تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

آشنایی با قرآن. سوره آیه. مکی مدنی. محکمات متشابهات. حروف مقطعه. انزال و تنزیل /علوم قرآنی . استماع و آداب تلاوت

تدبر و تفکر در قرآن . غفلت از یاد خدا؛ . خشیت . اطاعت

مهجوریت زدائی از قرآن . شکوه ها و گلایه های قرآن از ما! قرآنی شدن جامعه . دانشمندان معاصر

اسرائیلیات . ملی گرائی . صراط مستقیم

                    کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

امنیت و اعتماد در قرآن

تعریف امنیت
امنیت برگرفته از واژه امن است. امن ضد ترس و به گفته برخی نقیض آن است (بقره126 نساء91 مائده2 یوسف99 ابراهیم 35؛ نحل112؛ نور55؛ شعراء142 و 146؛ قصص57؛ تین3؛ قریش4). امنیت در لغت حالت فراغت از خطر و هرگونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. در اصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت امنیت فردی و امنیت اجتماعی، امنیت ملی و امنیت بین المللی به کار برده می شود

امنیت یعنی فضایی ایجاد شود که اقشار مختلف مردم در کمال آرامش به فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بپردازند. اسلام، امنیت را یکی از اصول مهم زندگی فردی و اجتماعی می‌داند و به عنوان یکی از مقدس ترین آرمان ‌های بشری و الهی یاد می کند

مفهوم و ویژگی ‌های امنیت از مهمترین موضوعاتی است که در قرآن و روایات مورد تحلیل و اشاره قرار گرفته در مجموع از ریشه یا کلمه امن 62 کلمه مشتق، حدود 879 بار در قرآن به کار رفته و این تعداد کاربرد، 358 مورد در آیات مکی و 521 مورد در آیات مدنی است،

خانه‌ کعبه حرم امن الهی و نمونه‌ای از مأمن زمینی

در قرآن شهری که برخوردار از امنیت باشد، به عنوان الگو و نمونه و سرزمین ایده‌آل آمده و ضرب الله مثلاً قریه کانت امنه مطمئنه (نحل112) خداوند به عنوان الگو شهری را مثل می آورد که برخوردار از امنیت بوده و آرامش بر آن حکمفرما بوده است. کعبه حرم امن الهی و نمونه‌ای از مأمن زمینی است که با الهام از تقدس معنوی و امنیت روحانی، مکانی مقدّس و متبرّک در روی زمین می‌ باشد

خداوند در آیاتی از قرآن کریم به مفاهیم و جنبه‌ های روحانی و ابعاد مکنون امنیت خانه‌ کعبه اشاره می کند. قرآن کریم، مقدس‌ترین مکان را که کعبه است، با صفت امن توصیف کرده و اذ جعلنا البیت مثابه للناس و امنا و نیز حرم امن الهی و سرزمین مکه را به مکان امن تعبیر می‌کند او لم نمکن لهم حرما امنا همچنین امنیت را به عنوان ارمغان الهی به کسانی که در این حرم قدس پروردگار باشند، عطا کرده و من دخله کان امنا

در آل عمران آیه 96 و 97 در حقیقت نخستین خانه‌ای که برای مردم نهاده شده، همان است که در مکه است و مبارک و برای جهانیان هدایت است. در آن نشانه ‌هایی روشن است، مقام ابراهیم است و هر که در آن درآید در امان است.

بنا به آیه و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمنا (ابراهیم35) حضرت ابراهیم(ع) هنگام بنا نهادن کعبه به این نیاز فطری توجه کرد و در نخستین دعایی که در این سرزمین از خداوند نمود، درخواست تضمین و تأمین امنیت بود. او از خداوند خواست که آن سرزمین را از نعمت امنیت برخوردار سازد تا سرزمین مکه را، حرمی امن برای او و فرزندانش قرار دهد تا مرکز ثقلی برای دین خدا و رابطه‌ای زمینی و مادی بین مردم و پروردگارشان باشد و همه برای عبادت خدا به آنجا روی آورند

مراد ایشان از امنیت، امنیت تشریعی و حرم بودن مکه است، نه امنیت تکوینی و خارجی، به طوری که جنگ و نزاع و سایر حوادث منافی با ایمنی در آن رخ ندهد، او لم نمکن لهم حرما آمنا یحیی الیه ثمرات کل شی آیا شهر آنان (مکه) را برایشان حرم امنی که میوه ‌های هر شهری در آنجا جمع شوند، قرار ندادیم؟ (قصص57)

این آیه در مقام منت گذاری به نعمت امنیت حرم است، بنابراین، شهر مکه و کعبه، امن‌ترین و مقدس ‌ترین مکان در روی زمین تلقی می‌ گردد و از دو بعد دارای امنیت است:

الف- بعد تکوینی؛ در طول تاریخ دچار کمترین ناامنی و تغییر ساختاری گشته است.

ب- بعد تشریعی؛ تمام موجوداتی که به کعبه پناه می‌ برند، از تعدی و تجاوز در امان می‌باشند، چنان‌که پیامبر اکرم (ص) نیز در زمان فتح مکه به این مسئله توجه داشت.

منابع: امنیت و طراحی شهری، تفسیر المیزان، امنیت و ابعاد آن در قرآن کریم،

قرآن و امنیت و اعتماد و آرامش

اگر به برخی از عللی که در قرآن به عنوان عوامل سلب آرامش توجه شود به خوبی روشن می شود که چگونه قرآن ارتباط تنگاتنگی میان امنیت و اعتماد برقرار کرده است. به عنوان نمونه به مساله آدم ربایی در جامعه اشاره می کند و می گوید که یکی از علل سلب آرامش و امنیت فردی و اجتماعی، آدم ربایی است

اگر انسان در جامعه ای زندگی کند که احتمال ربایش وی وجود داشته باشد و نتواند در خانه و خیابان و یا حتی جنگل و بیابان آن در آرامش زیست کند، نمی توان امید به وجود اجتماعی آرام داشت. اعتماد به دیگری در عدم تعرض به وی است که وی را مطمئن و آرام می سازد که در یک جامعه با آرامش و امنیت زندگی کند.
آیات 26 انفال
وَ اذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ... 57 قصص  وَ قَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا و... 67 عنکبوت أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...

از دیگر مسایلی که قرآن در این حوزه بدان اشاره می کند اعتماد و اطمینان به دیگری در حوزه اخبار و اطلاعات است. بسیاری از مردم به عنوان درد دل و تخلیه فشارهای مختلف روحی، سخنان و اطلاعاتی را در اختیار دیگری قرار میدهند که ریشه در اعتماد به دیگری دارد. از این رو هرگونه افشای اخبار و اطلاعاتی که فرد به سبب اطمینان خاطر و اعتماد به دیگری در اختیار وی گذاشته است می تواند عامل بحران بی اعتمادی اجتماعی و فروپاشی آن شود

قرآن با توجه به آسیب های جدی که افشای اسرار خصوصی و شخصی به اعتماد اجتماعی و عمومی وارد می سازد در آیات بسیاری، پخش هرگونه مسئله خصوصی را به عنوان پخش راز و افشاگری، زشت شمرده و از آن بازداشته است. تاکید بر حرمت غیبت از آن روست که شخص با توجه به تعاملات خاص، اطلاعاتی از رفتار و گفتار دیگری بیان می کند که پخش آن می تواند به بی اعتمادی اجتماعی دامن زند.

در حوزه عمل اجتماعی نیز پخش هرگونه اخبار و اطلاعات نادرست و ارزیابی نشده که زمینه نفوذ دشمنان انسانیت از شیطان های جنی و انسی را سبب می شود و موجبات بی اعتمادی را فراهم می آورد به عنوان گناه وجرم تلقی شده و به شدت از آن نهی گردیده وَ إِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِی الأَمْرِ ... (نساء83)

و چون خبرى [حاکى] از ایمنى یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند قطعا از میان آنان کسانى‏اند که [مى‏توانند درست و نادرست] آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندکى از شیطان پیروى مى‏کردید
در همین راستا، نسبت به
شایعه پراکنی و دامن زدن به آن هشدار داده شده و از مردم خواسته شده تا در برخورد با مسایل به گونه ای عمل کنند که به بی اعتمادی اجتماعی دامن زده نشود و امنیت روحی و روانی جامعه را با خطر مواجه نسازد لَئِن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا (احزاب60)

امنیت اجتماعی، تبلور رحمت خداوند

از نظر قرآن امنیت اجتماعی از نعمت های بزرگ خداوند به هر جامعه ای است و جامعه ای که از چنین نعمتی برخوردار است باید همواره شکرگزار خداوند باشد که از چنین خیر بزرگی برخوردار است وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ (نحل 112)

اهمیت و ارزش امنیت اجتماعی است که حضرت ابراهیم(ع) را وادار می سازد تا برای ایجاد چنین امنیتی در مکه حتی برای غیراهل ایمان، دعا کند. وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ (بقره 126)
در همین راستا می توان به مطلوب بودن امنیت اجتماعی در جوامع اشاره کرد که حضرت یوسف(ع) در هنگام پناه دادن خانواده خویش در مصر به آنان یادآور می شود که اگر وارد مصر شوید ان شاء الله درامنیت قرار خواهید گرفت

فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى یُوسُفَ آوَى إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِینَ (یوسف99) اصولاً آن چه دغدغه اصلی حضرت یعقوب(ع) و حضرت یوسف(ع) بوده، مشکل امنیت انسانی است که شامل همه انواع و اقسام امنیت (مائده2 و قصص57 و عنکبوت67) بوده که امنیت اجتماعی دردرجه نخست اولویت قرار دارد. از این رو حضرت یوسف(ع) امنیت آل یعقوب(ع) را در مصر تضمین می کند.
خداوند در آیات 94 تا 98 کهف امنیت اجتماعی را تبلور رحمت و مظهر مهر الهی دانسته. بنابراین هر جامعه ای که از امنیت انسانی برخوردار نباشد از رحمت و مهر الهی دورافتاده و از سلامت برخوردار نیست. هرگونه ناامنی راه ها
وَلاَ تَقْعُدُواْ بِکُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا

و محیط مَّقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا (آل عمران96 و97 بقره191) می تواند امنیت روانی جامعه را مختل کند که نتیجه ای جز فروپاشی درونی جامعه نخواهد داشت.
اهمیت بسیار اساسی امنیت انسانی در جوامع، چنان است که دشمنان، بیشترین هزینه را در این بخش می کنند؛ زیرا فقدان هرگونه ناامنی می تواند موقعیت های چشم گیری را نصیب آنان کند.
برای دست یابی به امنیت افزون بر توحید و ایمان خالص
فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ (انعام81 و 82) باید با هرگونه فسادانگیزان و آشوبگرانی که سلامت جامعه ایمانی را در معرض خطر قرار می دهند مبارزه و آنان را سرکوب کرد إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ (مائده33)

و با تقویت عده و عده نظامی و بنیه دفاعی کشور وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ..... و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگرى را جز ایشان که شما نمى‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‏شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت (انفال60)

و جهاد در راه خدا فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ  وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ... پس در راه خدا پیکار کن جز عهده‏دار شخص خود نیستى و[لى] مؤمنان را [به مبارزه] برانگیز باشد که خداوند آسیب کسانى را که کفر ورزیده‏اند [از آنان] باز دارد و خداست که قدرتش بیشتر و کیفرش سخت‏تر است  (نساء84) مرزهای بیرونی را تقویت کرد و با مبارزه باعلل و عوامل آسیب زا به اعتماد اجتماعی چون افشاگری و شایعه پراکنی، غیبت، پیمان شکنی و زیرقول و قرارهای شفاهی زدن و مانند آن، ضریب امنیت روحی و روانی جامعه را افزایش داد.

