تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات


امام زمان (عج) در قرآن کریم

چهل حدیث پیرامون حضرت مهدی (عج)

حکومت جهانی امام زمان (عج) و برنامه حکومت. یاران امام

مسئولیت‌های انسان (دعای توفیق الطاعه). دعای عهد؛ انتقال محبت مهدی، امام زمان وجه الله

ایران داعیه دار  مهدویت. قیام های قبل از قائم. استعمار و بهره گیری از آخرالزمان

امام زمان و انتظار فرج داشتن . جامعه منتظر وظایف منتظران

غیبت امام زمان(عج)! چرا غیبت ؟ علل سیاسی و اجتماعی غیبت . راز طول عمر

امام زمان و ادیان . نقاط مشترک میان شیعه و اهل سنت . آخرین دولت

LooGix

نیمه شعبان 255 هجری در سامراء از مادر نرجس متولد یافتند (بانوی پاکدامن دختر پادشاه روم، به صورت معجزه ‏آسا و بر اساس یک نقشه حساب شده از روم به مدینه منتقل می‏شود) (خواستگاری پیامبر از شمعون جد نرجس در خواب - حضرت فاطمه و پیش بینی اسارت و ازدواج نرجس).

تحت ‏نظر حکیمه خاتون عمه امام حسن عسکری‏ علیه السلام کاملا با تعالیم اسلامی آشنا می‏گردد و به جهت‏ برخورداری از کمالات والای معنوی به افتحار همسری امام یازدهم نائل آمد.

تا لحظاتی قبل از تولد آثاری از بارداری به جهت امنیتی در مادر دیده نمی شد، امام برای اتمام حجت بر اهل تسنن از قابله غیر شیعی استفاده نمودند

پیامبر بارها اشاره به امامان و بخصوص آخرین آن ها داشته اند در حدیث لوح، غدیر، ثقلین و از علمای اهل سنت در کتاب ینابیع الموده ص 440 بعد از نام امام حسن و امام حسین به عنوان دو برادر نام 9 تن از ائمه اطهار علیهم السلام را به ترتیب بیان شده است.

در قرآن بقیه الله و بین شیعه حجت خدا لقب گرفتند و ناحیه مقدسه رمز و کنایه از جا و شخص امام است. فردای تولد، آیه 5سوره قصص را تلاوت کردند وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ..

5 سال با پدر که وظیفه محافظت و پنهان نگهداشتن او و آشنا سازی مردم با عدم معرفی آشکار و فراهم نمودن زمینه غیبتهای ایشان را به عهده داشتند.

کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار، نگرانی هایی پدید آمد. علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود: از امام حسن عسکری(ع) فرزندی تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود.

در پی گزارش جاسوسان معتمد، بارها به منزل امام عسکری(ع) به طور ناگهانی هجوم می آورند، تا کودکی یا زن بارداری را مشاهده و دستگیر نماید، و چون اطلاع دقیقی از زمان تولد نداشتند، موفق نمی شدند

یکبار مادر را که ناچار است برای نجات فرزندش ادعا کند باردار است، به دربار برده و بعد از مدتی او را رها میسازند، یکبار هم متوجه کودکی میشوند ولی مامورین نزدیک او نمیشوند تا نیروهای جدید برسد، کودک از میان آنها عبور میکند و پنهان میشود و مامورین درمانده و نا امید میشوند

متأسفانه فشارها که بویژه از زمان امام جواد و امام هادی و امام عسکری علیهم السلام وارد شد، و محدودیتهای فوق العاده‏ای که ‏ برقرار گردید؛ بهره مندی از هدایتها و راهبریها امکان نداشت، و زمینه ‏مساعد حضور امام بین مردم نبود

و از طرفی حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم امام زمان در غیبت بماند، به فرموده امام حسن(ع) ما منا الا مقتول او مسموم دشمنان با کلیه امامان اینگونه عمل نموده بودند و برنامه محافظت و زندگی مهدی(عج) در پس پرده غیبت بایستی میرفت.

یکی از سنت های ثابت الهی آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است، صحنه زندگی همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو صبر و ایمان و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهای نهفته آنان شکوفا شده و به سبب، انتظار ظهور آن حضرت پخته تر و ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانیده و با ایستادگی در مقابل شدائد و تحمل انتظار آزموده می شوند

در این دوره حکومت سرگرم مبارزه با نهضت زنگ و امام عسگری فرصت خوبی برای توجیه مردم و حفظ امام داشتند امام عسکری یکبار حدود 40 تن از یاران را دعوت و در مورد امام مهدی(عج) این طور سفارش مینماید، او بعد از من صاحب شما و خلیفه شماست و وقتی که زمین از ستم و ناروائی پر شد، خروج میکند و زمین را از قسط و عدل سر شار می سازد .

پدر، به شهادت رسیده و امامت به مهدی(عج) میرسد. می بایست حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد، تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند، و یا بد خواهان آن را از مسیر اصلی منحرف کنند، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران بسپارند.

بدین سان، مردم دیدند کودکی همچون خورشید تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بیرون آمد، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پیکر امام بود به کناری زد، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد

و خبر آن همه جا منتشر شد عموی امام، کارگزاران و ماموران معتمد عباسی را از وجود مهدی آگاه می کند و به خانه امام (ع) هجوم می برند، ولی خداوند اراده کرده که زمین از حجت خالی نماند. عده ای از نمایندگان امام (ع) از قم جهت تحویل نامه ها و اموال جمع آوری شده از راه می رسند و با شهادت امام روبرو شده و می پرسند نامه و پول ها را تحویل چه کسی باید بدهیم، عده ای جعفر کذاب را معرفی و به هنگام تحویل، امام مهدی با فرستادن یکی از خادمین و با دادن اطلاعات از نامه ها و اموال و محتویات آن همه را متعجب و این بار هم جعفر نا امید و مجددا مامورین حکومتی را در جریان و تعقیب امام وا می دارد .

شروع غیبت صغری، در این دوره امام با چهار نفر نواب خاصه به ترتیب حیات ارتباط داشته و همان طور که کلیه برنامه های پدر را با وجود نمایندگانی که، در شهر ها گمارده و تبادل وجوهات و تقسیم آن به عهده داشتند؛ به همین طریق انجام میداد. امام با نزدیکان و سفرای خود نیز، محدودیت ملاقات داشته و به ندرت تماس امام با آنان به طور حضوری پیش می آمده آن هم بعد از ظاهر شدن و رفع امور متوجه حضور میشدند

نواب خاص امام می بایست از بین افرادی که از جهت اخلاص، وفاداری و توانائی و تحمل شکنجه و زندان قوی باشند (عثمان بن سعید سمان، از قبل وکالت دو امام را هم داشتند، روغن فروش بودند و کلیه نامه ها و لوازم را در جعبه های روغن جاسازی میکردند و به امام یا شیعیان میرساندند 5 سال  - ابو جعفر محمد بن عثمان، وکیل امام عسکری هم بودند

فرزند نائب اولی بود و از همین روش استفاده میکرد40 سال  - ابوالقاسم حسین بن روح، اهل قم بودند با نفوذ در دربار هواداری از شیعیان را میکردند و چندین بار هم به زندان افتادند و سپس اخراج شدند3 سال  ابوالحسن علی بن محمد سمری به مدت 11 سال وظیفه را به عهده داشتند و آغاز غیبت کبری را از سال 329 قبل از فوت خودش به شیعیان اعلام میکنند3 سال). ضمنا نواب دارای کراماتی هم بودند تا وکالت خود را اثبات کنند .

* مدت غیبت در مورد زمان دقیق پایان غیبت حضرت و وقت ظهور، کسی اطلاعی ندارد و اگر کسی مدعی تعیین وقت ظهور و پایان غیبت بشود، دروغ گو است؛ زیرا موضوع پایان غیبت حضرت و اعلام ظهور، فقط به اراده الهی بستگی دارد و خود حضرت مهدی عج هم منتظر دستور و فرمان ظهور از سوی خداوند است. به همین دلیل، نه تنها در روایات، زمانی برای ظهور تعیین نشده، بلکه تعیین کنندگان به شدت دروغ گو خوانده شده اند

فردی به نام مهزم از امام صادق ع پرسید: فدایت شوم! ظهور قائم آل محمد ص و تشکیل دولت حق به درازا کشید؛ پس چه وقت روی میدهد؟ حضرت پاسخ داد: تعیین کنندگان وقت ظهور دروغ می گویند، تعجیل کنندگان هلاک می شوند، و تسلیم شوندگان نجات می یابند و به سوی ما باز می گردند.
تعیین وقت نکردن از سوی معصومان علیهم السلام و تکذیب وقت گذاران، با توجه به اسرار و حکمت هایی است که در نامعلوم بودن آن نهفته است. یکی از آن حکمت ها، جلوگیری از سوء استفاده اشخاص ناپاک از این قضیه است

البته سخن از نزدیک شدن به عصر ظهور، چنانکه در روایات نشانه های ظهور مطرح شده، با این مطلب منافات ندارد؛ زیرا آن چه در روایات ممنوع و تکذیب شده، اظهار نظر قطعی در مورد ظهور از نظر سال و ماه و روز است، نه نزدیک دانستن ظهور. البته ظهور امام مهدی عج شرایطی دارد. در زمانی که این شرایط محقق شود، ظهور نیز تحقق می یابد. مهم ترین این شرایط و زمینه ها، فراهم شدن یاوران مخلص و توانمند و آمادگی جهانی برای پذیرش رهبر معصوم است

فعالیت نواب به طور کلی عبارت بود از : مبارزه با غالیان و مدعیان نیابت، رفع شک و شبهه وجود در مورد حضرت مهدی، توجیه و آماده سازی غیبت کبری و لزوم آن و وظایف مردم، سازماندهی نمایندگان شهر ها، ادامه دادن به مناظرات و طرح بحثهای دینی و علمی و پاسخگوئی سوالات فقهی و مشکلات عقیدتی، مخفی نگاه داشتن آن حضرت، تبادل نامه و وجوهات با امام و شیعیان و ..

بارها دشمن با ترفند رساندن کمک مالی به نواب می خواستند به مکان امام و به شناسائی نایب او برسند که امام با آگاهی از آن این توطئه ها را خنثی میکرده به هر حال مسئله غیبت به سادگی حل نشد و علمای قرون سوم و چهارم بخصوص شیخ صدوق محدث شیعه کتاب پر بار کمال الدین و تمام النعمه و شیخ طوسی کتاب الغیبه را تالیف و به پاسخ شبهات پرداخته اند

تشیع در دوران غیبت صغری روند رو به رشدی داشت یکی از علل آن نفوذ در حکوت عباسیان که از زمان ولایتعهدی امام رضا پیش آمد و به تدریج دیگر افراد لایق و شیعی به نفع تشیع حضور خود را در دوره های مختلف خلفای عباسی حضور در دربار را لازم میدانستند تا آنجا که به فرمانروائی بحرین، حکومت سیستان، قاضی کوفه، و.... این قبیل موقعیت ها بود که جایگاه شیعه را در بغداد و دیگر ممالک مستحکم می ساخت. شیعه از یک سو، امامت عباسیان را نا مشروع می دانست و از سوی دیگر در حکومت در حد وزارت به کار می پرداخت.

خلفای این دوره: معتمد عباسی مقر حکومت را به بغداد منتقل کرده بود و به علت پرخوری و بد مستی در گذشت. بعد از او معتضد برای دست یابی به امام، ترفندهائی را بکار گرفت ولی نافرجام میماند. یک بار 3 سواره را با تجهیزات به منزلی که جاسوسان شناسائی کرده بودند میفرستد ولی با وجود امام، ناتوان از دیدن او . بار دیگر نیروهای بیشتری اعزام میکند، با اینکه صدای تلاوت قرآن را متوجه و امام را هم دیدند، امام در پیش چشمان مامورین و از میان آنها میگذرد متوجه نمیشوند

معتضد اول حکومتش سختگیر بود ولی بعد ها ملایم شده و از آزار و اذیت شیعیان دست کشید و زندانها را به مسجد تبدیل و مزارع کشاورزی را رونق داد. خلاصه اینکه، به هنگام حکومت مهدی(عج) شهر مکه و قبله مسلمین مرکز حرکت انقلابی وی میشود تا نخستین افراد قیام او، در آن شهر گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند. برخی به او بگروند، با دیگران جنگ کند، و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی، باقی نماند و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی، جز حکومت حقه و سیاست عادله قرآنی، در جهان جریان نیابد

دوره غیبت کبری: از نظر شیعه طبق روایات محکم و آیه اولی الامر به عهده نواب عامه یعنی مجتهد عادل و با تقوی و مدیر و مدبر و آگاه به زمان خود میباشد و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا و... (نامه امام زمان به نائب دوم)، شیخ طوسی غیبت ص291. اصول کافی ج1 ص67 از امام صادق. احتجاج ج2 ص263 از قول امام عسکری. جامع الاحادیث الشیعه ج1 ص7 از قول پیامبر (فقها امانت داران پیامبرانند)

اعتقاد به ناجی و فردی که پایان دهنده ظلم و جنایت است، در کلیه ادیان الهی و گروه ها وجود دارد. مهدی فریاد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد روزگار موعظه و نصیحت در زمان او دیگر نیست . پیامبران و امامان و اولیاء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند. بسیاری از مردم نشنیدند و راه باطل خود را رفتند. حتی اولیاء حق را زهر خوراندند و به شهادت رساندند و بهانه آوردند و غصب خلافت نمودند و اما در ظهور حضرت مهدی (عج) باید از آنها انتقام گرفته شود.

در دوران غیب کبری افراد بسیاری ادعای مهدویت کرده اند از جمله غلام احمد قادیانی، موسس فرقه قادیانی هند در ۱٢۳٥، سید علی محمد شیرازی معروف به سید باب، موسس فرقه بابیان در ایران، که به سال 1266 در تبریز کشته شد و محمد احمد معروف به مهدی سودانی که در ۱۳۰٢ هـ ق(۱٨٨۱م) در سودان بر ضد استعمارگران انگلیسی قیام کرد .

