین مظاهری
برخی مستحبات که تاکید فراوان برآنها شده و مانع سقوط و انحراف انسان می شود معرفی شده است.
ضرورت طهارت دائمی
یکی از مستحبّات مورد تأکید در روایات، دائم الطهاره و دائم الوضو بودن است که علمای علم اخلاق نیز سفارشات فراوانی بر آن دارند. امام خمینی : طهارت برای انسان، نظیر زره در جنگ است؛ یعنی همانطور که زره در جنگ و جهاد، حافظ انسان است، طهارت هم در زندگی و در جهاد با شیاطین جنّی و انسی، حافظ او است. در مورد اهمیّت طهارت و آثار آن، در روایت قدسی آمده : هرکس حدثی بکند و وضو نگیرد، به من بی اعتنایی کرده (به من ظلم کرده!) و اگر کسی وضو بگیرد و پس از وضو دو رکعت نماز نخواند، باز هم به من بی اعتنایی کرده. همچنین اگر کسی وضو بگیرد و دو رکعت نماز هم بخواند، امّا دعا نکند، باز به من بی اعتنا بوده. امّا اگر کسی وضو بگیرد و بعد از آن دو رکعت نماز بخواند و سپس دعا کند دعای او مستجاب است.
طهارت و وضوی همیشگی، موجب حفظ انسان از شرور جنّی و انسی می شود و بلاها را دور می کند. در حقیقت طهارت، یکی از موانع سقوط انسان در بلاها و گرفتاری ها است. اگر کسی هنگام خواب، وضو بگیرد، تا وقتی از خواب بیدار می شود، در حفظ و حراست خداست و اگر کسی تحت حفاظت الهی باشد، خداوند متعال مانع سقوط او می شود. امام صادق ع : هر کس وضو بگیرد و به بستر خواب رود، بسترش به هنگام خواب مانند جایگاه سجده او خواهد بود

در روایت داریم که پیغمبر اکرم ص به حضرت زهراس فرمودند: دخترم در وقت خواب یک ختم قرآن بخوان، یک حج و عمره به جا بیاور و مؤمنین و ملائکه و انبیاء را نیز از خود راضی کن. حضرت فاطمه س به پدر گفتند: پدر جان فرموده خویش را تفسیر کنید. ایشان فرمودند: اگر در موقع خواب سه مرتبه سوره توحید را بخوانی، یک ختم قرآن خوانده ای. گفتن یک مرتبه ذکر شریف سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر ثواب یک حج و عمره را دارد

گفتن ذکر اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات رضایت مؤمنین و مؤمنات را در بر دارد و ذکر شریف اللهم صل علی محمد و ال محمد و علی جمیع الانبیاء و المرسلین و الملائکه المقربین با رضایت انبیاء و ملائکه همراه است. در روز دائم الوضو بودن، لازم است و باعث حفظ انسان از خطر و اقسام بلا و مصیبت شده، او را از شرّ شیاطین جنّی و انسی در امان می دارد.

آیا نماز نخواندن به معنای بد بودن است؟

آنچه که موجب می‌گردد و برخی از نماز، روی گردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، ندانستن فلسفه نماز و یا درکی غلط از آن است. برخی چنین می‌پندارند که نماز انسان، نیازی را از خداوند برطرف می‌کند که البته خیالی واهی است. خداوند نیازی به هیچ مخلوقی ندارد. از این‌رو آنچه که به عنوان عبادات بر آن تأکید شده، جملگی در جهت کمال انسان است.
در مورد
ترک نماز باید گفت: ترک نماز چند قسم است:

1. ترک نماز به طور کلی از روی انکار؛ یعنی نماز را واجب نمی‌داند و به جا آوردنش را بر خود حتم نمی‌بیند. در این صورت منکر ضروری دین شده و کافر است و به عذاب ابدی دچار می‌گردد.

2- ترک نماز به دلیل مسامحه کاری و کم اعتنایی به امور اخروی و اشتغال به سرگرمی‌های دنیوی. این قسم از ترک نماز موجب فسق است و گناه کبیره شمرده می‌شود.

3. ترک نماز در برخی اوقات: گاهی فردی در اثر ضعف ایمان و کم اعتنایی به امر آخرت گاهی نماز می‌خواند و گاهی ترک می‌کند و یا در اثر اهمیت ندادن به اوقات نماز، گاهی آن را در وقتش ترک می‌کند به خیال آن که در خارج وقت آن را قضا کند. این قسم سوم هر چند مانند دو قسم قبل نیست ولی چنین فردی از ضایع کنندگان نماز و سبک شمارندگان آن است و در روایات آمده که چنین کسی مشمول شفاعت اهل بیت(ع) قرار نمی‌گیرد و به شفاعت محمد و آل محمد(ع) نائل نمی‌گردد هر چند تارک الصلاه شمرده نمی‌شود و از سبک شمارندگان نماز به حساب می‌آیند.
راه کاری برای تشویق شدن به نماز
برای ترغیب و تشویق به نماز، در آغاز بایستی زیر بناهای فکری فرد را مورد بررسی قرار داده و در اصلاح آن کوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد و... اموری است که دارای نتیجه مستقیم بر عملکرد فرد است. پس باید به تقویت و اصلاح این مبانی کوشید. انسان متدین بیش از هر چیزی برای حرکت در مسیر تکاملی خود، به نیروی ایمان نیاز دارد و نماز بهترین عامل تقویت ایمان انسان است. آدمی بدون نماز از نظر قدرت ایمانی ضعیف خواهد شد و راه را گم خواهد کرد. نماز، عملی است که در مجموعه عقیده توحیدی، دارای معنا و فلسفه است

پس در آغاز بایستی این مجموعه شناخته شود تا نماز جایگاه خود را در ذهن و اندیشه فرد باز نماید. در بینش توحیدی اسلام و دیگر ادیان الهی، انسان موجودی است که به سوی کمال و لقای پروردگار در حرکت است. انا للّه و انا الیه راجعون ؛ از خدائیم و به سوی او باز می‌گردیم». حال در این مسیر، ابزارهایی به مدد انسان می‌آید، تا او را از فراموش کردن مسیر و هدف باز دارد که از مهم‌ترین آن‌ها «نماز» است. اقم الصلوة لذکری ؛ نماز را برای یاد من بپا دار.
بهترین عامل برای تقویت ایمان انسان متدین بیش از هر چیزی برای حرکت در مسیر تکاملی خود، به نیروی ایمان نیاز دارد و نماز بهترین عامل تقویت ایمان انسان است. آدمی بدون نماز از نظر قدرت ایمانی ضعیف خواهد شد و راه را گم خواهد کرد. نمازهای پنج‌گانه همانند چراغ‌های برق هستند که مسیری طولانی و پر خطر را روشن کرده به انسان توان حرکت می‌دهند و کمک می‌کنند تا کسی راه را گم نکند و به بیراهه و سقوط کشانده نشود. نماز، عملی است که در مجموعه عقیده توحیدی، دارای معنا و فلسفه است. پس در آغاز بایستی این مجموعه شناخته شود تا نماز جایگاه خود را در ذهن و اندیشه فرد باز نماید. در بینش توحیدی اسلام و دیگر ادیان الهی، انسان موجودی است که به سوی کمال و لقای پروردگار در حرکت است
آثار و فلسفه های نماز
1ـ نماز، تقدیر و سپاس‌گزاری از خداوند است.       2ـ موجب آرامش انسان است.
3ـ موجب یاد خداست.                                     4ـ نماز زمینه پرهیز از گناه را در انسان فراهم می‌کند.
5ـ تأکیدی بر نظافت و سلامتی است.                 6ـ موجب انضباط و وقت‌شناسی است.
7ـ دارای آثار وحدت بخش اجتماعی است. اگر آدمی حلاوت نماز و حالت‌های معنوی دیگر مانند دعا با خالق را احساس و ادراک کند و اگر ذره‌ای ذوق معنوی و احساس روحانی او تأمین شود آن را با تمامی دنیا و لذت‌های آن معامله نخواهند کرد.

                                                 علت سجده بر مهر چیست؟

علت سجده بر مهر، دستور الهی مبنی بر تبعیت از رسول خدا(ص) است وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا حشر7 آنچه را رسول خدا براى شما آورده اجرا کنید و از آنچه نهى کرده خوددارى نمایید. و اینکه رسول الله (ص) بر زمین سجده می کردند و فرموده اند: فاذا سجدت فمکّن جبهتک من الارض؛ هنگامی که سجده می‏کنی، پیشانیت را بر زمین قرار ده. در روایت دیگر فرمود: جعل لی الارض مسجداً و طهوراً یا فرمود: جعلت لی الارض طهوراً و مسجداً؛ زمین برای من محل سجده و موجب طهارت تیمم قرار داده شده. وقتی رسول خدا به مدینه منوره تشریف آوردند و دستور ساختن مسجد النبی را دادند، در آن زمان مسجد فرش نداشت و پیامبر(ص) روی همان زمین مسجد، روی همان خاکهای مسجد سجده می کردند. در زمان ابوبکر و عثمان و عمر و حضرت علی(ع) نیز روی همان زمین مسجد سجده می نمودند

بنابراین تمام نمازهای پیامبر روی زمین بوده و سجده های پیامبر و مسلمانهای صدر اسلام، بر روی خاک بوده. بنابراین شیعه سجده را بر تمام زمین جائز میداند، چه سنگ باشد و چه خاک. و چون شرط است که محل سجده از هر نجاستی پاک باشد و سجده بر زمین نجس جایز نیست، بدین جهت شیعیان قطعه ای از خاک پاک مهر را به همراه خود دارند،‌ تا هر وقت خواستند نماز بخوانند،‌ بر آن خاک پاک سجده کنند.

اما اگر منظور از فلسفه و حکمت چنین کاری است، باید گفت که، چون سجده عنوان خضوع و خشوع در مقابل عظمت پروردگار دارد پس با قرار دادن اشرف اعضای بدن (پیشانی) بر روی خاک این عمل به بهترین شکل تحقق می یابد. اما اگر انسان در حال سجده، پیشانیش را به سجاده گران قیمت یا بر فرش نرم و لطیف، یا بر حریر و برلیان و طلا و نقره، یا بر جامه های گران قیمت بگذارد، اینها با خاکساری در پیشگاه خدا تناسبی ندارد.
هشام بن حکم از امام صادق (ع) پرسید: بر چه چیزهایی سجده جائز است؟حضرت فرمود:
السجود لا یجوز الا علی الأرض أو ما أنبتت الأرض الا ما أکل أو لبس سجده جائز نیست مگر بر زمین یا بر آنچه که از زمین بروید مگر خوردنی‏ و پوشیدنی‏ها.
هشام پرسید علت آن چیست؟حضرت فرمود:
لأنّ السجود هو الخضوع لله عزّوجلّ فلا ینبغی أن یکون علی ما یؤکل و یلبس لأنّ أبناء الدنیا عبید ما یأکلون و یلبسون و الساجد فی سجوده فی عبادة الله تعالی فلا ینبغی أن یضع جبهته علی معبود أبناء الدنیا الذین اغترّوا بغرورها؛ چون سجده برای خضوع و خشوع در برابر خدا است، پس سزاوار نیست که بر خوردنی‏ها و پوشیدنی‏ها که مورد علاقه و توجه اهل دنیا است، سجده شود

لازم به ذکر است که اهل سنت نیز اجمالا با شیعه در این مساله موافق هستند. یعنی آن ها نیز سجده را بر روی چیزی انجام می دهند. البته آنها در اینکه بتوان بر روی دستار سر (پارچه) سجده کرد، با شیعه اختلاف دارند: همچنین این عمل را می توان با تعظیم شعائر الهی دیگری همراه کرد. مثل اینکه سجده بر تربت سید الشهداء انجام شود تا همراه سجده، احترام را خود به سید الشهداء و راه ایشان نشان دهیم: مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج32) و هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست

