تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات
  • ۱۱ مهر ۹۶، ۲۰:۰۱ - انیس
    عالی

چهل حدیث از فضائل امام علی و فاطمه علیهمالسلام

   حضرت فاطمه زهرا سلام الله. ام بیها. اسامی و القاب.ازدواج . مقام فاطمه (قرآن معصومین) محدثه

فاطمه : فرزند ششم محمد(ص) و خدیجه(س)، جبرئیل نازل و به پیامبر میفرماید چهل شبانه روز از همسرت دوری کن و به نماز و روزه بپرداز و سپس به منزل برو که خدا اراده کرده فرزندی که نساء العالمین است، عطا نماید

دو سال بعد از نبوت پدر، فاطمه (جدا کننده خود و شیعیان از آتش) بدنیا آمدند چون از بدیها بریده شد، او را فاطمه نامیده اند زهرا بمعنی درخشنده، روشن. این لقب از هر جهت برازنده این بانوست. او چهره درخشان زن مسلمان، فروغ تابناک معرفت و نمونه روشن پرهیزگاری و خداپرستی است

دشمنان خوشحال هستند پیامبر را ابتر مینامند ولی نزول سوره کوثر نویدی دیگر دارد إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ نماز بخوان و نذر کن ما به تو کوثر بخشیدیم.

برترین زنان جهان چهار نفرند حضرات

مریم آسیه خدیجه و فاطمه (سلام علیهم). فاطمه تنها کودکی است که در مکه از منزل پدرش ندای الله اکبر بلند است، میشنود و شاهد نماز و عبادت خانواده است

در کودکی اغلب روزها فاطمه با دست و پای خونی و زخم زبان دشمنان به خانه باز میگشت و با وفات مادر و عمویش ابوطالب آزار و اذیت ها بیشتر شد فاطمه(س) دارای مقام عصمت، بدین معنی که معصومه است، یعنی محصوره از گناه، یعنی ممنوع و محفوظ از لغزش و انحراف، و از این دید می‌تواند الگو باشد

آیه تطهیر هم، او را از رجس و خطا دور معرفی می‌کند إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا حدیث معروف ان الله اصطفاک و طهرک ... نیز آن را بر اساس آیه وَ إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ تایید می ‌نماید

تسبیح هایی به نام تسبیحات فاطمه(س) شهرت یافته و در کتاب های معتبر شیعه و سنی و دیگر اسناد روایت شده*

اسلام رشد میکند خانه پایگاهی مخفی برای یاران پدر است با حوادثی چون شکنجه بلال و کشته شدن پدر و مادر عمار، آزار و اذیتهای ابولهب و ابوجهل سنگ زدن به پدر، شکم گوسفند بر بدن پدر و...... بزرگ میشود. براثر فشار تصمیم به رفتن به دره و شعب ابو طالب میگیرند و محاصره اقتصادی و گرسنگی بیداد میکند سه سال در شعب میمانند

(فاطمه سلام الله علیها "اُمّ اَبیها")

خدیجه بیمار میشود و در فاصله کمی از هم ابو طالب و حضرت خدیجه وفات میکنند (دختر باید، مادر پدر هم باشد) (فاطمه ام ابیها) زهراء(س) در جریان نقشه ترور پیامبر قرار گرفته و پدر را مضطربانه از این واقعه هشدار داد

بر بدن پدرش جراحات وارد می ‌کنند. وی همچون پرستاری مهربان بر آن جراحات مرهم می‌ گذارد. و الحق که این دختر را چه تحملی در رنج ها و نامردی‌ ها بود و چه آثاری از خدمات ارزنده.

یکی از القاب حضرت زهرا س ام‌ابیها ست. ام ‌ابیها یعنی مادر پدر. حدیث لولا فاطمه لما خلقتکما که حدیث قدسی است، معنای دقیق و عمیقی دارد. اما معنی ظاهری "ام" به معنای مادر است و مادر عهده‌دار یکسری از کارها برای فرزندان است

اینجا بعد از حضرت خدیجه(س) بی‌بی دو عالم فاطمه (س) آن کارهایی را که برای رسول‌الله(ص) انجام می‌دادند کارهایی بود که یک مادر برای فرزندش انجام می‌دهد

منظور حضرت پیامبر این است که احترامی را که فرزند برای مادر قائل است حضرت زهرا برای پدر گرامیشان قائل بودند و باز در روایات آمده که هرگاه فاطمه(س) وارد می‌شدند بر رسول‌ الله، حضرت تمام قامت مقابل پای حضرت زهرا(س) می‌ایستادند و علاوه بر بوسیدن صورت حضرت زهرا(س) گاهی خم می‌شدند و بر دستان آن حضرت بوسه می‌زدند و می‌فرمودند: فاطمه مانند مادر است برای پدرش.

از کودکی در دامان نبوت پرورش یافت؛ به بهترین شکل از نور هدایت نبوی بهره برد. تربیت پدرش در تمامی حالات به وجود وی رخنه کرده بود تا آنجا که تمامی حرکاتش نیز بسان پدر شده بود

عایشه، همسر پیامبر (ص) گوید: هیچ کس را ندیدم که در ظاهر، در وقار و سیرت نیکو و طریقتش و در قیام و قعودش از فاطمه دختر رسول خدا (ص) به پیامبر(ص) شبیه‌تر باشد. (سنن ترمذی ص1462)

فاطمه (س) یادگار پدر، تربیت یافته مکتب نبوت؛ اصلاً فاطمه(س) گوشه ای از وجود پدر بود؛ پیامبر(ص) فرمود: فاطمه پاره تن من است، کسی که او را خشمگین کند، مرا خشمگین می کند. ام ابیها، محبوب ترین بانو نزد پیامبر (ص) و گوشه ای از وجود پدر بود(صحیح بخاری ج4 ص269)

و فاطمه شاخه و فرع من است، هر کس او را بسط دهد مرا بسط داده و هر کس او را کوتاه کند مرا کوتاه کرده (مستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری ج3 ص168)

نگاه فاطمه (س) به مهربانی نگاه خدیجه (س) بود‎

از وقتی که مادر از دنیا رفته بود بیشتر کارها را فاطمه (س) انجام می‏داد. اما پدر هم کمکش می‏کرد‎ . ‎فاطمه (س)، پدر را خیلی دوست داشت. هر وقت پدر، او را در آغوش می‏گرفت و می‏بوسید، خستگی را فراموش می‏کرد. صدای پای پدر را شنید. حال پدر خوب نبود

آهسته قدم برمی‏داشت. پدر به دیوار تکیه داد. پاهای پدر از جسارت دشمنان زخمی‏ و خونین بود. ‎فاطمه(س) ناله کرد. لباس‏‏های سفید پدر، خاک‏ آلود و کثیف شده بود و موهایش پر از خاشاک بود*

باز، بت پرستان، پدر را اذیت کرده بودند. ‎فاطمه (س) به اتاق رفت و پارچه تمیز زردی آورد. دست پدر را گرفت. به طرف نخلستان رفتند. دست زخمی ‏پدر، گرم بود. پدر زانو زد و دست‏های لطیف دخترش را نوازش کرد و بوسید. ‎فاطمه (س) قطره اشکی ریخت‎

پیامبر (ص)، اشک او را پاک کرد و با محبت دستی بر گونه او کشید. گریه فاطمه (س) بلند شد. پدر، دختر کوچکش را در آغوش گرفت و گفت: ‎دخترم! چیزی نشده است.‎
فاطمه (س) از پدر خواست کنار نخل بنشیند. بعد رفت ظرف آبی آورد. آب ریخت تا پدر دست و صورتش را بشوید. ‎‎پیامبر (ص) پارچه زرد را گرفت و دست و صورتش را خشک کرد. فاطمه (س) خار و خاشاکی را که لابه‏لای موهای پدر بود، برداشت و با پارچه خیسی خاک‏ها را گرفت و آب ریخت. پدر موهایش را شست.‎
وقتی پدر پاهایش را تمیز شست، برخاست و رفت تا لباس‏هایش را عوض کند. ‎‎‎پیامبر (ص) بیرون آمد. نگاهی به چهره خسته دخترش کرد. به یاد مادرش، آمنه (س) افتاد. جلوی فاطمه (س) زانو زد. بازوهای دخترش را گرفت و پیشانی او را بوسید*

پیامبر (ص)، فاطمه (س) را به سینه چسباند. چشمانش را بست و با مهربانی گفت‎ مادر بابا. چقدر دختر کوچکش مهربان بود. درست مثل فرشته ‏هایی که می‏ دید. فاطمه (س)، همواره در کنار پدرش و حامی وی بود؛ و نگران سلامتی وی.

یک بار رسول خدا (ص) در مسجد ‌الحرام مشغول اقامه نماز بود و ابوجهل و دوستانش نیز در آنجا حضور داشتند

ابوجهل به اطرافیانش گفت: کدام یک از شما زهدان شتر را می آورد و آن را بر دو کتف محمد در حال سجود می اندازد؟ کسی این کار را بر عهده گرفت و آن را بر دو کتف پیامبر (ص) در حال سجود انداخت

ابوجهل و اطرافیانش شروع به خندیدن کردند تا آنجا که بعضی از آنها از شدت خنده بر روی بعضی دیگر می افتادند. پیامبر (ص) در حال سجود بود و سرش را بلند نکرد. شخصی آنجا بود خودش جرات نکرد با دیدن این وضعیت به نزد فاطمه(س) رفت و او را خبردار کرد

فاطمه(س) آمد و آنرا از پشت پدر برداشت و سپس رو به آن قوم کرد و آنان را مورد سرزنش قرار داد

هنگامی که نماز پیامبر(ص) تمام شد، صدایش را بلند کرد؛ وقتی صدای او را شنیدند، خنده از ایشان دور شد و از نفرین پیامبر(ص) ترسیدند.

راوی حدیث، ابن مسعود گوید: قسم به کسی که محمد(ص) را به حق مبعوث کرد، اجساد افرادی را که پیامبر(ص) نفرین کرد در روز بدر در چاه دیدم. (صحیح مسلم ص765)

در آن روزهای سخت، فاطمه(س) همواره نگران پدر بود؛ روزی فاطمه (س) گریه کنان به نزد رسول خدا (ص) آمد. پیامبر (ص) فرمود: دخترم! چرا گریه می کنی؟ فاطمه(س) گفت: پدر جان! چرا گریه نکنم در حالی که گروهی از قریش در حجر هم پیمان شده اند و به لات و عزی و مناة ثالثه (بت های جاهلی) سوگند می خورند که اگر تو را ببینند برمی خیزند و تو را می کشند و همه آنان نیز سهمشان را از خون تو می دانند. (مستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری ج1 ص268)

پرستاری و حمایت فاطمه (س) از پدر، فقط منحصر به ایام کودکی وی نبود. در روز احد در زمانی که سپر پیامبر (ص) بر سر وی شکست و رخسار وی خون آلود شد و یکی از دندان های پیشین وی شکست، علی(ع) بود که در سپر خود آب می آورد و فاطمه(س) بود که آن را می شست؛ چون فاطمه(س) دید که خون بسیار زیاد است، بوریایی را گرفت و سوزاند سوخته اش را بر زخم نهاد (صحیح بخاری ج3 ص397)

از بریده، صحابی پیامبر (ص) نقل شده که محبوب ترین زنان نزد پیامبر (ص)، فاطمه (س) بود و محبوب ترین مردان نزدش علی (ع) بود. (سنن ترمذی ص1461). عایشه و دیگران از پیامبر(ص) روایت کرده‌اند که آن حضرت فرمود: ای فاطمه! بر تو بشارت باد که خدای متعال تو را بر زنان جهانیان و بر زنان اسلام که بهترین دین است، برگزید

ستودن فاطمه بر اساس حقیقت او و ظهور صفات و کمالات معبود در روح او بوده است. او عظیمه و مطهره است. مدح رسول خدا (ص) از او، آشکار کردن حقیقت موجود در اوست‎.‎ خداوند، پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) را بر رجال عالم اختیار نمود و آنها را انسانهای کامل و الگو و حجت بر همه قرار داد، به همین نحو، فاطمه (س)‎ را الگو و حجت بر تمام مردم جهان اعم از زن و مرد‎ قرار داد؛ اقتدای به او، اقتدا به رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) می‌باشد‎.

حضرت زهرا س می فرماید: زمانی که آیه لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً؛ نور آیه36 صدا کردن پیامبر را در میان خودتان، مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهید. نازل شد، ترسیدم که رسول خدا ص را با لفظ ای پدر بخوانم، من هم پدرم را چندین بار با لفظ یا رسول الله صدا زدم، پیامبر یکی دو بار از من روی گردانید، سپس رو به من کرد و فرمود: ای فاطمه این آیه درباره تو و خانواده و نسل تو نازل نشده است، تو از من هستی و من از تو هستم.

ازدواج سیده بانوان عالمین‏

فاطمه (س) بانویی نیکوست که مورد توجه بسیاری از بزرگان صحابه است؛ آنها می دانستند که در قیامت هر حسب و نسبی از بین خواهد رفت، مگر آنکه متصل به پیامبر(ص) باشد؛ از طرف دیگر خویشاوندی با پیامبر(ص) نیز مورد علاقه بسیاری از اصحاب به بهانه های مختلف بود، اما ازدواج با بانو فاطمه(س) علاوه بر اتصال حسب و نسب به پیامبر(ص) و قرابت خانوادگی، ازدواج با یکی از چهار بانوی برگزیده عالم بود که این نیز افتخاری بزرگ به شمار می رفت

فاطمه خواهان بسیاری دارد ابوبکر عمر و ... پیامبر در پاسخ خواستگاران مى‏ فرمود امرها الى ربها کار فاطمه به دست پروردگار فاطمه است آرى باید در خواستگارى فاطمه، الگوهاى اسلامى مشخص شود، سنتهاى جاهلیت پایمال گردد، و معیارهاى ارزش اسلامى معلوم شود

انصار هم علی را به خواستگاری تشویق میکنند. علی(ع) تصمیم میگیرد و از طرفی پیش خود میگوید چیزی ندارم بالاخره پا جلو گذاشت. پیامبر : مى‏خواهم تو را به همسرى بهترین خلق خدا در آورم، نظر تو چیست؟ سکوت .......اللّه اکبر!   سکوتها اقرارها (مستدرک علی الصحیحین ج2 ص181)

و پیامبر و فاطمه خوشحال میشوند ناگهان این صدا در همه جا پیچید که پیامبر(ص) مى‏خواهد تنها دخترش را به همسرى على(ع) در آورد. على که دستش از مال و ثروت دنیا کوتاه بود و از معیارهاى عصر جاهلى چیزى نداشت، اما وجودش از فرق تا قدم، مملو از ایمان و ارزشهاى اصیل اسلامى بود

رسول خدا(ص) وقتی صحبت های مردم را شنید، فرمود: من او را به ازدواج علی در نیاوردم بلکه خدا او را به ازدواج وی در آورد. (تاریخ یعقوبی ج2 ص27) بانو فاطمه (س) با این ازدواج، افتخار همسری علی امیر‌المومنین (ع) را پیدا کرد و علی(ع) افتخار همسری سیده بانوان عالمین و پاره تن محمد(ص) را

حتی فاطمه زهرا(س)، یگانه دخت عزیز دردانه رسول الله(ص) و سرور بانوان بهشتی هم، از زخم زبان های مردم زمان خود درامان نبود. هنوز چند روزی از ازدواج مبارکش با شیرخدا و امیر مومنان علی(ع) نگذشته بود که زنان تنگ نظر و کوته بین مدینه دورش را گرفتند و به او چنین گفتند: حیف تو نبود که با وجود آن همه خواستگار پولدار و ثروتمند، پدرت تو را به مردی داد که دلش از مال دنیا خالی است؟

فاطمه(س) این مطلب را با پدربزرگوارش رسول الله(ص) در میان گذاشت جواب آن حضرت به چنین بود: دختر عزیزم! خداوند متعال نگاهی به اهل زمین انداخت و از میان تمامی آنان، دو مرد را (بیش از همه پسندید) برگزید، و (آن قدر تو برایش عزیز بودی که) یکی از آن دو را پدر تو قرار داد و دیگری را شوهر تو... آیا هنوز هم ناراضی هستی؟! پس از ادای این جمله بود که رسول خدا(ص) غنچه لبان فاطمه(س) را به لبخند رضایت قلبی کامل، شکوفا یافت (امام علی تاریخ دمشق ج1 ص269) *

امام حسین(ع) نقل میکند: آن زمان که رسول خدا(ص) در خانه ام سلمه بود، صرصائیل (یکی از فرشتگان الهی) نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: نور را به عقد نور درآور. فرمود: چه کسی را برای چه کسی؟ گفت: دخترت فاطمه(س) را برای علی(ع). سپس در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل، فاطمه(س) را به عقد علی(ع) درآورد.