ادیان دیگر: مصلح در آخرالزمان اختصاص به دین مقدس اسلام و مذهب تشیع ندارد. بلکه در ادیان دیگر نیز از این موضوع سخن بسیار گفته شده. اهل سنت و شعبه های آن، در آیین های زرتشت، هندو، بودا، یهود و مسیح بشارت از موعود و نجات دهنده بشر آمده است و عقیده به منجی در همه ادیان آسمانی به صورت یک اصل مسلم و پذیرفته شده تجلی کرده است .

بسیاری از پیامبران بنا به حکمت به گونه ای غیبت داشته اند

حضرت ابراهیم(ع) : سختگیری های و تولد ابراهیم و نگهداری او در غار تا هنگام راه رفتن و بار دیگر زمانی که پادشاهان جبار او را از شهر بیرون راندند تا مدتی غایب بودند

حضرت یوسف (ع): مدت 3 روز در چاه و نجات یافتن وی و تا زمانی که برادرانش از قحطی جهت تهیه آذوقه مراجعه کردند یوسف خود را معرفی نمود

حضرت موسی (ع): تولد حضرت موسی در دامان زن فرعون و آشکار نمودن نبوت خود تا زمانی وغیبت مجدد او در مدت 40 روز در کوه طور و مبارزه با گوساله پرستی

حضرت مسیح (ع) : ادعای نبوت و مبارزه با بنی اسرائیل و تعقیب آنان جهت نابودی مسیح و به اراده خداوند از نظرها مخفی شده و به آسمان ها رفت تا ظهور مهدی

غیبت پیامبر اسلام(ص) : قبل از انعقاد و تولد حضرت فاطمه مدت 40 شب به عبادت در غار بود و 3 سال در مخفی گاه به تبلیغ پرداخت و غایب بودند و مدت 10 سال هم در مکه به طور پنهانی با مشقات فراوان ادامه نبوت داشتند منابع : شیخ طوسی - بحار‌الانوار، ج 52- احتجاج، طبرسی-وسائل‌الشیعه، -کمال‌الدین،صدوق

شباهت ها ی مهدی عصاره نیکی ها

حضرت مهدی (عج) آخرین ذخیره الهی و بقیة الله در زمین، عصاره و خلاصه همه خوبیهای عالم است. او انسانی کامل است که از هر یک از انبیاء و اوصیای الهی خصلتها و منشهایش را به ارث برده است، چنانچه در زیارتنامه های گوناگون ائمه (ع)، آنها را وارثان آدم تا امام قبل خود می نامیم

اما در میان تمام انبیاء و اولیاء، حضرت مهدی(عج) بیشترین شباهت را به جد بزرگوارش رسول اکرم(ص) دارد و آخرین وصی شبیه ترین مردمان به آخرین نبی میباشد. در ماه شعبان معظم که آن را ماه پیامبر خدا نامیده اند و نیز در آن میلاد حضرت حجت قرار دارد، مختصری پیرامون شبیه این دو بنده بی مثال الهی یعنی خاتم الانبیاء و خاتم الاوصیاء ع سخن به میان می آید

کسی که اطاعت او را کند اطاعت من کرده است و کسی که مخالفت او کند مخالفت مرا کرده است. هر که در حال غیبت او را انکار نماید انکار من کرده است. کسی که تکذیب او کند تکذیب من کرده، هر که تصدیق او نماید تصدیق من کرده است. به خدا شکایت میکنم از کسانیکه مرا در امر وی تکذیب می نمایند و قول مرا در خصوص او انکار و امت مرا از طریقه او گمراه میکنند و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

همچنین از امیر المؤمنین حضرت علی(ع) روایت شده است: او مهدی (عج) شبیه ترین مردم به رسول الله(ص) است، از نظر ظاهر و باطن و حسن و زیبایی. علاوه بر آنکه از لحاظ صورت و شمایل حضرت حجت میراث دار پیامبر اعظم(ص)، در سیرت و فضایل نیز از همه کس به این وجود شریف شبیه تر است

از این رو مهدی (عج) نیز رحمت للعالمین است و در عین حال همچون رسول خدا بر کفار و منافقین می تازد و اشداء علی الکفار می باشد. مهدی موعود و منجی مورد بشارت همه انبیای الهی با این رحمت عالمگیر خود و شدت شمشیرش بر کفار، جهان را از عدل و داد پر خواهد کرد.

از موارد شباهت حضرت رسول (ص) و حضرت حجت (عج) را می توان در برخی حوادث هنگام ولادت این دو نور پاک مشاهده کرد. چنانچه شب میلاد رسول اکرم(ص) شبی متفاوت بود و در آن شب نوری از سمت حجاز بر آمد و به سمت مشرق رفت تا به مکه رسید و نور به سمت آسمان برخاست و تمام مکه از این نور روشن شد

این نور شبانگاهان از نور سیمای حضرت محمد(ص) ساطع شد. عبدالمطلب می گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم، سیمای محمد همانند ماه تمام می درخشید. در شب میلاد امام زمان(عج) نوری مشاهده شده

شیخ صدوق از محمد بن عثمان نقل میکند که؛ هنگامی که حضرت مهدی(عج) متولد شد، نوری از بالای سرش تا فراز آسمان درخشید سپس روی بر زمین نهاد و برای پروردگارش به سجده افتاد. پس از ولادت حضرت رسول خدا (ص) ملائکه هفت آسمان به دیدار این نوزاد الهی به زمین فرود آمدند و گروه گروه به او سلام کردند. پیرامون حضرت حجت نیز روایت شده وقتی ایشان متولد شد پرندگان سفید رنگی از آسمان آمدند و بالهای خود را بر سر و صورت و بدن این نازدانه کشیدند

امام حسن عسکری(ع) فرمود: آنها فرشتگان الهی بودند که برای تبریک به این نوزاد فرود آمدند. همان گونه که رسول الله محمد بن عبدالله آخرین فرستاده خدا بود و بعد از او پیامبری نیامد، بقیه الله حجت بن الحسن آخرین وصی است که البته دین رسول خدا را به نحو اکمل و اتم در سرتاسر عالم به بهترین وجه اجرا خواهد نمود و پرچم اسلام را در تمام گیتی به اهتزاز در خواهد آورد. و الیس صبح بقریب؟

شباهت ها : شباهت به حضرت آدم (ع) : خداوند همانطور که حضرت آدم(ع) را خلیفه خود در زمین کرد حضرت مهدی(عج) را خلیفه خود در زمین می کند.
حضرت
نوح (ع): حضرت نوح ع در کودکی به مقام نبوت رسید و امام زمان عجل ‌الله نیز در این دوران به مقام امامت رسیدند و در عمر طولانی می باشد.
حضرت
صالح (ع) : حضرت صالح (ع) به امر خداوند مدتی از قومش غایب شد و زمانی که بازگشت عده ای او را انکار کردند.
حضرت
لوط (ع) : یاری فرشتگان به حضرت لوط (ع) وجه شباهت آن جناب به امام زمان (عج) می باشد.
حضرت
یوسف (ع): حضرت یوسف زیباترین اهل زمان خود بوده و همچنین مدتی غایب بودند.

حضرت جرجیس (ع) : خداوند برای آن جناب مردگانی را زنده کردند و این زنده شدن مردگان بر طبق روایات در زمان ظهور امام زمان (عج) هم رخ می دهد.
حضرت
خضر (ع) : عمر طولانی آن حضرت و حضور هر سال ایشان در مناسک حج به مانند امام زمان (عج) میباشد.
حضرت
داوود (ع) : خداوند او را خلیفه در زمین قرار داد و آهن را برایش نرم کرد و بر طبق روایات این خلافت بر کل زمین در آخر الزمان برای امام زمان (عج) می باشد. حضرت داود و حضرت سلیمان حکومتی کم‌نظیر داشتند، امام زمان عجل‌ الله نیز حکومتی عدل‌گستر و بی‌نظیر خواهند داشت.

خصوصیات ظاهری و اخلاقی حضرت مهدی عجل‌الله هم‌چون پیامبر اسلام است. پیامبر اکرم ص فرمودند: مهدی فرزند من. نام و کنیة او هم‌چون من است. او شبیه‌ترین مردم به من از نظر ظاهری و اخلاق است.
به ولادت حضرت
یحیی و اسماعیل قبل از تولدشان بشارت دادند، به ولادت و ظهور امام زمان عجل‌ الله نیز قبل از تولدشان مژده دادند. تولد حضرت ابراهیم و حضرت موسی از دشمنانی چون نمرود و فرعون مخفی ماند، تولد حضرت مهدی عجل ‌الله‌ نیز از دشمنان پنهان ماند.

هنگام قیام: چون مهدی(ع) قیام کند زمینی نماند، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد. با حضور حضرت مسیح و بر گزاری نماز همراه امام، مسیحیت گروه گروه با ایشان ملحق میشوند، با اقدامات مسیح و مبارزه ایشان یهودی در روی زمین نمی ماند، مگر به امام ملحق شود

درحکومت مهدی(عج) جباران و مستکبران و نفوذ منافقان و خائنان نا بود شده و عقلها رشد و حکمت و علم مردم بسیار و عیبها و آفت از شیعه بر طرف میشود. برکت عدل و احسان زیاد شود محصولات کشاورزی و دامی گسترش و به قدر کافی برسد مردم از سایه آن حضرت به آرامش و آسایش و ثروت نسبی برسند و دشمنان سلاحشان بی اثر و نابود شوند

قرآن را به گونه ای تفسیر نماید انگار آیات تازه نازل شده اند و هیچ آیه ای شبهه ندارد و کاملا واضح است.

بطور خلاصه : گسترش عدالت - امنیت کامل - رفاه و آسایش - عمران و آبادی - پیشرفت علم و تکنولوژی از اهداف آن حضرت میباشد .

صاحب الدار : از جمله القاب خاصه حضرت مهدی (عج) می باشد.
صاحب الناحیه : از القاب امام زمان (عج) می باشد .
می گویند ناحیه هر مکانی است که صاحب الامر (عج) در غیبت صغری در آنجا بوده است .
صاعقه : از جمله علائم ظهور حضرت مهدی (عج) است که در روایات بسیاری به آن اشاره شده است و پیامبر اکرم (ص) آن را از نخستین نشانه ها نامیده اند .
صفینا: از انبیای پیرو تورات است که در کتاب خود به ظهور حضرت مهدی (عج) بشارت داده است.
طاعون : امام علی ع میفرمایند: پیش از ظهور حضرت مهدی(عج)، مرگ سفید و سرخ وجود دارد. مرگ سفید، طاعون است. همچنین امام باقر(ع) هم طاعون را از جمله علائم ظهور اعلام کرده اند.
طالب: از القاب حضرت مهدی میباشد که به معنی جوینده و خواهان است این الطالب بدم المقتول بکربلا
عاقبه الدار : از القاب حضرت مهدی (عج) است.
عاموس نبی : از پیامبران پیرو تورات است که در کتاب خود از نزول حضرت عیسی(ع) در هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) خبر داده است.
عدل : از القاب حضرت مهدی(عج) به شمار می رود.
غار انطاکیه : غاری که امام زمان(عج) بعد از ظهور، تورات و دیگر کتب آسمانی را از آن غار بیرون می آورند

                                   اسماء و القاب متفاوت امام زمان (عج)

به وجود مبارک حضرت بقیة اللَّه اعظم عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف قلب عالم امکان گفته مى‏شود و گاهى هم اطلاق قطب مى‏کنند گر چه در این خصوص روایتى ظاهراً نقل نشده امّا در این خصوص مناظره‏اى از هشام بن حکم شاگرد برومند امام صادق ع با عالم بزرگ بصره عمرو بن عبید نقل شده است.
مناظره هشام بن حکم‏
هشام آن شاگرد زبر دست امام صادق ع با دلایل ساده اما مستحکم، عمرو بن عبید را که منکر وجود حجت خدا بود. قانع کرد که جهان بدون حجت خدا همچون بدن انسان است بدون قلب. هشام به عالم بصرى گفت: آیا تو چشم دارى؟ جواب داد: بلى.

- چه فایده‏اى دارد؟ او فواید چشم را بیان کرد و به همین منوال سۆال از دست و پا و زبان و گوش و فواید آنها کرد و او جواب داد. در آخر پرسید: تو قلب هم دارى؟ مراد از قلب نیروى عقل و فکر انسان است -بلى، هشام فرمود: قلب، چه فایده‏اى دارد؟

اگر خطائى براى اعضا رخ دهد مثلًا شبحى را از دور مى‏نگریم و نمى‏دانیم که جماد است یا نبات یا حیوان و یا انسان، به قلب مراجعه مى‏کنیم و آن رفع شبهه مى‏کند. هشام فرمود: خداوند حکیمى که براى بدن یک انسان با داشتن چند عضو مختصر، امامى قرار داده که شبهات را براى آنها رفع نماید آیا مى توان گفت براى کاروان بشریت، با این همه اختلافات و سلیقه‏هاى متفاوت، امامى و راهنمائى معیّن ننموده است؟ عمرو بن عبید مات و مبهوت ماند و نتوانست چیزى بگوید.

امام صادق ع از این مناظره با خبر شد. امام عصر را قلب و قطب، براى خلقت انسانها دانست و بلکه مى‏توان بر اساس بعضى از ادلّه لزوم حجّت امام زمان را قلب و قطب عالم امکان دانست.

ابا صالح : یکى از کنیه‏هاى مشهور حضرت مهدى ع است، مخصوصاً در مقام‏ استغاثه جستن به صاحب الامر و روایتى را از امام صادق ع نقل مى‏کند که هر گاه در راه گم شدى، ندا کن یا صالِحُ یا أبا صالِح ارْشُدُونا إلى‏ الطَّریقِ رَحِمَکمُ اللَّه.
قائم : شیخ صدوق در کتاب علل الشرائع از ابو حمزه ثمالى‏ روایت میکند که گفت: از حضرت امام محمد باقر ع پرسیدم یا ابن رسول اللَّه! مگر شما ائمه همه قائم بحق نیستید؟ فرمود: بلى. عرض کردم: پس چرا فقط امام زمان قائم نامیده شده؟ فرمود: چون جدم امام حسین ع شهید شد، فرشتگان بدرگاه الهى نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا قاتلین بهترین بندگانت، و زاده اشرف برگزیدگانت را بحال خود وامیگذارى؟ به عزت و جلالم سوگند، از آنها انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد.

