تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

نماز. چرا عربی؟ وضو. قبله. تسبیحات : پیامکی

نماز در قرآن . انواع نماز . نماز اول وقت

چرا باید نماز بخوانیم؟ محافظت از نماز. حضور قلب

ذکر خدا . غفلت از یاد خدا

سپاس و ناسپاسی نشانه ایمان و کفر

آشتی دادن، صدقه‌ای برتر از نماز و روزه

نماز نور چشم من است . نکته های نماز پیامکی

تسبیحات حضرت زهرا (س). قبله (مرکز توحید) فلسفه وضو، تیمم و غسل . آثار پزشکی نماز

نماز و اهمیت آن . سجده؛ کوتاه ترین راه تقرب به خدا . نماز جماعت . فلسفه وضو، تیمم و غسل


قهر خروج از سنت مسلمانی

قهرکردن در برابر آشتی در فارسی به معنای کناره‌گیری از شخص همراه با خشم نسبت به اوست. درحقیقت قهرکردن با طرد دیگری و قطع ارتباط با خشم ، نوعی اعتراض به شخصیت یا اعمال و رفتار شخص است.
مفهوم قهر
خداوند خودش را به قهار می‌ستاید. (یوسف39؛ رعد16؛ ابراهیم48؛ زمر4؛ غافر16)
آشتی دادن در زمانی معنا می‌یابد که قهری وجود داشته باشد؛ زیرا آشتی دادن به معنای دوستی از نوکردن، ترک جنگ، رنجشی را از کسی فراموش کردن، صلح، مصالحه و مانند آن آمده است. (دهخدا علی‌اکبر؛ فرهنگ دهخدا،ج 1، ص 116) نیز به معنای تکلم نکردن و کراهت داشتن از دیدار با شخصی است. (دهخدا علی‌اکبر؛ فرهنگ دهخدا ج 11، ص 15709)
در آیات قرآنی مفهوم فارسی قهر‌کردن، افزون بر واژه‌های «هجر» (نساء34)، اعراض (توبه95)، با واژه «قطع» ضد وصل به کار رفته است؛ در حقیقت کسی که ارتباط را به جای وصل‌کردن، قطع می‌کند، همان قهری را در پیش می‌گیرد که در زبان و فرهنگ فارسی مطرح است.
خداوند در آیه 27 سوره بقره می‌فرماید: الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمرالله به أن یوصل و یفسدون فی‌الارض أولئک هم الخاسرون؛ همانانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می‌شکنند و آنچه را خداوند به پیوستنش امر فرموده می‌گسلند و در زمین به فساد می‌پردازند، آنانند که زیانکارانند.
خداوند همین مطلب را در آیه 25 سوره رعد نیز بیان کرده است. از این آیات به دست می‌آید که قهر و قطع پیوند، امری نادرست و برخلاف عهد الهی است

وَ الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُوْلَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
و کسانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى‏شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده مى‏گسلند و در زمین فساد مى‏کنند بر ایشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ایشان راست.
صله رحم با پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
مطابق تعالیم قرآن امت اسلام می‌بایست بیشترین توجه و اهتمام خویش را نسبت به پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت داشته باشند؛ زیرا آنان خویشان واقعی هر مومنی هستند. از همین روست که خداوند پیامبر(ص) را برتر و بالاتر از جان مؤمنان قرار می‌دهد (احزاب 6) و در آیه 61 سوره آل‌عمران نیز امیرمؤمنان علی(ع) را به عنوان نفس پیامبر(ص) معرفی می‌کند که به این ترتیب او نیز برتر از جان مؤمنان خواهد بود. از سوی دیگر، پیامبر (ص) درباره نسبت مومنان با او و امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید: انا و علی ابواه هذه الامه؛ من
  و علی پدران این امت هستیم. (عیون أخبار الرضا،ج 2، ص 86؛ علل الشرائع، ج 1، ص128)
بر همین اساس، احسان و اکرام نسبت به این پدران حقیقی امت، مهمتر از والدین است و باید نسبت به آنان صله‌رحم به عمل آورده و قطع و قهر و هجری نداشته باشیم. یکی از راه‌های ساده در صله رحم، صلوات فرستادن است که خداوند در آیه 56 سوره احزاب به خود و فرشتگان و مومنان نسبت می‌دهد. اطاعت و مودت و ولایت از دیگر راه‌های صله‌رحم نسبت به آنان است که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده است. (آل‌عمران، آیات 31 و 32؛ نساء، آیات 59 و 83؛ شوری، آیه 23؛ مائده، آیه 55)
قهر ارزشی و ضدارزشی
براساس آموزه‌های قرآنی قهرکردن می‌تواند به یک عمل ارزشی تبدیل شود. لذا می‌توان گفت که قهر بر دو قسم است: ارزشی و ضدارزشی

خداوند، قهر تربیتی را قهر ارزشی می‌داند؛ زیرا گاه نیاز است که برای تربیت فردی و اجتماعی قهر و قطع و طردی انجام گیرد