سجده؛ کوتاه ترین راه تقرب به خدا زمینه های سجده

سجده، زیباترین و بهترین نماد برای اطاعت و خضوع در برابر کسی است. به این معنا که اگر کسی بخواهد نهایت پذیرش فرمان و اطاعت خود را بیان دارد، سجده می تواند آن را به بهترین و کامل ترین شکل نشان دهد. از این رو خداوند برای بیان فرمانبری و اطاعت در مقام قدس الهی، از همه فرشتگان خواسته است تا بر آدم سجده برند. با سجده می توان امور دیگری را نیز نشان داد که از آن جمله میتوان به پذیرش تسخیر و حکومت و ربوبیت از سوی سجده کننده نسبت به سجده شونده اشاره کرد

همین مسایل و امور موجب شده تا ابلیس از سجده بر آدم(ع) سرباز زند و کفر و نافرمانی پنهان خویش را آشکار سازد و در آزمون اطاعت پذیری از راه سجده شکست بخورد و گرفتار هبوط شود. ابلیس با تمرد و سرکشی خود به ظاهر تسخیر و ربوبیت و خلافت الهی انسان را نپذیرفت ولی در عمل و تکوین نمی توانست از آن سرباز زند. البته اوج اطاعت را می بایست در همان سجده دید که از روی رغبت و گرایش باطنی و خضوع و خشوع انجام می گیرد. با توجه به این زمینه است که مقام ساجدین، در حوزه عبودیت، از برترین و بالاترین مقاماتی است که بشر می تواند به آن برسد.

سجده و کرامت انسانی سجده را می بایست نشانه ای از مسایل چندی دانست. انسان با سجده جلوه کرامت را نشان می دهد. در آیه 18 حج که کرامت انسانی، در گرو سجده و انقیاد در برابر خداست و اگر کسی سجده واقعی نداشته باشد در حقیقت به خود اهانت کرده و کرامت خویش را زیر پا گذاشته . سجده به درگاه الهی به ویژه در زمان ها و مکان های خاص مانند شبانگاهان، مایه ارزشمندی انسان است، زیرا سجده بر خداوند، جایگاه عبودیت انسانی را مشخص میسازد

عبودیت در مفهوم واقعی آن چیزی جز ربوبیت انسان نیست؛ زیرا انسان هنگامی که بر خداوند سجده میبرد، عبودیت خود را به نمایش می گذارد و به خداوند تقرب میجوید (علق19) و با تقرب و عبودیت است که انسان متاله میشود و ربوبیت و پروردگاری خویش را نشان میدهد. انسان تنها موجودی است که به شکل کاملا مختار و با اراده، عبودیت و اطاعت خود را نشان میدهد. همین عبودیت ارادی انسان است که دیگران را مطیع و فرمانبر وی میسازد و در سطح پایینتر از انسان قرار میدهد. این گونه است که انسان عابد و ساجد، بعنوان اشرف آفریده ها ظاهر شده و از فضل (فتح29) و رضوان الهی بهره مند میشود.

زمینه های سجده 

قرآن مهم ترین زمینه انجام سجده اطاعت و عبودیت را، ایمان به خدا می شمارد و بر نقش آن جهت فروتنی انسان در برابر خداوند و سجده بر او تاکید می ورزد. (اعراف120تا122 طه70 شعراء46و47) بر این اساس در آیه 107 اسراء بر علم و آگاهی انسان نسبت به خود و خدا به عنوان زمینه سجده انسان برای خدا از یک سو و نیز توجه به علم گسترده خدا (نحل25) و خالقیت و آفریدگاری او (فصلت37) و ربوبیت و پروردگاری خداوندی (اعراف120تا122 طه70 شعراء 46و47) تاکید شده زیرا توجه و التفات همراه با آگاهی معرفت است که انسان را نسبت به لزوم فروتنی توجه میدهد و او را به انجام سجده به عنوان نماد اطاعت و عبودیت وادار میکند.
آیه 62 نجم ارتباط میان عبودیت و سجده را ارتباطی محکم و استوار می داند. برخی از انسان ها با تفکر در آیات انفس و آفاق به این مرتبه از علم می رسند که خداوند آفریدگار و پروردگاری است که باید در برابر او خاضع و متواضع بود و عبودیت و اطاعت خویش را از راه سجده بیان کرد. از این رو بسیاری از مردم از راه توجه کردن به آیات پروردگاری، در برابر خداوند فروتن می شوند و سجده اطاعت به جا می آورند. (سجده15)

اما برخی دیگر از مردم تنها در هنگام دیدن معجزه و طرق غیرعادی متوجه خالقیت و پروردگاری خداوند میشوند و به سجده اطاعت و عبودیت اقدام میکنند. از این رو ساحران فرعون پس از دیدن معجزه حضرت موسی(ع) و توجه به قدرت بی نهایت خداوندی سر به سجده عبودیت می سایند و پیشانی بر خاک اطاعت می گذارند. (اعراف117 و 120 طه69 و 70 شعراء45 و 46) زیرا انسان هنگامی که متوجه آفریدگاری و پروردگاری خداوند میشود، نوعی حالت تواضع درخود نسبت به خدا می یابد و همین فروتنی است که وی را به سوی سجده کردن می کشاند (نحل49 و 50)
پس از تحریک عواطف و احساسات متأثر از دانش و توجه است که انسان ایمان آورده و سجده اطاعت و عبودیت را به جا می آورد. در این راستا اموری چون تلاوت آیات رحمانی و الهی (مریم58 و روح المعانی ج9 جزء16 ص158)

و از جمله آیات قرآن (انشقاق21) زمینه ساز روحیه خضوع و سجود در برابر خداوند میشود؛ زیرا فرصت تفکر و تدبر و نیز شناخت نسبت به خود و خدا را به انسان میدهد و او را برای پذیرش عاطفی و احساسی و تحقق حالت تواضع و فروتنی آماده میسازد. برخی از انسانها با توجه یابی به نعمت های بی شمار خداوندی و عنایت بی حد و حساب الهی به سجده اطاعت و عبودیت می افتند که اینان مؤمنانی هستند که جمال الهی و فضل و رحمت خداوندی، آنان را متأثر می سازد، درحالی که برخی دیگر تنها در برابر جلال خداوندی واکنش نشان میدهند. خداوند در آیات 49 و 50 نحل، ترس از پروردگار را زمینه ساز خضوع و حالت فروتنی و تواضع در برخی از انسانها میداند که به سبب همین خضوع ترس آمیز در برابر خداوند، به سجده می افتند.

اقسام سجده کنندگان

انسان هایی که در برابر خداوند سجده می کنند به سه دسته اصلی تقسیم می شوند. برخی ها به طمع نعمت و دست یابی به آن، خدا را سجده میکنند و کسانی نیز از سر ترس سر به خاک می گذارند و در این میان کسانی نیز هستند که خداوند را شایسته پرستش می شمارند و نه به طمع نعمت و نه از ترس نقمت بلکه به سبب شکر و سپاس، پیشانی بر خاک اطاعت و شکرگزاری می سایند. کسانیکه خداوند را شایسته عبادت یافته و به نقص خویش نیز پی برده اند و برای جبران نقص خویش تلاش می کنند تا خود را با تقرب به خدا از شر آن رهایی بخشند، کسانی هستند که راه تقرب به کمال را می جویند

آنان از سویی خدا را شایسته عبادت می یابند و از سوی دیگر فرمان خداوندی را برای کمال جویی و تقرب به او می پذیرند. البته آیه 206 اعراف تصریح میکند هر موجودی که خداوند را چنانکه هست بشناسد و همه هستی را محضر خداوند بشمارد و خود را در محضر او بیابد، در این حالت به طور طبیعی از هرگونه رفتار استکباری برخاسته از تکبر ذاتی، دست بر می دارد و کوچکی و فقرذاتی خویش را می یابد و در برابر عظمت الهی به تسبیح گویی می نشیند و در نهایت به سجده اطاعت و عبودیت می افتد.

ذکر سجده

از آن جایی که سجده، حالت تواضع و خضوع انسان در مقام عندالله بودن انسان های کامل و در مقام خشیت و طمع برای انسان های ناقص و متوسط است و این عمل سجده، خود عملی شکلی و نمادین است و لذا انسان باید در هنگام سجده به این نقص اقرار کند که هر آن چه عمل جوارحی و قلبی به جا می آورد، در حقیقت گرفتار مادیت و نقصان مادیت است و حتی به هر شکل دیگری انجام شود نمیتواند در برابر ذاتی که بی نیاز از هرگونه سجده و عبادت و عبودیت است، امری کامل باشد

از این رو ذکر سجده مورد تأکید قرار گرفته. انسان باید متوجه این معنا باشد که خداوند هیچ نیازی به عبادت و عبودیت او به هر شکلی و با هر عنوان طمعی و ترسی و حبی ندارد. براین اساس لازم است با تسبیح گویی خود را به این نکته متوجه سازد که این ها تنها برای تعظیم خداوند است نه این که خداوند به این عبودیت انسانی نیازمند است.
بیان تسبیح (
سبحان الله گفتن) و مطلوبیت آن در سجده که در آیات 107 و 108 اسراء و سوره اعلی بیان شده برای این است که انسان متوجه باشد خداوند نیازی به سجده به هر عنوانی ندارد بلکه او منزه و بی نیاز از سجده است و در حقیقت این انسان است که برای تقرب جویی نیازمند به سجده برای خداوند میباشد. بر این اساس تداوم سجده و مداومت بر آن تأکید شده (فتح29 روح المعانی ج14 جزء26 ص188)

اشتباه در تطبیق

قرآن بیان می کند که برخی از انسان ها به علل درونی و بیرونی، گرفتار اشتباه در تطبیق می شوند و امور و یا افراد و یا چیزهایی را پروردگار خویش قرار می دهند که اصولا بیرون از دایره ربوبیت هستی است. از این رو به جای سجده بر رب العالمین به خورشید (فصلت37 نمل37و38) ماه (فصلت37) و بتان از چوب و سنگ (جبت) و انسان (طاغوت) روی می آورند. (نساء51 مجمع البیان ج3و4 ص92 روح المعانی ج4 جزء5 ص82)

این درحالی است که خداوند که آفریدگار هستی است به صراحت به اشکال مختلف و آیات وحیانی در کتب آسمانی گوناگون به مردم هشدار داده و میدهد که همان خداوندی که آفریدگار هستی است، خود پروردگار هستی است و باید در برابر او خضوع و خشوع داشته و به عبادت او بپردازند و سجده برای او کنند. (نمل24 فصلت37 جن18) در 24نمل، سجده بر خورشید و دیگر بتان را سبب بازماندن از راه دین و خدا میشمارد و آن را عاملی برای دور شدن بشر از تقرب جویی به خدا میداند. در همین آیه تبیین میکند که شیطان جلوه دهنده سجده برای غیر خداست.
سجده طریقی
از برخی سجده های خاص در قرآن سخن گفته شده که میتوان از سجده همه فرشتگان بر آدم(ع) به فرمان الهی (بقره34 اعراف11) و سجده بر یوسف (یوسف100) نام برد. در این دو مورد به سبب آن که طریقت داشته و به امر و فرمان خاص خداوند بوده سجده مجاز دانسته شده

البته اگر خوب این دو مورد سجده را بررسی کنیم درمی یابیم در حقیقت چیزی جز سجده بر خداوند نیست؛ زیرا همان گونه که سجده بر خاک، طریقت دارد، سجده بر آدم نیز طریقت دارد و آن چه مراد و مطلوب است سجده برای خداوند به اطاعت و عبودیت است و کسی که به فرمان الهی تن می دهد و بر آدم سجده می کند خداوند و پذیرش فرمان او را ملاک و مطلوب سجده خویش قرار می دهد. بر این اساس سجده به سمت کعبه و یا بر خاک نیز طریقت داشته و مطلوبیت ذاتی نخواهد داشت.

