تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

محمد (ص)الگوئی تمام عیار برای حال و آینده . رحمت رحمانی پیامبر

اهل بیت و آیات . انس ائمه با قرآن . قرآن و عترت

فاطمه (س)، الگویی برای خدایی شدن . آموزه ها و سبک زندگی

امامت؛ شالوده اندیشه سیاسی تشیع / شیعه در قرآن. مسئولیت شیعه

                      کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

 

نمونه های الگودهی قرآن کریم

گاهی مشکل عمده افراد در پیمودن راه خدا، اجتماع و اطرافیان آلوده (محیط) است که حقیقتاً مانع پیمودن راه توحیدی هستند. سرمشق در این باره، اصحاب کهف هستند که قرآن، آنان را جوانمرد معرفی می‌کند

آنان کسانی بودند که در آن موقعیت بهره‌برداری از التذاذات نفسی کاملاً برایشان فراهم بود و روی نفس و خواهش‌های باطل آن، پا گذاشتند و همه را به مقصد توحید رها کردند؛ ولی در بسیاری از ما دنیا طلبی چنان رسوخ کرده است که هجرت - چه ظاهری و چه باطنی- از باطل و اهل آن، برایمان ممکن نیست.
قرآن حکیم
گاهی در مرتبه‌ای دیگر، حتی خویشان هم ممکن است مانع شوند. نمونه‌ای همچون حضرت مریم3،‌ در مقطعی از خویشان خود نیز عزلت می‌گزیند: إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أهْلِها مَکاناً شَرْقِیا؛(مریم16) آن‌ هنگام که از خانواده‌اش در ناحیه شرقی(بیت المقدس) کناره گرفت

این آیه کریمه اشاره دارد که گاهی اهل و خویشان انسان مانع کمال می‌شوند که باید وابستگی به آن‌ها را از خود دور کرد

مثال دیگر در این باره حضرت ابراهیم(ع) است که با همه عواطف و علقه‌ای که به عمویش داشت و همچون فرزند در دامان او رشد کرده بود، بر دو راهی توحید و شرک، راه خود را از او جدا کرد و بزرگوارانه گفت: سَأسْتَغْفِرُ لَکَ رَبِّی؛(مریم47)  به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش می‌طلبم

مشکل دیگر که آن نیز زیاد گریبانگیر افراد می‌شود، گرفتاری‌هایی است که در اثر لغزش و خطاها برای انسان پیش می‌آید به طوری که گاهی شخص، خود را غرق دریای مشکلات و فرو رفته در ظلمات می‌بیند و چاره‌ای جز تمسّک به لطف الهی ندارد

در این باره الگوگیری از حضرت یونس(ع) مهم است که در ظلمات شکم ماهی و اعماق دریا، نه تنها لب به اعتراض و گلایه نگشود بلکه همه گرفتاری‌ها را به جان خرید و خود را مقصّر دانست و این چنین ندا داد: لا إِلهَ إِلاَّ أنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمین؛(انبیا87) (خداوندا!) جز تو معبودی نیست؛ منزهی تو! من از ستمکاران بودم.
با توحید و تسبیح، خداوند را از هر گونه ظلم و ناروایی منزّه دانست و با جمله
إنی کنت من الظالمین همه تقصیرات را بر گردن گرفت، به خلاف بسیاری افراد که برای کوتاهی‌ها و قصور و تقصیرات خود دنبال دستاویزی هستند - از شیطان و افراد دیگر- که تقصیر را به آنان نسبت دهند و خود را مبرّا کنند.
قضیه الگودهی در داستان حضرت یونس(ع) آن‌گاه واضح‌تر و صریح‌تر می‌شود که خداوند متعال می‌فرماید: «
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُۆْمِنینَ (انبیا88) ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این‌گونه مۆمنان را نجات می‌دهیم

کامل‌ترین الگوها در عالم خلقت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت بزرگوار آن حضرت: هستند

در قرآن شریف نیز جایگاه این خاندان، جایگاهی ممتاز و والا است که قابل قیاس با هیچ کس نیست
خداوند متعال پس از آن ‌که می‌فرماید: او را نجات دادیم، می‌فرماید: م
ۆمنان را نیز این‌ چنین نجات خواهیم داد

شاید قضیه آن دریا و آن ماهی تکرار شدنی نباشد ولی آنچه همیشگی است، گرفتاری انسان در دریای مشکلات و ظلمات گرفتاری‌هایی است که به وسیله اعمال خود، آن‌ها را فراهم کرده است

خلاصه آن ‌که در این باره، قرآن کریم پر است از نمونه‌های گوناگون

اما در جهت منفی و شر نیز قرآن مثال‌های متعددی معرفی کرده است تا افراد متوجه آن باشند. اگر در قرآن شریف بارها نام فرعون می‌آید، این فرعونیت است که مدّ نظر است، نه فقط یک انسان طاغی و سرکش که در مقطعی از تاریخ جنایاتی کرد و به تاریخ پیوست

فرعون از بین می‌رود ولی آنچه همیشه و برای همه هست، خوی فرعونیت یعنی انیت و خودپسندی و خودخواهی است.
در جهت دیگر از ابعاد منفی وجود آدمی، تعلّق شدید به مال و مال‌پرستی و تکیه بر دارایی‌ها است که در این باره قصه قارون در قرآن، نمونه‌ای تام و تمام است. این‌ها نمونه‌های کوچک و مواردی محدود از الگوهای قرآنی در جهت خیر و شر بود

اما مسلماً برای اهل قرآن و پاکدلان، اشاراتی دقیق‌تر نیز هست به گونه‌ای که ذره ذره حالات و لحظه لحظه زندگی خود و دیگران را بتوانند در آیات و عبارات قرآنی بیابند و ببینند.
خلاصه آن‌ که قرآن کریم از حیث الگو دهی و معرفی حالات گوناگون و علل آن و راه‌های خروج از مشکلات، کتابی جامع و بی‌همتا است که باید مورد توجه همه رهجویان معنویت و توحید قرار گیرد.
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

لزوم داشتن بهترین الگو ،انتخاب بهترین نمونه

الگوخواهی و سرمشق داشتن، از نیازهای اساسی و طبیعی انسان است.نیازی که ضرورت آن از آغاز طفولیت احساس می شود وبه مرور زمان، الگوهای جدید به تناسب شرایط و نیازها جایگزین الگوهای قبلی می شود و این تغییر و تحول ها، روند تکامل انسان را درپی دارد

انسان هایی که درمراحلی از زندگی خویش فاقد نمونه می شوند. آن مراحل، دوران سرگشتگی و حیرانی آن هاست. نمی دانند درکدام جهت بروند، با کدام سرعت حرکت کنند، چگونه با موانع برخورد نمایند و چه روشی را درحرکت و رویارویی با مسائل و مشکلات پیش گیرند. این ها همه دست به دست هم داده، انسان را حیران و سرگردان می کند.