به‌عنوان نمونه،گاه برای تنبیه کودک خطاکار لازم است تا مدتی با او قهر کرد. چنین رفتاری کودک را بیدار و هوشیار می‌کند ولو درمی‌یابد که اشتباهی کرده است و باید رفتار خود را اصلاح کند.
نمونه دیگر این قهر را می‌توان از آیه 34 نساء به دست آورد
واللاتی تخافون نشوز هن فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع؛ و زنانی را که از نافرمانی آنان بیم دارید نخست پندشان دهید و بعد در بسترها از آنها دوری کنید.
این قهر که در آیه از آن به هجر تعبیر شده،
 با پشت کردن به زن، نشان دهد که نسبت به او و رفتارش خشمگین است و آن رفتارش را نمی‌پسندد. چنین قهری ارزشی است؛ زیرا به قصد تربیت انجام می‌گیرد*
قهر اجتماعی نیز با طرد اجتماعی به عنوان یک عمل ارزشی و تربیتی در قرآن توصیه شده و حتی پیامبر(ص) برای تنبیه خطاکاران به کار گرفته است. شاید مهم‌ترین نمونه قرآنی را بتوان قهر نسبت به متخلفین از جنگ دانست که داستان عبدالله ابن‌ابی از سرکردگان منافقان مدینه، داستان ابولبابه به سبب جاسوسی برای یهودیان بنی قریظه و نیز داستان سه تن از متخلفان از جهاد از این قبیل است.
هنگامی که خداوند درباره متخلفان از جهاد می‌فرماید: ‌«گروهی از اعراب بادیه‌نشین نزد تو آمدند تا به آنها اجازه داده شود و از جنگ معاف گردند (و واقعا معذور بودند) و در مقابل، کسانی که به خدا و پیامبر دروغ گفتند، بدون هیچ عذری در خانه خود نشستند خداوند گروه دوم را شدیداً تهدید کرده، می‌گوید:‌ «به زودی به آن دسته از افراد که کافر شدند، عذاب دردناکی خواهد رسید ‌(توبه90)
آنگاه خداوند در آیه 95 سوره توبه به صراحت فرمان طرد اجتماعی را با واژه «اعراض» مطرح می‌کند

اعراض همان طرد و قهری است که جامعه برای تربیت اشخاص بزهکار و خطاکار در پیش می‌گیرد

چنین قهری ارزشی است. رسوایی متخلفان در جامعه موجب می‌شود تا آنان از سوی جامعه طرد شوند

خداوند در آیه 93 سوره توبه جایگاه متخلفان جهاد را این‌گونه تصویر می‌کند: خداوند بر دلهایشان مهر نهاده و به همین دلیل چیزی نمی‌دانند
قهر ضد ارزشی
ریشه این قهر هر چه باشد، به سبب آنکه ضرر معنوی به دنبال دارد، مذموم و مورد نکوهش است.
براساس تعالیم اسلام حتی اگر علت قهر کردن، امر حقی باشد، نباید قهری انجام گیرد و اگر هم انجام شد نباید بیش از سه روز طول بکشد

از نظر اسلام، امت اسلام می‌بایست همواره پیوندها را میان خود حفظ کرده و اجازه ندهند که عواملی موجب قطع ارتباط و تفرقه میان مردم شود
در اسلام از افراد خواسته شده که اگر قهر کردند، به سرعت آشتی کنند و با صله کردن، قهر را به آشتی و صلح تبدیل نمایند