عوامل مؤثر در امنیت اجتماعی از منظر قرآن و حدیث
امنیت فردی و اجتماعی، یکی از اصلی ترین نیازهای انسان برای رسیدن به رشد و کمال است. امنیت اجتماعی در یک جامعه، معادل کاهش آسیبهای اجتماعی است. امنیت با برآورده شدن جمیع حقوق مردم نسبت برقرار می کند که این همان تعریف عدالت است

جایگاه امنیت اجتماعی در اولویت اول شهروندان است. فقر، بیکاری و آسیبهای اجتماعی همچون انواع سرقت، کلاهبرداری، تجاوز، باندهای سرقت و قتل مسلحانه کودکان و زنان خیابانی، اعتیاد، فحشا و مهاجرت از مهمترین مصادیق و شاخصهای امنیت اجتماعی است. ایجاد امنیت به مشارکت مردم و دولت نیازمند است. امنیت دارای سطوح فردی، جمعی، بین المللی و جهانی است و همه این سطوح به هم وابسته هستند و از هم قابل تفکیک نمی باشند.

1-1. امنیت اجتماعی حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیرقانونی دولت یا دستگاه یا فرد یا گروهی در تمام یا بخشی از جامعه پدید آورد. در نظام حقوق جدید فرض بر این است که قانون با تعریف آزادی ها و حقوق فرد و کیفر دادن کسانی که از آن حدود پا را فراتر گذاشته اند، امنیت فردی و اجتماعی را پاسبانی می کند و دستگاه پلیس دادگستری مأمور اجرای قانون و حمایت از فرد و جامعه در برابر قانون شکنان است

در امنیت جمعی اصل، حفظ صلح بین المللی است. کوشش های هماهنگ کشورها در جهت آن، به ویژه کوشش های سازمان های بین المللی و بالاتر از همه، سازمان ملل متحد ضامن آن شمرده می شود .
1-2.امنیت فردی حالتی است که در آن فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان و مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی می کند. تجلی ایمنی در اجتماع به صورت آسایش و آرامش رفتاری است که اگر در این مسیر به هر دلیل خللی وارد شود و انسان نتواند نیازهای خود را برآورده کند ناکام می شود و احساس نارضایتی و ترس به او دست می دهد. تجلی این حالت درونی، در بیرون به صورت رفتار و حرکاتی نابهنجار و خشن است

با استناد به آیات قرآن به این نکته می رسیم که اشتباه است تصور کنیم انسان به لحاظ روح و فطرت پاک، اگر در فضای کاملاً آزاد و بی قید قرار گیرد، به تعالی می رسد؛ زیرا بدون ارشاد، انسان به انحراف و انحطاط نزدیک تر خواهد بود تا به رشد و تعالی.
2- امنیت مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی
امنیت نخستین و مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است. ذوالقرنین برای فراهم آوردن امنیت نسبت به قومی که مورد تهدید قرار گرفته بودند، پر زحمت ترین کارها را برعهده گرفت و برای جلوگیری از مفسدان، از نیرومند ترین سدها استفاده کرد (کهف 92-94)؛ سدی که در تاریخ ضرب المثل شده و سمبل استحکام، دوام و بقاست می گویند : اصولاً تا جلوی مفسدان را با قاطعیت و به وسیله نیرومندترین سدها نگیرند، جامعه روی سعادت نخواهد دید

کسانی که می خواهند سرزمینی آباد، آزاد و مستقل داشته باشند، باید قبل از هر چیز به مسئله امنیت (نحل112) بپردازند. سپس مردم را به آینده خود در آن منطقه امیدوار ساخته و به دنبال آن چرخهای اقتصادی را به حرکت درآورند. (مکارم شیرازی) در آیات فوق بعد از ذکر نعمتهای سه گانه (از جمله امنیت) می گوید: و لقد جاء هم رسول منهم (نحل113)

و به یقین، فرستاده ای از خودشان برایشان آمد. در این آیه قحطی و ناامنی، نتیجه کفران نعمت بیان شده است. در حقیقت همان گونه که در آغاز، نعمت امنیت و رفاه تمام وجود آنها را پرکرده بودند، در پایان نیز بر اثر کفران، فقر و ناامنی به جای آن نشست. (مکارم شیرازی)
3- امنیت کامل و همه جانبه اجتماعی
اسلام می خواهد در جامعه امنیت کامل حکم فرما باشد (حجرات11 و 12؛ سبأ15 و18؛ شعرا141 و 146؛ فیل1 و 5؛ قریش1 و 4؛ بقره126؛ یوسف99 فتح27؛ احزاب13؛ نور27)؛ مردم در عمل و با دست به یکدیگر هجوم نکنند؛ از نظر زبان و از آن بالاتر از نظر اندیشه و فکر، در امان باشند و هرکس احساس کند که دیگری حتی در منطقه افکار خود، تیرهای تهمت را به سوی او نشانه گیری نمی کند این امنیتی است در بالاترین سطح که جز در یک جامعه مؤمن و مذهبی امکان پذیر نیست.
دستورهای شش گانه ای که در آیاتی از حجرات11 و 12) مطرح شده است (
نهی از سخریه، عیب جویی، القاب زشت، گمان بد، تجسس و غیبت)، هرگاه به طور کامل در یک جامعه پیاده شود، آبرو و حیثیت افراد جامعه را از هر نظر بیمه می کند؛ نه کسی می تواند گمان بد به دیگری ببرد، نه در زندگی خصوصی افراد به جستجو پردازد، و نه عیب پنهانی کسی را برای دیگران فاش کند. به بیان دیگر، انسان چهار سرمایه دارد که همه آنها باید در دژهای این قانون قرار گیرد و محفوظ باشد: جان، مال؛ ناموس و آبرو.

این دستور اسلامی از جامعترین و حساب شده ترین دستورها در زمینه روابط اجتماعی انسانهاست که مسئله امنیت را به طور کامل در جامعه تضمین می کند. در بخشی دیگر از آیه، «نهی از تجسس» را مطرح کرده، به تعبیر دیگر اسلام می خواهد مردم در زندگی خصوصی خود از هر نظر در امنیت باشند. بدیهی است اگر اجازه داده شود هر کس به جستجو درباره دیگران برخیزد، حیثیت و آبروی مردم بر باد می رود و جهنمی به وجود می آید که همه افراد اجتماع در آن معذب خواهند بود (مکارم شیرازی).
4. عوامل مؤثر در امنیت اجتماعی
4-1 عدالت
امنیت با برآورده شدن جمیع حقوق مردم، نسبت برقرار می کند و این همان تعریف عدالت و عدالت واقعی در نظام اسلامی است. این نظام، نیروها را به هدر نمی دهد، هیچ عملی ضایع نمی ماند (آل عمران195) به حساب ذره ذره آن رسیدگی می شود (زلزال7 و 8). این خود دلیلی است بر وجود عدل در نظام اسلامی.
قرآن در کمال صراحت «عدالت اجتماعی» را به عنوان هدف بعثت انبیا معرفی کرده (حدید25)، پس همه پیغمبران برای برقرار کردن عدالت آمده اند. برای اینکه بشر در این دنیا بتواند به معنویت کامل برسد باید در دنیا زندگی کند، زندگی بشر جز در پرتو اجتماع امکان پذیر نیست و زندگی اجتماعی جز در پرتو عدالت استقرار پیدا نمی کند. پس قانون و عدالت، همه مقدمه این است که انسان بتواند در این دنیا با خیال راحت خدا را عبادت کند

اگر این نباشد، عدالت هیچ ارزشی ندارد.