ارزش ها؛ بهترین الگو
شناخت الگوی مناسب اسلام برای هدایت انسان ها به سرمنزل مقصود و سیر از ملک تا ملکوت درقالب کلمات به صورت «
قرآن» ظهور یافته و در قالب اعمال به صورت اسوه حسنه (پیامبر یا امام)

چنان چه انسان اسوه حسنه را نشناسد و او را مقتدای خویش در همه زمینه ها نداند، حتماً نمونه هایی منفی و کاذب را مقتدای خویش می گیرد. زیرا نمی توان بدون اسوه زندگی کرد

مسئله انتخاب الگو به قدری مهم است که خداوند پس از ذکر نام چند پیامبر، به پیامبرش دستور می دهد به هدایت انبیاء اقتدا کند: فبهداهم اقتده (انعام 90)؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن.
و از همین آیه معلوم می شود که ارزش ها، ارزش الگو شدن را دارند. درحدیثی که محمدبن مسلم از امام باقر (ع) نقل می کند، آمده است: هرکه برای عبادت خدای عزوجل خود را به زحمت اندازد. اما پیشوایی که خداوند برای او مقرر کرده نداشته باشد، کوشش او نپذیرفته و خود او گمراه و سرگردان است و خدا اعمال او را دشمن می دارد

آن که بدون اسوه حسنه سیره می طلبد، راه به جایی نمی برد و از تلاش بسیار خویش طرفی نمی بندد که کمال طلبی بدون اسوه یابی گمراهی دور است. پیمودن مسیر کمال بدون کامل العقلی راه یافته میسر نیست

بلکه باید نمونه راستین را یافت و وجودش را غنیمت شمرد و از پیشوایان جور و پیروانشان پرهیز کرد. انسانی که همیشه مضطرب است.برای شناخت راه از چاه به دنبال سرمشق می گردد تا او را سرگردانی بیرون آورد و پیامبر (ص) که به عنوان الگو و اسوه معرفی شده

چنین نقشی را برای انسان کمال طلب و حقیقت خواه بر عهده دارد. از آن جا که آن بزرگوار، انسان کامل درتمام ابعاد است.پس بهترین الگوی جامعه انسانی است.

اسوه قرآنی

خداوند در قرآن، پیامبر را این گونه به عنوان الگو معرفی می کند: «لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا (احزاب21) البته برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است برای آن ها که امید به رحمت خداوند و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند کلمه اسوه به جز این آیه در آیات4 و 6 ممتحنه هم آمده است

علامه طبرسی درمعنای اسوه می گوید: کلمه اسوه از اتساء گرفته شده، مانند قدوه و اقتداء و اسم است که به جای مصدر قرارگرفته است

شیخ طوسی (ره) درتفسیر آیه فوق می گوید: اسوه حالتی برای صاحب آن که دیگران به آن حالت اقتدا می کنند و الگو بودن در انسان است. پس هر کس از الگوی خوب پیروی کند، کارهایش خوب می شود

این آیه کریمه دلیل روشنی است بر این که معیار و ملاک شناخت تعالیم، دستورها و مقررات اسلام؛ شخص نبی گرامی اسلام(ص) است و رفتار آن نبی گرامی در همه جا برای مردم به عنوان اسوه و الگوی انسانیت معتبر است

گرچه آیه کریمه در جریان جنگ احزاب نازل شده و صبر و تحمل نبی گرامی اسلام(ص) در جریان جنگ و پایداری در برابر مشکلات مورد نظر است، ولی او برای همه در همه زمان ها و مکان ها اسوه است.
تعبیر به
لکم،اسوه بودن پیامبر اعظم(ص) را برای همه مخاطبان به طور یکسان ثابت می کند، ولی با تعبیر لمن کان به بهره وری از این اسوه توسط کسانی که دارای شرایط ویژه هستند، اشاره دارد؛ یعنی این طور نیست که همگی از این اسوه عام بهره ببرند، بلکه افرادی خاص بهره مند می شوند، مثل خورشید که برای همه نورافشانی می کند، ولی آن کسی بهره مند می شود که نابینا نباشد

همچنین قید لقد کان لکم برای دلالت بر استمرار سرمشق بودن پیامبر(ص) برای مومنین است، به این معنی که پیروی از پیامبر(ص) تکلیفی است ثابت از زمان گذشته

امام علی(ع) درباره الگوگیری خود از رسول خدا(ص) می فرماید: و لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه، یرفع لی فی کل یوم من اخلاقه علما و یأمرنی بالاقتداء به و من همواره با پیامبر بودم، چونان فرزند که همواره با مادر است، پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود و به من فرمان می داد که به او اقتدا کنم

پس از رحلت نبی گرامی اسلام(ص) انحراف از سنت و روش ایشان، موجب مشکلات فراوانی برای امت شد و به تدریج حکومت اسلامی که باید ضامن و مجری کتاب خدا و سنت رسول اکرم(ص) باشد، تبدیل به حکومت سلطنتی شد و منافع نامشروع گروهی خاص را تضمین کرد و زندگی مادی و حیات معنوی جامعه را به انحطاط کشانید و امام(ع) از این انحطاط تعبیر به «الثقل الفادح» می نماید که بر گرده آن ها سنگینی می کند.

اخلاق نسبی است یا مطلق؟
سؤال این جاست که چه عاملی باعث این تغییر رویه و رویگردانی از الگو قرار دادن رسول خدا(ص) شد؟ آیا واقعا مسائل اخلاقی دچار تغییر شده یا انسان ها متحول شده اند؟ آیا پیشرفت علم و تکنولوژی مسبب این همه بداخلاقی و بی اخلاقی است؟ و اصولا آیا اخلاق یک امر مطلق است یا نسبی؟ این سؤالی است که پاسخی واضح و آشکار دارد

آن چه از مسائل روشن دین است، این است که اخلاق به طور کلی نسبی نیست، بلکه اخلاق فطری و ثابت است. استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می گوید:
«امروز در عصر ما یک مسئله ای در زبان ها افتاده است و چون درست این مسئله را ادراک نکرده اند، سبب یک سلسله بدآموزی ها شده است؛ و آن مسئله، مسئله نسبیت اخلاق است. یعنی معیارهای انسانی و این که چه چیز خوب است و چه چیز بد است

خوب است انسان چگونه باشد و خوب است چگونه نباشد؟ آیا این یک امر نسبی است یا یک امر مطلق است؟ گروهی معتقدند که به طور کلی اخلاق و معیارهای خوب و بد اخلاقی نسبی است

به عبارت دیگر «انسان بودن» امری است نسبی و معنای نسبیت این است که در زمان ها و مکان های مختلف تغییر می کند. به این معنا که یک چیز در زمان دیگر و شرایط دیگر، ضداخلاق است؛ و این معنای نسبیت اخلاق است

اصول اولیه اخلاق و معیارهای اولیه انسانیت به هیچ وجه نسبی نیست، ولی معیارهای ثانوی نسبی است و در اسلام هم ما با این مسئله مواجه هستیم

در سیره رسول اکرم(ص) یک سلسله اصولی را می بینیم که این ها اصول باطل و ملغی است. یعنی پیغمبر در سیره و روش عملی خودش هرگز از این روش ها، در هیچ شرایطی استفاده نکرده اند

همان گونه که ائمه(ع) هم از آن استفاده نکردند و از نظر اسلام در تمام شرایط و زمان ها و مکان ها مطرود است... نتیجتاً می فهمیم که این ها معیارهای قطعی و جزمی است که در همه شرایط بایستی نهی بشود؛ زیرا از اصول اولیه است و نسبیت بردار نیست

الگوی کامل
در اخلاق پیامبر اعظم(ص) ویژگی هایی وجود دارد که آن حضرت از روز نخست پایبند به آن ها بود و تحت هیچ شرایطی حاضر نبود از آن ویژگی ها دست بردارد

مسلمانی که بخواهد انسان کامل شود باید از رسول خدا(ص) پیروی کند، گفتار آن حضرت و کردار و اخلاقش را الگوی گفتار و رفتار و اخلاق خود قرار دهد. اگر پیامبر در زندگی ما اسوه باشد، در ایمان و توکلش، در اخلاص و شجاعتش، در زهد و تقوایش، به کلی برنامه های زندگی ما دگرگون خواهد شد و نور و روشنایی سراسر زندگی ما را فراخواهد گرفت

