تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات


روز شمار محرم . حوادث بعد عاشورا . خیمه اول تا دهم

عزاداری پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) . تعظیم شعائر . فطرت انسانی. جایگاه مراسم عزاداری در قرآن

سرنوشت اسفناک قاتلان کربلا . عاقبت غارتگران اموال امام . اسیران و بازماندگان واقعه کربلا

حسین (ع)؛ حقیقتی از جنس پیامبراکرم . ده نکته از آموزه های حسینی. عاشورا؛ اوج ولایتمداری

امام حسین (ع) و گزینه های پیش رو . یاری حسین(ع)

آثار و نتایج نهضت عاشورا . درسها و عبرتهاى عاشورا

عاشورا یک فرهنگ است. فرهنگ عاشورا و نقشه های استعمار

آیاتى که امام حسین ع در مسیر حرکت خود به آنها استناد فرمودند.تجلی قرآن و عترت در حماسه عاشورا

زیارت‌ عاشورا تبیین‌ آیات‌ عاشورا از قرآن‌ . فلسفه لعن و برائت . چرائی دشمنی با دشمنان خدا

  امام حسین علیه السلام

اربعین چه گذشت؟ . اهمیت اربعین چله نشین عاشورا... زیارت اربعین

حضرت زینب سلام الله پیام رسان کربلا

امام سجاد افشاکننده ظلم بنی امیه . ادامه نهضت عاشورا . قیام ها

امام زین العابدین علیه السلام . زبان گویای حماسه عاشورا

                       کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است


چه کسی اولین بار زیارت عاشورا را برای مردم خواند؟

زیارت عاشورا حدیث قدسی است و اولین کسی که از اهل بیت علیهم السلام متن زیارت عاشورا را برای عموم مردم خواند، امام باقر علیه السلام است که فرمود
 پدرم، او از پدرش او از جد ما از پیامبر (ص) و از جبرئیل و از خداوند متعال نقل کردند که خداوند فرمود:
السلام علیک یا أبا عبدالله
یعنی متن زیارت در بین اهل بیت علیهم السلام بوده.
امام صادق نیز همین را فرمودند.

راز سجده آخر زیارت عاشورا

ابتدا که این زیارت به وسیله حدیث قدسی بر پیامبر (ص) وارد شد، سجده نداشته است و سجده آن در روز عاشورا به وجود آمده است
که سیدالشهدا از صبح روز عاشورا بنا به مناسبتی فرازی از زیارت را می‌ خواندند و تا موقعی که حضرت به شهادت رسیدند تمام فرازهای زیارت را خواندند و بعد به شهادت رسیدند
 و این فراز سجده خوانده نشد تا زمانی که آن ملعون لعین بالای سر حضرت آمد تا سر مبارک ایشان را از تن جدا کند از جلو نتوانست سر را جدا کند، پیکر را برگرداند و سر را از قفا جدا کرد؛ وارد شده است

که وقتی پیشانی حضرت به خاک افتاد حضرت این فراز انتهایی را شروع کرد و فرمود:
«اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ»
هم علت سجده دار شدن مشخص است، و هم اینکه حضرت در چه حالی بوده اند؟؛
نه در حالی که حضرت علی اکبر یا طفلشان را از دست داده اند یا از اسب افتاده اند،
 در حالی حضرت به اینجا رسیده که به پیکر بی جان حضرت رحم نمی کنند و می ‌خواهند سر حضرت را از بدن جدا کنند
در این حال حضرت شاکر و حامد خداوند است اینجا باید صبر سیدالشهدا را مزه مزه کرد.


 مبانی قرآنی زیارت عاشورا

حماسه سازان عاشورا در برابر هجمه ناجوانمردانه غاصبان اسلام نما، مردانه ایستادگی کردند و موجبات احیای ارزش های اسلامی در جامعه و رسوایی حزب اموی را فراهم آوردند

احیای عاشورا و پاسداشت آن، یادآور نقش ائمه اطهار (ع) در بیداری جامعه اسلامی و ارائه الگوهای قرآنی به جامعه است

«زیارت عاشورا» خود نمودی از این پاسداشت است زیارتی که تکریم چهره مجاهدان فی سبیل الله و انزجار از ظالمان و همراهی با احیاگران سنت نبوی است

1ـ احیای شخصیت و مرام پاکان:

قرآن کریم در آیات نورانی خویش بر احیای نام و چهره های پاک و مجاهد در طول تاریخ تصریح دارد تکریم پیامبرانی چون حضرت نوح، ابراهیم، هود، موسی و یحیی و ذکر مبارزات و فداکاری آنها در برخورد با طاغوتهای زمان خود، نمودی از این سنت احیاگری است

بر همین اساس نیز سوره هایی از قرآن به نام پیامبران و پاکان نامگذاری شده زیارت عاشورا احیاکننده شخصیت و مرام پاک اباعبدالله و یاران وفادارش است.

2ـ تکریم چهره های محبوب:

در قرآن کریم افزون بر پیامبران الهی، چهره های تاریخ ساز و محبوب مانند حضرت مریم، لقمان، آسیه، اصحاب کهف و... نیز همواره مورد تکریم قرآن قرار گرفته اند به گونه ای که گاه پیام های آنها در قالب آیات الهی برای همیشه جاودان مانده است

در این زمینه می توان به دستورات حکیمانه لقمان به فرزندش و بیان خواسته های متعالی اصحاب کهف اشاره نمود

قرآن در معرفی زنان پاکدامن و مؤمنی چون حضرت مریم و آسیه می فرماید: وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ * وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ 

3ـ رسوا کردن چهره های منفور:

افشای شخصیت واقعی چهره های منفور و بیزاری جستن از آنها روش دیگر قرآنی است قرآن کریم با اشاره یا صراحت به ترسیم چهره های خبیثی چون ابولهب و همسرش و زنان لوط و نوح پرداخته است در مذمت ولید بن مغیره آمده :

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ . فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ . ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ . ثُمَّ نَظَرَ . ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ . ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ . فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ یُؤْثَرُ 

زیارت عاشورا نیز رسواکننده چهره های منفوری چون خاندان آل ابوسفیان و آل زیاد و آل مروان و مرجانه است.

4ـ مبارزه با جهل و سنت های جاهلی:

قرآن کریم همواره بر جهل حاکم بر جامعه و نیز رسوم جاهلی به مبارزه برخاسته است مبارزه با رسومی چون زنده به گور کردن دختران و تقلید از آباء و اجداد در مسیر باطل از این قبیل است

یکی از رسوم جاهلی که قرآن با آن به مبارزه برخاسته فخر فروختن به دیگران است تا جایی که برای فخرفروشی به قبرستان متوسل شده، مردگان خویش را نیز به آمار خود می افزودند.. أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ. حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تفاخر به بیشتر داشتن، شما را غافل داشت تا کارتان [و پایتان] به گورستان رسید

زیارت عاشورا بزرگداشت شخصیتی که هدف او امر به معروف و نهی از منکر و رها سازی مردم از جهالت و گمراهی است

5ـ درود فرستادن بر پیامبران و اولیای الهی:

اهدای درود و سلام به شخصیت های انسان ساز در طول تاریخ و پیروان آنان، افزون بر بیان جایگاه و مقام رفیع آنان، تأکیدی بر احیای فرهنگ و اندیشه هایشان است.

از این رو خداوند، خود در جای جای قرآن کریم بر پیامبران و اولیای الهی و پیروان آنان درود فرستاده و مسلمانان را نیز به این امر ترغیب نموده

سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ. وَالسَّلامُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی َسَلامٌ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَیسَلامٌ عَلَی نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ. سَلامٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ. سَلامٌ عَلَی مُوسَی وَهَارُونَ وَ سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا سَلامٌ عَلَی إِلْ یَاسِینَ. ، وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ. إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا

در زیارت عاشورا هم سلام بر امام حسین(ع) و یارانش نیز هماهنگی جسم و جان با حماسه جاویدان آنهاست

6ـ لعن و بیزاری از ستمگران:

اظهار تنفر از ستمگران، از دیگر شیوه های قرآن است. لعن، اعلان برائت و تبیین خط مشی اعتقادی و سیاسی است لعن بر کسانی است که دست خود و دیگران را از دست خداوند و دامان رهبران معصوم جدا کردند

لعن، ابراز تنفر از کسانی است که سد راه سعادت شده و دیگران را از کمالات لایق انسانی محروم کرده اند در فرهنگ قرآن و زیارات (خصوصاً زیارت عاشورا) عوامل اصلی و فرعی این محرومیت مورد لعن قرار گرفته اند؛

أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ . وَالَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ   فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ. إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًاقُتِلَ أَصْحَابُ الأخْدُودِ ... وَ هُمْ عَلَی مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ

7ـ تکریم مجاهدان و شهیدان:

تکریم مجاهدان و شهیدان راه حق و برتری مجاهدان بر دیگران و بیان مبارزات و تلاش های آنان در احیای حق و تشویق به جهاد در راه خدا، از اهداف اساسی قرآن است

وَ مَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا   فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَ کُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا

زیارت عاشورا نیز زنده نگاه داشتن خط سرخ شهادت و اهداف و مقاصد والای مجاهدان فی سبیل الله و شهیدان والامقام و بستن پیمان مجدد با آرمان های آنان است

8ـ دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او:

از آیات تولی و تبری به خوبی برمی آید که مسئله پیوند با ذات پاک خدا و اولیای الهی و جدا شدن از ظالمان و فاسدان و طاغوت ها و در یک کلمه حب فی الله و بغض فی الله، از اساسی ترین و اصولی ترین آموزه های قرآن است که اثری عمیق در تمامی مسائل فردی و اجتماعی و دنیایی و آخرتی انسان دارد

لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیاء و ..... . ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا و .......

زیارت عاشورا نیز با سلام و درودهای خویش بر اوصیاء و اولیای الهی و نفرین هایش بر ظالمین و فاسدان و طواغیت، پیوند انسان را با اولیای الهی وثیق تر و نفرت و انزجار و دوری جستن از دشمنان خدا را صد چندان می سازد.

9ـ الگو بودن پیامبر(ص) و آل او:

قرآن کریم مسلمانان را به پیروی از ابراهیم(ع) و یارانش به عنوان اسوه حسنه و الگوی زیبا و پر ارزش دعوت کرده قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ

و نیز پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) را به عنوان اسوه نیکو به جهانیان معرفی نموده که: لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الآخِرَ 

زیارت عاشورا نیز با تأسی به آیات قرآن، پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاک او را الگوی انسان ها معرفی نموده؛ اَللهمَّ اجعَل مَحیایَ مَحیا مُحمّدِِ و آلَ مُحمّد و مَماتی مَماتَ مُحمّد و آل مُحمّد

                             زیارت‌ عاشورا تبیین‌ آیات‌ عاشورا از قرآن‌ وجود حضرت‌ حسین‌ (ع) است‌

اگر زیارت‌ عاشورا نبود، هرگز عاشورا تفسیر شدنی‌ نبود هر یک‌ از زیارات‌ و دعاهای‌ مربوط‌ به‌ حضرت‌ اباعبدالله آیه‌ای‌ دیگر از قرآن‌ وجود اباعبدالله را تفسیر می‌نماید زیارت‌ وارث‌ آیه‌ای‌ دیگر از قرآن‌ وجود حسین‌ است‌ دعای‌ عرفه‌ آیه‌ای‌ دیگر از قرآن‌ وجود حسین‌ است‌

اگرشیعه‌ای‌ در آیه‌های‌ وجود قرآن‌ ناطق‌ یعنی‌ حسین‌ بن‌ علی‌ ع تدبر ننماید، بر دلش‌ قفل‌ می‌زنند وای‌ به‌ حال‌ آن‌ شیعه‌ای‌ که‌ بداند ائمه‌ اطهار قرآن‌ ناطق‌اند ولی‌ قرآن‌ وجود آنها را تلاوت‌ نکند و در آن‌ تدبر ننماید

