تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات


بخش اول خلاصه:

انقلاب اسلامی ، تداوم قیام حسینی

 1 - انقلاب اسلامى ایران مدیون و مرهون قیام عاشورا
 
حضرت امام (ره) علل ماتفاق و باقی ماندن انقلاب اسلامى ایران را مدیون و مرهون عاشورا و درسى که مردم از امام حسین (ع ) آموختند مى دانند و لذا در سخنان خویش مى فرمایند: (ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سیدالشهدا نبود, امروز ما نمى توانستیم پیروز شویم

انقلاب اسلامى ایران پرتوى از عاشورا و انقلاب عظیم الهى آن است ). (صحیفه نورج 8ص12) (تمام این وحدت کلمه اى که مبدا پیروزى ما شد, براى خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگوارى و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد)

این خون سید الشهدا ست که خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش آورد, ملت ما از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتادساله را در راه خداوند فدا کرد و این اقتدا به بزرگ مرد تاریخ حضرت سیدالشهدا است

 2- امام و حفظ اسلام

  یکی از موضوعاتى که در کلام گهربار امام حسین(ع) و شبیه آن در بیانات امام خمینى(ره) توجه هر شنونده اى را به خود جلب مى کند حفظ اسلام است

حضرت سیدالشهدا(ع) مى فرمایند: لو لم یستقم دین جدى الا بقتلى فیا سیوف خذینى (اگر دین جدم پیامبر(ص) استوار نمى ماند مگر به کشته شدن من , پس اى شمشیرها مرا دریابید

آن حضرت در پاسخ (مروان بن حکم) مى فرمایند: و على الاسلام السلام اذ قدبلیت الامة براع مثل یزید) باید فاتحه اسلام را خواند که مسلمانان به فرمانروایى مثل یزید گرفتار شده اند

امام خمینى(ره) که شاگرد مکتب حسین(ع) است همه مقصد خویش را مـکتب خود مى داند و مى فرماید: (تمام مقصد ما مکتب ماست و همه باید فداى اسلام شویـم

اگر ما اسلام را در خطر دیدیم, همه مان باید از بین برویم تا حفـظش کنیم .بزرگان اسلام ما, در راه حفظ اسلام و احکام قرآن کریم کشته شدند, زندان رفتند, فداکاریها کردند, تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ کنند و بدست ما برسانند

اگرجهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل همه دنیاى آنان خواهیم ایستاد

 3- خدمت حضرت مى رسید و عرضه مى دارد اگر با یزید بیعت کنى این خطر برطرف خواهد گردید و شما از کشته شدن مصون خواهید ماند
امام در پاسخ مى فرماید: به خدا قسم که من هیچگاه زیر بار ذلت نخواهم رفت ..

ملت عزیز ایران همین قاطعیت و شجاعت را در فرزند عزیز فاطمه (س) حضرت امام خمینى(ره ) دیده اند
از لحظه اى که در حجره مدرسه فیضیه بودند بـه قـول آیت اللّه بهاءالدینى که مى فرمایند: من و آقا روح اللّه در یکى از حجرات مدرسه فیضیه بودیم, یکى از عمال شاه آمد و جسارتى کرد به یکى از مفاخر, امام(ره) سیلى محکمى به صورت او زد

تـا خرداد 42 و زندان رفتن و تبعید شدن و شهر به شهر گشتن و تا لحظه هاى آخرعمر مبارکش با عزمى راسخ و اراده اى پولادین و ایمانى محکم راهش را ادامه داد

 4 - عاشورا و سیاست و دیانت

  امام خمینى (ره ) نسبت به افرادى که مى گفتند نمى شود در مقابل حکومت شـاه قـیـام کرد و به حرف خود وجه شرعى مى دادند و مى گفتند شاه تا دندان مـسـلح است و قیام بر ضد چنین قدرتى امکان پذیر نیست, و یا دین را از سیاست جدا دانسته و مى گفتند سیاست در شان علما نیست مى فرمایند: امـام حـسـیـن نیروى چندانى نداشت و قیام کرد

 او هم اگر نعوذ باللّه تنبل مى بود مى توانست بنشیند و بگوید تکلیف شرعى من نیست که قیام کنم, دربار اموى خیلى خوشحال مى شد که سیدالشهدا بنشیند و حرف نزند و آنان بر خر مراد سوار باشند, اما مسلم بن عقیل را فرستاد تا مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامى تشکیل دهد

وقـتـى کـه حضرت سیدالشهدا آمد مکه و از مکه در آن حال بیرون رفت, این یک حرکت سیاسى بود, تمام حرکاتش حرکات سیاسى بود, که بنى امیه را از بین برد و اگر این حرکت نبود اسلام پایمال شده بود


 5- از دیدگاه امام خمینی، نهضت عاشورا دین را احیاء کرد

و حاکمیت اللّه، عبودیت خداوند، زدودن طاغوت، نشاندن اوامر و نواهی الهی به جای فرهنگ منحط دستگاه اموی، ارمغان این حماسه شکوهمند بود

خطری که معاویه و یزید بر اسلام داشتند این نبود که غصب خلافت کردند. این یک خطر کمتر از آن بود. خطری که اینها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت می خواستند در بیاورند، می خواستند معنویت را به صورت طاغوت درآورند...

این خطر را سیدالشهداء دفع کرد...» حضرت امام، حکومت را به عنوان یک مجموعه در نظر می گیرد و نشان می دهد که چگونه تسامح، سهل انگاری و خیانت در انتخاب شخص حاکم که خود گناهی بزرگ است می تواند فساد عملی را به سرعت به ارکان حکومت سرایت دهد و از آنجا تمام شئون اجتماعی و فرهنگی جامعه را مخدوش نماید.

 6- امام خمینی عقیده دارد باید عاشورایی بوجود آورد

 اسلام را عرضه بدارید و در عرضه آن نظیر عاشورا بوجود آورید چطور عاشورا را محکم نگه داشته و نگذاشته ایم از دست برود. چگونه هنوز مردم برای عاشورا سینه می زنند و اجتماع می کنند، سلام بر مؤسس آن، شما هم امروز کاری کنید که راجع به حکومت موجی بوجود آید، اجتماعات بر پا گردد.» امام حسین(ع) جامعه را از حالت سکون و ایستایی خارج نمود و سبب بالندگی و شکوفایی آن گردید

او که عصاره اسلام ناب محمدی است قیام می کند تانشان بدهد آنچه بنی امیه حکومت خود را به وسیله آن توجیه می کند دین نیست بلکه نوعی فریب و نیرنگ است که به نام دین عرضه می شود

اسلام حقیقی با چنین حکومتی سازگاری ندارد. امام خمینی نیز با اقتدا به امام حسین(ع) چنین کرد و در مقابل حکومت جابر همه مصایب را تحمّل نمود و با ایستادگی و سازش ناپذیری خود مشروعیت اجتماعی و سیاسی نظام شاهنشاهی را برای اولین بار در تاریخ ایران زیر سؤال برد و برای همیشه جور آن را از سر مردم کم کرد و آزادگی و ظلم ستیزی امام حسین(ع) در وجود امام خمینی متجلی گشت

 7- امام خمینی ضمن آن که انقلاب اسلامی را نشأت گرفته از قیام سیدالشهداء(ع) می داند بین یزید و یزیدیان و شاه و اعوان شاه و انصارش مقایسه ای دارد، که:

آن روز یزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش و رژیم ستمگر جنایتکار خویش را به ثبت رساندند و در 15 خردادماه 42 پهلویان و هواداران و سردمداران جنایتکارشان با دست ستم شاهی خود گور خود را کندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش به جای گذاشتند که ملت عظیم الشأن ایران بحمداللّه تعالی با قدرت و پیروزی بر گور آتشبار آنان لعنت می فرستید

ایشان طی پیامی به مناسبت سالروز قیام 15 خرداد در تاریخ 15 خرداد 61 فرمودند:

ملت عظیم الشأن در سالروز شوم این فاجعه انفجارآمیزی که مصادف با 15 خرداد 42 بود با الهام از عاشورا آن قیام کوبنده را به بار آورد و اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع می شد

 8- بدون شک انقلاب اسلامی به عنوان تداوم قیام حسینی احیاء اسلام را بعد از چهارده قرن به بهترین شکل به منصه ظهور رسانید

همانگونه که قیام امام حسین(ع) عکس العملی در مقابل تحریف اصول دیانت به حساب می آمد. انقلاب اسلامی پس از قرن ها ضعف و انحطاط مسلمانان موجب مرحله جدیدی از ظهور مجدد اسلام گردید

نهضت امام حسین یک حرکت بزرگ فرهنگی است که انسان ها را از درون متحول می کند تحولی که لزوماً در مسایل سیاسی، اجتماعی زمان اثر می گذارد

انقلاب اسلامی نیز به اعتبار موقعیت رهبری آن و موضع گیری امام خمینی حرکتی فرهنگی محسوب می گردید چرا که امام در مرحله نخست جانها را متحول کرد و پس از آن توانست ساختار نظام سیاسی ایران را دگرگون کند

همانگونه که در نهضت عاشورای حسینی جان انسان ها در پرتو شهادت و فداکاری روشنایی گرفت

در انقلاب اسلامی ایران، عاشورا چراغ راه و موجد انقلاب درونی گردید. امام خمینی به صراحت در این باره فرموده اند: «آن چیزی که در اینجا حاصل شد و باید او را جزء معجزات ما حساب بکنیم همان انقلاب درونی این ملت بود

 9- عدالتخواهی و مبارزه با جور و ستم

 از جمله اهداف حرکت انقلابی مردم ایران به رهبری امام خمینی بود که برگرفته از نهضت عزت‌مدارانه حسینی است:

سیدالشهدا سلام الله علیه وقتی می بیند که یک حاکم ظالمی، جائری در بین مردم دارد حکومت می کند، قیام می کنند

اگر کسی ببیند که حاکم جائری در بین مردم حکومت می‌کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند، هر قدر که می‌تواند، با چند یا چندین نفر ...

مگر خون ما رنگین‌تر از خون سیدالشهدا است؟!

ما چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم یا اینکه جان می‌دهیم؟ آن هم در ماجرای دفع سلطان جائری که می‌گفت مسلمانم مسلمانی یزید هم مثل مسلمانی شاه بود

سیدالشهدا اساس سلطنت را شکستند ... اساس سلطنتی که می‌خواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتی درآورد

حضرت به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد

 10- امام خمینی با انقلاب خویش بر علیه طاغوت نشان داد که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" یک حقیقت است و مبارزه و تقابل و رودر رویی حق و باطل همیشه بوده و خواهد بود و فرمودند

همه روز باید ملّت ما این معنی را داشته باشند که امروز روز عاشورا و ما باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده کنیم، قضیه کربلا منحصر به یک جمعیت هفتاد و چند نفری و یک سرزمین کربلا نبوده، همه زمین ها باید این نقش را ایفا کنند

 11- عاشورای حسینی، برنامه‌ای احیاگرانه نسبت به دین و جلوه‌های گوناگون آن بود تا در سایه بذل خون و نثار جان، دین برپا شود و سیره پیامبر اسلام(ص) سرمشق عملی مسلمانان گردد و عزت دین خدا به جامعه باز گردد

نهضت امام خمینی(ره) نیز یک انقلاب احیاگرانه اسلام ناب محمدی(ص) و جدا کردن آن از اسلام آمریکایی بود

آنچه مردم ما قبل از انقلاب از اسلام می‌دانستند تنها ظواهری بدون روح و سکوت مرگبار در مقابل حکومت سلطنتی و ستمگر بود

اما امام امت این را به مردم ایران آموخت که اسلام دین سکوت نیست، بلکه مکتب قیام، مبارزه و فریاد بر علیه ظالمین است و بسیاری از شعایر دینی به فراموش سپرده شده را احیا نمود که مهمترین آن را می‌توان تشکیل حکومت بر پایه اسلام و قوانین اسلام دانست

 12- امروز با گذشت قریب به 14 قرن از حادثه کربلا فتنه های رنگارنگ و بدعت های جدید با ابعاد پیچیده تری جامعه اسلامی را تهدید می کند

تحلیلی تطبیقی از قیام امام حسین (ع) و قیام امام خمینی (ره) تاریخ زندگی بشر حاکی از آن است که هر هنگام که جوامع را نابسامانی فرهنگی و اجتماعی فراگرفته است، پیامبران و مصلحان به دستور خداوند در جهت هدایت مردم و نجات و اصلاح جامعه اهتمام ورزیده اند

اسلام به عنوان کاملترین دین الهی بر محمد (ص) نازل شد تا هم جامعه زمان وی اصلاح گردد و هم حاوی اصول دستورهایی باشد که برای آحاد بشر قابل اجرا در هر زمان پس از وی باشد و موجب هدایت و نجات جامعه گردد

 13- نمونه هایی از ارزشهای مشترک که این دو نهضت مقدس به آنها صراحت بخشید:

 1- ایمان به جهاد فی سبیل الله و احیای روح مجاهده و مبارزه که بر حسب آیه شریفه "قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله" سرلوحه قیام امام خمینی (ره) قرار گرفت و خلقی را برای جهاد در راه خدا برانگیخت

2-احیای روحیه شهادت طلبی و برترین مراحل عرفان عملی ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا

3- مقاومت و پایداری و پشتکار در مبارزه. "فاستقم کماامرت

4- احیای روحیه آزادگی و ذلت ناپذیری. "هیهات مناالذلة

5- شجاعت و شهامت و پرهیز از مصلحت اندیشی و راحت طلبی و توجیه گری. "انی لااری الموت الا السعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما

6- احیای روحیه برادری و برابری و تساوی حقوق زن و مرد

7- احیای امر به معروف و نهی از منکر و سایر امور عبادی نماز، روزه، دعا

8- احیای جنبه های اخلاقی، مروت، ایثار و...

 14- مؤلفه های فرهنگ و تعالیم عاشورا :

1. فرهنگ شهادت؛

2. فرهنگ مبارزه مستمر حق با باطل

3. فرهنگ طاغوت ستیزی و طاغوت زدایی

4. اصل پیروی از رضای خدا و مصالح مسلمین

5. فرهنگ پیشگیری از جرم و فساد قبل از وقوع آن در فرهنگ نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر. این مؤلفه ها در پیدایش و پیروزی انقلاب اسلامی، تأثیر بسزایی داشته و حفظ و تداوم انقلاب اسلامی نیز در گرو حرکت در این چارچوب است

فرهنگ عاشورا هم در پیدایش، هم در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی تاثیر دارد

وجود این رخداد عظیم نه تنها عامل پیدایش اصل انقلاب و زمینه ساز پیروزی آن در مراحل مختلف بوده است؛ بلکه همین فرهنگ، عامل اساسی حفظ و تداوم انقلاب اسلامی نیز محسوب می‌گردد

 15- عاشورا؛ سرمشق دائمى امت اسلامى‏

 عاشورا یک حادثه تاریخى صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دایمى براى امت اسلام بود

حضرت ابى‏عبدالله(ع) با این حرکت یک سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت

این سرمشق فقط شهیدشدن هم نیست، یک چیز مرکب و پیچیده و بسیار عمیق است

عاشورا یک بخش از جهاد امام حسین است امام حسین(ع) را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین(ع) است

تبیین او، امر به معروف او، نهى از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه کربلا و میدان کربلا، این‏ها را باید شناخت

مقابله با تحریف امروز حسین‏بن‏على(ع) مى‏تواند دنیا را نجات بدهد، به شرط آن‏که چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. با تحریف بایستى مقابله کنید

 16- پایکوبی وارثان یزید بر خیمه‌های عزا

 صبح روز عاشورای 88 وقتی آحاد مردم عزادار با حضور در هیئت ها و تکایا مشغول سوگواری برای سید و سالار شهیدان بودند، فتنه گران نیز خود را آماده کرده بودند اما نه برای عزاداری برای سیدالشهدا بلکه برای به آتش کشیدن خیمه‌های عزای عزداران حسینی

آنها خیابان های خالی را فرصتی مغتنم برای ایجاد آشوبی جدید یافتند اما نمی دانستند که مقابله با عزای حسینی، دودمان فتنه انگیزی آنها را بر باد خواهد داد

اصحاب فتنه در آن روز با تمام توان در خیابان‌های خلوت مرکزی شهر گرد آمدند تا به تمام مردم مومن و متعهد ایران اسلامی نشان دهند که امام آنها نه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) بلکه یزدیان زمان است، یزیدیان که اکنون تمام قوای اهریمی خود را به مصاف با نظام جمهوری اسلامی ایران آورده‌ بودند و رسما طرح خود برای براندازی نظام را در خیابان‌های تهران فریاد می‌زدند

 17- دسته های عزای حسین(ع) می‌آیند

  با نزدیک شدن به ظهر و انتشار خبر هتک حرمت روز عاشورا در هیئت‌های مذهبی و مساجد، عزاداران حسینی به خیابان‌های مرکزی تهران گسیل شدند

شمار قابل توجهی از مردم نیز در تقاطع انقلاب- فلسطین تجمع کردند

این افراد با سردادن شعارهای انقلابی از جمله «لبیک یا خامنه‌ای لبیک یا حسین است» و سینه‌زنی، اقدامات خرابکارانه اغتشاشگران را محکوم کردند

تا کمتر از 72 ساعت بعد، بزرگترین اجتماع ملت ایران در طول سالهای اخیر در 9 دی شکل بگیرد تا پایانی باشد بر چند ماه فتنه‌انگیزی فتنه گران

 18- عبرتهای عاشورای 88 یزدیان در طول تاریخ انقلاب اسلامی ما نیز یک بار در قامت منافقین، بار دیگر در قامت دشمنان برون مرزی ما و یک روز نیز در هیئت فتنه‌ و اغتشاش‌گر به میدان آمدند اما تاریخ گواهی می‌دهد که همه آنان از بین رفتند و آنچه که ماند ندای اسلام ناب و مانایی یاران عاشورایی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بود

قیام اباعبدالله ‌الحسین(ع) و واقعه عاشورا، طبق آنچه که تاریخ به ما می‌گوید، رسواکننده فتنه‌گران و معاندان راه حق در طول تاریخ بوده است

تاریخی که البته در مسیر خود به انقلاب اسلامی ایران و یاران عاشورایی حضرت امام روح‌الله(ره) نیز رسید و در انطباق حرکت اینان با مسیر سرخ سیدالشهدا(ع)؛ نظاره‌گر برکات خط ترسیم شده توسط سالار شهیدان برای نظام برآمده از جمهوری اسلامی ایران شد

 19- انقلاب اسلامی، پرتوی از عاشورا حماسه جاودان امام حسین(ع) منشأ بسیاری از تحولات و جنبش‌های آزادی بخش در جهان اسلام و حتی غیر مسلمانان گردیده است

انقلاب اسلامی ایران نیز با الهام از نهضت حسینی و با الگوگیری از آن قیام الهی و با رهبری حضرت امام خمینی(ره) توانست تحوّلی عظیم در جامعه ایران و حتی در کل جهان اسلام به‌وجود آورد و نظام سلطنتی را در ایران سرنگون و شجره طیبه حکومت اسلامی را بر اساس قوانین و دستورات اسلام و برگرفته از قرآن و عترت پایه‌ریزی نماید