علی؛ از مال دنیا چه دارد؟ شمشیر؛ شتر و زره. شمشیر را برای جهاد و شتر را برای آبرسانی شغلش و زره را به فروش میرساند و پولش را برای مهریه میگذارد و در کنار منزل پیامبر منزل میگیرند. پیامبر هم برای مصلحت اسلام و پیوند با قریش عایشه دختر ابوبکر و سپس بیوه ای به نام ام سلمه را به همسری انتخاب کرده بود

ولادت حسن(ع) خاطره شیرین پیروزی های جنگ بدر را شیرین تر می سازد. در شعبان سال چهارم، ولادت حسین(ع) گرمی تازه ای به خانه علی (ع) میدهد الحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنه ذریه رسول ا..

تجلی اطاعت خدا در زندگی خانوادگی فاطمه(س)

چند روزی از عروسی فاطمه(س) دختر محمد(ص) نگذشته است. پدرش دوست دارد بداند دامادش علی(ع) از زندگی و تازه عروس خود خشنود است. علی(ع) را می خواند و از او می پرسد: کیف وجدت اهلک؟؛ همسرت را چگونه یافتی؟ فقال: نعم العون علی طاعه الله؛ علی(ع) او بهترین یاور بر اطاعت خدا است. (بحار ج34 ص117) در این جمله کوتاه، حضرت علی(ع) هدف از زندگی مشترک خود را به زیبایی بیان می کند

هر کسی از ازدواج و تشکیل خانه و خانواده هدفی دارد که دغدغه او را نشان میدهد. با پاسخی که امیرمؤمنان علی(ع) به پیامبر گرامی(ص) میدهد می توان دغدغه و فلسفه زندگی آن حضرت(ع) را دانست که چه هدف و فلسفه ای برای زندگی خود دارد. این گونه است که براساس فلسفه زندگی خود، سبک زندگی خویش را سامان می دهد.

براساس آنچه در گزارش های قرآنی و نیز در تاریخ و احادیث و روایات آمده، معلوم می شود که علی(ع) و فاطمه(س) کفو هم بوده اند و تبیین هر یک بیانگر تبیین دیگری از فلسفه زندگی است. خداوند در آیاتی بیان می کند که هر دو نفس پیامبر(ص) هستند و فلسفه و سبک زندگی آنان یکی است. از این رو، می توان گفت که آنان قرآن مجسم هستند

امیرمؤمنان(ع) در بیان فلسفه زندگی خود که در پاسخ پیامبر(ص) آشکار می سازد، اطاعت خداوند را همه هدف زندگی خود می داند؛ از این رو زندگی خانوادگی خود را بهترین کمک بر این مهم معرفی می کند و همسرش را بهترین معاون در اطاعت خداوند و عمل به فلسفه زندگی خود می داند

این گونه است که این خانواده همه وجود خود را در راستای فلسفه زندگی خویش هزینه میکنند و هر دو یار و یاور هم در این هدف زندگی هستند و در امور خیر و اطاعت خداوند به همدیگر معاونت می کنند (سوره انسان) فاطمه(س) چون می دانست که زندگی اش می بایست در راستای یاری در اطاعت الهی باشد، هرگز کاری نمی کرد که حضرت علی(ع) مشغول به کاری شود که او را از اطاعت خداوند دور کند.

جلوه ای از اطاعت خدا روزی حضرت علی(ع) وارد خانه شد و دید چهره فاطمه(س) زرد شده، از او می پرسد: چرا چهره ات این چنین پژمرده است؟ فاطمه(س) پاسخ می گوید: در خانه هیچ غذایی برای خوردن نداریم

علی(ع) به فاطمه زهرا(س) می فرماید: چرا به من نگفتید تا برای خانه غذا تهیه کنم. فاطمه(س) می فرماید: علی جان! من از خدا شرم دارم چیزی از تو طلب کنم که در توان تو نیست. یعنی فاطمه(س) نسبت به همسرش علی(ع) شناخت کاملی داشت که اگر توان و استطاعت بیشتر می داشت بی گمان آن را برای همسرش انجام می داد و اگر نتوانسته غذایی تهیه کند، حتماً در توان و استطاعت او نبوده

پس حاضر نمی شود درخواستی از شوهر بکند که او شرمنده شود. ویژگی این خانواده که سبک زندگی و فلسفه زندگی ایشان از سوی خداوند الگوی همسران و مومنان معرفی شده (سوره انسان) و خداوند ایشان را در قرآن و از جمله همین سوره به عنوان اهل بهشت معرفی می کند، نشان می دهد که زندگی خانوادگی می بایست براساس اطاعت الهی و خشنودی و رضای او شکل گیرد

پس در هر کاری سعی می کردند تا گامی برخلاف خشنودی و رضای خداوند و اطاعت او برندارند، بلکه کاری کنند تا کمک کار همسر بر اطاعت و خشنودی خداوند باشند.
این معاونت در اطاعت الهی تا دم آخر زندگی ادامه داشت. این مطلب را روایات و تاریخ به خوبی گزارش میکند. زهرا (س) در آخرین ساعت های وداع به همسرش گفت: پسر عمو! در طول عمر هرگز به تو دروغ نگفتم و خیانت نکردم و هیچگاه با تو مخالفت ننمودم

امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ فرمود: اوصینی بما احببت. قالت: یا ابن عم ما عهدتنی کاذبه و لاخائنه و لاخلفتک منذ عاشرتنی. فقال ع: معاذ الله انت اعلم بالله و ابر واتقی و اکرم و اشد خوفاً من الله من ان اوبخک بمخالفتی، قد عز علی مفارقتک

آری ای دختر پیامبر! معاذ الله که تو خلافی را مرتکب شده باشی. مرتبه خدا شناسی و نیکوکاری و تقوا و خدا ترسی تو بالاتر از آن است که با من مخالفت کرده باشی. مفارقت از تو بسیار بر من سخت است. [بحار ج34 ص19]

*

اما روزهایی چند پس از این ولادت فرخنده، گرد اندوه، حمزه عموی پیغمبر(ص) سردار دلیر مسلمانان و هفتاد و چهار تن نو مسلمان در این جنگ به شهادت می رسند. فاطمه(س) هر دو یا سه روز، خود را به احد می رساند و بر مزار شهیدان می گریست و آنان را دعا می کرد

روزی حسن و حسین مریض میشوند علی و فاطمه علیهم السلام سه روز روزه نذر میکنند و افطاری خود را به یتیم، فقیر و اسیر میدهند سوره انسان نازل میشود. فرزند بعدی او زینب کبری صدیقه توانا، عقیله دودمان وحی، تربیت شده خاندان نبوت، قهرمان و پیام رسان کربلاست همو که در بزرگواری و کرامتش سخن ها گفته اند.

درفاصله 140 کیلومتری مدینه قلعه و دژ خیبر، یهودیان شیطنت میکنند، گروهی همراه ابوبکر گروه بعدی همراه عمر ولی نتیجه ای ندارد گروهی همراه علی(ع) و او به تنهائی درب سنگین را جا بجا کرده و خیبر را فتح میکنند و دهکده فدک نزدیک خیبر بدون دخالت سپاه اسلام تسلیم پیامبر ص میشود و آنرا به فاطمه میبخشند تا درآمد آن خرج مستمندان شود به حکم قرآن (حشر59). آن بانوی گرامی شاهد مبارزات و سختیهای پدر در جنگها بود و پا به پای صبر و شکیبائی و تحمل پدر حرکت میکرد تا موقعیت اسلام تثبیت شود.


چون نزدیک وفات رسول خدا شد، فاطمه بسیار می‌گریست. رسول خدا فرمودند: گریه نکن ای دختر. گریه نمی‌کنم برای آنچه بعد از تو با من خواهند کرد، می‌گریم برای جدایی از تو ای رسول خدا محمد(ص) فرمودند: بشارت باد تو را، اول کسی خواهی بود که به من ملحق می‌شود

پس فاطمه خندان شد (75 روز) . با رحلت پیامبر(ص) طوفانهاى تازه‏اى از حوادث پیچیده و بحرانى، وزیدن گرفت. احقاد و کینه‏ هاى بدر، خیبر و حنین که در عصر پیامبر(ص) در زیر خاکستر پنهان بود آشکار گشت

مبارزات مدّبرانه آن حضرت با انحرافات جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) از یک سو و عظمت روحی آن بانوی نمونه که عقول بشر را از درک گنجینه کوثر، ناتوان ساخته است از سوی دیگر، بر تکریم او افزوده است. احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلام انتقام بگیرند، و هم از خاندان پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) در مرکز این دایره بود که تیرهاى زهرآگین دشمنان پرتاب مى‏شد.

فراق و جدائى دردناک از پدر از یکسو مظلومیت غم‏انگیز و جانکاه همسرش امیرمؤمنان از سوى دیگر. توطئه‏ هاى دشمنان بر ضد اسلام از دیگر سو. و نگرانى فاطمه از آینده مسلمین و حفظ میراث قرآن، دست به دست هم دادند و قلب و روح پاکش را سخت مى‏فشردند

فاطمه س نمى خواهد با بیان غمهاى خود روح پاک على(ع)‏ را که سخت از آن اوضاع ناگوار و خلافکارى‏هاى امت ضربه دیده، آزرده‏ تر سازد. به همین دلیل به کنار قبر پیامبر(ص) مى‏رفت و با او درد دل مى‏کرد، و سخنان جانسوزى که اعماق وجود انسان را مى‏سوزاند، بر زبان مى‏آورد

از حالم چه مى ‏پرسى اى ام سلمه؟ من، در میان اندوه و رنج بسیار به سر مى‏برم: از یکسو پدرم پیامبر(ص) را از دست داده ‏ام، و از سوى دیگر با چشم خود مى‏بینم که‏ به جانشینش ستم شده است

به خدا سوگند که پرده حرمتش را دریدند. ولى با اینهمه دفاع فاطمه از حریم قدس علوى و حمایتش از امیر مؤمنان(ع)‏ در این دوران پر درد و رنج بر کسى پوشیده نیست

گرچه حیاتش بعد از پدر همانگونه که خود از خدایش تقاضا کرد طولانى نشد ولى در همین مدت از بذل هرگونه فداکارى و ایثار در حق امیر مؤمنان(ع)‏ و دفاع از اسلام فرو گذارى نکرد.

عمر میگوید تا زمانیکه فدک دست اهل بیت است و مردم و نیازمندان بهره میبرند، علی و فاطمه محبوبیت دارند و این مانع بزرگی است، متوسل به دروغ شده و میگوید پیامبر فرموده تا من زنده هستم فدک در اختیار بنی هاشم است، فدک در زمان خلافت ابوبکر و با سماجت عمر غصب می شود ابوبکر با گروهى از مهاجران و انصار در مسجد بودند در حالیکه جمعى از زنان گرد وى را گرفته بودند

روانه مسجد شد، چون به مسجد مى‏رفت راه رفتن او به راه رفتن پدرش پیغمبر مى‏ماند. میان فاطمه(س) و حاضران چادرى آویختند. دختر پیغمبر نخست ناله‏ اى کرد که مجلس را لرزاند و حاضران به گریه افتادند، سپس لختى خاموش ماند تا مردم آرام گرفتند، آنگاه سخنان خود را آغاز کرد. سخنرانى، تاریخى، شیوا، بلیغ، گله‏ آمیز، ترساننده و آتشین و دفاع از ولایت و سفارشات پدر بود

خطبه‏ نکوهش آمیز در مورد عایشه آغاز مى‏شود، و بالاخره خطبه در مقام طرح شکایت و دادخواهى زهرا

فاطمه (س) به مسجد رفته و به سخنرانی می پردازد و سفارشهای پدر را برای جانشینی علی یادآور می شود و در مورد خود و سفارشات پدر میگوید و در انتها میفرمایند درد من فدک نیست که غصب کرده اند، درد من اسلام رهبری و انحراف دین است

چرا سکوت کرده اید چرا حق را نمیستانید، حضرت فاطمه در مورد غصب فدک سخنان و دلایل روشنگرانه ای داشتند. و این که فدک حق قانونی و ارث از پدر می باشد حتی زمانی که همسرش علی به خلافت می رسند هم به دلائلی فدک در اختیار اهل بیت قرار نمی گیرد. خطبه زینب کبری (س) در کوفه ، بسیاری از جمله های بلند از خطبه نورانی فاطمه زهرا (س) گرفته شده.

عمر خلافت ابوبکر را سست و بی بنیان می بیند و اعتقاد دارد تا بنی هاشم و در راس آن علی(ع) بیعت نکند، اوضاع همین است، بدین جهت عمر، قنفذ را همراه اراذل و اوباش مغیره و ... به درب خانه علی میفرستد و خود و ابوبکر کمی دورتر مراقب اوضاع میشوند باز هم با مخالفت زهراء روبرو شده و عمر دستور به آتش زدن هیزم ها و درب خانه وحی و جایگاه جبرئیل میکند و حمله ور میشود عمر با لگد به درب میکوبد و زهراء(س) بین درب و دیوار قرار میگیرد (درب سوخته و میخ داغ)

یک سیلی و یک ضربه شمشیر به پهلوی زهراء وارد میشود و دیوانه وار ضربه تازیانه به بازو ... علی هم در محاصره اوباش قرار گرفته حمله به عمر برده و او را به زمین می کوبد و چند ضربه هم به صورت او زده و به یاد سفارش پیامبر افتاده از کشتن او خودداری میکند

با انداختن ریسمان به گردن و بدن علی، وی را در بند کشیده و کشان کشان به سمت مسجد می کشانند در پی مقاومت و اعتراض فاطمه قنفذ به آن حضرت حمله برده و با ضربه بر استخوان و پهلوی فاطمه، محسن سقط می شود. و فاطمه (س) بیهوش میشوند. ابوبکر اوضاع را مناسب نمی بیند و فریاد میزند این چه کاری است؟ ریسمانها را باز کنید و به طریقی مردم را با این کار فریب می دهد. اگر این جسارت به مولا ادامه می یافت خلافت او سست تر و در خطر می افتاد.