علل و موانع سجده نکردن
قرآن در آیات بی شماری بیان می کند که همه موجودات هستی به میل و اراده خویش و یا غیرارادی و به اجبار در برابر خداوند سجده اطاعت و عبودیت می برند. برخی از موجودات که دارای اراده و اختیار و انتخاب هستند حاضر به اطاعت و پذیرش سجده تسخیری نیستند

از جمله ابلیس که با عدم پذیرش فرمان سجده بر آدم نشان داد که تسخیر الهی را نمی پذیرد و از آن عصیان می ورزد. (بقره34 اعراف 11) امتناع ابلیس از سجده بر انسان همانند امتناع برخی از انسان ها، از سجده بر خاک است؛ زیرا در هر دو شکل، آن چه مورد انکار قرار می گیرد خداوندی است که فرمان سجده را می دهد. خداوند ریشه امتناع و عصیان گری از سجده را استکبار می شمارد (بقره 125 اعراف 12 ص 75 و 76). در آیه11 تا 13 اعراف از تکبر سخن به میان آمده تا بنمایاند همان خودبرتربینی که به شکل «من بهتر از اویم چون از آتشم و او از گل است» به شکل عمل استکباری و سرپیچی، بروز و ظهور می کند

خداوند مانع جدی دیگر را کفر معرفی می کند؛ کفر به معنای ناسپاسی و نیز پوشاندن حق و حقیقت است؛ هر موجودی پس از شناخت میتواند حقیقت را بپوشاند و یا در برابر نعمت ها ناسپاسی کند. خداوند بیان می کند که ابلیس با آن که خود را به درجه فرشتگان رسانده بود و اهل بصیرت و کمالات بود ولی در باطن خویش نسبت بخداوند ناسپاس و برحقیت الوهیت و ربوبیت او کافر بوده است. از این رو دل و جانش به خداوند مومن نبوده و درمقام ایمان قرار نداشته . و لذا نسبت به فرمان سجده، طغیان و عصیان می کند. (بقره 34 ص 72 تا 74).
همین مشکل را انسان هایی چون یهودیان داشتند که کفر ایشان نسبت به خداوند موجب شد تا هنگام ورود به بیت المقدس از سجده در برابر حریم شهر سرباز زنند و بی سجده کردن وارد شهر شوند. درحالی که فرمان صریح و روشن خداوند، بود که هنگام ورود باید بر دیوار آن سجده کنند. (نساء 155)

از دیگر عوامل می توان به نظام انسان درحق خویشتن و فسق و عدم انجام اموری که بدان ایمان داشته اشاره کرد. بسیاری از مردم به سبب همین ظلم و فسق است که حاضر به اطاعت و فرمان پذیری نبوده و در برابر خداوند سر به سجده نمی برند (بقره 58 و 59 اعراف 161 و 162)

از عوامل بیرونی نیز می توان به وسوسه های ابلیس و شیطان اشاره کرد که عامل مهم و بازدارنده ای است؛ زیرا ابلیس خود از سجده باز زد و دوست می دارد که دیگران به ویژه انسان ها نیز گرفتار طغیان شوند. و این چنین عمل کنند از اینرو سوگند خورده آدمی را فریب دهد و آنان را به سوی طغیان دعوت کند. او دراین راه اموری را می آراید تا انسان گمراه شود و حاضر به سجده نشود (نمل 24 و25) از جمله این آراستن آن است که تلقین می کند. سجده برخاک چه مفهومی دارد و چرا انسان باید برخاک سجده برد؟ این گونه وسوسه و شبهات و آرایه های دیگر ابلیسی گروهی را گمراه و از راه به در می برد و از سجده به خدا باز می دارد.

مطلوبیت سجده در زمان ها
سجده در همه زمان ها و حالات مطلوبیت دارد؛ زیرا بیانگر نهایت خضوع و خشوع و اطاعت و عبادت است. در برخی از آیات این گونه بیان شده که خداوند تمام زمان ها را برای عبودیت می خواهد و می بایست این عبودیت به شکل نماز و قرآن خواندن باشد؛ ولی به سبب این که مردم گرفتار امور پست دنیوی هستند و دنیا و خواسته ها و زینت های آن نمی گذارد که دایم در نماز و قرآن خواندن باشند از آنان خواسته شده هرچقدر می توانند به نماز و سجده و قرآن بپردازند

به سبب ناتوانی بسیاری از انسانها خداوند پیشنهاد داده که لااقل در پنج وقت این کار را انجام دهند و به ویژه در شبانگاهان به سجده بپردازند. (آل عمران 113 فرقان 64 زمر 9 انسان 26) بامدادان و صبحگاهان نیز چون عصرگاهان این مطلوبیت را دارا می باشد که از آیه 15 رعد می توان آن را از دست آورد. به هرحال تقرب جویی به خدا به وسیله سجده امکان پذیر است و انسان با سجده که حضور عندالله خویش را می تواند به خود یادآور شود.

فلسفه سجده های نماز

سجده، نشان تذلّل و خاکساری در برابر خداوند و عالی‏ترین درجه عبودیت است. انسان با سجده، خود را همرنگ با هستی می‏کند: وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ... و آن چه در آسمان ها و زمین است ، برای خدا سجده می کنند

امام علی (ع) درمورد سجده های در نماز می فرماید: سجده اول، یعنی این که از خاکم و سربرداشتن از آن، رمز از خاک به دنیا آمدن است. سجده دوم، رمز مردن و به خاک خفتن است، سربرداشتن از آن، رمز برخاستن از قبر در قیامت و محشور شدن است و این مضمون این آیه است که: شما را از خاک آفریدیم و به خاک بر می گردانیم و بار دیگر از خاک، بیرونتان می آوریم

برکات سجده: یکى از نشانه هاى بندگى و تقرب به خداوند باقیماندن اثر سجده بر مواضع سجود مخصوصا پیشانى است. در گذشته، مۆمنان یا صحابه به یکدیگر مى‏گفتند: چرا پیشانیت صاف است؟ کنایه از این که چرا تنها به نماز واجب اکتفا مى‏کنى و نمازهاى نافله نمى‏خوانى! امام امیرالمۆمنین(علیه‏ السلام) نیز مى‏فرماید: مکروه مى ‏دارم که پیشانى آدمى صاف باشد و هیچ گونه اثر سجده بر آن نباشد.)

امام صادق علیه‏ السلام نیز برای داشتن سجده های طولانی ما را به کشیدن سرمه سفارش می کنند: سرمه، مو بر مى‏رویانَد، دیده را تیزى مى‏بخشد، و انسان را بر طولانى ساختن سجده، یارى مى‏رساند. در این همه سفارش به سجده و آن هم سجده های طولانی حتما خیر و فوائدی است که در ادامه به گوشه هایی از آن ها اشاره می نماییم: با سجده ...

6 برکت عظیم سجده کردن !!

1. به خدا نزدیک تر می شوی: سجده‌ی با توجه و با حضور قلب، انسان را به خدا نزدیک‌تر خواهد کرد، و هر چه این زمان طولانی‌تر باشد، قرب و نزدیکی بیشتری حاصل خواهد شد؛ زیرا انسان هر چه به خاک نزدیک شود به خدا نزدیکتر می‏ شود. امام صادق(ع) فرمودند: نزدیکترین حالت بنده به خدا وقتی است که در حال سجده باشد و گریه کند

2. کمر شیطان را می شکنی: امام صادق (ع) فرمود: بنده حق چون سجده را در جائى که کسى او را نمى بیند طولانى کند شیطان میگوید: واى بر من فرزندان آدم اطاعت کردند و من عصیان ورزیدم، و سجده کردن و من امتناع نمودم

3.گناهانت پاک می شود: شخصی خدمت پیامبر (ص) آمد و گفت: گناهانم بسیار و عملم اندک است. فرمود: سجده های خود را زیاد کن، زیرا آنگونه که باد، برگ درختان را می ریزد، سجده هم گناهان را می ریزد. و نیز آن حضرت در ضمن خطبه شعبانیه فرمود: پُشتهای شما از بار گناه سنگین شده است. آنها را با سجده های طولانی سبک کنید

4.دعایت مستجاب می شود: سعید بن یسار میگوید به حضرت صادق (ع)گفتم: من از پیشگاه حضرت حق مسئلت و درخواست میکنم در حالى که در رکوع یا سجودم، فرمود خوب است در حالى که در سجدهاى دعا کن زیرا نزدیک ترین حالت عبد به پیشگاه خدا در سجده بودن اوست خدا را در آن حال براى خیر دنیا و آخرتت بخوان

5.بهشتی می شوی: مردی به رسول خدا (سلام‏ الله علیه) عرض کرد: دعا کنید که خدا مرا به بهشت برد. حضرت فرمود: من دعا می‏ کنم لیکن تو مرا با سجده‏ های زیاد و طولانی کمک کن تا دعای من مستجاب شود

6. با پیامبر محشور می شوی: مردى خدمت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) رسیده گفت مرا دستورى بیاموز که ... خداوند مرا با شما محشور نماید. حضرت فرمود: ... اگر بخواهى خدا تو را با من محشور نماید باید سجده ات را طولانى کنى در پیشگاه پروردگار قهار.(12)

از مهمترین اذکار توصیه شده در سجده: مراجع تقلید، خواندن آیات قرآن در سجده نماز را مکروه شمرده‌اند. زیرا امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارشان و او از امیرالمۆمنین (علیه السلام) روایت کرده: قرائتی در رکوع و سجود نیست. در رکوع و سجود تنها مدح خدای عزوجل است و بعد از آن درخواست و دعا، پس قبل از دعا با مدح و ثنای خدای عزوجل شروع کنید، سپس دعا کنید

اما دعاهاى این سجده بسیار است و آسانترین آنها این چند مورد است:

1-به سند معتبر از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده: اگر میخواهى صد مرتبه (شُکراً شُکراً) بگو و اگر مى‏خواهى صد مرتبه (عَفْواً عَفْواً)

2- یا رۆوف یا رحیم،یا ربّ یا سیّدى‏ آنگاه حاجت خود را بطلبد.

3- اَسْاَلُکَ الرّاحَةَ عِندَ المَوْت و العَفْوَ عِنْدَ الحِساب

4- سه مرتبه بگوید: اِنّى ظَلَمْتُ نَفسْى فَاغْفِرلى

5- لا الهَ الّا انتَ سُبحانَکَ انّى کُنتُ مِنَ الظّالِمین  و....

