تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات


  پیام های قرآنی        ghuraan@



و َلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ
(قمر17)


ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎ ﻣﺎ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﻨﺪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺁﺳﺎﻥ ﻛﺮﺩﻳﻢ ،
ﭘﺲ ﺁﻳﺎ ﭘﻨﺪ ﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺍﻯ ﻫﺴﺖ ؟


شکی در قرآن نیست

ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَ‌یْبَ فِیهِ
(بقره2)
لَا رَ‌یْبَ فِیهِ هیچ شکّى در آن نیست. در حالى که خود قرآن شکّ و تردید مخالفان را در این باره بیان مى‏‌‌دارد:
انّنا لفى شکّ ممّا تَدعونا الیه مُریب (هود62) ما درباره آنچه ما را به آن مى‌‏خوانى، در شکّ هستیم
شکّ در وحى و نبوّت: بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِّن ذِکْرِی بَلْ لَمَّا یَذُوقُوا عَذَابِ بلکه آنان در باره قرآن من دو دلند [نه] بلکه هنوز عذاب [مرا] نچشیده‏ اند(ص8)
درباره‏ ى قیامت: لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ کسى را که به آخرت ایمان دارد از کسى که در باره آن در تردید است باز شناسیم (سبأ21)
مراد از جمله «لَا رَ‌یْبَ» آن نیست که کسى در آن شکّ نکرده و یا شکّ نمى‏‌کند، بلکه منظور آن است که حقّانیت قرآن به قدرى محکم است که جاى شکّ ندارد و اگر کسى شکّ کند به خاطر کور دلى خود اوست
چنانکه در آیه 66 نمل مى‌‏فرماید: بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ بلکه ایشان در باره آن تردید دارند [نه] بلکه آنان در مورد آن کوردلند

پیام‌های آیه
ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَ‌یْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ

1- قرآن در عظمت، مقامى بس والا دارد. «ذلک» در ادبیات عرب، «ذلک» اسم اشاره به دور است. در اینجا به قرآن که در پیش روى ماست، با «ذلک» اشاره مى‏کند که از عظمتِ دست نایافتنى قرآن حکایت مى‏کند.
 2- راهنما باید در روش دعوت و محتواى برنامه خود، قاطع و استوار باشد. جمله‏ ى «لاریب فیه» نشانگر استوارى و استحکام قرآن است.
 3- توانِ قرآن بر هدایت پرهیزکاران، خود بهترین دلیل بر اتقان و حقّانیت آن است. «هدى للمتقین»
4- تنها افراد پاک وپرهیزکار، از هدایت قرآن بهره‏مند مى‏شوند. «هدى للمتقین» هرکس که ظرف دلش پاکتر باشد، بهره‏مندى و نورگیرى او بیشتر است.
هدایت داراى مراحل و قابل کم و زیاد شدن است. «والذین اهتدوا زادهم هدى

قرآن، کتاب هدایت

ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَ‌یْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ (بقره2﴾

کتاب، باارزش‌‌ترین میراثِ نسل‌‌های گذشته برای بشر امروز است که توانسته با زبان خاموشِ خود، والاترین مفاهیم و معارف را به گوش جهانیان برساند.
خداوند نیز قوانین زندگی را به‌‌ صورت کتاب در اختیار بشر قرار داده است.
 بیان چنین مطالبی از زبان یک انسان، آن هم در چهارده قرنِ قبل و از میان قومی بی‌‌سواد و بی‌‌بهره‌ از علم، محال است

هرکه طالب سعادت است، چاره‌‌ای ندارد جز آنکه به دفترچه راهنمای خود مراجعه کند. این دفترچه را خالق هستی برای او فرستاده است تا از ابزار وجودی خود درست استفاده کند و از خطراتی که جسم و روح او را تهدید می‌‌‌‌‌کند، دوری گزیند

البته همان‌‌گونه که نور خورشید از شیشۀ تمیز عبور می‌‌کند، نه از خشت و گلِ تیره، نور قرآن نیز تنها در دل‌‌های پاک اثر می‌‌کند، نه در دل افراد لجباز.
 از این آیه مى‌آموزیم:
قرآن، کتابِ هدایت و راهنمای زندگی است، نه کتابی تخصصّی، آن هم برای گروهی خاص از مردم.
لذا انتظار نداشته باشیم که قرآن برای ما مسائل فیزیک یا شیمی یا ریاضی را بیان کند
ایمان به غیب

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ مِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ (بقره3﴾
 قرآن، هستی را به دو بخش تقسیم می‌ کند: یکی، جهان غیب که از حواس ما پوشیده و پنهان است؛ دیگری، عالَم محسوسات که طبیعت مادی است.
برخی انسان‌ ها، فقط هرچه را می‌ بینند و می‌ شنوند، می‌ پذیرند و می‌خواهند همه ‌چیز را از طریق حواس پنج ‌گانه درک کنند. غافل از اینکه حواس محدود ما قدرت درک همه ‌چیز را ندارد

حتی قوۀ جاذبه را که خاصیتی مادی است، با حواس نمی ‌توان درک کرد. از افتادن اشیا به‌ پایین، می ‌فهمیم که زمین جاذبه دارد. پس شناخت ما از جاذبه، از راه آثار آن است نه با درک مستقیم خود آن.
بعضی توقع دارند خدا را با چشم ببینند تا به او ایمان بیاورند، چنان ‌که قوم بنی‌ اسرائیل به حضرت موسی(ع) گفتند: لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّی نَرَی اللّهَ جَهْرَة (بقره۵۵)؛ ما به تو ایمان نمی‌ آوریم، تا آنکه خدا را آشکارا ببینیم.
 در حالی‌ که خداوند جسم نیست تا دیدنی باشد و ما از آثار باعظمت او در آفرینش، به وجود او پی می‌ بریم و به او ایمان می‌ آوریم.
افراد باتقوا و حقیقت‌جو، شناخت خود را به عالم مادی محدود نمی‌ کنند، بلکه به جهان غیب، یعنی وجود خداوند و فرشتگان و عالم آخرت که از حواس ظاهری ما پنهان هستند، ایمان دارند

ایمان و عمل، در کنار هم

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ مِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ (بقره/3﴾
البته خواندنِ نماز، به‌ تنهایی، کافی نیست، بلکه باید نماز را به‌ پا داشت؛ یعنی هم خود نماز بخوانیم و هم دیگران را به نماز دعوت کنیم؛ نماز را در اول وقت، آن هم در مسجد و به ‌جماعت بخوانیم. دراین‌صورت، نماز در جامعه به‌ پا داشته می‌ شود و جایگاه خاص خود را می‌‌ یابد.

 آن ‌ها اهل نماز و انفاق هستند. با نماز که یاد خداست، نیازهای روح و روان خود را تأمین می ‌کنند و به آرامش و اطمینان می ‌رسند و با پرداخت بخشی از درآمد خود به محرومان، نیازهای جامعه را تأمین می ‌کنند تا جامعه نیز به رفاه و آسایش دست یابد
 منظور اسلام از انفاق، محدود به کمک‌ های مالی نیست، بلکه مِمَّا رَزَقْنا (از آنچه به شما داده‌‌ایم انفاق کنید) انفاق، ثروت و قدرت و علم و نیز هرگونه امکانات و استعدادهای خدادادی را شامل می ‌‌شود.
 از این آیه مى‌آموزیم:
1 ایمان از عمل جدا نیست و مؤمن، اهل عمل صالح است.
2 آنچه داریم از خداست؛ پس بخشی از آن را برای خدا بدهیم که او نیز در دنیا و آخرت جبران می‌کند.
3 اسلام دینی جامع و برای ادارۀ جامعه است. با دستورِ نماز، ارتباط با خدا را سفارش می‌کند و با دستورِ زکات، ارتباط با مردم و توجه به نیازهای جامعه را.

پیام‌های آیه الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّارَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ (بقره3﴾
 1- ایمان، از عمل جدا نیست. در کنار ایمان به غیب، وظایف و تکالیف عملى مؤمن بازگو شده است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون»
 2- اساسى ‏ترین اصل در جهان ‏بینى الهى آن است که هستى، منحصر به محسوسات نیست. «یؤمنون بالغیب»
 3- پس از اصل ایمان، اقامه‏ نماز و انفاق از مهم‏ ترین اعمال است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون» (در جامعه‏ الهى که حرکت و سیر الى اللّه دارد، اضطراب‏ ها و ناهنجارى ‏هاى روحى و روانى و کمبودهاى معنوى، با نماز تقویت و درمان مى‏ یابد و خلأهاى اقتصادى و نابسامانى ‏هاى ناشى از آن، با انفاق پر و مرتفع مى‏ گردد.)
 4- برگزارى نماز، باید مستمر باشد نه موسمى و مقطعى «یقیمون الصّلاة» (فعل مضارع بر استمرار و دوام دلالت دارد)
5 - در انفاق نیز باید میانه‏ رو باشیم («ممّا» (مِن ما) است و یکى از معانى «مِن» بعض است. یعنى بعضى از آنچه روزى کرده ‏ایم - نه همه را - انفاق مى‏ کنند) «ممّا رزقناهم»
6- از هرچه خداوند عطا کرده (علم، آبرو، ثروت، هنر و...) به دیگران انفاق کنیم «ممّا رزقناهم ینفقون» امام صادق‏ ع: از آنچه به آنان تعلیم داده ‏ایم در جامعه نشر مى ‏دهند (بحار ج2 ص17)
7- انفاق باید از مال حلال باشد، چون خداوند رزق («رزق»، به نعمت دائمى که براى ادامه حیات طبق احتیاج داده مى‏ شود، اطلاق مى‏ گردد و قید تداوم و به اندازه احتیاج، آن را از مفاهیمِ احسان، اعطاء، نصیب، اِنعام و حظّ، جدا مى‏ کند. التحقیق فى کلمات‏ القرآن، ج‏4، ص 114) هر کس را از حلال مقدّر مى‏ کند «رزقناهم»
8 - اگر باور کنیم آنچه داریم از خداست، با انفاق کردن مغرور نمى ‏شویم.  بهتر مى ‏توانیم قسمتى از آن را انفاق کنیم. «ممّا رزقناهم»

1- ایمان به تمام انبیا و کتب آسمانى، لازم است. زیرا همه آنان یک هدف را دنبال مى‏ کنند. یؤمنون... بما اُنزل من قبلک
2- تقواى واقعى، بدون یقین به آخرت ظهور پیدا نمى‏کند. بالاخرة هم ‏یوقنون
3- احترام قرآن، قبل از کتب دیگر است. ...بما انزل الیک وما انزل من قبلک...
4- پیامبر اسلام، آخرین پیامبر الهى است. کلمه «من قبلک» بدون ذکر «من بعدک» نشانه خاتمیّت پیامبر اسلام و قرآن است

جریان رسالت در بستر تاریخ
و الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَ بِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿4بقره﴾
و آنان که بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان مى آورند و آنانند که به آخرت یقین دارند
وحی، یکی از راه‌ های شناخت است که متقین به آن ایمان دارند. همان‌ طور‌که در آیۀ قبل گفتیم، راه شناختِ انسان به حس محدود نیست و عالمی ورای عالم محسوسات وجود دارد که عقل به وجود آن گواهی می‌دهد؛ ولی از شناخت دقیق آن عاجز است. خداوند نیز با فرستادن وحی، شناخت ما را کامل می‌ سازد.
عقل می‌ گوید: خدایی هست؛ ولی وحی، صفات و ویژگی‌ های آن خدا را برای ما بیان می‌ کند.
عقل می‌ گوید: برای کیفر و پاداش انسان‌ ها، باید دادگاهی جهانی برپا شود؛
وحی می‌ گوید: قیامتی هست که چنان ویژگی‌ هایی را دارد. پس عقل و وحی مکمّل یکدیگرند و افرادِ باایمان از هر دو بهره‌ می‌ گیرند.
وحی، اختصاصی به پیامبر اسلام ندارد، بلکه سخن الهی به همۀ پیامبران می‌ رسیده است. لذا افراد باتقوا، تعصّب بی‌ جا ندارند که پیامبران قبلی را نفی کنند و فقط پیامبر اسلام را بپذیرند، بلکه به همۀ پیامبران الهی ایمان دارند و هر چه را به آنان وحی شده است، می‌ پذیرند.
همچنین، آنان مرگ را پایان کار خود نمی‌ دانند و به قیامت یقین دارند. لذا خود را در برابر گناه حفظ می‌‌ کنند و به رستگاری می رسند. رستگاری یعنی آزادشدن از خواسته‌ ها و هوس‌ های نفسانی و رشدِ صفات خوب اخلاقی.
از این آیه مى‌آموزیم:
1- ایمان به تمام کتب آسمانی لازم است، چون همۀ انبیا یک هدف داشته‌ اند.
2- راه رسیدن به سعادت و خوشبختی، دریافت هدایت الهی است. البته این هدایت، بدون تلاش به‌دست نمی‌ آید. هم علم و ایمان می‌ خواهد، هم عمل و کار نیک.

وحی ابزار شناخت
ابزار شناخت انسان، محدود به حس و عقل نیست، بلکه وحى نیز یکى از راه هاى شناخت است که متّقین به آن ایمان دارند. انسان در انتخاب راه، بدون راهنما دچار تحیّر و سرگردانى مى‏ شود. باید انبیا دست او را بگیرند و با منطق و معجزه و سیره‏ عملى خویش، او را به سوى سعادت واقعى راهنمایى کنند.
از این آیه و دو آیه قبل بدست مى‏ آید که خشوع در برابر خداوند متعال (نماز) و داشتن روحیّه ایثار و انفاق و تعاون و حفظ حقوق دیگران و امید به آینده‏ اى روشن و پاداش‏ هاى بزرگ الهى، از آثار تقوى است.
متّقین نسبت به جهان غیب ایمان دارند، که برتر از علم و فراتر از آن است.
در درونِ ایمان، عشق، علاقه، تعظیم، تقدیس و ارتباط نهفته است، ولى در علم، این مسائل نیست

 نکته های آیه
أُوْلَئِکَ عَلَى هُدىً مِّن رَّبِّهِمْ و َأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏‏ (بقره5
 پاداش اهل تقوا که به غیب ایمان دارند و اهل نماز و انفاق و یقین به آخرت هستند، رستگارى و فلاح است.
رستگارى، بلندترین قلّه سعادت است. زیرا خداوند هستى را براى بشر آفریده (خلق لکم ما فى الارض جمیعاً بقره29)
 و بشر را براى عبادت (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ذاریات56)
 و عبادت را براى رسیدن به تقوا (اعبدوا ربّکم... لعلکم تتقون بقره21)
و تقوا را براى رسیدن به فلاح و رستگارى. (واتقوا اللَّه لعلکم تفلحون مائده100)
در قرآن، رستگاران ویژگى‏ هاى دارند؛ از جمله:
الف: در برابر مفاسد جامعه، به اصلاحگرى مى ‏پردازند (آل‏ عمران104)
ب: امر به معروف و نهى از منکر مى ‏کنند. (آل‏ عمران104)
ج: علاوه بر ایمان به رسول خدا، او را حمایت مى ‏کنند.(اعراف157)
د: اهل ایثار هستند (حشر9)
ه: در قیامت از حسنات، میزانِ سنگین دارند (اعراف 8)
رستگارى، بدون تلاش به دست نمى‏ آید و شرایط و لوازمى دارد
از آن جمله در قرآن به موارد ذیل اشاره شده است:
براى فلاح و رستگارى، تزکیه لازم است. قد افلح من زکّاها (شمس9)
براى فلاح و رستگارى، جهاد لازم است. «جاهدوا فى سبیله لعلکم تفلحون (مائده35)
براى فلاح و رستگارى، خشوع در نماز، اعراض از لغو، پرداخت زکات، پاکدامنى، عفت، امانتدارى، وفاى به عهد و پایدارى در نماز، لازم است.

پیام‌‌های آیه

أُوْلَئِکَ عَلَى هُدىً مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (بقره5﴾»
1- هدایتِ خاص الهى، براى مؤمنان واقعى تضمین شده است «هدًى‏ من ‏ربّهم»
2- ایمان وتقوا، انسان را به فلاح ورستگارى مى‏رساند «للمتقین، یؤمنون، المفلحون»

«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ سَوآءٌ عَلَیْهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ‏ (بقره6)
«کفر»، به معناى پوشاندن و نادیده گرفتن است. به کشاورز و شب، کافر مى‏ گویند. چون کشاورز دانه و هسته را زیر خاک مى‏ پوشاند و شب فضا را در برمى‏ گیرد.
کفران نعمت نیز به معنى نادیده گرفتن آن است. شخص منکر دین، به سبب اینکه حقایق و آیات الهى را کتمان مى‏ کند و یا نادیده مى ‏گیرد، کافر خوانده شده است.
قرآن، بعد از متّقین، گروهى از کفّار را معرّفى مى‏ کند. آنها که در گمراهى و کتمانِ حقّ، چنان سرسختند که حاضر به پذیرش آیات الهى نیستند و در برابر دعوت پیامبران، زبان قال و حالشان این بود:
«سواء علینا أوَعَظتَ ام لم تکن من الواعظین» (شعراء، 136) براى ما وعظ و نصیحت تو اثرى ندارد، فرقى ندارد که پند دهى یا از نصیحت دهندگان نباشى.
اگر زمینه مساعد و مناسب نباشد، دعوت انبیا نیز مؤثّر واقع نمى‏ شود.
باران که در لطافت طبعش، خلاف ‏نیست‏
در باغ لاله روید و در شوره‏زار، خَس‏
پیام‌های آیه:
لجاجت و عناد و تعصّب جاهلانه، انسان را جماد گونه مى‏ کند. «سواء علیهم»
روش تبلیغ براى کفّار، انذار است. اگر انذار و هشدار در انسان اثر نکند، بشارت و وعده ‏ها نیز اثر نخواهند کرد. «سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تُنذرهم»
انتظار ایمان آوردنِ همه‏ مردم را نداشته باشید. «...لا یؤمنون»  آیه‏ ى 103 یوسف مى ‏فرماید: و ما اکثر النّاس و لو حَرصتَ بمؤمنین هر چند آرزومند و حریص باشى، بسیارى از مردم ایمان نخواهند آورد.

نکته‌های آیه:
خَتَمَ اللَّهُ عَلَى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى‏ أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (بقره7)
مهر بدبختى که خداوند بر دل کفّار مى ‏زند، کیفر لجاجت‏ هاى آنان است. چنانکه مى‏ خوانیم: «یطبع اللَّه على کلّ قلب متکبّر جبّار» (غافر، 35) خدا بر دل افراد متکبّر و ستم‏ پیشه، مهر مى‏ زند. و در آیه 23 سوره جاثیه نیز مى‏ خوانیم: خداوند بر دل کسانى که با علم و آگاهى به سراغ هواپرستى مى‏ روند مهر مى ‏زند. بنابراین مهر الهى نتیجه انتخاب بدِ خود انسان است، نه آنکه یک عمل قهرى و جبرى از طرف خدا باشد.
مراد از قلب در قرآن، روح و مرکز ادراکات است.
سه نوع قلب را قرآن معرّفى مى‏ کند:
1. قلب سلیم، 2. قلب منیب، 3. قلب مریض.
ویژگى‏هاى قلب مریض‏
‏الف: قلبى که از خدا غافل است و لایق رهبرى نیست لاتطع من اغفلنا قلبه (کهف28)
ب: دلى که دنبال فتنه و دستاویز مى‏ گردد فامّا الّذین فى قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة (آل‏ عمران،7)
ج: دلى که قساوت دارد جعلنا قلوبهم قاسیة (مائده13)
د: دلى که زنگار گرفته است بل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون (مطففین14)
ه: دلى که مُهر خورده است طبع اللّه علیها بکفرهم (نساء155)
ویژگى قلب منیب‏
‏قلب منیب، آن است که بعد از توجّه به انحراف و خلاف، توبه و انابه کرده و به سوى خدا باز گردد. ویژگى بارز آن تغییر حالات در رفتار و گفتار انسان است.
خداوند در آیات قرآنى، نه ویژگى براى قلب کفّار بیان کرده است:
الف: انکار حقایق. «قُلوبُهم مُنکِرة» (نحل،22)
ب: تعصّب. «فى قلوبهم الحَمیّة» (فتح،26)
ج: انحراف و گمراهى. «صَرفَ اللّه قُلوبهم» (توبه،127)
د: قساوت و سنگدلى. «فَویلٌ لِلقاسیَة قلوبهم» (زمر، 22)
ه : موت. «لاتَسمعُ المَوتى» (روم، 52)
و: آلودگى و زنگار. «بَل رانَ على قلوبهم» (مطففین، 14)
ز: مرض. «فى قلوبهم مَرض» (بقره، 10)
ح: ضیق. «یجعلْ صَدره ضَیّقاً» (انعام، 125)
ط: طبع. «طَبع اللّه علیها بکفرهم» (نساء، 155)
قلب انسان، متغیّر و تأثیرپذیر است. لذا مؤمنان این چنین دعا مى‏ کنند: ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا (آل ‏عمران8) خدایا! دلهاى ما را بعد از آنکه هدایت نمودى، منحرف مساز.
امام صادق : این (آیه) را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و درامان ندانید.(تفسیر نورالثقلین)
پیام‌های آیه:
1- درک نکردن حقیقت، شاید بالاترین کیفرهاى الهى است. «ختم اللَّه على قلوبهم»
 2- کفر و الحاد، سبب مهر خوردن دل ها و گوش ‏هاست. «الذین کفروا... ختم اللَّه»
 3- در اثر پافشارى بر کفر، امتیازات اساسى انسان (درک حقایق و واقعیّات) سلب مى ‏شود. «الّذین کفروا... ختم اللَّه»
 4- کیفر الهى، متناسب با عمل ماست. «الّذین کفروا... ختم اللَّه»
 آرى، جزاى کسى که حقّ را فهمید و بر آن سرپوش گذاشت، آن است که خدا هم بر چشم، گوش، روح و فکرش سرپوش گذارد. در واقع انسان، خود عامل بدبختى خویش را فراهم مى ‏کند
 امام رضاع: مُهر خوردن، عقوبت کفر آنهاست. (تفاسیر نورالثقلین و کنزالدقائق)

نفاق؛ میانۀ کفر و ایمان
وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ مَا هُم بِمُؤْمِنِینَ (بقره8)
و برخى از مردم مى‏گویند ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‏ایم ولى گروندگان [راستین] نیستند

قرآن، که کتاب هدایت است، ویژگی ‌های مؤمنان و کافران و منافقان را برای ما بیان می ‌کند تا هم بفهمیم خود از کدام گروه هستیم، هم دیگران را بشناسیم و بتوانیم به ‌گونه‌ ای مناسب با آنان رفتار کنیم.
 از آغاز سورۀ بقره تا اینجا، چهار آیه، مؤمنان را و دو آیه، کافران را معرفی کرده است
این آیه و آیات بعد که سیزده آیه می‌ شود، گروه سومی را معرفی می‌ کند که نه نورانیت گروه اول را دارند و نه جسارت و صراحت گروه دوم را؛ نه در دل، ایمان دارند و نه به زبان، اظهار کفر می‌ کنند. اینان، منافقان ترسویی هستند که کفر درونی خود را پنهان می‌ کنند و در ظاهر، ادعای اسلام‌ داشتن می‌ کنند.
 پس از هجرت پیامبر اسلام(ص) از مکه به مدینه و شکستِ سخت مشرکان از مسلمانان در جنگ بدر، برخی مردم مکه و مدینه با آنکه در دل، اعتقادی به اسلام نداشتند، برای حفظ جان و مال خود یا برای رسیدن به موقعیت و مقامی در میان مسلمانان، به‌‌ ظاهر اسلام آوردند و خود را هم‌ رنگ دیگران ساختند
روشن است که آن‌ ها، این شهامت را نداشتند که همانند دیگر کفّار، کفر خود را اظهار کنند تا صف آن‌ ها از مؤمنان جدا گردد.
 نفاق و دورویی، پدیده‌ ای است که همۀ انقلاب‌ ها با آن رو به‌ رو هستند و نباید تصور کرد همۀ کسانی که اظهار همراهی و همگامی می‌ کنند، در دل نیز چنین تعهدی دارند. چه بسا افرادی که ظاهری اسلامی دارند، اما در باطن به اسلام ضربه می‌ زنند.
از این آیه مى ‌آموزیم:
1. ایمان، امری قلبی است، نه زبانی. پس برای شناخت افراد، فقط به گفته‌های آن‌ها بسنده نکنیم.

نکته‌های آیه:
منافق، همانند موش صحرایى است که براى لانه ‏اش دو راه فرار قرار مى‏ دهد، یکى از آن دو را باز مى ‏گذارد و از آن رفت و آمد مى‏ کند و دیگرى را بسته نگه مى ‏دارد. هر گاه احساس خطر کند با سر خود راه بسته را باز کرده و مى ‏گریزد. نام سوراخ مخفى موش «نافقاء» است که کلمه منافق نیز از همین واژه گرفته شده (قاموس و مفردات)
گرچه مراد از نفاق در این آیات، کفر در دل و اظهار ایمان است، ولى در روایات نفاق، داراى معناى گسترده ‏اى است که هرکس زبان و عملش هماهنگ نباشد، سهمى از نفاق دارد
در حدیث مى ‏خوانیم: اگر به امانت خیانت کردیم و در گفتار دروغ گفتیم و به وعده ‏هاى خود عمل نکردیم، منافق هستیم گرچه اهل نماز و روزه باشیم. (سفینةالبحار، ج‏2، ص‏605)
نفاق، نوعى دروغِ عملى و اعتقادى است و ریاکارى نیز نوعى نفاق است.(تفسیر نمونه

آیات پایانی سوره بقره (286)
1-
خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانائیش تکلیف نمى‏کند (لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها). تمام احکام با همین آیه تفسیر و تقیید مى‏گردد، و به مواردى که تحت قدرت انسان است اختصاص مى‏یابد.
هر کار (نیکى) انجام دهد براى خود انجام داده و هر کار (بدى) کند به زیان خود کرده است (لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ)
آیه فوق با این بیان مردم را به مسؤولیت خود و عواقب کار خویش متوجه مى‏سازد و بر افسانه جبر و اقبال و طالع و موهومات دیگر از این قبیل خط بطلان مى‏کشد

 آیات پایانی سوره بقره (286)
2- و به دنبال این دو اصل اساسى (تکلیف به مقدار قدرت است و هر کس مسؤول اعمال خویش است) از زبان مؤمنان هفت درخواست از درگاه پروردگار بیان مى‏کند که در واقع آموزشى است براى همگان که چه بگویند و چه بخواهند نخست مى‏گوید:
پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم یا خطا نمودیم ما را مؤاخذه مکن (رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا). بنابراین فراموشکاریهایى که زاییده سهل‏انگارى است قابل مجازات است.
آنها چون مى‏دانند مسؤول اعمال خویشند لذا با تضرعى مخصوص، خدا را به عنوان «رب» و کسى که لطف خاصى در پرورش آنان دارد مى‏خوانند و مى‏گویند:

زندگى به هر حال خالى از فراموشى و خطا و اشتباه نیست ما مى‏کوشیم به سراغ گناه عمدى نرویم، اما خطاها و لغزشها را تو بر ما ببخش!

آیات پایانی سوره بقره (286)
3- سپس به بیان دومین درخواست آنان پرداخته مى‏گوید: «پروردگارا! بار سنگین بر دوش ما قرار مده آن چنانکه بر کسانى که پیش از ما بودند (به کیفر گناهان و طغیانشان) قرار دادى

(رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا).
در سومین درخواست مى‏گویند: «پروردگارا! مجازاتهایى که طاقت تحمل آن را نداریم براى ما مقرر مدار

(رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ) این جمله ممکن است اشاره به آزمایشهاى طاقت فرسا یا مجازاتهاى سنگین دنیا و آخرت و یا هر دو باشد

آیات پایانی سوره بقره (286)
4- و در چهارمین و پنجمین و ششمین تقاضا مى‏گویند: «ما را ببخش و گناهان ما را بپوشان و مشمول رحمت خود قرار ده» (وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا)

و بالأخره در هفتمین و آخرین درخواست مى‏گویند: «تو مولى و سرپرست مائى، پس ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان» (أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ)

نکته‏ ها:
(تفسیر نور، ج‏1، ص: 462 با اندکی تصرف و اضافات)
گاهى منشا فراموشى، سهل انگارى خود انسان است که قابل مؤاخذه مى‏ باشد.
چنان که خداوند مى‏ فرماید:
«کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسِیتَها وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسى‏» طه126
آن‏ چنان که آیات ما بر تو آمد و تو آنها را فراموش کردى، همانگونه امروز نیز تو به فراموشى سپرده مى‏ شوى.
لذا در این آیه از فراموش‏کارى در کنار خطا کارى، طلب آمرزش مى ‏شود.
در ضمن از مجازات ‏هاى سنگین که در اثر طغیان و فساد امّت ‏هاى پیشین بر آنها تحمیل شد، درخواست عفو مى‏ شود
در این آیه انسان تمام مراحل لطف را از خداوند مى ‏خواهد:
مرحله اوّل عفو است که محو آثار گناه و عقاب است.
مرحله دوّم مغفرت و محو آثار گناه از روح است
و مرحله سوّم بهره‏ گیرى از رحمت پروردگار و پیروزى بر کافران مى ‏باشد.
لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها در آیات دیگر نیز فرموده است:
ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ «حج78» خدا در دین برای شما سختی قرار نداده است!
و یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ «بقره185» خدا برای شما آسانی را می خواهد
پیامبر اسلام ص: من‏ به دین آسان و سهل مبعوث شده‏ ام.
پیام ها:
1- تکالیف الهى، بیش از توان انسان نیست. لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها اسلام، دینِ آسانى است، نه سخت‏گیرى.
2- اعمال ما آثارى دارد که بازتابش به خود ما برمى‏ گردد. لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ
3- انسان، آزاد و صاحب اختیار است. لَها ما کَسَبَتْ
4- انجام یا ترک دستورات الهى، سود وضررش براى خود ماست. وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ
5- کسانى که مى ‏گویند: سَمِعنا واطعَنا و سراپا عادل و متّقى هستند، بازهم از خطا و نسیان‏هاى خود نگرانند و دعا  مى ‏کنند. ان نسینا او أخطأنا
6- به تاریخ گذشتگان و حوادث تلخ آنان بنگریم تا درس عبرت گرفته و به خدا پناه ببریم. کما حَمَلتْه على الّذین من قبلنا
7- آداب دعا آن است که ابتدا به ضعف خود اقرار کنیم؛ «لا طاقة لنا» سپس به عظمت خداوند گواهى دهیم؛ أَنْتَ مَوْلانا آنگاه خواست خود را مطرح کنیم. وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا
8 - پیروزى اسلام بر کفر، خواسته دائمى مؤمنان است. فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ «وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا»

آیت الکرسی
اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْحَیُّ اَلْقَیُّومُ لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ لَهُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ مَنْ ذَا اَلَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّٰ بِمٰا شٰاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ لاٰ یَؤُدُهُ حِفْظُهُمٰا وَ هُوَ اَلْعَلِیُّ اَلْعَظِیمُ  ﴿۲۵۵بقره﴾

آیة الکرسی میفهماند که خداوند نه تنها مالکِ عالَم و عالِم به تمام مملوکهای خود است، بلکه سراسر هستی با همه ی مخلوقاتش، تحت سلطه و قدرت اوست
و مردم قدرت نامحدود خالق را با قدرت مخلوق مقایسه نکنند.
توجّه به قدرت نامحدود خداوند، در روح مؤمن آرامش ایجاد میکند و مؤمن با آن خویشتن را در مصونیّت و امان مییابد

توحید نشانه بندکی و مسلمانی هر مسلمان است و باید بپذیریم که جز الله معبودی وجود ندارد و او را بندگی و اطاعت کنیم و از دستورات مخالف دستورات او پیروی نکنیم.
اوست که زنده است و زنده ماندن افراد به دست اوست و قبل از هر موجودی زنده بوده و بعداز آن هم زنده خواهد بود و پابرجاست
وابسته به دیگران نیست و نیازی به وجود بقیه و عبادت بقیه موجودات ندارد بلکه اطاعت از او سبب رشد ما خواهد شد.
هرگز به خواب نمیرود و برهمه یندگان خود در تمام لحظات نظاره دارد
انچه که در زمین و اسمان وجود دارد و ما از ان بهره میبریم مخلوق خدا و از آن خدا هستند و همه انها با نظمی که دارند دال بر وجود ناظم و آفریننده ای دارند که با قدرت خود اینچنین منظم آنها را آفریده است.