نفرین فاطمه (س)، سبب نزول بلائی غیر قابل جبران

مرحوم شیخ مفید نقل می کند وقتی بی بی (س) آمد و علیّ بن أبیطالب را با آن وضع، با سر برهنه، زیر منبر، بالای سرش یک شمشیر دید؛ فرمود: خلّ ابن عمّی أو لأکشفنّ رأسی بالدّعاء، دست از پسر عموی من بردارید وگرنه سرم را برای نفرین کردن برهنه می کنم؛ سخن از لرزش ستون مسجد نبود! وجود مبارک علیّ بن أبیطالب به سلمان فرمود: یا سلمان! انّی أری جنبتی المدینه علی تکفها، سلمان ! همین که زهرا تصمیم به نفرین گرفت، من می بینم دو طرف مدینه دارد می لرزد، نه ستون مسجد!. اگر این عذاب بیاید، چه کنیم ؟ ! اگر این شهر زیر و رو بشود، چه کنیم ؟!

ابوبکر و عمر برای توجیه کار خود در نزد مردم به عیادت زهرا(س) می آیند ولی با مخالفت او روبرو میشوند و بعد از اصرارهای زیاد و مخالف مجدد فاطمه (س) ناگهان به داخل رفته و میخواهند دلجوئی کنند که فاطمه میفرمایند از پدرم شنیده اید که بارها فرمود فاطمه پاره تنم میباشد گفتند آری آیا شنیده اید خوشنودی من خوشنودی اوست، گفتند آری فاطمه فرمودند من رضایت از شما ندارم و روی برگرداند قل لا اسئلک علیه اجرا الا الموده فیالقربی ابوبکر و عمر با ناامیدی و نگران از منزل فاطمه (س) خارج میشوند.

(در عیادت زنان):

سخنان فاطمه زهرا(س) در بستر بیماری

هنگامی که حضرت زهرا(س) در بستر بیماری بود عده‌ای از زنان به عیادت وی آمدند و از او پرسیدند: دختر پیغمبر چگونه‏ ای؟ با بیماری چه می‌کنی؟ وی در پاسخ به این پرسش به تفصیل سخن می‌گوید

بخدا دنیای شما را دوست نمی‌‏دارم و از مردان شما بیزارم! درون و برونشان را آزمودم و از آنچه کردند ناخشنودم! چون تیغ زنگار خورده نابرّا، و‌گاه پیش روی واپسگرا، و خداوندان اندیشه‌ای تیره و نارسایند. خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند

ناچار کار را بدانها واگذار، و ننگ عدالت کشی را بر ایشان بار کردم نفرین بر این مکاران و دور بُوَند از رحمت‏ حق.

وای بر آنان. چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد؟ و خلافت ‏بر پایه‏‌های نبوت استوار ماند؟ آنجا که فرود آمد نگاه جبرئیل امین است. و بر عهده علی که عالم به امور دنیا و دین است. به یقین کاری که کردند خسرانی مبین است. بخدا علی را نپسندیدند چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایداری او را دیدند. دیدند که چگونه بر آنان می‌تازد و با دشمنان خدا نمی‌سازد

بخدا سوگند، اگر پای در میان می‌‏نهادند، و علی را بر کاری که پیغمبر به عهده او نهاد می‌‏گذاردند، آسان آسان ایشان را به راه راست می‌‏برد. و حق هر یک را بدو می‌سپرد، چنانکه کسی زیانی نبیند و هر کس میوه آنچه کشته است‏ بچیند. تشنگان عدالت از چشمه عدالت او سیر، و زبونان در پناه صولت او دلیر می‌گشتند

اگر چنین می‌کردند درهای رحمت از زمین و آسمان بروی آنان می‌گشود. اما نکردند و به زودی خدا به کیفر آنچه کردند آنان را عذاب خواهد فرمود. بیایید! و بشنوید

شگفتا! روزگار چه بوالعجب‏‌ها در پس پرده دارد و چه بازیچه‌ها یکی از پس دیگری برون می‌‏آرد. راستی مردان شما چرا چنین کردند؟ و چه عذری آوردند؟ دوست نمایانی غدار. در حق دوستان ستمکار و سرانجام به کیفر ستمکاری خویش گرفتار. سر را گذاشته به دم چسبیدند

پی عامی رفتند و از عالم نپرسیدند. نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند. و تبه کاری خود را نیکوکاری می‌پندارند. وای بر آنان. آیا آنکه مردم را به راه راست می‌‏خواند، سزاوار پیروی است، یا آنکه خود راه را نمی‌‏داند؟ در این باره چگونه داوری می‌‏کنید؟

بخدایتان سوگند، آنچه نباید بکنند کردند. نواها ساز و فتنه‌ها آغاز شد. حال، لَختی بپایند! تا به خود آیند، و ببینند چه آشوبی خیزد و چه خون‌ها بریزد! شهد زندگی در کام‌ها شرنگ و جهان پهناور بر همگان تنگ گردد. آن روز زیانکاران را باد در دست است و آیندگان به گناه رفتگان گرفتار و پای بست اکنون آماده باشید! که گرد بلا انگیخته شد و تیغ خشم خدا از نیام انتقام آهیخته

شما را نگذارد تا دمار از روزگارتان بر آرد، آنگاه دریغ سودی ندارد. جمع شما را بپراکند و بیخ و بنتان را بر کند. دریغا که دیده حقیقت‏ بین ندارید. بر ما هم تاوانی نیست که داشتن حق را ناخوش می‌‏دارید

شهیدی،زندگانی فاطمه زهرا،ص۱۴۹-۱۵۳

الصدوق، معانی الاخبار،علی اکبرغفاری ص۳۵۴-۳۵۶

حضرت در خطبه ای در جمع زنان مدینه به آیاتی از قرآن کریم استشهاد می کند و می فرماید
شگفتا چه دوستان دروغین و سرپرستان نااهلی را انتخاب کردند و چه زشت است سرانجام ستمکاران «چه جایگزین بدی است برای ستمکاران (کهف50) سر را گذاشته به دم چسبیدند، دنبال عامی رفتند و از عالم نپرسیدند نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند و تبهکاری خود را نیکوکاری می پندارند. آگاه باشید اینها همه مفسدانند ولی نمی فهمند (بقره12)
وای بر آنان آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته  تر است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ (یونس35) شما را چه می شود و چگونه داوری می کنید؟ و هر کسی جز اسلام آئینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است (آل عمران85)
سپس آن قدر درنگ نکردید که این دل رمیده آرام گیرد و مهار کردن آن آسان شود، پس آتش گیره ها را بر افروختند و به آتش فتنه ها دامن زدید تا آن را شعله ور ساختید و به شیطان گمراه کننده پاسخ مثبت دادید
در این جملات حضرت با استفاده از آیه شریفه قرآن، جریان سقیفه و پیامدهای آن و روی گردانی مردم از قرآن کریم را مصداق روشن ظلم دانسته و عاملان آن را جزء ظالمین به حساب آورده است

آن حضرت در ادامه ی سخنانشان چنین خاطرنشان میکردند: در حالی که هنوز از عهد و قرار شما بیعت در غدیرخم چیزی نگذشته بود و شکاف زخم عمیق بود و دهانه زخم هنوز بهبود نیافته بود، پیامبر ص هنوز دفن نشده بود که هرچه خواستید کردید و بهانه آوردید که از فتنه می ترسیم الا فی الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحیطه بالکافرین آگاه باشید آنها در فتنه سقوط کردند و جهنم کافران را احاطه کرده. توبه49 . اکنون بیایید و بشنوید! شگفتا!

روزگار چه شگفتی ها در پس پرده دارد و چه بازیها یکی پس از دیگری بیرون می آورد و ان تعجب فعجب قولهم رعد5 و اگر تعجب می کنی، عجب گفتار آنهاست. راستی مردان شما چرا چنین کردند؟ ای کاش می دانستم به چه پناهگاهی تکیه داده اند؟ و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به کدام ریسمان چنگ زدند؟ و برکدام فرزند و خاندانی پیشی گرفتند و غلبه کردند؟ شگفتا چه دوستان دروغین و سرپرستان نا اهلی را انتخاب کردند و چه زشت است سرانجام ستمکاران چه جایگزین بدی است برای ستمکاران کهف50

هنر سجع گوئى در خاندان پیغمبر امرى طبیعى بوده، پیش از اسلام سخن به سجع گفتن در مکه رواج داشت. نخستین دسته از آیات مکى قرآن کریم فراوان از این صنعت ‏برخودار است. دختر پیغمبر و شوى او على (ع) و فرزندان او بحکم وراثت، و نیز تحت تاثیر آیه‏ هاى قرآن به سجع گوئى خو گرفته بودند. در خطبه‏ هاى على ع کمتر عبارتى را مى‏بینیم که مسجع نباشد

فرزندان او نیز چنین بوده‏ اند. هنگامى که زینب (ع) در مجلس پسر زیاد به زشت‏گوئى او پاسخ مى‏داد با بلاغت و فصاحت خاصی سخن می گفت که ..ابن زیاد گفت‏ سخن به سجع مى‏گوید پدرش نیز سخن‏هاى مسجع مى‏گفت گذشته از خاندان هاشم بیشتر مردان و زنان تیره عبد مناف نیز از این هنر برخوردار بودند

لولم یخلق على لم یکن لفاطمة کفو هرگاه على آفریده نمى شد، کسى که لایق همسرى فاطمه باشد وجود نداشت اصولا در خطبه های اهل بیت علیهم السلام تشبیه، استعاره و کنایه بکار رفته است.

آگاهی جامعه پس از روشنگری های حضرت زهرا (س)
این که به حضرت امیر (ع) پیشنهاد دادند که فاطمه یا شب گریه کند یا روز، این نه برای آن است که مثلاً گریه حضرت زهرا (س) نمی گذاشت کسی بخوابد و باعث اذیّت است، اینها نبود. اینها چون مکرر از پیغمبر شنیدند که رضای زهرا، رضای خداست؛ غضب زهرا، غضب خداست. رضا و غضب فاطمه (س) رضا و غضب پیغمبر است؛ رضا و غضب پیغمبر، رضا و غضب خداست. این همه گریه آن حضرت نشانه آن است که از ما ناراضی است

برای اینکه زن های مهاجر و انصار بعد از جریان سقیفه وقتی رفتند، حضرت خطبه دوّم را خواند. این زن های مهاجر و انصار آمدند به مردهایشان گفتند، آنها دوباره برگشتند جبران کنند، فرمود: گذشت ! این خطبه دوّم و خطبه اوّل؛ که خطبه اوّل در مسجد، خطبه دوّم در منزل، این ها را بیدار کرد؛ فهمیدند که حضرت از آنها ناراضی است. گفتند: یک قدری نارضایتی اش را کم کند. سخن از گریه نبود ! می دانستند مقام این بی بی چیست.

هنگامیکه شهادت فاطمه (س)نزدیک شد، از اسماء خواست تا آبی برای وضو بیاورد، وضو گرفت (به روایتی غسل کرد) خود را خوشبو کرد و لباس‌های نو پوشید و از اسماء خواست کافوری که پدرش برای او گذاشته بود بیاورد و کنار سرش بگذارد

سپس پای خود را رو به قبله کرد و پارچه‌ای را روی خود کشید و گفت: ای اسماء! لحظه‌ای صبرکن و بعد مرا صدا بزن، اگر پاسخت را ندادم، بدان که نزد پدرم رفته‌ام. امام حسن(ع)، ‌امام حسین(ع)، زینب(س) و ام کلثوم خردسال، ساکت و آرام در کنار بستر مادر نشسته بودند و به صورت او نگاه می کردند بغض، ‌گلوی امام علی را فشرد

اسماء و کودکان فاطمه، ‌اشک ریختند و شانه هایشان لرزید. امام علی کودکانش را به حیاط خانه برد. کودکان فاطمه، پشت درب اتاق ایستادند و چکه چکه اشک ریختند. ناگهان صدای اذان از مسجد مدینه بلند شد و ... کودکان فاطمه به اتاق دویدند و خود را روی مادر انداختند

ابو بصیر از امام صادق (ع): سبب وفات حضرت فاطمه این بود که قنفذ (غلام عمر) به دستور اربابش با سر غلاف شمشیر بر او زد که محسن را سقط کرد و در اثر آن به بیماری شدیدی مبتلا گردید و اجازه نداد کسانی که او را آزرده‌اند به او وارد شوند

عایشه تصمیم میگیرد بر سر جنازه فاطمه حاضر شود و اسماء طبق سفارش زهراء مانع میشوند شکایت به پدر میبرد و ابوبکر اصرار به اجازه میشود باز هم مخالفت میشود به مردم اعلام میشود که فعلا تشییع انجام نمی شود و شبانه و مخفیانه غسل و کفن میشوند و در قبرستان بقیع یا به قولی کنار پدر دفن می گردد.

بلاذری و بخارى چنین نویسند: شوى او شبانه او را بخاک سپرد و رخصت نداد تا ابوبکر بر جنازه او حاضر شود. چون فاطمه(س) در گذشت، امیر المؤمنین رو به مزار پیغمبر کرد و گفت: اى پیغمبر خدا از من و از دخترت که پیش تو آمده و در کنار تو زیر خاک خفته است، راضی باش بر تو درود باد! خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به تو به پیوندد

همان سخنان که به زنان عیادت کننده گفت: دنیاى شما را دوست نمى‏دارم و از مردان شما بیزارم‏. او مى‏خواست دور از چشم ناسپاسان و حق ناشناسان بخاک رود و حتى نشان او هم دور از چشم آنان باشد. علی(ع) برای فاطمه(س) در بقیع جایگاه و سایه بانی ساخت که بیت الأحزان نامیده شد.

ابو بکر و عمر بر على(ع) خرده گرفتند که چرا آنان را رخصت نداد تا بر دختر پیغمبر نماز بخوانند. وى سوگند خورد که فاطمه چنین وصیت کرده بود. بارى این سخنان که در آن روز درد دل و گله و شکوه بانوئى داغدیده و ستمدیده مى‏نمود، به حقیقت اعلام خطرى بود. خطرى که نه تنها مهاجر و انصار، بلکه رژیم حکومت و آینده نظام اسلامى را تهدید مى‏کرد

دیرى نگذشت که آنچه دختر پیغمبر در بستر بیمارى و نیز روزهاى پیش در جمع مسلمانان از آن خبر داد، و مردم را از پایان آن ترساند تحقق یافت. آنروز گفتند پیغمبرى و رهبرى نباید در یک خاندان بماند. گفتند قریش، این تیره خودخواه و برترى‏ جو، باید همچنان مهترى کند

آنروز پایان کار را نمى‏دیدند. ندانستند که مهترى از قریش به خاندان بنی امیه و سپس به فرزندان ابو سفیان تیره بخت و ابن عاص و مروانیان مى‏رسد، ندانستند که تند باد این تصمیم عجولانه، گردى را که بر روى اخگر سوزان دشمنى دیرینه عراقى و شامى انباشته است ‏به یکسو خواهد زد.