این‌ که‌ چندین‌ بار در زیارت‌ عاشورا به‌ عظمت‌ مصائب‌ الحسین‌ تصریح‌ شده‌ آنچنان‌ که‌ برای‌ آسمان‌ها، تحمل‌ آن‌ سنگین‌ باشد، اشارت‌ به‌ عظمت‌ عاشورا به‌ عنوان‌ یک‌ آیه‌ از وجود قرآن‌ ناطق‌ یعنی‌ حسین‌ ع است‌

این‌ که‌ ائمه‌ اطهار این‌ همه‌ برتلاوت‌ زیارت‌ عاشورا تأکید فرموده‌اند به‌ دلیل‌ آن‌ است‌ که‌ اسراری‌ که‌ در زیارت‌ عاشورا نهفته‌ است‌، برای‌ شیعه‌ مکشوف‌ گردد*

نفس‌ تلاوت‌ متن‌ زیارت‌ عاشورا در سند روایت‌ زیارت‌ عاشورا از نظر ائمه‌ معصومین‌ موضوعیت‌ دارد

زیارت‌ عاشورا سفینة‌ النجاتی ‌است‌ که‌ اگر شیعیان‌ آن‌ را تلاوت‌ کنند و در آن‌ تدبر نمایند و به‌ اسرار آن‌ پی‌ببرند، آنان‌ را از طوفان‌های‌ ظلم‌ و استضعاف‌ و توطئه‌ و زبونی‌ و کفر و شرک‌و بحران‌ عقیدتی‌ و سقوط‌ تا روز قیامت‌، نجات‌ خواهد داد و از تاریکی‌ جهل‌ و گمراهی‌ و نادانی‌ و اسارت‌ نجات‌ خواهد داد

این‌ همه‌ تأکید بر تلاوت‌ زیارت‌ عاشورا برای‌ چیست‌؟

دور نمایی از مضامین متعالی زیارت عاشورا دو زیارت داریم که حدیث قدسی است:

1- زیارت عاشورا

2- زیارت آل یاسین

پاداش‌هایی برای آن مقرر گردیده است من جمله: خداوند می‌فرماید

1 - شفیعش می‌شوم در روز قیامت

2- حوایج او را برآورده می‌سازم

3- با حالت خشنودی به سوی ما بر می‌گردد

4- شفاعتش را در حق کسانی که شفیع می‌شود می‌پذیرم

5- او را از آتش نجات می‌دهم و ...

زیارت یعنی چه و فرق آن با دعا چیست؟

1- تعریف زیارت : زیارت ایجاد ارتباط با واسطه فیض الهی است

2- تعریف دعا : دعا درخواست نیاز است، درخواست فقیر از غنی که در آیه 15 فاطر یا ایها‌الناس انتم الفقراء الی الله و الله هوالغنی الحمید

ای مردم شما به خدا نیازمندید و خداست که بی‌نیاز و ستوده است

او غنی مطلق است و ما فقیر. فقیر توسط واسطه فیض الهی باید خود را به غنی مطلق که خداوند است برساند و زیارت، ما را به واسطه فیض الهی که ائمه اطهار و معصومین (ع) هستند می‌رساند

آنها دست ما را می‌گیرند و بالا می‌برند و اینجاست که به مفهوم نزول قرآن و نزول اولیا و انبیا پی می‌بریم که آنها نازل شدند و ما با دعا و زیارت و واصل به آنها با آنها صاعد می‌شویم ...*

در زیارت ما به دنبال انسان کامل می‌گردیم

به دنبال انسان کامل گشتن جزء فطرت ماست چرا که انسان‌ها سعی بر آن دارند که ظاهر و باطن خود را شبیه به آن انسان کاملی کنند که در نظرشان است

و ما نیز با توجه به فرهنگمان و اعتقاداتمان هم ظاهر خود را شبیه به انسان کامل (اولیاءالله) می‌کنیم و هم در زیارت به دنبال او می‌گردیم تا دستمان را در دست او بگذاریم و با او بالا برویم

هدف از خلقت انبیا و اولیا هم همین است که نازل شوند همچو قرآن (که اینها قرآن ناطق هستند) بروند پایین و دست دیگران را بگیرند و بالا بیاورند

 نزول قرآن و انبیا و اولیا و رابطه آن با زیارت عاشورا :

خداوند قرآن را نازل کرد چون سنگین بود و تحمل آن ناممکن و این بار سنگین معنوی توسط حضرت جبرائیل، آسمان به آسمان پایین آمد تا به زمین رسید که زمین و زمینیان تاب تحمل آن را بیاورند

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا

حضرت جبرائیل توانست این بار عظیم را تحمل کرده و نازل کند و از طرفی با اینکه پیامبر اسلام ص عقل کل بود بر عقل او نازل نشد بلکه بر قلب او نازل شد

ابا عبدالله لقد عظمت الرزیه و جلّت و عظمت المصیبه بک علینا و علی جمیع اهل الاسلام، و جلت و عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع اهل السموات

ای ابا عبدالله مصیبت تو آن‌قدر بزرگ است که بر ما و تمام مسلمین جهان بزرگ و عظیم است و مصیبت تو بر تمام آ‌سمان‌ها و تمام اهل آسمان‌ها بزرگ است*

نتیجه می‌گیریم که حضرت جبرائیل که توانست قرآن را فرود آورد و پیامبری که‌توانست قرآن را با قلب خود دریافت کند که هر دو و انبیای دیگر از حضرت آدم تا حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ع و مولای متقیان علی ع و خانم حضرت فاطمه زهرا س و آقا امام حسن مجتبی (ع) و سایر ائمه اطهار(ع) و ...

که همه مسلمان و اهل زمین و آ‌سمانند و برایشان این مصیبت سنگینی بود و عاشورا بیان کننده چنین عظمتی است و لذا نبایستی آن را سرسری خواند و رفت باید در آن تعمق کرد و اندیشید و معرفت پیدا کرد و بالا رفت

عاشورا بار تکلیفی است بر دوش ما و همان امانتی است که خداوند فرو فرستاد و هیچ یک از مخلوقات توان پذیرش آن را نداشتند جز انسان که خدا می‌فرماید او هم ظلوم است و جهول؛

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا (72 احزاب)

ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم و آنها از تحمل آن سر باز زدند و از آن هراسیدند ولی انسان آن را بر دوش گرفت به راستی او ستمگری نادان بود*

پس همین‌قدر بدانیم که اینها امانت الهی است و بار تکلیف بر ما که اگر عمل کنیم امین الله می‌شویم، اگر از روی نادانی عمل نکنیم جهول می‌شویم و اگر طغیان کنیم و عناد، ظلوم می‌شویم

بدانیم که قرآن و اولیا برای هدایت ما نازل شده‌اند انسان اشرف مخلوقات که کمال او نهایت ندارد، نباید زمینی بماند باید بخواند، با صوت هم بخواند و دست در دست زیارت شونده بگذارد و بالا برود و اگر ما با قرآن،‌ صاعد نشویم زندگی را باخته‌ایم

پس این انسان است که می‌تواند به درک برسد چنانچه کوه با آن عظمت نمی‌تواند و این انسان است که با معرفت پیدا کردن از عاشورا می‌تواند بالا برود و به طور کلی در عاشورا همه چیز به نحو احسن تجلی پیدا کرده، عاشورا تجلی صبر است، ‌آخر صبر است، تجلی شهادت و شجاعت است*

عاشورا تجلی عشق و عاشقی است، تجلی ایثار و فداکاری است، عاشورا تجلی گاه تمام پیامبران است چرا که همه پیامبران خلاصه می‌شوند در وجود پیامبر اسلام و علی اکبر تجلی پیامبر اسلام است عاشورا تمام اسلام است که به نمایش گذاشته می‌شود در مقابل تمام کفر.

امام وقتی چنین فرزندی را به میدان می‌فرستد می‌فرماید پسرم آهسته، آهسته برو می‌خواهم با خدا معامله کنم،‌ چطور جگرم دارد پاره پاره می‌شود، می‌دانم چگونه به شهادت می‌رسی و ... این نهایت ایثار است

در عاشورا تک تک آیات قرآن متجلی می‌شود و قرآن می‌شود یک موجود زنده و در حسین تجلی می‌کند و این قرآن را که جبرائیل پایین آ‌ورده وقتی در حسین متجلی می‌شود برایش عظیم است و برای همه اهل سماوات و ملکوت و همه اهل زمین و همه مسلمین، عظیم و بزرگ است واین دورنمای کوچکی بود از زیارت عاشورا تا بتوانیم وارد اولین کلمه زیارت که سلام است بشویم

و در اینجای بحث به این نتیجه نیز برسیم که اگر امام حسین ع و سایر انبیا و اولیا با نزولشان خود را پایین آوردند و با توانایی‌هایی مانند سایر انسان‌ها زندگی کردند به خاطر این است که ما بفهمیم می‌شود با کفر و استکبار جنگید و مبارزه کرد و نگوییم آنها امام بودند و قدرت دیگری داشتند

چرا در زیارت با سلام شروع می‌کنیم؟

سلام نام خداست در حشر23 سلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر ...

(... عاری از هر نقصی، ‌ایمن بخش، نگاهبان، ‌شکست ‌ناپذیر، قدرتمدار و با کبریاست...)

مومن با سلام نقص خود را برطرف می‌کند ولی چیزی از کمال کامل او نمی‌کاهد (سلام یعنی بی‌عیب و نقص- تهنیت- درود)

و نکته سلام این است که نقص خود را برطرف کنیم و یاد بدهیم که دیگران هم سلام کنند،‌ سلام ایجاد ارتباط است،‌ ورود به حریم کمال است

امام حسین ع یک حدیث راجع به سلام دارند؛ سلام 70 حسنه دارد که 69 حسنه آن مربوط به ابتدا کننده سلام و یکی برای جواب دهنده است

وقتی ناقص به سوی کامل می‌رود باید با یک اسمی شروع کند و توقع دارد که کامل جواب او را بدهد.

حسین (ع)؛ وارث صفات و خصایص زهرای مرضیه (س)

خون مایه حیات است و حیات خدا یعنی دین خدا و امام حسین باعث بقای دین خدا شد

اما اگر شد خونخواه و روی بیرق امام زمان نوشته شده یالثارات الحسین (ای خونخواهان حسین) حالا حسین خودش خونخواه خداست و امام زمان خونخواه حسین است یعنی آنچه در عالم،‌‎ جفا در حق دینداران شده است

آنان که در عالم از خط حضرت آدم فاصله گرفته‎‌‎اند توسط امام حسین ع خونخواهی و اصلاح می‎‌‎شوند

لذا امام حسین از تمام ائمه ع در رجعت بیشترین حکومت را دارد. چرا؟ چون قرار است تمام کسانی که مسیر را تغییر داده‎‌‎اند و ظلم کرده‏‎‌‎اند به تمام هستی، باید توسط امام حسین ع وضعیتشان روشن گردد

این می‎‌‎شود ثارالله و ابن ثاره یعنی پدر حضرت هم می‎‌‎شود خونخواه خدا*

و الوتر الموتور: وتر به معنای تک است. موتور به معنای تک مانده کاری که امام حسین ع انجام داده احدی انجام نداد. تنهایی که تنها مانده و حق تعالی می‎‌‎خواست این انسان را در عالم مطرح سازد

امام ظهر عاشورا فریاد می‎‌‎زد هل من ناصر ینصرنی؟

برای تمام عالم در همه زمان‎‌‎ها گفت ولی آن روز همان کسانی که بیشترشان شیعه خودش و پدرش بودند (به این دلیل که برای او نامه نوشتند و او را دعوت کردند و بسیاری از آنها در رکاب حضرت علی ع جنگیده و حتی زخمی شده بودند مانند شمر لعنت الله که از مجروحین جنگی بود و در صفین در کنار مولا شمشیر می‎‌‎زد) آمدند و گفتند و چه وقیحانه گفتند: حسین هوا گرم است ما را معطل نکن ...*