و از نشانه های وجود پروردگارند اگر در انها تامل و تفکر کنیم و مالک اصلی انها خداوند است.
شفاعت در روز قیامت برای افراد با ایمان و صالح است و البته انها هم تا سزوار شفاعت و بخشیده شدن نباشند خداوند اجازه شفاعت از انها را به ائمه و پیامبران و شهدا نمیدهد و انها اذن شفاعت را از او دارند.
خداوند از درون سینه ها خبر دارد و از رازهای پنهانی و آشکار با خبر است
علم روز قیامت و اندازه هر چیزی را میداند.
در حالی که علم ما انسانها محدود است، اسرار را نمیدانیم، مگر آن قسمتی را که خداوند اراده کند و اجازه دهد.
مراد از عرش، علومی از خداوند است که انبیا و رسل را به آنها آگاه کرده است ولی کرسی، علومی هستند که آنها را هیچ کس نمیداند.
برخی کرسی را کنایه از قدرت و حکومت خدا میدانند که آسمانها و زمین را در برگرفته است با آنکه جهان بس وسیع است و زمین نسبت به آن همچون حلقه انگشتری در بیابان، ولی با همه اینها حفظ و نگهداری آنها برای خداوند سنگین نیست

هر یک از صفات خدا : قَیّوم، حَیّ، علیم، قَدیر و عظیم، نقش سازنده ای در تربیت انسان دارد.
زیرا بهترین مکتب آن است که به پیروان خود امید و عشق بدهد، سرنوشت و آینده آنان را روشن کند و پیروانش نیز بدانند که هر لحظه زیر نظر هستند، لغزشهایشان قابل عفو است و حاکم آنان مهربان است

خلاصه آنکه خدایی سزاوار پرستش است که زنده و پابرجا و نستوه باشد، گرفتار ضعف و خستگی و دچار خواب و چرت نگردد، احدی بدون اراده او قدرت انجام کاری را نداشته باشد
همه چیز را بداند و بر همه چیز احاطه و تسلّط داشته باشد.
این چنین خدایی میتواند معبود و محبوب باشد و به چنین خدایی میتوان توکّل کرد و عشق ورزید و به او امیدوار بود.
خدایی که قرآن اینگونه معرفی میکند، با خدای انجیل و تورات تحریف شده قابل مقایسه نیست آن کسانی که در بن بستهای تنگ و تاریک نظام مادّی جهان گرفتار شده اند، چگونه میاندیشند؟ الحمدللّه الّذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا ان هدانا اللّه
کپی تفسیر نور

لاٰ إِکْرٰاهَ فِی اَلدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقىٰ لاَ اِنْفِصٰامَ لَهٰا وَ اَللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ  ﴿۲۵۶﴾بقره

در دین اسلام هیچ اکراه و اجباری نیست برای ایمان اوردن افراد و انسان مختار است و خداوند از پیامبر خود میخواهد تا بگذارد افراد به میل خود به سمت دین روی آورند.
زیرا خداوند به وسیله نشانه های خود راه درست از نادرست را نشان داده پس کسی که به طاغوت و حاکمان ظالم پشت کند و به خدا ایمان داشته باشد پس باید به ریسمان الهی که هرگز گسسته نمیشود چنگ بزند و خداوند شنوا و داناست.

نڪات ناب آیہ
۱_هیچ کراهتی در پذیرش دین الهی وجود ندارد.
۲_راه درست از نادرست باز شناختہ شده است.
۳_ایمان بہ خدا داشتہ باشید و ریسمان الهی که اطاعت از معصومین و راهنمایان الهی است چنگ بزنید
۴_خداوند شنوا به گفتار ما و دانای به اعمال ماست

اَللّٰهُ وَلِیُّ اَلَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ اَلظُّلُمٰاتِ إِلَى اَلنُّورِ وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیٰاؤُهُمُ اَلطّٰاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ اَلنُّورِ إِلَى اَلظُّلُمٰاتِ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ  ﴿۲۵۷﴾بقره
خداوند سرور کسانى است که ایمان آورده‏اند آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى به در مى‏برد و[لى] کسانى که کفر ورزیده‏اند سرورانشان [همان عصیانگران=] طاغوتند که آنان را از روشنایى به سوى تاریکیها به در مى‏برند آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند

 تفسیر  کوتاه آیہ
خداوند سرپرست و راهنمای کسانے است ڪہ ایمان در قلبهایشان وارد شده و یقین بہ وجود خداذو معاد دارند و چون خدا را ناظر بر اعمال خود مے بینند به سمت گناه نمے روند  آنها را از ظلمات (جهل و نادانی و گمراهے و بی ایمانے)به سمت نور(دانایے،ایمان به خدا)راهنمایے کرده و انها را از تاریکیها دور میگرداند .
 ڪسانے که کفر مے ورزند و حقیقت ایمان را پنهان می سازند دوستان و سرپرستشان طاغوت است ڪه انها را از نور خدا دور ڪرده و به سمت تاریکیهایی که گفتبم مےبرد

هیچگاه بدون درک شرایط دیگران ، در مورد آنها قضاوت نکنیم.
داستان و تطابقش با ایه قران
مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند.
بچه ها شیطنت و سر و صدا می کردند و مرد هم در فکر فرو رفته بود.
مردم با هم پچ پچ می کردند و می گفتند عجب پدر بی ملاحظه ایست و بچه هایش را آرام نمی کند!
بالاخره یک نفر بلند شد و به مرد گفت: چرا بچه هایت را آرام نمیکنی ؟
مرد گفت الان از بیمارستان می آییم و مادر بچه هایم فوت کرده.
درفکرم که چطور این خبر را به بچه ها بدهم!
در این لحظه بود که مردم بجای غر و لند ، شروع به بازی کردن با بچه ها و سرگرم کردنشان شدند و مرد باز در غصه هایش غرق شد ...

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ اَلْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ اَلنّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اَللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً  ﴿۱۰۵نسا﴾
ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا میان مردم به [موجب] آنچه خدا به تو آموخته داورى کنى و زنهار جانبدار خیانتکاران مباش

نکات اخلاقی ایه ۶۲مومنون

وَ لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَیْنَا کِتَابٌ یَنطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لَا یُظْلَمُونَ ﴿62﴾
و هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‏کنیم و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‏گوید و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت
۱_ خداوند براساس وسع و توان هرکس از او عمل میخواهد
۲_ کتاب قران حق است و همه دستورات ان حق هستند پس به دستورات ان عمل کنیم
۳_ خداوند به کسی در هنگام رسیدگی به اعمال کمترین ظلمی نخواهد کرد.

تمثیلات ،نکات ناب
یڪ پلڪان را در نظر بگیرید.
اگر ده تا پلہ داشتہ باشد و از آن بالا بروید.
اگر به عقب بازگردید یا به هر دلیلی از ان سقوط  ڪنید .همه استخوانهایتان خواهد شڪست.
ایمان هم ده پلہ یا درجہ داره  ڪہ هرچہ بیشتر از ان بالا روید اگر دوباره به عقب بازگردید سقوط خواهید ڪرد.ووظیفه هرکس باتوجہ بہ میزان ایمان اوست.
خداوند مے فرماید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اَللّٰهِ أَتْقٰاکُمْ  ﴿۱۳حجرات﴾

چشم نداشتن به مردم

و لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى‏ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ
زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقَى‏
هرگز به متاعى که ما به گروهى از آنها داده‏ایم، چشم مدوز که این شکوفه و جلوه‏ى زندگى دنیاست و ما مى‏خواهیم تا آنها را در آن بیازمائیم و به یقین روزىِ پروردگارت بهتر و پایدارتر است
امام صادق علیه السلام :
 هر کس چشم به دست مردم داشته باشد، غم او طولانى گردد و غیظش باقى ماند.
گرچه قرآن کریم، مال دنیا را خیر و  فضل و  زینت مى‏داند و بهره ‏مندى از آن را حلال و مجاز مى‏شمارد،
 لیکن دلبستگى شدید به آن را مذمّت مى‏کند.
چرا که زندگى دنیا مثل یک غنچه، عمرى کوتاه دارد و با یک نسیم از بین مى‏رود.
تفسیر نور
فرزند من! دنیا را به منزله پلی بگیر، پلی بر نهری که وقتی از آن عبور کردی و ترکش گفتی، دیگر تا آخر عمرت به آن پل رجوع نمیکنی. میبینی امروز که گذشت، دیگر گذشت که گذشت.


فکر و یاد مرگ
یاد مرگ انسان ساز و زمینه اصلاح و  تربیت است
چون مشخص نیست که هر کدام از ما چقدر عمر می‌ کنیم!!!
پس نمی‌ توانیم بگوییم که در آخر عمر توبه می‌ کنیم. چون آخر خط هیچ کدام از ما معلوم نیست
مسأله مهم دیگر اینکه:
خط فکری قابل تغییر و برگشت است،
اما خصلت‏ ها را نمى ‏شود، برگرداند. آدمى که عمرى کج رفته است، یک باره نمى‏ تواند عوض شود.
 قرآن : مشرکین روز قیامت هم دروغ مى‏ گویند:‏ وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا کُنَّا مُشْرِکِینَ (انعام23)
سوگند به خدا! پروردگارمان، ما هرگز مشرک نبوده‏ ایم.
اما وقتى پرده ‏ها کنار مى ‏رود:
و َإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ (تکویر10)
آنجا دیگر نمى ‏شود کتمان کرد.
آدم وقتى معتاد به گناه شد دست کشیدن از آن مشکل است.

اعتدال یا نفاق؟
منافقین، افرادی دو چهره هستند
همیشه طوری حرف می‌زنند که طرفین قضیه برایشان قابل توجیه باشد
نفاق یعنی همین. همیشه بین حق و باطل حرکت می‌کنند،
نه حق صرف و نه باطل صرف. مُّذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذَلِکَ لاَ إِلَی هَؤُلاء وَ لاَ إِلَی هَؤُلاء (نساء143)
اگر باد این طرف آمد خودشان را می‌اندازند در زمین حق و می‌گویند:
 الم نکن معکم؟ مگر ما با شما نبودیم؟
 اگر باد آن طرف آمد می‌گویند:
 ما هم به اینها گفتیم این کارها را نکنند ولی گوش ندادند. گفتیم جنگ را رها کنید. خرمشهر را پس گرفتید بس است اما گوش ندادند.
منافقین افرادی فرصت طلب هستند.
در واقع دنبال منافع خودشانند.
زود رنگ عوض می‌کنند و خودشان را با شرایط تطبیق می‌دهند. این از خواص نفاق است

انسان جانشین خدا در زمین
وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَ مَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (نور55)
خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده ‏اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد
همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند
و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند
وعده ای که خدا میدهد تخلفی در آن نیست همانطور که از نام علی(ع) به صراحت نام نبرده ولی نشانه ای از ولی مومنین در اقامه نماز و ایتای زکوه می دهد
و یا در آیه ای دیگر شب لیله المبیت را و خوابیدن حضرت به جای پیامبر برای رضایت و خوشنودی خدا اشاره می کند
در مورد امام مهدی هم آیه فوق را به مظلومان وعده می دهد

تشبیه انسان به حیوان
حیوانات با غریزه به خوبی مسیر صحیح زندگی خود را می یابند.
 تا آنجا که حتی حیوانی که نماد بلاهت است (حمار) ، اگر یک دفعه راهی را اشتباه برود، این اشتباه را تکرار نمی کند.
 در چنین موقعیتی به انسانی که یک اشتباه را هزار بار تکرار کرده و باز هم مرتکب آن می شود و از عقل خود هیچ استفاده ای نمی کند؛ نمی توان گفت تو از حیوان گمراه تری؟ (واژه قرآنی اضل به معنای گمراهی  است نه اذل به معنای پستی)
إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلاً (۴۴ فرقان) که آنها جز به مانند حیوانات نیستند بلکه روش آنان گمراهانه ‏تر است.
یا آیا نمی توان گفت بدترین موجود، موجودی است که بهترین ابزارهای ادراکی را دارد، ولی از آنها استفاده نمی کند؟
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ (۲۲ انفال)
همانا بدترین جنبندگان نزد خدا کران لالند که تعقل نمى‏ کنند.
در این موارد آنچه زشت است، واقعیتی می باشد که قرآن آن را گزارش کرده و بدون کمترین اغراق یا خلاف گویی، نشانش می دهد.
نه آنکه سخن قرآن زشت باشد.

آیا قرآن به کفار توهین کرده است؟ (2)
قرآن به مومنان دستور می دهد که از فحش به کفار پرهیز کنند:
وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه (۱۰۸ انعام) شما مؤمنان به آنان که غیر خدا را مى‏ خوانند دشنام مدهید.
و همیشه استفاده نمودن از زبان نرم را توصیه نموده است، تا آنجا که حتی به حضرت موسی(ع) می گوید، با فرعون متکبر به نرمی سخن بگوید:
فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى‏ (۴۴طه)
اما بنرمى با او سخن بگویید شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد.
و رمز موفقیت پیامبر مکرم اسلام (ص) در جذب قلوب، نرم خویی او بوده است:
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ (۱۵۹ آل عمران)
به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى!
و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى ‏شدند.

  شباهت پیری با کودکی
و َمَن نُّعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ
هر کس را طول عمر دهیم در آفرینش واژگونه می کنیم {و به ناتوانی کودکی باز می گردانیم} آیا اندیشه نمی کنند؟
یس ۶۸
پیام آیه :‌
برگذشت عمر چاره ای نیست و از عوارض پیری ناتوانی است، پس قدر جوانی و فرصت ها را بدانیم.

وظایف آمران به معروف و ناهیان از منکر
از آیات قرآن استفاده مى‏ شود که کسانى در امر به معروف موفق‏ ترند که :
1. اهل توبه و سجده و رکوع و قیام باشند. (توبه112)
2. هرگز توقع مادى از مردم نداشته باشند.(هود29)
3. گفتار و بیانشان؛
الف: حق و دلپسند باشد؛ «اِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّب» (فاطر10)
ب: به بهترین بیان باشد؛ مخاطب مسلمان باشد یا غیرمسلمان؛ «قُولُوا لِلِنّاسِ حُسْناً» (بقره83)
در قرآن، از ناسزاگفتن به مشرکین نهى شده است؛ زیرا آنان نیز ممکن است به مقدسات ما ناسزا بگویند؛ «لاتَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّه عَدْواً» (انعام108)
4. سخنشان منطقى باشد؛ در سراسر قرآن، کلمات برهان و بینّه بارها به چشم مى‏ خورد؛ حتّى از کفار مى ‏خواهد تا اگر منطقى دارند، عرضه کنند.(بقره111)
5. از تحقیر دیگران بپرهیزند و به خاطر انجام منکر توهینى نکنند.
6. از کلمات عاطفى، نرم و محبّت‏آور استفاده کنند.
قرآن، انبیا را برادر مردم معرفى مى ‏کند (شعراء142) و این تعبیر، بهترین اهرم براى جذب مردم است
خداوند به موسى و هارون‏ مى‏ فرماید، هنگامى که نزد فرعون رفتید، با او به نرمى سخن بگوئید (طه44)

تطابق حرف و عمل
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف2)
ﺍﻯ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ! ﭼﺮﺍ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﻣﻰ  ﮔﻮﻳﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﻰ  ﻛﻨﻴﺪ ؟
کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ
ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﻮﺟﺐ ﺧﺸﻢ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﻰ  ﻛﻨﻴﺪ (3) 
کسی که حکومت ، مسئولین و دیگران را بدلیل عدم رعایت عدالت و ستم محکوم و سرزنش میکند باید خود در کارهایش عدالت را رعایت و بر خدا و مردم ظلم و ستم نکند.
روایات : کسی که از عدالت سخن بگوید ولی عادل نباشد بیشترین حسرت را در قیامت  خواهد خورد.
حضرت عیسی (ع) : کسی که نزد مردم به علم معروف باشد ولی به عمل معروف نباشد شقی ترین مردم است.
امام صادق (ع) : کسی که کارهایش تایید کننده ی گفتارش نباشد، عالم نیست. التماس تفکر و عمل

با عمل خود، مردم را دعوت کنیم
در قرآن، بارها از کسانى که مردم را به حق دعوت مى ‏کنند، ولى خود را فراموش کرده‏ اند، انتقاد شدید شده است
لِمَ تَقُولُونَ ما لاتَفعَلون (صف2)
 در روایات مى ‏خوانیم: با عمل خود مردم را به راه حق دعوت کنید کونوا دعاة الناس باعمالکم (بحارالانوار،ج‏5،ص‏198)
 براى مثال مسؤولان مملکتى باید در صف اول نماز جمعه و جماعات حاضر باشند، تا نمازخانه‏ ها و مساجد پر شود.
 پیام ها 
1. ایمان باید با عمل و صداقت همراه باشد وگرنه مستحقّ سرزنش و توبیخ است. (تمام آیه)
2. قبل از این که انتقاد کنید، به بیان نقاط مثبت بپردازید. شما که ایمان دارید، چرا عمل نمى ‏کنید؟ «یا ایها الّذین آمنوا... لِمَ... لا تفعلون»
3. یکى از روش‏هاى تربیت، توبیخ بجا و به موقع است. «لم تقولون ما لا تفعلون»
4. وفاى به عهد، واجب و خلف وعده، از گناهان کبیره است.  «کبر مقتاً»
5. چه زشت است که تمام هستى در حال تسبیح خداوند باشند، «سبّح للّه» ولى انسان با سخنان بدون عمل، خداوند را به غضب آورد. «کبر مقتاً عند اللّه»
6. گفتار بدون عمل، خطرناک است. «کبر مقتاً عند اللّه ان تقولوا ما لاتفعلون» (کلمات «کبر»، «مقتاً» و «عنداللّه»، نشان از خطرناک بودن موضوع است)
7. اگر امروز کار شما با وعده ‏ها و شعارهاى دروغین حل شود، اما نزد خداوند وضع خطرناکى خواهید داشت. «کبر مقتاً عند اللّه...»

عالم بی عمل
 آنهایی که حرف از دین خدا می زنید،
 توبه ی اساسی از گناهان به خاطر آن است که مبادا کسی روز قیامت بگوید : ای افسوس بر من از کوتاهی ها که در اطاعت خدا کردم و رسولان او را استهزاء گرفتم.
 امام باقر (ع) فرمود :
از همه مردم متاسف تر در روز قیامت کسانی هستند که حق و عدالت را به مردم آموختند سپس خودشان مخالف عمل کردند.
این همان چیزی است که خداوند فرموده:
 أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللَّهِ و َإِن کُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ
ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺁﻧﻜﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﮕﻮﻳﺪ :
ﺩﺭﻳﻎ ﻭ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺑﺮ ﺍﻫﻤﺎﻝ ﻛﺎﺭﻯ ﻭ ﺗﻘﺼﻴﺮﻯ ﻛﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺪﺍ ﻛﺮﺩم ، ﻭ ﺑﻰ ﺗﺮﺩﻳﺪ [ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﺣﻜﺎم ﺍﻟﻬﻰ ﻭ ﺁﻳﺎﺕ ﺭﺑﺎﻧﻰ] ﺍﺯ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩم (زمر۵۶)

بازتاب اعمال
کارهای خیر بازتاب خیر دارد، در کارهای شر بازتاب شر دارد.
آدم هر چه بکارد همان برای او می‌روید. بد نکاریم، حاصل ما بد می‌شود.
 خوب بکاریم حاصل ما خوب خواهد شد.
این آیه ی انتهایی سوره ی زلزال
فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ *
 وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ
 اختصاص به آن‌جا ندارد.
همین جا هم عمل عکس العمل دارد.
 یک قانون علمی است، در فیزیک مطرح است که عمل عکس العمل دارد.
عملگرایی (لَا یَعقِلون) 1
آنان که از دیدگاه قرآن از عقل خود استفاده نمی کنند
انسانهایی در طول تاریخ بر این اندیشه بودند که با عقل بشری میتوان راه زندگی را پیمود و بدون نیاز به انجام دستورات الهی به خوشبختی و سعادت واقعی رسید
اما از دیدگاه قرآن اینان کسانی هستند که از عقل شان استفاده نکرده اند و نابخرداند.
در زیر آیات فوق به ترتیب سور قرآن بررسی میشود.
 ۱- عدم پیروی از دستورات و فرامین خداوند
۲-  پیروی کورکورانه از گذشتگان
وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ
چون به ایشان گفته شود که از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید، گویند: نه، ما به همان راهى مى‌رویم که پدرانمان مى‌رفتند حتى اگر پدرانشان بیخرد و گمراه بوده‌اند (بقره ۱۷۰)
۳- نخواندن نماز اول وقت
وَ إِذَا نَادَیْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَ لَعِبًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْقِلُونَ
و چون (به اذان) بانگ نماز کنید آن را به مسخره و بازیچه گیرند، زیرا مردمى هستند که نمى‌اندیشند (مائده۵۸)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 2
۴- تشریع و قانونگذاری حق خدا و رسول خدا(ص) است و خارج از آن بدعت در دین محسوب می شود. (امام و مجتهد تنها کاری که میکند کشف حکم خداست نه جعل قانون)
مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لَا سَائِبَةٍ وَ لَا وَصِیلَةٍ وَ لَا حَامٍ وَلَکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ
خداوند درباره بَحیره و سائبه و وصیله و حامى حکمى نکرده است؛ ولى کافران بر خدا دروغ مى‌بندند و بیشترینشان بى‌خردند (مائده ۱۰۳)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 3
آنان که از دیدگاه قرآن از عقل خود استفاده نمی کنند
۵- کسانیکه گوش، چشم و قلب خود را  بر دستورات و فرامین خداوند می بندند. آنها از نظر قرآن جانورند و آنهم بدترین جانوران.
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ
بدترین جانوران در نزد خدا این کران و لالان هستند که در نمى‌یابند (انفال ۲۲)
۶- کسانیکه فرامین و دستورات الهی را می‌شنوند ولی عمل نمیکنند.
وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ کَانُوا لَا یَعْقِلُونَ
برخى از ایشان به تو گوش مى‌دهند. آیا اگر درنیابند تو مى‌توانى کران را شنوا سازى؟ (یونس ۴۲)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 4
آنان که از دیدگاه قرآن از عقل خود استفاده نمی کنند
۷- کسانی که  دستورات الهی را انجام نمیدهند در واقع  عقل خود بکار نبرده اند و درگمراهی و پلیدی بسر میبرند.
وَ مَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ
جز به اذن خدا هیچ کس را نرسد که ایمان بیاورد. و او پلیدى را بر کسانى که خرد خویش به کار نمى‌بندند مقرر مى‌کند.  (یونس ۱۰۰)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 5
آنان که از دیدگاه قرآن از عقل خود استفاده نمی کنند
۸- بعضی از انسانها  می پندارند که با عقل و اندیشه محض میتوانند مسیر درست زندگی را پیدا کرده و به خوشبختی و سعادت واقعی برسند در صورتیکه از دیدگاه قرآن آفرینش و مقدرات جهان از آن خداست و بدون پیروی از دستورات الهی این امر امکان پذیر نیست.
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ
اگر از آنها بپرسى: چه کسى از آسمان باران فرستاد و زمین مرده را بدان زنده ساخت؟ خواهند گفت: خداى یکتا. بگو: سپاس خداى راست. ولى بیشترینشان درنمى‌یابند (عنکبوت ۶۳)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 6
۹-  تمام امورات جهان هستی دست خداست اما بسیار از انسانها با تکیه بر عقل خود عملا منکر آن هستند.
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ
هر که را عمر دراز دهیم، در آفرینش دگرگونش کنیم. چرا تعقل نمى‌کنند؟  (یس ۶۸)
۱۰- بعضی انسان اینگونه می پندارند که  امورات دنیوی و اخروی آنها  به دست دیگران است لذا با پول ، پارتی ، رشوه ، اشک ، توسل ، نذر وغیره ... سعی در رسیدن به خواسته خود دارند ، غافل از اینکه شفیعان فقط به اذن خدا میتوانند شفاعت کنند و مستقلا از خود اراده ای ندارند.
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءَ قُلْ أَوَلَوْ کَانُوا لَا یَمْلِکُونَ شَیْئًا وَلَا یَعْقِلُونَ -آیا سواى خدا شفیعانى اختیار کردند؟ بگو: حتى اگر آن شفیعان قدرت به کارى نداشته باشند و چیزى را درنیابند؟ (زمر ۴۳)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 7
آنان که از دیدگاه قرآن از عقل خود استفاده نمی کنند
۱۱- کسانی که رسول خدا و  اولیاء ، علما و مؤمنان را بی احترامی کرده  و حتی مورد تمسخر قرار میدهند از عقل بهره ای ندارند.
إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ - آنهایى که از آن سوى حجره‌ها ندایت مى‌دهند بیشتر بى‌خردانند (حجرات ۴)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 8
۱۲- کافران، منافقان و همچنین مسلمانی که  از انجام دادن دستورات الهی با توجیهات گوناگون سرباز می زنند چون از عقل بهره ای ندارند دل هایشان پراکنده بوده، متحد نخواهند شد و در صحنه کاروزار از رویارویی مؤمنان ترسانند.
لَا یُقَاتِلُونَکُمْ جَمِیعًا إِلَّا فِی قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُم بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَعْقِلُونَ
ﻫﻤﻪ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺘﺤﺪ ﻭ ﻳﻚ ﭘﺎﺭﭼﻪ ] ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻰ  ﺟﻨﮕﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺁﺑﺎﺩﻯ ﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﺣﺼﺎﺭ ﻭ ﻗﻠﻌﻪ ﻭ ﺩژ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻳﺎ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎ ، ﺩﻟﺎﻭﺭﻯ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺷﺪﻳﺪ ﺍﺳﺖ [ ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﺭﻭﻳﺎﺭﻭﻳﻰ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ  ﺗﺮﺳﻨﺪ ] ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺤﺪ ﻭ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﻰ  ﭘﻨﺪﺍﺭﻯ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺩﻝ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻌﻘﻞ ﻧﻤﻰ  ﻛﻨﻨﺪ (حشر ۱۴)

عملگرایی (لَا یَعقِلون) 9
حوزه فعالیت عقل و اندیشه :
انسان ها همواره فکر میکنند که کارهایشان از روی عقل و اندیشه است ولی خالق هستی اینگونه اندیشیدن را بی عقلی و بی خردی میداند.
از دیدگاه قرآن کسانی که خدا و قدرت او را عملا نشناختند، دستورات و فرامین او را انجام نداده یا به دلخواه انجام میدهند و از انجام بعضی دستورات با توجیهات گوناگون سرباز می زنند، از عقل بهره ای نبرده و به سعادت و خوشبختی واقعی نمی رسند
در کلیه امورات زندگی آنجا که دستور و فرمانی از خداوند به انسان ابلاغ شده عقل و اندیشه راهی ندارد چراکه از صفات خداوند حکیم بودن اوست یعنی اینکه خداوند کار بیهوده انجام نداده، ابتدا و انتهای هر کاری را دانسته و هیچگونه نقص و خطایی در کار او وجود ندارد
لذا دستور و فرمان خداوند باید انجام شود البته امکان اندیشیدن روی عمل و دلایل فرمان فوق  بعد از انجام آن از انسان گرفته نشده است.

عملگرائی (لا یعقلون) 10
حوزه فعالیت عقل و اندیشه
بعنوان مثال گرفتن روزه برای انسان سالم  فرمانی است از طرف خداوند ، انسان چه دلیل آن را بداند و چه نداند باید نسبت به گرفتن روزه اقدام کند.
 ضمن اینکه امکان تحقیق و بررسی بر روی عمل روزه گرفتن برای انسان محفوظ است.
در آنجا که دستور و فرمانی از خداوند به صراحت برای عملی آورده نشده و همچنین سخنانی از چهارده معصوم (بطور مستند که مغایر با قرآن نباشد) وجود نداشته باشد،
عقل و اندیشه به میدان عمل قدم میگذارد البته عقل و اندیشه ای که از مسیر قرآن و سخنان چهارده معصوم عبور کرده است

تشابه در اصلاح طلبان کوفی
... اِنَّهُم اتَّخَذُوا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ اللّهِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ (اعراف30)
گروه گمراهان شیاطین را سرپرستان خود انتخاب کرده بودند و بجای ولایت پروردگار ولایت شیطان را پذیرفتند و چنین پنداشتند که هدایت یافتگان واقعی آنها هستند.    
 کار اصلاح طلبان مثل عبدالله زبیر و عبدالله عمر، شبث بن ربعی ، شریح قاضی  و... است
ابتدا امام حسین ع را نصیحت کردند که با یزید مصالحه کند.
بعد اعلام بی طرفی کردند
و نهایتا هرکدام به نوعی، ذلیلانه از ظالمین و قاتلین شهدای کربلا حمایت کردند.

آزمون خداوند
فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ
 ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﺯﻣﺎﻳﺪ ﻭ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩﺵ ﻭ ﻧﻌﻤﺘﺶ ﺑﺨﺸﺪ، ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم [ ﭼﻮﻥ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺑﻮﺩم مرﺍ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺩﺍﺷﺖ (فجر۱۵)
درس امروز
آزمون خداوند فقط در مواقع ناگوار نیست بلکه در نعمتها و شیرینی ها هم هست
آن زمان که سلامتی دارد یا قدرت دارد، ثروت دارد، نعمت و بزرگی دارد و دنیا موافق اوست
درست مانند اینکه کسی را هنگام آزمون به فضا و اتاقی بسیار عالی ببرند
نعمتها زمانی میتوانند واقعی باشند که شکرشان به جا آورده شود و ابزار بندگی باشند و گرنه نقمت خواهند بود.
تکلیف امروز
ای عزیز نگاه کن ببین در کجا هستی؟ آیا تو در این اتاق زیبا و عالی هستی؟ حتما در مواردی هستی. شکر میگذاری؟
یا انسانی کم ظرفیت و خود محوری و گمان می کنی چون شایستگی داشتی خداوند به تو عطا کرده؟

آبروی افراد
اى کسانى که ایمان آورده‏اید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کرده‏اید پشیمان شوید (حجرات6)
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ
 عذاب شدید بردن آبروی دیگران!
مردی خدمت امام موسی کاظم (ع) آمد و عرضه داشت:
فدایت شوم، از یکی از برادران دینی کاری نقل کردند که ناپسند بود، از خودش پرسیدم انکار کرد در حالی که جمعی از افراد موثق و قابل اعتماد این مطلب را از او نقل کردند!
حضرت فرمود: گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن ..
حتی اگر پنجاه نفر قسم خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده ام از او قبول کن و از آنها نپذیر!
 هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ اوست و شخصیتش را از بین می برد در جامعه منتشر نکن که از آنها خواهی بود که خدا در موردشان فرموده:
کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مؤمنان پخش شود عذاب دردناکی در دنیا و آخرت دارند"
حدیثی تکان دهنده از حضرت رسول اکرم ص :
هر کس گناه و کار زشتی را نشر و پخش کند، همانند کسی است که آن کار را انجام داده است...
*کافی ج 8 ص 147. آیه مذکور در سوره نور آیه 19 قرار دارد.
بحارالأنوار، ج 72، ص 365، ح 77.
( سیاسی نیست بلکه فردی و اجتماعی و اخلاقی است)

اشاعه ی فحشاء
إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ و َاللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
کسانىکه دوست دارند که کارهای بسیار زشت در میان اهل ایمان، شایع شود، براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا مى‏ داند و شما نمى‏ دانید (نور19)
پیامبر اسلام(ص) :
مَنْ اَذَاعَ فَاحِشَهً کَانَ کَمُابْتَدِیِهَا
 کسیکه کار زشتى را نشر دهد، همانند کسى است که آن را در آغاز انجام داده
اصول کافی(ج2 ص356 )

عفاف و عفت
هر بار که برای خرید می رفت، کلی تخفیف می گرفت. می گفت: تو خرید بلد نیستی! یه بار با من بیا، برات یه تخفیف حسابی می گیرم.
آن روز با فروشنده جوان، با ناز و کرشمه از هر دری حرف زد و خندید . نیم ساعت بعد، پس از فروش حیا و نجابت توانست مانتو را با ده هزار تومان تخفیف بخرد!