حتی دیگرانی باید برای اصلاح و آشتی دادن بکوشند. از همین رو اصلاح بین مردم و برقراری صلح و آشتی، خواسته خداوند متعال است
و پیامبران الهی نیز یکی از مسئولیت‌ها و ماموریت‌های خویش را برپایی صلح و زدودن اختلاف از جامعه بشری قرار دادند و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکردند
ارزش آشتی دادن و آثار آن
امیرمؤمنان(ع) براساس آموزه‌های وحیانی قرآن که به اصلاح میان افراد و جلوگیری از قهر کردن و یا ادامه آن فرمان می‌دهد می‌فرماید:
علیکم بالتواصل و الموافقهًْ و ایاکم و المقاطعهًْ و المهاجرهًْ؛ بر شما باد پیوستن و موافقت و دوستی کردن و بپرهیزید از بریدن و ترک کردن و قهر کردن از همدیگر. غررالحکم، ص 437)
حضرت صادق(ع) می‌فرمود:
لایزال ابلیس فرحا ما اهتجر المسلمان فاذا التقیا اصطکت رکبتاه و تخلعت اوصاله و نادی یا ویله ما لقی من الثبور؛ تا دو مسلمان با هم قهرند، پیوسته ابلیس شاد است و چون آشتی کنند، زانوهایش بلرزد و به هم بخورد و بندهایش از هم بگسلد و فریاد کشد: ای وای بر من از آنچه به هلاکت رسد. اصول کافی، دارالتعارف، 1401، چاپ چهارم، ج 2 ص346)
پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند:
لاتباغضوا و لا تحاسدوا و لاتدابروا و لاتقاطعوا- و کونوا عبادالله اخوانا با هم دشمن نباشید و به هم حسد نبرید و به هم پشت نکنید و از هم نبرید و برادرانه بندگان خدا باشید. (بحارالانوار ج 73 ص 19)
اسلام، مسلمانان را موظف به خاموش کردن آتش نزاع‌ها و کینه‌ها کرده است. حضرت علی(ع) در وصیت نامه خود به فرزندان و همه کسانی که گفته او به آنها می‌رسد، توصیه می‌کند:
اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم و صلاح ذات بینکم؛ شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من به او رسد سفارش می‌کنم به ترس از خدا و نظم در کارها و آشتی با یکدیگر که من از جد شما شنیدم که می‌گفت: آشتی دادن میان مردم، بهتر است از نماز و روزه سالیان.» (نهج‌البلاغه،نامه 47)
در حدیثی دیگر امام علی(ع) فرمود: «
لأن اصلح بین اثنین احب الی من ان اتصدق بدینارین؛ اگر میان  دو نفر به منظور اصلاح و آشتی، میانجی‌گری کنم در نظر من از دو دینار صدقه دادن برتر است.» (اصول کافی، ج 2، ص 210)
آثار قهر ضد ارزشی
در آیات قرآنی و روایات برای قهر ضد ارزشی آثاری گفته شده که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- خسران: کسی که گرفتار قهر است و با دیگری به‌ویژه خویشان و خانواده قطع ارتباط کرده و با آنان سخن نمی‌گوید و رفت و آمد ندارد، گرفتار خسران است؛ یعنی از سرمایه می‌بازد و چیزی برای خود حفظ نمی‌کند، چه رسد که با این کارش سودی به خودش برساند. این مطلب را خداوند در آیه 27 سوره بقره بیان کرده است.
2- دوزخ: قهر کردن و قطع ارتباط با دیگران چنان زشت و زننده است که پیامبر(ص) وعده آتش دوزخ را به چنین شخصی داده است. از آیه 27 سوره بقره این معنا نیز به دست می‌آید، زیرا کسی که دچار خسران است به طور طبیعی اهل دوزخ است. پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند: یا اباذر انهاک عن الهجران و ان کنت لابد فاعلا فلا تهجره فوق ثلاثهًْ ایام کملا فمن مات فیها مهاجرا لاخیه کانت النار اولی به؛ ای اباذر نهی می‌کنم تو را از قهر و دوری کردن و اگر ناچاری، بیش از سه روز تمام از برادرت دوری مکن. پس هر کس بمیرد در حال دوری کردن از برادرش آتش به او سزاوارتر باشد. (بحار‌الانوار، ص 184 و ج 74 ص 72)
3- خروج از اسلام: حضرت رسول(ص) در این‌باره می‌فرماید: «ایما مسلمین تهاجرا فمکثا ثلاثا لا یصطلحان الا کانا خارجین من الاسلام و لم یکن بینهما و لایهًْ فایهما سبق الی کلام اخیه کان السابق الی الجنهًْ - یوم‌الحساب؛ دو نفر مسلمان که از همدیگر قهر کنند و سه روز بر آن حال بمانند و با هم آشتی نکنند هر دو از اسلام بیرون روند و میانه آنها پیوند و دوستی دینی نباشد، پس هر کدام از آن دو در سخن گفتن با برادرش پیشی گیرد، او در روز حساب پیشرو به بهشت باشد. (اصول کافی، ج 2 ص 345)
4- سزاوار بیزاری و لعنت:‌ حضرت صادق(ع) در این باره می‌فرماید: لا یفترق رجلان علی الهجران الا استوجب احدهما البراءهًْ و اللعنهًْ و ربما استحق ذلک کلاهما؛ دو کس به صورت قهر کردن از هم جدا نشوند جز اینکه یکی از آن دو سزاوار بیزاری (خدا و رسولش از وی) و لعنت (یعنی دوری از رحمت حق) گردد و چه بسا که هر دوی آنها سزاوار آن شوند. (همان، ج2 ص344)
5- در حکم قاتل: برخی از کارها چنان زشت و بد است که در اسلام آن را همانند قتل دانسته‌اند؛ ترور شخصیت و هتک حرمت افراد و مانند آنها چنین حکمی دارد. همچنین قهر کردن با برادر خونی و دینی نیز چنین حکمی دارد. پیامبر گرامی(ص) در این باره می‌فرماید: من هجر اخاه  سنهًْ  فهو کسفک دمه؛ هر که یک سال از برادر خویش قهر کند چنان است که خون وی را ریخته است. (نهج‌الفصاحه، کلمات قصار، ص 747)
6- عدم قبولی عمل: برخی از رفتارها موجب می‌شود که عمل پذیرفته نشود. در اسلام برای قبولی اعمال شروطی مانند ایمان و عمل صالح و اخلاص و تقوا مطرح شده است. (مائده27) از جمله مواردی که موجب می‌شود حسن فاعلی و حسن فعلی تاثیری نداشته باشد، قهر کردن افراد است. پیامبر گرامی(ص) در این باره می‌فرماید: یا اباذر ایاک و هجران اخیک فان العمل لا یتقبل من  الهجران؛ ای اباذر بپرهیز از دوری کردن از برادرت. زیرا که عمل انسان با قهر پذیرفته نمی‌شود. (بحار‌الانوار ج 74 ص 72)
7-شادی ابلیس: چنان‌که از روایت امام صادق(ع) به دست آمد تا زمانی که قهر میان مسلمانان وجود دارد، ابلیس شادان است. (کافی، ج2 ص346)