پایان شکیبایی علی علیه السلام علی ع که اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا س تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا که بعد از دفن همسر گرامیش در حالی که حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر ص عرضه داشت: خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شکیبایی بر من سخت است

پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید. اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود، برای همیشه اینجا [کنار قبر زهرا(س)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم (اصول کافی ج1 ص159)

حضرت زهرا(س) از منظر امیرالمومنین(ع)

منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا س در نزد حضرت علی ع نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یک زن می‌تواند چنان بالا رود که مایه مباهات و افتخار امام (ع) گردد. شخصیت بزرگی چون علی ع به همسری فاطمه س افتخار می‌کند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاک برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد که حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه س استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی که حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است که بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم کش دوزخیان از شماست (بحارالانوار ج41 ص151و 224 ) در جریان شورای شش نفره که خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین کرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: آیا در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟ همگی پاسخ دادند: نه.

* حضرت علی ع در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد : دختر پیامبر ص همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(ص)، فرزندان من از فاطمه س هستند، کدامیک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید. (طبرسی احتجاج)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و کمالات خویش و این‌ که باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبکر فرمود: تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن کس که رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبکر پاسخ داد: تو هستی (ص123)

فاطمه رکن علی است از مقامات ممتازی که مخصوص پیامبر ص و حضرت فاطمه س می‌باشد رکن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر ص به حضرت علی ع فرمودند: سلام علیک یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب رکناک. (علامه الحافظ محب الدین الطیری) چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی ع در مورد زن که فرمودند زن ریحانه است

پیامبر نیز فرمودند: سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام کلثوم] به زودی دو رکن تو از دست می‌روند. علی ع بعد از رحلت پیامبر ص فرمودند: این یکی از دو رکن بود و بعد از شهادت حضرت زهرا س فرمودند: این رکن دیگر است.

مددکار اطاعت الهی انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همکار و دوست برای آنان کسی بود که در این راستا به آنها کمک کند. می‌خوانیم علی ع در پاسخ پیامبر که سؤال کردند: همسرت را چگونه یافتی؟ گفتند: بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند (بحارالانوار ج43 ص117)

تمسک علی ع به کلام زهرا س حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این که فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند:فان بنت محمد ص لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیکم بالدعا

حضرت زهرا س بعد از ارتحال رسول اکرم ص به زنان بنی‌هاشم که او را یاری می‌کردند و زینت‌ها را رها کرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود: این حالت را رها کنید و بر شماست که دعا و نیایش نمایید با این که حضرت علی ع معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا س تمسک می‌کند. این نشانگر عصمت حضرت بوده و این که تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست

تنها تسلی بخش علی ع حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند: بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ کُنتُ بِکِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِکِ؟ (مجمع الروایة) ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه س حضرت علی ع از پیامبر اکرم ص نقل نموده که ایشان فرمودند: انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها (کنزالعمال) خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود. و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه س فرمودند انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرضی لِرِضاکِ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر ص حضرت علی ع در مصیبت حضرت زهرا س خطاب به پیامبر ص می‌فرماید:قل یا رسول الله عن صفیتک صبری این صفیه توست، بانویی که صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت کرده و صبر فقدانش برای من دشوار است (نهج البلاغه خ193)

تکرار مصیبت فقدان پیامبر ص هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار دهم

دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش در هنگام وصیت حضرت زهرا س در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارک فاطمه س را به سینه چسباند و گفت: هر چه می‌خواهی وصیت کن، یقینا به عهد خود وفا کرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.

اسامی و القاب شریفه حضرت (س)

مشهورترین لقب دختر پیامبر خدا و همسر علی بن ابی طالب فاطمه است. این لقب نیز گویای لزوم محبت و عشق و دوستی جهانیان نسبت به فاطمه زهرا(س) می باشد. جابرابن عبدالله انصاری گفته است پیامبر خدا(ص) فرمود: انما سمیت ابنتی فاطمه لان الله فطمها و فطم محبیها عن النار (بحار الانوار ج43 ص16). دخترم، فاطمه نامیده شده زیرا خداوند او و دوستدارانش را از آتش بریده و جدا کرده است

آری حضرت فاطمه از آتش رهاست و سرآمد زنان اهل بهشت از ازل تا ابد خواهد بود. در این حدیث نبوی چیستی و چرایی نام فاطمه بیان شده. دختر پیامبر فاطمه نام گرفت چون خداوند او و محبان فاطمه را از آتش نجات داده. بنابراین لقب فاطمه منشأ الهی دارد و خدای متعال فاطمه و عاشقانش را از آتش رهایی بخشیده

همه موحدان تاریخ درصدد نجات از آتش جهنم و ورود به بهشت بوده اند. به حکم این حدیث، محبت فاطمه راه نجات از آتش جهنم است. همسر فاطمه زهرا علی(ع) نیز درباره وجه تسمیه و علت نامگذاری دختر پیامبر به فاطمه فرموده اند: انما سمیت فاطمه لان الله فطم من أحبها عن النار (بحارالانوار ج43 ص13و ص15 علل الشرایع ص179).

البته «محبت فاطمه» در اندیشه و رفتار کارگشاست. باید با آگاهی و شناخت ابعاد شخصیت حضرت فاطمه، دوستی آن حضرت در دل انسان ها جای گیرد و آثار آن نیز در رفتار و عمل آنان مشاهده شود. شناخت فضایل و اخلاق و صفات حضرت فاطمه و تلاش همه جانبه برای فاطمی زیستن نیز بخشی از محبت و مودت به حضرت فاطمه است

محبت اعتقادی و پیروی عملی از حضرت فاطمه و عمل بر طبق سیره ایشان عامل رهایی از آتش جهنم است. باید فاطمه را شناخت و فاطمی زیست و از فاطمیون شد و در آخرت از جهنم رهایی یافت.

امام صادق ع فرمودند که حضرت فاطمه علیها السلام در نزد خداوند 9 نام دارد: فاطمه(س) مبارکه صدیقه طاهره زکیه راضیه مرضیه محدثه و زهرا در تفسیر هرکدام از این اسامی نیز فرمودند: فَطِمَتْ من الشر بریده شده از بدی‌ها. صدیقه به معنای راستگوست. مبارکه یعنی صاحب برکت در علم و فضل و کمالات و طاهره یعنی پاکیزه از صفات نقص. زکیه یعنی نموکننده در کمالات و خیر. راضیه یعنی راضی به قضای حق. مرضیه یعنی پسندیده خدا و دوستان خدا و محدثه یعنی ملک با او سخن می‌گفت و زهرا یعنی نورانی به نور صوری و معنوی.

ام‌الائمه: مادر امامان. پیامبر اکرم(ص) چندین بار به دختر عزیزش فرمود: ای فاطمه(س) تو را بشارت می‌دهم که از نسل تو یازده فرزند معصوم، امام مردم خواهند شد و آخرین ‌آنها مهدی(عج) است. ام‌ ابیها (یعنی مادر و دلسوز پدرش) چون رسول خدا دلسوزی وی را می‌دید اشک می‌ریخت و می‌فرمود: او مادر پدرش است. ام‌الحسن و ام‌الحسین- ام‌المحسن. منصوره (یاری‌شده از سوی پروردگار). حانیه: آن‌که به شوهر و فرزندان خود بسیار مهربان است. حصان: پارسا و عفیف و سیده‌ النساء العالمین

در خصوص شخصیت حضرت زهرا(س) به سادگی نمی‌توان سخن گفت در میان فریقین؛ شیعه و سنی مبنی بر فاطمة سیدة نساءالعالمین: سیده در زبان عربی در دو معنا به کار می‌رود گاهی اوقات یک خانم، سیده خطاب می‌شود و بعضی از اوقات سیده به معنای سیادت و برتری او نسبت به سایر افراد است

وقتی این تعابیر در خصوص شخصیت حضرت زهرا(س) به کار می‌رود به معنای آن است که ایشان نسبت به مجموعه زنان عالم، نه فقط در یک برهه زمانی، ‌نه یک مکان خاص، بلکه نسبت به تمام زمان‌ها و مکان‌ها و تمامی مراحل وجود، ایشان مقام سیادت و برتری را نسبت به تمام زنان عالم دارند.

چرا آن حضرت را زهرا نامیده‌اند؟
مرحوم فیض از حضرت امام باقر (ع) حدیثی نقل می‌کند، لِمَ سمیت الزهراء، زهراء؟ اسماء و القاب بزرگان و اولیای خدا، هر یک اشاره به کمالی دارد. کلمه زهرا، یعنی درخشنده، به خاطر درخشش خاصی که داشته به این نام نامیده شده. از حضرت امام باقر ع پرسیدند: چرا زهرا؟ فرمود: خداوند او را از نور عظمت خودش خلق کرد و سپس به تناسبی اجازه اشراق و تجلی به او داد

همین که از خود درخششی نشان داد، تمام آسمانها و زمین منور گشت و فرشتگان به سجده افتادند و گفتند:یا الهنا و سیدنا ما هذا النور؟ این چه نوری بود؟ خطاب آمد: هذا نورٌ من نوری خلقتُه من عظمتی أسکنتُه فی سمائی این نوری از نور من است و از عظمت خودم آفریده و در آسمانها جایش دادم؛ و أخرجه من صلب نبیٍ من انبیائی و أفضله علی جمیع الأنبیاء او را از صلب پیامبری از پیامبرانم به وجود می‌آورم و بر همه انبیاء تفضیلش (برتریش) می‌دهم. و أخرج من ذلک النور أئمه یقومون بأمری و از این نور، امامانی ظاهر می‌سازم که قیام به امر من بنمایند، اینجا، ملائکه به این کیفیت زهرا را شناختند.

محدثه بودن حضرت زهرا(س)

محدث به کسی می‌گویند که حدیث بیان کند. چون حضرت زهرا(س) هم از طریق پدر بزرگوارشان حدیث بیان می‌فرمودند و هم از جانب پروردگار متعال و جبرائیل حدیث بیان می‌فرمودند این لقب را به ایشان دادند

جبرائیل بعد از ارتحال رسول‌الله برای وحی بر احدی نازل نشد، اما بعد از شهادت پیامبر، وقتی حضرت زهرا زیاد می‌گریستند که یکی از گریه‌کنندگان عالم بودند، جبرائیل برای عرض تسلیت و برای تسلی دل آن بزرگوار بر حضرت زهرا(س) نازل می‌شد

باز هم امیرالمومنین (ع) می‌فرماید که ناگهان دیدم حضرت زهرا(س) می‌فرماید: یا علی این جبرائیل است که بر من وارد شده است و بر من اخباری را بیان می‌کند

امیرالمومنین(ع) قلم و کاغذ آوردند و فرمودند: فاطمه جان هر چه جبرائیل می‌گوید بگویید تا من بنویسم، حضرت زهرا (س)شروع کردند به بیان کردن و امیرالمومنین(ع) می‌نوشتند آن اخبار را و این شد صحیفه حضرت زهرا(س) که امام صادق(ع) فرمودند: صحیفه مادرمان حضرت زهرا(س) چهار برابر قرآن است، حکم حلال و حرام در او نیست، بلکه اخباری است از آیندگان و اسامی شیعیان ما در او ذکر شده . به خاطر همین نقل حدیثی که حضرت زهرا(س) از جبرئیل بیان می‌کردند حضرت زهرا را محدثه نامیدند.

1) انسیه : زنى که خصلتهاى خوب انسانى در او متجلى است.

(2 بتول : زن پاک و دور از هرگونه آلودگى.

3) تقیه : پاک و بى گناه.

(4 حبیبه : دوست و رفیق، دوست داشتنى.

5) حرّه : زن آزاده، زنى که اسیر شهوات نیست.

(6حوریه : زن بهشتى، فرشته خصال.

(7حوراء : فرشته، زنى که خصلتهاى خوب فرشتگان را در خود به وجود مى آورد.

8) راضیه : زنى که به مقدرات خداوند راضى باشد.

(9 راکعه : اهل رکوع و تواضع در برابر خداوند.

10) رشیده : زن فهمیده و صاحب خرد را گویند.

(10 رضیه : زنى که به مقام رضا مى رسد.

12) ریحانه :گل خوشبوى، لطیف و مهربان، تعبیر لطیفى از موجود زن.

13) زکیه : زن پاک و باتقوا، در حال رشد و ترقى.

(14زهراء : درخشنده و تابان.

15) زهره : درخشان، نورانى.

(16 ساجده : زنى که در پیشگاه خداوند سر بر سجده بساید.

17) سعیده : زن خوشبخت.

(18 سیده : سرور، خانم.

19) شهیده : زنى که در راه خدا جان را فدا نماید.

(20صابره : زن شکیبا و بردبار.

21) صادقه : زن راستگو و درست کردار.

(22 صدوقه : زن راستگو با کردارى صحیح.

23) صدیقه : زنى که در راستگویى شهره شود و در عمل نیز درست کردار باشد.

24) طاهره : زن پاک دامن و دور از رذایل.

(25 طیبه : پاک و پاکیزه.

26) عارفه : زن با شناخت و درک کامل.

27) عالیه : زن بلند همت و دور اندیش.

28) عدیله : نظیر و مانند. (فاطمه ى زهرا علیها السلام را « عدیله ى مریم » مى نامند زیرا این هر دوی این بانوان در پاکى و طهارت ضرب المثل هستند.)

29) عذراء : زن پاکدامنى که پرده ى عفت را کنار نزند.

(30 عزیزه : زن ارجمند و گرانقدر.

31) علیمه : زن دانشمند و آگاه.

(32 فاضله : زن صاحب فضیلت.

33) فاطمه : بریده شده از آتش، جهل و هر بدى.

(34فریده : زن یگانه در نفیس بودن.

35) کریمه : زنى که اهل کرم و جود و سخاوت است.

(36کوثر : خیر فراوان.

37) کوکب : درخشنده و درخشان.

(38مبارکه : زنى که در او خیر بسیار باشد.

39) مبشره : بشارت دهنده.

(40محدثه : زن حدیث کننده.

41) محموده : پسندیده، زن مورد پسند خداوند.

(42 مطهره : زن پاک و عارى از گناه و زشتى.

(43مرضیه : زن کاملى که خداوند نیز از او راضى است

(44معصومه : زنى که هیچ گاه گناه نکرده باشد.

45) ملهمه : زنى که خداوند بر دل او الهام مى فرستد.

46) ممتحنه : زنى که امتحان شده و از آزمایش سر افراز بیرون آمده است.

47) منصوره : زن یارى شده.

(48 موفقه : زنى که توفیقات الهى همراهش باشد.

49) مهدیه : زنى که خداوند او را هدایت مى کند.

(50 مومنه : زن با ایمان به خداوند و روز قیامت.

