تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

دعا. تقرب به خدا . دلایل عدم استجابت . دعا و عمل. تعلیم دعا

دعای امام سجاد (ع) دعای ابو حمزه ثمالی

هنگام سختی و گرفتاری و در دور کردن شیطان

      توبه و قرآن. استغفار

      ربناهای و دعاهای قرآنی

دعا که در فارسی به آن نیایش گفته می شود، نوعی رابطه خاص میان انسان و خداست که در قالب پرسش و درخواست مطرح می شود؛ چون دعا در لغت به معنای درخواست و پرسش از دیگری است که در بیشتر موارد درخواست شونده در موقعیت بالاتر و برتری قرار دارد. (معجم الفروق اللغویه ص534) البته واژه عربی دعا در معانی عبادت و استغاثه است (لسان العرب) در قرآن برای بیان مقاصدی غیر از درخواست از خداوند، چون حمد و ثنای الهی نیز به کار رفته که درخواستی در آن مطرح نمیشود. بخشی از ادعیه ماثور از امامان معصوم(ع) از قبیل حمد و ثنای الهی و توصیف و تعظیم و تسبیح خداوند است. بیشترین کاربرد واژه دعا در فرهنگ اسلامی و قرآنی و حتی ادعیه ماثور، همان بیان حوائج و درخواست های مادی و معنوی از طلب نعمت دنیوی، رفع و دفع بلا و مصیبت گرفته تا درخواست عفو و رحمت و مغفرت را شامل می شود.

ضرورت عقلی نیایش
براستی، اگر عقل بشری این واقعیت را درک میکرد، جز با خدای خود با هیچ موجود دیگری در ارتباط نبود. این استدلال عقلی برای اثبات این مطلب کافی است که انسان ملزم به توجه تام به مبدأ متعالی عالم است؛ چنانکه آیه
ما یعبوا بکم ربی لولا دعاؤکم فرقان77) اگر دعای شما نبود، پروردگارتان اعتنایی به شما نداشت. اشاره به همین ناچاری عقلی دارد. آری، انسان با دعا نیروی بازوان ناتوان خود را به مبدأ نامتناهی عالم پیوند میزند. از این رو، در برابر هرگونه مشکلی ایستاده و با این قدرت روحی تازه، توانایی خود را برتر از همه نیازمندی ها میبیند، زیرا نیروی نامتناهی حضرت حق را به یاری طلبیده و در رسیدن به اهداف خود به دلیل موقعیت تضمین شده ای که دارد مصمم است. از این گذشته، فرزانگی انسانی، اجازه نمیدهد که انسان با انبوه نیازها و لحظات ناملایم زندگی به تنهایی به مبارزه برخیزد و از کنار قدرت عظیم دعا بی تفاوت بگذرد، چه دعا نزدیک ترین وسیله، مطمئن ترین راه، مددکاری خالی از شائبه، پشتوانه ای به دور از انزجارهای فطرت و طبیعت و الهامی منطبق با همه الوهیت وجودی انسان است.

پیشینه دعا
تاریخ دعا را میتوان با پیدایش انسان قرین دانست، آن زمان که بشر توان تصور یک مبدأ نامتناهی و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بتها پناه میبرده و از آنها یاری می جسته و زندگی پرماجرای خود را با امیدواری به مبدأ ناشناخته چیره بر همه قدرت ها توأم می ساخته. آری، راز نهاد هستی، ارتباط محض با خالق هستی است. از این رو، فرمود:
و ان من شیء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزله الاّ بقدر معلوم (حجر21) هیچ چیزی در عالم نیست جز آنکه گنجینه های آن نزد ماست، ولی ما از آن بر عالم خلق به جز به قدر معینی که مصلحت است، فرو نمی فرستیم. و ان یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید (ابراهیم9) اگر بخواهد نسل شما آدمیان را در زمین نابود میکند و خلقی دیگر می آورد. محققان از این درخواست باطنی به دعای تکوینی یاد کرده اند. کودکی که از مادر متولد میشود، با زبان حال از خدای مهربانش غذای متناسب با لب و دهان و حلقوم و دستگاه گوارش کودکانه خود طلب میکند؛ چنانکه هرکس دیگر نیز متناسب با سیستم خلقت خود، تکویناً غذا و لباس و دوا و احتیاجات دیگر را درخواست میکند و خداوند در پاسخ همین دعا و سؤال تکوینی، میفرماید: و آتاکم من کل ما سألتموه (ابراهیم34) از هرچه درخواست کنید، به شما ارزانی داشته. بنابراین، نهاد هستی در اصل وجود خود و در جمیع حالت ها و حاجت هایش لحظه ای از دعا جدا نیست و وجود دعا از لوازم حتمی و ضروری که همه مخلوقات از آن برخوردار و به آن مفتخرند.

اقسام دعا

1- دعای لفظی دعای لفظی به درخواست زبانی که با درخواست قلبی همراهی ندارد، دعای زبانی گفته می شود. به لحاظ این که در مصداق خارجی، ماهیت دعا بر لقلقه زبانی صادق نیست، فرد راستین دعا محسوب نمیشود و چنین کسی فقط در حد زبان به دعا مبادرت ورزیده و نباید به اجابت دعای خود دل ببندد: با کدامین روی، چون دل مرده ای رو به سوی آسمان ها کرده ای؟(مثنوی)
2- دعای مصداقی دعایی است که در آن زبان با قلب همراه بوده. این نوع دعا، مصداق راستین و حقیقی دعا بوده و به اجابت بسیار نزدیک. البته گاهی ممکن است ظاهراً اجابت نشود، با این همه عبادتی است که اجر قطعی بر آن مترتب است و تأخیر در اجابت فقط از مصلحتی برخاسته که خداوند متعال بر اسرار آن آگاه؛ چنانکه امیرمؤمنان(ع) در سفارش خود به امام حسن(ع) و ربّما سألت الشیء فلا تؤتاه و أوتیت خیراً منه عاجلا أو آجلا، أو صرف عنک لما هو خیر لک، فلربّ أمر قد طلبته فیه هلاک دینک لو أوتیته (نهج البلاغه نامه13) چه بسا از خداوند متعال چیزی را درخواست می کنی که به تو عطا نمیکند، ولی در عوض آن خیر دنیایی یا آخرتی دیگری به تو میرساند. آن چیز از تو منع شده، زیرا خیر تو در آن نبوده؛ چه بسا امری را طلب میکنی، ولی نمیدانی که اگر بدان برسی هلاک دین، نصیب تو خواهد شد.

آیا دعا امری ضروری و لازم است؟

آیه کریمه قل ما یعبؤا بکم ربی لولا دعاؤکم فرقان77) ای رسول ما! به امت بگو که اگر دعای شما نبود، خدا به شما توجه نمی کرد. ناظر به همین معناست؛ یعنی دعا یگانه راه ارتباط بندگان با مبدأ بوده و تنها وسیله ای است که خداوند متعال برای ارتباط با خود مقرر فرموده؛ مجموعه دعاهای مأثوره و نقل شده از معصومین(ع)، رابطه ای میان خلق و خالق برقرار میکند که اگر این ارتباط و توجه به مبدأ نباشد، خدای منان عنایت خاص خود را قطع خواهد کرد و در این صورت، بندگان استعداد پذیرش این عنایت را از دست داده و مقتضای رحمت الهی را از کف میدهند. قرآن این حالت را نوعی «استکبار» میداند، آن هم از موجودی که تکویناً هیچ حیثیتی جز حیثیت ربط و بندگی ندارد، آنجا که میفرماید:

1. و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین (غافر60) و پروردگار شما فرمود که مرا بخوانید تا دعای شما را مستجاب کنم. کسانی که از پرستش من گردن کشی میکنند، به زودی با خواری داخل جهنم خواهند گردید. البته از چنین موجودی این حالت آن چنان قبیح و زشت است که قابل وصف نمیباشد؛ بطوری که حضرت رب با صراحت اعلام فرموده که چنین افرادی مورد بی اعتنایی و قطع مراحم خداوندی خواهند بود.

2. و یهدی الیه من ینیب شوری13) و خداوند هر که را که به تضرع و دعا به بارگاه او باز آید، هدایت مینماید.
3. و ما یتذکر الا من ینیب غافر13) و متذکر نشوند مگر آنان که دایماً رو به خدا دارند.
4. و الذین اجتنبوا الطاغوت ان یعبدوها و انابوا الی الله لهم البشری زمر17) و آنان که از پرستش طاغوت دوری جستند و به درگاه خدا با توبه و انابه بازگشتند، آنها را بشارت و مژده رحمت است. این آیات بیانگر دو مسئله است: یکی حلول عذاب و وعیدهای سخت برای ترک دعا و دیگری هدایت و رشد و عنایت فوق العاده حضرت حق به دعا کنندگان. هم چنین در این زمینه، روایات بسیاری در کتابهای روایی وارد شده که همه جوانب و نکات مسئله را روشن ساخته و برای هیچ گرفتار و درمانده ای عذری باقی نگذاشته. امام صادق(ع) : ان عندالله عزوجل منزله لاتنال الا بمسأله در نزد خداوند مقامی هست که فقط به واسطه دعا میتوان به آن رسید. نیز از امام علی(ع) : ادفعوا امواج البلاء بالدعاء؛2 امواج بلا را با دعا از خود دور کنید.

آداب دعا کردن:

1-وضو: کسی که می‌خواهد دعا کند اول وضو بگیرد، خدا نور است، وضو نور است وضو راه ورود است. امام جعفر صادق(ع) فرمود؛ خدا می‌فرماید اگر کسی حاجتی داشته باشد اگر وضو نداشته باشد به من جفا کرده، اگر وضو بگیرد و دو رکعت نماز نخواند به من جفا کرده، اگر وضو داشته باشد دو رکعت نماز بخواند و دعا نکند به من جفا کرده. ولی اگر وضو داشته باشد دو رکعت نماز بخواند و دعا کند و من به او ندهم من به او جفا کرده‌ام.

2-سجده: امام جعفر صادق(ع): بنده سر به سجده بگذارد و بگوید یا رب یا رب... تا آنجا که نفسش راه بدهد. خدا می‌گوید: لبیک ... و سجده بالاترین کرنش را دارد. اگر انسان بداند چه کسی به او احسان کرده به فطرت خود باز می‌گردد. اشکال ما این است که او را نمی‌شناسیم (خدا را) اگر خود را می‌شناختیم پی می‌بردیم که چه کسی به ما احسان کرده و به او می‌رسیدیم الانسان عبید الاحسان انسان فطرتش این است که هرکس به او نیکی کند خود را بنده‌ او می‌داند.

3-صدقه: اگر پول نمی‌دهی یک کار خیری انجام بده، اگر نمی‌توانی پول بدهی، نمی‌توانی کار خیری را انجام بدهی حداقل ذکر بگو. یک یا الله بگو و به یاد خدا باش و دعا کن. اینها معارف ماست که در جهت رشد عبد است و اطاعت خدا. رابطه است بین ا جابت دعا و اطاعت.دعا و درجات اجابت دعا بستگی دارد به درجات اطاعت خدا.

4-روزه: روایات از پیامبر(ص) داریم که روزه ‌دار دعایش اجابت می‌شود و امام حسن(ع) می‌فرماید بهترین وقت اجابت دعا هنگام افطار است برای روزه دار و پیامبر(ص) می‌فرمایند : خواب روزه‌دار عبادت است، سکوتش ذکر است و تسبیح خدا و دعایش مستجاب است اگر برای فرمان الهی باشد. و ماه مبارک رمضان موقعیت خوبی است.

5-دعا درحق دیگران: شخصی می‌خواهد دعا کند می‌بیند که وضعیت خوبی ندارد، گناه و معصیت او را فرا گرفته، خدا می‌فرماید با زبانی دعا کنید که گناه نکرده باشید. خدا وحی ‌کرد به حضرت موسی (ع)با زبانی دعا کن که با آن زبان عصیان مرا نکرده باشی. موسی(ع) گفت: این زبان را از کجا بیاورم؟ گفت: با زبان غیر دعا کن. چون گناه مانع بود و اطاعت مقتضی بود پس دیگری را بگو دعایت کند و تو دیگری را و این را خدا خودش یاد داده است. دعا برای وسعت رزق دیگران باعث می‌شود که خودت وسعت رزق پیدا کنی.

6-دعاهای دسته جمعی: اجتماع کنید و از سه نفر تا 40 نفر. یکی از رموز کار این است که برای یکی که دعا می‌کنیم بقیه آمین می‌گویند، کافی است که یک نفر دعایش برآورده شود و این پیوسته انجام می‌شود برای دیگران و هرچه تعداد بیشتر باشد بهتر است.