عدالت به معنی این است که هرچیز در یک سازمان در جای خود قرارگیرد. بدون وجود تفاوت در حقوق مردم، جامعه، نظم و انتظامی نخواهد داشت. مردم باید یاد بگیرند که به حق خود قانع باشند و خواستار تجاوز به حقوق دیگری و برابری حقوق نباشند تا در نتیجه هر روز شاهد امنیت بیشتر در جامعه باشیم.
4-2- تاثیر بحثهای کارشناسی بر امنیت اجتماعی
هر جامعه ای پدیده های اجتماعی، بزهکاریها، ناهنجاریها و سایر مسائل وجود دارد. جامعه یک سیستم است و یک سیستم به دفاع از خود می پردازد. این سیستم در برابر وقایع و پدیده هایی که نظم آن را تهدید می کند، واکنش نشان می دهد، پس اگر در جامعه، جنایتی هولناک صورت بگیرد واکنش جامعه طبیعی است.
4-3. تاثیر احساس ناامنی در گسترش آسیبهای اجتماعی
به این نکته باید توجه کرد که همیشه نسبتی از آن چیزی را که مردم احساس می کنند در واقعیت وجود دارد. بنابراین، اگر احساس ناامنی اجتماعی در جامعه وجود دارد این احساس تا حدودی واقعی است و این احساس گاهی می تواند در مراحلی، بیشتر از خود ناامنی اجتماعی شود و آن زمانی است که مردم اطلاعات درست راجع به ابعاد ناامنی های اجتماعی نداشته باشند

دیدگاههای کم بینانه و بیش بینانه می تواند موجب ایجاد تشویش درجامعه شود. پدیده های اجتماعی هرگز پنهان نخواهند ماند و ابعاد واقعی آن روزی آشکار خواهدشد که آن موقع، ابعاد احساس ناامنی خیلی بیشتر از خود ناامنی است و این دو دیدگاه تبعات منفی خود را دارد.
4-4- ارتباط امنیت اجتماعی با امنیت سیاسی
امنیت اجتماعی یک مقوله پیچیده و چندوجهی است و از سایر ابعاد امنیت، اعم از امنیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جدا نیست. امنیت اجتماعی یک جنبه ذهنی و فردی و یک نمود اجتماعی دارد. جنبه فردی و ذهنی آن این است که فرد فراغت خاطری احساس کند و تمام افراد جامعه به مثابه ارگانیسم زنده جامعه دراین احساس مشترک هستند. نمودهای اجتماعی آن، مشارکت مدنی مطلوب و بروز جرایم و آسیبهای اجتماعی کم است

هرجا که این پدیده های نابهنجار کم باشد، نشانه امنیت اجتماعی بالاست و از سویی هرچه پدیده نابهنجار بالا باشد، نشانه امنیت اجتماعی کم است. در واقع این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و رابطه علت و معلولی دارند. امنیت اجتماعی محصول تعامل دولت و مردم است.

4-5. پلیس، مسئول امنیت اجتماعی
نگاه غالب جامعه این است که مسئول امنیت اجتماعی پلیس است، ولی امنیت اجتماعی از مردم و برای مردم است و دولت در این میان باید مدیریت و برنامه ریزی کند. اگر مشارکت مردم مخدوش شود از پلیس کاری ساخته نیست و امنیت مشکلی صوری پیدا می کند؛ یعنی ظاهراً امنیت هست چون پلیس هست، اما در اعماق مناسبات اجتماعی آشوب، نابهنجاری، تمایل به قانون گریزی و آسیبهای اجتماعی هست؛ در حالی که در سطح و ظاهر، ثبات وجود دارد، امنیت باید واقعی، عمیق، اجتماعی و مردمی باشد

سخن اصلی این است که پلیس جایگزین مردم نیست؛ زیرا این حوادث و هنجارشکنیها در آن قسمت از شهر که پلیس هم حضور دارد اتفاق می افتد،
4-6- جلب مشارکت مردمی
از عوامل مؤثر در برقراری امنیت، نقش مشارکت مردم است. مسئله امنیت اجتماعی به عنوان یک امر اجتماعی به طور کامل وابسته به مشارکت مردم است. خانواده، گروههای آموزشی، وسایل ارتباط جمعی و احزاب، همه و همه در ایجاد امنیت اجتماعی نقش دارند و هر چه مسئولیت آنها بیشتر شود، مأموریت دولت کم می شود و عکس آن این است که هر چه شهروندان فهم کمتری از امنیت اجتماعی داشته باشند، مشارکت کمتری دارند، در نتیجه بار اصلی به دوش دولت می افتد. دولت باید مدیریت و برنامه ریزی توسعه امنیت اجتماعی را داشته باشد و نمی تواند خودش کارگزار و همه کاره امنیت اجتماعی باشد.

امید به خدا یا خود
انسان باید خودستایی نکند و در اوج دارندگی بداند که نادار و فقیر است و آنچه دارد، مالکش کسی دیگر است. اصولا در دنیا مالکیت حقیقی برای انسان نیست، اما در آخرت انسان به سبب آنکه با غنای الهی به غنا می‌رسد، مالک حقیقی می‌شود و هر چه در بهشتش دارد واقعا مال اوست.
کسی گمان نکند که با عقل اقتصادی و مدیریت خود به جایی رسیده و سرمایه‌دار شده و ثروتی اندوخته است، چنانکه قارون می‌گفت: إِنَّ مَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی؛ به درستی آنچه دارم از علم خودم است. (قصص 78) در حالی که خداوند می‌فرماید: وَ مَا بِکُم مِّن نِّعْمَهْ فَمِنَ‌اللّهِ؛ هیچ نعمتی در اختیار شما نیست مگر آنکه از خداست. (نحل 53)
اصولا تربیت قرآنی انسان را غیب باور می‌کند و بر آن است تا انسان از خود و اسباب مادی و محسوس بریده شود و همه توجهش به غیب و خدا باشد؛ زیرا اگر کشت وکاری به محصول می‌رسد و نطفه‌ای موجود می‌شود، همه به زراعت و خلقت الهی است. (واقعه، 63 و 64؛ 58 و 59)
از همین‌رو در قرآن به مومنان متقی گفته می‌شود که امیدشان به آن چیزی باشد که گمانش را ندارند (طلاق 2 و 3) در روایت است که امام می‌فرماید: کُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَی مِنْکَ لِمَا تَرْجُو؛ یعنی امیدت به آنچه امید نداری نسبت به آنچه امید داری بیشتر باشد (الامالی، الشیخ الصدوق، ص178).
پس تکیه و اعتماد مومن باید به عالم غیب بیش از عالم شهادت باشد و به جای اینکه دل به دارو و درمان و درمانگر ببندد، باید به خدا دل ببندد

روشهای جلب مشارکت مردم

الف) آگاهی بخشی برای تقویت رفتار مشارکتی مردم لازم است آگاهیهای متناسب و مورد نیاز، به آنان ارائه گردد. در قرآن کریم، آیاتی (انفال65) حاکی از نقش آگاهی و فهم و شناخت در عمل و مشارکت اجتماعی است. بدون تردید، حضور مؤثر مردم در صحنه های امنیتی، متضمن ارتباط ذهنی و عاطفی آنان با موضوعات و پدیده های امنیتی است. ذهن و دلی که ضرورتها، فایده ها و زمینه های امنیت اجتماعی را نمی شناسد و حس نمی کند، چگونه می تواند دست و قدم را به میزان همراهی و همگامی بکشاند؟
مهمترین موضوعات و متعلقات این آگاهیها اشاره می گردد:
1. آگاهی از حقوق فردی و اجتماعی؛
2. آگاهی از خطرها و تهدیدها؛
امام علی(ع) می فرمایند: هر کسی که ضرر شر را نشناسد، بر بازایستادن از او توانا نیست و فرمود: هر که گمانش بد باشد، تأمل کند یعنی بدگمانی به محیط و افراد، موجب می شود که در ارتباط و معاشرت و معامله با مردم، تأمل و دقت کند وپیش از آزمودن موضوع، بر آن اعتماد ننماید.
3. آگاهی از ثمرات امنیت.
از آنجا که افراد بشر، به صورت طبیعی و غریزی، به سوی منافع مورد قبول خود حرکت می کند، پس هرگاه مردم به آثار، برکات و منافع امنیت و آرامش آگاهی یابند، به طور طبیعی و غریزی برای تأمین و تحقق آن همت می گمارند و در صیانت از آن، از هیچ کوششی دریغ نخواهند نمود.
ب) بیان مسئولیتها
شناخت مسئولیتها، تکالیف و فرایض اجتماعی، انسانی و دینی، عامل دیگری برای مشارکت و حضور مردم در صحنه های مختلف اجتماعی است. پاره ای از مهمترین مسئولیتهای فردی و اجتماعی عبارتند از:
1. مسئولیت ستم ستیزی؛
2. مسئولیت نصرت مظلوم؛
امام صادق(ع) در ضمن شمارش گناهان کبیره می فرمایند: ... از جمله گناهان کبیره، ترک یاری ستمدیدگان است (حر عاملی، 1395: 11/262).
3. مسئولیت نهی از منکر.
درک این مسئولیت اجتماعی و فریضه دینی، موجب همکاری مردم با دستگاهها و مسئولان امنیتی و انتظامی خواهد شد.
ج) تحریم وجدان اخلاقی و اجتماعی
یعنی همان حالتی که در تعابیر گوناگونی همچون: حمیت، تعصب، غیرت ورزیدن و حساسیت اجتماعی و سیاسی بیان می شود و مفهوم مقابل آن عبارت است از: بی تفاوتی، بی حسی عاطفی و آرامش بیمارگونه در برابر پدیده های تلخ و نامطلوب انسانی، اجتماعی و سیاسی.
قرآن، برای ترغیب مردم به جهاد و حضور آنان در صحنه های مبارزه با ستمگران، از همین روش سود جسته است. بر هر فرد مسلمان واجب است که به خاطر برادران مسلمانش، فداکاری کند و غیرت به خرج دهد. امام علی(ع)، در راستای جلب مشارکت مردم در مبارزه با عوامل ناامنی اجتماعی به تحریک وجدان اخلاقی و اجتماعی و غیره و تعصب دینی و انسانی آنان پرداخته است (نهج البلاغه خ121).
4-7. مقابله با آسیبهای اجتماعی
اصولا جامعه باید توان مقابله با تضادهای درونی خویش را داشته باشد و این تضادها را از نقطه های آغازین، قبل از اینکه به مرحله بحران برسد مطرح و حل کند و نگذارد که این تضادها مطرح شوند و یا آنقدر بد مطرح شوند که به یک نقطه بحرانی برسند که حتی طرح آن هم برای جامعه مسئله ساز باشد. .هر آسیب اجتماعی تابع همین قانون است.
بعضی از عوامل موثر در افزایش آسیبهای اجتماعی عبارتند از:
الف) فقر
استقرار امنیت اجتماعی، با پیگیری دولت رفاه میسر می شود. امنیت اجتماعی یک تولید اجتماعی است که نتیجه تعامل روابط افراد جامعه در بین خود از یک سو و در رابطه با نظام سیاسی از سوی دیگر است. احساس محرومیت نسبی در افراد جامعه و ارضای نیازهای فیزیولوژیک، زمینه را بر واژگانی چون وفاق اجتماعی، مسئولیت پذیری، مشارکت اجتماعی و... تنگ کرده