 امام خمینی با استفاده نیکو از میراث بزرگداشت محرم و احیا و اصلاح ابعاد فراموش یا بد فهمیده شده‌اش، خیل عظیم محبّان کربلا و دوستداران اهل بیت را به سرچشمه کوثر حقیقی عاشورا متصل ساخت و از توده وسیع اما خاموش و بی‌خطر عزاداران، مداحان، گویندگان مذهبی و مرثیه سرایانِ فاجعه کربلا لشکرهای فریادگر با هدف، شهادت طلب و فداکار سامان داد که بنیاد بیدادگری ظلم و بیگانه پرستی را در کام آتش افروخته از ایمان به "کل یوم عاشورا" فرو بلعید

 20- آدمی ضمن گرامیداشت عاشورا باید بیاموزد که حسینی زندگی کند، و گر نه همچون یزیدیان خواهد بود

بنابراین فرهنگ این قیام می‌تواند در تمامی جوامع، درس آموز، هدایتگر و راهنما باشد و کلام نبوی که فرموده‌اند:

إن الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة، تحقق عینی خواهد یافت

حضرت امام خمینی(ره) علل شکل گرفتن و بقای انقلاب اسلامی را مدیون و مرهون عاشورا و نهضت اباعبدالله (ع)می‌دانند و معتقدند که مردم درس قیام و مبارزه را از امام حسین(ع)فراگرفته‌اند:

ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سید الشهداء نبود، امروز ما نمی‌توانستیم پیروز شویم

انقلاب اسلامی پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است

حضرت امام برای رهایی و نجات مردم از آتش بیداد و تباهی‌های خاندان پهلوی و نیز ستیز با استکبار و رهبری انقلاب اسلامی، از مکتب عاشورا درس گرفت و با اقتداء به حضرت سیدالشهداء، نهضت خود را آغاز و ادامه داد

ما پیرو پیغمبر اکرم(ص) و حضرت امیر(ع) و اباعبدالله هستیم. ما به سیدالشهداء اقتدا کرده‌ایم و تمام مقصد ما، مکتب ماست

همه ما باید فدای اسلام شویم و ما که تابع حضرت سیدالشهداء هستیم، باید ببینیم ایشان چه وضعی در زندگی داشت

قیامش، انگیزه‌اش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود. ... مِن جمله قضیه حکومت جور، باید از بین برود

 21- فرق امام راحل (رض) با حضرت سیّدالشهداء (ع)

 امام راحل (ره) چه در اعلامیه ها، چه در پیام های خصوصی و آنچه که شفاهاً بیان کرده اند، چه سنّت و سیرت های عملی و رفتاری؛ این اصول چهارگانه را، تماما رعایت و اجرا کردند

فرق امام با سیّدالشهداء (ع) این است که او انسان کامل و خلیفه الله است، او معلّم است و این شاگرد، او امام است و این امت، او معصوم است و این عادل؛ و میلیاردها درجه فرق بین امام معصوم و امام راحل هست

امّا بالأخره او تشخیص داد که باید همت، همت الهی باشد و این اصل کلّی را که ذات أقدس له به ما آموخت، در هر زمان ومکانی قابل اجراست

 22- شباهت نهضت امام خمینی (ره) با نهضت کربلا در « خالص بودن »

 مطلبی که نهضت امام راحل را با نهضت کربلا پیوند می دهد، آن است که نهضت کربلا خالص بود

یعنی خیلی ها با حکومت اموی ناهماهنگ بودند، ناسازگار بودند و می خواستند سیّدالشهداء را یاری کنند؛ امّا نه برای امامت امام سوّم، بلکه چون با امویان بد بودند

چنین افکاری را وجود مبارک سیّدالشهداء نمی پذیرفت

بعضی ها به امام حسین (ع) پیشنهاد کمک مالی دادند، عرض کردند: ما اسب به شما می دهیم، سپر می دهیم، زره می دهیم، ولی خودمان نمی آئیم؛ وجود مبارکش این جمله قرآن را خواند و آنها را طرد و دفع کرد، فرمود: و ما کنت متّخ ذ المض لّین عضداً من در این نهضت از آدم گمراه کمک نمی گیرم

 23- عاشورای حسینی هویت ساز انقلاب اسلامی

 از جمله مباحث مرتبط با هویت انقلاب اسلامی در کلام و پیام امام خمینی بحث فرایند و سازوکار تاثیر نهضت حسینی در ایجاد هویت انقلاب اسلامی ( هویت تاسیسی ) است

عبارات و بیانات حضرت امام در سرفصل هایی مختلف به تبیین این فرایند پرداخته و با توجه به کارویژه های این هویت (از جمله انسجام بخشی و گردآوری اجتماعی، همسو سازی اجتماعی) در فرازهایی مختلف به این بحث اشاره داشته اند

در حقیقت بخشی از بیانات امام خمینی ناظر بر این معنی است که انقلاب اسلامی و هویت مفهومی آن الگو گرفته از حماسه عاشوراست و در حقیقت هویت انقلاب اسلامی با الهام از نهضت حسینی ترسیم شده است

برخی از این تعابیر عبارت اند از:

هیهات که امت محمد ( ص ) و سیراب شدگان کوثر عاشورا به مرگ ذلت بار تن در دهند ( امام خمینی، ج20 ،318 )

تکلیف ما را سید الشهدا معلوم کرده است که از شهادت نترسید(امام خمینی، ج7 ،55 )

ملت ایران با الهام از حادثه عاشورا آن قیام کوبنده را به وجودآورد. ( امام خمینی، ج16 ،290 )

ملت ایران از پرتو هدایت ( امام حسین ) معرفت به وظیفه و از استقامت او در مقابل باطل ، استواری فرا گرفت. ( امام خمینی، ج16 ،249)

کیفیت مبارزه را حضرت سید الشهدا به ملت ما آموخته و با کار خودش به ملت ما تعلیم داده است. (امام خمینی ج17 ،56 )

تبعیت و پیروی از سید الشهدا و اصحاب ایشان در عشق به شهادت ( امام خمینی، ج15،6 )

ما افتخار می کنیم که مانند سید الشهدا در روز عاشورا کشته شویم و بچه های ما اسیر و اموالمان را غارت کنند ما همانند حسین از همین الآن اعلام می کنیم هرکه با ماست به طرف ما بیاید و هرکس با ما نیست به سمت لشگر یزید برود. ( امام خمینی، ج1 ،240 )

ما که تابع حضرت سید الشهدا هستیم باید ببینیم که انگیزه ایشان از قیام نهی از منکر بود و اینکه هر منکری باید از بین برود منجمله حکومت جور. ( امام خمینی، ج21 ،1 )

کربلا چه کرد و در عاشورا چه تاثیری داشت؟ همه زمین ها باید اینطور باشد؛ همه روز ملت ما باید این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و ما باید در مقابل ظلم بایستیم و همین جا کربلاست و باید نقش کربلا را پیاده کنیم. ( امام خمینی، ج10،122 )

اگر قیام سید الشهدا نبود امروز ما هم نمی توانستیم پیروز شویم. این مجالس عزا و سوگواری سید مظلومان یک وسیله ای فراهم کرد برای ملت که بدون این که زحمت برای ملت ما باشد مردم مجتمع اند. (امام خمینی، ج17 ،56 )

( مجالس محرم ) سازمانی است که بدون اینکه دست واحدی در کار باشد ملت را جمع کند خود بخود مردم را به هم پیوند داده است. ( امام خمینی، ج16 ،344 )

ملت ما انقلابی کرد که به برکت همین مجالس ( محرم ) بود که همه کشور و مردم را دور هم جمع کرد و همه به یک نقطه نظر کردند. ( امام خمینی، ج16 ،347 )

اگر عاشورا و گرمی شور انفجاری آن نبود معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع بشود. ( امام خمینی، ج16 ،290 )

( تجمع و سوگواری برای سید الشهدا ) برای ما نفع دارد . همین جهت روانی آن که قلوب را چگونه به هم متصل می کند. ( امام خمینی، ج11 ،100 )

عزت خواهی و تقویت روحیه سربلندی

یکی از انگیزه های اساسی امام خمینی در نهضت اسلامی ایران، عزت خواهی و تقویت روحیه سربلندی و شکست ناپذیری مردم ایران بوده است. به همین دلیل ایشان از ذلت پذیری دولت ایران که طبعاً به حساب مسلمین تلقی می گردید سخت احساس بیزاری نمود

رئیس جمهور آمریکا باید بداند که امروز در پیش ملت ما منفورترین افراد بشر است. امروز تمام گرفتاری ما از آمریکا است.»(4) امام در فراز یکی از سخنان خود فریاد زد:«خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد

و در پیامی دیگر فرمود:«من اکنون قلب خود را بر سر نیزه های مأمورین شما حاضر کرده ام ولی برای قبول زورگویی ها و خضوع در مقابل جباری های شما حاضر نخواهم بود. موضع گیری های فوق انگیزه رد بیعت از سوی امام حسین(ع) را به خاطر می آورد

تعبیر بلند «هیهات مناالذله این بخشی از روحیه سازش ناپذیری و عزت طلبی امام بوده است. حضرت امام خمینی به قدری به مسئله عزت مسلمانان اهمیت می داد که می فرمود: وقتی عکس محمد رضا شاه معدوم را در برابر فلان رئیس جمهور آمریکا، که آن طور ذلیلانه در مقابل او ایستاده بود، دیدم بسیار ناراحت شدم و تلخی این منظره هنوز برای من باقی است که شاه مملکت اسلامی در برابر کافر خدانشناس، این طور اظهار کوچکی کند

 نقش اسلام در تکوین و پیروزى‏ انقلاب ایران

تحقق انقلاب ایران در سال (۱۹۷۹ م/۱۳۵۷ ش) از تحولات شگرف محسوب مى‏شود. وقوع این حادثه در سال‏هاى پایانى قرن بیستم، بسیارى از نظریه‏پردازان انقلاب را شگفت‏زده کرد. «اسلام در شکل‏گیرى و تکوین انقلاب نقش اساسى و تعیین کننده داشته است

الف سرشت دین و انقلاب پذیرش این مطلب که اسلام با سیاست آمیخته است و این دو یکى هستند. مساله دیگر بحث قلمرو دین است.

ب خطوط کلى اسلام و انقلاب اسلامى اسلام مبتنى بر یک نظام ارزشى است. در این نظام ارزشى، ویژگى‏ها و مشخصه‏هاى جامعه سیاسى آرمانى عرضه شده است. رهبران دینى بر اساس نظام ارزشى، شیوه‏ها و راهکارهاى عملى دگرگون‏سازى جامعه در جهت دستیابى به جامعه آرمانى را ارائه مى‏دهند

ج) ‏اسلام‏ زدایى‏ رژیم ‏گذشته ‏و واکنش‏ نیروهاى‏ مذهبى در عصر حاکمیت پهلوى، این رژیم، که با مساعدت استعمارگر انگلیس روى کار آمده بود،

د رهبرى رهبرى از دیگر شاخص‏هاى اسلام در انقلاب ایران محسوب مى‏شود. رهبرى این انقلاب در شخصیت امام خمینى‏ تبلور یافته بود. رهبرى در حرکت انقلابى، نقش هماهنگ‏کننده اصلى نیروهاى درگیر را ایفا مى‏کند

 نقش مساجد مساجد یکى از کانون‏هاى مهم تجمع و تبادل پیام‏هاى انقلاب و تعمیق جریان انقلاب محسوب مى‏شدند. در رویکرد نظرى، سازماندهى و تشکل از عناصرى است که برخى از نظریه‏پردازان انقلاب بر آن تاکید کرده‏اند.

نقش نمادهاى اسلامى نمادهاى اسلامى نشانه همبستگى جامعه محسوب مى‏شوند. تاسوعا، عاشورا و اعیاد اسلامى از جمله این نمادها هستند.

روحیه شهادت‏طلبى و ایثار اسلام در مواجهه با ظلم و دفاع از حق و حقیقت، پیروان خود را به جهاد با جان و مال دعوت مى‏کند. پایدارى در جهاد گاه منجر به پیروزى و گاه منجر به مرگ مى‏گردد که در فرهنگ اسلامى، از آن به «شهادت‏» تعبیر مى‏شود

شعارهاى انقلاب شعارها همواره برخاسته از باورها و آرمان‏هاى والاى جامعه است. شعارهایى که در طول درگیرى با رژیم ارائه مى‏شد حکایت از ماهیت فکرى انقلاب داشت.


 بخش اول

آسیبهای جامعه اسلامی در زمان قیام امام حسین (ع) و امام خمینی (ره)

هر مصلحی با توجه به تصوری که از وضع مطلوب جامعه دارد بر وضع موجود جامعه زمان خویش ایرادات و اشکالاتی وارد می داند و به نواقص و امراض خاصی در آن جامعه اشاره می کند

1- آسیبهای اعتقادی و مذهبی

 مهمترین علل انحطاط و سقوط جامعه اسلامی بعد از رحلت حضرت رسول (ص) برداشت نادرست از دین و فهم غلط معارف اسلامی بوده است. عواملی که به بروز کژاندیشیها و گرایشهای قبیله ای منتهی گردید موجباتی را فراهم آورد تا کسانی که به مصادر خلافت دست می یافتند دین را وسیله توجیه حکومت و اهداف فردی و قومی خویش قرار دهند

قبل از قیام امام خمینی (ره) هم ملاحظه می شود که جامعه در زمینه عقاید الهی و مذهبی دچار آسیبهای جدی است. برداشتهای دینی رایج به گونه ای است که دین به هیچ یک از امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کاری ندارد و فقط امری است که به برخی از عبادات و اعمال فردی ختم می گردد و چنین برداشتی از دین همواره مطلوب طبقات حاکم بر جامعه بوده است و به وسیله حکومتهای باطل در میان مردم رواج یافته است

 2- آسیبهای سیاسی و اجتماعی

 جامعه اسلامی بعد از رحلت پیامبر (ص) از نظر سیاسی و اجتماعی معیارها و ضوابط اسلامی تحت الشعاع ارزشهای قومی و نژادی قرار می گیرد و مهاجر بر انصار و قریش بر غیر قریش ترجیح داده می شود و به لیاقت و شایستگی افراد در تصاحب مناصب سیاسی و اجتماعی عنایتی نمی شود. زمامداری از قریش به مداخله تیره اموی و زمامداری اموی به سلطنت موروثی و سلطنت موروثی به استبداد مطلق کشیده شد

امام خمینی (ره) یکی از دیرپاترین آسیبهای جامعه اسلامی را "عدم تشکیل حکومت حق" می داند و در زمانی قیام خود را آغاز می کند که جامعه تحت سلطه یک حکومت فاسد شاهنشاهی قرار گرفته است که جز منافع فردی و خانوادگی خود هیچ معیار دیگری را نمی شناسد و حتی برای ارضای نفسانیات خود حاضر است سلطه بیگانگان را نیز بر سر مردم مسلمان گسترش دهد، مردم در این حکومت هیچ نقشی ندارند

 3- آسیبهای اقتصادی و غارت بیت المال

در جامعه اسلامی پیامبر با توجه به اصول و موزانه هایی که بر مالکیت و نظام اقتصادی حاکم شد ثروتمندان و اشراف نمی توانستند به استثمار و تکاثر ثروت بپردازند و عدالت اجتماعی و اقتصادی از عمده ترین اصول جامعه اسلامی به شمار می آمد

اما اینک امام حسین (ع) پس از پنجاه سال که از رحلت پیامبر می گذرد با یک جامعه کاملا نابرابر مواجه است که در آن از یک سو قریش و وابستگان به دستگاه خلافت به ویژه بنی امیه به ثروتهای کلان دست یافته اند و از سوی دیگر اکثر آحاد مردم جامعه در فقر و محرومیت به سر می برند.

یکی از آسیبهای مهم جامعه در آستانه قیام امام خمینی (ره) فاصله طبقاتی و بهره کشی سرمایه داران و طبقه ثروتمند جامعه از طبقات محروم و مستضعف می باشد. ایجاد هسته های سرمایه داری در ایران به وسیله نظام شاهنشاهی سبب شد تا وابستگان به دربار و ایادی دست نشانده شرکتهای چندملیتی با استفاده از پول نفت و فروش منابع طبیعی کشور به ثروتهای کلان دسترسی پیدا کنند

 4- آسیبهای فرهنگی و اخلاقی در زمان حیات پیامبر (ص) خصلتهای پست فرهنگ بدوی و قبیله ای از جامعه محو شد و کینه توزی به برادری مبدل گشت. بی بند و باریهای اخلاقی از بین رفت و زنان که موجوداتی پست به شمار می آمدند در جامعه مسلمین از مرتبه والایی برخوردار شدند و شخص پیامبر به دختر خویش مباهات می کرد.

اما بعد از رحلت رسول اکرم با بروز فرهنگ بدوی و هواهای نفسانی مجددا روحیه برتری جویی و مال اندوزی و راحت طلبی بر جامعه اسلامی مستولی شد و هنگامی که بنی امیه بر شبه جزیره عرب حاکمیت یافتند به تدریج ارزشها و اصول اخلاقی اسلام از جامعه حذف می شد و قیام امام حسین (ع) وقتی آغاز می شد که امویان آشکارا و بدون هیچ ملاحظه ای به هتک حرمتهای الهی می پرداختند

شرایط اخلاقی و فرهنگی جامعه در آستانه قیام امام خمینی (ره) نیز به گونه ای بود که هیچ تناسب با ضوابط و اصول اخلاقی اسلام نداشت. حکومت فاسد و وابسته شاهنشاهی با توجه به نوعی از خودباختگی فرهنگی و فرنگی مآبی که دچار آن شده بود در تخریب ارزشهای اخلاقی و فرهنگی جامعه از هیچگونه تلاشی مضایقه نمی کرد و جامعه را لهو و لعب و هرزگیها فراگرفته بود.


