تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

          معراج سفری اعجاب آمیز            

اعجاز اعداد و کلمات بلاغت

جنین شناسی در قرآن

پیشگویی قرآن . اعجاز انگلیسی

قرآن از نگاهی دیگر . اعجاز

              کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

اعجاز قرآن اعجاز علمی قرآن و آیات. آفرینش منظومه شمسی گیاهان جانوران

تسخیر آسمانها و زمین و دریا ها و.. ( سخر لکم ما فی الارض و البحر . سخر لکم ما فی السموات . سخر لکم الشمس و القمر. و...) نیروی جاذبه (خلق السموات بغیر عمد ترونها ) فلسفه کوهها ( القی فی الارض رواسی ان تمید بکم . وجعل الجبال اوتادا ) وجود جنبنده در کرات (و بث فیها من کل دابه ) زوجیت در گیاهان ( فانبتنا فهیا من کل زوج کریم ) { لقمان 10 } وجود برزخ و حائل .عدم آمیزش . خواص دو دریا شور و شیرین ( مرج البحرین یلتقیان . بینهما برزخ لا یبغیان) { رحمن20} حشره شناسی : سخن گفتن پرندگان( منطق الطیر) و مورچه(قالت نمله ){ نمل 16-18} زنبور و خاصیت عسل ( ) عنکبوت و گونه های مختلف( ) خلقت آدم ( ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین )

جنین شناسی و رحم( ثم جعلناه نطفه فی قرار مکین. ثم خلقنا النطفه علقه فخلقناالعلقه مضغه فخلقناالمضغه عظاما فکسوناالعظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین { مومنون 14} اثر انگشت (بلی قادرین علی ان نسوی بنانه ){ قیمه 4}رنگین کمان ( جعل الشمس ضیاء} نور خورشید از خودش و نور ماه از آن است جعل القمر فیهن نورا و الشمس سراجا نظم ( لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا الیل سابق النهار  یس 40  گردش کرات روی حساب و مدار معین ( الشمس والقمر بحسبان و النجم والشجر یسجدان. و کل فی فلک یسبحون ) { یس40 } قبل از خلقت طبیعت وجود گاز های متراکم (و هی دخان ) سپس ترکیب شده و به هم پیوسته اند ( کانتا رتقا فتنقتا هما )

وسیله برای تسخیر آسمانها و زمین ( ان تنفذوا من اقطار السموات والارض فانفذوا ؛ لا تنفذون الا بسلطان ) { رحمن 33 } طبقات آسمانی ( سبع سموات طباقا ) {ملک 3 }حرکت وضعی و انتقالی( دحی ....طحی ........  باران و بخار و باد و ابر( وما ینزل من السماء و ما یعرج فیها { حدید4 } . و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض { بقره 164} ) تنگ شدن نفس در اثر صعود در آسمان ( و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء ) { انعام 125} دقت در تغییر قبله هنگام اقامه نماز ( ما ولیهم عن قبلتهم التی کانوا علیها ) { بقره142 }

پیش گوئی و خبر های قرآنی و امداد غیبی در جنگها (اذ جائتکم جنودا فارسلنا علیهم ریحا و جنودا لم تروها { احزاب 10 } و لما رای المومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ایما و تسلیما{ احزاب 21 }غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون{روم 2-3} سه اتفاق به هنگام تولد پیامبر اسلام: زنده کردن تاریخ گذشتگان قوم عاد و ثمود و ....ذو القرنین؛ کوروش

هفت آسمان

درباره هفت آسمان و به تعبیر قرآن «سبع سماوات » .  قرآن درحالی که از هفت آسمان سخن می گوید هرآنچه را در چشم انداز بشر قرار گرفته آسمان دنیا می داند در این صورت آن شش آسمان در قلمرو رویت بشر امروز نیست چنانکه می فرماید : انا زینا السما الدنیا بمصابیح ... ما آسمان نزدیکتر را با چراغهایی آراستیم و آنها را از رخنه شیاطین حفظ کردیم ...

این حقیقت در صورتی روشن می شود که قرآن عالم ماده و بالاخص عالم بالا را پیوسته درحال گسترش می داند یعنی پیوسته بر عرض و طول جهان افزوده می شود هرچند برای ما ملموس نباشد چنانکه می فرماید : والسما بنیناها  باید وانا لموسعون(ذاریات47) . ما آسمان را به قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت بخشیدیم. (آیا نمى دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکى بالاى دیگرى آفریده است)؟! (الم تروا کیف خلق اللّه سبع سموات طبـاقا). هـمان کسى که هفت آسمان را بر فراز یکدیگرآفرید (الذى خلق سبع سموات طبـاقا). 

