تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

فرهنگ کار و کارگر . کم فروشی . قرارداد نویسی

اقتصاد مقاومتی ، راهبرد اقتصاد اسلامی قرآنی

انفاق در قرآن . صدقه . افزایش روزی

اسلام و فقر، مال حرام . برکت

امتحان و آزمون الهی با مال . احکام مالکیت . ثروت مال

خمس چیست؟ دلایل وجوب . حسن تدبیر و افزایش روزی

رزق و روزی . اسراف و تبذیر . بخل و خساست ورزیدن

                     کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

 قرض الحسنه

از جمله احکامی که در دین اسلام به آن توجه بسیاری شده است احکام اقتصادی است. یکی از این دستورات که در قرآن و روایات به آن پرداخته شده قرض الحسنه است. قرآن کریم درباره این عمل میفرماید: اگر به خدا قرض الحسنه دهید آن را برای شما چند برابر سازد و شما را میبخشد 17 تغابن

اگر خدا را وامى نیکو دهید آن را براى شما دو چندان مى‏گرداند و بر شما مى‏بخشاید و خدا[ست که] سپاس‏پذیر بردبار است

 

إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ ﴿17

اشاره به آداب انفاق در راه خدا دارد که برای ترغیب افراد و تحریک آنان، خداون آن را به منزله قرض دادن به خود یاد کرده . کیست که به خدا قرض نیکویی دهد تا او چند برابر بر آن بیفزاید؟ او که مالک حقیقی است، از بندگان وام می گیرد و جندین برابر پاداش می دهد و این نهایت لطف پروردگار است

شایسته است ذکر شود همان گونه که قرض دادن به خدا پاداش فراوان دارد، قرض الحسنه و وام بدون بهره به بندگان خدا نیز پاداشی بس بزرگ دارد. مَن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ همچنین در آموزه های وحیانی ناظر بر این بحث تشویقهای بسیاری بر قرض دادن و همچنین ضرورت پس دادن قرض توسط مقروض تاکید شده .

وام بی بهره در فقه اسلامی

قرض در لغت به معنای بریدن است. از این رو به قیچی برنده، مقراض می گویند. قرض مالی به معنای بریدن از بخشی از مال و دادن و بخشش آن به دیگری است به شرط آن که قرض دهنده بتواند آن را بازپس گیرد. (صحاح اللغه ج3 ص1102 و تاج العروس ج10 ص137)

این واژه این معنا را به انسان القا می کند که توفیق به انفاق های مالی به بریدگی و وارستگی انسان بستگی دارد؛ چرا که اگر انسان به ثروت دنیا وابسته باشد و از آن دل نکند، هرگز حاضر نمیشود به انسان نیازمندی وام بدون بهره بدهد. در قرآن، 13 بار با واژه های گوناگون، سخن از قرض به میان آمده و برآن تأکید شده است

در هر جا که کلمه قرض آمده به دنبال آن کلمه حسنا نیز آمده (245بقره، 12حدید، 17تغابن و 20مزمل)

کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست که [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید

 

مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً وَ اللّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْسُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245

فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّکَاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿20﴾ پس هر چه از [قرآن] میسر شد تلاوت کنید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و وام نیکو به خدا دهید و هر کار خوبى براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشى بیشتر باز خواهید یافت و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده مهربان است

از این رو در اسلام به وام بی بهره قرض الحسنه میگویند. این ترکیب بیانگر آن است که قرض دادن باید به صورت نیکو انجام شود. نیکویی آن را می توان از چند جهت تصور کرد:

1- آبرومندانه باشد         2- بی منت باشد         3- بدون چشمداشت به سود و بهره باشد       4- برای خشنودی خدا باشد        5- از روی میل و علاقه باشد.

به نظر می رسد، قرض الحسنه در برابر قرض السیئه قرار می گیرد که همان رباخواری و نزول خواری است؛ زیرا شرایط این قرض زشت و بد، موجب میشود تا وام گیرنده هر آنچه به دست می آورد بلکه فراتر از آن را در اختیار وام دهنده بگذارد و روز به روز وضعیت وی بدتر از گذشته شود؛ چرا که می بایست اضعاف مضاعف آنچه گرفته بدهد تا رضایت وام دهنده را تامین کند

البته برخی قرض الحسنه را از آن رو وام نیک دانسته اند که وام دهنده به انسان های محتاج به صورت حقیقی قرض میدهد و مالش را جدا میکند و در اختیار آنان میگذارد (زبده البیان محقق اردبیلی ص572) اصطلاح فقهی قرض الحسنه نیز همین معناست. نسبت این معنا از قرض الحسنه با دین، رابطه عموم و خصوص است؛ زیرا دین، مالی است کلی که در ذمه فرد ثابت میشود؛ حال چه این دین بوسیله اقتراض و وام گرفتن باشد یا از طریق دیگر برگردن او ثابت شود (تحریرالوسیله ج1 ص595)

در کاربردهای قرآنی قرض الحسنه دارای معنای فراگیری است که شامل همه انفاقات میشود، معنای قرض الحسنه در فقه اخص از معنای آن در آیات قرآنی است (التبیان ج9 ص529 مجمع البیان ج1و2 ص607 ج9و10 ص358)

در منابع دینی هم چنین تاکید بسیاری بر ادای قرض شده است که قرض گیرنده به هیچ وجه نمیتواند بدون دلیل و با وجود امکان مالی قرض کسی را پس ندهد و یا به تاخیر بیندازد. از طرف دیگر به کسانی که به کسی قرض داده اند تاکید شده که اگر فرد مقروض در تنگنا قرارگرفته به او برای بازگرداندن قرض فشار نیاورند قرآن کریم در این باره میفرماید اگر بدهکار قدرت پرداخت نداشته باشد او را تا هنگام توانایی مهلت دهید

و در این صورت (اگر منافع این کار را بدانید و به او ببخشید بهتر است )بقره280( در سیره عملی پیامبر)ص( و ائمه معصومین)ع( نیز تاکید بر قرض الحسنه بارها تکرار شده که حتی خود آن ذوات مقدسه در موارد بسیاری قرض مقروضین را ادا نموده اند.