اولویت دعا برای همسایگان امام حسن(ع)فرمود: در شب جمعه ای مادرم فاطمه زهرا(س) را دیدم که در محرابش به عبادت برخاست و پیوسته به رکوع می رفت و سجده میکرد تا سپیده صبح دمید. و در این حال هم چنان برای زنان و مردان مؤمن، و دوستان و همسایگان دعا میفرمود. عرض کردم: مادر جان! همان گونه که برای دیگران دعا کردید، چرا برای خود دعا نمیکنید. فرمود: ای فرزندم! باید اول برای همسایگان و خواهران و برادران دینی دعا کرد، و سپس برای اهل خانه خویش فقالت: یا بنی!الجارثم الدار بحارالانوار ج43 ص 81

جایگاه و اهمیت دعا و توجه به خداوند شرایط دعا کننده
1- عبودیت
مقام عبودیت و بندگی، نیاز دایمی خود را نسبت به خلق خود بشناسد؛ یعنی به مقام خود آگاه بوده و بداند که فقیر مطلق است و غنی مطلق او است. امام سجاد(ع): چگونه بنده از پروردگار خود بی نیاز میگردد؟! آقای من، پیوسته بر نیاز من به تو افزوده میشود و همواره بر بی نیازی تو از من افزوده میشود. از وی همه مستی و غرور است و تکبر و از ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است. از چشمه بلاغت امیرالمؤمنین(ع) نیز در مناجات این کلمات جاری گردیده : خدایا! همین عزت برای من کافی است که بنده تو باشم و همین فخر برای من کافی است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونه که من می خواهم هستی، پس مرا همان گونه که دوست داری، بگردان.

2-باور به قدرت الهی شرط دوم این است که خدای خود را به وصف بی نیازی مطلق بشناسد بداند که خدا بر اسرار درونی او آگاه و در برآوردن نیازهای او تواناست و هیچ چیز در برابر قدرتش مانع نخواهد بود. پیامبر اکرم(ص) در یکی از جبهه های جنگ در دامنه کوهی مشغول استراحت بودند. یکی از مشرکان با استفاده از این فرصت،خود را به آن حضرت رساند و با شمشیر آخته بر بالای سر آن حضرت ایستاد و گفت: من ینجیک الان؟ اکنون چه کسی تو را نجات می دهد؟ حضرت بی درنگ فرمودند: ربی و ربک؛ پروردگار من و تو. یعنی بین سر من و لبه تیز شمشیر تو قدرتی هست که تو آن را نمی بینی. آن مشرک که به این باورها معتقد نبود، پوزخندی زد و شمشیر خود را پایین آورد تا ضربه ای بر حضرت وارد کند، ولی با عکس العمل به موقع پیامبر شمشیر از دست او به طرفی پرتاب شد. آن گاه حضرت شمشیر از نیام کشید و فرمود: من ینجیک منی؟ آن مشرک پاسخ داد: کرامت تو، زیرا انسانی بزرگوار هستی! آن گاه حضرت از کشتن او صرف نظر کرد.

3-توجه به قرب الهی شرط سوم برای دعاکننده آن است که بداند خداوند متعال از همه کس به او نزدیک تر است، زیرا و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب (بقره186) هرگاه بندگانم درباره من پرسیدند بگو من نزدیکم. و نحن أقرب الیه من حبل الورید (ق61) ما از رگ گردن به او نزدیکترم ان الله یحول بین المرء و قلبه انفال42) خداوند میان انسان و قلب او حایل میگردد و از خود او به او نزدیک تر است. امیرالمؤمنین(ع) در دعای روز شنبه می گوید: با توسل به رحمت گسترده تو که همه چیز را فراگرفته، به درگاه تو نزدیکی میجویم و تو، ای پروردگار من! جایگاهم را می بینی و از ضمیرم آگاهی و راز دلم را می دانی و حالم بر تو پوشیده نیست و تو از رگ گردن به من نزدیک تر هستی.

4-اخلاص شرط چهارم داشتن اخلاص در دعاست؛ یعنی فقط خدا را بخواند و کس دیگری را شریک او قرار ندهد فادعوا الله مخلصین له الدین (غافر41) پس با اخلاص در اعمال عبادی، تنها خدا را بخوانید. بر این پایه، بنده نباید توهم کند که دیگران در بجا آوردن حاجت او کمترین اثری دارند، بلکه تنها خداوند متعال یگانه فریادرس او است و با قلب آماده، همچنان بر درگاه آن یگانه معبود، زبان به ابراز نیازهای خود گشاید و هر راز مکنون و مستوری که دارد، با او در میان بگذارد و از اسباب ظاهری قطع امید کند و توجه داشته باشد که اگر از اسباب ظاهری اثری به ظهور می رسد، مؤثر و تأثیرگذار واقعی فقط خدا است. أمن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء نمل26) آیا کسی هست که دعای درمانده و بیچاره را مستجاب کند و گرفتاری او را برطرف سازد؟! زیرا غیرمضطر نمی فهمد که کار دست چه کسی است، اما مضطر میداند که اول و آخر خدا است و غیر از او هیچ نیست. موحد نیز غیر را فقط مجرای فیض می بیند و می داند که خدا او را واسطه انجام کار قرار داده است. مضطر کسی است که هیچ راهی برای تکیه خود نبیند! نه به خودش، نه به قوم و خویشش، نه به دوستانش، نه به همسایه اش، نه به مقامش؛ به هیچ جا تکیه نکند. وقتی به هیچ جا تکیه نکرد، وقتی مضطر شد، خدا دعای او را مستجاب می کند. نه حتماً انسان در دریا باید غرق بشود، نه! حالا هم که اینجا نشسته است، اگر این حال برای او پیش آمد و هیچ عاملی مشکل او را حل نمی کند؛

5. طلب حقیقی شرط پنجم، خواسته اش طلب حقیقی باشد؛ نه آن چنان که امری را طلب کند، ولی آنگاه که نصیب او شد، از آن صرف نظر کند. یا آن که فقط با زبان ظاهر سخن بگوید، یعنی دل با زبان سر موافقت نداشته باشد؛ مانند کسی که به ظاهر از خدا هدایت می خواهد، ولی ملتزم به آن نیست و هیچ گونه کاری که مفید در هدایت او است، انجام نمی دهد. امیرالمؤمنین(ع) : اللهم اغفرلی ما تقربت به الیک بلسانی ثم خالفه قلبی؛ خدایا! آنچه را که با زبان به درگاهت نزدیکی جستم ولی با قلب خود با آن مخالفت نمودم، بیامرز

6.ادب دعا شرط ششم دعا کننده ادب است؛ یعنی با کمال خضوع و رعایت تمام جوانب بندگی، دست به دعا بردارد. امام صادق(ع): آداب دعا را رعایت کن و ببین چه کسی را می خوانی؟ و از چه کسی می خواهی؟ و برای چه می خواهی؟ و عظمت و بزرگواری خدا را به خاطر آور و با دیده دل، آگاهی و اطلاع او بر ضمیر و باطن خود و آنچه را که در دل او نهفته است خواه حق باشد و یا باطل مشاهده کن و راه نجات را از هلاکت بازشناس تا از خداوند متعال آنچه را که باعث هلاکت تو است به گمان آن که منجی تو است طلب نکنی.

فلیستجیبوا لی یعنی باید بندگان من هم دعوت مرا اجابت کنند تا من هم دعای آنان را اجابت کنم. یعنی نمی‌شود این رابطه بنده و خدا را، یک‌طرفه تعریف کرد، نمی‌شود فقط از خدا درخواست کرد و خود به درخواست‌های الهی پاسخ مثبت نداد! ولیؤمنوا بی یعنی باید این دعا کننده که توقع اجابت دارد، به من ایمان داشته باشد. چه خوب است که راه رسیدن به ایمان را پیدا کرده و تنها در این مسیر قدم برداشته باشد که سعادت دنیا و آخرت را از آن خود نماییم . کوتاه همت نباشیم و در دعاهای خود ایمانی مانند ایمان انبیا و یقینی مانند یقین صدّیقین از خدا طلب کنیم، تا اگر لیاقت کسب آن مراتب عالی را نداشتیم، خدا به اندازه ظرفیت ما، آن را به ما عطا کند

نمونه هایی از ادب پیامبران(ع)

1. حضرت مسیح(ع) : و اذ قال الله یا عیسی بن مریم أأنت قلت للناس اتخذونی و أمی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی أن أقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته مائده116): ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید؟ حضرت عیسی عرض میکند: منزهی تو، برای من سزاوار نیست که درباره خویش چیزی را که حق من نیست، بگویم. اگر آنرا گفته باشم، قطعاً آنرا میدانی. سبحانک زیرا مطلبی شنید که نسبت دادن آن به خداوند متعال جایز نبود و ادب چنین اقتضا میکرد که در چنین جایی مبادرت به تسبیح نماید. یعنی نگفت؛ من این کار را نکرده ام.

اولاً: این نفی یک نوع تکذیب است که خود خارج از ادب است. ثانیاً: این آیه شریفه این نکته را به ما می آموزد که وقتی عبد بر درگاه حضرت ربوبی می ایستد، نباید کلامی که خلاف ادب مقام ربوبی باشد از او سر زند. از این رو، بنده باید جانب عبودیت خویش و ربوبیت خدا را به خوبی درنظر داشته باشد. اتفاقاً یکی از فواید دعا همین است که بندگان بیاموزند با خداوند متعال چگونه سخن بگویند و مقام تخاطب رب و عبد چگونه باید باشد.
۲.حضرت آدم(ع) حضرت آدم(ع)، پس از آن که مبتلا به شجره منهیه درخت ممنوعه شد و مخاطب به خطاب ألم أنهکما عن تلکما الشجره اعراف22) آیا شما را از تناول این درخت نهی نکردم؟ گردید، با همسرش در مقام دعا برآمد که ربنا ظلمنا أنفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین اعراف32)خدایا! ما بر خویش ستم کردیم و اگر تو ما را نبخشی و به ما رحمت و رأفت نفرمایی، سخت از زیانکاران بوده ایم. حضرت آدم و حوا(ع) هرگونه ظلم و قصور و خسران را به خود نسبت داده و هر نوع رحمت و نجات را به خداوند متعال منسوب نموده اند.
۳.حضرت ابراهیم(ع) حضرت ابراهیم(ع) آن گاه که در مقام احتجاج با مشرکان برآمد و خدای خود را ستود، گفت: خدای من کسی که: الذی خلقنی فهو یهدین¤ و الذی هو یطعمنی و یسقین¤ و اذا مرضت فهو یشفین¤ و الذی یمیتنی ثم یحیین¤ والذی أطمع أن یغفر لی خطیئتی یوم الدین شعرا82-87) آن کس که مرا آفریده و راهنمایی ام میکند و آن کس که به من خوراک میدهد و سیرابم میکند و هنگامیکه بیمار میشوم مرا درمان میکند و آن کس که مرا میمیراند و سپس زنده ام میگرداند و آن کس که امید دارم روز پاداش، گناهم را برمن ببخشاید. در این جا حضرت ابراهیم(ع) هدایت را به خداوند نسبت داد و قبول هدایت را به خود؛ اطعام را به او نسبت داد و گرسنگی و عطش را به خود؛ مرض را از خود دانست و شفا را از او؛ مرگ را به خود نسبت داد و زندگی را به او. خطیئه را نیز از خود دانست و مغفرت را به او نسبت داد. سپس،

حضرت به حال دعا درآمد و عرض کرد رب هب لی حکماً و ألحقنی بالصالحین¤ و أجعل لی لسان صدق فی الآخرین¤ وأجعلنی من ورثه جنه النعیم¤ و أغفر لأبی انه کان من الضالین¤ ولا تخزنی یوم یبعثون شعرا38-78) بارالها! مرا بر این مشرکان فرمانروایی ده و به بندگان صالح خود ملحق ساز و نامم را بر زبان اقوام آینده نیک و سخنم را دلپذیر گردان و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده و از عمویم درگذر که وی سخت از گمراهان بود و مرا در آن روزی که خلق را از قبرها برمی انگیزی، رسوا مگردان! حضرت ابراهیم(ع) با این کلمات همه کمالات را از خداوند متعال درخواست نموده و خود را از آنها تهی دانسته و به خداوند بزرگ نسبت داده است.

