تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

وحدت از دیدگاه قرآن کریم

وحدت و همبستگی مسلمانان و امت پیامبر اکرم (ص) از اصول مهم دین اسلام می باشد که تاکید و سفارشات فراوانی به آن شده است. در قرآن کریم آیات متعددی به وحدت و پرهیز از تفرقه سفارش نموده اند. خداوند انسان ها را در قومیت ها، نژادها و جنسیت های متفاوت خلق نموده است، و این گوناگونی نمی تواند باعث جدایی و برتری افراد نسبت به یکدیگر باشد. از نظر قرآن، انسان ها از جنس مذکر و مونث آفریده شده اند و مردمان، امتی واحد و یگانه بوده اند

تمایز رنگ و زبان آنان نه مایه امتیاز و نه نشانه برتری است، بلکه نشانه های قدرت الهی است. چندگونگی قبیله ای و طایفه ای، راهی برای شناسایی بهتر و هماهنگی و همگرایی است. هر ملتی به جهات چندی پدیدار می گردد؛ چنان که امتها و شرایع نیز به جهات شرایط زمانی، روحیات، مقتضیات روحی و روانی انسان پدید آمده است. بنابراین نمی توان به این مسائل به عنوان مسائل محوری نگریست، بلکه اموری عرضی هستند که در شرایط خاص و مقتضیات خاصی پدیدار می گردند.‏

آثار وحدت اسلامی در قرآن کریم

قرآن برای انسجام اسلامی، آثار چندی را برمی شمارد که از مهمترین آنها می توان به همان هدف اصلی تشکیل خانواده کوچک و بزرگ (ملت) و ایجاد دولت اشاره کرد. هدف از انسجام اسلامی در وهله نخست، رسیدن به آرامش و آسایش است، که قرآن نیز بر تأکید می‌ورزد؛ چنانکه برچیده شدن زمینه بیگانگان و استعمارگران از مهمترین هدفهای وحدت و انسجام اسلامی شمرده شده

قرآن این عوامل را برای رسیدن به انسجام اسلامی بیان کرده که بدون آن نمیتوان یکرنگی را در میان مردم دید و از امنیت و آرامش و آسایش برخوردار شد. اولین اثر وحدت، تشکیل امتی واحد در جهان اسلام است تا هیچگونه نیروی و قدرت غیر اسلامی قادر به مبارزه با آن نباشد إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ؛

‏تقوا، شرط حفظ وحدت:

خداوند متعال، می خواهد مسلمانان را به اصلاح روابط اجتماعی امر کند. اما پیش از بیان وظایف اجتماعی، ابتدا همه را دعوت به تقوا میکند. یعنی از یکایک افراد میخواهد که پرهیزکار بوده و دل پاک داشته باشند و از خدا بترسند و پروای او را داشته باشند و گناه نکنند. از اینکه در قرآن، قبل از دعوت به وحدت، تقوا مطرح شده، می‌توان فهمید که ریشه اصلی تفرقه، اختلاف و دوئیت در جامعه اسلامی، و علت بی تفاوتی مردم نسبت به کارهای نیک و بد در جامعه، بی‌تقوایی افراد است

قرآن برای آنکه اثر شگفت‌انگیز و معجزه آسای اسلام را در ایجاد وحدت بیان کند، مسلمانان را به یاد وضعی که پیش از اسلام داشتند، می اندازد و می گوید: مگر شما همان مردمی نبودید که با هم دشمن بودید و به یکدیگر بر سر موضوعات پوچ فخر می فروختید و بر سر هیچ و پوچ با هم نزاع می کردید؟ این خدا بود که نعمت اسلام را به شما عطا فرمود و دلهای همه شما را مانند براده های آهن، به سوی آهنربای پر قدرت الهی جذب نموده و میان شما الفت و محبت برقرار کرد. این نعمت اسلام بود که شما با هم برادر نمود.

‏وحدت دولت و ملت:

اولین زمینه و بستر برای وحدت ‌‌اسلامی، ایجاد همبستگی میان مردم و دولت است. رهبران و پیشوایان دینی همواره بر این مسئله تاکید داشته‌اند. از جمله حضرت علی (ع) در نهج البلاغه، والی و حاکم را برای مردم لازم دانسته اند، اطاعت از زمامدار عادل و والی مسلمانان را برای حفظ و تقویت دین ضروری بر می شماردند

چرا که خداوند در سوره انفال آیه 46 می فرماید: با یکدیگر اختلاف نکنید زیرا متلاشی می شوید و اثر وجود شما از بین خواهد رفت. امام علی(ع) روی این نکته پافشاری دارند که مردم باید از والی اطاعت کند و نافرمانی آنان موجب شیوع فساد، شکست اسلام و ضربه به دین است که به تعبیر قرآن کریم، ارزش وجودی و خاصیت اسلام و مسلمانان از دست می رود.

و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست‏شوید و مهابت‏شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است

 

وَ أَطِیعُواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ﴿46

اصول اساسی وحدت

در جهان معاصر، دشمن خود را از نظر تجهیزات و نفرات در آمادگی بالاتری قرار داده و با ابزارهای پیشرفته مخابراتی حتی در خانه های مسلمانان آشیانه کرده و حضور بیست و چهار ساعته دارد. رسانه های آنان تفرقه و اختلاف را دامن می زنند و وحشت و هراس در دل مسلمانان می افکنند تا مالکیت و تسلط آنان را بپذیرند

برای تامین اتحاد و وحدت می بایست نخست به اصول اساسی وحدت امت یعنی توحید و یکتاپرستی بازگشت و در سایه رهبری و امامت امام گام برداشت. از این رو خداوند بازگشت به اصول اساسی دین و پیروی و اطاعت از آن و هم چنین رهبری را به عنوان مهم ترین عامل وحدت مورد تاکید و توجه قرار می دهد و در آیاتی بسیار بر اطاعت و پیروی از خدا و رسول پافشاری می کند.
البته مومنان برای این که وحدت را در میان خویش تقویت کنند می بایست رفتارهای ملایم و ملاطفت آمیز را در پیش گیرند و نسبت به یکدیگر سخت گیری نکنند، زیرا نرمی و ملاطفت بین مردم موجب می شود تا انسجام و وحدت تقویت شود و کینه ها و کدورت ها از میان برود. از آن جایی که دشمن در درون دل ها لانه می کند و با وسوسه های خویش مردم را می هراساند و دل هایشان را خالی می کند، لازم است تا با این پدیده با استفاده از ذکرالله و یادکرد دایم او مبارزه شود

در آیات 32 و 33 یوسف، خداوند از ذکرالله به عنوان یکی از مهمترین علل و عوامل مقابله با هرگونه تهدیدی یاد میکند و به مردم گوشزد میکند که چگونه می توان با دشمن که از راه وسوسه درونی وارد می شود مقابله کرد و تهدیدات او را از میان برداشت.
در شرایط سخت و دشوار که امید هر کسی بریده می شود لازم است که انسان یاد خدا را بر زبان و دل داشته باشد و با توکل به خدا به مقابله با دشمن برخیزد. (آل عمران172)

کسانى که [در نبرد احد] پس از آنکه زخم برداشته بودند دعوت خدا و پیامبر [او] را اجابت کردند براى کسانى از آنان که نیکى و پرهیزگارى کردند پاداشى بزرگ است

 

الَّذِینَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿172

بی گمان هر کسی بر این باور باشد که اگر کشته شوم و یا پیروز در هر دو حالت پیروز میدان است نمیتوان چنین کسی را هرگز شکست داد. انسان مسلمان و مومن به سبب باور به وظیفه و تکلیف می داند که اگر به وظیفه خویش به عنوان تقرب الی الله عمل کند، در هر دو حالت پیروزی و شکست، اوست که پیروز می باشد، زیرا به وظیفه و تکلیف خود عمل کرده و در صورت پیروزی، از نعمت های بزرگ و کمال بخش دنیا چون آرامش و آسایش بهره مند می شود و اگر شهید شود نیز در بهشت رضوان الهی جای می گیرد و از آسایش و آرامش ابدی برخوردار می شود