آشتی دادن، صدقه‌ای برتر از نماز و روزه

جامعه متشکل از انسان‌هایی است که افکار و آراء متفاوت و نیز روش‌های گوناگونی به سبب تفاوت و اختلاف روحیات و اخلاقیات و مانند آن دارند، هر چند در کلیات با هم مشترک هستند و یک هدف اصلی را که همان آسایش و آرامش است در نظر دارند

همین تفاوت‌ها در حوزه‌های فکری و منشی و رفتاری موجب می‌شود تا هر از گاهی در عمل اجتماعی و روابط بین مردم تنش‌هایی ایجاد شود

شناخت عوامل تنش‌زا می‌تواند برای تنش‌زدایی کمک کند، ولی به سبب وجود همان تفاوت‌ها نمی‌توان امید داشت که جامعه هرگز گرفتار تنش و اختلاف نشود

از این رو یک وظیفه اصلی مومنان، ایجاد اصلاح و آشتی میان کسانی است که با قهر، روابط سالم را قطع کرده‌اند.
آثار و برکات این عمل انسانی یعنی اصلاح میان مردم و برقراری آشتی‌ میان ارائه کی شود.

ریشه‌های قهر و دشمنی در جامعه
جامعه اسلامی که از آن به امت یاد می‌شود، جامعه‌ای متشکل از اقوام و نژادهای گوناگون است که هدف مشترکی در قالب سبک زیست اسلامی آنان را دور هم جمع کرده و از امت‌ها و جوامع دیگر متمایز ساخته است