استشمام رایحه تو لیاقت می خواهد، نگاه های هرزه مانند علف هرز جلوی رشد گل وجودت را می گیرند!
ایا واقعا ارزش و بهای زن انقدر کم است که به خاطر مانتویی گل وجود خود را بفروشد
 فَجٰاءَتْهُ إِحْدٰاهُمٰا تَمْشِی عَلَى اِسْتِحْیٰاءٍ قٰالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مٰا سَقَیْتَ لَنٰا فَلَمّٰا جٰاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ اَلْقَصَصَ قٰالَ لاٰ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ  ﴿۲۵قصص﴾
پس یکى از آن دو زن در حالى که به آزرم گام بر مى‏داشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را مى‏طلبد تا تو را به پاداش آب‏دادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حکایت کرد [وى] گفت مترس که از گروه ستمگران نجات یافتى

سلام و احترام
ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﯾُﻨﻔِﻘُﻮﻥَ ﻓِﯽ ﺍﻟﺴَّﺮَّﺍﺀِ ﻭ َﺍﻟﻀَّﺮَّﺍﺀِ ﻭ َﺍﻟْﮑَﺎﻇِﻤِﯿﻦَ ﺍﻟْﻐَﯿْﻆَ
ﻭ َﺍﻟْﻌَﺎﻓِﯿﻦَ ﻋَﻦِ ﺍﻟﻨَّﺎﺱِ ۗ ﻭ َﺍﻟﻠَّـﻪُ ﯾُﺤِﺐُّ ﺍﻟْﻤُﺤْﺴِﻨِﯿﻦَ
‏( ﺁﻝ ﻋﻤﺮﺍﻥ 134‏)
ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻧﮕﺮﯼ ﻭ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﯽ، ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﺧﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻄﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻣﯽﮔﺬﺭﻧﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﯿﮑﻮﮐﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺍﮔﺮ "ﮔﺬﺷﺖ " ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺒﻮﺩ...
ﻭ ﺍﮔﺮ "ﺑﺨﺸﺶ" ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻓﻘﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﻏﻨﯽ ﻧﺒﻮﺩ...
اگر مشکلات پیش آمد، چه کنیم؟
از یک سو قرآن می فرماید: «خداوند براى شما آسانى خواسته است و نه سختى (بقره185) یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ
 و از سوى دیگر، امر و نهى در برخى موارد موجب درگیرى و ضرر مى‏شود، پس چه باید کرد؟
 پاسخ:
اولاً خود قرآن فرموده : در این راه، هر مشکلى به تو رسید، تحمل کن! (لقمان17) وَ اصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ
 ثانیاً : انبیا و اولیا در راه زنده کردن حق و محو باطل، آن همه سختى کشیدند : حوادث تلخى که براى شما پیش مى ‏آید، با وجود تلخى و نگرانى براى شما، برکاتى نیز دارد زیرا وسیله ‏اى براى توبه واستغفار شماست (انعام42) وَ لَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَ الضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ
بنابراین، باید بنگریم که هر کجا مسأله ‏اى اهم بود، هر چیزى هرچه هم مهم باشد، فداى آن شود
براى مثال، حفظ اسلام مهم‏تر از جان امام حسین‏ علیه السلام است، لذا آن حضرت شهید میشود تا اسلام زنده بماند

یک نمونه قرآنى از نهى از منکر
حضرت ابراهیم که عموى خود را بت پرست مى ‏دید، براى بازداشتن او از این کار به او گفت: این مجسمه‏ هایى که شما پایبند عبادت آنها شده‏ اید، چه معنا دارد؟
اِذْ قالَ ِلاَبیهِ و قَوْمِه ما هذِه التَّماثیلُ التَّى اَتُم لَها عاکِفُون (انبیاء52)
 از این بیان بسیار کوتاه، به چند اصل مهم در امر به معروف و نهى از منکر پى مى ‏بریم:
1- کسى که امر به معروف مى‏ کند، باید از رشد و کفایت خاصى برخوردار باشد.
2- در امر و نهى شرط سنى وجود ندارد. «قالَ ِلاَبیه»
3- امر و نهى را از نزدیکان شروع کنیم. «قالَ ِلاَبیه»
4- در نهى از منکر، ابتدا از منکرات بزرگ شروع کنیم. «ما هذِهِ التَّماثیل»
5 - در امر و نهى، مردم را به کرامت و شخصیت خودشان متوجه سازیم. «اَنتُم لَها عاکِفُون»
6- در نهى از منکر، گاهى باید یک نفر در برابر گروهى قرار گیرد. «ِلاَبیهِ و قَوْمِه»
7- در امر و نهى با شیوه سؤال، وجدانها را بیدار کنیم. «ما هذِهِ التَّماثیل»
8 - در امر و نهى، قاطعیت و صراحت داشته باشیم. «اَنْتُم وَ آبائکُم»
 استاد محسن قرائتی
نتیجه ی اعمال
وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلاً مٰا یُؤْمِنُونَ
 بقره 88
در این آیه خداوند میگوید کافران ادعا میکنند که چون خداوند بر قلب انها مهر یا غلاف نهاده نتواسته اند راه درست را پیدا کنند.
حال آنکه اینگونه نیست بلکه به سبب اعمال و کردار خودشان هست که از راه راست دور شده اند و قلبهای آنها مهر زده شده یا غلاف برآنها قرارگرفته است
١_ خداوند کسی را گمراه نمیسازد بلکه سعادت و شقاوت انسانها نتیجه اعمال آنهاست
تفسیرنور
بی توقعی از مردم ؛
اگر در خاطرمان بسپاریم که آن کسی که همه ی عالم در دست و قدرت اوست تنها خداوند است ، کمتر دچار توقع خواهیم شد ؛ تَبارَکَ الَّذی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ (ملک1)
قرآن نسخه ای می دهد
که اگر مردم تحویلتان نگرفتند چه کار کنید ؟؟؟؟؟
می فرماید :
اگر درِ خانه ای را زدید و صاحب خانه در منزل بود ولی به دلایلی گفت که از پذیرفتن شما معذور است و بر گردید ، شما بدون هیچ نارحتی و دل خوری ، باید برگردید ؛ ،
 وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا  (نور28)
قلب سالم
تنها خدایی که زمین مرده را هر ساله حیات میبخشد، قدرت احیاء و زنده نمودن دلهای سنگ ما را دارد،
قلب مریض مان را بستری کنیم در شفاخانه قرآن و اهل بیت، که روزی عین همین فصل بهار و احیاء نباتات، ما را بیرون می آورند از قبرها، و تنها کسانی خوشحالند که قلب سالم و زنده همراه خود آورده اند
«فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ»
تمام حیوانات و گیاهان، در همان راهی که خداوند ترسیم نموده برای کمالشان،مشغول حرکتند، فقط مانده این موجود دو پا، که سربه هوایی هایش، عاصی کرده است زمین و زمان را، کمی از حیوانات یاد بگیریم بندگی را
«سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً»
مرگ ما دست همان خدایی است که زندگی بخشیده خدمتمان، امروز صدایمان میکند یافردا؟ خودش میداند
«وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّکُمْ»
بعضی ها عین چارپایان، یک عمر از سفره رزق و روزی خداوند، نوشخوار میکنند، قد میکشند و قلدر میشوند، و دست آخر هم بجای شکرگزاری و بندگی، شروع به لگدپرانی و عَرعَر میکنند،
البته با عذرخواهی از محضر چارپایان عزیز که قدر محبت را میدانند و نمکدان نمیشکنند
هرگز! «بَل هُم أضلّ» حیف حیوان برای آدم نمک نشناس!
«أَ فَبِالْبَطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ»
چشم و گوش باز
وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا و َعُمْیَانًا
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﭘﻨﺪﺷﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪ، ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﻛﺮﻯ ﻭ ﻛﻮﺭﻯ ﻧﻤﻰ ﺍﻓﺘﻨﺪ، [ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ ﮔﻮﺵ ﺷﻨﻮﺍ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺑﺼﻴﺮﺕ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻝ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ](73) 
از صفات بندگان صالح، داشتن چشم بصیرت، گوش شنوا، قلبی عبرت گیر و پند پذیراست.
هرگاه آیات پروردگارشان به آنها یادآوری شود کر و کور روی آن نمی افتند و از آن نمی گذرند.
مراد این آیه کافران نیستند زیرا آنها که اصلا به آیات قرآن کاری ندارند.
 مراد منافقان و یا مسلمانان قشری هستند.
آنان که دستورات و فرامین خداوند را گزینشی انجام میدهند و با هزاران توجیه دستورات دیگر را رها میکنند.
چشم وگوش بسته بر آیات خدا می افتند و هوای نفس خود را معبود گرفتند.
هوای نفس
أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ أَ فَأَنتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا
ﺁﻳﺎ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﻫﻮﺍﻯ [ ﻧﻔﺴﺶ ] ﺭﺍ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﻳﺪﻯ ؟
 ﺁﻳﺎ ﺗﻮ ﻣﻰ  ﺗﻮﺍﻧﻰ ﻛﺎﺭﺳﺎﺯ ﻭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﻰ [ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻰ؟ ](فرقان43) 
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا
ﺁﻳﺎ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻰ  ﻛﻨﻰ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺳﺨﻦ ﺣﻖ ﺭﺍ ] ﻣﻰ  ﺷﻨﻮﻧﺪ ، ﻳﺎ [ ﺩﺭ ﺣﻘﺎﻳﻖ ]ﻣﻰ  ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ ؟ ﺁﻧﺎﻥ ﺟﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭼﻬﺎﺭﭘﺎﻳﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﺗﺮﻧﺪ !(44) 
می فرماید :
ای پیامبر ، آنان که  فرامین خداوند را نادیده گرفته یا فرامین را گزینشی انجام میدهند در واقع هوای نفس و امیال خود را معبود خویش گرفتند.
تو قادر به هدایت آنها  نیستی چون هر چه را که امیال و خواسته های نفسشان امر کند همان را انجام میدهند.
اینان بدلیل عدم استفاده از عقل و منطق  همچون چهارپایانند بلکه کمتر.
امیر مؤمنان (ع) : شقی آن کسی است که فریب هوای نفس و غرور خویش را بخورد.
رسول الله (ص) : زیر این آسمان کبود هیچ معبود و بتی بزرگتر از هوای نفسی که پرستیده میشود وجود ندارد.
قابل توجه است که قرآن تنها راه رسیدن به بهشت را مخالفت با هوای نفس دانسته است
می فرماید : هرکس نفس خویش را از هواپرستی منع کند بهشت جایگاه اوست( نازاعات).


شو قلیلُ اَلنومِ مِمّا یَهجَعُون
باش در اَسحار از یَستَغفِروُن

قرآن کریم در آیۀ 17ذاریات
از ویژگی های مؤمنان و راه یافتگان به مقام قرب، پرده برمی دارد و می فرماید: آنان اندکی از شب را می خوابند و سحر گاهان از خداوند طلب مغفرت و آمرزش می کنند
مولانا با اقتباس از این آیۀ شریفه می گوید:
بخشی از شب را برای دعا و استغفار و مناجات با پروردگار بیدار باش
چرا که بی تردید یکی از راه های گام نهادن در دیار قرب و عشق بازی با خداوند، همانا استفاده از سکوت و آرامش فضای روح بخش سحر گاهان است
تاریخ گواهی می دهد که همۀ انبیا و اولیای الهی و عارفان و حکیمان از پدیدۀ شب برای تقرب به آفریدگار جهان بهره جسته اند و با شب زنده داری و طاعت و بندگی، خود را به دروازه های قرب الهی رسانده اند و به وصال معشوق خویش نائل آمده اند
قرآن کریم پیامبر(ص) را به قیام در شب، اقامۀ نماز، و راز و نیاز و نیایش با خداوند فراخوانده و او را به مقام محمود بشارت داده است:
وَ مِنَ اللَّیلِِ فَتَهَجُد بِهِ نَافِلَۀً لَکَ عَسَی اُن یَبعثَکَ رَبُکَ مَقَاماً محمّوداً
" و پاسی از شب را زنده بدار، تا برای تو نافله ای باشد
امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند

مانع راه خدا به سادگی نشویم
إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعیداً
کسانی که کافر شدند، و ( مردم را ) از راه خدا بازداشتند، در گمراهی دوری گرفتار شده اند.
وقتی در مسجد نشسته ایم و کودکی با سرعت از روی جانمازمان می پرد،
 به جای تندی کردن به او، باید با لبخند دستش را بگیریم، کنارمان بنشانیم.
با ملایمت بگوییم عزیزم آفرین که به مسجد آمدی.
شاید یک اخم ما و یک صدای بلند ما، پای او و تمام نسلش را از مسجد کوتاه کند.

تفکر یکی از اهرم‏ هاى بازدارنده گناه
وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ
 تفکّر در نعمت‏هاى الهى، ثمره ‏اش شکر الهى است.
 تفکّر در امدادهاى الهى، ثمره ‏اش امید و دلگرمى است.
 تفکر در عذاب الهى، عامل خوف از خداست.
 تفکّر در علم همه جانبه خداوند ثمره ‏اش تقوا و حیاست.
 تفکّر در عدالت خدا، ثمره‏ اش عدالت و خوف الهى است.
 تفکّر در قدرت الهى، ثمره ‏اش استمداد و توکل بر اوست.
 تفکر در عاقبت گناه، عامل توبه است.
تفکر در فناى دنیا، عامل زهد است.
 تفکر در حوادث عبرت‏ آموز، عامل تواضع است.

نعمت هاى فراوان خداوند و تفکر در آنها
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعالى عَمَّا یُشْرِکُونَ (نحل3)
او آسمان‏ ها و زمین را براساس حقّ آفرید او از آنچه با او شریک مى ‏سازند برتر است.
«بِالْحَقِّ» یعنى آفرینش و بیهوده نیست. پس وقتى خلقت، عبث و بیهوده نیست ما هم نباید بیهوده نباشیم.
در قرآن چند تعبیر وجود دارد:
1⃣ عبث: أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً (مومنون115) فکر مى‏ کنید یاوه (و بیهوده) آفریدیم.
2⃣ لهو: لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا (انبیاء17)
اگر چنانچه (بر فرض محال) مى‏ خواستیم سرگرمى انتخاب کنیم و بازیگر بودیم، هر آینه آن را از پیش خود (و متناسب با خود) انتخاب مى‏ کردیم.
3⃣ باطل: رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا (آل‏عمران191) ! این هستى را باطل و بى هدف نیافریده ‏اى!
این جهان بینی ماست که هستی بر پایه حق و حقیقت و با حکمت آفریده شده است.
 یعنی هستى صاحب دارد، حساب دارد، قیامتی در کار است. تحت نظاره و دوربین هستیم.‏
إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ (فجر14) پس ما چرا بیهوده باشیم؟

مرز بین انسان و حیوان فکر است
یکى از نعمت‏هایى ویژه ای که خدا به ما داده تفکر است. بعضى از نعمت‏ها برای همه است.
بعضى نعمت‏ها بین انسان و حیوان مشترک است
«مَتَاعًا لَکُمْ وَ لِأَنْعَامِکُمْ» (نازعات33) هم برای خودتان و هم برای حیوانات شما است. اما نعمت فکر مخصوص خود انسان است.
«الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (آل عمران191)
(خردمندان) کسانى هستند که ایستاده و نشسته و (خوابیده) بر پهلو یاد خدا مى‏کنند و در آفرینش آسمان‏ها و زمین اندیشه مى‏کنند (و از عمق جان مى‏گویند:)
پروردگارا! این هستى را باطل و بى هدف نیافریده‏اى، تو (از کار عبث) پاک و منزّهى، پس ما را از عذاب آتش نگهدار.
اصولًا اگر انسان بى فکر کار بکند مساوى با حیوان است و مرز بین انسان و حیوان همین است.

ارزش تفکر
 قرآن خطاب به اینهایى که بى فکر کار مى‏ کنند مى‏ فرماید:
«فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ» (تکویر26) کجا مى‏روید؟
آدم با یک فکر صد و هشتاد درجه تغییر مى‏ کند حرّ طرفدار بنى امیه بود. کمی قبل از ظهر عاشورا فکر کرد، و یک باره عوض شد
مى‏ خواهیم کاری انجام بدهیم فکر کنیم چه چیزی مى‏ دهیم و چه چیزی مى‏ گیریم، آنچه مى‏ دهیم جوانى است.
ابر و باد و مه و خورشید براى تو انسان هستند. اگر بی‌ هدف و پوچ باشید این سرمایه‌ ها را هدر داده‌ اید.

باید به آثار کارها فکر کرد

وَ نَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَ آثَارَهُمْ» (یس12)
یعنى کارهایشان را مى ‏نویسیم و آن چه را از پیش فرستاده‏ اند و آثارشان را مى ‏نویسیم.
اگر کسى در یک مهمانی برق را خاموش کرد و فرار کرد، نباید او را بگیریم و با نگاهی سطحی و ساده او را توبیخ کنیم!!!
باید ببینیم آثار این خاموش شدن برق چه بوده است؟ دو نفر از پله افتادند، قالى آتش گرفت، تمام اتفاقاتی که در این تاریکى رخ داده است، باید بررسی شود. این کار فقط یک گناه ساده نیست...
با یک غیبت کوچک و اظهار نظر بیجا که از نظر ما ساده است، آبروی پنجاه ساله فردی از بین می ‌رود.

خصوصیات فکر
از خصوصیات فکر و تفکر این است که:
فکر عبادتى است بى ریا، زیرا پیدا نیست تا ریا بردار باشد.
فکر عبادتى است بى‏ وسیله، هر چیز مانند نماز و حج، نیاز به وسیله مانند مهر و لباس و وسایل نقلیه و ... دارد، ولى فکر نیاز به وسیله ندارد.
بطور کلى تفکر و اندیشه صحیح، بطور مستقیم یا غیر مستقیم عامل بازدارنده از انحرافات و گناهان مى ‏شود، و همچون آینه‏ى صاف نشان‏ دهنده‏ زیبایى‏ ها و زشتى‏ ها است.
چنانکه حضرت على(علیه السلام) مى ‏فرماید:
«الفکر مرآة صافیة» (نهج البلاغه، حکمت 5) «فکر آینه‏ى صاف است.»
و نیز: «ما زل من احسن الفکر» (نهج البلاغه، حکمت 5) «کسى که نیکو بیندیشد، دستخوش لغزش نمى‏ شود.»

بندگى خالصانه برخاسته از تفکّر
اولین وظیفه ما بعد از شناخت خدا، رابطه‏ خالصانه با اوست. باید به خاطر نعمت‏هایى که به ما داده، او را بشناسیم و خالصانه بندگى‏اش‏ کنیم. اگر کسى یک دوربین عکاسى به ما هدیه بدهد، تا آخر عمر او را دوست مى‏داریم و او را فراموش نمى‏کنیم. خداوند دو دوربین به ما داده است. دو چشم زیبا که یک عمر از دور و نزدیک و از زاویه‏هاى مختلف عکس مى‏گیرد و ما مى‏توانیم شگفتى‏ها و زیبایى‏هاى جهان بزرگ را ببینیم. دوربینى سبک، کوچک، ظریف، زیبا و ....
خداوند این دو دوربین را در جایى قرار داده تا به بهترین شکل ممکن از آن محافظت شود، علاوه بر آن، پلک، مژه، ابرو و ... را براى محافظت از آن قرار داده است. این دوربین‏ها با همه کوچکى، رابطه انسان را با جهان اطرافش برقرار مى‏کند.
این دوربین‏ها بین ما و دانشمندان، از راه مطالعه کتاب‏هاى آنان، رابطه برقرار مى‏کند. جان ما را از بسیارى از خطرها حفظ مى‏کند. از راه مطالعه به دانش ما مى‏افزاید و با آنها همه چیز را مى‏شناسیم. روزانه هزاران عکس مى‏گیرد؛ ولى خسته نمى‏شود.
اگر در هر نعمتى از نعمت‏هاى خداى بزرگ کمى فکر کنیم، علاقه‏ى ما به او زیاد مى‏شود. این علاقه، اولین رابطه‏ى ما با خداست.

 تفکر درباره خویشتن، یکی از عوامل تربیت اسلامی
 شهید مطهری درباره نقش سازنده تفکر در امر اصلاح و تربیت نفس می گوید:
یکی از عوامل اصلاح و تربیت نفس در تعلیمات اسلامی، عادت کردن به تفکر است. تفکر باید برای انسان عادت بشود.
ما سه نوع عبادت داریم:
1⃣ عبادت بدنی، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن
2⃣ عبادت مالی مثل زکات و خمس دادن و به طور کلی انفاق ها
3⃣ و عبادت فکری که نامش، تفکر است
و تفکر، برترین نوع عبادت هاست. اینکه می گویند: «یک ساعت تفکر، بهتر از عبادت یک سال یا هفت سال یا هفتاد سال است»، معلوم می شود که ارزش تفکر، از آن عبادت های دیگر خیلی بیشتر است.
 درباره ابوذر روایت است که: «کانَ اَکثَرُ عِبادَةِ اَبی ذَرٍّ التَّفَکر»؛ بیشترین عبادت ابوذر، فکر کردن بود.
فکر کردن، به انسان، روشنایی می دهد و عبادت بی تفکر، ممکن است به صورت یک کار لغو و بیهوده درآید.

تفکر در خلقت
«أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَىْ‏ءٍ یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمینِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ» (نحل/ 48). آیا چیزهایى را که خداوند آفریده ندیده‏ اند که چگونه از راست و چپ سایه‏ هایشان مى‏ گسترد و در حال سجده، فروتنانه خضوع دارند.
خداوند نسبت سجده و تسبیح را به هستى داده، کل هستى، تسبیح مى‏ گوید: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَىْ‏ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً» (اسراء/ 44). آسمان‏ هاى هفتگانه وزمین و هر که در آنهاست، تسبیح خداوند را مى ‏گویند، و هیچ چیز نیست مگر آنکه با ستایش، از او به پاکى یاد مى‏ کند، ولى شما تسبیح آنها را نمى ‏فهمید. همانا او بردبار و آمرزنده است.

تفکر در خلقت
 انسان می تواند در عالم خلقت تفکر کند. اگر انسان در کار عالم و در نظام های عالم و در دقایق مخلوقات، تأمل و دقت کند و هدفش از این تأمل و دقت و کشف رازهای عالم، این باشد که به حقیقت، بیشتر راه یابد و خدا را بیشتر بشناسد، این امر، هم علم است و هم عبادت.
همانا در آفرینش آسمان‏ها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز و کشتى‏هایى که براى سودرسانى به مردم در دریا در حرکتند و آبى که خداوند از آسمان نازل کرده و با آن زمین مرده را زنده نموده و انواع جنبندگان را در آن گسترده و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایى که میان آسمان و زمین معلّقند، براى مردمى که مى‏اندیشند، نشانه‏هایى گویاست. (بقره/ 248)

آفرینش، همه تدبیر خداوند دل است
دل ندارد، که ندارد به خداوند اقرار
کوه و دریا ودرختان، همه در تسبیحند
نه همه مستمعى، فهم کند این اسرار
عقل، حیران شود از خوشه زرین عنب‏
فهم، عاجز شود از حبّه یاقوت انار
پاک وبى‏عیب، خدایى که به تقدیر عزیز
ماه وخورشید، مسخّر کند ولیل ونهار

تفکر در خود
تفکر انسان درباره خود، نوع دیگر تفکر است؛ یعنی انسان درباره کارهای خودش تفکر کند، درباره اینکه چه گونه تصمیم بگیرد و چه گونه کار بکند و اینکه حالت یک خس و خاشاک را پیدا نکند که در سیلی افتاده باشد و هر جا سیل می رود، او هم برود. برای اینکه انسان بر سرنوشت خود و نیز بر جامعه خود مسلط باشد ـ لااقل در این حد که صد در صد تسلیم اوضاع و احوالی که بر او احاطه کرده است، نباشد ـ شرط اساسی آن، تفکر است.
قرآن می‌فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ‏» (حشر18)
اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! از خداوند پروا کنید و هر کس به آن چه براى فرداى (قیامت) خود فرستاده است، بنگرد. باز هم از خدا پروا کنید که خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید، به خوبى آگاه است.

اوامر قرآن به تفکر
تنها موعظه الهى قیام الهى و تفکّر است.
«قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلا نَذیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدیدٍ» (سبأ/ 46)
بگو: من شما را به یک سخن پند مى‏ دهم؛ براى خدا قیام کنید، دو نفر دو نفر و یک نفر یک نفر، پس بیاندیشید (تا ببیند) که هیچ گونه جنونى در هم سخن شما (پیامبر) نیست، او براى شما از عذاب سختى که در پیش است جز هشدار دهنده‏ اى نیست.
قیام سه عنصر لازم دارد:
خلوص، «لِلَّهِ» رهبر، «بِصاحِبِکُمْ» فکر و برنامه. «تَتَفَکَّرُوا»
حرکت‌ها و انقلاب‌ هایى که براى خدا نباشد و برخاسته از عقده‌ ها و هوس‌ ها و براى کسب ثروت باشد به جایى نمى‌ رسد. اگر انقلاب همراه با فکر و برنامه جامع نباشد و یا رهبر الهى همراه و مصاحب با انقلابیون نباشد به نتیجه‌اى نمى‌ رسد و بقا و برکاتى نخواهد داشت.
 
شرح و بیان آیات الهى براى تفکّر نمودن است
«کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الایاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ‏» (بقره266)
خداوند اینچنین آیات را براى شما روشن مى‏ سازد تا شاید اندیشه کنید.
این آیه در پاسخ به پرسش کسانی است که برای شراب و قمار فوایدی را برشمردند. قرآن خطاب به آنها مى ‏فرماید: شرابخوارى و قماربازى، گناهان بزرگى هستند، گرچه ممکن است منافعى داشته باشند. چنانکه عده ‏اى از راه کشت انگور یا شراب فروشى و گروه ‏هایى با دایر کردن قمارخانه، ثروتى بدست مى‏ آورند.
در کتاب ‏هاى علمى و تربیتى، آثار و عوارض منفى شراب و قمار به تفصیل بازگو شده است. و در پایان آیه نتیجه بیان چنین آیاتی را تفکر و اندیشه مؤمنین می‌ داند

بیان قصّه‏ هاى قرآن براى تفکّر است
«فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ‏» (اعراف/ 176) پس این داستان را (برایشان) بازگو، باشد که بیندیشند.
در قرآن قصه‌‌های بسیاری از پیامبران و اقوام گذشته آورده شده است که اگر بدون اندیشه به آن نظاره شود، چیزی جز ماجرای تاریخی و بی‌اثر نخواهد بود. اما با اندیشه و تفکر در این داستان‌ها و تطبیق با زمان خودمان درس‌های بسیاری می‌آموزیم.
با نگاه به داستان یوسف، متوجه می‌شویم که همین جوان‌های عصر ما یوسف‌هایی هستند که به بهانه‌ی بازی برده به چاه غفلت و سردرگمی می‌افتند. و با نگاه به داستان فرعون و نمرود، خواهیم دید که طاغوت ماندنی نیست...
«لَقَدْ کانَ فی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاولِی الالْبابِ»‏ (یوسف/ 111) به راستى در سرگذشت آنان، براى خردمندان عبرتى است.

تفکر در تاریخ
 قسم دیگر تفکر که در خود قرآن مجید به آنها توجه شده است، تفکر در تاریخ است و تفکر در سرنوشت و سرگذشت اقوام و ملل گذشته. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُم یَتَفَکَّرُونَ؛ قصه ها[ی گذشتگان] را نقل کن، باشد که تفکر کنند.» این هم، نوعی تفکر است که باز از نظر اسلام، عبادت است.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: کسى که علم و معلوماتش زیاد شود، امّا هدایت‏ یابى او بیشتر نشود، آن علم سبب دورى بیشتر او از خداوند شده است. (بحار، ج 2، ص 37)
قصّه‏ هاى قرآن بر پایه حقّ و حقیقت استوار است و براى دلدارى و ثبات قدم پیامبر (صلى الله علیه و آله) و اهل ایمان، نا امیدى دشمنان و وسیله موعظه و تذکّر مؤمنان بود (هود، 120) و مایه عبرتى براى خردمندان است. (یوسف111)

تفکر در شگفتیها و عجائب

آفرینش آسمان ها و زمین به وسیله آیات قرآن راهی برای رسیدن به خدا
⁉️آیا شمارش نعمات خداوند ممکن است؟
وَ لَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ  لقمان 27 
اگر همه درختان در زمین قلم شوند و دریا مرکب شود و هفت دریای دیگر به آن دریا متصل گردند تا کلمات خداوند را بنویسند آب همه دریاها تمام می شود ولی  کلمات خداوند به اتمام نمی رسد به درستی که خداوند توانای حکیم است
 علی علیه السلام می فرماید:
 هیچ پدیده ای را در عالم هستی ندیده ام مگر آنکه قبل از آن و بعد از آن و همراه آن پدیده خدا را دیده ایم


از کار خلاف انتقاد کنیم، نه از شخص
در قرآن مى‏ خوانیم که پیامبران به مردم مى‏ گفتند:
اِنّى لِعَمَلِکُم مِنَ القَالِین (شعراء167)
من با عمل شما مخالف هستم، نه با خود شما.
اگر خلافکار احساس کند که شخصیت دارد و محبوب است و تنها نقطه ضعف او کار خلافش است، براحتى آن را ترک مى‏ کند.
امّا اگر احساس کند که انسانى منفور، مردود و مطرود است، هر روز به تباهى خود مى‏ افزاید.
شخصى از امام کاظم (ع) پرسید:
یکى از یاران شما شراب خورده است. آیا از او تبرّى جوییم؟ فرمود: از کارش تبرّى جوئید (نه از خودش) (بحارالانوار ج27، ص137)
@ghuraan
ما به‌شدت نیاز به دین‌داری جمعی داریم!
 برخی دستورات دینی، جنبه فردی ندارند، بلکه اساساً وقتی به‌صورت جمعی آن دستورات عمل شوند، تحقق بیرونی و عینی می‌یابند.
مؤمن زندگی فردی خودش را مهم‌تر از زندگی اجتماعی‌اش تلقی نمی‌کند. خداوند در آیه 200 سوره آل‌عمران دو تکلیف اجتماعی در مقابل یک تکلیف فردی بر عهده مؤمنین می‌گذارند
اول می‌فرماید به‌صورت فردی صبر کنید بعد می‌فرماید به‌صورت جمعی صبر کنید سپس می‌فرماید هم‌افزایی کنید یک جبهه مقاومت تشکیل دهید
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» این همان تقوای جمعی است که مقام معظم رهبری به آن اشاره دارند.