گاه لازم است که انسان نسبت به تهدیدات دشمن بی اعتنایی کند و آن را در دایره جنگ روانی قرار دهد؛ زیرا دشمن تنها به خالی کردن دل ملت توجه دارد و با ابزارهای روانی می کوشد تا دل ها را بهراسند. در این جا است که مومنان می بایست تنها از خداوند هراسناک باشند و از غیر او ترسی به خود راه ندهند و تهدیدات دشمن را به عنوان جنگ روانی ارزیابی کرده و به آن بی توجهی کنند؛ زیرا توجه کردن به این گونه تهدیدات ممکن است دشمن را به این فکر بیندازد که در کار خویش می تواند موفقیت کسب کند

اما هرگاه تهدیدات وی با بی اعتنایی مواجه شود دشمن در می یابد که اصولا ملت در یک فضا و موقعیت برتری قرار دارد که برای تهدیدات وی پشیزی ارزش قایل نیست. این روش را پیامبرانی چون ابراهیم(ع) در برابر دشمنان خویش به کار می بست که آیات 80 و 81 گزارشی از این سازوکار به دست می دهد

در شرایط کنونی که تمام کفر در برابر تمام ایمان و اسلام ایستاده و در تمامی سرزمین های اسلامی مومنان را تهدید می کند می بایست با حفظ وحدت و توکل به خدا و فراهم آوری عوامل بازدارنده، دشمن را نه تنها به بیرون مرزها برانیم بلکه می بایست کاری کنیم که دیگر وسوسه حمله به خود راه ندهد.

حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه) از کسانی بود که به این مفهوم جانی دوباره بخشید؛ با این حال اکنون که بیش از 30 سال از عمر انقلاب می گذرد و از وحدت به شکل های گوناگون در محافل علمی و رسانه ها سخن به میان می آید، هنوز آن گونه که باید و شاید مفهوم روشنی از این واژه ارایه نشده است.
وحدت مطلوب
وحدت را باید چگونه کسب کرد؟ وحدتی مطلوب است که انسانها بتوانند با رفتار هم سوی یکدیگر، به سوی هدف مطلوبِ واحد حرکت کنند و امکاناتشان را به سوی آن مقصد واحد سوق دهند تا به نتیجه ایده آل برسند.
وحدت، خودبه خود یک ارزش مطلق در کنار ارزش های الهی و انسانی نیست؛ بلکه ابزاری برای پیشرفت بهتر است. پادشاهی در روزهای پایانی عمر خویش، 12 پسرش را به حضور خواند و به هریک از آنان چوبی داد و گفت: بشکنید، و آنان شکستند. پس از آن، 12 چوب را روی هم گذاشت و به هر کدام گفت: بشکنید. چون نتوانستند، رو به آنان کرد و گفت: اگر پس از مرگ من با هم باشید، شکست نمی خورید، اما اگر پراکنده شوید، در مقابل دشمنان شکست خواهید خورد. پس، وحدت می تواند هدفی را تقویت کند، اما ممکن است آن هدف مطلوب یا نامطلوب باشد

کفار هم در جنگ احزاب برای این که ریشه اسلام را بکنند با هم متحد شده بودند، اما آیا این وحدت مطلوب بود و آن ایده آل اخلاقی تحقق پیدا می کرد؟! روشن است که وحدت، ابزار و به مثابه شمشیری دو لبه است. یعنی اگر وحدت در راه حق به کار برود مطلوب است و اگر در راه باطل محقق شود، مضر است. پس، ارزش وحدت و اتحاد، ارزشی ابزاری است. در واقع، ابتدا باید هدف مقدسی را در نظر گرفت و برای تحقق آن هدف برنامه ریزی کرد. سپس، باید تلاش کرد تا نیروهایی که می توانند در رسیدن به آن هدف مؤثر باشند هم سو شوند تا نیروهایشان جهت یافته و متراکم شود.
حق ؛ محور وحدت
برای هر وحدت مطلوب و مقدس، باید محور مشخصی باشد که با آن کنترل شود. در واقع، فعالیت هایی که در پرتو وحدت انجام می گیرد، باید با آن محور به عنوان ملاک سنجیده شود. به این ترتیب، هر اندازه فعالیت ها به آن محور نزدیک شود، آن وحدت مؤثر نهادینه شده است و هرگاه سمت و سوی فعالیت ها تغییر کرد، دیگر وحدتی نخواهد بود. حقی که می تواند محور وحدت باشد، مراتبی دارد؛ هم چنان که دلبستگی به آن حق و شناخت آن نیز مراتبی دارد. محور وحدت، آن حقی است که شناخت، گرایش و رفتار براساس آن شکل گرفته است.
مراتب وحدت
بی شک، آنجا که اختلاف در شناخت ها در حد تباین و تضاد باشد و همدیگر را نفی کنند، وحدتی حاصل نخواهد نشد. وحدت آنجا ممکن است که شناخت ها با هم قرابت داشته و هم سو باشند. حتی در همین جا نیز مراتب شناخت متفاوت است، ظن، علم، یقین، ایمان و هدایت هم مراتب مختلف دارند. وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًی؛ وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَی عَلَی الْهُدَی؛ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا. ایمان همه یکسان نیست. معرفت ها هم در یک حد نیست. دلبستگی ها و عشق ها نیز به یک اندازه نیست. می شود آن را بین صفر و بی نهایت درجه بندی کرد؛ البته بی نهایت عشق برای خداست، هم چنان که بی نهایت علم نیز از آنِ اوست.

همه ما به طور طبیعی و فطری، انسان ها و به طور کلی جامعه انسانی را دوست می داریم و اگر افرادی بر ضد جامعه انسانی حرکت کنند، نسبت به آن ها دشمنی پیدا می کنیم. ما واقعاً همه کفار عالم را دوست داریم و می خواهیم ایمان بیاورند، هدایت شوند و به سعادت برسند؛ البته کسانی که نسبت به حق دشمنی دارند، حسابشان جداست. ما حتی منکران خداوند و آن ها را که مادی محض اند و معرفتی نسبت به ماورای طبیعت ندارند، دوست داریم و می خواهیم هدایتشان کنیم، چون در دایره انسان قرار می گیرند، اما آن هایی که خدا را قبول دارند در یک دایره تنگ تری هستند و طبعاً آن ها را بیشتر دوست می داریم

در میان خداباوران نیز محبت ما نسبت به کسانی که به ادیان و انبیای الهی هم معتقدند، بیشتر است و نسبت به دسته پیشین در دایره تنگ تری قرار می گیرند. در واقع، محبت ما نسبت به کسانی که انبیا را قبول دارند، بیشتر از آن هایی است که فقط خدا را قبول دارند. در این میان، علاقمندی و ارتباط ما نسبت به کسانی که اسلام را قبول دارند، بیشتر و در نتیجه وحدت مان با آنان نیز مستحکم تر است. هم چنین، وحدت، علاقمندی و ارتباط ما در میان مسلمان ها با شیعیان بیشتر است

اگرچه در دایره شیعیان، گناه کاران هم هستند، ولی ما آن ها را هم دوست داریم و برایشان استغفار می کنیم. اکنون، در بین دایره شیعیان، می توانیم دایره کوچک تری ترسیم کنیم و آن ها کسانی هستند که اهل کمالات هستند. آیا محبت ما به شیعه ای که خدای ناکرده آشکارا معصیت می کند نسبت به آن که تجاهر به فسق نمی کند یکسان است؟! مسلما‍ً این گونه نیست. یعنی ما به عنوان یک مسلمان معتقد به خدا، با کسانی که بهترین شناخت و بیشترین دلبستگی را نسبت به حقایق دینی و ارزش های اسلامی و انقلابی دارند و بهترین فداکاری ها را در راه تحقق اهداف و ارزش های اسلامی انجام داده اند، بهتر می توانیم همکاری کنیم.
مرزهای وحدت
به همین ترتیب، می توانیم دایره های کوچک تری ترسیم کنیم. وحدت و هم یاری ما با کسانی که در دوایر کوچک تر قرار می گیرند پررنگ تر خواهد بود. این وحدت به معنای عدول از وحدت با سایر مؤمنین در دوایر دیگر نیست، بلکه در یک دایره وسیع تر در صحنه هایی دیگر وحدت و ارتباط کم رنگ تری وجود دارد. نمی توانیم آن همکاری و وحدتی را که با شیعیان داریم، با سنی ها داشته باشیم. ما با همه اهل تسنن وحدت خواهیم داشت، اما در مقابل کفار. یعنی اگر میان شیعیان و اهل تسنن تضاد و تزاحمی در مصالح پیش آید، قطعاً ما شیعه را مقدم می داریم