تسخیر موجودات جهان براى انسان

آیات فراوانى از قرآن بیانگر این است که خداوند موجودات جهان را مسخّر انسان قرار داده است :
1 خداوند نهر ها را مسخّر شما قرار داد؛ و سخّر لکم الا نهار

2خداوند کشتى را مسخّر شما قرار داد؛ و سخّر لکم الفلک

3 خداوند شب و روز را مسخّر شما قرار داد؛ و سخّر لکم اللّیل و النّهار

4 خداوند خورشید و ماه را مسخّر شما قرار داد؛ و سخّر لکم الشّمس و القمر

5 خداوند آنچه را در زمین است ، مسخر شما قرار داد؛ الم تر انّ اللّه سخّر لکم ما فى الارض از مجموع این آیات استفاده مى شود

اولا: انسان تکامل یافته ترین موجودات این جهان است، و از نظر جهان بینى اسلام آنقدر به او ارزش و مقام داده که همه ى موجودات دیگر را مسخر انسان ساخته.
ثانیا: روشن مى شود که تسخیر در این آیات به این معنا نیست که انسان همگى موجودات را تحت فرمان خود درآورد، بلکه همین اندازه که در مسیر منافع و خدمات رسانى به او حرکت مى کنند، فى المثل کرات آسمانى براى او نورافشانى مى کنند یا فوائد دیگرى دارند، در تسخیر او هستند.جهان هستى در خدمت انسان هو الّذى خلق لکم ما فى الا رض جمیعا در این آیه ى شریفه نفرمود: خلقکم لما فى الارض جمیعا،

بلکه فرمود: خلق لکم ما فى الارض ؛ یعنى هر چه را در جهان هستى وجود دارد، براى تو آفریدم ، نه این که تو را براى هستى آفریدم . در آیات دیگرى نیز فرمود: تو را براى خودم آفریدم ؛ این معنا را گاهى به طور خاص فرمود، مانند این که به موسى ع گفت : و اصطنعتک لنفسى گاهى به طور عام ؛ و ما خلقت الجنّ و الا نس إلاّ لیعبدون

انسان و امانت الهى

إنّا عرضنا الامانة على السّموات و الارض و الجبال فأ بین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الا نسان إنّه کان ظلوما جهولا ما امانت را که همان ولایت الهیه است و از طریق بندگى و ایمان و عمل صالح به دست مى آید، بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن امتناع ورزیدند و از آن هراس داشتند، اما انسان آن را به دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود

در اینجا این سؤ ال مطرح است که چرا خداوند با این که حکیم و علیم است ، چنین بار سنگینى را که از طاقت آسمان و زمین بیرون است بر انسان ظلوم و جهول حمل کرد؟ و قبول کردنش به دلیل ظلوم و جهول بودنش بوده است؟

ظلوم و جهول بودن انسان اگر چه به وجهى عیب و مایه ى ملامت و سرزنش است ، لیکن عین همین ظلم و جهل انسان مصحح حمل امانت و ولایت الهى است . به دلیل این که کسى که متصف به ظلم و جهل مى شود، حتما شان او این است که متصف به عدل و علم گردد و گرنه چرا به کوه ظالم و جاهل نمى گویند

چون متصف به عدالت و علم نمى شود و همچنین آسمان ها و زمین ، جهل و ظلم را قبول و حمل نمى کنند. به دلیل این که متصف به عدل و علم نمى شوند، به خلاف انسان که به خاطر این که شان و استعداد علم و عدالت را دارد ظلوم و جهول نیز هست .

قرآن و علوم طبیعی

در میان مطالب فراوان و فرازهای متنوع قرآن اشارات بسیاری وجود دارد که حقایقی از اسرار جهان طبیعت را آشکار می‌سازد. حقایقی که بشر امروز بر اثر پیشرفت علم به کسب آن نائل شده است، در روزگار جاهلیت و در محیطی بدوی در لابلای تعبیرات و تمثیلات زیبا و در لفافه الفاظ وعبارات پر معنا، در قرآن آمده است.واین خود دلیل محکمی است بر اعجاز این کتاب آسمانی. با پیشرفت دانش، حقانیت مکتب اسلام و فوق بشری بودن کتاب قرآن، بیشتر نمایان می‌شود، بر خلاف انجیل که با پیشرفت علم، خرافات بافتگی آن بیشتر رنگ می‌بازد و تار وپود می‌‌‌پوسد