و اگر (بدهکارتان‏) تنگدست باشد، پس تا (هنگام‏) گشایش‏، مهلتى (به او دهید)؛ و (اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد،) بخشیدن آن براى شما بهتر است‏-اگر بدانید

 

وَ إِن کَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَیْسَرَةٍ وَ أَن تَصَدَّقُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿280

نقل است اسامه که از یاران رسول خدا)ص( بود در بستر بیماری افتاد و امام حسین)ع( به دیدار او رفتند اسامه در آن دیدار از مقروض بودن خود به میزان 60 هزار درهم ابراز ناراحتی کرد. امام حسین)ع(به او گفتند ناراحت نباش من قرض تو را ادا میکنم. حضرت امام حسین)ع( به عهد خویش وفا کردند و قبل از مرگ اسامه قرضهای او را ادا نمودند

هم چنین در واقعه دیگری نقل شده که فقیری از انصار برای تقاضای کمک نزد امام حسین)ع( آمد حضرت قبل از آن که فقیر سخن بگوید حضرت به او فرمود: برادر انصاری! چهره خود را از ذلت تقاضا کردن حفظ کن و تقاضای خود را بر صفحه ای بنویس.من به خواست خدا آنچه را که مایه شادمان یات است به تو خواهم داد. او در کاغذی نوشت: فلانی 500 دینار از من طلب دارد و اصرار میکند که آن را بپردازم با او صحبت کن که مرا تا هنگام تمکن مالی مهلت دهد

امام حسین)ع(نوشته او را خواند و سپس به خانه خود رفت و کیسه ای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: پانصد دینار را به طلبکارت بده و بقیه را در نیازمندیهایت مصرف کن. اعرابی عطای حضرت را گرفت و گفت: خدا بهتر می داند که رسالتش را در کجا و در چه خاندانی قرار می دهد (124 انعام) اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ جامع الأخبار ص381

نیاز خود را فقط به افراد دیندار، جوانمرد و پاک سرشت بگو؛ چون دیندار به جهت دینش آبروی تو را حفظ میکند و جوانمردانه به سبب جوانمردی اش از ناامید ساختن تو حیا میکند و انسان پاک نیز، شرافتش مانع میشود که تو را با دست خالی رد کند و میداند که تو دوست نداری آبرویت ریخته شود (آموزه های اخلاقی تحف العقول ص281

دامنه قرض الحسنه
با دقت در سیاق آیات مربوط به قرض الحسنه می توان چنین نتیجه گرفت که در بیشتر سیاق های مربوط به آیات قرض، در کنار بحث قرض حسن، مسائلی مانند صدقه دادن، زکات دادن، کمک و شرکت در جهاد، ایمان به رسول خدا، قرآن خواندن، احسان و انفاق کردن مطرح شده است

بیشتر احادیث که در زمینه قرض دادن از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصوم(ع) به یادگار مانده، مسلمانان را در عمل به سنت حسنه قرض تشویق می کند، در این گونه احادیث، به موضوع های زیر پرداخته شده است: پی آمدهای قرضی، فایده های قرض، ثواب قرض، نوع رفتار قرض دهنده و قرض گیرنده، داشتن نیت ادای قرض (از سوی گیرنده قرض)، کمک خداوند، پیامبر اکرم(ص) و فرشتگان و اولیای الهی در ادای قرض، نتایج دنیوی و مضاعف قرض، مدارا کردن بر قرض گیرنده و گذشت بر او، و برخی مسائل دیگر.

اهمیت و پاداش قرض دادن به بندگان خدا

خداوند انسان ها را به برادری و نوع دوستی همدیگر دعوت نموده است و اینکه در لحظات سخت و مشکلات زندگی دست نیازمندان را گرفته و جامعه را به سوی سعادت سوق دهند و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض ولکن یترل بقدر ما یشاء

آیاتی که به انحطاط اخلاقی و تربیتی ناشی از مال اندوزی مربوط است. الهئکم التکاثر. که به غفلت در اثر زیاده خواهی اشاره دارد و به وضوح انحطاط اخلاقی در پی مال اندوزی را بیان می کند. پس انسان ها نباید در زندگی مادی و دنیوی، حریص و طمعکار باشند. بلکه می توانند با انجام اعمال صالح و نیک چون قرض دادن و وام دادن بدون بهره به نیازمندان در مسیر لطف و عنایت خداوند قرار گیرند. ‏در قرض دادن، فرد بخشی از مال را جدا می کند و در اختیار تقاضا کننده آن قرار میدهد.

تفاوت قرض و صدقه : انسان های آبرومندی که هرگز حاضر به گدایی نیستند، به هنگام نیاز قرض می گیرند. در نتیجه شخصیت آنان حفظ می شود. برخلاف صدقه، پولی که به منزله قرض پرداخت می شود، به صاحبش باز می گردد و گره از کار نیازمند دیگر می گشاید. از نظر اجتماعی، صدقه دادن بی حد و مرز عامل رواج گدایی، تنبلی و راه درآمد نامشروعی برای عده ای فرصت طلب است،

در حالی که گیرنده قرض، خود را موظف به کار و تلاش می بیند و جامعه به پویایی و حرکت میرسد. امام صادق (ع) پاداش قرض دادن به بندگان نیازمند را از صدقه بالاتر میداند و میفرماید: بر در بهشت نوشته است: پاداش قرض 18 برابر و صدقه 10 برابر است، چه اینکه قرض جز به دست نیازمند نرسد، در حالی که صدقه چه بسا به غیر نیازمند برسد.

قرض الحسنه؛ رستگاری بزرگ

زندگی اجتماعی اقتضائاتی دارد که از جمله آنها همکاری و پاسخ به نیازهای همنوع است. انسان به گونه ای آفریده شده که دست کم در حوزه عاطفه و احساسات، نیازمند محبت و مودت دیگری است. این وابستگی انسان به همنوع موجب می شود تا ارتباطات انسانی معنا و مفهومی دیگر بگیرد. از جمله نیازهای انسانی، نیازهای مادی است؛ ولی از آن جایی که شرایط زیستی برای همگان یکسان نیست، برخی نیاز بیشتری به کمک و یاری دیگران دارند

پاسخ گویی به این نیاز مادی می تواند به اشکال چندی صورت گیرد. برخی در برابر کمکی که می کنند، چیزی نمی خواهند که این را ایثار، احسان و بخشش می گویند؛ برخی دیگر، کمک متقابلی در همان حد و اندازه می خواهند؛ و اما برخی دیگر، فراتر از کمکی که کرده اند متوقع هستند و بر این کار الزام می کنند. آنچه در فرهنگ اسلامی از آن به نزول خواری و رباخواری یاد می شود، همان رفتار گروه سوم است که خداوند از آن نهی کرده و به عنوان محاربه و جنگ با خدا از آن یاد نموده است. رفتار گروه دوم به عنوان قرض الحسنه یا وام نیکو می باشد که همانند رفتار گروه اول از سوی خداوند ستوده شده است.

قرض الحسنه، همیاری عمومی در اجرای عدالت

روش های گوناگونی از سوی خداوند برای اجرای عدالت فراگیر و کامل، اتخاذ و به کار گرفته شده . به عنوان نمونه قانون فی و انفال از سوی خداوند صادر شده تا از هرگونه گردش نامناسب و غیرعادلانه سرمایه در جامعه جلوگیری شود و سرمایه های مادی دنیوی به طور عادلانه در دسترس و اختیار همگان قرار گیرد

و از انباشت سرمایه و ثروت در دست سرمایه داران و ثروتمندان و اغنیاء جلوگیری به عمل آید مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ آنچه خدا از [دارایى] ساکنان آن قریه‏ها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وى] و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است (حشر7)