امروز بر همه مسلمانان مخصوصاً جوانان با ایمان و پرجنب و جوش فرض است که سیره پیامبر اکرم(ص) را مو به مو بخوانند و به خاطر بسپارند و او را در همه چیز قدوه و اسوه خود سازند که مهم ترین وسیله سعادت و استواری دین همین است:
«
من اخذ دینه من کتاب الله و سنه نبیه ص زالت الجبال قبل ان یزول و من اخذ دینه من افواه الرجال ردته الرجال هر که دینش را از کتاب خدا و سنت پیامبرش برگیرد ]از کوه ها استوارتر است که[ کوه ها فرو ریزد و او استوار ماند؛ و آن که دینش را از دهان شخصیت ها و مردم گیرد، همان مردم او را از دین بازگردانند.
امام حسین(ع) خطاب به خواهر گرامی اش فرمود:
ان لی و لک و لکن مومن مؤمنه اسوه بمحمد ص؛ برای من و تو و هر مرد و زن مؤمن، محمد(ص) نمونه و اسوه است
او اسوه ای کامل است تا مسلمان خود را بر عیار او زند و بازآفرینی کند:
مرد حق بازآفریند خویش را جز به نور حق نبیند خویش را
بر عیار مصطفی خود را زند تا جهان دیگری پیدا کند

امام علی(ع) درباره لزوم پیروی و تأسی از نبی گرامی اسلام(ص) می فرماید: «حقیقتاً مقتدا قراردادن رسول اکرم(ص) برای تو کافی است

از پیامبرت (ص) که پاکیزه ترین مردم است پیروی کن؛ زیرا راه و رسمش سرمشق و الگویی است برای هر کسی که تأسی جوید و انتسابی است عالی برای هر کس که بخواهد منتسب شود و محبوب ترین بندگان نزد خداوند کسی است که از پیامبرش سرمشق گیرد و قدم به جای قدم او گذارد

پیامبراکرم(ص) حقیقتاً الگوی چه کسانی است؟
پاسخ به این پرسش را از آیه کریمه 21 سوره احزاب دریافت می کنیم که ایمان به خداوند و ثواب آخرت و زیاد به یاد خداوند بودن را شرط کسانی می داند که به پیامبر اکرم(ص) اقتدا می کنند و او را سرمشق خود قرار می دهند

علامه طبرسی در معنای لمن کان یرجوا الله می گوید: «در صدر آیه اقتدا به رسول الله(ص) را برای همه ایمان آورندگان می داند، سپس به وسیله کلمه «لکم»، مختص کسانی می داند که ایمان و امید به ثواب و پاداش های خداوند دارند

این کلام امام علی(ع) که محبوب ترین بندگان نزد خداوند کسی است که به پیامبرخدا(ص) تأسی نماید و دنباله رو او باشد؛ مأخوذ است از آیه کریمه: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله (آل عمران 31) ای پیامبر! بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد.
آن حضرت هم چنین می فرماید: «نزدیک ترین و شایسته ترین مردم به پیامبران آنان هستند که از همه به تعلیمات پیامبران آگاه ترند و یا بیش از همه به تعلیمات آن ها عمل می نمایند. سپس این آیه را تلاوت نمود:
ان أولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی والذین امنوا (آل عمران 68) شایسته ترین و نزدیک ترین مردم به ابراهیم آنان هستند که از او پیروی کردند و این پیامبر (ص) و مؤمنان به او سپس فرمود: دوست محمد (ص) کسی است که خداوند را اطاعت کند، هر چند پیوند نسبی او دور باشد و دشمن محمد (ص) کسی است که خدا را عصیان کند، هر چند قرابت اونزدیک باشد

در جای دیگر می فرماید: «پس هر که بخوا هد خوش بختی واقعی پیدا کند، باید به این فرستاده خداوند اقتدا کند، گام در جای گام هایش بگذارد و از هر دری او داخل شد وارد شود و اگر چنین نکند، از هلاکت ایمن نشود؛ زیرا خداوند محمد (ص) را نشانه قیامت و بشارت دهنده بهشت و انذار کننده از عقوبت ها و کیفرها قرارداده است.

خلق عظیم
پیروزی پیامبر اسلام (ص) هر چند با تأیید و امداد الهی بود، ولی عوامل زیادی از نظر ظاهر داشت که یکی از مهم ترین آن ها خلق عظیم پیامبر (ص) بود. آن چنان صفات عالی انسان و مکارم اخلاق در او جمع بود که دشمنان سرسخت را تحت تأثیر قرار می داد و به تسلیم وادار می کرد و دوستان را سخت مجذوب می ساخت

اگر این را معجزه اخلاقی پیامبر اعظم (ص) بنامیم، اغراق نگفته ایم، چنان که نمونه ای از این معجزه اخلاقی در فتح مکه نمایان شد. هنگامی که مشرکان - که سالیان دراز هر چه در توان داشتند بر ضد اسلام و شخص پیامبر (ص) به کار گرفتند - در چنگال مسلمین گرفتار شدند

پیغمبر اکرم (ص) بر خلاف تمام محاسبات دوست و دشمن، فرمان عفو عمومی صادر کرد و تمام جنایات آن ها را به دست فراموشی سپرد و همین سبب شد که به مصداق یدخلون فی دین الله أفواجا فوج فوج مسلمان شوند.
آری؛ اگر این اخلاق کریمه و این ملکات فاضله نبود، آن ملت عقب مانده جاهلی و آن جمع خشن انعطاف ناپـذیر در آغوش اسلام قرار نمی گرفتند و به مصداق «لا نفضوا من حولک» همه پراکنده می شدند. و چه خوب است که این اخلاق اسلامی امروز زنده شود و در هر مسلمانی، پرتوی از خلق وخوی پیامبر (ص) باشد.

الگوگیری مسئولان
پیامبر اکرم (ص) به فرمان خداوند در برابر همه مشکلات صبر کرد، همان گونه که دیگر پیامبران اولوالعزم چنین کردند. آن وجود شریف تمام فشارها را به جان خرید تا اسلام پایدار بماند و امروز به دست ما برسد و راه رسم مبارزه با شیاطین و راه پیروزی بر آنان و نیل به اهداف بزرگ الهی این است.
با این حال چگونه عافیت طلبان می خواهند بدون شکیبایی و تحمل رنج و درد به اهداف بزرگ خود نائل شوند؟ چگونه مسلمانان امروز در برابر این همه دشمنانی که کمر به نابودی آن ها بسته اند، می خواهند بدون الهام گرفتن از مکتب اصیل پیغمبر اسلام (ص)پیروز شوند؟ مخصوصاً رهبران اسلامی بیش از همه مأمور به این برنامه اند

چنان که در حدیثی از امیرمؤمنان علی (ع) آمده است: «ان الصبر علی ولاه الامر مفروض لقول الله عزوجل لنبیه: فاصبر کما صبر أوالعزم من الرسل و ایجابه مثل ذلک علی اولیائه و اهل طاعته. بقوله: لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه

صبر و استقامت بر رهبران و زمامداران فریضه است، زیرا خداوند به پیامبرش فرموده: «فاصبر کما صبر اولواالعزم من الرسل» و همین معنی را بر دوستان اهل طاعتش نیز فرض کرده است؛ چرا که می گوید:برای شما در زندگی پیامبر، تأسی نیکویی بود (و شما نیز باید همگی به او اقتدا کنید).

