تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات
  • ۱۱ مهر ۹۶، ۲۰:۰۱ - انیس
    عالی

امام رضا علیه السلام . ولایتعهدی . داستان های کوتاه

افق های اخلاقی در سیره معصومین و امام رضا(ع) . آموزه ها

سلسه الذهب و هجرت امام رضا(ع) به ایران مدیریت فرهنگی


هجرت امام رضا(ع) ضرورت بازشناسی، احیا و ثبت مسیر هجرت رضوی

واقعه بزرگ و سرنوشت ساز هجرت تاریخی حضرت امام رضا(ع) از مدینه طیبه به خراسان بی تردید یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ ایران و تشیع است که دارای ثمرات و برکات بی شماری بوده .

حضرت از مدینه منوره سفر خویش را آغاز و از طریق بصره به شهر اهواز وارد شده اند که این واقعه در سال201 هجری قمری برابر با195 هجری خورشیدی رخ داده

دارای چند مرحله است که مرحله نخست آن از مدینه تا بصره با18 منزل (حدود432 کیلومتر) و مرحله دوم سفر طبق تصریح جغرافی دانان آن عصر36 فرسخ ( حدود216 کیلومتر) بوده

لذا با عنایت به قراین حضرت ثامن الائمه(ع) در روز یک شنبه16 صفر سال201 به اهواز وارد شده اند و پس از توقف کوتاهی در این شهر از طریق پل اربک اربق به سمت رامهرمز، سفر خویش را ادامه داده اند که تاریخ حرکت آن حضرت از اهواز 16( ربیع الاول) بیانگر حضور تقریبا یک ماهه آن حضرت در شهر اهواز است*

 حضرت در طول سفر (قریب به شش ماه) طول کشیده بیشترین مدت توقف را در خوزستان داشته و در سایر مراحل سفر، مدت توقف ها بسیار کوتاه تر بوده

به گواه تاریخ دستگاه خلافت عباسیان پس از هجرت امام رضا(ع) به مرو تمام توان خویش را به کار بست تا از پیوستن سایر اعضای خانواده به ایشان ممانعت به عمل آورد

چنان که احمد بن موسی(ع) و دیگر برادران امام رضا(ع) در فارس محاصره و طی نبرد خونین به شهادت رسیدند و دیگر اعضای خانواده آن حضرت به طرز مشکوکی بیمار شدند و در بین راه جان باختند

با توجه به سابقه دستگاه خلافت در آن عصر می توان به یقین گفت که آنان را نیز مظلومانه مسموم و به شهادت رسانده اند

مامون برای انجام این ماموریت رجاء بن ابی الضحاک را با خادم مخصوص خود یاسر در حالی به سمت مدینه فرستاد که به آنان دستور اکید داده بود روز و شب کاملا مراقب امام باشند و محافظت از ایشان را به شخص دیگری واگذار نکنند (بحار الانوار ج49 ص91) *

رهبری کاروان با احمد بن موسی (شاه چراغ) و محمد بن موسی(ع) بود

آنان پس از درگیری با لشکر فارس، به یاران خود دستور دادند لباس مبدل بپوشند و در اطراف پراکنده شوند تا از گزند حکومت مأمون در امان باشند

به همین دلیل گفته می شود بیشتر امامزادگانی که در شهرهای گوناگون ایران مدفون شده اند، جزء همان قافله هستند

مردم ایران چون به سادات و آل رسول عشق می ورزیدند، به این گروه پناه دادند و آنان را یاری کردند. حضور آنان در میان عاشقان اهلبیت پیامبر به گسترش تشیع اعتقادی انجامید

خواهرش فاطمه معصومه هم در نوبتی دیگر برای دیدار امامش قصد میکند که در شهر قم مسموم و مریض و به شهادت میرسند .
نکته دیگر در این خصوص.

 روایتی است که نشانگر محاسبه دستگاه خلافت نسبت به نحوه سفر و مسیر از پیش تعیین شده و طی نامه ای به ماموران وقت ابلاغ شده :

فکتب الیه المامون: لاتاخذ علی طریق الجبل و قم و خذ علی طریق البصره و الاهواز و فارس (اصول الکافی ج2 ص407

 به این اعتبار و به استناد سایر احادیث و روایات که بیانگر همراهی گروه کثیری از مقامات و لشکریان دستگاه خلافت با حضرت امام رضا(ع)می باشد می توان چنین استنباط کرد که این سفر جنبه اجباری داشته و امام را تحت الحفظ به مرو برده

و کوشیده اند تا کاروان آن حضرت از مسیرهایی عبور کند که امکان تماس مردم خصوصا شیعیان ارادتمند با حضرت کمتر باشد و نیز اثری از این سفر باقی گذاشته نشود.

آثار و ابنیه منسوب به امام رضا(ع) در خوزستان:
در جریان سفر امام رضا(ع) به ایران، به آثار و ابنیه ای می توان اشاره داشت که بیانگر عبور و یا توقف آن حضرت از مکان هایی است و این آثار در طی اعصار و قرون همواره مورد احترام شیعیان قرار داشته و اگر تاکنون اثری از آن بر جای مانده به احترام و اهتمام مردم دین باوری است که قلب هایشان از مهر حضرت امام رضا(ع) آکنده است.
1- قدمگاه ها، که دارای اشاره صریح به عبور و یا توقف امام است.
2- بقعه هایی که متعلق به امامزاده ها می باشد و نسب برخی از آنان به امام موسی کاظم(ع) می رسد.
3- مساجدی که اعتقاد بر آن است امام در این مکان توقف نموده و یا نماز گزارده است.
4- مزار بزرگان و رجالی که به دیدار امام شتافته و از علویان آن روزگار بوده اند.
5- مناطقی که در منابع تاریخی ذکر شده اند همانند پل اربق در شرق اهواز.
6- بقاع متبرکه دیگر همانند مرقد حضرت دانیال نبی(ع) و امامزادگانی که پیش از آن حضرت رحلت نموده و مزارشان در خطه خوزستان واقع شده و احتمال داده می شود که این موضوع مورد توجه امام قرار داشته و بر مزار آنان حضور یافته اند. به این اعتبار می توان ترتیب مسیر احتمالی حضرت امام رضا(ع) در خوزستان را به این صورت ترسیم کرد؛
شوش: مزار دانیال نبی(ع)
- مزار دعبل خزاعی شاعر شهید شیعی، معاصر و ثناگوی امام رضا(ع)
- مزار عباس بن موسی بن جعفر(ع) برادر امام رضا(ع)
- مزار عبدالرحمان بن جعفر بن ابی طالب(ع)
دزفول: مزار محمد بن موسی بن جعفر(ع) معروف به بقعه سبز قبا
- مزار نوه امام کاظم معروف به بقعه سید محمد (محمود)
- مزار میرصدرالدین در کنار رودخانه دز
- مزار محمد بن جعفر طیار در 6 کیلومتری دزفول، دارای گنبد12 ترک و دو شبستان
- بقعه شاه رکن الدین
- بنای امام رضا دیمی با طاق رومی که قدمگاه شمرده می شود
- بقعه شاه خوراسون که قدمگاه شمرده می شود و دارای گنبد8 ترک و سقف آجری مدور است
- قدمگاه امام رضا(ع) در جنوب آبادی کهنگ با گنبدی گلابی شکل
گندی شاپور: بقعه شابوالقاسم در حدود10 کیلومتری جنوب شرقی دزفول در مسیر شوشتر
شوشتر: مسجد جامع شوشتر که برآنند امام در این مکان نماز گزارده اند و به شرافت این امر مسجدی در آن بر پا شده است.
- بقعه عبدالله بن حسن بن حسین بن زین العابدین(ع) معروف به امامزاده عبدالله و معاصر امام رضا(ع)
- بقعه سید محمد ماهرو در کنار آبشارها و سازه های باستانی شوشتر و رودگرگر.
- امام رضا دیمی. در این منطقه دو بنای یاد بود به این نام وجود دارد که بنای نخست در نزدیکی امامزاده عبدالله واقع است و بنای دیگر ما بین بقعه سید محمد گلابی(گیاه خوار) و بنای صاحب قرار دارد و دارای کتیبه های مربوط به عصر صفوی در مدح امام رضا(ع) می باشد.
- در منطقه عقیلی از مناطق شمالی شوشتر نیز چندین بنای یادمانی مربوط به امام رضا همچون بنای امام رضا(ع)، بنای شاه خوراسون، بنای امام ضامن و بنای شاهچراغ وجود دارد.
مسجد سلیمان:
- قدمگاه امام رضا(ع)، بنایی است در منطقه تمبی شهر
اهواز:
- بقعه علی بن مهزیار از مسیحیان نسطوری اهواز که به دیدار امام رضا(ع) رفته و در شمار معتقدان و پیروان آن حضرت درآمده، این مزار در کنار ساحل رود کارون و در محله ای قدیمی که به پل سیاه معروف است قرار دارد و در منابع نقل شده که در اینجا مسجدی نیز به نام امام رضا(ع) وجود داشته .
- پل اربق یا اربک در مشرق اهواز که رود مسرقان یا گر گر از آن می گذشته و امام رضا(ع) از این پل عبور کرده اند.
هفتکل: قدمگاه امام رضا(ع) واقع در روستای سی میلی
- قدمگاه امام رضا(ع) معروف به شاه خوراسون در دهستان حومه غربی
رامهرمز: قدمگاه امام رضا(ع) که در میانه شهر واقع شده و از بنای قدیمی آن اثری بر جا نمانده .
امیدیه: قدمگاه امام رضا(ع) واقع در روستای علی آباد جایزان
بهبهان ارجان : مسجد امام رضا(ع) در کنار یک بنای چهار تاقی آجری قدیمی و در کنار پل بکان بر روی رود مارون واقع شده .
- قدمگاه امام رضا(ع) واقع در روستای چم نظامی
- قدمگاه امام رضا(ع) واقع در روستای حسین آباد (شیخ جاده ولایت ه 4 ص60)*

پذیرش ولایتعهدی و قبول زحمت سفر گرچه با اکراه است، یکی از ابعاد مدیریت فرهنگی امام است

چون اگر این سفر مخفیانه و بدون اعلام عمومی حکومت بود و از بعد اطلاع رسانی تقویت نمی شد، شاید تعداد محدودی از شیعیان نزدیک از حضور امام در شهرها با خبر می شدند

اما این سفر و هجرت امام به خراسان در حالی صورت گرفت که حکومت آن را برنامه ریزی کرده بود و چون قصد بهره برداری سیاسی از هجرت و واگذاری ولایتعهدی داشت، در بعد اطلاع رسانی آن نیز سرمایه گذاری کرد

کمتر کسی در آن روزگار از سفر بزرگ خاندان رسالت به خراسان خبر نداشت، بنابراین امام رضا(ع) با درایت هرچه تمامتر از این سفر برای اهداف سیاسی - فرهنگی خویش بهره بردند.

