تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات


اهمیت، و آثار راز داری

 رازداری، صفتی خدایی

راز، هر سر نهفته و نهانی است که آشکار شدن آن می تواند تأثیرات مهم و منفی بجا گذارد. هر انسان و جامعه ای رازی دارد که افشای آن را دوست نمی دارد و می کوشد تا آن را مکتوم دارد و آشکار نسازد

زندگی، سرتاسر رمزآلود و رازاندود است؛ هر انسانی رازی دارد که جزو مگوها و اسرار اوست و آشکار شدن آن را خوش نمی دارد، بنابراین کسی را که تلاش می کند آن را آشکار سازد یا پرده از روی آن بردارد و کشف سر نماید، دشمن می دارد؛ چراکه ورود به این عرصه را، ورود به عرصه حریم خصوصی خود می داند و به شدت با آن مبارزه می کند.
البته سر داشتن و رازداری اختصاص به انسان ندارد

از آیات قرآنی به دست می آید که خداوند نیز اسراری دارد که بر کسی آشکار نمی سازد. بنابراین می توان دریافت که راز و سر لزوماً امر منفی نیست، بلکه راز می تواند نسبت به امری باشد که بسیار خوب و مفید است ولی آشکار شدن آن می تواند تأثیرات منفی بجا گذارد

به عنوان نمونه راز تصرف در تکوین در اختیار ولی الله اعظم است و آشکار شدن آن به معنای بهره گیری بدکاران خواهد بود؛ چنانکه اسرار سحر که توسط دو فرشته هاروت و ماروت هویدا شد، موجب شد تا بدخواهان بابلی از آن برای جدایی میان همسران بهره گیرند و فساد و نابهنجاری را در جامعه بابلی افزایش دهند. ...وَ مَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى...
از سر الهی تا سر خانوادگی
راز و سر، اموری مکتوم و نهانی است که در زندگی هر انسانی یافت می شود. ویژگی راز آن است که می بایست پنهان باشد؛ برخی گمان می کنند که رازها تنها شامل خیانت ها، گناهان، انجام محرمات، امور زشت و بدی است که می بایست آن را کتمان کرد و پرده از آن برنداشت؛ زیرا گند آن عالم و آدم را می گیرد

اما باید گفت که لزوماً همه رازها به این مجموعه های منفی محدود نمیشود، بلکه شامل اسراری هم می شود که بسیار خوب و امری ارزشی است ولی نمی بایست دوست و دشمن از آن آگاه شود؛ زیرا آگاهی دیگران از راز، همان و سوء استفاده بدخواهان از آن همان؛ بلکه حتی یک راز با آشکار شدن به جای آنکه تأثیرات مثبت داشته باشد ممکن است تأثیرات منفی داشته باشد و اثر مثبتی که یک راز در حالت نهان بر فرد و جامعه می گذارد گاه بیشتر از آشکاری آن است.
راز را از آن رو راز گفته اند که از دیگران نهان و پوشیده است. اگر از پرده برون افتد، دیگر راز نیست. ویژگی رازداری، نهان داشتن از نامحرمان است. البته رازداری اختصاص به انسان ندارد و از برخی از آیات و روایات به دست می آید که خداوند نیز اسراری دارد که بر کسی آشکار نمی کند.
این رازهای الهی به عنوان غیب معرفی شده که هر کسی را بدان آگاه نمی سازد و همچنان در نهان باقی است؛
عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا، دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی سازد. (جن26) البته برخی از اسرار را با محرمان راز در میان می گذارد که از جمله این محرمان، پیامبر گرامی(ص) است تا ایشان از آن برای رشد و اتمام و اکمال اخلاق انسانی بهره گیرد و انسان ها و ماسوی الله را به کمال بایسته و شایسته خود برساند. (همان)
خداوند برخی از اطلاعات مهم و دانش ها و علوم غریبه را نهان نگه می دارد و نامحرمان را اجازه نمی دهد تا بدان آگاه شوند؛ زیرا آگاهی دیگران از این دانش ها و اطلاعات می تواند به جای آنکه امری را پیش ببرد موجبات تباهی افرادی یا جامعه ای شود. البته برخی از مدعیان تقوا و ایمان، به این دانش ها دسترسی می یابند تا در آزمون الهی، خود را نشان دهند و حجت بر ایشان تمام گردد