 بخش دوم

راههای اصلاح جامعه از نظر امام حسین (ع) و امام خمینی (ره)

1- اصلاح اندیشه دینی

 و تغییر نگرش مردم نسبت به دین دین یکی از سرچشمه های اصلی فرهنگ در جوامع بشری است و صلاح و فساد هر جامعه به صلاح و فساد اندیشه دینی در آن جامعه وابسته است. امام حسین (ع) به عنوان مظهر اسلام محمدی با قیام خود عزم آن دارد تا بر تفسیرها و برداشتهای رایج دین خط بطلان کشد و با احیا دین حقیقی وجوه پویا، سازنده و جهت دهنده این را برای مردم نمایان سازد لذا می فرماید: انا خرجت لطلب اصلاح فی امة

امام خمینی (ره) اصلاح اندیشه های دینی را سرلوحه نهضت اسلامی قرار می دهد و با طرح مسئله جدایی دین از سیاست تغییرها و برداشتهای رایج از دین را طرد می کند و اسلام را یک دین اجتماعی و همه جانبه معرفی می نماید که باید در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متجلی گردد

 2- نفی سازش با حکومت جور سکوت در مقابل حکومت باطل و بی تفاوت بودن نسبت به وضع موجود جامعه موجب نهادینه شدن و ثبات هرچه بیشتر معیارها و ارزشهای ضد دین می گردد و به قدرتهای جابر مشروعیت اجتماعی و سیاسی می بخشد. آنچه در قیام امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) ملاحظه می گردد این است که هر دو نهضت از ابتدا با "نه" گفتن به وضع موجود و عدم پذیرش حکام جور شروع می شوند

امام خمینی (ره) نیز با اقتدا به امام حسین (ع) چنین کردند و در مقابل حکومت جابر همه مصیبتها را تحمل کردند و با ایستادگی و سازش ناپذیری خود مشروعیت اجتماعی و سیاسی نظام شاهنشاهی را برای اولین بار در تاریخ ایران زیر سئوال بردند و برای همیشه جور آن را از سر مردم کم کردند

 3- اهمیت دادن به نقش مردم نهضتهای انقلابی و اصلاحی معمولا ثبات نظام اجتماعی را برهم می زنند و افکار و آراء مردم را تحت تاثیر خود قرار می دهند. امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) هر دو به نقش مردم و مشارکت آنها در قیام اسلامی اهمیت داده اند ولی با توجه به تفاوتهای اساسی که از نظر زمانی و شرایط اجتماعی بین دو قیام وجود دارد مشارکت و استقبال از دو نهضت با یکدیگر قابل مقایسه و تطبیق نیستند

امام خمینی (ره) در جامعه ای متفاوت از جامعه زمان امام حسین (ع) قیام خود را آغاز نمودند و مردم در قیام امام خمینی (ره) نقش ویژه ای دارند و شرط اساسی اصلاح جامعه را آگاهی مردم می دانند و در یک دوره طولانی برای آگاه نمودن و مشارکت دادن مردم در قیام فعالیت می

 4- تشکیل حکومت اسلامی نقش حکومتها در اصلاح و فساد جوامع بر کسی پوشیده نیست. اسلام دین جامعی است و اجرای اصول اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن بدون تشکیل حکومت ممکن نیست. برخی از علمای اسلامی بر این عقیده اند که مهمترین انگیزه امام حسین از انجام این قیام ایجاد حکومت اسلامی بوده است. امام خمینی (ره) در این زمینه می فرمایند: "زندگی سیدالشهدا، زندگی حضرت صاحب عج، زندگی همه انبیاء عالم، همه انبیاء از اول، از آدم تا حالا همه شان این معنا بوده است که در مقابل حکومت جور، حکومت عدل را می خواستند درست کنند". ایشان که "عدم تشکیل حکومت حق" را از مهمترین و ریشه دارترین آسیبهای جامعه اسلامی می دانند اظهار می دارند: "اگر گذاشته بودند که حکومتی که اسلام می خواهد، حاکمی را که خدای تبارک و تعالی امر به تعیینش فرموده است،

 5- تبیین و تصریح ارزشهای اسلامی

 نظام اجتماعی در هر یک از جوامع بشری به واسطه ارزشها، هنجارها و احساسات مشترک بین اعضای آن جامعه انسجام می یابد و جوامع مختلف را از یکدیگر متمایز می سازد. اسلام حاوی ارزشها و هنجارهایی است که در صورت بروز و اشاعه آنها اعضای جامعه از درون متحول می گردند و هر یک از اعمال فردی و اجتماعی آنها معانی خاص و شیوه های ویژه ای پیدا می نمایند

امام خمینی (ره) و امام حسین (ع) که وجودشان مظهر چنین ارزشهایی بود در اعتقاد و عمل به احیای آنها پرداختند و اشتیاقی در دل انسانها برانگیختند که وجودشان را دچار بیقراری و پویایی دائمی ساخت. این ارزشها و هنجارها منشا الهی دارند و پویایی و تحرک آفرینی آنها تابع هیچ زمان و مکان خاصی نیست و با آنچه در سایر جوامع مشاهده می گردد متفاوت است

 قیام امام حسین (ع) در سال شصت هجری جولانگاه و نمایشگاه این ارزشهای متعالی بود و فرزند پیامبر با چنین نهضتی، پویایی و تحرک آفرینی دین حضرت محمد را برای همیشه تاریخ ثبت کرد. امام خمینی (ره) نیز با اقتدای به امام حسین (ع) توانست این نهضت عظیم را به ثمر رساند و مجددا به احیای این ارزشها در جامعه اسلامی بپردازد.


بخش دوم : مشروح

انقلاب اسلامی بر چه ارکانی استوار است؟

براى شکل‏ گیرى هر انقلابى، یک عنصر فکرى و دو عامل انسانى مورد نیاز است که بدون حضور و دخالت هر یک از آن‌ها انقلاب به معنای حقیقی و کامل کلمه شکل نمی‌گیرد و تحقق خارجی نخواهد یافت. این سه عنصر، که عناصر موجده‌ی انقلاب هستند، ارکان انقلاب نامیده می‌شوند. این عناصر عبارت‌اند از عنصر فکرى که همان ایدئولوژى و مکتبى است که انقلاب بر پایه‌ی آن استوار مى‏گردد و عنصر انسانى نیز یکى مردم‌اند و دیگرى رهبرى.
هرگاه این سه عنصر در کنار هم قرار گیرند و جهت‏گیرى یکسان داشته باشند، انقلاب شکل مى‏گیرد و واقعیت خارجی می‌یابد. بدیهى است هر چه قوت این سه رکن بیشتر باشد، سرعت شکل‏گیرى و پیروزى انقلاب نیز بیشتر خواهد بود

 

انقلاب اسلامی بر چه ارکانی استوار است؟

الف. مکتب اسلام
 انقلاب اسلامى ایران بر پایه‌ی اندیشه و جهان‏بینى اسلامى استوار است

تفسیر انسان، تفسیر تاریخ، تحلیل حوادث حال و گذشته و آینده، تفسیر طبیعت، تبیین همه‌ی علایقى که ‏انسان را با دنیاى بیرون از وجود او، یعنى جهان، اشیا و انسان‌ها مرتبط مى‏کند و نیز فهم‏ودرک آدمى از وجود خود و خلاصه همه‌ی چیزهایى که نظام ارزشى جامعه را مى‏سازد و آن را بر اداره‌ی مطلوب خود قادر مى‏سازد، از این جهان‌‏بینى الهى ریشه و مایه مى‏گیرد و منشعب مى‏شود
نظر به اینکه دو برداشت انحرافى و متضاد از اسلام در جامعه وجود داشت، که یکى‏فهم کوته‏نظرانه، تعصب‏آمیز و متحجّرانه و دیگرى برداشت متجددانه و تساهل‏آمیز

رهبر انقلاب برداشت صحیح را با نام اسلام ناب معرفى می‌کنند

در انقلاب اسلامى، اسلام کتاب و سنت، جایگزین اسلام خرافه و بدعت؛ اسلام جهاد و شهادت، جایگزین اسلام قعود و اسارت و ذلت؛ اسلام تعبد و تعقل، جایگزین اسلام التقاط و جهالت؛ اسلام دنیا و آخرت، جایگزین اسلام دنیاپرستى یا رهبانیت؛ اسلام علم و معرفت، جایگزین اسلام تحجّر و غفلت؛ اسلام دیانت و سیاست، جایگزین اسلام بى‏بندوبارى وبى‏تفاوتى؛ اسلام قیام و عمل، جایگزین اسلام بى‌حالى و افسردگى؛ اسلام فرد و جامعه، جایگزین اسلام تشریفاتى و بى‏خاصیت؛ اسلام نجات‏بخش محرومین، جایگزین اسلام بازیچه‏ی دست قدرت‏ها و خلاصه اسلام ناب محمدى (ص) جایگزین اسلام آمریکایى گردید

 
 ب. رهبری
 قدرت و قوت رهبرى در انقلاب اسلامى با اتکاى به اسلام، ناشى از موقعیت دینى ‏اوست که مشروط به برخوردارى از ویژگی‌هایى نظیر فقاهت، عدالت، علم، معرفت، زهد، مدیریت، شجاعت، بینش سیاسى و تدبیر است

بر خلاف انقلاب‌هاى دیگر که غالباً انسان‌هایى به‌عنوان سیاستمدار حرفه‏اى با تکیه بر زر و زور و تزویر در جایگاه رهبرى قرار مى‏گیرند

 امام راحل، با برخوردارى از همه‌ی ویژگی‌هاى مورد نیاز براى رهبرى دینى و الهى، سکانِ انقلاب اسلامى را به دست گرفت و هدایت پیامبرگونه‌ی خود را بر جهانیان آشکار ساخت

یکى از تفاوت‏هاى عمده‌ی ایشان با دیگر مصلحان تاریخ اسلام این بود که ضمن حضور در صحنه، اصول مکتب سیاسى خود را براى مردم تبیین نمود و آنان را به ایمان روشن‏بینانه و آگاهانه رساند

مقام معظم رهبری: اگر نظام جمهورى اسلامى و این انقلاب بزرگ و جهانى را و رستاخیز عظیمى که در دنیا به وجود آمده و رستاخیز عظیم‌ترى که در درون انسان‌ها پدید آمده و این تحولى که مس‌ها را طلا کرده است، کلمه‌ی‌ طیبه و شجره‌ی‌ طیبه بدانیم ‌ـ‌که هست‌ـ ریشه‌‌ی این شجره‌ی‌ طیبه، همین شخصیت عظیمى است که همه چیز از او رویید. او بود که این درخت مبارک را رویاند. او همه چیز بود و اگر نبود، ما هیچ چیز نداشتیم

 
 ج. مردم

 بزرگ‏ترین اهرم پیشبرد انقلاب اسلامى، حضور عظیم توده‏هاى میلیونى مردم در عرصه‏هاى انقلاب بود که با ایمان نافذ و عمیق از یک سو و معرفت و آگاهى بالا از سوى دیگر، به نداى رهبرشان لبیک گفتند و در پرتو هدایت‏هاى روشنگرانه و پیامبرگونه‌ی او، صبر و مقاومت و استقامت را پیشه‌ی خویش ساخته و عاقبت شهد گواراى پیروزى بر نظام سلطه را نوشیدند

 یکى از بارزترین ویژگى‏هاى انقلاب اسلامى، که در کمتر انقلابى نظیر آن وجود داشته است، مردمى بودن آن است؛ به‌گونه‏اى که همه‌ی ملت ایران در شهر و روستا، از کوچک و بزرگ، زن و مرد در آن مشارکت داشتند

بر خلاف انقلاب‌هاى بزرگ دنیا که طبقات خاصى از جامعه در آن نقش‏آفرینى کردند

مقام معظم رهبرى: مردم صاحبان این نظام هستند به چند دلیل؛ اولاً، چون اسلام بیشترین حق را در اداره‌ی نظام‌هاى اجتماعى به مردم مى‏دهد و هر دستگاه حاکم را یک دستگاه خدمتگزار براى مردم مى‏داند. ثانیاً، چون مردم تشکیل‏دهندگان و به وجودآورندگان این نظام بودند، زیرا این نظام مبتنى بر یک انقلاب بود و آن انقلاب را مردم به وجود آوردند. ثالثاً، چون دخالت و نظارت مردم بیشترین تضمین را براى حفظ این نظام از انحراف مى‏کند


انقلاب اسلامی ،تداوم قیام حسینی (3)

4- عاشورا و 15 خرداد 42 حـضـرت امـام خـمـیـنـى (ره ) انـقـلاب اسلامى ایران را نشات گرفته از قیام حـضـرت سیدالشهدا(ع ) مى دانند(1) و مقایسه اى دارند بین یزید و یزیدیان و شاه و قوم ستمگرش . در این باره مى فرمایند: (آن روز یـزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش ورژیـم سـتـمـگـر جنایتکار خود را به ثبت رساندند, و در 15 خرداد 42 پهلویان وهـواداران و سـردمـداران جـنایتکارشان با دست ستمشاهى خود گور خود را کندند وسقوط و ننگ ابدى را براى خویش به جا گذاشتند که ملت عظیم الشان ایـران بـحـمـداللّه تـعـالـى بـا قـدرت و پـیـروزى بـر گـور آتـشبار آنان لعنت مى فرستند) (2) . ایـشـان در پـیـام خویش در تاریخ 15/3/61 به مناسبت سالروز قیام 15 خرداد و نـیـزدر جـمـع گـروهـى از عـلـمـا و ائمه جماعات و روحانیون و وعاظ قم و تهران مى فرمایند: (مـلـت عـظـیم الشان در سالروز شوم این فاجعه انفجارآمیزى که مصادف با 15 خـرداد42 بـود بـا الـهام از عاشورا آن قیام کوبنده را به یاد آورد, اگر عاشورا و گـرمـى و شـورانـفـجـارى آن نـبـود, معلوم نبود چنین قیامى بدون سابقه و سـازمـاندهى واقع مى شد.واقعه عاشورا از سال 61 هجرى تا خرداد 61 و از آن تا قیام عالمى بقیة اللّه ارواحنالمقدمه الفداء در هر مقطع انقلاب ساز است ) (3) .

 

5 - عاشورا و سیاست و دیانت امـام خـمـینى (ره ) نسبت به افرادى که مى گفتند نمى شود در مقابل حکومت شـاه قـیـام کرد و به حرف خود وجه شرعى مى دادند و مى گفتند شاه تا دندان مـسـلح است وقیام بر ضد چنین قدرتى امکان پذیر نیست , و یا دین را از سیاست جدا دانسته ومى گفتند سیاست در شان علما نیست مى فرمایند: (امـام حـسـیـن - علیه السلام - نیروى چندانى نداشت و قیام کرد. او هم اگر - نـعوذباللّه - تنبل مى بود مى توانست بنشیند و بگوید تکلیف شرعى من نیست که قیام کنم , دربار اموى خیلى خوشحال مى شد که سیدالشهدا بنشیند و حرف نزند و آنان بر خر مراد سوار باشند, اما مسلم بن عقیل را فرستاد تا مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامى تشکیل دهد. وقـتـى کـه حضرت سیدالشهدا - سلام اللّه علیه - آمد مکه و از مکه در آن حال بـیرون رفت , یک حرکت سیاسى بزرگ بود که در یک وقتى که همه مردم دارند بـه مـکـه مـى رونـد ایـشان از مکه خارج شود, این یک حرکت سیاسى بود, تمام حـرکاتش حرکات سیاسى بود, اسلامى سیاسى و این حرکت اسلامى سیاسى بود که بنى امیه را از بین برد و اگر این حرکت نبود اسلام پایمال شده بود) (4) .

6 - استقامت در میدان عمل یـکـى از امورى که امام حسین (ع ) با الهام از کلام الهى روى آن تکیه مى کردند صبر واستقامت و بردبارى است از جمله :

الـف : در پـاسـخ مـردى از کـوفـه به نام (ابوهرم ) که از حضرت سئوال مى کند: چه انگیزه اى تو را واداشت که از حرم جدت بیرون بیایى ؟ امـام (ع ) مـى فـرمـایند: (اى اباهوم درهـم شـکستند. من راه صبر و شکیبایى را در پیش گرفتم و ثروتم را از دستم ربـودنـد, بـازهـم شـکـیـبایى کردم , ولى چون خواستند خونم را بریزند از شهر خارج شدم ) (5)

ب : بـنا به نقل (ابن قولویه ) و (مسعودى ), امام حسین (ع ) آنگاه که نماز صبح را بـه جـاآورد, رو به سوى نمازگزاران کرد و پس از حمد و سپاس خداوند به آنان فرمود:(خداوند به کشته شدن شما و کشته شدن من در این روز اذن داده است و برشماست که صبر و شکیبایى در پیش گیرید و با دشمن بجنگید) (6)

مرحوم صدوق در معانى الاخبار مى گوید, امام (ع ) فرمودند: اى بزرگزادگان صـبـر وشـکـیبایى به خرج دهید که مرگ چیزى جز یک پل نیست که شما را از سـخـتـى و رنـج عـبـور مـى دهـد و بـه بـهـشـت پهناور و نعمتهاى همیشگى مى رساند) (7)

ج : امـام حـسـیـن در روز عـاشورا و در لحظه هایى حساس هنگامى که چندتن از نـوجـوانـان هـاشمى و آل ابوطالب مانند محمد و عون فرزندان عبداللّه جعفر و مـحـمـدبـن مسلم دسته جمعى همچون عقاب به سوى دشمن حمله ور بودند فـرمود: (عموزادگان من و خاندان من دهید که به خدا سوگند پس از امروز روى ذلت و خوارى نخواهید دید) (8)

و یـا خـواهـرش حـضـرت زیـنـب (س) را دعـوت به صبر و بردبارى مى نماید و آخـریـن کـلام امـام (ع ) در لحظه شهادت این است که : (در مقابل قضا و قدر تو شکیبایم اى پروردگارى که به جز تو خدایى نیست

اى فریادرس دادخواهان , که مـرا جـز تـوپـروردگـار و مـعـبـودى نـیـسـت , بـر حـکـم و تـقدیر تو صابر و شکیبایم ) (9) .

حضرت امام خمینى (ره ) در تمام مراحل انقلاب به پیروى از حسین بن على (ع ) راه صبر و استقامت را پیشه خود ساخته و مردم را هم متوجه این امر مهم نموده و دربـیـانـات خـویـش در فروردین 42 در مورد وظایف عمومى
مسلمین براى صیانت ازاسلام مى فرمایند: (شـمـا پـیـرو پـیـشـوایانى هستید که در برابر مصایب و فجایع صبر و استقامت کـردنـد,آنـچـه امروز مى بینم نسبت به آن چیزى نیست, پیشوایان بزرگوار ما حـوادثـى چون عاشورا و شب یازدهم محرم را پشت سر گذاشتند و در راه دین خدا چنان مصایبى را تحمل کرده اند, عیب است براى کسانى که ادعاى پیروى از حـضـرت امـیـر(ع ) و امـام حـسـیـن(ع) را دارند در برابر این نوع اعمال رسوا و فضاحت آمیز دستگاه حاکمه خود را ببازند) (10)

(مـا بـایـد روى آن فـداکـاریها حساب کنیم که سیدالشهدا چه کرد و چه بساط ظـلـمـى رابـرهـم زد و مـا هـم چـه کـرده ایـم ؟ مگر خون ما رنگین تر از خون سـیـدالـشهداست ؟ ماچرا بترسیم از اینکه خون بدهیم , یا اینکه جان مى دهیم ؟ دستور است این

دستور عمل امام حسین (ع ), دستور است براى همه که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلادستور است به اینکه هر روز و در هرجا باید همان نهضت را با استقامت ادامه بدهید (11)

معظم له , ضرورت صبر و شکیبایى در برابر مشکلات را مورد تاکید قرار مى دهند ومى فرمایند: (صـبـر کـلـید ابواب سعادات و سرمنشا نجات از مهالک است . صبر, بلیات را بر انـسان آسان مى کند و مشکلات را سهل مى نماید و عزم و اراده را قوت مى دهد

مقصدهرچه بزرگ تر باشد, رنج در راه آن هرچه زیاد باشد باید انسان تحمل کند. اگرچنانچه استقامت کنیم مؤید به تاییدات الهى هستیم ) (12)

7- امام و عمل به تکلیف یـکـى از وظـایفى که حسین بن على (ع ) از ابتداى حرکت تا انتها روى آن تاکید دارنـدعـمـل بـه تکلیف است . با اینکه مى داند و آگاه است که این راه مصایب و مشکلات دارد و جوانانش کشته و اهل بیت او اسیر مى شوند و به استغاثه او کسى پـاسـخ ‌نـمى دهد, اما در برابر ظلم ظالمان و ستم ستمگران وظیفه اى دارند که باید به آن عمل نمایند, و لذا در منزل (بیضه ) مى فرمایند: (مردم خودفرض نموده اند

فساد را ترویج و حدود الهى را تعطیل نموده اند. فى ء را (که مـخـتص به خاندان پیامبر است ) به خود اختصاص داده اند. حلال خدا را حرام و اوامر ونواهى خداوند را تغییر داده اند. و من به هدایت و رهبرى جامعه مسلمانان و قـیـام عـلـیـه ایـن هـمـه فـسـاد و مفسدین که دین جدم را تغییر داده اند از دیگران شایسته ترم ) (13)

آن حـضـرت (ع ) در مـسیر آمدن به کربلا در منزل دیگرى به نام (بطن عقبه ) با صراحت خطاب به یاران خویش مى فرماید: (مـن دربـاره خودم هیچ پیش بینى نمى کنم جز اینکه به قتل خواهم رسید, زیرا درعالم رؤیا دیدم که سگهاى چندى به من حمله نمودند و بدترین و شدیدترین آنهاسگى بود سیاه و ابرص )

در ایـن مـنـزل پـیـرمـردى از قبیله (عکرمه ) به حضرت عرض مى کند: مقصد کـجـاسـت ؟حـضرت مى فرماید: کوفه

پیرمرد عرض مى کند: به خدا سوگندت مـى دهـم ازهـمین جا برگرد, زیرا در این سفر جز شمشیر و نیزه با چیز دیگرى مواجه نخواهى شد. امام (ع ) در پاسخ مى فرماید: این مطلبى که تو درک مى کنى بـراى مـن نـیز واضح وروشن است , ولى برنامه خدا تغییرپذیر نیست , یعنى باید عمل به تکلیف شود) (14)

و یـا در پـاسـخ بـه خـواهـرش حـضرت زینب مى فرماید: (خواهرم تقدیراست به وقوع خواهد پیوست ) (15)

مـنـظـور از این (قضا) همان فرمان و امر الهى در آن شرایط و چارچوب خاص و بـه انـجـام رسـاندن این تکلیف از سوى امام (ع ) است .
 