چنانکه از منابع مستفاد می شود اصحاب امام رضا(ع) نیز از همراهان حکومتی این سفر چندان دل خوشی نداشته تا به آنجا که در روایات آمده ابوالحسن صائغ از عموی خویش که در خدمت امام به خراسان سفر کرده نقل کرده که وی درباره کشتن رجاء بن ابی ضحاک که مامور بردن امام رضا(ع) بوده اجازه خواسته لیکن امام وی را نهی فرموده (بحارالانوار ج12 ص104 )

ذکر این نکته نیز شایان اهمیت فراوان است که اصولا سیاست دستگاه خلفای عباسی، نابود کردن هرگونه آثار مربوط به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بوده و در این راه از هیچ اقدام زشت و ناروایی ابا نداشته اند، چنان که در دوران متوکل جسارت به ساحت مقدس خاندان پاک وحی از سوی این دستگاه به جایی رسید که مرقد مطهر سبط نبی اکرم (ص) حضرت سید الشهدا(ع) بنا به دستور خلیفه تخریب و به آب بسته شد و نهایت بدرفتاری با زائران آن حضرت به عمل آ مد.
یقینا پس از شهادت مظلومانه حضرت امام رضا(ع) دستگاه خلافت تمام توان خویش را برای نابودی آثار و بقایای حضور آن حضرت به کار برده و این تلاش تنها در زمینه نابودی مکان های حضور و یا عبور امام نبوده و شامل آثار مکتوب در این باره نیز می باشد

چنین سختگیری های مستبدانه و ایجاد خفقان تا دوران روی کارآمدن حکومت های شیعی در ایران تداوم داشته و پس از آن نیز در برخی از سلسله های بعدی نیز اهمیت حفظ و حراست آثار و بقایای سفر امام رضا(ع) یا به اندازه کافی درک نشده و یا اینکه سیاست ضد دینی مانع از پرداختن به این مهم بوده چنان که از اثر قدیمی قدمگاه حضرت امام رضا(ع) در میانه شهر رامهرمز اثری بر جای نمانده و این بنا به طور کامل تخریب شده و از بین رفته.

بقایای موجود در طی مسافت طولانی ورود امام رضا(ع) به خوزستان تا استان فارس بی گمان دارای اصالت بوده و هر یک از این آثار و ابنیه بیانگر علاقه و ارادت دوستداران آن حضرت به خاندان پاک وحی(ع) است که علی رغم تمام فشارها و محدودیت ها تا به امروز پا برجا مانده و ردی از آن هجرت نورانی است.

برکات حضور امام رضا علیه السلام در ایران

امام رضا (ع) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو همیشه از روش های گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد.

رجاء بن ابی الضحاک که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید: امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر این که مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند

امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدرانش به حضرت علی و پیامبر(ص) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده ی توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد.

حضور امام در مناظرات یکی دیگر از کارهایی بود که در پی آن، مکتب شیعه به درستی معرفی شد و استدلال مخالفان باطل گشت.

ورود امام رضا (ع) به خراسان، حرکت گروهی سادات و شیعیان را به ایران در پی داشت

علویان از موقعیت به وجود آمده برای امام در حکومت مأمون استفاده کردند و به صورت گروهی راهی ایران شدند

دیگر از برکات وجود آن حضرت به وجود آمدن حوزه درسی بود که "عده ای از اصحاب و محدثان و فقها دور امام(ع) حلقه زدند و از محضر مبارک ایشان بهره گرفتند

شیخ طوسی اصحاب حضرت رضا(ع) را 317 نفر ضبط کرده است پس از رحلت امام این حوزه به فعالیت خود ادامه داد و شیخ طوسی خود در این حوزه پرورش یافت و در 408 ق به بغداد هجرت نمود

                                             حدیث سلسله الذهب

تاریخ زندگی امام رضا(ع) بعد از شهادت پدر بزرگوارش حضرت موسی‌بن جعفر(ع) نشان می‌دهد که ایشان به یک فتنه داخلی و انحراف مذهبی مبتلا شد، شک و تردید از ناحیه تعدادی از شیعیان که از اصحاب موسی بن جعفر(ع) واقع شد و آنها ادعای عجیب و غریبی مبنی بر انکار شهادت امام هفتم و عدم پذیرش ولایت حضرت رضا(ع)داشتند.

در شرایطی که امام رضا(ع) بر امامت خویش اصرار می‌کرد، مهم‌ترین محک، آزمونی و وسیله‌ای که حقانیت امامت امام هشتم را نشان می‌داد این بود که حضرت یک ادعای تام و نامحدودی را در خصوص پاسخ به شیعیان، مسائل علمی، حل معضلات علمی داشت که از این نظر، علم بی‌مثال خویش را به نمایش گذاشت.

همزمان با تلاش‌های علمی امام رضا(ع) در خصوص شیعیان شکاک و اصلاح نظام اعتقادی شیعه، حضرت با بزرگان اهل سنت مواجه می‌شد، بخشی از رسالت حضرت رضا(ع) این بود که حقایق اسلام را آشکار کند به ویژه ایشان در حوزه امامت خویش به شکل استدلالی انجام وظیفه می‌کرد. لذا

وقتی حضرت از مدینه به ایران آمد طبق اسناد تاریخی در مرو به منبر رفت که اغلب مخاطبانشان اهل سنت و جماعت بودند

همچنین حضرت رضا(ع) در موضوع امامت و خلافت خویش در مقابل اهل سنت احتجاج می‌کرد که در همین ارتباط می‌توان به صدور حدیث سلسلة‌الذهب اشاره کرد.

این حدیث را به این جهت ذهب طلا نامیده اند، زیرا سلسله راویان آن، همه از معصومین(ع) می باشند تا این که به خدا می رسد، یعنی این حدیث، یک حدیث قدسی است و گوینده اش خود خدا می باشد

اباصلت هروی نقل می کند که به هنگام صدور این حدیث از دو لب مبارک امام رضا(ع) من در آنجا حضور داشتم

نیشابور در آن زمان یکی از بزرگ ترین و مهم ترین مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام محسوب می شد

هنگامی که امام رضا(ع) به نیشابور وارد شد، داخل کجاوه ای که بر روی قاطری سیاه و خاکستری قرار داشت نشسته بود و علما و دانشمندان نیشابور به همراه سایر اقشار مردم به استقبالش آمده بودند

این حدیث قدسی آن قدر بلیغ و رساست که با کلماتی اندک، ایمان و اعتقاد، اجرای قانون و شریعت الهی، پذیرفتن ولایت و امامت، عوامل رستگاری و موفقیت در دنیا و آخرت را در خود گرد آورده است

بسیاری از دانشمندان نیشابور به پیشواز آن حضرت رفتند، از اعیان آن شهر ابوذرعه رازی و محمدبن اسلم طوسی که از حافظان حدیث بودند تقاضا کردند که حدیثی برای آنها بفرمایند. آن حضرت امر فرمود مرکب نگه دارند. جمعیتی بالغ بر یکصد هزار نفر به استقبال امام(ع) آمده بودند، نیشابور که در این زمان سیصد هزار محدث (حدیث شناس) داشت.

بیست هزار قلم و دوات حاضر شده بود تا حدیث امام هشتم(ع) را بنویسند. در این شرایط امام رضا(ع) سر مبارک خود را از کجاوه بیرون آوردند و با صدای بلند فرمودند: حدیث فرمود مرا پدرم موسی بن جعفر! از پدرش جعفربن محمدبن علی، از پدرش محمدبن علی، از پدرش علی بن الحسین، از پدرش امام حسین(ع) سرور جوانان اهل بهشت، از امیرالمؤمنین که درود خدا بر آنان باد، از رسول الله که درود خدا بر آن حضرت و خاندانش باد که آن سرور فرمود: انی اناالله لااله الا انا وحدی، عبادی فاعبدونی ولیعلم من لقیتنی منکم بشهاده ان لااله الاالله، مخلصا بها انه قد دخل حصنی، و من دخل حصنی امن من عذابی

من آن خدایی هستم که جز من معبودی نیست، ای بندگان من! مرا بپرستید، و همگان بدانند که هرکس مرا در حالی ملاقات نماید که به کلمه لااله الا الله از روی اخلاص گواهی دهد، به دژ استوار من داخل شده است و هرکس که به دژ من وارد شود از عذاب من ایمن خواهدبود!

این شرط اخلاص برای مردم مبهم بود. از این رو پرسیدند: «اخلاص شهادت برای خدا چیست؟! حضرت پاسخ فرمود طاعه الله و رسول الله و ولایه اهل بیته اطاعت از خدا و رسولش، و ولایت اهل بیت رسولش (امالی شیخ صدوق ص42 .عیون اخبار الرضا کشف الغمه ص952 و ارشاد شیخ مفید)

سپس حضرت سر را در هودج بردند و چند قدمی رفتند. دوباره سر را از هودج بیرون آوردند و فرمودند: بشرطها و شروطها و انا من شروطها

گفتن لا اله الا الله که موجب سعادت است شرایط اساسی دارد، و یکی از شرایط اساسی آن من هستم، یعنی اقرار به ولایت

یعنی آنچه من بر شما روایت از پدرانم و رسول اللّه(ص) روایت کردم، مشروط به اصل تعیین کننده ای است که اینک در عصر شما من نماینده آن هستم. اگر قرار باشد در جامعه مسلمانان توحید عینیت پیدا کند و مناسبات آن بر مبنای یگانگی خداوند تنظیم شده باشد، بدون حضور ولی اللّه امکان پذیر نیست

و این است معنی روایت حضرت رضا (ع) که فرموده : کسی که داخل در لااله الا الله شود، سرپرست دلش الله باشد (عقیده اش، عملش، گفتار و کردارش نمایانگر این است که تأثیری در عام جز از ناحیة الله نیست) و ادامة آن سرپرستی ولایت باشد در قلعة محکم خداوند است

بنابراین باید گفت که حضرت رضا (ع)به یک جمله تمام ایمان، تمام سعادت، تمام قرآن و تمام سنّت را عرضه کرده .

نظیر همین جمله با شرحی که داده شد از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است

چون آیة شریفة و انذر عشیرتک الاقربین خویشان نزدیک خود را سنجش کن نازل شد، پیامبر(ص) بزرگان قریش را دعوت کرد و فرمود: اگر یک جمله بگویید سعادتمند خواهید شد، بگویید لا اله الا الله و هر که اول بگوید بعد از من وصیّ من است

اول کسی که جواب آن حضرت را داد امیرالمؤمنین(ع) بود. حضرت رسول سه مرتبه کلام خود را تکرار کرد و جز امیرالمؤمنین کسی جواب نداد

پیامبر اکرم در همان جلسه فرمودند: علی بعد از من وصّی و جانشین من است. این کلام با کلام فرزندش حضرت رضا شباهت دارد.