اعضای امت اسلامی هر چند که بر آن هستند تا سبک زیست خود را در قالب اسلام سامان دهند، ولی به سبب تفاوت ادراکی، ایمانی، تقوایی و مانند آن، در یک درجه و مرتبه نیستند. از همین رو هر از گاهی اختلافات و تنش‌هایی میان آنان پدیدار می‌شود.
از آنجایی که تنش و اختلاف در جامعه هر چند که در دایره محدود و در امور خرد و پیش پا افتاده باشد، ولی به سبب آنکه می‌تواند انسجام و همگرایی اجتماعی را مخدوش سازد و فرصت تعاون و همکاری اجتماعی را در امور خیر و نیک و تقوای الهی کاهش دهد، اسلام به شدت به مقابله با آن پرداخته و خواهان اصلاح ذات‌البین و آشتی میان افراد می‌شود.
اصلاح که در آیات قرآنی به کار می‌رود به معنای برطرف کردن فساد و تباهی و انجام دادن کار شایسته است. (لسان العرب، ابن‌منظور، ذیل واژه صلح) خداوند در آیه 114 سوره نساء مثلاً از اصلاح بین مردم سخن به میان آورده که منظور از آن در اینجا به معنای ایجاد آشتی میان متخاصمان است.
قهر و اختلاف، عامل دین‌زدایی
اسلام هرگونه تنش و اختلاف میان افراد را به معنای دین‌زدایی از جامعه می‌داند و اصولا اختلافات را برنمی تابد و با آن به عنوان یک فساد برخورد می‌کند. از نظر اسلام هرگونه تنش در میان افراد می‌تواند پایه‌های دینداری در جامعه را متزلزل کند و صحت و سلامت را از جامعه بزداید.
رسول اکرم(ص) درباره خطرات قهر و آشتی در جامعه اسلامی آن را عامل دین‌زدایی دانسته و چنین هشدار می شود: تیره شدن رابطه بین مردم ریشه‌کن کننده دین است. (نهج‌الفصاحه، ح 458)
خداوند یکی از نعمت‌های بزرگ خود بر امت اسلام را اصلاح و آشتی دادن میان اقوام گوناگون دانسته و می‌فرماید: ای مومنان از خداوند پروا کنید آن‌گونه که سزاوار تقوا و پروا از اوست و نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و یاد کنید لطف و احسان خداوند را بر شما- آنگاه که دشمنان یکدیگر بودید و خداوند میان دلهای شما الفت انداخت، پس در سایه نعمت او با یکدیگر برادر شدید چنانکه بر لبه پرتگاهی از آتش بودید و خداوند شما را از آن نجات داد. (آل عمران، آیات 102 و 103)
اصلاح نفس، شرط نخست اصلاح‌گری
هر مسلمانی موظف است بگونه‌ای عمل کند که هرگونه اختلاف و تنش میان او با دیگر افراد جامعه از میان برود و برادری و اخوت ایمانی و اسلامی در میان آنان برقرار گردد. بنابراین در اسلام هرگونه قهر و اختلاف ناپسند دانسته شده و از مسلمانان و مومنان خواسته شده تا از آن پرهیز کنند.
در ادبیات و فرهنگ قرآنی و اسلام واژگانی مورد تاکید قرار گرفته که بیانگر ارزش و جایگاه صلح و آشتی در میان امت اسلام است. از جمله این واژگان می‌توان به تعاون اشاره کرد که خداوند خواهان آن است که امت اسلام در کنار هم برای رسیدن به جامعه برتر ایمانی، تلاش کنند و در کارهای نیک و خیر و رسیدن به تقوا یکدیگر را یاری رسانند و از هر گونه کارهای زشت و تجاوزطلبی پرهیز کرده و به مقابله با آن بپردازند. (مائده، آیه 2)
واژگانی چون صلح، اصلاح، تألیف قلوب، توفیق، سلم و مانند آن در قرآن و روایات بیانگر ارزشمندی و اهمیت اختلاف‌زدایی و تنش‌زدایی از جامعه ایمانی است.
از نظر اسلام هر شخصی باید بگونه‌ای عمل کند که اختلاف و تنش ایجاد نکند و اگر دیگران گرفتار تنش شدند آنان را به اصلاح امور و آشتی دعوت کرده و تنش‌زدایی را در دستور کار قرار دهد.
پیامبر(ص) اسوه مومنان است (احزاب، آیه 21) و خداوند از مردم خواسته تا او را الگوی رفتاری خود قرار دهند و سبک زندگی اسلامی را از او بیاموزند. آن حضرت خود عامل تألیف قلوب و ایجاد انسجام و همگرایی و تعاون در جامعه بود و گفتار و رفتارش بگونه‌ای بود که مردم را جذب و انسجام و همگرایی را ایجاد و یا تقویت می‌کرد.
امام حسن مجتبی از قول امیرالمؤمنین(ع) این روش پیامبر را چنین توصیف می‌کند:‌
کان رسول‌الله(ص) یخزن لسانه الا فیما یعینه، و یؤلفهم و لا یفرقهم (ولا ینفرهم) و یکرم کریم کل قوم و یولیه علیهم؛ (عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 319) پیامبر خدا، زبان خود را از حرف زدن نگه می‌داشت مگر در جایی که برایش مفید بود و به او مربوط می‌شد، مردم را الفت و وحدت می‌بخشید و آنان را متفرق و بیزار از هم نمی‌ساخت، بزرگ هر قوم و جمعی را احترام می‌کرد و همان شخص را سرپرست آنان قرار می‌داد.
پس گام نخست این است که خودسازی کرده و خود را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که دیگران به ما گرایش داشته و جذب خوش‌رویی و خوش‌خویی ما شوند تا بتوانیم در صورت نیاز، به اصلاح و آشتی دادن میان افراد بپردازیم و میان مردم صلح و آشتی برقرار کنیم و قهر آنان را به مهر تبدیل نماییم.
امیر مومنان علی(ع) آغاز اصلاحات و آشتی را از خود شخص می‌داند و می‌فرماید:
ان سمت همتک لاصلاح الناس فابدأ بنفسک، فان تعاطیک صلاح غیرک و انت فاسد اکبر العیب؛ اگر همت والای اصلاح مردم را در سر داری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است. (غررالحکم، ج3، ص 23، ح3749)

این فسادی که در این روایت بیان شده همان فسادی است که میان شخص با خداوند وجود دارد؛ زیرا کسی که نتوانسته رابطه درستی میان خود و خدا برقرار کند و رابطه او با خداوند بر مدار بی‌تقوایی است نمی‌توانیم از چنین شخصی امید داشته باشیم که بتواند میان مردمان به درستی رفتار کند، حال چه رسد که بخواهد اصلاحات داشته باشد و میان آنان صلح و آشتی برقرار کند. امام صادق(ع) نخستین گام در اصلاحات را اصلاح فسادی می‌داند که میان شخص با خدا پدید آمده است: من اصلح فیما بینه و بین الله اصلح‌الله ما بینه و بین الناس؛ کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح می‌کند. (جهاد النفس، ح 355)
از آیات قرآنی نیز همین معنا به دست می‌آید و کسانی را اهل اصلاح می‌شمارد که خود گام درست اصلاحی را در میان خود و خدا برداشته و اهل کتاب و ایمان (اعراف170) و تقوا باشند. (احزاب70 و 71) انسان می‌بایست خود اهل توبه باشد و به سوی خداوند بازگشت کرده و اصلاحاتی را میان خود و خدا انجام داده باشد (بقره، آیه 160؛‌ نساء146) آنگاه می‌تواند میان مردم آشتی دهد.
انسان مصلح کسی است که خودش اهل حق و حق‌گویی است (احزاب، آیات 70 و 71) و با توکل و استمداد از خداوند (احقاف15 و 16) و نماز (اعراف170) و مانند آن می‌کوشد تا رابطه خود با خدا را اصلاح کرده سپس به توفیق الهی میان دیگران اصلاحات انجام دهد.
رسول اکرم(ص) به انسان‌ها هشدار می‌دهد که مراقب اعمال و رفتار خویش باشند و کاری نکنند که در قیامت در وضعیت بدی قرار گیرند. آن حضرت خواهان این است که مومنان، قهر را کنار بگذارند و همواره در صلح و آرامش زندگی کنند و اگر به هر دلیلی کسی از ایشان رنجیده‌خاطر شد و قهر کرد، در آشتی کردن شتاب کنند چنانکه در سلام کردن شتاب می‌شود تا بهره‌ای بیشتر ببرند. پس در این کار پیش‌دستی کنند تا خداوند در قیامت ایشان را بر دیگران مقدم دارد