51) ناعمه : زن خوش زندگانى، شادا

52) نقیه : پاک و بى گناه.

53) والهه : شیفته و عاشق.

54) وحیده : یگانه، تنها، بى همتا.

حدیث کساء ؛ خداوند افراد خاندان نبوت را با محوریت زهراء (س) معرفی می‌کند. خدا در عالم بالا و در میان فرشتگان به وجود أصحاب کساء مباهات می‌کند که من تمام عوالم را به پاس محبت این پنج تن آفریده‌ام

آن گاه سئوال می‌کنند: یا رب و مَن تحت الکساء  خدایا اینان چه کسانی هستند؟ فرمود: هُم فاطمه و أبوها و بعلها و بنوها بحارالانوار ج43 ص52 المحجه البیضاء ج، ص213

اینجا خداوند متعال فاطمه (س) را مرکز قرار داده و همه را از طریق انتساب به او معرفی کرده و فرموده : اصحاب کساء، فاطمه و پدر فاطمه و همسر فاطمه و فرزندان فاطمه‌اند

معلوم می شود که فرشتگان بر اثر خاطره‌ای، یک شناسایی قبلی نسبت به فاطمه(س) داشتند و آن خاطره، همان اشراق و جلوه‌ای از زهرا س در عالم بالا بود که فرشتگان تحت تاثیر شدید آن قرار گرفته و به سجده افتادند

رسول خدا مکرر می فرمود: فاطمه پاره تن من است، آزردن فاطمه، ایذای من است و ایذای من، ایذای خداست و سرنوشت ایذاء کنندگان خدا و رسول را هم قرآن با کمال صراحت مشخص کرده که: إن الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره و أعد لهم عذاباً مهینا؛ آزار دهندگان خدا و رسول، ملعون دنیا و آخرتند و عذاب خوار کننده‌ای در سر راه آنهاست. احزاب57

درباره شخصیت علمی حضرت

حضرت زهرا(س) در ردیف ائمه معصومین ص هستند و علم آن بزرگوار همان علم امیرالمومنین و علم ائمه است. در روایت است که شبی امیرالمومنین(ع) تشریف آوردند به منزل و به حضرت فاطمه(س) فرمودند: که فاطمه جان من امشب می‌خواهم به منزل پدرتان بروم و شب در آنجا بمانم. آن شب مولا به منزل پیامبر گرامی اسلام رفتند

در روایت است که تا نیمه‌های شب پیامبر(ص) برای امیرالمومنین(ع) صحبت کردند و قضایا را از اول خلقت شروع کردند بیان کردن، از نیمه شب تا صبح امیرالمومنین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) شروع به صحبت کردند از آن زمان تا قیامت را، و پیامبر تائید می‌فرمودند . بعد هم صبح به مسجد آمدند و نماز را پشت سر حضرت رسول(ص) اقامه کردند

پیامبر(ص) تشریف بردند منزل و امیرالمومنین(ع) هم تشریف بردند منزل و به حضرت زهرا(س) سلام کردند و حضرت زهرا(س) پس از پاسخ سلام به مولا فرمودند که: یا علی من بگویم که دیشب بین شما و پدرم رسول‌الله چه گذشت، یا شما می‌ فرمایید؟ امیرالمومنین فرمودند: فاطمه جان شما بفرمایید

حضرت زهرا(س) فرمود: آنچه بود بیان داشتند. وقتی این جمله را حضرت زهرا(س) فرمود امیرالمومنین (ع) پشت به زهرا نکرد و عقب‌ عقب از خانه بیرون آمد و به نزد پیامبر بازگشت، پیامبر فرمودند یا علی چه شد؟ چرا برگشتید؟ علی(ع) جریان را بیان کردند و پیامبر(ص) فرمودند: بلی یا علی، زهرا هم از ماست.

مقام فاطمه (س) بزرگتر از مقام برخی انبیاء

این که مرحوم کلینی (رض) در کتاب شریف اصول کافی نقل می کند: جبرئیل بر وجود مبارک فاطمه (س) نازل می شد، این نشانه آن است که مقام آن حضرت نسبت به برخی از انبیاء، بزرگتر و برجسته تر است. این نه برای آن است که زن های بزرگ در عالم کم اند ! اگر از علیّ بن أبیطالب تجلیل می شود، نه برای آن است که مرد های بزرگ در عالم کم اند ! مردان بزرگ در عالم خیلی اند، امّا علی خیلی بزرگ است. زنهای بزرگ هم در عالم خیلی اند، امّا فاطمه خیلی بزرگ است.

فضایل فاطمه(س) از زبان قرآن

برخی از این فضایل اکتسابی است ، هر چند که برخی از آن ها جزو اختصاصات آن حضرت(س) بوده و نمی توان آن را به دست آورد. اخلاص فاطمه(س) از اموری است که می توان آن را کسب کرد. خداوند وی را در آیات 8 و 9 انسان به اخلاص می ستاید (الکشاف زمخشری ج4 ص670) اصولاً اخلاص اصل اساسی در دست یابی انسان به هر فضیلت الهی است. از این رو همواره در آیات قرآن بر اخلاص در عمل تأکید شده

خوف از خدا و خوف از قیامت و بیمناکی از عذاب دردناک آن (انسان 7 تا 10) صبر در برابر گرسنگی و ادای مسئولیت و وظایف الهی (انسان8 و12) مظهر عبودیت خداوند بودن (انسان6) وفای به نذر (انسان7 و9) دوستی و محبت خدا (انسان8) اهل ذکر بودن (نحل43) جزو ابرار و نیکوکاران بودن (انسان5 و8) و اطعام به نیازمندان در عین نیاز و علاقه به غذای خود (انسان8) از جمله مهم ترین فضایلی است که قرآن برای آن حضرت برمی شمارد و هرکسی می تواند با اسوه قرار دادن آن حضرت(س) آن را به دست آورد.

البته از اهل بیت پیامبر(ص) بودن (طه132) و از خویشاوندان و ذی القربی آن حضرت بودن (اسراء26) و یا شجره طیبه الهی بودن (ابراهیم24) و شرکت در مباهله (آل عمران61) و تعلق گرفتن اراده الهی به عصمت آن حضرت (احزاب33) بیرون از اختیار آن حضرت(س) بوده و نمیتوان آنرا الگوی خود قرار داد. با این همه میتوان با استفاده از روش آن حضرت(س) در تقرب جویی به خداوند و متاله شدن (بقره3) به عصمتی عام دست یافت که از ویژگی های انسان کامل است

همان گونه که حضرت آدم(ع) برای پذیرش توبه به حضرت(س) توسل جسته است (بقره37 و تفسیر نورالثقلین ج1 ص67 الدر المنثور ج1 ص147) ما نیز می توانیم با توسل به آن حضرت(س) خشنودی خداوند را به خود جلب کنیم و مغفرت الهی را به دست آوریم.

آن حضرت(س) با بهره گیری از فرمان های الهی و اطاعت از آن، توانست به مقامات و فضایل بسیاری دست یابد که برای همگان شدنی است. آن حضرت(ص) هر چند از یک نظر در مقام برتر و والاتری است که دور از دسترس آدمی است ولی از جهاتی دیگر می توان وی را الگو قرار داد؛ زیرا معرفی کردن ایشان و تبیین خصوصیات آن حضرت برای آن است که ایشان را اسوه و الگوی رفتاری خویش قرار دهیم

بدین ترتیب خانه علی(ع) و فاطمه (س) به خانه ای دارای رفعت و منزلت تبدل می شود (نور36 الدرالمنثور ج6 ص203) ولذا می توان با اسوه قرار دادن ایشان چنین خانه و زندگی را برای خود ساخت که از سوی خداوند بلند و رفیع شود

حجاب فاطمه(س) و رفتار وی با نامحرمان که از سوی خداوند فرمان آن را یافته است، بهترین حجاب برای حفظ حرمت و احترام و صیانت از شخصیت زن است. براین اساس هرکسی که می خواهد به آرامش و امنیت دست یابد، باید از حجاب فاطمی بهره گیرد. (احزاب 59)

رفتار و شخصیت آن حضرت(س) موجب شده تا خداوند دوستی آنان را بر مؤمنان واجب کند، لازمه دوستی و محبت به اهل بیت(ع) اطاعت از فرمان آنها و رفتار براساس رفتارهای ایشان است. همین دوستی که لازمه آن اطاعت و الگوبرداری از ایشان است، موجب می شود تا انسان ها از عنایت خاص خداوند بهره مند شوند. چنانکه خداوند در آیه 23 شوری دوستی و محبت عترت پیامبر(ص) را موجب بهره مندی شخص از پاداش مضاعف الهی می داند

روایت شده وقتی حضرت زهرا(س) از دنیا رحلت فرمود ام‌ ایمن سوگند خورد که دیگر در مدینه نماند زیرا که نمی‌توانست جای خالی آن حضرت را ببیند و به سوی مکه رفت. در راه دچار تشنگی شدید می‌شود و آب پیدا نمی‌کند

پس رو به ‌آسمان می‌کند و می‌گوید خداوندا من خادمه حضرت فاطمه‌ام آیا مرا از تشنگی هلاک خواهی کرد؟ پس به اعجاز حضرت فاطمه(س) ظرف آبی از آسمان برای او می‌آید و او خود را سیراب می‌کند. می‌گویند تا هفت سال ام‌ایمن نیازی به خوردن و ‌آشامیدن پیدا نکرد

منزلت حضرت فاطمه(س) در سوره کوثر‏

پیش از اسلام در دوران جاهلیت، زن ابزاری بی اراده بود در دست مرد و ماشین بهره کشی، زن فقط می بایستی پسر به دنیا بیاورد و برای مرد راحتی جسمی و روحی ایجاد نماید، در عربستان چنان وضع بدتر و اسفناک تر بود که چنانکه به مردی خبر میدادند خداوند برای تو دختری داده، پدر از غصه نزدیک بود سکته نماید

دختران را زنده به گور می کردند و این سنت مذموم تا قیام پیامبر (ص) رواج داشت و اگر رسول گرامی به رسالت مبعوث نمی شد چندان طولی نمی کشید که نسل عرب به مخاطره می افتاد

بعثت رسول اکرم نعمت و لطف بی پایان خداوند نه برای ملت عرب بلکه به تمامی انسان های گمراه و درمانده جهان بود. خداوند برای ازدیاد نسل بشر هم مرد و هم زن را آفریده و نباید این دیدگاه وجود داشته باشد که دختر نیز مخلوق و آفریده با ارزش خداوند می باشد

و زندگی پیامبر (ص) گواه این امر است و نسل ایشان از طریق دختر والا تبارش فاطمه (ع) بوجود آمده و دختر ایشان الگوی کامل و بارز زن مسلمان است که در شان ایشان سوره کوثر نازل شده است:

انّا اعطیناک الکوثر، فصل لربک وانحر، انّ شانئک هوالابتر درباره شان نزول سوره کوثر اکثر مفسرین عقیده دارند که این سوره درباره حضرت فاطمه (س) نازل شده، امروزه بعد از 1400 سال مسلمان به چشم خود اعجاز این خبر غیبی را می بینند و به حقیقت قرآن پی میبرند که خداوند قادر و توانا وفا به وعده خود نمود و از نسل همان یک دختر عالم را پر از سادات و اولاد رسول گرامی نموده که حسابش از حد و حصر متجاوز است

تاریخ می نویسد: که از 60 هزار کودک از بنی امیه در زمان حکومتشان حتی یک نفر در دنیا پیدا نمی شود ولی اولاد رسول خدا (ص) و فاطمه زهرا (س) در تاریخ اسلام زندگی و حضور معنوی و حماسی داشته اند.

نعمت کوثر در جامع ترین فرهنگ های عربی به مال فراوان و خیر فراوان و عطایا و مواهب بسیار در بهشت ترجمه شده . کلمه کوثر با بیان آشکاری به نسل و عقبه تفسیر می شود و این که پروردگار متعال پیامبر گرامی خود را به اعطای کوثر افتخار داده و دشمنانش را مقطوع النسل و دنباله بریده نامیده اعلام می دارد که کوثر کانون نسل و مایه ذریه رسول الله است

و از آنجایی که نسل پیغمبر (ص) جز فاطمه زهرا (س) در جهان نیست به این نتیجه می رسیم که کوثر عنوان پر افتخاری برای حضرت فاطمه است. در این سوره خداوند به رسول خود که آورنده نماز هست دستور می دهد که فصلّ نماز بخواند، یعنی به خاطر این لطف و نعمتی که خدا به وی داده شکر و سپاس نماید

خداوند برای نعمت های دیگر، رسالت و صدها الطاف و رحمت خود که به بندگان و مومنان داده است و این دستور فقط برای زهرای مرضیه است.

و آن نحر نیز قربانی کردن به افتخار زهرا (ع) می باشد. از یک دختر کوثری بیکران در تمام ادوار تاریخ و در تمام نقاط دنیا فواره می زند و تا قیامت پایدار خواهد بود. امامان معصوم ثمره و نتیجه تربیت و فضایل زنی بودند که در تاریخ بی همتا است

و هیچ زنی از لحاظ فضیلت و ایمان و دینداری در طول تاریخ به حضرت فاطمه نمی رسد. سوره کوثر در زمانی نازل شد که چندین سال قبل از آن اعراب جاهل به دختر و شان و منزلت زن در جامعه اهمیت نمی دادند و قرآن کریم ثابت کرد که دختری چون فاطمه الزهرا (س) از پدر بزرگواری چون پیامبر اکرم (ص) نشانه بهشت و الگوی یک زن شایسته و نمونه در سرتاسر تاریخ جهان است.

صدیقه طاهره (س) در نگاه معصومین (ع)

مقام والای حضرت فاطمه زهرا (س) فقط ازمنظر معصومین(علیهم السلام) که همتای ایشانند، قابل بیان است. کلمات و سخنان این بزرگواران حکایت از کرامت و عظمت والای این بانوی عالمه دارد.

از نگاه امام امیرالمؤمنین (ع) در آخرین لحظات عمر مبارک حضرت فاطمه (س) وصایای خویش را به همسرشان می نمودند که ای پسر عمو! تو هرگز مرا در دوران زندگی، دروغگو و خائن نیافتی و هرگز با فرمانت مخالفت نکردم. علی (ع) که شاهد درگذشت تنها یاور و تسلی بخش خود است، می فرماید: پناه به خدا! تو داناتر و پرهیزگارتر و گرامی تر و نیکوتر از آنی که من به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را نکوهش کنم

دوری از تو و احساس فراقت برمن گران خواهد بود ولی گریزی از آن نیست. به خدا سوگند! با رفتنت مصیبت رسول خدا (ص) را برمن تازه کردی. انالله و اناالیه راجعون از این مصیبت بزرگ و دردناک و تأثرآور و حزن انگیز! دقت در کلام علی (ع) در این لحظات، شدت علاقه و احترامش را به فاطمه (س) می رساند

در نگاه امام علی (ع) فاطمه در چنان مرتبه والایی از زهد و خداترسی و عمل به احکام الهی قرار دارد که تصور مخالفت او با همسرش ممکن نیست. حضرت علی (ع) در پاسخ به ادعاهای بی اساس معاویه مبنی بر فضایل امویان در نامه ای می نویسد: ... دو سید جوانان اهل بهشت از ماست و صبیه النار از شماست، کودکانی که نصیب آنان آتش گردید

بهترین زنان جهان از ماست. و حماله الحطب آن که هیزم کشد برای دوزخیان، از شماست. این فضلیت ها از ماست و آن فضیلت ها از شماست... در شعری که به ایشان منسوب است، می فرماید: من به فاطمه و فرزندانش مباهات می کنم! آن گاه به رسول خدا (ص) افتخار می کنم در آن هنگام که فاطمه (س) را به همسری من درآورد

شخصیت والایی چون حضرت علی (ع) به همسری بانوی جهان افتخار می کند و همسری با او را ملاک برتری خود و شایستگی اش بر رهبری اسلام می داند.