اجتماع فقیر از فراز یک نشیمن بلند فکری چنین است: جهل، توحش، تملق و چاپلوسی برای یک لقمه نان از هر کجا و به هر قیمت، بی شخصیتی و پست همتی، خودفروشی بلکه همه چیزفروشی از دین، شرف و ناموس گرفته تا هر ارزش انسانی دیگر، عجز و ناتوانی و روبه مزاجی، بدبینی به کائنات، خمودی و افسردگی و صدها رذیله دیگر که به شمار نیاید. بی جهت نیست که پیشوایان اسلام، فقر را مقدمه کفر و بی ایمانی شمرده اند .
ب) بیکاری
هنگامی که از کار مهمی فارغ می شوی به مهم دیگری بپرداز (انشراح7 و 8)، هرگز بیکار نمان، تلاش و کوشش را کنار مگذار، پیوسته مشغول مجاهدت باش و پایان مهمی را آغاز مهم دیگر قرار ده. این برنامه سازنده و مؤثری است که رمز پیروزی و تکامل در آن نهفته است

اصولاً بیکار بودن و فراغت کامل مایه خستگی، کم شدن نشاط، تنبلی و فرسودگی و در بسیاری از مواقع مایه فساد و تباهی و انواع گناهان است. قرآن مجید کراراً انسان را در گرو سعی و کوشش و تلاش و فعالیت خود شمرده و بهره او را از زندگی به میزان سعی و تلاش می داند. در این زمینه احادیث فراوانی از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) وارد شده و تلاش و کوشش برای تحصیل روزی و دوری از بیکاری و پرخوابی و تنبلی را ستوده است
ج) اعتیاد و وجود معتادان در جامعه
از عواملی که می تواند در افزایش آسیب های اجتماعی مؤثر باشد، وجود معتادان در جامعه و مشکلات فراوانی است که به دنبال آن گریبان گیر تک تک افراد جامعه می شود و امنیت اجتماعی و اطمینان خاطر را از آنها سلب می کند.
اعتیاد و معتاد چنان از نظر اسلام مذموم و ناپسند است که در احادیث آمده که به شخص یهودی سلام کنید ولی به کسی که معتاد به حشیش است سلام نکنید یا کسی که معتاد به حشیش باشد، محارب با خدا و تمامی انبیاست.
د) بی حجابی
گسترش دامنه فحشا و ناامنی از پیامدهای بی حجابی است. آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی به طور مداوم بالا رفته است؛ چرا که «هر چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل» یعنی هوسهای سرکش بخواهد به هر قیمتی باشد به دنبال آن می رود. در چنین جامعه ای دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد و خانواده ها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می شوند و کودکان، بی سرپرست می مانند

گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی است. عامل اصلی فحشا و فرزندان نامشروع منحصرا بی حجابی نیست، بلکه یکی از عوامل مؤثر آن، مسئله برهنگی و بی حجابی است. با توجه به اهمیت این موضوع آیاتی از قرآن را داریم که احکام نگاه کردن و چشم چرانی و حجاب را بیان می دارد (نور31). هر چیز که دامنه فساد جنسی را در جوامع انسانی گسترده تر سازد تهدیدی برای امنیت جامعه ها محسوب می شود و پیامدهای آن هرگونه حساب کنیم به زیان آن جامعه است

در آیات قرآن برای امنیت جامعه و جلوگیری از مزاحمت افراد هرزه، به زنان با ایمان دستور می دهد که بهانه ای به دست آنها ندهند و با رعایت پوشش مناسب جلوی مشکلات بعدی را بگیرند و سپس آیات قرآن، مزاحمان را با شدیدترین تهدید بر سرجای خود می نشاند. این برنامه ای است برای همیشه و همگان، هم دوست را باید اصلاح کرد و هم دشمن را با قدرت بر سر جای خود نشاند

مجازات فحشا و منکر (نساء15 و16)، از عوامل مؤثر در کاهش آسیبهای اجتماعی و از قوانین کیفری موجود در یک جامعه است که بسته به شدت و ضعف این قوانین، ممکن است آسیبهای اجتماعی کمتر یا بیشتر شوند. در آیاتی از قرآن اشاره صریح به عمل زنا و مجازات آن داریم (نساء5)
هـ) سرقت و دزدی
فساد و افساد در برخی آیات قرآن مجید در مورد سرقت به کار رفته
وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالًا مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‏اند دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است (مائده38)، همان طور که برادران یوسف پس از اتهامشان به سرقت گفتند: به خدا قسم شما می دانید ما نیامده ایم که در زمین مصر فساد کنیم و ما هرگز سارق نبوده ایم قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِی الأَرْضِ وَمَا کُنَّا سَارِقِینَ (یوسف73)

و در برخی آیات، سرقت و آدم ربایی از عوامل سلب امنیت اجتماعی شمرده شده (انفال26) وَ قَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا یُجْبَى إِلَیْهِ ثَمَرَاتُ کُلِّ شَیْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ و گفتند اگر با تو از [نور] هدایت پیروى کنیم از سرزمین خود ربوده خواهیم شد آیا آنان را در حرمى امن جاى ندادیم که محصولات هر چیزى که رزقى از جانب ماست به سوى آن سرازیر مى‏شود ولى بیشترشان نمى‏دانند (قصص57) و (عنکبوت67).

امنیت در سایه اجرای قوانین
امنیت، لازمه خوشبختی

بسیاری بر این باورند که هرگونه تشدید مجازات، مخالف اصول اخلاقی و کرامت انسانی است، به ویژه اگر این شدت عمل تا درجه اعدام افزایش یابد. اما به نظر می رسد که آن چه برای هر انسان و جامعه ای مهم و ارزشی تر باشد، پاسخ به مهم ترین نیاز و انگیزه حرکتی بشر یعنی امنیت است

اصولا انسان ها هرچند که برای پاسخ گویی به نیاز طبیعی، زوجیت و پاسخ گویی به عواطف و احساسات درکنار هم جمع شده و پایه های اجتماع را تشکیل داده اند، ولی نمی توان نقش مهم امنیت به عنوان مهمترین نیاز بشری در ایجاد اجتماع را نادیده گرفت

انسانی که احساس امنیت نکند، هرگز احساس خوشبختی و سعادت نخواهدداشت. زندگی پرمخاطره، انسان را دچار جنون و افسردگی می کند و ازهرگونه حرکت و تلاشی بازمی دارد. شکوفایی اقتصادی و تمدنی و سلامت روانی فرد و جامعه در گرو تامین امنیت و احساس آن تحقق می یابد.

فلسفه قوانین سخت گیرانه اسلام
قوانین سخت گیرانه اسلام چون حکم اعدام نیست به جرمهایی که امنیت اخلاقی، روانی و اجتماعی جامعه را با خطر روبه رو می سازد، در این چارچوب معنا و مفهوم می یابد. از این رو قرآن حکم مجازات اعدام را نسبت به کسانی صادر می کند که در شرایط جنگی، با تولید و یا پخش شایعات به کمک دشمن می آیند و به عنوان ستون پنجم آنان عمل می کنند

تشدید مجازات کسانی که امنیت اخلاقی جامعه را در معرض خطر قرار می دهند از روش هایی است که قرآن بر آن مهر تایید گذاشته است. در جهان امروز بسیاری از وبلاگ ها و سایت ها و بلوتوث ها امنیت اخلاقی جامعه را با خطر روبه رو ساخته اند که باید به آنها با سختی و شدت برخورد کرد و اجازه نداد تا به حریم امنیت فرد و جامعه تجاوز شود.

                                                     عوامل اضطراب از نگاه قرآن

الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِاللَّهِ أَلابِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ کسانی که ایمان آورده‏اند و دل‏های آنها با یاد خداوند آرام است، آگاه باش تنها با یاد خدا، دل‏ها آرامش پیدا می‏کند (رعد28)‏ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ ‏کسانیکه ایمان آورده‏ و کارهای نیک انجام می‏دهند زندگی گوارا و حسن عاقبت از آنهاست. (رعد29)‏

‏همچنین تو را به میان امتی فرستادیم که پیش از آنان امت‏هایی آمده‏اند و رفته‏اند، تا برای آنان آنچه را بر تو وحی کرده‏ایم بخوانی. آنان به رحمان کفر می‏ورزند. قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ بگو: پروردگارم اوست، جز او خدایی نیست، به او توکل کرده‏ام و بازگشت به سوی اوست (رعد30)‏

یکی از مشکلات زندگی عصر ما مشکلات روانی است. امروز سراسر زندگی جوامع ماشینی را اضطراب و دلهره فرا گرفته و آرامش روحی جای خود را به تشنج روانی و سرانجام به خودکشی داده است و این حقیقتی است که اکثر روانپزشکان را نگران ساخته است

بشر در سایه دانش نیرومند خود بر بسیاری از مشکلات زندگی پیروز گردیده و به قسمتی از بیچارگی‏ها و ناتوانی‏های خود پایان داده است؛ مثلا با شناختن دشمن شماره یک و نامرئی خود، "میکروب" و راه مبارزه با آن، خود را از بیماری‏های عفونی، به صورت قابل ملاحظه‏ای، رها ساخته است و....
ولی در برابر این پیروزی چشمگیر علمی، به آرامش روانی، که زیربنای‏زندگی سعادتمندانه است، نه تنها دست نیافته، بلکه به موازات ‏پیشرفت صنعت و تکنیک و دانش‏های مادی و افزایش وسایل استراحت جسمی، مشکلات روانی و تشویش‏های فکری او روز افزون گردیده و به سیر صعودی خود ادامه می‏دهد

در آیه مورد بحث، ایمان به خدا مایه آرامش روح و روان و یاد او موجب تسکین دل‏ها ذکر شده است و این قسمت، یکی از نقاط حساس بحث‏های قرآنی است که هم اکنون دانش پرده از روی آن برداشته .

از رحمت خدا ناامید نشوید

یکی از عوامل پیشرفت هر جامعه انسانی داشتن امید و مایوس نشدن از انجام کارها میباشد که اثرات جدی و تاثیرگذاری در پیروزی و به سامان رساندن مشکلات در همه زمینه ها دارد. قرآن مجید کتاب آسمانی ما مسلمانان مطالب مهمی را در زمینه امید و توجه جدی به آن و دوری از یاس و اثرات مثبت جامعه دارای امید بیان میفرماید:

1- انبیاء 9 خداوند به حضرت زکریای پیامبر)ص( میفرماید: زمانی که پروردگارش را خواند و درخواست کرد که او را تنها نگذارد و فرزندی به او عطا فرمایید خداوند بوسیله دادن فرزند به او که در حال بیم و امید خداوند را میخواند حیات و زندگی دیگری بخشید

2- زمر 35 خداوند به بندگانش میفرماید! از رحمت خداوند ناامید نشوید زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است

-3 یوسف 78 میفرمایند از رحمت خداوند مایوس نشوید زیرا فقط گروه کافران از رحمت حق مایوس هستند.