گل سرسبد نبوت
آیا میان انبیا هم سلسله مراتب و تفاوتى وجود دارد⁉️

 قرآن مى‏فرماید:
« تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ ... وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ » (بقره، 253)
ما بعضى از آنان را بر بعضى دیگر برترى دادیم... و درجات برخى را افزودیم.
برخى از آنان صاحب کتاب و شریعت و اولواالعزم بودند و برخى از آنها پیرو دیگر پیامبران.
امّا گل سرسبد و خاتم آنان پیامبر اکرم(‏ص) است که امتیازات ویژه ‌‏اى دارد، از جمله: خاتمیّت، امّى بودن، معجزه جاوید و بدون تحریف و در دسترس داشتن، جهانى بودن، شاهد بودن پیامبر بر تمام انبیا.
«فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهِیداً» (نساء، 41)
پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امّتى گواهى (از خودشان) بیآوریم و تو را نیز بر آنان گواه آوریم؟!

دانایی
ِقُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ
ﺑﮕﻮ:
ﺁﻳﺎ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻧﻤﻰﺩﺍﻧﻨﺪ ﻳﻜﺴﺎﻧﻨﺪ؟
ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﺍﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﭘﻨﺪ ﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.
(زمر9)
همانند لیوان،  خالی باشی به یک فوت بندی و با شبهه ای از مسیر خارج می شوی
هر کس خالی از معرفت و آگاهی شد
با یک حرف چپ می کند
حضرت علی علیه السلام
«مَنْ عَبَدَ اللّهَ بِغَیْرِ عِلْمٍ کَفَرَ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُ؛
هر کس بدون آگاهی و معرفت خدا را عبادت کند، از جایی که خود نمی داند
سر از کفر در می آورد. ( آثار الصادقین، ص 298.)
@ghuraan
دین ما به شهادت آیات فراوان قرآنی و نیز گفتار و سیرهٔ ائمه معصومین‌ (علیهم‌السلام)، آیین خردورزی و عقل‌ گرایی است
قرآن کریم، بدترین موجودات را کسانی می‌ داند که اندیشه‌ گر نیستند
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ» (انفال22)
همانا بدترین جنبندگان نزد خداوند، (کسانى هستند که نسبت به شنیدن حقّ) کران (و نسبت‏به گفتن حقّ) لال‏هایند، آنها که تعقّل نمى‏کنند.
پیامبر گرامی حتی خوابِ خردورزان را برتر از بیداری جاهلان می‌ داند (اصول‌کافی، کتاب عقل و جهل، ج‌11)
 در حدیث دیگری، امام کاظم(ع) عقل را در ردیف انبیا، حجت الهی می‌ داند؛ یعنی عقل، حجت باطنی و پیامبران، حجت ظاهری‌ اند (بحارالانوار،ج‌1،ص137)

ایمان واقعی، تنها بر اساس تفکر و تعقل‏
 سلام و صلوات خدا بر بلال حبشی، کفار او را در بیابان‌های داغ مکه بر زمین خوابانده و سنگ‏هاى داغ روى بدنش گذاشتند، پوست بدنش مى‏سوخت، گفتند بگو: صنم! فرمود: احد! «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»
خدا یکتاست.
یک عده نزد پیغمبر آمدند و گفتند: ما مؤمن هستیم! فرمود: خیر! شما هنوز ایمان در دلتان نرفته است. در قرآن دو مورد «دَخَل» داریم.
1⃣ مردم داخل در دین مى‏شوند. «یَدْخُلُونَ فِى دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» (نصر/ 2) این مرحله آسان است، یعنى مردم گروه گروه در دین مى‏آیند و مسلمان می‌شوند.
2⃣ اما دین هنوز وارد دل و جان شما نشده است. «وَلَمَّا یَدْخُلْ الْإِیمَانُ فِى قُلُوبِکُمْ» (حجرات/ 14)
گاهى آدم وارد استخر مى ‏شود، اما هنوز آب استخر وارد بدن نشده است. وارد حسینیه شده است، اما تفکر حسینی(ع)، ایثار و اخلاص هنوز وارد دل و جان من نشده است. ایمانی درست است که بر اساس تفکر و تعقل باشد.

بعضى ایمان‏ها مثبت و بعضى ایمان‏ها منفى است
ایمانی مثبت است که بر اساس فکر باشد.
قرآن مى فرماید: یَتَفَکَّرُونَ یعنى فکر مى‏ کنند فِى خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (آل‏ عمران191) در آفرینش آسمان ها و زمین، بعد از فکر مى‏ گویند
رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا
 خدایا هدف داشتى و اینها را باطل نیافریدى.
ایمان بدون فکر هر روز و با هر جوی تغییر مسیر می‌ دهد، با یک سکه این طرف و با یک کف و سوت آن طرف مى ‏رود.
کسانی که در کربلا گرد هم آمدند و امام حسین(ع) را کشتند و جنایت‌ ها کردند، همه مؤمنینی بودند که ایمان بدون تفکر داشتند.
ایمانی که به خاطر حکم امارت ری، و وعده فرمانداری و شهربانی و سکه و پاداش، رنگ عوض کرد.
اگر کسى ایمان بر پایه تفکر داشته باشد، با یک طعنه حجابش کمرنگ می‌ شود؟ نمازش به تأخیر می‌ افتد؟...

نعمتهای بی پایان خداوند
و َلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ و َالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (لقمان27)
و اگر (همه ی) درختان روی زمین قلم شود، و دریا (مرکب گردد) و هفت دریای دیگر به مدد آن بیاید، سخنان ( نعمتهای) خدا پایان نمی یابد، بی تردید خداوند پیروزمند حکیم است.
تمام اعضا و سلولهای بدن انسان و جانوران و نباتات که در اختیار ماست و آنچه که در آسمان هاست که مسخر انسانند نعماتی هستند در اختیار بشر
اللهم اغفر لی الذنوب اللتی تغیر النعم

بیدار شدن برای نماز شب و نماز صبح
قلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَمَنْ کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (۱۱۰کهف)
بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود که تنها معبودتان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!
 
سرانجام بخل و حرص
 و لا یحْسَبَنَّ الَّذینَ یبْخَلُونَ بما آتاهُمُ اللَّهُ منْ فَضْله هُوَ خَیراً لَهُمْ... سَیطَوَّقُونَ ما بَخلُوا به یوْمَ الْقیامَة... اللَّهُ بما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ (آل عمران 180)
و کسانی که نسبت به(انفاق) آنچه خداوند از فضلش به آنان داده، بخل می ورزند، گمان نکنند که (این بخل) برای آنان بهتر است، بلکه آن برایشان بدتر است.
به زودی آنچه را که بخل کرده اند در روز قیامت، (به صورت) طوقی بر گردنشان آویخته می شود....
پیام ها
1- واقع بین باشید و از خیال و گمان انحرافی دوری کنید. «لا یحْسَبَنَّ»
2- مال که از آن تو نیست، پس بخل چرا؟ «آتاهُمُ اللَّهُ منْ فَضْله»
3- سرچشمه بخل، ناآگاهی و تحلیل غلط از خیر و شرّ است. «لا یحْسَبَنَّ الَّذینَ یبْخَلُونَ... خَیراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ»
4- یکی از وظایف انبیا، اصلاح بینش و تفکر انسان هاست «لا یحْسَبَنَّ... هُوَ خَیراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ»
5- حب دنیا، شرور را نزد انسان خیر جلوه می دهد «لا یحْسَبَنَّ... هو خیر»
 تفسیر نور ج‏1ص662

برای هر کاری میزانی است

فمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِک الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خالِدُونَ (مومنون102و103)
پس کسانی که وزنۀ اعمال شان سنگین است، همان رستگارانند*
 و آنان که وزنۀ اعمالشان سبک باشد، کسانی هستند که سرمایۀ وجود
 خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند
پیام های آیه
1- همۀ عمل های دنیوی حساب و کتاب دارند. «فَمَنْ ثَقُلَتْ - وَ مَنْ خَفَّتْ»
2- برای هر کاری میزانی است. «مَوازِینُهُ»
3- بزرگ ترین خسارت انسان، هدر دادن عمر و استعدادهای خویش است. «خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ»
4- رستگاران، کسانی هستند که برای قیامت ذخایری داشته باشند. «هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
تفسیر نور ج6 ص130

عالم روی آیفون است هم صوتی و هم تصویری !

وقتی تلفن روی آیفون باشد ، حاضری هر چیزی را بگویی ؟
یعنی خداوند هم صدای ما را می شنود هم تصویر ما را می بیند
     "اِنَّ اللهَ بِعِبادِهِ لَخَبیرُ ُ بَصیر" " إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ "
 به بندگان خود آگاه است، و بیناست . براستی خداوند نازک بین و آگاه ست .
پس کمی با احتیاط  و با ملاحظه رفتار و زندگی کنیم

پروردگارم با من است
قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِین (شعراء۶۲)
گفت: چنین نیست؛ بیگمان پروردگارم با من است، و راه نجاتمان را به من نشان خواهد داد
پیام آیه:
اگر در زندگی احساس؛ سردر گمی کردی، و فکر کردی در میانه ی راه، راه را گم کرده ای به الله پناه ببر که راه را برایت می نمایاند، و او هدایتگر است.

اصول سه‏ گانه اعتقادى در قرآن
 اصول سه‏ گانه اعتقادى گاهى در یک سوره مطرح است، چنان که در سوره مبارکه (یس) «نبوّت» در ابتداى سوره وَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ،
مبدأ و معاد نیز پایان آن؛ فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (یس83)، بیان شده
گاهى نیز این سه اصل اعتقادى در یک آیه مطرح شده آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَ مَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَ قَالُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ (بقره285)
که جمله کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ ناظر به توحید و جمله لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ بیان کننده نبوت و جمله وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُاشاره به معاد است.

توکّل به خدا
وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ﴿طلاق3﴾
و از جایى که حسابش را نمى‏کند به او روزى مى‏رساند و هر کس بر خدا اعتماد کند او براى وى بس است‏خدا فرمانش را به انجام‏رساننده است به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‏اى مقرر کرده است
پیام آیه:
 اگر یک شخص غنی که به او اطمینان و اعتماد داری به تو بگوید نگران نبـــــاش
 غصه بدهی‌هایت را نخور ، خیالت راحت باشد ، من هستـــــم
ببین این حرف او چقدر به تو آرامش می‌ بخشد و راحت می‌ شوی
خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته است
 الیسَ الله بکافٍ عبدَه
 آیا خداوند برای کفایت امور بنده‌اش بس نیست؟
 یعنی ای بنده من !!
 برای همه کسری و کمبودهای دنیوی و اخرویت من هستم.
 این سخن خدا چقدر انسان را راحت می‌کند و به او آرامش ‌می ‌بخشد.
لذاست که فرمود :
اَلا بِذکر الله تطمئنّ القلوب
یادمون نـــــره خیلے از مشکلات جزو  آزمایش های الهے هستن.. .

رابطه عروس و داماد در قرآن
در قرآن سه نوع رابطه وجود دارد:
1. رابطۀ پیغمبر (ص) با مردم «رحمت‏» است
وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین‏ (انبیاء107)
ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم.
2. رابطۀ مردم با پیغمبر(ص) «مودّت» است
چنان که قرآن از زبان رسول خدا (ص) فرموده است:
لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏
من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏ کنم جز دوست ‏داشتن نزدیکانم ‏[اهل بیتم‏] (شوری23)
3. رابطۀ عروس و داماد:
أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً(روم21)
همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان «مودّت» و «رحمت» قرار داد.

سلمان ! یا پسر نوح پیامبر؟!
در صور قیامت که دمیده شود و محکمۀ عدل الهی که اقامه گردد، نه رابطه ای در کار است و نه فامیل بازی و نسبتهای ژنتیکی کارساز است برای نجاتمان؛
«فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ» [مومنون101]
در مرام خدا و قرآن، فقط عمل و ایمان است که حرف اول و آخر را میزند!
«قالَ: یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ، إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح‏» [هود46]؛
پس بجای تکیه کردن به این و آن،
و دلگرم شدن به نسبت های دنیایی که با خوبان داری، دست بکار شو و توشه ای مهیا کن، برای روزی که تمام این نسبت ها و روابط برداشته میشود به دستور خداوند! روز حساب! ⚖

آگاهی خداوند به بنده
قٰالَ یٰا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمٰائِهِمْ فَلَمّٰا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمٰائِهِمْ قٰالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مٰا تُبْدُونَ وَ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ ﴿۳۳﴾بقره
 فرمود: «اى آدم، ایشان را از اسامى آنان خبر ده.» و چون [آدم ] ایشان را از اسماءشان خبر داد،
فرمود: «آیا به شما نگفتم که من نهفتهء آسمانها و زمین را مى دانم؛ و آنچه را آشکار مى کنید، و آنچه را پنهان انجام می دهید
۱_ خداوند علمی را به ادم ع آموخت که سبب برتری او بر ملائکه است
۲_ خداوند از همه چیز آگاه است
۳_ خداوند به همه آنچه که ما اشکارا انجام می دهیم یا پنهانی اگاه است پس عصیان او نکنیم
تفسیر نور و المیزان

یوم التغابن (روز خسارت) (روز پشیمانی)
 یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن (تغابن9)
 روزی که برای محشر گردتان آورده آن روز تغابن است...
تغابن به معنای خسارت و پشیمانی و مقصر دانستن دیگران است.
انسان تا در صحنه قیامت حاضر نشود و فقر خود را نیابد نمی تواند واقعیت ضرر و خسرانی را که در دنیا مرتکب شده و سرمایه ارزشمندی را که تباه کرد درک کند
در روز محشر است که این خسران و تباهی تجسم و عینیت یافته و انسان ها آن را فهم و درک می کنند

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا .... (اسراء7)
 هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر کس، به خودت کمک خواهد کرد،
به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید.
اگر خودت نقاشی کنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد.
ضمن آنکه در حین کار،
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.

هرچه کنی به خود کنی
 إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ و َإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا؛ (اسراء7)
اگر نیکى کنید، به خود نیکى کرده ‏اید و اگر بدى کنید، به خود بدی نموده ‏اید.
بر اساس آموزه‌های قرآنی، هر عملی که انسان انجام میدهد، با وجود او آمیخته و عجین می‌شود و بر جان و هویت و وجودش می نشیند.
به عبارت دیگر، این انسان است که ساختمان وجودی خودش را می سازد؛ یعنی هر فرد، با اعمال خود بنای وجودی خود را بالا میبرد و با هر یک عمل که انجام میدهد، یک آجر به ساختمان وجود خود می افزاید.
این گونه است که انسانی که وارد صحنه قیامت می‌شود همان انسانی است که خود شخص، خودش را ساخته است.
به سخن دیگر، انسان قیامتی، سازه انسان دنیوی است؛ حورالعین و درخت و کاخ و قصور و آب و نهر و چمن بهشتی، سازه‌هایی انسانی است که هر کسی با اعمالش در دنیا ساخته است.
پیامبر(ص) می‌فرماید: الجَنَّه قَیَعان (عوالی اللئالی، ج4، ص8)؛
بهشت بیابان و دشتی است که هیچ چیزی در آن نیست و انسان با اعمال صالح خود از تسبیحات و مانند آن، بهشت خودش را می‌سازد.
این گونه است که بهشت هر انسانی مطابق اعمال اوست و براساس «جَزاءَ وِفَاقَا (نباء26)، نوعی تناسب میان عمل و جزاء وجود دارد.

هر امّتى، تنها مسئول عمل خویش است.
تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ و َلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ وَ لاَ تُسئَلُونَ عَمَّا کَانُواْ یَعْمَلُون {بقره۱۴۱}
َ‏(به هر حال) آن امّت بگذشت، آنچه آنان بدست آوردند براى خودشان است و آنچه شما بدست آوردید براى خودتان است و شما از آنچه آنان کرده ‏اند، سؤال نخواهید شد.
در کسب خوشبختى، تکیه به گذشتگان و تاریخ پدران، چاره‏ ساز نیست عبرت آور و درس است.

پایان جهان
یوْمَ نَطْوِی السَّمَاءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ (الأنبیاء ۱۰۴)
روزى که آسمان را همچون طومار نوشته‏ ها درهم مى ‏پیچیم و همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را باز مى‏ گردانیم، این وعده‏اى است بر عهده‏ ى ما و ما حتماً انجام دهنده ى وعده‏ هاى خود هستیم
گفتنی است نظریه های متفاوتی نیز درباره پایان جهان ارائه شده است اما نقطه اشتراک همه آن ها این است که جهان روزی به پایان خواهد رسید،
بنابراین ممکن نیست انبساط جهان هستی تا ابد ادامه داشته باشد زیرا طبق قانون بقای انرژی، میزان ماده و انرژی همیشه ثابت است در نتیجه، گسترش جهان هستی متوقف خواهد شد
و همان گونه که گسترش یافته بود شروع به بازگشت و جمع شدن خواهد کرد.
نظر کنونی دانشمندان این است که شکل جهان تقریبا به صورت یک ورقه مسطح است که اندکی انحنا دارد.
عجیب آنکه قرآن در آیه زیر به چگونگی پایان جهان و شکل جهان هستی که مانند یک ورقه منحنی است، اشاره کرده

مکه‌ حرم امن الهی
نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، در سرزمین مکّه است، که مایه برکت و هدایت جهانیان است: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ» (آل‌عمران/96)
مکه‌ای که حرم امن الهی است: «حَرَ‌مًا آمِنًا» (قصص/‏57)
مکه‌ای که ابراهیم علیه‌السلام دعا کرد بلد امن باشد: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً» (ابراهیم/35)
مکه‌ای که خداوند به عنوان شهر امن به آن سوگند یاد کرده است: «وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ»(تین/3)
مکه‌ای که ابراهیم مأمور شد همگان را پیاده و سواره به زیارت آن فراخواند: «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى‏ کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیق‏» (حج/27)
امروز این مکه و کعبه در اختیار چه کسانی است؟
در زمینه مسائل جنسی احتیاط :
در داستان حضرت یوسف در قرآن به خوبی در می‌یابیم انسان در زمینه مسائل جنسی در خطر است و اگر رعایت جوانب احتیاط را نکرده و به خدا پناه نبرد طعمه شیطان می‌گردد.
 «آن زن قصد یوسف نمود و یوسف نیز اگر برهان پروردگار را نمی‌دید قصد وی نمود [یوسف24] آیه می‌گوید ایمان حضرت یوسف سبب نجات او شد
 و در غیر این صورت به طور طبیعی او نیز در این راه به خطا می‌رفت پس برخورد میان زن مرد از لغزش‌گاه او می‌باشد
 و در داستان حضرت موسی و دختران شعیب می‌خوانیم هنگامی که دختر از طرف پدرش شعیب موسی را دعوت نمود حضرت موسی ع گفت: من جلو می‌روم و تو پشت سر من راه بیا من از قومی هستم که پشت زنان نگاه نمی‌کنیم (قصص23 و 25)

اخلاق مهره گمشده‌ دنیای امروز
مشکل دنیای امروز اخلاق است. آموزش و سواد نیست.
گیر در «یُزَکِّیهِمْ‏» است، در «وَ یُعَلِّمُهُم‏» نیست. 
الآن مشکل آمریکا چیست؟ علم ندارد، یا اخلاق؟
فتنه‌هایی که در دنیا هست برای بی‌سوادی است یا بی‌اخلاقی؟
بی‌سوادی جهل است و اصلاً خوب نیست. ولی فتنه‌ها، جنایتها، کشتارها در یمن، سوریه، افغانستان و پاکستان و بحرین، به دست آدم‌های بداخلاق است نه آدم‌های بی‌سواد!
«عُلِّمْتَ رُشْداً» (کهف/66) علمی مفید است، که سبب رشد باشد. علمی که ما را به سمت تزکیه بکشاند.
در دعا می‌خوانیم: «اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع» خدایا به تو پناه می‌برم از علمی که سودی برایم ندارد...

پیامبر(ص) اسوه حسنه...
پیامبر الگو است. «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ» (احزاب21)
یعنی در همه کارها به پیغمبر نگاه کن. پیغمبر جز راست سخن نمی‌گفت، امین و امانتدار بود.
به نماز وکیفیت آن بسیار اهمیت می داد، فوق العاده تمیز بود.
نقل است در خانه پیغمبر را میزدند، پیغمبر قبل از باز کردن فوری سمت آینه رفت، دید آینه نیست، توی ظرف آب خودش را درست کرد و بعد در را باز کرد.
شخصی که در خانه بود گفت: یا رسول الله!  حالا برای در باز کردن هم آراستگی؟ گفت این که تا پشت در خانه من آمده، حق به گردن من دارد، نباید با قیافه ژولیده بروم.

خوشحالی در قیامت
در قیامت بعضی خندان و بعضی گریانند. قرآن می فرماید: «وجوهٌ یَومئذٍ مُسفرّة ضاحِکةٌ مُستبشرة و وجوهٌ یومئذٍ علیها غَبَرة ترهقها قترة اولئک هم الکَفرةُ الفجرة»  (عبس، 38 _ 42)
چهره ‏هایى در آن روز درخشانند، خندانند و شادانند و چهره ‏هایى در آن روز غبارآلودند، در سیاهى فرو رفته ‌اند، اینان کافران و فاجرانند.
امام رضا مى ‏فرماید: «مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْ قَلْبِهِ یوْمَ الْقِیامَهِ» (کافی، ج 2 ، ص 200) ؛ اگر مسلمانى را خوشحال کنید، روز قیامت خدا شما را خوشحال مى ‏کند.
حدیث داریم: روز قیامت شادى نزد شما مى‏ آید. به او مى ‏گویید: «چه کسى هستی؟» مى ‏گوید: «من آن شادى هستم که شما در دنیا، فلانى را شاد کردى.» آن عمل تو را در اینجا نجات مى‏ دهد و فرشته نجات تو مى‏ شود.

چطوره که خدا هنوز اذن ظهور مهدی فاطمه(عج) رو نداده؟

قالُوا یَا أَبَانَا مَا لَکَ لَا تَأْمَنَّا عَلَىٰ یُوسُفَ و َإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ ﴿یوسف11)
 (گفتند: ای پدر ،چرا به ما اطمینان نمیکنی که یوسف را به ما بسپاری ،حال
انکه مابه او ارادتمندیم و خیر خواه.)
- نکته اینجاست که برادران یوسف میدونستن که چرا پدرشان اجازه نمیده یوسف با آنها برود به همان دلیل تاکیدکردند که:
1- به ما اطمینان کن و یوسف رو به ما بسپار
2- و اینکه ما مخلص و خیرخواه  او هستیم (نسبت به او خلوص داریم)
اما ما هنوز متوجه نشدیم که چرا خدا هنوز اذن نداده تا  یوسف فاطمه(عج)
به نزد ما بیاید.
باید حقیقتا آن دو  ویژگی در ما تحقق یابد تا ظهور برقرار شود, و الا ما
نیز چون برادران  یوسف دروغی بیش نگفته ایم:
کاری کنیم که خداوند در یاری رساندن و پاسداری از حجتش به ما اطمینان پیدا کند و ثابت کنیم که ما در قلب و عمل ارادتمند و مخلص واقعی مهدی فاطمه(عج) هستیم
این باید هدف ما در برنامه روزانه  خودسازی مهدوی مون باشه :
کارهایی رو انجام بدیم که خدا بهمون اعتماد کنه و اذن ظهور رو بدهد
 ان شاءالله
عطای خداوندی
أُولَئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِّمَّا کَسَبُواْ وَ اللّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ (بقره202)
آنان نصیبی از آنچه کسب کرده اند خواهند داشت و خداوند سریع الحساب است
پیام :
علهذا خدابه بنده اش آنچه بخواهد می دهد، پس بکوشید جزء آن عده ای باشید که به واسطه ذکر خداوند از عطای او بهره مند می شوند، نه از کسانی که بواسطه ترک ذکر پروردگار هیچ بهره ای ندارند و خدا زود به حساب همه رسیدگی می کند،
مطلقا چه در دنیا و چه در آخرت و هیچ نفسی جز آنچه عمل کرده جزا داده نخواهد شد. (تفسیر المیزان)
http://m5736z.blog.ir/post/payam%20Qu2

قرآن و زندگی

میگن اگه چیزی از خدا می خواهی خودت اول سعی کن اون کارو در توان خودت انجام بدی
اگه از خدا روزی بیشتر می خواهی اول خودت به بقیه کمک کن، اگه رحم خدا رو می خواهی اول خودت به دیگران رحم کن.
 حالا اگه می خواهی خدا تو رو ببخشه و از گناهات بگذره، خب اول خودت بقیه رو ببخش و ازشون بگذر.
 فاعْفُوا وَ اصْفَحُوا پس ببخشید و گذشت کنید (109بقره)
 حسْبُنَا اَللّٰهُ وَ نِعْمَ اَلْوَکِیلُ خدا ما را بس است.... و چه نیکو تکیه گاهی ست....

فضیلت
 شش آیه در قرآن هست که قرائت آن باعث می شود، تمام شرور و بدیها از قرائت کننده آن دور شود و هر کدام از این آیات مشتمل بر 10 حرف قاف است:
بقره246 : أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن ..... وَ اللّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ
آل عمران181 : لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیَاء ...
نساء77 :  أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّواْ أَیْدِیَکُمْ وَ أَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَ آتُواْ الزَّکَاةَ
مائده27 : وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا...
رعد16 : قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ ...
مزمل20 : إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ ...
(مرحوم ملا احمد نراقی)

پس نگاه کن...!
ببین چه براى خود از قبل فرستاده اى؟

وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ماٰقَدَّمَتْ لِغَدٍ (حشر١٨)
نگاه کن ببین چه میکنی چه میفرستی برای فردایت فردایی که فقط من هستم و تو...
و تمام میشود همه ی دغدغه هایت
برای آزار، برای تلافی، برای تمام آنچه ذهن تو درگیر آن است، الکی!
پیامبر :
در راه خدا انفاق کنید هر چند به اندازه یک من خرما یا کمتر و یا یک مشت
و یا کمتر باشد و یا حتى به نیمى از یک دانه خرما! و اگر کسى آن را هم نیابد،
با سخنان پاکیزه، دلهائى را شاد کند،
چرا که در قیامت هنگامى که در پیشگاه خدا قرار مى گیرید
نور الثقلین ، ج۵، ص۲۹۲

اخلاق وحدت
تفرقه افکنی، هم وزن شرک...

«وَ لا تَکُونُوا مِنَ‏ الْمُشْرِکِینَ» (روم31)
 مشرک نباشید.
بعد می فرماید: «مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُم‏» (روم32)
 کسی که در دین دست آویز تفرقه می‌شود، مشرک است.
 مشرک فقط بت پرست و خورشید پرست نیست.
 ممکن است مؤمن باشد و نماز شب هم بخواند.
 اما وقتی حرف می‌زند در حرف‌هایش فتنه است.
جناح بندی می‌کند.
سر اینکه این آیت الله را اینجا خاکش کنیم یا آنجا؟ تفرقه می‌شود.
سر رفت و آمد روز عزاداری چانه می‌زنیم که حتماً از این خیابان برویم.
جالب این است که در زمان ما اسرائیل و آمریکا یعنی یهودی‌ها و مسیحی‌ها با هم شریک می‌ شوند و آنوقت مسلمان‌ ها با هم اختلاف دارند.
این خیلی بد است....
@ghuraan


کسانی که خدا را یاد نمیکنند خدا هم آن ها را فراموش میکند
 وَ لَا تَکُونُواْ کَالَّذِینَ نَسُواْ اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ‏ (حشر19)
همچون کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا نیز آنان را به خود فراموشى گرفتار کرد. آنان همان فاسقانند
خداوند در آیه ۳۴جاثیه خطاب به کافران می‌گوید: امروز شما را فراموش می‌‏کنیم همان‏‌گونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید و جایگاه شما دوزخ است و هیچ یاورى ندارید.

صحنه «انتخابات» برای برخی نامزدها، از جهاتی بی شباهت به صحنه «قیامت» نیست

 4 سال فرصت «عمل» بود و روز انتخابات، «یوم الحساب»:
وَ إِنَّ الْیَوْمَ‏ عَمَلٌ‏ وَ لَاحِسَابَ‏ وَ غَداً حِسَابٌ‏ وَ لَا عَمَل‏ (نهج البلاغه خ42)
چراکه:
کُلُّ امْرِئٍ بِما کَسَبَ رَهِینٌ؛ هر کس در گرو اعمال خویش است! (طور21)
و تنها کسانی احساس خسران می کنند که عملکردشان ضعیف باشد:
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‏؛ و هر کس میزان [اعمال‏] او سبک باشد، پس آنانند که به خود زیان زده‏اند (اعراف9)
و کسانی که در 4 سال مسئولیت خویش به جای اعتماد به خدا و وعده های او، به کدخدا و وعده های دروغش اعتماد کردند، بی شک مشمول این وعده الهی خواهند شد که:
لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًاً؛ هرگز معبود دیگرى را با خدا قرار مده، که نکوهیده و بى‏یار و یاور خواهى نشست! (اسراء22)

فخانتاهما؛ این دو زن به شوهران خویش خیانت ورزیدند. (تحریم10)
البته اینجا مقصود از خیانت العیاذبالله فحشا نیست، این امر مسلم است. به طور کلی خیانت را در مورد عهد و امانت می گویند.
اگر فحشا را هم می گوییم خیانت چون برخلاف پیمان ازدواج است، ولی پیمانی که میان همسران بسته می شود منحصر به پیمان ازدواج نیست.
زن و شوهری با یکدیگر قرار می گذارند، یکی سری به دیگری می گوید و بعد می گوید این را فاش نکن ولی او فاش می کند، این می شود خیانت.
اینها به همسران خود خیانت ورزیدند، یعنی برخلاف پیمانی که با همسران خود بستند رفتار کردند
دقیقا مثل همسر حضرت محمد و فاش کردن مطلبی که پیامبر سفارش کرده بود
که متاسفانه شیعیان انگلیسی و افراطی عایشه را به فحشا متهم می کنند که این بی احترامی به شخص پیامبر است

ویژگیهای متواضعان
و بشر المخبتین الذین اذا ذکرالله

وجلت قلوبهم و الصابرین علی ما اصابهم و المقیمی الصلاه و مما رزقناهم ینفقون (حج۳۵-۳۴)
و بشارت بده به تواضع کنندگان، آنان که چون نام خدا برده شود در دل بترسند و بدان هنگام که به آنها مصیبتی رسد، صبر کنند و نماز گزارنند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق میکنند.
۱- دلهایشان پر از خوف است نه بخاطر غضب خداوند، بلکه بخاطر کوتاهی در انجام وظایف خود.
۲-در برابر حوادث دردناکی که در زندگیشان رخ می دهد، صبر میکنند و لب به کفران نمی گشایند، ایستادگی میکنند و پیروز می  شوند.
۳- آنها نماز را بر پا می دارند.
۴- از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند و ارتباطشان با خالق جهان  با خلق خدا مستحکم است.