باید ذکر کرد که قرآن، کتاب نجوم یا جغرافیا و یا کتابی پیرامون علوم طبیعی نیست؛ بلکه کتاب خداشناسی و راهیابی حیات است و نمونه‌های متعددی که در مورد طبیعت در قرآن آمده است برای شناخت قدرت و عظمت الهی است ونیز برای اثبات حقانیت وجنبه اعجاز قرآن در طول تاریخ. سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است،:

الف) اشاره به حرکت زمین

"الذی جعل لکم الارض مهدا"(طه، 53) "آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد." در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود

توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

کرویت و حرکت وضعی زمین

حدود چهار قرن پیش گالیله، یکی از بزرگترین منجمین و دانشمندان اروپا، به جرم اینکه زمین را متحرک خوانده بود، محکوم به مرگ شد. در آن زمان اروپا دوران تاریک قرون وسطی را می‌گذراند. دورانی که ارباب کلیسا و وفاداران به تعالیم خرافی مسیحیت، بر گسترش علم و دانش مغرب زمین پنجه افکنده بودند وبا تفتیش عقاید وسوزاندن وشلاق و شکنجه، ناکامانه می‌کوشیدند تا انجیل را بر جامعه اروپا حاکم نگاه دارند

آنان مدعی بودند که زمین مرکز جهان است، ساکن است و دیگر اجرام به دور آن می‌چرخند و واتیکان نیز مرکز زمین.اما قرآن در عصر جاهلیت وقرنها پیش از محکومیت گالیله، گاه به اشاره وکنایه و گاه به صراحت زمین ودیگر کرات و کائنات را متحرک می‌داند.

قرآن در آیه15 ملک زمین را به «ذلول» تشبیه می‌کند. ذلول به معنای شتر رامی است که همواره حرکت می‌کند و سوارش را نمی‌آزارد. در آیه53 طه و آیه 6 نباء آنرا به گهواره تشبیه می‌کند. روشن است که خصوصیت اصلی گهواره حرکت تؤام با آرامش آن است. قرآن علاوه بر این در آیات 38 تا 40 یس خورشید و ماه را نیز متحرک می‌داند.

قوله تعالی: والشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم والقمر قدرنه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ولا اللیل سابق النهار وکل فی فلک یسبحون». (و خورشید بسوی قرار گاه خویش روان است. این فرمان خدای پیروزمند و دانا است. برای ماه منزل‌هایی مقدر کردیم تا همانند شاخه خشک خرما، باریک شود (تشبیهی است برای قمر شبهای آخر ماه).خورشید را نسزد که به ماه رسد و شب را نسزدکه بر روز پیشیگیرد و هر یک در مداری شناورند.)

قوله تعالی: فلا اقسم برب المشارق والمغارب انا لقادرون (آیه 40 معارج) (پس سوگند به پروردگار همه مشرقها و مغربها که ما تواناییم.) این آیه اشاره صریح به کروی بودن زمین دارد؛ چرا که تعدد مشرق ومغرب، در نتیجه کرویت وحرکت وضعی زمیناست. پیام آیه: لازمه ی تعدد مشرق و مغرب که در آیه اشاره شده، کروی بودن زمین است، زیرا هر نقطه برای گروهی مشرق و برای گروهی دیگر مغرب می باشد. در قرن هجدهم میلادی نظریه کروی بودن زمین مطرح شد، اما قبل از آن زمین را مسطح یا مخروطی می پنداشتند.

نیروی جاذبه

قرآن به آنچه که امروز تحت عنوان نیروی جاذبه عمومی کشف شده است و کائنات و اجرام و تارگان وسیارات را در جای خود وتحت حرکتی منظم و قانونمند نگاه می‌دارد و فاصله آنها را به تناسب حفظ می‌کند، نیز تلویحاً اشاره دارد. قرآن این نیروی جاذبه را به ستونهای نامرئی تشبیه کرده می‌گوید: الله الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها (خداوندی است که آسمانها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید، برافراشت. ) (آیه 2 سوره رعد)

رنگین کمان 

( جعل الشمس ضیاء}خـورشـیـد به خاطر اشعه مخصوص (ماورابنفش) تاثیر فراوانى در کشتن میکربها دارد, و نورى سـالـم و مـجـانى و دائمى و از فاصله اى مناسب , نه چندان گرم و سوزان , و نه سرد و بى روح , در اختیار همه ما مى گذارد