مراتب و مقامات دعا کنندگان

1- درخواست همه خواسته ها از خدا امیرالمؤمنین(ع) در مناجات با خدای عزوجل عرض می کند: معبودا! هر دلتنگی به درگاه تو پناه می آورد و هر اندوهگینی به تو امید دارد. معبودا، عابدان پاداش فراوان تو را شنیدند تو بیمناک گردیدند و زاهدان رحمت گسترده ات را شنیدند و قناعت پیشه کردند و روی گردانان از تو، بخشش تو را شنیدند و بازگشتند و مجرمان آمرزش گسترده ات را شنیدند و به تو آزمند گردیدند و مؤمنان گذشت بزرگوارانه و نیکی های لطف آمیز تو را شنیدند و به تو متمایل شدند، به حدی که ای مولای من! گروه های بندگان در درگاه تو ازدحام نمودند و صدای بلند آنان در همه سرزمین ها برای دعا به درگاهت بلند گردید و هر کدام آرزویی دارد که موجب شده است نیازمند به درگاه تو روی آورد.
2- درخواست برای امتثال امر خدا در این مقام، شخص دعاکننده می داند، که خداوند متعال دوست دارد بندگانش بر درگاه او به دعا بنشینند، ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین غافر60) مرا بخوانید تا دعای شما را استجابت نمایم. آنان که از عبادت من گردنکشی کنند، به زودی با خواری وارد آتش جهنم خواهند شد. از این رو، دعاکننده فقط برای امتثال امر خداوند دست به دعا برمی دارد و از خداوند خود همیشه راضی است و کاری به اجابت دعای خود ندارد؛ اگر پذیرفت، خود مزید عطای الهی است و اگر اجابت ننمود، حتماً صلاحی در کار بوده که معبود و خالق حکیم برای بنده خود در نظر گرفته است. حافظ! وظیفه تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش که نشنید یا شنید
3- واگذار کردن حاجت خود به خدا و عدم درخواست آن از خدا
این مرتبه، مقام کسی است که درخواست خود را به خواست محبوب واگذار کرده است، لذا لب فرو بسته و آگاهی او از حال من کفایت از درخواست می کند. را وظیفه خود دانسته و به کلام امام حسین(ع) در دعای «عرفه» تمسک جسته است که فرمود:
الهی، اغننی بتدبیرک لی عن تدبیری، و باختیارک لی عن اختیاری؛ معبودا! با تدبیر خود مرا از تدبیرم و به واسطه گزینش خود مرا از گزینشم بی نیاز گردان. آگاهی او از حال من کفایت از در خواست می کند.
4- عدم درخواست حاجت به دلیل حتمی بودن قضای الهی این مرتبه، مقام کسی است که هیچ گونه خواسته ای ندارد، زیرا به سرقدر و اسرار هستی واقف، به نظام قضای حتمی الهی بصیر و به آنچه گذشته و آنچه می آید آشنا است. در حقیقت، این نظام، ویژه امامان معصوم و پیامبران اولوالعزم ع است.
5- مطلوب فقط خدا این مقام، مرتبه ای است که بنده از خدا فقط خدا را می خواهد و جز او چیزی نمی طلبد.
6- فراتر از آنچه بر ذهن می گذرد این مقام، مرتبه کسی است که درخواست منک أطلب الوصول الیک از تو می خواهم که مرا به خود برسانی. درباره او مستجاب شده و به مقامی رسیده که به ذهن کسی خطور نمی کند که آن مقام را درخواست نماید؛ همان گونه که در زیارت «جامعه» آمده است: خداوند شما را به عالی ترین مقام گرامی داشته شدگان و بالاترین مرتبه مقربان و برترین درجه پیامبران مرسل نایل گرداند؛ به طوری که هیچ کس از توان پیوستن بدان و یا تفوق بر آن را نداشته و هیچ یک از پیشی گیرندگان نتواند بدان پیشی گیرد و هیچ کس طمع ادراک آن را نداشته باشد. به حدی که هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و صدیق و شهید و عالم و جاهل نماند... جز آن که آنان را با مقام بزرگ شما آشنا گردانید. این مقام ویژه معصومان ع می باشد.

اهمیت دعا

دعا مایه آرامش از اموالشان زکات بگیر، تا بدین وسیله پاکشان کنى و (اموالشان را) نمو دهى، و درباره آنان دعاى خیر کن که دعاى تو مایه آرامش آنان است، و خدا شنوا و داناست خذ من اموالهم صدقة تطهر هم و تزکیهم بها و صل علیهم ان صلوتک سکن لهم و الله سمیع علیم (توبه103)

هنگام زیان دعا مى کند: هنگامى که انسان را زیانى رسد، پروردگار خود را مىخواند و بسوى او باز مى گردد (زمر8) و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیبا
دعا براى بیماران امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء آیا جز او کسى هست که دعاى بیچاره و درمانده را اجابت نماید و عذاب را بر طرف سازد. (نمل61)
دعا در پنهانى ادعو ربکم تضرعا و خفیه انه لا یحب المعتدین (اعراف55) خدا را به تضرع و زارى و در پنهانى بخوانید (و بر خلق ستم روا مدارید) که خداوند ستمکاران را دوست ندارد.
تعقیب نماز فاذا قضیتم الصلوة فاذکروا الله قیاما و قعودا و على جنوبکم فاذا اطماننتم فاقیموا الصلوة ان الصلوة کانت على المؤ منین کتابا مؤ قوتا . و هنگامى که نماز را به پایان رسانیدید خدا را یاد کنید در حال ایستادن و نشستن و به هنگامى که به پهلو خوابیده اید، و هرگاه آرامش یافتید (و حالت خوب زایل گشت، نماز را به صورت معمول، انجام دهید، زیرا نماز وظیفه ثابت و معینى براى مؤ منان است . (نساء103)

ذکر صلوات راهی دیگر برای استجابت دعا

ذکر صلوات بر محمّد و آل محمد نشانه ادب در مقابل پیامبر اکرم(ص) و موجب استجابت دعاست. (نهج‌البلاغه کلمات قصار361) و در روایات دیگری آمده که دعایتان را با صلوات شروع و با آن ختم کنید، تا دعای شما بین دو دعای مقبول واقع شود و مستجاب گردد، زیرا خدا کریم‌تر از آن است که اوّل و آخر دعا را مستجاب کند و وسط آن را مستجاب ننماید (وسائل الشیعه 1137)

اطاعت خدا و اجابت دعا
سالی در مدینه خشکسالی بسیار شدیدی اتفاق افتاد. مردم برای نماز باران و دعا به صحرا رفتند. در لابلای جمعیتی که در صحرا بودند، مردی ژنده پوش که ظاهری ژولیده داشت و در گوشه ای به نماز ایستاده بود. نمازش را خواند و بعد از نماز دست به دعا برداشت. خیلی ساده با خدا صحبت می کرد و می گفت:
رب انی اقسمت علیک الا امطرت علینا الساعه خدایا تو را به حق خودت قسم می دهم که همین الآن بر ما باران بباران! هنوز دست هایش پایین نیامده بود که هوا منقلب شد و بعد از چند رعد و برق، باران شروع به باریدن کرد، به طوری که مردم از خرابی خانه هایشان ترسیدند و به پناهگاه ها رفتند! این مرد هم به گوشه ای رفت. دوباره دست به دعا برداشت گفت: اللهم ان کنت تعلم انهم قد اکتفوا فارفع عنهم خدایا! اگر به قدر کافی باران آمده قطع کن. در این هنگام هوا آرام شد و باران ایستاد و آسمان صاف و روشن شد. مردم با شوق و شعف به خانه هایشان رفتند. این مرد هم حرکت کرد، ولی من دنبالش رفتم وخانه اش را شناختم. فردا صبح به سراغش رفتم و در خانه اش را زدم. بیرون آمد. گفتم: من حاجتی دارم. گفت:بگو. گفتم: برای من دعا کن! گفت من چه کاره ام که درباره شما دعا کنم؟ گفتم: من دیروز مراقب حالت بودم. بگو چه کرده ای که به این منزلت رسیده ای؟ سرش را پایین انداخت، تاملی کرد و بعد خیلی ساده و آرام گفت: اطعت الله فی ما امرنی و نهانی، فسالته فاعطانی یک عمر مطیع فرمان خدا بوده و امر و نهیش را اطاعت کرده ام، یک بار هم از او باران خواستم، آیا روا بود که ندهد!

مجاری دعا باید پاک باشد

رسول الله (ص) فرمود: طهّر ما أکلک و لا تدخل بطنک الحرام. این خوردن گاهت را پاک بکن، و حرام را هم در شکمت جای مده! در واقع باید هم دهان پاک باشد، هم شکم تا اینکه دعا مستجاب باشد.طهّروا افواهکم فانّها طرق القرآن و این را برای این گفتند که اگر دهان پاک نبود، و نیازی به لایروبی داشت؛ این قرآن که می گذرد، بی اثر خواهد بود، دعا هم همین طور است. یکی از شرائط اجابت دعا هم این است که چشمش به دست غیر خدا نباشد، و گرنه آن دعا مستجاب نیست. او می خواند، نه می خواهد! چیزهائی را در لفظش می گذارند، بدون اینکه از الله بخواهد. این که می گویند: آن کسی که هیچ پناهی ندارد به جز خدا، دعای او و نفرین او ]خلاصه[ زود اثر می کند؛ برای این است که او به هیچ جائی تکیه نمی کند. چون به هیچ جا تکیه نمی کند، فقط خدا را می خواهد. وقتی خدا را خواست؛ در این عبادت که دعاست موحد است، مشرک نیست. و اگر موحد بود، اجابتش یقینی است.

بنابراین خیلی هم خالصاً بخواهد، با دهان پاک بخواهد، با شکم پاک بخواهد؛ این استجابت مشروط است. اگر استجابت مصلحت بود، خدا می دهد؛ و اگر نه که نمی دهد. دعا اگر با آن ادب اوّل همراه نبود، و پیشنهاد داده شد خدا یکی از این 3 کار را می کند: اگر مصلحت بود که هم او را انجام می دهد و اعطاء می کند، و اگر آن مصلحت نبود، سیّئه ای از سیّئات را می آمرزد؛ و اگر سیّئه ای نبود، حسنه ای به حسنات می افزاید؛ لذا دعا بی اثر نیست.

یکی از حکمتهای تاخیر در اجابت دعا، مجددا دعا نمودن و استحقاق رحمت بیشتر یافتن، می‌باشد. گاهی اوقات آدمی چیزی را از خداوند می‌خواهد که خود نمی‌داند آن چیز در چه وقتی به مصلحت او و خوب است و چه زمانی بد و مضر است، ولی از آنجا که انسان عجول است: و کان الانسان عجولا دوست دارد دعایش اجابت شود فوراً؛ در صورتی که خداوند خیر و مصلحت او را در این می‌بیند که با تاخیر انجام گیرد. و اگر دعای او زود مستجاب گردد و آنچه را که خواسته، فورا به او عطا گردد، مصلحت و مطلوب واقعی او نیست و شرایط و مصالح به گونه‌ای اقتضا می‌کند که این مطلوب در زمان دیگری عطا گردد. حتی گاهی اوقات آنچه که انسان از خدا می‌خواهد هیچ به صلاح او نیست، در این موارد خداوند سبحان اجابت نفرموده و یا اجابت را به تاخیر می‌اندازند.‏

مهمترین رکن دعا

نعمت ارتباط با حضرت حق، نعمتی بس عظیم است که به انسان ارزانی شده تا هر زمانیکه بخواهد، بدون احتیاج به وساطت دیگران، با خدای خود سخن بگوید. از مظاهر عبودیت و بندگی خدا، این است که انسان برای خود و ما سوی الله، شأنی جز عبودیت قائل نباشد و حاجت خود را تنها به پیشگاه خداوند عرضه کند و از او طلب رحمت و فیض نماید؛ همچنان که خود حق تعالی، امر به دعا نموده و وعده استجابت داده و ترک دعا را تکبر و موجب دخول در آتش جهنم خوانده است . این آیه کریمه به روشنی نشان می‌دهد که حقیقت "دعا و مناجات"، احساس عبودیت و نیاز مطلق انسان نسبت به آفریدگار خود و طلب قرب و رحمت حق تعالی از طریق پرستش اوست و لذا از این حقیقت، ابتدا با واژه دعا "ادعونی"و سپس با واژه عبادت "عبادتی" تعبیر نموده است.‏

اظهار تذلل، مسکنت و عجز، مهمترین رکن دعا و مناجات با پروردگار و روح عبودیت است؛ خداوند به موسی بن عمران(ع)امر فرمود: هر گاه در پیشگاه من ایستادی، چونان شخص ذلیل و نیازمند بایست. بنده باید چیزی را به عنوان هدیه پیش مولی ببرد، که مولی نداشته باشد و گرنه این هدیه ارزشمند نیست. سزاوار است انسان وقتی به حضور خدای سبحان می‌رود، بگوید: من غیر از بندگی چیز دیگری نیاوردم. این حالت عجز و اظهار نداری هم کمال است

مناجات امیرالمومنین علی(ع) در مسجد کوفه، نمونه کاملی از اظهار تذلل و عجز به درگاه الهی است. از نگاه قرآن، یاد مرگ و قیامت و تذکر دشواری حسابرسی در آن روز، نقش موثری در وارستگی انسان به همراه دارد. از این رو امیرالمومنین(ع) در فرازهای آغازین این مناجات، با بیان برخی از ویژگی های روز قیامت (با استناد به آیات قرآن)؛ همچون یوم لا ینفع مال و لا بنون (شعراء88)، یوم یعرف المجرمون بسیماهم (رحمن41)، یوم لاینفع الظالمین معذرتهم (غافر52)، یوم یفر المرء من أخیه (عبس34) و اشاره به سختی آن روز و تهیدستی و بیچارگی انسان، از خداوند در برابر احوال و شداید روز قیامت، طلب امنیت و عافیت مینماید: أسئلک الأمان.... ذکر برخی از اوصاف الهی مالک، عزیز، عظیم، قوی، معطی، غنی و ... و به تصویر کشیدن بندگی انسان در قالب اوصافی چون مملوک، ذلیل، حقیر، ضعیف، فقیر، سائل، فانی، زائل و ... بیانگر آن است که سراسر نظام هستی را اسمای حسنای الهی اداره می‌کند؛ از این رو باید چشم طمع از غیر خدا فرو بست و به کسی جز او امیدی نداشت و خداوند را تنها ملجأ و پناه خود دانست؛ چنانکه حصر مستفاد از عبارت و هل یرحم العبد الا المولی مفید همین معناست.