آنگاه پروردگار عالم امامان اولاد امام حسین ع را به آنها نشان داد و فرشتگان مسرور گشتند. یکى از آنها ایستاده بود و نماز میگذارد. خداوند فرمود: بِذلِکَ الْقائِمُ انْتَقِمُ مِنْهُم ؛ باین قائم از آنها انتقام میگیرم (بحار الأنوار ص229)

مهدى : از امام محمد باقر نقل شده : او را مهدى گویند، زیرا خداوند بامر پوشیده، هدایتش نموده. او تورات (حقیقى) و سایر کتب آسمانى را از غارى واقع در انطاکیه بیرون مى‏آورد، آنگاه با پیروان تورات طبق تورات و با اهل انجیل طبق انجیل و با اهل زبور طبق زبور و با مسلمانان مطابق قرآن حکومت میکند (همان)

                                           معجزات امام زمان (عج)

انجام دادن معجزات و کرامات از سوى امامان معصوم(ع) و از جمله امام زمان (عج) که حجتهاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست. معجزات و کرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است. معجزات آن حضرت، دو دسته است:
الف) معجزاتى که آن حضرت در دوران تولّد و کودکى و غیبت، انجام داده اند.
1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل از امام عسکرى(ع) نقل شده که به حکیمه (دختر امام جواد(ع) فرمود: امشب، به خانه ى ما بیا; زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد. حکیمه پرسید: چه اتفاقى؟ امام(ع) فرمود: قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.

حکیمه پرسید: از چه کسى؟ امام(ع) فرمود: از نرجس. حکیمه مى گوید: به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى که هیچ اثر حملى در او مشاهده نکردم. چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى(ع) هم بیان شده است. در مادر او، یوکابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود و تا روزى که موسى(ع) به دنیا آمد، کسى نفهمید که او حامله است.
2- قرآن خواندن در بدو تولّد هنگامى که امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسکرى(ع) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: قران بخوان. امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن کرد.
3- شفاى مریض لاعلاج محمّد بن یوسف نقل مى کند، به مرضى دچار شدم که پزشکان از علاج آن ناامید شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى(عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا کردم. ایشان در جواب نوشتند: ألبسک الله العافیه; خداوند، بر تو لباس عافیّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت که شفا پیدا کردم و وقتى پزشکان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: «این شفا و عافیت، به یقین، از جانب خداوند بوده است.
4- طلا شدن سنگریزه یکى از اهالى مدائن مىگوید: به همراه رفیقم، به حج مى رفتیم. در نزدیکى موقف، فقیرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ دادیم. سپس به سوى جوانى خوش سیما که ردایى پوشیده بود رفت. او، سنگى از روى زمین برداشت و به فقیر داد.

شخص فقیر، مدّت زیادى در حق او دعا مى کرد. در این هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «واى بر تو! آیا براى گرفتن یک سنگ، این قدر دعا مى کنى؟» که ناگهان در دست او سنگى از طلا دیدیم که در حدود بیست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مکّه و مدینه سوال کردیم، گفتند: «چنین شخصى از علویان است و هر سال با پاى پیاده به حج مى آید.».
5- خبر دادن از غیب از پسر مهزیار نقل شده که در سفرى با کشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: من، در حال مردن هستم. و در مورد آن اموال، وصیت کرد که آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از این وصیّت تعجّب کردم، ولى مطمئن بودم که پدرم بیهوده سخن نمى گوید.

با خود گفتم: اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسکرى(ع) به وصیّت عمل مى کنم والّا آن را صدقه مىدهم. مدّتى در عراق بودم تا این که فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى کردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را که خودم هم نمى دانستم، بیان کرد و من هم مال را به او دادم.
ب) معجزاتى که امام مهدى (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد. امام صادق(ع) مىفرماید: هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این که خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد کرد.» . بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غیبت و غیبت، ختم نمى شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منکران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

تولد امام زمان (عج)

ثقه الاسلام الکلینی(ره) فی الکافی: ولد(ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسین و مأتین. مرحوم شیخ صدوق و شیخ طوسی روایت میکنند: حکیمه خاتون میگوید: یک روز به منزل امام  عسکری(ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ایشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در این شب فرزندی متولد می شود که خداوند زمین را به وسیله او با علم و ایمان هدایت، زنده میکند،

پس از اینکه با رواج کفر و گمراهی مرده باشد. عرض کردم: از چه کسی؟ من که در نرجس، آثار حمل نمی بینم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسی(ع) مخفی قرار داده است. آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار کردم و هنگام استراحت، نزدیک نرجس خوابیدم و پیوسته مراقب او بودم. او آرام خوابیده بود و من در حیرت بودم. در این شب زودتر برای نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسیدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمـان نگاه کردم، چیزی نمـانده بود که شک در دلم پدید آید، ناگاه امـام(ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شک مکن، وعده ای که دادم نزدیک است.

در این هنگام آثار درد زایمان در نرجس پدیدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: برای او سوره قدر بخوان. شروع به خواندن سوره قدر کردم و شنیدم که آن کودک از درون شکم مادر با من همراهی نمود و بر من سلام کرد. من ترسیدم. صدای امام بلند شد که عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در کودکی به حکمت گویا می گرداند و در بزرگسالی، حجت خود در روی زمین قرار میدهد. کلام حضرت که بپایان رسید، نرجس از دیده من غایب شد،‌ با شتاب به سوی امام رفتم، حضرت فرمودند: باز گرد، او را خواهی یافت.

چون باز گشتم، در نرجس نوری مشاهده کردم که چشمم را خیره کرد و حضرت صاحب الزمان(عج) را دیدم که رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند کرد و گفت اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان جدی رسول الله و ان ابی امیرالمومنین وصی رسول الله بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسید و فرمود اللهم انجزلی وعدی و اتمم لی امری و ثبت وطاتی و املاء الارض بی عدلا و قسطا بار خدایا! به وعده ای که به من فرموده ای، وفا کن و امر امامت مرا کامل کن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنایت کن و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر کن.

 امام(ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بیاور. من نوازد را گرفتم و دیدم بر بازوی دست راستش نوشته شده جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً حق آمد و باطل نابود گردید؛ یقیناً باطل نابود شدنی است(اسری 81) چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روی دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهی سخن بگو.

پس فرمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون. اراده کردیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پا برجا سازیم؛ و به فرعون و هامان و لشکریانشان؛ آنچه را از آنها (بنی اسرائیل) بیم داشتند، نشان دهیم. (قصص5)

مادر امام زمان

چون شب شد و به خواب رفتم، در خواب دیدم که حضرت مسیح ع با حواریین، جمع شدند و منبری از نور نصب کردند که از رفعت، بر آسمان بلندی می نمود و آنرا در همان موضعی قرار دادند که جدم، تخت را گذاشته بود. حضرت محمد ص، با وصی و دامادش علی بن ابیطالب ع و جمعی از امامان و فرزندان بزرگوار ایشان، قصر را به نور قدوم خویش، منور ساختند. حضرت مسیح ع از روی ادب و تعظیم و اجلال به استقبال خاتم انبیاء محمد مصطفی ع، دست در گردن آن حضرت انداخت.

سپس پیامبر اسلام ص فرمود: ای روح الله! من آمده ام که ملکه فرزند وصی تو، شمعون صفا را برای این فرزند سعادتمند خود، خواستگاری نمایم. و اشاره کردند به ماه برج امامت، امام عسکری ع که فرزند آن کسی که تو نامه اش را به من دادی. حضرت عیسی ع بسوی حضرت شمعون نظری انداخت و گفت: شرف دو جهان به تو روی آورده است، رحم خود را به رحم آل محمد ص پیوند کن.

شمعون گفت: این کار را انجام دادم. پس همگی بر آن منبر بر آمدند و حضرت رسول ص خطبه ای خواند و با حضرت مسیح ع، مرا به عقد حضرت امام عسکری ع در آوردند و فرزندان حضرت محمد ص با حواریان گواه شدند

چون از خواب بیدار شدم، از ترس کشته شدن، آن خواب را برای پدر و جد خود نقل نکردم و این راز را در سینه پنهان داشتم. آتش محبت آن خورشید فلک امامت، روز بروز در کانون سینه ام، مشتعل می شد و سرمایه صبر و قرارم را به باد فنا می داد تا به حدی که خوردن و آشامیدن بر من حرام شد و هر روز چهره ام افسرده تر می شد و بدنم لاغر تر می گردید و آثار عشق پنهان، در بیرون ظاهر می شد.

در شهرهای روم، طبیبی نماند که جدم برای معالجه من حاضر نکرده باشد و از دوای درد من از او سوال ننموده باشد چون از علاج درد من مایوس شد روزی به او گفتم ای نور چشم من! آیا در خاطرت آرزوی هست تا آن را برآورده نمایم؟ گفتم: ای جد من! درهای شادمانی را به روی خود بسته می بینم، حال اگر دستور بدهی تا از شکنجه و آزار اسیران مسلمان در زندان دست بردارند و آنها را آزاد نمایند امیدوار هستم که خداوند متعال حضرت مسیح و مادرش عافیتی به من ببخشند. جدم قبول کرد و چون چنین کردند، اندک سلامتی و صحت از خود ظاهر ساختم و مقداری هم غذا خوردم پس جدم خوشحال و شاد شد و دیگر اسیران مسلمان را عزیز می داشت.
بعد از 4 شب در خواب دیدم که بهترین زنان عالمیان، حضرت فاطمه زهرا و حضرت مریم با هزار کنیز از حوریان بهشتی که در خدمت آن حضرت بودند پیش من آمدند. حضرت مریم گفت این خاتون و بهترین زنان، مادر شوهر توست. پس من به دامنش افتادم و گریستم و شکایت کردم که امام
 عسکری از دیدار با من خودداری میکند.

آن حضرت فرمود: فرزند من چگونه به دیدن تو بیاید در حالیکه تو به خدا شرک می آوری و بر مذهب مسیحیان هستی؟! اینک خواهرم مریم دختر عمران، از تو بسوی خدا بیزاری میجوید، اگر میل داری که حق تعالی و حضرت مسیح و حضرت مریم ع از تو خشنود گردند و حضرت امام عسکری ع به دیدن تو بیاید، پس بگو اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله چون این دو کلمه طیبه را تلفظ نمودم، حضرت سیده النساء مرا به سینه خود چسباند و دلداری داد و فرمود: اکنون، منتظر آمدن فرزندم باش که من، او را بسوی تو می فرستم
چون بیدار شدم، آن دو کلمه طیبه را بر زبان می راندم و انتظار ملاقات آن حضرت را می بردم.
حضرت نرجس ع گفت: در شبی امام عسکری ع به من خبر داد که در فلان روز جدت، لشکری بر علیه مسلمانان خواهد فرستاد و خود، از عقب خواهد رفت؛ تو خود را در میان کنیزان و خدمتکاران او بینداز بصورتی که ترا نشناسند و به دنبال جد خود روان بشو و از فلان راه برو. پس من چنان کردم. طلیعه لشکر مسلمانان به ما برخوردند و ما را اسیر کردند و آخر کار من این بود که دیدی و تا به حال، کسی به غیر از تو ندانسته است که من دختر پادشاه روم هستم

گفتم: این عجیب است که تو از اهل فرنگ هستی و زبان عربی را به خوبی می دانی. او گفت: بلی! بخاطر محبت زیادی که جدم به من داشت و می خواست که به من آداب حسنه را یاد بدهد، برای من زن مترجمی که هم زبان فرنگی و هم زبان عربی می دانست را قرار داده بود که او هر صبح و شام می آمد و به من لغت عربی می آموخت تا آنکه توانستم این زبان را یاد بگیرم.

بشر بن سلیمان می گوید: چون او را به سامراء خدمت حضرت امام علی النقی ع رساندم، حضرت به ایشان فرمود: چگونه حق سبحانه و تعالی، به تو نشان داد عزت دین اسلام و ذلت دین نصاری را شرف و بزرگواری محمد ص و اهل بیت او را ؟ گفت: چگونه وصف کنم برای تو ای فرزند رسول خدا چیزی را که تو از من بهتر می دانی. امام هادی ع فرمود: میخواهم ترا گرامی بدارم.

کدام یک بهتر است نزد تو، این که ده هزار اشرفی به تو بدهم یا ترا به یک شرف ابدی بشارت بدهم؟ حضرت نرجس ع عرض کرد: بشارت شرف را می خواهم و مال نمی خواهم. حضرت امام علی النقی ع فرمود: بشارت باد ترا به فرزندی که پادشاه مشرق و مغرب عالم می گردد و زمین را پر از عدل و داد می کند، بعد از آن که پر از ظلم و جور شده باشد. حضرت نرجس ع عرض کرد: این فرزند از چه کسی بوجود خواهد آمد؟
امام هادی ع فرمود: کسی که حضرت محمد ص ترا برای او خواستگاری کرد. سپس از او پرسید: حضرت مسیح و وصی او، ترا به عقد چه کسی در آوردند؟ او گفت: به عقد فرزند تو، امام عسکری ع. حضرت فرمود: او را می شناسی؟ او گفت: از شبی که به دست بهترین زنان، مسلمان شدم، شبی نگذشته است که او به دیدن من نیامده باشد.

پس امام هادی ع، خادم را طلبید و فرمود: برو به خواهرم حکیمه بگو که بیاید. چون حکیمه ع داخل شد حضرت فرمود: این، آن کنیزی است که می گفتم حکیمه خاتون، حضرت نرجس ع را در بر گرفته، بسیار نوازش کرد. سپس امام هادی ع به حکیمه خاتون فرمود: ای دختر رسول خدا! او را به خانه خود ببر و واجبات و سنتها را به او آموزش بده، زیرا او زن امام عسکری و مادر صاحب الزمان ع است.