از جمله روش های دیگری که از سوی خداوند برای تحقق عدالت همه سویه مورد توجه و تأکید قرار گرفته، وام و قرض نیک به جای وام مضاعف و رباخواری است که وام قبیح و زشت بلکه گناه بلکه جنگ با خداوند دانسته شده است. هدف از وام بی بهره یا همان قرض الحسنه، ایجاد شرایط عادلانه در توزیع ثروت و سرمایه و بهره مندی همگان از سرمایه های دنیوی برای بهبود شرایط زیستی و فراهم آوری بستر لازم و مناسب برای خدایی و ربانی گشتن است.
قرض الحسنه و وام بی بهره به سبب این که از سوی همه افراد جامعه در همه سطوح مالی و ثروت انجام می گیرد، نوعی همیاری عمومی در اجرای عدالت مادی و اقتصادی است؛ زیرا هر کسی با توجه به میزان ثروت و قدرت اقتصادی خود، به دیگری کمک می کند تا وضعیت زندگی خویش را بهبود بخشد و نیازهای مادی خود را برآورده سازد

از این رو از سوی خداوند این عمل بسیار ستوده و تشویق شده و حتی مهم تر و باارزش تر از احسان و بخشش دانسته شده است؛ زیرا در بخشش و احسان، شخص مبلغی را در اختیار می گیرد و آن را مصرف می کند؛ در وام نیک و بی بهره، شخص گیرنده خود را موظف به پرداخت اصل وام می داند، از این رو، وام گیرنده آن را سرمایه خویش قرار می دهد تا افزون بر برآوردن نیازهایش، امکان پرداخت اصل وام را بیابد.

به سخن دیگر، وام بی بهره و قرض الحسنه به افراد کم درآمد و نیازمند کمک می کند تا در حوزه تولید دست به تلاش زنند و در آبادانی زمین نقش ایفا نمایند. لذا همه افراد جامعه دست در دست هم به ساخت تمدنی و آبادانی جامعه کمک میکنند. انگیزه بازگرداندن اصل وام، شخص گیرنده وام را به تلاش وامی دارد و وام را سرمایه تولید می کند؛ این در حالی است که در بخشش چنین اتفاقی نمی افتد و شخص اصل وام را مصرف کرده و در چرخه تولید وارد نمی سازد

این گونه است که این دسته افراد به عنوان سربار جامعه تنها به مصرف می پردازند و در چرخه تولید و آبادانی و تمدن سازی جامعه مشارکت نداشته یا مشارکت فعال نخواهند داشت. از این رو در روایات پاداش بخشش احسان 10 برابر و پاداش قرض الحسنه و وام بی بهره 18 برابر دانسته شده است.

وام بی بهره از منظر روایات

رسول خدا(ص) درباره اهمیت و ارزش وام بی بهره و قرض نیکو می فرماید: کسی که به برادر مسلمانش قرض بدهد، به اندازه هر درهمی که به او می دهد به بزرگی کوه احد از کوههای رضوی و طور سینا، برای او پاداشهایی هست و اگر در مورد گرفتن طلب خود با آن مؤمن، مدارا و رفاقت کند، همانند برق خیره کننده و درخشان، بدون حساب از روی پل صراط بگذرد (وسائل الشیعه ج31 ص88)

امام صادق(ع): ما من مسلم اقرض مسلماً قرضاً حسناً یرید به وجه الله الا حسب الله له اجرها کحساب الصدقه حتی یرجع الیه؛ هر مسلمانی که برای رضای خدا به مسلمانی قرض الحسنه بدهد، حتما خداوند پاداش آن را مانند پاداش صدقه دادن حساب میکند، تا هنگامی که آن قرض به او باز گردد (وسائل الشیعه ج31 ص78 ثواب الاعمال ص308) پیامبر اکرم(ص) در حدیثی دیگر فرمود: من اقرض مؤمناً قرضاً ینتظر به میسوره، کان ماله فی زکاه، و کان هو فی صلاه من الملائکه حتی یؤدیه کسی که به مؤمنی تا مدتی که او توان ادای آن را داشته باشد، قرض بدهد، مال او به عنوان زکات است (و ثواب زکات را دارد) و قرض دهنده تا هنگام ادای قرض، مشمول سلامهای فرشتگان است (همان مدرک ثواب الاعمال ص308).

در حدیث است که هرگاه جنازه ای را می آوردند که رسول خدا(ص) بر او نماز گزارد، حضرت از هیچ یک از اعمال او نمی پرسیدند، جز آنکه از بدهکاری و حق الناس، اگر می گفتند: این شخص مدیون است، حضرت بر او نماز نمی کرد و هرگاه مدیون نبود بر او نماز می گذارد. روزی جنازه ای آوردند، هنگامی که حضرت مهیای تکبیر شد، پرسید: آیا این شخص به کسی بدهکار نیست؟ گفتند: دو دینار بدهکاری دارد. حضرت عقب رفته و نماز نخواند

امیرالمؤمنین(ع) عرض کرد: هما علی یا رسول الله! این دو دینار بر عهده من و ضامنم که آن را به صاحبش بپردازم. رسول خدا بر آن جنازه نماز کرد. سپس رو به امیرالمؤمنین(ع) کرد و فرمود: جزاک الله عنه خیراً، فک الله رهانک؛ کما فککت رهان اخیک، انه لیس من میت یموت و علیه دین الا و هو مرتهن بدینه و من فک رهان میت فک الله رهانه یوم القیامه خدا تو را جزای خیر دهد، خدا رهان تو را آزاد کند همچنان که رهان برادر دینی خود را آزاد کردی سپس فرمود: همانا هر کس بمیرد و دینی برذمه اش باشد، مرهون و گرو آن دین خواهد بود، و هر کس رهان میتی را فک نماید خدای تعالی در روز قیامت رهان وی را فک خواهد کرد.

(المستطرف) رسول خدا(ص) فرمود: من احتاج الیه اخوه المسلم فی قرض و هو یقدر علیه فلم یفعل حرم الله علیه ریح الجنه. هر کس قدرت و توانایی مالی داشته باشد و برادر مسلمان او نیازمند کمک وی باشد اما برای وام دادن به او اقدام نکند، بوی بهشت برایش حرام خواهد شد (ثواب الاعمال) همچنین فرمود: احب الاعمال الی الله ثلاثه: اشباع جوعه المسلم و قضاء دینه و تنفیس کربته؛ محبوب ترین اعمال نزد خدای تعالی سه عمل است: سیر کردن مسلمان و اداء کردن قرض او و رفع گرفتاری و غم و غصه وی (کامل الزیاره) عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) از رسول امین روایت کرده است که فرمود: الف درهم اقرضها مرتین احب الی من ان اتصدق بامره، بسی دوست تر دارم، هزار درهم را دوباره قرض بدهم تا یک بار آن را در راه خدا صدقه بدهم.