4- بقره 249 در رابطه با قوم طالوت ضمن امید دادن به آنها م یفرمایند: چه بسیار گروههای اندک هستند که به فرمان خداوند بر گروههای بزرگی پیروز شدند

در بحارالانوار ج47 ص751 از قول رسول خدا)ص( آمده: امید برای امت من رحمت است زیرا اگر امید و آرزو نبود هیچ مادری فرزند خود را شیر نمیداد و هیچ باغبانی درختی نمینشاند.

از قول امام صادق)ع( در اصول کافی ج2 ص76 آمده : همانا بنده ای نیست مگر اینکه در دل او دو نور است نور ترس و نور امید اگر کی طرف افزون شود به طرف دیگر اضافه نخواهد نشد. در بحارالانوار ج25 ص321 از قول امام علی)ع( آمده: در انتظار فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید

در تحف العقول ص603  از قول امام صادق)ع( آمده : امروز در دنیا کاری کن که به وسیله آن امید رستگاری در آخرت داری! و در اصول کافی ج2 ص27 از قول امام صادق)ع( : خوش گمانی این است که جز به خدا امیدوار نبوده و جز از گناهت نهراسی.

در کتاب صحیفه نور ج8 ص158 حضرت امام خمینی)ره( : یکی از جنود ابلیس یأس است در اموری که انسان باید با امید و طمانینه و تسلیم عمل بکند و شیاطین ایجاد یأس میکنند و با این ایجاد یأس جوانهای ما را در آن مسائلی که با تصمیم جدی پیش بردند گاهی سست میکنند... من هیچ وقت مأیوس از مسائل نبودم. هیچ وقت کلمه یأس را در ذهنتان وارد نکنید که این از جنود شیطان است

یأس از جنود شیطان است، یعنی شیطان در شما القا میک‌ند این شیاطین هم که همان تابع شیطانهای بزرگ تر هستند همینها میخواهند با این کارها یأس ایجاد کنند در صورتی که مسلمانی که میخواهند برای اسلام کار بکند چرا مأیوس باشد

شرط اصلی فعالیت درست شما در جبهه جنگ نرم، یک نگاه خوشبینانه و امیدوارانه است من نگاهم به آینده خوشبینانه است نه از روی توهم بلکه از روی بصیرت، شما جوانید مواظب باشید نگاهتان به آینده نگاه بدبینانه نباشد نگاه امیدوارانه باشد نه نگاه نومیدانه.

استغفار محمد عبده نقل میکنند که شیخ محمد عبده در محضری گفت: من از اصلاح امت اسلامی مأیوسم. بانویی از حضار که از بیگانگان بود گفت: عجب دارم که این کلمه شوم )یاس( از دهان شیخ بیرون جست. شیخ هشیار شد فوری استغفار کرد و زن را تصدیق نمود که حق میگویی. مولانا در دفتر اول مثنوی خود خبر داده است که خداوند دیو ناامیدی را از بین برده. دلیل آن را نیز بی درنگ میگوید: چون بی گناه و معصیت طاعت شده است.

فرقان70 : آنجا که خداوند فرمود ه کسی که توبه کند و ایمان آورد کار نیکو کند خداوند بدیهای آنان را به نیکیها مبدل میکند. و لا تیاسوا من روح الله انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون و نومید مباش از رحمت خدا که تنها کافران از رحمت خداوند ناامیدند و در ادامه مطلب میگوید: حق تعالی وحی فرستاد به یعقوب)ع( دانی که یوسف)ع( را چندین سال چرا از تو جدا کردم؟

از آن که گفتی: ترسم که گرگ وی را بخورد چرا از گرگ بترسیدی و به من امید نداشتی و از غفلت برادران وی بیندیشیدی و از حفظ من نیندیشیدی و در همان کتاب آمده علی)ع( یکی را دید نومید از بسیاری گناه خویش گفت: نومید مشو که رحمت او از گناه تو عظی متر است و از رسول کی روز گفت: اگر شما آنچه من میدانم بدانید بسیار گریید و اندک خندید و به صحرا شوید و دست به سینه می زنید و زاری میکنید. پس جبرئیل بیامد و گفت: خدای تعالی میفرماید: چرا بندگان مرا ناامید میکنی از رحمت من؟ پس بیرون آمد و امیدهای نیکو داد از فضل خدای تعالی و در مطلبی دیگر میگوید.

مردم را ناامید نکنید! در خبر است که یکی از بنی اسراییل مردمان را از رحمت خدای تعالی ناامید کردی و کار بر ایشان سخت گرفتی روز قیامت خدای تعالی با وی گوید: که من امروز از نعمت خویشتن تو را چنان ناامید کنم که تو بندگان مرا از رحمت من نومید کردی.

غلبه بر یاس و ناامیدی
یکی از مهم ترین آثار بازخوانی خاطرات مثبت و خوش گذشته و یادآوری و تکرار آن و ترسیم افق روشنی برای آینده، غلبه بر یأس و ناامیدی و تقویت نشاط و شادابی و امیدواری در حیات فردی و اجتماعی انسان است.
بازخوانی خاطرات خوش
بعضی افراد زندگی خود را با مقیاس حال و وضعیت فعلی ارزیابی میکنند و نتیجه میگیرند که همیشه در شرایط سخت بوده و خواهند بود، درحالیکه واقعیت زندگی چیز دیگری است. توجه به گذشته شیرین و مرور خاطرات مسرت بخش آن، درحال پراندوه انسان روزنه ای می گشاید و ما را امیدوار می سازد

امام صادق(ع) با گوشزد کردن این نکته، یکی از مبتلایان به یأس و ناامیدی را نجات داد. ابراهیم بن مسعود می گوید: وضعیت یکی از تجار مدینه تغییر کرد، او خدمت امام صادق(ع) رسید و لب به شکایت گشود. حضرت به وی فرمود: بی تابی مکن که اگر روزی دچار تنگدستی شده ای، روزهای بسیاری را در خوشی گذرانده ای. ناامید مباش که ناامیدی کفر است. خداوند به زودی تو را غنی خواهد ساخت. (بحارالانوار،ج78)
اندیشه و ترسیم آینده ای روشن
بعضی به گمان اینکه مشکلی که هم اکنون گریبان گیر آنها شده تا ابد همراهشان خواهد بود، زانوی غم در بغل میگیرند و به کلی مأیوس میشوند، کسی که حالت انتظار نداشته باشد، آینده را تاریک و همه راهها را بسته می بیند، اما با داشتن تصویری روشن از آینده و بهره مندی از روحیه انتظار، می توان بر روحیه یأس و ناامیدی غلبه کرد و چراغ امید را پرفروغ ساخت. قرآن مجید سختی ها را پایان پذیر میداند، از این رو آسایش و راحتی را مقرون به سختی ها قرار داده (انشراح5)

جابربن عبدالله انصاری می گوید: روزی همراه بیش از سیصدنفر از سربازان اسلام از جانب رسول خدا(ص) به مأموریتی اعزام شدیم، اما از آنجا که توشه راهمان اندک بود، برخی گفتند، از این مأموریت منصرف شویم. این تصمیم را به آن حضرت اطلاع دادند. رسول خدا(ص) پس از اینکه فرمود: اگر آذوقه بیشتری داشتم حتماً به شما می دادم، آیه فوق را قرائت کرد: ان مع العسر یسرا، ان مع العسر یسرا (درالمنثور، ج6، ص364). بعد نومیدی بسی امیدهاست از پس ظلمت بسی خورشیدهاست (مثنوی معنوی، دفتر سوم)
نه تنها سختی ها مایه امید است، افزایش آن نیز مایه امید بیشتر است. وقتی حلقه های بلا و گرفتاری، تنگ تر شود، نشانه های فرج آشکار می گردد و این بدان علت است که هرکس در شرایط سخت و بحرانی، دچار یأس و نومیدی نگردد

علی(ع) توصیه می فرماید: در پیچیده ترین مراحل هم نباید از مشکلات فرار کرد و روح امیدواری را از دست داد: عند تناهی الشدائد، یکون توقع الفرج وقتی شدت سختی ها به نهایت رسند، همان لحظه موقع انتظار و امید گشایش است. (غرر الحکم و دررالکلم، ج4، ص319)

یکی از سخت ترین دوران برای رسول اکرم(ص) جنگ احزاب بود که همه گروه ها در صف واحد قرار گرفتند تا با تمام قوا و تجهیزات کامل، لشکر اسلام را منهدم کنند. در این حال پیامبر(ص) امیدش را از دست نداد و حتی پیروزی مسلمانان را بر امپراتورهای فارس و روم نوید دادند. برخی از منافقین می گفتند: او ما را مسخره کرده. ما جرأت نداریم که چند قدمی از سپاه فاصله بگیریم، آن گاه او وعده فتح ایران و روم را میدهد. (تفسیر عیاشی، ج1، ص201)

یأس از رحمت خدا، ممنوع
انسان ها در تنگناهای روحی و روانی، به هر چیزی چنگ میزنند. آنان در چنین شرایطی همانند غرق شدگانی هستند که هر خار و خاشاکی را ابزار نجات تلقی میکنند. از این رو در اوج نومیدی به هر چیزی چنگ می زنند تا امیدی را در دلهای خود بیفروزند. قرآن یکی از گناهان کبیره را قنوط و نومیدی از خدا و رحمت او می داند. چنین افرادی در شرایط مناسبی برای خودکشی هستند و به سادگی تن به وسوسه های شیطانی میدهند و خود را به آتش دوزخ می سپارند

این در حالی است که مومنان، امید را روح الله می دانند که در همه ذرات وجودیشان به جریان می افتد و همچون نسیمی، طراوت را در جان و روانشان جاری میکند. این مطلبی است که خداوند در آیه 87 یوسف(ع) از زبان حضرت یعقوب(ع) بیان می کند و به مومنان هشدار می دهد که نباید از خدا و روح الله مایوس شوند؛ زیرا تنها کافران از روح الله مایوس می شوند

بنابراین انسان مومن می بایست در هر نومیدی تنها امیدش به خدا باشد. خداوندی که به اشکال گوناگون رحمت واسع خود را بر همگان از مومن و کافر می فرستد، چنین خداوندی می تواند حتی در اوج پیری و کهنسالی به زن و مردی عجوز، فرزندی را ببخشد که براساس قوانین علمی و مادی امری محال و غیرممکن است، چنان که به حضرت ابراهیم(ع) و یعقوب(ع) بخشید و ایشان هرگز در مقام قنوط و نومیدی قرار نگرفتند؛ زیرا چنان که خداوند در آیاتی از جمله 56 حجر می فرماید، نومیدی و یاس از خداوند، صفت کافران و گمراهان است.