امروز هم با توجه به آیه: فاستقم کما امرت و من تاب معک و لاتطغوا انه بما تعملون بصیر؛ (هود 112) پس همان گونه که فرمان یافته ای، استقامت کن؛ و هم چنین کسانی که با توجه به سوی خدا آمده اند (باید استقامت کنند)؛ و طغیان نکنید که خداوند آن چه را انجام می-دهید، می بیند

مسئولیت مهم ما مسلمانان و مخصوصا رهبران اسلامی در این چهار جمله خلاصه می شود؛ استقامت، اخلاص، رهبری مؤمنان و عدم طغیان و تجاوز

و بدون به کاربستن این اصول، پیروزی بر دشمنانی که از هرسو از داخل و خارج ما را احاطه کرده اند و از تمام وسایل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی بر ضد ما بهره گیری می کنند، امکان پذیر نیست.
امام(ع) وظیفه حاکم اسلامی را عمل بر طبق سنت و روش نبی گرامی اسلام(ص) می داند و می فرماید:
حقی که شما بر گردن ما دارید، عمل به کتاب خداوند و روش پیامبر(ص) و قیام به حق او و ترفیع سنت اوست. عمل نمودن به کتاب خداوند و براساس روش و سیره نبی گرامی اسلام(ص) برهمه مسلمانان لازم و فرض است و این وجوب بر پیشوایان به نحو اکید است، بلکه از حقوق رعیت بر حاکم شمرده می شود.
امام (ع) دراین کلام نورانی مفسده جویانی که منافع شخصی آنها به واسطه حکومت حق به خطر افتاده را مورد نکوهش قرار داده می فرماید: آنچه از حاکم اسلامی باید انتظار داشت، عمل به ضوابط اسلامی یعنی رفتار براساس قرآن کریم و روش پیامبراکرم(ص) است، نه حفظ منافع و دنیای اشخاص سودجو و دنیاپرست.
قیام به حق پیامبراعظم(ص)، چیزی جز عمل به کتاب و روش آن حضرت نیست، یعنی مبارزه با مظاهر جاهلیت و امتیازات طبقاتی و این چیزی است که با منافع دنیاپرستان سودجو جوردرنمی آید. ترفیع و اقامه و پاسداشت و اهتمام به سنت نبی گرامی اسلام(ص) از وظایف حاکم است و کوتاهی در آن ظلم به حقوق رعایاست.

نعمت وجود پیامبر(ص) برای مؤمنان
امام علی(ع) پیامبرخدا(ص) و شیوه زندگی او را به عنوان ملاک ارزش معرفی می نماید:«کافی است که پیامبر خدا(ص) را سرمشق خود قرار دهی و او سرمشق توست در بی ارزش بودن دنیا و رسوایی ها و بدی هایش، زیرا دنیا از او گرفته شد، اما برای دیگران مهیا شد

از نوشیدن شیر دنیا وی را جدا ساختند و از زخارف و زیبایی های آن برکنار داشتند... در زندگی رسول خدا(ص) اموری که تو را بر عیوب دنیا می سازد؛ چه این که او و نزدیکانش در دنیا گرسنه بودند و با این که منزلت و مقامی عظیم در پیشگاه خداوند داشت

زینت های دنیا را از او دریغ داشت. بنابراین با عقل خویش باید بنگرد که آیا خداوند با این کار پیامبرش را گرامی داشته یا به او اهانت کرده است؟ اگر کسی بگوید که به او اهانت کرده، به خدا سوگند، این دروغ محض است و اگر بگوید: او را گرامی داشته، باید بداند خداوند دیگران را که زینت های دنیا به آن ها داده، گرامی نداشته است؛ چه این که دنیا را برای آن گسترده و از مقرب ترین افراد به او دریغ داشته است

آن حضرت درهمان خطبه می فرماید: «چه منت بزرگی خداوند بر ما گذاشته که چنین پیشوا و رهبری به ما عنایت کرده تا راه او را بپوییم.»
یادآوری و بزرگداشت نعمت نبی گرامی اسلام(ص) به وسیله امام علی(ع)، به پیروی و تأسی از آیه کریمه قرآن است که می فرماید:

لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین خداوند بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از خود آنها درمیان آنان برانگیخت که برآنها آیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنان را از هر نقص و آلایش پاک گرداند و به آنها احکام شریعت و حقایق حکمت بیاموزد، هرچند قبلا در گمراهی آشکاری بودند

نبی گرامی اسلام(ص) خاتم پیامبران است و با دین او سلسله ادیان تمام می شود و او سید انبیاء و برترین پیامبران است. پس روش و طریقه او هم باید بهترین و هدایت کننده ترین روش ها باشد.

پاسداشت سنت نبوی
امام(ع) در دستورالعمل به مالک اشتر، این نکته بسیار مهم را مورد توجه قرار می دهند؛ یعنی مراجعه به سنت رسول خدا(ص)، آن هم سنتی که همه را گردهم جمع می آورد و باعث تفرقه و پراکندگی نیست و چنین سنتی نزد اهل بیت آن رسول گرامی (ص) است

مشکلاتی که در فهم احکام برایت پیش می آید و اموری که بر تو مشتبه می شود را به خدا و رسول ارجاع بده؛ چرا که خداوند تعالی به گروهی که دوست داشته آن ها را ارشاد و راهنمایی کند، چنین فرموده: ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت خدا کنید و اطاعت رسول او و ولی امری که از خود شماست و اگر در چیزی نزاع کردید، آن را به خدا و رسولش ارجاع دهید

پس ارجاع به خداوند یعنی براساس آیات محکم عمل نمودن و ارجاع به رسول یعنی عمل نمودن به سنت آن حضرت، سنتی که همه را گردهم می آورد و پراکنده نمی کند

امام(ع) درباره اقامه سنت و برپا داشتن آن می فرماید: اما وصیت من این است که هیچ چیز را شریک خدا قرار ندهید و درباره محمد(ص) سفارشم این است که سنت و شریعت او را ضایع نگردانید. این دو ستون محکم را برپا دارید و این دو چراغ پرفروغ را فروزان نگه دارید تضییع سنت؛ عمل نکردن به آن و بی تفاوتی در قبال آن و یا تغییر دادن آن است.

                      آرزوی زندگی در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله

مدعیان دوستی زیادند اما کسانی که صادقانه با پیامبر و اهل بیت دوستی می کنند، هم در قلب و هم در فکر و هم در رفتار و هم در اخلاق، از پیامبر و اهل بیت پیروی کنند. در نتیجه آنقدر مورد امتحانها و بلاها و آزمایشها قرار می گیرند تا این گوهر در وجودشان خالص شود

شبهات اعتقادی همیشه و همه جا حتی در بین صحابه پیامبر و اهل بیت هم بوده است اما خدا به کسانی که صادقانه به دنبال حقیقت باشند و در راه یافتن آن کوشا باشد وعده داده است که حتما راه راست را به آنها نشان می دهد. یاد پیامبر و برابر او علی مرتضی و یاد همه اهل بیت، شیرین و برای زندگی برکت آور است

از این جهت جا دارد که تأسف بخوریم و آرزو کنیم که ای کاش در حضور پیامبر، ایمان خالصانه خود را نشان می دادیم و با همه امکانات وجودمان در راه خشنودی او که خشنودی خداست، قدم بر می داشتیم و در شادی ها و تلخی ها، همراهی خود را با پیامبر و اهل بیت نشان می دادیم. بعد از توجه و اقرار به اهمیت رابطه قلبی با پیامبر و اهل بیت مناسب است به این چند نکته هم توجه داشته باشیم:
گر در یمنی چو با منی پیش منی