وجود جنبنده در کرات 

حال که نعمت آرامش آسمان به وسیله ستون نامرئیش , و آرامش زمین به وسیله کوهها تامین شد نـوبـت بـه آفرینش انواع موجودات زنده و آرامش آنها مى رسد که در محیطى آرام بتوانند قدم به عـرصـه حیات بگذارند, مى گوید: ((و در روى زمین از هر جنبنده اى منتشر ساخت )) (وبث فیها من کل دابة ) سوره لقمان

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد

و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم. و أرسلنا الریاح لواقح (حجر22) قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌ شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

سابقه کشف اینکه هر موجود زنده در اثر تلفیق دو سلول مختلف نر وماده به وجود می‌آید، به بیش از چند صد سال نمی‌رسد. پس از کشف‌های علمی جدید و اختراع میکروسکوپ بود که بشر دانست تولید مثل در گیاهان نیز، براثر تلقیح ذرات بسیار ریز صورت می‌گیرد، که عامل انتقال این ذرات و گرده‌های گیاهی حشرات و باد می‌‌باشد

قرآن قرنها قبل از این کشفیات اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم (7 شعراء) (آیا به زمین ننگریسته‌اند که چه قدر از هرگونه گیاهان نیکو در آن رویانیده‌ایم) خداوند همچنین علاوه بر بیان زوجیت در عالم نباتات، عامل لقاح را نیز در آیه 22 سوره حجر چنین بیان می‌کند: و ارسلنا الریاح لواقح فانزلنا من السماء ماء (و بادهای بارورکننده را فرستادیم و از آسمان آبی نازل کردیم.)

و جالب اینجاست که تحقیقات نشان داده است که بادها در بارور کردن ابرها و بارش برف وباران نیز نقش اصلی دارند. در تمام مراحل تبخیر آبهای سطحی و حرکت دادن بخارات آب و تشکیل و جابجایی ابرها و بارور کردن ابرها ، باد نقش اساسی را ایفا می‌کند. پس بادها نه تنها عامل تلقیح گیاهان ونباتات‌اند، بلکه عامل بارور کردن ابرها وانزال و ریزش باران از آسمان نیز می‌‌‌‌‌باشند.

ج) کارآیی آهن از سایر فلزات

و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس (حدید25) و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم." تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده

و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

 

قرآن و آفرینش

 تأکید خداوند متعال در 10 مورد از قرآن کریم درباره حق بودن آفرینش (واقعیت شایسته وجود)، شدیدترین تذکر است به این که بشر باید بداند در جهانی زندگی می کند که بر مبنای حق آفریده شده است. بنابراین، نمی تواند وجود او که قطعآ از نظر کرامت و حیثیت و عظمت، شایستگی برتری بر همه جهان کیهانی دارد، لغو و عبث و بیهوده باشد. در سوره انبیاء آیه 16 می فرماید :وَ مَا خَلَقنَا السَّمَاءَ وَ الاَرضَ وَ مَا بَینَهُمَا لاَعِبِین ما آسمان و زمین و بین آن ها را برای بازیگری نیافریدیم.
در سوره دخان آیه 38 نیز همین مطلب آمده است؛ با این تفاوت که به جای آسمان، کلمه آسمانها فرموده. علاوه بر این آیات کریمه، آیات دیگری در قرآن، که هدفدار بودن وجود آدمی را در این دنیا با کمال صراحت اثبات میکند، ذکر شده است. در بعضی از آیات نیز هدف اعلای حیات را بیان فرموده است، وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلاَّ لِیعبُدُون. (ذاریات56) "و من نیافریدم جن و انس را، مگر این که مرا عبادت کنند."
بدیهی است که معنای عبادت، چیزی جز قرار گرفتن در جاذبه کمال الهی نیست. هم چنین، این که خداوند نیازی به عبادت ما ندارد، به هیچ گونه استدلال احتیاجی ندارد، زیرا قضیه بدیهی تر از آن است که بر انسان عاقل پوشیده بماند. مجموع این آیات با اشکال گوناگون دستور میدهد که انسانها باید موقعیت خود را در این دنیای معنادار درک نموده و مطابق این درک، مطیع دستورات عقل و وجدان درونی و انبیای الهی که عقل و وجدان برونی هستند، باشند. همه احکام مربوط به این بعد انسانی نیز ثابت و اولیه محسوب می شوند


فشار هوا

قرآن در سوره ی انعام آیه 125 فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِپس هرکس را که خدابخواهد هدایتش کند سینه اش را برای اسلام میگشاید و هرکس راد که (خدا) بخواهد گمراهش کند، سینه اش را تنگ میکند همانند کسیکه به آسمان بالا می رود. شاید اون موقعی که این آیه نازل شد کسی معنیش رو نمیفهمید که جمله ی «کسیکه میخواهد به آسمون بالا بره» یعنی چی؟ اما با پیشرفت علم، دانشمندان فهمیدند که هرچی انسان از زمین فاصله بگیره و بالا بره فشار هوا کمتر شده و در نتیجه انسان دچار تنگی نفس شده و درنتیجه خفه شده و از بین خواهد رفت و این یکی از معجزات بزرگ قرآن هست که بر مبنای این معجزه ، برای هواپیماهای جنگنده ،ماسک های اکسیژن قرار میدن.