دعا؛ سلاحی در دست مومنان

از جمله وسایل ارتباط با خداوند، دعا و استغاثه به سوی پروردگار می باشد. دعا دارای اثرات تربیتی و روانی متعددی می باشد. دعا موجب انبساط خاطر و آرامش قلوب گشته، بذر امید به زندگی و سعادتمندی را در حیات بشری افشانده و انسان را با انگیزه ای مضاعف به تکاپو و تلاش وا می دارد. دعا علاوه بر اینکه در ذات خود نوعی عبادت و اظهار بندگی در برابر خداوند محسوب می گردد، موجب ارتباط با مبدأ هستی گشته و روح معنویت را در زندگی انسان ساری و جاری می گرداند. دعا همچنین موجب تحریک انسان به تشریک مساعی و تلاش و مجاهدت می گردد.‏ دعا در واقع در خواست فراهم ساختن شرایط تحقق اعمالی است که از دایره اختیار و قدرت بشری فراتر است. لذا دعا نباید صرفاً در حدّ گفتار و زبان بوده بلکه می بایست از ته جان و روح و اعتقاد و باور صادر گشته و همراه با تلاش و همت باشد. دعا می بایست ترجمان واقعی و صحیح تمام ذرات وجود انسان و اعضا و جوارح وی باشد. امام صادق(ع) : در نزد خداوند مقاماتی است که بدون دعا کسی به آن نمی رسد. دعا کلید پیروزی و رستگاری است. بهترین دعا، دعایی است که از قلب انسان پرهیزگار و خداپرست بر میخیزد. دعا نیز مانند هر فعل دیگری دارای آداب و شرایط و مقدماتی میباشد.

آثار و زمینه های دعا به عنوان آسان ترین راه تقرب به خدا

دعا و نیایش به درگاه الهی، آسان ترین راه ارتباط با خدا و تقرب به وی و هم چنین دست یابی به مقامات انسانی و پاسخ گویی به نیازهای مادی و معنوی است. در قرآن، دعا و درخواست از خداوند برای مقاصد گوناگون آمده :

1-توحید و ثنای الهی؛ 2- طلب عفو و رحمت؛ 3- خواستن بهره دنیایی، از جمله این موارد است. سبب نامگذاری این شیوه از ارتباط میان خدا و بنده از آن رو بوده که هنگام دعا، انسان، کلام خویش را با یاالله یارب یا رحمن آغاز می کند لسان العرب ج4 ص359،
دعا امری پسندیده است؛ دعا خود مهم ترین ابزار
دوری بشر از غفلت از خدا است. انسانی که از غفلت رهایی یابد امکان شدن و دست یابی به مراتب کمالی و تقربی برای او فراهم تر است. افزون بر این که دعا موجب می شود تا شخص با کمترین هزینه و عمل، بیشترین سود و بهره را ببرد و از عنایات خاص خداوندی استفاده کند. شخصی که میخواهد به خداوند تقرب جوید و از این تقرب و نزدیکی بهره مند گردد میتواند با نیایش به عنوان کوتاه ترین راه ارتباطی با خداوند بهره مند شود؛ زیرا خداوند همواره در کنار اوست و کسی که از نسیان و غفلت رهایی یابد و حضور خداوند را در کنار خویش احساس کند به سادگی می تواند با خداوند ارتباط برقرار کرده و از عنایات خاص او بهره مند گردد.
خداوند بارها در آیات مختلف به این نکته توجه می دهد که غفلت از خداوند و یا فراموشی او، موجب می شود تا خداوند نیز شخص را فراموش کند و توجه و عنایتی به او نداشته باشد. (حشر19 توبه67) این در حالیکه اگر کسی به خداوند توجه داشته باشد و همواره ذکر او را بر زبان آورد و دست های خویش را به نیایش بلند کند همواره حضرت حق را در کنار خود (نحل77 ق16 واقعه85) و اجابت کننده به خواسته خود می یابد (غافر60) چنانکه بارها نسبت به پیامبران و اشخاصی که دست به دامن او شده و وی را خوانده اند پاسخ مناسب و سریعی داده (انبیاء88 و 76 و 84 و 90)

آثار دعا

با توجه به آیات قرآنی می توان برای دعا و نیایش دست کم سه کارکرد و اثر شناسایی و معرفی کرد که عبارتند از دفع بلا و گرفتاری یا رفع مشکل و دشواری، و یا جلب و جذب نعمت. این سه کارکرد نیایش را خداوند در گزارش هایی که درباره افراد و یا اقوام بیان داشته توضیح داده . یکی از مهم ترین آثار دعا، رهایی انسان از گناه و خطا و در نتیجه از آثار و تبعات منفی آن است. خداوند بیان می کند که انسان می تواند با بهره گیری از نیایش، خود را از شر گناه و نیز آثار و تبعات آن در امان نگه دارد. از جمله آیاتی که این کارکرد نیایش را بیان می کند می توان به 58بقره و 147 و 148 و 193 و 195 آل عمران اشاره کرد. خداوند در آیه 16قصص با اشاره به داستان حضرت موسی(ع) بیان می کند که آن حضرت چگونه توانست از آثار دعا برای دفع برخی از آثار خطا و ترک اولی خویش استفاده کند؛ زیرا آن حضرت با اقرار ظلم و ستم به نفس خویش در انجام درگیری به قبطی می فرماید: رب انی ظلمت نفسی فاغفرلی فغفر له انه هو الغفور الرحیم این گونه است که خداوند او را در حفاظ و پوشش غفوریت خویش قرار می دهد و موجب می شود تا از آثار و تبعات ترک اولی خویش در امان ماند.
انسان با دعا به خداوند نزدیک میشود و اسباب تقرب به او را فراهم می آورد. اگر کسی خداوند را همواره به یاد داشته باشد خداوند نیز او را به یاد خواهد داشت و در هیچ حالی او را فراموش نمی کند و همین موجب می شود تا بستر و فضایی فراهم آید تا شخص بتواند ظرفیت ها و استعدادهای کمالی خویش را آشکار سازد. در 99توبه یکی از کارکردها و آثار نیایش تقرب به خداوند دانسته شده . مؤمنان برای دست یابی به تقرب می توانند با واسطه کردن پیامبر(ص) در دعا و نیایش خویش، خود را به خداوند نزدیک سازند. از دیگر کارکردهای دعا در راستای نقش نخست و اصلی آن می توان به
جلب رحمت (اعراف56 و 156 مریم2 و3 و انبیاء83 و 84) و جلب عنایت خاص خداوند (انعام52 فرقان77) و در حقیقت جلب فضل خداوندی (نساء 32) اشاره کرد.
آیات فوق به این نکته توجه می دهند که اصولا یکی از مصادیق احسان و نیکوکاری، دعا است. از این رو می فرماید:
و ماکان قولهم الا ان قالوا ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین... و الله یحب المحسنین. به این معنا که این گفتار و نیایش های آنان مصداقی از مفهوم احسان است، چنان که دوری از اسراف در امور نیز یکی از مصادیق احسان است که عبارت والله یحب المحسنین آن را تأیید می کند. این مطلب را آیه 56 اعراف نیز مورد توجه و تاکید قرار می دهد که یکی از آثار و کارکردهای نیایش قرار گرفتن در جرگه محسنان است.
اگر بخواهیم آثار دعا را دسته بندی کنیم یکی از کارکردهای عمده و کلی و اصلی آن، کارکرد دفعی و سپس کارکرد رفعی است. از جمله مصادیق کارکردهای رفعی دعا می توان به درمان و رفع بیماری ها که در آیه 83 انبیاء درباره ایوب(ع)بیان شده
و ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضر و انت ارحم الرحمین¤ فاستجبنا له فکشفنا ما به من ضر و ءآتینا اهله. البته همین مطلب به شکلی دیگر در آیه 41 و 43 ص آورده شده ؛ زیرا : و اذکر عبدنا ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب¤ ارکض برجلک هذا مغتسل بارد و شراب¤ ووهبنا له اهله و مثلهم معهم رحمه منا و ذکری لاولی الالباب.

از دیگر مصادیق کارکرد رفعی می توان به رهایی شخص از غم و اندوه اشاره کرد که در آیه معروف به ذکر یونسی، به تفصیل آمده است و خداوند در این آیه به صراحت مردم را امیدوار می سازد که این شیوه درمان و رفع اندوه و غم و گرفتاری اختصاص به حضرت یونس(ع) نداشته و همه مؤمنان می توانند با بهره گیری از ذکر یونسی از بلا و گرفتاری و اندوه و غم رهایی یابند: و ذالنون اذ ذهب مغضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات ان لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین¤ فاستجبنا له و نجینا من الغم و کذلک ننجی المؤمنین.(انبیاء 78 و 88) در همین دسته کارکردهای رفعی دعا می توان به رفع بلا و دشواری ها اشاره کرد که آیات 40 و 14 انعام و 134 و 135 اعراف و 21 و 32 یونس به آن توجه می دهد و با ذکر مصادیق عینی و گزارش از گذشته می کوشد تا مردم را به دعا و نیایش برای دست یابی به این کارکرد ترغیب نماید.
از جمله این کارکردها و آثار می توان به حفظ آبرومندی در قیامت (190 تا 195 آل عمران)،
برخورداری ازامدادهای غیبی و خاص خداوندی (بقره 250 و 251 و انبیاء 67 و 77) بازگرداندن خانواده (انبیاء 38 و 48 ص 14 و 34) بهره مندی از پاداش های دنیوی و اخروی (آل عمران 147 و 148) بهره مندی از حسنه در دنیا و آخرت (بقره 201 و 202) بهره مندی از نعمت (ابراهیم 43) پیروزی بر دشمن(بقره 250 و251) تامین خواسته ها و نیازها (ابراهیم43 و طه 52-63) فرزند دارشدن در سنین سالخوردگی و یا مواردی که به طور طبیعی به نظر می رسد که امکان آن هم فراهم نیست (آل عمران38-40 ابراهیم 93) و نیز مصونیت یابی از گناه و انحرافات مختلف (یوسف 33و 43) اشاره کرد. کوتاه سخن آنکه انسان هرچیزی را می تواند از راه دعا به دست آورد و هر مشکل و گرفتاری را از پیش روی خویش بردارد و هر نعمتی را به چنگ آورد مشروط بر آنکه زمینه های دعا و اجابت آن فراهم بوده باشد و حکمت و مصلحت خدا نیز بر آن تعلق گرفته باشد.