الوتر الموتور:
یعنی تنهایی که تنها مانده
خون مظلوم و مقتولی است که تمامی یاران و اطرافیان و مدافعان آن مظلوم کشته شده باشند (شفاء الصدور فی شرح زیارت عاشورا)
1- کاری که او انجام داد احدی انجام نداده است

2- اوست که هم چراغ هدایت است و هم کشتی نجات و تفسیر آیه 35 نور که حسین آن چراغ است و نور علی نور است
3- در بهشت دری به نام باب‎‌‎الحسین است
4- اصحاب او بهترین اصحاب هستند
5- او در بین اصحاب یگانه بود
6- در شیوه دفاع از دین یگانه بود
7- او در کیفیت تبلیغ رسالت الهی یگانه بود
8- ورود به حرم ایشان بدون اذن دخول است
9- در بین ائمه یگانه است در اینکه باید با همان حال مسافرت وارد حرم شد
10- در اینکه هفت هزار ملک مقرب الهی گریان و ژولیده در کنار مرقد او هستند
11- در اینکه چهار فرسنگ شرعی 5/22 کیلومتر این هفت هزار ملک مامور به استقبال زائر شما هستند و به همین تعداد، مامور به مشایعت زائر شما می‎‌‎باشند
12- تنها خاک و تربت مرقد شماست که قابل خوردن است و شفاعت و تربتتان مهر نماز است و موارد بسیار که بایستی فکر کنید و خود آن را بیابید که بسیار است و بسیار معروف


ظالمی دیگر سنگی به پیشانی امام زد امام خون را با دست پاک کرد اما ادامه پیدا کرد

پیراهن عربی را بالا زد خون جبین را پاک نماید، ‎‌‎سفیدی سینه نمایان شد

حرمله نانجیب سه تیر سه شعبه آورده بود

یکی به گلوی حضرت علی اصغر (ع)، یکی به چشم راست حضرت ابوالفضل (ع) و سومی را به قلب مقدس امام زد

می‏‎‌‎فرمایند سلام بر آن آقایی که دشمن بین قلب و رگ قلب او را فاصله انداخت، هرچه امام سعی کرد تیر را از جلو در بیاورد نشد و خم شد از پشت در آورد ... ولا حول ولا ......

السلام علیک یا بن رسول الله: یعنی السلام علیک ای کسی که وارث همه اسرار وجود حضرت ختمی مرتبت (ص) می‎‌‎باشی

یعنی تمام صفات و ذاتیات رسول خدا به تو منتقل شده است

یعنی تمام زیبایی‎‌‎ها و تمامی توانایی‎‌‎ها و تمامی ویژگی‎‌‎های رسول خدا در وجود تو ظهور یافته

یعنی در دامان کسی تربیت شده‎‌‎ای که همچون قرآن کریم دست هیچ قلمی وبال هیچ اندیشه‎‌‎ای توان دسترسی و پرواز در افلاک وجود او را نداشته است

یعنی از کسی ارث برده‎‌‎ای که واسطه فیض ملکوت به عالم ملک می‎‌‎باشد

‎‌‎یعنی ای فرزند رسالت، ای فرزند وحی،‎‌‎ ای فرزند قرآن، ای قرآن ناطق، ‎‌‎ای کسی که پیامبر (ص) می‎‌‎فرماید؛ حسین منی و انا من حسین و منظور از فرزند رسول خدا بودن به معنای فقط پدر و پسری وارث بودن پسر از پدر و ژنتیکی نیست*

بلکه همان‎‌‎طور که در زیارت وارث آمده و مطرح شده میراث بری معنوی و فرهنگی و ملکوتی و معرفتی است

چنانچه در دعای ندبه خطاب به ساحت مقدس حضرت مهدی ارواحنا فداه می‏‎‌‎فرماید:‏

یابن العلوم الکامله، یابن المعالم الماثوره، یابن المعجزات الموجوده، یابن الصراط المستقیم، یابن النبا العظیم، ‎‌‎یابن من هو فی ام الکتاب لدی الله علی حکیم، یابن آیات و البینات،‎‌‎‏ یابن الدلائل الظاهرات ، یابن طه و المحکمات، یابن یاسین و الذاریات، ‎‌‎یابن الطور و العاریات

که تمام این فرازها فقط به معنی معارف ملکوتی وحیانی و اسرار نبوت است و به لحاظ ژنتیکی و قومی و قبیله‎‌‎ای نیست

بنابراین در جمله السلام علیک یا بن رسول الله به عنوان میراث بر تمامی اسرار و معارف نبوت و میراث به تمامی ماموریت‎‌‎های الهی حضرت رسول اکرم ص است.
السلام علیک یا بن امیرالمومنین، در زیارت عاشورا یعنی:

السلام علیک ای میراث به عظمت و علوم و معارف کسی که اسوه کامل تمامی آیات قرآن و مصداق تمامی کمالات مطرح شده در مورد انسان مومن و مومنین و متقین و ... می‎‌‎باشی

السلام علیک ای میراث بر علوم و معارف و کهکشان اسرار و معرفت کسی که رسول خدا جز او را که به عنوان مصداق و شایسته لقب امیرالمومنین باشد،‎‌‎‏ نیافت

سلام بر کسی که وارث زیبایی، شجاعت، توانایی، گشاده‎‌‎رویی، کرامت و متانت و مهابت رفتار، ‎‌‎سخاوت و جوانمردی، حیا و پاکی و عصمت و صداقت، ‎‌‎هوش و ذکاوت و دقت نظر، فصاحت و بلاغت شگفت‎‌‎آور و ظلم‎‌‎ستیزی،‎‌‎ عشق و دلدادگی شدید حضرت به رسول خدا و ده‎‌‎ها و بلکه صدها موضوع دیگر در صفات سرشتی و ذاتی حضرت مولا امیرالمومنین (ع) می‎‌‎باشد

و اینها از پدر به پسر منتقل شده و البته بسیاری از این صفات در کنار رسول خدا امکان تجلی داشت و از آثار تربیتی و پرورشی ایشان است و مولا علی ع به افتخار «علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیث مادار» علی با حق است و حق با علی و بر زبان اوست حق و حق بر همان محوری می‏‎‌‎گردد که علی می‎‌‎گردد (کتاب شریف الغدیر نقل از حضرت ابوذر،‎‌‎ج۳ ص178)

و حسین ع وارث چنین پدری است، وارث اسرار و علوم ولایت و امامت است.‏
پیام زیارت عاشورا در ذکر لقب سید الوصیین: سید الاوصیاء و سید الوصیین یعنی سرور و رهبر کسانی که همه اسرار و علوم انبیاء (ع) را به وسیله جانشینی محافظت نموده‎‌‎اند و کسی به آن مقام نرسیده و حسین (ع) پسر چنین وصی است و وارث او

سید‌‌الوصیین به معنی آن است که حضرت بر تمامی اوصیاء از اول خلقت آدم تا روز قیامت سیادت و سلطنت معنوی دارد و این لقب در طول تاریخ خاص ایشان بوده

السلام علیک یا بن فاطمه سیده نساء العالمین: این جمله یعنی السلام علیک ای وارث صفات و خصایص فاطمه و ای تربیت یافته و ای رشد یافته در دامان فاطمه و ای وارث معارف و حقایق و معارج کسی که تمامی آن روایات از رسول خدا در شان او صادر شده است

و فاطمه س کسی که حضرت رسول هر روز صبح و شام او را زیارت می‎‌‎کرد

حضرت در مقابل فاطمه می ‎‌‎ایستاد و او را در جای خویش می‎‌‎نشاند و بر دستش بوسه می‎‌‎زد*

در جایی حضرت دست فاطمه را گرفت و فرمود: من عرفها فقد عرفها و من لم یعرفها فهی فاطمه، هی نور عینی و روحی اللتی بین جنبی یعنی هر که او را شناخت، به معرفت او مفتخر گشته است و هر کس به ساحت مقدس حضرت فاطمه معرفت ندارد، بداند که او فاطمه است، نور چشمان من است و روح من در دو پهلوی من می‏‎‌‎باشد. (زندگانی حضرت زهرا تالیف علامه محمدباقر مجلسی)‏

حضرت فاطمه کسی است که از اهل البیت رسول خدا است و آیه تطهیر و سایر آیات کریمه قرآنی در رابطه با اهل البیت (ع) در شان او نیز می‏‎‌‎باشد. تمامی کرامات و مقامات خانم حضرت فاطمه زهرا به امر حق تعالی به حضرت حسین ع منتقل شده است.
واژه سیده در عبارت سیده نساء العالمین: واژه سید و سیده به معنی سرور، مرشد، رئیس، مهتر، انسان مقدس در هر قوم و ملت، قافله سالار و هادی می‎‌‎باشد

و نساء العالمین یعنی زنان عالم چه در عالم خلقت و هستی و چه در جهان فعلی و معاصر و نیز قرون و اعصار آینده

مفتخرند که حقیقت کامل و کمال وجود آنان متبلور و متجلی در وجود حضرت فاطمه است

و کلمه عالمین مفهوم جهانی دارد و تمام جهانیان را مخاطب قرار می‎‌‎دهد و تمامی زنان در جهان را مورد عنایت قرار می‎‌‎دهد و حسین ع وارث تمامی اینهاست.‏
السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره: ثار را به خون معنی کرده‎‌‎اند، ولی این کافی نیست، ثارالله تعریفی است وحیانی از وجود مقدس حضرت ابا عبدالله

اگر این تعریف در معرفی حضرت ابا عبدالله نمی‎‌‎آمد، چه کسی جرات به زبان آوردن چنین جمله‎‌‎ای را داشت

و کدام اندیشه بشری می‎‌‎توانست از حضرت چنین تعریفی بدهد و کدام تفسیری از اباعبدالله جامع‎‌‎تر از این عبارت می‎‌‎تواند باشد؟

ثارالله باید تفسیرگردد اما احدی جز اهل‎‌‎البیت و بالاخص رسول خدا توان فهم و زبان بیان و قلم تشریح و تفسیر این تعبیر را ندارد

ثارالله کسی است که فرزند ثارالله است (و ابن ثاره) وقتی امیرالمومنین ثارالله باشد آیا پای اندیشه‎‌‎ای به آسمان معارف و فضایل علی بن ابی طالب راه یافته است تا بتواند او را تفسیر نماید؟

و پیامبر اکرم: حسین منی و انا من حسین با این تعبیر معلوم می‎‌‎شود که رسول خدا اصل و شجره ثارالله است. (کتاب مدینه المعاجز ص 259 که حضرت رسول به ابی بن کعب فرمود).‏

خونی است که تا قیامت پیگیری می‎‌‎شود و تا شکست کامل و نابودی دشمنان اهل البیت پیگیری می‎‌‎شود و انتقام خون اهل البیت به همین معنی است. (بحارالانوار جلد 52 ص 231، ‎‌‎تفسیر العیاشی ج2 ص290)‏

الوتر الموتور: یعنی تنهایی که تنها مانده. خون مظلوم و مقتولی است که تمامی یاران و اطرافیان و مدافعان آن مظلوم کشته شده باشند (شفاء الصدور فی شرح زیارت عاشورا

وجوه یگانگی حضرت بسیار است. به مواردی اشاره می‎‌‎کنیم و با مراجعه به زندگی امام و ارتباط آن با جامعه می‎‌‎توان به آنها پی برد؛
‏1- کاری که او انجام داد احدی انجام نداده است

2- اوست که هم چراغ هدایت است و هم کشتی نجات و تفسیر آیه 35 نور که حسین آن چراغ است و نور علی نور است