 
یاران آتش

 

قرآن در قسم پایانی آیت الکرسی درباره کافران اولئک اصحاب النار هم فیها خالدونبقره257 اینها یاران آتش هستند. اینها در آن (آتش) جاویدان هستند. پس چرا قرآن گفته که «اینها یاران آتش هستند»؟ نه «اهل جهنم». جواب این آیه رو خود قرآن در آیه 24 بقرهفَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَاز آتشی بترسید که هیزمهای آن مرد و سنگ ها هستند. (این آتش) برای کافرین آماده شده است. خصوصیت هیزم اینه که وقتی توی آتیش می افته، اگه ارتفاع آتیش هر اندازه که باشه ،این هیزم باعث شعله ور تر شدن آتش و در واقع یاری رساندن به آتش در شعله ور تر شدن و گُر گرفتن اون میشه. پس مردم گناهکاری که توی آتیش جهنم افتادن به قول قران، خودشون نقش هیزم رو بازی میکنن باعث شعله ور تر شدن آتش میشن و درنتیجه آتش رو در شعله ور شدن یاری میکنند. پس این گناهکاران خودشون یاران آتش هستند. نتیجه اینکه قران در کلام هم از نهایت دقت برخوردار هست و این از معجزات لغوی و ادبی قرآن محسوب میشه که انسان رو در حیرت و شگفتی فرو میبره.

 

پوست جدید بر بدن

قرآن در آیه 56نساء إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذاب همانا کسانیکه به آیات ما کافر شدند را بزودی در آتش می اندازیم. هرچه پوست بدنشان برشته میشود، پوستی غیر از آن پوست اولیه را جایگزین آن میکنیم تا عذاب را بچشند. شاید این آیه در زمان نزول خودش ،چندان مورد درک قرار نگرفته باشه

اما امروز با توجه به پیشرفت علم به معجزه بودن و اعجاز علمی و پزشکی این آیه پی می بریم در زیر پوست، عصب هایی قرار دارند که به محض رسیدن صدمه یا لطمه ای به پوست با ایجاد درد این خطر رو به انسان هشدار میدن و اگه این عصب ها به هر دلیلی از بین برن دیگه انسان درد رو احساس نمیکنه. قرآن در این آیه میگه هرچی پوست کافران برشته میشه ما، یه پوست جدید براش می آریم

علت این کار هم اینه که وقتی پوست اولیه می سوزه، عصبش از بین میره و شخص گناهکار دیگه عذاب و درد رو احساس نمیکنه. پس برای اینکه درد رو همواره احساس کنه، خدا دوباره یه پوست جدید بر بدن اون میرویاند باشه. این معجزه ی قرآن در حدود1400 سال پیش ذکر شده و ما امروز تازه متوجه ی عظمت این آیه شدیم اونم نه به اندازه ای که در شان این آیه باشه بلکه در حد فهم مختصر این آیه. این آیه اشاره به مقوله ی عصب شناسی و پزشکی در متن قرآن داره.

 

تغییر قبله هنگام اقامه نماز ( ما ولیهم عن قبلتهم التی کانوا علیها ) { بقره142

  این آیه و چند آیه بعد به یکى از تحولات مهم تاریخ اسلام اشاره مى کند . پیامبر اسلام (ص ) مدت سیزده سال پس از بعثت در مکه , وچند ماه بعد از هجرت در مـدیـنـه بـه امر خدا به سوى ((بیت المقدس )) نماز مى خواند, ولى بعد از آن قبله تغییر یافت و مسلمانان مامور شدند به سوى ((کعبه )) نماز بگذارند. مسجد ذو قبلتین در مدینه دارای 2 قبله می باشد و جهت آن طبق زوایای هندسی دقیق می باشد و آن هم میان نماز این تغییر رخ داده است و پیامبر ص نماز اقامه کرده اند


  دو دریاى آب شیرین و شور در کنار هم !. 