همسر و فرزندان امام زمان (عج) چه کسانی هستند؟

در روایتی به نقل از امام صادق(ع) آمده که: لایطلع علی موضعه احد من ولی و لاغیره احتمال ازدواج و فرزندان داشتن امری است که در مورد امام زمان(عج) وجود دارد، اما به دلیل وجود روایات مستند و قابل قبول نمی توان به یک پاسخ دقیق رسید و قطعاً خداوند این بخش از زندگی حضرت را نیز به دلایل حکیمانه خویش که به مصلحت ما نیز می باشد پنهان داشته است.

امام زمان کجا زندگی می کند؟

اینکه امام زمان در همه جا و همه مکان ها حضور دارند به معنی حضور با بدن جسمانی نیست بلکه منظور از این حضور احاطه علمی ایشان به امور عالم و مردم می باشد که ناشی از علم الهی است و لازمه این علم حضور با جسم و بدن مادی نیست بلکه همان علم غیبی است که خداوند به معصومین (ع) عنایت فرمودند. اگر امام زمان(عج) می‌فرمایند: ما به احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست. منظور علم ایشان است نه فقط حضور جسمانی، البته این توضیحات منافاتی با برخی روایات که از حضور هر دوی این ها یعنی حضور جسمانی و احاطه علمی برای امام مفروض و مقبول است، ندارد.
با توجه به فرازهائی از دعای ندبه که می فرماید
لیت شعری این استقرت بکالنوی؟ بل أیّ ارض تقلّک اوثری؟ ابرضوی أو غیرها أم ذی طوی؟ ای کاش می دانستم در کدامین جایگاه سکونت داری و کدامین زمین یا آسمانی تو را در برگرفته است؟ آیا در کوه رضوی هستی و یا جائی دیگر و یا در ذی طوی؟ مستناد از احادیث معصومین آن است که حضرت در مکان خاص و سرزمین و شهر و کشور معینی مستر نیستند بلکه ایشان همواره در سفر از مکانی به مکان دیگر جهت انجام وظائفی هستند که خداوند بر ایشان قرار داده است. مخفی بودن این موضوع عقلانی و منطقی است. همانطور که موضوع غیبت امری عقلانی و حکیمانه است اگرچه ما به سر آن ها جاهل و بی اطلاع باشیم.
اگر در دعا با این سوال ها حالت حزن و سوز و هجران و تاسف از دوری حضور حضرت اظهار می شود باز هم دلیلی بر زندگی و اقامتگاه ایشان نیست. در فرازهای دیگر از دعا به راحتی پاسخ به این شبهه داده می شود.

آنجا می فرماید: بنفسی انت من مغیب لم دخیل منّا بنفسی أنت نازح ما نزح عنّا؛ جانم به قدایت تو همان ناپیدائی هستی که بیرون از ما نیستی جانم به فدایت تو همان کنار رفته ای هستی که از ما به کنار نیستی.
امام زمان(عج) در همه جا حضور دارند. منظور از این احاطه علمی است نه فقط حضور جسمانی همچنین حضرت در بین مردم زندگی می کنند نه در مکان خاص و معین، و ایشان دائم در حال سفر و حرکت از مکانی به مکان دیگر جهت هدایت و دستگیری مردم هستند.

دلیل بر تولد مهدی موعود چیست؟

عقیده به مهدویت،‌ از امور مسلّم و قطعی تاریخ و کلام اسلامی است. مسلمانان اعم از شیعه و سنی به مهدی موعود باور دارند. نقطه اختلاف شیعه و سنی در مهدویت تولد حضرت است. بعضی از عالِمان اهل سنت بر این باورند که مهدی موعود هنوز متولد نشده لیکن همه شیعیان امامیه می گویند: مهدی موعود فرزند امام عسکری(ع) است و در سامراء در سال 255 هجری متولد شده و در پس پرده غیبت زندگی میکند و روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد.

این سخن را افزون بر شیعیان، بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته اند و در کتاب هایشان متذکر شده اند،‌ مانند محمد بن طلحة شافعی در مطالب السؤال؛ ابن صباغ مالکی در الفصول المهمه؛ ابن حجر شافعی در الصواعق المحرقه؛ و ابن خلکان در وفیات الاعیان. برخی از پژوهشگران بیش از صد نفر از دانشمندان اهل سنت را نام برده اند که در تألیفاتشان ولادت امام مهدی(عج) را متذکر شده اند.[1] به طور کلی همه قبول دارند که مهدی موعودی خواهد آمد و جهان را از عدل پر می کند. محل بحث در مهدویت خاصه است؛ یعنی آن مهدی موعود، فرزند امام عسکری(ع) که متولد شده است.
دلایل ولادت و امامت امام مهدی(عج):
1. پیشگویی امامان پیشین:
پیامبر اسلام(ص) و هر یک از امامان پیشین درباره امام مهدی(عج) ویژگی های حضرت، رهنمودهایی به شیعیان داده و از پیش زمینه سازی کرده بودند که شیعیان بدانند از امام(ع) پسری متولد خواهد شد اما ولادتش به جهت وضع دشوار سیاسی، در خفا صورت می گیرد.
امام سجاد (ع) فرمود
القائم منا یخفی علی النّاس ولادته حتی یقولوا لم یولد بعد[2] قائم ما  ولادتش بر مردم مخفی است؛ این موجب میشود که [برخی] بگویند: او هنوز متولد نشده .
- عبدالله بن عطا گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: شیعیان شما در عراق بسیارند، تا کنون سابقه نداشته که فردی از شما اهل البیت این اندازه پیرو داشته باشد‌ [خوب است که شما دست به شمشیر ببری و قیام کنی]. حضرت فرمود:
انظروا من تخفی علی النّاس ولادته فهو صاحبکم[3] آن مهدی موعود و قائم منتظر من نیستم.

بنگرید آن کسی که ولادتش بر مردم مخفی است. او صاحب الأمر و مهدی موعود است.
- امام صادق(ع) فرمود:
صاحب هذاالامر تخفی ولادته عن هذاالخلق[4] ولادت مهدی بر مردم پوشیده
- ایوب بن نوح به امام هشتم(ع) عرضه می دارد: امیدوارم که صاحب الامر و مهدی موعود شما باشید. حضرت در پاسخ می‌فرماید: نه آن مهدی موعود من نیستم؛ او یکی از فرزندان من است که ولادتش مخفی است.[5]
- عبدالعظیم حسنی گوید: به امام جواد(ع) عرض کردم: امیدوارم که آن مهدی موعودی که جهان را پر از عدل و داد میکند، شما باشید. حضرت فرمود: همه ما قائم به امر خدا هستیم و همه ‌ما هادی و راهنمای دین خدا هستیم، لیکن آن قائم و مهدی موعودی که جهان را پر از عدل خواهد کرد، ولادتش مخفی است. وجودش از مردم غایب است. او همنام و هم کنیه رسول خدا است[6]
2ـ بشارت امام حسن عسکری(ع):
امام عسکری(ع) قبل از ولادت فرزندش امام مهدی(عج) از ولادت حضرت خبر داده بود،‌ از جمله به عمه اش حکیمه خاتون فرمود: در شب پانزدهم شعبان فرزندم مهدی از نرگس خاتون متولد میشود[7] ـ احمد بن اسحاق می‌گوید: از امام عسکری(ع) شنیدم که فرمود: حمد و سپاس خدای را که مرا از دنیا نبرد تا این که جانشین من و مهدی موعود را به من نشان داد.

او از حیث ویژگی های جسمانی و اخلاقی و رفتاری شبیه ترین انسان ها به پیامبر خدا(ص) است. خدا مدتی وی را در حالت غیبت نگهداری می‌کند و سپس ظاهر می‌شود و جهان را از عدل و داد پر می‌کند[8] نیز حضرت بعد از ولادت فرزندش، خواص و نزدیکان را از تولد مهدی(عج) آگاه نمود. محمد بن علی بن حمزه گوید: از امام عسکری(ع) شنیدم : حجت خدا بر بندگان و امام و جانشین من در پانزدهم شعبان سال 255 در هنگامة طلوع فجر متولد شد[9]

احمد بن حسن بن اسحاق قمی می گوید: وقتی که امام مهدی(عج) متولد شد، نامه‌ای از امام عسکری(ع) به من رسید که حضرت مرقوم فرموده بود: فرزندی برایم متولد شده است. این موضوع را مخفی بدار، زیرا جز برای دوستان و نزدیکان ما آن را اظهار نخواهم کرد[10] ـ ابراهیم بن ادریس می‌گوید: امام عسکری(ع) گوسفندی را برای من فرستاد و فرمود: این را به جهت ولادت فرزندم مهدی عقیقه کن و به خود و خانواده ات بخوران[11]
3ـ نشان دادن فرزند به خواص:
امام(ع) افزون بر این که قبل از ولادت امام مهدی بشارت داد و بعد از تولد به خواص خبر داد که مهدی موعود ولادت یافته است، گام دیگری برداشت، و آن این بود که برای افزایش ایمان و اطمینان شیعیان، فرزندش
 را به تعدادی نشان داد. احمد بن اسحاق می گوید: امام (ع) کودک سه ساله ای را به من نشان داد و فرمود: ای احمد، اگر تو نزد خدا و امامان گرامی نبودی، فرزندم را به تو نشان نمی دادم. بدان که این کودک همنام و هم کنیه رسول خدا است و همان کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد[12]

ـ معاویه بن حکیم،‌ محمد بن ایوب و محمد بن عثمان بن سعید عمری می‌گویند: ما یک گروه چهل نفره در خانه‌ امام(ع) جمع شده بودیم، حضرت فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: این امام شما و جانشین من است[13]
ـ عمر اهوازی می‌گوید: امام(ع) فرزندش را به من نشان داد و فرمود: بعد از من این فرزندم امام شما است[15] ـ ابراهیم بن محمد گوید: در خانه عسکری کودک زیبایی را دیدم، از حضرت پرسیدم: یا ابن رسول الله، این کودک کیست؟ حضرت فرمود: این کودک من است. این جانشین من است[16] ـ یعقوب بن منفوس می‌گوید: خدمت امام(ع) رسیدم و از حضرت درباره امام بعدی و صاحب الامر جویا شدم. حضرت فرمود: پرده را کنار بزن؛ کنار زدم، در این هنگام کودک پنج ساله ای را دیدم که به سوی ما می آید. آمد و روی زانوی حضرت
 نشست. حضرت فرمود: این امام شما است[17]
4ـ تبیین خواص:
بعد از زمینه سازی ها و بشارت های امام(ع)، نیز نشان دادن فرزندش، مهدی، اینک نوبت خواص است که اقدام نمایند و وجود
 مهدی را به اطلاع دیگر شیعیان برسانند تا آنان را از شک و حیرت نجات دهند. افرادی همانند حکیمه خاتون، دختر محمد بن علی بن موسی الرضا(ع)، عثمان بن سعید عمری، حسن بن حسین علوی، عبدالله بن عباس علوی، حسن بن منذر، حمزه بن ابی الفتح، محمد بن عثمان بن سعید عمری،‌ معاویه بن حکیم، محمد بن معاویه بن حکیم، محمد بن ایوب بن نوح، حسن بن ایوب بن نوح، علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، یعقوب بن منفوس، عمر اهوازی، خادم فارسی،‌ ابوعلی بن مطهر، ابی نصر طریف‌‌خادم، کامل بن ابراهیم، احمد بن اسحاق، عبدالله مستوری، عبدالله جعفر حمیری، علی بن ابراهیم مهزیار، ابوغانم خادم، کوشیدند و ولادت امام مهدی(عج) را به اطلاع شیعیان رساندند.
5ـ کرامت ها و شواهد زنده:
بعد از شهادت امام(ع)، امام مهدی(عج) از طریق نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق معجزه یا شبه معجزه وجود و امامت خویش را برای شیعیان امام(ع) نمایاند و حجت را بر آنان تمام کرد. در آغاز غیبت صغری، سازمان مخفی وکالت که از زمان امام صادق(ع) برای چنین دوره ای پایه ریزی شده بود، از مهم ترین وظایفش این بود که شک و حیرت شیعیان را بزداید و آنان را به امام غایب و نیابت نواب اربعه مطمئن نماید.

نائبان و وکیلان حضرت با ارائه شواهد صدق، کرامت ها و علوم برتر اعطایی از ناحیه مقدسه به این امر اقدام نمودند. کرامت ها و شواهد صدق در برخی موارد مستقیماً توسط امام مهدی(عج) و در برخی موارد با واسطه سفیران به شیعیان عرض می‌شد. تا شیعیان افزون بر این که به وجود امام مهدی(ع) ایمان داشته باشند، به نیابت نواب اربعه نیز مطمئن شوند

نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق عمدتاً در زمان سفارت اولین سفیر ناحیه مقدسه، عثمان بن سعید عمری صورت گرفت، چون که در این دوره هنوز شیعیان در حیرت بودند و به وجود امام مهدی (عج) پی نبرده بودند.

سید بن طاووس می نویسد: امام زمان(ع) را بسیاری از اصحاب امام (ع) دیده و از وی اخبار و احکام شرعی روایت کرده اند. از این گذشته حضرت وکیل هایی داشت که اسم، نسب و وطن آنان معلوم بود و آنان معجزات، کرامات، پاسخ مسائل مشکل و بسیاری از اخبار غیبی را که حضرت از جدش پیامبر(ص) روایت کرده بود، نقل کرده اند[18]
نمونه ها:
1ـ روایت سعد بن عبدالله اشعری قمی: وی می‌گوید: حسن بن نضر که در میان شیعیان قم جایگاه ویژه ای داشت، بعد از رحلت امام(ع) در حیرت بود. او و ابو صدام و عده ای دیگر تصمیم گرفتند که از امام بعدی جویا شوند. حسن بن نضر نزد ابو صدام رفت و گفت: امسال می خواهم به حج بروم. ابو صدام از او خواست که این سفر را به تعویق اندازد، ولی حسن بن نضر گفت: نه، من خوابی دیده ام و بیمناکم. بنابراین باید بروم.