3- در بهشت دری به نام باب‎‌‎الحسین است

4- اصحاب او بهترین اصحاب هستند

5- او در بین اصحاب یگانه بود

6- در شیوه دفاع از دین یگانه بود

7- او در کیفیت تبلیغ رسالت الهی یگانه بود

8- ورود به حرم ایشان بدون اذن دخول است

9- در بین ائمه یگانه است در اینکه باید با همان حال مسافرت وارد حرم شد

10- در اینکه هفت هزار ملک مقرب الهی گریان و ژولیده در کنار مرقد او هستند

11- در اینکه چهار فرسنگ شرعی 5/22 کیلومتر این هفت هزار ملک مامور به استقبال زائر شما هستند و به همین تعداد، مامور به مشایعت زائر شما می‎‌‎باشند

12- تنها خاک و تربت مرقد شماست که قابل خوردن است و شفاعت و تربتتان مهر نماز است و موارد بسیار که بایستی فکر کنید و خود آن را بیابید که بسیار است و بسیار معروف*

السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک، علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی‎‌‎اللیل و‎‌‎النهار:

نفرمود اجسامی که در معیت شما بودند، فرمود ارواحی که آنجا بودند یعنی رابطه امام ع با ماموم خودش رابطه روحانی است، رابطه معنوی است. یعنی یاران حسین عاشقانه آمدند و ماندند

‏رابطه شکلی و ظاهری نیست و آن‌‎گاه که رابطه معنوی شد سلام بر حسین (ع) و سلام بر آنها ردیف هم و پشت سر هم می‎‌‎آید. رابطه‎‌‎ای که بین ماموم و امام است رابطه بین رئیس و مرئوس نیست،‎‌‎‏ رابطه فانی شدن در امام است. یعنی سلام بر همه جان‎‌‎هایی که در تو ذوب شدند و در گرد تو پناه و آرام گرفتند

مفهوم حلت بفنائک یعنی آنان که در پناه حسین، حسینی شدند و این مژده بزرگی است برای عشاق حضرت در همه زمان‎‌‎ها

یعنی ای عاشقان حسین که در راه و مکتب او هستید و در دفاع از فرهنگ حسین و با ذکر حسین هستید و در حسین ذوب شده و پناه به او جسته‎‌‎اید مقام السلام که ویژه اباعبدالله است بر شما نیز مژده باد

و (السلام) ‎‌‎بر ارواحی که در پناه تو آرام گرفته‎‌‎اند و این درس بزرگی است عملی و عینی برای همه عاشقان و شیعیان حسین که اگر خود را به مقامی برسانند که همچون جابر بن عبدالله انصاری خود را کنار اباعبدالله در صف عاشورا بیابد*

این جمله از زیارت عاشورا است که اعلام می‎‌‎نماید و تضمین می‎‌‎نماید هر کس در پناه حضرت ابا عبدالله (ع) قرار بگیرد، یعنی هر کس با مجاهدات و ایثارها و اخلاص‎‌‎ها و جانبازی‎‌‎ها در راه حضرت ابا عبدالله (ع) و در زنده نگاه داشتن و دفاع از اندیشه و فرهنگ عاشورایی‎‌‎‏ عمر خود را صرف نماید، همنشین حضرت خواهد شد

علیکم منی سلام الله از ناحیه من سلام به خدا باد یعنی سلام من کم است برای شما باید از ناحیه خدا باشد

لیکن ابلاغ این سلام را من می‏‎‌‎کنم. حالا یک بار سلام کنیم؟ خیر ابدا ما بقیت و بقی‎‌‎اللیل النهار

مادامی که خود من باقی هستم و مادامی که عالم باقی است.‏ شما مستوجب سلام خدا هستید در طول عالم و اگر من می‎‌‎گویم باز هم ظرف من برای شما کوچک است. هرچقدر رشد کرده باشم باز هم کم است،‎‌‎‏ لذا درخواستم این است که وصل به ابدیت و انسانیت شود و من مبلغ آن باشم و سلام کننده خدا باشد (آیه صلوات احزاب 33 و56).

 کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

سپس باید برای درک این قسمت از زیارت، خود را در غروب عاشورا حاضر ببینیم. بحث نزدیک بودن و دور بودن نیست، بحث زمان و مکان نیست، بحث حضور است و معرفت حضور کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا نه اینکه خود را در حرم آقا حاضر ببینیم بلکه باید در گودال قتلگاه خود را حاضر ببینیم . در غروب عاشورا که مجموعه تمام مصیبت ها از زمان حیات پیامبر تا به امروز همه جمع شده

در غروب عاشورا باید آن قدر خود را حاضر ببینی که بروی نیزه های شکسته را جمع کنی، آتش خیمه ها را خاموش کنی و خار مغیلان از پای بچه ها در آوری.

پیامبر اسلام و تمام انبیا و اولیا و علی و فاطمه و امام حسن ع را حاضر ببینی که می فرماید این مصیبت بر اهل اسلام سنگین بود و اینها همگی تسلیم فرمان خدا بودند و همه مسلمان. باید طوری خود را حاضر ببینی که فرزند جوانت، طفل نوزادت، زن و فرزندت و خودت را فنا در امامت ببینی و همه را تقدیم کنی

آیا در خود می بینید؟ اگر نمی بینی تلاش کن تا حضور پیدا کنی و...

این معرفت زیارت عاشورا است که اگر توانستی حاضر باشی آن وقت همانند شهدای کربلا هستی و با آنها محشور می شوی و در کنار آنها هستی

پس باید تلاش کنیم و حس حضور را در خود بیدار کنیم تا حسینی باشیم و نه از آن کسانی که با امام بودند ولی وقتی دیدند که باید همه چیز را بدهند.... در سپاه دشمن نرفتند ولی امام را تنها گذاشتند و به آن فراز هم می رسیم و خدای ناکرده از کسانی نباشیم که فریاد یا مهدی بزنیم، دعا در تعجیل فرج امام بنماییم ولی وقت امتحان پشت به امام کنیم

او همه جا حاضر و ناظر است پس یک شیعه منتظر هیچ گاه و در هیچ جا حریم شکنی نمی‌کند، گناه نمی کند و یک منتظر واقعی است که زمینه را برای ظهور فراهم می کند.

زیارت عاشورا که بر اهل اسلام یعنی حضرت ابراهیم و حضرت رسول الله و حضرت امیرالمومنین و حضرت جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل علیه السلام و سایر ملائکه سنگین و بزرگ است، من چگونه آن را می‌خواهم تحمل کنم؟ نمی توانم به درک آن برسم ولی باید با توجه به ظرفیت خود به معرفت آن برسم و سعی بر بالا بردن ظرفیت خود بکنم

با توسل به خودشان با صلوات بر پیامبر (ص) و اهل البیت (ع) از آنها بخواهم که درک مطلب را بدهند و خود سعی در هرچه نزدیکتر شدن به آنها بنمایم یعنی با اصلاح رفتارم خود را با آنها وفق دهم و رفتاری داشته باشم در خور یک شیعه واقعی یعنی در لباس پوشیدن، کار کردن و به دست آوردن روزی حلال و غذا خوردن و آداب معاشرت و عبادات عملیه آنچنان باشم که بایسته است ولی با کمال تاسف رفتار ما همخوانی با آنها ندارد

عظیم پنداشتن مصائب الحسین در زیارت عاشورا چه پیامهایی دارد؟

در این فراز دو عظمت مطرح است؛ عظمت الرزیه. عظمت المصیبه

رزیه به معنای محرومیت و نقص است و به مفهوم فشارهای عاطفی و روحی و قلبی و رنجهای درونی است که منظور دردهایی است که امام از گذشته تحمل می کردند که چه قبل از شهادت ایشان بوده است و چه بعد از شهادت ایشان بر اهل البیت وارد می شد.

مصیبت به معنای شهادت ها، جراحت ها و مصائب کربلا، سربریدن ها و سر به نیزه کردن است

در این فراز نشان می دهد که عظمت الرزیه با عظمت المصیبه برابری میکند و فشارهای قبل از عاشورا کمتراز مصیبت روز عاشورا نبوده

و وظیفه ما شیعیان این است که در شناخت هرچه بیشتر این مصائب آگاهی پیدا کنیم هرچند که به جز معصوم کسی به معرفت واقعی آن پی نخواهد برد ولی در حد توان وظیفه است

مصائب الحسین به چند بخش تقسیم می شود؛

1. مصائبی که به شخص حضرت ابا عبدالله الحسین ع قبل از شهادتش وارد شده

2. مصائبی که قبل از شهادت حضرت به خاندان، اهل بیت و یاران حضرت وارد شده

3. مصائبی که در شب و روز عاشورا به خودش و اهل بیتش قبل از شهادت وارد شده است

4. مصائبی که عصر عاشورا بر پیکر مقدسش وارد شد قبل از شهادت و بعد از شهادت

5. مصائبی که بر اهل بیت شریفش بعد از شهادت و در جریان اسارت به ایشان وارد شد

6. مصائبی که به علت عدم حکومت حضرت به عالم اسلام و بر جامعه اسلامی و تاریخ اسلام وارد شده

7. مصائبی که خلفای بنی عباس و بنی امیه و سلاطین و حکام دست نشانده آنها در ادامه راه یزیدیان بر عالم اسلام وارد کردند*

کسی که مصائب امام را از هر مصیبتی بزرگتر بشمارد، جانبازی در راه اهداف حسین برایش آسان می‌شود و از دست دادن مال و ثروت و مقام و فرزندان و خانواده در راه اهداف حسین برایش آسان است

تحمل شکنجه و مهجوریت و بی کسی و تنهایی و زندان و تبعید و... برایش آسان است لذا بزرگ پنداشتن مصائب حسین، سکوی پرواز است برای رسیدن به کمال

ولی اگر از دست دادن اینها برای او سخت است

مفهوم آن این است که مصیبت حسین را بزرگ نمی شمارد و زیارت عاشورا را درک نکرده و گریه هایش بر حسین دروغ است و نشانه این است که معرفت درستی نسبت به حسین و زیارت عاشورا پیدا نکرده و فقط می خواند و می گذرد و درکی از آن ندارد

تمام کسانی که زیر پرچم حسین (ع) سینه می زنند خود را مقید به اجرای اهداف امام دانند و گرنه وای بر حال ما که فقط تظاهر کرده ایم و شاید بگوییم نخواندنش بهتر از خواندنش باشد

پس این سنت بسیار خوب است به شرطی که مارا ان‌شاءالله به سوی اهداف اباعبدالله بکشاند و سکوی پروازمان باشد*

مفهوم اهل الاسلام (علی جمیع اهل الاسلام)

علاوه بر انبیا  واولیا که بیان شد، تمام ملت‌های اسلامی، دولت‌های اسلامی، نهادها و وزارتخانه‌های کشورهای اسلامی ، سازمان کنفرانس اسلامی، و تمامی مسلمانان با تمامی مراسمشان چه عزاداری‌ها و چه شادی‌ها، مجالس ختم و عروسی و ... همه این جوامع، اهل اسلام هستند

پس باید خیلی مراقب بود یعنی تمام رفتار و حرکت‌های عبادی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و...

 ما باید مطابق با اهداف امام حسین(ع) باشد چون در زیارت عاشورا ادعاهای بسیاری می‌شود، باید این ادعاها واقعی باشد یعنی وقتی می‌گوییم یا اباعبدالله با دوستان تو دوست و با دشمنانت دشمنیم، یا اباعبدالله پدر ومادرم به فدای تو ..

یا ابا‌عبدالله مصیبت تو بر ما واهل اسلام بزرگ است...

یا ابا عبدالله من خود را در تو فنا می‌کنم... می‌دانیم این حرف‌ها یعنی چه؟ این ادعاهای بزرگی است ، تعهدآور است

باید پای آن ایستاد، پس باید دقت کنیم نه اینکه زیارت عاشورا را نخوانیم بلکه بخوانیم و ذره ذره خود را به اهداف امام نزدیک و نزدیک‌تر کنیم

تا از این چراغ هدایت بهره کامل بگیریم و دست خود را در دستان امام گذاشته و نجات پیدا کنیم چرا که؛ ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه.