در این آیه باز به استدلال بر عظمت خداوند اشاره به مخلوط نشدن آبـهـاى شـیـرین و شور کرده , مى فرماید: ((او کسى است که دو دریا را در کنار هم قرار داد, یکى گـوارا و شـیـریـن و دیـگـر شـور و تلخ , و درمیان آنها برزخى قرار داد (گویى هر یک به دیگرى مى گوید:) دور باش و نزدیک نیا (وهو الذى مرج البحرین هذا عذب فرات وهذا ملح اجاج وجعل بینهما برزخاوحجرا محجورا). ایـن آیـه یکى دیگر از مظاهر شگفت انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم مى کند که چـگـونـه یـک حـجاب نامرئى , و حائل ناپیدا در میان دریاى شور وشیرین قرار مى گیرد و اجازه نمى دهد آنها با هم آمیخته شوند
الـبـتـه امـروز مـا ایـن را مـى دانیم که این حجاب نامرئى همان ((تفاوت درجه غلظت آب شور و شیرین )) و به اصطلاح تفاوت ((وزن مخصوص )) آنها است که سبب مى شود تا مدت مدیدى به هم نیامیزند. در سوره الرحمن مى فرماید: دو دریاى مختلف (شور و شیرین , گرم و سرد) را در کنار هم قرارداد در حالى که با هم تماس دارند مرج البحرین یلتقیان . در میان آن دو, برزخى است که یکى بر دیگرى غلبه نمى کند وبه هم نمى آمیزند (بینهما برزخ لا یبغیان )..

ضـمـنـا قـرار گـرفـتن این آیه در میان آیات مربوط به ((کفر)) و ((ایمان )) ممکن است اشاره و تـشـبـیـهـى در ایـن امر نیز باشد که گاهى در یک جامعه , در یک شهر, و گاه حتى در یک خانه افرادى با ایمان که همچون آب عذب و فراتند در کنار افراد بى ایمان که همچون آب ملح و اجاجند, بـا دو طرز تفکر, دو نوع عقیده , و دو نوع عمل پاک وناپاک , قرار مى گیرند, بى آنکه به هم آمیخته شوند

 

 فـلـسـفـه آفرینش کوهها

 

دربـاره فـلـسـفـه آفرینش کوهها قرآن مى گوید: خداوند در زمین کوههایى افکند تا شما را مضطرب و متزلزل نکند (والقى فى الا رض رواسى ان تمیدبکم )لقمان  . حال که نعمت آرامش آسمان به وسیله ستون نامرئیش , و آرامش زمین به وسیله کوهها تامین شد و از آنجا که ممکن است در برابر نرمى زمینهاى مسطح , اهمیت کوهها و نقش حیاتى آنها, فـرامـوش شـود, در این آیه مى افزاید: (والجبـال  اوتـادا)

نباء  و (آیا) کوهها را میخهاى زمین  قرار ندادیم ؟ کـوهها علاوه بر این که ریشه هاى عظیمى در اعماق زمین دارند, و همچون زرهى پوسته زمین را در برابر فشار ناشى از مواد مذاب درونى , و تاثیر جاذبه جزر و مد آفرین ماه از بیرون حفظ مى کنند, دیوارهاى بلندى در برابر طوفانهاى سخت و سنگین محسوب مى شوند. و از سوى سوم کانونى هستند براى ذخیره آبها و انواع معادن گرانبها

علاوه بر همه اینها در اطراف کره زمین قشر عظیمى از هوا وجود دارد که براثر وجود کوهها که به صـورت دنـده هـاى یـک چـرخ , پنجه در این قشر عظیم افکنده اند همراه زمین حرکت مى کنند, دانـشـمـنـدان مـى گـویـند اگر سطح زمین صاف بود, قش هوا به هنگام حرکت زمین روى آن مـى لـغزید, و طوفانهاى عظیم ایجاد مى شد, و هم ممکن بود این اصطکاک دائمى سطح زمین را داغ و سوزان و غیرقابل سکونت کند

 

نور خورشید از خودش و نور ماه از آن است

( لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا الیل سابق النهار یس 40} جعل القمر فیهن نورا و الشمس سراجا (وجعلنـا  سراجا  وهاجا). بـعـد از اشـاره اجـمـالـى بـه آفرینش آسمانها به سراغ نعمت بزرگ آفتاب عالمتاب رفته , مى فرماید: ((و چراغى روشن و حرارت بخش آفریدیم ))
وهـاج از ماده وهج به معنى نور و حرارتى است که از آتش صادر مى شود بنابراین , ذکر این وصـف براى این چراغ پرفروغ آسمانى اشاره اى به دو نعمت بزرگ است که خمیر مایه همه مواهب مادى این جهان است (نور) و (حرارت )