اهمیت و آثار نماز جماعت ... وارکعوا مع الراکعین
نماز ستون دین، نماد اسلام، مرز میان ایمان و کفر، نمایش عبودیت و بهترین و کامل ترین شیوه پرستش و نیایش خداوند است. ویژگی اجتماعی آموزه های اسلامی مقتضی آن است تا عبادات اسلامی، رنگ و بویی دیگر به خود گیرد و همین بهترین و کامل ترین شیوه پرستش، به بهترین و کامل ترین شیوه وحدت اجتماعی تبدیل گردد و در برخی از اشکال خود بعنوان مهمترین عامل وحدت آفرین میان امت و امام و دولت و ملت تبدیل شود

هرچند که نماز را به تنهایی می توان به جا آورد، ولی بهتر است آن را به جماعت برپا داشت؛ زیرا برگزاری نماز جماعت، به معنای نمایش قدرت و وحدت میان مسلمانان و حمایت قاطع از نظام سیاسی اسلام است. البته نماز جمعه از جهاتی رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد و به عنوان بیعت هفتگی میان امت و امام تلقی می شود.
اهمیت اجتماعی نماز جماعت
نماز، یکی از ارکان اسلام است. امام باقر(ع) : بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاه و الزکاه و الصوم و الحج و الولایه و لم یناد بشیء کما نودی بالولایه؛ اسلام بر پنج پایه بنا شده است، نماز، زکات، روزه، حج و ولایت (حکومت و رهبری) و در اسلام هیچ چیزی مانند ولایت مورد توجه قرار نگرفته. و الولایه افضل، لانها مفتاحهن، والوالی هو الدلیل علیهن؛ ولایت (حکومت و رهبری) برتر از نماز، زکات و حج است، زیرا ولایت، کلید آنها است و رهبر، راهنمای (تحقق صحیح) نماز، زکات و حج است

از این پنج امر هرچند که دو امر نماز و روزه، جنبه شخصی و عبادی محض می یابد، ولی باید توجه داشت که از جنبه های اجتماعی نماز و روزه نیز غفلت نشده زیرا روزه آثاری دارد که از آن جمله درک مفهوم گرسنگی و فقر، اطعام و انفاق و احسان به دیگران بویژه در ماه رمضان و وجوب دادن زکات فطریه در آخر آن، بیانگر جنبه های اجتماعی آن است. نماز نیز این گونه است

زیرا هیچ عمل صالح و عبادتی نیست مگر این که باید به جنبه اجتماعی آن، افزون بر جنبه فردی آن توجه شود؛ چراکه رهایی انسان از زیان ابدی تنها با ایمان و عمل صالح و تشویق و ترغیب دیگران به آنها شدنی است (عصر) بنابراین، نمی توان عبادتی را در اسلام سراغ گرفت که جنبه اجتماعی نداشته باشد

از این رو گفته اند اسلام، سیاسی ترین و اجتماعی ترین دین در میان شرایع ابراهیمی و دیگر ادیان جهانی است؛ زیرا مأموریت هر انسانی، متاله (خدایی) شدن و سپس ربانی شدن می باشد. براین اساس، مسئولیت انسان در هر عملی به گونه ای تعریف شده که جنبه اجتماعی آن پررنگ است

البته برخی از وظایف و مسئولیت های انسانی، جنبه اجتماعی پررنگ تری دارد که از آن جمله می توان حج و جهاد و ولایت را نام برد. به سخن دیگر، اگر اسلام بر پنج پایه استواری یافته، از این پنج مورد، سه مورد ارتباط مستقیم با جنبه اجتماعی و سیاسی دارد و دو مورد دیگر به اشکال دیگری مرتبط با جامعه و امور اجتماعی است از این رو ثواب نماز جماعت و حضور در نماز جمعه، چنان زیاد دانسته شده که اگر از ده نفر بگذرد غیرقابل شمارش برای فرشتگان خواهد بود.
تاکید بسیار زیاد برای حضور در نماز جماعت از آن روست که از جنبه اجتماعی نماز غفلت نشود و گمان نرود که رابطه میان انسان و خدا در دین یک رابطه شخصی و خصوصی است؛ بلکه این رابطه فراتر از یک رابطه شخصی دانسته شده و لازم است برای همگان روشن شود که دین امری اجتماعی است نه این که کارکردهای اجتماعی هم دارد؛ چنان که برخی چنین تصور کرده اند

ارتباط تنگاتنگ نصب امام جماعت و به ویژه امام جمعه از سوی رهبر جامعه به این معناست که جنبه اجتماعی و سیاسی نماز نمی بایست نادیده گرفته شود و از آثار و تاثیرات آن غافل شد. اگر پذیرش چهار چیز از استوانه های اسلام به امر پنجم یعنی ولایت وابسته است، به این معناست که اسلام هرگز به جنبه های شخصی عبادت بسنده نکرده و آن چه اصالت دارد، جنبه های اجتماعی آن است؛ زیرا هدف نهایی و علت غایی در آفرینش انسان، خلافت الهی از طریق شدن های کمالی و فعلیت بخشی به قوای اسمایی الهی با عبودیت و عبادت است.

در آیات قرآن بر برپایی و اقامه نماز به شکل جماعت تاکید کرده. در آیه 23 بقره فرمان میدهد تا نماز به جماعت برپا شود. از این رو بر مع الراکعین تاکید میشود که اشاره ای مستقیم بر حضور یافتن در نماز جماعت از سوی مومنان است. (فتح القدیر ج1 ص90؛ انوارالتنزیل بیضاوی ج1 ص77 زبده البیان ج1 ص182) در کتاب فقه القرآن با اشاره به آیه 238 بقره آمده که افضل نمازها نماز جماعت است که در ظهر برپا میشود و خداوند در این آیه بر محافظت بر نماز در اوقات آن تاکید کرده و اهتمام خاصی به نماز ظهر که به جماعت خوانده میشود، مینماید. (فقه القرآن ج1 ص140)

خداوند بر اقامه نماز به شکل جماعت تاکید میکند و بدان فرمان میدهد (آل عمران43 نساء102) هرچند که فقیهان این فرمان و امر را بر وجوب نماز جماعت حمل نکرده اند، ولی استحباب بلکه استحباب موکد آن را گفته اند.
خداوند در آیات 218 و 219 شعراء از نماز جماعت پیامبر(ص) به صورت خاص یاد میکند که این خود بیانگر اهمیت نماز جماعت است (تفسیر التحریر و التنویر ج9 جزء19 ص204) عنایت خاص و نگاه ویژه خداوند به راز و نیازهای پیامبر(ص) و نماز جماعت دراین آیات به خوبی نشان میدهد که خداوند به نماز جماعت نگاهی خاص دارد. از این رو با
یراک این عنایت و نگاه خاص را مورد توجه قرار میدهد تا آنان نیز به نماز جماعت اهمیت دهند (همان) این که خداوند در آیه 43 بقره بر اقامه نماز به شکل جمعی همراه با رکوع کنندگان تاکید میکند، خود گواهی روشن بر اهمیت نماز جماعت است (مجمع البیان ج1 و2 ص214)

لذا خداوند به مریم توصیه میکند تا نمازهایش را با جماعت بخواند (آل عمران43) این درحالی است که ایشان زن است. پس به طریق اولی میتوان گفت که برای مردان برپایی و اقامه نماز به جماعت اگر واجب نباشد، مستحب موکد است؛ زیرا وقتی خداوند امری میکند یا سفارشی میدهد، به آثار آن توجه دارد که برای انسان مفید و سازنده است و در مسیر تحولات کمالی اش می تواند کمک خوبی باشد. شگفت این که خداوند در زمان جنگ نیز مصلحت را در برگزاری نماز جماعت میداند و به فرمانده جنگ و جهاد فرمان میدهد تا مسئولیت امامت جماعت را به عهده گیرد و مجاهدان به دو دسته تقسیم شوند تا یکی پس از دیگری نماز را بجا آورند

به این شکل که یک گروه به رکعت نخست امام اقتدا میکنند و گروه دوم به پاسداری مشغول میشوند، در پایان دو سجده امام در رکعت اول، گروه نخست رکعت دوم را به سرعت فرادا میخوانند و به همان سرعت به جای گروه دوم رفته و پاسداری را برعهده میگیرند. در همین حال گروه دوم خود را به رکعت دوم فرمانده و امام خود میرسانند و به او اقتدا میکنند و یک رکعت را به جماعت با او میخوانند و رکعت دوم را فرادا برگزار میکنند (نساء102) براین اساس هنگامی که در صحنه جنگ نماز خوف به جماعت و با امامت فرمانده خوانده میشود، میتوان اهمیت و ارزش نمازجماعت را در آموزه های وحیانی قرآن دریافت. (کنزالعرفان ص171)

مشارکت در کارهای اجتماعی خوب و پسندیده از کارهای عبادی مانند نماز آغاز تا درعرصه های جهادی و نظامی و اقتصادی و سیاسی ادامه می یابد. از این رو خداوند خواهان حضور جمعی مومنان در نماز جماعت (بقره43 آل عمران43 توبه112) و نماز جمعه میشود. در 62 نور خواهان مشارکت فعال مومنان در عرصه های اجتماعی میشود. مومنان می بایست در همه عرصه های اجتماعی مشارکت فعال داشته و مسئولیت پذیر باشند

کسانی که با بهانه جمع آوری محصولات، آموزش و تدریس در حوزه و دانشگاه، مشکلات خانوادگی، ترس و خوف همسر و فرزندان، از فعالیت های مهم اجتماعی مانند حضور در جبهه خودداری می کنند یا هنگام نماز جمعه و برپایی اجتماع هفتگی سیاسی عبادی به خرید و فروش میپردازند، جزو متخلفین حساب میشوند و خداوند ایشان را به سبب عدم تقدیم فعالیتهای اجتماعی بر شخصی مؤاخذه، سرزنش و توبیخ میکند. (جمعه توبه93و120)

اهمیت نماز جماعت در روایات
امام رضا(ع) فرمود: فضیلت نمازجماعت نسبت به نماز فرادا در هر رکعت دو هزار برابر است. پشت سر گناهکار نماز مگذار و فقط به اهل ولایت اقتدا کن (تحف العقول ص440 بحارالانوار ج85 ص435) پیامبراکرم(ص) فرمود: هرکس نماز صبح را به جماعت به جا آورد سپس تا طلوع خورشید به ذکر خداوند بی نیاز و بلند مرتبه پردازد، در بهشت هفتاد درجه خواهد داشت و مابین هر درجه ای به اندازه ای است که اسب دونده عالی و خوش تربیت هفتاد سال بتازد؛ و کسی که نماز ظهر را به جماعت بخواند در بهشت جاوید، پنجاه درجه خواهد داشت و فاصله بین درجات او به اندازه تاختن پنجاه ساله اسب عالی خواهدبود؛ و هرکس نماز عصر را به جماعت بخواند ثواب آزاد کردن هشت نفر از فرزندان اسماعیل را خواهد داشت که هریک از آنها صاحب خانه ای باشند؛ و کسی که نماز مغرب را به جماعت بخواند گویا یک حج و یک عمره مقبول به جای آورده؛ و هرکس نماز عشا را به جماعت بخواند مانند این است که شب قدر را شب زنده داری نموده (امالی شیخ صدوق ص141 بحارالانوار ج85 ص436)
پیامبراکرم(ص) فرمود: نمازجماعت بر نماز فرادا 27 درجه برتری دارد؛ و هرکس 40 روز در نماز جماعت شرکت نمود و از ابتدای تکبیره الاحرام آن را درک کرد؛ از دو چیز نجات می یابد: آتش جهنم و نفاق و دورویی. (الذکری ص267 بحارالانوار ج58 ص435) پیامبراکرم(ص) فرمود: کسی که بی دلیل در مسجد با مسلمانان نماز به جا نمی آورد، نمازش (کامل) نباشد. فرمود: نماز به جماعت سنت است، اگرچه بر نوک نیزه باشد (کنایه از این که هرچند در سخت ترین شرایط باشد، بهتر است به جماعت خوانده شود) پیامبر(ص) همچنین در اهمیت نماز جماعت فرمود: اگر درباره کسی که در نماز جماعت شرکت نمی کند، پرسش شد، بگو: او را نمی شناسم.