این مسأله کاملاً عقلایی است. بنابراین، هرچه شناخت ها و دلبستگی ها و اراده ای که منشأ رفتارها می شود، نسبت به فرد یا مجموعه ای عمیق تر و شدیدتر باشد، می تواند وحدت مؤثرتر و قوی تری را به وجود بیاورد. مطالبی که بیان شد مدلی شبیه دوایر متحدالمرکز را پیش روی ما قرار می دهد.
بنابراین، گرچه ما به همه کسانی که به این کشور اسلامی دلبستگی دارند (غیر از آن هایی که عناد داشته باشند و دنبال براندازی نظام باشند)، علاقه و با آنها ارتباط داریم و خیرشان را می خواهیم، اما ارتباط و اتحاد ما با همه یکسان نیست، بلکه این اتحاد و ارتباط با عده ای در این حد است که تنشی ایجاد نشود، و خصومت و بدگویی ای نباشد.

محورهای همبستگی ملی دینی از نگاه قرآن

آن هنگام که بعثت رسول اکرم(ص) همچون آذرخشی کویر ظلمانی جامعه بشری را پرتو افشانی نمود و سرزمین حجاز را مرکز تابش انوار تابناک وحی قرار داد، زنجیرهای اسارت که افکار مردم را در انجماد و تحجّر قرار داده بود یکی پس از دیگری از هم گسست و به برکت نور حق و چشمه همیشه جوشان توحید، عداوت و دشمنی رنگ باخت، دلها به هم نزدیک شد، رحمت و برکت بر انسان ها بارید و بالأخره این انقلاب معنوی و تحول ملکوتی با خود، آرامش، امنیّت، الفت و حسن تفاهم را به ارمغان آورد

اساساً تعالیم اسلام به گونه ای است که اتحاد و همبستگی مسلمانان را صرف نظر از تنوع قومی، نژادی، زبانی و فرقه ای ترویج می کند. خدایی که مؤمنان می پرستند یکی است، شعارشان لا اله الاّ اللّه است و همه به رسالت محمدی ایمان دارند، تمامی مسلمانان قرآن را کتاب مقدس آسمانی خویش می دانند و آن را برای تقرب به حق و بهره مند شدن از معنویت آیاتش تلاوت می کنند، قانون اساسی همه مسلمین در این کتاب مندرج است، همه به سوی قبله ای واحد نماز می خوانند، بانگ اذان همه یکی است زمان معین آنان برای روزه داری و عبادت، ماه رمضان است، آنان روز اول شوال و نیز روز اضحی را عید خویش می شمارند و در ماه ذیحجّه با هم در حرم امن الهی اجتماع می کنند تا مراسم حج ابراهیمی را انجام دهند، به ساحت مقدس خاندان نبوی ابراز ارادت، می نمایند و احترام ویژه ای برای اهل بیت پیامبر قائل اند. این موارد به خوبی می تواند دلها را به یکدیگر پیوند دهد و روح همبستگی برادری اسلامی را که عظمت مسلمانان را به نمایش می گذارد، احیا نماید (یادداشت های شهید مطهری ج1 ص202 ـ217)

وحدت و همبستگی یکی از مواردی است که تداوم و پایداری نظام ها و ملت ها به آن بستگی دارد، و به همین دلیل، تمامی ملل برای وحدت و همبستگی اهمیت خاصی قائل شده اند و برای حفظ این امر خطیر برخی امور را، در فرهنگ خود مقدس و مهم شمرده و آنها را محور همبستگی خود قرار داده اند به عنوان نمونه وقتی در تاریخ جنگ های صلیبی که علیه مسلمانان بر پا شد دقت کنیم می بینیم مسیحی ها بهترین حربه ای که برای اتحاد خود بکار بستند دین بوده است، یا در جنگ جهانی دوم آلمان ها برای همبستگی خود از عنوان نژاد برتر استفاده کردند

در این خصوص دین مبین اسلام نیز از سایر ادیان مستثنی نبوده و اهمیت خاصی برای این موضوع قائل شده و قرآن کریم بر این نکته، نهاده است که وحدت مایه استواری و نیرومندی و اختلاف، موجب شکست و سستی و از کف دادن قوت و قدرت است

در سوره مبارک انفال، در مقام بحث از جنگ بدر که در جریان آن شماره مسلمانان کمتر از یک سوم مشرکان بود و توشه و سلاح و آمادگی کمتری داشتند، اما سرانجام پیروزی از آن مسلمانان گشت، می خوانیم: وَ أَطِیعُواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و نزاع (و کشمکش) نکنید، که سست شوید و قدرت (و شوکت) شما از بین برود و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است (انفال46)

منظور از وحدت و همبستگی هرگز آن نیست که همه دیدگاههای اعتقادی، اجتهادهای فقهی و نظریات سیاسی مسلمانان را در قالب اجتهاد و رأیی واحد ارائه کنیم و [از بقیه دست برداریم [بلکه مقصود اتخاذ موضعی هماهنگ در میان مسلمانان [و ملت [است که بر بستر انگیزه ها و ضرورت های پیشین، وحدت و همبستگی را در میان آنان تجلی بخشد.

مهم ترین محورهای همبستگی از نظر قرآن از قرار زیر است:

1ـ توحید و یکتاپرستی ایمان به خدای یگانه و غیب و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز واپسین، مهم ترین پایگاهی است که وحدت و همبستگی جوامع مسلمان باید بر آن استوار گردد اصولاً نظریه «توحید» دیدگاهی وحدت گراست و به مثابه مرکزیت نظام تکوین و تشریع امت واحده اسلامی به شمار می رود. یکایک آدمیان و آفریدگان تسبیح گوی خدای یکتایند و در برابر عظمت او خاضع و خاشعند

خدایی که صاحب و مالک روز جزاست و داد مظلوم از ظالم می ستاند و از ستمگران انتقام می گیرد و در روز رستاخیز در میان مردم به عدالت رفتار خواهد کرد و در میانشان قسط به پا خواهد داشت. قرآن کریم یکی از راه های همبستگی را پیروی از راه توحید دانسته و به آن سفارش فرموده أَنَّ هَـذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید، و از راه های پراکنده (انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می سازد (انعام153) در این آیه خداوند دستور به پیروی از صراط مستقیم را داده که همان راه توحید، راه حق، عدالت، پاکی و تقواست و پیروی از غیر آن راه را باعث پراکندگی و اختلاف و نفاق می داند.