خوف و رجا

در کتاب مفردات راغب : انتظار ناراحتی از یک نشانه را، ظنی باشد یا یقینی، خوف میگویند، کما اینکه «رجاء» انتظار چیز محبوبی است از علامتی ظنی یا معلوم. ضد خوف امن است که هم در امور دنیوی بکار میرود و هم در مسائل آخرتی. خوف و رجا در آموزه های اخلاقی به این شکل مطرح شده: رجا و خوف دو بالی هستند که به وسیله آن دو، مقربون، خود را به هر مقام محمود که طالب هستند می رسانند

کسی که خود را مجهز به این دو ابزار (بیم و امید) می کند در مسیر سالکان از هر عقبه سخت در آخرت می تواند خود را عبور دهد. لازم به ذکر است که خوف در قرآن به معنای جبن نیست، ترس ناشی از جبن مذموم است، زیرا در این صورت از خود دفاع نمی کند، اما انسان اخلاقی می کوشد خود را از خوف به امن برساند.
                                                           جایگاه خوف در قرآن
خوف و مشتقات آن در قرآن، نزدیک به 150 بار تکرار شده. در 19 آیه متعلق خوف «الله» یا «مقام رب» ذکر شده و تقریبا به همین تعداد آیه متعلق آن عذاب قیامت آمده. همچنین خوف در آیات دیگر، در زمینه های مختلف بکار گرفته شده. و اما هرکس از ایستادن (در موضع حساب و حشر) در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس باز داشته باشد، بی گمان بهشت جایگاه اوست

وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى و اما کسى که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس باز داشت (نازعات40) لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لَأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ من دست دراز کننده به سوی تو نخواهم بود که بکشمت، چرا که من از خداوند، پروردگار جهانیان می ترسم (مائده28)

در این، برای کسی که از عذاب آخرت می ترسد، عبرتی است وَیَا قَوْمِ مَن یَنصُرُنِی مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَکَّرُونَ(هود103) ای موسی! نترس که پیامبران در پیشگاه من نمیترسند وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّی لَا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ(نمل10) با توجه به این آیات ترس از مقام رب و عذاب آخرت و مانند این دو مثبت و تمجید شده و در تربیت و اصلاح نفس انسان تاثیر زیادی دارد. در اینگونه موارد نترسیدن ضد ارزش است. اما خوف در آیاتی مثل آیه اخیر مردود شمرده میشود، زیرا نباید در برابر منحرفان و طاغوتیان ترسید.
مراتب خوف
خوف از خدا و تلاش برای رسیدن به «امن» در دنیا و آخرت در همه مؤمنان یکسان نیست و بستگی به مرتبه ایمان و شناخت از خداوند و روز قیامت دارد. یعنی هر چقدر مرتبه شناخت و معرفت انسان به مبدا و معاد عمیق تر و غنی تر باشد به همان میزان مراتب خوف او هم افزوده خواهدشد.
توازن بیم و امید
در منطق قرآن، اگر تنها خوف از خدا و عذابش بر وجود انسان غالب شود، مطلوب نیست و اثر ضد ارزشی دارد، از طرف دیگر اگر رجا و امید تنها بر انسان حاکم شود و آن نیز سازنده نیست و انسان را از جاده تعادل و هدایت الهی خارج میکند. بنابراین مسلمانی نمیتواند در مسیر صراط مستقیم و جاده هدایت و تکامل گام بردارد که هم ترس از مخالفت با خدا و عذاب آخرت را داشته باشد و هم امید به لطف و رحمت الهی. این دو با هم و متوازن دو بالی برای پرواز معنوی انسان می شوند. اساساً سلوک الی الله بر طریقی بین بیم و امید قرار می یابد و کشیده شدن به هر سو، هر لحظه ممکن است تعادل سالک را برهم زند و او را از جاده صراط مستقیم منحرف نماید.
                                                             جایگاه رجا در قرآن
واژه رجا و مشتقات آن 28 بار در قرآن آمده . از این تعداد، ده آیه به «رحمت خدا» اشاره میکند و در اکثر موارد از «امید به لقای خدا در قیامت» بحث شده . ناامیدی از رحمت و لطف خدا یا ملاقات خداوند متعال در روز قیامت عواقب اخلاقی مضری بر نشاط و سازندگی حیات فردی و اجتماعی انسان دارد

امید به دیدار پروردگار در قیامت، سبب عمل صالح در دنیا و دوری ازریا می شود تا در محضر الهی در قیامت خجل و نادم نباشد قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود که خداى شما خدایى یگانه است پس هر کس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد (کهف110)

با توجه به نقش به سزای امید در بعد اخلاقی و روحی انسان، قرآن به شدت با یأس و ناامیدی به لطف خدا برخورد میکند و آن را حرام و ممنوع می شمارد یَا بَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ اى پسران من بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت‏خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت‏خدا نومید نمى‏شود (یوسف87)

بیمناکی از پروردگار به منزله تازیانه ای است برای سلوک بندگان در وادی قرب الهی، همچنان که فقدان و ضعف این تازیانه، سالک کوی الهی را بی زاد و توشه بر راه می نهد، شدت و فزونی بیش از حد آن نیز فروغ امید را در امکان وصول به سر منزل مقصود در دل او خاموش کرده، توان حرکت را از او خواهد گرفت. بنابراین، افراط در بیمناکی از خداوند قنوط و یأس از رحمت الهی است که آفت بزرگ خوف از خداوند است و از رذایل بزرگ اخلاقی به حساب می آید.

جهان بینی الهی راهکار مقابله با یاس و ناامیدی
یاس و امید تا حد زیادی مربوط به جهان بینی و نگرش انسان به نظام آفرینش است. کسی که به ماورای طبیعت اعتقاد دارد و نظام خلقت را محدود به دنیا نمی پندارد، در تاریک ترین لحظات زندگی نیز احساس تنهایی نمی کند، زیرا همیشه خدا را در کنار خود می یابد. انسان مومن با داشتن این تکیه گاه مطمئن، با خود می گوید: هرگز به خود رها نشده ام و زحماتم بی نتیجه نخواهد ماند. اما با تفکر و جهان بینی مادی و نگاه بدبینانه به طبیعت، اصل و ریشه امید به شدت آسیب می بیند. شهید مطهری(ره) در این رابطه می گوید:
آدم با ایمان هیچ وقت خودش را تک و بی مددکار و بی غمخوار نمی بیند، همیشه در نماز می گوید: خدایا! تو را می پرستیم و از تو مدد می خواهیم... دین و ایمان در عین اینکه در نواحی زیادی به امید و رجا قوت و وسعت می دهد، از طرفی هم جلوی یک سلسله آرزوها را می گیرد و نمی گذارد آنها رشد کنند. آدمی در ناحیه آرزو، هیچ گونه محدودیتی ندارد. گاهی حتی آرزوی امر محال می کند...

یکی از آثار ایمان به خدا، شرح صدر، بلندی افق فکر، دریا دلی و ژرف اندیشی است. مردان حق و پیروان راستین مکتب انبیا، در سایه ارتباط با خدا، پرظرفیت و پرمایه اند. برخلاف انسان های تربیت نایافته ای که قلبشان به نور معرفت الهی و ایمان به پروردگار و روز قیامت روشن نشده و در محدوده تاریک و ظلمانی عالم ماده گرفتارند. قرآن مجید حال این افراد ضعیف و کوتاه فکر و کم ظرفیت را چنین ترسیم کرده است.
لا یسأم الانسان من دعاء الخیر، و ان مسه الشر فیؤس قنوط انسان هرگز از تقاضای نیکی خسته نمیشود و هرگاه شر و بدی به او رسد، مایوس و ناامید میگردد (فصلت-49) به هنگام روی آوردن نعمت ها، حریص، مغرور و فراموش کار شدن و به هنگام پشت کردن نعمت ها، مأیوس و بی طاقت شدن، از ویژگی های کسانی است که فلسفه تلخی و شیرینی های زندگی را نمی دانند و ظاهر امور را مبنای قضاوت خود قرار می دهند

قرآن مجید تنها گروه موحد و خداشناس و نمازگزار را که خود را به منبع عظیم قدرت لایزال الهی پیوند داده اند، وزین و با ظرفیت معرفی می کند، آنها نه هنگام راحتی، سرمست و مغرورند و نه هنگام سختی، ناامید و زمین گیرإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا چون صدمه‏اى به او رسد عجز و لابه کند (معارج20)

مؤمن در سایه توکل، در گرفتاری ها به خدا توجه کرده، امور خود را به او واگذار می کند، چون تمام کارها را به دست قدرت او می داند. او به این آیه شریفه باور دارد که اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمی تواند آن را برطرف سازد و اگر خیری به تو برساند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ و اگر خدا به تو زیانى برساند آن را برطرف‏کننده‏اى جز او نیست و اگر براى تو خیرى بخواهد بخشش او را ردکننده‏اى نیست آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‏رساند و او آمرزنده مهربان است (یونس107)

در این صورت است که کامیابی را در امید به خدا و ناامیدی از غیر او می داند. ادیان الهی، پیروان خود را به نیروهای غیبی و پشت صحنه آفرینش توجه داده اند و برای مقابله با یأس و ناامیدی، همواره بر این نکته تاکید کرده اند که اسباب و عوامل ظاهری شناخته شده همه کاره امور نیستند، بلکه اسباب اصلی و قوی تری نیز در کار است که چه بسا از آنها غفلت می شود. علی(ع) : کن لما لاترجوا ارجی منک لما ترجوا به آنچه امیدوار نیستی بیش از آنچه به او دل بسته ای، امید داشته باش (بحارالانوار ج13 ص92)