قبل از حرکت به احمد بن یعلی بن حماد درباره اموال متعلق به (امام) وصیت کرد که این اموال را نگه دارد تا این که جانشین امام عسکری(ع) مشخص شود. به بغداد رفت و در آن جا از سوی ناحیة مقدسه توقیعی به دستش رسید و به امامت امام مهدی(عج) نیز به وکالت خاصه عثمان بن سعید عمری مطمئن شد.[19]

2ـ روایت محمد بن ابراهیم بن مهزیار: می‌گوید پس از وفات امام حسن عسکری(ع) در مورد جانشین آن حضرت به شک افتادم. پدرم وکیل حضرت بود و اموال زیادی نزدش بود. پدرم اموال را برداشت و من را به همراهی طلبید و به راه افتادیم، پدرم بین راه مریض شد و به من در مورد اموال وصیت نمود و گفت: از خدا بترس و این اموال را به صاحبش برگردان هر که این نشانه را گفت، اموال را به او بسپار. سپس وفات کرد.

چند روزی در عراق ماندم، سپس نامه ای از سوی عثمان بن سعید به من رسید که در آن نامه همه علائم و نشانه های اموال بیان شده بود، نشانه هایی که جز من و پدرم کسی آن را نمی دانست.[20] محمد بن ابراهیم بن مهزیار با این کرامت و شاهد صدق هم به امامت امام مهدی وهم به نیابت عثمان بن سعید مطمئن شد.
3ـ روایت محمد بن علی اسود: وی می‌گوید: در آغاز غیبت صغری پیرزنی پارچه ای به من داد و گفت آن را به ناحیه مقدسه برسان. من آن را با پارچه های بسیاری دیگر همراه خود آوردم. چون به بغداد رسیدم و نزد عثمان بن سعید رفتم، وی گفت: همه اموال را به محمد بن عباس قمی بده. من همه را به او سپردم، جز پارچه پیر زن را. پس از آن عثمان بن سعید از ناحیه مقدسه این پیغام را فرستاد که پارچه پیرزن را نیز به وی تسلیم کن... .[21]
4ـ روایت اسحاق بن یعقوب: می‌گوید: از عثمان بن سعید شنیدم که می گفت: مردی از اهل عراق نزد من آمد و مالی را برای امام(ع) آورد، حضرت آن را پس داد و فرمود:‌حق پسر عمویت را که چهارصد درهم است، از آن بپرداز! آن مرد مبهوت و متعجّب شد و حساب اموال خود را بررسی کرد و معلوم شد که پسر عمویش چهارصد درهم از او طلب دارد. آن را برگرداند، سپس مبلغ باقی مانده را تسلیم حضرت نمود و حضرت پذیرفت.[22]
5ـ روایت محمد بن علی بن شازان: ‌می‌گوید: اموالی از مردم نزد من جمع شده بود، برای این که به ناحیه‌ مقدسه برسانم، دیدم بیست درهم کمتر از پانصد درهم است. این مقدار را افزودم و با نامه برای عثمان بن سعید نائب امام مهدی(ع) فرستادم. چیزی هم در این نامه قید نکرده بودم، وی در پاسخ نوشت: پانصد درهم رسید. بیست درهم از آن مال تو بود.[23] با این خبرهای برتر، کرامت ها و شواهد صدقی که در آغاز غیبت صغری ارائه شد، شیعیان امام
 عسکری(ع) تماماً به امامت امام مهدی(ع) و نیابت عثمان بن سعید پی بردند

بعد از درگذشت عثمان بن سعید عمری، به دستور حضرت مهدی(ع)، پسرش محمد بن عثمان مسئولیت و تولیت آن را بر عهده گرفت، در این هنگام برخی از شیعیان، نه در وجود امام زمان(عج) بلکه در نیابت محمد بن عثمان شک کردند، که امام مهدی(عج) با در اختیار قرار دادن برخی از کرامت ها و شواهد صدق، موجب شد شیعیان به نیابت محمد بن عثمان بن سعید عمری مطمئن شدند و تنها چند نفر به جهت ریاست طلبی و هواپرستی با محمد به مخالفت برخاستند.

این ها به دروغ ادعای نیابت کردند، و محمد بن عثمان با بهره گیری از کرامت ها و شواهد صدق، ادعای آنان را باطل کرد و شیعیان بیشتر به حقانیت محمد بن عثمان پی بردند (28) سپس در دوره نیابت حسین بن روح هم برخی از خواص با وی به مخالفت برخاستند، ولی با مشاهده کرامت، از مخالفت دست برداشتند و عذر خواهی نمودند.(29)
بعد از حسین بن روح نیابت به ابوالحسن علی بن محمد سمری رسید و آخرین توقیع که در دوره غیبت صغری صادر شد، نیز کرامتی دیگر محسوب می‌شود. امام مهدی(عج) در نهم شعبان سال 329 هجری توقیعی صادر می‌کند و به ابوالحسن علی بن محمد سمری متذکر می شود که: "تو شش روز بعد می میری.

امور سازمان وکالت را سر و سامان بده و اموال مردم را برگردان بعد از این دیگر نیابت خاصه منتفی است". راوی می‌گوید: رفتم نزد ابوالحسن علی بن محمد سمری. او این توقیع را به من نشان داد و در روز موعود رفتم و دیدم ابوالحسن علی بن محمد سمری در حال جان دادن است.[26] این نامه دلیل دیگری است برای حقانیت شیعه و وجود امام زمان(ع).

[1]. الزام الناصب، ج 1، ص321 تا 340؛ دادگستر جهان، ص 118 تا 120؛ سیرة پیشوایان، ص 667.. [2]. منتخب الاثر، ص 355. [3]. همان. [4]. همان. [5]. همان. [6]. همان، ص 353 - 354. [7]. منتخب الاثر، ص 398 و 399. [8]. بحارالانوار، ج 51، ص 161. [9]. همان، ‌ص 397. [10]. اثبات الهداه، ج 6، ص 436؛ دادگستر جهان،‌ ص103. [11]. بحارالانوار، ج 52، ص 22. [12]. بحارالانوار، ج 52، ص 23 و 24. [13]. ینابیع الموده، ص 460؛ بحارالانوار، ج 52، ص26.   [15]. ینابیع الموده، ص 461. [16]. دادگستر جهان،‌ص 107. [17]. بحارالانوار، ج 52،‌ص 25. [18]. الطرائف فی معرفه مذهب الطوائف، ج 1، ص 183ـ 184؛ زندگانی نواب خاص امام زمان(عج)، ص 93 و 94. [19]. کلینی، کافی، ج 1، ص 517 - 518، ح4. [20]. همان، ص 518، ح 5؛ رجال کشی، ج 2، ص813. [21]. همان، ص 335. [22]. همان، ص 326. [23]. کلینی، کافی، ج 1، ص 523 و 524. [24]. ر.ک: بحارالانوار، ج 51، ص 316 و 336؛کمالالدین ، ص 398. [25]. تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج) ص 197. [26]. کمال الدین، ص 516، بحارالانوار، ج 51، ص361.

                                چرا امام زمان در عصر غیبت کبرا نایب خاص ندارد؟

نیابت عام پس از مرگ چهارمین نایب خاص امام در سال 329 قمری، غیبت کبرا آغاز شد. شیعیان که تا کنون درباره مسائل خود به امامان مراجعه می کردند، حالا با غیبت امام و دسترسی نداشتن به ایشان، باید درباره مسائل خود به کسی مراجعه می کردند. در این زمان بود که هدایت شیعیان با عنوان نیابت عام از سوی حضرت شکل گرفت.

امام برای انتخاب این برگزیدگان، شرایط و ویژگی های کلی ای ذکر کرد تا در هر عصر، فرد یا افراد شاخصی که این ویژگی ها را داشتند، به عنوان نایب امام شناخته شوند و به نیابت از ایشان، سرپرستی و هدایت مردم را درباره مسائل دینی و دنیایی آنان به عهده بگیرند.
اسحاق بن یعقوب، یکی از یاران و وکیلان امام، دربار تکلیف شیعیان در غیبت کبرا از امام پرسید و امام در توقیعی چنین پاسخ داد: ...
در پیش آمدهایی که [برای شما] رخ می دهد، باید به راویان اخبار ما (دانشمندان علوم دینی) رجوع کنید. ایشان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنانم (کتاب الغیبه شیخ طوسی ص290)
این موضوع در زمان امامان پیشین هم پیش بینی شده بود. امام
 عسکری(ع) از قول پدر بزرگوارش امام هادی(ع) فرمود: اگر نبود دانشمندانی که پس از غیبت قائم شما، به سوی او دعوت می کنند و به سوی او رهنمون می شوند و با دلایل الهی از دین او دفاع می کنند و بندگان ناتوان خدا را از دامهای شیطان و مریدهای شیطانی و از دام های دشمنان ائمه نجات می دهند، احدی نمی ماند، جز این که از دین خدا مرتد می شد؛ ولی این دانشمندان، زمام دل ضعیفان شیعه را به دست می گیرند؛ همان گونه که ناخدا، زمام کشتی را به دست می گیرد (و سرنشین های کشتی را از خطر مرگ حفظ می کند) اینها نزد خدای تبارک و تعالی برترین هستند (کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق ج2ص483)
هم چنین امام
 عسکری(ع) درباره فقیهان راستین، ویژگی های آنها و مسئولیت جامعه در برابر آنها فرموده است: هر یک از فقیهان که بر نفس خود مسلط باشند و دین خود را حفظ کنند و با هوای نفس خود مخالفت ورزند و امر خدا را اطاعت کنند، بر همگان واجب است از او تقلید کنند(الاحتجاج طبرسی ج1ص18 وسائل الشیعه ج27ص131 الکافی کلینی ج1ص67)

از امام صادق (ع) هم در این باره نقل کرده اند: هر کدام از شما که حدیث ما را روایت کند و در حلال و حرام ما صاحب نظر باشد و احکام ما را بداند، باید به حکم بودن او رضایت دهند که من او را بر شما حاکم قرار دادم. به راستی همین نایبان عام حضرت هستند که در طول غیبت کبرا، اسلام را از انحراف، حفظ و مسائل مورد نیاز را برای مسلمانان بیان کرده و دل های شیعیان را بر اساس باورهای درست، استوار ساخته اند
اولین نایبان عام بعد از مرگ علی بن محمد سمری، نایب خاص و چهارم امام، اولین نایب عام، «ابن ابی عقیل عمّانی» بوده و نیابت عام از او آغاز شده است. مردم در فقه و فقاهت تابع او بوده اند. کنیه او ابومحمد و از فقیهان بزرگ شیعه بوده است. در آغاز عصر غیبت کبرا زندگی می کرده است. او هم عصر کلینی و ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) بوده است.
بعد از این ابن ابی عقیل، عالم بزرگ و وارسته، محمدبن احمدبن جنید اسکافی نایب عام امام بوده است. او از استادان شیخ مفید بوده و حدود پنجاه جلد کتاب درباره فقه، اصول، کلام و علوم ادبی داشته است

از این دو فقیه، به عنوان القدیمین و و فقیه دوران قدیم نام می برند (التهذیب شیخ صدوق ج6ص218) نایبان عام امام تا زمان ظهور حضرت، نیابت امام را بر عهده دارند و مردم وظیفه دارند از آنان اطاعت کنند و در مسائل مختلف دینی و دنیایی به آنان رجوع کنند.
موفقیت های شیعه، با تلاش خستگی ناپذیر و رهبری محدثان و فقیهان، از اواخر غیبت صغرا تا به امروز ادامه داشته و حیات و شادابی و پویایی تشیع را تضمین کرده است. همین موضوع باعث شده تا شیعه در همه مسائل پشتوانه خوبی داشته باشد و با اطاعت از نایبان امام که همان فقیهان و مراجع تقلید هستند، لرزه بر اندام دشمنان خود بیندازند.

چرا امام در زمان غیبت کبرا نایب خاص ندارد؟

غیبت صغرا مقدمه ای برای آغاز غیبت کبرا بود و در این دوره، نایبان خاص، وظیفه داشتند تا شیعیان را آماده غیبت امام کنند. در دوره غیبت صغرا، شیعیان توانستند خود را برای ورود به مرحله جدید آماده کنند. بنابراین، هدف اصلی از تعیین نواب خاص، تحقق یافته بود و دیگر نیازی به تعیین نایب خاص نبود، چون با آغاز غیبت کبرا که هدف از آن، حفظ جان امام، آزمایش مردم، آماده سازی مردم جهان برای قیام امام در آخرالزمان بود تعیین نایب خاص، با اهداف و فلسفه غیبت تعارض پیدا می کرد (6)
دوم این که امکان داشت فرصت مناسبی ایجاد شود تا هر کس ادعای نیابت امام را بکند. البته امکان نداشت حضرت هر بار ظاهر شود و معجزه ای بیاورد که خودش امام است و برای هر عصری، کسی را معرفی کند (7) شاید هم دلیل تعیین نکردن نایب خاص این بوده که اگر نایب خاص تعیین می شد، دشمنان، آنان را آزاد نمی گذاشتند و آنان را شکنجه و زجر می دادند.
مهم ترین وظیفه های نایبان عام :
1.استخراج و استنباط احکام از منابع
قرآن کریم می فرماید: شایسته نیست مۆمنین همگی کوچ کنند. پس چرا از هر گروهی از آنان، طایفه ای کوچ نمی کند تا در دین تفقّه یابند و به هنگام بازگشت به قوم خود، آنان را بیم دهند، شاید بترسند و خودداری کنند؟ بنابراین، نایبان عام، باید در دین دانشمند باشند و مسائل اعتقادی، اخلاقی، فقهی و مشکلات جاری مردم را با رجوع به قرآن و سنت و دلیل های عقلی، استنباط و امت اسلامی را از قوانین سست بشری بی نیاز کنند.
2. حافظ دین بودن آنها باید دین را از تحریف منحرفان حفظ و با پاسخ دادن به شبهات، از نفوذ عقیده های منحرف و سست شدن احکام الهی، جلوگیری کنند.
3. ولایت و رهبری خداوند در غیبت کبرا، امت اسلامی را به حال خود رها نکرده و آنان را بدون تکلیف نگذاشته است. این نایبان عام هستند که وظیفه اداره و سرپرستی امت اسلامی را بر عهده دارند و باید به این کار ادامه دهند تا آن را به حضرت تحویل دهند (توبه122)   سایت فرهنگی حوزه

                                                           شرایط جهانی در آخرالزمان

وجود چالش بنیادین میان دو جریان مادیگرا و توحیدی در مورد نظام آفرینش و آفریدگار آن، از وقوع دو جنگ جهانی در آخرالزمان با استناد به آیات قرآن و تفاسیر معتبر خبر میدهد. از زمانی که انسان خود را در طبیعت دنیا یافت، این اندیشه در وی پدید آمد که از کجا آمده و به کجا می رود و هدف از آمدنش در این طبیعت زمینی و دنیوی چیست؟

از همان آغاز نیز دو جریان در برابر هم به پاسخگویی و تفسیر این پرسش ها پرداختند. براساس تفکر دهری و مادی، جهان در نهایت نابود میشود و چیزی از دنیا باقی نخواهد ماند. انسانها برای اینکه زندگی بهتری داشته باشند باید از برخی از منافع فردی چشم بپوشند و به منافع جمعی بیندیشند

بنابراین اصول اخلاقی و قوانین تنها برای مدیریت جامعه بشری در برابر خوی درندگی است تا نسل آدمی را از میان نبرند. این پشتوانه همه اصول اخلاقی و قوانین بشری است. بنابراین آینده بشر تنها در دست خود اوست. پس اگر براساس عقل خود عمل کند آینده ای روشن و در غیر اینصورت آینده ای مبهم و تیره و تار خواهد داشت. روحیه تجاوزگری بشر را نمی توان جز به عقل جمعی مدیریت کرد.