برخی احکام نماز جماعت
به هر حال با استناد به آیات قرآن کریم (نساء 102بقره 34)، احادیث متواتر و نیز سنت عملی پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت علیهم السلام (صحیح مسلم بن حجاج، ج2، ص 122) نماز جماعت برای نمازهای واجب روزانه اثبات شده و حتی برخی مشروعیت آن را از ضروریات دین دانسته اند (بحوث فی الفقه، ص 42). به نظر برخی فقها، از پاره ای احادیث بر می آید که آغاز تشریع نماز به صورت جماعت بوده (تقریر بحث السید البروجردی،). در برخی احادیث هم درباره نخستین نماز جماعت آمده که پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع)، با هم در حال نماز خواندن بودند که ابوطالب و فرزندش جعفر، از آنجا گذشتند. ابوطالب به جعفر گفت که در کنار پسر عمویت نماز بگزار. در این هنگام پیامبر پیش رفتند و امامت نماز را برعهده گرفتند. (وسایل الشیعه، ص 288).

نکته تاریخی جالب توجه در این است که آن هنگام که پیامبر اکرم(ص) و علی(ع) و حضرت خدیجه (س) تنها مسلمان روی زمین بودند نماز را به جماعت می خواندند. عفیف کندی می گوید: من تاجر بودم سالی به مکه آمدم امر بس شگفتی را مشاهده نمودم. دیدم همه مردم به بتهای چوبی و فلزی و سنگی در کعبه متوجه هستند؛ در این میان فقط سه نفر به سوی شام (مسجد الاقصی) عبادت می کنند

عباس بن عبدالمطلب : زیر آسمان خدا جز این سه نفر کسی بر این آیین نیست (اسدالغابه ابن اثیر ج3 ص414) نماز جماعت برای مواردی چون نماز جمعه (بقره 34جمعه 9 تا 11)، نماز خوف (نساء 101 و 201، زبده البیان، ص 221)، نماز عیدین؛ یعنی عیدفطر و عید قربان (بقره 34 زبده البیان، ص 381) و نمازهای پنج گانه روزانه (نساء 101 و 102، تفسیرالتحریر و التنویر، ج 3، جزء 5، ص381) تشریع شده است.
براساس آیه 34 آل عمران حضور زنان با مردان در نماز جماعت جایز دانسته شده و به نظر می رسد این حکم شرکت زنان در نمازجماعت در شریعت حضرت موسی(ع) نیز تشریع شده بود. از این رو حضرت مریم(س) نیز با مردان در نماز جماعت حضور می یافت. از همین آیه و نیز آیه 34 بقره همچنین به دست می آید که ماموم باید در رکوع و سجود تابع و همراه امام باشد و برای اتصال به صفوف جماعت می بایست رکوع امام را درک کند. همچنین از آیه 204 اعراف به دست می آید که هنگام قرائت امام لازم است ماموم سکوت کرده و توجه داشته باشد (مجمع البیان ج3 و 4 ص197).

آثار نماز جماعت
اطاعت از امام
در آیات 218 و 219 شعراء نماز جماعت را از عوامل قرب بیشتر انسان به خداوند معرفی میکند. خداوند به انسان در حالت نماز جماعت بیشتر از هر حالت دیگر است و انسان در این زمان مشمول رحمت و عنایت خاص الهی میشود. نماز جماعت به عنوان مظهر تشکل و نظم در اسلام است. در مسجد یا هر کجا حتی در میدان کارزار، همه نوع افراد جامعه از غنی و فقیر، توانگر و ناتوان، پیر و برنا، مرد و زن، همه در کنار هم به جماعت ایستاده اند و امام در جلو و در پایین ترین سطح قرار دارد و حتی در جاهایی مانند دشت شیب دار اگر امام بیش از چهار انگشت بسته بالاتر از مامومین قرار گیرد، نماز اشکال دارد و این بیانگر نقش عملی نماز جماعت در جامعه است

در نماز جماعت لازم است تا همه هماهنگ و متقارن عمل کنند و قبل از این که امام کاری را انجام دهد دیگران نباید پیشروی کنند و حتی اگر در جایی سهوا کاری را انجام دادند باید برگردند و با امام هماهنگ شوند و اگر عقب افتادند خود را به امام جماعت برسانند. همه اینها به معنای نظم و انضباط تمرین اطاعت از امام است. این بدان معناست که اگر انسان در هنگام پرستش و عبادت لازم است تا از امام اطاعت محض داشته باشد، درعمل اجتماعی و سیاسی نیز باید این تمرین را به اجرا گذارد و از امام پیش نیفتد که هلاک می شود و از او عقب نماند که گمراه می شود. پس نمازجماعت افزون بر کارکردهای وحدت آفرین در جامعه، مهم ترین ابزار تمرین اطاعت از امام است. چنان که تنظیم کننده اوقات و زمان برای مردم و جمع کننده صفوف مختلف ایشان از همه اقشار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و مانند آن است.

حکم کمک کردن به بی نماز

برای مصرف زکات، موارد متعددی در قرآن کریم ذکر شده که یکی از آنها برای به دست آوردن دل دیگران است إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبیلِ فَریضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ، توبه60] امام باقر(ع) درباره فلسفه این مورد از زکات، چنین می‌فرماید:  خداوند به پیامبر دستور فرموده بودند، با کمک و دستگیری کردن با مال و بخشش نمودن به کسانی که خدا را یگانه مى‏دانند و از پرستش بتها دست برداشته اند اما در پاره ای از احکام، معرفت به دین اسلام در دل آنها وارد نشده، آنان را به اسلام و مسلمانى الفت دهد تا دین و مذهب به اعماق وجودشان راه یافته و بر دینى که بدان در آمده‏ و بر آن اقرار کرده‏ اند پایدار بمانند [الکافی ج2 ص410411]

بنابراین اگر کمک کردن به افراد بی نماز، تأیید و پشتیبانی سهل انگاری آنان به نماز نشود بلکه سبب روی آوری و گرایش آنان به نماز و دین شود نه تنها ایرادی ندارد بلکه شاید در برخی موارد، لازم باشد. در غیر این صورت، روشن است کمک به افرادی که ارتباط بهتری با خدا دارند، ارزشمندتر بوده و کمک به گناهکاران اگر موجب تشویق آنان در گناه باشد، نه تنها پاداشی نخواهد داشت بلکه شاید انسان را شریک در جرم و گناه آنان کند.

چگونه فرزندم را نمازخوان کنم ؟
راهکارهای تربیتی جهت نمازخوان شدن فرزندانمان :

۱. خودتان الگوی خوبی باشید. اگرشمانمازعاشقانه و اول وقت نخوانید و مثل کلاغ نوک به زمین بزنید انتظار نداشته باشید فرزندتان نمازخوان شود.

۲. بعدازنماز کودک یکی دوساله به بالا رادرآغوش بگیرید و رفتاربامحبت تری با او داشته باشید تافرزند ببیندشما هر وقت نماز میخوانید مهربانتر میشوید و به این وسیله به نماز علاقه مند میشود.

۳. او را از کودکی به نماز جماعت و نماز جمعه و حرم و مساجدو مراسم مذهبی ببرید مخصوصا اگر برایش این مکانها را با جایزه وخاطره و تشویقی شیرین کنید.

۴. امر به نماز را درست وقتی فرزند به سن بلوغ رسید نگذارید بماند باید چند سال قبل از سن تکلیف او را مشتاق به نماز کنید و نماز را به آموزش دهید.

 ۵. برای مشتاق کردن کودک به نماز قبل سن تکلیف برای دختران یک چادر نماز و جانماز و مهر و تسبیح قشنگ وبرای پسرهم همین ها غیر از چادر را تهیه کنید.

۶. چون به سن تکلیف نرسیده و نماز برایش واجب نشده او را همیشه مجبور به نماز خواندن نکنید. مثلا میتوان قبل از اذان با کودک کمی بازی کرد بعد موقع اذان که شد بگویید دخترم اذان میدهند من میخواهم نماز بخوانم تو چه؟
دستور ندهیم پیشنهاد بدهیم.

۷. از کودکی هر وقت نماز میخواند به او محبت بیشتری کنید و نماز خواندنش را برای دیگران و در جمع خانواده و فامیل تعریف کنید و تشویق و تحسینش کنید.

 ۸. با خانواده های مذهبی و دوستان خوب معاشرت و رفت و آمد کنید.

۹. با ورود فرزندتان به دوره ی نوجوانی برای او دلیل بیاوریدکه چرا نماز بخوانیم ولی کوتاه بگویید و سریع رد شوید. انتظار تاثیر زود و سریع نداشته باشید زیرا نوجوان در دوران خامی است تا پخته شود و حرف شما را بفهمد زمان میبرد.

۱۰. نسبت به نماز خواندنش یا نخواندنش حساسیت زیادی نشان ندهید و مدام به او گیر ندهید .حساسیت زیاد جلو تفکر او را میگیرد و نماز با اجبار فایده ندارد بگذارید از درون مسئولیت پذیر شود.

۱۱. در دوران نوجوانی فرد دچار سردرگمی است و به دنبال انتخاب راه و هویت خود است به او راه درست را دهید و بگذارید زمان بگذرد و راهش را انتخاب کند. مدام نصیحتش نکنید بدتر گیج و کلافه می شود.

۱۲. از روش غیر مسقیم استفاده کنید مثل اهداى کتاب و سی دی و نرم افزار . هم میتوانید به او هدیه کنید و یا جایی جلو چشمش قرار دهید تا خودش ببیند واستفاده بکند.

۱۳. نوجوان به دلیل تغییرات هورمونی رشد دچار کمی سستی و احساس خستگی است خوابش زیاد شده و اکثرا سنگین خواب میشوند. شاید شمافکر کنید او تنبل شده . برای نماز صبح او را با دعوا و داد بیدار نکنید . او را با محبت و نوازش و بوسه و صدازدن با القاب زیبا مثل دختر عریزم و... بیدارش کنید. یک بار هم شایدکافی نباشد پس صبورانه یک بار قبل نماز خودتان و یک بار بعد نماز او را با محبت بیدار کنید.

۱۴. در جلو جمع مدام او را امر به خواندن نماز نکنید. پنهانی و با لحن پر از محبت به او یادآوری کنید.

۱۵. گاهی نوجوان به دلیل دیده نشدن با نماز نخواندن میخواهد خود را نشان تان دهد. پس او را ببینید و به او توجه کافی بکنید.

۱۶. هیچ گاه بچه های نمازخوان را سرش نکوبید و او را با آنها مقایسه نکنید، مقایسه اثر عکس دارد و او هم از نماز بدش می آید و هم از آن بچه ی نمازخوان.

۱۷. وقتی به سن تکلیف رسید برایش جشن عبادت بگیرید.

۱۸. نقل داستانهای شیرین و در حد سن کودک و نوجوان از نماز بزرگان و استفاده از اشعار و احادیث زیبا

۱۹. ترک مستحبات در ابتدای کار و طول ندادن نماز و رعایت توانایی کودک و نوجوان

۲۰. تقویت عشق و علاقه به اهل بیت که یکی از راههای جلب انسان به عبادت و نماز است.