لعن دشمنان دین یک فرهنگ است : ‌فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت

پس خدا لعنت کند امتی را که بنیانگذاری کرد بنیان ستم و بی‌عدالتی را بر شما خانواده

خداوند در احزاب کسانی را مطرح می‌کند که از همان زمان شروع کردند به مخالفت بر پیامبر و خدا و دین خدا (12احزاب)

و هنگامی که منافقان و بیمار دلان می‌گفتند: خدا و فرستاده‌اش جز فریب به ما وعده ندادند و کسانی که پیامبر را آزار می‌دادند (احزاب48)

و کافران و منافقان را اطاعت نکن و آزارشان را نادیده بگیر و برخدا توکل کن که حمایت خدا کفایت می‌کند (57احزاب)

بی‌گمان کسانی که خدا و پیامبر او را آزار می‌دهند، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خفت بار آماده کرده است

و آیات بسیاری در این موارد در رابطه با کسانی که منافقانه خواستند اساس دین را بزنند و بنیان آن‌را براندازند که در زمان پیامبر شروع کردند تا حاصل آن از بنی امیه، یزید ملعون شد.

که خداوند می‌فرماید اینها مورد لعن خدا هستند هم در دنیا و هم در آخرت

سه گروه هستند قصد اذیت خدا و پیامبر را داشتند؟

 1- کسانی که در کتاب خدا زیاده وارد کردند

2- آنهایی که حلال می‌شمردند آنچه را که حق تعالی حرام کرده بود

الف- گروهی که اهل ربا هستند

ب- گروهی که اهل تشبه به کفار هستند، روش زندگی ، شکل ظاهری لباس پوشیدن و... به شکل کفار است که رفتن به جنگ حق تعالی استسه گروه هستند قصد اذیت خدا و پیامبر را داشتند؟
مثل یهودی‌ها که در قرآن صریحا می‌فرماید:
آنچه را که حق تعالی حلال کرده بود حرام می‌شمردند
لسنته الله فی الذین خلوا من قبل و لن تجد لسنه الله تبدیلا (62احزاب)
این قانون جاری خدا درباره کسانی است که پیش‌تر بوده‌اند و در سنت خدا هرگز تغییری نخواهی یافت)

3- المغیر لسنتی - آن کسانی که سنت مرا و اهل بیت را تغییر می‌دهند
و کسانی هستند که مورد لعن خدا و پیامبر واقع می‌شوند هم در دنیا و هم در آخرت و یازده گروه در زیارت عاشورا معرفی شده‌اند

از حضرت حق در‌خواست می‌کنیم که لعنت فرماید، آن قشر یا طیفی را از جامعه که در نهادینه کردن ریشه‌ها و اساس ظلم و جور علیه شما اهل البیت رسول خدا (ص) نقش اصلی را به عهده داشتند

مفهوم " لعنت" در ادبیات قرآن کریم:

( مفهوم لغت لعنت در ادبیات اسلامی به طور کلی به معنی مطرود شدن، دور شدن، تبعید شدن ، محروم از رحمت حق شدن است

و منظور خداوند از اینکه کسی مورد لعنتش واقع شود به مفهوم کافر یا مشرک یا منافق و یا فاسق بودن اوست

و به مفهوم دشمن بودن، اهل جهنم بودن، مغضوب علیهم بودن و به مفهوم آن است که تمام مسلمین باید در مقابل او موضع بگیرند و تا روز جزا لعنت من بر توست

برای طرد شیطان است و همه باید در مقابل او موضع بگیرند (18 هود) لعنت الله علی الظالمین

و کیست ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ بندد؟ آنان بر پروردگارشان عرضه می‌شوند و شاهدان می‌گویند: همین کسانند که بر پروردگارشان دروغ بستند*


هان، لعنت خدا بر ظالمان باد و کسانی که مثلا نماز شان را عمدا به تاخیر بیندازند، یا مرتکب سیئات و خطئیات شوند، کسی که امروزش از دیروزش عقب مانده‌تر باشد وامثال اینها ملعون هستند

چنین کسی خود را از رحمت الهی دور کرده ولی هنوز به پرتگاه سقوط وارد نشده است

اما افراد منافق، فاسق، مشرک، محارب، طغیانگر، ظالم و یا معاند در مورد حق اهل البیت مورد لعنت خداوند هستند

و به این معناست که به پرتگاه سقوط افتاده و در تیررس و کمین غضب الهی قرار گرفته‌ اند و در این موارد مفهوم لعنت بسیار خطرناک می‌شود و در ادبیات قرآنی لعنت حق تعالی ، مرگ می‌آورد (احزاب61)

مورد خشم و لعنت خدا هستند و هر کجا یافت شوند دستگیر و به سختی کشته می‌شوند (65 بقره) به آنها گفتیم بوزینگانی خوار و مطرود باشید*


لعنت خدا ، خطرناک‌ترین و نابود کننده‌ترین نفرین است و در ادبیات قرآنی نفرین در قالب لعنت، زشت‌ترین دشنام است(قصص42)

و در این دنیا لعنتی بدرقه آنها کردیم و روز قیامت آنان از زشت رویانند

ثواب لعنت به دشمنان اهل البیت، کمتر از سلام وزیارت اهل البیت نیست

 اهمیت معرفت به اثرات و ارزش‌های مهم لعنت کمتر از معرفت به مقامات سلام نیست

لعنت تنها یک دشنام نیست، بلکه یک فرهنگ است

لعنت کردن بردشمنان اهل البیت و قرآن یک فرهنگ است و اینجاست که اول صد لعنت و بعد صد سلام می‌دهیم

یعنی اول پاکسازی دل از آلودگی‌ها و سپس جلا دادن آن با نام خدا که سلام است و در قرآن کریم 42 آیه فرهنگ لعنت را ترسیم کرده است

فلسفه لعن و برائت در زیارت عاشورا

این همه لعن و اظهار برائت در زیارت عاشورا چه لزومی دارد و علت تبری از دشمنان دین و اهل بیت در کنار اظهار عشق وارادت به چه منظور است.

این روحیه لعن و تبری و پشت کردن به دیگران خشونت‌هایی است که به هزار و چهارصد سال پیش، یعنی زمانی که امام حسین (ع) را کشتند بر می‌گردد و با آن زمان مناسبت دارد

اما امروز دیگر جامعه و مردم این کارها را نمی‌پسندند

بیایید به جای اینها راه آشتی را پیش بگیرید، به روی دشمنان هم لبخند بزنید، به آنها هم محبت کنید

مگر اسلام دین محبت، دین رأفت و رحمت نیست؟ این چه کاری است که شما دائماً لعن و بدگویی می‌کند؟

این همه لعن و بدگویی و اظهار برائت چه لزومی دارد؟
آدمیزاد موجودی است که هم احساس مثبت و هم احساس منفی دارد

همان گونه که شادی در وجود ما هست، غم هم هست. خدا ما را این گونه آفریده است هیچ انسانی نمی‌تواند بی‌غم و یا بی‌شادی زندگی کند

همچنانکه خدا استعداد خندیدن به ما داده استعداد گریه کردن هم به ما عطا فرموده در جای خودش باید خندید و به جای خود هم باید گریست

تعطیل کردن بخشی از وجودمان، به این معنی است که از داده‌های خدا در راه آنچه آفریده شده استفاده نکنیم

دلیل اینکه خدا در ما گریه را قرار داده، این است که در مواردی باید گریه کرد

گریه برای خدا، به انگیزه خوف از عذاب یا شوق به لقای الهی و شوق به لقای محبوب در تکامل انسان نقش دارد.
انسان در اثر دلسوزی نسبت به محبوب مصیبت دیده خود، رقت پیدا می‌کند؛ این طبیعت انسان است که در مواردی باید رقت قلب پیدا کند و در اثر آن گریه سر دهد*


خداوند در ما محبت را آفریده است تا نسبت به کسانی که به ما خدمت می‌کنند، نسبت به کسانی که کمالی دارند، خواه کمال جسمانی، کمال عقلانی یا روانی و یا عاطفی، به ابراز علاقه و محبت بپردازیم

هنگامی که انسان احساس می‌کند در جایی کمالی و یا صاحب کمالی یافت می‌شود، نسبت به آن کمال و صاحب کمال محبت پیدا می‌کند

علاوه بر آن در وجود انسان نقطه مقابل محبت به نام بغض و دشمنی قرار داده شده است

همان گونه که فطرت انسان بر این است که کسی را که به او خدمت می‌کند دوست بدارد، فطرتش نیز بر این است که کسی را که به او ضرر می‌زند دشمن بدارد البته ضررهای مادی دنیوی برای مؤمن اهمیتی ندارد چون اصل دنیا برای او ارزشی ندارد

اما دشمنی که دین را از انسان بگیرد، دشمنی که سعادت ابدی را از انسان بگیرد، آیا قابل اغماض است؟

قرآن می‌فرماید: ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدواً شیطان دشمن شما است، شما هم باید با او دشمنی کنید

با شیطان دیگر نمی‌شود لبخند زد و کنار آمد وگرنه انسان هم می‌شود شیطان

لعن دشمن و کثرت آن هم بدین دلیل است که به دام شیطان و عوامل شیطان که همان ظالمین و ستمگران نیافتیم

در زیارت عاشورا لعن ها برای خلفا اصلا نیست
فقط بنی امیه و مروانیان مورد خطاب است
بقیه لعنها بر می گردد به پایه گزار ظلم و ستم در خلقت
منظور از اول قابیل قاتل هابیل
ثانی قاتل ناقه صالح
ثالث قاتل یحیی
رابع ابن ملجم 

خامسا که خود یزید بیان شده(شیخ طوسی در کتاب استبصار)
ولی اجمالا اینکه حدیث از امام باقر ع در مورد سندیت زیارت عاشورا داریم
و تاکید در قرائت احتمال حدیث قدسی بودن را دارد
 
فقهایی که تاکید به خواندن زیاد دارند
قاضی شوشتری قاضی طباطبایی علامه طباطبایی امام خمینی
وحیدی خراسانی

                                          آثار و برکات زیارت عاشورا

1- آرامش بخشیدن به زائر زیارت مرقد شریف امام حسین (ع) مانند سایر ائمه، به مردمان و زیارت کنندگانش، نوعی آرامش و اطمینان می‏بخشد

در این عصر که انسان را موجودی مضطرب می نامند، و پیوسته دست به گریبان با پدیده‏هایی چون تردید، ناکامی، تشویش، ترس و ناسازگاری با محیط و زندگی ماشینی و محرومیت و جنگ و حتی کنار نیامدن با خود است، و هر روز شاهد کاهشها و فرسایشها است و نمی تواند از اضطراب در امان بماند

این زیارت مرقد مردان خدا و پیشوایان دین است که به انسان آرامش خاطر می دهد

در زیارت یک نوع کشش و نیاز الزام آوری انسان را وا می‏دارد که فشارها و فریادهای درونی را از راهی خارج کند.