زیرا آنان بر این گمان هستند که توانایی حفظ اسرار را داشته و می توانند آن را برای کارهای خیر و نیک مورد استفاده قرار دهند. از جمله این افراد می توان به ابلیس اشاره کرد که از اسرار هستی آگاه شد و در مقام قدس در میان فرشتگان می زیست و هیچ رازی بر او پوشیده نبود؛ او در آزمونی سخت شکست خورد و سپس از آن دانش خویش علیه بشریت سود برد و نه تنها به فریب آدمی و فرزندان آدم(ع) پرداخت بلکه با آن دانش به سرکشی در برابر خداوند پرداخت

إِنَّ لَکَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَى وَأَنَّکَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَى.... در حقیقت براى تو در آنجا این [امتیاز] است که نه گرسنه مى‏شوى و نه برهنه مى‏مانى و [هم] اینکه در آنجا نه تشنه مى‏گردى و نه آفتاب‏زده پس شیطان او را وسوسه کرد گفت اى آدم آیا تو را به درخت جاودانگى و ملکى که زایل نمى‏شود راه نمایم آنگاه از آن [درخت ممنوع] خوردند و برهنگى آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهاى بهشت بر خود و [این گونه] آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و [وى را] هدایت کرد فرمود همگى از آن [مقام] فرود آیید در حالى که بعضى از شما دشمن بعضى دیگر است پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد هر کس از هدایتم پیروى کند نه گمراه مى‏شود و نه تیره ‏بخت  (طه118 تا 123) و (بقره30 تا 38)
از دیگر افرادی که بر رازها و اسرار الهی آگاه شدند و در آزمون الهی شکست خوردند می توان به بلعم باعورا و سامری اشاره کرد. (اعراف176 و 177)

و اگر مى‏خواستیم قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا مى‏بردیم اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد از این رو داستانش چون داستان سگ است [که] اگر بر آن حمله‏ور شوى زبان از کام برآورد و اگر آن را رها کنى [باز هم] زبان از کام برآورد این مثل آن گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند پس این داستان را [براى آنان] حکایت کن شاید که آنان بیندیشند

 

وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿176

چه زشت است داستان گروهى که آیات ما را تکذیب و به خود ستم مى‏نمودند

 

سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ کَانُواْ یَظْلِمُونَ ﴿177

 وَ أَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى و آنچه در دست راست دارى بینداز تا هر چه را ساخته ‏اند ببلعد در حقیقت آنچه سرهم ‏بندى کرده ‏اند افسون افسونگر است و افسونگر هر جا برود رستگار نمى شود (طه69)

همچنین برخی از اقوام از جمله مردم بابل به راز سحر و جاو دست یافتند و از آن به جای آنکه برای کار مفید و سازنده استفاده کنند بر کارهای زشت از جمله اختلاف میان همسران و جداسازی آنان استفاده کردند

آیه 102 بقره گزارش می کند که دو فرشته هاروت و ماروت را مأمور ساخت در میان جامعه بابلی وارد شده و آنان را با اسرار و رازهای سحر آشنا کنند، ولی مردم بابل از آن علوم غربیه و اسرار نهان که موجب توانایی تصرف در تکوین می شد، سوءاستفاده کردند