************

ربا؛ بر هم زننده تعادل فرد و جامعه

یکی از ویژگی‌های جامعه جاهلیت موضوع ربا بوده است که پیامبر اکرم(ص) صریحا آن را نفی کردند. در نص صریح قرآن نیز آمده است که ربا حرام است و رباخوار را با صفت کفار معرفی کرده است اگرچه رباگیرنده در قرآن نیامده ولی در روایات معصومین رباگیرنده هم برابر با رباخوار عذاب خواهد شد. دلیل حرمت ربا و تاکید قرآن کریم بر این موضوع اختلاف در اقتصاد جامعه و متزلزل شدن چرخه ربا می‌باشد.
مفهوم ربا
ربا در لغت به معنای افزون شدن، نشو و نما کردن و زیاد شدن است (لغت‌نامه دهخدا ج 125، قاموس المحیط، ج 4، ص 332) و در اصطلاح به معنای: خرید و فروشی است که کالا با عوض آن همجنس بوده و یکی افزون بر دیگری است از این رو در تحقق ربا سه شرط لازم است:

1- عوض و معوض ثمن و مثمن متجانس بوده که ملاک همجنس بودنم آنها عرف است مثل انگور و کشمش

2- عوض و معوض، ثمن و مثمن افزون بر دیگری است

3- جنس مورد معامله از گونه اجناسی باشد که به وزن و پیمانه‌ فروش می‌رسد لذا در اجناسی که عددی به فروش می‌رسند ربا نیست همچون فرش و یا تخم‌مرغ در شهری که آن را به عدد می‌فروشند (دانش‌نامه قرآن و قرآن‌پژوهی ج1 بهاءالدین خرمشاهی ص1094)
در آیات سوره‌های: حج/ 5 مومنون/ 50 حاقه/ 10 رعد/17
هِیَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ نحل/92 و اسراء/2 کلمات ربوه، رابیهًْ، رابیا و... آمده که همه به معنای زیادی و افزایش است البته در مفهوم سرزمین مرتفع، زیادی ثروت و بزرگی و... بکار رفته است اما آنچه قرار است در این مجال به آن پرداخته شود ربا به معنای معامله ربوی است. که در آن زیادت سرمایه مورد نظر است و در ادیان الهی حرام می‌باشد.

و پسر مریم و مادرش را نشانه‏اى گردانیدیم و آن دو را در سرزمین بلندى که جاى زیست و [داراى] آب زلال بود جاى دادیم

 

وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ آیَةً وَآوَیْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَ مَعِینٍ ﴿50

 

و از امر فرستاده پروردگارشان سرپیچى کردند و [خدا هم] آنان را به گرفتنى سخت فرو گرفت

 

فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِیَةً ﴿10﴾

در قانون مجازات اسلامی در ماده 595 تعریف از بزه ربا به عمل نیامده و تنها به ذکر مصادیق آن اکتفا گردیده است؛ اما بند 1 ماده 1 قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی (مصوب 1363/17/5)

در تعریف ربا و انواع آن مقرر داشته است: «ربا بر دو نوع است:

الف- ربای قرضی و آن بهره‌ای است که طبق شرط یا بنا بر روال، مقرض از مقترض دریافت نماید

ب- ربای معاملی و آن زیاده‌ای است که یکی از طرفین معامله زائد بر عوض یا معوض از طرف دیگر دریافت کند به شرطی که عوضین، مکیل یا موزون و عرفا یا شرعا از جنس واحد باشند.»
با توجه به تعریف مذکور و انواع آن به نظر می‌رسد که ربای موضوع ماده 595 قانون مجازات اسلامی نیز اعم از ربای قرضی یا معاملی است چرا که در صدر ماده مذکور، هم به ربای جنسی در معاملات و هم به ربای قرضی از طریق اخذ مبلغی مازاد بر مبلغ پرداختی اشاره شده است. خداوند متعال موضوع ربا و ابعاد مختلف این عمل حرام را در 8 آیه قرآن کریم تبیین فرموده است.
احکام ربا
در آیه 275 سوره بقره آمده:

کسانى که ربا مى‏خورند، (از گور) برنمى‏خیزند مگر مانند برخاستن کسى که شیطان بر اثر تماس‏، آشفته‏سرش کرده است‏. این بدان سبب است که آنان گفتند: (داد و ستد صرفاً مانند رباست‏.) و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال‏، و ربا را حرام گردانیده است‏. پس‏، هر کس‏، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسید، و (از رباخوارى‏) باز ایستاد، آنچه گذشته‏، از آنِ اوست‏، و کارش به خدا واگذار مى‏شود، و کسانى که (به رباخوارى‏) باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود. 

 

الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿275

یتخبطه به معنای عدم حفظ و تعادل بدن هنگام راه رفتن و برخاستن است در این آیه شخص رباخوار به فردی تشبیه شده که دیوانه شده و هنگام راه رفتن قادر نیست تعادل بدن خود را حفظ کند. (تفسیر نمونه ج 2 ص 424 و 425 تفسیر المیزان ج 2 ص 627)

این تشبیه در روایات معصومین هم برای دنیای رباخوار است و هم برای آخرت و هنگام قیامت چنانچه امام صادق(ع) می‌فرمایند: رباخوار از دنیا نمی‌رود مگر اینکه به نوعی جنون مبتلا خواهد شد. (نمونه ج 2 ص 425)

و از پیامبر(ص) نقل است: هنگامی که به معراج رفتم دسته‌ای را دیدم به حدی شکم آنان بزرگ بود که هر چه جدیت می‌کردند برخیزند و راه روند برای آنان ممکن نبود و پی در پی به زمین می‌خوردند، از جبرئیل پرسیدم این‌ها چه افرادی هستند و جرمشان چیست؟ جواب داد این‌ها رباخواران هستند. (مس شیطان هم کنایه از روانی و جنون است) (تفسیر نورالثقلین ج1 ص 291)
در ادامه این آیه آمده: بانهم قالوا انما البیع مثل الربا
  ... رباخواران می‌گفتند که بیع هم مثل ربا است یعنی نوعی مبادله با رضایت طرفین ولی قرآن می‌فرماید: خداوند بیع را حلال و ربا را حرام کرده است به چند دلیل:

1- در خرید و فروش معمولی هر دو طرف یکسان در معرض سود و زیان هستند

2- در خرید و فروش معمولی طرفین در مسیر تولید و مصرف هستند

3- با شیوع رباخواری سرمایه در مسیرهای ناسالم می‌افتد و پایه‌های اقتصادی متزلزل می‌گردد

4- رباخواری منشا دشمنی و جنگهای طبقاتی است. (تفسیر نمونه ج 2 ص 430 تفسیر المیزان ج 2 ص 635)
در آیات 276 و 277 و 278 نظر خداوند در مورد رباخوار بیان شده و آمده است، ربا خوران افراد بی‌ایمان، ناسپاس و بسیار گنهکارند و با ترک انفاق و صدقه به هر وسیله‌ای برای ظلم و ستم به مردم متوسل می‌شوند (
یمحق‌الله الربا و یربی‌الصدقات والله لایحب کل کفار اثیم) و در مقابل افراد با ایمانی هستند که نماز می‌خوانند و زکات می‌دهند و به مردم کمک می‌کنند و پاداش اینان آرامش و راحتی و عدم غم و اندوه است (لاخوف علیهم و لا هم یحزنون) (نمونه ج 2ص 424 تا 433 المیزان ج 2 ص 627 تا 640)