و بر همین اساس، قرآن از اهل کتاب می طلبد که به کلمه توحید که وجه جامع و مشترک میان آنان و مسلمانان می تواند باشد باز گردند قُلْ یَآأَهْلَ الْکِتَـبِ تَعَالَوْاْ إِلَی کَلِمَةٍ سَوَآءِ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْـئا (آل عمران64) بگو: ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم. در این دو آیه، قرآن کریم مفهوم وحدت و همبستگی مسلمانان و حتی مسلمانان با سایر ادیان الهی را تنها در این چارچوب و با این تفسیر و تبیین پذیرفته است، چرا که از نظر اسلام صرفاً به اجتماع مسلمانان و اتفاق آنان بر هر مسأله ای نباید دل خوش بود بلکه آنچه در این عرصه اهمیت فراوان دارد اتحاد و اتفاق آنان، «در خدا» و «برای خدا» و «در راه خدا» است

رسول اکرم(ص) پس از مهاجرت به مدینه و پذیرش رهبری مردم، منشور اساسی ـ که به صحیفه یا قانون اساسی مدینه موسوم است ـ براساس تعالیم قرآن کریم تدوین فرمود و با پیمان و میثاقی قبائل مختلف آن نواحی را به هم پیوند داد و امت واحدی تشکیل شد که محور آن به جای ملیّت و نژاد، ایمان به خدا و آخرت و عمل صالح بود.(سیره ابن هشام، ج اول، ص 501).  مقام معظم رهبری نیز علاج دردهای کهنه دنیا و زخم های بشریت را بازگشت به خدا می داند و می فرماید:

امروز علاج دردهای کهنه دنیا و زخم های بشریت، بازگشت به خداست (فِرُّوا اِلیَ اللّهَ) باید به خدا برگردند، بشریت باید با خدا و ایمان و معنویت آشتی کند کسانی که انسان ها را عمداً از معنویت و ایمان و توجه به خدا دور کردند، این نتیجه کار آنهاست. چیزهایی است که برای بشریت پیش می آید، یک روز در این گوشه دنیا، یک روز در آن گوشه دنیا، باید به خدا و معنویت برگردند. علاج دردهای بشریت، توجه به خدا و بازگشت به ایمان است. امروز این خلأ را وجدان های پاک در همه جای دنیا احساس می کنند.

مطلب دیگر در اهمیت و محوریت توحید اینکه خداوند خطاب به پیامبر خود إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ (انعام159) آنها که آئین و مذهب خود را پراکنده کردند و به دسته های مختلف تقسیم شدند در هیچ چیز با آنها ارتباطی نداری و آنها نیز هیچ گونه ارتباط با مکتب تو ندارند. زیرا مکتب تو، مکتب توحید و صراط مستقیم است و صراط مستقیم و راه راست همواره بیش نمی باشد

در این آیه خداوند متعال، این حقیقت را که توحید محور و اساس اسلام، آئین وحدت و یگانگی است و از هر گونه نفاق و تفرقه و پراکندگی بیزار است با تأکید تمام بازگو می کند و به پیامبر می فرماید برنامه و کار تو هیچ گونه شباهتی با افراد تفرقه انداز ندارد چون توحید نه تنها یکی از اصول اسلام است بلکه تمام اصول و فروع اسلام و همه برنامه های آن بر محور توحید دور می زند، توحید روحی است در کالبد همه تعلیمات اسلام، توحید جانی است که در پیکر اسلام دمیده شده است. و امام امت(رضی) در این باره می فرماید: این اسلام بود که همه را با هم مجتمع کرد و این اسلام بود که شما را پیروز کرد و این اسلام است که سعادت همه انسان ها را تأمین میکند.

2ـ قرآن کریم و به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده و متفرق نشوید وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ (آل عمران103) در این آیه «حبل اللّه» به قرآن و اهل بیت تفسیر شده و محور همبستگی قرار داده شده و به مسلمانان دستور میدهد که با تمسک به این دو به وحدت امت اسلامی تحقق بخشند. امام خمینی: ملت ها و دولت ها اگر بخواهند به پیروزی و هدف های اسلامی به تمام ابعادش که سعادت بشر است برسند، باید اعتصام به حبل اللّه کنند، از اختلافات و تفرقه بپرهیزند و فرمان حق تعالی را اطاعت نمایند

قرآن کریم قانونی است که در آن اختلافی نمی باشد و خود بیان کننده و روشن کننده اختلاف ها می باشد وَ مَآ أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ (نحل64) ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند برای آنها روشن کنی. در این آیه یکی دیگر از فلسفه های بعثت پیامبر(ص) بیان شده است تا روشن شود که اگر اقوام و ملت ها، هوی و هوس ها، سلیقه های شخصی خود را کنار بگذارند و دست به دامن راهنمائی پیامبران بزنند، اثری از این گونه اختلافات، خرافه ها چیزی باقی نخواهد ماند

و پیامبر نیز برای بیان و روشن ساختن این اختلافات و راهنمائی مردم از کتاب خدا، قرآن کریم بهره می جسته است. زیرا این کتاب خداست که وسوسه های شیطان را از دل انسان می زداید، پرده های فریبنده نفس اماره و شیطان صفتان را از چهره حقایق کنار می زند، خرافات و جنایاتی که در زیر ماسک های فریبنده پنهان شده آشکار می سازد و اختلافاتی را که در سایه هوی و هوس پدید آمده بر می چیند و به قساوت ها پایان می دهد و نور هدایت و رحمت را در همه جا می پاشد و وقتی که چنین شد وحدت و همبستگی در جای، جای جامعه اسلامی ایجاد می شود.

امت اسلامی زمانی به برکت عمل به قرآن، سرآمد علم، عزت، اخلاق، معنویت بود، اما امروز به دلیل فاصله گرفتن از قرآن با مشکلات متعددی از جمله نداشتن وحدت کلمه و استقلال، پیشرو نبودن در عرصه های علمی و مدنی و اعمال سلطه از جانب قدرت های زورگو مواجه است. ملت ایران به برکت قرآن توانست از سلطه قدرت های شیطانی رهایی یابد و جوان های خود را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار دهد. از جمله شیوه هایی که قرآن کریم برای ایجاد وحدت و همبستگی بکار برده تأکید آن بر اهمیت حیاتی وحدت و بر ثمرات و تأثیر مثبت آن بر جامعه اسلامی است و این بحدّی است که همبستگی جامعه را برای مردم به صورت یک هدف در می آورد

قرآن به برادری، صمیمیّت و پرهیز از اختلافات تفرقه و عوامل دیگر همبستگی تأکید فراوان کرده است و با پیروی از نظام قرآنی می توان به آسانی به هدف وحدت و همبستگی ملی، جامه عمل پوشاند و بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نیز با تأسی از قرآن بر ایجاد وحدت در جامعه تأکید فراوان داشته و می فرماید: لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در اجتماعات اهل سنّت حاضر شوند.

3ـ اطاعت از پیامبر واهل بیت(ع) مسأله اطاعت از پیامبر و پایبندی به اوامر و تعالیم و احکام آن حضرت و پیروی از تصمیمات و دستورهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، اداری و قضایی حضرت، موضوعی است که در تحقق بخشیدن به وحدت جامعه و همبستگی مسلمانان نقش بسزائی دارد و آثار روحی و معنوی بسیاری بر آن مترتب است چرا که خداوند متعال در مورد پیامبر فرموده وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَیآ * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحَی (نجم3 ) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست

از این رو، اطاعت از او در حکم پیروی از خداوند و ایمان به او ایمان به رسالت الهی است، چون جانشینی خداوند در زندگی مادی، در واقع از آن اوست مَّن یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّی فَمَآ أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا (نساء80) کسی که از پیامبر اطاعت کند خدا را اطاعت کرده، و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم. و در جای دیگر اطاعت از فرمان خداوند و اطاعت از پیامبر را مایه پیروزی و همبستگی دانسته وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاَ تَنَـزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ (انفال46) و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و نزاع (و کشمکش) نکنید، که سست شوید و قدرت و (شوکت) شما از میان برود

معیار و محور وحدت که جمهوری اسلامی ایران، دنیای اسلام را به آن فرا می خواند، وجود مقدس نبی اکرم(ص) و یاد و نام آن بزرگوار است. برخی اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی به طور طبیعی در جهان اسلام وجود دارد که می توان با تکیه بر تعالیم پیامبر خاتم بر آنها غلبه کرد.