در برابر جریان دهری، جریان توحیدی بر این باور است که زندگی انسان همواره تحت ربوبیت و پروردگاری همان آفریدگار و خالقی است که جهان را آفریده است و چون خداوندی حکیم است به هدفی این دنیا و آفریده هایش را آفریده است. بنابراین، حتی اگر زندگی دنیا به پایان میرسد، خداوند به هدف کمالی، آن را آفریده است؛

چرا که خداوند کمال مطلق است و کمال را دوست می دارد و جهت گیری هستی را به سوی کمال قرار داده است. بدین ترتیب آینده از وضعیت موهوم به وضعیت موعود و خوب و کمالی تغییر می یابد.

آخر الزمان را دارای سه دوره می داند :

1-دوره حکومت صالحان : دوره نخست از آخرالزمان و پایان تاریخ جهان و بشر، دوره ای است که پس از مجموعه ای از روشها، کشتارها، ظلم ها و فسادها، زمین رنگ آسایش و آرامش را به خود میبیند و انسانها در فضایی که پس از ظهور مهدی(عج) و رجعت حضرت عیسی(ع) رخ میدهد، یرثها عبادی الصالحون

2- دوره نابودی انسانها : پایان تاریخ، دوره ای است که همه حجتها از جمله حجتهایی که رجعت به زمین کرده و بر آن حکومت نموده اند، از دنیا میروند و مؤمنان سابق نیز رخت از جهان برمی بندند. در این زمان است که آسمان ها مانند فلز مذاب، میشوند و دریاها و آبها آتش گیرند و کوه ها همانند پنبه زده میشوند.

3- زلزله شدید قیامت : پس از این دوره است که همه هستی مانند طوماری درهم پیچیده و فشرده سازی میشود. آنگاه در یک فرایندی، زمین و آسمان به زمین و آسمانی دیگر تبدیل میشود و نفخه نخست صور دمیده میشود و انسانها از گورهای خویش بیرون می آیند. اذا زلزه الارض زلزالها .. و اخرجت الارض اثقالها

آخر الزمان: این اصطلاح به معنای آخرین دوره حیات بشر قبل از قیامت می‌باشد. به اعتقاد عده‌ای از متفکران مسلمان معاصر، آخر الزمان یعنی دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. آخرالزمان در فرهنگها همان دوران ظهور مهدی(عج) می‌باشد که حکومت جهانی بر پایه صلح و نیکی را حضرت در سراسر جهان برقرار خواهند کرد و این حکومت با توجه به کلام معصومین(ع) آخرین حکومت خواهد بود قبل از برپایی قیامت.

امام باقر(ع) می‌فرمایند: ‌دولت ما آخرین دولت‌ها است بحارالانوار ج52 . به خاطر همین معروف به دولت کریمه، دولت عدالت، دولت مستضعفان و ... می‌باشد. امام صادق(ع): این دولت فرا نمی‌رسد تا اینکه همه گروه‌ها بر مردم حکومت کنند. این دولت ویژگی‌های خاصی دارد از جمله ساده زیستی کارگزاران حکومت، گسترش عدالت، تامین امنیت و رفاه ،مبارزه با ستمگر و...

                                                  آخرالزمان چه معنی زمانی است؟

در سی و هفت حدیث از ظهور آقا در آخرالزمان گفت‌وگو شده است. در ده‌ها حدیث از رواج ستم در آخرالزمان، بازگشت حضرت عیسی در آخرالزمان، یاران حضرت در آخرالزمان، بانگ آسمانی، رجعت امامان و خروج دابـة ‌الارض در آخر الزمان گفت‌وگو شده است. در شماری از احادیث عصر پیامبر، اطلاق شده است. بنابراین واژه آخرالزمان واژه کشداری است و به دو معنی اطلاق می‌شود :
1. به معنی اعمّ و به اصالت، یعنی از بعثت پیامبر تا آغاز قیامت

 2. به معنی اخصّ، یعنی به عصر حضرت مهدی(عج) که آن نیز به دو بخش متمایز، پیش از ظهور و بعد از ظهور تقسیم می‌شود. برداشت مسلمانان عصر رسالت، نزدیک شدن رستاخیز و کوتاهی این مکتب است؛ ولی در منابع زرتشتی و مسیحی از سلطنت هزار ساله منجی سخن رفته، در تاریخ طبری مدت آخرالزمان 7000 سال تعیین شده

ولی در آموزه‌های شیعی مدت حکومت حضرت مهدی(عج) 309 سال تعیین شده، ولی دوران رجعت بسیار طولانی است که از فرمانروایی 50000 ساله امام حسین(ع) 44 ساله امیرمۆمنان(ع) گفت‌وگو شده است. با توجه به تعبیر پیامبر اکرم(ص) که فرمود: انا و السّاعة کهاتین؛ من و قیامت همانند این دو هستیم. دو انگشت سبابه‌شان را هم نزدیک کردند.
الف ـ آخرالزمان‌، امری نسبی است و زمان بعثت پیامبر اکرم(ص) ‌تا پایان جهان را نسبت به عمر جهان‌، در نظر گرفته‌اند.
ب ـ زمان بعثت پیامبر اکرم‌(ص)، آغاز آخرالزمان است‌، اما اینکه چقدر طول می‌کشد و پایان آخرالزمان کی خواهد بود، مشخص نیست.
ج ـ در قرآن اگرچه به مدت و زمان آخرالزمان تصریح نشده است‌، اما از نشانه‌ها و حوادثی که قرآن بیان فرموده‌، می‌توان به دوره پایانی آخرالزمان که مقارن با ظهور حضرت مهدی‌(عج) است، پی برد :

بحران معنویت اقْتَرَب‌َ لِلنَّاس‌ِ حِسَابُهُم‌ْ وَ هُم‌ْ فِی غَفْلَة‌ٍ مُّعْرِضُون‌َ (انبیا1) حساب مردم به آنان نزدیک شده‌، درحالی که در غفلتند و روی گردانند. در این آیه‌، مردم آخرالزمان‌، به غفلت و اعراض از خداوند، متصف شده‌اند.
وقوع اختلاف‌ها و درگیری‌های بسیار فَاخْتَلَف‌َ الاْ ئَحْزَاب‌ُ مِن بَیْنِهِم‌ْ فَوَیْل‌ٌ لِّلَّذِین‌َ کَفَرُواْ مِن مَّشْهَدِ یَوْم‌ٍ عَظِیم‌ٍ (مریم‌37) ولی{بعد از او} گروه‌هایی از میان پیروانش اختلاف کردند، وای به حال کافران از مشاهده روز بزرگ‌. این آیه درباره ظهور فرقه‌های مختلف در جهان اسلام است که در آخرالزمان پدید آمده و سبب اختلاف‌های بسیار خواهند شد.
ظهور دجال لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (غافر57) آفرینش آسمان‌ها و زمین از آفرینش انسان‌ها مهم‌تر است‌، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. برخی از مفسران‌، این آیه را به ظهور دجال تفسیر کرده‌اند که در دید مردم‌، بزرگ‌ترین موجود جلوه می‌کند، در حالیکه خداوند، او را از بسیاری مخلوقات دیگر کوچک‌تر می ‌شمارد، سرانجام این پدیده به دست حضرت عیسی‌(ع) نابود میشود.
پدید آمدن گرفتاری‌ها و مشکلات إِن‌ْ أَتَغکُم‌ْ عَذَابُه‌ُ و بَیَـَتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا یَسْتَعْجِل‌ُ مِنْه‌ُ الْمُجْرِمُون‌َ (یونس‌50) اگر مجازات او، شب هنگام یا در روز به سراغ شما آید، پس مجرمان برای چه عجله می‌ کنند. فَإِذَا نَزَل‌َ بِسَاحَتِهِم‌ْ فَسَآءَ صَبَاح‌ُ الْمُنذَرِین‌َ (صافات‌177) اما هنگامی که عذاب ما در آستانه خانه‌هایشان فرود آید، انذار شدگان صبحگاه بدی خواهند داشت‌.

علائم ظهور به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: فضیل بن یسار از امام باقر(ع) روایت کرده : نشانه‌های ظهور دو دسته است: یکی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی. خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است که راهی جز آن نیست (1) علائمی که در مورد حتمی بودن آنها نصی نداشته باشیم، تنها احتمال وقوع آن می رود و قطعی نیستند.

پیامبر اعظم(ص) میفرماید: زمانی بر مردم خواهد آمد که خدایشان شکم و قبله شان زنان و دینشان پول و شرافتشان وسایل زندگی آنان است. از ایمان جز نامش و از اسلام جز اثرش و از قرآن جز خواندنش باقی نمی ماند. مساجدشان از نظر ساختمان آباد و دلهایشان از هدایت ویران است. دانشمندانشان بدترین مردمان خدا روی زمین هستند

در چنین زمانی خداوند آنان را به چهار چیز گرفتار می کند: ستم سلاطین، گرسنگی و قحطی، ظلم و ستم فرمانروایان و حاکمان و هم چنین ستم قضات. اصحاب شگفت زده شده گفتند: ای رسول خدا آیا آنان بت پرست هستند؟ فرمودند: آری هر درهمی نزد آنان بت است.

هم چنین از علی(ع) روایت شده که فرمود: در آخر زمان و نزدیک به رستاخیز که بدترین زمان هاست، زنانی پیدا می شوند که بی حجاب و عریان هستند و خودشان را برای غیر شوهرانشان آرایش می کنند. آنان داخل شوندگان در آشوب ها و فتنه ها هستند و به مسایل جنسی گرایش دارند و به سوی خوشگذرانی ها و لذتها می شتابند و حرام را حلال می دانند و در دوزخ جاودانند. بحار الانوار، ج22، ص455 من لایحضر الفقیه، ج5، ص21

                                            رویکردها و عملکردهای آخرالزّمانی

از هنگامی که پیامبر عظیم الشّان ما(ص) مسئله ظهور منجی آخرالزّمان را مطرح کردند, ذهن مسلمانان همواره با مسئله ظهور منجی عجین بوده است. این امر به حدّی در ذهن مسلمانان تثبیت گشته بود که بارها قیام‌هایی از جانب مدّعیان دروغین واقع شد. این مدّعیان حتّی در احادیث نیز دخل و تصرّف کرده و تناقض‌هایی را که بین سخنان آنان و احادیث پیامبر(ص) وجود داشت نیز به نحوی توجیه می‌کردند

تعدادی از این قیام‌ها حتّی قبل از تولّد حضرت مهدی(عج) به وقوع پیوستند که از آن جمله می‌توانیم به قیام محمّد بن عبدالله بن حسن بن حسن مجتبی(ع) ‌اشاره کرد که حتّی در بین پیروان خود ملقّب به نفس زکیّه بوده و بعد از مدّتی ادّعای مهدویّت نمود.

از دیگر افراد، مهدی عبّاسی از خلفای بنی عبّاس است که داعیه مهدویّت نمود و حتّی در تأیید او احادیث جعلی از پیامبر اکرم(ص) ارائه شدند که در آنها پیامبر(ص) نسب مهدی موعود را از عموی خود، عبّاس می‌دانند!!! فضاحت این کار تا بدان حد بالا بود که سیوطی عالم مشهور اهل سنّت نیز به صراحت آنها را جعلی دانسته است.

به جز مسئله ظهور, نشانه‌های ظهور نیز در طول تاریخ، بارها ابزار دست اهداف سیاسی گروه‌های قدرت طلب واقع شده‌اند که از آن جمله می‌توان به قیام ابومسلم خراسانی از خراسان با پرچم‌های سیاه ‌اشاره کرد که نهایتاً این حیله در جهت خدمت به بنی‌عبّاس به کار گرفته شد و سرانجام آن سقوط بنی‌امیّه و حکومت بنی‌عبّاس بود.

گه‌گاه سوء استفاده از نشانه‌ها تا بدانجا پیش ‌رفته بود که حتّی نشانه‌های منفی، مانند خروج سفیانی نیز مورد توجّه واقع شد؛ چنانکه کسی از حکّام اموی به نام عثمان با ادّعای اینکه سفیانی است از «عراق» قیام نموده و از دیدگاه جبرگرای مسلمانان آن زمان سوء‌استفاده کرده و با این عنوان که وی مقدّمه‌ساز ظهور است و دیگران چاره‌ای جز تحمّل وی به عنوان مقدّمه‌ساز ظهور ندارند، در عراق به تاخت و تاز پرداخته است.