سُبْحَانَهُ و َتَعَالَى عَمَّا یَصِفُون.َ
بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ و َالْأَرْضِ أَنَّى یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ و َلَمْ تَکُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ
او پاک و برتر است از آنچه وصف مى کنند.
پدیدآورنده آسمانها و زمین است، چگونه او را فرزندى باشد در صورتى که براى او همسرى نبوده و هر چیزى را آفریده است.
خداوند آسمانها و زمین را آفریده است
آیا کس دیگری چنین کارى را کرده و یا قدرت بر آن را دارد تا شریک او در عبودیت شمرده شود؟
نه؛ همه مخلوقند و سر به فرمان او و نیازمند به ذات پاک او
خدایی که جهانی را از نیستی چنین بشکوه هستی می دهد آیا قابل اتکا نیست⁉️
به او توکل کنیم
که ما اگر چند سال است بندگی می کنیم او هزاران سال است خدایی می کند... (انعام۱۰۰-۱۰۱)

رحمت خداوند عزیز
پروردگار شما بخشنده و دارای رحمت است کهف58
خداوند رحمت را بر خویش واجب فرموده است انعام12
رحمت الهی واسع است و شامل هر چیزی میشود  اعراف156
 رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است اعراف56
ای کسانی که به خود ظلم کرده اید! هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید  زمر53
 از رحمت مایوس نمیشوند، مگر گمراهان حجر56
حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد  فاطر2
بسیاری از انسانها اگر بعد از سختی و شدت، رحمتی بر آنان نازل شود، ظرفیت پذیرش آن را ندارند و مشرک میشوند و آن رحمت را از دیگری میدانند روم33
اگر مردم مالک گنجینه‎ها و ذخیره‎های رحمت الهی بودند، باز هم از ترس فقر، آن را انفاق نمی‎کردند اسرا100
آیا کسی غیر از خدا رحمت را تقسیم میکند؟ زخرف32
برخی وقتی رحمتی از طرف خدا بر آنان نازل میشود، آن را حق مسلم خود و ازلی و دائمی میپندارند و قیامت را انکار میکنند و گمان میبرند در آخرت هم همین رحمت را خواهند داشت فصلت50
رحمت پروردگارت از آنچه جمع میکنند، بهتر است زخرف 32
رحمت کردن به بندگان از فلسفه های خلقت است هود119
جز از طریق رحمت الهی، راهی برای رهایی از شر نفس اماره نیست یوسف53
رویش گیاهان در فصل بهار از آثار رحمت الهی روم50 
ای کسانی که ایمان آورده‎اید! تقوای الهی پیشه کنید و به رسول او هم ایمان آورید تا خداوند دو بهره و نصیب از رحمتش را به شما کرامت ‎فرماید  حدید28

چرا ائمه و بزرگان برای این آیه‌ها اینجوری گریه می‌کنند ولی در ما هیچ اثری نداره؟
و جی‏ءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّکْرى‏ (فجر، 22)
و در آن روز جهنم را حاضر مى ‏کنند؛ در آن روز انسان متذکّر می‌شود(که چه اشتباهاتی مرتکب شده)؛ امّا این تذکّر چه سودى براى او دارد؟
نکته:
ما هم این آیه‌ها رو حتی با ترجمه اون میخونیم، ولی تحول خاصی در ما صورت نمیگیره...؟
فقط یه احتمال داره و اون اینه که اونها چیزهایی رو فهمیدن که ما نفهمیدیم،
حقیقت‌هایی رو از قیامت درک کردن که ما درک نکردیم
در واقع ماهم از قیامت میدونیم، ولی گویی که نمیدونیم
از اخبار قیامت به ما هم رسیده، ولی با اعماق وجود، درک نکردیم

4 ذکر قرآنی از حدیث امام صادق علیه السلام
سخنان استاد مهدی قاسمی در مسجد محمدیّه
1. حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل
(زمان ترس)
نتیجه : نعمت عافیت میدهد و بدی را دفع می کند
2. لا اِلهَ اِلّا اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین
نتیجه : نجات از غم مومنین
دلالت بر وجود امام زمان عجلی الله تعال فرجه الشریف
پیام : تبرئه خدا و اتهام بنده (اِنّی) اِن اَحسَنتُم اَحسَنتُم لِاَنفُسِکُم وَ اِن اَسَأتُم فَلَها
3. اُفَوِّضُ اَمری اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرُُ بِالعِبادِ
واگذاری امور به خدا و تدبیر خداوند
نتیجه : در امان بودن از مکر و حیله
نجات موسی از فرعون
4. ماشاءَ الله لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ
از خدا خوبی ها و نعمت ها را خواستن فرزند ثروت دنیا و تسلیم در مقابل خواست خداوند
نتیجه دفع از آفات

گویی که ما هوای نفس نداریم
و از وسوسه شیطان در امانیم ...


گاه گنهکاری را می بینیم و می گوییم چگونه توانسته چنین گناهی را مرتکب شود⁉️
حضرت یوسف فرمود: إنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوء إِلَّا ما رَحِمَ رَبی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ (۵۳ یوسف) «من خود را مبر ّی  نمیدانم اگر خدا به من رحم نمی کرد وسوسه ی زلیخا دامن مرا می گرفت»
 و این یعنی پیامبر هم که باشی باز نباید به خود مطمین باشی بلکه باید از خود ترسان باشی❗️
بارها حضرت محمد(ص)  را می دیدند که نیمه های شب ، در سجده با چشمان گریان می فرمود :
اِلهی لاتَکِلنی اِلی نَفسی طَرفَةَ عَینِِ اَبَدََا
خدایا ! یک چشم برهم زدن مرا بخودم وا مگذار !
آری ... هیچ کس نباید خود را پاک و مصون از خطا بداند ❗️
به راستی اگر خدا یک لحظه ما را به خودمان واگزارد کارمان به کجا خواهد کشید⁉️
از خدا بخواهیم که به ما رحم کند... که تنها جای مطمین
زیر سایه ی رحمت خداست
آنجاکه باشی سقوط نخواهی کرد...
همیشه زیر سایه ی رحمت خدا باشید

کلید خوشبختی و سعادت در قرآن

کلید اول:
عبادت و نماز خاشعانه
قرآن مجید یکی از ویژگی های مۆمنان رستگار را خشوع در نماز معرفی می نماید:
قَدْ اَفْلَحَ الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ[مومنون2-1] به تحقیق رستگار شدند مۆمنان، آنان که در نمازشان خشوع دارن».
کلید دوم:
نزدیکی به لغویات ممنوع
وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ [مومنون3] و آنها که از لغو و بیهودگى روى‏گردانند»
کلید سوم:
از پرداخت زکات امتناع نمی‌کند
وَ الَّذینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ [مومنون4] و آنها که زکات را انجام مى‏دهند».
کلیدچهارم:
از آلودگی بی عفتی بدورند
از جمله زیبا ترین مولفه ها و شاخص های افراد رستگار و سعادتمنددر فرهنگ قران دوری از بی عفتی و روابط نامشروع است.
خداوند متعال در این خصوص می فرماید:
وَالَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ [مومنون5] و آنها که دامان خود را (از آلوده‏ شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏کنند
کلید پنجم:
توبه و رجوع به درگاه الهی دارند
شاید زندگی کردن بدون گناه کار سختی باشد ولی یقیناً غیر ممکن نیست
ولی با این حال اگر انسان در حیات دنیوی خود مرتکب فعل حرامی شد نباید درهای رحمت الهی را به روی خود بسته ببیند
چرا که این باور خود از بدترین گناهان به حساب می آید در منطق قرآن کسانی که به سوی خدای متعال بازگشت می‌کنند رستگارند
و تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون [نور31] و همگى بسوى خدا بازگردید اى مۆمنان، تا رستگار شوید!
کلید ششم:
رعایت تقوای الهی
رعایت تقوای به این معنا ست که انسان متقی دارای صفتی می شود  که او را از گناه و نافرمانی خداوند متعال، باز می‌دارد و بر طاعت و بندگی او برمی‌انگیزد
خداوند متعال در وصف و سرانجام تقوای الهی می فرماید:
فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [مائده100] از (مخالفت) خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، شاید رستگار شوید!

سه بیت
      سه نگاه
           سه برداشت:

موسی خطاب به خداوند در کوه طور میگوید:
اَرَنِی ( خود را به من نشان بده)
خداوند میفرماید:
لَن تَرانِی ( هرگز مرا نخواهی دید)
برداشت سعدی:
چو رسی به کوه سینا اَرِنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب " لَن تَرانی "
برداشت حافظ:
چو رسی به طور سینا اَرِنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب " لَن تَرانی "
برداشت مولانا:
اَرِنی کسی بگوید که تَرَی ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه " تَرَی" چه " لَن تَرانی "
  
چنانچه شما در دنیا این روز را فراموش کرده بودید
و هر کاری که دلتان خواستید می کردید
امروز هم ما شما را فراموش می کنیم
و باکی نداریم چه بر سرتان بیاید.
وَ قِیلَ الْیَوْمَ نَنسَاکُمْ کَمَا نَسِیتُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هذا (جاثیه34)
انسان در دنیا وقتی دچار یک بلای عظیم می شود مثل سیل و زلزله و غرق شدن در دریا و ... فوری متوجه خدا می شود تا از رحمت خدا استفاده کند و از  این بلا مرتفع گردد،
اما در جهنم، اهل عذاب مایوس از رحمت خداوند هستند؛ زیرا جهنم را خداوند با غضبش خلق کرده
و خودش فرموده که : ما امروز شما را فراموش می کنیم و این یاس از رحمت خدا بزرگترین عذاب روحی برای اهل جهنم است.
پناه بر خدا از نا امیدی؛ چگونه است انسان روزی که خدا او را نا امید کرده ؟ کجا پناهنده شود...
بعضی از زندانیان دنیا که امید به عفو و بخشش دارند فشار روحیشان کمتر از کسانی است که به زندان ابد، آن هم چندین حبس ابد محکوم شده اند، می باشد.
و روی همین حساب است که حضرت امیرالمومنین علیه السلام در دعای کمیل می فرماید:
«صبر بر عذاب، آسانتر از صبر بر دوری از رحمت خداوند است.»

حضرت زهرا س در قرآن
ﺩﺭ ﺳﻮﺭﻩ ﺷﻮﺭﯼ ﺁﯾﻪ‌ﯼ 23 ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ
ﻗﻞ ﻻ‌ ﺃﺳﺄﻟﮑﻢ ﻋﻠﯿﻪ ﺃﺟﺮﺍ ﺍﻻ‌ ﺍﻟﻤﻮﺩﻩ ﻓﯽ ﺍﻟﻘﺮﺑﯽ
ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﺎﻟﺘﻢ ﺍﺟﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺟﺰ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﻦ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ
ﺍﺑﻦ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ، ﺑﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺩﺕ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺍﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﮐﯿﺴﺘﻨﺪ؟
ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻋﻠﯽ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺣﺴﯿﻦ » ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩ.
ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺳﯿﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺩﻣﺸﻖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:« ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍﺣﺖ ﮐﺮﺩ.
ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺍﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻗﺮﺁﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ‌ﺍﯼ؟»
ﮔﻔﺖ:« ﺑﻠﻪ »
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ‌ﺍﯼ:
ﻗﻞ ﻻ‌ ﺃﺳﺄﻟﮑﻢ ﻋﻠﯿﻪ ﺃﺟﺮﺍ ﺍﻻ‌ ﺍﻟﻤﻮﺩﻩ ﻓﯽ ﺍﻟﻘﺮﺑﯽ؟
ﮔﻔﺖ: « ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ‌ﺍﻡ.
ﻓﺮﻣﻮﺩ:« ﺍﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﺴﻢ، ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ، ﻣﺎ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺑﻪ ﺣﻖ ﺟﺪﻣﺎﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﺍﻭ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ.
بحارالانوار

قرآن می‌فرماید: انَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ (بقره/37)
 در قرآن 57 مرتبه گفته شده است که من رحمن هستم یعنی شما را می‌بخشم. 
خدا در قرآن 145مرتبه فرموده است که من رحیم هستم.
 یعنی شما را می‌بخشم.
خداوند 200 مرتبه در قرآن فرموده است ودود هستم
 یعنی دوستتان دارم.
 بارها گفته است:
«یحب التوابین»
 توبه کنندگان را دوست دارم. شما را می‌بخشم.
نزد خودم بیا و به کسی نگو. پس خدا خیلی مهربان است.
تادیر نشده از او عذر خواهی کنیم

انسان از چه چیز آفریده شده؟
 سجده آیه8
ثمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِینٍ 
سپس [تداوم] نسل او را از چکیده آبى پست مقرر فرمود
انسان آیه2
إنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا
همانا ما انسان را از نطفه ‏اى آمیخته (از نطفه مرد و زن) آفریدیم تا او را بیازماییم، پس او را شنوا و بینا گردانیدیم.
طارق آیات5و6
فلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ
خُلِقَ مِن مَّآءٍ دَافِقٍ
پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است از آب جهنده‏اى خلق شده
یس آیه77
أوَلَمْ یَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ‏
آیا انسان ندید (و نیاندیشید) که ما او را از نطفه ‏اى (بى مقدار) آفریدیم؟
 پس اینک ستیزه جویى آشکار شده است.

عمّومیت زوجیّت در جهان
زوجیت، مسأله ای عمومى و فراگیر در عالَم است و نظام آفرینش بر اساس زوجیّت است؛
قرآن کریم بیان فرموده که:
وَ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ؛ و از هر چیز دو زوج آفریدیم‏ (ذاریات49)
یکى از معجزات علمى قرآن، بیان قانون زوجیّت در همه چیز است؛ از گیاهان، حیوانات، انسان‏ ها و موجوداتى که نحوۀ زوجیّت آنها براى بشر ناشناخته است
قرآن کریم به همۀ این موارد اشاره نموده:
1. زوجیت در طبیعت:‏
وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ‏ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى؛ و از آسمان آبى فرستاد، پس به واسطه ‏ى آن، انواع زوج ‏هاى گوناگون گیاهان را (از خاک) بیرون آوردیم (طه53)
در این آیه شریفه به زوجیت نباتات اشاره شده که توجّه به قانون زوجیّت در گیاهان، از معجزات علمى قرآن کریم است. 
2. زوجیّت‏ در حیوانات‏:
وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً؛ و از چهار پایان نیز جفت‏ هایى قرار داد (شورى11)
3. زوجیّت در انسان:
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ‏ لَکُمْ‏ مِنْ‏ أَنْفُسِکُمْ‏ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها...؛ و از نشانه ‏هاى او آن است که از جنس خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید... (روم21)
4. زوجیّت مصادیق ناشناخته و نامعلوم:
سُبْحانَ الَّذِی خَلَقَ‏ الْأَزْواجَ‏ کُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یَعْلَمُونَ ؛منزّه است خدایى که تمام زوج‏ ها را آفرید، از آن چه زمین مى‏ رویاند و از خود مردم و از آن چه نمى‏ دانند ( یس36)
با توجه به آیات شریفه، زوجیت در عالم و از جمله برای انسانها از ضروریات بوده و نیاز به زوج برای انسان از مسائل طبیعی است که باید به آن توجه شود.



3 آفت
3 راه حل قرآنی

آفت اول : اگر مبتلا به شهوت شدی
راه حل : در نمازت تجدید نظر کن حتما دچار سهل انگاری در نماز شده ای
آیه : فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا آنگاه پس از آنان جانشینانى به جاى ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوسها پیروى کردند و به زودى [سزاى] گمراهى [خود] را خواهند دید(مریم59)
آفت دوم : اگر احساس بدبختی و عدم توفیق کردی
راه حل : در رابطه ات با مادرت تجدید نظر کن
آیه : وَ بَرًّا بِوَالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است (مریم32)
آفت سوم : اگر احساس تنگی و سخت شدن زندگی کردی
راه حل : رابطه ات با قرآن درست کن
آیه : وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏کنیم (طه124)

معرفی قیامت توسط قرآن  ⁉️
روزی که مردم همچون مستان، گیج و مبهوت میشوند (حج2)
روزی که انسان فریاد میزند راه فرار کجاست؟ (قیامت10)
روزی که دلهره به قدری است که زنان باردار سقط می کنند (حج)
روزی که مجرم حاضر است که همه چیز و همه کس فدا شوند تا او نجات یابد ( رعد18 )
روزی که هیچ واسطه و رابطه ای در کـار نیست (بقره254)
روزی که هر جوانی به خاطر سختی ها پیر می شود (مزمل17)
روزی که انسان حتی از نزدیکترین افراد، همچون پدر و مادر و فرزند و همسرش فرار و تنها به فکر نجات خودش می باشد (عبس34)
روزی که جز مؤمنان با تقوی، دوستان هم، هرکدام برای دیگری دشمن میشوند ( زخرف67)
روزی که تنها آرزوی انسان مردن است ولی از مرگ خبـری نیست ( ابراهیم 16 ) 

وَ مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (انعام۳۲) و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست و قطعا سراى بازپسین براى کسانى که پرهیزگارى مى‏کنند بهتر است آیا نمى‏اندیشید
پیام آیه : آیه به موقیعت زندگی دنیا در برابر زندگی آخرت اشاره می کند آنها که دل به دنیا می بندند ،مثل کودکان هوس بازی هستند که یک عمر به بازی و سرگرمی می پردازند و دل خوش به چیزهای واهی مانند مقام ثروت و.....می شوند و از متن زندگی حقیقی بی خبر می مانند
اما زندگی آخرت حقیقی و فنا ناپذیر است و نعمتهایش ابدی بوده و آمیخته با درد و رنج نیست
این زندگی برای متقین است چون آنها فقط در جستجوی حیات حقیقی و جاویدان بودند .
چون درک موقیعت دنیا و آخرت از پشت مظاهر فریبنده دنیا تنها برای اندیشمندان و عقلا امکانپذیر است

در پناه ماندن از زلزله
  إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً (فاطر41)
همانا خداوند آسمان‏ها و زمین را از زوال (و سقوط و خروج از مدار) نگاه مى‏دارد، و اگر زوال پذیرند (و از مدار خارج شوند) احدى جز او نمى‏تواند آنها را نگاه دارد؛ البتّه او بردبار و آمرزنده است.

دستگیره و حلقه محکم.
«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‌ّ فَمَنْ یکْفُرْبِالطّاغُوتِ وَیؤْمِنْ‌بِاللَّهِ فَقَدْاِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی لَا انْفِصامَ لَها وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (بقره256)
«در قبول دین، اکراهی نیست؛ زیرا راه درست از راه انحرافی، روشن شده. بنابراین، هرکس به طاغوت (بت و شیطان و هر موجود طغیان‌گر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست».
«وَمَنْ یسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَة الْوُثْقی وَ إِلَی‌اللَّهِ عاقِبَةُالْأُمُورِ»؛ (لقمان22) «هرکس روی خود را تسلیم خدا کند در حالی که نیکوکار باشد، به دستگیره و تکیه‌گاه محکمی چنگ زده؛ و عاقبت همه کارها به سوی خداست»
رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرمؤمنان‌علیه السلام فرمود: «أَنْتَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی الَّتِی لَانْفِصامَ لَها» (کشف الیقین، ص 466؛ طرائف، ج 2، ص 521.)
«تو همان دستگیره_محکم الهی هستی که هیچ گسستی ندارد».
چنان‌که خود آن حضرت فرمود: (أَنَا الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَکَلِمَةُ التَّقْوی) (امالی صدوق، ص 38؛ بحارالانوار، ج 39، ص 335.)
«من دستگیره محکم و کلمه تقوای الهی هستم».
و در زیارت آن حضرت گفته می‌شود: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلی عَبْدِکَ وَأَمِینِکَ الْأَوْفی وَعُرْوَتِکَ الْوُثْقی ؛( بحارالانوار، ج 97، ص 307؛ مفاتیح الجنان، زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین..)
«خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بر بنده‌ات که امین باوفا و دستگیره محکم توست

حَبطِ عمل

اینطور نیست که اعمال خوب در یک ستون و اعمال بدمان در ستون دیگری محاسبه شود
بلکه تاثیر دوجانبه دارد و روی هم اثر می گذارند
1. کفر ورزیدن : وَ هُوَ کَافِرٌ فَأُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ
2. شرک : لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ
3. تکذیب آیات : وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَ لِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ
4. نماز : وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ
5. ترک گناهان کبیره : إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ
توبه . همه بدیها را از بین میبرد
6. صدقه پنهانی : إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوهَا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئَاتِکُمْ

از نظر عقلی باید باچه کسانی و چگونه مشورت کرد؟

ْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ  اَلْمُتَوَکِّلِینَ  ﴿۱۵۹﴾آل عمران
باهم مشورت کنید و هنگامیکه تصمیم به انجام ان گرفتید به خدا توکل کنید.
عقلا باید مشورت چگونه باشد.
اولا طرف شناخت کافی از ما داشته باشد حداقل در موردی که داریم با او مشورت میکنیم و اگر ندارند اول گوش دهد ببیند طرف چه گونه است و به چه میخواهد برسد
نه اینکه براساس اینکه همه عموم مردم چه میکنند او را هم مثل انها بداند شاید برخی جز خواصی باشند که اصلا زندگی مادی براشون اهمیت نداشته باشه
و یا چیزی که میخواد اونی نباشه که اون طرف فکر میکنه
مثال:
پزشک هم با دیدن ظاهر طرف قضاوت نمیکنه واگر با دین طرف از دور و به محض ورودش نظر داد و نسخه نوشت هرگز ما ان را قبول نداریم
پس اول طرف را و بیماریش را باید شناخت بعد دارو داد
در مشورت هم اول باید فهمید که طرف چی میخواهد و چگونه انسانی هست بعد مشورت داد.

حکمتها ، نکات ناب
هروقت گرفتار مے شویم ...مےگوییم خدا ...
چقدر خوب است وقتے هم ڪہ ڪارے نداریم خدا را صدا بزنیم
هر وقت ڪہ سرت بہ درد آید
نالان شوے و سوے من آیے
چون درد سرت دوا بدادم
یاغے شوے و دگر نیایے
قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ اَلشّٰاکِرِینَ  ﴿انعام۶۳﴾
بگو چه کسى شما را از تاریکیهاى خشکى و دریا مى‏رهاند در حالى که او را به زارى و در نهان مى‏خوانید که اگر ما را از این [مهلکه] برهاند البته از سپاسگزاران خواهیم بود

تمثیلات
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: «بشکن و بخور و برای من دعا کن.»
بهلول گردوها را شکست و خورد ولی دعایی نکرد. آن مرد گفت: «گردوها را می‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»
بهلول گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»
 اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ ثُمَّ لاٰ یُتْبِعُونَ مٰا أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لاٰ أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لاٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ  ﴿۲۶۲﴾بقره
کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، سپس در پى آنچه انفاق کرده‏اند، منّت و آزارى روا نمى‏دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است‏، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‏شوند
تمثیلات
حواسمان باشد ... داریم به سمتی می رویم که :
بی حیایی ... (مد)
بی آبرویی ... (کلاس)
دود ... (تفریح)
رابطه با نامحرم ... (روشن فکری)
گرگ بودن ... (رمز موفقیت)
بی فرهنگی ... (فرهنگ)
و پشت به ارزشها و اعتقادات نشانه رشد و نبوغ است
مواظب باشیم به بیراهه کشیده نشیم
و الّا حیوانات در محیط عریان و ناخن هاشون بلند و ....
باید رنگ خدایی به خود و زندگیمان بزنیم
 صِبْغَةَ اَللّٰهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اَللّٰهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عٰابِدُونَ  ﴿۱۳۸بقره﴾
این است نگارگرى الهى و کیست ‏خوش‏نگارتر از خدا و ما او را پرستندگانیم

مراقب باش❗️
با هرکس بنشینیم رنگ و بوی او را میگیریم
ندیدی در قرآن یکی از ناله های اهل جهنم همنشینی با رفیق های ناباب است.❗️
یَا وَیْلَتَىٰ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا (فرقان28)
ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!


مَنْ ذَا اَلَّذِی یُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً کَثِیرَةً وَ اَللّٰهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۴۵﴾بقره
تفسیر کوتاه آیه
کسے که به برادر دینے خود قرض دهد  براے اینکہ خشنودی خداوند را  بدست آورد در واقع بہ خداوند قرض داده و خداوند چند برابر ان را در دنیا یا آخرت به عطا خواهد کرد.
خداوند چون روزی مار در دست اوست پس تنگدستی و پولدار بودن ما هم در دست اوست و میتواند به خاطر قرض یا ببخششی که در راه او انجام میدهیم وند برابر آن را به ما بدهد یا در اخرت
پاداشی را به ما بدهد که از انچه که در دنیا به خاطر خدا داده ایم به مراتب بهتر و والاتر باشد و مقصد کل هستی و انسان به سوی اوست و به او باز خواهیم گشت
نکات ناب آیه
۱_ خداوند قرض دادن به برادر دینی را مستحب میداند.
۲_قرض دادن به دیگری با نیت الهی در واقع قرض دادن به خدا معرفی شده است تا ما را تشویق به این کار کرده و مطمئن باشیم سود ان به هودمان باز میگردد.
۳_خداوند کار و قرضی که در راه او انجام شود را با پادش چند برابر جبران میکند.
۴_روزی و تنگدستی و گشاده دستی  ما به دست خداست.
۵_همه ما به سوی خدا رهسپاریم و باید برای خشنودی و پاداش الهی کار کنیم

صحنه «انتخابات» برای برخی نامزدها، از جهاتی بی شباهت به صحنه «قیامت» نیست

 4 سال فرصت «عمل» بود و روز انتخابات، «یوم الحساب»:
وَ إِنَّ الْیَوْمَ‏ عَمَلٌ‏ وَ لَاحِسَابَ‏ وَ غَداً حِسَابٌ‏ وَ لَا عَمَل‏ (نهج البلاغه خ42)
چراکه:
کُلُّ امْرِئٍ بِما کَسَبَ رَهِینٌ؛ هر کس در گرو اعمال خویش است! (طور21)
و تنها کسانی احساس خسران می کنند که عملکردشان ضعیف باشد:
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‏؛ و هر کس میزان [اعمال‏] او سبک باشد، پس آنانند که به خود زیان زده‏اند (اعراف9)
و کسانی که در 4 سال مسئولیت خویش به جای اعتماد به خدا و وعده های او، به کدخدا و وعده های دروغش اعتماد کردند، بی شک مشمول این وعده الهی خواهند شد که:
لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًاً؛ هرگز معبود دیگرى را با خدا قرار مده، که نکوهیده و بى‏یار و یاور خواهى نشست! (اسراء22)


در ۳ مورد قرآن تعبیر «لَا رَیْبَ فِیهِ» را بیان کرده است
 ذَلِکَ الکِتَبُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِّلْمُتَّقِینَ‏ (بقره2)
 آن کتاب (با عظمت که) در (حقّانیت) آن هیچ تردیدى راه ندارد، راهنماى پرهیزگاران است.
اولین حقیقتی که قرآن کریم آن را غیر قابل تردید می‌داند «وجود خداوند» است
پیامبرانشان گفتند مگر درباره خدا پدید آورنده آسمانها و زمین تردیدى هست او شما را دعوت مى‏‌کند تا پاره‌‏اى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و تا زمان معینى شما را مهلت دهد گفتند شما جز بشرى مانند ما نیستید مى‏‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان مى‏‌پرستیدند باز دارید پس براى ما حجتى آشکار بیاورید»(ابراهیم/۱۰)
پیامبران الهی به مخاطبان خود می‌گفتند آیا وجود خداوند قابل تردید است؟ وجود خداوند از نظر قرآن قابل تردید نیست و اگر کسی عقل داشته باشد نمی‌تواند به حقانیت خداوند شک کند.
دومین چیزی که از نظر قرآن قابل شک نیست خود «قرآن» است.
در چندین آیه حقانیت قرآن مطرح شده است « تَنزِیلُ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِینَ: نازل شدن این کتاب که هیچ [جاى] شک در آن نیست از طرف پروردگار جهان‌هاست»(السجده/۲)
 بیش از ۱۴۰۰سال است که قرآن فرموده است اگر می‌توانید آیه‌ای چون قرآن بیاورید  و چنان نیست که این قرآن از جانب غیر خدا [و] به دروغ ساخته شده باشد بلکه تصدیق [کننده] آنچه پیش از آن است مى‏‌باشد و توضیحى از آن کتاب است که در آن تردیدى نیست [و] از پروردگار جهانیان است»(یونس/۳۷).
سومین چیزی که در قرآن غیرقابل شک است «قیامت» است.
 پس چگونه خواهد بود [حالشان] آنگاه که آنان را در روزى که هیچ شکى در آن نیست گرد آوریم و به هر کس [پاداش] دستاوردش به تمام [و کمال] داده شود و به آنان ستم نرسد»(آل‌عمران/۲۵)
 قرآن می‌فرماید: «امکان ندارد انسان در روز قیامت تعقل کند و آن را نپذیرد»


1. اصول سه‏ گانه اعتقادى

 اصول سه‏ گانه اعتقادى گاهى در یک سوره مطرح است، چنان که در سوره مبارکه (یس) آمده است؛ «نبوّت» در ابتداى سوره بیان شده است؛ «انّک لمن المرسلین»، مبدأ و معاد نیز پایان آن؛ «فسبحان الّذى بیده ملکوت کل شى‏ء و الیه ترجعون» (یس/83)
گاهى نیز این سه اصل اعتقادى در یک آیه مطرح شده است؛ «ءامن الرّسول بما أنزل إلیه من ربّه و المؤمنون کلّ ءامن باللّه و ملئکته و کتبه و رسله لا نفرّق بین أحد من رسله و قالوا سمعنا و أطعنا غفرانک ربّنا و إلیک المصیر» (بقره/285)، که جمله‏ى «کلّ ءامن باللّه» ناظر به توحید و جمله‏ «لا نفرّق بین أحد من رسله» بیان کننده نبوت و جمله «و إلیک المصیر» اشاره به معاد است

2. عدم شک در مبدأ و معاد
قرآن کریم شک و ریب را از سه امر نفى کرده است: خداوند، قیامت، قرآن کریم! آنگاه، براى کسانى که احیاناً شک و تردیدى دارند، بدین شرح استدلال مى‏ کند:
1. در وجود ذات خداوند متعال هیچ شکى نیست؛ «أفى اللّه شک». زیرا او پدید آورنده نظام هستى است؛ «فاطر السّموات و الأرض». (ابراهیم،10)
2. در معاد و روز قیامت نیز جاى هیچ شکى نیست؛ «ربّنا انّک جامع النّاس لیوم لاریب فیه» (آل عمران،9) زیرا خداوند انسان را از خاک آفرید؛ «یا أیّها النّاس ان کنتم فى ریب من البعث فإنّا خلقناکم من تراب» (حج،5)
3. در قرآن کریم هیچ شکى نیست که از ناحیه خداست؛ «لاریب فیه هدى للمتّقین» (بقره،2) زیرا تحدى مى‏ کند و مى‏ گوید: اگر شک دارید، سوره ‏اى همانند قرآن بیاورید؛ «إن کنتم فى ریب مما نزّلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثله» (بقره،23)

#هزار_و_یک_نکته_از_قرآن_کریم (نکته 3)

3. فطرت خدا آشنا
قرآن کریم انسان را داراى فطرتى خداخواه و خداشناس معرفى مى ‏کند؛ «فطرة اللّه الّتى فطر النّاس علیها لاتبدیل لخلق اللّه» (روم،30) تا فطرت او بیدار است، وى خداگرا و خداجوست، و همه هستى و دارایى‏ هایش را از او مى‏ داند؛ لیکن گاهى بر اثر غفلت از حقیقت خویشتن، به اسباب مادى دل مى‏بندد و در نتیجه، از پروردگارش غافل مى‏گردد و در این صورت، اگر به سختى و مصیبتى گرفتار شود، ناامید و مضطرب خواهد شد؛ «و اذا أنعمنا على الإنسان أعرض و ناء بجانبه و إذا مسّه الشّرّ کان یؤساً» (اسراء،83)
بنابراین، انسان دو حال دارد: فطرى و عادى؛ بر اساس هوشیارى فطرى، چه در آسایش و رفاه، چه در سختى و بلا، دل سوى خدا دارد و بر پایه غفلت از فطرت، به نعمت‏ هاى دنیوى مثل مال و جاه و فرزندان سرگرم است، لیکن حوادث تلخ مى ‏تواند او را از خواب غفلت بیدار کرده و با خداى خویش آشنا سازد؛ «و اذا مسّکم الضّرّ فى البحر ضلّ من تدعون الاّ ایّاه» (اسراء،67) و نیز «و اذا مسّ الانسان الضرّ دعانا لجنبه». (یونس،12؛ المیزان، ج 13، ص 186)
 
4. شکوفایى فطرت به هنگام خطر
«هو الذّى یسیّرکم فى البرّ و البحر... و ظنّوا أنّهم أحیط بهم دعواللّه‏ مخلصین له الدّین» (یونس،22)
 خداوند کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى ‏دهد .... زمانى که سرنشینان کشتى در محاصره بلا گرفتار مى ‏شوند، خداوند را با اخلاص مى‏ خوانند.
شخصى خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: دلیلى بر وجود خداوند متعال بیان کنید. حضرت فرمودند: آیا هنگامى که کشتى دچار موج دریا شده، در حال سفر با آن بوده‏ اى؟ گفت: آرى. آنگاه پرسیدند: آیا در آن لحظه، قلب تو به جایى متوجه شد، ناله و دعا کردى؟ گفت: آرى. حضرت فرمودند: خداوند همان کسى است که در آن لحظه به آن متوجه شدى. (تفسیر کبیر، ج17، ص67)


الف – دشنام  (فحش دادن):
وَ لاَ تَسُبُّواْ دشنام نگویید
حال مگر شعار "مرگ بر امریکا"، دشنام و فحش است؟
آیا خداوند سبحان [العیاذ بالله] در آیاتی که خودش «مرگ بر» فرموده، دشنام داده است؟!
ب – مرگ بر:
مرگ، رسیدن اجل و پایان است و شعار «مرگ بر» به معنای آرزو و امید فرا رسیدن، پایان و اجل یک جریان می‌باشد. خب، حالا ما چه آروز کنیم؟
آرزو کنیم که حیات مستکبرانه‌ی ظلم و جور جهانی، هم چنان مستدام باشد؟! هَیهات مِنّ الذّلة.
ج – شعار مبتنی بر آیه:
شعار ژرف، اثر بخش، بیدار کننده و جرأت آفرین «مرگ بر امریکا»، عین آیات قرآن
«قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَکْفَرَهُ» «قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ» «قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ» همه شعار «مرگ بر»هایی است
که خداوند متعال به ما تعلیم داده است.
امریکا، انگلیس، اسرائیل، متحدان اروپایی و عربی نیز مصداق بارز آنها در عصر ما هستند.