همچنین علی(ع) در مقام تاکید بر حرمت ربا می‌فرماید: «آکل الربا و موکله و کاتبه و شاهده فیه سواء» خورنده (گیرنده) ربا و کسی که ربا می‌دهد و کسی که شاهد و ناظر ربا است و کسی که نویسنده ربا است در این که کار حرام انجام می‌دهند، مساوی هستند. (الکافی، ج5، ص 144)
وظیفه حکومت اسلامی در برابر رباخوار
در آیه 278 و 279 سوره بقره و 131 سوره آل‌عمران آمده: اگر ایمان دارید دست از ربا بردارید و توبه کنید، خداوند می‌بخشد، اصل سرمایه بدون سود برای خودتان است و ستمی در این مورد به شما نمی‌شود ولی اگر توبه نکنید: «
فاذنوا بحرب من الله و رسوله» این اعلام جنگ و پیکار خداوند و رسول با رباخوار است و از این جمله برمی‌آید که حکومت اسلامی می‌تواند با توسل به قوه قهریه جلوی رباخوار را بگیرد (کلمه حرب به صورت نکره کنایه از اهمیت جنگ است) (تفسیر نمونه ج 2 ص 430 المیزان ج 3 ص 277)

ماده 595 قانون تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده مصوب 1375 هم در مورد ربادهنده و هم در مورد رباگیرنده و هم واسطه، مجازات دارد. با توجه به اینکه جرم مذکور جنبه عمومی دارد اطلاع از آن به هر طریق که باشد به حاکم شرع اجازه تعقیب، رسیدگی و مجازات مجرم را می‌دهد

وفق ماده 64 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 یکی از جهات قانونی شروع به تعقیب، اطلاع دادستان از وقوع جرم است این اطلاع از هر طریق قانونی می‌تواند حاصل شود و نیاز به طرح شکایت شاکی خصوصی ندارد و طبق ماده 11 قانون مذکور تعقیب متهم و اقامه دعوی از جهت حیثیت عمومی بر عهده دادستان می‌باشد.
حرمت ربا در ادیان
در آیه 161 سوره نساء آمده: و اخذهم الربوا و قد نهوا عنه و اکلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للکافرین منهم عذابا الیما «و به خاطر رباخواری در حالی که از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم به باطل و برای کافران آن‌ها عذاب دردناکی آماده کرده‌ایم.»
از این آیه بر می‌آید که ربا مخصوص اسلام نیست و در ادیان پیشین هم حرام بوده است در تورات نیز صریحاً از ربا منع شده است، در سفر خروج می‌‌گوید: اگر نقدی را به یکی از قوم من که در نزد تو فقیر است قرض بدهی، مثل تقاضا کننده مباش و ربا بروی مگذار و در سفر لاوی آمده:

و اگر برادر تو فقیر شده نزد تو تهیدست شود او را دستگیری نمای اگر چه غریب و یا میهمان باشد تا آن که با تو زندگانی نماید نقد خود را به او به ربا مده و خوراک خود را به مرابحه به او آمده. و در سفر مثنی آورده: با برادرت معامله سودی مکن نه معامله نقره نه معامله آذوقه، نه معامله هر چیزی که جهت سود داده می‌شود. (نمونه 4 ج 273 و 274)
در مسیحیت
عهد جدید در چندین قسمت به رباخواری اشاره می‌کند. انجیل متی 27: 25 و لوقا 19:22 دارای اشاراتی به رباخواری هستند. در انجیل متی 5:42 و لوقا 6:34 عیسی به دادن کمک مالی به افراد نیازمند و بخشش بدهیها توصیه می‌کند.
فاحش‌ترین ربا
در آیه 130 سوره آل‌عمران آمده: «یا ایها الذین امنوا لا تاکلوا الربوا اضعافا مضاعفه و اتقوا‌الله لعلکم تفلحون». ای کسانی که ایمان آورده‌اید! ربا (و سود پول) را چند برابر نخورید، از خدا بپرهیزید، تا رستگار شوید.
ربای فاحش «اضعافا مضاعفه» این است که سرمایه به شکل تصاعدی در مسیر ربا سیر کند یعنی سود در مرحله نخستین با اصل سرمایه ضمیمه شود و مجموعاً مورد ربا قرار گیرند و در هر مرحله سود به اضافه سرمایه، سرمایه جدیدی را تشکیل دهد و در مدت کمی از راه تراکم سود مجموع بدهی بدهکار به چندین برابر اصل بدهی افزایش می‌یابد و به کلی از زندگی ساقط می‌شود

از روایات بر می‌آید که در زمان جاهلیت معمول بوده که اگر بدهکار در رأس مدت نمی‌توانست بدهی خود را بپردازد از طلبکار تقاضا می‌کرد که مجموع سود و بدهی را به شکل سرمایه جدیدی به او قرض بدهد و سود آن را بگیرد مثل عملکرد رباخواران عصر ما (نمونه ج3 ص118 تا 120 المیزان ج3 ص280)
انواع ربا
«آنچه را به عنوان ربا می‌پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد نزد خدا فزونی نخواهد یافت و آنچه را به عنوان زکات می‌پردازید و تنها رضای خدا را می‌طلبید کسانی که چنین می‌کنند دارای پاداش مضاعفند». (آیه 39 سوره روم)
مالی را که انسان به مردم می‌دهد تا اموالش زیاد شود نه برای رضای خدا، آن مال نزد خداوند زیاد نمی‌شود و ثوابی از آن عاید فرد نمی‌شود برای اینکه قصد قربت در آن نیست. منظور از زکات هم مطلق صدقه است و معنایش این است که آن مالی که برای رضای خدا دادید و اسراف هم نکردید چند برابر عایدتان می‌شود


کلمه مضعف به معنای دارنده چند برابر است پس مراد از ربا و زکات به قرینه مقابله و شواهدی که همراه این دو کلمه است ربای حلال است و آن این است که چیزی را به کسی عطا کنی و قصد قربت نداشته باشی و مراد از صدقه آن مالی است که برای رضای خدا بدهی. (نمونه ج 16 ص 468 تا 470 المیزان ج 16 ص 250)
در حدیث از امام صادق (ع) نقل شده: ربا بر دو گونه است یک نوع حلال و نوع دیگری حرام است. اما ربای حلال آن است که انسان به برادر مسلمانش قرضی دهد به این امید که او هنگام پس دادن قرض چیزی بر آن بیفزاید بدون آن که شرطی در میان آن دو مقرر باشد در این صورت اگر وام گیرنده چیزی بیشتر به او بدهد بدون آن که شرط کرده باشد این افزایش برای او حلال است ولی ثوابی از قرض دادن خود نخواهد برد


و این همان است که قرآن در جمله «فلا یربوا اعند الله» خداوند چیزی بر او نمی‌افزاید بیان کرده اما ربای حرام آن است که انسان قرضی به دیگری بدهد و شرط کنند که بیش از آن چه وام گرفته به او باز پس گرداند این ربای حرام است (نورالثقلین ج 4 ص 191)
فلسفه حرمت ربا
امام رضا (ع) در روایتی فلسفه تحریم ربا را چنین بیان می‌فرمایند: علت تحریم ربا این است که: خوبی‌ها از میان جامعه می‌رود و اموال و ثروت‌های مردم تلف می‌شود و انسان‌ها به دنبال سود و منفعت می‌روند و قرض دادن را ترک می‌نمایند در حالی که قرض دادن کار نیکویی است و موجب فساد و ظلم و ستم و از بین رفتن اموال می‌شود. (وسائل‌الشیعه، ج 18، ص 117).
همچنین در روایتی دیگر هشام ابن حکم از امام صادق (ع) سؤال کرد درباره علت تحریم ربا، حضرت در جواب فرمودند: اگر ربا حلال بود مردم از تجارت دست بر می‌داشتند و آن چه به آن (از صنایع و حرفه‌ها) محتاج بودند ترک می‌کردند


لذا خداوند ربا را حرام نمود تا مردم از حرام به حلال و تجارت و خرید و فروش رو بیاورند و بین ایشان قرض باقی بماند. (من لایحضره الفقیه، ج3، ص 567)
از حضرت علی (ع) روایت شده که فرمود: رسول خدا در کار رباخواری پنج نفر را لعنت کرد یکی خورنده آن و دوم خوراننده‌اش سوم و چهارم دو شاهد و پنجم نویسنده‌اش را. (تفسیر مجمع‌البیان، ج 2، ص 208).