زائر آن مرقد شریف در پرتو دعا و گفتگو با پاکان و استمداد از ارواح پاک مقربان درگاه الهی، نیرو گرفته و نابسامانیها را با توسل بدانها برخود هموار می سازند، و خستگی‏ها و فشارهای وارد بر روان، و نیز اضطرابها و یأسها را از خود می‌زدایند و به آرامش و اطمینانی برای ادامه زندگی دست می‏یابند

2- در امان خدا بودن به امام صادق (ع) عرض کردند: کمترین اثری که برای زائر قبر امام حسین (ع) چیست؟ فرمود: کمترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ می کند تا به سوی اهل خویش برگردد، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود

3- زائر خدا محسوب شدن زید بن شحام: به امام صادق (ع) عرض کردم : برای زائر قبر امام حسین (ع) چه می‏باشد؟

فرمود: همانند کسی است که خدا را در عرش دیدار نموده باشد

گفتم: برای کسی که یکی از شما را زیارت کند چه می‏باشد؟ فرمود همانند کسی است که رسول خدا (ص) را زیارت نموده

  4- برآورده شدن حاجات و دفع پریشانی امام صادق (ع): همانا نزد شما قبری است که هیچ فرد پریشانی نزد آن نمی‏آید مگر آنکه خداوند از او دفع پریشانی نماید و حاجتش را برآورد

و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او می‏گریند. هر کس او را زیارت کند، وی را تا خانه‏اش بدرقه می‏کنند، و هر که مریض شود به عیادتش می‏روند،و هر که بمیرد جنازه‏اش را تشییع می‏کنند

5- زیادتی در عمر و رزق امام باقر (ع): شیعیان ما را به زیارت قبر حسین (ع) امر کنید، زیرا زیارت او موجب فزونی در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواریها می‏شود

6- آمرزش گناهان امام صادق (ع): هر کس حسین (ع) را زیارت کند در حالی‌که عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خدای سبحان، گناهان گذشته و آینده‏اش را می‏آمرزد

امام صادق (ع): چون از نزد قبر حسین (ع) بازگشتی، ندا کننده‏ای تو را ندا می‏دهد که اگر آن را می‏شنیدی، تمام عمر را نزد قبر شریف حسین (ع) اقامت می‏گزیدی

آن منادی گوید: خوشا به حال تو ای بنده خدا که سود فراوان بردی و به سلامت (در دین) دست یافتی. عمل از سربگیر که گناهان گذشته‏ات آمرزیده شد

7- محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر امام صادق (ع) فرمود: همانا ایام زیارت زائران حسین بن علی (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حیاتشان به شمار می‏آید

8- حفاظت زائر در دنیا و آخرت عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض کرد: فدایت شوم، کمترین نصیبی که زائر امام حسین (ع) دارد، چیست ؟

فرمود: ای عبد الله، کمترین چیزی که برای او می‏باشد، این است که خداوند او و خانواده‏اش را حفظ می کند تا وی را به سوی خانواده‏اش باز گرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او می‏باشد


              اهداف نهضت عاشورا در زیارت‌نامه‌ها  عاشورا شناسی

منابع روایی شیعه انباشته از روایاتی است که نه تنها سنت و سیره معصومان(ع) را به عنوان الگوهای برتر الهی (احزاب21 و آیات دیگر) بیان می‌کند، بلکه به ما می‌آموزد چگونه در هر زمان و مکانی مبتنی بر آن سنت‌ها، زندگی خودمان را سامان دهیم و بسازیم.

با نگاهی به منابع غنی شیعی می‌توان برای همه جزئیات زندگی و کنش و واکنش‌های خودمان دستورالعمل‌هایی پیدا کنیم. پس برای همه لحظات زندگی ما و مسائل و چالش‌هایی که پیش می‌آید، راهنمایی الهی وجود دارد که بتوانیم با تطبیق مسئله و ارجاع فرع به اصول دینی آن، حکم آن لحظه خودمان را به دست آوریم و در میان هزاران راه، راه‌های سلامت و صراط‌مستقیم را شناسایی کنیم و در آن راه گام برداریم.
یکی از مهم‌ترین فلسفه‌های بعثت پیامبران، بیان حقوق انسانی و پرورش انسان‌هایی است که در مقام خلافت الهی بتوانند خود و دیگران را به کمال برسانند. از این‌رو تعلیم و تزکیه الهی از طریق پیامبران در قالب کتاب‌های آسمانی و مدیریت ربانی صورت گرفته و می‌گیرد

از آنجایی که هدف آموزه‌های هدایتی الهی، خلافت عمومی انسان بر هستی است، کمال‌یابی همگانی در دستور کار است و پیامبران مأموریت دارند تا با تبیین حقایق و حقوق مردم و تعلیم و تزکیه، بستر مناسبی را فراهم آورند تا همگان از آن آگاه شده و خواهان احقاق حق خود برآمده و در قالب عدالت آن را بخواهند و برای آن قیام کرده و عدالت را بی‌هیچ تفاوتی در نوع بشر بلکه در غیر بشر برپا دارند. (حدید، آیه 25)
پس عدالت هم به عنوان یک هدف و هم به عنوان یک روش دست‌یابی به کمال شخصی و جمعی، مورد توجه اسلام و هدایت‌های وحیانی الهی بوده است. از این‌رو هرگونه موافقت در این امر به معنای حق‌شناسی و حق‌طلبی و مخالفت با آن در قالب باطل‌گرایی تعریف شده است.


این جنگ میان حق و باطل در قالب عدالت و ظلم، همچنان در طول تاریخ بشر به علل درونی چون خواهش‌های نفسانی و علل بیرونی چون وسوسه‌های شیطانی وجود داشته و خواهد داشت. البته در نهایت این حق‌طلبان و عدالت‌خواهان هستند که بر باطل‌گرایان و ظالمان چیره خواهند شد و حکومت جهانی عدالت‌محور ایجاد خواهد شد.
از آنجایی که عدالت به عنوان هدف و روش ارزشی در دستور کار پیامبران به عنوان مصداق بارز حق و حق‌طلبی بوده است، امام حسین(ع) چون دیگر پیشوایان الهی بر آن بود تا آن را تحقق بخشد و در این راه به عللی که در فلسفه قیام او آمده به شهادت رسیده و خاندانش به اسارت رفته‌اند

راه‌های بسیاری برای تبیین این مسئله وجود دارد که از جمله آنها سخنان پیامبر(ص) و امیرمؤمنان علی(ع) درباره آن حضرت(ع) و نیز سخنان خود امام حسین(ع) درباره چرایی قیام و نهضت است. البته شرایط بگونه‌ای بود که بسیاری از سخنان آن حضرت(ع) تنها گوشه‌ای از فلسفه و چرایی قیام را به طور کلی و گذرا بیان می‌کند؛ اما پس از آن در کلمات دیگر امامان معصوم(ع) و نیز سخنان حضرت زینب کبری(ع) و زینب صغری (ام‌کلثوم) این قیام تبیین شده است.
بخشی از زیارت‌نامه‌ها به مسئله امام‌شناسی و تبیین فلسفه قیام اختصاص یافته است؛ زیرا این زیارت‌نامه برای آن است که دیگران آن را بخوانند و به خودشان یادآور شوند که امام حسین(ع) برای چه هدفی نهضت عاشورا را برپا کرده و خود و خاندانش را به مسلخ طف برده و اسارت را برای آنان به عنوان جلوه‌های جمال الهی پذیرفته است. پس یکی از بهترین منابع عاشوراشناسی مراجعه به زیارت‌نامه‌های ماثور است که در کتب و منابع شیعی از امامان معصوم(ع) نقل شده است.

اهداف و فلسفه قیام امام حسین(ع) در زیارت‌نامه‌های ماثور
اگر بخواهیم در ظلمات فتنه‌ها چراغ راهی داشته باشیم و از امواج فتنه‌ها به سلامت به ساحل نجات برسیم می‌بایست امام حسین(ع) را بشناسیم و بر آن کشتی سوار شویم، که او چراغ هدایت و کشتی نجات است

در اینجا با بهره‌گیری از این زیارت‌نامه‌ها گوشه‌ای از فلسفه و اهداف قیام تبیین می‌شود:
1- حق‌طلبی: از مهمترین اهداف قیام عاشورایی حق‌طلبی است

خداوند حق مطلق است و همه هستی بر مدار حق آفریده شده است؛ اما از آنجایی که انسان دارای اراده است، بر خلاف حق می‌رود و به سمت باطل گرایش می‌یابد. اینجاست که عقل و وحی به مدد انسان می‌آید تا او را به سوی حق بازگرداند

از جمله علل قیام عاشورایی، مبارزه با باطل و احقاق حق است. از مهمترین مصادیق حق، حق ولایت و خلافت برای انسان کامل معصوم(ع) است که از سوی دیگران غصب می‌شود. همان‌گونه که ابلیس خواست تاحق خلافت را از حضرت آدم(ع) بگیرد و خود را برتر می‌دانست، شیاطین مکتب ابلیس نیز از جنیان و انسان‌ها همین مسیر را ادامه داده و به غصب حق پرداختند

آنان با هوای نفس‌ پرستی، اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را از حق الهی خودشان محروم کرده و از مقام ولایت امر در جامعه اسلامی بازداشتند. یکی از اهداف قیام امام حسین(ع) بازگرداندن این حق به صاحبان آن و احقاق آن بوده است

در زیارت امام حسین(ع) آمده است: فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن‌الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها

پس خدا لعنت کند امتی را که اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بیت رسول بنیاد کردند و خدا لعنت کند امتی را که شما را از مقام و مرتبه (خلافت) خود منع کردند و رتبه‌هایی که خدا مخصوص به شما گردانیده بود، از شما گرفتند

2- عدالت‌ خواهی: عدالت به معنای احقاق حق و بازگرداندن هرچیز در جای مناسب آن، مهم ترین وظیفه هر بشر از جمله پیامبران است. (حدید25) امام حسین(ع) به عنوان وارث پیامبران(ع) خود را موظف می‌داند که عدالت را احیا کند و علیه هرگونه ظلم و جوری از جمله ظلم در حق اهل بیت(ع) و غصب خلافت مبارزه کند. البته ظلم و جوری که علیه غصب خلافت الهی صورت می‌گیرد تنها به همین دایره محدود نمی‌شود

بلکه به همه حوزه‌ها کشیده می‌شود؛ زیرا اگر محور اصلی عدالت یعنی ولایت الهی حذف شود. به طور طبیعی در تمامی ابعاد ظلم و جور گسترش خواهد یافت و عدالت از میان می‌رود، به عنوان نمونه اگر بگوییم قضاوت، اساس عدالت است، اگر قضات خود گرفتار ظلم شوند، دیگر نمی‌توان امیدی به عدالت داشت؛ چون به مصداق «هرچه بگندد نمکش می زنند/ وای به روزی که بگندد نمک

وقتی اصل نظام سیاسی امت اسلام در اختیار غاصبین و ظالمین قرار گرفته باشد، نمی‌توان امیدی به عدالت داشت و همه امت را ظلم و جور فرا می‌گیرد.
3- جهاد فی‌ سبیل‌ الله: از دیگر اهداف و فلسفه‌های قیام می‌توان به جهاد در راه خدا اشاره کرد که بارها در زیارت‌نامه‌ها با عباراتی چون «جاهدت فی‌سبیل‌الله» و مانند آن تکرار شده است

از این فقرات می‌توان دریافت که قیام امام حسین(ع) به سبب آنکه که در برابر باطل و به دعوی احقاق حق و ابطال باطل و نیز عدالت‌خواهی و مبارزه با ظلم و جور بوده، یک جهاد در راه خداست

و این‌گونه نیست که تنها جهاد علیه کافران و مشرکان از مصادیق جهاد در راه خدا باشد

بلکه هر حرکتی علیه باطل و ظلم از مصادیق جهاد فی‌سبیل‌الله است.
4- اقامه نماز: از دیگر فلسفه‌های قیام عاشورایی اقامه نماز است

اقامه نماز تنها به معنای انجام این فریضه آنچنان که در میان مسلمانان مشهور و معروف است نیست

بلکه به معنای واقعی کلمه است؛ زیرا از آیات قرآنی به دست می‌آید که اقامه نماز دارای آثار دنیوی و اخروی، فردی و اجتماعی و مادی و معنوی است که در صورت اقامه آن تحقق خواهد یافت

از جمله آنها اینکه ناهی از فحشاء و منکرات و نابهنجاری‌های رفتاری و اجتماعی است (عنکبوت45)

پس اگر در جامعه‌ای نشانه و آثار اینها آشکار نباشد، می‌بایست در تحقق سبب شک کرد؛ زیرا با آمدن سبب بی‌هیچ تقدیم و تاخیری مسبب تحقق خواهد یافت و معنا ندارد که سبب چون نماز باشد ولی آثار آن نباشد یا برعکس، آثار ضد نماز یعنی فحشاء و منکر در جامعه وجود داشته باشد.