نـور خـورشـید نه تنها صحنه زندگى انسان و تمام منظومه شمسى را روشن مى سازد, بلکه تاثیر عمیقى در پرورش موجودات زنده دارد . حـرارت آن نـیـز عـلاوه بر تاثیرى که در حیات انسان و حیوان و گیاه بطورمستقیم دارد, منبع اصلى وجود ابرها, وزش بادها, نزول بارانها و آبیارى سرزمینهاى خشک است

رنگین کمان ( جعل الشمس ضیاء}خـورشـیـد به خاطر اشعه مخصوص (ماورابنفش) تاثیر فراوانى در کشتن میکربها دارد, و نورى سـالـم و مـجـانى و دائمى و از فاصله اى مناسب , نه چندان گرم و سوزان , و نه سرد و بى روح , در اختیار همه ما مى گذارد

 

  منزلگاهی بنام آسمان

 پربرکت و با عظمت است آن خدایى که در آسمان منزلگاههایى قرار داد تبارک الذى جعل فى السما بروجا سوره فرقان  . بـرجـهـاى آسـمـانى اشاره به صورتهاى مخصوص فلکى است که خورشید و ماه در هر فصل و هر موقعى از سال در برابر یکى از آنان قرار مى گیرند مثلا مى گویند خورشید در برج ((حمل )) قرار گرفته , یعنى محاذى ((صورت فلکى حمل )) مى باشد, و یا ((قمر)) در ((عقرب )) است , یعنى کره ماه برابر صورت فلکى ((عقرب )) واقع شده . بـه این ترتیب آیه اشاره به منزلگاههاى آسمانى خورشید و ماه کرده , و به دنبال آن اضافه مى کند:  و در میان آن چراغ روشن و ماه تابانى آفرید و جعل فیها سراجا وقمرا منیرا

در سوره رحمن مى فرماید: و (خداوند) آسمان را برافراشت (والسماء رفعها) . آسـمـان در این آیه خواه به معنى ((جهت بالا)) باشد یا کواکب آسمانى و یا جو زمین هـرکـدام بـاشد موهبتى است بزرگ و نعمتى است بى نظیر, چرا که بدون آن زندگى کردن براى انسان محال است و یا ناقص . آرى ! نور و روشنائى که مایه گرما و هدایت و حیات و حرکت است از سوى آسمان مى آید, باران از طریق آسمان مى بارد, و نزول وحى نیز از آسمان است

 

 

((آیا آفرینش شما (و بـازگـشت به زندگى پس از مرگ ) مشکلتر است یا آفرینش آسمان که خداوند آن را بنا نهاده است ) (انتم اشد خلقا ام السما بنیها) سوره نازعات . ایـن آیه مى گوید: هر انسانى در هر مرحله اى از درک و شعور باشد مى داند که آفرینش این آسمان بلند, این همه کرات عظیم و کهکشانهاى بى انتها قابل مقایسه با آفرینش انسان نیست کسى که این قدرت را داشته چگونه از بازگرداندن شما به حیات عاجز است ؟!

سقف آسمان را برافراشت و آن را منظم ساخت رفع سمکها فسویها .  احـتمال دارد که آیه هم اشاره به ارتفاع آسمان و فاصله بسیار زیاد و سرسام آور کرات آسمانى از ما بوده باشد و هم اشاره به سقف محفوظ و قشر عظیم هواى اطراف زمین

 

آیات و علم روز «صلب» و «ترائب»
 

فَلْیَنظُرِ الْانسَانُ مِمَّ خُلِقَ* خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ* یخَْرُجُ مِن بَینْ‏ِ الصُّلْبِ وَ الترََّائبِ (الطارق5،6،7) ترجمه: انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است‏ * از آب جهنده خلق شده ‏* همان آبى که از میان کمر و استخوان‌هاى سینه(یا جلو) بیرون مى‏آید. در این آیه سخن از این که نطفه‌ی مرد پس از ورود به رحم زن با چه ترکیب می‌شود و «اوول» در زن از کجا تشکیل شده یا خارج می‌شود نیامده است، بلکه سخن فقط راجع به «منی» مرد است که از آن به عنوان «آب جهنده» نام برده شده و بیان شده که این آب، (یخرج) از «صلب» و «ترائب» خارج می‌شود. چرا که اوول در زن«دافق – جهنده» نیست. در مورد نقش مشترک زن و مرد در به وجود آمدن فرزند، در آیات دیگری بحث شده.