قرآن سر نیزه:
نوکران و خبیث‌های داخلی، برای ما قرآن نخوانند .
کفر، شرک و نفاق خود را حمل بر آیات قرآن کریم ننمایند .
ادای معاویه و عمرو عاص را در جنگ صفین که که قرآن بر سرنیزه کردند در نیاورند.
چرا که قرآن همان قرآن اسلام همان اسلام ولایت همان ولایت ... معاویه‌ها همان‌ها هستند
اما دیگر آن دوران نیست. و مردم همان مردمِ عوام که فرق علی و معاویه را ندانند نمی‌باشند.
دوران ما، عصرِ بیداری اسلامی است و ام‌القرای آن در جهان ایران است.
شیطان کارش را خوب بلد است. هوشیار و بصیر باشیم. "مرگ بر آمریکا"

 دعای عهد میخوانیم اما باز عهد میشکنیم و با گناهمان مانع ظهور اوییم . . .

وعده اللهی که حق است و قرار بر آمدن اوست.
تأخیر این روز وصال برای آن است که ما راست نمی گوییم که خواهان رسیدن به او هستیم !
اگر راست می گفتیم حالا سرمان در دامان امام زمانمان بود . .
در بین ما کسانی بودند که راست گفتند و سر بر دامان امام زمانشان گذاشتند و آنها را به اسم شهید میشناسیم . . . . .
مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا﴿۲۳﴾
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.

 

أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب 
دنیا نمیگذرد
این ماییم که رهگذریم
پس در هر طلوع و غروب
زندگی را احساس کن
مهربان باش
مهر بورز
 محبت کن
شاید فردایی نباشد
شاید باشد و ما نباشیم...

سلمان ! یا پسر نوح پیامبر؟!
در صور قیامت که دمیده شود و محکمۀ عدل الهی که اقامه گردد، نه رابطه ای در کار است و نه فامیل بازی و نسبتهای ژنتیکی کارساز است برای نجاتمان؛
فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ [مومنون101]
در مرام خدا و قرآن، فقط عمل و ایمان است که حرف اول و آخر را میزند!
قالَ: یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ، إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح‏ [هود46]؛
پس بجای تکیه کردن به این و آن،
و دلگرم شدن به نسبت های دنیایی که با خوبان داری، دست بکار شو و توشه ای مهیا کن، برای روزی که تمام این نسبت ها و روابط برداشته میشود به دستور خداوند! روز حساب!


قٰالَ یٰا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمٰائِهِمْ فَلَمّٰا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمٰائِهِمْ قٰالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مٰا تُبْدُونَ وَ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ ﴿۳۳﴾بقره
 فرمود: «اى آدم، ایشان را از اسامى آنان خبر ده.» و چون [آدم ] ایشان را از اسماءشان خبر داد،
فرمود: «آیا به شما نگفتم که من نهفتهء آسمانها و زمین را مى دانم؛ و آنچه را آشکار مى کنید، و آنچه را پنهان انجام می دهید
 ۱_خداوند علمی را به ادم ع آموخت که سبب برتری او بر ملائکه است
۲_خداوند از همه چیز آگاه است
۳_خداوند به همه آنچه که ما اشکارا انجام می دهیم یا پنهانی اگاه است پس عصیان او نکنیم
تفسیر نور و المیزان

اسراف ممنوع
وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ ﴿یونس83﴾
زیرا فرعون، برتری‌جویی در زمین داشت؛ و از اسرافکاران بود!
باید دانست حاکمی که مسرف شد نه تنها واجب الاطاعه نیست بلکه خود و پیروانش در دوزخ خواهند بود مانند فرعون
وَ لَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ ﴿شعرا151﴾
و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید!
انچه که از سیره امیرالمومنین در دست است
1-سر قلم ها را تیز کنید
2-کلمات را ریز بنویسید
3-از نوشتن القاب پرهیز کنید
4-بین سطور در نامه نگاریهای خود زیاد فاصله قرار ندهید
5-در مرکب لیقه بیندازید
تمام این احکام فقط به خاطر اینکه بیت المال تحمل خرج اضافی در مرکب را ندارد
به گمانم همین یک سیره کفایت میکند

هدف از تلاش

  یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ (انشقاق6)

ای انسان تو با تلاش فراوان به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد.

 پیام آیه: حرکت به سوی پروردگار به چه معناست؟

آیا این که ما انسان ها همواره به دنبال پیشرفت و کمال هستیم، نوعی حرکت به سوی آن کمال بی نهایت نیست؟

هدف از همه ی تلاش های ما در زندگی رسیدن به کمال است اما برخی به غلط گمان می کنند رسیدن به قدرت و پول آنان را به کمال می رساند

همه ی ما خدا را ملاقات خواهیم کرد اما مومنان جلوه ی رحمت و کافران جلوه ی خشم او در می یابند

دین تحمیلی نیست

لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ
 چرا در آیه الکرسی می فرماید هیچ اکراه و اجباری در دین نیست اما در بسیاری از آیات دیگر خصوصا در سوره توبه مکرر آمده که با دشمنان کارزار کنید تا به دین خدا درآیند؟
 پاسخ: اصل کلی همان است که در آیه الکرسی آمده یعنی جنس اکراه در دین راه ندارد زیرا اکراه دین را نقض می کند. یعنی آن کس که دینی به او تحمیل شود در حقیقت دینی ندارد

 اما آیاتی که در آنها فرمان نبرد و مقابله و مقاتله با کفار آمده، مقصود کافرانی است که به حقوق مسلمانان تجاوز کرده و به روی آنها شمشیر کشیده اند و به آنها کافر حربی گویند
 بدیهی است هر انسانی از حق دفاع برخوردار است اگر کافران دست از تقابل برداشته و اعلام صلح کردند شما هم بپذیرید و دست از تقابل بردارید زیرا تجاوز از جانب آنها بوده

در جای دیگری در قرآن آمده که کافران همان ظالمان و متجاوزان به حقوق دیگرانند

 اهل خشیت
ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ (بینه8)
بهشت مخصوص اهل خشیت است
إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ (فاطر28)
تنها علما اهل خشیت هستند،

از طرفى مى‌دانیم که تمام علما و دانشمندان اهل بهشت نیستند.
پس مراد از آن علمى که سبب خشیت مى‌شود، یک فهم طبیعى و الهى است که سبب نورانیّت دل شود

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ

اگر این قرآن را بر کوهى نازل میکردیم یقینا آن [کوه] را از بیم و عظمت خدا فروتن [و] از هم ‏پاشیده مى‏دیدى

  پیمانه و ترازو و رعایت انصاف

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَیْلٌ لِّلْمُطفِّفِینَ(1)
الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلى النَّاسِ یَستَوْفُونَ(2)
وَ إِذَا کالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یخْسِرُونَ(3)
1 - واى بر کم فروشان .
2 - آنها که وقتى براى خود کیل مى کنند حق خود را به طور کامل مى گیرند.
3 - اما هنگامى که مى خواهند براى دیگران کیل یا وزن کنند کم مى گذارند!
به پیمانه اى که پر نباشد و بعد این واژه در کم فروشى به هر شکل و به هر صورت استعمال شده .
«ویل» در اینجا به معنى «شر» یا «غم و اندوه» یا «هلاکت» یا «عذاب دردناک» و یا «وادى سخت و سوزانى در دوزخ» است، و معمولا این واژه به هنگام نفرین و بیان زشتى چیزى به کار مى رود، و یا اینکه تعبیرى است کوتاه اما مفاهیم زیادى را تداعى مى کند  تفسیر نمونه

به درگاه خدا

فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ (آل عمران61

بگو : بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان جمع شویم و....

پیام آیه: این آیه به آیه ی مباهله معروف است. مباهله یعنی تضرع دو گروه مخالف یکدیگر به درگاه خدا و تقاضای هلاکت طرف مقابل. مسیحیان نجران هیأتی فرستادند و پیامبر (ص) همراه علی (ع)، فاطمه (س) و دو کودک حسن و حسین (ع) آمدند مسیحیان با دیدن آن جمع، از مباهله اعلام انصراف کردند و حاضر به مصالحه شدند، مصداق « انفسنا» علی (ع) است که همچون جان پیامبر بود

ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﺩّﻋﺎﻯ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ

ﻭَ ﺇِﻥْ ﻛُﻨْﺘُﻢْ ﻓِﻰ ﺭَﻳْﺐٍ ﻣﱢﱢﻤﱠﱠﺎ ﻧَﺰﱠﱠﻟْﻨَﺎ ﻋَﻠَﻰ ﻋَﺒْﺪِﻧَﺎ ﻓَﺄْﺗُﻮﺍْ ﺑِﺴُﻮﺭَﺓٍ ﻣﱢﱢﻦْ ﻣﱢﱢﺜْﻠِﻪِ ﻭَ ﺍﺩْﻋُﻮﺍْ ﺷُﻬَﺪَﺁﺀَﻛُﻢْ ﻣﱢﱢﻦ ﺩُﻭﻥِ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﺇِﻥْ ﻛُﻨْﺘُﻢْ ﺻَﺪِﻗِﻴﻦَ (بقره23)
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮ ﺑﻨﺪﻩ ﻯ ﺧﻮﺩ (ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ) ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ، ﺷﻚّ ﺩﺍﺭﻳﺪ، ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻴﺪ (ﻟﺎﺍﻗﻞ) ﻳﻚ ﺳﻮﺭﻩ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ ﻭ ﮔﻮﺍﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻴﺪ.
 نکته ها:
ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ، ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ، ﻳﻚ ﺩﻋﻮﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺪﻟﺎﻝ ﻭ ﻣﻮﻋﻈﻪ ﻭ ﺟﺪﺍﻝ ﻧﻴﻜﻮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻳﻚ ﺍﺩّﻋﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻯ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻥ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ. ﭘﺲ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﺩّﻋﺎﻯ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﺍﻭ

 پیام ها:
1- ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﻓﻜﺮ ﻭ ﺩﻝ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺷﻚّ ﺯﺩﺍﻳﻰ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﻴﺮﺩ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻯ «ﺍﻥ ﻛﻨﺘﻢ ﻓﻰ ﺭﻳﺐ»
2- ﺷﺮﻁ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻭﺣﻰ، ﺑﻨﺪﮔﻰ ﺧﺪﺍﺳﺖ «ﻧﺰّﻟﻨﺎ ﻋﻠﻰ ﻋﺒﺪﻧﺎ»
3- ﻗﺮﺁﻥ، ﻛﺘﺎﺏ ﺍﺳﺘﺪﻟﺎﻝ ﻭ ﺍﺣﺘﺠﺎﺝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﺍﻫﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻭ ﺷﻚّ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﻰ ﮔﺬﺍﺭﺩ «ﻓﺎﺗﻮﺍ ﺑﺴﻮﺭﺓ»
 4- ﺍﻧﺒﻴﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻯ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺍﺳﺖ «ﻓﺎﺗﻮﺍ ﺑﺴﻮﺭﺓ ﻣﻦ ﻣﺜﻠﻪ»
 5 - ﺩﻳﻦ ﺟﺎﻭﻳﺪ، ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻯ ﺟﺎﻭﻳﺪ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻧﻰ، ﺍﮔﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﺷﻚّ ﺷﺪ، ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻛﻨﺪ «ﻓﺎﺗﻮﺍ ﺑﺴﻮﺭﺓ ﻣﻦ ﻣﺜﻠﻪ»
 6- ﺑﺮ ﺣﻘّﺎﻧﻴﺖ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻯ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ، ﻳﻚ ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺜﻞ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﻴﺰ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﻯ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﻰ ﭘﺬﻳﺮﻳﻢ «ﺑﺴﻮﺭﺓ»
7- ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻗﺎﺿﻰ ﻭ ﺩﺍﻭﺭ، ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﻭﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺩﻋﻮﺍ ﺷﻬﺪﺍﺀﻛﻢ

اعتماد مؤمن به ‌پروردگار
هر چه اعتماد مؤمن به ‌پروردگارش بیشتر باشد از سلامتی بیشتر و دستگاه ایمنی قوی تری بهره مند است
قلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ) [زمر: 53]
بگو ای بندگان‌ من [که با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خداوند نا امید نشوید، یقینا خداوند همهء گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است)
باید در این کلمات تامل کنیم :
لَا تَقْنَطُوا (نا امید نشوید)
لَا تَحزَنُوا (اندوهگین نباشید)
لَا تَیأَسُوا (مأیوس نشوید)
و... که همگی دستورات مستقیم‌ خداوند برای بندگانش هستند تا نگاهشان را به زندگی اصلاح کنند و مثبت نگر باشند...


 با شایستگان

رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ (شعراء83)

پروردگارا، به من علم و دانش ببخش و مرا از صالحان قرار ده

پیام آیه: علمی ارزش دارد که زمینه ساز پیوستن ما به صالحان «شایستگان» باشد

علم همراه با تقوا و تعهد نور است و رشد انسان را در پی دارد

اما علم بدون تقوا و تعهد ابزاری است خطرناک

گمان و کنجکاوی ممنوع

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ و َلَا تَجَسَّسُوا (حجرات12)

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید از بسیارى از گمان ها بپرهیزید که پاره ‏اى از گمان ها گناه است و جاسوسى مکنید

حواسمان به ظن و گمان هایمان باشد؛ زندگی افراد، دست مایه کنجکاوی ها و وسیله سرگرمی و عدوات ها نشود

خبر و تحقیق ( گوینده خبر فاسق نباشد )

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ

ای کسانی که ایمان آورده‏ اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید (حجرات6)

پس قبل از انتشار خبر، تحقیق و تفکر و توجه به گوینده ی خبر

رسول اللّه: برای دروغگو بودن فرد کافی هست. هرآنچه را که میشنود (بدون تحقیق) بازگو میکند
تحقیق در مورد سخنی که میخواهیم ارائه بدهیم هرگاه علم نداشتیم و از صحت متن مطمئن نبودیم از پخش و بازگو کردن آن متن خودداری کنیم، زیرا:
وَ لاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا
و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن ، زیرا گوش و چشم و قلب ، همه مورد پرسش واقع خواهند شد (اسراء36)
نقل مطالب دینی،حساسیت ویژه ای دارد؛به ویژه با گسترش شبکه های اجتماعی باید در کپی برداری و بازارسال مطالب دقت نمود


 رحمت‌های الهی و برکات آسمانی و زمینی، رابطه‌ای تنگاتنگ با عمل‌کرد مردم

اگر مردم، اهل تقوا، ایمان و عمل صالح باشند، خداوند متعال نیز از زمین و آسمان، برکت‌ها و رحمت‌های خویش را بر آنها نازل می‌فرماید،
ولی اگر مردم برعکس عمل کنند، نتیجة معکوس می‌گیرند؛ چنان‌که قرآن کریم به این حقیقت اشاره می‌فرماید:
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَ اتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَ الأَرْضِ وَلَکِن کَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کَانُواْ یکْسِبُونَ
با توجه به این‌که در حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) علم، عدالت، حق، ایمان و تقوا در میان مردم گسترش می‌یابد، خداوند نیز رحمت و برکات فراوان خویش را فزونی می‌دهد تا جایی که همه از آن بهره‌مند می‌گردند
علاوه بر این، کیفیت نعمت، در سطح بسیار مطلوبی خواهد بود و خوراکی‎ها، پوشیدنی‎ها، دیدنی‎ها و سایر لذت‌ها از نظر لذت‎بخشی در سطح بالایی قرار خواهد گرفت

شجره طیبه در مصاف تاریخی با شجره خبیثه

أَلَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِی السَّماءِ ابراهیم 24» آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!

شجره طیبه که ریشه های آن ثابت و شاخه های آن در آسمان است در نبرد تاریخی و همیشگی حق و باطل در برابر شجره خبیثه قد برافراشته است شجره خبیثه ای که که هر روز شاخ و برگ جدیدی را به خود می بیند

یک روز در داخل به فتنه انگیزی می پردازد و روزی در خارج به سان یک گروهک ضد بشری و تکفیری مثل داعش بلوا به پا می کند و انسانیت را پای خباثت های تاریخی خود ذبح می نماید البته این سنت و قانون الهی است که شجره خبیثه بی ریشه که شاخه های آن در همین زندگی فانی و مادی است در نهایت مقهور و مغلوب شجره طیبه خواهد شد

 جذب خطاکاران

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ (آل عمران159

(اى رسول ما!) پس به خاطر رحمتى از جانب خدا (که شامل حال تو شده،) با مردم مهربان گشته‏ اى  و اگر خشن و سنگدل بودى، (مردم) از دور تو پراکنده مى‏ شدند . پس از (تقصیر)آنان درگذر و براى آنها طلب آمرزش کن.

[خطاکارانِ پشیمان و گنهکاران شرمنده را بپذیرید و جذب کنید

همدمی و همزبانی

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در آن روز که حساب بر پا مى‏ شود بیامرز. سوره مبارکه ابراهیم آیه 41

( در دعا، به فکر قیامت خود، فرزندان و پدر و مادر و جامعه باشیم)

کیفر دنیوی و اخروی

ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِى النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِى عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (روم41 )

به خاطر کارهایى که مردم انجام داده ‏اند، فساد در خشکى و دریا آشکار شده است، تا (خداوند) کیفر بعضى اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به سوى حقّ) بازگردند.

[همه‏ کیفرها به قیامت واگذار نمى‏ شود، بلکه بعضى کیفرها در همین دنیا تحقّق مى ‏یابد]

توکل به خدا

 وَ لاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ (هود113)

به ستمکاران میل مکنید که آتش بسوزاندتان شما را جز خدا هیچ دوستی نیست و کس یاریتان نکند

[به جاى تمسّک به ظالم، به خدا توکّل کنیم

فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِیَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (توبه۱۲۹)
پس اگر (از سخنان خداوند) روى گردان شدند، بگو:
خداوند مرا کافى است. هیچ معبودى جز او نیست. تنها بر او توکّل کرده‏ ام و او پروردگار عرش بزرگ است


پرسش

 فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (انبیاء7)

اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید. پرسش گری یک ارزش است چنان که امام علی (ع) فرمودند « اگر چیزی را ندانستی، سؤال کن»

 پیام آیه: پرسش های مهم زندگی را باید از کسانی سؤال کنیم. که خود اهل معرفت هستند و با عنایت آفریدگاری که سرچشمه ی همه ی علوم است ما را راهنمایی کنند. پرسش خوب، هنری است که ما را با دنیای زیبای همه دانش ها آشنا می کند.

  بزرگواری

  وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ (نور 22)

دیگران را ببخشید و به آنها محبت و احسان کنید، مگر دوست ندارید که خدا هم خطاهای شما را ببخشاید؟!

 پیام آیه: همه ی عالم جلوه ی رحمت خداست و پیامبرش را ( رحمه العالمین) نامید. پیروان آن حضرت نیز باید پیام آور رحمت باشند

بیدارباش

  أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ (یس60

 آیا از شما انسان، پیمان نگرفتیم که از شیطان پیروی نکنید؟! زیرا بدون شک او دشمن آشکار شما است

 پیام آیه: وسوسه ی شیطان این است که زشتی ها را زیبا جلوه می دهد

اما هر اندیشه ی سالم در می یابد که خود را آلوده به زشتی ها نکند

آفریدگار به ما اندیشه و وجدان پاک داده است، آیا این ابزار، همان تعهدی نیست که خداوند از ما گرفته است؟

سعادت دنیا و آخرت

 رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ (بقره201)

 پرودرگارا به ما در دنیا، نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما، و ما را از عذاب آتش نگاه دار

پیام آیه: برخی فقط دنیای نیکو را خداوند طلب می کنند

اما مومنان دنیا و آخرت نیکو را می خواهند

رسالت دین، رساندن مردم به سعادت دنیا و آخرت است

رنج و عذابی که از آن به خدا پناه می بریم، نتیجه ی اعمال ناپسند خودمان است، اما خدای مهربان با رحمت خودش ما را پناه می دهد و رنج ها را به آسایش تبدیل می کند

اعلام خطر

کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى (علق6)

انسان دچار طغیان و سرکشی می شود، وقتی خود را از خدا بی نیاز دانست

پیام آیه: زندگی انسان، در پیوند با خداوند معنا دار و هدفمند می شود

اما اگر از این منبع بی نهایت خود را جدا انگاشت، دچار پوچی و سردرگمی می شود و جنایت و قساوت زندگی او را تباه می سازد

در بیمارستان ها وقت شام و ناهار، غذاها خیلے متفاوت است.
یَرزُقُ مَن یَشاء . یُوتی الحِکمَه مَن یَشاء . اِنّ اللهَ عَزیزُُ حَکیم
بہ یک نفر سوپ، چلوڪباب مےدهند،
بہ یڪ نفر دیگر فقط سوپ مےدهند،
بہ دیگری حتے سوپ هم نمےدهند و مےگویند ڪہ فقط آب بخور
بہ یڪ ڪسے مےگویند ڪہ حتے آب هم نخور
جالب است ڪہ هیچ ڪدام از این بیماران اعتراض ندارند
زیرا آنها پذیرفتہ اند ڪسے ڪہ این تشخیص ها را دادہ است، طبیب است و حڪیم.
پس اگر خدا بہ بنده هایش ڪم دادہ یا زیاد دادہ، شما گلہ و شڪوہ نڪنید ڪہ چرا بہ او بیشتر دادہ اے و بہ من ڪمتر دادہ اے.
این ڪارها روے حساب و حڪمت است.



اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى کردیم، مى دیدى که در برابر آن خاشع مى شود و از خوف خدا مى شکافد
اینها مثال هایى است که براى مردم مى زنیم، شاید در آن بیندیشند
هیبت و عظمت قرآن آن گونه است که، طبق آیه بالا، اگر بر کوهها نازل مى شد آنها را تکان مى داد و از هم مى شکافت،
حال چگونه است حال کسانى که قرآن پیوسته بر آنها خوانده مى شود و کمترین تغییرى در روح و جان آنها پیدا نمى شود،
قلب آنها به راستى از سنگ خارا سخت تر است!

عظمت تسببحات حضرت زهرا س در آیات روایات
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیرا؛ اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! خدا را بسیار یاد کنید (احزاب41)
امام صادق(علیه السلام) : از مصادیق «ذکر کثیر» را تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها می دانند
اهمیت و تأثیر این تسبیحات آنقدر زیاد است که امام صادق (علیه السلام)‏  می فرمایند:
 ما کودکان خود را، همچنان که به خواندن نماز فرمان مى‏دهیم، به خواندن تسبیحات فاطمه (علیها السلام) فرمان مى‏دهیم. پس به آن، چنگ در زن؛ زیرا هر بنده‏اى به آن چنگ زند، بدبخت نمى‏شود.» (نهج الذکر ؛ ج‏2 ؛ ص86)
ایشان همچنین در روایتی دیگر می فرمایند:
 هر کس شب را با گفتن تسبیحات فاطمه (علیها السلام) بخوابد، از شمار مردان و زنانى است که بسیار یاد خدا مى‏کنند (نهج الذکر ؛ ج‏2 ؛ ص86)
امام باقر (علیه السلام):
خداوند به ستایشى برتر از تسبیح فاطمه (علیها السلام) عبادت نشده است،
و اگر چیزى برتر از آن وجود داشت، بى‏گمان، پیامبر خدا آن را به فاطمه (علیها السلام) پیشکش مى‏کرد (نهج الذکر ج‏2 ص86)


فخانتاهما؛ این دو زن به شوهران خویش خیانت ورزیدند. (تحریم10)
البته اینجا مقصود از خیانت العیاذبالله فحشا نیست، این امر مسلم است. به طور کلی خیانت را در مورد عهد و امانت می گویند.
اگر فحشا را هم می گوییم خیانت چون برخلاف پیمان ازدواج است، ولی پیمانی که میان همسران بسته می شود منحصر به پیمان ازدواج نیست.
زن و شوهری با یکدیگر قرار می گذارند، یکی سری به دیگری می گوید و بعد می گوید این را فاش نکن ولی او فاش می کند، این می شود خیانت.
اینها به همسران خود خیانت ورزیدند، یعنی برخلاف پیمانی که با همسران خود بستند رفتار کردند
دقیقا مثل همسر حضرت محمد و فاش کردن مطلبی که پیامبر سفارش کرده بود
که متاسفانه شیعیان انگلیسی و افراطی عایشه را به فحشا متهم می کنند که این بی احترامی به شخص پیامبر است

حضرت زهرا (س) :

از دنیای شما ۳ چیز در نظر من دوست داشتنی است:
❶⇦ خواندن کتاب خدا، قرآن
❷⇦ نگاه به سیمای رسول خدا (ص)
❸⇦ انفاق در راه خدا
وقائع الایّام، حدیث ۲۹۵
امام صادق (ع)
خانه اى که در آن قرآن خوانده نمى شود و از خدا یاد نمى گردد، سه گرفتاری در آن خانه بوجود می آید:
➊برکتش کم شده
➋فرشتگان آن را ترک مى کنند
➌شیاطین در آن حضور مى یابند
کافی، ج ۲، ص499

مَنْ ذَا اَلَّذِی یُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً کَثِیرَةً وَ اَللّٰهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۴۵﴾بقره

تفسیر کوتاه آیه
کسے که به برادر دینے خود قرض دهد  براے اینکہ خشنودی خداوند
را  بدست آورد در واقع بہ خداوند قرض داده و خداوند چند برابر ان را در دنیا یا آخرت به عطا خواهد کرد.
خداوند چون روزی مار در دست اوست پس تنگدستی و پولدار بودن ما هم در دست اوست و میتواند به خاطر قرض یا ببخششی که در راه او انجام میدهیم وند برابر آن را به ما بدهد یا در اخرت
پاداشی را به ما بدهد که از انچه که در دنیا به خاطر خدا داده ایم به مراتب بهتر و والاتر باشد و مقصد کل هستی و انسان به سوی اوست و به او باز خواهیم گشت

نکات ناب آیه
۱_ خداوند قرض دادن به برادر دینی را مستحب میداند.
۲_قرض دادن به دیگری با نیت الهی در واقع قرض دادن به خدا معرفی شده است تا ما را تشویق به این کار کرده و مطمئن باشیم سود ان به هودمان باز میگردد.
۳_خداوند کار و قرضی که در راه او انجام شود را با پادش چند برابر جبران میکند.
۴_روزی و تنگدستی و گشاده دستی  ما به دست خداست.
۵_همه ما به سوی خدا رهسپاریم و باید برای خشنودی و پاداش الهی کار کنیم

تمثیلات
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: «بشکن و بخور و برای من دعا کن.»
بهلول گردوها را شکست و خورد ولی دعایی نکرد. آن مرد گفت: «گردوها را می‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»
بهلول گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»
 اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ ثُمَّ لاٰ یُتْبِعُونَ مٰا أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لاٰ أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لاٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ  ﴿۲۶۲﴾بقره
کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، سپس در پى آنچه انفاق کرده‏اند، منّت و آزارى روا نمى‏دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است‏، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‏شوند

تمثیلات

حواسمان باشد ... داریم به سمتی می رویم که :
بی حیایی ... (مد)
بی آبرویی ... (کلاس)
دود ... (تفریح)
رابطه با نامحرم ... (روشن فکری)
گرگ بودن ... (رمز موفقیت)
بی فرهنگی ... (فرهنگ)
و پشت به ارزشها و اعتقادات نشانه رشد و نبوغ است
مواظب باشیم به بیراهه کشیده نشیم
و الّا حیوانات در محیط عریان و ناخن هاشون بلند و ....
باید رنگ خدایی به خود و زندگیمان بزنیم
 صِبْغَةَ اَللّٰهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اَللّٰهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عٰابِدُونَ  ﴿۱۳۸بقره﴾
این است نگارگرى الهى و کیست ‏خوش‏نگارتر از خدا و ما او را پرستندگانیم

تفکر در شگفتیها و عجائب

آفرینش آسمان ها و زمین به وسیله آیات قرآن راهی برای رسیدن به خدا
⁉️آیا شمارش نعمات خداوند ممکن است؟
وَ لَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
لقمان 27 
اگر همه درختان در زمین قلم شوند و دریا مرکب شود و هفت دریای دیگر به آن دریا متصل گردند تا کلمات خداوند را بنویسند آب همه دریاها تمام می شود ولی  کلمات خداوند به اتمام نمی رسد به درستی که خداوند توانای حکیم است
 علی علیه السلام می فرماید:
 هیچ پدیده ای را در عالم هستی ندیده ام مگر آنکه قبل از آن و بعد از آن و همراه آن پدیده خدا را دیده ایم

حکمتها ، نکات ناب

هروقت گرفتار مے شویم ...مےگوییم خدا ...
چقدر خوب است وقتے هم ڪہ ڪارے نداریم خدا را صدا بزنیم
هر وقت ڪہ سرت بہ درد آید
نالان شوے و سوے من آیے
چون درد سرت دوا بدادم
یاغے شوے و دگر نیایے
قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ اَلشّٰاکِرِینَ  ﴿انعام۶۳﴾
بگو چه کسى شما را از تاریکیهاى خشکى و دریا مى‏رهاند در حالى که او را به زارى و در نهان مى‏خوانید که اگر ما را از این [مهلکه] برهاند البته از سپاسگزاران خواهیم بود

حَبطِ عمل

اینطور نیست که اعمال خوب در یک ستون و اعمال بدمان در ستون دیگری محاسبه شود
بلکه تاثیر دوجانبه دارد و روی هم اثر می گذارند

1. کفر ورزیدن : وَ هُوَ کَافِرٌ فَأُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ
2. شرک : لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ
3. تکذیب آیات : وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَ لِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ
4. نماز : وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ
5. ترک گناهان کبیره : إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ
توبه . همه بدیها را از بین میبرد
6. صدقه پنهانی : إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوهَا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئَاتِکُمْ


6 چیز عمل خوب را از بین می برد (حدیث)
الاِشتِغالُ بِالعُیوبِ الخَلق
کسی که مشغول و دنبال عیبهای دیگران است
قَسوَه القَلب
کسی که دل سخت و قسی باشد
وَ حُبُّ الدُّنیا
کسی که دنبال زرق و برق دنیاست
وَ قِلَّه الحَیا
کسی که حیایش کم است
وَ طُولُ الاَمَل
کسی که آرزوی طولانی دارد
وَ الظّالِمُ لا یَنتَهی
و ستمگری که ظلمش پایانی ندارد
 (استاد حاج مهدی قاسمی)

از نظر عقلی باید باچه کسانی و چگونه مشورت کرد؟

ْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ  اَلْمُتَوَکِّلِینَ  ﴿۱۵۹﴾آل عمران

باهم مشورت کنید و هنگامیکه تصمیم به انجام ان گرفتید به خدا توکل کنید.
عقلا باید مشورت چگونه باشد.