پس آن حضرت(ع) بر آن بود تا با تغییر نظام سیاسی و فرهنگی و تغییر روحیه و رویه امت و بازگرداندن آنان به صراط مستقیم، جامعه ایمانی را تشکیل دهد و به اصلاح امت پس از فسادی که در آن راه یافته اقدام کند.
5- ایتاء زکات: همان‌گونه که امر عبادت از مهم‌ترین وظایف حاکم و حکومت اسلامی و از وظایف همه بشر است و باید آن را اقامه نماید، همچنین مسئله اقتصادی از مهم‌ترین وظایف بشر است؛ زیرا اقتصاد مایه قوام جامعه (نساء، آیه 5) است و عدالت اقتصادی یکی از مهم‌ترین اهداف بعثت پیامبران بوده است. (حدید، 25)

لذا اقتصاد در تعابیر گوناگونی در قرآن در کنار مسائل عبادت مطرح می‌شود تا این گونه جایگاه مسائل اقتصادی در زندگی بشری و تکامل فردی و اجتماعی و سعادت فردی و نوعی بشر معلوم شود. (بقره3)

بر همین اساس امام حسین(ع) یکی از مهم‌ترین اهداف قیام خویش را مسئله اقتصادی مطرح می‌کند؛ چرا که ظلم فراگیر حکومت پس از پیامبر(ص) به گونه‌ای بوده که اقتصاد از مسیر عدالت خارج شده و حتی در بیت‌المال تصرفاتی می‌کردند که ثروتمند روز به روز بر ثروتش افزوده شد و فقیر روز به روز بر فقرش.
6-امر به معروف و نهی از منکر: از دیگر اهدافی که در زیارت‌نامه‌ها برای قیام امام حسین(ع) برشمرده شده، مسئله امر به معروف و نهی از منکر است. این مسئله یک وظیفه فردی و اجتماعی هر مسلمان و بلکه هر انسانی است؛ زیرا عقل انسانی به عنوان چراغ راه درون، این احکام حق را در جهان و جامعه و جان ‌شناسایی می‌کند که باید هر امر قبیح و زشتی را ترک و به هر کار نیک و خیر و خوبی رو آورد.

این بایدها و نبایدها که عقل مستقل آن را شناسایی می‌کند همان احکام الهی است که در فطرت هر انسانی به شکل الهام و مانند آن به ودیعت گذاشته شده است (شمس، 7 تا 10؛ روم، 30)

پس امام حسین(ع) به عنوان یک پیشوای الهی می‌بایست به این امر قیام کند و اجازه ندهد تا منکرات و زشتی‌ها و قبایح در قالب رسمی و غیررسمی بر تمام امور جامعه حاکمیت یابد و به شکل یک پدیده اجتماعی نمودار شود در حالی‌که خوبی و بدی ضدارزش شده و بدی‌ها به عنوان ارزش مورد تشویق و ترغیب قرار می‌گیرد. از این‌رو ایشان در پی انجام وظیفه عقلانی و وحیانی، انسانی و اسلامی به این وظیفه قیام می‌کند و مسئولیت خود را انجام می‌دهد.
7. تلاوت کتاب: در زیارت‌نامه امام حسین که برای شب‌های قدر وارده شده این عبارت است: تلوت الکتاب حق تلاوته؛ کتاب خدا را به حق تلاوت کردی. تلاوت به معنای قرائت و خواندن نیست، بلکه نوعی بهره‌گیری از کتاب در زندگی است.

به این معنا که قرآن را ولی خود قرار داده و تحت ولایت آن قرار گرفته و هر آنچه را که کتاب الهی دستور داده ضمن خواندن و تدبر در آن، عمل می‌کند و بی‌هیچ فاصله و مکثی بر آن است که علم خویش را به عمل تبدیل کند. پس قیام امام حسین(ع) در چارچوب تلاوت کتاب الهی و اجرای مفاد آن در جامعه و عمل به علم الهی است.
8. نصیحت امت: در همین زیارت‌نامه‌ها به نصیحت به عنوان یکی از اهداف امام حسین(ع) اشاره می‌شود. نصیحت برخلاف موعظه به امور واقع، ناظر است. در موعظه به حقایق توجه و تأکید می‌شود. از این‌رو می‌توان هر کسی را موعظه کرد و کلیات امور خوب و خیر را یادآور شد؛ اما در نصیحت شناخت واقعیت‌ها برای پند و اندرز بسیار مهم و اساسی است.

به این معنا که خصوصیات شخصی را می‌دانید و باتوجه به کاری که می‌کند او را در مورد آن، همراه با جزئیات و حقایق نصیحت می‌کنید. از این‌رو نمی‌توان کسی را که نمی‌شناسید نصیحت کنید

اینکه گفته شده یکی از وظایف امت نصیحت امام است؛ به این معناست که اگر رهبری جامعه در جایی خطائی کرده و کژروی داشته و از حق و حقیقت دور شده می‌بایست او را با اشاره به مورد و واقعیت‌های موجود نصیحت کرد و راهنمایی نمود.

این عبارت در زیارت‌نامه بیانگر آن است که امام حسین(ع) با شناختی که از واقعیت‌های جامعه و امت داشت و حقایق را نصب عین خود قرار داده بود، با قیام خویش بر آن بود تا امت اسلام را نصیحت عملی و عینی کند و آنان را به کژروی و خطاهایشان آگاه سازد و مسیر حق و حقیقت را به ایشان نشان دهد.

البته نصیحت امت در شرایطی که امام فاسق و ظالمی بر آنان حاکم است بسیار سخت است و صبر و استقامت بسیاری را می‌طلبد که امام حسین(ع) بر این مشکلات صبر بسیار داشت.
9. جهالت و حیرت‌زدایی: از دیگر اهدافی که در زیارت‌نامه‌ها از جمله زیارت امام حسین(ع) در روز عید فطر و قربان مطرح شده، جهالت و حیرت‌زدایی از امت اسلام است؛ زیرا امت چنان در این سالهای پس از پیامبر(ص) به گمراهی دچار شده و ابرهای فتنه و ظلمات ضلالت بر آنان پرده افکنده بود که جز به خون سرخ آن حضرت(ع) نمی‌شد این ابرهای تیره و تار حیرت و جهالت و ضلالت را زدود

بنابراین، گاهی جهالت را نمی‌توان تنها با کارهای فرهنگی زائل کرد و در فتنه‌ها با برهان و استدلال به جنگ گمراهی و ضلالت فتنه‌گران رفت، بلکه باید کاری حسینی کرد تا خون بر آسمان عقل ایشان بپاشد و چشمان بی‌فروغ و کورشان با سوی سرخ خون، بینا و بصیر شود. آنچه در این مقال آمد تنها گوشه‌هایی از فلسفه و اهداف قیام امام حسین(ع) است که به‌طور گذرا از آن یاد شده تحقیق جامع و کامل نیازمند فرصت و مجالی دیگر است

با آگاهی از همین میزان از فلسفه و اهداف قیام امام حسین(ع)، پیروان و شیعیان آن حضرت(ع) می‌توانند فلسفه زندگی و سبک زیست خود را در هر دوره و زمان و مکانی تعیین کنند و او را پیشوای فکری و عملی خود قرار داده و زندگی سعادتمندی را برای خود رقم زنند و نگویند ای کاش با تو بودیم یا ای کاش خاک بودیم.

                                      چرائی دشمنی با دشمنان خدا

اگر باید با اولیای خدا دوستی کرد، با دشمنان خدا هم باید دشمنی کرد. این فطرت انسانی است و عامل تکامل و سعادت انسانی است

اگر «دشمنی» با دشمنان خدا نباشد، به تدریج رفته رفته رفتار انسان با آنها دوستانه می‌شود و در اثر معاشرت، رفتار آنها را می‌پذیرد و حرف هایشان را قبول می‌کند. کم کم شیطان دیگری مثل آنها می‌شود

قرآن: و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فأعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره

چنانچه ببینی کسانی نسبت به دین بدگویی و اهانت می‌کنند، با سستی و با زبان مسخره و استهزا سخن می‌گویند، به آنها نزدیک نشو. هر‌چه گفتند، گوش نده تا زمانی که به بحث دیگری بپردازند

و قد نزل علیکم فی الکتاب أن اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره اگر کسانی این نصیحت را گوش نکردند، باید بدانند که عاقبت به آنها ملحق خواهند شد.
سرانجام کسانی که نسبت به استهزاکنندگان دین محبت می‌ورزند و به آنها روی خوش نشان می‌دهند این است که تدریجا حرف‌های استهزاکنندگان برآنها اثر می‌گذارد

وقتی حرفهایشان اثر کرد، در دل هایشان شک به وجود می‌آید و اگر شک ایجاد شد، اظهار ایمان نفاق می‌شود

انسان وقتی در دل ایمان ندارد اما در ظاهر بگوید من مسلمانم، این عین نفاق است

ان الله جامع الکافرین و المنافقین فی جهنم جمیعا چنین کسانی که در دنیا به واسطه اثر همنشینی با کافران منافق می‌شوند، در آخرت داخل جهنم با ایشان همنشین خواهند بود

دشمنی با دشمنان، سیستم دفاعی در برابر خطرها
دشمنی با دشمنان، سیستمی دفاعی در مقابل ضررها و خطرها ایجاد می‌کند. بدن انسان همان گونه که عامل جاذبه‌ای دارد که مواد مفید را جذب می‌کند، یک سیستم دفاعی نیز دارد که سموم و میکروب‌ها را دفع می‌کند

اگر بگوییم ورود میکروب به بدن ایرادی ندارد! به میکروب خوش آمد گفته و بگوییم مهمان هستید! احترامتان واجب است! آیا در این صورت بدن سالم می‌ماند؟ باید میکروب را از بین برد

این سنت الهی است. این تدبیر و حکمت الهی است که برای هر موجود زنده‌ای دو سیستم در نظر گرفته است، یک سیستم برای جذب و دیگری سیستم دفع*

در روح انسان نیز باید چنین استعدادی وجود داشته باشد.
باید یک عامل جاذبه روانی داشته باشیم تا از کسانی که برای ما مفید هستند خوشمان بیاید، دوستشان بداریم، به آنها نزدیک شویم، از آنان علم، کمال، ادب، معرفت و اخلاق فرا بگیریم

و در مقابل، باید عملاً با کسانی که برای سرنوشت جامعه مضر هستند دشمنی کرد

قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انا برئاء منکم و مما تعبدون من دون الله، کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوه و البغضاء ابداً حتی تومنوا بالله وحده

شما باید به حضرت ابراهیم (ع) و یاران او تأسی کنید. می‌دانید که حضرت ابراهیم (ع) در فرهنگ اسلام جایگاه بسیار رفیعی دارد

پیغمبر اکرم (ص) هم می‌فرمود من تابع ابراهیم هستم. اسلام هم نامی است که حضرت ابراهیم‌(ع) به این دین و آیین داد: هو سماکم المسلمین من قبل
                                   «تبری» از فروعات دین و واجب است
خداوند می‌فرماید شما باید به ابراهیم (ع) تأسی کنید

کار ابراهیم (ع) چه بود؟ ابراهیم (ع) و یارانش به بت پرستانی که با آنها دشمنی می‌کردند و ایشان را از شهر و دیار خود بیرون راندند گفتند: «انا برئاء منکم» من از شما بیزارم. اعلان برائت کردند

بعد به این هم اکتفا نمی‌کند. می‌فرماید بین ما و شما تا روز قیامت دشمنی و کینه برقرار است، مگر اینکه دست از خیانتکاری خود بردارید.
اینکه ما نسبت به دشمنان اسلام و شیطان بزرگ اینقدر کینه داریم و اجازه نمی‌دهیم شعار «مرگ بر آمریکا» حذف شود، تأسی به حضرت ابراهیم‌(ع) است

قرآن می‌فرماید شما باید از ابراهیم (ع) یاد بگیرید و صریحاً بگویید مرگ بر دشمن اسلام و عداوت و دشمنی خود را نسبت به دشمنان دین اعلام کنید. همه موارد، جای لبخند نیست

در بعضی موارد باید عبوس بود، باید اخم کرد، باید صریحاً گفت ما دشمن شماییم، ما آشتی نمی‌کنیم، مگر دست از خیانت بردارید این دستور قرآن است

دو فرع «تولی» و «تبری» را نیز جزء فروع دین به حساب می‌آورند. یعنی از جمله واجباتی که همه مسلمان‌ها باید توجه داشته باشند و به آنها عمل کنند، این است که باید دوستان خدا را دوست بدارند و با دشمنان خدا نیز دشمنی کنند

تنها دوستی دوستان خدا کافی نیست؛ اگر دشمنی با دشمنان خدا نباشد، دوستی دوستان هم از بین خواهد رفت

اگر سیستم دفاعی بدن نباشد، آن سیستم جذب هم، نابود خواهد شد. آنچه مهم است این است که ما جای جذب و دفع را درست بشناسیم.