و آنچه را که شیطان[صفت]ها در سلطنت‏سلیمان خوانده [و درس گرفته] بودند پیروى کردند و سلیمان کفر نورزید لیکن آن شیطان[صفت]ها به کفر گراییدند که به مردم سحر مى‏آموختند و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پیروى کردند] با اینکه آن دو [فرشته] هیچ کس را تعلیم [سحر] نمى‏کردند مگر آنکه [قبلا به او] مى‏گفتند ما [وسیله] آزمایشى [براى شما] هستیم پس زنهار کافر نشوى و[لى] آنها از آن دو [فرشته] چیزهایى مى‏آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند و [خلاصه] چیزى مى‏آموختند که برایشان زیان داشت و سودى بدیشان نمى‏رسانید و قطعا [یهودیان] دریافته بودند که هر کس خریدار این [متاع] باشد در آخرت بهره‏اى ندارد وه که چه بد بود آنچه به جان خریدنداگر مى‏دانستند

 

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ ﴿102


آگاهی به راز دیگران می تواند به علل و عوامل گوناگونی اتفاق افتد، مثلا گاه شخصی خواسته و ناخواسته از راز دیگری آگاه می شود و یا شخص خود برای تخلیه از فشاری یا مشورت و راهنمایی یا هر دلیل دیگر، رازی را با دیگری در میان می گذارد. انسان می بایست نسبت به هر رازی که می داند، چنان عمل کند که دوست دارد که دیگران با او عمل کنند. این دستوری است که آموزه های وحیانی اسلام می گوید

اگر کسی نسبت به گناه و خطا و اشتباه دیگری آگاهی یافت و راز کسی از پرده برای او بیرون افتاد نمی بایست آن را افشا و هویدا کند مگر آنکه مسئله ای مرتبط با نظام اسلامی و یا حقوق ملت و امنیت جان و مال و عرض دیگری باشد که لازم است برای جلوگیری از فساد بیشتر، آن راز آشکار شود؛ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ اى کسانى که ایمان آورده‏اید از غیر خودتان [دوست و] همراز مگیرید [آنان] از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمى‏ورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه سینه‏هایشان نهان مى‏دارد بزرگتر است در حقیقت ما نشانه‏ها[ى دشمنى آنان] را براى شما بیان کردیم اگر تعقل کنید (آل عمران118)

و (انفال27؛ توبه16)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود مى‏دانید [که نباید خیانت کرد]

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿27

آیا پنداشته‏اید که به خود واگذار مى‏شوید و خداوند کسانى را که از میان شما جهاد کرده و غیر از خدا و فرستاده او و مؤمنان محرم اسرارى نگرفته‏اند معلوم نمى‏دارد و خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است

 

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَکُواْ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً وَاللّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿16

وگرنه همان گونه که تجسس، حرام و گناه است، وَلَا تَجَسَّسُوا (حجرات12)

افشای اسرار و رازهای دیگران نیز حرام و گناه و زشت است. انسان می بایست رازداری را از خداوند بیاموزد؛ زیرا یکی از ویژگی های خداوند، ستار بودن است. به این معنا که بر رازها و اسرار زشت و بد بشر سرپوش می گذارد. خداوند نسبت به بسیاری از رازهای بشر با آنکه میداند، سرپوش می گذارد و کسی را به آن آگاه نمی سازد. اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا نامه‏ ات را بخوان کافى است که امروز خودت حسابرس خود باشى (اسراء14) .....و إِن تُبْدُواْ خَیْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ عَفُوًّا قَدِیرًا.... اگر خیرى را آشکار کنید یا پنهانش دارید یا از بدیى درگذرید پس خدا درگذرنده تواناست (نساء148 تا 154)
لزوم حفظ اسرار خانوادگی
انسان همان طوری که می بایست اسرار الهی را افشا نکند و رازدار باشد و علوم و دانش های غریبه را به نامحرمان نسپارد و آموزش ندهد، همچنین می بایست اسرار خانوادگی و رازهای همسری را حفظ کرده و اجازه ندهد تا دیگران به آن آگاه شوند. طیف غالب زنان به سبب چیرگی و غلبه عواطف و زودرنجی، بسیار، زود اسرار خویش را بیرون می ریزند و دیگران را بدان آگاه می سازند و اجازه می دهند تا دیگران با آگاهی و اطلاعات خود، نقاط ضعف خانواده را شناسایی کرده و بر آن مسلط شوند و موجبات اذیت و آزار خانواده را فراهم آورده و سوءاستفاده های مالی و جنسی کنند.
در برخی از روایات است که مردان در عشق، ناپایدار و بی ثبات و زنان در عشق و محبت باثبات تر هستند؛ اما مردان کینه های خویش را سالیان سال نگه می دارند ولی زنان دمی نمی توانند کینه را در دل مخفی سازند و به سرعت آشکار می کنند. این، تفاوت روان شناختی جنسیتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت

زنان موجودات زودرنج و عاطفی هستند و دل خویش را پیش هرکس می برند و سفره دل خویش را برای هر کس می گشایند. این گونه است که اسرار و رازهای خانوادگی، برملا می شود و خانواده در رنج می افتد. خداوند گزارش می کند که برخی از زنان پیامبر(ص) این گونه اسرار خانوادگی را آشکار ساختند که البته گویا از روی حسادت بوده. خداوند از انسانها می خواهد که اسرار خانوادگی و همسری را مخفی دارند و به کسی نگویند

وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ و چون پیامبر با یکى از همسرانش سخنى نهانى گفت و همین که وى آن را [به زن دیگر] گزارش داد و خدا [پیامبر] را بر آن مطلع گردانید [پیامبر] بخشى از آن را اظهار کرد و از بخشى [دیگر] اعراض نمود پس چون [مطلب] را به آن [زن] خبر داد وى گفت چه کسى این را به تو خبر داده گفت مرا آن داناى آگاه خبر داده است  (تحریم3 )
برخی از افراد پس از خواستگاری اقدام به رازگشایی می کنند و رازهای دیگران را حفظ نمی کنند. در حالی که حفظ اسرار دیگران در چنین مواردی لازم است. اگر کسی مطلبی گفت و درددلی کرد می بایست خود را حافظ سردیگران دانسته و اجازه ندهد دیگران بدان آگاه شوند؛ زیرا اگر کسی رازهای دیگر را آشکار کند خداوند به سرعت وی را رسوا می سازد و رازهایش را برملا می کند

انسان باید به همان اندازه که نسبت به رازهای خود سخت گیر و حساس و در حفظ آن کوشاست، می بایست درباره رازهای دیگران نیز سخت گیر و حساس و حافظ باشد. می گویند از مردی پرسیدند: چرا می خواهی همسرت را طلاق دهی؟ گفت: شما را به همسرم چه کار؟! پس از مدتی او همسرش را طلاق داد. از او پرسیدند: حالا که همسرت را طلاق دادی بگو چرا او را طلاق دادی؟ او گفت: شما را به زن دیگران چه کار؟!
پیامبر(ص) نشان می دهد که انسان می بایست رازدار اسرار خانوادگی خود و دیگران باشد. از این رو مسایل اختلافی زید بن حارثه و همسرش را مخفی نگه داشت و کسی را برآن آگاه نساخت. به هرحال، در زندگی فردی و اجتماعی انسان، اموری وجود دارد که فاش شدن آنها و در نتیجه، آگاه شدن دیگران از آنها نه تنها منافع فرد را به خطر می اندازد و مخاطراتی برایش به همراه می آورد،

بلکه ممکن است اشخاص مرتبط با وی را نیز متاثر کند. گاهی نیز فاش شدن این امور که از آنها به عنوان راز نام برده می شود، خود شخص را درگیر نمی کند و صرفا روی دیگران تاثیر می گذارد. حفظ شدن ماهیت راز نیازمند صفتی است که در انسان ها با نام رازداری شناخته می شود.

 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">