علم خدا حدی ندارد، بنابراین خدا از دوستی ما خبر دارد و دور بودن زمان و مکان ما از پیامبر و دور بودن مکانی ما از امام عصر برای خدا مانعی محسوب نمی شود. همچنانکه امام باقر ع فرموده اند، انسان با همان کسی است که او را دوست می دارد: الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَب‏ (کافی، ج2، ص126)

پس از پایان جنگ جمل، یکی از یاران امام به ایشان گفت ای کاش برادرم اینجا بود و می دید که چگونه خدا بر دشمنان پیروزتان کرد. امیرالمومنین به او فرمود: آیا علاقه اش به ما بود؟ آن شخص گفت بله. آن حضرت فرمود: پس او با ما بوده است. در این جنگ افراد زیادی با ما بوده اند که هنوز متولد نشده اند!
شبهات اعتقادی همیشه و همه جا حتی در بین صحابه پیامبر و اهل بیت هم بوده است اما خدا به کسانی که صادقانه به دنبال حقیقت باشند و در راه یافتن آن کوشا باشد وعده داده است که حتما راه راست را به آنها نشان می دهد

بنابراین، دوری زمانی و مکانی، باعث نمی شود دوستی ما بی نتیجه باشد و در دید مولای ما علی ع همه کسانی که واقعا آن حضرت را دوست دارند با آن حضرت هستند حتی اگر سالهای زیادی بعد از آن حضرت به دنیا بیایند.
دوست داشتن فقط زبانی یا دوست داشتن در قلب و زبان و فکر و رفتار و اخلاقافراد زیادی مدعی های دوستی پیامبر و اهل بیت ع بوده اند. مهم آن است که دوستی ما هم در قلب، هم در اعمال و هم در افکار و هم در خلقیات ما ظاهر شود. امام صادق ع فرمودند:خدا را دوست نداشته است آن کسی که معصیتش کرده است

بنابراین راه اثبات دوستی واقعی اهل بیت پیروی از آنهاست. نشانه آن مراقبت از اخلاق و رفتار و طرز فکر است. دوست داران پیامبر و اهل بیت، هر قدر بتوانند خود را در گفتار و رفتار و افکار و اخلاق شبیه خاندان وحی می کنند.

آنقدر می آزمایند تا کاملا پاک شویم

هرکس که باشیم، خدا قطعا ما را می آزماید. آیا مردم پنداشتند، همین که بگویند: ایمان آوردیم. رها مى‏شوند و آزمایش نمى‏شوند؟! أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُون

 بنابراین خدا حتما این ادعای ما درباره دوستی و پیروی از پیامبر و اهل بیت را آزمایش می کند و اگر صادق باشیم، بعد از همه مراحل آزمایش، ما را مثل طلا، خالص می کند

امام صادق ع درباره همان آیه بالا، به یکی از یاران خویش فرمود: مردم همانطور که فرایند طلا در کوره ها است، در این مراحل قرار می گیرند و مانند طلا، خالص می شوند(کافی، ج1، ص370)

 بنابراین آزمایشهای خدایی که بعضی از آنها با سختی صورت می گیرد در زندگی دنیا طبیعی است اما اگر در ایمان خود صادق باشیم نتیجه اش بسیار عالی است یعنی این آزمایشها در نهایت ما را یکدست می کند و سرانجام همه بدی هایی که دوستش نداریم و جزو ما نیست را از ما می زداید

در صورتی که گمان کنیم اگر در زمان پیامبر و اهل بیت بودیم دچار هیچ اشکال فکری و عقیدتی نمی شدیم، اشتباه کرده ایم. افراد زیادی از مردم در همان دوران هم در تحیر به سر می برده اند و حق را از باطل نشخیص نمی داده اند

بعضی از این مردم، از بزرگان بوده اند! مردم همانطور که فرایند طلا در کوره ها است، در این مراحل قرار می گیرند و مانند طلا، خالص می شوند

بنابراین آزمایشهای خدایی که بعضی از آنها با سختی صورت می گیرد در زندگی دنیا طبیعی است اما اگر در ایمان خود صادق باشیم نتیجه اش بسیار عالی است یعنی این آزمایشها در نهایت ما را یکدست می کند و سرانجام همه بدی هایی که دوستش نداریم و جزو ما نیست را از ما می زداید
در حقیقت برای تشخیص راه حق، باید از خدا کمک گرفت و در راه شناخت حق کوشش کرد. خدا در قرآن وعده داده است که هر کس در راه ما(یعنی راه حق) کوشش کند حتما به مقصود خود می رسد:
وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنین‏ (حج78)

در زمان اهل بیت کسانی بوده اند که درباره ایشان شک داشته اند. حتی اصبغ بن نباته که یکی از یاران نزدیک امام علی ع بود از امام درباره اختلاف نظرها در میان شیعیان پرسید و از آن حضرت کمک خواست (وسائل الشیعه، ج27، ص135)

نتیجه می گیریم که اختلاف نظرها همیشه و همه جا بوده است. مهم آن است که همیشه نیت کنیم با خدا و پیامبر و اهل بیت باشیم و نیت کنیم که هر چه نظر آنهاست، نظر ما هم همان است. مثال دیگر، مربوط به خود زمان پیامبر است

پیامبر ص در جمعی که تعدادی از یاران خود در آن بودند فرمودند که وسیله نوشتن بیاورید تا برایتان چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید ولی کسانی که در آن جمع بودند با هم اختلاف کردند و عده ای گفتند بیاورید و عده ای گفتند نیاورید تا آنکه پیامبر از خواسته خود منصرف شد.
بنابراین همزمانی با پیامبر هم سبب هدایت نیست و چه بسا افرادی که کنار پیامبر بودند اما کافر یا منافق بودند. خدایا ما را جزو اینان قرار ده:
سَیَأْتِی قَوْمٌ مِنْ بَعْدِکُمْ الرَّجُلُ ... لِمَا حُمِّلُوا لَمْ تَصْبِرُوا صَبْرَهُمْ(بحارالانوار، ج52، ص130)

پیامبر ص به یاران خویش فرمود: بعد از شما کسانی خواهند آمد که پاداش هر یک از آن ها مساوی با پاداش پنجاه نفر از شماست." گفتند: یا رسول الله! مگر نه این است که ما در حضور شما در بدر و احد و حنین شرکت کردیم و قرآن در میان ما نازل شد؟ حضرت فرمودند: اگر آنچه بر آن ها روی خواهد داد بر شما روی می داد، شما نمی توانستید مثل آن ها صبر و پایداری کنید.

امام علی ع، هنگام حرکت براى نبرد، در پاسخ شخصى که با ادعای پیشگویى از طریق ستارگان گفته بود" اگر در این ساعت حرکت کنید، پیروز نمى‏‌شوید"ضمن رد این‌گونه پیشگویی‌ها در خطبه‌ای، پاسخ روشن و کاملی به این موضوع دادند

به هنگام حرکت براى نبرد با خوارج، در ماه صفر سال 38 هجرى، شخصى با پیشگویى از راه شناخت ستارگان گفت: "اگر در این ساعت حرکت کنید، پیروز نمى‏ شوید و من از راه علم ستاره شناسى این محاسبه را کردم"، امیرالمومنین ع فرمود: گمان مى ‏کنى تو از آن ساعتى آگاهى که اگر کسى حرکت کند زیان نخواهید دید و مى‏ ترسانى از ساعتى که اگر کسى حرکت کند ضررى دامنگیر او خواهد شد.
کسى که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است، و از یارى طلبیدن خدا در رسیدن به هدف‏‌هاى دوست داشتنى، و محفوظ ماندن از ناگواری‌ها، بى ‏نیاز شده است. گویا مى‏ خواهى به جاى خداوند، تو را ستایش کنند چون به گمان خود مردم را به ساعتى آشنا کردى که منافعشان را به دست مى‏‌آورند و از ضرر و زیان در امان مى‏‌مانند

اى مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسى براى پیشگویى‏‌هاى دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریا نوردى و صحرا نوردى به آن نیاز دارید، چه اینکه این نوع ستاره شناسى شما را به غیب گویى، و غیب گویى به جادوگرى مى ‏کشاند، و این نوع ستاره‌شناس چون غیب‌گو، و غیب‌گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنم است. با نام خدا حرکت کنید.