از نگاه امام حسن مجتبی (ع) امام حسن (ع) در موارد بسیاری از مادرشان سخن گفته اند. از جمله: شبی دیدم مادرم در محراب به نماز ایستاده است و تا طلوع خورشید مشغول رکوع و سجود بود و شنیدم برای یکایک مردان و زنان دعا می کرد و آنان را نام می برد ولی برای خود چیزی نخواست. عرض کردم: مادر! چرا همان گونه که برای دیگران دعا می کنی، برای خود دعا نمی کنی؟ فرمود: فرزندم! اول همسایه بعد از آن خانه.

از نگاه امام حسین (ع) در روز عاشورا، در آن هنگام که لشکر دشمن، امام حسین(ع) را احاطه کرد. ایشان ضمن خطبه مفصلی فرمودند: مرا بین کشته شدن و ذلت مخیر کرده اند و من هرگز تن به پستی نمی دهم. خدا و رسول، مرا از چنین کاری بازمی دارند. همچنین نیاکان پاک و دامنهای مطهر و پاکیزه اجازه چنین پذیرشی را به من نمی دهند. در یک کلام، امام حسین (ع) دلیل پایمردی و مقاومت خویش را تربیت الهی فاطمه(س) میداند.

فاطمه (س) از نگاه امام سجاد (ع) امام سجاد (ع) می فرماید: وقتی که قیامت فرا رسد، منادی ندا می دهد: در این روز، ترس و اندوهی به خود راه ندهید. همه خوشحال از این عفو عمومی، سر بالا می برند. فاطمه (س) وارد محشر می شود و گفته می شود کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانی که دوستدار اهل بیت (ع) هستند، همگی سرها را به زیر اندازند

آن گاه اعلام می شود: این است فاطمه (س) دخت محمد (ص). او و همراهانش به سوی بهشت می روند. خداوند فرشته ای را خدمت وی می فرستد و می گوید: حاجتت را از من بخواه! فاطمه (س) عرض می کند: پروردگارا! حاجت من آن است که مرا و کسانی را که فرزندان مرا یاری کردند، مورد عفو قرار دهی.

از نگاه امام جعفر صادق (ع) مرحوم مجلسی : فاطمه (س)، صدیقه کبری است. محور حرکت انسانهای گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه بوده . نبوت هیچ پیامبری تکمیل نشد مگر اینکه به فضیلت آن حضرت اقرار نموده، محبت او را دارا باشد. امام صادق (ع) در ذیل آیه اناانزلناه فی لیله القدر می فرماید: منظور از «لیله»، فاطمه و منظور از «قدر»، خداوند است. هر کس فاطمه را آن گونه که سزاوار است، بشناسد، «لیله القدر» را درک کرده است.

از نگاه امام موسی کاظم (ع) همانا فاطمه(س)، صدیقه و شهیده است. در خانه ای که اسم محمد یا علی، حسن، حسین، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستی وارد نخواهد شد.

از نگاه امام رضا (ع) امام رضا(ع) از اجداد گرامی اش نقل میکند که پیامبر(ص) به علی(ع) فرمودند: سه فضیلت به تو داده شده که به من داده نشده . علی(ع) عرض کرد: چه چیزهایی؟ فرمود: تو پدرزنی چون من داری که من چنین پدرزنی ندارم، همسری چون فاطمه به تو داده شده که به من داده نشده است، حسن و حسین به تو داده شده که به من داده نشده است. امام رضا (ع) از پدران بزرگوار خود از رسول خدا(ص) نقل میکند که پس از ازدواج علی و فاطمه(ع)، خداوند عزوجل فرمودند: اگر علی (ع) را نمی آفریدم، برای دخترت فاطمه همتا و همسری در روی زمین یافت نمی شد.

از نگاه امام جواد (ع)امام جواد(ع) خطاب به موسی بن قاسم که گفت: در حج از طرف مادرت نیز زیارت کردم، فرمودند: آن را زیاد کن، زیرا که برترین چیزی است که بدان عمل می کنی. زکریا بن آدم نقل میکند: در محضر امام رضا(ع) بودم که امام جواد(ع) در حالیکه بیش از 4 سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتی نشست دستش را روی زمین قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتی طولانی به فکر فرو رفت. امام رضا (ع) فرمود: جانم فدایت! چرا این چنین در اندیشه ای؟ پاسخ داد: به جهت ستم هایی که نسبت به مادرم فاطمه (س) انجام دادند.

از نگاه امام مهدی (عج) حضرت بقیه الله (عج) فرمودند: دختر رسول خدا(ص)، فاطمه(س) برای من سرمشق و الگوی نیکویی است. امام مهدی(عج) که با ظهور خویش عالم را متحول می سازد، حضرت فاطمه(س) را الگوی عملی و حکومتی خویش می شمارد و این، حکایت از مقام عظمای بانوی عالم، حضرت زهرا(س) دارد. آنچه مطرح شد، قطره ای از دریای وجود حضرت فاطمه (س) بود. به این امید که در قیامت، ما را مشمول عنایت و شفاعت خود قرار دهد.

فاطمه زهرا(س) از مظلومیت دیروز تا مهجوریت امروز

فاطمه زهرا در دوران حیات پس از پدر، در مظلومیت قرار گرفت به گونه ای که امتی که ادعای تبعیت از رسول اکرم(ص) را داشتند، خون به دل فاطمه کردند و با هجوم به خانه ایشان، نهایتاً ایشان را به شهادت رساندند

این موضوع بعنوان یک حقیقت تلخ تاریخی، قلب هر مؤمنی را آزرده کرده و بر مصائب آن حضرت اشک را روان می کند

ولی ما در دوران فعلی از این مهم غافلیم که اگر دیروز فاطمه(س) در مظلومیت بود امروز نیز در میان مؤمنین همچنان مظلوم باقی مانده و کسی برای رفع این مظلومیت، تلاشی صورت نمی دهد.

ولایت علوی، انتقال از ولایت نبوی به ولایت امامت

پیش از ولایت امیرمؤمنان علی(ع) ولایت الهی در ولایت پیامبران(ع) جریان داشت؛ اما با پایان ارسال رسولان و انزال کتب از سوی خداوند، ولایت الهی به ولایت امامت منتقل شد و حضرت محمد(ص) به عنوان آخرین پیامبر(ص) و قرآن به عنوان آخرین کتاب وحیانی و آسمانی معرفی شد؛ به طوری که پس از ایشان هیچ پیامبری نخواهد آمد و هیچ کتابی نازل نخواهد شد

بنابراین، ادعای پیامبری و کتاب از سوی هر کسی دیگر، ادعای باطل و ادامه همان مسیر کفر و باطل شیطانی خواهد بود؛ زیرا جریان کفر و باطل همواره خود را در میان حق نهان کرده و می کند. با آغاز ولایت علوی، شکل ولایت الهی تغییر می یابد؛ هر چند که اصل کلی ولایت و محتوای آن باقی و برقرار است.

اما در این میان دشمنان ولایت و خلافت الهی در برابر آن قرار می گیرند و می کوشند تا جلوی این انتقال گرفته شود و با پایان ولایت نبوی، پایان ولایت الهی نیز رقم بخورد و انسان از سبک زندگی الهی محروم شود و در دام کفر و باطل افتد و سبک زندگی شیطانی و کفر بر جهان چیره شود

توطئه های بسیاری در این مسیر از سوی اولیای کفر انجام گرفت، ولی پیامبر(ص) آن را رسوا و گاه نابود ساخت. دشمنان بر آن بودند تا پیامبر(ص) را ترور کنند و اجازه نصب ولایت الهی به علی(ع) به طور رسمی به پیامبر(ص) داده نشود. (مائده67)

پس از نصب ولی الله از سوی خدا و معرفی پیامبر(ص) در روز عید غدیر، دشمنان بر شدت دشمنی و فتنه و توطئه ها افزودند و در نهایت در سقیفه آنچه نباید اتفاق می افتاد، رخ داد.

زهرا (س) آینده را اینطور میدید

زهرای(س)، آن روزها، بعد از رحلت رسول خدا(ص) و پیش از آنکه، خود نیز چشم از جهان فرو بندد و در جوار قرب الهی به پدر چشم انتظار خویش بپیوندد، بارها کوچه های مدینه را کاویده بود و به دیدن برخی از «خواص» رفته بود

فاطمه(س) با دلواپسی سفارش های رسول خدا(ص) را به آنان گوشزد کرده بود و عهدی که با خدا بسته و اکنون بی محابا شکسته بودند را یادآور شده بود. اما، دلشوره فاطمه(س) که اصرار او را در پی داشت، پاسخی جز سکوت برخی از خواص، به دنبال نداشت و چنین بود که صدای فاطمه(س) در سکوت سنگین و سؤال آفرین آن روزها گم شد.

زهرا(س) می دانست که اگر مردم از ولایت علی(ع) دور شوند بی تردید به پذیرش ولایت حاکمان جور، مجبور می شوند*

فاطمه(س)، آینده را می دید که آنهمه دلشوره داشت

و سرانجام هنگامی که در میان خواص آن روزها، برای ندای ملکوتی خود پاسخی نیافت، با بی نشانی تربت خویش برای آیندگان نشانه گذاشت تا ناخشنودی دختر پیامبر خدا(ص) از رخدادهای آن روزها را به خاطر بسپارند و هیچگاه علی(ع) را تنها نگذارند. مگر نه این که ام ابیها بود... پس هم این بود و هم آن و... مزارش بی نشان

راستی! خورشید و شب!.. هیچکس به یاد ندارد که این دو را با هم دیده باشد

احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلام انتقام بگیرند، و هم از خاندان پیامبر(ص) و فاطمه زهرا در مرکز این دایره بود که تیرهاى زهرآگین دشمنان پرتاب مى‏شد

فاطمه آنروز یزید را می دید که

سر بریده فرزند رسول خدا(ص) را پیش روی نهاده، بر لب و دندان او می زند و اجداد به هلاکت رسیده خود در بدر و حنین را به تماشای انتقام می خواند

و... مردم مظلوم را که در چنگال خونریز بنی امیه و بنی عباس گرفتارند و جماعت مسلمانان را که انگشت پشیمانی به دندان می گزند و دست حسرت بر پیشانی می زنند که کاش ولایت علی(ع) آن دوستدار محرومان و حامی مظلومان را پاس می داشتند تا ولایت حجاج بن یوسف ها و منصور دوانقی ها که خونریز و انسان ستیزند را به زور بر گرده خویش نمی داشتند

مبارزات مدّبرانه آن حضرت با انحرافات جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) از یک سو و عظمت روحی آن بانوی نمونه که عقول بشر را از درک گنجینه کوثر، ناتوان ساخته است از سوی دیگر، بر تکریم او افزوده است

فاطمه(س) در محرومیت جهان اسلام از امامت علی(ع)، فتنه جمل را می دید، نعره مستانه معاویه در فریب صفین را می شنید، در نهروان، جهالت خوارج را می نگریست و در سحرگاه خونین نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در محراب مسجد کوفه بر فرق شکافته علی(ع) می گریست

اشرافیت بر باد رفته را می دید که بار دیگر به میدان آمده، حسن(ع) را که از محرومیت مردم گرفتار در چنگال معاویه خون دل می خورد و سر مطهر حسین(ع) را می دید که در هنگامه خون و فریب اشراف بر نیزه می رود،*

فلسفه گریه ها و مویه های فاطمی

تلاش های آن حضرت به اشکال مختلف تا شهادت ادامه یافت. آن چه دولت مردان را عاصی کرده بود گریه های آن مظلوم تاریخ است که برای دست یابی به حق و اتمام حجت در طول شبانه روز انجام می داد. گریه های آن حضرت گاه با شکایت و گلایه به خدا و پدر بزرگوارش بود که قصه ظلم بر امیر مومنان(ع) و فرزندان رسول(ص) و خود را بیان می کرد

زنان این حکایت را می شنیدند و دولت مردان را در تنگنا قرار می دادند. اصحاب قدرت نسبت به حرکت های سیاسی آن حضرت(س) نمی توانستند گامی بردارند. هر چند با محدودیت سازی هائی کوشیدند تا کسی به در خانه آن حضرت(س) نرود و یا از سخنرانی باز دارند ولی مویه های آن حضرت خود موجب پریشان حالی دولتمردان شده بود.

از این رو از امیر مؤمنان(ع) می خواهند که وی را از مویه ها و گریه هایش که همراه با گلایه و شکایت بود باز دارد. آن حضرت(س) به این توجیه که مردم از گریه های ایشان آسایش ندارند مجبور شد به بقیع که در آن زمان بیرون از آبادی بود برود ولی آن جا را نیز نپذیرفتند زیرا هر کسی که از آن ناحیه می گذشت و یا از حضور همیشگی آن حضرت آگاه می شد تحریک می شد*

به نظر دولت مردان مویه های ایشان همراه با گلایه، تهدیدی برای امنیت دولت بود. آن حضرت ناچار می شود که گاه به بیرون شهر و حتی به احد بر سر مزار شهدای آن برود. او در آن جا نیز از مشکلات و فشارهای مدعیان ایمان سخن گفت و گلایه ها کرد

این وضعیت تا زمان مرگ و به سخنی شهادت ایشان ادامه داشت و این گونه شد که تاریخ بنی اسرائیلی در امت محمدی (ص) تکرار شد و حضرت امیر مومنان(ع) هنگام دفن فاطمه(س) خطاب به پیامبر(ص) این آیه را خواندند: ان القوم استضعفونی و کادوا یقتلونی ای برادر! جمعیت به من ظلم کردند و نزدیک بود مرا بکشند

در حقیقت مویه های فاطمه(س) برای بیان اتمام حجت و آگاهی بخشی بوده است؛ نوعی اطلاع رسانی بود که موجبات تحریک مردم را فراهم می آورد. این روش را به شکلی دیگر امام زین العابدین در دوره خفقان اموی انجام می داد و با خواندن دعاهایی خاص مسائل مهم اجتماعی و سیاسی و اخلاقی را که در جامعه مسلمین رواج داشت گوشزد می کرد و مردم را نسبت به آن حساس می ساخت*
فاطمه(س) با مویه های خویش به درگاه خدا و رسول، مردم را آگاه می ساخت که چگونه به کمک منافقان قدیم و جدید اسلام به بیراهه رفت و همان تحریف که در بنی اسرائیل رخ نموده بود دوباره در حال تکرار شدن بود

اما شگفت که در این میان تنها چند گوش شنوا بود و دیگران همه در پی دنیا رفتند و گوساله، زرین سامری را پیشوای خویش قرار دادند و در نهایت بر اسلام چنان شد که علی(ع) که برادر پیامبر(ص) و به گواهی قرآن و خدا اهل روضه رضوان است

نخست خانه نشین می شود و سپس به نام خدا او را می کشند و سرور جوانان بهشت را یکی به زهر کشته و در هنگام خاکسپاری تیرباران می کنند و دیگری را در کربلا به نام خدا و به قصد تقریب به خدا و شفاعت پیامبر(ص) می کشند و بر سر خاندان مصطفی چنان می آورند که حق است که آسمان بر این مظلومیت خون ببارد و چرا فاطمه از این آغاز گاه این همه ظلم، خون نگرید؟*

اینها موجبات مویه های ایشان است. این مسئله به اشکال مختلف در روایات متعدد آمده است

فاطمه(س) مردمی بودن را به ما آموخت. فرمود: اگر کسی خواست امام جمعه یا جماعت باشد، معلّم کتاب و حکمت باشد، مزکّی و مربی نفوس باشد، امام جمعه یا جماعت باشد، بنگارد یا بگوید، بنویسد یا بگوید، بخواهد پیام خدا را به مردم برساند یا خواسته مردم را به خدا، باید (طاهر) باشد.