در قرون اخیر نیز وقایع مشابه مانند ادّعای صفویان مبنی بر اینکه سیّد خراسانی ممکن است از بین آنها برخیزد یا مهم‌تر از آن، ادّعای بابیّت و بهائیّت در قرن گذشته, نشان از تأثیرگذاری فرهنگ مهدوی بر تحرّکات سیاسی دارد. این مسائل باعث شد که در قرن اخیر برخورد مذهبی‌ها با مسئله ظهور به سه شکل باشد:
1. عدّه‌ای کماکان همانند گذشتگان هر واقعه مشابه با روایات را به عنوان نشانه ظهور می‌پذیرفتند و آن بخش از روایات را که با وقایع زمان آنها تناسب نداشت, به نحوی توجیه می‌کردند که در پایان با عدم ظهور امام, یأس و سرخوردگی و سست شدن اعتقاد آنان به مهدویّت را در پی داشت؛
2. عدّه‌ای نیز با نگاه به گذشتگان و مشاهده ‌اشتباه آنان در همراهی با مدّعیان, از مطالعه نشانه‌ های ظهور سر باز زدند و پرداختن به نشانه‌ها را گمراه کننده دانستند و این طور پنداشتند که همیشه تشخیص نشانه‌های ظهور با‌ اشتباه همراه است. آنان در تأیید دیدگاه خود، این حدیث معصومان(ع) را که تعیین‌کنندگان زمان ظهور دروغگویند را ارائه کردند و اظهار داشتند که اصولاً نباید به نشانه‌های ظهور پرداخت؛ زیرا امامان ما را از تعیین وقت ظهور نهی کرده‌اند؛

3. گروه سوم نیز به شکلی منطقی با نشانه‌های ظهور برخورد کردند و به دقّت نشانه‌ها را زیر نظر قرار دادند و هر جا تناقضی یافتند آن را توجیه نکردند. به جز گروه سوم که به شکلی دقیق و منطقی با نشانه‌ها برخورد کرده‌اند و از افراط و تفریط دوری گزیده‌اند, به نظر می‌رسد که دیدگاه هر دو گروه اوّل و دوم با چالش‌هایی رو به روست.

آیا آخر الزمان نزدیک است؟

اصطلاح آخر الزمان برای معانی مختلفی به کار می رود. در یک معنا، هنگام سخن از آخر الزمان، منظور نزدیک بودن زمان ظهور امام زمان (عج) است.  درباره ظهور امام زمان (عج) در دعای عهد می خوانیم اللّهم اکشف هذه الغمة عن هذه الأمّة بحضوره و عجّل لنا ظهوره انّهم یرونه بعیدا و نراه قریبا خدایا! این غم و اندوه را (که بر اثر غیبت او بما رسیده) با حضور او برطرف نما و در ظهور او شتاب کن، دشمنان ما ظهور آن حضرت را بعید میدانند ولى ما آن را نزدیک مى‌‏دانیم.
و درباره
روز قیامت چنین آمده إِنهَّمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا* وَ نَرَئهُ قَرِیبًا* یَوْمَ تَکُونُ السَّمَاءُ کاَلمْهْلِ [معارج 6الی8] ایشان آن روز را دور مى‌‏بینند. و ما نزدیکش مى‌‏بینیم. روزى که آسمان چون فلز گداخته گردد و اگر این سوال به وجود بیاید که فاصله زیادی بین ظهور و قیامت، وجود دارد، پس چگونه هر دو را نزدیک می دانیم، باید گفت که: کسیکه به دنبال حوادث آینده است و از زود یا دیر بودن آنها می پرسد، غرضش چیست؟ اگر غرضش آماده شدن برای این وقایع است، باید آن ها را نزدیک بداند و خود را مهیا کند

اما اگر به دنبال علم غیب و اطلاع از جزئیات آینده برای کنجکاوی یا نظیر آن است، بهتر است به این حقیقت توجه کنیم که خدای تعالی علم غیب را براحتی در دسترس دیگران قرار نمی دهد: عَلِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلىَ‏ غَیْبِهِ أَحَدًا* إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ‏ مِن رَّسُولٍ [جن 26و27] او داناى غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمى‌‏سازد، مگر بر آن پیامبرى که از او خشنود باشد. حتی برای پیامبر نیز این علم غیب مطلق و بدون شرط نیست: لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ ما مَسَّنِیَ السُّوءُ[اعراف188] اگر علم غیب مى‌‏دانستم بر خیر خود بسى مى‌‏افزودم و هیچ شرى به من نمى‌‏رسید. پس راهی مطمئن برای این گونه کنجکاوی برای ما وجود ندارد

                                  نگاهی به رخدادهای آخرالزمانی
قرآن تنها به کلی‌گویی درباره آخرالزمان و فرجام بشر و دنیا بسنده نکرده، بلکه به برخی از مهم‌ترین جزئیات در این باره نیز توجه داده است.
1. جنگ‌های جهانی: پیش از آنکه حکومت صالحان تشکیل شود، به سبب افزایش کفر و فجور و ظلم و بی‌عدالتی، جامعه بشری گرفتار جنگ‌های جهانی می‌شود. آیات98 و99 کهف می‌فرماید که در آخرالزمان مردم به حال خود رها شده و به جنگ جهانی گرفتار و مبتلا می‌شوند. مقصود از یموج فی بعض، در آیه به معنای داخل شدن برخی بر برخی دیگر است که شاید به هجوم و تجاوزگری گروهی از انسان‌ها به گروهی دیگر اشاره باشد (مجمع‌البیان) .
2. هجوم یاجوج و ماموج: یکی از سنت‌های الهی در آخرالزمان آن است که یاجوج و ماجوج در سراسر زمین یک هجوم سریع خواهند داشت که همراه با فتوحات فراگیر درآخرالزمان است (انبیاء96)  آنان از هر سو سرازیر می‌شوند. ماجرای یأجوج و مأجوج به سرزمین خاصی مربوط نیست، بلکه شامل تمام سرزمین‌ها و جهان خواهد بود. از آیات 94 و 98 و 99 کهف این معنا به دست می‌آید که درگیری یأجوج و مأجوج پس از ویرانی سد ذوالقرنین در آخرالزمان خواهد بود.
3. خروج دابه ‌الارض: آیه 89 نمل؛ پیش از قیامت جنبنده‌ای از زمین بیرون خواهد آمد که با مردمان سخن می‌گوید. آیه53 سجده؛ پیش از قیامت ما آیات اعجازی خود را در آفاق و انفس به آنان نشان خواهیم داد. در روایات تفسیری است که مراد از آن جنبنده، رجعت علی(ع) است که حقیقت را آشکار خواهد کرد و با مردم سخن گفته و اتمام حجت می‌کند. در تفسیر مجمع‌البیان آمده که علی(ع) که آن جنبنده را انسانی میداند. همچنین آورده‌اند که فرمود: انه صاحب ‌العصا و المیسم؛ آن موجود شگفت ‌انگیز دارای عصا و پاره‌آهن است.
4. خروج سفیانی: خروج سفیانی و گرفتاری او و لشکریانش به عذاب الهی از جمله نشانه‌های آخر الزمان است (51 سبا). هر چند که برخی این آیه را مربوط به قیامت و پس از نفخ دوم صور می‌دانند ولی با توجه به قرینه و حیل بینهم و بین ما یشتهون کما فعل باشیاعهم آیه فوق بیانگر حالت دنیای آنان است؛ آیه 102 هود و 50واقعه روشنگر همین معناست. در روایات بسیاری از شیعه و اهل سنت این افراد با عنوان سفیانی و پیروان او یاد می‌شوند (مجمع‌البیان الدر المنثور جامع‌البیان)
5. رجعت بهترین‌ها و بدترین‌ها: همان‌گونه که خوبان امت چون علی(ع) در آخرالزمان باز می‌گردد تا حجت تمام کند، همچنین اراده الهی بر بازگرداندن دسته‌ای از کافران هر امت به دنیا، در اخرالزمان تعلق گرفته (83 نمل). اما دلالت آیه یاد شده بر رجعت از آن جهت است که مسئله نفخ صور در آیات بعدی مطرح شده و این قرینه‌ای است بر اینکه مقصود از این حشر، حشر روز قیامت نیست؛ بلکه حشری است که در دنیا صورت می‌گیرد و با خروج «دابه الارض» ارتباط دارد. (مجمع‌البیان)
6. نزول عیسی(ع) به زمین: از جمله نشانه‌های آخرالزمان باید به نزول عیسی(ع) در آخرالزمان و ایمان آوردن اهل کتاب به او پیش از وفاتش اشاره کرد. (آیه 159) البته برداشت فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «به»، عیسی(ع) است چنانکه آیات سابق نیز درباره عیسی(ع)است. (مجمع‌البیان) آیات 57تا61 زخرف آمده که بازگشت و نزول حضرت عیسی(ع) در این آیات نیز مورد تاکید است؛ چرا که مرجع ضمیر «انه» نزول عیسی(ع) در آخرالزمان است. (المیزان)
7. اجتماع شیعیان بر دور امام‌ زمان(عج): در آیه148 بقره در اخبار اهل‌بیت(ع) روایت شده که مقصود از یأت بکم‌ الله... اصحاب مهدی(عج) در آخرالزمان است و در روایتی دیگر آمده که آنان همه شیعیان ما هستند که خداوند آنانرا از تمام شهرها به سوی مهدی(ع) گسیل می‌دارد. (مجمع‌البیان)
8. خلافت امام زمان(عج) و شیعیان: وعده خداوند به خلافت امام زمان(عج) و سپس جانشینی شیعیان در آخرالزمان در آیه 55 نور بیان شده . از امام سجاد(ع) روایت شده که ایشان در پی تلاوت آیه وعدالله الذین آمنوا... فرمود: سوگند به خدا! آنان شیعیان ما اهل بیت هستند که خداوند به سبب مردی از خاندان ما مهدی(عج), آنان را خلیفه روی زمین قرار خواهد داد...(نورالثقلین)
9. پایان تاریخ با حکومت صالحان : کتب آسمانی از جمله زبور داود(ع) به مسئله آخرالزمان اشاره داشته و با نگاهی مثبت به وضعیت آن زمان می‌نگرد و وعده می‌دهد که در آخر زمان حکومت عدالت محور صالحان برپا خواهد شد و پس از ایشان دیگر حکومتی ناصالح روی کار نخواهد آمد؛ چرا که وقتی سخن از وراثت است به این معناست که آنان صاحب اختیار زمین و حکومت آن خواهند بود و کسی پس از ایشان وارث نخواهد شد (انبیاء105 و 106)

پس اگر بخواهیم برای دنیا پایان تاریخی بنویسیم و براساس فلسفه تاریخ جبری برای سرنوشت انسان و حاکمیت در دنیا بیان کنیم باید گفت که پایان تاریخ با حکومت صالحان خواهد بود و پس از آن است که قیامت برپا می‌شود و زمین و زمان در هم می‌پیچد و جهانی دیگر آفریده میشود (ابراهیم48) پس آخرین وارثان زمین، صالحان خواهند بود که حکومتی جهانی تشکیل خواهند داد (انبیاء105 و106)

                                                       ماهیت دجال

در بعضی از روایات اشاره شده است که در آخرالزمان دجال خواهد آمد. منظور از دجال چیست؟ آیا در جامعه کنونی ما مصداق دارد؟ دجال از ریشه «دجل» به معنای دروغگوی حیله گر است. اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان است (1) در انجیل این واژه بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح باشند و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده.

به همین جهت در ترجمه انگلیسی کتاب های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست (Anti christ) یعنی ضد مسیح به کار رفته. در روایات زیادی از اهل سنت، خروج دجال از نشانه های برپایی قیامت دانسته شده(2) در کتاب های روایی شیعه، تنها دو روایت در مورد خروج دجال بعنوان یکی از علائم ظهور مهدی(عج) آمده(3) که هیچ یک از آنها از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست. .

درباره مصداق و ماهیت این واژه دو احتمال وجود دارد:
1. با توجه به معنای لغوی دجال مقصود از آن نام شخص معینی نیست؛ بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله گری و نیرنگ درصدد فریب مردم باشد، دجال است. براین اساس، دجال ها متعدد خواهند بود. قال رسول الله(ص) یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین رجالا(4)

پیش از خروج دجال، بیش از 70 دجال خروج خواهند کرد. بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه دجال بیانگر این مطلب است که در آستانه انقلاب امام مهدی(عج) افراد حیله گر برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار میگیرند تا با تزویر و حیله گری مردم را نسبت به اصالت و تحقق آن انقلاب و استواری رهبریش، دچار تردید سازند.
2. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان است. استکبار با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی، صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد، سعی میکند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند. بر این اساس است که پیامبران امت های خود را از فتنه دجال بیم داده اند ما بعث الله نبیا الا و قد انذر قومه الدجال...؛ (5)

هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که قومش را از فتنه دجال برحذر داشت، درحقیقت آنانرا از افتادن دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی بر حذر داشته اند. پس احتمال می رود منظور از دجال همان استکبار جهانی باشد؛ مثلا در اوصاف دجال گفته شده: کوهی از طعام و شهری از آب به همراه دارد که این معنا شاید کنایه از امکانات عظیم و گسترده ای که استکبار در اختیار دارد، باشد(6)
پی نوشت ها: 1- رساله یوحنا، باب2، آیه22   2-سنن ترمذی، ج4، ص507-.519   3- کمال الدین صدوق، ص525 و .526   4- کنزالمعال، ج 14، ص.200   5- بحارالانوار، ج52، ص.205   6: الف) چشم به راه مهدی، مرکز ص.289.و223

دجال ستیزی دشمن شناسی است : اصلی ترین دشمن منجی موعود که فتنه و فساد او شرق و غرب عالم را فرا می گیرد و بیشترین مردم را به ستیز و مقابله با آرمانهای الهی موعود وامی دارد، دجال و دجال صفتان عالمند. دجال مهمترین مانع بیرونی بر سر راه کمال بشر است . منابع دینی مسلمانان، از دجال به عنوان شاخصه ممانعت و مخالفت با منجی موعود و فردی که مخالف شکل گیری نهضت اوست، نام برده شده است؛ یکی از مهمترین وظایف همه منتظران، رسیدن به تشخیص موعود و دجال از یکدیگر است تا دچار اشتباه نشوند

برای منتظران داشتن نگاه قدرت گرا، بجای نگاهی کمال گرا به منجی عهد آخر، یکی از مهمترین این دام هاست. تشخیص این که چه کسی امام زمان حقیقی است، نیاز به تخصص دارد. کسانی که چشم ظاهر بین دارند و به دنبال کرامت های دروغین هستند، به طور قطع به دنبال دجال می روند و فقط تعداد معدودی که سواد کمال و چشم باطنبین دارند و به مفهوم کمال پی برده اند، اطراف امام زمان(عج) را می گیرند.