مفهوم ربا و نزول
ربا در لغت از ربو گرفته شده است که به معنای زیادت و رشد و نمو و همچنین بالا آمدن می‌باشد بر همین اساس ربوه در زبان عربی به معنای تپه یا باغی می‌باشد که در جای بلندتری نسبت به سطح زمین قرار گرفته باشد. نکته قابل توجه اینکه ربا و رب چون با یکدیگر اشتقاق اکبر دارند و دو حرف مشترک دارند دارای معنایی بسیار نزدیک به هم هستند «رب» از ریشه ربب اخذ شده است و به معنای تربیت کردن می‌باشد و می‌دانیم که کار مربی رشد و نمو و بالاکشیدن متربی است

خداوند در آیه 24 اسراء می‌فرماید: قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا؛ خداوند می‌فرماید بگو: ای پروردگار! بر پدر و مادرم رحم کن همچنانکه آن‌ها نیز با محبت مرا در کوچکی بزرگ کردند و رشدم دادند. ملاحظه کردید که رب دوم (ربیانی) در این آیه به معنای رشددادن می‌باشد. با توجه به معنای لغوی ربا، شاید کسی گمان کند که اگر پول ربوی بدهد سرمایه او رشد می‌کند و برعکس اگر صدقه بدهد پولش تمام می‌شود

اما جالب اینکه خداوند در آیه 276 بقره می‌فرماید: یمحق‌الله الربا و یربی الصدقات؛ خداوند در این آیه می‌فرماید: برخلاف تصور شما، آنچه مایه رشد در مال و دارایی می‌باشد صدقه است نه ربا، و خداوند ربا را محق کرده است.
محق در لغت به معنای نابودی و نقصان تدریجی می‌باشد بر همین اساس عرب به ماه قمری بعد از شب چهاردهم که قرص ماه کامل می‌شود محاق می‌گوید زیرا از شب چهاردهم، ماه رفته رفته رو به زوال و نابودی حرکت می‌کند تا به جایی می‌رسد که کلا ناپدید می‌گردد

آری مثل صدقه، مثل ماه از شب اول تا شب چهاردهم در آسمان است که روز به روز رشد می‌کند تا به کمال برسد و مثل ربا، ماه از شب چهاردهم به بعد است که لحظه به لحظه در حال نابودی و زوال است. برخی با این بهانه که چاره‌ای جز گرفتن نزول نداشتیم گرفتار نزول می‌شوند اما بایدبدانیم که نزول از اسمش پیداست نزول یعنی سقوط! برخی گمان کرده‌اند با پول نزول می‌توانند صعود کنند و حال آنکه اگر چنین بود اسمش را نزول نمی‌گذاشتند صعود می‌گذاشتند.

وام ربوی، وام بی بهره، خداوند، سپاسگزار قرض نیکو دهنده

وام ربوی، وامی است که وام دهنده با پول و ثروت خویش، کار می کند. این گونه وامها به سبب اینکه در چرخه تولید اختلال ایجاد می کند، از نظر اسلامی مردود شمرده شده و بر خلاف حکم خردمندان و عقلاء بوده و شریعت اسلامی آن را تخطئه کرده است. اصولا اقتصاد سالم، اقتصاد تولید و گردش سالم ثروت در میان همه اقشار مردم است؛ در حالی که وام ربوی اجازه نمی دهد تا این جریان به شکل ناسالم خود ادامه یابد. در وام ربوی، نزول خوار و ربا دهنده بدون تلاش، به انباشت ثروت مردم مبادرت می ورزد و پول را که ابزار مبادلات اقتصادی است به عنوان کالا خرید و فروش میکند. در حالی که نمی توان ابزار مبادله را به عنوان خود کالا قرار داد. از آنجایی که نزول خوار در وام ربوی در اندیشه انباشت مضاعف ثروت و سرمایه خویش است، خداوند وام بی بهره را مایه برکت دانسته و وعده پاداش مضاعف را به وام دهنده میدهد. به سخن دیگر، از نظر خداوند، تضاعف سرمایه و ثروت از طریق نزول خواری به دست نمی آید، بلکه از طریق وام بی بهره تحقق می یابد؛ زیرا خداوند رب العالمین است و ربوبیت او موجب میشود که افزایش واقعی ثروت و سرمایه در وام بی بهره باشد.

وام بی بهره، به سبب اینکه فرصتهای برابر برای همگان فراهم می آورد و محبت و مودت را در میان افراد جامعه می افزاید و همکاری را به همدلی تبدیل می کند، از سوی خداوند امری محبوب و پسندیده دانسته شده و وعده پاداش مضاعف به وام دهنده داده شده (بقره245) خداوند وام بی بهره را پیش از گرفتن وام گیرنده در دست می گیرد و موجبات برکت و بهره مندی وام دهنده از وام میشود؛ زیرا این وام موجبات شکر و سپاس خداوندی را فراهم می آورد (تغابن17) از نظر قرآن، پرداخت وام بی بهره همانند هر عبادت محض دیگری چون نماز و زکات است؛ از این رو وام بی بهره و قرض الحسنه را در کنار اقامه نماز و پرداخت زکات قرار داده و به انجام این سه گانه عبادی فرمان می دهد (مزمل۲۰) از آن جایی که وام بی بهره و قرض الحسنه از جمله عبادیات است؛ از شرایط مطلوبیت و حسن آن اخلاص در عمل دانسته شده است. (بقره245 مائده21 حدید11 مزمل20)،