همه چیز گواهی می دهد که این شرط در باطن حدیث نهفته است. کافی است مقداری به فضایی که این سخن مطرح شده دقت و تأمّل کنیم، امام به اجبار و تهدید (در ظاهر با اکرام و محبت) از مدینه هجرت کرده، مأمون در چالش جدی با فرقه های معارض خلافت به ویژه گروه علویان که خواستار انتقال خلافت به خاندان اهل بیت هستند، قرار گرفته و او اینک خود یا به مشورت نزدیکان حکومتی، در صدد راه کارهای غیر صادقانه برای تحمیق مردم و فرونشاندن جنبش علویان برآمده،

یعنی آنچه در حال اتفاق افتادن است روی پایه توحید نمی چرخد اگرچه به ظاهر دینی می نماید، امام که خوب می شناسد و خوب می داند همه این پدیده های در حال شکل گیری به دور از فرهنگ توحیدی است که رسول خدا(ص) در تنهایی جاهلیت و با پایداری وصف ناپذیر آن را به وجود آورد.

بنابراین طرح این پرسش در برابر خواسته های اهالی نیشابور، هشداری بود به همه جامعه مسلمانان با زبان یک سخن قدسی که اصل اول دین اسلام است.

امام این حدیث کوتاه را بیان کرد تا مسلمانان به این نکته پی ببرند که اگر جامعه امن می خواهند یا اگر طالب آرامش هستند و اگر از این همه کشمکش ها و ناهنجاری ها خسته شده اند، تنها در سایه بازگشت به توحید و ولایت، این مهم میسر است.

امام رضا(ع) با این خطبه کلمه لا اله الّا اللّه را که حصن خداوند است، آن گونه که شأن امامت اقتضاء می کند معنی کرد تا به همه شبهات و باورهای غلط پاسخ داده باشد البته نه از باب این که توجیهی باشد برای تصمیم مأمون در امر واگذاری ولایتعهدی، بلکه این کار فعلیت پیام و رسالتی بود که تنها امام می توانست در شرایط حاد و پیچیده سیاسی از عهده آن برآیند.

کلمة لا اله الا الله، اقرار به آن و عمل نمودن به آن، موجب سعادت است. کلمه لا اله الا الله، در حقیقت همان قرآن است، همان کتابی است که مایة سعادت جامعة بشری است ولی از نظر قرآن، کلمة لا اله الا الله منهای ولایت، ناقص و بلکه هیچ است.

پروردگار عالم وقتی امیرالمؤمنین (ع) را به ولایت منصوب نمود آیه اکمال را فرو فرستاد الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا در این روز کامل نمودم برای شما دین شما را و اتمام نمودم برای شما نعمت خود را و راضی شدم که اسلام توأم با ولایت دین شما باشد

و قبل از نصب امیرالمؤمنین به ولایت، آیة تبلیغ به پیامبر چنین خطاب می کند یا ایها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته ای پیامبر آنچه به تو نازل شد نصب علی به ولایت

به مردم بگو اگر تبلیغ نکنی، رسالت خود را نرسانیده ای

حضرت با جملة شرطها و شروطها همان آیة اکمال و آیة تبلیغ را یادآوری می کند و می فرماید شرط اساسی کلمة لا اله الا الله ولایت است.

چیزی را که باید متوجه باشیم، معنی و حقیقت ولایت است


ولایت از نظر لغت معانی متعددی دارد و از جمله به معنی دوست هم آمده است. همه باید اهل بیت را دوست بدارند، و محبّت اهل بیت نعمت بزرگی است چنانچه بغض اهل بیت خذلان بزرگی است. سنّی و شیعه این روایت را از پیامبر گرامی نقل می کنند که فرمود:

الا من مات علی حب آل محمد مات شهیدا، الا و من مات علی حب آل محمد مات مغفورا له، الا ومن مات علی حب آل محمد مات تائباً، الا ومن مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان، الامن مات علی بغض آل محمد مات کافرا، الا ومن مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة.

آگاه باشید کسی که با محبّت آل محمد بمیرد، شهید مرده . آگاه باشید کسی که با محبت آل محمد بمیرد آمرزیده . آگاه باشید کسی که با محبت آل محمد بمیرد با توبه مرده . آگاه باشید کسی که با محبّت آل محمد بمیرد مؤمن کامل مرده . آگاه باشید کسی که با بغض آل محمد بمیرد کافر مرده . آگاه باشید کسی که با بغض آل محمد بمیرد بوی بهشت به دماغ او نمی رسد.

و از جمله معانی ولایت، سرپرستی است. کسی که سرپرست دل او علی(ع) باشد ولایت دارد. کسی که از هوی، از شیطان درون و برون رها شده باشد ولایت دارد

کسی که از صفات رذیله مهذب شده باشد ولایت دارد. کسی که سرپرست دلش طاغوتهای برونی و درونی، شیطانهای درونی و برونی، هوی ها، هوسها، آمال و آرزوهای بیجا باشد؛ کسی که هوای او، عقیدة شخصی او، خواست او مقدم بر خواست اهل بیت باشد، بی ولایت بلکه بی محبّت به اهل بیت است

از این جهت است که امام سجاد(ع) می فرماید: ولایت و محبّت بدون متابعت معنایی ندارد، کسی که خداوند متعال را معصیت کند و با این وصف اظهار محبت خدا کند، اظهار او بیجا است و از عجایب روزگار است. از این جهت می توان گفت که معنای اول و دوم ولایت به یک معنی می رسد. ولایت اهل بیت ادامة ولایت خداوندمتعال است

خداوند متعال می فرماید الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النارهم فیها خالدون

خدا سرپرست افراد مؤمن است.آنان را از تاریکیها ـ تاریکی کفر و ضلالت، تاریکی هوی و هوس، تاریکی صفات رذیله، تاریکی شیطانها ـ بیرون می برد به سوی نور ـ نور ایمان، نور خدا، نور صفات خوب، نور ولایت ـ و سرپرست کافران طاغوت است ـ طاغوت هوی و هوس، طاغوت درون و برون، طاغوت صفات رذیله ـ آن طاغوتها آنان را از نور به تاریکیها می برند و سرنوشت آنان آتش همیشگی است.

* تأملی در بررسی کلمه التوحید «لااله الاالله»
نخست به بررسی واژه
اله الله از اله- یا له - الاهه به معنی عبد- یعبد- عباده نام «اله» برای هر موجود پرستش شده قرار دادند و نام الله تنها برای خدای حقیقی واجب الوجود به کار بردند. چنان که و لئن سألتهم من خلق السماوات و الارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله عنکبوت16

اما از اصل عبودیت که حاکم کردن خداوند و دستوراتش در زندگی است روی گردان بودند. آنها یا از روی عمد و هوای نفس یا از روی ناآگاهی، برخلاف اصل الوهیت و عبودیت عمل می کردند و غیرخدا را با او شریک می ساختند!
ورود به دژ الهی
مطابق حدیث قدسی سلسله الذهب ورود به دژ محکم و استوار الهی و عبد خدا شدن با اجرای قوانین و دستورات معبود حقیقی «الله» است و این در واقع در امان شدن از عذاب خداوند است که آنانی را که بیرون از این دژ (حصن) قرار می گیرند، شامل می شود.

شرایط بهره مندی از این دژ، ایمان کامل به دین حق خدا و تمکین از شریعت پیامبر خدا محمد(ص) است.

امامت و لزوم آن در زندگی اجتماعی
امام که رهبر و پیشوا است اگر صالح باشد جامعه را به سوی خیر و صلاح راهبری می کند و اگر ناصالح باشد مردمش را به فساد و تباهی سوق می دهد. امام صالح، حاکم عادلی است که از قانون عدل الهی پیروی می کند. البته داشتن امام عادل و قانون عدل برای برقراری عدالت در جامعه کفایت نمی کند و لازم است که مردمی عدالت خواه نیز حضور داشته باشند.

امیرالمؤمنین علی(ع) بدون شک امام عادلی بود که آهنگ اجرای قانون عدل الهی کرده بود، اما جامعه آن زمان این چنین آمادگی را نداشت؛ لذا همواره این سخن که لا رأی لمن لایطاع ورد زبان آن امام بزرگوار بود و سرانجام بعد از چند سال از حکومت کردن توسط یک فرد ناآگاه و شهوت پرست که جزو یاران دیروز امام(ع) بود به همراه خشکه مقدس های قشری مسلک به شهادت رسید.
به یقین حدیث غدیر و حدیث ثقلین که هم در کتب اربعه و هم در صحاح سته آمده، برای اثبات امامت و ولایت بر حق اهل بیت(ع) کفایت می کند. امامت که استمرار ولایت پیامبر(ص) است و باید تا پایان زندگی بر روی این کره خاکی ادامه داشته باشد، در عصر غیبت امام معصوم مطابق مستدلات مکتب اهل بیت (ع) به فقیه جامع الشرایط منتقل می شود و غیر از فقیه جامع الشرایط کسی حق ولایت و رهبری بر جامعه اسلامی ندارد.بنابراین ولایت فقیه استمرار ولایت امام غائب «عج» درعصر غیبت است.

امام به عنوان شرط پذیرش توحید
امام رضا(ع) در این خطابه به جریان تاریخی امامت اشاره می کند از جمله
امامت حضرت ابراهیم تا این که نوبت به پیامبر عظیم الشأن اسلام می رسد و در ادامه جانشینان آن حضرت بار این مسؤولیت بزرگ را بر دوش می کشند. ویژگی ها و مختصاتی که امام درباره امام بیان می کند همه افق بشریت را پوشش می دهد و تابی کران انسانیت بذر هدایت و محبت می پاشد.

وجود امام از جنس نور و روشنایی است. امام نجات دهنده است. امام آب گوارا به عطشای هلاکت کننده است. امام دلیل راه انسان در تردیدها و پرتگاه هاست.امام ابر بارنده در سرزمین خشک و سوزان است. امام زمین پهن دشت و چشمه جوشان پر آب است. امام امین خداوند بر روی کره خاکی است

امام پاک کننده گناهان انسان های عاصی است و امام پناه گاهی مطمئن برای انسان. یادآوری و بیان این اندیشه ها برای امام از سوی امام رضا(ع) در روزگاری صورت می گرفت که بحران اعتقادی و فکری آن را فرا گرفته بود و مردم در غوغای بازی سیاست خلفای اسلامی و شیوع جریانات فکری در عصر مأمون الرشید، گرفتار بسیاری از تردیدها و انحرافات شده بودند.

امام به عنوان شرط پذیرش توحید و سند اجازه ورود به محفل الهی چه دلسوزانه و از سر مهر و عطوفت همه توان خویش را به کار می برد تا کار جامعه مسلمانان به راستی و هدایت بگراید.

حصن امن الهی با شرط تمسک به ولایت

نگرش صحیح توحیدی: چرا پیامبر فرمودند: قولوا لا اله الا الله تفلحوا ، رستگاری در توحید است و چرا خدا فرمود توحید دژ محکمی است. کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. توحید چیست که نجات می‌دهد؟ در آیه 115 بقره: ولله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو کنید همان جا وجه خداست.