تحلیلی بر صبر فاطمی و گریه های بیت الاحزان

چرا انسان های کاملی چون حضرت یعقوب(ع) و حضرت فاطمه(س) که در مقام بلندی نشسته اند و خداوند از ایشان ستایش می کند، واکنش های تند و به نظر احساسی بروز میدهند که حتی حضرت یعقوب به سبب این حزن و اندوه شدید کور می شود و فرزندان وی او را به گونه ای مورد تعریض قرار می دهند

و حضرت زهراء نیز گریه هایش به اندازه ای است که ناچار از شهر بیرون رفته و گاه به کوه های احد و یا به میان قبرستان بقیع پناه می برد و یا در اتاقی در بیرون شهر به نام بیت الاحزان سکنا می گزیند و گریه های خویش را ادامه می دهد؟
قرآن تنها خانواده الگویی که مطرح می سازد خانواده فاطمی است که شوهر و همسر و فرزندان، افرادی معصوم بوده اند و قابلیت الگوبرداری از زندگی آنان وجود دارد. هیچ عملی از ایشان بیرون از دایره عقل و عقلا و شرع و قانون نبوده* بلکه فراتر از آن دایره احسان و الگوهای برتر تعریف می شود و می تواند برای همگان مفید و سازنده باشد؛ زیرا آنان نیز انسان های عادی و معمولی (بشر مثلکم) بودند که توانستند با تلاش خویش به مقامات عصمت و طهارت دست یابند و با چند گام بلند، خود را به محبوبیت خداوند و رضایت او برسانند و از فیض و فضل و هبه الهی برخوردار گردند و رجس و پلیدی را از خود برانند.

بیت الاحزان و مویه های شبانه روز

اکنون اگر صبر امری پسندیده و فضیلت برتر برای همگان است و انسان هایی کامل و معصوم می بایست از آن برخوردار باشند چگونه حضرت فاطمه(س) نسبت به رحلت پیامبر(ص) واکنش های تند و احساسی بروز می دهد و گریه های ایشان به حدی می رسد که مردم و دولتمردان به گلایه و شکایت نزد امیرمؤمنان(ع) می روند و از وی می خواهند که او را از گریه باز دارد و یا گریه های خویش را تنظیم کند و شب را واگذارد تا مردم مدینه آرامش یابند و چرا می بایست این گریه ها ادامه یابد و حتی به بیرون شهر و بیت الاحزان کشیده شود؟

پیام گریه های فاطمه(س)

واکنش های آن حضرت در چارچوب صبر جمیل تبیین و تحلیل می شود و افزون بر آن دو معنا و مفهوم را به شکل پیام به انسان ها می آموزد

پیام نخست این گریه ها و مویه ها را می بایست در این جست که نه تنها امت اسلام بلکه بشریت از پیام آوران آسمانی محروم شده اند و این مصیبت بزرگی است که تنها اهل آن می فهمند و آن را ادراک می کنند

از زمان هبوط آدمی به زمین تا زمان پیامبر اکرم(ص) درهای هدایتی آسمان بر روی آدمی باز بود و هرازگاهی پیامبری با توجه به شرایط و نیازهای بشری، هدایت های الهی را به اشکال مختلف به بشر هبوطی می رسانید تا راه بازگشت را بیابند

با آن که هرگز زمین از انسان کامل و حجت خالی نمیشود ولی با رحلت پیامبر(ص) بشریت و به ویژه امت اسلام دچار قطع وحی آسمانی به شکل هدات های تشریعی شد. این مصیبتی بزرگ است که تنها اهل آن می تواند به درک آن نایل شده و متاثر گردد

از این رو امیرمومنان(ع) و دیگر معصومین براین فقدان عظیم خون گریستند و علی(ع) تنها به این دلخوش بود که دست کم استغفار مانده است که بتوان با آن از گذرگاه های خطرساز زندگی گذشت و تن و جان به سلامت برد.
حضرت فاطمه(س) با آن که از این مسئله می گریست بر فقدان پدری نیز می گریست که نمونه آن در پیش و پس تاریخ نخواهد آمد. او مظهر اسم الله بود و در مقام قاب قوسین او ادنی نشسته بود. کسی بود که دستگیر خانواده بود و آنان را به کمالات میرساند. اکنون در فقدان چنین پدری میبایست خون گریست و گریه های شبانه روز را نمیتوان پاداش آن بلند مرد تاریخ و اوج انسانیت دانست*

پیام دوم پیام دیگر پیامی سیاسی است؛ از این روست که با واکنش های تند دولت مردان و حاکمان وقت روبه رو شد. کسانی که پیغام می فرستادند که دست از مویه بردارد. دولت مردان صاحب قدرت و نفوذ بودند که بار سیاسی حرکت فاطمی را شناخته و دانسته بودند

زنان برای دلداری نزد ایشان می آمدند و آن حضرت از مصیبت عظمای دیگری سخن میگفت که نظام ولایی دچار شده بود و کودتای عده ای از مردم، نظام ولایی را از سلطه رهبری امت بیرون رانده بود. اکنون امت بی سرپرستی معصوم و حجتی کامل راهی را در پیش گرفته بود که آثار آن در دو بعد خانوادگی و امتی ظهور میکرد

خانواده عصمت و طهارت از رهبری امت دور میشد و مردم کژراهه می رفتند و از صراط مستقیم دور می گشتند. تمامی زحمات نه تنها بیست و سه ساله پیامبر بلکه 124000 پیامبر به هدر می رفت. امت تا روز ظهور مهدی(عج) از رهبری معصوم و حجت(ع) و از دولت و نظام ولایی بی بهره می شدند*

و از سویی دیگر هزاران بلا بر سر بزرگ مرد کائنات، امیر مومنان علی(ع) می آید و فرزندان پیامبر (ص) تیرباران میشوند و یا به زهر کشته می شوند و یا به شمشیر قطعه قطعه شده و اسب بر تن ایشان رانده می شود

آن حضرت(س) براساس سخنان پیامبر(ص) که از غیب و وقایع و رخدادهای پس از وفات خود بیان کرده بود می دانست که منافقان مدینه و مکه که پیش از این در فکر دولت بودند و می کوشیدند تا حکومتی همانند حکومت وابسته حیره ایجاد کنند و تا انتخاب پادشاه پیش رفته بودند اکنون با یاری برخی از مسلمانان که طالب قدرت و حکومت بودند بیکار نخواهند نشست و تمام تلاش خویش را برای به دست گرفتن قدرت به کار خواهند گرفت

حضرت می توانست مسئله را به سکوت برگزار کند و مردم را بدان سرزنش نماید که خود راه تباهی را در پیش گرفته اند و می بایست در قیامت و رستاخیز پاسخگو باشند؛ ولی وی نیز همانند همسرش می دانست که خداوند از عالمان و آگاهان پیمان گرفته که در برابر ظلم ستمگران، ساکت و خاموش ننشینند و دست کم حجت را بر ایشان تمام کند*

چرا که خداوند می فرماید ما هیچ امتی را بی آزمون رها نساختیم و هیچ امتی را بی اتمام حجت مجازات و مؤاخذه نکرده و نخواهیم کرد و برای هر امتی هدایت گری فرستاده و یا می فرستیم تا حقایق را بر ایشان بیان کند و چیزی فروگذار نکند

اکنون امت پس از پیامبر(ص) به آزمونی سخت گرفتار شده بودند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

این گونه است که یکی سوی آزمون وجود ولایت مظلومی است که اکنون مشغول تجهیز جنازه است و می بایست حق بزرگی را ادا کند و در سوی دیگر این آزمون مردانی هستند که مدعی ایمان می باشند و از آنجایی که خداوند سوگند خورده که ایمانی را بی آزمونی نپذیرد اکنون زمان آزمونهای سخت و به تعبیر قرآن بلای عظیم است که می بایست مدعیان از صاحبان ایمان واقعی بازشناخته شوند.

 آرامش فاطمه(س) بعد از آن خبر مهم

شیخ مفید روایت کرده است که چون رحلت حضرت رسول گرامی(ص) به بهشت نزدیک شد، به      حضرت امیر(ع) فرمود: ای علی! سر مرا در دامان خود بگذار که امر خداوند عالمیان رسیده است و چون جان من بیرون آید، آن را به دست خود بگیر و بر روی خود بکش و روی مرا به سوی قبله بگردان و مشغول تجهیز من شو. اول تو بر من نماز کن و از من جدا مشو تا مرا به قبر بسپاری و در جمیع این امور از حق تعالی یاری بجوی

چون حضرت امیر(ع) سر مبارک آن سرور را در دامن خود گذاشت، پیامبر بیهوش شد. حضرت فاطمه(س) به جمال بی‌مثال حضرت نظر می‌کرد و می‌گریست و شعری می‌خواند که مضمونش این است: سفیدرویی که به برکت روی او طلب باران می‌کنند و فریادرس یتیمان و پناه بیوه زنان است

چون حضرت رسول، صدای فاطمه را شنید، دیده خود را گشود و به آواز ضعیفی فرمود: ای دختر! این سخن عموی تو ابوطالب است.  این را مگو؛ بلکه بگو (و ما محمدالارسول قدخلت من قبله الرسل افان مات اوقتل انقلبتم علی اعقابکم)

چون فاطمه(س) بسیار گریست، حضرت او را به نزدیک خود طلبید و رازی را در گوش او گفت، او شاد شد و چون روح مقدس رسول مفارقت کرد، دست حضرت علی(ع) در زیر روی او بود. پس دست خود را بلند کرد و به روی خود کشید و از حضرت فاطمه(س) پرسید: آن چه رازی بود که چون حضرت رسول در گوش تو گفت، اندوه تو به شادی مبدل شد و اضطراب تو تسکین یافت؟

حضرت فاطمه گفت: پدربزرگوارم به من خبر داد: اول کسی که از اهل بیت او به او ملحق خواهد شد، من خواهم بود و مدت حیات من بعد از او طولانی نخواهد شد و به این سبب شدت اندوه و حزن من تسکین یافت، زیرا دانستم که مدت مفارقت من و آن حضرت بسیار نخواهد بود. 

فاطمه (س) در سوگ پدر، علی (ع) در عزای فاطمه (س): ‏

سال یازدهم هجرت، رسول اکرم (ص) در بستر بیماری افتاد؛ این مصیبت بر همگان گران بود اما بر بانو فاطمه زهرا(س) یگانه بازمانده رسول خدا(ص) مصیبتی بسیار سنگین بود؛ همگان از محبت و علاقه شدید این پدر و دختر به یکدیگر با خبر بودند؛ همگان می‌دانستند که بانو فاطمه(س) پاره تن پدر است و محبوب ترین بانو نزد پدر.‏ رسول خدا (ص) در بستر بیماری بود که فاطمه (س) آمد؛ پیامبر(ص) فرمود: خوش آمدی دخترم! سپس وی را در کنار خود نشاند

رسول خدا(ص) سخنی پنهانی به وی گفت و فاطمه(س) گریست. سپس آن حضرت به او سخن پنهانی دیگری گفت و او خندید. عایشه گوید: من تا به حال، شادی ای را که این حد نزدیک به اندوه باشد، ندیده بودم. بعد از رحلت پیامبر (ص) عایشه از صدیقه کبری(س) سبب آن گریه و خنده را پرسید. فاطمه(س) فرمود: در بار اول پدرم خبر به سرآمدن اجلش را به من داد و سپس به من فرمود: همانا تو نخستین کسی از اهل بیتم هستی که به من می پیوندی

من گریستم و سپس فرمود: آیا خشنود نمی شوی که سرور زنان اهل بهشت باشی؟ و خندیدم (صحیح بخاری ج4 ص209) چند روز بیشتر از بیماری پدر نگذشته بود که پدر دعوت حق را لبیک گفت؛ صدیقه کبری (س) در سوگ پدر میخواند: ای پدر، کسی که اجابت کرد پروردگاری که او را فرا خواند! ای پدر، کسی که بهشت فردوس جایگاه وی است! ای پدر، خبر سوگ عزایت را به جبرئیل می‌رسانیم. (صحیح بخاری ج4 ص699)

فاطمه (س) به علی (ع) وصیت کرد که وی را غسل دهد و اسماء بنت عمیس نیز وی را کمک می کرد؛ وی در شب دفن شد و هیچ کس جز سلمان و ابوذر حضور نداشت؛ بعضی عمار را هم ذکر کرده اند. بارها کوشیدند که شأن و منزلت وی را پایین بیاورند تا بتوانند کسانی را هم شأن وی و یا حتی بلندمرتبه تر از وی معرفی کنند.

مرثیه جگر سوز امیر مؤمنان (ع) پس از دفن حضرت زهرا (س) خطاب به رسول خدا (ص)

وجود مبارک امیرالمؤمنین در مراسم تجهیز زهرا اشک ریخت. گفتند: چرا می نالی؟ فرمود: من محرم ترین مرد نسبت به این بانو بودم. او تا الآن به من نگفت پهلویم یا بازویم ورم کرده است ! من الآن که زیر لباس داشتم غسلش می دادم، دستم به آن برآمدگی رسید !!