خداوند در این آیات این وام دهی را قرض و وام دهی به خداوند دانسته یقرض الله، به خداوند قرض میدهد، یا اقرضتم الله به خدا قرض دادید و یا به خدا قرض بدهید (زبده البیان ص572) همین اخلاص و قرض دهی به خداوند و حسن فاعلی، موجب می شود تا وام دهنده نسبت به وام گیرنده سخت گیر نباشد و در صورت ناتوانی در پرداخت درموعد مقرر به او مهلت می دهد یا درصورت عدم تمکن مالی از پرداخت، نسبت به گرفتن آن خودداری می کند و وام را بر او می بخشد. (بقره 280) از نظر خداوند، مهلت دادن به وام گیرنده و بدهکار تنگدست تا هنگام توانایی و قدرت پرداخت بدهی خویش، امری واجب و عفو و بخشش نسبت به ناتوان امری مستحب است. (همان)
اگر کسی با چنین حسن فاعلی و اخلاص با وام بهره برخورد کند، خداوند نه تنها گناهان وی را می بخشد (حدید11 تغابن17) و سیئات و زشتی های اعمالش را می پوشاند(مائده21) بلکه به او پاداش عظیم و کریمانه ای می بخشد (حدید11 و 18) و اضعاف مضاعف از خزانه غیب خود به او عطا می کند و به شکل نامحدود و غیر قابل شمارش پاداش برای او در نظر می گیرد (بقره245) و در قیامت از فوز عظیم و رستگاری بزرگ و کامیابی در بهشت جاودان بهره مند می سازد (مائده12 حدید11 و 21) از این رو خداوند از بندگان خویش می خواهد تا دیگران را در آشکار و نهان به وام بی بهره دادن تشویق کنند و در گفت وگوهای محرمانه خود به این کار بسیار شایسته و پسندیده دعوت نمایند. (نساء114)

ربا، تاخیر در قرض یا سود ماهانه؟

بارزترین فصل ممیزه اقتصاد سرمایه داری از اقتصاد اسلامی‏ همانا تحریم ربا در اسلام و در نقطه مقابل حضور ربا در اقتصاد لیبرال به عنوان اساسی‏ترین متغیر و ضرورت ذاتی این اقتصاد است. ‏

تشریع حرمت ربا در قرآن: درخصوص تشریع حرمت ربا در قرآن، فارق از کیفیت تشریع آن و تدریجی یا دفعی بودن تشریع حرمت ربا و نیز برخی مباحث تفسیری، برخی آیات مبارکه قرآن در خصوص تحریم ربا .‏

آیات 130 و 131 آل عمران: ای کسانی که ایمان آورده اید! ربا را چند برابر نخورید و از خدا بپرهیزید تا رستگار شوید و از آتشی که برای کافران آماده شده است، بپرهیزید. گفته اند این آیات نخستین دستوری بود که خداوند با فرستادن آن بطور صریح، مسلمانان را از ربا خواری نهی کرد.

رباخواری، اعلان جنگ با خدا رباخواری، فساد بزرگ اقتصادی

(بقره275 و 279) رباخواری به سبب آنکه مانع گردش سالم اقتصاد در جامعه است، بزرگ ترین ضربه را به بنیاد جامعه وارد می سازد؛ چرا که اقتصاد، مایه قوام جامعه است (نساء5) و هرگونه اخلال گری و افساد در امور اقتصادی به معنای اخلال در جامعه و افساد در زمین است؛ زیرا اگر اقتصاد در جامعه از میان برود، جامعه از درون دچار فروپاشی می شود و اهداف آفرینش که از طریق جامعه انسانی قابل دسترسی و تحقق است، دور از دسترس و دست نیافتنی خواهد شد

اصولا یکی از اهداف آفرینش مسئولیت انسان در قبال آبادانی و عمران زمین است (هود61) آبادانی و عمران نیز بخش مهم حوزه عمل اقتصادی را تشکیل می دهد. پس کسی که به اقتصاد سالم ضربه وارد می سازد و در آن فساد پدید می آورد در مقابل هدف آفرینش و مسئولیت الهی انسان قرار گرفته و به جنگ خدا و پیامبرش رفته است که می کوشد جامعه ای سالم و عدالت محور برای تحقق اهداف آفرینش و خلافت الهی انسان فراهم آورد.
ربا در لغت به معنای زیادی است. (لسان العرب ج5 ص126) اما این زیادی در تولید نیست بلکه زیادی در بهره قرض است که بی هیچ تلاشی برای وام دهنده به دست می آید. رباخواری به دو شکل تحقق می یابد:

1-ربای معاملی همچون فروختن دو جنس مشابه هم به یکدیگر، بشرط آنکه مکیل و یا موزون باشد و درخواست زیاده شود؛

2- ربای قرضی به معنای قرض دادن به شرط زیاده، هر چند مکیل و یا موزون نباشد، مثل آنکه یک درهم قرض بدهد و شرط کند که دو درهم بگیرد (التبیان ج2 ص359 جواهر الکلام ج23 ص334) رباخوار به ظاهر معامله ای همچون بیع و بده و بستان میکند که برای هر دو طرف معامله سودآور است؛ اما در حقیقت از مصادیق بیع که یک عمل اقتصادی عقلانی و عقلایی است به شمار نمی رود، بلکه یک عمل زشت اقتصادی صورت می گیرد که در ظاهر برای عده ای سودآور است ولی در کلان به اقتصاد جامعه ضربه ای وارد می سازد که امکان رشد و شکوفایی را از آن می گیرد. از این رو خداوند تفکر همسانی میان ربا و بیع را رد کرده و آن را همانند عمل اقتصادی خرید و فروش، یک عمل اقتصادی سالم نمی داند (بقره275)
در ربا، دهنده ربا شرط میکند که به شرطی معامله ربوی و یا قرارداد وام و قرض امضا می شود که گیرنده افزون بر چیزی که گرفته بپردازد. این افزوده گاه حتی چند برابر است. (آل عمران130) البته اگر در هنگام معامله یا قرارداد وام، شرط روز یا افزوده، نشود و گیرنده در هنگام بازپرداخت وام، مبلغی یا چیزی را بر آن بیفزاید نه تنها از حکم ربوی خارج است، بلکه این عمل از سوی گیرنده مستحب است

خداوند در آیه 39 روم پرداخت ربا و زیاده از جانب بدهکار به طلبکار را در صورت عدم اشتراط در هنگام معامله حلال می داند و حتی در برخی از روایات این پرداخت افزوده، مستحب شمرده شده . اما باید توجه داشت که پرداخت زیادی موجب می شود که تاثیر قرض الحسنه در ثواب برای قرض دهنده از میان برود. به این معنا که ثوابی بر این ربای حلال مترتب نیست (همان)
امام صادق(ع) در این باره فرموده اند:

ربا بر دو قسم است: یکی حلال و دیگری حرام

ربای حلال آن است که کسی به برادرش قرض دهد، در حالی که امید دارد بیشتر از آنچه قرض داده به او برگردانده شود (الکافی ج5 ص145 ح6؛ تفسیر نورالثقلین ج4 ص189 ح73) ولی هیچ گونه شرط زیاده نکرده باشد، در این صورت اگر قرض گیرنده چیزی بیشتر از آنچه گرفته است به قرض دهنده بدهد مباح است (تفسیر قمی ج2 ص159؛ تفسیر نورالثقلین ج4، ص189، ح 75)
اما اگر شرط کند آن حرام خواهد بود. از این رو از امام کاظم(ع) در مورد مردی که صد درهم قرض به دیگری داد به این شرط که پنج در هم یا کمتر یا بیشتر به او بدهد پرسیدم؟ فرمودند: این عمل ربای محض است. (وسائل الشیعه، ج13، ص 108، ح7)
براساس آیه 39 روم حتی می توان مجوز حلیت زیادی را برای وام و قرضی که در آن شرط زیاده نشده ولی وام دهنده طمع افزایش در پرداخت را دارد، صادر کرد. به این معنا که قرض دادن با طمع افزایش در پرداخت، البته بدون شرط زیاده جایز است و آن زیادی، برای وام دهنده حلال است