و نکته پایانی : اگر در رفتار نماز خوانها مهر و محبت و انصاف دیده شود ، میل بچه ها به نماز خواندن بیشتر میشود

اگر نماز نخوانیم ضرری به خدا می‌رسد؟

اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند چیزی به خورشید اضافه نمی‌شود و اگر همه مردم پشت به خورشید خانه بسازند چیزی از خورشید کم نمی‌شود، خورشید نیازی به مردم ندارد که رو به او کنند، این مردم هستند که برای دریافت نور و گرما باید خانه‌های خود را رو به خورشید بسازند. خداوند به عبادت مردم نیازی ندارد که فرمان داده نماز بخوانند این مردم هستند که با رو کردن به او از الطاف خاص الهی برخوردار می‌شوند و رشد می‌کنند خداوند در قرآن در آیه 8ابراهیم(ع) إِن تَکْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ اگر همه مردم کافر شوند ذره‌ای در خداوند اثر ندارد، زیرا او از همه انسانها بی‌نیاز است ما هستیم که به واسطه نماز خواندن نیازهای خود را برطرف و خود را به پروردگار متعال نزدیک‌تر می‌کنیم.

چرا نماز خواندن انسان را از گناه دور نمی‌کند؟

 اولاً تخمه پوک، هیچ گاه سبز نمی‌شود و نماز بدون حضور قلب، تخمه پوک است، نمازی سبب دوری انسان از مفاسد می‌شود که با حضور قلب باشد وگرنه حرکت لب و کمر چنین خاصیتی را ندارد، اگر مدرسه و دانشگاه به انسان رشد علمی می‌دهد به این معنا نیست که هر کس به مدرسه و دانشگاه رفت به آن رشد می‌رسد، بلکه به این معناست که مدرسه و دانشگاه بستر رشد است به شرط آنکه با جدیت درس بخوانید و آنچه را می‌خوانید بفهمید. نماز نیز اگر با اصول و شرایطی که دارد اقامه شود مانع فحشا و منکر می‌شود

ثانیاً: نمازگزاری که گاهی خلاف می‌کند، اگر اهل نماز نبود خلافش بیشتر می‌بود، زیرا همین نمازگزار برای صحیح بودن نمازش مجبور است بدن و لباسش پاک باشد، لباس و مکانش از مال مردم نباشد و همین مقدار مراعات احکام و مسائل، سبب دور شدن او از برخی گناهان و منکرات می‌شود، همان‌گونه که پوشیدن لباس سفید انسان را از نشستن روی زمین آلوده باز می‌دارد.

آیا نگفتن «آمین» بعد از دعا مانع از اجابت آن می‌شود؟

امام صادق(ع): دعا کننده و آمین گوینده در اجر شریکند. در حقیقت دعا به منزله بذر و تخم است و آمین به منزله آب و آبیاری و مراحل بعدی. آمین دعا را رله و تقویت می‌کند و در مسافرت‌های برون شهری، بسیار دیده می‌شود که بر فراز قله رفیع کوهی، اطاقک کوچکی ساخته شده و دکل بزرگی نصب است، در آنجا صدا و امواج صوتی را از تهران می‌گیرند و تقویت می‌کنند و به دکل بعدی منتقل می‌نمایند، آمین هم چنین اثر تقویت‌کننده‌ای را دارد، آمین و دعا لازم و ملزوم نیستند زیرا چه بسا دعائی بدون آمین هم به هدف اجابت می‌رسد زمانی که آن بنده مؤمن در گوشه خلوت یا در سحرگاه دور از انظار مردم با خدا مناجات و راز و نیاز می‌کند دیگری حضور ندارد تا، آمین بگوید خود آن دعا و داعی آنقدر عظمت دارد و دستگاه گیرنده آنقدر قوی است، که بدون آمین و احتیاج به دستگاه تقویت کننده هم تمام حجاب‌ها و موانع را کنار می‌زند و مسقیماً و بلاواسطه به پیشگاه حضرت احدیت واصل و مقرون به اجابت می‌شود.

نماز سراسر هنر است

نخستین هنرمند جهان هستی پروردگار متعال است، عصر عاشورا بهترین نماد برای هنر است، انسان با این تصویر در یک لحظه متوجه معنی و مفهوم واقعه می‌شود. نماز و ادعیه دینی به دلیل دارا بودن ریتم، موسیقی و محتوای زیبا دارای هنر هستند و انسان از طریق آن می‌تواند به هنرمند بودن خالق پی ببرد. خداوند در قرآن کریم به اینکه انسان‌ها در همه مراحل زندگی مورد آزمایش قرار می‌گیرند اشاره کرده. افراد باید امروز در تمام بخش‌های زندگی به یاد خداوند متعال بوده و لحظه‌ای از یاد حضرت حق غافل نشوند. دین سرشار از هنر است :‌ نماز سراسر هنر است و خالق در عباراتی ساده‌ هنرمندی خود را به مخلوقات نشان داده است.


65  کلید از روح و فلسفه نماز (از آثار استاد شهید مطهری)

1- انسان نمی تواند بدون نماز و عبادت زندگی کند ؛ همه مردم به شکلی و به نوعی عبادت و پرستش دارند و این پرستش جزء غرائز ذاتی و فطری بشر است ، یعنی بشر فطرتاً گرایش دارد که یک چیزی را تقدیس و تنزیه کند و خویشتن را به او نزدیک نماید
2- آسمان که گردش می کند، آن گردش ، نماز و عبادت و پرستش آسمان است و زمین که تکان می خورد همین جور، باران که ریزش می کند ، آن ریزش ، پرستش اوست ، آب که جریان پیدا می کند ، آن جریان ، پرستش ، عبادت اوست «فارابی»
3- چهار تا خم و راست شدن به صورت نماز که انسان خودش هم نمی فهمد چه می کند، و اصلاً نفهمد که حال یعنی چه، مناجات یعنی چه ، راز و نیاز یعنی چه، منقطع شدن به حق یعنی چه ، و اینکه لحظاتی بر انسان بگذرد که در آن لحظات اصلاً انسان چیزی از غیر خدا به یادش نیاید یعنی چه ، این عبادت نیست
4- در اسلام شکل خاص یافته است که حتی فردی که می خواهد در گوشه خلوت به تنهایی نماز بخواند خود به خود به انجام پاره ای از وظایف اخلاقی و اجتماعی از قبیل نظافت ، احترام به حقوق دیگران ، وقت شناسی ، جهت شناسی، ضبط احساسات، اعلام صلح و سلم با بندگان شایسته خدا و غیره مقید می گردد
5- نماز قطع نظر از هر چیزی طبیب سرخانه است . یعنی اگر ورزش برای سلامتی مفید است، اگر آب تصفیه شده برای هر خانه ای لازم است ، اگر هوای پاک برای هرکس لازم است، اگر غذای سالم برای انسان لازم است، نماز هم برای سلامتی انسان لازم است
6- شما نمی دانید اگر انسان در شبانه روز ساعتی از وقت خودش را اختصاص به راز و نیاز با پروردگار بدهد ، چقدر روحش را پاک میکند ! عنصرهای روحی موذی به وسیله یک نماز از روح انسان بیرون می رود
7- بپا داشتن نماز غیر از خواندن نماز است. بپا داشتن نماز یعنی نماز را جوری بخوانید که حق نماز ادا بشود، نماز با حضور قلب، نماز با خشوع و خضوع، نماز با تفکر که این را می گویند اقامه نماز 
8- باور نکنید که یک کسی در دنیا پیدا بشود که در مسائل اخلاقی و اجتماعی مسلمانان خوبی باشد ولی در مسایل عبادی مسلمان خوبی نباشد. ما برای آدم نماز نخوان چیزی از مسلمانی قائل نیستیم. امیر المؤمنین (ع) فرمود : بعد از ایمان به خدا چیزی در حد نماز نیست
9- سه نوع عبادت خواهیم داشت: عبادت بدنی مثل نماز خواندن، روزه گرفتن، عبادت مالی مثل زکات دادن، خمس دادن، و به طور کلی اتفاقات و عبادت فکری ( عبادت صرفاً روحی) که نامش تفکر است
10- آن وقت نماز عمل صالح است که شما اول دین خود را بدهید بعد نمازتان را بخوانید، اگر شما با طلبکار خود بحث کنید و به او بگویید : اول باید نمازم را بخوانم چون خدا از تو بزرگتر است و باید اول طلب خدا را بپردازم و ... اشتباه می کنی این نماز برای تو عمل صالحی نیست
11- عبادت طفل ممیز غیر بالغ در عین اینکه تکلیف ندارد و مکلف نیست صحیح است. می دانید در نماز جماعت این مسأله را طرح می کنند که نمازی که کودک می خواند ، آیا نماز صوری و ظاهری و برای تأدیب و تربیت است که برای آینده آماده بشود یا نماز واقعی و صحیح است ؟ تقریباً شبهه ای نیست که عمل کودک صحیح است
12- در اسلام، به عبادت و اقامه نماز، به آنچه که واقعاً روح نیایش و پرستش است، یعنی رابطه انسان و خدا، محبت ورزی به خدا، انقطاع به ذات پروردگار- که کاملترین عبادتهاست- توجه زیادی شده است
13- هدف عارف و انگیزه عارف بر نماز و عبادت یکی از دو چیز است. یکی شایستگی ذاتی معبود برای عبادت یعنی از آن جهت او را عبادت می کند که او شایسته عبادت است. هدف دیگر عارف از عبادت و نماز شایستگی خود عبادت یعنی شرافت و حسن ذاتی عبادت است، عبادت از آن جهت که نسبت و ارتباطی است میان بنده و خدا کاری است در خور انجام دادن
14- روح نماز و عبادت وابستگی کامل دارد به مفهومی که عابد از عبادت دارد و به نوع تلقی او از عبادت و به انگیزه ای که او را به اقامه و عبادت برانگیخته است و به بهره و حظی که از عبادت عملاً می برد
15- بعضی می گویند : نماز خواندن یعنی چه ؟ عبادت یعنی چه ؟ اینها مال پیر زنهاست؛ انسان باید اجتماعی باشد. این حرف ها، یک نوع روشنفکری است
16- نماز چیست ؟ تازه کردن ایمان . این روحیه را از « الله اکبرش» گرفته است . وقتی که در نماز چندین بار می گوید : «الله اکبر» جواب همه را می دهد؛ همه اینها هیچ است. وقتی چندصد هزار سرباز را در مقابل خود می بیند، می گوید : « لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم »« الله اکبر» خدا بزرگتر است، همه قدرت ها به دست خداست
17-انسان باید به خدا اتکاء داشته باشد، از خدا نیرو بگیرد؛ از خدا قدرت بخواهد. همین نماز است که به او نیرو داده است ؛ اگر این نماز نبود، آن سرباز مجاهد، مجاهد نبود
18- اگر پیغمبر فرمود : « الصلوه عمود الدین » یا فرمود : مثل این دین و نماز در این دین، مثل خیمه ای است که سرپاست؛ خیمه چادر دارد، طناب دارد، عمود هم دارد، عمود این خیمه نماز است؛ برای این بود که به آثار نماز آگاه بود، می دانست نماز بزرگترین عامل مؤثر در روحیه افراد است
19- نماز و جهاد لازم و ملزوم یکدیگرند، هیچکدام جای دیگری را نمی گیرد، نه با نماز جهاد ساقط می شود و نه با جهاد نماز ساقط می گردد، باید نماز خواند تا نیرو بیشتر شود و بهتر جهاد صورت گیرد« استعینوا بالصبر و الصلوه» چرا برای اهمیت جهاد، نماز را تحقیر می کنی و پایین میآوری به حدی که می گویی فقط از خواب بهتر است ؟
20- آن نمازی که آدم از جهاد فرار کند و مسجد را انتخاب کند، نماز اسلام نیست ؛ نماز اسلام، خیرالعمل ست. نه اینکه بیایی «حی علی خیرالعمل» را از اذان برداری و خیال کنی این بدآموزی دارد، چون مسلمانان به جای جهاد، سراغ نماز می روند ! نه ، فکرش را اصلاح کن
21- باید به مردم فهماند که تعلیمات اسلامی تجزیه ناپذیر است، به منزله اعضاء یک پیکره اند. نماز به جای خود، حج به جای خود، خمس به جای خود، امر به معروف و نهی از منکر به جای خود، هر کدام باید موقعشان شناخته بشود
22- یکی از روش های انسانی که اسلام آن را صد در صد تأئید می کند، عبادت است . عبادت به همان معنی خاصش مورد نظر است؛ یعنی همان خلوت با خدا، نماز، دعا، مناجات، تهجد، نماز شب و مانند آن که جزء متون اسلام و از اسلام، حذف شدنی نیست
23- پیغمبر اکرم (ص) خطاب به جابرین عبداله انصاری فرمود :دین اسلام دینی است متین و حکیم و منطقی و مبتنی بر ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی، علیهذا با مدارا و نماز و عبادت خود را مبغوض و منفور نفس خودت قرار مده ، یعنی طوری عمل نکن که نفست عبادت را دشمن بدارد
24- بدون عبادت، بدون ذکر خدا ، بدون یاد خدا ، بدون مناجات با حق ، بدون حضور قلب ، بدون نماز، بدون روزه نمی شود یک جامعه اسلامی ساخت و حتی خود انسان سالم نمی ماند. و همچنین بدون یک اجتماع صالح و بدون یک محیط سالم، بدون امر به معروف و نهی از منکر ، بدون رسیدگی و تعاطف و ترحم میان افراد مسلمان نمی شود عابد خوبی بود
25- در نماز، بعد از آنکه خدا را حمد و ستایش می کنیم : « الحمد الله رب العالمین » خدا را مخاطب قرار می دهیم. من تنها دارم نماز می خوانم و نماز من فرادی است. می خواهم بگویم خدایا تو را پرستش می کنم و از تو کمک می خواهم ولی اینطور می گویم :‌« ایاک نعبد و ایاک نستعین» خدایا « ما » فقط تو را پرستش می کنیم و « ما » فقط از تو یاری می جوییم. نمی گوییم « من » فقط تو را پرستش می کنم
26- قرآن به ما گفته است که نماز ، آن وقت نماز است که اثرش هویدا باشد ، اثر خود را نشان دهد . چطور نشان می دهد ؟ « ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» خصلت نماز درست، این است که انسان را از کارهای زشت باز میدارد. اگر دیدی نماز می خوانی و در عین حال معصیت می کنی ، بدان که نمازت نماز نیست . پس نمازت را درست کن
27- ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در نماز و عبادت است در یک چیز است : یاد حق و غیر او را از یاد بردن .«استاد شهید مطهری/ سیری در نهج البلاغه/ ص303»
28- به هر اندازه که انسان به یاد خدا باشد کمتر معصیت می کند، معصیت کردن و نکردن دائر مدار علم نیست، دائر مدار غفلت و تذکر است، بهر اندازه که انسان غافل باشد یعنی خدا را فراموش کرده باشد، بیشتر معصیت می کند، بهر اندازه که خدا بیشتر بیادش بیاید کمتر معصیت می کند
29- بپا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود، یعنی نماز به صورت یک پیکر بی روح انجام نگردد ؛ بلکه نمازی باشد که واقعاً بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکر الله که در آیه شریفه 14 س.ره « طه» بدان اشاره شده : اقم الصلوه لذکری
30- کسی از حضرت علی (ع) سؤال کرد :چرا ما دوباره سجده می کنیم ؟امیر المؤمنین این آیه را خواند :اول که سر بر سجده می گذاری و بر می داری یعنی همه ما از خاک آفریده شده ایم، تمام این پیکر ما ریشه اش خاک است، هرچه هستیم از خاک بوجود آمده ایم ، دو مرتبه سرت را بخاک بگذار ، یادت بیاید کـه می میری و باز به خاک بر می گردی، دوباره سرت را از خاک بردار و یادت بیفتد که یکبار دیگر از همین خاک محشور و مبعوث خواهی شد.       