4ـ حفظ روابط عاطفی میان رهبری و مردم از مزایای فوق العاده اخلاقی پیامبر(ص) که از صفات مهم در رهبری و باعث همبستگی ملی است، مسأله گذشت و نرمش و انعطاف در برابر مردم است. فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ (آل عمران159) و به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می شدند. شخصی هم که در مقام رهبری یا مسئولیتی قرار گرفته اگر بخواهد در مسئولیتی که به او سپرده اند، موفق شود باید به پیامبر اکرم(ص) اقتدا کند و با مردم با محبت و مهربانی رفتار نماید که در غیر این صورت اگر خشن و تندخو و غیرقابل انعطاف و فاقد روح گذشت باشد در برنامه های خود با شکست مواجه خواهد شد و مردم از دور او پراکنده می شوند

و در جای دیگر درباره مهربانی پیامبر با مردم لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ (توبه128) به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است. اخلاق پسندیده، رفتار نیک، مهربانی، صبر و استقامت، تحمل و بخشش، همه جزء راههایی است که می شود با آنها وحدت و همبستگی ایجاد کرد که خداوند متعال پیامبر اکرم(ص) را که اسوه تمام رهبران و ملتهاست به انجام آنها دستور داده است.

ائمه معصومین(ع) به روشنی بر ضرورت انجام وظیفه احترام و اهتمام حاکم و امیر نسبت به مردم و زیردستان تأکید کرده اند و این تأکید را در درجه عالی می توان در سیره خلافت امام علی(ع) ملاحظه نمود. همچنین این تأکید در قالب نصیحت و پند امامان به والیان و کارگزاران آنان دیدنی است. شاید یکی از جالب ترین این نمونه ها، نامه های امام علی(ع) به مالک اشتر نخعی و دیگر نامه هایی باشد که به سوی والیان خویش فرستاده و بخشی از آنها در کتاب گرانقدر نهج البلاغه گرد آمده است

در وصیّت امام علی(ع) به فرزندش محمد بن حنفیه می خوانیم: به تمامی مردم نیکی کن همانطور که دوست داری به تو نیکی کنند، برای آنان آنچه را بپسند که برای خود می پسندی، نیز آنچه را برای خود زشت می شماری برای آنان زشت بدار، خوی خویش با مردم نیکو کن چندان که هر گاه از نظر آنان غائب شوی دلشان برایت تنگ گردد و چون بمیری بر تو بگریند و بگویند انّا للّه و انّا الیه راجعون و از آنان مباش که مردم هنگام مرگشان بگویند: الحمدللّه ربّ العالمین بدان که پس از ایمان به خداوند اساس و رأس عقل مدارا با مردم است (وسایل الشیعه ج8 ص541)

5ـ موازین اخلاقی از دیدگاه اسلام، رعایت موازین اخلاقی، بطور کلی اصل اساسی و مهمی است که در کنار مسائل گوناگون عقیدتی و روابط اجتماعی و سیاسی و برای دستیابی انسان به تکامل جمعی و فردی در دنیا و آخرت باید مدّنظر قرار گیرد. فراتر از این می گوئیم اصولاً محتوای کلی تعالیم اسلامی، محتوایی اخلاقی است. حضرت رسول اکرم(ص) در این زمینه می فرماید: انّما بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق من برانگیخته شده ام که فضیلت های اخلاقی را به اوج برسانم روی این اصل، قرآن کریم هنگام بحث از مسائل اخلاقی نه تنها از روابط آدمی با همنوعان خود سخن گفته بلکه روابط او را در همه زمینه ها، مورد توجه قرار داده است

از این رو، دریافتنی است که موازین اخلاقی، بستری مهم جهت برپائی وحدت اسلامی است. علاوه بر این، قرآن کریم بطور کلّی از نقش اخلاق در پدیدار شدن وحدت و بطور خاص از شاخصه های روابط حاکم بر جامعه سخن گفته است. اینک آنچه مدنظر است شاخصه هایی کلی از موازین اخلاقی است که در ارتباط با موضوع وحدت و همبستگی ملی و اسلامی نقش آفرین است.:

الف: پایبندی به عهد و پیمان قرآن کریم به طور کلی بر ضرورت وفای به عهد و پایبندی به میثاق، در همه زمینه ها تأکید کرده با این همه پافشاری قرآن بر این اصل، در روابط اجتماعی و سیاسی حتی در مقابل دشمنان به عنوان مسأله ای بنیادین، بیشتر است این بدان معناست که رعایت جنبه های اخلاقی در حفظ و بقای وحدت جامعه نقشی اساسی بازی می کند. در سوره توبه بعد از تعیین مدّت برای مشرکان إِلاَّ الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْـءًا وَلَمْ یُظَاهِرُواْ عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوآاْ إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَی مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ( توبه4)

مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حق شما فروگذار نکردند و احدی را بر ضدّ شما تقویت ننمودند پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم بشمرید زیرا خداوند پرهیزکاران را دوست دارد. در این آیه خداوند پیمان مشرکانی که بر خلاف پیمان خود کاری انجام نداده اند محترم شمرده . و در جای دیگر بعد از سفارش به وفا به عهد خدا، نقض عهد را به زن سبک مغز تشبیه کرده که پشم های تابیده خود را وامی تابد آنجا که می فرماید: همانند آن زن (سبک مغز) نباشید که پشم های تابیده خود را، پس از استحکام، وامی تابد در حالی که سوگند (و پیمان) خود را وسیله خیانت و فساد قرار می دهید، به خاطر اینکه گروهی، جمعیتشان از گروه دیگر بیشتر است (و کثرت دشمن را بهانه ای برای شکستن بیعت با پیامبر می شمرید)

خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش می کند و به یقین روز قیامت، آنچه در آن اختلاف داشتید برای شما روشن می سازد (نحل92)

و مانند آن [زنى] که رشته خود را پس از محکم بافتن [یکى یکى] از هم مى‏گسست مباشید که سوگندهاى خود را میان خویش وسیله [فریب و] تقلب سازید [به خیال این] که گروهى از گروه دیگر [در داشتن امکانات] افزونترند جز این نیست که خدا شما را بدین وسیله مى‏آزماید و روز قیامت در آنچه اختلاف مى‏کردید قطعا براى شما توضیح خواهد داد

 

وَ لاَ تَکُونُواْ کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنکَاثًا تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ أَن تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا یَبْلُوکُمُ اللّهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿92﴾

ب ـ امر به معروف و نهی از منکر پروردگار متعال در بسیاری از آیات به امر به معروف و نهی از منکر سفارش کرده و امر به معروف و نهی از منکر در حقیقت به منزله یک پوشش اخلاقی اجتماعی برای محافظت جمعیت است. زیرا اگر مسأله امر به معروف و نهی از منکر در میان نباشد عوامل مختلفی که دشمن بقای وحدت و همبستگی اجتماعی هستند همچون موریانه از درون، ریشه های اجتماع را می خورند و آنرا از هم متلاشی می سازند، بنابراین حفظ همبستگی ملی بدون نظارت عمومی صالحان ممکن نخواهد بود

و خداوند متعال عمل به آن دو را یکی از صفات مؤمنان دانسته وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَآءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ ( توبه71) مردان و زنان با ایمان، ولیّ (یار و یاور) یکدیگرند امر به معروف و نهی از منکر می کنند. و در آیه 108 توبه خداوند یکی از صفات منافقان را تفرقه افکنی دانسته که برای عملی ساختن این عمل زشت خود (تفرقه افکنی) از عکس امر به معروف و نهی از منکر استفاده می کنند الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ (توبه67) مردان و زنان منافق، همه از یک گروهند، آنها امر به منکر و نهی از معروف میکنند. همچنانکه در آیات به این دو فریضه اهمیت داده شده در روایات زیادی هم اهمیت این دو بیان شده و در روایتی از امام باقر(ع) از آن به عنوان فریضه بزرگ یاد شده که دیگر واجبات در سایه آن اقامه می شود.