همانا خداوند وسعت بخش داناست. هر طرف رو کنی وجه الله است ، اگر قرآن بخوانیم و آن را حفظ کنیم و حافظ قرآن شویم و احادیث زیادی را بدانیم اما فهم قرآن چه می‌شود، درایت در حدیث چه می‌شود؟ باید در قرآن تدبر کرد . خواندنی بسیار خوب است که زمینه تدبر شود و سپس به عمل برسد.

امام حسین(ع) در دعای عرفه (نقل از سید بن طاووس در اقبال) بعد از یارب یارب یا رب این را ذکر فرموده: و انت الذی تعرفت الی فی کل شی هر چه را دیدم او را معرفی کرد، هرچه نگاه کردم او را به من شناساند. فرایتک ظاهرا فی کل شی - پس دیدم تو را در هر چیزی ظاهری."( نمی‌گوید باطن هر چیزی می‌فرماید ظاهر) خدایا من چیزی ندیدم که تو نباشی(نه اینکه آن چیز تویی) " وانت ظاهر لکل شی - وتویی نمایان و ظاهر بر هر چیزی" ظهور هر چیز بتوست ودر چند فراز جلوتر فرمود:

" الهی امرت بالرجوع الی الاثار- معبود من دستور دادی که به آثارت مراجعه کنیم." از آثار کسی می‌خواهد پی به موثر ببرد. ( اینها در رده‌های پایین‌تر است)" فارجعنی الیک بکسوه الانوار و هدایه الاستبصار- پس بازگردان مرا به سویت با کسوت روشنایی‌ها و راهنمایی با بصیرت" خدایا من آثار را می‌خواهم چه کنم، من تو را می‌خواهم.

چه باید کرد؟
برای اینکه
لا اله الا الله در زندگی مسلمانان مصداقیت پیدا کند و آنها وارد حصن الهی شوند و از عذاب الهی در دنیا و آخرت در امان باشند و زندگی شان سرشار از عدل و خیر و آسایش گردد و از رهبری امام عادل بهره مند شوند باید به آیین الهی در زندگی فردی و اجتماعی بازگردند. یعنی تنها عبدالله (مطیع قانون خدای خالق، مدبر، رازق، حی، قیوم و دیگر صفات الهی) باشند.

تمام پیامبران و صالحان تاریخ به دین حق الهی دعوت نمودند. از آدم(ع) تا خاتم (ص) و شعار أن اعبدوا الله سردادند. و اگر چه این آیین در طول تاریخ و پس از رحلت پیامبران (ص) دچار تحریف و تصحیف و تغییر شده اما به لطف الهی آیین پیامبر ما محمد رسول الله (ص) که متن قرآن کریم است سالم و کامل مانده است و همان گونه که بر پیامبر (ص) نازل شده بود و هم اکنون دراختیار ما قرار دارد.

آیا ما آمادگی بازگشت به این آیین داریم؟ آیا ما آمادگی شناخت قرآن آنچنان که هست داریم؟ آیا ما آمادگی ورود به حصن الهی و نفی حاکمیت غیر خدا را داریم؟ براستی که بدون شناخت درست آیین اسلام و ایمان و عمل به احکام قرآن در سیاست و اجتماع و اقتصاد و سایر نواحی زندگی فرد و جامعه؛ «لااله الاالله» در حد یک شعار باقی می ماند و جامعه نه از حصن الهی بهره مند خواهد شد و نه از عذاب الهی در دنیا و آخرت مصون.

ولایت و اطاعت از نگاه امام رضا(ع)

ولایت و اطاعت، عناصر کلیدی در شبکه مفاهیم توحیدی قرآن است؛ زیرا برای هر چیزی بروز و ظهوری است. ظهور توحید را می بایست در ولایت پذیری و اطاعت پذیری جست وجو کرد. اگر توحید مرکز و محور همه هستی است، ولایت و اطاعت پذیری، پذیرش این توحید است. بنابراین، کسانی که مدعی توحید و ایمان بدان هستند ولی ولایت و اطاعت پذیر نیستند، از دایره ایمان بیرون هستند.

آموزه های قرآنی و سنت و سیره معصومان(ع) بر این است تا به تبیین جایگاه ولایت و اطاعت بپردازند و نقش آن را در توحید و ایمان توحیدی روشن نمایند. از جمله حضرت امام رضا(ع) بارها به اشکال گوناگون بر این نکته تأکید کرده است.

تجلی توحید در ولایت و اطاعت
توحید، محور هستی و آموزه های قرآنی است؛ زیرا آموزه های قرآنی، نقشه هستی و راهنمای دست یابی به حقیقت آن می باشد. راهنمایی، انسان می بایست در سایه ولایت الهی، از مجموعه ای به نام دین اسلام پیروی و اطاعت کند تا او را به منزل عبودیت برساند و شخص، عنوان «عبدالله» را در خود تحقق بخشد؛

زیرا معنا و مفهوم عبدالله شدن انسان، همان متاله (خدایی) شدن اوست. در این صورت است که انسان در مقام ربوبیت در می آید و ربوبیت در وی ظهور و بروز میکند و میتواند در مقام خلافت الهی قرار گیرد؛ چرا که العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ عبودیت گوهری است که کنه و نهان آن همان ربوبیت است.

براساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان مسیری به نام صراط مستقیم را می بایست بپیماید. این صراط مستقیم، بزرگراهی است که نقشه راه آن را دین اسلام به عهده گرفته . هر کسی تحت ولایت الهی در این مسیر حرکت کند، اندک اندک به سبب اطاعت و عبودیت، رنگ و صبغه الهی می گیرد (بقره138)

و در نهایت متاله شده و به مقام و منزلت قرب الهی می رسد و در مقام لقا و فنای الهی، ربانی شده و مظهریت ربوبیت خداوندی و خلافت الهی می شود. برای رسیدن به این مقامات و مظهریت در ربوبیت، انسان باید توحید محض را بشناسد و بدان ایمان داشته باشد. ایمان نیز به معنای اذعان قلبی، اقرار زبانی و عمل به جوارح است

 پیامبر(ص) می فرماید: الایمان عقد بالقلب و نطق باللسان و عمل بالارکان (بحارالانوار، ج66، ص 96، باب30) تجلی توحید در انسان را می بایست در همان ولایت و اطاعت او دانست. بنابراین، نمی توان سخن از ایمان و پذیرش توحید داشت، درحالی که هیچ ولایت و اطاعتی نداشته باشد.

اطاعت از ولایت معصوم(ع) عین ایمان

امام رضا(ع) می فرماید: امام راهنمای در مهلکه هاست و هر آنکه از او جدا شود هلاک گردد. (الکافی، ج1، ص891) کسی که در مجلس ولی الله وارد نشود و از ایشان نشود، دل او صفا و پاکی نمی یابد و نمی تواند مظهر اسمای الهی شود. از این رو آن حضرت می فرماید: هر که در مجلسی بنشیند که در آن معارف ما (اهل بیت) زنده شود، در روزی که قلبها می میرد، قلب او نخواهد مرد. (بحارالانوار، ج94، ص90)

در حقیقت دلی که به نام اهل بیت(ع) روشن نشده باشد، در همین دنیا مرده است و از آن جایی که قیامت بروز و ظهور و تجسم حالات دنیوی انسان است، در آن جا روشن می شود که دل شخص زنده است یا مرده. برخی از شیعیان تنها مدعی ایمان و حب اهل بیت(ع) هستند، در حالی که هیچ نشانی از ایمان یعنی اطاعت و ولایت پذیری درآنان نیست. از این رو حضرت امام رضا(ع)جماعت مدعی را نپذیرفتند.
در روایت است که جمعی از شیعیان خدمت امام رضا(ع) آمدند. آن زمان ایشان در خراسان بودند، آنان از راه های دور خدمت امام رضا(ع) آمده بودند. اینان گفتند: ما شیعه هستیم. اینها ضمن اینکه شیعه بودند، گناهکار هم بودند. اینان یک ماه در خراسان ماندند و هر روز دو بار آمدند، امام رضا(ع) آنها را راه نداد.

به دربان گفتند: به امام رضا(ع) بگو : ما شیعه هستیم از راه دور آمدیم. اگر به ولایت خود برویم و بگوییم: ما یک ماه در خراسان بودیم و با امام ملاقات نداشتیم؛ چون ایشان اجازه نداده است، این برای ما ننگ است! امام رضا(ع) بعد از سی روز به ایشان اجازه داد تا نزدش بروند وقتی نزد امام(ع) رسیدند، گفتند: یک ماه است، روزی دوبار آمدیم و شما ما را راه ندادید

حضرت فرمود: شما می گویید: شیعه هستیم. اما این خلافکاری را می کنید. مگر می شود هر کسی بگوید: من شیعه هستم؟ به هر حال، تشیع جز به پیروی کامل و اطاعت از ولایت امکان پذیر نیست. این اطاعت می بایست در همه احکام الهی و بی چون و چرا باشد؛ زیرا شخص باید نشان دهد که عبد و بنده است تا لایق ربوبیت شود.

بر این اساس هرگونه ادعای تشیع و ایمان، ادعای نادرست و کاذب است و انسان صادق و صدیق تنها کسی است که هر آنچه را خداوند فرمان داده عمل کند و از کوچک ترین گناهی پرهیز نماید.

اهمیت و مراتب ولایت پذیری
ولایت پذیری در مکتب اسلام ناب محمدی(ص) همچون دیگر امور عبادی دارای مراتب و حد و نصاب تخصیصی است. ولایت در مکتب اسلام و جهان بینی توحیدی از چنان جایگاه والایی برخوردار است که، بزرگان و علمای اسلام از آن به عنوان رکن و اساس توحید و دژ مستحکم الهی یاد کرده اند1

مفسر کبیر قرآن و بزرگ اسلام شناس دوران حضرت علامه طباطبایی(ره) صاحب تفسیر المیزان، در کتاب شیعه در اسلام فرموده اند: «توحید بدون اعتراف به امام و ولی درست نیست2

و دلیل این ادعا را این گونه بیان فرموده اند: «چون توحید اعتراف به ذات موصوف به صفات حمیده مانند عالم و قادر است و از جمله صفات حمیده که جزو توحید است، این است که خداوند دارای اولیاء است3»
در عیون الاخبار الرضا شیخ صدوق مشابه روایت حدیث سلسه الذهب این گونه آمده است: ..
ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی5 علما و دانشمندان علوم دینی حدیث سلسله الذهب را مختص ولایت دوازده امام بر حق شیعه می دانند.