31- نماز نمونه ای است از رابطه خلق و خالق، زکات نمونه ای است از حسن روابط مسلمانان با یکدیگر که در اثر تعاطف و تراحم اسلامی از یکدیگر حمایت می کنند و به هم تعاون و کمک می کنند

32- تو که خدا را عبادت می کنی سر بر روی هر خاکی بگذاری نمازت درست است ولی اگر سر بر روی آن خاکی بگذاری که تماس کوچکی، قرابت کوچکی، همسایگی کوچکی با شهید دارد و بوی شهید می دهد اجر و ثواب تو صد برابر می شود . امام فرمود : سجده کنید بر تربت جدم حسین بن علی (ع)، که آن وقت نمازی که بر آن تربت مقدس سجده کرده اید حجاب های هفتگانه را پاره می کند

33- قرآن می فرماید : آنهایی که در نماز خود مداوم هستند، مقصود چیست ؟ در اینجا روایات، خوب معنی می کنند . از حضرت امام صادق (ع) و حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده اند در اینجا منظور نوافل است .

34- از دیدگاه نهج البلاغه، دنیای عبادت دنیای دیگری است، دنیای عبادت آکنده از لذت است. لذتی که با لذت دنیای سه بعدی مادی قابل مقایسه نیست. دنیای عبادت پر از جوشش و جنبش سیر و سفر است اما سیر و سفری که « به مصر و عراق و شام« و یا هر شهر دیگر زمینی منتهی نمی شود، به شهری منتهی می شود « که او را نام نیست» دنیای عبادت شب و روز ندارد، زیرا همه روشنایی است، تیرگی و اندوه و کدورت ندارد ، یکسره صفا و خلوص است
35- رسول خدا بسیار روزه می گرفت . علاوه بر ماه رمضان و قسمتی از شعبان، یک روز در میان روزه می گرفت . دهه آخر ماه رمضان بسترش بکلی جمع می شد و در مسجد معتکف می گشت و یکسره به عبادت می پرداخت. ولی به دیگران می گفت : کافی است در هر ماه سه روز روزه بگیرید. می گفت : به اندازه طاقت عبادت کنید
36- از نظر قرآن،عبادت،یک عبادت درست وواقعی وجامع الشرایط،عبادتی که روح آن توجه به خدا واستغفار و استمداد و استعانت از خداوند است و همچنین، توجه به خود و عیب های خود و نفس خود است
37- با اینکه روح عبادت ارتباط و پیوند بنده با خدا و شکستن دیوار غفلت و توجه به خداست اما نکته جالب این است که اسلام به عبادت شکل داده و به شکل هم نهایت اهمیت را داده و در آن شکل نیز یک سلسله برنامه های تربیتی را در لباس اقامه نماز و عبادت وارده کرده است

38- مسأله دیگری که در باب نماز مورد توجه واقع شده ، دقت زیاد نسبت به مسأله وقت است به طوری که دقیقاً روی دقیقه و ثانیه آن حساب می شود. بدون شک این امر در روح عبادت و رابطه انسان با خدا مؤثر نیست که مثلاً اگر ما یک دقیقه قبل از زوال ظهر نماز را شروع کنیم آن حالت تقرب و توجه قلب به خدا پیدا نمی شود ولی همین قدر که زوال ظهر انجام شد تقرب ایجاد می شود. ولی اسلام این را شرط قرار داده و نخواسته هرج و مرجی از نظر وقت و زمان باشد. نوعی وقت شناسی و تمرین احترام گذاردن به نظم زمانی و وقتی است

39- عبادت آن چنان مهم است که اولین نقطه ای که در جهان برای عبادت وضع شده، اولین مسجد، اولین معبد، امروز هم باید رو به آن نقطه ایستاد .«استاد شهید مطهری/ گفتارهای معنوی/ ص87 »

40- روح عبادت یک امر مجردی است که اگر انسان در گوشه خلوتی هم باشد و به قول سعدی سر به جیب مراقبت فرو برد و خدا را یاد کند، آن روح برای او حاصل شده است، ولی اسلام چنین عبادتی را قبول ندارد. گذشته از اینکه خود شکل های مختلف رکوع و سجود از نظر آن تذکر تأثیراتی دارد یعنی هر حالتی نماینده یک خضوع و خشوع در حضور پروردگار است، اسلام خواسته این روح را در لباس یک سلسله تربیت های دیگر که آنها را برای زندگی لازم می داند پیاده کند
41- یکی از مهمترین خصوصیات شکی که اسلام به عبادت داده مسأله تمرین ضبط نفس در هنگام عبادت است. نماز واقعاً عبادت جامع و عجیبی است. البته این خصوصیت در حج هم هست ولی به صورت دیگری، یعنی همانجا که انسان محرم می شود خود را ضبط می کند

42- نماز بسیاری از اصول تربیت اسلامی را در خود گنجانده است . خوردن و آشامیدن در آن ممنوع است؛ خندیدن، آن را خراب می کند؛ گریستن برای غیر خدا، برای هر موضوعی از موضوعات دیگر خرابش می کند، زیرا در حال نماز انسان باید بر تمایلات خود از قبیل خوردن و خوابیدن غلبه کند و بر احساسات خود از قبیل خندیدن و گریستن مسلط باشد و خود را نگهدارد

43- الله اکبر یعنی چه ؟! یعنی من خدا را به عظمت می شناسم. دیگر وقتی من خدا را به عظمت می شناسم، همه چیز در مقابل من حقیر است . این کلمه « الله اکبر» به انسان شخصیت می دهد ، روح انسان را بزرگ می کند

44- مسأله دیگر مسالمت طلبی و صلح جویی با مردم است که در متن تعلیمات نماز آمده است. در سوره حمد که خواندن آن در نماز واجب است، بعد از حمد و ثنا ، خدا را مخاطب قرار می دهیم ؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم

45- با اینکه از نظر روح عبادت هر چه غیر خدا در ذهن انسان نباشد بهتر است، ولی اسلام به خاطر یک مصلحت اجتماعی بسیار مهم، برای اینکه روح یک مسلمان را روح اجتماعی کرده باشد آن را با چاشنی عبادت به خورد مردم داده و می گوید بگویید : ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا صراط المستقیم منحصراً تو را پرستش می کنیم و منحصراً از تو کمک می خواهیم، خدایا همه ما را به راه راست هدایت کن . در اینجا همکاری و همدلی و همگامی کاملاً مشهود است .