لزوم الگو برداری از سنت و سیره امامان(ع)

براساس آموزه های قرآنی، بر همگان است که از پیامبران(ع) به عنوان الگوها و اسوه های عینی در فکر و عمل بهره برداری کنند

اصولا گزارش های قرآنی، بر این محور قرار گرفته که مردم با استفاده از این اطلاعات و گزارش هایی که ارایه داده شده، در مسیر خدایی و متاله شدن گام بردارند. قرآن از زندگی پیامبران(ع) تنها به گوشه هایی اشاره می کند که فرا تاریخ است و می تواند در سرنوشت جمعی بشر مؤثر باشد.
حتی گزارش های قرآنی از مخالفان و کافران نیز بر همین مبناست؛ زیرا به حکم همانندی
تشابهت قلوبهم (بقره118) در وضعیت و موقعیت مشابه، همین افکار و اندیشه ها و رفتارها تکرار می شود. از این رو گفته اند تاریخ تکرار می شود و سنت الهی در جامعه و تاریخ به معنای قانونی است که در موارد مشابه تکرار می شود. بنابراین، در موقعیت های مشابه مؤمنان باید همان رفتاری را در برابر کافران در پیش گیرند که پیامبران(ع) در پیش گرفتند

از آنجایی که والدین حضرت ابراهیم(ع) از مومنان بودند، حضرت برای ایشان با عنوان اغفر لوالدی طلب غفران و آمرزش می کند و خداوند آن را مورد تایید قرار می دهد. آن حضرت(ع) در حق والدین خویش می فرماید ربنا اغفرلی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب؛ پروردگارا، مرا و پدر و مادر مرا و همچنین مومنین را در روز حساب بیامرز (ابراهیم41)
اما خداوند طلب غفران و آمرزش و استغفار ایشان نسبت به
آزر را که نقش سرپرست و اب (ناپدری) او را ایفا می کرد، به سبب بت پرستی و مرگ در همان حالت، نمی پسندد و به نقد و انتقاد آن می پردازد (ممتحنه4)

اما در میان پیامبران، تنها پیامبر گرامی(ص) است که به عنوان اسوه و سرمشق کامل معرفی شده و خداوند به صراحت می فرماید: قطعا برای شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقی نیکوست، برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند (احزاب21).
اهل بیت(ع) به عنوان نفس و جان پیامبر(ص) که در 61آل عمران مطرح شده و نیز آیات بسیار دیگر چون سوره انسان و 33احزاب و آیه ولایت و مانند آن، همین امتیاز اسوه کامل بودن را دارا می باشند، زیرا طهارت از هرگونه پلیدی و ولایت ایشان به حکم آیات و روایاتی چون روایت غدیر، دلالت بر آن دارد که آنان در قول و فعل و تقریر حجت بر بندگان هستند

حتی کسانی که آنان را در این مقام نمی شناسند باید به این نکته توجه کنند که اولیای الهی و صالحان امت ها چون لقمان(ع) که خداوند در آیاتی از قول و عمل و سنت و سیره ایشان نقل کرده، اسوه و سرمشق کسانی هستند که متاله و خدایی شدن را هدف زندگی خویش قرار داده اند. بنابراین، بندگان صالح خداوند، به عنوان اسوه های زندگی شناخته و معرفی شده اند و می بایست از آنان درس زندگی و سبک زندگی گرفت. کمبود اطلاعات، آیا مجوز نقص در امامت است ؟
برخی معتقدند که امامانی چون امام هادی(ع) چگونه می توانند امام باشند، در حالی که اطلاعات ما از زندگی آنان بسیار محدود است

بسیاری از پیامبران(ع) در قرآن، گزارشی نشده است و خداوند به صراحت می فرماید: و پیامبرانی را فرستادیم که در حقیقت ماجرای آنان را قبلا بر تو حکایت نمودیم و پیامبرانی را نیز برانگیخته ایم که سرگذشت ایشان را بر تو بازگو نکرده ایم(نساء164)

بنابراین، عدم گزارش قرآن از این دسته از پیامبران(ع) و فقدان اطلاعات از آنان، نفی کننده پیامبری آنان نیست، از این رو فرمان داده شده تا به همه ایمان داشته باشیم و این وجوب ایمان به همه پیامبران چه شناخته شده و چه ناشناخته بخشی از ایمان کامل است و انکار هر یک به معنای انکار همگی است(بقره136 و285)

خداوند در قرآن تنها بخش کوچکی از سنت و سیره پیامبران(ع) را بیان کرده و گاه درباره یک پیامبر تنها یک جمله نقل میکند. نقل همین یک جمله به معنای لزوم متابعت از آن است. بنابراین، نمی توان به صرف کمبود اطلاعات مدعی شد که آنان پیامبر نیستند و لازم نیست از آنان در همین یک جمله تبعیت و پیروی کرد.

الگوی رفتاری و رفتار فرهنگی

انسان وجامعه نیازمند الگوهای رفتاری است. الگوهای رفتاری، هنجارهای پذیرفته شده عقلانی و وحیانی است که انسان و جامعه را به سوی کمال شایسته و بایسته می رساند. این الگوها، در قالب نمونه های عینی و ملموس به جامعه ارایه می شود

در اسلام، چهارده معصوم(ع) به عنوان الگوهای برتر برای مومنان و مردم معرفی شده است. (احزاب33، آل عمران13، نساء95 و سوره انسان)

جامعه نمونه و برتر عصر پیامبر(ص) به عنوان جامعه نمونه فرهنگی به جهانیان معرفی شده است. (بقره143) با آنکه اسلام الگوی رفتاری برای فرد و جامعه را بیان کرده و در آیات و روایات به تفصیل به جزئیات آن پرداخته اما جامعه پس از رسول الله(ص) تا کنون آن جامعه عصر رسول الله(ص) را در عمل به عنوان یک الگوی رفتاری نپذیرفته و به شکل فرهنگ نهادینه نکرده است.

فرهنگ رفتاری جامعه مثلا ایرانی براساس آن الگوهای رفتاری نیست که اسلام و رهبران آن بیان کرده و حتی در دوره ای ایجاد و به جهانیان معرفی کرده اند. ما در حالی مدعی ایمان و اسلام هستیم که فرهنگ رفتاری ما براساس آن الگوهای رفتاری نیست که به ظاهر مقبول ماست؛ زیرا اگر چیزی را قبول داریم می بایست براساس آن، رفتارهای خودمان را بسازیم در حالی که در بسیاری از موارد برخلاف آن عمل می کنیم

اگر ربا و غیبت و دروغ، حرام و ناپسند و گناه است، چرا در تمام معاملات بازار و غیر بازار برخلاف این اصل عقلایی و شرعی عمل می کنیم؟ هر جامعه ای می بایست الگوهای رفتاری که پذیرفته به عنوان یک فرهنگ رفتاری درآورد. اهل بیت(ع) مثلا به نظم و وفای به عقود و راستگویی فرمان داده و عمل می کردند اگرچه علیه آنان بود، ولی ما دقیقا برخلاف آن می رویم و فرهنگ رفتاری ما برخلاف آن الگوهای رفتاری است.