زیرا واژه (قضا) به معناى امـرحتمى و به مرحله انجام رسانیدن تقدیر و مشیت و در مرحله بعد از تقدیر و اراده است . حـضـرت امـام خـمینى (ره ) به پیروى از جدش حسین بن على (ع ) روى مسئله اداى تکلیف و عمل به وظیفه تاکید داشتند. ایشان در روز 27 آبان 57 در پاریس در زمینه ضرورت مبارزه با ظلم ظالمین مى فرمایند: (بر مسلمین است که این کـار را بـکـنـند,منتها (اگر) توانستیم این کار را انجام بدهیم که الحمد للّه هم تـکلیفمان را ادا کردیم وهم به مقصد رسیدیم و اگر نتوانستیم عمل بکنیم , به تکلیفمان عمل کردیم ) (16)

و در جـاى دیـگرى مى فرمایند: (مهم براى ما این است که ما به تکلیفمان عمل کـنیم .نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم . باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم . همه ما مامور به اداى تکلیف و وظیفه ایم , نه مامور به نتیجه , کـشته شویم تکلیف را عمل کردیم , بکشیم هم تکلیف را عمل کردیم

اگر ما به تکلیفى که خداى تبارک و تعالى براى ما تعیین فرموده است عمل کنیم , باکى از این نداریم که شکست بخوریم ) (17)

(... هـرچـه روز عـاشـورا سـیـدالـشـهدا - سلام اللّه علیه - به شهادت نزدیک تر مـى شـدافروخته مى شد, و جوانان او مسابقه مى کردند براى اینکه شهید بشوند, همه هم مى دانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند. مسابقه مى کردند آنها, بـراى ایـنکه مى فهمیدند کجا مى روند. آنها مى فهمیدند براى چه آمده اند. آگاه بـودنـد کـه مـا آمـدیـم اداى وظـیـفـه خـدایى را بکنیم , آمدیم اسلام را حفظ کنیم ) (18)

 10 - پیوستگى تربیت یافتگان فرهنگ عاشورا با انقلاب اسلامى ایران در تـاریـخ عـاشـورا مـى خوانیم : وقتى حضرت سیدالشهدا(ع ) از مدینه به سوى کـربـلامـى آمـدنـد, کـلـمـه اسـترجاع و آیه (انا للّه و انا الیه راجعون ) را تلاوت فـرمودند. فرزندش على اکبر(ع ) عرض کرد: پدر فـرمودید؟

حضرت (ع ) فرمودند: لحظه اى به خواب رفتم هاتفى نداد داد که این کاروان مى رودو مرگ به سراغ آنان مى آید. حضرت على اکبر(ع ) عرض کرد: پدر مـگـر ما بر حق نیستیم ؟ فرمودند: چرا پدر. عرض کرد: پس ما از کشته شدن چه باک داریم ؟

رشـادتـهـاى حـضـرت عـبـاس بـن عـلـى بـن ابـیطالب (ع ), حضرت قاسم بن الـحسن (ع ),عون بن على بن ابیطالب (ع ), احمدبن الحسن بن امیرالمؤمنین (ع ), عـبـداللّه بـن مـسـلـم بـن عـقـیـل , عـون و محمد فرزندان عبداللّه بن جعفربن ابـیـطـالب (ع ), وهب بن وهب , عمروبن قرظة الانصارى , وهب بن عبداللّه حباب الـکلیمى , بکیربن یزیدالریاحى , نافع بن هلال بجلى , عبداللّه بن جنادة بن لعب بن الـحـرث الانصارى ,خلف بن مسلم بن عوسجه , حتى زنانى چون مادر (عبداللّه بن عـمـیـر) را مـى بینیم که باایمان به اللّه و عشق به حسین (ع ) براى حفظ مکتب چـگونه مبارزه مى کنند

و یانوشته اند پس از کشته شدن (جناده انصارى ) فرزند یـازده ساله اش (عمر) که به همراه پدر و مادرش به سرزمین کربلا وارد شده بود, به حضور امام رسید و اجازه نبرد بادشمن خواست . حسین بن على (ع ) درباره وى چنین فرمود: (ایـن نـوجـوان کـه پـدرش در حـمـله اول کشته شده است , شاید بدون اطلاع مـادرش تصمیم به نبرد گرفته است و مادرش به کشته شدن وى راضى نباشد. عمر, این نوجوان ایثارگر چون گفتار امام (ع ) را شنید عرضه داشت : نه به خدا, مـادر مـن است که دستور داده است جانم را فداى تو و خونم را نثار راهت کنم

امـام چـون ایـن پـاسـخ ‌را شنید اجازه داد. عمر حرکت نمود و در مقابل صفوف دشمن با شعورى خاص ,این اشعار حماسى را مى خواند: امیرى حسین و نعم الامیر سرور فواد البشیر النذیر على و فاطمة والداه فهل تعلمون له من نظیر امـیـر مـن حسین است و چه نیکو امیرى . سرور قلب پیامبر بشیر و نذیر, على و فاطمه پدر و مادر اوست

آیا براى او همانندى مى دانند؟ نوشته اند که این نوجوان شجاع و ایثارگر پس از درگیرى با دشمن کشته شد, دشـمن سر او را از پیکرش جدا کرد و به سوى خیمه ها انداخت . مادر او سر بریده نـوجـوانـش را برداشت و پس از آنکه خاک و خویش را پاک نمود, به سوى یکى از لـشـگـریـان دشمن که در نزدیکى او بود انداخت و او را به هلاکت رسانید

آنگاه بـه سـوى خـیمه بازگشت و چوبى به دست گرفت و در حالى که این دو بیت را مى خواند به سوى دشمن حمله کرد انى عجوز فى النساء ضعیفة خاویة بالیة نحیفة اضربکم بضربة عنیفة دون بنى فاطمة الشریفة مـن در مـیـان زنها زنى ضعیفم , زنى پیر و فرتوت و لاغر. بر شما ضربه محکمى واردخواهم ساخت در دفاع و حمایت از فرزندان فاطمه عزیز. پـس از آن دو نـفـر را مـضـروب سـاخـت و بـه دسـتـور امـام (ع ) بـه سـوى خـیـمـه هابازگشت (19) .

لذا حسین بن على (ع ) درباره این اصحاب و یاران و اهل بیت خویش مى فرمایند: (مـن اصـحـاب و یـارانى بهتر از یاران خود ندیده ام و اهل بیت و خاندانى باوفاتر وصـدیـق تـر از اهـل بـیـت خـود سـراغ نـدارم . خـداونـد بـه هـمـه شما جزاى خیردهد) (20)

بـا مـرورى بـه تـاریـخ انـقـلاب اسلامى از خرداد سال 42 تا 22 بهمن 57 بویژه هـشت سال دفاع مقدس فرهنگ عاشورا آشکار مى گردد و تاریخ تکرار مى شود

ایـن پـیـوستگی ها در وصیت نامه هاى رزمندگان , در پیشانى بندها و نوشته ها بر پشت وسینه و بازو, در شعارها و سرودهاى جبهه , در نام و رمز عملیات , در حال و هـواى شـب عـمـلیات , عملکرد خانواده شهدا, تابلوهاى نوشته , مزارنوشته ها, مجالس سوگوارى شهدا و سروده هاى دوران هشت سال دفاع مقدس به روشنى و باصمیمیتى آشکار به چشم مى خورد

شـب عـمـلـیـات , فـرمانده فریاد زد: عزیزان گـذاشـتـیم وچهارده قرن تحقیر و تازیانه و توهین و شکنجه چشیدیم .

 

هرگز مبادا این بارحسین (ع ) را تنها بگذاریم . به خاطر دارم در یکى از عملیات ها وقتى از ورود جـوانـى کـه در عـمـلـیات قبل دست راستش قطع شده بود و با دست مصنوعى مى خواست سوار قایق شود جلوگیرى کردم , برگشت و به من گفت مـگر قمر بنى هاشم حضرت عباس (ع ) با یک دست از امام حسین (ع ) دفاع نکرد؟

چرا نمى گذارى بروم و ازرهبرم دفاع کنم ؟ و یا به یاد دارم در یکى از اعزامها از رفتن جوانى که یکى ازبرادرانش شهید و برادر دیگرش مجروح و در بیمارستان بسترى بود و تنها فرزندذکور خانواده بود جلوگیرى مى شد, مادرش جلو آمد و گـفـت : فرزند از آن من است ومن او را بزرگ کرده ام و خودم گفته ام که باید بـروى و از اسـلام دفـاع کـنـى

و یـا مـادرى کـه در تشییع جنازه دو فرزندش مـى گـوید, اى کاش به اندازه تمام رگهاى بدنم فرزندداشتم و در راه دفاع از این انقلاب فدا مى کردم . و یا آن نوجوان سیزده ساله اى که وقتى هجوم سراسرى دشمن را مشاهده مى کند, با بستن نارنجک به خویش به زیرتانک خصم مى رود

و همه شعارشان این است که ما همه باید فداى اسلام شویم . ولذا امام راحل رهبر را آن نوجوان سیزده ساله مى دانند و مى فرمایند: (ایـنـجـانـب هـروقـت بـا ایـن عـزیـزان مـعظم برخورد مى کنم , یا وصیتنامه انـسـان سـازشهیدى را مى بینم احساس حقارت و زبونى مى کنم . هرچه انقلاب اسلامى دارد ازبرکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است

کارنامه نورانى شهادت و جـانـبـازى عـزیـزان شـمـا گواه صادقى بر کسب بالاترین امتیازات و مدارج تـحصیلى معنوى آنان است ,که با مهر رضایت خدا امضا شده است و کارنامه شما در گرو تلاش و مجاهدت شماست )

پی نوشتها : 1- صحیفه نور, ج 16, ص 179. 2- همان ، ص 180 3- همان , ص 219. 4- همان , ج 18, ص 140. 5- مقتل خوارزمى , ج 1, ص 226. 6- کامل الزیارات , ص 37. 7- شیخ صدوق : معانى الاخبار, به نقل از بلاغة الحسین , ص 190. 8- تاریخ طبرى , ج 7, ص 358. 9- مقتل مقرم , ص 344. 10- صحیفه نور, ج 1, ص 38. 11- همان , ج 2, ص 220. 12- کلمات قصار حضرت امام خمینى , ص 74. 13- الاشراف , ج 3, ص 171. 14- ارشاد مفید, ص 223, و ابن عساکر, ص 211. 15- مقتل خوارزمى , ج 1, ص 225. 16- کوثر, ج 2, ص 336. 17- کلمات قصار امام خمینى , ص 50. 18- صحیفه نور, ج 15, ص 55. 19- بحارالانوار, ج 45, ص 27, مناقب , ج 3, ص 219. 20- لهوف , ص 79 و مقتل خوارزمى , ج 1, ص 246.

 

انقلاب اسلامی ،تداوم قیام حسینی (4)
از دیدگاه امام خمینی، نهضت عاشورا دین را احیاء کرد و حاکمیت اللّه، عبودیت خداوند، زدودن طاغوت، نشاندن اوامر و نواهی الهی به جای فرهنگ منحط دستگاه اموی، ارمغان این حماسه شکوهمند بود

خطری که معاویه و یزید بر اسلام داشتند این نبود که غصب خلافت کردند. این یک خطر کمتر از آن بود. خطری که اینها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت می خواستند در بیاورند، می خواستند معنویت را به صورت طاغوت درآورند...

این خطر را سیدالشهداء دفع کرد...»(1) حضرت امام، حکومت را به عنوان یک مجموعه در نظر می گیرد و نشان می دهد که چگونه تسامح، سهل انگاری و خیانت در انتخاب شخص حاکم که خود گناهی بزرگ است می تواند فساد عملی را به سرعت به ارکان حکومت سرایت دهد و از آنجا تمام شئون اجتماعی و فرهنگی جامعه را مخدوش نماید. عدالت را کم رنگ و دین را از محتوا خالی کند. نفاق و ظاهر سازی، قدرت طلبی و بازگشت به اخلاق جاهلی را ترویج نماید

آن روح قدسی با پیروی از حضرت اباعبداللّه و با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورا بر این حقیقت ثابت یعنی ترسیم دو جناح حق و باطل و مبارزه قاطع با اهل فساد و ستم به معنای عام آن و سازش ناپذیر بودن آن دو یعنی بر همه اصولی که در روش و گفتار رهبر عاشورا مشاهده می نمود تأکید می ورزید و در هدف خود از قاطعیت ویژه و عزم راسخ و تغییر ناپذیری برخوردار بود

حرکت و انقلاب اسلامی را نیز بر اساس همین اندیشه استوار ساخته بود که آثار این فرهنگ و تفکر در سیره و روش او و نیز در سخنانش به روشنی پیداست، در جائی فرموده اند:

«خمینی می تواند تفاهم کند با ظلم؟... خمینی آنجا هم که بود مجد اسلام را حفظ می کرد، می تواند حفظ نکند؟ اسلامی که پیغمبر اسلام این قدر زحمت کشیده است خمینی و امثال خمینی می توانند یک چیزی بگویند که بر خلاف مصالح اسلام باشد (2)

هنر حضرت امام در بهره وری شایسته از عاشورا تعویض نگاه مردم بود. کاری که حضرت امام موفق به انجام آن شد این بود که نگاه مردم را در این رویداد از مقام ثبوتی به اثباتی کشانید و توجه مردم را بیشتر به فلسفه قیام جلب کرد تا خود حادثه، از قیام امام حسین(ع) و حماسه های عاشورا مشعلی برای حرکت و زندگی مردم ساخت و این حماسه را در متن زندگی سیاسی اجتماعی مردم وارد نمود و از آن به عنوان الگویی برای نجات انسانها از چنگال جنود شیطان الهام گرفت و آن را پشتوانه حرکت و قیام عمومی ساخت

این نگرش چنان تأثیر شگرفی نهاد که انسان های ذلیل، ترسو، ظلم پذیر، بی اراده و فرو خفته در غفلت های فراوان را به انسانهای استوار با شهامت، ستم گریز و خودباور تبدیل ساخت و فرهنگ حسینی را در بطن اجتماع وارد ساخت و نظامی به ظاهر محکم و استوار را سرنگون نمود و تشکیلاتی دیگر به جای آن بنیان نهاد و به مردم آموخت عاشورا فقط برای گریستن نیست بلکه این گریه ها و مویه ها فلسفه دارد. آدمی ضمن گرامی داشت عاشورا باید بیاموزد که حسینی زندگی کند وگرنه همچون یزیدیان خواهد بود

بنابراین فرهنگ این قیام می تواند در تمامی جوامع درس آموز، هدایت گر و راهنما باشد و کلام نبوی که فرموده اند: «انّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» تحقق عینی خواهد یافت.(3)

زنده ماندن عاشورا با این نگاه به معنای زنده ماندن همه ارزشهای والای انسانی و الهی است یعنی مصونیت جامعه در برابر سلطه گری ها استبدادها و جهالت ها.

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل اوضاع اجتماعی و برخی تبلیغات مسموم و منفی، اسلام در دنیا خرافه و کهنه و غیر قابل استفاده در فرهنگ جوامع تلقی می گردید. نماز خواندن در مراکز عمومی نشانه ای از جمود به حساب می آمد. یک مسلمان گاهی گناه ترک نماز را به دلیل فشار افکار عمومی می پذیرفت

یکی از مقامات سیاسی یکی از کشورهای عربی در ماه رمضان به دیدن شاه ایران آمد. برایش چای و دیگر وسایل پذیرائی آوردند. وی نقل کرده بود به شاه گفتم: ماه رمضان است من مسافرم شما مگر کسالتی دارید؟ در جوابم گفت: مگر شما هم این خرافات را قبول دارید؟(4) رئیس حکومتی در کشوری که اکثریت آن شیعه هستند احکام قطعی قرآن و واجبات الهی را قبول نداشت. التزام به موازین شرعی را نوعی عقب افتادگی می پنداشت

استفاده از شراب و سایر مشروبات الکلی عادی بود و قمار بازی و سایر مفاسد اخلاقی و اجتماعی هیچ گونه قباحتی نداشت. در این وضع نگران کننده، امام خمینی با پیروی از امام حسین(ع) همه را از خواب غفلت بیدار کرد و مردم را به درجه ای از رشد و تعالی رسانید که احساس نمودند نه تنها اسلام خرافه نیست بلکه تنها راه نجات بشریت می باشد.

نگاه رهبری انقلاب اسلامی به میراث گرانقدر و حیات بخش عاشورا، تعالی بخش ولی در عین حال قدردان تلاش افراد در اعصار گذشته بود. آن روح قدسی ضمن آن که خود عمیق ترین تحول نظری و عملی نسبت به درک عاشورا و نهضت حسینی را داشت

نقدی سازنده و احترام آمیز به برداشت های رایج از سنت ها و سوگواری های محرم داشت و قدر و ارزش همین مجالس و محافل سنتی عزاداری و بزرگداشت های متداول و مرسوم را در حفظ اساس نهضت و انتقال پیام آن به خوبی می شناخت و بر این اعتقاد بود که «ما هرچه داریم از محرم است» و یا این که «محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است» و «با ذکر مصائب اهل بیت این مذهب تا حالا زنده مانده است» وامداری خود را نسبت به سوگواری های صادقانه و خالصانه مردم بروز می داد و بعضاً با لحنی توأم با احترام، خطای روشنفکران را در کم اعتنایی و نادیده انگاشتن کوششهای گذشتگان اعلام می داشت

در عین حال با تعبیر به این که همه ائمه به رغم تفاوت مقتضیات و اوضاع اجتماعی و سیاسی که به اختلاف مشی مبارزه می انجامید «اصل مبارزه با باطل» را با جدیت دنبال می نمودند، برداشت راحت طلبانه دینداران عافیت طلب را افشا می ساخت و از همین موضع بود که فرمود: «لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق، بطور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر(شهر) یادآوری شود.»(5)

امام خمینی با حسن استفاده از میراث بزرگداشت محرم و احیاء و اصلاح ابعاد فراموش شده اش یا بد فهمیده شده اش خیل عظیم محبّان کربلا و دوستداران اهل بیت را به سرچشمه کوثر حقیقی عاشورا اتصال داد و از توده وسیع اما خاموش و بی خطر عزاداران، مداحان، گویندگان مذهبی و مرثیه سرایان فاجعه کربلا لشکرهای فریادگر با هدف، شهادت طلب و فداکار سامان داد که بنیاد بیدادگری ظلم و بیگانه پرستی را در کام آتش افروخته از ایمان به «کل یوم عاشورا» فرو بلعید

به یمن این حرکت قیام 15 خرداد 1342 سند آغازگر نهضتی شد که در عاشورای 1357 سند ختم مشروعیت و مقبولیت رژیم شاهنشاهی را به امضای همه مراکز خبری و محافل تصمیم گیری هواداران نظام طاغوتی رسانید و به این ترتیب یکی از مستحکم ترین نظام های یزیدی تاریخ به مَدَد فهم درست از نهضت عاشورا به موزه تاریخ پیوست.