 و توحید هر کس را که از زیر ولایت دوازده امام بر حق شیعه شانه خالی کرده و امامت و ولایت دوازده امام بر حق شیعه را، به هر دلیلی انکار نموده یا قبول نکرده اند، و به جای اطاعت از امام معصوم و والی منصوب از طرف خدا، به اطاعت از امام و حاکم جور و غاصب روی آورده اند؛ توحید چنین افرادی بنا به تعاریفی که از توحید در ربوبیت تشریعی ارائه شد؛ ناقص بوده و چنین افرادی مرتکب شرک در طاعت و شرک در ربوبیت تشریعی خداوند شده اند.6
ممکن است سؤال شود که این اصل درباره امام معصوم ثابت است و چه ارتباطی با عصر ما (
عصر غیبت) و زمانی که ما به امام معصوم و منصوب از طرف خدا دسترسی نداریم دارد؟ اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان علوم دینی برای پاسخ به چنین سؤالی، به حدیث مقبوله عمربن حنظله که از امام صادق(ع) روایت شده استناد می کنند

حدیث مقبوله عمربن حنظله، حدیثی طولانی است ولی آن قسمت که مورد استناد و نیاز مبحث ماست، که در اصل مغز و پیام ویژه حدیث است از این قرار است که: عمربن حنظله می گوید: از امام صادق ع سؤال کردم، وقتی ما به شما در امور حکومتی دسترسی نداریم چه کار کنیم؟ اگر اختلافی در مورد ارثی یا مسأله دیگری، پیش آمد به طوری که به قضاوت قاضی نیاز شد و به شما دسترسی نداشتیم چه کار کنیم؟

امام صادق در جواب فرمودند: به فقهای جامع الشرائط مراجعه کنید و بعد از بیان صفات و ویژگی های فقهای جامع الشرایط فرمودند: «... فانی قد جعلته علیکم حاکما فاذا حکم بحکم و لم یقبله منه فانما بحکم الله استخف و علینا رد و الراد علینا کافر راد علی الله و هو علی حد من الشرک بالله.7

این سخن حضرت به چه معناست؟ اینکه می فرمایند: رد کردن حکم فقیه جامع الشرایط، حکم شرک را دارد یعنی چه؟ کسی که حکم فقیه جامع الشرائط را رد می کند، نمی گوید: دو خدا وجود دارد؛ بلکه می گوید: حکم این فقیه را قبول ندارم. این فقیه هم نه خدا، نه پیغمبر و نه امام معصوم است؛ بلکه یک فقیه است؛ چرا باید انکار حکم او باعث شرک شود؟
اگر بیان قبل در ذهن شما باشد و مقدار بیشتری آن را تحلیل کنید، معلوم می شود که این مطلب هم از آن به دست می آید؛ چراکه وقتی اطاعت امام معصوم واجب است، و او فرمود: من فلانی را وکیل یا حاکم یا نائب خودم قراردادم و باید از او اطاعت کنید، اطاعت او چه حکمی دارد؟

وقتی امیرالمؤمنین ع شخصی مثل مالک اشتر را تعیین می کنند و می گویند: او را عامل قرار دادم و اطاعت او بر شما لازم است، چه کار باید کرد؟ در این صورت اطاعت مالک اشتر واجب می شود چرا؟ چون اطاعت امام معصوم است، چرا اطاعت امام معصوم واجب است؟

چون اطاعت خداست؛ این حکم، مصداق ربوبیت تشریعی الهی است. خدا فرموده است: امام معصوم باید حاکم باشد، و وقتی امام فرمود:«در مرتبه نازل تر حاکم شما ولی فقیه است»، اطاعت از او، از مصادیق اطاعت از ربوبیت تشریعی الهی می شود. در این صورت این سخن که انکار حکم او در حد شرک به خداست (هو علی حد من الشرک بالله) معنا پیدا می کند.

حق ولایت

حق ولایت این است که، ما معرفت و شناخت پیدا کنیم که، ولایت در سرنوشت ما و در دینداری ما و در دنیا و آخرت ما، چه نقشی دارد. و ما در مقابل مقام عظمای ولایت، چه تکالیف و شرح وظایفی داریم. بدیهی است، هر وقت ما با جایگاه ولایت در دین و زندگی خود آشنا شدیم و تکالیف خود را در مقابل ولایت شناختیم و آزادانه و آگاهانه و به قصد تقرب و تکمیل توحید خود، بلاقید و شرط، حتی زمانی که امر ولایت برخلاف میل و نظر ما است نسبت به انجام آن قیام نمودیم؛ تازه می توانیم ادعا کنیم که ولایت شناس هستیم که در این صورت نیز، تا ولایت پذیری راه زیادی خواهیم داشت

از محضر علامه طباطبایی درخصوص لزوم معرفت امام زمان(عج) سؤال شد که مقصود از معرفت امام زمان که در روایت من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه 8 هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد مانند مردم زمان جاهلیت مرده است. چیست؟

که ایشان فرمودند: یعنی امام ع را مفترض الطاعه بداند چنان که در روایت دیگر به این معنی تفسیر شده است. وگرنه اسم و شخص امام ع را که کافر و مؤمن می دانند و شناختن امام زمان(عج) به عنوان مفترض الطاعه تحقق نمی یابد مگر این که امام سابق و نصب او را نص از امام سابق بشناسد و اگر به یکی از ائمه ع معرفت نداشته باشد معرفت او کامل نخواهد بود.»9

1- آیت الله مصباح یزدی، 2- شیعه در اسلام علامه طباطبایی ص722 3- در محضر علامه طباطبایی ص 97و 89 5- عیون الاخبار الرضا ج2 ص631 6- معارف در قرآن و خدا شناسی در قرآن و آموزش فلسفه 7- اصول کافی ج1 ص45 8- اصول کافی ج1 ص173 9- 727 پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبایی

درگیری های کلامی و فلسفی در عصر امام رضا(ع)

از زمانی که انحراف در سقیفه بنی ساعده شکل گرفت و مسیر مدیریت جامعه اسلامی از نظام خلافت ولایی انتصابی به خلافت انتخابی اصحاب حل و عقد و سپس انتصاب یک نفره و شش نفره و در نهایت خلافت سلطنتی تبدیل شد، اولیای الهی از مدیریت جامعه کنار گذاشته شدند. از این رو به سبب فقدان ارتباط مستقیم میان جامعه اسلامی با مدیریت الهی، مشکلات فکری و رفتاری بسیاری پدید آمد.

از آنجایی که امت اسلام در این دوره قایل به پایان ارتباط آسمان و زمین شدند، اعتقاد به تفویض در میان ایشان تقویت شد و خود مدیریت جامعه را به دست گرفتند و خواستند تا براساس اجتهادات خود عمل کرده و جامعه را مدیریت کنند.

لذا شکل جدیدی از مدیریت در امت شکل گرفت که روز به روز از نصوص الهی دور شدند؛ چرا که توانایی درک و فهم نصوص برای تطبیق و یا استنباط را نداشتند و در میان ناسخ و منسوخ، مطلق و مقید، عام و خاص، مجمل و مبین در نصوص سرگردان شدند و نتوانستند حکم واقعی را دریابند.
نتیجه چنین سلوک سیاسی- اجتماعی در امت آن شد که در عقاید و احکام گرفتار تشتت آراء شوند و در بسیاری از حوادث و موضوعات جدید نتوانند به یک رأی برسند و انسجام رویه و هدف را حفظ کنند. پرسش های جدید که پس از ارتباط با جوامع دیگر پدید آمده بود، پاسخ هایی را می طلبید که نخبگان نمی توانستند براساس آیات پاسخی بدان دهند.

از سوی دیگر، هرکسی برای منافع مادی خود دست به جعل و وضع حدیث می زد و آن را به پیامبر(ص) نسبت می داد. از این رو، برخی برای مقابله و یا محدود سازی اهل بیت(ع) اقدام به حذف حدیث از دایره منابع و مراجع اسلامی کردند و به قرآن بسنده نمودند

محدودیت در نقل حدیث و بهره برداری از آن در پاسخ گویی به پرسش ها موجب شد تا با فقر شدید علمی مواجه شوند؛ چرا که قرآن قطعی الصدور است ولی چنانکه قرآن خود گویاست؛ بسیاری از مسائل در قرآن به گونه ای است که نمی توان به سادگی جز از راه تدبر (نساء، 82) و با بهره گیری از راسخون (آل عمران7) و اهل ذکر (نحل، 43، انبیاء7) به حقیقت آن رسید؛ چرا که گاه نیازمند فهم عام و خاص و مطلق و مقید و یا امور دیگری است که آن را از حالت دلالت قطعی خارج می کند

پس، از نظر دلالت، بسیاری از آیات ظنی الدلاله است و نمی توان از آن به عنوان دلیل و حجت قطعی استفاده کرد.
اهل بیت(ع) که مفسران قرآن بودند دراین دوره کنار گذاشته شده و اصولاً به سبب مقاصد سیاسی نادیده گرفته شده بودند. پس جامعه در فقر کامل به سر می برد و می بایست از راه های دیگر به حوادث جدید و پرسش های نوشونده پاسخ دهد. اینگونه است که نخست
هرج و مرج فقهی پدیدار شد؛

چرا که جامعه نیازمند قوانین جدیدی بود، به سبک ارتباط با جوامع دیگر تحمیل می شد. هرج و مرج در قانون و فقه موجب شد تا تشکیک های جدی نسبت به اصول پدیدار شود؛ زیرا جامعه اسلامی در این فضا نمی توانست از خود یک وحدتی را به نمایش بگذارد که برآیند امت است.

پس توده ها در باورها و عقاید خویش گرفتار نوعی تردید شدند. پاسخگویی به این پرسش های عقیدتی بویژه پس از نهضت ترجمه در دوران عباسی و ورود متون فلسفی و عرفانی از ایران و یونان و روم، خود موجب تشتت بیشتر شد و در هر حوزه ای چندین مکتب برای پاسخگویی به وجود آمد. اما پاسخ ها بیشتر از آنکه وضعیت را بهتر و روشن سازد بیشتر بر تاریکی و تیرگی فضا می افزود.
درچنین فضایی امام رضا(ع) به حکم تکلیف و وظیفه الهی وارد می شود و برآن است تا امت اسلام را از وضعیت هرج و مرج فکری و عملی رهایی بخشد. گزارش های تاریخی و روایی بسیار درباره جلسات گفتگوهای علمی و فلسفی و کلامی از آن حضرت (ع) با رهبران و مدعیان فلسفه و عرفان و کلام است که خود بیانگر فضای تشتت موجود در آن عصر بود.

این درگیری ها همواره درحوزه خصومت کلامی و در مدارس و مراکز علمی محدود نمی شد، بلکه به درگیری های فیزیکی و حذف یکدیگر نیز می انجامید. درگیری های میان پیروان مذاهب فقهی و کلامی که خون بی گناهان بسیاری از ریخته در کتب تاریخی گزارش شده

به عنوان نمونه در شهر ری درگیری میان پیروان مذاهب حنفی و شافعی مدت ها ادامه داشت و این شهر را از رونق تمدنی و شکوفایی اقتصادی انداخته بود. در بغداد و کوفه و مدینه و بصره هراز گاهی جنگ های سختی میان پیروان مذاهب پدید می آمد. محلات بغداد و... برپایه دسته بندی های مذاهب بود و تجاوز و آتش زدن خانه و ثروت دشمنان مذهبی امری عادی بود.