زمینه های دعا

انسان برای هر امری از خرد و کلان می تواند از نیایش و دعا بهره مند شود ولی برخی از امور موجب می شود که انسان در شرایطی خاص قرار گیرد و زمینه های مساعدی را فراهم آورد. مهم ترین علل و عواملی که زمینه های دعا در انسان را پدید می آورد غیر از بصیرت که از آن انسان های مومن و کامل است، اموری چون اضطرار، بیماری، پیری، ترس، سختی ها و مشکلات، ناکامی، قحطی و خشکسالی، عذاب های دنیوی و اخروی و مشاهده عذاب و مانند آن می باشد که در آیات قرآنی به عنوان علل و عوامل نیایش مردم بیان شده است. قرآن مهمترین عاملی که موجب پاسخ گویی سریع خداوند به دعا می شود را اخلاص می شمارد و از آن جایی که به هرشکلی می کوشد تا مردم گرایش به توحید پیدا کنند حتی گرایش اضطراری ایشان به اخلاص و توحید را عاملی برای اجابت دعا و نیایش می داند و می فرماید که قرارگرفتن انسان در شرایط اضطرار و درماندگی، زمینه ساز اجابت دعاست. (انعام 36 و 46 و یونس 21 و 22 نمل 26 )البته خشوع و فروتنی (انبیاء 98 و09) بیم و امید و خوف و رجا (انبیاء 09 و اعراف 65) سبقت درکارهای خیر و نیک(انبیاء 09) و عمل صالح وکارهای شایسته (شورا 62) احسان و نیکوکاری(بقره 85) و نیز دوری و اجتناب از گناه و فساد و تباهی (اعراف 65) از مهمترین علل وعواملی است که بستر مناسب را برای اجابت دعا و نیایش از سوی خداوند فراهم می آورد و یا اسباب تسریع در اجابت دعا می شود.

زمان دعا و نیایش

بی گمان یکی از مهمترین ماهها برای دعا، ماه مبارک رمضان است که ماه ضیافت الهی است و خداوند به مهمانان خویش که با روزه به استقبال تقوا رفته و کوشیده اند تا خود را در مسیر سازندگی قرار دهند، کمک و یاری می رساند تا به شکل بهتری زندگی کنند و از مواهب و نعمت های خداوندی بهره مند گشته و از بلا و خطر و عذاب برهند. از این رو ماه مبارک رمضان را ماه دعا و نیایش دانسته اند تا اسباب تقرب و نزدیکی به خداوند فراهم آید. یکی از بهترین اوقات دعا دراین ماه مبارک هنگام شام است؛ زیرا شامگاهان و هنگام خواندن نماز عشا، زمانی مناسب برای دعاکردن است که خداوند در آیه 25 انعام و 82 کهف به آن اشاره کرده و لاتطرد الذین یدعون ربهم بالغدوه والعشی یریدون وجهه (انعام25) چنان که همین مطلب را در آیه 82 کهف این گونه بیان می کند: واصیر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوه والعشی یریدون وجهه. از دیگر اوقات می توان به صبحگاهان و سپیده دمان اشاره کرد که زمان مناسب برای دعاست. آیات پیشین به صراحت این معنا را بیان کرده است؛ زیرا دعاکنندگان به هنگام صبحگاهان، مورد حمایت و ستایش خداوند هستند، به ویژه که دعای صبح و شب، موجب زدودن غفلت از یاد خدا و حضور قلب می شود. (کهف82)
از دیگر اوقات موثر و مفید برای نیایش،
دعای نیمه شب است که خداوند در 51 و 61 سجده به آن اشاره کرده به ویژه اگر این نیایش ها با بیم و امید و خوف و رجا باشد. انما یومن یایلتنا الذین اذا ذکروا بها خروا سجدا و سبحوا بحمد ربهم و هم لایستکبرون تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون. به این معنا که این افراد در هنگام نیمه شب در رختخواب و هنگامی که این پهلو و آن پهلو می شوند از روی بیم و امید خداوند را می خوانند و او را نیایش می کنند. البته این آیه به نقش مهم انفاق برای جلب رضایت خداوند توجه داده است و این نشان می دهد که برای اجابت دعا، دادن انفاقات مالی می تواند بسیار مفید و سازنده باشد.

دعا؛ اعتراف عملی به بندگی

جوهره دعا، عبادت است. شخصی که دستش را پیش خداوند منان دراز می‌کند، چه در ظاهر دست خود را بلند کند و یا در دل به خدا توجه پیدا کند و در خانه خدا گدایی نماید، عبادت کرده ؛ چرا که این اعمال همانا اعتراف عملی به عبودیت خود، و ربوبیت الهی است و روح عبادت هم چیزی جز این معنا نیست. مگر می‌پندارید که عبادت خداوند چیست؟ کسی که نماز می‌خواند یا عبادت دیگری انجام می‌دهد، در واقع می‌گوید ای خدا تو مولایی و من بنده تو هستم، پس عبادت، اظهار عبودیت در پیشگاه ربوبی است و چیزی جز این نیست.و دعا هم همین محتوا را در بردارد. کسی که دستش را دراز کرده و خدا خدا می‌کند، در واقع خود را بنده وی می‌داند و به عنوان اینکه بنده اوست دستش را دراز می‌کند و این، همان عبادت است. اگر بر دعا هیچ اثری مترتب نمی‌شد جز اینکه موجب تقرب آدمی به خداوند سبحان و ثواب الهی می‌شود، برای انسان کافی بود که دست از این عبادت برندارد. به یقین این خود خیلی بیش از آن حاجتی که از خدا می‌گیرد، ارزش دارد. در حالی که آدمی هرگز نمی‌تواند به ارزش این عمل خود پی ببرد و نمی‌داند که چقدر فایده دارد. چون علاوه بر اینکه با دعا به خدا تقرب می‌جوید و عبادت می‌نماید و ثواب می‌برد حاجت او نیز روا می‌گردد. ‏

امیدواری در دعا

امام باقر(ع) : سزاوار است که دعای مؤمن درحال آسایش مانند دعایش در حال سختی باشد. امام رضا(ع) : باید به گفتار خداوند بیشتر اطمینان داشته باشی، چرا که خداوند به وعده خود وفا می کند و می فرماید: از رحمت خدا مأیوس نشوید (زمر53) بنابراین، اعتماد تو باید به خدا بیشتر از دیگران باشد و در خانه دل را به راه یافتن چیزی جز خوبی نگشایید و همیشه در شما حالت امیدواری باشد که خداوند فرموده است: هرگاه بندگانم مرا بخوانند (از من چیزی بخواهند) پس من نزدیکم و خواسته دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند، اجابت می کنم. (بقره186)

دعا، ابزار چند منظوره

دعا یکی از جلوه های زیبای بندگی و عصاره نماز است؛ چرا که نماز در اصل همان دعا و نیایش است که در شکل خاصی ارایه می شود. در فرهنگ و ادبیات عربی و حتی قرآنی، واژه عربی «صلاه» در همان معنای واقعی آن یعنی دعا به کار رفته است؛ هر چند که در کاربردهای دیگر، به عنوان حقیقت شرعی یا متشرعه، در مفهوم و اصطلاح خاص استعمال می شود که همان عمل عبادی خاص مسلمانان است. همه اهل اسلام از حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم النبیین(ص) مأموریت داشتند که به حکم اسلام و ایمان، دعا و نیایش کرده و پیروان خود را بدان فرمان دهند. هر چند که در شرایع گوناگون الهی، می بایست در یک شکل آیینی خاص این دعا صورت گیرد، اما آنچه مطلوب از نماز و صلات است همان دعا و نیایش است.
دعا، جهت مثبت دادن به اندیشه و عمل

دعا کردن به معنی جهت دادن مثبت به اندیشه و عمل است، زمانی که اندیشه انسان به موضوعی معطوف شد، نیروی روانی به صورت آگاه و ناخودآگاه، در جهت رسیدن به آن بسیج می شود و عموماً دعا زمانی صورت می گیرد که انسان هر آنچه را توانسته است برای نیل به یک هدف شایسته انجام داده و منتظر ثمر آن است و در این زمان انسان نیاز به آرامش ذهنی دارد، اینجاست که این احساس که نیروی معنوی و برتر به انسان یاری می دهد، باعث می شود آرامش لازم برای کسب نتیجه حاصل شود.» «دعا کردن سبب ایجاد تداعی مثبت بین خواست فرد و امور روحانی می شود و وقتی موفقیت با نیت خیر تداعی گردید، نوعی بازتاب در دستگاه عصبی مرکزی برقرار می شود که ایمان مذهبی را با موفقیت و کار خیر به هم پیوند می زند، در نتیجه هر یک از این اجزاء دیگری را تقویت می کند.» «پژوهش های علمی هم حاکی از آن است که فرد با قرائت قرآن و گوش دادن به آیات الهی به آرامش و امنیت دست می یابد، ضمن اینکه نه فقط محتوا و مفاهیم قرآن، بلکه موسیقی روحانی پنهان در قرائت قرآن نیز اثر شفابخش بر روان و جسم انسان دارد و باعث رفع تنش و افسردگی، کاهش درد و تسریع در بهبود زخم های پس از عمل جراحی می شود، و این کلام که با یاد خداوند به قلوب خود آرامش و ایمنی دهید، مصداق عملی روشهای روانشناختی است که برای کاهش اضطراب به «تن آرامی»، «پس خوراند زیستی» و «مراقبه» توصیه می شود، این روشها اگر دارای جهت خودآگاهانه با ذکر خداوند باشد، مؤثرتر می شود و نه فقط تنش را رفع می کند، بلکه فراتر از آن، انسان را به سوی کمال می برد و این با ذکر خدا و دعا میسر است.»

دعا؛ محبوبترین عمل نزد خدا

نیایش، برقراری ارتباط معنوی و توجّه روح به ذات اقدس یگانه است. دعا، باعث تقویت ارتباط مستمر و مأنوس شدن با مبدأ هستی بخش است که تمام شئون زندگی وابسته به فیض و عنایت اوست. خواستن از او، سبب افزایش شناخت به عظمت مقام حسنای اوست تا هر چه بیشتر حجاب و گرد و غبار از دل برداشته شده و معبود محبوب را از نزدیک مشاهده کند، صفات جمال و جلال او را بهتر و روشن تر در یافته و آثار معرفت را در خود احساس نماید.دعا، نشانه انس و الفت روح و جان با ذات یکتاست و موجب حصول آرامش و سکون نفس است، مانند مشتاقی که دوست خود را یافته، از دیدارش خوشحال و از گفتارش لذّت می برد؛ نیازها و مشکلات خود را با او در میان گذارده و پرده از رازها برداشته و آرزوهایش را بازگو می کند. در خصوص واژه‌شناسی «دعا»، فیروزآبادی می‏گوید: «الدعاء: الرغبة الی الله ...»، یعنی دعا همان میل و توجه به سوی خداست»(1). راغب اصفهانی می‏نویسد: «... دعوته: اذا سالته واذا استغثة ... والدعاء الی الشی‏ء: الحث علی قصده ...»؛ یعنی اینکه می‏گویی: «دعوته‏» هنگامی است که از او چیزی بخواهی و زمانی که از او یاری بخواهی.... خواندن به سوی چیزی به معنای کسی را به کاری و چیزی دعوت و ترغیب‏کردن است...(2). در قرآن کریم، به اهمیّت و مطلوبیت دعا و نیایش توجّه ویژه شده و در مورد دعا کردن سفارش و توصیه‌های مؤکد انجام گرفته است. در اینجا به برخی از آیات در این زمینه اشاره می‌کنیم:

1.ادعوا ربّکم تضرُّعا و خفیة انّه لا یحب المعتدین؛ «پروردگار خود را [آشکارا] از روی تضرّع، و در پنهانی بخوانید! و از [تجاوز دست بردارید] که او متجاوزین را دوست نمی دارد!»

2.وَ اِذا سَألَکَ عِبادِی عَنّی فِأنِّی قَریب اُجیبُ دَعْوَةِ الدّاعِ اِذا دَعانِ؛«و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، [بگو] من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم!...»

3.قُلِ ادْعُوا اللّه اَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ ایّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الاسْماءُ الْحُسْنی؛ «بگو: خدا را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، [ذات پاکش یکی است] و برای او بهترین نامهاست!»