 

قوی ترین عامل تحول جامعه در شرایطی که تفکر ناب و اصیل اسلام محجور گردیده بود اهل دیانت با هجوم آفت ها تحرک و پویایی خود را از دست می دادند و علائم حیات یکی پس از دیگری زایل می گردید، احیاگران چگونه می توانستند نشاط و تکاپورا به این پیکر نیمه جان باز گردانند و از خواب آلودگانی که سراسر وجودشان را یأس و حرمان فرا گرفته و از فرط سستی و خماری، احساس درد را هم از دست داده اند. چگونه انسان های باشور و حرارت، متعهد و اهل تکلیف و دردمند بسازد

در این شرایط امام خمینی برای یک دگرگونی اساسی و بنیادی به سراغ قوی ترین عامل تحول جامعه رفت و با درک صحیح و عمیق از مکتب، شناخت همه جانبه جامعه و توانایی از ارائه برنامه اصلاحی، سوژه کربلا را به کار گرفت زیرا متوجه این حقیقت بود که هیچ موضوعی مانند آن در اعماق جان شیعیان نفوذ نکرده و این حادثه صرفاً جنبه فکری و ذهنی ندارد بلکه با پر شورترین احساسات و عواطف عجین می باشد چرا که در هیچ واقعه ای به این میزان اشک نریخته و در هیچ ماتمی چنین سوگواری نکرده و در هیچ مراسمی این گونه به میدان نیامده است

به علاوه این قیام آیینه تمام نمای ارزش های انسانی است و اوج ایثار، حماسه، جهاد، مبارزه، اشتیاق معنوی و عبادت را به نمایش می گذارد. از این رو مطرح کردن عاشورا و ترسیم چهره راستین کربلا به معنی توجه دادن مردم به آشناترین چهره پرجاذبه ترین حرکت توحیدی، کاملترین سرمشق و عالی ترین حماسه در هر عصر می باشد

به همین دلیل یکی از نویسندگان معاصر می نویسد: «آیة اللّه خمینی بیش از هر مقام شیعی که دارای منزلتی قابل قیاس با وی باشد خاطره کربلا را با احساس حادی از ضرورت سیاسی به کار گرفته است.»(6)

امام خمینی عقیده دارد باید عاشورایی بوجود آورد: «اسلام را عرضه بدارید و در عرضه آن نظیر عاشورا بوجود آورید چطور عاشورا را محکم نگه داشته و نگذاشته ایم از دست برود. چگونه هنوز مردم برای عاشورا سینه می زنند و اجتماع می کنند، سلام بر مؤسس آن، شما هم امروز کاری کنید که راجع به حکومت موجی بوجود آید، اجتماعات بر پا گردد.»(7)

امام حسین(ع) جامعه را از حالت سکون و ایستایی خارج نمود و سبب بالندگی و شکوفایی آن گردید. او که عصاره اسلام ناب محمدی است قیام می کند تانشان بدهد آنچه بنی امیه حکومت خود را به وسیله آن توجیه می کند دین نیست بلکه نوعی فریب و نیرنگ است که به نام دین عرضه می شود

اسلام حقیقی با چنین حکومتی سازگاری ندارد. امام خمینی نیز با اقتدا به امام حسین(ع) چنین کرد و در مقابل حکومت جابر همه مصایب را تحمّل نمود و با ایستادگی و سازش ناپذیری خود مشروعیت اجتماعی و سیاسی نظام شاهنشاهی را برای اولین بار در تاریخ ایران زیر سؤال برد و برای همیشه جور آن را از سر مردم کم کرد و آزادگی و ظلم ستیزی امام حسین(ع) در وجود امام خمینی متجلی گشت

آن روح قدسی می گوید: «حضرت سیدالشهداء به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد.»(8) و در جای دیگر فرموده اند: «امام مسلمین به ما آموخت که در حالی که ستمگران زمان به مسلمین حکومت جائرانه می کنند در مقابل او اگرچه قوای شما ناهماهنگ باشد بپاخیزید و استنکار کنید. اگر کیان اسلام را در خطر دیدید فداکاری کنید و خون نثار نمائید.»(9)

مقام معظم رهبری تأکید نموده اند: «عنوان پیروزی خون بر شمشیر را امام بزرگوار از ماه محرم استحصال کردند و مردم ایران نیز با پیروی از حسین بن علی(ع) از عاشورا درس گرفتند و سرانجام خون بر شمشیر پیروز شد

حضرت امام به عنوان یک انسان حسینی و عاشورایی دنیای کفر و الحاد را به مبازره طلبید و همه شاهد بودند که در عمل چه کرد و امروز همه ما باید عاشورایی باشیم تا حرکت دنیا به سمت صلاح برود تسریع و زمینه ظهور ولی مطلق نیز فراهم شود

گویندگان علمای دین باید با شمشیر حق ذوالفقار علوی و ولوی عاشورا در مقابل تبلیغات خصمانه و خباثت آمیز دشمن بایستند و با همت و فداکاری خود بار دیگر همان معجزه بزرگ را در برابر جناح کفر مطرح کند.»(10)

پی نوشت ها : 1. صحیفه نور، ج 7، ص 37، و نیز ج 17، ص 58. 2. صحیفه نور، ج 1، ص 70. 3. نک عیون اخبار الرضا، ج 7، ص 62، بحارلانوار، ج 36، ص 204، کمال الدین صدوق، ج 1، ص 264. 4. خورید شهادت، ج 2، سخنرانی آیة اللّه محمد یزدی، ص 66 ـ 65. 5. قیام عاشورا در کلام و پیام امام خمینی، ص 91. 6. تفکر نوین سیسی اسلام، حمید عنایت، ترجمه ابوطالب صارمی، ص 271. 7. ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، امام خمینی، ص 160. 8. عاشورا در کلام و پیام امام خمینی، ص 55. 9. همان. 10. روزنامه همشهری، 4 خرداد 1374، شماره 691.

 

انقلاب اسلامی ،تداوم قیام حسینی (5)
استاد شهید علامه مرتضی مطهری :
«ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق و از ژرفای روح این ملت برمی خاست. مردمی که در طول چهارده قرن حماسه محمد(ص)، علی، زهرا، حسین (ع)، زینب (س) سلمان، ابوذر و صدها هزاران مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه ها با روحشان عجین شده بود بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند

علی را، حسین را در چهره او دیدند. او را آیینه تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود تشخیص دادند. او توانست ایمان از دست رفته مردم را به آنها بازگرداند و آنها به خودشان مؤمن کرد و مردمی که سال ها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین(ع) باشند رد سر می پروراندند... به ناگاه خود را در صحنه ای مشاهده کردند آن چنان که گویی حسین(ع) را به عینه می دیدند و همین باعث شد که به پاخیزند و یکسره بانک تکبیر بر هر چه ظلم و ستمگری است بزنند.»( 1)

انقلاب اسلامی صرفاً در صدد ایجاد یک امپراتوری قوی با سیستم رفاهی کم نظیر یا ساختار فرهنگی و سیاسی مبتنی بر نظریات علمی نبود بلکه این حرکت عظیم با حدوث و تداومش در صدد بود که جامعه را از حضیض ذلت به اوج عزت برساند و محرومین صالح را به مقام وراثت و خلافت الهی در زمین نایل گرداند. از این جهت وقوع این تحول بزرگ با دیگر انقلاب ها تفاوت آشکاری دارد

علت اصلی پیدایش انقلاب اسلامی ایران سریان ولایت عاشورایی امام خمینی بود. اینک تداوم آن نیز در گرو حفظ و انتقال ولایت به نسل جدید و نسل های آینده خواهد بود. آنچه که در فرایند این تسرّی نقش واسطه را ایفا می کند اصل معرفت و شناخت امام خمینی و محبت و عشق نسل ها به اوست که خود بهترین مقدمه برای ورود به ولایت اهل بیت(ع) و ولایت الهی است.

ولایت عاشورایی امام خمینی سرمنشأ علت محدثه انقلاب اسلامی بوده است یعنی پیروزی این قیام را جز اعجاز ولایت حسین که از آستین ولایت امام خمینی بیرون آمد نمی توان دانست. همین جاذبه معنوی و نفس رحمانی امام بود که مس ها را تبدیل به طلا ساخت و دمادم بر کالبد امّت عاشورایی خون تازه ای می دمید و موج وار شخصیت عرفانی و حماسیش در جامعه تحول و پویایی بوجود می آورد. تداوم انقلاب نیز بر همین حضور دائمی بستگی دارد

در میان اولیای غیر معصوم نوادری یافت می شود که در برخورداری از شرایط ولایت تا مرز اولیای کامل الهی پیش می روند. از همین روی گفتار و کردارشان حالتی دیگر پیدا می کند. آنان مصداق این روایت رسول اکرم(ص) هستند که فرموده اند: «ان للّه عباداً لیسوا بانبیاء یغبطهم النبیّون (2)

خداوند بندگانی دارد که گرچه پیامبر نمی باشند ولی فرستادگان الهی به حالشان غبطه می خورند. امام خمینی در نقطه اوج این گونه از اولیاست چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامی در وصفش فرمود: «امام خمینی نشان داد که در کسب فضایل تا مرز ائمه معصومین پیش رفتن اضافه نیست (3)

 استاد شهید مرتضی مطهری عدالت اجتماعی، استقلال، آزادی و معنویت اسلامی را به عنوان ارکان تداوم انقلاب اسلامی نام می برد و رخنه فرصت طلبان، عدم اخلاص و معنویت، ابهام طرح های آینده، نفوذ اندیشه های بیگانه و تجدد گرایی افراطی را از آفات انقلاب می داند (4)

بی شک همان عواملی که انقلاب را پدید آورده اند باید در استمرار این حرکت نقش ایفا کنند و قلب تپنده آن یعنی ولایت حق حضور داشته باشد وگرنه تمام ارکان و اعضاء از حرکت تکاملی باز خواهند ایستاد.(5)

سرچشمه پیروزی ائمه اطهار (ع) ادامه دهنده راه انبیاء هستند یعنی همان تزکیه تعلیم و برقرار کردن قسط و عدل و بیرون آوردن امت ها از تاریکی ها به سوی نور و از شرک به توحید و از تفرقه و جدایی به اتحاد و تفاهم و از ذلت به عزت. روح دعوت همه انبیاء و اولیاء نفی هرگونه استکبار و استبداد بوده است و شعار هر مسلمانی که حضرت امام خمینی بر آن تأکید کرده اند این است (نه ستم را بپذیرید و نه زیر بار ظلم بروید)

پیامبران آمدند تا عقل سلیم مردم را شکوفا کنند و آنان را به بصیرت و تفکر و تعقل وا دارند چنانچه حضرت علی(ع) فرموده اند: و یثیروا لهم دفائن العقول(6) (فرستادگان الهی) آمده اند تا عقل های دفن شده را بیرون آورند و به کار اندازند دعوت مردم به معروف و نهی از منکر و دور کردن آنان از خرافات نیز از اهداف انبیاء است(7)

حضرت امام حسین(ع) نیز این هدف را دنبال کرده و در وصیت نامه خود خطاب به برادرش محمد حنفیه پس از شهادت به یگانگی خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) و روز جزا فرموده اند: «و انّی لم اخرج أشراً ولابطراً و لا مفسداً و لاظالماً و انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدّی ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علی بن ابی طالب»(8)

(یعنی من خروج نکردم از برای تفریح و تفرج و نه از روی بلند منشی و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ستم بلکه خروج من برای اصلاح امت جدم می باشد. من می خواهم امر به معروف نمایم و نهی از منکر کنم و به سیره و سنت جدم و آیین و روش پدرم علی(ع) رفتار کنم)

حضرت امام خمینی برای نجات مردم از آتش بیداد و تباهی های خاندان پهلوی و نیز ستیز با استکبار و رهبری انقلاب اسلامی از این مکتب درس گرفته و همان راه را ادامه داده اند: «ما که تابع حضرت سیدالشهداء هستیم باید ببینیم ایشان چه وضعی در زندگی داشت.

قیامش، انگیزه اش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود، ببینیم من جمله قضیه حکومت جور حکومت جور، باید از بین برود.»(9)

امام خمینی علل شکل گرفتن و بقای انقلاب اسلامی را مدیون و مرهون عاشورا می دانند و می گوید مردم درس قیام و مبارزه را از امام حسین(ع) فرا گرفتند. ایشان در سخنانی متذکر گردیده اند: «ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سیدالشهداء نبود امروز ما نمی توانستیم پیروز شویم. انقلاب اسلامی پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.»(10)

در جای دیگر تأکید کرده اند: «تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.»(11)

امام یادآور شده اند: «این خون سیدالشهداء است که خون های همه ملت های اسلامی را به جوش آورد. ملت ما از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را در راه خداوند فدا کرد و این اقتداء به بزرگ مرد تاریخ حضرت سیدالشهداء (سلام اللّه علیه) است... .» امام حسین(ع) فرموده اند: «لو لم یکن فی الدنیا ملجأ و لامأوی لما بایعت یزید بن معاویة»(12)

(برادرم محمد حنفیّه) اگر تمام این دنیای وسیع هیچ پناهگاه و ملجأ و مأوایی نباشد باز هم با یزید فرزند معاویه بیعت نخواهم کرد. امام خمینی نیز در مرز کویت وقتی به معظم له اجازه نمی دهند، به بغداد بر می گردند و بعد به پاریس می روند. آنجا از امام می خواهند که کوچکترین کاری را انجام ندهند ایشان می فرمایند من هرکجا بروم حرفم را می زنم من از فرودگاهی به فرودگاهی دیگر و از شهری به شهر دیگر سفر می کنم تا به دنیا ثابت کنم که تمام ظالمان دنیا دستشان را در دست یکدیگر گذاشته اند تا مردم جهان صدای ما مظلومان را نشنوند ولی من صدای مردم دلیر ایران را به دنیا خواهم رساند.(13)

امام خمینی ضمن آن که انقلاب اسلامی را نشأت گرفته از قیام سیدالشهداء(ع) می داند بین یزید و یزیدیان و شاه و اعوان شاه و انصارش مقایسه ای دارد، که: «آن روز یزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش و رژیم ستمگر جنایتکار خویش را به ثبت رساندند و در 15 خردادماه 1342 پهلویان و هواداران و سردمداران جنایتکارشان با دست ستم شاهی خود گور خود را کندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش به جای گذاشتند که ملت عظیم الشأن ایران بحمداللّه تعالی با قدرت و پیروزی بر گور آتشبار آنان لعنت می فرستید.»(14)

ایشان طی پیامی به مناسبت سالروز قیام 15 خرداد در تاریخ 15 خرداد 1361 فرمودند: «ملت عظیم الشأن در سالروز شوم این فاجعه انفجارآمیزی که مصادف با 15 خرداد 1342 بود با الهام از عاشورا آن قیام کوبنده را به بار آورد و اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع می شد، واقعه عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 1361 و از آن تا قیام عالمی بقیة اللّه ارواحنا لمقدمه الفداء در هر مقطع انقلاب ساز است.»(15)

خیلی از خواص به امام خمینی می گفتند: نمی شود در مقابل حکومت شاه قیام کرد و استقامت در برابر چنین قدرتی امکان پذیر نمی باشد! افرادی نیز سیاست را از دیانت جدا می دانستند و می گفتند گام نهادن به عرصه های سیاسی در شأن علما نمی باشد

امام خمینی در جواب آنان فرمود: «امام حسین(ع) نیروی چندانی نداشت و قیام کرد. او هم می توانست بنشیند و بگوید تکلیف شرعی من نیست که قیام کنم.

دربار اموی هم خیلی خوشحال می شد که سیدالشهداء بنشیند و حرف نزند اما مسلم بن عقیل را فرستاد تا مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامی تشکیل دهد. وقتی که حضرت سیدالشهداء آمد مکه و از مکه در آن حال بیرون رفت یک حرکت سیاسی بزرگ بود که در یک وقتی که مردم دارند به مکه می روند، ایشان از مکه خارج شود این یک حرکت سیاسی بود تمام حرکاتش سیاسی بود و این حرکت اسلامی سیاسی بود که بنی امیه را از بین برد و اگر این حرکت نبود اسلام پایمال شده بود.»(16)

امام خمینی در تمام مراحل انقلاب به پیروی از حسین بن علی(ع) راه مقاومت، پایداری و استقامت را پیشه خود ساخته و امت اسلامی را نیز متوجه چنین حقیقتی نمود و در بیاناتی در فروردین 1342 در مورد وظایف مسلمانان در صیانت از دیانت فرمود: «شما پیرو پیشوایانی هستید که در برابر مصایب و فجایع صبر و استقامت کردند

آنچه امروز می بینیم نسبت به آن چیزی نیست. پیشوایان بزرگ ما حوادثی چون عاشورا و شب یازدهم محرم را پشت سر گذاشته اند و در راه دین خدا یک چنان مصایبی را تحمل کرده اند... عیب است برای کسانی که ادعای پیروی از حضرت امیر(ع) و امام حسین(ع) را دارند در برابر این نوع اعمال رسوا و فضاحت آمیز دستگاه حاکم خود را ببازند.»(17)

در جای دیگر امام تأکید می نماید: «ما باید روی آن فداکاری ها حساب کنیم که سید الشهداء(ع) چه کرد و چه بساط ظلمی را بر هم زد و ما هم چه کرده ایم؟ مگر خون ما رنگین تر از خون سیدالشهداء است؟ ما چرا بترسیم از این که خون بدهیم یا این که جان بدهیم. دستور این است... دستور است برای همه که کلِّ یوم عاشورا و کل ارض کربلا دستور است به این که هر روز و در هرجا باید همان نهضت را با استقامت ادامه دهید.»(18)

پی نوشتها : 1. پیرامون انقلاب اسلامی، استاد شهید مرتضی مطهری، ص 95 ـ 94. 2. شواهد الربوبیه، ملاصدرا، ص 377. 3. مجموعه مقالات دومین کنگره امام خمینی و فرهنگ عاشورا، دفتر دوم، ص 96. 4. پیرامون انقلاب اسلامی، ص 95، نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، ص 87. 5. مجموعه مقالات دومین کنگره...، مقاله عباس ایزدپناه. 6. نهج البلاغه، فرازی از خطبه اول. 7. نک: سوره اعراف، آیه 156. 8. مقتل عوالم، ص 54، مقتل خوارزمی، ج 1، ص 188، ملحقات احقاق الحق، ج 11، ص 602، نفس المهموم، ص 45. 9. صحیفه نور، ج 20، ص 189. 10. همان، ج 17، ص 60. 11. همان. 12. مقتل عوامل، ص 54، مقتل خوارزمی، ج 1، ص 188. 13. مموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، دفتر اول، ص 42. 14. صحیفه نور، ج 16، ص 179. 15. همان، ص 219. 16. همان، ج 18، ص 140. 17. همان، ج 1، ص 38. 18. کلمات قصار امام خمینی (ره)، ص 74.