زمان امام رضا(ع) زمان اوج روآوری جامعه اسلامی به فلسفه و کلام و متون ترجمه شده فلاسفه یونان بود که عقیده‏شناسان و دانشمندان زیادی در این زمینه‏ها وجود داشتند، دکتر ابراهیم حسن می‏نویسد: «زمانی که دولت عباسی روی کار آمد از آنجا که این دولت رو به پارسیان داشت عربان و پارسیان در پایتخت ایشان با هم اختلاط و آمیزش یافتند

و خلفا به دانستن علوم یونان و ایران رغبت نشان دادند «منصور» فرمان داده بود تا چیزی از کتابهای بیگانه را ترجمه کنند حنین بن‏اسحاق‏ بعضی از کتابهای سقراط‏ و جالینوس‏ را برای وی به عربی برگرداند ابن مقفع‏ «کلیله‏» را به عربی درآورد و نیز کتاب «اقلیدس‏» را ترجمه کرد و جز ابن‏مقفع بسیاری دیگر از دانشمندان نیز در کار ترجمه متون به زبان فارسی شهرتی یافتند مانند خاندان نوبختیان و حسن ابن‏سهل«وزیر مامون‏» و احمد ابن‏یحیی بلاذری «مؤلف فتوح البلدان‏» و عمرو ابن‏فرخان در دوران هارون ترجمه رواجی دیگر یافت:

 از بعضی از شهرهای بزرگ روم کتابهایی به تصرف وی افتاد و او گفت از کتابهای یونان هر چه بیشتر به دست آمد ترجمه کنند تشویقی نیز که برمکیان از مترجمان می‏کردند و ایشان را عطاهای خوب می‏دادند در رواج ترجمه مؤثر بود خود مامون هم ترجمه می‏کرد او مخصوصا به ترجمه کتابهای یونانی و ایرانی علاقه داشت و کسانی را به «قسطنطنیه‏» فرستاد تا کتابهای کمیاب فلسفه و هندسه و موسیقی و طب را بیاورند

«ابن ندیم‏» می‏گوید: میان مامون و پادشاه روم نامه‏هایی رد و بدل شد و از او خواست تا از علوم قدیم که در خزانه روم بود کتابهایی بفرستد و او پس از امتناع پذیرفت و مامون گروهی را که «حجاج ابن‏مطر» و «ابن‏طریق‏» و«سلما» سرپرست «دارالحکمة‏» از آن جمله بودند فرستاد تا از آن کتابها هر چه خواستند برگرفتند و چون نزد مامون بردند دستور داد تا آنها را به عربی برگردانند و آنان نیز این کار را کردند.»

از طرف دیگر قبول ولایتعهدی از جانب امام رضا(ع) به دلائلی که در محل خویش بیان شد موجب شهرت و رویارویی حضرت با مکاتب و ادیان مختلف در سطحی گسترده گشت. البته آنچه از روایات استفاده می‏شود این است که مامون این مناظرات را جهت درهم شکستن شخصیت علمی امام و در نتیجه بی‏اعتمادی شیعیان به امام خودشان تربیت می‏داد

چنانکه مامون به «سلمان مروزی‏» متکلم معروف خراسان گفت: «انما وجهت الیک لمعرفتی بقوتک و لیس مرادی الا ان تقطعه عن حجة واحدة فقط‏» بدین جهت‏ به تو پیشنهاد مناظره دادم که قوت علمی ترا می‏شناسم و قصد من جز این نیست که در یکی از استدلالها راه را بر او ببندی اما برخلاف نظر مامون جلوه‏های علمی امام(ع) بیشتر می‏گشت و شایستگی اهل بیت پیامبر(ص) بر مردم و دانشمندان آشکارتر می‏شد

چنان که خود امام(ع) به «نوفلی‏» فرمود: «فاذا قطعت کل صنف و دحضت‏حجته و ترک مقالته و رجع الی قولی علم المامون ان الموضع الذی هو بسبیله لیس بمستحق له‏» هنگامی که بر هر گروهی راه استدلال را بربندم و استدلالشان را باطل کنم، مامون خواهد فهمید که شایستگی آن جایگاه که انتخاب کرده است ندارد.

جایگاه و اهمیت عقل و وحی از منظر امام رضا(ع)

امام علی بن موسی رضا(ع) در زمانی می زیست که مکاتب و گروه های کلامی و فلسفی رشد بسیاری یافته بود. مأموران عباسی در ایجاد چنین فضایی نقش بسیاری داشت؛ چرا که این مکاتب مردم را سرگرم می کرد و مردم را از سیاست و سیاست ورزی دور می ساخت و امکان نفس کشیدن طاغوتها را فراهم می آورد.

همانطوری که در زمان امامان باقر و صادق (ع) مکاتب فقهی رشد بسیاری یافته و ده ها بلکه صدها مذهب فقهی درجهان اسلام پدیدار شده بود، درعصر امام رضا(ع) نیز مکاتب فلسفی و کلامی پرسش ها و شبهات زیادی را در اذهان مردم ایجاد می کرد، امام (ع) وظیفه و تکلیف خود می دانست تا راهنمای مردمان شود.

نعمت زیارت

حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) در فرمایشات خود در باره حضرت امام رضا (ع) و دلیل بیشتر بودن کرامات ضریح آن حضرت نسبت به امام حسین (ع) وقایعی را نقل کرده‌اند : آقایی می‌گفت: عریضه ‌ای به خدمت امام رضا (ع) در باره‏ سه حاجت از جمله تشرف به خدمت حضرت ولی عصر (عج) نوشتم و پشت در ضریح انداختم.

شب آخر اقامت ما در مشهد و یا یک شب جلوتر از آن، برای نماز صبح به حرم مشرف شدم. هنگامی که می‌خواستم وارد حرم شوم، در میان ازدحام جمعیت به حدی که ممکن نبود کسی به راحتی داخل حرم شود و عده‏ای به زحمت وارد و عده‌ای خارج می‏شدند.ناگاه چشمم افتاد به آقایی جلیل و نورانی که تشریف می‏آورد...

آن همه ازدحام، گویی برای ایشان خلوت بود و از وسط آن همه جمعیت به آرامی و راحتی جلو می‏آمد. تا اینکه وقتی به من رسید، گویا به من سلام کرد و فرمود: «أَنَا ابْنُهُ، أَنَا ابْنُهُ». من پسر او هستم، من پسر او هستم.همین طور این جمله را تکرار می‏کرد. بعد فرمود: «لا تُعَلِّمُوهُمْ، فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ.»(1) چیزی به آنان (ائمه ع) یاد ندهید، زیرا آنان از شما داناترند. بعد به حرم تشریف برد.

آن آقا می‏گفت: از اینکه کاغذ عریضه به داخل انداخته بودم و نیز از آن همه نورانیت و جلالت، همچنین از اینکه در میان آن همه جمعیت و ازدحام به راحتی حرکت می‏نمود، و از اینکه فرمود: «أَنَا ابْنُهُ»، فهمیدم که ایشان، حضرت حجت عج هستند.

همچنین حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) می‌فرمودند: حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی‌هاست.عظمتش را خدا می‌داند، به حدی که امام جواد (ع) می ‌فرماید: «زیارت پدرم امام رضا (ع) از زیارت امام حسین (ع) افضل است،

زیرا امام حسین (ع) را عامه و خاصه زیارت می‌ کنند، ولی پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامی) زیارت نمی‌ کنند.» لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین ع ظاهر می‌ شود. بنا بر این، ایرانی ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا (ع) که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

دیده و شنیده شده است که اشخاصی در مشاهد مشرفه به امامی که صاحب ضریح است سلام کرده و جواب سلام را شنیده اند. شخصی گفته است: هر وقت برای زیارت حضرت امام رضا (ع) به مشهد مشرف می شوم (شاید در هر سال یک زیارت بیشتر نمی کرده است) در هر بار در زیارت اول، با وجود ازدحام جمعیت، تا ضریح راه برایم باز می شود.

به ضریح نزدیک می شوم و زیارت می کنم، و حضرت رضا (ع) خرجی راه و حتی مقداری پول برای خرید سوغات را نیز به من می دهند. در خانه ای که ما در مشهد بودیم نیز علویه ‌ای بود که می ‌گفت: هر وقت که برای زیارت به حرم می روم، برای من هم راه به سوی بوسیدن ضریح و دست کشیدن بر آن باز می ‌شود.

پی نوشت:1- اصول کافی، ج 1، ص 286؛ بحارالانوار، ج 23، ص 141

انیس نفوس و آفتاب توس

امروز صبای دل را با عبیر ارادت به جانب انیس نفوس و آفتاب توس، روان کردم و جان نیز بی اجازت یار، راهی شد. امروز می خواهم در پای جمال گل آل یاسین؛ پرپر شوم. امروز شمع شعف در شبستان آرزوهایم فروزان شده و آهوی رمیده اشتیاقم ضمانت دلدار می جوید. امروز وصال دست قنوت با ضریح زیبای رضا، نیاز را به ضیافت سحاب سخاوت می خواند.

سلام بر تو ای خورشید خورشیدها و ای مونس جان ها!شقایق های احساس و نسترن های نیاز و بنفشه های عطوفت، نثار گام هایت باد ای هشتمین شمشاد ولایت! در میلاد نور و شکفتن غنچه اشراق، بر باره طرب می نشینیم و در رکاب رهوار دل به سوی سپیده می رویم. ای اولین غریب ارض و هشتمین قریب عرش! ذره ای از غبار قدومت را به سایه طوبی و بهشت برین نمی دهیم.

ضریحت مأمن وفاست و حرم پاکت عطر جانبخش ولا دارد. ای کلید حصن «لا اله الا الله»! ای ولیّ عهد عشق و مولای عاشقان!عمرمان در آرزوی اشارتی از خمار دیدگانت گذشت و بانگ دلبستگیمان به وجاهت سیمای دلربایت تا فراسوی کائنات رسید. زائران کوی تو هنگام وصال یار، ناز بر افلاک کنند و حکم بر خورشید برانند. غبار آستان تو همسنگ حکمرانی آسمان و زمین است و زائرانت سدره نشین بهشتیان. یاد تو قرار از دل می رباید و مرهم لطفت زخم های کهنه کالبد بیمار عشق را مداوا می کند

مهرورزی تو با میهمانان حریم عرشی ات شهره شهرها و دیارهاست. از پگاه ازل تا عشاء ابد، پیمان یاران با جمال تو پایدار است. رهسپاران حرم قدسی ات به تو محتاجند و مشتاق. حرم تو قبله حاجات و زیارتت سبز ترین لحظه مناجات است. سلام بر تو ای امام مهربان. عزت ما از روشنایی آستان پر فروغ توست.