اولا طرف شناخت کافی از ما داشته باشد حداقل در موردی که داریم با او مشورت میکنیم و اگر ندارند اول گوش دهد ببیند طرف چه گونه است و به چه میخواهد برسد
نه اینکه براساس اینکه همه عموم مردم چه میکنند او را هم مثل انها بداند شاید برخی جز خواصی باشند که اصلا زندگی مادی براشون اهمیت نداشته باشه
و یا چیزی که میخواد اونی نباشه که اون طرف فکر میکنه
مثال:
پزشک هم با دیدن ظاهر طرف قضاوت نمیکنه واگر با دین طرف از دور و به محض ورودش نظر داد و نسخه نوشت هرگز ما ان را قبول نداریم
پس اول طرف را و بیماریش را باید شناخت بعد دارو داد
در مشورت هم اول باید فهمید که طرف چی میخواهد و چگونه انسانی هست بعد مشورت داد.

دقت و تفکر در آفرینش شتر

«أفلا ینظرون إلى الأبل کیف خلقت» (غاشیه،17)
چرا به شتر نمى‏ نگرند که چگونه آفریده شده است؟
این حیوان ویژگى‏ هاى عجیبى دارد که او را از حیوانات دیگر ممتاز مى ‏سازد و به حق، آیتى است از آیات خدا.
به برخى از آن‏ ها توجه کنید:
الف - بعضى از چهارپایان تنها از گوشتشان استفاده مى ‏شود و بعضى دیگر غالباً از شیرشان، و بعضى دیگر تنها براى سوارى سودمند است و بعضى براى باربرى؛ اما شتر حیوانى است که تمام این جهات در آن جمع است.
ب - شتر نیرومندترین و مقاوم ترین حیوانات اهلى است. زیرا بار زیادى با خود مى‏ برد و عجب این که به هنگامى که خوابیده است، بار سنگینى را بر او حمل مى ‏کنند و او با یک حرکت برمى ‏خیزد و روى پاى خود مى‏ ایستد، در حالى که چهارپایان دیگر قدرت چنین کارى را ندارند.

ج - شتر مى ‏تواند روزهاى متوالى (حدود یک هفته الى ده روز) تشنه بماند و در مقابل گرسنگى نیز تحمل بسیارى دارد.

د - شتر توان مسافرت طولانى هر روزه را داراست و مى‏ تواند از زمین‏ هاى صعب العبور بگذرد.

ه - او از نظر تغذیه بسیار کم خرج است و هر گونه خار و خاشاکى را مى‏ خورد.

و - او در شرایط نامساعد جوّى، در میان طوفان‏ هاى بیابان که چشم و گوش را کور و کر مى ‏کند، با ابزار خاصّى که خداوند در پلک‏ ها و گوش‏ ها و بینىِ او آفریده است، مقاومت مى‏ کند و به راه خود ادامه مى‏ دهد.

ز - شتر با تمام قدرتى که دارد، از رام ‏ترین حیوانات است؛ به گونه ‏اى که کودک خردسال نیز مى ‏تواند مهار یک شتر را در دست گرفته، و آن را هدایت کند.
خلاصه این که: ویژگى‏هاى این حیوان چنان است که دقت در آفرینش او، انسان را متوجه خالق بزرگى مى‏کند که آفریننده‏ى چنین موجودى است. ناگفته پیداست مراد از «نظر» در جمله‏ى «أفلا ینظرون» نگاه کردن عادى نیست، بلکه نگریستن با تفکر و اندیشه است. (نمونه/ج26 /ص428)

آیات سجده دار در قران و حکم شرعی آنها
دو دسته هستند واجب و مستحب
مستحب :
اعراف ۲۰۶.رعد۱۵.نحل۴۹.اسرا۱۰۷.اسرا ۱۰۸و۱۰۹.مریم ۵۸.حج۱۸.نمل ۲۵.ص۲۴.انشقاق ۲۱.حج۷۷.فرقان۶۰.
واجب:
سجده ۱۵.فصلت۳۷.نجم۶۲.علق۱۹
حکم شرعی انها براساس دو مرجع تقلید خودم؟
ایت الله بهجت ره:
اگر به منزله‏ى ضبط صوت است لازم نیست؛ اما اگر به طور مستقیم و به منزله‏ى بلندگوى بى‏سیم است، واجب است. (به مسأله‏ى 901 رساله رجوع شود)
فتوا رهبر:
ب 1. فقط خواندن خصوص آیات سجده این سوره‏ ها حرام است، ولى خواندن سایر آیات از این سوره ‏ها اشکال ندارد.
 نکته طبق فتوای همه مراجع خواندن ایات سجده واجب موجب وجوب سجده میشود

تمثیلات
شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند
ولی گنجشکها جدی جدی می میرند...

آدمها ...
شوخی شوخی به یکدیگر زخم می زنند
ولی قلبها جدی جدی می شکنند ....
وَ اَلَّذِینَ یُؤْذُونَ اَلْمُؤمِنِینَ وَ اَلْمُؤمِنٰاتِ بِغَیرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً  ﴿۵۸احزاب)
و کسانىکه مردان و زنان مؤمن را بى‏آنکه مرتکب [عمل زشتى] شده باشند آزار مى‏رسانند قطعا تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفته‏ اند

انفاق

 یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ بَیْعٌ فِیهِ وَ لاٰ خُلَّةٌ وَ لاٰ شَفٰاعَةٌ وَ اَلْکٰافِرُونَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ  ﴿۲۵۴﴾بقره
نڪات ناب آیہ
۱_ایمان و عمل باید همراه باهم باشند.
۲_رزق و روزی ما در واقع از جانب پروردگاراست
۳_بهتر است که از آنچہ که خداوند به ماعطا ڪرده انفاق ڪنیم.
۴_در روز قیامت هیچ داد وستدی در مورد اعمال وجود ندارد
۵_در روز قیامت هیچ شفاعتی پذیرفته نمی شود مگر به اذن الهے.
۶_ڪافران ظالم و ستمگرند چون با پنهان کردن حقایق درواقع به خود ستم کرده اند.

ابزار تشخیص حق و باطل
ابزار معنوی تقوا
تقوا عامل سلامتی عقل است و به مفهوم پرهیز از مادی گری و دنیاپرستی، وابستگی به شهوات است.
یعنی از خواسته های خلاف فرمان الهی دست برداریم و خود را مخلص کنیم.
قرآن کریم بشارت می دهد:
یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ
ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از (مخالفت فرمان)خدا بپرهیزید، برای شما وسیله ای جهت جدا کردن حق از باطل قرار می دهد.(انفال:۲۹)

انواع شاهدان و گواهان در قیامت ؟

۱_خدا:
إِنَّ اَللّٰهَ عَلىٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ  ﴿۱۷﴾حج
 خداوند بر همه اعمال و رفتار ما گواه است.
و کوچکترین کارما از چشمش پنهان نمیماند.
وایات ۱نسا و ۱۲۶نسا هم بر این موضوع دلالت دارند.
۲_فرشتگان:
آیات ۱۷_٢١ ق.
دلالت براین دارند که فرشتگان بر اعمال و رفتار ما نظارت دارند وانها را ثبت و ضبط میکنند و در قیامت به همراه ما میاورند.
 ۳_پیامبر(ص):
فَکَیْفَ إِذٰا جِئْنٰا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنٰا بِکَ عَلىٰ هٰؤُلاٰءِ شَهِیداً  ﴿۴۱﴾نسا
و ایه ۸۹نحل
بر نظارت پیامبر ص بر اعمال دلالت دارد.

۴_زمین:
یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبٰارَهٰا ﴿زلزال۴﴾
زمین هم در قیامت به سخن در میاید وگواه بر اعمال انسان است.

۵_ وجدان:
اِقْرَأْ کِتٰابَکَ کَفىٰ بِنَفْسِکَ اَلْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً  ﴿۱۴﴾اسرا
خداوند در این ایه وجدان یا نامه اعمال افراد را که در درون انها ثبت و ضبط شده است را مطرح میکند و میفرماید شاهدی است بر اعمال که میگویبم خودت نامه اعمال خودت را بخوان.
۶_اعضای بدن:
یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ  ﴿۲۴﴾نور
نکته:
من این شش گواه و شاهد را گواه میگیرم که هرگز به قصد لذت جنسی و کامی با نامحرمی حتی تا الان صحبت نکرده ام.

ماموریت فرشتگان و اعمال و گفتار

ایه ۱۸ سوره ق
 «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِید»۱۸ق
نه تنها فرشتگان مراقب اعمال بلکه به طور مطلق مراقب گفتار ما نیز هستند.
همه گفتار ما را با توجه به نیتمان ثبت و ضبط می کنند.
نکته و مثالی خارج از بحث تفسیری:
حتی وقتی هم هیچ ابراز علاقه ای به نامحرم نداشته ایم ان را هم ثبت کرده اند

تمثیلات

گاهی دانه ای میکاریم در چند ماه بعد چند نفر را از قحطی و مرگ نجات میدهد.
گاهی حرفی میزنیم انقدر دل طرف را میشکنیم که دیگر نمیخواهد ما را ببیند.
گاهی کمکی به کسی میکنیم او تا اخر عمرش به خاطر ان کمک زندگیش زیر و رو میشود.
گاهی کلامی به کسی یاد میدهیم تا اخر عمرش راهی را به سوی خدا به او نشان داده ایم که احترام ویژه برایمان قائل است.
 إِنّٰا نَحْنُ نُحْیِ اَلْمَوْتىٰ وَ نَکْتُبُ مٰا قَدَّمُوا وَ آثٰارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنٰاهُ فِی إِمٰامٍ مُبِینٍ ﴿۱۲﴾یس

دوری از اعمال ناپسندی چون تهمت

 ایه ۹۸ ال عمران
خطاب به کافران که فتنه و شبهه ایجاد میکردند در دین میفرماید خداوند بر اعمال شما ناظر است پس دست از اعمال ناپسند خود بردارید
واو به نیات شما اگاه است
نکته ای خارج از بحث تفسیری:
اگر مطمئن باشیم خدا بر کارهای ما نظارت دارد دیگر به کسی تهمت نمیزنیم (برخی ها هستند بدون اینکه مطمین باشند به برخی دیگر تهمت میزنند)
 و همچنین همواره مراقب اعمال خود خواهیم بود تا به گناه الوده نگردی


خداوند در بیش از سی ایه قران از طلاق و احکام بعد از ان سخن به میان آورده چون گاهی تنها راه فقط طلاق است.
اما اول باید راههای دیگر را آزمود:

۱_حرف زدن دو زوج باهم در صورتی که یکی فقط به فکر خواسته های خود نباشد و همیشه بعداز حرف زدن هرکاری خواسته نکرده باشد

۲_ حکما من اهلها و حکما من اهلی
از دو طرف داور بیاید نہ فقط یڪ  طرف و اینڪہ واقعا قصد اصلاح باشد اگر چند دفعه قبل از در خواست طلاق خواستید جلسه خانوادگی باشد و طرف نیامد بعدش مسلما بازیش میاید قصدش اصلاح نیست

۳_ تضمین و تعهد اون فردی که اولین خطا و زور گویی از جانب او بوده مخصوصا اگر مخالف انچه که در شرع هست بخواهد یا انچه که در خواستکاری وعده داده است چون حوصله طرف مقابل را سر مے برد.
در اینجاست ڪه طبق ایه قران اگر مرد اثبات نکند که اصلاح شده طلاق بهترین گزینه است یا اگر طلاق صورت گرفته عدم رجوع:
 ﴿۲۲۸﴾ وَ اَلْمُطَلَّقٰاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاٰثَةَ قُرُوءٍ وَ لاٰ یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ مٰا خَلَقَ اَللّٰهُ فِی أَرْحٰامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذٰلِکَ إِنْ أَرٰادُوا إِصْلاٰحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ اَلَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجٰالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اَللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ  ﴿۲۲۸بقره﴾

ایا میشود به برخے از آیات قران عمل نڪرد؟

خداونددر صد ایه از قران خود را با صفت حکیم معرفی کرده پس همه دستورات او حکیمانه است و باید از انها اطاعت ڪرد.
ایه ۸۵ بقره
ْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ اَلْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلىٰ أَشَدِّ اَلْعَذٰابِ وَ مَا اَللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ ﴿۸۵بقره﴾
ایا بہ برخی از دستورات قران عمل مے کنید و برخے از انها را ڪنار می زنید یابه برخی از انها ایمان دارید و برخی دیگر را نه جزای این کار خوار و پست شدن در دو دنیا و عذاب شدید در آخرت است.
پس نباید اینگونه رفتار کنیم.

انفاق و رعایت اخلاق

خداوند در آیه۲۶۸سوره بقره میفرماید
 یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا کَسَبْتُمْ وَ مِمّٰا أَخْرَجْنٰا لَکُمْ مِنَ اَلْأَرْضِ وَ لاٰ تَیَمَّمُوا اَلْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاّٰ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ ....ٌ ﴿بقره۲۶۷﴾

یعنی جنسی را که خودتان ان را اگر جای ان فقیر بودید به سختی میگرفتید به فقیر ندهید
البته این ایه باید با توجه به عبارات قبل و بعدش تفسیر گردد و تنها از جمله (لستم بآخذیه) نمیشود چنین برداشتی کرد چون در ادامه داریم (الا ان تغمضوافیه) و هم چنین موضوع ایه که انفاق است به این نتیجه میرسیم که منظور این است که نباید جنسی را که اگر خودمان بودیم نمیگرفتیم به فقیر بدهیم.
و هم چنین در ایه ۹۲سوره ال عمران میفرماید
انعقوا مما تحبون
از انچه که دوست دارید انفاق کنید.

فرشته فرمانروا

«ما یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلاّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ» (قاف۱۸)
آدمی سخنی به زبان نمی آورد
مگر آنکه نگاهبانی آماده برای نوشتن آن است...
 «رقیب»؛ به معناى مراقب و «عتید»؛
به معناى کسى است که مهیّاى انجام کار است

رقیب» و «عتید»، همان دو فرشته‌اى هستند که در آیه «إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ» به عنوان «متلقیان»، از آنها یاد شده است.
فرشته سمت راست، نامش «رقیب» نویسنده کارهای خوب است و فرشته سمت چپ، نامش «عتید» و نویسنده کارهای بد است❗️

رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید:
«فرشته دست راست نسبت به فرشته دست چپ فرمانروا است،
هر گاه مسلمان کار نیکى انجام داد، فرشته دست راست ده برابر در نامه‌اش می‌نویسد، و هر گاه گناهى انجام داد و فرشته دست چپ خواست آن‌را به حسابش بنویسد، فرشته دست راست به او می‌گوید:
دست نگهدار، و فرشته دست چپ هفت ساعت صبر می‌کند، اگر از این گناه به پیشگاه خداوند پوزش خواست و آمرزش طلبید آن گناه را به حساب او نمی‌نویسد، و اگر توبه نکرد یک گناه به حسابش می‌نویسد»
بحار الانوار ج ‏۵ ص۳۲۱

تمثیلات
گاهی اب را به فردی میدهیم از روی محبت و ابراز علاقه
گاهی اب را میدهیم دعا یا حمد به ان خوانده ایم برای شفا چون طرف از ما با جهت تبرک و شفا خواسته
گاهی میبینیم فردی اب میخواهد برای رفع تشنگی به او اب میدهیم بدون هیچ قصدی
گاهی.....
اما باید حتی آب دادن به افراد قصدمان نزدیکی به خدا باشد
قران :
 وَ مِنَ اَلْأَعْرٰابِ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ یَتَّخِذُ مٰا یُنْفِقُ قُرُبٰاتٍ عِنْدَ اَللّٰهِ وَ صَلَوٰاتِ اَلرَّسُولِ أَلاٰ إِنَّهٰا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَیُدْخِلُهُمُ اَللّٰهُ فِی رَحْمَتِهِ إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ  ﴿توبه۹۹﴾
و برخى [دیگر] از بادیه‏نشینان کسانى‏اند که به خدا و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه را انفاق مى‏کنند مایه تقرب نزد خدا و دعاهاى پیامبر مى‏دانند بدانید که این [انفاق] مایه تقرب آنان است به زودى خدا ایشان را در جوار رحمت‏خویش درآورد که خدا آمرزنده مهربان است

محترم بودن حقوق دیگران
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ( ۲۹نساء)
ای کسانی که ایمان اورده اید (به وجود خدا و ناظر بودن او به اعمالتان، معاد و...) اموال یکدیگر را دربین خودتان به باطل مخورید و باید طرف مقابل راضی باشد انهم با اجبار و اکراه نه بلکه واقعا راضی باشد.
در اسلام مالکیت افراد محترم شمرده شده است و باید به حقوق بقیه احترام گذاشت و نباید با اجبار و اکراه چیزی را از دیگری گرفت

خواست الهى‏
الف- اگر خداوند بخواهد اشرف مخلوقات (پیامبر اکرم‏ علیه السلام) را با «أوهن البیوت» و تار عنکبوت حفظ مى‏ کند «إلاّ تنصروه فقد نصره اللّه» (توبه40)
ب - اگر خدا بخواهد فرعون صاحب قدرت را «و فرعون ذى الأوتاد»(فجر10) به وسیله‏ ى آب که به آن مى‏نازید «و هذه الأنهار تجرى من تحتى»(زخرف51) غرق مىکند «حتّى إذا أدرکه الغرق» (یونس90)
 ج- اگر خدا بخواهد درخت خشک، میوه‏ دار مى‏شود «و هزّى إلیک بجذع النّخلة تساقط علیک رطباً جنیّاً»(مریم25)
د - اگر خدا بخواهد از یک علت، دو معلول متفاوت به وجود مى‏ آید
گاهى حضرت موسى عصا را به سنگ مى‏زند، چشمه آب مى ‏جوشد؛ «أن اضرب بعصاک الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عیناً» (اعراف160) گاهى نیز عصا را به دریا مى‏زند، قسمتى از آب دریا خشک مى‏شود «أن اضرب بعصاک البحر» (شعراء63)
 ه - اگر خدا بخواهد زن بى‏ شوهر بچه ‏دار مى ‏شود «فحملته فانتبذت به مکاناً قصیّاً» (مریم22)
و - اگر خدا بخواهد کلاغ معلم انسان مى‏شود و دفن کردن مرده را به او مى ‏آموزد «فبعث اللّه غراباً یبحث فى الأرض» (مائده31)

رهبرانقلاب:
امروز در بسیاری از کشورهای اسلامی چیزی به نام هویت اسلامی وجود ندارد
انقلاب اسلامی ما را با قرآن آشنا کرد.
کسانیکه متولی امور قرآنی و علاقمند به آن هستند این کار و رشته را دنبال کنند و رها نکنند.
کار قرآن تمام شدنی نیست همه باید تلاش کنند و کار کنند و مردم ما بایستی با قرآن مأنوس بشوند.

محافظت از نماز (صحبت با خدا)
اگر بدانیم که نزد بزرگی میرویم ادب و احترام را رعایت میکنم
اگر بدانیم نزد کسی هستیم که به ما خدمتی کرده شاید حتی از او اطاعت هم بکنیم
اگر بدانیم نزد پروردگار خود هستیم ، که بزرگتر از او وجود ندارد
موقع صحبت کردن با او ادب را رعایت کرده و تمام توجه امان به سمت او خواهد
پس
نمازمان را با توجه قلب میخوانیم
خداوند در سه جای قران میفرماید مومنان کسانی هستند که محافظ نماز خود هستند و در نماز حواسشان پرت نمیشود
 وَ اَلَّذِینَ هُمْ عَلىٰ صَلَوٰاتِهِمْ یُحٰافِظُونَ  ﴿۹﴾مومنون

إنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُم مَّیِّتُونَ (زمر۳۰)
تو میمیری و آنان همه می میرند
انسان با سه چیز  مغرور میشود
1- نامِ  بزرگ
2- خانهِٔ  بزرگ
3- لباسِ  فاخر
اماااا  افسوس  که  بعد  از  مرگ!!!
1- نامش...  مرحوم
2- خانه اش ... قبر
3- لباسش ...  کفن
بر  چرخِ  فلک  مَناز  که  کَمَر شِکَن است
بررنگِ لباس  مَناز  که آخر .. کفن است
مغرور  مشو  که  زندگی  چند روز است
در  زیرِ زمین  شاه و گدا  یک رَقَم است

نحوه نظارت و برخورد با منکرات:
در مورد انسانی که در مسیر خلاف قدم بر می دارد، سه نوع برخورد لازمه
۱_  یاد اوردی به او خداوند ناظر بر اعمال اوست
 أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اَللّٰهَ یَرىٰ ﴿۱۴﴾علق
۲_  همه به او متذکر شوند که راه را اشتباه گرفته و به بی راهه رفته است.
 وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى اَلْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ ﴿۱۰۴﴾ال عمران
۳_ آنکه مجازات الهی را به یاد او آورند
 ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسىٰ بِآیٰاتِنٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلْمُفْسِدِینَ ﴿۱۰۳﴾اعراف

قران تمام مسلمانان را به امر به معروف و نهی از منکر سفارش کرده است،
علاوه بر آن فرموده که از میان شما گروهی ویژه باید مسئول آن شوند. ۱۰۴ال عمران

استفاضه عموم مردم‏

در جهان هستى امورى وجود دارد که عموم انسان‏ ها مى ‏توانند از آن فیض و بهره ببرند و اختصاص به هیچ طایفه و نژاد خاصى ندارد. از جمله:
الف - رحمت الهى؛ «إنّ اللّه بالنّاس لرؤف رحیم». (حج،65)
ب - رسالت پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه و آله؛ «و أرسلناک للنّاس رسولاً». (نساء،79)
ج - قبله و خانه کعبه؛ «إنّ أوّل بیت وضع للنّاس للّذى ببکّة مبارکاً». (آل عمران،96)
د - قرآن کریم؛ «شهر رمضان الّذى أنزل فیه القرءان هدى للنّاس». (بقره،185)
ه - عاشوراى امام حسین ‏علیه السلام؛ «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضّلالة». (زیارت اربعین)

روشنفکر زدگى‏
در اسلام، چهار ماه حرام است که جنگیدن در آن ممنوع است
این آتش بس اجبارى، در سه ماه پیاپى (ذیقعده، ذیحجه، محرّم) و یک ماه جدا (رجب) است که قرآن همه را با عنوان «اربعة حرم» (توبه36) یاد کرده و جنگیدن را ممنوع ساخته است، مگر آنجا که حالت دفاعى باشد
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَ الأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ

برخى به نظر روشنفکرانه خود و روى سلیقه، ماه هاى حرام را جابجا مى ‏کردند، عقب جلو مى‏ کردند و مى‏ گفتند:
چه فرق مى ‏کند، هدف آنست که سالى چهار ماه نجنگیم
قرآن، این تغییر در ماههاى حرام را نکوهش کرد و آنرا فرو رفتن در کفر دانست (توبه37)
إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیَادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُحِلِّونَهُ عَامًا وَ یُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّیُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَیُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ
جابجا کردن [ماههاى حرام] فزونى در کفر است که کافران به وسیله آن گمراه مى‏شوند آن را یکسال حلال مى‏شمارند و یکسال [دیگر] آن را حرام مى‏دانند تا با شماره ماههایى که خدا حرام کرده است موافق سازند و در نتیجه آنچه را خدا حرام کرده [بر خود] حلال گردانند

اصل خلقت حیات به دست خداست‏

«اَلّذى خَلقَ المَوتَ وَ الحَیوة» (ملک،2)
و زنده کردن موجودات نیز به دست خداست؛ «إنَّه أَماتَ وَ أَحیى» (نجم،44)
و زنده بودن دیگران با مرگ همراه است؛ «کُلُّ نَفسِِ ذائقَةُ المَوت» (آل‌عمران،185)
و خداوند زنده‏ اى است که مرگ و فنا در او راه ندارد؛ «وَ توَکّل عَلَى الحَىِّ الَّذى لا یَمُوت» (فرقان،58)
بنابراین روشن مى‏ شود که حیات بالاصالة مربوط به ذات خداوند است و حیات و قوام دیگران به او بستگى دارد؛ «هُوَ الحَىُّ القَیُّوم» (محاضرات)

انواع حب و دوست داشتن :

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّٰهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ  ﴿۳۱﴾آل عمران
اگر خدا را دوست دارید از خدا و از ان کسانی که خدا آنها را دوست دارد پیروی کنید.
در این آیه داریم شرط دوست داشتن خدا دوست داشتن آنهایی است که از اولیا خدا هستند و همچنین باید خدا را دوست داشته باشیم
حب بنده به خدا و دوست داستن اولیا خدا
 آیه بعدی
 قُلْ أَطِیعُوا اَللّٰهَ وَ اَلرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ اَلْکٰافِرِینَ ﴿۳۲﴾ال عمران

دوستی دیگر بین همسران

 وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهٰا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ  ﴿۲۱﴾روم
خدا بین همسران حب و مودت ایجاد میکند تا در کنارهم ارامش یابند
سه نکته اخلاقی :
١_ دوست داشتن اولیا خدا باید  در حد احترام و تکریم ویژه نسبت به انها باشد
۲_ اگر همسران در کنار هم آرامش پیدا نکنند منجر به بیماری های روانی میتواند بشود پس باید مراقب باشیم ان آرامش خاص که خدا بین انها قرار داده از بین نرود.
۳_نباید از الفاظ زشت برای ابراز مودت و اطاعت استفاده کرد
و اینهم فقط با رعایت نکات و حقوق متقابل امکان پذیر است

خود شدن و ایجاد تغییر
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید و شروع می کنید به خود شدن و به تحقق رساندن خود...
امروز را دریاب که امروز اولین روز از بقیه عمر توست...
 ذٰلِکَ بِأَنَّ اَللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَهٰا عَلىٰ قَوْمٍ حَتّٰى یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اَللّٰهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿۵۳﴾انفال
این [کیفر] بدان سبب است که خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند و خدا شنواى داناست

چرا خداوند جهنم را خلق کرد⁉️

بسیاری از گنه ­کاران وقتی وارد جهنم اعمال خود می­ شوند به تدریج پاک می شوند و بعد از پاکی دیگر دلیلی ندارد که خداوند آن ها را در جهنم نگه دارد. به همین دلیل آن ها را خارج می­ کند و با احترام وارد بهشت می ­نماید.

یاد جهنم و ترس از آن باعث می­ شود برخی از انسان ها اعمال صالح انجام دهند و در نهایت بهشتی شوند.
ترس از جهنم باعث می­شود که خوب ­ها بد نشوند و بدها بدتر نشوند
در واقع ترس از جهنم موجب می­ شود که هر کس ـ ولو به صورت نسبی ـ حدّی برای بدی­های خود قائل شود.

وجود جهنم موجب التیام درد مظلومانی است که توان استیفای حق خود را ندارند.

سنت خداوند بر این امر استوار است که پاداش اعمال خوب انسان و کیفر اعمال بد او را بدهد.

کسی که مثلا در دنیا چند نفر را کشته است چگونه می ­شود او را به کیفر همه ­ی اعمال بدش رساند.
اگر او را بکشند در واقع کیفر قتل یک نفر را متحمل شده.
 پس حق دیگران چه می­ شود؟ پس جهنمی باید باشد تا ظالمان به کیفر واقعی اعمال خود برسند.
جهنم هم تجلّی رحمت خداست هر چند که در قالب عذاب خود را نشان داده است.

خداوند متعال در قرآن کریم می­ فرماید: «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (طه5) خداوند با نام رحمان بر عرش فرمانروایی همه ­ی عالم نشسته است.
پس جهنم هم که تحت نفوظ قدرت الهی و حاکمیت اوست، مستثنی از این امر نیست.

شروط ورود به بهشت:

شرط اول:
معارج22 تا 35

إِلَّا الْمُصَلِّینَ
مگر نماز گزاران حقیقی.
الَّذِینَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ
آنان که دایم در نماز و طاعت الهی عمر گذرانند.

و َالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ
و آنان که در مال و دارایی خود حقّی معیّن و معلوم گردانند.

لِلسَّائِلِ و َالْمَحْرُومِ
تا به فقیران سائل و فقیران آبرومند محروم رسانند.

وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ
و آنان که روز قیامت و جزا را تصدیق کنند.

وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ
و آنان که اندام خود را از شهوت رانی نگاه می‌دارند.

   وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿۳۲﴾
و آنان که امانت و عهد و پیمانشان را رعایت کنند. (۳۲)

 وَ الَّذِینَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ ﴿۳۳﴾
و آنان که برای گواهی به حق قیام کنند. (۳۳)

و َالَّذِینَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ
و آنان که نماز خود را به وقت و شرایط و حضور قلب محافظت کنند.

وعده خداوند رحمان و رحیم:

أُولَٰئِکَ فِی جَنَّاتٍ مُکْرَمُونَ
آنان در باغها ی بهشت ابد با عزّت و احترام متنعّمند.
الهی ما را از نمازگزاران حقیقی خود قرار بده و گناهان ما را ببخش.