آن حضرت(ص) می‌فرماید: ایما مسلمین تهاجرا فمکثا ثلاثا لایصطلحان الا کانا خارجین من الاسلام، و لم یکن بینهما ولایه فایهما سبق الی کلام اخیه کان السابق الی الجنه یوم الحساب؛ هر دو مسلمانی که با هم قهر کنند و سه روز به قهر خود ادامه دهند و آشتی نکنند، هر دو از اسلام بیرون روند و میان آنان هیچ پیوند دینی نباشد و هر کدام از آنها که پیش از دیگری با برادرش شروع به سخن کند، در روز حسابرسی زودتر به بهشت می‌رود. (کافی، ج 2، ص 345، ح5)
ارزش و آثار و برکات آشتی دادن میان مردم
با نگاهی به جایگاه اصلاح در آموزه‌های اسلامی به روشنی می‌توان دریافت که آن چه ارزش و اهمیتی دارد؛ چنان که از طریق بیان آثاری که برای ایجاد اصلاح بیان شده می‌توان ارزش و اهمیت آن را نیز به دست آورد.
آشتی دادن و حل اختلافات میان مردم برکات و آثار دنیوی و اخروی بسیاری دارد که در برخی از آیات و روایات به آن اشاره شده است

از نظر قرآن آشتی دادن مهمترین عامل آرامش جامعه و فرد است. (انعام48، اعراف35) همچنین از آیه 10 سوره حجرات به دست می‌آید که یکی از عوامل و اسباب برخورداری انسان از رحمت الهی، اصلاحات میان مردم و آشتی دادن است.
خداوند به صراحت در آیه 1 انفال و 10 حجرات، آشتی دادن میان مومنان را امری ارزشمند معرفی می‌کند و یکی از مسئولیت‌های مومنان را آشتی بین خود با از بین بردن زمینه‌های درگیری و اختلاف بیان می‌کند. (بقره224)
از نظر قرآن قهر و آشتی نکردن به معنای همراه شدن با شیطان و گام برداشتن در مدار اوست و کسی که مانع آشتی میان مومنان می‌شود پیرو گام‌های شیطان است. (بقره208)