معیارها و ملاک‌های برتری در جوامع امروزی را با عصر امام ‌رضا(ع)

امروزه با توجه به رشد و توسعه جوامع انسانی، گفتار و اندیشه و عمل انسان‌ها نیز متحول شده؛ به‌ طوری‌ که هر شخص در زندگی خود، معیارها و ملاک‌های مختلفی را بکار می‌گیرد.از جمله این معیارها، معیار برتری افراد نسبت به یکدیگر است که با شاخص‌هایی چون پول و ثروت، زیبایی و آراستگی، شهرت، قدرت و... سنجیده می‌شوند

این معیارها بر اساس فرهنگ امروزی شکل گرفته. حال در پژوهش کوتاه می‌خواهیم معیارها و ملاک‌های برتری در جوامع امروزی را با عصر امام ‌رضا(ع) مقایسه کنیم. در اندیشه اسلامی، ارزش برای عمل انسان است و آدمیان ساخته دست خویش هستند؛ لذا انسان با عمل و کاری که انجام می‌دهد سنجیده می‌شود، برتری می‌یابد و به سعادت می‌رسد

 هیچ‌گاه عوامل بیرونی چون خانواده و نیاکان و روابط اجتماعی در ساختن و شدن انسان‌ها نقشی ندارند. بنابراین هیچ‌کس به این خاطر که از خانواده‌ای ویژه است (حتی از خاندان پیامبران و امامان) یا در گروه خاصی قرار می‌گیرد یا به طبقه برتر اجتماعی پیوند دارد یا... نمی‌تواند دل خوش کند و دست از کار و کوشش بردارد.

این شیوه تفکر اسلامی نیست که فردی تنها با تکیه بر همین عوامل، سرانجامی نیک را برای خود انتظار داشته باشد و در این دنیا هم خود را برتر از دیگران بداند. لذا اسلام به ما می‌آموزد که تنها سکوی پرش انسان، عمل و کوشش خود اوست.

پیشوایان راستین ما همواره در تعالیم خویش مردم را با این اصل آشنا کرده‌اند و حتی به افراد خانواده خود آموزش داده‌اند که به شرافت‌ها و ارزش‌های خانوادگی تکیه نکنند، از پارسایی و نیکوکاری دست برندارند و برای خود اسطوره‌ای خیالی نسازند.

امام رضا(ع) نیز چنین بود و انسان‌ها را با تقوا و عمل الهی و انسانی می‌سنجید.او میان سیاه و سفید، فقیر و غنی و گروه‌ها و طایفه‌های مختلف از هر اصل و نسبی، فرق نمی‌گذاشت و برتری را تنها در تقوا، خداباوری راستین و عمل شایسته می‌دانست.

روزی مردی به امام‌رضا(ع) گفت: به خدا سوگند در روی زمین از نظر نیاکان و نسب، کسی از تو شریف‌تر نیست. امام(ع) فرمود: تقوا، این شرف را به آنان داد و اطاعت خداوند، ایشان را بدان بهره‌مند گردانید. دیگری عرض کرد: به خدا سوگند، تو بهترین مردم هستی.

فرمود: ای مرد! سوگند مخور؛ بهتر از من کسی است که از من تقوایش نسبت به خداوند متعال بیشتر است و اطاعتش افزون‌تر. به خدا سوگند، این آیه منسوخ نشده ...وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبایلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اتقاکُم... ما شما را قبائل مختلف قرار دادیم تا شناخته شوید به آن نام‌ها، لکن گرامی‌ترین شما نزد خداوند، متقی‌ترین و پرهیزگارترین شماست.

یکی از برادران امام، زید نام داشت. او بر اثر مقام‌ پرستی، امامت آن حضرت را نپذیرفت و مردم را به سوی خود دعوت کرد. هنگامیکه او را دستگیر کرده بودند و در مرو به خدمت امام آوردند، او گمان برد که چون از خاندان فاطمه(س) است، هر عملی که انجام دهد و به هرکاری دست بزند، فرقی ندارد و او به پاداش الهی دست خواهد یافت.

اما امام با او برخورد کرد و یادآور شد که پاداش و جزای الهی و برتری ‌یافتن به کارهای شایسته و نیک انسان‌ها بستگی دارد نه خویشاوندی آنان با نیاکانی چون خاندان پیامبر(ص).

یکی از جلوه‌های اخلاقی در سیره امام‌ هشتم(ع) این است که حضرت(ع) تنها ملاک تفاوت انسان‌ها را تقوا و پرهیزکاری بعضی و بی‌تقوایی بعضی دیگر می‌دانست. در سیره امام ‌رضا(ع) اینکه کسی خود را شیعه بداند ملاک نیست، بلکه تنها چیزی که ملاک برتری بوده و موجب خوشنودی امام(ع) می‌گردد نیکوکاری و عمل به احکام خدا و دستورات پیامبر(ص) و فرمایشات ائمه اطهار(ع) است

کرامت و بزرگی هرشخصی فقط به پدر و مادر، آبا و اجداد و اصل و نسب نیست، بلکه ملاک برتری و بزرگی، ورع و تقوا، عمل نیک، اطاعت و فرمانبرداری از پروردگار است.


تاریخ معصومین علیهم السلام:

20 توصیه ناب تغذیه‌ای از امام رضا "ع"


امام وقتی به سوی طوس می‌آمدند، در نیشابور در مجلس مأمون با جماعتی از فلاسفه و پزشکان، چون یوحنابن‌ماسویه و جبرئیل‌بن‌یخشوع و ابن‌بهله‌هندی و دیگر کسان گرد آمدند و سخن از طب به میان آمد

وقتی مأمون دراین‌باره از امام علیه‌السلام پرسش کرد،‌ حضرت فرمود:

برای من به مرور زمان تجربیاتی حاصل گشته که آن را برای شما می‌نویسم.

حضرت علیه‌السلام،‌ کتابی را درباره امور پزشکی نوشت و برای او فرستاد و مأمون دستور داد تا آن را با آب طلا بنویسند؛ از این رو به "رساله ذهبیه" موسوم گردید.


1. کسی که نمی‌خواهد معده‌اش آزار و آسیب ببیند: موقع غذا خوردن آب ننوشد

کسانی که هنگام غذا خوردن آب می‌نوشند،‌ دستگاه هاضمه را از ابتدای کارش،‌ از کار بازمی‌دارند

این افراد به عارضه ضعف دستگاه گوارشی مبتلا خواهند شد؛‌ زیرا نوشیدن آب در اول غذا،‌ معده را از هم باز می‌کند و عارضه گشادی معده می‌آورد.


2. آنانکه می‌خواهند از بیماری بواسیر و رنج روده‌ای و درد قسمت پشت بدن در امان باشند: هرشب ده دانه خرمای برشته‌شده را با روغن گاو بخورند.


3. کسانی که به ضعف حافظه دچارند: بهتر است همه‌روزه هفت مثقال کشمش  سیاه ناشتا بخورند و نیز سه تکه زنجبیل که در عسل خوابانده‌اند "زنجبیل پرورده"  با کمی خردل ضمن غذای روزانه خود بخورند

برای تقویت نیروی فکری خوب است که همه‌روزه سه دانه هلیله با نبات کوبیده بخورند.


4. از افراط در خوردن تخم‌مرغ بپرهیزید: زیرا این افراط کبد را از عمل منظم بازمی‌دارد و در سر و معده بادهای زیان‌بخشی به وجود می‌آورد.


5. هرکس می‌خواهد در فصل زمستان از بیماری سرماخوردگی در امان بماند: همه‌روزه سه قاشق عسل بخورد

آن دسته از عسل‌ها که وقتی جلوی بینی می‌گیرید، بوی تندش شما را به عطسه وا‌می‌دارد یا عسلی که آدم را دچار بی‌حالی و سستی می‌کند و آن عسلی که زبان آدم را می‌سوزاند، عسل‌های خوبی نیستند.


6. برای جلوگیری از گرمازدگی در روزهای تابستان : ضمن پرهیز از آفتاب خوردن، روزی یک عدد خیار فایده فراوانی دارد.


7. کسانی که می‌خواهند از سردرد و باد شکم در امان باشند: ماهی تازه بخورند

این کار را هم در فصل زمستان و هم در تابستان انجام دهند؛ زیرا ماهی تازه برای پیشگیری از این‌گونه دردها بسیار سودمند است.


8. آنان که می‌خواهند همیشه بانشاط باشند،‌ تا می‌توانند از شام بکاهند و شب‌ها سبک‌بار به رختخواب بروند.


9. کسانی که نمی‌خواهند گوش‌هایشان سست و فرو آویخته باشد یا این که از افتادن و بزرگ شدن لوزه‌های خود بیمناک هستند: بهتر است هر وقت که شیرینی می‌خورند، به دنبالش اندکی سرکه غرغره کنند.


10. آنانکه از بادهای دردناک و شدید در بدن خود می‌ترسند:  هفته‌ای یک‌بار سیر بخورند.


11. آنانکه به دندان خود علاقه‌مند هستند : قبل از خوردن شیرینی، کمی نان بخورند؛ زیرا خرده‌های نان میان دندان‌ها را پر می‌کند و نمی‌گذارد مواد شیرین به آن‌ها آسیب برساند.


12. کسانی که از بوی بد دهان رنج می‌برند : انجیر می‌تواند آن‌ها را از این رنج نجات دهد

امام رضا علیه‌السلام در این مورد فرموده‌اند:

اَلتّینُ یَذهَبُ بِالبَخرِ؛ انجیر بوی بد دهان را برطرف می‌کند

علاوه بر این می‌فرمایند: "یشّد الفم و العظم" انجیر، دهان و استخوان را محکم می‌کند.

و درخت انجیر شبیه‌ترین گیاه به گیاهان بهشتی است. 


13. در بهار گوشت‌های چربی‌دار و سایر غذاهای مخصوص زمستان را تبدیل به غذاهای سبک و معتدل و زودهضم کنید، این غذاها عبارت‌اند از: حبوبات، سبزی‌ها و میوه‌ها

در ماه دوم بهار گوشت و چربی کم بخورید و بیشتر از غذاهای با طبع سرد استفاده کنید، آب زیاد بنوشید و صبح‌ها استحمام کنید و بانشاط به تلاش مشغول شوید.


14. بهترین غذاها در تابستان : میوه، شیر و سبزی‌ها و انواع نوشیدنی‌های حلال "گیاهی" هستند

حمام با آب سرد در صبح و عصر مفید است،‌ به شرطی که بلافاصله پس از کار یا پس از خوردن غذا نباشد

مصرف گوشت در این فصل مناسب نیست چون سموم آن به واسطه عرق فراوان هم دفع نمی‌شود

مصرف انواع ترشی‌ها نیز برای دفع صفرا مفید است.