 

انقلاب اسلامی ،تداوم قیام حسینی (6)

بدون شک انقلاب اسلامی به عنوان تداوم قیام حسینی احیاء اسلام را بعد از چهارده قرن به بهترین شکل به منصه ظهور رسانید. همانگونه که قیام امام حسین(ع) عکس العملی در مقابل تحریف اصول دیانت به حساب می آمد. انقلاب اسلامی پس از قرن ها ضعف و انحطاط مسلمانان موجب مرحله جدیدی از ظهور مجدد اسلام گردید

نهضت امام حسین یک حرکت بزرگ فرهنگی است که انسان ها را از درون متحول می کند تحولی که لزوماً در مسایل سیاسی، اجتماعی زمان اثر می گذارد. انقلاب اسلامی نیز به اعتبار موقعیت رهبری آن و موضع گیری امام خمینی حرکتی فرهنگی محسوب می گردید چرا که امام در مرحله نخست جانها را متحول کرد و پس از آن توانست ساختار نظام سیاسی ایران را دگرگون کند

همانگونه که در نهضت عاشورای حسینی جان انسان ها در پرتو شهادت و فداکاری روشنایی گرفت. در انقلاب اسلامی ایران، عاشورا چراغ راه و موجد انقلاب درونی گردید. امام خمینی به صراحت در این باره فرموده اند: «آن چیزی که در اینجا حاصل شد و باید او را جزء معجزات ما حساب بکنیم همان انقلاب درونی این ملت بود.

انقلاب درونی این ملت موجب شد که انقلاب پیدا شد و همان انقلاب درونی آنها و شناخت آنها از اسلام و توجه آنها به خدای تبارک و تعالی موجب شد که در تمام این دوره ای که ما در آن هستیم از اول که قیام شد و بعد این انقلاب مبدّل شد و بعد پیروزی شد و تا الآن روز به روز می بینید که حضور ملت و تعهد ملت رو به افزایش است این نه برای انقلاب است بلکه برای انقلاب درونی است... پیروزی را ما باید از انقلاب درونی مردم جستجو کنیم.»(1)

در ماجرای عاشورا آن چنان جان مردم در سایه سلطه ستم و سرکوب دچار تحریف و انحراف شده بود که تنها حماسه حسینی می توانست در درون انسان ها تحوّل ایجاد کند. در قیام کربلا حرکت امام حسین(ع) اصلاح گرایانه و مخالفت با تحریف حقیقت و انحطاط ارزشهای اسلامی و استقرار سنت های موهوم قومی و قبیله ای رژیم اموی بود

تکیه گاه انقلاب اسلامی دگرگونی در روح و روان انسان هایی بود که هدایت آنان به دلیل فرهنگ استبدادی و سیاست های تخریبی رژیم پهلوی کم رنگ و محو شده بود و ارزشهای ایران باستان به عنوان حربه در مقابله با اسلام مطرح گردید. تغییر تقویم از هجری شمسی به شاهنشاهی، روشن ترین علامتی بود که نظام شاهنشاهی طی آن تصمیم گرفته بود پیوند ایران اسلامی را با اسلام قطع کند چنانکه روشنفکران وابسته به دربار کوشیدند هویت ایران و آداب و رسوم بومی را در مقابل ارزشهای دینی قرار دهند. امام و مردم نگاهشان به عاشورا بود و شهادت. شاه و حامیانش نگاهشان به کوروش بود و ماندن.(2)

یکی از انگیزه های اساسی امام خمینی در نهضت اسلامی ایران، عزت خواهی و تقویت روحیه سربلندی و شکست ناپذیری مردم ایران بوده است. به همین دلیل ایشان از ذلت پذیری دولت ایران که طبعاً به حساب مسلمین تلقی می گردید سخت احساس بیزاری نمود. روح بلند و عزیز بنیان گذار نظام اسلامی در ایران با شنیدن و یا مشاهده اندک حرکتی ذلیلانه متلاطم می گردید، می خروشید و سیلی به راه می انداخت و ذلیلان و آنها که حقارت مردم ایران را طالب بودند را در غرقاب آن هلاک می نمود

از پرهیجان ترین سخنرانی های ایشان، بیانات امام علیه پیمان ذلت بار کاپیتولاسیون است. در این سخنرانی مردم تحت تأثیر احساسات رهبرشان قرار گرفتند و بیش از پانزده بار گریه شدید حضّار سخنان امام را قطع نمود.(3)

امام در این بیانات به رغم تهدید جدی رژیم پهلوی در نطق خود ضمن حملات شدید به طرح اسارت بار و ذلت آور و ضد اسلامی مذکور و اعلام خطر به علما و مراجع و حوزه های علمیه و ارتش و ملت ایران با صراحت فریاد زد: «... رئیس جمهور آمریکا باید بداند که امروز در پیش ملت ما منفورترین افراد بشر است. امروز تمام گرفتاری ما از آمریکا است.»(4)

امام در فراز یکی از سخنان خود فریاد زد:«خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد.»(5)

و در پیامی دیگر فرمود:«من اکنون قلب خود را بر سر نیزه های مأمورین شما حاضر کرده ام ولی برای قبول زورگویی ها و خضوع در مقابل جباری های شما حاضر نخواهم بود.»(6)

موضع گیری های فوق انگیزه رد بیعت از سوی امام حسین(ع) را به خاطر می آورد. تعبیر بلند «هیهات مناالذله»(7) این بخشی از روحیه سازش ناپذیری و عزت طلبی امام بوده است. حضرت امام خمینی به قدری به مسئله عزت مسلمانان اهمیت می داد که می فرمود: وقتی عکس محمد رضا شاه معدوم را در برابر فلان رئیس جمهور آمریکا، که آن طور ذلیلانه در مقابل او ایستاده بود، دیدم بسیار ناراحت شدم و تلخی این منظره هنوز برای من باقی است که شاه مملکت اسلامی در برابر کافر خدانشناس، این طور اظهار کوچکی کند.(8)

 

عدالتخواهی و مبارزه با جور و ستم

 از جمله اهداف حرکت انقلابی مردم ایران به رهبری امام خمینی بود که برگرفته از نهضت عزت‌مدارانه حسینی است: "سیدالشهدا سلام الله علیه وقتی می بیند که یک حاکم ظالمی، جائری در بین مردم دارد حکومت می کند، قیام می کنند . اگر کسی ببیند که حاکم جائری در بین مردم حکومت می‌کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند، هر قدر که می‌تواند، با چند یا چندین نفر ... مگر خون ما رنگین‌تر از خون سیدالشهدا است؟!

ما چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم یا اینکه جان می‌دهیم؟ آن هم در ماجرای دفع سلطان جائری که می‌گفت مسلمانم مسلمانی یزید هم مثل مسلمانی شاه بود "(3) سیدالشهدا اساس سلطنت را شکستند ... اساس سلطنتی که می‌خواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتی درآورد(4) حضرت به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد"(5).

‏ یکی از ابعاد بسیار مهمّ نهضت عاشورا بعد اصلاح گرانه آن بود. جامعه‌ای که از معیارهای اصیل دین و ملاکهای ارزشی فاصله بگیرد و فساد در پیکره آن ریشه بدواند، بی‌بند و باری در آن گسترش یابد و ظلم و ستم بر مردم حکومت کند و به جان و مال مسلمانان تعرض شود، چنین جامعه‌ای بیش از هر چیز نیاز به اصلاح دارد و امام حسین(ع) در چنین شرایطی زندگی می‌کردند و بنابراین مهمترین هدف قیام خویش را اصلاح امت جدّش معرفی فرمودند: "و انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدّی"(6).
 

انقلاب اسلامی ایران نیز به پیروی از نهضت حضرت اباعبداللّه(ع) برای اصلاح جامعه ایران از مفاسدی که حکومتهای غاصب و ستمگر بوجود آورده بودند، صورت گرفت و هدف اصلی قیام امام خمینی اصلاح امور جهان اسلام در سطح کلان و جامعه ایرانی در بدو امر بود. حضرت امام فرمودند: "تمام انبیاء برای اصلاح جامعه آمده‌اند تمام و همه آنها این مسئله را داشتند که فرد باید فدای جامعه شود... سیدالشهداء(ع) روی همین میزان آمد رفت خودش و اصحاب و انصار خویش را فدا کرد. جامعه باید اصلاح بشود"(7).‏

حماسه حسینی نشان داد که همیشه فتح، به معنای پیروزی نظامی نیست، گاهی سلاح مظلومیت، برنده تر از سلاح آهنین و آتشین است و خون شهدا می‌تواند حکومت جابران و ستمگران را به نابودی بکشاند. امام حسین(ع) با نهضت خویش و فداکردن فرزندان و یاران با وفای خویش پایه‌های حکومت در ظاهر قوی و مسلح و در واقع پوسیده و منحرف از مسیر حق را سست و از هم فرو پاشید و انقلاب خمینی نیز رژیم تا دندان مسلح پهلوی را که تحت حمایت شرق و غرب بود نابود کرد و این در حالی صورت گرفت که در ابتدای قیام تنها عدّه‌ای از جوانان متدین و بدون هیچ گونه سلاحی همراه و گوش به فرمان امام امت بودند، اما با فراگیر شدن نهضت اکثر قریب به اتفاق مردم ایران به انقلابیون پیوستند و حکومت طاغوت را نابود و حکومت اسلامی متکی به رأی و پشتیبانی مردم را جایگزین آن نمودند .

امام خمینی با انقلاب خویش بر علیه طاغوت نشان داد که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" یک حقیقت است و مبارزه و تقابل و رودر رویی حق و باطل همیشه بوده و خواهد بود و فرمودند: "همه روز باید ملّت ما این معنی را داشته باشند که امروز روز عاشورا و ما باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده کنیم، قضیه کربلا منحصر به یک جمعیت هفتاد و چند نفری و یک سرزمین کربلا نبوده، همه زمین ها باید این نقش را ایفا کنند"(8).‏

 

عاشورای حسینی، برنامه‌ای احیاگرانه نسبت به دین و جلوه‌های گوناگون آن بود تا در سایه بذل خون و نثار جان، دین برپا شود و سیره پیامبر اسلام(ص) سرمشق عملی مسلمانان گردد و عزت دین خدا به جامعه باز گردد. نهضت امام خمینی(ره) نیز یک انقلاب احیاگرانه اسلام ناب محمدی(ص) و جدا کردن آن از اسلام آمریکایی بود، آنچه مردم ما قبل از انقلاب از اسلام می‌دانستند تنها ظواهری بدون روح و سکوت مرگبار در مقابل حکومت سلطنتی و ستمگر بود. اما امام امت این را به مردم ایران آموخت که اسلام دین سکوت نیست، بلکه مکتب قیام، مبارزه و فریاد بر علیه ظالمین است و بسیاری از شعایر دینی به فراموش سپرده شده را احیا نمود که مهمترین آن را می‌توان تشکیل حکومت بر پایه اسلام و قوانین اسلام دانست.‏

 

فاصله گرفتن جامعه از ارزشهای اسلامی بعد از رحلت رسول اکرم(ص)

با فاصله گرفتن جامعه از ارزشهای اسلامی، زمینه های تبعیت از هوای نفس و بدعت گذاری در دین در بین مسلمانان بوجود آمد و روحیه نژاد پرستی، مال اندوزی و راحت طلبی بر جامعه اسلامی مستولی شد و نفاق، جهالت، خباثت، خیانت و... دهان باز کرد. ظلم و بی عدالتی در دوره حاکمیت امویان به حرمت شکنی آشکار ارزشهای اسلامی منجر شد و بنی امیه بدون هر گونه ملاحظه ای به وهن اصول اخلاقی و هنجاری اسلام پرداختند. بعد از رحلت پیامبر اعظم(ص) جامعه اسلامی مبتلابه فتنه های پی در پی بود

فتنه سقیفه، فتنه قتل عثمان، فتنه جمل، فتنه حکمیت و خوارج،... و در نهایت فتنه کربلا که برای اولین بار تکان شدیدی به جامعه اسلامی داد. قیام امام حسین(ع) زمانی آغاز شد که باطل به حق ملتبس و صواب در ناصواب ممتزج شده بود و امیدی برای اصلاحات تدریجی نبود. شهادت امام حسین (ع) در کربلا جامعه اسلامی را برای اولین بار بعد از رحلت رسول اکرم(ص) بیدار کرد و مسلمانان را نسبت به خطر نزدیک هوای نفس و بدعت های جدید در دین آگاه کرد

آسیب شناسی انقلاب نبوی و انقلاب علوی توسط حضرت سجاد (ع) و حضرت زینب(س) شیعیان را به خود آورد و موجی از تنفر ازدستگاه حاکمیت اموی را در بین مردم رواج داد. از این پس بود که موج بیداری اسلامی جامعه را فرا گرفت و زمینه قیام توابین ، قیام حره، شورش در حجاز، قیام در عراق، قیام مختار بن ابی عبدالله ثقفی ، قیام زید بن علی را ایجاد کرد

در واقع اگرنبود خطبه‌های زینب کبری(س) و روشنگری های علی بن الحسین(ع) کربلادر کربلا می ماند و مسلمانان در رویای دیانت خود . خطابه ها و تذکارهایی که خطر پیروی از هوای نفس را گوشزد می‌کرد و بدعت های جدید در دین را عریان می ساخت.

 

امروز با گذشت قریب به 14 قرن از حادثه کربلا فتنه های رنگارنگ و بدعت های جدید با ابعاد پیچیده تری جامعه اسلامی را تهدید می کند. تحلیلی تطبیقی از قیام امام حسین (ع) و قیام امام خمینی (ره) تاریخ زندگی بشر حاکی از آن است که هر هنگام که جوامع را نابسامانی فرهنگی و اجتماعی فراگرفته است، پیامبران و مصلحان به دستور خداوند در جهت هدایت مردم و نجات و اصلاح جامعه اهتمام ورزیده اند

اسلام به عنوان کاملترین دین الهی بر محمد (ص) نازل شد تا هم جامعه زمان وی اصلاح گردد و هم حاوی اصول دستورهایی باشد که برای آحاد بشر قابل اجرا در هر زمان پس از وی باشد و موجب هدایت و نجات جامعه گردد

در نوشته حاضر سعی بر آن است تا در یک بررسی تطبیقی از دیدگاه جامعه شناسی تاریخی نشان دهیم که علت اساس قیام امام حسین (ع) تداوم و تجدید اسلام پیامبر (ص) است و قیام امام خمینی (ره) نیز با الهام از قیام امام حسین (ع) و در جهت تحقق اهداف آن به وقوع پیوسته است. امام خمینی (ره) خود نیز فرموده اند: "انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است".  

 

نمونه هایی از ارزشهای مشترک که این دو نهضت مقدس به آنها صراحت بخشید عبارتند از:
 1- ایمان به جهاد فی سبیل الله و احیای روح مجاهده و مبارزه که بر حسب آیه شریفه "قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله" سرلوحه قیام امام خمینی (ره) قرار گرفت و خلقی را برای جهاد در راه خدا برانگیخت

2-احیای روحیه شهادت طلبی (21)و برترین مراحل عرفان عملی ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا" 3- مقاومت و پایداری و پشتکار در مبارزه. "فاستقم کماامرت"

4- احیای روحیه آزادگی و ذلت ناپذیری. "هیهات مناالذلة"

5- شجاعت و شهامت و پرهیز از مصلحت اندیشی و راحت طلبی و توجیه گری. "انی لااری الموت الا السعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما"

6- احیای روحیه برادری و برابری و تساوی حقوق زن و مرد

7- احیای امر به معروف و نهی از منکر و سایر امور عبادی نماز، روزه، دعا

8- احیای جنبه های اخلاقی، مروت، ایثار و...

 

نهضت حسینی و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی: در محرم 61 هجری نوایی در نینوا طنین انداز شد که تا ابد الگوی هر حرکت مبارزاتی در برابر فساد و تباهی است

قیامی که ماهیت و محتوایی مقدس و معنوی دارد و تبلور ستیز همه جانبه و گسترده تمامی حق‌طلبان تاریخ علیه جفا پیشگان و قدرت‌های طاغوتی است

انقلاب اسلامی نمونه ای بارز از این فرهنگ می باشد که گفتمانش برگرفته از فرهنگ سیاسی شیعه و بویژه نهضت عظیم عاشورا است و به جد باید بیان داشت که تاثیر این رویداد عظیم بر پیکره انقلاب به حدی است که در صورت فقدان آن، این حرکت به ثمر نمی نشست و یا حداقل با این سرعت به پیروزی نمی رسید

اندیشمندان برجسته دنیا همگی براین امر معتقدند که حرکتهای مردمی همانند انقلاب ایران دارای پشتوانه عظیمی به نام ایدئولوژی می باشد که توانسته اهداف توده های مختلف مردم را در یک راستا قرارداده و آحاد جامعه را به این شکل همراه سازد

با بررسی در ادبیات سیاسی رایج در روند وقوع انقلاب اسلامی، شعارها، سخنرانی ها و بیانیه های انقلابیون و رهبران نهضت، بیانگر این واقعیت است که از میان عناصر مذهبی، "فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسین(ع)، نقش بسزایی در این زمینه ایفا کرده است.

 

مؤلفه های فرهنگ و تعالیم عاشورا عبارتند از:

 1. فرهنگ شهادت

 2. فرهنگ مبارزه مستمر حق با باطل

 3. فرهنگ طاغوت ستیزی و طاغوت زدایی

 4. اصل پیروی از رضای خدا و مصالح مسلمین

 5. فرهنگ پیشگیری از جرم و فساد قبل از وقوع آن در فرهنگ نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر. این مؤلفه ها در پیدایش و پیروزی انقلاب اسلامی، تأثیر بسزایی داشته و حفظ و تداوم انقلاب اسلامی نیز در گرو حرکت در این چارچوب است. فرهنگ عاشورا هم در پیدایش، هم در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی تاثیر دارد

وجود این رخداد عظیم نه تنها عامل پیدایش اصل انقلاب و زمینه ساز پیروزی آن در مراحل مختلف بوده است؛ بلکه همین فرهنگ، عامل اساسی حفظ و تداوم انقلاب اسلامی نیز محسوب می‌گردد. از دیدگاه امام خمینی(ره)، نهضت عاشورا احیا کننده دین، حاکمیت اللّه، عبودیت خداوند، زدودن طاغوت، نشاندن اوامر و نواهی الهی به جای فرهنگ منحط دستگاه اموی بوده است

"خطری که معاویه و یزید بر اسلام داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت می خواستند در بیاورند، می خواستند معنویت را به صورت طاغوت درآورند . . .

 این خطر را سیدالشهداء دفع کرد..." در همین راستا هدف و انگیزه مردم ایران از انقلاب اسلامی را باید نابودی ظلم، استبداد و استکبار و بر پایی حکومت عدل الهی و اجرای احکام اسلامی به عنوان "معروف" و جلوگیری از وابستگی به اجانب و بیگانگان به عنوان "منکر" دانست

هنر حضرت امام در بهره وری شایسته از عاشورا تعویض نگاه مردم بود. کاری که حضرت امام موفق به آن شد این بود که نگاه مردم را در این رویداد از مقام ثبوتی به اثباتی کشانید و توجه مردم را بیشتر به فلسفه قیام جلب کرد تا خود حادثه، از قیام امام حسین(ع و حماسه‌های عاشورا مشعلی برای حرکت و زندگی مردم ساخت و این حماسه را در متن زندگی سیاسی اجتماعی مردم وارد نمود و آن را پشتوانه حرکت و قیام عمومی ساخت.