پس برای رهایی از شیطان و حرکت در مسیر او می‌بایست به جای اختلاف‌افکنی و یا مانع‌تراشی در برابر آشتی و اصلاح، خودمان گام‌های اساسی را برای آشتی و صلاح برداریم و دیگران را بدان ترغیب کنیم.
بازتاب اعمال خوب خود از جمله آشتی دادن را می‌توان در دنیا و آخرت مشاهده کرد. در دنیا این عمل موجب انسجام و تعاون و صمیمیت و مهرورزی بیشتر میان مومنان و رهایی از هرگونه ناامنی و فقدان آسایش و آرامش می‌شود و در آخرت این عمل موجب می‌شود تا کارهای مومنان در آخرت به سامان و صلاح رسد و از فساد و آسیب در امان باشد. حضرت رسول اکرم(ص) می فرماید:
اتقوا‌الله و اصلحوا ذات بینکم فان‌الله یصلح بین‌المومنین یوم‌القیامه؛ تقوای الهی داشته باشید و اصلاح کنید میان خودتان را زیرا خداوند در روز قیامت میان مومنین را اصلاح می‌کند. (محجه‌البیضاء، ج 3، ص 373)
امام کاظم(ع) نیز مصلحان را در قیامت از مقربان برمی‌شمارد و می‌فرماید:
طوبی‌ للمصلحین بین‌الناس، اولئک هم المقربون یوم‌القیامه؛ خوشا به سعادت اصلاح‌کنندگان بین مردم که آنان همان مقربان روز قیامتند.
 (تحف‌العقول، ص 393)
می‌دانیم که در میان کسانی که در قیامت به بهشت می‌روند، مقام مقربان برتر از مقام اصحاب یمین است و ایشان در مقامات بس برتر و در جنت رضوان قرار می‌گیرند. (سوره واقعه و آیات دیگر)
امام صادق(ع) در بیان مصادیق صدقه، اصلاح میان مردمان را به عنوان صدقه معرفی می‌کند و می‌فرماید:
صدقه یحبها‌الله: اصلاح بین‌الناس اذا تفاسدوا، و تقارب بینهم اذا تبا عدوا؛ صدقه‌ای که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه‌شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند. (کافی، ج2، ص209، ح1)
این بدان معناست که اسلام دایره صدقات را فراتر را صدقه مالی دانسته و انجام کارهایی که با زبان انجام می‌شود و موجب آشتی میان مردم می‌شود را از مصادیق صدقه مالی بلکه برتر دانسته‌ است؛ چنان‌که رسول‌اکرم(ص) در سخنی به ارزش‌گذاری صدقه مالی با صدقه زبانی یعنی آشتی و اصلاح میان مردم می‌پردازد و می‌فرماید:
الا اخبرکم بافضل من درجه الصیام و الصلاه و الصدقه؟ صلاح ذات‌البین، فان فساد ذات‌البین هی الحالقه؛ آیا شما را به چیزی با فضلیت‌تر از نماز و روزه و صدقه(زکات) آگاه نکنم؟ آن‌چیز اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه میان مردم ریشه‌کن کننده دین است. (نهج‌الفصاحه، ح 458)
پس نه تنها آشتی دادن یک نوع صدقه بلکه از نوع برتر و بهتر از صدقات مالی است؛ زیرا با پول اگر می‌شود اصلاحاتی را انجام داد، ولی ریشه‌دارترین اصلاحات همان اصلاحاتی است که از طریق زبان و ایجاد الفت و تالیف میان مردم انجام می‌گیرد و موجب می‌شود تا انسجام اجتماعی تحقق یابد و اختلافات از جامعه زدوده شود.
از نظر اسلام ارزش و اهمیت اصلاح میان مردم و آشتی دادن آنچنان مهم است که می‌توان برخی از کارهایی را که در حالت عادی‌ جایز نیست انجام داد. مثلا در برخی از روایات آمده که برای اصلاح میان مردم می‌توان از خمس و اموال امام(ع) برای ایجاد اصلاحات استفاده کرد. به این معنا که اگر ریشه اختلافات و درگیری و قهر میان مردم، مالی است می‌توان از طریق اموال امام(ع) صلح و آشتی برقرار کرد.
امام صادق(ع) به یکی از اصحاب خود به نام مفضل می‌فرماید:
للمفضل-: اذا رایت بین اثنین من شیعتنا منازعه فافتدها من مالی؛ به مفضل فرمودند: هرگاه میان دو نفر از شیعیان ما نزاعی دیدی از مال من غرامت بده؛ یعنی با پرداخت وجه مورد اختلاف، میان آنان را اصلاح کن. (کافی، ج2، ص 209، ح3)
از این بالاتر آنکه می‌توان از گناه بزرگی چون دروغ که خداوند به دروغگو وعده آتش دوزخ را داده است، برای ایجاد اصلاح میان مردم و آشتی دادن، استفاده کرد. یعنی یکی از جوازات دروغ گفتن، موردی است که با آن بتوان میان دو کس آشتی برقرار کرده. امام صادق(ع) در بیان تشریح انواع و اقسام سخن می‌فرماید:
الکلام ثلاثه: صدق و کذب و اصلاح بین الناس قال: قیل له: جعلت فداک ما الصلاح بین الناس؟ قال: تسمع من الرجل کلاما یبلغه فتخبث نفسه، فتلقاه فتقول: سمعت من فلان قال فیک من الخیر کذا و کذا، خلاف ما سمعت منه؛ سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح میان مردم. به آن حضرت عرض شد: قربانت شوم اصلاح میان مردم چیست؟ فرمودند: از کسی سخنی درباره دیگری می‌شنوی که اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت می‌شود. پس تو آن دیگری را می‌بینی و برخلاف آنچه شنیده‌ای، به او می‌گویی: از فلانی شنیدم که در خوبی تو چنین و چنان می‌گفت. (کافی، ج2، ص341، ح16)
پس در حقیقت دروغ اصلاح‌گرانه به از راست فتنه‌انگیز است، چنانکه از پیامبرگرامی(ص) روایت است که فرمود:
ان الله احب الکذب فی الصلاح و ابغض الصدق فی الفساد؛ براستی که خداوند دروغی را که باعث اصلاح و آشتی باشد دوست می‌دارد و راستی را که موجب فساد شود، دشمن می‌دارد. (وسائل الشیعه، ج8، ص 578، ح1)
ایجاد اصلاح و آشتی دادن در میان کسانی که با هم قهر کرده‌اند، عملی بسیار پسندیده و از اخلاق پیامبران و اوصیا و اولیای الهی است. امام صادق(ع) در بیان خصوصیات و ویژگی لقمان حکیم به مساله آشتی دادن ایشان اشاره می‌کند و می‌فرماید: به خدا قسم به لقمان تنها حکمت و دانش عطا نشده بود و نیز دارائی و خانواده و قدرت جسمی و زیبایی چشمگیر نداشت ولی او مردی با اراده بود... و او به دو نفر که با هم نزاع می‌کردند و یا می‌جنگیدند نمی‌گذشت مگر اینکه، میانشان صلح برقرار می‌کرد و از پیش آنان نمی‌رفت تا آنکه آنها دست از نزاع و جنگ کشیده و متفرق می‌شدند. (مستدرک الوسایل، ج 13، ص442، ح3)
به هر حال، اصلاح میان مردم و آشتی دادن و دوری از قهر از اخلاق خوب و با فضلیت اسلامی و انسانی است که در آیات و روایات بر آن تاکید شده و آثار و برکاتی برای آن در دنیا و آخرت بیان شده است که همین مساله می‌بایست موجب شود که نه تنها اهل قهر نباشیم بلکه بکوشیم تا قهر دیگران را به هر شکلی شده تبدیل به آشتی کنیم و صلح و صفا و صمیمیت را در جامعه اسلامی گسترش دهیم