آری کسی که بر خدا توکل کند، از تمامی ظرفیت ها و انرژی های موجود خود بهره می گیرد و به عنصری شکست ناپذیر مبدل می گردد. امام باقر(ع) : کسی که بر خدا توکل نماید، مغلوب نمی شود و کسی که به خدا پناهنده شود، شکست نمی خورد. (بحارالانوار، ج71، ص 151)

امیدواری سالک در رسیدن به مطلوب
رجاء ضد یأس است. رجاء امیدواری و یأس ناامیدی است. راجی امید دارد به مطلوب خود برسد و مأیوس از درک مطلوب خود ناامید است. چون هر امیدوار در راه وصول به مطلوب خود از جهت نرسیدن به مطلوب خائف است. از این جهت رجاء به معنی خوف نیز آمده است. در آیه 13 نور رجاء به معنی خوف آمده است. «مالکم لاترجون لله وقارا» به شما چه شده است که از عظمت خدا خائف نیستید؟

علت خوف «نفس» و علت رجاء «حق» است. خائف خوفش از جهت خویش و رجائش از طرف حق متعال است. خائف خوف دارد مبادا تکلیفی که به عهده اوست خوب نتواند از عهده انجام آنها برآید، عمل خود را قابل و لایق مقام کبریایی حق نمی‌داند، ولی در عین حال امیدوار است که حق متعال بر او ایراد نگیرد. خوف او از ناحیه خود او و رجائش از ناحیه حق متعال است. خائف چون به کرم مرجو امیدوار است، نسبت رجائش به غیر و چون به نقص خود معترف است نسبت خوفش به خود او منتسب است

رجا و خوف برای سالک در راه سلوک به منزله دو بال هستند، سالک با این دو بال در حرکت و سیر است اگر خود سالک شکسته شد (به فنای نفس رسید) بدیهی است دو بال او هم شکسته خواهند شد. حد رجاء تا سر حد لقاء است، اگر لقاء حاصل شود رجاء زایل می‌گردد.
مراتب رجاء
رجاء مادون لقاء به سه مرتبه تقسیم می‌شود:
1- رجاء در درجه اول آن رجایی است که عامل را به کوشش وامی‌دارد و به خدمتش لذت می‌دهد و او را بیدار می‌کند که از مناهی بگذرد.
2- درجه دوم از رجاء مربوط به صاحبان ریاضات است آن افرادی که کوشش می‌کنند به مقامی برسند که قصد آنها خالص گردد، ضمیر آنها پاک شود و از شرک نجات یابند. این رجاء به ترک لذائذ، همراه کردن عمل با علم و به طلب بیزاری از غیر حق است.
3- در درجه سوم رجاء از آن ارباب قلوب است. رجاء ارباب قلوب رجاء لقاء حق است، رجایی است که باعث ازدیاد اشتقاق، سبب نقض عیش و موجب کناره‌گیری از خلق است - مقامات معنوی، محسن بینا، ج1، ص129

خوف و رجای صادق
هیچ کار اختیاری آگاهانه‌ای نیست که از انسان سر بزند و عامل خوف و رجا در آن تأثیری نداشته باشد. هر کاری که ما انسانها انجام می‌دهیم، اگر کار عقلایی و حساب شده باشد، یا به امید نفع و لذتی است یا از ترس وقوع ضرر و خطر و شری است. کسانی که باخدا هستند و ایمان به خدا دارند، به اندازه معرفتشان نسبت به توحید (به خصوص توحید افعالی) خوف و رجاءشان نسبت به خدا فرق می‌کند

لا یکون المومن مومنا حتی یکون خائفا راجی مومن مومن واقعی نیست مگر اینکه هم دارای خوف باشد و هم رجا. در روایتی دیگر اگر خوف و رجاء مومن را وزن کنند و بسنجند، هیچ کدام بر دیگری ترجیح ندارد. اگر خوف زیاد شود موجب یأس از رحمت الهی می‌شود و اگر رجاء زیاد شود موجب امن از مکر خدا می‌شود.
همه ما کمابیش ادعا داریم که هم از عذاب خدا می‌ترسیم و هم امید به بهشت خداوند داریم. هم خوف داریم و هم رجاء. اما این ادعا چه اندازه واقعیت دارد، معلوم نیست! امیرالمؤمنین (ع) :
لا تکن ممن یرجو الاخره بغیر عمل چنین نباش که بگویی امید به آخرت دارم اما کاری انجام ندهی. همچنین در خطبه 160 یدعی بزعمه انه یرجو الله به گمان خودش ادعا می‌کند که من امیدوار به خدا هستم، کذب و العظیم بخدای بزرگ که او دروغ می‌گوید و امید به خدا ندارد. بعد علت دروغش را تبیین می‌فرماید: ما باله لا یتبین رجاؤه فی عمله اگر واقعا امید دارد چرا در عملش آثار امید دیده نمی‌شود، فکل من رجا عرف رجاؤه فی عمله هر کس امیدی دارد در عملش معلوم می‌شود که به چه امید دارد.‏
‏آن وقت راست می‌گویم که امید دارم؟
یرجو الله فی الکبیر و یرجو العباد فی الصغیر امیدهای بزرگی از خدا دارد و امیدهای کوچکی از بندگان! فیعطی العبد ما لا یعطی الرب به آن کسی که امید کمی از او دارد حاضر است چقدر وقت صرفش کند! التماس و خواهش و تمنا کند، واسطه و ضامن ببرد، اما برای امیدهای بزرگ و نعمت‌هایی که از خدا انتظار دارد، حاضر نیست چیزی خرج کند! ما باید خوف و رجایی تحصیل کنیم که در ادعایش صادق باشیم

علامت ادعایش هم این است که متناسب با امیدی که داریم آنچه از دست ما بر می‌آید کوتاهی نکنیم. اگر چیزی هم از دستمان بر نیامد آن وقت با دعا و تضرع از خدا بخواهیم که از گناهان و تقصیرهایمان چشم پوشی کند و به کرم خودش ببخشد.

راههای کسب امیدواری
انسان در حیات فردی و اجتماعی خود چگونه می تواند از غلبه سرخوردگی، یأس و ناامیدی نجات پیدا کند و روحیه امیدواری، نشاط و شادابی را به صورت مستمر در خود حفظ کند؟ ناملایمات زندگی و وجود نقص در اموال وانفس و بهره ها همواره جزء لاینفک حیات فردی و اجتماعی انسان است

در این راستا نحوه نگاه و تعامل انسان در دو بعد مثبت و امیدواری و منفی و ناامیدی می تواند، نوعی تبیین و تفسیر از این نوع حیات را ارائه دهد. قبح و بطلان تفسیر بدبینانه و منفی بر کسی پوشیده نیست چرا که مانع بزرگی برای هر نوع تلاش و مجاهدت به حساب می آید و به مثابه ترمز و توقفی برای حرکت تکاملی و شروع سیر نزولی و انحطاطی انسان تلقی می شود. در این میان روحیه مثبت نگری و امیدوارانه زیستن امری ممدوح و در عین حال اکتسابی است، یعنی باید با تلاش و ممارست آن را به دست آورد. راهکارهایی که جوانه امید و مثبت نگری را در دل آدمی تقویت می کند :
1-تفکر مثبت
قدرت تفکر و اندیشه و تاثیر آن در سلوک و رفتار آدمی بر هیچ کس پوشیده نیست. اندیشه نه تنها بر جسم انسان، بلکه برآینده مادی و معنوی او نیز تاثیر می گذارد. تفکر مثبت، تولید انرژی، توانایی و دلگرمی می کند و در عوض، تفکر منفی موجب اضطراب و تشویش افراد می شود. اگر بخواهیم امیدوارانه زندگی کنیم، همواره باید نیمه پر لیوان را ببینیم، نه نیمه خالی آن را و به آنچه می توانیم کسب کنیم بیندیشیم. برای رسیدن به این مقصود دو راهکار عمده وجود دارد:
الف) همراهی با زیبایی های زندگی
زندگی بشری از تیغ و خار و یا باغی از گل سرخ است؛ اما اینکه ما زندگی را از چه زاویه ای می بینیم مهم است. به راستی آنچه در زندگی به هر یک از ما داده شده کمتر از گل سرخی است که دوستی به ما اهدا می کند و ما به خار آن توجهی نداریم؟ پس از کنار خارهای زندگی، بزرگوارانه بگذریم و نگاه امیدوارانه و مثبت خود را متوجه گل ها کنیم.
ب) اندیشه در داشته های زندگی
بزرگ نمایی سختی ها و نظر افکندن در کاستی ها و کمبودها که یک روی سکه زندگی است، باعث شده که از روی دیگر سکه که خوشی ها و زیبایی ها و داشته ها است غفلت شود. این نگرش منفی، افرادی را در کام یأس و افسردگی فرو برده . امام هادی(ع) ابوهاشم جعفری را که در تنگنای شدیدی قرار داشت، با ذکر نعمت های الهی امیدوار ساخت و پیش از آنکه او چیزی بگوید، حضرت فرمود: کدام یک از نعمت های خدا را می خواهی شکرگذاری کنی؟

وی که شگفت زده شده بود، خود را جمع کرد و ندانست چه بگوید. امام(ع) یکی پس از دیگری نعمت های وی را بازگو کرد و فرمود: خداوند به تو ایمان داده و با این نعمت، بدنت را بر آتش حرام کرده و به تو سلامتی و تندرستی عطا فرموده و با این وسیله تو را بر انجام دادن فرامین الهی یاری رسانده و به تو قناعت ارزانی داشته، پس تو را از بذل و بخشش بیهوده حفظ کرده . (بحارالانوار، ج 50، ص 129)

حضرت با بیان این نعمت ها، او را به آنچه در حال حاضر داشت آشنا کرد و به او فهماند، آنچه دارد بیش از آن است که ندارد، زیرا همواره در کنار هر نقمتی، نعمتی وجود دارد. امام حسن عسکری(ع) : هیچ بلایی نیست، مگر آنکه خداوند در نهادش خیری نهفته که آن را فرا می گیرد. (همان، ج 78، ص 374)