امام باقر(ع) چنین می فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرائض با آن دو بر پا می شود و بوسیله این دو، راهها امن می گردد، و کسب و کار مردم حلال می شود، حقوق افراد تأمین می گردد، و در سایه آن زمین ها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته می شود، و در پرتو آن همه کارها رو به راه می گردد (وسائل الشیعه ج11 باب1 حدیث6 ص395)

آنچه از آیات و روایات بدست می آید این است که امر به معروف و نهی از منکر یکی از محورهای همبستگی است زیرا از دشمنان نمی شود انتقام گرفت مگر با اتحاد و همبستگی و دین سالم نمی ماند مگر با اقامه فرائض و غیر این موارد که جامه عمل پوشیدن همه آنها را امام(ع) فقط در سایه امر به معروف و نهی از منکر می داند

کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ (آل عمران110) شما بهترین امتی بودید که به سود انسان ها آفریده شده اید (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید. در این آیه خداوند متعال بهترین امت بودن را امر به معروف و نهی از منکر دانسته و جماعتی را امت گویند که ما بین اعضا و افراد آن یک همبستگی و وحدتی داشته باشد که در آیه مذکور سبب این اتحاد را امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خدا دانسته که اگر این سبب ها از بین برود اولاً این امت اتحاد خود را از دست داده و همبستگی آنها از بین می رود. ثانیاً فضیلت این امت از بین خواهد رفت. همه اینها نشانگر اهمیت و محوریت امر به معروف و نهی از منکر در همبستگی می باشد.

آسیب شناسی اختلاف از منظر قرآن

مهمترین عاملی که در بین جامعه مسلمین موجب شکست و تضعیف مومنان میشود، اختلاف است. برعکس اتحاد و انسجام و برکتهایی که از آنها نصیب افراد جامعه اسلامی و امت اسلامی می شود، اختلاف موجب ضعف مومنان، قدرت یافتن فرومایگان، جنگ و خونریزی و هدر رفتن سرمایه ها و فروپاشی هیمنه مومنان میشود. سخن گفتن از اتحاد و یا اختلاف ارتباط تنگاتنگی به مسایل سیاسی و اجتماعی پیدا می کند. در آیات بسیاری از قرآن به مسئله اتحاد از دیدگاه اجتماعی آن نگریسته و بر اهمیت آن میان جهانیان، ادیان، مسلمانان و نهاد خانواده تاکید شده است

در این آیات پدیده اتحاد به عنوان امتنان الهی دانسته شده و پیوند میان دل های مومنان را نوعی تصرف الهی برشمرده است. در نگرش قرآنی ایجاد و حفظ چنین یگانگی و هم دلیلی و همرایی در میان مومنان، به علت ارسال پیامبران و عمل به شرایع دانسته شده و از امت خواسته شده تا با تمسک به دین و آموزه های قرآن و روش و سنت پیامبر(ص) اتحاد و انسجام خود را حفظ و تحکیم کنند. (بقره 213 آل عمران 103 آل عمران 46 و انعام 153)

مردم امتى یگانه بودند پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم‏دهنده برانگیخت و با آنان کتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند و جز کسانى که [کتاب] به آنان داده شد پس از آنکه دلایل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] که میانشان بود [هیچ کس] در آن اختلاف نکرد پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند به توفیق خویش به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند هدایت کرد و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‏کند

 

کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿213

در آیه 153 انعام آمده و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله و این (دین اسلام) راه مستقیم و راست من است؛ پس از آن پیروی کنید و از راه های دیگر پیروی نکنید تا از راه خدا متفرق شوید. تفرقه و اختلاف امری است که در این آیه به آن توجه شده و آسیب های عدم اتحاد و اختلاف روشن و تبیین گردیده . آسیب هایی که نه تنها در دنیا و شیوه زیست و بهره مندی از دنیا پدیدار خواهد شد بلکه برآیند آن به آخرت نیز کشیده و انسان از آثار سوء آن در امان نخواهند ماند.
انواع اختلافات بشری
قرآن اختلافات بشری را در چند دسته بیان می کند و عامل هر یک را نیز بیان داشته و راهکارهای برون رفت از آن را نیز بیان می دارد. از جمله انواع و اقسامی که قرآن بیان می دارد می توان به اختلافات
عقیدتی و اجتماعی اشاره کرد که از مهم ترین و موثرترین اقسام اختلاف می باشد.
از منظر قرآن، ریشه اختلاف در انسان به مساله استخدام گری انسان باز می گردد. قرآن در این باره به گرایش ذاتی بشر به مساله استخدام توجه داده
و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا، و ما برخی از مردمان را بر برخی دیگر به درجاتی برتری دادیم تا برخی از ایشان برخی دیگر را به تسخیر خود درآورند (زخرف23) تسخیر و استخدام دیگری در این آیه به عنوان عامل طبیعی در نهاد و سرشت بشر یاد شده . همین مساله میتواند عامل و ریشه اصلی بسیاری از اختلافات و پدیداری تضاد منافع گردد

اصل در انسان استخدام گری و تسخیر دیگری است و ریشه اجتماعات را باید در مساله استخدام گری انسان جست. به این معنا که استخدام گری انسان موجب شد تا انسان به سوی جامعه گرایش یابد و جامعه طلبی و جامعه پذیری به عنوان یک عارض انسانی نمود پیدا کند. بنابراین انسان نه تنها مدنی بالطبع یعنی بالذات نیست، بلکه مدنی بودن وی امری عارضی و در پی امر ذاتی دیگری به نام استخدام گری انسان است (المیزان عربی ج2 ص117)

بی گمان نگرش های گوناگون در تفسیر هستی، آفریننده آن، اسما و صفات پروردگار و فرجام کار جهان و سرانجام بشر از مهم ترین عوامل تفرقه و جدایی گروه های انسانی پس از مسأله استخدام مطرح بوده . چنانکه اختلاف دینی میان ادیان نیز یکی دیگر از موارد اختلاف عقیدتی است. همه ادیان آسمانی بر اصل پرستش خداوند در جایگاه یگانه آفریننده هستی و مدبر آن اتفاق نظر دارند. آن چه بیش تر میان ایشان تفرقه می افکند نوع اعتقاد به رسالت پیامبران است

البته ستم و طغیان و نیز سودخواهی و منفعت طلبی از عوامل دیگری است که موجبات جدایی را فراهم آورده است. قرآن از عالمان یهودی یاد میکند که دین فروشان هستند و به خاطر مادیات دنیوی حقایق را کتمان میکنند و موجبات تفرقه و اختلاف میان بشر میشوند.
گاه ریشه اختلافات میان ادیان و مذاهب شبهات نوپدیدی است که در طول زمان پدیدار می شود. چنان که مسأله تثلیث و حلول الهی در عیسی(ع) و مانند آن ریشه در این مسئله دارد. (ملل و نحل شهرستانی ج1 ص 209) قرآن با توجه به این که ریشه بسیاری از اختلافات مذهبی و فرقه ای میان امت واحد، گرایش ها و تفسیرهای
فرقه ای است، از مسلمانان خواسته است تا به قرآن (اسلام، پیغمبر) اعتصام و تمسک جسته و از تفرقه پرهیز کنند: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا (آل عمران103)

این دعوت الهی نشان می دهد که قرآن کریم، ظهور چنین پراکندگی و تفرقه ای را پیش بینی کرده و به سبب خطرآفرینی آن، به شدت درباره آن هشدار داده است. تاکید قرآن بر اتحاد و پرهیز از اختلاف به سبب پیش بینی وقوع اختلاف در میان امت اسلامی است، چنان که شیوه قرآن در مواردی از این دست، همین است (المیزان ج3 ص374)

گذشته از انواع اختلافات دینی و عقیدتی که از نگاه قرآن، امری نکوهیده تلقی می شود، قرآن تفاوت شریعت ها و قوانین هر یک از ادیان را به خدا نسبت داده است (مائده84) زیرا شرایع مختلف با توجه به مقتضیات هر عصر و دوره ای آمده است؛ از این رو لازم و ضروری بود تا تعالی تدریجی بشر و همگام با گذر زمان و متناسب با هر عصر و سطح نیازهای مردم همان دوران، شرایعی آورده شود. این شرایع با آمدن شرایع دیگر کامل و برخی از احکام آن نسخ می شد و قوانین جدیدی جای آن را می گرفت