در هنگام دفن آنطوری که در نهج البلاغه هست، رو کرد به قبر مطهّر پیغمبر (ص)؛ گفت:یا رسول الله ! برای من بسیار گران و سخت و تلخ است که این مصیبت را تحمّل بکنم قلّ عن صفیّت کصبری. ستنبّئک ابنتک النّاز لهبک السّریعه اللحائق . یا رسول الله! این دخترت که زود به شما ملحق شدند، تمام جریان سقیفه و غیر سقیفه را به عرض شما می رساند که من هیچ کوتاهی نکردم، هرچه دستور دادی عمل کردم؛ فاحفها السّئوال و استخبره الحال. شما هم جریان را یکی پس از دیگری از این بانو سئوال بکنید

یا رسول الله ! برای کوبیدن فاطمه (س) تنها هیئت حاکم قیام نکرد! اینها مردم را هم شوراندند. همه جمع شدند، اجماع کردند تا زهرا را منزوی کنند. آن گزارشی که دخترت به عرض شما می رساند این است که: لتضافر الامّه علی هضمها. تنها از دولت بر نمی آمد که زهرا را منزوی کند، تنها از ملّت ساخته نبود که زهرا را منزوی کند

این دولت با آن ملّت، این ملّت با آن دولت؛ اینها اجماع کردند که زهرا را منزوی کنند. می بینید سخن از فدک نیست! شخصیّت فاطمه کسی بود که تا همه جمع نمی شدند، نمی توانستند او را منزوی بکنند. گرچه نتوانستند، ولی بالأخره برای انزوای او همه تلاش کردند

یکی گفت: آتش بیاور، یکی گفت: آتش بزن، یکی گفت غلاف شمشیر بیاور، یکی گفت غلاف شمشیر بزن، یکی گفت فدک را بگیر. یکی گفت ... ؛ همه جمع شدند: بتضافر الامّه علی هضمها

امام علی(ع) و آخرین وداع با فاطمه(س): خطبه 202 نهج‌البلاغه:

درد دل امام علی(ع) با پیامبر به هنگام دفن فاطمه سلام بر تو ای رسول خدا(ص)، سلامی از طرف من و دخترت که هم‌اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است. ای پیامبر خدا، صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه کم شده و توان خویشتنداری ندارم. اما برای من که سختی جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبت تو را کشیدم، شکیبایی ممکن است

این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم و هنگام رحلت، جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد. پس همه ما از خداییم و به خدا باز می‌گردیم. امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد و به صاحبش رسید

از این پس اندوه من جاودانه و شب‌هایم شب زنده‌داری است تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند. بزودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او ارجاع کردند. از فاطمه بپرس و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است*

سلام من به هر دوی شما، سلام وداع کننده‌ای که از روی خشنودی یا خسته دلی سلام نمی‌کند. اگر از خدمت تو باز می‌گردم از روی خستگی نیست و اگر در کنار قبرت می‌نشینم از بدگمانی بدانچه خدا صابران را وعده داده نمی‌باشد.

حضرت فاطمه(س) نخستین شهید راه امر به معروف و نهی از منکر است

با نهادینه کردن فریضه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک گفتمان حاکم در جامعه می‌توان احساس مسئولیت عمومی برای اجرای آن را افزایش داد
لذا مصداق بارز سبک زندگی اهل بیت (ع) است و با تبیین زندگی آنها در جامعه می‌توان این فریضه را در جامعه پیاده کرد

حضرت زهرا (س) در مدت سه ماه بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) با شفاف سازی دین اسلام نقش مهمی در دفاع از ارزش‌های اسلامی داشتند و می‌توان از ایشان به عنوان نخستین شهید راه احقاق امر معروف و نهی از منکر در تاریخ اسلام نام برد

برخی دیدگاه‌های نادرست و افراط و تفریط نسبت به اهل بیت (ع) که آنها را در ردیف جایگاه خدا قرار می‌دهند را نباید به حساب تشیع گذاشت. بیشتر اهل تسنن، ائمه(ع) را قبول دارند و باید سطح معرفت آنان نسبت به این بزرگواران بیش از پیش افزایش یابد

قبر مخفی زهرا(س) فریاد بلند رسوایی نفاق

علت دفن شبانه

چرا آن حضرت(س) حاضر به پذیرش برخی از اهالی قدرت نمی شود و یا خواستار دفن شبانه می شود؟ آن حضرت(س) چنان مورد تحقیر و اهانت قرار می گیرند که اگر حتی فرزند پیامبر(ص) بودن نبود نمی بایست این گونه با او رفتار می شد

زیرا به صراحت آیات بسیاری از قرآن و حتی سوره خاصی که درباره ایشان نازل شده بود ایشان اهل بهشت بودند و خداوند گواهی و شهادت داده بود که او از هر پلیدی دور است و از اهالی بهشت رضوان می باشد

اگر کسی گواهی قرآن را قبول می داشت می بایست در حق او به عنوان کسی که اهل بهشت است آن چنان عزت و احترام و کرامت می کرد تا از شفاعت وی بهره ببرد.

اما چه شد که این راستگوی و اهل بهشت، گواهی اش نسبت به فدک و زمین میراثی اش پذیرفته نمی شود؟ اگر همین یک اهانت که از سوی عده ای نسبت به آن بزرگوار شد تنها دلیل ما برای گریه ها و مویه های ایشان باشد کفایت می کند تا به آن حضرت حق بدهم این گونه واکنش شدید نشان دهد*

انسان اگر مومن است که خداوند و آیات قرآنی بر راستی گواهی می دهد چگونه به خود جرات می دهد تا در برابر این زن بهشتی او را متهم به عدم پذیرش شهادت کند؟

مجموعه اهانت ها و ستم هایی که از سوی دولتمردان انجام شد ولّی خدا را در مقام مظلومیت قرار داد. در این زمان است که مظلوم می بایست به راه های مختلف حق خویش را بخواهد. گاه از راه مجادله به احسن و موعظه و پند و گاه دیگر از حربه سخنرانی و حتی مویه و گریه استفاده کند تا به دیگران اتمام حجت نماید.

 با آنکه حضرت فاطمه(س) در میان زنان عصر پیامبر(ص) برجسته و از نوادر دهر بوده و هست، اما هیچ نشانی از آن صاحب نشان پیشگاه خدا و پیامبر(ص)، در مدینه نیست تا با رفتن به زیارت قبر ایشان دست‌کم آبی بر آتش اشتیاق خود نسبت به آن بانو بریزد*

 خداوند در آیه 23 سوره شوری دوستی و مودت نسبت به فاطمه(س) را پاداش رسالت محمد(ص) و حق آن حضرت برعهده مومنان دانسته است و توضیح داده که این مودت زمینه برخورداری از آمرزش الهی و پاداش مضاعف برای مومنان خواهد بود

چرا که مراد از «من یقترف حسنهًْ» به قرینه ذکر آن پس از الا المودهًْ فی‌ القربی همانا مومنان دوستدار عترت است و مقصود از نزد له فیها حسنا طبق نظر عده‌ای از مفسران افزایش پاداش الهی نسبت به کسانی است که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و از جمله فاطمه(س) را دوست داشته و نسبت به ایشان مودت می‌ورزند*

(مجمع البیان، ج 9 -10، ص 44-43؛ الکشاف، ج 4، ص 221؛ المیزان، ج 18، ص46 و 48)

 گزارش‌‌های تاریخی حقیقتی را بیان می‌کند که حقانیت مظلومیت اهل بیت(ع) و غصب حقوق ایشان از جمله حق امامت و خلافت پس از رسول‌الله(ص) از جمله آنهاست. در لحظاتی که پیکر پیامبر(ص) دفن می‌شد، عملا نیز توصیه او درباره ولایت علی(ع) - که مسیر حرکت سیاسی جامعه  اسلامی را تبیین می‌کرد - دفن می‌شد

پیامبر(ص) با ظرافتی که تنها از او باید انتظار داشت، علی(ع) را ولی مومنان معرفی کرد، نه ولی مسلمین و این واقعیت را تصریح کرد که کسانی که تسلیم شرایط سیاسی شده و اسلام آورده‌اند و اینک مسلمان نامیده می‌شوند، ولایت او را نخواهند پذیرفت.

ولی از کسانی که به پیامبری پیامبر ایمان آورده‌ و ولایت پیامبر را پذیرفته‌اند، انتظار می‌رود که پذیرای ولایت علی(ع) باشند. پس از ماجرای سقیفه، فاطمه(س) پرچم مبارزه را بر دوش کشید و در این راه رنج‌های بسیار برد که آسیب‌ بدنی و سقط جنین از جمله آنهاست*

او به سبب فشارهای مضاعف تنها مدتی اندک زنده ماند و سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد. او در روزهای آخر عمرش و در پاسخ به ام‌سلمه که حال او را جویا شد، صراحتا اعلام کرد: محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست. (مناقب آل ابی طالب، ج2، ص49- جامع الاخبار، ص91)

در فرصتی دیگر فاطمه (س) شبیه به همین اظهارات را به طور مبسوط و گسترده‌تر با زنان مدینه که به عیادت او رفته بودند، در میان گذاشت و گفت: صبح کردم به خدا، بیزار از دنیای شما و خشمگین از مردهای شما ...

وای بر اینان! چرا این منصب [جانشینی رسول خدا (ص)] را از فراز پایه‌های محکم و تزلزل ناپذیر رسالت و نبوت و وحی برکندند و از کسی که بر امر دنیا و دینشان آگاه‌تر و کار آمدتر بود را گرفتند؟ ... اینان از ابوالحسن چه‌مشکلی در دل داشتند؟ ...

سوگند به خدا اگر زمام مرکب حکومت که رسول خدا به او سپرده بود، در دست او باز می‌گذاشتند و از او دفاع و پیروی می‌کردند، به خوبی این مرکب را مهار می‌کرد ... به راستی که اگر چنین کرده بودند درهای برکت آسمان و زمین به روی آنان گشوده می‌شد. اما ...*

(منابع اهل سنت: بلاغات النساء ص19  - شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید ج16 ص234 و ... منابع شیعه: معانی الاخبار، ص354  - کشف الغمه ج1، ص492  - احتجاج، ج1، ص108)

 شیوه اعتراض فاطمه (س) برای تمام تاریخ

فاطمه (س) که از هر فرصتی برای هشدار مردم زمان خود استفاده کرده بود و آنها، یا هشدار او را نادیده گرفته بودند و یا آن را نفهمیده بودند، اینک در اندیشه مردمی بود که در آینده خواهند آمد و برای آنها چه می‌توان کرد؟ آنها را چگونه می‌توان هشیار نمود؟

چگونه با آنها می‌توان سخن گفت؟ چگونه می‌توان به آنها خبر داد که پس از پیامبر (ص)، پیام او قربانی دسیسه اشرافیت و جاه طلبی نخبگان سیاسی و فرصت طلبی آنها که اسلام را برای خود می‌خواستند و جهل و ساده اندیشی مردم شده است؟

چگونه می‌توان صدای اعتراض خود را به گوش تاریخ رسانید؟ راستی فاطمه(س) چه وسیله‌ای در اختیار داشت تا با آن اعتراض خود را به گوش خلقها و نسل‌ها و عصرها برساند؟ او حتی از حق گریستن در سوگ پیام و پیامبر نیز محروم شده بود*

از میان صفحات تاریخ، صدای اعتراض فاطمه(س) را در میان وصیتی کوتاه می‌توان شنید: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا بدان وصیت می‌کند

وصیت می‌کند در حالی که شهادت می‌دهد به یگانگی خداوند یکتا و رسالت بنده او محمد و گواهی می‌دهد که بهشت حق است، دوزخ حق است و قیامت بی تردید فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در گورهایند، زنده خواهد کرد

علی! منم فاطمه! دختر محمد که خدا مرا به همسری تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگرانی. مرا شبانه حنوط کن، غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن و کسی را خبر مکن. تو را به خدا می‌سپارم. به فرزندانم تا روز قیامت سلام می‌رسانم. (بحارالانوار ج43، ص214- بیت الاحزان، ص18 و ..)*

فرازهائی از وصایای صدیقه طاهره (س)، به انحاء گوناگون در منابع اهل سنت ذکر گردیده ، به      عنوان نمونه، تعدادی از منابع معتبر اهل سنت که به مساله تدفین شبانه آن حضرت اشاره می‌کنند، عبارتند از:

صحیح بخاری ج5 باب غزوه خیبر ص139 (چاپ سلطان عبدالحمید)  - صحیح مسلم، باب «قول النبی لا نورث»، حدیث 1759  - طبقات ابن سعد ج8 ص29 و30  - التنبیه و الاشراف ج1 ص106  - سیر اعلام النبلاء ج2 ص127 و 128  - اسد الغابهًْ ج3 ص398  - سنن بیهقی ج4، ص29 و 31  - استیعاب ج 2 ص114  - خلاصه وفاء الوفاء ج1 ص259)

پیام فاطمه به تاریخ

پیامی به بشریت مسلمان برای همیشه تاریخ. هنگامی این پیام می‌توانست به همه نسلها و عصرها در عرصه تاریخ برسد که پیکر فاطمه(س) مخفیانه به خاک سپرده شده باشد تا مردم نشانی قبر گمشده او را در داستان زندگی اندوهبار و اعتراض دائمی او به ارتجاع و استبداد جست‌وجو کنند و بتوانند از این پنجره نگاهی نو به تاریخ اسلام و سرنوشت بشریت مسلمان داشته باشند.

از گزارش منابع حدیثی اهل سنت، امام علی (ع) خلیفه اول را نیز برای اقامه نماز بر پیکر فاطمه (س) و شرکت در مراسم تشییع وی با خبر نساخت و در پاسخ به اعتراض آنان گفت که خواست خود فاطمه (س) چنین بوده است

تشییع و دفن شبانه و پنهانی دختر پیامبر (ص) اعتراض خاموش و رسای آن بانوی گرامی به جریان حاکم و توده‌های همراه آنان بود و حقانیت و مشروعیت دینی آنان را شدیدا به چالش کشید.

علل بی‌نشان ماندن قبر فاطمه(س)

سند مظلومیت و حقانیت اهل بیت (ع) سبب پنهان ساختن و پنهان ماندن قبر فاطمه(س) و اصرار مستمر امامان شیعه (ع) بر آن نیز دقیقا در همین راستا قابل ارزیابی و تحلیل است

قبر بی‌نشان فاطمه (س)  سند جاودانه و خدشه ناپذیری است که از یک سو حقانیت و مظلومیت فاطمه (س)، علی (ع) و فرزندان آنان و از سوی دیگر ستمگری و عدم مشروعیت جریان مقابل آنان را برای همیشه تاریخ با صدای خاموش و در عین حال بسیار رسا فریاد می‌کند

با این تفاوت که چنین سندی هرگز در گذر ایام از حافظه تاریخ پاک نمی‌شود و کارایی خود را از دست نمی‌دهد.

مگر می‌شود به دروغ قبری برای وی ساخت؟ مگر می‌توان بی‌نشانی و گم‌گشتگی قبر او را از بین برد؟! این مساله همواره می‌تواند یک مسلمان آگاه را به چون و چرا واداشته و این پرسش را پدید آورد که پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) چه حادثه‌ای رخ داد که دختر  رسول خدا (ص) به شدت از برخی اصحاب پیامبر (ص) و توده‌های همراه آنان رنجیده خاطر و رویگردان شد

به گونه‌ای که حاضر نشد آنان حتی در تشییع جنازه وی هم شرکت کنند؟ چرا امام علی (ع) همه آثار قبر وی را از بین برد؟ چرا در دوره‌های بعد قبر وی را برملا نکردند؟ و چراهای دیگری که پاسخ به آنها بسیاری از حقایق مکتوم تاریخ را برملا می‌سازد




نظرات  (۱)

با سلام
بسیار متشکرم از مطالب ارزشمندتان .

کاش آدرس مطالب فوق رو هم ذکر میکردید که برای دیگران معتبر بشود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">