ما نمی‌توانیم از برکات حسینی استفاده کنیم، مگر اینکه اول دشمنان او را لعن کنیم
اما در مورد دشمنان غدار، کینه توز و قسم خورده

و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم تا دست از انقلابتان بر ندارید، آمریکا از شما راضی نخواهد شد

بزرگداشت مراسم سیدالشهداء (ع) بازسازی حیات حسینی است، تا از آن حیات به نحو احسن استفاده شود و نباید به بحث‌های علمی اکتفا شود. چون انسان به برانگیخته شدن عواطف و احساسات احتیاج دارد

نباید به عواطف مثبت، به شادی، به خنده، بسنده کرد، زیرا زنده نگه داشتن خاطره سیدالشهداء (ع) و مظلومیت او از راه احساسات شورانگیز حزن و گریه و سوگواری امکان دارد

و بالاخره همراه با آن همه درود و سلام و عرض ارادت به خاک پای حسینی و به خاک قبر حسینی، باید بر دشمن حسین‌(ع) دشمن اسلام و دشمنان خدا لعن و نفرین کرد

تنها سلام و درود مشکل را حل نمی‌کند. ما نمی‌توانیم از برکات حسینی استفاده کنیم، مگر اینکه اول دشمنان او را لعن کنیم، بعد بر او سلام بفرستیم، قرآن هم اول می‌فرماید: أشداء علی الکفار رحماء بینهم پس در کنار سلام، باید لعن هم باشد

در کنار ولایت، باید تبری و اظهار دشمنی نسبت به دشمنان اسلام هم باشد. اگر این گونه شدیم، حسینی هستیم؛ وگرنه بی‌جهت خودمان را به حسین (ع) نسبت ندهیم.

                                                نگرش قرآن به مظلومان

خداوند در آیاتی از قرآن به مساله مظلومان توجه داده
در این آیات می توان به لزوم یاری طلبیدن مظلومان هنگام واقع شدن در ظلم اشاره کرد

 75 نساء و 227 شعراء و 38 و 39 شوری از مظلومان می خواهد که هنگام وقوع ظلم، دیگران را به یاری خویش بخوانند

براساس همین آیات بر دیگران است که در صورت درخواست مظلوم به یاری وی بشتابند
چرا که کمک خواهی زمانی می تواند به عنوان یک حکم لازم، مطرح شود که از سوی دیگران پاسخ درخور و مناسبی دریافت شود
 به این معنا که در صورتی دستور یاری خواهی معنا پیدا می کند که دستوری نیز به دیگران در یاری رسانی به مظلوم داده شود

گاه شده است که شخص به یاری مظلوم نمی رود در حالی که نسبت به ظالم نیز گرایشی ندارد، ولی ترس این که خود نیز مظلوم واقع شود موجب می شود تا به دستگیری مظلوم نرود
چنین تفکری در اسلام مردود است و شخص لازم است به ندای کمک و یاری مظلوم پاسخ دهد وگرنه مسلمان نیست

در فرهنگ کربلایی، واژگان روشنی از تاویلات قرآن به دست راسخون در علم الهی یافت می شود که هم چنان بر عرصه هستی می درخشد و راهنمای مردمان ستم ستیز ستمدیده می باشد*


نام مسلمانی بردن به این است که نه تنها گرایش به ظلم و ظالم نداشته باشد بلکه به کمک مظلومی بشتابد که درخواست یاری می کند

 خداوند در آیات 38 و 39 شوری بیان می کند که از ویژگی های مومنان آن است که در کنار هم هستند و با عزم دینی و اراده ایمانی به همیاری یکدیگر می شتابند و استمداد مومنان را پاسخ می دهند و با مظلوم همراه می شوند تا علیه ظلم قیام کنند

خداوند در آیه 75 نساء نیز به صراحت حمایت از مظلومان را تکلیفی الهی بر عهده مومنان بر می شمارد
و در آیاتی 13 تا 15 ابراهیم و 39 و 60 حج از دفاع و حمایت خود از جبهه مظلومان در برابر متجاوزان و سرکشان سخن به میان می آورد تا نشان دهد که یاری مظلومان در حقیقت قرارگرفتن در صف خداجویانی است که در جبهه مظلوم علیه ظالم می جنگند

همه کسانی که در رخداد کربلا در جبهه عدالت علیه ستم می جنگیدند کسانی بودند که در مسیر الهی، همه سختی ها و بلایا و مصیبت ها را به جان خریده بودند
از این رو اجازه نمی دادند تا دشمن تفسیر واژگونه از رخداد کربلا ارائه دهد*


می توان به مظلومانی اشاره کرد که از سرزمین و خانه و کاشانه خود رانده شده اند (حج39 و 40)

و یا این که بی گناهی به قتل رسیده است (اسراء 33) در چنین مواردی خداوند به حمایت مظلومان می شتابد و از مومنان می خواهد تا در این موارد توجه خاصی به مظلومان شود تا آنان بتوانند به حق خویش برسند و از ظلم و ستم رهایی یابند
همان طور که از حقوق قطعی مظلومان مبارزه با ظالمان است، همچنین تکلیف مومنان است تا به یاری ایشان بشتابند و از همکاری و همیاری در این زمینه کوتاهی نکنند

خداوند در آیه 42 شوری، انتقام گرفتن از ظالمان را حق مشروع و مسلم ستمدیدگان بر می شمارد و یادآور می شود که اگر مظلوم از این حق خویش استفاده کرد و در مقام انتقام گرفتن و مقابله به مثل، حرکتی انجام داد نمی بایست سرزنش شود

چرا که حق مقابله به مثل برای او ثابت است و هیچ کس نمی تواند آن را به عنوان ستم تاسیسی بر شمارد بلکه این حرکت، پاسخی در جواب ستم و ستمگری بوده است

بی گمان تجلی و تحقق آیات قرآنی را می بایست در صحنه بزرگ عاشورایی دید که فجر موفقیت های ستم ستیزان مظلوم علیه ستمگران بود
چرا که آنان توانستند نه تنها پیروزی را برای امت اسلام رقم زنند بلکه جلوه هایی از پیروزی در نبرد نهایی علیه ظالمان را به نمایش گذارند و طومار حکومت ستمگران اموی را در هم پیچند*


خداوند در آیاتی از جمله 41 سوره نحل، شکست مظلومان را در مبارزه با ظالمان، عین پیروزی بر می شمارد و برای آنان پاداش مضاعف در آخرت قرار می دهد
(و کسانى که پس از ستمدیدگى در راه خدا هجرت کرده‏اند در این دنیا جاى نیکویى به آنان مى‏دهیم و اگر بدانند قطعا پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود)

هر چند که در آیاتی از جمله 103 و 129 و 137 اعراف بر پیروزی نهایی مظلومان در نبرد جهانی علیه ظلم و ظالمان تاکید می ورزد
(و به آن گروهى که پیوسته تضعیف مى‏شدند [بخشهاى] باختر و خاورى سرزمین [فلسطین] را  که در آن برکت قرار داده بودیم به میراث عطا کردیم و به پاس آنکه صبر کردند وعده نیکوى پروردگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت و آنچه را که فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ویران کردیم)

ولی اگر در همین میان پیش از دست یابی به پیروزی در این نبرد نهایی علیه ظالم، مظلومانی کشته شوند در حقیقت پیروز نهایی هستند و پاداش خاصی را نزد خداوند دارند

بی گمان تجلی و تحقق آیات قرآنی را می بایست در صحنه بزرگ عاشورایی دید که فجر دهقیت های ستم ستیزان مظلوم علیه ستمگران بود
چرا که آنان توانستند نه تنها پیروزی را برای امت اسلام رقم زنند بلکه جلوه هایی از پیروزی در نبرد نهایی علیه ظالمان را به نمایش گذارند و طومار حکومت ستمگران اموی را در هم پیچند.


کربلای ستم ستیز و ستم سوز
بی گمان تجلی و تحقق آیات قرآنی را می بایست در صحنه بزرگ عاشورایی دید که فجر موفقیت های ستم ستیزان مظلوم علیه ستمگران بود

چرا که آنان توانستند نه تنها پیروزی را برای امت اسلام رقم زنند بلکه جلوه هایی از پیروزی در نبرد نهایی علیه ظالمان را به نمایش گذارند و طومار حکومت ستمگران اموی را در هم پیچند

در فرهنگ کربلایی، واژگان روشنی از تاویلات قرآن به دست راسخون در علم الهی یافت می شود که هم چنان بر عرصه هستی می درخشد و راهنمای مردمان ستم ستیز ستمدیده می باشد

همه کسانی که در رخداد کربلا در جبهه عدالت علیه ستم می جنگیدند کسانی بودند که در مسیر الهی، همه سختی ها و بلایا و مصیبت ها را به جان خریده بودند. از این رو اجازه نمی دادند تا دشمن تفسیر واژگونه از رخداد کربلا ارائه دهد*

در اخبار کربلا آمده که یزید ملعون در هنگامی که اسیران کربلا و سران شهداء را به دربار آوردند، این آیه را به عنوان تعریض خواند

ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر گرفتاری هایی که به مردم می رسد به سبب کارهای خودشان است و این در حالی است که خدا از بسیاری از خطاها و گناهان مردم گذشت می کند وگرنه مصیبت های آنها بسیار بیش از این می بود

امام سجاد(ع)، پاسدار ارزش های قرآنی و کربلایی، در رد این دیدگاه یزید که در جهت تغییر مفاهیم و ارزش های اسلامی صورت می گرفت، فرمودند: نه چنین است که تو گمان کرده ای.

این آیه درباره ما فرود نیامده بلکه آنچه درباره ما نازل شده ما اصابکم من مصیبه فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراها  نرسد مصیبتی به کسی در زمین و نه در جانهای شما آدمیان مگر آنکه در نوشته آسمانی است پیش از آنکه خلق کنیم آن را تا افسوس نخورید بر آنچه از دست شما رفته و شاد نشوید برای آنچه شما را آمده است

پس مائیم آن کسانی که چنین هستند. یعنی این مصیبت کربلایی و مبارزه در برابر ستم و ستمگران به حکم قضای کلی الهی برای ما و شهیدان کربلایی نوشته شده بود و در حکم قدر الهی نیز این شهادت و اسارت برای ما بوده است

بنابراین ما به حکم الهی گردن نهادیم و در برابر ظلم و ستم ایستادیم و تن به ظلم و ستم نسپردیم و خوار و ذلیل نشدیم بلکه با عزت با خداوند پیمان خون بستیم و این چنین ظالمان را رسوا کردیم.




نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">