دجال شاخص ترین نماینده همه ابن ملجم ها و همه کسانی است که در طول تاریخ به نام حق در مقابل حق ایستاده اند و منجی موعود، برجسته ترین نماینده همه حق طلبان و حقیقت جویان تاریخ بشر است.

دجال برای دنبال کردن هدف خود ابزاری دارد. اصطلاح خر دجال، میتواند کنایه ای از ابزار و وسایلی باشد که غایت سرگرمی را برای اتلاف وقت مردم و انحراف ذهن آن ها از حقیقت ایجاد می کنند و جاذبه های بسیار زیادی که انسانها را به خود مشغول کرده، از رفتن به راه کمال باز می دارد.

او که مدعی نجات و خوشبختی بشر است؛ با قدرت نمایی و ابزاری که در اختیار دارد، وقت کشی میکند تا دیگر فرصتی برای توجه به کمال و حقیقت باقی نمانده، پس از مدتی عادت های معیوب، محور زندگی انسان شود. واژه دجال، همانند واژه شیطان است؛ چنانچه شیطان نیز یک مفهوم کلی است که دارای یک مصداق اصلی و مصادیق بی شمار فرعی است

جلوه های آخرالزمانی دجال مربوط به تسلط نظام رسانه ای که ابزار آن ماهواره ها، اینترنت، سینما، تلویزیون، و... است و بنیان کار آن بر فیلمها و موسیقیهای حرام با تکیه بر خشونت و لاابالی گری استوار است؛ نظامی که از طریق امواج، ذهن و اندیشه مردم جهان را در چنبره خویش گرفته و آنانرا با تک چشم جادویی خویش سحر کرده و به هر سو که می خواهد می کشاند.

و دسته دیگر مربوط به فراگیری طاغوتهای سیاسی، ناتوهای فرهنگی و عرفانهای دروغین نوظهور که خود شامل ابرقدرتهای شیطانی، لابیهای صهیونیستی، تیمهای فراماسونری، شیطان پرستی و... می شود؛ فرقه ها و گروههایی اهریمنی که بر ارکان قدرت و ثروت جهان چنگ انداخته و بیشتر مردم جهان را در جولانگاه فتنه و فساد خویش تار و مار ساخته اند.

یکی از محورهای اصلی در فرآیند مهدی گرایی و دجال ستیزی، ولایتمداری و امام سالاری است. در طول تمام دوره های تربیتی، برانگیختن محبت، معرفت و ولایت پذیری نسبت به امام زمان(عج) از مهمترین محورها و بنیانهای تربیتی است. روح و حقیقت خانواده باید به احرام درآید و همواره دور کعبه ولایت و امامت طواف کند. چرا که وجود امام، چونان کعبه است که مردم باید به گردش طواف کنند، نه او به گرد مردم.

مردمی که بارها در تنگ ناها ولایت پذیری را تجربه و تمرین کرده اند کمتر دچار حیله دجال می شوند ولی آنانکه با تحلیل های غلط از رهبری خود را کنار کشیده در مقابل دجالان آسیب پذیرترند. تمرین در ولایت پذیری مطمئنا مقدمه پذیرفتن ولایت جهانی حضرت بقیه الله الاعظم است بدون تمرین و عادت محال است ولایت امر را با معجزه پذیرفت . بدون شک با یک نگاه موضعگیری قدرت طلبان شرق و غرب را در انقلاب و رهبری بنگریم به حقانیت آن خواهیم رسید

شاخص هاى خروج دجال

نقل است که سرور مومنان علی ع روزی خطبه میخواندند و جمله سلونی قبل ان تفقدونی بپرسید از من پیش از آنکه مرا از دست بدهید. این شاخص ها را بیان فرمود: خروج دجال لعین وقتی خواهد بود که مردمان نماز نگزارند، و امانت را ضایع کنند و دروغ را حلال دانند و ربا خورند و رشوه گیرند، و بنیان را مشید و محکم سازند و دین را به دنیا فروشند و سفها را عامل سازند،..

و قطع رحم کنند و تابع هوای نفس گردند و خون ها را سهل شمارند و علم ضعیف شود و ظلم فخر گردد و امرا فاجر و وزرا ظالم و عرفا خائن و قاریان فاسق باشند، و گواهی دروغ ظاهر شود و فسق و فجور علانیه کنند، و بهتان و گناه مطلقا یا شرب خمر و طغیان، نافرمانی خدا را آشکار نمایند و مصحف ها را زینت کنند و مسجدها را طلا کاری یا مطلقا زینت کنند و منارها را بلند سازند و بدان را اکرام کنند. تشبه النساء بالرجال و الرجال بالنساء زنان خود را شبیه مردان و مردان خود را شبیه زنان سازند. کمال الدین باب74

پیش از ظهور حضرت مهدی(عج) پنج نشانه‌ تحقق پیدا می‌کند؛ صیحه آسمانی - خروج سفیانی- فرورفتگی در بیدا - خروج یمانی- کشته شدن نفس زکیه.
صیحه آسمانی : امام باقر(ع) می‌فرمایند: دو صدا باید قبل از ظهور شنیده شود، یک صدا از آسمان که صدای جبرئیل است و صاحب این امر را به نام او و نام پدرش معرفی می‌کند. صدای دوم، صدای شیطان است که می‌خواهد مردم را گمراه کند

پس از صدای اول متابعت کنید اما بترسید از اینکه صدای دوم شما را به گمراهی ‌کشاند. منادی از آسمان فریاد می‌زند به اینکه حضرت مهدی(عج) امیر بر مردم است و نیز منادی از آسمان می‌گوید که علی(ع) و شیعیانش رستگارند. بعد از این صدا شیطان فریاد می‌زند که فلانی و پیروانش رستگارانند.... نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که نباید این دو صدا را با ندای روز ظهور اشتباه گرفت.

خروج سفیانی: در مورد شخص سفیانی روایات بسیاری آمده و همین طور در مورد زمان خروج و کارهایی که انجام خواهد داد بسیار روایت آمده که دلیل بر حقیقت وجود سفیانی می‌باشد. اولا در مورد اینکه آیا خروج سفیانی حتمی است می‌توانیم به حدیثی از امام باقر(ع) فرمود: السفیانی و القائم فی سنه واحده: سفیانی و قائم ما(ع) در یک سال قیام می‌کنند.

در قرب الاسناد از ابن عیسی از ابن اسباط از امام رضا(ع) در حدیثی آمده که : امر قائم امری حتمی است که از جانب خداوند و ظهور قائم جز با وجود سفیانی نخواهد بود. امام صادق(ع) در روایتی درباره حتمی بودن قیام سفیانی می‌فرمایند سفیانی از نشانه‌های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام، پانزده ماه به طول می‌کشد (بحار الانوار).

امام باقر (ع) می‌فرمایند: سفیانی سرخ رویی سفید پوست و زاغ چشم است و هرگز خدا را پرستش نکرده و هرگز مکه و مدینه را ندیده است. عثمان بن عنبسه از فرزندان هند جگرخوار به حساب می‌آید که طبق روایات آمده او فردی قد بلند و چهار شانه سرخ رو آبله بسیار در صورت و یک چشم می‌باشد (کتاب علائم ظهور شیخ علی کورانی) از بیابانی در سوریه به نام وادی یابس خروج خواهد کرد. امام علی(ع) : فرزند خورنده جگرها از وادی یابس خروج می‌کند.

جابر در کتاب الغیبه نعمانی است که از امام باقر(ع) نقل می‌کند که فرمودند: ای جابر قائم ظهور نمی‌کند تا آنکه فتنه‌ای شام را فرا گیرد و اهل شام به دنبال خلاصی از آنند. سفیانی کشت و کشتار بسیاری راه می‌اندازد و حکومت او نزدیک به 15 ماه می‌باشد که بر پنج شهر تسلط کامل می‌یابد. از برخی روایات چنین استفاده می‌شود که وی مسلمان منحرفی است که کینه حضرت امیر المومنین(ع) را به دل دارد.

چنانکه امام صادق(ع) می‌فرمایند: گویا سفیانی را می‌بینم که در میان کوفه جایگاه خود را گسترده و منادی او فریاد می‌زند هرکس سر شیعه علی بن ابی طالب را بیاورد هزار درهم خواهد گرفت. همسایه به همسایه می‌جهد و گردنش را می‌زند و هزار درهم می‌گیرد.

آگاه باشید که در آن روز حکومت شما فقط به دست زنا زادگان خواهد بود (الغیبه شیخ طوسی ص273). امام علی(ع) درباره مدت حکومت و محل مرگ او در ذیل آیه شریفه و لو تری اذا فزعوا فلا فوت می‌فرمایند: کمی پیش از قیام مهدی(عج) سفیانی قیام می‌کند پس به اندازه 9 ماه حکومت کرده و لشکریان او به مدینه وارد شوند تا اینکه به بیدا می‌رسند و خداوند آنها در زمین فرو می‌برد (تاریخ غیبت کبری محمد صدر)

خروج یمانی: یمانی فردی که از یمن قیام می‌کند و از نسل زید بن علی بن الحسین(ع) می‌باشد و یمانی، سفیانی و خراسانی هر سه در یک روز حرکت خود را آغاز می‌کنند و پرچم‌های خود را می ‌افرازند. روایاتی از ائمه اطهار(ع) که در میان این سه پرچم لوایی هدایتگرتر غیر از پرچم یمانی نیست.
امام باقر(ع) درمورد نشانه های قیام حضرت مهدی(عج) می‌فرمایند: در پیشاپیش ظهور مهدی دو نشانه بزرگ دیده می‌شود :
خسوف ماه در پنجم آن ماه و کسوف خورشید در پانزدهم آن ماه. از وقتی که خداوند حضرت آدم را به این دنیا فرستاده چنین واقعه‌ای رخ نداده است .پس دیگر اعتباری برای منجمان باقی نخواهند ماند.
قال الصادق(ع)
طوبی شیعتنا المتمسکین بحبلنا فی غیبته قائمنا خوشا به حال شیعیان ما ! آنان که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما تمسک می‌جویند. 

 آغاز امامت امام عصر (عج)

پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) امامت امام عصر (عج) آغاز می‌گردد و تا زمانی که شرایط حضور فراهم نگردد، امام ظهور نخواهد کرد. از زمان غیبت حضرت تاکنون روایات متعدد و مباحث مختلفی در خصوص شرایط و علائم ظهور بیان شده است. اما با نگاه تحلیلی و نگرش سیاسی به این موضوع کمتر پرداخته شده است. در اینجا به اجمال به نکاتی اشاره می‌شود:

1 - پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، ائمه معصومین (ع) برای رهبری جامعه جهانی و امت اسلامی، رسالت سنگین و الهی خود را در مقاطع مختلف تاریخی عهده‌دار شدند. اما شاهد بودیم که این رسالت‌ها ناتمام ماند و امامت معصوم (ع) در فرازی از تاریخ سرنوشت‌ساز خود به شهادت رسیدند. تا اینکه نوبت به امام عصر (عج) رسید و آن حضرت با عنایت الهی تا آماده شدن شرایط جامعه جهانی برای حضور به عنوان ذخیره الهی امامت و رهبری در پرده غیبت قرار گرفتند.

2 - بدیهی است که امام عصر (عج) زمانی ظهور پیدا خواهند کرد که بتوانند رسالت امامت و رهبری الهی جامعه جهانی را عهده‌دار شده و به انجام برسانند، رسالتی که خداوند سبحان آن را وعده داده است تا انسان در زمین به کمال رسد و نقش الهی خود را ایفا نماید.

3 - هر چند در جامعه امروز جهانی، گرایش فراگیر به اسلام خواهی و عدالت به وجود آمده است و روز به روز جمعیت مسلمانان به صورت تصاعدی رو به فزونی است، اما از طرف دیگر اسلام ستیزی توسط قدرت‌های مسلط جهانی ابعاد تازه‌تری به خود گرفته است و هر صدایی که از سوی متفکرین و دانشمندان مسلمان علیه سیاست‌‌های استکباری بلند شود از درون خفه می‌شود. مسلمانان در اروپا و آمریکا به شدت تحت فشارهای امنیتی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند و کشورهای اسلامی از خاورمیانه تا شاخ آفریقا در آتش خشم این قدرت‌ها گرفتارند.

4 - مدیریت سازمان‌های بین المللی که در عرصه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قانون و مقررات وضع کرده و اعمال سیاست می‌کنند، تماما به دست قدرت‌های بزرگ و مسلط جهان اداره می‌شود و امکان راهیابی مسلمانان و فرهیختگان و صاحب ‌نظران مسلمان در حلقه مدیریتی آنها وجود ندارد. به عبارتی فضای جهانی در اختیار چند قدرت بلامنازع می‌باشد. برای ظهور امام عصر (عج) شکستن این فضا اجتناب ‌ناپذیر است.

5 - امروز جمعیت بالغ بر یک میلیارد نفری مسلمانان و در راس آن شیعیان، متعرض وضع موجود جهان هستند. متعرض سیاست‌های خشونت بار و ظالمانه آنها در جای جای دنیا، خاورمیانه، آسیای میانه و دور و آفریقا می‌باشند. امروز شاهد هستیم که این اعتراض‌ها شکل مبارزه به خود گرفته است و روز به روز گسترده‌تر می‌شود و عمق بیشتری می‌گیرد.

6 - زمانی حضرت ظهور خواهند نمود که اسلام خواهی در دنیا نهادینه گشته و تعرض نسبت به سیاست‌های استکباری در جهان و قدرت‌های مسلط فراگیر شود و با شکسته شدن فضای موجود، دیو استکبار از صفحه جهانی محو شده تا مردم جهان شاهد حضور حضرت باشند. حضوری که حکومت جهانی عدل استقرار یابد و خواست الهی تحقق پذیرد. ان‌شاءالله

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">