4.وَ قالَ رَبُّکُمْ ادْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِروُنَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ؛ «پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا [دعای] شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند بزودی با ذلت وارد دوزخ می شوند!»‏ این آیات که امر به دعا می کند، همه نشان دهنده اهمیت دعاست. در روایات نیز به اهمیت و فضیلت دعا توجه ویژه شده که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

از رسول گرامی اسلام (ص) الدّعا مُخّ العباده؛ دعا مغز عبادت است».امیرمؤمنان(ع) نیز می‌فرمایند: «احب الاعمال الی الله فی الارض الدعاء؛ محبوبترین عمل نزد خداوند متعال در روی زمین، دعاست»(2). سر اینکه در بیان امیرالمومنین دعا محبوبترین اعمال نزد خداوند معرفی شده وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»(غافر:60)، در کنار هم قرار گرفتن دعا و عبادت نشان می‌دهد دعا خود نوعی عبادت است، همان عبادت و بندگی که خداوند، آن را انگیزه خلقت عنوان کرده : «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات: 56) اما دعا عبادتی ویژه است، چرا که در روایتی از ابن عمار آمده : به امام صادق عرض کردم: فدایت شوم در مورد دو شخصی که با هم وارد مسجد شدند و یکی به نماز بسیار و دیگری به دعای بسیار مشغول شد چه می‌گویی؟ کدام یک برتر هستند؟ قال: کل حسن قلت:قد علمت و لکن أیهما أفضل؟ امام فرمود هر دو خوب است. عرض کردم می دانم اما کدام فضیلت بیشتری دارد؟ فقال: أکثرهما دعاء اما تسمع قول الله تعالی: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» إلی آخر الآیة، و قال: هی العبادة الکبری. سپس فرمود آن‌که بیشتر دعا می خوانده مگر نشنیده‌ای خدا فرمود مرا بخوانید تا استجابت کنم تا اخر آیه را تلاوت فرمودند و ادامه دادند دعا عبادت کبری است» و بالاتر از آن پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «الدعاء مخ العبادت ولا یهلک مع الدعاء احد؛ دعا مغز عبادت است و کسی که اهل دعاست نابود نمی‌شود». از این گفتار جایگاه و فضیلت دعا به روشنی آشکار می‌گردد چرا که دعا را اساس و بنیان عبادت معرفی کرده است.

دعا و افزایش روزی

براساس آموزه های وحیانی و فرهنگ دینی، عوامل موثر در افزایش رزق انسان، منحصر در عوامل مادی و ظاهری از قبیل سرمایه، کار و تلاش، تدبیر و آینده نگری و...نیست بلکه عوامل دیگری در ازدیاد رزق و روزی انسان موثر است که از نوع عوامل معنوی و باطنی محسوب می شوند که از جمله آنها دعا است. دلیل عقلانی این مطلب هم روشن است زیرا براساس جهان بینی توحیدی گنجینه های نعمت در خزائن الهی نهفته است که با کلید«راز و نیاز» می توان آنها را گشود و به قدر «نیاز» از آن بهره گرفت. علی(ع) در این رابطه در نهج البلاغه نامه 31 می فرمایند: «از او در کارهایت استعانت می جویی و از خزائن رحمتش چیزهایی می خواهی که جز او کسی قادر به اعطاء آن نیست، مانند:عمر بیشتر، تندرستی بدن، و وسعت روزی، خداوند کلیدهای خزائنش را در دست تو قرار داده، زیرا به تو اجازه داده که از او درخواست کنی. بنابراین هرگاه خواستی می توانی به وسیله دعا درهای نعمت خدا را بگشایی و باران رحمت خدا را فرود آوری».
آری دعا سلاح چند منظوره مؤمنان است که از آن، در زمینه های نظامی، اقتصادی، سیاسی و... استفاده کرده و مشکلات خود را حل می کنند. دعا، در میدان کارزار، پشتوانه روحی رزمندگان و عامل غیبی پیروزی آنان و در میدان اقتصاد، موجب افزایش رزق آنان می شود. پیامبر گرامی اسلام(ص) پیوسته مؤمنان را بر به کارگیری این سلاح تشویق نموده و می فرمایند: «دعا، اسلحه مؤمن و عمود (خیمه) دین و نور آسمان ها و زمین است. آیا شما را به سلاحی که شما را بر دشمنانتان پیروز و رزقتان را جاری کند، راهنمایی کنم؟
- آری ای رسول خدا!- خدایتان را شبانه روز بخوانید، چرا که دعا سلاح مؤمن است. (مکارم الاخلاق، ص 268) بالاتر از بهره مندی مادی از دعا، بهره برداری معنوی از آن است که در مقایسه دو بهره مادی و معنوی، سود مادی تنها بهانه ای برای به دست آوردن سود معنوی است. امام صادق(ع) حکمت روشن نبودن راه تأمین رزق مؤمنان را، ایجاد زمینه ای برای زیاد دعا کردن آنان دانسته : «خداوند عزوجل، ارزاق مؤمنان را از راه های غیرقابل پیش بینی برای آنان قرار داده است تا با نشناختن راه تأمین رزق خود، زیاد دعا کنند.» (وسایل الشیعه، ج 17، ص 51)

در روایت و احادیث برای اجابت دعا شرایط و مقدماتی ذکر گشته است

از جمله اینکه می بایست از گناهان توبه نموده و در پاکی قلب و روح کوشید. کسب خود را حلال و پاک نموده و امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکرده و با فساد تا حد امکان مقابله و مبارزه نماید. ایمان و اعتقاد راستین به ذات احدیت، اعتقاد نظری و عملی به پیامبران و اولیای وی، اطاعت از کتاب آسمانی و رهنمودهای فرستادگان خداوند در زندگی، شکرگزاری واقعی در مقابل نعمت های بی کران الهی و پرهیز از ایذاء و اذیت مردم و گذشت در مقابل اعمال ناشایست آنها از جمله ملزوماتی که در روایات جهت پذیرش و استجابت دعا شرط گشته . حضرت علی (ع): وعده خداوند به اجابت دعا یک وعده مشروط است نه مطلق. مشروط به آنکه شما به وعده ها و پیمانهای خویش عمل نمایید و این پیمان شکنی ها را ترک کنید، دعای شما نیز مستجاب می گردد. لذا نخستین شرط پذیرش دعا، شناخت جایگاه خداوند و اعتقاد به قدرت بی منتهای اوست. شرط بعدی استجابت دعا، تلاش به التزام عملی به مبانی اخلاقی و کاربست اصول دینی در زندگانی است. و در درجه بعدی تلاش و همت در حد امکان میباشد. حضرت علی(ع): کاری را که انسان خود می تواند انجام دهد اگر کوتاهی کند و به دعا متوسل شود دعایش مستجاب نمی شود. هنگام دعا انسان بایستی متوجه این باشد که میخواهد با خالق خویش ارتباط برقرار نماید. از این رو می بایست خود را آماده چنین ارتباط معنوی نموده و تن و جان از آلودگی های جسمی و روحی پاک نماید.

پیامبر اکرم(ص) دعا را به اسلحه مومن و ستون دین و نور آسمان ها و زمین تشبیه نموده. بی تردید دعا وسیله ای است برای شناخت پروردگار و روشی است برای تطهیر قلب و روح. دعا عاملی است در راستای ترغیب انسان به امیدواری و پرهیز از بطالت و ناامیدی در زندگی. از این رو انسان برای تحقق اهداف خویش می بایست تا حدّ توان تلاش نموده و به صرف دعا به بطالت و کوتاهی مبادرت نورزد. در مواقع حساس و بحران های زندگی، دعا می تواند باعث آرامش خاطر و انبساط روح گشته و از افسردگی و خمودگی ذهنی جلوگیری نماید. استمرار بر دعا موجب تقویت باورهای دینی و اعتقاد به این اندیشه دینی است که در ورای تمامی اسباب ظاهری و مادی جهان آفرینش، قدرت بی بدلیل خداوند و اراده وی حکمفرماست.

دلایل عدم استجابت دعا

با عنایت به تأکیدات شارع مقدس، آیات و روایات فراوانی مؤمنان را برای رفع حوائج و خواسته هایشان به دعا و نماز توصیه کرده اند، چرا برخلاف این توصیه، انتظار مورد نظر از این ادعیه برآورده نشده و به مقصد اجابت نمیرسد و چه بسیارند راز و نیازهایی که نیازها و حوائج مورد نظر را رفع نمیکنند؟! بطور کلی دلایل عدم استجابت دعا را در حدی که مربوط به بحث رزق و روزی است:
1- مخالفت با حکمت خداوند در عین حالیکه انسانها موظف به دعا کردن و استفاده از این وسیله معنوی اند و اثر بخشی دعا جزء تقدیرات خداوند است، اما گاهی اجابت نشدن دعا نیز جزء تقدیرات الهی است. کارگردان امور جهان تنها خداوند است که مقررات حکیمانه او در قالب مقدرات، کار جهان را به سامان میرساند. دعاها و خواسته هایی که در چارچوبه حکمت و تدبیر فراگیر او جای میگیرند، جامه عمل میپوشند، اما دعاها و خواسته هایی که خارج از این چارچوبند باز هم براساس تقدیری از تقدیرات او، ناتوان از تحقق وقوع اند. بنابراین دعا حکمت و مصلحت الهی را نمی تواند تغییر دهد. امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه دعای سیزدهم خطاب به خداوند می فرماید: یا من لاتبدل حکمت الوسایل. ای کسی که حکمت تو، با وسایل تغییر نمی کند.
2- دعای بدون پشتوانه عملی از جمله دعاهایی که برخلاف حکمت خداوند است، دعایی است که بدون پشتوانه عملی و تلاش و کوشش متناسب باشد. در واقع گویی آن دعا جایگزین کار و تلاش شده باشد، که یقینا بی تأثیر است و آثار عملی بر آن مترتب نخواهد شد و به استجابت نخواهد رسید. امام صادق(ع): دعای سه گروه مستجاب نمیشود که از جمله آنها دعای فردی است که در منزل خود نشسته و دعا میکند، خدایا روزی مرا برسان! و خداوند در جواب می فرماید: آیا برای تو راهی برای طلب روزی قرار ندادم؟ (اعلام الدین فی صفات المومنین ص162)
3- ضعف اعتقادی گاهی دعاهای بزرگ از قلب های ضعیف و کم اعتقاد برمی خیزد و دعاکننده بدون اطمینان و اعتقاد کافی بر تحقق وعده های الهی، لب به دعا میگشاید و دست به دعا بلند میکند. این گونه دعا بیش از آن که از قلب برخیزد از دهان خارج میشود و بیش از آن که ریشه در اعتقادات و ایمان فرد داشته باشد، در زبان و ظاهر او جا دارد. از همین رو است که این صداها در محدوده زمین محصور میماند و توان به آسمان رسیدن را ندارد. دعایی به آسمان میرسد که از قلبی آسمانی برخاسته باشد. علی(ع) پس از سفارش مؤمنان به گشودن درهای نعمت خداوند با استفاده از کلید دعا اضافه میکنند: هرگز کندی اجابت خداوند تو را ناامید نکند، چرا که عطای خداوند به اندازه نیت (تو) است. (نهج البلاغه نامه31) بنابراین کندی پاسخ خداوند به دلیل کندی و ضعف نیت و اعتقاد دعاکننده است. هر چقدر دعا قوی باشد، اجابت نیز قوی تر است و برعکس.

خدا صدای دعا کننده را دوست دارد

1- مانع از ناحیه داعی باشد: در باب حقوق والدین یعنی آزردن پدر و مادر که دچار عاق والدین شود. قطع رحم حرام است و از معاصی است و صله رحم مستحب است، روابط نامشروع جنسی، شرب خمر، سبک شمردن نماز و... در این موارد حتی اگر خوبان و شایستگان هم برای او دعا کنند اجابت نمی‌شود.

2- محلی که در آن زندگی می‌کند: اگر انسان در محلی که زندگی می‌کند آهنگ نامشروع نواخته شود یا خوانندگی و نوازندگی باشد، در آن محیط کسی دعا کند دعایش مستجاب نمی‌شود. روایت از امام جعفر صادق (ع) و پیامبر اکرم ص: در خانه‌ای که موسیقی نواخته می‌شود دعا اجابت نمی‌شود و فرشته هم وارد نمی‌شود.

3- فضای حاکم بر جامعه: اگر فضای حاکم بر جامعه نامشروع باشد، ریاکاری حاکم باشد و عبادات ظاهری جهت نیرنگ باشد، دعا مستجاب نمی‌شود. پیامبر اکرم ص: ای مردم ! خدا فرمود امر به معروف و نهی از منکر کنید قبل از آنکه می‌خواهید دعا کنید. پس در جامعه‌ای که امر به معروف و نهی از منکر ترک شود دعا مستجاب نمی‌شود و این حجابی است که ما بین خود و خدا می‌گذاریم. پس اطاعت مساوی است با اجابت. ذلت‌ها بر اثر معصیت‌ها و عزت‌ها بر اثر اطاعت‌هاست. اولیاء‌ خدا به ما گفته‌اند این‌قدر غصه دنیا را نخورید. من که خودم، خودم را خلق نکرده‌ام که غصه روزی‌ام را بخورم کس دیگری مرا خلق کرده، او باید غصه مرا بخورد. ما خیال می‌کنیم ما را خلق کرده و رها کرده است. خیر، اشتباه ما اینجاست،

دعا باید امری ممکن باشد و حلال که باید آن‌را در نظر گرفت، در ضمن باید به خدا حسن ظن داشته و بدگمان نباشیم. امام رضا ع : گمانت به خدا نیک باشد، خدا برای تو بد نخواسته، هرچه گمان نیکت به خدا بیشتر باشد خیر او هم به تو بیشتر می‌شود. ما گناه می‌کنیم و میگوییم خدا غفار است! خوب، خدا رزاق هم هست چرا پس دنبال روزی می‌رویم و با هزار روش سعی در به‌دست آوردن روزی از راه حلال و نامشروع داریم؟! بگوییم خدا رزاق است و دنبال روزی نرویم ! در موقع ارتکاب معصیت دچار یک غرور شیطانی ‌می‌شویم و می‌گوییم خدا غفار است.