15. در تابستان به دلیل گرمای هوا چربی‌های بدن آب می‌شوند؛ از این رو : در پاییز نیاز ضروری به ذخیره کردن مواد چربی که مولد حرارت هستند،‌ پیدا می‌شود و باید با مصرف غذاهای مناسب آن را ذخیره کنید تا بدن خود را برای مقابله با سرمای زمستان مجهز کنید

بدن به انواع غذاهای اصلی و میوه‌هایی مانند انگور و انار نیاز دارد

همچنین استفاده از نوشیدنی‌هایی که از آن‌ها تهیه می‌کنند،‌ مفید است

بطور کلی مصرف میوه‌های ترش قبل از غذا و میوه‌های شیرین بعد از غذا مفید است.


16. در زمستان باید غذاهای پر انرژی مصرف کر

 مالیدن روغن و ماساژ استخوان‌ها در حال استراحت با روغن‌های شب بو،‌ زیتون و گل سرخ به تقویت و استحکام آن‌ها کمک می‌کند

مصرف سیر نیز هفته‌ای یک بار مفید است و موجب تحریک جنسی می‌شود

مصرف خ


رما گاهی با شیر و تخم‌مرغ مناسب است و از سستی اواخر و نیمه دوم زمستان و اوایل بهار جلوگیری می‌کند.


17. آنانکه می‌خواهند غذایشان زود هضم شود و دستگاه هاضمه‌شان کار خود را به آسانی انجام دهد، هر وقت که می‌خواهند با شکم سیر به رختخواب بروند، به پهلوی راست بخوابند و پس از مدتی به پهلوی چپ بغلتند تا به خواب راحت فرو روند.


18. توصیه امام رضا علیه‌السلام به عنوان یک روش اصولی برای کنترل وزن : کاستن از حجم غذای شام و نه ترک کامل آن است

کسی که می‌خواهد سالم و بدنی سبک و کم گوشت داشته باشد از شامش بکاهد. 


19. امام رضا "ع" برای ماه آب که تقریباً مطابق شهریور است در طب‌الرضا می‌فرمایند:

آب سی و یک روز است، بادهای سموم در این ماه شدید می‌شود

هنگام شب زکام به هیجان می‌آید باد شمال وزیدن می‌گیرد در این ماه مزاج به ترید و چیزهای مرطوب خوردن صالح و سالم می‌گردد

همان طور که اشاره شد امام رضا "ع" احتمال ابتلا به زکام در این ایام را دور از انتظار ندانسته‌اند

بنابراین یکی از ناراحتی‌های پایانی فصل تابستان ممکن است ابتلا به زکام باشد

امام رضا "ع" در بیانی دیگر برای پیشگیری از این بیماری می‌فرمایند:

مَن أرادَ دَفَعَ الزُّکامِ فِی الشِّتاءِ أجمَعَ، فَلیَأکُل کُلَّ یَومٍ ثَلاثَ لُقَمِ شَهدٍ؛ هر کس می‌خواهد در همه زمستان از زکام ایمن بماند، هر روز، سه لقمه عسل با موم آن بخورد. 


20. امام رضا "ع" برای ماه آب همچنین خوردن ماست را نافع دانسته‌اند و در ادامه فرموده‌اند:

هر کس مایل به خوردن ماست است و نیز می‌خواهد که زیانی به او نرسد آن را با زنیان مصرف کند. 

@munasbat



تاریخ معصومین علیهم السلام:

هجرت امام رضا(ع) ضرورت بازشناسی، احیا و ثبت مسیر هجرت رضوی


1- واقعه بزرگ و سرنوشت ساز هجرت تاریخی حضرت امام رضا(ع) از مدینه طیبه به خراسان بی تردید یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ ایران و تشیع است که دارای ثمرات و برکات بی شماری بوده


 حضرت از مدینه منوره سفر خویش را آغاز و از طریق بصره به شهر اهواز وارد شده اند که این واقعه در سال201 هجری قمری برابر با195 ه خورشیدی رخ داده


دارای چند مرحله است که مرحله نخست آن از مدینه تا بصره با18 منزل (حدود432 کیلومتر) و مرحله دوم سفر طبق تصریح جغرافی دانان آن عصر36 فرسخ ( حدود216 کیلومتر) بوده 


لذا با عنایت به قراین حضرت ثامن الائمه(ع) در روز یک شنبه16 صفر سال201 به اهواز وارد شده اند و پس از توقف کوتاهی در این شهر از طریق پل اربک اربق به سمت رامهرمز، سفر خویش را ادامه داده اند که تاریخ حرکت آن حضرت از اهواز 16( ربیع الاول) بیانگر حضور تقریبا یک ماهه آن حضرت در شهر اهواز است

@munasbat


هجرت امام رضا(ع) ضرورت بازشناسی، احیا و ثبت مسیر هجرت رضوی


2- حضرت در طول سفر (قریب به شش ماه) طول کشیده بیشترین مدت توقف را در خوزستان داشته و در سایر مراحل سفر، مدت توقف ها بسیار کوتاه تر بوده


به گواه تاریخ دستگاه خلافت عباسیان پس از هجرت امام رضا(ع) به مرو تمام توان خویش را به کار بست تا از پیوستن سایر اعضای خانواده به ایشان ممانعت به عمل آورد 


چنان که احمد بن موسی(ع) و دیگر برادران امام رضا(ع) در فارس محاصره و طی نبرد خونین به شهادت رسیدند و دیگر اعضای خانواده آن حضرت به طرز مشکوکی بیمار شدند و در بین راه جان باختند


با توجه به سابقه دستگاه خلافت در آن عصر می توان به یقین گفت که آنان را نیز مظلومانه مسموم و به شهادت رسانده اند


مامون برای انجام این ماموریت رجاء بن ابی الضحاک را با خادم مخصوص خود یاسر در حالی به سمت مدینه فرستاد که به آنان دستور اکید داده بود روز و شب کاملا مراقب امام باشند و محافظت از ایشان را به شخص دیگری واگذار نکنند (بحار الانوار ج49 ص91)

@munasbat


امام رضا «بزرگ فریادگر امامت» و ولایت بودند

.

حدیث «سلسلةالذهب» سند تاریخی مأموریت ویژۀ امام رضا(ع) در دعوت مردم به امر امامت است


سعی کنید صحنه را تصوّر کنید؛

حدود 20 هزار نفر نویسنده و صاحب قلم

علماء و باسوادهای شهرهای اطراف هم جمع شده بودند

و تقریبا همه به معنای امروزی شیعه نبودند،

ولی برای امام رضا(ع) احترام قائل بودند،

چون علم و معرفت حضرت زبان‌زد بود

شاید کسی منتظر این موضوع نبود

حضرت از اجداد خودشان نقل کردند

(که معلوم شود هر کسی نباید حدیث نقل کند)

از رسول خدا(ص)که

فرمود: خداوند متعال می‌فرماید:

کلمه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» حصار و قلعۀ من و امان از عذاب است

یعنی کسی که ایمان به خدا داشته باشد خدا او را عذاب نمی‌کند

تا اینجای حدیث سخن تازه‌ای نبود و تقریباً همۀ آن جمعیت شبیهش را شنیده بودند، که:

«قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا»

همه منتظرند ببینند ادامۀ سخن حضرت چیست. اما حضرت پرده را کشیدند و ناقه حرکت کرد

تعجّب مخاطبین صدبرابر شد.

هنوز همه مات و مبهوت، قلم بدست دارند نگاه می‌کنند!

امام رضا(ع) هم دقیقاً می‌داند دارد چه‌کار می‌کند.

بعد ناگهان کلام خود را ادامه داد و یک جمله را به صراحت بیان فرمودند

«البته شرط‌هایی دارد و من از شروط پذیرش لااله‌الّاالله هستم؛

بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»

یعنی به شرط پذیرش ولایت و امامت ما اهل بیت(ع)، مسلمانی شما قبول می‌شود.

در واقع امام رضا(ع) حرف_آخر را همان اول بیان کردند.

آیا شما می‌توانید در این زمان با رشد و اقتدار موجود این‌طور با صراحت از امامت حرف بزنید؟!

خیلی دشوار است

نیاز به شجاعت زیادی دارد.

به ویژه اگر این سخن حق در ظاهر متضمن نوعی دعوت به خود هم باشد

حضرت در جمع آن مردمان غریب، که اکثراً شیعه نبودند (به معنای امروزی)

آیا نباید نگران می‌بودند که نکند یک‌وقت مردم با این سخنِ صریح مخالفت کنند؟!

نکند بگویند:

حضرت به جای اینکه از آن‌همه معارف دینی سخن بگوید، از ولایت خودش با ما حرف زد؟!

اینها که هنوز در مقدمات مانده‌اند و باید برخی مفاهیم برایشان جا بیفتد

تا به اینجا برسند

حتی اگر این مفهوم،در میان بچه‌ شیعه‌ها هم این‌طور محکم بیان شود،

شاید بعضی‌ها نتوانند تحمل کنند

از خدا می‌خواهیم وقتی امام_زمان(ع) ظهور فرمودند

و «منِ» امامت‌شان را در مقابل ما فریاد کردند

و ندای «انا_المهدی» و «أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» سر دادند

ما را متواضع_ترین بندۀ خدا در مقابل مقام ولایت خود بیابند.

و منیّت ما را در برابر امامت خودشان نابود شده ببینند

@munasbat


m5736z.blog.ir/post/selseltzahb


کار خاص و مأموریت ویژۀ امام رضا علیه السلام چه بود؟


امام رضا(ع) در بین همۀ ائمۀ هدی، صریح‌ترین پیام‌ها دربارۀ امر ولایت و امامت را به مردم منتقل کردند و می‌توان گفت که ایشان «بزرگ فریادگر امامت و ولایت» هستند و در بیان و دعوت به امر ولایت-از جهاتی- صریح‌ترین امام بودند..


وقتی امام رضا(ع) فرصت و ظرفیت مختصری برای آشنایی با مفهوم امامت و ولایت را در میان مردم دیدند، بر روی مفاهیمی مثل نماز و روزه و عبادات و اخلاقیات کار نکردند،

 بلکه سراغ اصل ماجرا رفتند و به اصلی‌ترین مفهوم دینی یعنی «ولایت» پرداختند. 

نمونۀ برجستۀ آن هم حدیث سلسلة‌الذهب است.


حدیث سلسلة‌الذهب سند تاریخی مأموریت ویژۀ امام رضا(ع) در دعوت مردم به امر امامت است. 

اینکه فرمود: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»(عیون اخبارالرضا(ع)/2/135) 

یعنی هر کسی بگوید «لااله‌الّاالله»، به یک شرط‌هایی از او پذیرفته می‌شود و از عذاب در امان می‌ماند و منِ امام رضا(ع) از شروط پذیرش آن هستم.

@munasbat

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">