پس باید گفت که الگوهای رفتاری ما غیر از اهل بیت(ع) می باشد. از این رو اهل بیت(ع) کسانی را که مدعی تشیع بودند از این ادعا برحذر می داشتند و به آنان می گفتند تا خود را تنها محب و دوستدار ایشان معرفی کنند که البته این خودش مقام بلندی است و ما در این مرحله نیز می بایست در بیشتر موارد فرهنگ رفتاری خودمان را براساس الگوی رفتاری اهل بیت(ع) سامان دهیم تا کف محبت یعنی پیروی را داشته باشیم.

 

چرا در راه معنوی به جایی نمی رسیم؟

یکی از اصول مهم سازندگی اخلاقی که قرآن کریم نیز به آن بسیار اهمیت داده است، بحث الگو و الگوگیری در سیر اخلاقی است. بسیار دیده شده است افرادی که به سیر اخلاقی و معنوی علاقه‌مند و طالب این راه بوده‌اند، دچار یأس و سردرگمی شده یا به افراط و تفریط گرایش یافته‌اند.
الگو
با ملاحظه سیر این افراد، متوجه می‌شویم که معمولاً مشکل آن‌ها در عدم دستیابی به الگویی صحیح و مطمئن است؛ لذا سیر آن‌ها قاعده‌مند و استوار نیست و در معرض انواع آفات است؛ از جمله آن‌که داستان‌ها یا حتی روایاتی را در یک زمینه - مثلاً کمک به همسایه - می‌خواند و در پی آن، همه هم و غمّ خود را صرف این بُعد می‌کند و از ابعاد شخصی و خانوادگی باز می‌ماند.
مدتی بعد ممکن است به اهمیت یک بخش دیگر پی برد و در آن بخش به کوشش بسیار بپردازد و ... تا این‌که پس از سالیانی تشتّت و از این شاخه به آن شاخه پریدن، دچار سردرگمی می‌شود

شاید این مطلب در بحث خوراک و داروها نیز هست به این نحو که برخی با اطلاع از خواص متعدد یک میوه یا امثال آن، بدون توجه به سایر نیازهای بدن، در خوردن آن، افراط می‌کنند و فاقد مبنایی هستند که آن‌ها را به اعتدال نزدیک کند

می‌توان گفت همان‌طور که در مسائل فقهی، برای غیر مجتهدین، تقلید راه خروج از تشتت و سر درگمی است، در مسائل معنوی و تشخیص وظیفه نیز الگو حلّال مشکلات است؛ البته الگویی که کاملاً مورد تأیید شرع باشد.
کامل‌ترین الگوها در عالم خلقت حضرت محمد(ص) و اهل‌بیت بزرگوار آن حضرت: هستند. در قرآن شریف نیز جایگاه این خاندان، جایگاهی ممتاز و والا است که قابل قیاس با هیچ کس نیست

اما آنچه لازم است مورد توجه قرار گیرد این است که قرآن کریم، الگوهای متعددی را از انبیا و اولیا معرفی می‌کند و دلیل آن هم این است که افراد از نظر موقعیت و نیز مرتبه ایمانی در جایگاه‌های گوناگونی هستند و اغلب افراد با الگوهای پایین‌تر از اهل‌بیت عصمت و طهارت: یعنی انبیا و اولیا بهتر می‌توانند حرکت کنند و خود را بر آنان تطبیق دهند.
یکی از برکات مهم قرآن و ارتباط با آن، این است که الگوهای ذهنی انسان را اصلاح و تعدیل می‌کند و آن‌ را از الگوهای مادی و دنیایی به الگوهای معنوی و الهی تغییر می‌دهد که این، نتیجه مهم و بزرگی است.
در نتیجه این تغییر و تحول در الگوهای ذهنی، خواسته‌ها و همت انسان نیز سمت و سوی صحیح می‌یابد و طلب معنوی و آخرت طلبی در درون شخص جوشش می‌گیرد.
اگر در قرآن شریف بارها نام فرعون می‌آید، این فرعونیت است که مدّ نظر است، نه فقط یک انسان طاغی و سرکش که در مقطعی از تاریخ جنایاتی کرد و به تاریخ پیوست. فرعون از بین می‌رود ولی آنچه همیشه و برای همه هست، خوی فرعونیت یعنی انیت و خودپسندی و خودخواهی است
در این جهت، یکی دیگر از برکات ارتباط با قرآن، این است که انسان، در شرایط و مراتب گوناگون می‌تواند از الگوهای متعددی که در قرآن اشاره شده‌اند، بهره گیرد.

قرآن کریم، از این دیدگاه نیز یک دوره زندگینامه سلوکی و معنوی کامل است. قرآن، یک دوره سیر و سلوک و تقرب به حق‌تعالی و عبور از موانع را به واسطه الگو دهی از انبیا و اولیا مطرح کرده است و برای ارائه مشکلات و موانع راه، در کنار الگوهای«خیر» الگوهایی از «شر» را نیز در حالات و شرایط مختلف بیان کرده است.
خلاصه این‌که اگر انسان در ارتباط خود با قرآن و هنگام قرائت آن، بتواند الگوسازی قرآن را درک و تحلیل کند - که مثلاً حضرت ابراهیم(ع) چگونه معرفی می‌شود یا حضرت یونس(ع) چگونه - یک سیر کامل، از ابتدای راه بشر به سوی خدا تا پایان راه توحید که رسول خدا(ص) است، پیدا می‌کند.

 

 

                                         ویژگیها و امتیازات اخلاقى
امام زمان (ع) از آن رو که وارث همه پیامبران عظیم الشّأن و اولیاى گران قدر الهى است، مجموعه اى کامل از صفات کمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظیم پیامبر (ص) و خصوصیات امیرالمومنین (ع) و مکارم و فضایل والاى فاطمه زهرا (س) و فرزندان معصوم او است. رسول اکرم ص فرمودند: کسی که خداوند حب اهل بیت ع را به او اعطا کرده باشد، خیر دنیا و آخرت به او رسیده است اشاره به برخى از این ویژگى ها مى توانند مقدمه اى آگاهى بخش براى تبعیّت از او و همسویى با او باشد.
1 ـ دانش گسترده امیرالمومنین (ع) درباره او فرمودند: او دانشمندترین شمااست (غیبت نعمانى، منتخب الاثر، ص309) امام باقر (ع) : دانایى به کتاب خدا و سنّت پیامبر او در قلب مهدى ما مى روید همچنانکه گیاهان به بهترین شکل از زمین مى رویند. پس هر کس او را دید بگوید: سلام بر شما اى اهل بیت رحمت و نبوّت و اى گنجینه علم و جایگاه رسالت (کمال الدین منتخب الاثر ص309)
2 ـ زهد و بى اعتنایى به دنیا امام رضا (ع) درباره او فرمودند: لباس قائم (ع) ما چیزى نیست جز پوشاکى خشن و غذاى او چیزى نیست جز طعامى خشک (غیبت نعمایى منتخب الاثر ص307)
3 ـ عدالت گسترى در بین مردم امام باقر(ع) درباره حضرت مهدى (عج) فرمودند: او در بین مردم به عدالت رفتار مى کند چه نیکوکار باشند و چه بدکار (منتخب الاثر، ص310)
4 ـ عمل به سنّت پیامبر(ص) پیامبر فرمودند: «او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آیین مرا به وسیله او حفظ مى کند. و او به سنت و روش من عمل مى کند» (منتخب الاثر ص310 )