 

اگر انقلاب اسلامی بخواهد بر مبنای آن فرهنگی که شکل گرفته، تداوم یابد؛ باید توجّه ویژه‌ای به همان فرهنگ داشته باشد، روحیه شهادت طلبی، آزادگی، عزّت نفس، مبارزه با ظلم و ستمگری، مخالفت با تخطّی از احکام اسلام و... در عرصه‌های مختلف سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها و نیز عرصه سیاست داخلی؛ از سیاستگذاری در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره گرفته تا بخش‌های اجرایی و... .

همه باید پایبند به آموزه های نهضت امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا باشند. اگر انقلاب اسلامی توانسته است از کلیه توطئه‌ها جان سالم به در برد؛ اگر جنگ تحمیلی هشت ساله نتوانست این انقلاب مردمی و اسلامی را از پای درآورد؛ اگر تهدیدهای دشمنان اسلام، امپریالیسم تبلیغاتی، محاصره اقتصادی، کودتای نظامی و... هیچ کدام کوچک‌ترین خللی در عزم و اراده نظام اسلامی وارد نکرد، همه و همه به دلیل همان فرهنگ عاشورایی ملت ایران است

 

بقای اسلام، ماموریت الهی امام حسین(ع) چنین شخصیت الهی می بایست، پاسدار بقای اسلام و خونش ضمانت آن باشد. این ذبیح الهی باید در کربلا سر بریده شود تا حقیقت بر نیزه ها به ترنم عاشقانه قرآن تجلی یابد. حلقه عاشقان، در طف کربلا گرد آمدند تا این پروانه های عاشق گرد شمع وجود حسین عشق ورزی کنند و درس عشق و عاشقی بیاموزند

صحنه کربلا بیش از حماسه، عشق ورزی ها دارد. هر صحنه جهادی و خونین آن، هزاران نکته باریک تر از مو را در لایه لایه های خود نهان کرده است. از این رو محور حماسه حسینی را عرفان و عشق دانسته اند. و این گونه شد که اسلام به عشق ایشان جاودانه شد و عشق ایشان ضامن جاودانگی و بقای اسلام گشت

امام حسین(ع) و یارانش هر یک خود حماسه ای از عشق خونین و عقل سرخ عاشقانه را رقم زدند تا مدعیان عشق از تکرار توجیهاتشان شرمگین شوند. امام حسین ماموریت داشت تا ذبیح الهی شود و با خون ثاراللهی خود، بقای اسلام را تضمین کند و گذشته را به آینده روشن مهدوی(عج) پیوند زند. اگر قیام امام حسین(ع) نبود، بلای بزرگ آسمانی همانند آنچه بر سر قوم نوح(ع) آمده بود، بر سر امت فرود می آمد

اما امام حسین(ع) همچون نوح(ع) کشتی از خود و اهل بیت(ع) ساخت تا امت را بر آن سوار کند و به ساحل نجات برساند. این کشتی بر شطی از خون روان شد و به نام خدا «بسم الله مجریها و مرسیها» حرکت کند و بر ساحل نجات قرار گرفت. امام حسین(ع) می فرماید: «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی، اگر دین محمد(ص) جز با مرگ من استوار نمی ماند پس ای شمشیرها بر من فرود آیید

در کربلا کسانی حضور یافتند که از همه چیز بریده و فرار الی الله داشتند (ففروا الی الله) و منقطع از همه و متصل به خدا بودند.

تاثیرات انقلاب اسلامی ایران از قیام حسینی با بررسی و تحلیل اهداف نهضت انقلاب اسلامی ایران به ریشه های مشترک انقلاب ایران و نهضت عاشورا می رسیم که ارتباط و پیوستگی این دو را نمایان می کند. هدف امام حسین (ع) در روز عاشورا همان هدفی است که امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی ایران دنبال کرد

به طور مثال می توان به افشاگری های امام راحل اشاره داشت. امام حسین(ع) به معرفی چهره فاسد و تصویر واقعی از سیاست های پلید بنی امیه پرداخت و همین اتفاق که در مورد نهضت امام حسین(ع) رخ داد و پس از عاشورا چهره واقعی بنی امیه برای مردم آشکار و منجر به سقوط آل امیه شد را می توان در نهضت امام خمینی دید. امام در سخنرانی های خود چهره زشت و ننگین و نوکر مآبانه شاه را که قبل از آن به شکلی دیگر برای مردم جلوه گری می کرد هویدا ساخت

این عامل را باید برگرفته از بصیرت و آگاهی دانست، تا جایی که حضرت قاسم مرگ را از عسل شیرین تر می داند که مشابه همین بصیرت را در انقلاب اسلامی ایران می توان دید. در انقلاب اسلامی می بینیم شهید مدنی در تبعید می گوید هر چه بیشتر در تبعید بمانم گناه شاه بیشتر و ثواب من بیشتر است

تنها آزادی و آزادگی و مبارزه با ظالمان زمانه در راه زنده ماندن دین هدف قیام امام حسین (ع) بوده که به الگوی تمامی ملت های آزادیخواه جهان مبدل شده است و انقلاب اسلامی ایران نیز به عنوان حرکتی متاثر از قیام حسینی شکل گرفت .
 

فلسفه و اهداف قیام عاشورا از دیدگاه امام حسین(علیه السلام)

امام حسین(ع) در واپسین سال‌‌های عمر معاویه، به جهت زیارت خانه خدا، عازم مکه شدند. حضرت در مکه در جمع گروهی از عالمان و نخبگان دیگر مناطق اسلامی با ایراد خطبه ای شورانگیز و کوبنده ضمن یادآوری وظیفه سنگین و تکلیف خطیر عالمان و بزرگان شهرها در برابر پاسداری از کیان دین و اعتقادهای مسلمانان و پیامدهای سکوت در برابر جنایات امویان، از خاموشی آنان در برابر سیاست های دین‌‌ستیزانه حاکمان اموی انتقاد کرده و هرگونه همراهی و سازش با آنان را گناه نابخشودنی دانستند

حضرت در پایان سخنان خود، هدف از اقدامها و فعالیت‌هایش را بر ضد نظام ستمگر حاکم (که چند سال بعد در قالب یک نهضت خود را نشان داد) چنین اعلام فرمودند: "اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ انَّهُ لَمْ یَکُنْ ما کان مِنا تَنافُساً فی سُلطان. ولکن لِنُُرِیَ (لِنَرُدَّ) المَعالمَ من دینک، ونُظهِرَ الاصلاحَ ....ابن شعبة حرانی، تحف العقول، ص 172; مجلسی، بحار الانوار، ج97، ص 79)

چهار هدف را برای اقدامها و فعالیت های امام حسین(ع)

الف - اصلاح و بهبودی در وضع شهروندان

ب - احیای مظاهر و نشانه های اسلام اصیل و ناب محمدی

 ج- مبارزه با ستمگران اموی جهت تأمین امنیت برای مردم ستمدیده

د- فراهم ساختن بستری مناسب برای عمل به احکام و واجبات الهی. زمینه های بروز حادثه عاشورا زمینه های بروز و ظهور عاشورا به دوران نیم قرن پس از رحلت رسول خدا(ص) و سنگ بدعت های کج نهاده به دست حاکمان از آن جمله شخص معاویه برمی گردد

اما مجتبی(ع) می فرماید: همانا خلیفه کسی است که سیره رسول خدا(ص) را انجام داده، طاعت او را بکار بندد، نه آنکه بر جور و ستم باشد و سیره و سنت را تعطیل کند دنیا را پدر و مادر بگیرید و چه می دانیم شاید (این صلح) آزمایشی برای شما و متاع اندکی برای معاویه باشد. معاویه در حقی با من به نزاع برخاست که از آن من بود و من به خاطر صلاح امت و جلوگیری از خونریزی آن را ترک کردم

و نیز از قلت یاران و کثرت شبهات و شایعه پراکنی و نیرنگ معاویه سخن رانده اند. معاویه خلافتی را پی گرفت و استوار کرد که ویژگی های مهمی داشت و شالوده نظام و اندیشه سیاسی امویان تکیه بر ارکانی داشت که هیچ شباهتی به حکومت پیامبر نداشت و از اندیشه ناب سیاسی اسلام فرسنگ ها دور بود.

عاشورا؛ سرمشق دائمى امت اسلامى‏

 
عاشورا یک حادثه تاریخى صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دایمى براى امت اسلام بود

حضرت ابى‏عبدالله(ع) با این حرکت - که در زمان خود، داراى توجیه عقلانى و منطقى کاملا روشنى بود - یک سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهیدشدن هم نیست، یک چیز مرکب و پیچیده و بسیار عمیق است.

عاشورا یک بخش از جهاد امام حسین است امام حسین(ع) را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین(ع) است. تبیین او، امر به معروف او، نهى از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بیانات عجیبى دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه کربلا و میدان کربلا، این‏ها را باید شناخت

مقابله با تحریف امروز حسین‏بن‏على(ع) مى‏تواند دنیا را نجات بدهد، به شرط آن‏که چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم، کارهاى تحریف‏آمیز و غلط، چشمها و دلها را از چهره مبارک و منوّر سیدالشهدا(ع) منصرف کند. با تحریف بایستى مقابله کنید. 

قیام بر ضد طاغوت

در جامعه توحیدی و اسلامی بر همه مسلمانان واجب است تا آنجا که می توانند زمینه‌های رشد و هدایت دیگران را در جهت بندگی بهتر خداوند و هدایت و حرکت در مسیر فطرت فراهم سازند و با هر گونه موقعیت و شرایطی که زمینه ساز ناهنجاری های توحیدی و انسانی است مبارزه کنند

بنابراین هر گونه مبارزه علیه قوانین و حاکمیت‌های ضد دینی یا حاکمان طاغوتی، هم مبارزه با زمینه‌های فساد و انحراف اجتماع است و هم خود زمینه ساز بروز فضایل و کرامتهای انسانی و هدایت و حرکت در مسیر فطرت

نهی از منکر از جمله آموزه‌های دینی و قرآنی است که مبنای حرکت و نهضت مصلحانه مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و با اقتداء به قیام و نهضت سیدالشهداء (ع) بود. امام راحل در این خصوص چنین بیان فرمودند: "خدای تبارک و تعالی می‌فرماید فقط یک موعظه من دارم.

انما اعظم بواحه ان تقوموا لله، اینکه برای خدا قیام کنید وقتی که دیدید که دین خدا در معرض خطر است برای خدا قیام کنید، سید الشهداء هم همین طور برای خدا قیام کرد. این یک مطلبی است که برای یک وقت نیست، موعظه خدا همیشگی است هر وقت دیدید که بر ضد اسلام، بر ضد رژیم انسانی اسلامی الهی خواستند که قیام کنند، خواستند وارونه کنند مسائل اسلام را، به اسم اسلام، اسلام را بکوبند باید قیام کرد...

همین است سیره انبیاء همین بوده است که اگر چنانچه یک سلطان جائر بر مردم حکومت میخواهد بکند بایستید در مقابلش و او به هر جا می خواهد منتهی بشود باید برویم سراغش و نهی از منکرش و امر به معروفش کنیم و بکشیم او را پایین از آن تخت باطل"(صحیفه نور، ج7، ص37 و ج20، ج2، ص208).

جایگاه شور و شعور در نهضت عاشورا

بررسی تکوینی حماسه عاشورا و تاثیرات شگرف و بی نظیر این نهضت در انقلابهای بعد از آن در طول تاریخ، نشان دهنده عظمت و عمق این حرکت عظیم انسانی- الهی است که از جمیع جهات می تواند به صورتی ویژه و مشخص مورد تحقیق و تفحص و تعمق قرار گیرد

چرا که موج نو و نوین گرایش های تمامی نهضت ها و رهبران حق طلب آن و نیز کل جریانات سیاسی- مذهبی عالم، و تعلق خاطری که بالاخص در طیف وسیع جوانان جهان به وضوح مشاهده میشود به نوعی نشان دهنده نیاز اساسی نسل های انقلابی به فلسفه و اساس حدوث و وقوع (عاشورا) است حدوث عینی حماسه عاشورا، و روند تکوینی آن گرچه عاشورای حسین (ع) از ابعاد گوناگون، به تمامی امت مسلمان و سایر ملل و جوامع، درسهای زیادی از جمله (عاشقانه زیستن) و (ایستادگی در برابر ظلم) و (مقاومت) و (صبر) را تعلیم نموده است

 اما چگونگی و کیفیت تبیین این حماسه بی نظیر، و راز شکوفایی و (ماندگار بودن) آن نقش بسیار مهمی را در راستای تعریف واقعی از حماسه حسینی(ع) و ترکیب عینی و عملی بین شور و شعور برعهده داشته که این خود می تواند در حیطه مربوط به آن، به صورتی انکارناپذیر و غیرقابل تردید، اساسی، جلوه نماید

بنابراین بررسی و تبیین و تطبیق و تأمل در شیوه ها و روشهایی که اعمال آنها سبب ارتقاء سطح جمع بین شور و شعور و یا بالعکس باعث کاهش این جمع باشد، ضروری و حتمی و به نوعی جدی خواهد بود. شور چه جایگاه و نقشی را در راستای تحقق اهداف عاشورای حسینی(ع) برعهده دارد؟
 

حادثه قیام عاشورا نه تنها مظهر حدوث یک فداکاری عظیم و بی مانند بوده بلکه از نقطه نظر توجیه علل روحی قضیه نیز، بسیار جالب و در نوع خود بی نظیر جلوه می نماید. در بدو امر آنچه بسیار بدیع و غریبانه و در عین حال کاملا ملموس تلقی می گردد حوادثی است که بعد از رحلت رسول اکرم(ص) به وقوع پیوست

بر ضمیر و ذهن و وجدانهای بیدار مسلمانان همیشه این سؤال مطرح بوده که چگونه می توان تصور نمود فرزندان پیامبر(ص) و اهل البیت وی که ولایت و امامت و جانشین رسول خدا، حق الهی آنان است، با توطئه ها و خدعه ها و نیرنگهای ابوسفیان و معاویه در حاشیه قرار گرفته و سپس به صورتی غیرقابل تصور، به شهادت برسند

این قضایا، حتی در اولین روزهای بعد از شهادت حماسه سازان عاشورا، همچون ابری پربار و باران زا، آسمان شفاف «دید» و «منطق» و «وجدان» مسلمانان را بخود جلب نمود، و سپس این تفکر به یک «شعور» و همزمان و موازی با آن، به دنیایی از عاطفه و هیجان و احساس «شور» انقلابی مبدل گشت، به طوری که از آن زمان و تا هنگامی که جامعه عدل اسلامی در جهان گسترده نگردیده، این جمع بین (شور) و (شعور)، حوادث و وقایع و انقلاب های بزرگی را باعث شده و قطعا نیز این روند دفاع از حق و رابطه بین افزایش شور و شعور تداوم خواهد یافت.

شعور همچون یک معیار و ابزار اساسی نقشی بسیار بارز در تکوین عینی تحقق ارتقاء سطح کیفی وجود انسانی داشته و بالطبع در دین مبین اسلام نیز به آن اشارات ویژه ای شده است. اما اینکه چرا این هماهنگی و همجواری و تطبیق بین دو مقوله اساسی (شور) و (شعور) در اکثر مواقع و موقعیت های خاصی از تاریخ تکوین تحولات انسانی حدوث جدی نیافته، خود بحثی بسیار مفصل، در عین حال کلیدی و حیاتی است. نظر اجماع این است که کیفیت ممتاز این تقابل تعیین کننده، به عوامل و معیارها و ابزارهای کاملا مشخصی بستگی داشته که هر کلام به نوعی در چارچوب و ساختار کلیدی حماسه عاشورا، نقشی بارز و اساسی دانسته اند

و یکی از مهم ترین این ابزارها، شخصیت شاخص و الهی و بی نظیر و مرتبط با نبوت و امامت محور عاشورا یعنی سیدالشهدا(ع) می باشد. (شعور) واقعی، همواره در ذات انسانها نهفته شده و با یک منطق قوی که بالطبع در سرشت وجودی تمامی انبیا و اوصیاء و ائمه اطهار و صالحین تعبیه گردیده، این شعور به حد تعالی ارتقاء خواهد یافت و این خود، به تنهایی می تواند سرشت منطقی بودن شناخت علت جمع (شور) و (شعور) و ارتباط آن با قیام عدالت خواهانه و فرهنگی و معرفت گرایانه امام حسین(ع) را به خوبی مشخص نماید.

اصولا قیامهای مردان بزرگ و مقدس دارای چنین ویژگی هستند که به این حرکت های عظیم و (آگاهانه) یکنوع ارتقاء سطح کیفی بسیار والایی می دهد، از جمله این خصوصیات مقدس می توان به چند مورد عمده اشاره نمود:

الف- تقدس، یعنی پاک بودن از جنبه های سطحی از قبیل حسدها و کینه های شخصی و خودخواهی ها.

ب- عمومیت یافتن یا قطعیت داشتن زمینه های انقلاب، به طوری که برای رهبر این انقلاب، حدوث و تحقق انقلاب برای حال و آینده مردم و یا امت حیاتی و تعیین کننده و الزامی جلوه می نماید. ولو اینکه هواداران یا (آگاهان) به این انقلاب از نظر کمیت ظاهراً در اقلیت، باشند

پ- تمامی انقلابهای حقیقی و مردمی و خدایی، یکنوع مرجعیت یا پیشوایان رهبری را در مرکز ثقل تصمیم گیریها دارند که جریان انقلاب را هدایت می کند، و چون این انقلاب و رهبریت آن، منافع آحاد مختلف مردم را در راستای طیف جامعه و حق و حقیقت لحاظ می نماید لذا در هر حال پیروزی واقعی، نصیب این نهضت خواهد شد، ولو اینکه ممکن است در نگاه اول، موفقیت نهایی و مشخص و معینی را کسب ننموده باشد.ت- ویژگیهای منحصر به فرد انقلاب به طور کلی جایگاه انقلابهای حقیقی و مذهبی و دینی که خالص ترین نوع انقلاب ها می باشند

به واسطه استثنایی بودن ریشه ها و مبنای آن ها، در رفیع ترین نقطه اتکای مردم واقع شده است زیرا که مردم امیدها و آمال و آرزوهای گمشده خویش را در قالب و چارچوب نهضت و انقلاب جست وجوی می نمایند لذا این ویژگی ها، از نکات بسیار بارز و نمایان نهضت های واقعی می باشند.امام نیز با امعان به وظیفه خطیر و الهی خود که نشأت گرفته از «امر به معروف و نهی از منکر» است حماسه جاودانی آزادی و آزادگی را در دوران خفقان حاکمان وقت فریاد کشید.

امام، که خود، پیامبر اکرم(ص) را عمیقاً درک کرده و خصوصیات یک انسان کامل خدایی و ربانی را به طور مستقیم و بواسطه رسالت جدش و امامت پدر معصومش در خود احساس نموده بود، با عزمی عمیق و حقانیتی پرشکوه، برای اعاده حقوق حقه مردم مظلوم که با نیرنگ ها و دسیسه های بدخواهان و منافقان، از آنان سلب کرده بودند، به پا خاست

و با خلق حماسه ای بی مانند تعریف کامل و جامع و قاطعی از (شرافت) انسانی را، برای تمامی جهانیان همه ازمنه و اعصار، معنی فرمود. البته کیفیت تبیین حماسه کربلا، به فاکتورها و اهرمها و ادلأ ارزشمندی نیاز داشت که این ویژگی ها نیز در اجتماع و ترکیب و تلفیق دو عامل اصلی (شور) و (شعور) مفهوم عینی به خود گرفته است. چرا که شعور، باعث تجزیه و تحلیل و فراهم سازی بیان حماسه و انقلاب مقدس شده و زمینه ایجاد (شور) را در رهروان و پیروان حقیقی عدالت و جهاد مهیا می سازد.