                                                                     زنجیره بهترین ها

رُوِیَ عَنْ رَسُولِ اللهِ (ص) قالَ: کَفی بِالْمَوْتِ واعِظاً وَ کَفی بِالتُّقی غِنیً وَ کَفی بِالْعِبادَه شُغُلاً وَ کَفی بِالْقِیامَهِ مَوئِلاً وَ بِاللِه مُجازِیاً [بحارالانوار، جلد74، صفحه 139]
حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: بهترین پنددهنده برای انسان مرگ و بهترین سرمایه و ثروت، تقوا و بهترین کارها و شغل­‌ها عبادت و بهترین پناهگاه، قیامت و بهترین پناه‌
 دهنده خداوند متعال است.
یاد مرگ و یادآوری اینکه انسان می‌میرد (که زمان آن مشخص نیست و ممکن است هرلحظه مرگ به سراغ من بیاید، آن هم بایک حادثه به ظاهر پیش‌بینی نشده) بهترین و موثرترین موعظه و پند برای هر انسانی می‌باشد. انسان باید یاد مرگ را که یک واقعیت است، همیشه به خود یادآور شود و اثرش این است که خوشی‌ها و ناخوشی های دنیا را محدود دانسته و از خوشی آن سرمست و شاد نشده و از ناخوشی آن ناراحت و ملول نگردد.
 این مرگ است که خوشی و ناخوشی را رفع می‌کند و با این پند گرفتن می‌فهمد که به زودی باید جواب همه اعمال، کارها، سخن‌ها، اعتقادات و باورهای قلبی و عقلی خود را بدهد؛ به فکر محاسبه­ اعمال خود باشد. اگر خدای نکرده براثر غفلت، آلوده به گناه شد، به فکر توبه و جبران آن افتد و اگر اعمال صالح انجام داده، سعی و کوشش بیشتر کند و با اخلاص‌­تر انجام دهد. لذا یکی از اعمالی که سفارش شده، تشییع جنازه و زیارت اهل قبور است.
 تقوا انجام فرامین و اوامر الهی و واجبات، و اجتناب و دوری از گناه و محرمات است که بهترین سرمایه و ثروت می‌باشد و انسان را بی‌نیاز و توان­گر واقعی می‌کند. در قرآن کریم آمده است: «فَإنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوی».
 عبادت به معنای این است که در هر عملی که انجام می‌دهد، به یاد خدا باشد. پس معلوم می‌شود عبادت تنها نماز، روزه، خمس، حج و... نیست، بلکه انسان می‌تواند با داشتن نیّت پاک و خالص، تمامی کارهای مباح و روزمره خود از قبیل خوردن، آشامیدن، تفریح و ورزش، کار و کسب و تجارت، پرداختن دیون و بدهی­‌ها، روابط خانوادگی، دوستی، همکاری و... را به عبادت الهی تبدیل کند. بهترین پناهگاه، قیامت و پناه‌دهنده خداوند است، زیرا او پاداش هرعمل نیک و خوب را 10 برابر و در بدی‌ها فقط جزا و کیفر همان را می دهد.
 تمام اینها به ترتیب و مانند زنجیر به هم متصل می‌باشد. اول انسان می‌فهمد بهترین پنددهنده مرگ است. حالا که می‌خواهی بروی، بهترین سرمایه تقواست. حالا چگونه تقوا به دست آورم؟! باید کارهایت را با یاد خداوند انجام بدهی. چنین انسانی بهترین پناهگاهش قیامت است و با دست پُر می‌باشد و خداوند هم بهترین و بیشترین پاداش‌دهنده است حالا انسان برای امور دنیایی نباید حساسیت به خرج دهد و بلکه باید حساسیت او برای آخرت باشد.            * پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">