امامان عزیز همچون ستارگان

قرآن کریم می‌فرماید که ما آسمان را با ستارگان زینت دادیم و عامل حراست عالم بالا قرار دادیم و اگر شیاطین قصد نفوذ به حریم ملکوتی را داشته باشند با ستاره‌ای شهاب گونه بر فرق سر آنها می‌کوبیم و آنها را نابود می‌کنیم. این تعبیر چقدر زیباست

خداوند آسمان تاریخ را با اهل بیت عصمت و طهارت زینت داده است تا در طول تاریخ آنها هدایتگر بشر در دوران تاریکی باشند. اگر آنها نبودند تاریخ تنها از معاویه‌ها، عمر و عاص‌ها، مروان‌ها و مأمون‌ها لبریز می‌شد و انسان در جهل و تاریکی فرو می‌رفت. اما امامان عزیز همچون ستارگان در مقابل شیاطین و مشرکان ایستاده‌اند و اجازه خودنمایی را به آنها نمی‌دهد

در طول زمان ستارگان وسیله هدایت بشر در دریا و صحراها بوده‌اند. اما قرآن معنای دیگری از این بیان در نظر داشته است و آن هم نجات انسان از تاریکی توسط هدایت خداوند بوده است. زمانی که تنها به مدت 6 سده ارتباط انسان با منبع وحی قطع شد انسان سر از جاهلیت درآورد. جاهلیت تنها به مفهوم یک کلمه دارای معانی بسیار زشتی است ما جاهلیت مدرن و کهن داریم و امروز بشر درگیر جاهلیت مدرن است.

 


حضرت على (ع) : هر کس با قرآن انس بگیرد، از جدایى دوستان وحشتى نخواهد داشت. ایشان همچنین در جواب گروهى که به هنگام سفر از ایشان توصیه اى خواسته بودند، فرمودند: اگر به دنبال مونسى مى گردید، قرآن برایتان کافى است. امام سجاد (ع) مى فرمایند: اگر هیچ موجودى بر روى زمین زنده نمانده و من تنها باشم، مادام که قرآن با من است، وحشتى نخواهم داشت.

 و یا در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است: به دنبال مونسى بودم تا در پناه آن آرامش پیدا کنم، آن را در قرائت قرآن یافتم. با توجه به این احادیث به این نتیجه مى رسیم که ائمه معصومین (ع) قرآن را مونس خود مى دانند و انس با قرآن را سفارش کرده اند. قرآن نه تنها هنگام تنهایى بلکه در تمام لحظات زندگى انسان مى تواند مونس او باشد و موجبات لذت معنوى او را تامین کرده و چراغ راه زندگى اش باشد.

قال رسول اللّه فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل اللّه علی خلقه برتری قرآن کریم بر سایر سخنان، مانند برتری خداوند است بر بندگانش قال رسول الله(ص): النّظر فی المصحف من غیر قراءةٍ عبادة نگاه کردن به صفحات قرآن کریم (حتی بدون خواندن آن) عبادت است قال رسول الله(ص): انّ القلوب تصدء کما یصدء الحدید فقیل یا رسول اللّه ما جلاءها،قال تلاوة القرآن و ذکر الموت به درستی که دلها زنگار می گیرند، آنچنان که آهن زنگار می‌گیرد،عرض شد یا رسول اللّه(ص) جلای آن با چیست؟فرمودند: تلاوت قرآن کریم و یاد کردن مرگ است.

قال النبی(ص): نوروا بیوتکم بتلاوة القرآن ولاتتخذوها قبوراً کما فعلت الیهود و النصاری،طوفی الکنائس و البیع و عطّلوا بیوتهم فانّ البیت اذا کثر فیه تلاوت القرآن کثّر خیره و التسع اهله و اضاء لاهل السماء نورانی کنید خانه‌های خود را با تلاوت قرآن کریم و آن را قبرستان قرار ندهید کما اینکه یهود و نصارا کردند، نماز در کلیساها خواندند و خانه‌های خود را معطل گذاشتند، پس به درستی اگر زیاد شود تلاوت قرآن در خانه‌ای خیر و وسعت برای اهل آن زیاد می‌شود و می‌درخشد و به اهل آسمان نور می‌دهد، آنچنان که ستاره‌های آسمان به اهل زمین نور می‌دهند و می‌درخشند.
قال الصادق(ع): ان الذی یعالج القرآن و یحفظه بمشقه منه (قلة حفظ) له اجران کسی که کشش حافظه‌اش کم است و با مشقت قرآن را فرا می‌گیرد دو اجر دارد قال الصادق(ع): من قرأ القرآن و هو شباب مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه؛کسی که قرائت کند در حالی که جوان با ایمان باشد قرآن با گوشت و خونش آمیخته می‌شود قال رسول الله(ص): ما امن بالقرآن من استحل محارمه «ایمان نیاورده است به قرآن کسی که حلال بداند چیزهایی را که قرآن حرام کرده است




تاثیر مودت و معرفت اهل بیت)ع( بر اعمال انسان      مجتبی تهرانی

روی عن رسول)ص( الزموا مودتنا اهل البیت... و الذی نفسی بیده لاینتفع عبد بعمله الا بمعرفتنا 1 روایتی از پیغمبر اکرم)ص( منقول است که حضرت فرمودند: مودت و محبت ما اهل بیت را لازم بدارید، یعنی هیچگاه از مودت و محبت ما اهل بیت غفلت نکنید، دلهایتان حتی لحظه و آنی از مودت و محبت ما خالی نباشد

حضرت میفرماید: والذی نفسی بیده، قسم به آن موجودی که جان من در دست قدرت اوست، لاینتفع عبد بعمله اعمال نیک هیچ بنده ای به او سودی نمیبخشد، الا بمعرفتنا، مگر اینکه نسبت به ما معرفت داشته باشد، یعنی ما را بر حق بداند

در باب اعمال نیکی که جنبه الهی و رنگ معنوی به آنها میدهیم، قبولی اعمال هر مسلمانی، هر کس میخواهد باشد و نورانیت و اثرگذاری عمل نیکش روی خودش، بستگی دارد به پیوندش با اهل بیت)ع(

چون اعمال نیکی که انسان انجام میدهد، روی خود کننده کار اثر دارد و این اثر گذاری غیر از مسئله قیامت و بهشت و... است. این اثری است که روی خودش میگذارد و در نتیجه به انسانیت و الهیت نزدیک میشود

مثلا در مورد نماز، هم پاداش داریم و هم اثری که خود نماز روی انسان میگذارد که به واسطه آن برای انسان نورانیت باطنیه میآورد، حال چه قبولی عمل نیک و چه نورانیت و اثرگذار یاش روی عاملش، بستگی به پیوند عامل با اهل بیت دارد

لذا اگر شخص با آنها پیوند نداشته باشد؛ یعنی از نظر قلبی مودت و از نظر ظاهری، معرفت به حقانیت آنها نداشته باشد، عملش اثرگذاری ندارد

البته این بحث در عبادات هست که: مؤمنی که مثلا از نظر اعتقادی، معتقد است، اما پیوند با اهل بیت ندارد، روز قیامت مؤاخذه اش نمیکنند که چرا نماز نخواندی و بعد او را جهنم ببرند. اما این گونه نیست که او را به اعلی علیین بهشت هم ببرند

چون مسائل معنوی و اعمالی که انسان انجام میدهد، آنگاه اثربخش و نافع است که این پیوند با اهل بیت برقرار باشد. امالی مفید ص 140 - بحارالانوار ج 27



نظرات  (۲)

بسیار عالی بود.تشکر میکنم از شما.

سلام از مطالب وب استفاده کردم با اجازه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">