این گونه بود تا انسان به کمال لایق خود رسید و توانست بار مسئولیت جدید خود را به دوش کشد و شریعت اسلام به عنوان دین کامل و آخرین شریعت و قوانین آسمانی همه شرایع پیشین را نسخ و از دور خارج ساخت. (مائده ۳و احزاب ۴۰)

محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزى داناست

 

مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ﴿40

عوامل اختلافات اجتماعی
اختلافات اجتماعی چنان که علامه طباطبایی تبیین و تحلیل می کند به جهت خصلت ذاتی استخدام گری بشر و تضاد منافع پدید می آید؛ زیرا زندگی گروهی هر چند فوایدی هم چون تلاش متقابل برای رفع نیازمندی ها دارد، مشکلاتی نیز در پی خواهد داشت که تنازعات و مرافعات از جمله آن هاست. در تحلیل قرآنی، ضرورت وجود قوانین و شریعت و ارسال پیامبران و قوانین آسمانی بر همین اساس تبیین می شود. (کشف المراد ص469)

این گونه است که اجتماع ساده ای که در آغاز حضور بشر بر زمین برای استخدام گری و بهره مندی از فواید اجتماع پدیدار شد، به جهت تضاد منافع به حدی از بحران و انفجار رسید که غیرقابل کنترل و مهار بود. کشتار و قتل و غارت در میان آنان شیوع یافت و هرکس می کوشید تا دیگری را به بردگی گیرد و از منافع وجودی او بهره مند گردد و یا تولیدات و دسترنج وی را به غارت ببرد.

از این روست که پیامبران با قوانین آسمانی برای مهار این بحران فرو فرستاده شدند تا داوری کنند و قوانین مهار کننده را به اجرا درآورند و در میان مردمان حکومت کنند (تفسیر نمونه ج2 ص59 و تفسیر راهنما ج2 ص95 و المیزان ج2 ص130) بسیاری از قوانین و آموزه های دستوری اسلام را می توان در حوزه قوانین قضایی و احکام مرافعات و حل نزاعات و تنظیم امور اجتماعی دانست

این قوانین برای رفع دسته ای از اختلافات اجتماعی فرو فرستاده شده اند تا ضمن تنظیم روابط اجتماعی مردم با دستورهای اخلاقی و حقوقی و کیفری و جزایی مرافعات را کاهش داده و میان امت و اجتماعات الفت و اتحاد برقرار سازند. (بقره 213 و ص 62) از این روست که گفته می شود که فلسفه توسعه رسالت و نصب جانشین برای پیامبران و پیامبر اسلام نیز حکومت، مدیریت و داوری و قضاوت در میان مردم و رفع مشاجرات و تنظیم امور اجتماعی درون امتی و بیرون امتی است (مکاسب شیخ مرتضی انصاری ص153)

و مى‏گویند ما را چه شده است که مردانى را که ما آنان را از [زمره] اشرار مى‏شمردیم نمى‏بینیم

 

وَ قَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿62

ریشه های اختلافات بشری
در تحلیل قرآنی به نظر میرسد که تفرقه و اختلاف معلول زندگی اجتماعی بشر است. قرآن در تحلیل مساله اختلاف درمیان مردمان می فرماید:
کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین ومنذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه (بقره213) دراین آیه بیان شده که مردمان امت واحد و یگانه ای بودند. پرسش این است که پس این اختلافات از کجا پـدید آمده و نقش پیامبران و آموزه های آسمانی دراین میان چیست؟ آیا منشا اختلاف در میان امت واحد پیشین، آمدن پیامبران و آموزه های آسمانی بوده است؟ قرآن به همه این پرسش ها پاسخ می دهد

از آیه یاده شده می توان استنباط کرد که امت واحد در زمانی که اجتماع را تشکیل دادند به جهت تنازع و اختلاف در منافع و تضاد در مصالح با یک دیگر درگیر شده و اختلاف کردند. از این رو نیازمند کسی بودند تا در میان ایشان به حق داوری کند و برای تنظیم روابط انسانی درست، کتاب و قوانین را تدوین نماید تا بر پایه و اساس آن حرکت کرده و روابط اجتماعی خود را سامان داده و از اختلافات و تنازع و درگیری پرهیز کنند. این گونه است که پیامبران به عنوان داورانی حقگو و بیان کنندگان قوانین تنظیم کننده روابط درست اجتماعی مبعوث و برانگیخته می شوند.
بنابراین تحلیل قرآنی ریشه اختلافات را می بایست در اجتماع بشری جست. از آن جایی که انسان مستخدم بالذات است و می کوشد تا دیگری را برای اهداف و منافع خود به کارگیرد، مجبور می شود تا اجتماع را برپا دارد تا از این طریق بتواند منافع خود را تامین و دیگران را به استخدام و به تعبیر قرآنی سخریه و مسخر خود گرداند. در این میان هر کسی می کوشد تا بر دیگری تسلط یافته و از منافع دیگری بهره برده و وی را به استخدام خود در آورد

این گونه می شود که تنازع و تضاد منافع پـدید می آید. برخی حاضر نمی شوند تا به استخدام دیگری در آیند و یا منافع خود را دراختیار دیگری قرار دهند و یا می خواهند خود از منافع بیشتری بهره مند گردند. از این روست که طبیعت استخدام گری که موجب پدیداری اجتماعات شده است خود موجب تنازع و اختلاف و درگیر می شود و انسان ها هم رأی و هم عقیده را به جان هم می اندازد.

به این معنا که انسان در یک اصل با هم هم رأی و هم عقیده بوده اند و آن مساله استخدام دیگری و بهره گیری از منافع این استخدام است. این همان چیزی است که قرآن از آن به امت واحد تعبیر می کند؛ زیرا امت در زبان عربی به گروه و جماعت همرایی و هم عقیده گفته می شود که در راستای هدف واحد و یگانه ای گرد هم جمع شده اند. بنابراین امت واحد نخستین که در تاریخ بشری پدیدار شده است همان اجتماعی است که برای استخدام و بهره مندی از منافع اجتماع ایجاد شده است

در این تعبیر قرآن نمی خواهد بیان کند که پیش از آمدن پیامبران، امت به مفهوم انسان های هم عقیده و دین و مذهب به معنا و مفهوم امروزی آن مراد بوده است. بلکه معنای لغوی آن مراد است که همان هم عقیده و هم روش بودن در به کارگیری از یکدیگر و استخدام یعنی اجتماع اولی می باشد. به سخن دیگر معنای امت در این آیه همان اجتماع است.
از اینجاست که می توان گفت در نظر قرآن، استخدام ریشه و منشأ اجتماع یعنی امت و نیز منشأ و سرچشمه اختلاف بوده است. از این رو خداوند برای بقا و پایداری اجتماع و جوامع ابتدایی لازم دید تا پیامبران را با قوانین (کتاب) به میان مردم بفرستد تا در میان ایشان به قانون حق داوری و قضاوت کنند و جامعه را با قانون و برپایه آن، مدیریت و داوری و حکومت کنند.
البته قرآن برای اختلافات بشری ریشه های دیگری را نیز ذکر می کند که می توان به جهل و نادانی به حقایق (بقره 113)، تعصبات جاهلی (بقره170 و المیزان ج5 ص178 که به مسئله اختلاف میان اوس و خزرج از انصار مدینه پرداخته). دنیاخواهی (آل عمران91 و بقره213)، رذایل اخلاقی جامعه مانند خودخواهی ها و تحقیر دیگران (بقره113) تفسیر نادرست از آیات و تمسک به متشابهات به جای محکمات و سوءبرداشت ها (آل عمران7) و پیروی از شیطان و همراهی او در عمل به رذایل اخلاقی و هواهای نفسانی چون شرابخواری و قماربازی و مانند آن (مائده19 و یوسف 100) اشاره کرد

این امور در تحلیل قرآنی عواملی است که موجبات تفرقه میان امت را فراهم می آورد و به جای بهره مندی از اتحاد و آثار نیکوی آن به دامن اختلاف می کشاند و نتایج زیانباری را نصیب جامعه می گرداند.