درهای بسته و گشاینده واقعی
حسین بن علوان می گوید: در مجلسی با اصحاب بودیم، درحالی که هزینه سفرم تمام شده بود. یکی از دوستانم از من پرسید: برای این گرفتاری به چه کسی امیدواری؟ گفتم به فلانی. گفت: به خدا سوگند! حاجتت برآورده نمی شود و به آرزوی خود نخواهی رسید. گفتم: از کجا می دانی؟ گفت: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: به عزت و عظمت و جلالم قسم که آرزوی هر کس را که به غیر من امید بندد ناامید خواهم کرد و لباس ذلت بر او خواهم پوشاند، و او را از پیش خود می رانم

آیا در گرفتاری ها غیر من را می طلبد، در صورتی که رفع گرفتاری به دست من است؟ آیا به غیر من امید دارد و در خانه غیر مرا می کوبد، با آن که کلیدهای همه درهای بسته نزد من است؟ کیست که در گرفتاری های خود به من امید بسته و من امید او را قطع کرده باشم؟(بحارالانوار، ج71، ص130

چرایی آسان بودن بدی
وقتی می خواهیم کار خوب انجام دهیم، باید خیلی دقت کنیم تا همه اسباب و لوازم بدرستی فراهم آید، اما وقتی می خواهیم کاری بد انجام دهیم، تنها نیاز است یکی از اسباب و معدات را به هم زنیم تا بدی تحقق یابد. کسانی هستند که از سخت بودن کارهای خوب گلایه می کنند و می گویند تا می خواهیم کار خوبی انجام دهیم، با چندین مشکل و مانع روبه رو هستیم ولی وقتی می خواهیم کار بد و زشتی را مرتکب شویم همه چیز به سادگی و آسانی تحقق می یابد

گاه چنان کار خوب انجام دادن سخت می شود که آدم از فکر آن هم پشیمان می گردد. از قدیم گفته اند راهی که به بهشت می رود پر از سنگلاخ است و آدمی را می هراساند، ولی راه دوزخ پر از گل و گیاه است که آدمی را مجذوب خود می کند. برای این که نماز بخوانید می بایست چندین شرط را فراهم آورید تا ماشین تکاملی نماز ساخته و سرهم بندی شود

بدین معنی که باید نیت تقرب به خدا را داشته باشید، وضویی بسازید و جامه ظاهر و باطن را از آلودگی ها و نجاسات پاکسازی کنید و رو به قبله ارکان نماز یا همان «قنترس» یعنی قیام، نیت و تکبیره الاحرام و رکوع و سجود را بی کم و بیش عمدی و سهوی به جا آورید تا نمازی تحقق یابد و دستگیره و سبب و وسیله ای برای کمال فراهم آید. اما برای خراب کردن همین نماز نیاز نیست تا کاری کنید، همین که ریا آمد، نماز پرید. از این جهت با کوچک ترین اراده ای می توان کار خوبی را خراب کرد و خوب را به بد تبدیل نمود.
اصلاح رابطه با خدا و تفویض و واگذاری امور به او
براساس آموزه های قرآنی، برای حل این مشکل می توان راهی یافت که از آن به راه میانبر یاد می شود که همه امور سخت و دشوار را آسان می کند و همان گونه که کارهای بد به آسانی انجام می شود، کارهای خوب نیز آسان شده و در برابر انجام کارهای بد دشوار می شود

این راه همان واگذاری و تفویض امور به خداوند است تا خداوند در مقام تزکیه انسان بنشیند و خود عامل انجام کارها شود. البته این نیازمند این است که انسان خودسازی کند و به عنوان یک فراهم کننده، مقدماتی را فراهم آورد تا خداوند او را تزکیه یعنی پاکسازی کند و خود در مقام عامل و فاعل بنشیند

برای رسیدن به این مهم لازم است تا انسان صداقت را در پیش گیرد و بداند که خداوند مالک و رب اوست و خود را واگذار به خدا کند تا خداوند کارهای او را به عهده گیرد و انجام دهد. این صداقت انسانی موجب می شود تا میان خدا و بنده اصلاحاتی انجام پذیرد و رابطه خدا و بنده از حالت معمولی خارج شود و به یک رابطه دیگری تبدیل شود به گونه ای که خداوند فاعل کار شود، 17 سوره انفال درباره تیر انداختن پیامبر(ص) آمده فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاء حَسَنًا إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ و شما آنان را نکشتید بلکه خدا آنان را کشت و چون [ریگ به سوى آنان] افکندى تو نیفکندى بلکه خدا افکند [آرى خدا چنین کرد تا کافران را مغلوب کند] و بدین وسیله مؤمنان را به آزمایشى نیکو بیازماید قطعا خدا شنواى داناست
علی(ع) :
من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس، و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه، و من کان له من نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ؛ کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد نمود؛ و کسی که امر آخرتش را اصلاح کند، خدا امر دنیایش را اصلاح خواهد کرد؛ و کسی که از درون جانش واعظی داشته باشد، خداوند حافظی برای او قرار خواهد داد. (نهج البلاغه کلمه86)

بنابراین، کوتاه ترین و ساده ترین راه برای این که خوبی و نیکی کردن برای آدمی آسان، و بدی و زشتی کردن برای او سخت و دشوار شود، این است که رابطه خود با خدا را براساس صداقت اصلاح نماید و خود را به خدا واگذار کند و او را وکیل خویش قرار دهد.

انقطاع به سوی خدا با اضطرار انسان، میان کششهای الهی و غریزی

خداوند از راههای گوناگون بر آن است تا مردم را به آن سو بکشاند و ببرد و یا بدان سو براند. یعنی گاه در مقام سائق و گاه در مقام قائد یا میراند و یا میکشد. کشش الهی و جذبه های آن البته کمتر کسی را میکشد، تا شخص خود به انگیزه ای درونی بدان سمت برود؛ چرا که اگر کشش فطری به سوی کمال است، کششهای غریزی در ماندن در شهوات نفسانی و مادی نیز مانعی است که این کشش را کند یا سست میکند و از حرارت و تندی و تیزی می اندازد. تنها ربانیون هستند که کششهای الهی، آنان را به سوی خود میکشاند اما توده های مردم در میان کششهای الهی و غریزی در حال نوسان و تذبذب هستند و هر از گاهی به سمت و سویی متمایل میشوند. اینجاست که میبایست اینان را به سوی خدا و کمال براند.

توده های مردم همواره در بند اسباب و علل و عوامل هستند و به جای آنکه مسب بالاسباب را ببینند، اسباب ظاهری و در یک درجه بالاتر اسباب غیرظاهری و غیرمادی را میبینند. خداوند برای اینکه انسانها از دیگران بریده شوند و تنها به خدا وصل شوند، هر از گاهی شرایطی را پدید میآورد تا انسانی که به اسباب، دل بسته و پیوند خورده از آن بریده شود و بداند که این اسباب تاثیرگذار نیست، بلکه این خداوند مسب بالاسباب است که تاثیر را در این چیزها قرار داده است

شفا دهنده خداست نه دارو و باید همراه دارو به امید خداوند شفا را بخواهد. از این رو از انسانها خواسته شده در هر کاری و در هر عملی نام خدا را ببرند و بسم الله الرحمن الرحیم بگویند تا بدانند که خداوند است که این تاثیرات را به جا میگذارد و قوت و نیرو میدهد و دگرگونی و تغییرات را پدید میآورد.

اضطرار برای انقطاع

یکی از راههای انقطاع که خداوند برای مردم قرار داده ، ایجاد حالت اضطرار است. اضطرار مانند حالت غریق است که هیچ چیز در اختیار ندارد و آب و موج او را فرو میبرد و میکشد. آنجاست که تنها خداوند در نظر میآید و از همه کس و همه چیز قطع امید میکند. خداوند برای اینکه مردم از وسایل و اسباب منقطع شوند، کاری میکند که دچار اضطرار شوند و اینگونه آنان را با چوب و عصای اضطرار به سوی خود میراند.

داستان یوسف)ع( و برادران

آورد ه اند که حضرت یوسف)ع( همواره به یازده برادر رشید خود دل بسته بود و امیدوار بود که هرگونه ناملایمات را از او دور میکنند و یار و یاور او در مشکلات هستند. یوسف)ع( به اسباب توجه بیشتر داشت ولی خداوند میخواست او را با توحید محض آشنا کند و براساس آن تربیت کرده و رشد و حکمت را در دل او قرار دهد

پس او را دچار اضطرار کرد تا از هر آن چیزی که غیر خداست ببرد و قطع امید کند و به خدا وصل شود. برادران یوسف)ع( با عنوان کردن گردش در چراگاه، آن حضرت)ع( را از پدرش یعقوب)ع( جدا کردند و چون از حسادت میسوختند، همین که به صحرا رسیدند، او را دوره کردند و شروع به کتک زدن او کردند. وقتی یکی از آنها یوسف را میزد، یوسف به دیگری پناه میبرد. اما دیگری هم به جای پناه دادن به یوسف او را مسخره میکرد و کتک میزد.

یوسف)ع( وقتی از برادران نومید شد و در وسط حلقه نشست، گریه ای کرد و آ نگاه خندید. برادرانش پرسیدند: به چه میخندی؟ یوسف)ع( گفت: همیشه با خودم فکر میکردم اگر بیرون رفتم و کسی مرا اذیت کرد، دیگر نباید نگران باشم، زیرا من 11 برادر دارم که با وجود اینها هیچ کسی جرأت نزدیک شدن و اذیت و آزار مرا ندارد، اما حالا همانهایی که فکر میکردم پشتیبان من هستند، مرا آزار میدهند. من باید از شما و دیگران به خدا پناه ببرم

این اضطرار موجب شد تا حضرت یوسف)ع( از همه اسباب بریده شود و به خداوند وصل شود. این گونه است که خداوند خریدار او شد و او را به بندگی و نبوت پذیرفت. راز این که خداوند مقام مضطر را مقام کشف سوء و مستجاب الدعوه میداند از آ نروست که مضطر از همه کس و همه چیز بریده است و تنها دل به خداوند بسته است و حاجت از او میخواهد. اینگونه است که چون از دیگران برید و قطع شد، به خدا وصل شد و به همه چیز رسید و پاسخ هر سوالی را یافت و همه بلا و بدی را از سر راه خودش برداشت.

 

نظرات  (۱)

سلام با تشکراز مقاله شما در تحقیقم استفاده کردم .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">