در روایتی از امام صادق(ع) ذیل فلا یربوا عندالله آمده که قرض دادن به امید دریافت ربا و زیاده بدون اشتراط، مباح است. (تفسیر نورالثقلین ج4، ص189، ص75) اما باید توجه داشت که چنین قرضی از ثواب و برکت قرض الحسنه می کاهد؛ چرا که خلوص در قرض الحسنه نیست و شخص به امید و نیت زیادی، وام می دهد

پس به وجه الله و قصد رضایت خدا وام نداده و نمی بایست امید ثواب و برکت داشته باشد؛ حتی اگر وام گیرنده امیدش را نومید کند و زیاده بر وام و قرض پرداخت نکند، ولی نیت کارش را کرده و ثواب را از میان برده .(روم39)
رسول اکرم(ص) در سخنی به بی برکتی آن در نهایت امر اشاره می کند و می فرماید برخلاف ظاهر سودآور ربا، در نهایت فقر و قلت، نصیب نزول خوار می شود


سود ربا گرچه بسیار باشد ولی سرانجام به کمی (و بی برکتی) می گراید. (کنزالعمال، ج4، ص105، ح 9758) به هر حال، ربا هرگونه زیادی است که در معامله مثلی یا قرضی به شرط زیاده گرفته می شود. این زیادی گرفتن به ویژه در زمانی که اضعاف مضاعف و چند برابر باشد، تاثیر بدی بر اقتصاد جامعه می گذارد، چرا که موجب می شود تا با این زیاد گرفتن، امکان جذب سرمایه و ثروت از بسیاری از افراد جامعه گرفته شود و گروهی ثروتمند بدون هیچ هزینه ای تنها با رباخواری بر ثروت خویش بیفزایند و فقیر روز به روز با وام گرفتن و باز پرداخت بیشتر، فقیرتر و ثروتمند بی هیچ زیانی هر روز ثروتمندتر شود.
برخی از جاهلان بی خرد نه تنها بر اصل مال سود می گیرند، بلکه بر افزایش زمانی آن نیز سود می گیرند و این گونه سود ربوی خود را چند برابر می کنند. به این معنا که برای دیرکرد در پرداخت وام افزون بر اصل سود، سودی می گیرند که براساس روز شمار در پرداخت اصل و یا سود ربوی است. این گونه فشار اقتصادی برگیرنده، روز به روز افزایش می یابد و گاه دیگر حتی از عهده بازپرداخت سود بر نمی آید تا چه رسد که اصل مال را برگرداند

از نظر اسلام اضافه کردن مبلغ ربا با تمدید مدت پرداخت بدهی گناهی بس بزرگ است که در جاهلیت متداول بوده (آل عمران130 مجمع البیان ج1-2، ص834) و اکنون در جاهلیت مدرن نیز به شدت گسترش یافته و در بانک ها نیز به عنوان یک اصل پذیرفته شده و به کار می رود.
مجازات و کیفر اخروی رباخوار
از رسول معظم اسلام(ص) منقول است:
من اکل الربا املا الله بطنه من نار جهنم بقدر ما اکل و ان اکتسب منه مالا لایقبل الله تعالی منه شیئا من عمله و لم یزل فی لعنه الله و الملائکه ما کان عنده منه قیراط واحد22، هرکس رباخواری کند یا پولی ربوی بگیرد خداوند شکمش را به همان مقدار، از آتش جهنم پر می‌کند و اگر ربا دهنده باشد تا زمانی که قیراطی (ذره‌ای) از سود ربوی در نزدش باقی باشد خداوند هیچ عمل صالحی را از او نمی‌پذیرد و دائما در لعنت خدا و ملائکه خداوند می‌باشد. سعدی در کتاب بوستان خود، داستان مرد نزول‌خواری را بیان می‌کند که بلافاصله بعد از مردن، بدون اینکه نکیر و منکری را دیده باشد وارد جهنم شده است:
رباخواری از نردبانی فتاد شنیدم هم اندر زمان جان بداد
به خواب اندرش دید و پرسید حال که چون رستی از حشر و نشر و سوال
بگفت ای پسر قصه بر من مخوان به دوزخ در افتادم از نردبان
الفقه ثم المتجر!
باتوجه به آنچه از زشتی و قبح ربا بیان شد و اینکه ابتلاء به ربا با دو شکل متصور است: گاهی آگاهانه و گاهی ندانسته و از روی جهل به مسئله ناخواسته به آن مبتلا می‌شویم لازم است طبق سفارش امیرالمؤمنین(ع) قبل از ورود به تجارت و کسب، خود را به قوانین و فتاوای مربوط به آن مجهز نماییم تا ناخواسته در دام آن نیفتیم.
قال امیرالمؤمنین ع:
معاشر الناس الفقه ثم المتجر الفقه ثم المتجر و الله الربا فی هذه الدنیا اخفی من دبیب النمل علی الصفا23، یا مردمان! اول خود را به احکام فقهی تجارت مجهز کنید سپس به سمت تجارت بروید و این جمله را دو بار تکرار کردند سپس فرمودند: به خدا قسم تشخیص ربا در این دنیا از تشخیص دادن مورچه سیاهی که بر سنگ صاف و سیاهی راه می‌رود سخت‌تر است. فقهاء نیز در مسئله شماره11 رساله‌های عملیه می‌فرمایند: آموختن مسائلی که مورد نیاز انسان است واجب است انسان آن‌ها را بیاموزد.
ربای مجاز!
قال الرضا ع:
لیس بین الوالد و ولده ربا و لابین الزوج و المراه ربا 24، امام رضا ع می‌فرمایند: میان پدر و فرزند و شوهر و همسرش ربا اشکالی ندارد.
1- فقه یعنی قانون و الگوی خداوند برای سعادت بشر. 2- فقه‌الرضا ع، صفحه 256. 3- آیه 161 نساء. 4- آیه 130 و 131 آل‌عمران. 5- آیه 276 بقره. 6- 278 بقره. 7- من لا یحضره الفقیه، جلد 3 صفحه 279 8- نهج‌الفصاحه، حدیث 1684. 10- الحیاه با ترجمه احمد آرام جلد5، صفحه617. 11-آیه 279 بقره. 13-تفسیر نورالثقلین 291/1. 19- امالی الصدوق، ص: 425. 20- کتاب نهج‌الفصاحه، حدیث 118. 22- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صفحه285. 23- روضه الواعظین و بصیره المتعظین، جلد2، صفحه465. 24- فقه الرضا ع، صفحه258

 

 

نظرات  (۱)

سلام 
مطالبتون خیلی جامع و کامل و کاربردی بودند من تعدادی از این مطالب را برایبخش محتوای یکی از سخنرانی ها کپی کردم 
                                                                                        با تشکر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">