امانت ها انواع دارند:
گاهی کتابی یا وسیله ای را فردی نزد دیگری امانت میگذارد
گاهی  علمی را فردی به دیگری میموزد تا بکار برد و به بقیه بیاموزد ابنهم نوعی امانت است
گاهی امانتی است معنوی و عهذی است الهی که خدا نزد ما به ودیعه گذاشته و در مورد ان فرموده
 إِنّٰا عَرَضْنَا اَلْأَمٰانَةَ عَلَى اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلْجِبٰالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهٰا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهٰا وَ حَمَلَهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّهُ کٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً  ﴿۷۲﴾احزاب
ما امانت [الهى و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند و[لى] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود

رسیدگی به اعمال خود
 خودتان نفس خودتان را قبل از اینکه در جهان دیگر مورد بازخواست قرار گیرد اعمال و ... را محاسبه کنید
چرا که در قیامت از نفس خودتان مورد بازخواست قرار میگیرید و انهم کافی ست چون مانند لوحی اعمالتان جلوی چشمتان میاید
اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا ( ۱۴اسرا )
نامه‏ات را بخوان کافى است که امروز خودت حسابرس خود باشى

تمثیلات

یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ اَلْأَذىٰ کَالَّذِی یُنْفِقُ مٰالَهُ رِئٰاءَ اَلنّٰاسِ وَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوٰانٍ عَلَیْهِ تُرٰابٌ فَأَصٰابَهُ وٰابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لاٰ یَقْدِرُونَ عَلىٰ شَیْءٍ مِمّٰا کَسَبُوا وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْکٰافِرِینَ  ﴿۲۶۴﴾بقره

یک گل را نگاه ڪنید از زیبایے ان لذت مے برید اما اگر خار داشتہ باشد ،خار آن شما را اذیت خواهد ڪرد.
کمک به دیگران همان گل است که میشود از ان لذت برد اگر به قصد قرب الهی انجام گیرد
خار آن همان اذیت و آزار ومنت گذاشتن است ڪہ باعث از بین رفتن اجر و قرب میشود و دل طرف را میشکند و لذت ان را تبدیل به عقوبت و دوری از خدا میکند.
پس مراقب باشیم چون خداوند فرموده
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذىً وَ اَللّٰهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ  ﴿۲۶۳﴾بقره
تفسیر کوتاه ایه
ای کسانی که ایمان اورده اید صدقه هایتان را با متن گذاشتن یا اذیت کردن باطل نکنید
از مصادیق اذیت کردن هم این است که طوری به طرف کمک کنید که همه متوجه شوند نیازمند است و ناراحت کنید اورا چرا که ابرویش میرود.و باید انفاق در راه خدا انجام گیرد.
کسی که با منت گذاری یا از روی ریا انفاق میکند به خدا و روز قیامت ایمان ندارد و و مثال او مثل سنگ خارایی است که خاکی روی ان نشسته و رگباری بر ان میبارد.
پس خاک ان و بذر را باخود میبرد و نتیجه ای ندارد و نمیشود از ان چیزی را برداشت کرد.و خداوند کسانی را که به او کفر میورزند را هدایت نمیکند چون قابلیت هدایت ندارند

نکات ناب آیه
۱_انفاق اگر با اذیت کردن یامنت نهادن یا از روی ریا باشد .اجر و ثوابش از بین میرود و باطل میشود چون داریم گناهان و ریا کارهای نیک را ازبین میبرند
۲_کسی که ریا میکند دلیلش این است که ایمان واقعی به خدا و جهان دیگر ندارد وگرنه به قصد و قرب الهی ان را انجام میداد.
۳_مثال کسی که روی از روی ریا انفاق کند مثل کسی است که دانه ای را روی سنگی که خاکی روی ان است بکارد و با رگبار از بین برود چون درواقع برای مردم و زندگی زودگذر دنیوی این کار را کرده است نه برای خدا پس با از دنیا رفتنش کار او نیز اثرش تمام میشود.و هیچ بهره اخروی نخواهد داشت
۴_خداوند قوم کافران را که حق را کتمان میکنند دوست ندارد.

دلایل اثبات عذاب قبر از قرآن

 آیة اوّل:

خداوند عزّوجلّ دربارة فرعون و فرعونیان آورده : النّار یعرضون علیها غُدوّاً و عشیّاً و یوم تقوم الساعة أدخلوا آل فرعون أشدّ العذاب [غافر46]؛
آتش است که )در عالم برزخ ( به هنگام صبح و شام بر آن عرضه میشوند، و روزی  که قیامت بر پا شود [گوییم فرعونیان را به سختترین عذاب درآورید.
این آیه به اتّفاق مفسران و محدّثان، دربارة عالم برزخ و عذاب قبر است؛ زیرا نخست عرضه شدن آنها بر آتش در صبحگاهان و شامگاهان ذکر گردیده، سپس از عذاب دردناک قیامت سخن به میان آمده است که دو عذاب جداگانه اند.
رسول الله ـ صلّی الله علیه وسلّم ـ فرمود: هرگاه کسی از شما بمیرد، صبحگاهان و شامگاهان جایگاهش (در بهشت یا دوزخ) به او عرضه میشود و او آن را مشاهده میکند.
علما بر این باوراند که این عرضه شدن، در عالم برزخ صورت میگیرد که دلیلی است بر اثبات عذاب قبر

آیه دوم : انعام 93
و اى پیامبر! اگر ببینى زمانى را که ستمگران در سکرات مرگ قرار گرفته و فرشتگان (براى قبض روح آنان) دست‏هاى (قدرت) خویش را گشوده و فرمان جان دادن مى‏دهند (و مى‏گویند:)
امروز به خاطر نسبت‏هاى ناروا که به خداوند مى‏دادید و از آیات او سرپیچى مى‏کردید، به عذاب خوارکننده کیفر داده خواهید شد.
حضرت ابن عباس دربارة این آیه گفته است: این حالت هنگام مرگ پیش می آید و «بسط ید» به معنای زدن است و آیة دیگر قرآن «فکیف إذا توفّتهم الملائکة یضربون وجوههم و أدبارهم» دلیل بر این مطلب است؛ یعنی فرشتگان پس از گرفتن جانشان آنان را شکنجه میدهند و میزنند که مراد همان عذاب قبر است.

آیه سوم : توبه 101
سنعذّبهم مرّتین ثم یردّون إلی عذاب غلیظ [توبه: 101]؛ دوبار آنان را عذاب خواهیم کرد، آنگاه به عذابی بزرگ بازگردانده میشوند.
ابن حجر از حسن بصری نقل کرده است که  : مراد از«سنعذّبهم مرّتین»، عذاب در دنیا و در قبر است، و پس از این دو عذاب به عذاب بزرگ دوزخ گرفتار میشوند.

آیة چهارم: ابراهیم 27
یثبّت الله الذین آمنوا بالقول الثّابت فی الحیوة الدنیا و فی الآخرة [ابراهیم:27]؛
خداوند مؤمنان را در زندگانی دنیا و در آخرت به سخن استوار، پایدار میدارد.
رسول خدا ـ صلّی الله علیه وسلّم ـ فرمود:
هنگامی که مؤمن در قبرش گذاشته میشود، آنگاه گواهی میدهد که هیچ معبودی سزاوار پرستش نیست جز خداوند و اینکه محمّد رسول خداست.
پس مراد آیة «یثبّت الله الذین آمنوا ...» همین است و دربارة احوال انسان در قبر نازل شده است.

انفاق
وَ مَثَلُ اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمُ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصٰابَهٰا وٰابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهٰا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهٰا وٰابِلٌ فَطَلٌّ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ  ﴿۲۶۵﴾بقره
افرادی که اموال خود را در راه رضای الهی و برای رسیدن به جواررحمت او انفاق میکنند مانند کسی است که دانه ها را در زمینی کاشته اند که باغی است سر سبز و زمین ان حاصلخیز است و شرایط برای رشد گیاهان فراهم است چنین بذری اگر رگباری بر ان ببارد چون اب کافی به ان میرسد محصولش چندین برابر میشود و اگر به ان رگباری نرسد محصول عادی خود را میدهد و از بین نمیرود و خداوند هر کاری را که ما انجام میدهیم می داند
پس باید اموال را در راه خدا بخشید.
و نتیجه ببخشش در راه خدا چندین برابر انچه هست که ما در راه او میدهیم

انفاق و اثار ان
۱_ انفاق باید برای قرب الهی و رضایت الهی باشد
۲_ انفاق موجب ثبوت پاداشها و درجات ایمانی در انسان میشود
۳_ انفاق با نیت الهی مانند باغی است که دانه ای را در ان میکارند
۴_ خداوند به کارهای ما اگاه و بیناست پس مراقب اعمال خود باشیم چون خداوند حتی به نیات مانیز اگاه است

غیرت مرد و حجاب و آرایش
روزی چند سال پیش استادی برای شاگردش تعریف میکرد که:
اوایل انقلاب برای زیارت به حرم حضرت معصومه (س) رفته بودند.
ناگهان زن ارایش کرده ای با شوهرش وارد حرم شدند.
شوهر آن استاد به ان زن گفت: من از رنگ آرایشت خوشم نمیاید
شوهر زن عصبانی شد و گفت: چرا نظر میدهی
جواب شنید: اگر برای شما بود داخل خانه بود حالا که بیرون از خانه است برای من و بقیه است پس باید نظر بدهیم.
مرد دستمال دست خانمش داد تا آرایش خود را پاک کند.
نکته : من میگویم هر انچه را که برای جلب توجه شوهر میکنیم حتی اصلاح صورت باید پوشانده شود چون برای اوست نه بقیه.
وهمانطور که شوهر خوشش میاد و جلب توجه اورا میکند بقیه مردها هم خوششان میاید.
خداوند فرموده است:
(لا یُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعولَتِهِنَّ)

دستورات اخلاقی

پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى‏دارد (159)

 

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ﴿159آل عمران﴾

۱_ نرمخویی و عدم تندی و بدرفتاری با دیگران
۲_ آمرزش طلبی برای دیگران
۳_ مشورت با دیگران برای انجام کارها
۴_ داشتن عزمی راسخ و گرفتن بهترین تصمیمات
۵_توکل کردن به خدا در کارها چون او بهترین وکیل در اومور زندگیست
و با توکل به او کارها به سرانجام می رسد
۶_ کمک گرفتن از فکر و نظرات دیگران در حد مشورت

یک قدم تا خدا

عارفی را پرسیدند : از اینجا تا خدا چه مقدار "راه" است؟
فرمود : "یک قدم"❗️
گفتند : این یک قدم کدام است؟
فرمود : "پا بگذار روی خودت"
 وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ رَؤُفٌ بِالْعِبٰادِ  ﴿۲۰۷﴾بقره
و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است (آیه زمانی که علی علیه السلام برای رضای خدا در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابیدند تا حضرت هجرت کرده و از توظئه دشمنان در امان ماند)

 أَعوذُ بِاللهِ‌ مِنَ‌ الشَّیطانِ‌ الرَّجیمِ
     بِسمِ‌اللهِ‌الرَّحمٰنِ‌الرَّحیمِ

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (حشر 21
  اگر این قرآن را بر کوهى نازل کرده بودیم، بى شک آن کوه را از خشیت خداوند، خاشع و فرو پاشیده مى‏دیدى. ما این مثال‏ ها را براى مردم مى‏ زنیم، شاید بیاندیشند.
پیام ها
1.  یکى از شیوه‏ هاى تربیت، توبیخ غیر مستقیم است. «لو أنزلنا هذا القرآن... تلک الامثال نضربها...»
2. قرآن، کتاب الهى، کمبودى ندارد، مردم قابلیّت لازم را ندارند. «لو أنزلنا هذا...»
3. استفاده از تمثیل در بیان حقایق معنوى، شیوه‏ اى قرآنى است. «لو أنزلنا هذا القرآن على جبل...»
4. چگونه است که کوه با آن صلابت، در برابر عظمت قرآن خاشع است، امّا قلب برخى انسان‏ها، از سنگ سخت‏تر؟ «لو أنزلنا هذا القرآن على جبل لرأیته خاشعاً...»
5. هستى، شعور دارد. اگر قرآن بر کوه نازل مى‏شد، خشوع و خشیت از آن ظاهر مى‏گشت. «لرأیته خاشعاً متصدّعاً من خشیة اللّه»
6. امثال و تمثیلات قرآنى، نیاز به تدبّر و تفکّر دارد و گرنه به درستى درک نمى‏شود. «تلک الامثال نضربها للنّاس لعلّهم یتفکّرون»

نماز بدون مستی
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَ أَنتُمْ سُکَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ...
ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﻣﺴﺘﻴﺪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﭼﻪ ﻣﻰ  ﮔﻮﻳﻴﺪ.. (نساء 43) 
امیرالمومنین (ع) در مورد این آیه فرمودند: "در حال مستی به نماز نزدیک نشوید" یعنی مستی خواب. طوری خواب آلوده نباشید که در رکوع و سجود و تکبیر نفهمید که چه می گویید و منظور آن چیزی نیست که بیشتر مردم ادعا می کنند، که مومن مست از شراب باشد. چون مومن نه شراب می خورد و نه مست می شود.
امام محمد باقر (ع)فرمود: خداوند بزرگ مومنان را از برخاستن برای نماز در حال مستی بازداشته است، یعنی مستی ناشی از خواب.
(تفسیر عیاشی، ج1، ص269، ح137.) (کافی، ج3، ص299، ح1.)

قرآن ، نیکو ترین سخن

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذینَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی ذِکرِ اللَّهِ ذلِک هُدَی اللَّهِ یهْدی بِهِ مَنْ یشاءُ وَ مَنْ یضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هاد
زمر23
خدا نیکوترین سخن را نازل کرد، کتابی که شبیه یکدیگر است، مشتمل بر داستان های پندآموز [امر، نهی، وعده، وعید، حلال و حرام] است؛ از شنیدن آیاتش پوست کسانی که از پروردگارشان می هراسند به هم جمع می شود، آن گاه پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم می گردد و آرامش می یابد.
این هدایت خداست که هر که را بخواهد به آن راهنمایی می کند؛ و هر که را خدا  گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود.

توضیح و پیام ها
قرآن کتاب هدایت گر انسان ها، شفا بخش سینه دردمندان و نور شکافنده تاریکی هاست.
زلال جاری #قرآن نه فقط مردم عصر نزول آن؛ بلکه سیل تشنگان معرفت و نور را تا ابد سیراب خواهد کرد.
قرآن_کریم نیکوترین سخنان است. آیاتش هم دیگر را تصدیق می نماید؛ در آن هیچ نشانی از تضاد و مخالفت نیست؛ از فصاحت و شیوایی بی نظیری برخوردار است.
قرآن، بهترین گفتارهاست.
تمام آیات قرآن به یکدیگر شباهت دارند و هیچ ناهماهنگی و تضادّی در آنها نیست.
خدا ترسی، در ظاهر جسم و بدنِ مؤمنان نمایان است و صورت آنان بیانگر سیرت آنان است.
مؤمن، با شنیدن آیات عذاب خوف دارد، و با شنیدن آیات رحمت امیدوار می شود.
قرآن، کتاب هدایت الهی است.
خداوند، اسباب هدایت را برای همه فراهم کرده است، امّا تنها گروهی این هدایت را می پذیرند.
📘 تفسیر نور، ج 8، ص161

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!

«ولی قرآن چیزی دیگه میگه:

أکثر الناس ﻻ‌ ﻳﻌﻠﻤﻮﻥ بیشتر مردم نمۍدانند
أکثر الناس ﻻ‌ ﻳﺸﻜﺮﻭﻥ  بیشتر مردم ناسپاس اند
أکثر الناس ﻻ‌ ﻳﺆﻣﻨﻮﻥ  بیشتر مردم ایمان نمی آورند
أکثرهم ﻓﺎﺳﻘﻮﻥ  بیشترشان گناهکارند
أکثرهم ﻳﺠﻬﻠﻮﻥ  بیشترشان نادانند
أکثرهم ﻣﻌﺮﺿﻮﻥ  بیشترشان اعتراض گرند
أکثرهم ﻻ‌ ﻳﻌﻘﻠﻮﻥ  بیشترشان تعقل نمۍکنند
أکثرهم ﻻ‌ ﻳﺴﻤﻌﻮﻥ  بیشترشان ناشنوای اند
ﻭ ﻗﻠﻴﻞ ﻣﻦ ﻋﺒﺎﺩﻱ ﺍﻟﺸﻜﻮﺭ  و کم اند بندگانی که شاکرند
ﻭ ﻣﺎ ﺁﻣﻦ ﻣﻌﻪ ﺇﻻ‌ ﻗﻠﻴﻞ  و جز اندکی ایمان نمی آورند
پس نه تنها اکثریت نشانه حقانیت نیست بلکه در مورد زیادی اکثریت بر خلاف معیارهای الهی رفتار مےکنند.

تفکر در گوشه ای از عظمت خداوند

عظمت زمین : شعاع6000 کیلومتر
 قطر خورشید 100 برابر زمین است
خورشید تنها نقطه ای از کهکشان راه شیری
قطر کهکشان 100 هزارسال نوری است
یعنی اگر یک نوررا ازسمت غرب به شرق کهکشان بتابانیم 100 هزارسال طول میکشد
کهکشان راه شیری
 ذره ای از ابرخوشه لانیکیا
این ابرخوشه 520 میلیون سال نوری قطردارد  و فقط یکی از میلیونها ابرخوشه عالم هستی
بنابراین مادر برابر این عظمت ذره ای بیش نیستیم
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُن مِّنَ السَّاجِدِینَ . وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ )(حجر98.99)
پس پروردگارت را با سپاس و ستایش به پاکى یاد کن و  از سجده کنندگان باش. و  پروردگارت را پرستش کن تا آنکه یقینى مرگ تو را فرارسد.

صمٌّ بُکْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ‏ (بقره 18
آنان از شنیدن حقّ کر و از گفتن حقّ گنگ و از دیدن حقّ کورند، پس ایشان بسوى حقّ باز نمى‏گردند.
قرآن در ستایش برخى پیامبران مى‏فرماید: آنان دست و چشم دارند
وَ اذْکُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارِ (صاد45
شاید مقصود آن است که کسى که دست بت‏شکنى دارد دست دارد،
کسى که چشم خدابین دارد چشم دارد
پس منافقان که چنین دست و چشمى ندارند، در واقع همچون ناقص الخلقه‏هایى هستند که خود مقدّمات نقص را فراهم کرده و وسائل شناخت را از دست داده‏اند
 
وَ إِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ یَسْمَعُواْ وَ تَرَاهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لاَ یُبْصِرُونَ (اعراف 198
و اگر آنها را به [راه] هدایت فرا خوانید نمى‏شنوند مى‏بینى که به تو نگاه مى‏کنند، در حالى که نمى‏بینند

لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف179
منافقان  دل دارند، ولى نمى‏فهمند، چشم دارند ولى نمى‏بینند، گوش دارند ولى حقّ را نمى‏شنوند، این گروه همچون چهارپایان
بلکه از آنها پست‏تر و گمراه‏ترند، ایشان غافل هستند.

عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْیًا وَبُکْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیرًا (اسرا 97
جزاى کسى که در دنیا خود را به کورى و کرى و لالى مى‏زند، کورى و کرى و لالى آخرت است.

وعده ی شیطان

اَلشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ اَلْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ وَ اَللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اَللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ  ﴿۲۶۸﴾بقره
تفسیر کوتاه آیه
شیطان شما را دعوت به فحشا و زنا و فقر میکشاند
و خداوند مغفرت و بخشش خود را به شما وعده میدهد تا گناه شما را ببخشد.
و خداوند واسع است و با بخشش کسی از او کم نمیشود و خداوند به اعمال و نیات ما آگاه است
نکات ناب آیه
۱_سوق دادن به سمت زنا و فقر از جانب شیطان است
۲_خداوند ما را به سمت کارهای نیک و مغفرت و امرزش خود سوق میدهد و بخشش خود را به ما وعده داده است
۳_خداوند به اعمال و نیات ما اگاه است

دعای سربازان طالوت

یکی از داستانهای قرآنی داستان طالوت و جالوت است.
بنی اسرائیل پس از دوره حضرت موسی علیه السلام به پیغمبر خود می گویند:  فرماندهی را بر ما بگمار تا به فرمان او در راه خدا پیکار کنیم
از جانب حق تعالی، طالوت به فرماندهی آنان گماشته می شود.
در آغاز آنان از این انتصاب رخ برمیتابند و نمی پذیرند.
سرانجام با تأکید پیامبر الهی به آن تن می دهند و در رکاب او برای نبرد با جالوت کافر تبهکار و لشکر او حرکت می کنند.
 دو لشکر مقابل یکدیگر صف آرایی می کنند و آماده نبرد می شوند. سربازان موحد طالوت در این هنگام دست به دعا برمیدارند و می گویند:
وَ لَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ ﴿250بقره﴾
 بارالها، صبر و پایداری بر ما فرو ریز، و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز فرما.
 و سپس به کارزار می پردازند، موحدان پیروز، و کافران فراری می شوند.

سوره  یس 1 تا 4
یس

و الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ‏
إنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ
علَى‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ
حروف رمز
سوگند به قرآن محکم و حکمت‏ آموز.
که همانا تو از پیامبرانى.
بر راه راست هستى.
نکات آیه
1. به گفته‏ ى روایات، یس نام مبارک پیامبرصلى الله علیه و آله است.
2. در قرآن باطل راه ندارد
 و تمام آن محکم و استوار است.
3. سوگند به قرآن آنهم از سوى خداوند،
 بیانگر عظمت و قداست آن است
4. در برابر انواع تهمت‏ها که به پیامبر،
شاعر، کاهن، ساحر و مجنون مى‏گفتند،
 خداوند حکیم سوگند به قرآن حکمت ‏آمیز بر رسالت پیامبر تأکید مى‏کند.

غیرت مرد و حجاب و آرایش
روزی چند سال پیش استادی برای شاگردش تعریف میکرد که:
اوایل انقلاب برای زیارت به حرم حضرت معصومه (س) رفته بودند.
ناگهان زن ارایش کرده ای با شوهرش وارد حرم شدند.
شوهر آن استاد به ان زن گفت: من از رنگ آرایشت خوشم نمیاید
شوهر زن عصبانی شد و گفت: چرا نظر میدهی
جواب شنید: اگر برای شما بود داخل خانه بود حالا که بیرون از خانه است برای من و بقیه است پس باید نظر بدهیم.
مرد دستمال دست خانمش داد تا آرایش خود را پاک کند.
نکته : من میگویم هر انچه را که برای جلب توجه شوهر میکنیم حتی اصلاح صورت باید پوشانده شود چون برای اوست نه بقیه.
وهمانطور که شوهر خوشش میاد و جلب توجه اورا میکند بقیه مردها هم خوششان میاید.
خداوند فرموده است:
(لا یُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعولَتِهِنَّ)

داستان و تطابقش با ایه قران
هیچگاه بدون درک شرایط دیگران ، در مورد آنها قضاوت نکنیم.
مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند.
بچه ها شیطنت و سر و صدا می کردند و مرد هم در فکر فرو رفته بود.
مردم با هم پچ پچ می کردند و می گفتند عجب پدر بی ملاحظه ایست و بچه هایش را آرام نمی کند!
بالاخره یک نفر بلند شد و به مرد گفت: چرا بچه هایت را آرام نمیکنی ؟
مرد گفت الان از بیمارستان می آییم و مادر بچه هایم فوت کرده.
درفکرم که چطور این خبر را به بچه ها بدهم!
در این لحظه بود که مردم بجای غر و لند ، شروع به بازی کردن با بچه ها و سرگرم کردنشان شدند و مرد باز در غصه هایش غرق شد ...

  إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ اَلْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ اَلنّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اَللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً  ﴿۱۰۵نسا﴾
ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا میان مردم به [موجب] آنچه خدا به تو آموخته داورى کنى و زنهار جانبدار خیانتکاران مباش

گستردگى علم الهى
«و لو أنّما فى الأرض من شجرة أقلام والبحر یمدّه من بعده سبعة أبحر مانفدت کلمات اللّه» (لقمان،27)
 این آیه در باره وسعت و گستردگى علم الهى است، اگر تمامى درختان روى زمین درختان قلم شوند و آب دریاها جوهر گردد و هفت دریا نیز به آن افزوده شود، این‏ها همه‏ تمام مى ‏شوند، اما کلمات و علم الهى تمام نخواهد شد.
گاهى از ساقه و شاخه‏ هاى یک درخت تنومند، هزاران بلکه میلیون‏ ها قلم به وجود مى ‏آید و با در نظر گرفتن حجم عظیم درختان روى زمین و جنگل ‏هایى که بسیارى از کوه‏ ها و دشت ‏ها را پوشانیده است و تعداد قلم‏ هایى که از آن پدید مى ‏آید و همچنین اگر تمام اقیانوس ‏هاى روى زمین که تقریباً سه چهارم کره زمین را با عمق زیادى پوشانیده است، جوهر شوند، چه وضع عجیبى براى نوشتن ایجاد مى کند؛ به ویژه با توجه به افزوده شدن هفت دریاى دیگر به آن که هرکدام از آن ‏ها معادل تمام اقیانوس‏ هاى روى زمین باشد، آیا ترسیمى جالب‌ تر از این براى توصیف بى‏ نهایت به نظر مى رسد؟

‼️ جالب این که «شجره» به صورت مفرد و کلمه «اقلام» به صورت جمع آمده تا بیانگر تعداد فراوان قلم‏ هایى باشد که از یک درخت با تمام ساقه و شاخه هایش به وجود مى‏ آید و نیز تعبیر «البحر» به صورت مفرد و الف و لام جنس براى آن است که تمام اقیانوسهاى روى زمین را شامل شود، و کلمه «سبعة» اشاره به کثرت دریاها دارد. (نمونه، ج17، ص76)

مراد از علم خلق و امر
 «ألا له الخلق و الأمر» (اعراف،54)
در این که منظور از «خلق» و «أمر» چیست، میان مفسران گفتگوست، اما با توجه به قرائنى که در این آیه و آیات دیگر قرآن موجود است، استفاده مى ‏شود که منطور از «خلق» آفرینش نخستین و منظور از «أمر» قوانین و نظاماتى است که به فرمان پروردگار در عالم هستى حکومت مى‏ کند و آن‏ ها را در مسیر خود رهبرى مى ‏کند. این تعبیر در حقیقت پاسخى است به آن‏ ها که چنین مى ‏پندارند که خداوند جهان را آفریده و آن را به حال خود واگذارده و کنارى نشسته است. به تعبیر دیگر عالم هستى در ایجادش نیازمند به خدا است، اما در بقا و ادامه حیات نیازى ندارد.
این جمله مى‏ گوید: همان گونه که جهان در حدوثش نیازمند به اوست، در تدبیر و ادامه حیات و اداره‏اش نیز وابسته به اوست و اگر لحظه‏ اى خدا از آن گرفته شود، نظامش به کلى از هم گسسته و نابود مى‏ گردد. (نمونه، ج6، ص206)

واَلنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ:

الساِّجِدُونَ:

 نگرانی از هدایت مردم  

لَیْسَ عَلَیْکَ هُدٰاهُمْ وَ لٰکِنَّ اَللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ وَ مٰا تُنْفِقُونَ إِلاَّ اِبْتِغٰاءَ وَجْهِ اَللّٰهِ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لاٰ تُظْلَمُونَ  ﴿بقره۲۷۲﴾

خداوند میفرماید که ای پیامبر نگران این نباش که برخی از کفار هدایت نمیشوند زیرا انها از راه راست دور شده اند و هدایت انها به عهده تو نیست.

و هرکس را که براساس اعمالش خدا صلاح بداند هدایت میکند .

آنچه را که انفاق میکنید برای شما بهتراست تا فرد کمک شونده مخصوصا انچه را که فقط در راه رضای خدا انفاق کنید و انچه را که به طور کامل در مقابل آن انفاق پاداش داده خواهید شد و در حق شما ظلمی نخواهد شد

پس باید در را ه رضای خدا فقط انفاق کنیم نه از روی ریا و ....

کارهای نیک و انفاق فقط به نفع خود ماست نه دیگران

 

نگرانی از هدایت مردم

لَیْسَ عَلَیْکَ هُدٰاهُمْ وَ لٰکِنَّ اَللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ ....ْ وَ أَنْتُمْ لاٰ تُظْلَمُونَ  ﴿بقره۲۷۲﴾

خداوند میفرماید که ای پیامبر نگران این نباش که برخی از کفار هدایت نمیشوند زیرا انها از راه راست دور شده اند و هدایت انها به عهده تو نیست.

و هر کس را که براساس اعمالش خدا صلاح بداند هدایت میکند

و خدا به هیچ کس ظلم روا ندارد خود ما هستیم که راه را بر نمی تابیم

انواع سوال و پرسش

۱_ پرسش درس برای فهم بهتر ان

۲_ پرسش معلم و استاد از شاگردان هنگام درس دادن برای توجه بیشتر شاگرد به آن نکته

۳_ پرسش از عالمان و... در مورد مسایلی که نمیدانیم

خداوند در مورد آخری فرموده:

ْ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ  ﴿۴۳﴾نحل

پرسش برای دانستن و تقلید از عالمان (اهل ذکر) برای موارد تخصصی وظیفه و تکلیف است

إِنْ تُبْدُوا اَلصَّدَقٰاتِ فَنِعِمّٰا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا اَلْفُقَرٰاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿بقره۲۷۱﴾

اگر به صورت اشکار انفاق کنید و صدقه دهید کار خوبی است اما ممکن است طرف ناراحت شود یا تحقیر شود و...

پس اگر مخفیانه صدقه دهید و ان را به دست فقیر برسانید بهتر است و خداوند گناهان شما را می بخشد و به شما پاداش میدهد

 او در مقابل هر کار نیکی گناهان ما را میآمرزد و از بین می برد به خصوص صدقه پنهانی.

و خداوند به آنچه که انجام میدهید اگاه است و از نیات ما اگاه است و برای آنها به ما پاداش میدهد و از آن کم نمیکند بلکه تا چند برابر آن را به ما میدهد

 

نکات آیات انفاق

۱_ صدقه و انفاق بهتر است که پنهانی انجام گیرد

۲_ موقع انفاق علنی ممکن است گناهانی چون تحقیر و....پیش بیاید

۳_ خداوند گناهان را به واسطه انفاق کردن میبخشد و می امرزد

۴_ خداوند به همه اعمال و نیات ما اگاه است پس مراقب رفتارمان باشیم

۵_ مهم علم خداست نه برداشت مردم

۶_فقرا برای کمک مالی مقدمند

۷_ صدقه و انفاق باید بدست نیازمند واقعی برسد

۸_ در صدقه پنهانی ابروی مومن حفظ میشود و ریا و ...صورت نمی گیرد

۹_ آنچه که مهم است نیت انسان است

سیمای افراد لجوج

و جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً و َمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ (یس9)

و پیش روى آنان حائل و سدّى و پشت سرشان نیز حائل و سدّى قرار دادیم، و به طور فراگیر آنان را پوشاندیم، پس هیچ چیز را نمى‏بینند.

سیماى افراد لجوج در این آیه بسیار دقیق و جالب ترسیم شده است:

اولاً: غافل هستند و در نتیجه ایمان نمى‏آورند.

ثانیاً: خرافات آنان را گرفتار کرده است. و همچون شتر چموش از پذیرفتن حقّ سر باز مى‏زنند.

از پیش و پس در محاصره هستند، و بر چشمان آنان پرده ‏اى آویخته شده و نمى‏بینند.

شاید مراد از «من بین ایدیهم سدّاً» آرزوهاى طولانى انسان براى آینده

و مراد از «من خلفهم سدّاً» غفلت از خلافکارى‏هاى گذشته باشد که آن آرزوها و غفلت‏ها دو مانع بزرگ براى دیدن حقّ است.

غافلان بى ایمان، نه از گذشته‏ ى کفّار عبرت مى‏گیرند، و نه از معجزه و استدلالى که پیش روى آنان است.

کافر در بن بست است

خدا به کدام رئیس جمهور بیشتر کمک می‌کند و کارش را راه می‌اندازد؟

خداوند می‌فرماید: «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَعَل لَّهُ مَخرَجًا»(طلاق/2)

خدا کار مدیر باتقوا و انقلابی را راه می‌اندازد و کمکش می‌کند.

اما به قیافۀ برخی مدیران ما نمی‌آید که خدا آنها را کمک کند!

 آدم مطمئن است که خدا به آنها کمک نمی‌کند، بلکه اگر وارد کاری شود، آن کار قفل می‌شود.

آیا مدیری که در مقابل دشمن ذلیل شود، خدا او را کمک می‌کند؟!

 مدیری که حاضر شود دروغ و تهمت بزند برای اینکه خودش آبرویی از سر «تکه انداختن» به دیگران پیدا بکند، خدا او را کمک می‌کند؟!

خداوند درباره اختلاف و تفرقه افکنی درامت اسلامی بسیار حساس بوده و وعده عذاب بزرگ داده است

 ولَا تَکُونُواْ کَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ الْبَیِّنَتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ‏  آل عمران105

و مانند کسانى نباشید که بعد از آنکه دلایل روشن برایشان آمد،

باز هم اختلاف کرده و پراکنده شدند و آنان برایشان عذابى بزرگ است.

اختلاف و تفرقه، نه تنها قدرت شما را در دنیا مى‏شکند، بلکه در قیامت نیز گرفتار عذاب جهنّم مى‏سازد.

 



نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">