46- السلام علینا و علی عبادالله الصالحین سلام بر ما، سلامت بر ما و بر جمع بندگان شایسته خدا، اعلام صلح و اعلام صفا با همه بندگان صالح خدا می کنی . به قول امروزی ها اعلام همزیستی مسالمت آمیز با همه افراد شایسته می کنی . در حال نماز می گویی من با هیچ بنده شایسته ای سر جنگ ندارم ، چون اگر با بنده شایسته ای سر جنگ داشته باشم خود ناشایسته ام

47- نماز گناهان را مانند برگ و گردن ها را از ریسمان گناه آزاد می سازد، پیامبر خدا نماز را به چشمه آب گرم که بر در خانه شخص باشد و روزی پنج نوبت خود را در آن شستشو دهد تشبیه فرمود، آیا با چنین شستشوها چیزی از آلودگی بر بدن باقی می ماند ؟

48- هیچ می دانید که ما مسؤول نماز خواندن خاندان خودمان ، یعنی زن و فرزند خودمان هستیم ؟ هر فردی از ما هم مسؤول نماز خودش است و هم مسؤول نماز اهلش، یعنی زن و بچه اش

49- بچه ها را چه باید کرد ؟ بچه ها را از کوچکی باید به نماز تمرین داد ، دستور به ما رسیده است که به بچه از هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید. البته بچه هفت ساله نمی تواند نماز صحیح بخواند ولی صورت نماز را می تواند بخواند، از هفت سالگی می تواند به نماز عادت بکند، چه پسر و چه دختر 

50- همان اولی که بچه به دبستان می رود، باید نماز را در دبستان به او یاد بدهند. در خانواده هم باید به او یاد بدهند ولی این را توجه داشته باشید که یاد دادن و وادار کردن با زور نتیجه ای ندارد ، کوشش کنید که بچه تان از اول به نماز خواندن رغبت داشته باشد و به این کار تشویق بشود 

51- بهر شکلی که می توانید موجبات تشویق بچه تان را فراهم کنید که با ذوق و شوق نماز بخواند ، زیاد به او بارک الله بگویید، جایزه بدهید ، اظهار محبت کنید که بفهمد وقتی نماز می خواند ، بر محبت شما نسبت به او افزوده می شود

52- بچه را باید در محیط مشوق نماز خواندن برد . این به تجربه ثابت شده است که اگر بچه به مسجد نرود، اگر در جمع نباشد، نماز خواندن جمع را نبیند ، به اینکار تشویق نمی شود ؛ چون اصلاً حضور در جمع مشوق انسان است

53- اسلام که می گوید، بچه ات را وادار به نماز خواندن کن، نمی گوید آقا مآبانه فرمان بده، تشر بزن ، دعوایش کم. نه ، از هر وسیله ای که می دانید بهتر می شود برای تشویق او به عبادت و نماز خواندن استفاده کرد، شما باید استفاده بکنید. باید ما با بچه های خودمان برنامه مسجد رفتن داشته باشیم تا بچه ها با مساجد و معابد آشنا بشوند

54- فوائد و خاصیت نماز خواندن را برای بچه ها بگوییم ، در حدودی که می توانیم فلسفه نماز خواندن را برای بچه ها بگوییم .اولاً برای خودتان در خانه یک مصلایی انتخاب کنید ( مستحب هم هست) یعنی در خانه یک نقطه ای را انتخاب بکنید که جای نمازتان باشد. مثل یک محراب برای خودتان درست کنید. اگر می توانید یک اتاق را بعنوان مصلی، همانطوریکه پیغمبر (ص) یک مصلی داشت، جای نماز داشت . «استاد شهید مطهری/ گفتارهای معنوی/ ص 66 »

55- یکی از گناهان ، استخفاف نماز است یعنی سبک شمردن نماز
56- امام نفرمود که شفاعت ما به مردمی که نماز نمی خوانند نمی رسد ، آنکه تکلیفش خیلی روشن است ، به کسانی که نماز را سبک می شمارند . یعنی چه نماز را سبک می شمارند ؟ وقت و فرصت دارد ، می تواند نماز خوبی با آرامش بخواند ولی نمی خواند

57- اینکه عده ای عربی بخوانند ، عده ای فارسی، عده ای ترکی، و خلاصه هرکس به زبان ملی خود بخواند (اعمال سلیقه است. ) یا بگوییم در مسافرت ها، قدیم نماز دو رکعتی بده ولی اکنون چون با هواپیما مسافرت می کنند باید چهار رکعتی بخوانند زیرا این سفر مشقت ندارد . اگر در عبادت ها سلیقه را دخالت بدهیم به تدریج چیزی از آب در می آید که مصداق این شعر می شود .بـس کــه ببستنـــد بـر او بــرگ و ســاز گــر تـو ببینــی نشناسیش بــــاز
58- مسجد مدینه، در صدر اسلام، تنها برای اداء فریضه نماز نبود ؛ بلکه مرکز جنب و جوش فعالیت های دینی و اجتماعی مسلمانان، همان مسجد بود . هر وقت لازم می شد اجتماعی صورت بگیرد مردم را به حضور و در مسجد دعوت می کردند

59- اولین کاری که رسول اکرم بعد از مهاجرت به این شهر (مدینه) کرد ، این بود که زمینی را در نظر گرفت، و با کمک یاران و اصحاب این مسجد را در آنجا ساخت .«استاد شهید مطهری/ داستان راستان/ پاورقی اولین داستان »

60- در متن فقه اسلامی آمده است که مستحب است مؤذن « صیت » یعنی خوش صدا باشد . زیرا : طبع آدمی اینطور است که وقتی اذان را از یک خوش صدا می شنود، جملات آن جور دیگری بر قلبش اثر می گذارد . همینطور است قرآن خواندن، تبلیغ کردن، که اگر با لحن خش باشد ، زودتر بر شنونده اثر می گذارد

61- اسلام هیچ عبادتی را بدون نیت نمی پذیرد و نیت از نظر اسلام دارای دو رکن است. یکی اینکه عمل باید از روی توجه باشد نه از روی عادت،رکن دوم نیت، اخلاص است و اینکه انگیزه انسان از عمل چیست ؟
62- از نظر اسلام ، معنویت جدا از زندگی در این جهان وجود ندارد . همان طور که اگر روح از بدن جدا شود، دیگر متعلق به این جهان نیست و سرنوشتش را جهان دیگر باید معین کند ، معنویت جدا از زندگی نیز متعلق به این جهان نیست و سخن از معنویت منهای زندگی در این جهان بیهوده است

63- نماز و عبادت برای یک عبادتگر واقعی «پیمان» است و صحنه زندگی وفای پیمان است. این پیمان مشتمل بر دو شرط اصلی است :یکی رهایی و آزادی ازحکومت و اطاعت غیر خدا- اعم از هوای نفس و مطامع نفسانی و از موجودات و اشیاء و اشخاص و دیگر تسلیم محض در مقابل آنچه خدا به آن امر می کند و به آن راضی است و آن را دوست می دارد

64- این از اوجب واجبات است که مسلمان ها با زبان عربی آشنا بشوند. بفهمند که در نماز چه می گویند. قرآن خودشان را بفهمند، ولی چه باید کرد، حرص دنیا آن چنان ما را گرفته است که چون زبان انگلیسی کلید درآمد و مادیات است، بچه هفت ساله مان را هم می فرستیم تا زبان انگلیسی یاد بگیرد . کمتر خانواده ای است که لااقل یک نفر در آن زبان انگلیسی را نداند ولی حاضر نیستیم یک کلاس عربی تشکیل بدهیم و زبان عربی را به خاطر خدا یاد گیریم . بخاطر نمازمان یاد بگیریم . بخاطر قرآنمان یاد بگیریم 

65- بعید نیست که در معنی حمد ، مفهوم دیگری نیز دخالت داشته باشد و آن مفهوم، پرستش است . پس در مفهوم حمد سه عنصر در آن واحد دخیل است : ستایش ؛ سپاس ؛ پرستش ؛ به عبارت دیگر حمد ؛ ستایش سپاسگزارانه پرستشانه است «استاد شهید مطهری»

نمازهاى مردود 

 گفتیم که ممکن است عملى صحیح باشد ولى مورد قبول قرار نگیرد، مثل جنس بى مشترى. در احادیث، نماز برخى از افراد را فاقد ارزش و مردود به حساب آورده ‏اند، که به چند نمونه اشاره مى ‏شود:

1️⃣ بى تفاوت‏ ها

 امام صادق علیه السلام فرمود: نماز کسانى که نسبت به برهنگان و آوارگان جامعه بى تفاوتند، قبول نیست. (بحارالانوار، ج 84، ص242)

2️⃣ حرام خواران‏

 پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمود: نماز حرام خواران، مثل بناى ساختمان بر ریگ است. «الصَّلاةُ مَعَ اَکْلِ الْحَرامِ کَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ» (بحارالانوار، ج84، ص258)

3️⃣ بى تعهدان در خانه‏

 رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: نماز زنى که از درآمد شوهر بهره‏مند مى ‏شود ولى به مسئولیت الهى خود عمل نمى کند، پذیرفته نیست. (نهج الفصاحه، جمله 

 گفتیم که ممکن است عملى صحیح باشد ولى مورد قبول قرار نگیرد، مثل جنس بى مشترى. در احادیث، نماز برخى از افراد را فاقد ارزش و مردود به حساب آورده ‏اند، که به چند نمونه اشاره مى ‏شود:

4️⃣ تارکان زکات‏

در قرآن در اکثر موارد، پرداخت زکات را در کنار بر پا داشتن نماز آورده، و در احادیث بسیارى آمده که نماز آنانکه زکاتِ مال خویش را نمى ‏دهند، پذیرفته نمى ‏شود. (بحارالانوار، ج84، ص317) 

روزى رسول خدا صلى الله علیه وآله وارد مسجد شد و نه نفر را به جرم اینکه زکات نمى ‏دادند، از مسجد بیرون کرد، سپس اقامه نماز نمود. آرى، رابطه با خدا باید در کنار رابطه با محرومان جامعه باشد.

5️⃣ افراد لاابالى‏

 نماز کسى که اهل تقوا نیست، یا رکوع و سجودش را در نماز به طور مطلوب انجام نمى ‏دهد، پذیرفته نیست. (بحارالانوار، ج84، ص‏253 و 258)

ممکن است عملى صحیح باشد ولى مورد قبول قرار نگیرد، مثل جنس بى مشترى.

در احادیث، نماز برخى از افراد را فاقد ارزش و مردود به حساب آورده ‏اند، که به چند نمونه اشاره مى ‏شود:

6️⃣ حاقن و حاقب‏

 حاقن و حاقب، یعنى کسى که بول و غائط خود را نگاه مى‏ دارد و بدینوسیله به خود فشار آورده و دچار ضررهاى جسمى مى ‏شود. این کار، علاوه بر زیان براى سلامتى، در نماز هم موجب عدم تمرکز فکر مى‏ شود و حضور قلب را از بین مى‏ برد.

 امام صادق علیه السلام فرمود: نماز چنین کسانى قبول نمى ‏شود. (محجة البیضاء، ج1، ص354)

7️⃣ پیش نماز غیر محبوب‏

 گاهى در مسجدى، ممکن است مردم به پیش نمازى علاقه نداشته باشند و او را قبول نکنند ولى او بخاطر حفظ خود، حاضر نباشد مسجد یا پایگاه خود را رها کند.

 طبیعى است که چنین موردى، موجب بروز برخورد و خلوت شدن نماز جماعت مى ‏شود. در روایات، نماز جماعت چنین کسانى مردود شمرده شده است. (بحارالانوار، ج84، ص317)

📚 کتاب پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی

نمازهاى معصومین

 آرى... اینگونه که ماهى‏ ها از شنا کردن خسته نمى ‏شوند، اولیاء خدا نیز در عبادت و نماز، خسته و ملول نمى ‏شوند بلکه با هر عبادتى، شوق بیشترى جهت عبودیّت و نیایش به درگاه خداوند مى‏ یابند.

 نقل مى ‏کنند که مرحوم علامه امینى (مؤلف کتاب الغدیر) یک ماه رمضان، در حرم مطهّر حضرت رضا علیه السلام هر شب هزار رکعت نماز مى ‏خواند...(ناقل: آیة الله مروارید در مشهد.) اینست روش کسى که در مکتب اولیاء الله، درس عشق و محبت آموخته باشد. بندگان وارسته و اولیاء خدا، هنگام نماز، با عشقى فراوان به نماز مى‏ ایستادند، عطر مى ‏زدند، بهترین لباس خویش را مى‏ پوشیدند، رنگشان تغییر مى‏ کرد، به استقبال نماز مى‏ رفتند و خوف و هراسشان از آن بود که مبادا مورد عنایت خدا قرار نگیرند، یا در نماز حالت خشوع و توجّه نداشته باشند.

📚 کتاب پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی


نظرات  (۲)

ذکر سجده واجب چیست

سلام ممنون ارمطالب مفیدتون ازش استفاده کردم اجرتون باخدا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">