دعاها در هر صورت اجابت می شود !

خداوند کریم امر به دعا و ضمانت به استجاب نمود، پس دعا را مستجاب می‌نماید، ولی استجابت دعا این نیست که فرمانبردار دستورات دعا کننده باشد و یا حتماً همان چیزی که او خواست را در همان زمانی که او خواست بدهد. بدیهی است که اگر دعای بندگانش را مستجاب نمی‌نمود، یا همه هلاک شده بودند و یا حتی مومنین و دعا کنندگان نیز در شرایط خیلی خیلی ناخوشایندی به سر می‌بردند، چرا که از نظر لطف الهی محروم شده بودند. لذا به پیامبرش فرمود :به بندگانم بگو اگر دعا شما نبود که به شما نظر نمی کردم، و بدیهی است هر کس تکذیب کند، خودش لوازم عذاب خود را فراهم کرده قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامًا (فرقان77) بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏کند در حقیقت‏شما به تکذیب پرداخته‏اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد.
خداوند کریم دعا را مستجاب می‌نماید، اما دنیا را دار جبر نیافریده که اگر هیچ شرطی نیز برای تحقق امری فراهم نبود و یا به قولی مصلحت نبود نیز به زور و یا به صورت معجزه‌ای آن را به مصلحت نماید. قضا و قدر، علت و معلول، تأثیر و تأثر، حرکت و محرک و ...، همه لوازم وقوع یک اتفاق است و چنین نیست که اگر خواست یک نفر مغایر با تمامی شرایط بود، خدا [با توجه به ارتباط همه اجزای مادی و غیر مادی عالم هستی با یک دیگر]، تمام نظم عالم را بر هم زند تا غیر مصلحتی را مصلحت نماید. انتظار چنین درخواست غیر حکیمانه و عادلانه‌ای از خداوند حکیم و عادل، همان دعای غیر قابل استجابت است. در عین حال دقت فرمایید که دعا و استجابت دعا تعاریف، شرایط و چارچوب‌هایی دارد و استجابت یا عدم استجابت دعا، علل و حکمت‌های متعددی دارد که به اختصار می‌گویند لابد مصحلت نیست. گاهی آن چه دعا کننده می‌خواهد واقعاً به مصلحتش نیست، ظرفیتش را ندارد، منحرف می‌شود، سبب نزول بلا می‌گردد و...، اما چون اصرار دارد، از خدا می‌خواهد که همه عالم را تغییر دهد تا او به حاجتش برسد. از خدا افزایش ظرفیت ایمان نمی‌خواهد و تلاشی هم در این زمینه نمی‌نماید، اما در عین حال خدا و آخرت را قبول دارد و از خدا مثلاً گشایش بیشری در رزقش می ‌خواهد، و حال آنکه خدا می‌داند همین گشایش بیشتر، او را منحرف می‌کند و او خواهان این انحراف نمی‌باشد
گاهی انسان در ضمن این که خواسته‌ای دارد و آن را نیز از خدا می‌خواهد، کارهای دیگری می‌کند که راه دعایش را می‌بندد و یا استجابت را به تأخیر می‌اندازد یا کلاً منتفی می‌کند. گاه انسان دچار گناهان یا خطاهایی می‌شود که پرده‌های حفاظتی را می‌درد
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تَهْتِکُ الْعِصَمَ، گاه گناهانی می‌کند که سبب می‌شود مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها بر او ببارد اَللّـهُمَّ اغْفِـرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تُنْزِلُ النِّقَمَ، گاه گناهانی می‌کند که نعمت‌های داده شده و نعمت استجابت را نیز ضایع می‌کند اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تُغَیِّـرُ النِّعَمَ، و گاه گناهانی می‌کند که دعای او را حبس می‌کند اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لی الذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ الدُّعاءَ.
گاهی هیچ شرایطی برای استجابت دعا در آن زمانی که دعا کننده خواسته فراهم نیست.
گاهی استجابت در همان فراهم کردن شرایط و زمینه‌های لازم است. مثل کسی که پول و گشایش بخواهد، شغل خوبی سر راهش قرار گیرد و یا علم بخواهد با استاد خوبی آشنا گردد.
وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَ کَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ (المومنون75) و اگر ایشان را ببخشاییم و آنچه از صدمه بر آنان [وارد آمده] برطرف کنیم در طغیان خود کوردلانه اصرار مى‏ورزند.
گاهی آن چه به خیر خود می‌داند، شرّ اوست و آن چه به شرّ خود می‌داند خیر اوست.
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَ عَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره216) بر شما کارزار واجب شده است در حالى که براى شما ناگوار است و بسا چیزى را خوش نمى‏دارید و آن براى شما خوب است و بسا چیزى را دوست مى‏دارید و آن براى شما بد است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید.
گاهی به وسیله لازم متوسل نمی شود. استجابت هر دعایی وسیله‌هایی می خواهد که باید دعا کننده به آن متوسل گردد و از جمله وسیله‌ها بعد از توسل به اهل بیت (ع)، توسل به نماز، به دعا، به نیکی به پدر و مادر، صله ارحام، صدقه و ... می باشد. خود فرمود برای تقرب وسیله بجویید و تلاش کنید. و البته که باید وسیله متناسب با هدف باشد:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ و َابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‌ (مائده31) اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا کنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد کنید باشد که رستگار شوید.

عوامل تسریع در اجابت دعا:

1.موقعیت مکانی: اگر در برخی از مکانها دعا کنید دعا سریع‌تر به اجابت می‌رسد و در روایات هم داریم مثلا مسجد الحرام ، حرم پیامبر اکرم (ص) و حرم ائمه معصومین علیهم السلام ، مسجد کوفه، مسجد سهله و به طور کلی همه مساجد اگر دسترسی به سایر اماکن ندارید و دیگری کنار قبر پدر و مادر است.

2.موقعیت زمانی: زمانهایی است که اگر انسان در آن زمانها دعا کند زودتر به اجابت می‌رسد. زمانهای بسیاری داریم که نمی‌خواهیم به همه اشاره کنیم. نسبت به ماه‌ها ماه مبارک رمضان از ویژگی خاصی برخوردار است. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله می‌فرماید: وقتی وارد ماه مبارک رمضان می‌شویم درهای آسمانها همه باز می شوند و نازل می‌شود عنایات خاصه خداوند از بالا به پایین و بهترین آن قرآن است. انا انزلناه فی لیله القدر. چرا قرآن وقت دیگری نازل نشد؟ پس ماه مبارک رمضان ویژگی خاصی دارد.

3.سایر شرایط اجابت دعا: صلحا دعایشان سریعتر اجابت می‌یابد . کسی که گناه کرده و توبه کرده دیرتر از کسی که اصلا گناه نکرده دعایش مستجاب می‌شود. گاهی چون خداوند بنده‌اش را دوست دارد می‌خواهد صدای او را بشنود پس اگر اجابت نشد باید تکرار کرد، چند بار تکرار کرد. خدا دوست دارد صدای بنده خوبش را بشنود و این حالت تضرع اولیاء همین است. خدا اجابت کرده به ملائک می‌فرماید اجابت کرده‌ام ولی به او ندهید و من دوست دارم صدا را بشنوم. تضرع و ناله‌های مولا علی ع از این قبیل است. امام محمد باقر(ع): ان الله کره الحاح الناس بعض الی بعض مسئله خدا خوشش نمی‌آید کسی برود نزد کسی درخواست و اصرار کند. طبق معمول و متعارف رفتن و درخواست کردن اشکال ندارد ولی از اصرار کردن خوشش نمی‌آید ولی حب ذلک لنفسه از اصرار از خودش خوشش می‌آید و این حب رب به عبدش است که دوست دارد مخلوقش پافشاری کند.

اصرار و تکرار دعا مطلوب است

1- در موقع درخواست تکرار می‌کند نام او را. مثلا ده بار یا الله می‌گوید، هفت بار یا ارحم الرحمین می‌گوید، تا نفس قطع نشده یا رب می‌گوید و اسماء دیگر...

2- مطلوبش را مکرر می‌گوید. روایت شده که تقاضا را یکبار نگویید و پیامبر می‌فرماید: اذا دعا دعا ثلاثأ و اذا سئله مسئله و ثلاثا اگر چیزی می‌خواهید سه بار بگویید

3- نفس خود دعا: یک وقت تکرار مطلوب بود ، یک‌ وقت تکرار در خواست بود واینجا تکرار خود دعاست. (28 کهف) و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوه والعشی و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند و خشنودی او را می‌جویند شکیبایی کن. و ما خیلی از معارفمان دوریم. برویم سراغ اولیاء خدا، چرا اینقدر اینها تضرع می‌کردند در دعاهایشان؟ اینها می‌دانستند و می‌فهمیدند و تضرع می‌کردند. این نشانه یک قلب سلیم است که هیچ چیزی در آن راه ندارد جز خدا که می‌فرمایند القلب حرم الله.

علت تاخیر در دعا:

1- گرایش دعایی به غیر خداست که دعا اجابت نمی‌شود و هرچه شخص دعا کننده از غیرخدا جدا شود و به خدا نزدیک شود اجابت دعا سریعتر می‌شود و هرچه دیدگاه دعایی نسبت به مدعو وسیع باشد در تقاضا‌ها تنگ نظری نمی‌کند و بالعکس.

2- او دوست دارد صدای بنده‌اش را و اجابت می‌کند دعایش را ولی به فرشتگان می‌فرماید با تاخیر بدهند (لزوم تکرار دعا).

3- علت دیگر افزایش پاداش است. چه بسا اجابت را تاخیر می‌اندازد و چون می‌خواهد پاداشی را افزایش دهد. یعنی انسان مورد آزمایش بیشتری قرار گیرد و رشد بیشتری کند، چون دعا کردن اجر دارد. تکرار دعا اجر بیشتری دارد و مطلوب را می‌دهد و بیشتر هم می‌دهد و چه بسا چیزی را که می‌خواهی نمی‌دهد،

4- دعایت را اجابت نمی‌کند چرا؟ چه بسا اگر اجابت کند باعث شود دینت را از دست بدهی. پس باید چیزی بخواهیم که تباهی برای دین نباشد، ضرر و زیان برایمان نداشته باشد و ما مطالب را از دیدگاه مادی می‌بینیم. دو چشمی نگاه کنیم؛ یک نگاه به دنیا و یک نگاه به آخرت. خدا می‌فرماید بخواه ولی برای من مصلحت اندیشی نکن. ما فکر می‌کنیم خوشا به حال فلانی که همه چیز دارد و هرچه خواسته خدا داده، خیر، این‌طور نیست و اگر باشد به کفار هم داده، به حیوانات هم داده ولی اگر داد مگر لطف خدا شامل حال آنها شد؟ خیر.