آثار زیانبار اختلاف و تفرقه
قرآن برای اختلاف و تفرقه آثار زیانباری را یاد می کند. از مردم می خواهد که به جهت همین آثار و رهایی از پیامدهای زشت و زیانبار آن دست از تفرقه بردارند و به اتحاد و همبستگی و انسجام روی آورند. از جمله آثاری که قرآن برای اختلاف و تفرقه بیان می کند:

1-ذلت مومنان و سیطره ستم گران بر آنان قرآن با بیان داستان قوم موسی(ع) به انگیزه و سیاست های فرعونی در ایجاد تفرقه و اختلاف میان قوم اشاره درباره شیوه چگونگی سیطره ذلت آفرین فرعونی بیان می کند: إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ ؛ فرعون در زمین علو و برتری جست و اهل زمین را به گروه ها و دسته های چندی تقسیم کرد تا گروهی از ایشان را ضعیف و ناتوان قرار دهد و به قتل و کشتار برخی اقدام کند و زنانشان را به بی حیایی کشد و آنان را برای مقاصد نفسانی و شوم، زنده نگه دارد. (قصص 4)
2- قدرت یافتن فرومایگان
از دیگر آثاری که قرآن برای اختلاف بیان می کند سیطره و قدرت یافتن فرومایگان است؛ زیرا با اختلاف فرهیختگان و نخبگان قوم تضعیف و یا کشته می شوند و زمینه برای قدرت یافتن فرومایگان فراهم می آید. برخی تعبیر قرآنی، برانگیختن عذاب از زیر پای مردم که در آیه 56 انعام آمده بمعنای قدرت یافتن فرومایگان و کسانی دانسته اند که در طبقات زیرین اجتماعی می زیستند و از هرگونه اخلاق انسانی و رفتار پسندیده عاری بوده اند (المیزان ج7 ص136)
3- جنگ و خونریزی بر اثر تفرقه و اختلاف از دیگر پیامدهای شوم و زیانباری است که قرآن به آن اشاره می کند. قرآن هشدار می دهد که در پی اختلاف اگر جنگی بر افروخته شود تنها دامن فتنه جویان را نمی گیرد بلکه همه از این آتش زیان می بینند. (انعام 56 و انفال 52)

بگو من نهى شده‏ام که کسانى را که شما غیر از خدا مى‏خوانید بپرستم بگو من از هوسهاى شما پیروى نمى‏کنم و گر نه گمراه شوم و از راه‏یافتگان نباشم

 

قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءکُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ ﴿56

4- شکست و ضعف و سستی از دیگر آثاری است که اختلاف پدید می آورد و لاتنازعوا فتفشلوا منازعه و درگیری نکنید که شکست خورده و ضعیف و سست و ناتوان می گردید. در بیان علت شکست در جنگ احد به سستی و تنازعی که در میان لشکر اسلام پدیدار شده بود اشاره می کند و می فرماید که علت این شکست، تنازع و درگیری بوده است که به جهت اختلاف و تفرقه پدیدار شده بود. (آل عمران 152)

و [در نبرد احد] قطعا خدا وعده خود را با شما راست گردانید آنگاه که به فرمان او آنان را مى‏کشتید تا آنکه سست‏شدید و در کار [جنگ و بر سر تقسیم غنایم] با یکدیگر به نزاع پرداختید و پس از آنکه آنچه را دوست داشتید [یعنى غنایم را] به شما نشان داد نافرمانى نمودید برخى از شما دنیا را و برخى از شما آخرت را مى‏خواهد سپس براى آنکه شما را بیازماید از [تعقیب] آنان منصرفتان کرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان با تفضل است

 

وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَ تَنَازَعْتُمْ فِی الأَمْرِ وَ عَصَیْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاکُم مَّا تُحِبُّونَ مِنکُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَ مِنکُم مَّن یُرِیدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ لَقَدْ عَفَا عَنکُمْ وَ اللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ﴿152

5- فروپاشی هیمنه و تسلط روحی و معنوی امت از دیگر پیامدهای زیانبار اختلاف و تفرقه است که قرآن بدان اشاره می کند و می فرماید: اگر اختلاف کنید هیبت شما در چشم دشمنان فرو می ریزد و به دشمنان جرات می دهد تا به شما یورش آورند و این گونه می شود که شما همانند بادی بر هوا برخاسته و نابود می شوید و از شما چیزی باقی و پایدار و برقرار نمی ماند. (انفال 46) خداوند برای این که مردمان و امت اسلام را از تفرقه و اختلاف دورسازد، تشدید مجازات را به عنوان عامل بازدارنده قرار داده است و گفته است که یکی از عوامل تشدید مجازات و نیز تشدید قوانین و سخت گیری در قانونگذاری این است که امت گرفتار تفرقه شوند.

و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست‏شوید و مهابت‏شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است

 

وَ أَطِیعُواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ﴿46

در داستان اصحاب سبت که امت یهودی دچار تفرقه شده بودند خداوند علاوه بر عذاب سخت بر ایشان، قوانین تشدیدی دیگری را وضع می کند. تا دیگر در پی اختلاف نروند (اعراف 163و 166و نحل 124) در تفاسیر آمده که خداوند روز جمعه را روز استراحت و انجام برنامه های عبادی قرار داده بود؛ اما یهود با این ادعا که خداوند تا روز جمعه مشغول خلقت بوده روز شنبه را روز استراحت خدا و خود قرار داده و آن روز را تعطیل کردند

خداوند نیز آن روز را برای ایشان روز تعطیل قرار می دهد و حکم تشریعی تشدید شده ای را نسبت به آنان اعمال می کند که نمی بایست در روز شنبه کار کنند. با این همه گروهی برای ماهیگیری وسوسه می شوند و روز عبادت را به کار می پردازند که خداوند آنان را مجازات و به شکل میمون درمی آورد. دراین آیات بیان می شود که علت تشدید قوانین اختلاف ایشان بوده است،چنان که تشدید مجازات نیز به جهت همان قانون تشدیدی صورت می گیرد.(بحارالانوار ج41 ص51 تبیان ج6 ص438 المیزان ج21 ص370)
مرجع حل اختلاف
قرآن، خدا و رسول (ص) را مرجع حل اختلاف معرفی کرده و از مردمان خواسته است در صورت اختلاف می بایست به خدا و رسولش مراجعه کنند. به این معنا که اگر درچیزی اختلاف کرده آن را به خدا و پیامبرش برگردانده و از او برای حل اختلاف یاری جویند. از این رو خود پیامبر و آموزه های قرآن و سنت پیامبر و امامان معصوم (ع) به عنوان اولوالامر و جانشینان به حق پیامبر تنها کسانی هستند که به عنوان مرجع حل اختلاف امت مطرح شده اند

قرآن درآیه 95 نساء می فرماید: فان تنازعتم فی شی فردوه الی الله والرسول؛ هرگاه در چیزی اختلاف و نزاع کردید پس آن را به سوی خدا و پیامبرش برگردانید. هم چنین از مراجعه به طاغوت و کسانی که به ناحق زمام امور دین و دولت را در دست گرفته اند بازداشته و از مومنان خواسته برای داوری درمورد اختلافات و منازعات به آنان مراجعه نشود. (همان ۶۰) در این آیات و دیگر آیات قرآنی به مساله مرجعیت خدا، قرآن، پـیامبر و اولوالامر در حل و فصل منازعات توجه داده و آنان را فصل الخطاب دانسته است (آیات ۶۰و ۵نساء بقره 213)

آیا ندیده ‏اى کسانى را که مى‏پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و [به] آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان آورده‏اند [با این همه] مى‏خواهند داورى میان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنکه قطعا فرمان یافته‏اند که بدان کفر ورزند و[لى] شیطان مى‏خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد

 

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاکَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن یَکْفُرُواْ بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُضِلَّهُمْ ضَلاَلًا بَعِیدًا ﴿60

 




نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">