هم جهتی انقلاب اسلامی ایران و نهضت حسینی
آنچه که نهضت ما را جهت می داد و امروز هم باید بدهد، دقیقاً همان چیزی است که حسین بن علی در راه آن قیام کرد. ما امروز، برای شهدای خود که در جبهه های گوناگون و در راه این نظام و حفظ آن، به شهادت می رسند، با معرفت عزاداری می کنیم. آن شهید و جوانی که یا در جنگ تحمیلی و یا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و کفار به شهادت رسیده، هیچ شبهه یی برای مردم ما وجود ندارد که این شهید، شهید راه همین نظام است و برای نگهداشتن و محکم کردن ستونهای همین نظام و انقلاب، به شهادت رسیده است

در حالی که وضع شهدای امروز، با شهدای کربلا که در تنهایی و غربت کامل قیام کردند و هیچ کس آنها را به پیمودن این راه تشویق نکرد، بلکه همه ی مردم و بزرگان وجوه اسلام، آنها را منع می کردند، متفاوت است. در عین حال، ایمان و عشقشان آن چنان لبریز بود که رفتند و غریبانه و مظلومانه و تنها به شهادت رسیدند. وضع شهدای کربلا، با شهدایی که تمام دستگاههای تبلیغی و مشوقهای جامعه به آنها می گوید بروید و آنها هم می روند و به شهادت می رسند، فرق دارد. البته این شهید، شهید والامقامی است؛ اما او چیز دیگری است.
ما که امروز این نظام اسلامی را لمس می کنیم و برکات آن را از نزدیک می بینیم، بیشتر از اسلاف خود، قدر نهضت حسینی و معنای آن را درک می کنیم و باید بکنیم. آن بزرگوار، برای چنین چیزی حرکت کرد. آن بزرگوار، برای همین قیام کرد که رژیمهای فاسد و مخرّب انسان و دین و ویرانگر صلاح، در جامعه نباشند و نظام اسلامی و الهی و انسانی و مبتنی بر صلاح، در جامعه استقرار پیدا کند

البته، اگر آن نظام در زمان آن بزرگوار و یا در زمان ائمه ی بعدی: ـ که معصومند و به منبع وحی متصلند ـ تحقق پیدا می کرد و آنها در رأس آن نظام قرار می گرفتند، طبیعی است که وضعشان با ما متفاوت بود. در عین حال، هیکل و هندسه ی قضیه، یکی است و آنها هم برای همین طور نظامی، حرکت می کردند. حالا این یک بحث طولانی است که نمی خواهم در این جا وارد آن بشوم که آیا ائمه، برای ایجاد نظام اسلامی، عزم جدی داشتند یا کار آنها صرفاً به عنوان سرمشق بود.


عاشورای حسینی هویت ساز انقلاب اسلامی

از جمله مباحث مرتبط با هویت انقلاب اسلامی در کلام و پیام امام خمینی بحث فرایند و سازوکار تاثیر نهضت حسینی در ایجاد هویت انقلاب اسلامی ( هویت تاسیسی ) است. عبارات و بیانات حضرت امام در سرفصل هایی مختلف به تبیین این فرایند پرداخته و با توجه به کارویژه های این هویت ( از جمله انسجام بخشی و گردآوری اجتماعی، همسو سازی اجتماعی ) در فرازهایی مختلف به این بحث اشاره داشته اند

در حقیقت بخشی از بیانات امام خمینی ناظر بر این معنی است که انقلاب اسلامی و هویت مفهومی آن الگو گرفته از حماسه عاشوراست و در حقیقت هویت انقلاب اسلامی با الهام از نهضت حسینی ترسیم شده است

برخی از این تعابیر عبارت اند از: هیهات که امت محمد ( ص ) و سیراب شدگان کوثر عاشورا به مرگ ذلت بار تن در دهند ( امام خمینی، ج20 ،318 )
تکلیف ما را سید الشهدا معلوم کرده است که از شهادت نترسید. ( امام خمینی، ج17 ،55 )
ملت ایران با الهام از حادثه عاشورا آن قیام کوبنده را به وجودآورد. ( امام خمینی، ج16 ،290 )
ملت ایران از پرتو هدایت ( امام حسین ) معرفت به وظیفه و از استقامت او در مقابل باطل ، استواری فرا گرفت. ( امام خمینی، ج16 ،249)
کیفیت مبارزه را حضرت سید الشهدا به ملت ما آموخته و با کار خودش به ملت ما تعلیم داده است. (امام خمینی ج17 ،56 )
تبعیت و پیروی از سید الشهدا و اصحاب ایشان در عشق به شهادت ( امام خمینی، ج15،6 )
ما افتخار می کنیم که مانند سید الشهدا در روز عاشورا کشته شویم و بچه های ما اسیر و اموالمان را غارت کنند ما همانند حسین از همین الآن اعلام می کنیم هرکه با ماست به طرف ما بیاید و هرکس با ما نیست به سمت لشگر یزید برود. ( امام خمینی، ج1 ،240 )
ما که تابع حضرت سید الشهدا هستیم باید ببینیم که انگیزه ایشان از قیام نهی از منکر بود و اینکه هر منکری باید از بین برود منجمله حکومت جور. ( امام خمینی، ج21 ،1 )
کربلا چه کرد و در عاشورا چه تاثیری داشت؟ همه زمین ها باید اینطور باشد؛ همه روز ملت ما باید این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و ما باید در مقابل ظلم بایستیم و همین جا کربلاست و باید نقش کربلا را پیاده کنیم. ( امام خمینی، ج10،122 )
اگر قیام سید الشهدا نبود امروز ما هم نمی توانستیم پیروز شویم. این مجالس عزا و سوگواری سید مظلومان یک وسیله ای فراهم کرد برای ملت که بدون این که زحمت برای ملت ما باشد مردم مجتمع اند. (امام خمینی، ج17 ،56 )
( مجالس محرم ) سازمانی است که بدون اینکه دست واحدی در کار باشد ملت را جمع کند خود بخود مردم را به هم پیوند داده است. ( امام خمینی، ج16 ،344 )
ملت ما انقلابی کرد که به برکت همین مجالس ( محرم ) بود که همه کشور و مردم را دور هم جمع کرد و همه به یک نقطه نظر کردند. ( امام خمینی، ج16 ،347 )
اگر عاشورا و گرمی شور انفجاری آن نبود معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع بشود. ( امام خمینی، ج16 ،290 )
( تجمع و سوگواری برای سید الشهدا ) برای ما نفع دارد . همین جهت روانی آن که قلوب را چگونه به هم متصل می کند. ( امام خمینی، ج11 ،100 )


فرق امام راحل (رض) با حضرت سیّدالشهداء (ع)


امام راحل (ره) چه در اعلامیه ها، چه در پیام های خصوصی و آنچه که شفاهاً بیان کرده اند، چه سنّت و سیرت های عملی و رفتاری؛ این اصول چهارگانه را، تماما رعایت و اجرا کردند. فرق امام با سیّدالشهداء (ع) این است که او انسان کامل و خلیفه الله است، او معلّم است و این شاگرد، او امام است و این امت، او معصوم است و این عادل؛ و میلیاردها درجه فرق بین امام معصوم و امام راحل هست. امّا بالأخره او تشخیص داد که باید همت، همت الهی باشد و این اصل کلّی را که ذات أقدس له به ما آموخت، در هر زمان ومکانی قابل اجراست.
خدا به ما فرمود: خذوا ما آتیناکم بقوّه (3). یعنی آنچه را که ما به شما دادیم، با قدرت و توان بگیرید. اختصاصی هم به جریان بنی اسرائیل ندارد. از وجود مبارک امام صادق (ع) سئوال کردند: اینکه خدا فرمود: خذوا ما آتیناکم بقوّه، اب قوّه القلوب ام بقوّه الابدان ؟ آیا با قدرت های دل و ایمان بپذیریم، یا با قدرت های بدن و بازو ؟ منظور مبارزه نظامی است، یا قدرت های فکری ؟ فرمود: بقوّه القلوب و قوّه الابدان (4)

هم خوب بفهمید، هم به فهمیده ها خوب ایمان بیاورید، هم به ایمان آورده خوب عمل بکنید، هم بکوشید از او حمایت بکنید و دفاع بکنید. درک صحیح داشتن و عمل خالص برابر درک صحیح داشتن و برای اجرا کوتاه نیامدن. این حدیث نورانی که از امام صادق نقل شد که از قرآن کریم استفاده کرد؛ در امام راحل به خوبی مشهود بود. یعنی اسلام شناس کامل بود و دین باور کامل بود و سعی می کرد آنچه را که باور دارد با اخلاص عمل کند و سعی می کرد آنچه را که باور کرد و عمل کرد، از آن حمایت کند.

پیروزی قطعی، نتیجه « اخلاص » در عمل
اگر کسی روی آن عناصر چهارگانه حدیث نبوی و روی این دو عنصر محوری که از امام صادق (ع) نقل شد؛ قیام کرد، آنگاه وعده الهی قطعی است. خدا به هر کسی وعده پیروزی نداد ! خیلی ها قیام کردند و پیروز نشدند. الآن شما می بینید در بسیاری از کشورها وقتی به سقف پیروزی می رسند، افت می کنند

سرّش آن است که اینها آن اخلاص را فراهم نکردند وگرنه وعده خدا قطعی است. خدا به کسی وعده پیروزی داد که آن عناصر چهارگانه را با اخلاص عمل بکند. » اخلاص » هم از قوه یقین نشأت می گیرد، از صلاح نیّت نشأت می گیرد. طبق بیان نورانی امیرالمؤمنین (ع) بر اساس نقل غرر و درر، فرمود: نشانه اخلاص: الیأس ع مّا ف ی اید ی النّاس است(5). کسی با اخلاص است که از مردم قطع امید کند، گرچه برای رفاه مردم قدم بر می دارد؛ چنین خاصیّتی در امام راحل (ره) بود.

شباهت نهضت امام خمینی (ره) با نهضت کربلا در « خالص بودن » 

مطلب دیگر که نهضت امام راحل را با نهضت کربلا پیوند می دهد، آن است که نهضت کربلا » خالص » بود. یعنی خیلی ها با حکومت اموی ناهماهنگ بودند، ناسازگار بودند و می خواستند سیّدالشهداء را یاری کنند؛ امّا نه برای امامت امام سوّم، بلکه چون با امویان بد بودند. چنین افکاری را وجود مبارک سیّدالشهداء نمی پذیرفت

بعضی ها به امام حسین (ع) پیشنهاد کمک مالی دادند، عرض کردند: ما اسب به شما می دهیم، سپر می دهیم، زره می دهیم، ولی خودمان نمی آئیم؛ وجود مبارکش این جمله قرآن را خواند و آنها را طرد و دفع کرد، فرمود: و ما کنت متّخ ذ المض لّین عضداً (6). فرمود: من در این نهضت از آدم گمراه کمک نمی
گیرم.
کاری که انسان با دست خود انجام می دهد، ولی فشار آن کار بین آرنج و مچ هست، که این قسمت را می گویند: ( ساعد )؛ اگر با این قسمت ها کار انجام بگیرد، می گویند: » مساعدت » و اگر فشار کار بین دوش و آرنج باشد، چون این بازو را می گویند: ( عضد )؛ اگر چند نفر بازو روی هم بگذارند، یک کاری را انجام بدهند، می گویند: » معاضدت » کردند

این معاضدت از همان عضد است، آن مساعدت هم از آن ساعد. ذات أقدس له فرمود: من در دینم، در کارهایم از انسان باطل و گمراه کمک نمی گیرم: ما اشهدتهم خلق السّماوات و الأرض و لا خلق انفس ه م و ما کنت متّخ ذ المض لّین عضداً (7). این جمله:و ما کنت متّخ ذ المض لّین عضداً که در قرآن است، سالار شهیدان به این جمله استشهاد کرد؛ کسی که شخصاً حاضر نبود سیّدالشهداء را یاری کند، ولی حاضر بود کمک مالی کند؛ حضرت فرمود: من از آدم گمراه کمک نمی گیرم.


پیوند انقلاب اسلامی با نهضت عاشورای حسینی اقتدار زیر پرچم عزای حسین(ع)

فلسفه عاشورا و قیام امام حسین (ع) آن‌هم در اوج مظلومیت تاریخی سرخ برای مکتب شیعه است که همواره همچون موتور محرکی این جامعه را از بحران ها بیرون کشیده و به سوی جلو سوق داده است. شیعیان از صبر و استقامت و جسارت و شجاعت حسین بن علی (ع )آموخته اند که حتی در سخت ترین شرایط ممکن نیز نباید دست از اصول و آرمانها کشید بلکه تا آخرین قطره خون باید ایستاد و از این آرمان ها دفاع نمود

امام حسین(ع) به همه شیعیان و جهان اسلام آموخت که می تواند با لشکری اندک سپاهی بزرگ را برای همه زمان ها و تاریخ ها شکست داد و پیروز نهایی میدان بود. حسین بن علی (ع) با خلق حماسه عاشورا نشان داد که حتی در اوج غربت نیز می توان سرافراز بود و عزتمدارانه زندگی کرد و مرد. نوه پیامبر اکرم به همه آموخت که مرگ با عزت و شرافتمندانه بسیار با ارزش تر و ماندگار تر از زندگی ذلیلانه و همراه حقارت است

همین شیوه و الگو و روش امام حسین (ع) نیز از ابتدای مبارزات انقلابی ایرانیان علیه رژیم های استبدای و ظالم سرمشق شد و تاریخ ایران مشحون گشت از سرافرازی ها و غیرتمندی مردان و زنان مسلمانی که به تبعیت از امام شهیدشان مظلومانه و لی با اقتدار و صلابت در مقابل رژیم های خونخوار و استبدادی ایستادگی نمودند.

 

 تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی ایران را نیز باید با توجه به همین فلسفه عاشورایی مورد تحلیل و بررسی قرار داد و نکته جالب اینجاست که مهمترین رخدادهای سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و حتی در سالهای اخیر نیز منبعث از فلسفه عاشورا و در پیوندی ناگسستنی با محرم بوده است.


اساسا محرم و جلسات موعظه و روضه روحانیون یکی از اصلی ترین کانون های اعتراضی علیه رژیم ستمشاهی پهلوی بود و از همین رو نیز عمال شاه و علی الخصوص ساواکی ها به شدت با برگزاری چنین مجالسی مقابله می کردند و سعی داشتند تا این جلسات به هیچ وجه جنبه سیاسی پیدا نکنند در حالی که اساسا هیچ فعلی برای شیعیان سیاسی تر از عزاداری برای سید و سالار شهیدان نیست. عزاداری برای معصومی که علیه یک رژیم فاسد قیام کرد و تا آخرین نفس برای مقابله با این رژیم فاسد شمشیر زد

قیام 15 خرداد 1342 -که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب شمرده می شود- به دنبال سخنرانی شدید الحن امام خمینی(ره) در بعد از ظهر عاشورا ( 13 خرداد 1342) به وقوع پیوست. و در حقیقت نطفه انقلاب را همان فریاد عاشورایی امام(ره) منعقد کرد. شعارهایی هم که در طول این قیام و ایام پیروزی انقلاب، علیه رژیم پهلوی از طرف مردم سر داده می شد، اشاره به نهضت عاشورا ی حسینی داشت، شعارهایی چون «خمینی بت شکن ... خمینی، تو فرزند حسینی»، «خمینی، خمینی تو وارث حسینی» و «نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه»

امام خمینی (ره) در مورد قیام 15 خرداد 1342 فرمودند:«آن روز یزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش و رژیم ستمگر جنایتکار خود را به ثبت رساندند و در 15 خرداد 42 پهلویان و هواداران و سردمداران جنایتکارشان با دست خود گور خود را کندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش به جا گذاشتند که ملت عظیم الشان ایران بحمدالله تعالی با قدرت و پیروزی بر گور آتشبار آنان لعنت می فرستد».(صحیفه نور، ج 16، ص79)


در فاصله سالهای 1342 تا 1357 نیز مجالس محرم، منبرها، وعظها و نوحه ها حال و هوای سیاسی و انقلابی داشت و نگرش سیاسی به حادثه کربلا و درس آموزی از قیام عاشورا به سرلوحه ای برای انقلابیون تبدیل شده بود.. عاشورا دیگر یک ضایعه تاریخی نبود، یلکه به محور بسیج مردم بر ضد رژیم طاغوت تبدیل گردیده بود و به مبارزات مردم علیه شاه جنبه ای الهی و البته افتخار آمیز می داد. خانواده ها، شهیدان خود را به فرمان حسین زمان و محشور با شهدای کربلا می دانستند. مساجد، تکایا،
حسینه ها و خیمه های عزاداری امام حسین (ع) به عنوان مهمترین اماکن، برای فعالیت نیروهای انقلاب و بیداری مردم از مفاسد حکومت پهلوی و سازماندهی آنان برای راهپیمایی، تظاهرات و فعالیتهای انقلاب محسوب می گردید و همین مسئله نیز در نهایت در 22 بهمن 1357 سلسله حکومت های شاهنشاهی 2500 ساله در ایران را ساقط کرد. اما نکته بسیار مهم آن است که در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب نیز همین روحیه حسینی و محرم بوده است که ایران را در مقابل فتنه های نظامی و سیاسی دشمن پیروز گردانید

در زمان دفاع مقدس با آغاز محرم فضای خاصی در جبهه ها حکمفرما می شد و رزمندگان و فرماندهان روحیه و جسارت خاصی می گرفتند . در حوزه سیاسی نیز شاید روز 9 دی را باید یکی از مهمترین نمونه های پیوند محرم با مسائل سیاسی در کشورمان قلمداد نماییم.


امام حسین(ع) در نگاه سیاستمداران و نویسندگان بزرگ خارجی


چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی :«اگر منظور امام حسین (ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد؟ پس عقل چنین حکم می کند که او به خاطر اسلام، فداکاری کرد.»


ویل دورانت:«شیعیان در کربلا در جایی که امام حسین (ع) به قتل رسیده، به یادگار وی زیارتگاه بزرگی ساخته اند و هنوز هم هر ساله حادثه غم انگیز قتل وی را نمایش می دهند و عزاداری می کنند و از یادگار علی و دو فرزندش حسن و حسین (ع) تجلیل به عمل می آورند.»

 
مَهاتما گاندی (رهبر استقلال هند):من زندگی امام حسین (ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند.

 
ادوارد براوْن (مستشرق معروف انگلیسی):آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و ألم نگردد؟ حتّی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.


توماس کارلایل، مورّخ و فیلسوف انگلیسی:«بهترین درسی که از سرگذشت کربلا می گیریم این است که امام حسین (ع) و یارانش ایمانی استوار به خدا داشتند. آنها با اعمال خویش ثابت کردند که در مقام مبارزه حق و باطل، تفوّق عددی و کثرت عددی اهمیّت ندارد و پیروزی حسین (ع) با وجود اقلیّتی که داشت، باعث شگفتی من است

 

                      

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">