معرفه‌الله، مهم‌ترین شرط دعا (سلوک عارفانه)
مهم‌ترین چیز در دعا این است که (دعاکننده) آن کسی را که می‌خواند، بشناسد و امید پاسخ و اجابت از او داشته باشد و اغلب مردم در شناسایی خدا مبتلا به تنزیه صرف می‌باشند، که مستلزم ابطال و تعطیل است. و پاره‌ای نیز خیال می‌کنند که خدا چیزی میان خالی و محیط بر بالای افلاک است و از این جهت، خدا و معبودی را می‌خوانند که در مکان دور و در سمت بالا می‌باشد و می‌پندارند که عالم و خودشان، جوهر و بی‌نیاز و قائم به ذات نفس هستند. آری، انسان اگر خدای متعال را واقعا بشناسد و در پی این شناخت دعا کند و مطالبات حقیقی و واقعی خود را مطرح کند، یقین داشته باشد که خداوند به او پاسخ داده و درخواست و حاجات او را مورد اجابت قرار می‌دهد. در احادیث قدسی آمده است:
و لو عرفت ‌الله لما اهمک غیرالله اگر خدا را واقعا می‌شناختی هرگز هم و تلاش خود را به غیر خدا معطوف نمی‌کردی. المراقبات میرزا جواد ملکی تبریزی ص196

جهت دعا این امور لازم است:
الف. ثنا و تعظیم و تمجید ساحت مقدس حضرت حق تبارک و تعالی
ب. اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن، که تقریبا به منزله توبه یا ملازم آن است
ج. صلوات بر محمد و آل محمد که وسیله واسطه فیض هستند
د: بکاء و گریه، و اگر نشد تباکی ( خود را وادار به گریه نمودن) ولو خیلی مختصر
ه: درخواست حاجت که در این صورت برآورده شدن حاجت، برو برگرد ندارد... البته اگر این مطالب در سجده باشد، مناسب‌تر است (در محضر بهجت 1/343)

 دعای بدون پشتوانه مورد قبول نیست

علی بن عبدالعزیز گوید: امام صادق(ع) از من سؤال فرمود: عمر بن مسلم چه می‌کند؟ عرض کردم فدایت شوم به عبادت رو کرده و دست از کسب و کار کشیده است، فرمود: ای وای! آیا نمی‌داند کسی که کار را رها کند، هیچ دعایی از او به اجابت نمی‌رسد، بعد فرمود: جماعتی از اصحاب رسول خدا(ص) هنگامی که آیه شریفه «ومن یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب» نازل شد، مغازه‌های خود را بستند، و در مسجد به عبادت روآوردند و با خود می‌گفتند که خداوند ما را کفایت کرده است.

این موضوع به گوش رسول خدا(ص) رسید نزد آنها فرستاد و پرسیدند چه چیز شما را بدین کار که کرده‌اید واداشت؟ گفتند: یا رسول‌الله! خداوند خودروزی ما را تکفل فرموده، لذا ما به عبادت و پرستش او رو کرده‌ایم. حضرت فرمود: «به راستی که هر کس چنین کند دعایش راخداوند اجابت نفرماید، برشما باد که طلب روزی کنید، و به کار و حرفه‌ای بپردازید، سپس فرمود: من دشمن دارم آن کس که کار را ترک کند و دهان به روی آسمان بگشاید و بگوید: خداوندا، مرا روزی ده و تلاش و کوشش را رها کند. من لایحضره الفقیه، ج 3، ص192


- توقعات، عمر آدمی را می سوزاند

1
یکی از بلاهایی که در زندگی خود با آن مواجه هستیم وگاهی تمام ذهن و زندگی را به خود مشغول کرده و نابود می کند ،موضوع توقع است .
گاهی اوقات می بینیم که هر کسی به خاطر توقعاتی که از دیگران دارد، ناراحت است .
گاهی از خدا ناراضی است ؛ ای خدا ! چرا چنین کردی؟
گاهی از دین ناراضی است ؛ آخر این چه دینی است ، چرا چنین شد؟ چرا چنان شد  و...
بحث توقع موضوع جدید وامروزی نیست ، بلکه موضوعی است که از صدر اسلام به گونه های مختلف مطرح بوده و آثار و پیامدهای خود را نیز داشته است ؛
در آیات قرآن مشاهده می شود که مخالفان از پیامبرنیز توقعات نا به جا داشته و به آزار و اذیت می پرداختند ؛
1- « وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ یَنْبُوعاً ؛ و می ‌گفتند: اگر می‌خواهی ما به تو ایمان بیاوریم، چشمه ای  برای ما جاری کن! »اسرا 90
2- « أَوْ تَکُونَ لَکَ جَنَّةٌ مِّن نخَّیلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَرَ خِلَالَهَا تَفْجِیرًا ؛ توقعشان از پیغمبر این بود که اگر می‌ خواهی ما به تو ایمان بیاوریم ، شرطش این است که باغ خرما و انگور داشته باشی .» اسرا 91
3- «أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ کَمَا زَعَمْتَ عَلَیْنَا کِسَفًا أَوْ تَأْتىِ‏َ بِاللَّهِ وَ الْمَلَئکَةِ قَبِیلاً ؛ آسمان را به پایین بیانداز وخدا و فرشتگان را در کنار ما احضار کن . » اسرا 92
4- « أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِّن زُخْرُفٍ ؛ تو اگر پیغمبر هستی، خانه‌ای طلایی بوجود بیاور .» اسرا 93
5- «قالَ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ ؛ حتی کارشان به جایی رسید که از پیامبر خدا توقع آوردن قرآن جدید را داشتند  !» یونس 15
6- گاه می ‌گفتند: « فَأْتُوا بِآبائِنا ؛ پدر و پدربزرگ ما را زنده کن ! » دخان 36
در جامعه ی امروزی خودمان هم کم نیستند افرادی که مرتب بهانه تراشی می کنند ، خود کنار نشسته و از دیگران عیب گیری و توقع می کنند

قدرت و حکومت تنها از آن خداوند است

2

اگر در خاطرمان بسپاریم که آن کسی که همه ی عالم در دست و قدرت اوست تنها خداوند است ، کمتر دچار توقع خواهیم شد ؛ « تَبارَکَ الَّذی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ » سوره ملک آیه 1
مایه خیر و برکت و بلند مرتبه است آن (خدایى) که فرمانروایى به دست اوست و او بر هر چیزى تواناست.
در زمین به دنبال فرشته نگردید
حدیث داریم اگر دنبال یک رفیقی می ‌گردید که هیچ عیب ونقصی نداشته باشد ، تا آخر عمر دوستی پیدا نخواهید کرد .
- توقعات نابجا در زندگی اجتماعی
توقع از مردم ؛ چرا من را تحویل نگرفتند؟!چرا به من سلام نکرد ؟!چرا به من زنگ نزد ؟!چرا وقتی سرزده رفتم ،من را تحویل نگرفت ؟! چرا ...؟
نسخه ی قرآن در مقابله با مردم
قرآن نسخه ای می دهد که اگر مردم تحویلتان نگرفتند چه کار کنید 
می فرماید : اگر درِ خانه ای را زدید و صاحب خانه در منزل بود ولی به دلایلی گفت که از پذیرفتن شما معذور است و بر گردید ، شما بدون هیچ نارحتی و دل خوری ، باید برگردید ؛ ، « وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا »‌
پس اگر کسى را در خانه نیافتید، وارد آنجا نشوید تا آنکه (به نحوى) به شما اجازه‏ى ورود داده شود واگر به شما گفته شد که برگردید، برگردید (وناراحت نشوید) این براى پاک ماندن شما بهتر است و خداوند به عملکرد شما آگاه است.

- شیوه برخورد با رفتارهای ناشایست جاهلان
 3.

ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ ؛ اگر کسی به تو بدی کرد ، تو به او خوبی کن! مومنون 96
و بندگان خداى رحمان کسانى‏اند که روى زمین بى‏تکبّر راه مى‏روند، و هرگاه جاهلان آنان را طرف خطاب قرار دهند (و سخنان نابخردانه گویند) با ملایمت (و سلامت نفس) پاسخ دهند. فرقان 63
خشم را باید قورت داد
« وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظ ؛خشمتان را فرو برید و به آن توجه نکنید آل عمران 134
آقا و خانم محترم ؛ موقع رانندگی اگر یک جاهلی ، خطایی کرد ،سبقت بی جاگرفت ، بوق بی موقع زد ، خدایی ناکرده اهانتی کرد ، لطفاً از نسخه ی پزشک حاذق عالم (خداوند حکیم) استفاده کنید و از او بگذرید ، شما اشتباه او را تکرار نکنید و اورا ببخشید !
 « وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ    شوری 37
 و کسانى که از گناهان کبیره و زشتى‏ها پرهیز مى‏کنند و چون خشم و غضب کنند، مى‏بخشند.

تکلیف به میزان توان
4.

نکته دیگری که قابل توجه است این است که باید به اندازه ی توان هرکسی از او توقع داشته باشیم نه بیشتر !
در خانواده اگر زن به اندازه ی توان مرد و بالعکس مرد به اندازه ی توان زن از او انتظار داشته باشد ، دیگر هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد .
اگر در جامعه همه ی اعضای جامعه به وظایف و حیطه ی کاری خود آگاه باشند واز یکدیگر به اندازه ی توان وحیطه ی مربوط به خود انتظار داشته باشند ، جامعه گلستان می شود .
حتی خود خدا نیز به اندازه ی توان بندگان از آنها تکلیف می خواهد نه بیشتر ؛ « لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها » خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایى‏اش تکلیف نمى‏کند،  بقره 286
در خیلی از موارد خداوند می فرماید : من توقع فلان مورد را داشتم ولی چون شما ضعیف بودید و این توقع از توان شما خارج بود، توقع را پایین می آورم ؛ 
« الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فیکُمْ ضَعْفا » اکنون خداوند، (در امر جهاد) بر شما تخفیف داد ومعلوم داشت که در شما ضعف راه یافته است.
اگر تلاش کردید و نتوانستید نماز را ایستاده بخوانید ، نشسته بخوانید ؛ « قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جنوبهم آل عمران 191
خدا درابتدا در مورد موضوعات مختلف فرمود : حق مطلب را به جا آورید ؛
اما از آن طرف که می ‌داند که مردم نمی توانند حق هر مطلب را به خوبی به جا آورند  فرموده :  « فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُم‏ » ،
پس هر قدر مى‏توانید، از خداوند پروا کنید و سخن او را بشنوید و اطاعت کنید و انفاق کنید که براى شما بهتر است و هر کس از شرّ بخل نفس خویش درامان بماند، پس آنان همان رستگارانند. تغابن16

توقع استجابت دعا بدون اجابت فرمان خدا
از خدا توقع داریم که هر دعایی می ‌کنیم، مستجاب شود .
 می گوییم : مگر خدا نگفته است ؛ « ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ  دعا کنید مستجاب می‌شود ؛ چرا پس من هر چه دعا کردم، دعایم مستجاب نمی شود ؟!
و حال آنکه فراموش کرده ایم که  در قرآن آیه دیگری هم  وجود دارد ؛ « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ  ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید ، دعوت خدا و رسول را پاسخ دهید . انفال 24
مبحث استجابت یک رابطه ی دو طرفه است ، نه یک طرفه !
رد درخواست ها ی نا به جا از هر فردی!
هنگامی که خداوند ابراهیم (ع) را به مقام امامت رساند ،  « قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما
ابراهیم از خداوند در خواستی می کند که ؛ « قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی ؛ خدایا حالا که من امام شدم، ذریه، نسل من هم امام شود.‏»
خداوند می فرماید : این توقع بی جا است ؛ « قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمین ؛ عهد من و پیمان من به آدم ظالم نمی ‌رسد. ‏» بقره 124و125و 126
حضرت نوح سال‌ها تبلیغ کرد، کسی به حرفش گوش نکرد. خدا به او گفت : کشتی بساز و کسانی که ایمان آوردند را سوار بر کشتی کن .
من از زمین و آسمان آب را می‌جوشانم و همه‌ ی زمین زیر آب می ‌رود ومؤمنین نجات پیدا می کنند. نوح گفت : « فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنی‏ مِنْ أَهْلی‏ ؛ پسرم اهل من است. پسرم هم سوار شود
خداوند فرمود : توقع تو بیجا است ؛ « قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِک‏ ؛. پسر تو هست اما چون همفکر تو نیست ، اهل تو نیست.   هود 45و 46
اگر نگاهمان را به دنیا و مشکلات آن عوض کنیم  و به یقین برسیم که دنیا خوابگاه و عشرتکده نیست که تنها از دیگران انتظار داشته باشیم که بهترین ها را برای ما مهیا کنند ، بلکه دنیا میدان رشد است ، دیگر در این میدان جز از خود از هیچ کس توقع و انتظار نخواهیم داشت .





نظرات  (۸)

با سلام

متنی بسیار جامع و آموزنده بود. از مطالعه ی آن لذت بردم و در یک تحقیق استفاده کردم

خسته نباشید.

  • مهدی از زنجان
  • اجرکم عند الله خوب بود ولی روایات جا داشت بیشتر باشد یاعلی
    پاسخ:
    انشا لله
    با سلام
    با تشکر از مطالب مفیدتون ، قسمتی از آن را در یک تحقیق استفاده کردم
    بسیار سپاسگزارم از مطالبتون.قسمتی از آن را در یک تحقیق استفاده کردم
    ممنون از مطالب مفیدتون قسمت کوچکی را در یک تحقیق استفاده کردم
    ممنون عالی است.
    ثبتکم الله بالخیر والعافیت انشاءلله ...

    سلام

    بخشی از این مطلب را در پژوهشی با عنوان اثرات دعا استفاده کردم
    یا علی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">