 


 

«صلب»،‌ به معنای چیزی سخت و شدید و در آناتومی بدن نیز به استخوان‌های پشت گفته می‌شود که از پس گردن تا آخر ران و کمر ادامه دارد. «بین صلب» همان نخاع و آب نخاع که مرکز اعصاب کل بدن بوده و محل عبور اجزای منی است تا در انتها به شکل نهایی «منی»درآید. «ترائب» نیز از ریشه‌ی تراب است و به معنای دو چیز مساوی در بدن به کار می‌رود.لذا بین دو سینه، بین نخاع و سینه و هم چنین بین دو استخوان ران (محل آلت تناسلی)نیز تراب نامیده می‌شود. دقت شود که قرآن کریم احکام بسیاری در باره‌ی طهارت، جنابت، نزدیکی و حتی زنا و لواط دارد، اما هیچ گاه به اسامی آلت تناسلی زن یا مرد اشاره نمی‌نماید. با توجه به معانی متفاوت «ترائب»، مفسران تعاریف متفاوتی از خروج منی از بین «صلب و ترائب» کرده‌اند که البته هیچ کدام با علم امروز منافات ندارد.جای اولیه‌ای که بیضه یا رحم در جنین قرار می‌گیرند، پشت و انتهای ستون فقرات آن است. قبل از شش ماهگی جنین، تخم و تخمدان هر دو در پشت قرار دارند و پس از شش ماهگی در جنس نر هر دو به پایین کشیده شده و در پوسته‌ی بیضه قرار می‌گیرند و به وضع عادی در می‌آیند و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده و در دو طرف پهلو محاذی لوله‌های رحم جایگزین می‌شوند.) چنان چه مشهود است، هیچ یک از این تعابیر و تفاسیر با علم امروز منافات ندارد.

 

 

 

خشکی ها از هم دور شده

 

 

 

وَ الارضَ مَدَدناها حجر19 و خشکی ها را دور بردیم. خشکیهای زمین پس از شقه شقه شدن رفته رفته از هم دور شده اند. در ابـتـدا انـسـان مـتـوجه انطباق خشکیها به هم شد و پس از بررسیآن نتایج زیر بدست آمد: سـنگـهای نواحی غربی اروپا و آفریقا با سنگهای نواحی شرقی آمریکا هم عمر و هم نوع بودند. و نـتـیجه این می شود که این دو نقـطه زمانی پیش هم بوده اند. مواد و عـناصری که در حفاری در نقطه ای در غرب قاره آفریقا پیدا و بررسی شـد، بامواد و عناصری که در نـقطه معادل آن در شرق قاره آمـریکا پیدا شد یکسان بود. و نتیجه این می شود که این دو نـقـطـه زمـانی در یک جـا و کـنار هم بوده اند. با تصویر بـرداری نمـودن از اعـماق اقـیـانـوس اطـلـس یک خط سراسری در وسط اقیانوس کشف شـد که مـواد مـذاب درون زمین را بیرون میریزد و اقیانوس را به دو قسمت تقسیم میکند و طرفـین خود را از هم دور می کند.

 

 

 

از زمین کم می شود

 

 

 

اَوَلم یَرّوا أنًّا نأتِىَ الارضَ نَنقُصُها من أطرافِهارعد41 آیا نمی بینند ما رفته رفته از زمین از اطراف آن کم می کنیم؟

 

 

 

خورشید

 

 

 

وَ الشَّمْس وَ ضُحَاهَا وَ الْقَّمَرِ إذا تَلَاها وَ النَّهَارِ إذا جَلاهَا وَ اللیْل إذا یَغْشَاهَا شمس1-4 سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند

 

 

 

حرکت خورشید وَ الشَّمسٌ تَجرى لِمُستَقَرٍّلَهایس38 و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است! واژه «مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ یا فـرد در آن است ضمن اینکه به اینطرف و آنطرف نیز رفت و آمد می کند.خورشید همانطور که آیه توصیف می کند در«مستقـر» خود در حرکت است. «مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن بدور خود است که هر27 تا 28 روز یک دور است و حرکت دیگر آن حرکت در مداری در کهکشان راهشیری اسـت که با سرعـت 900.000 کـیلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 یا 250 میلیون سال طول می دهد تا آن را طی کند و کل منظومه شمسی را نیز با خود دارد. بنابر محاسباتی که فعلاً وجود دارد خورشید تا کنون 18 دور در مدار خود دور زده است. بنابر عـلم نجوم عصر پیامبر: زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات بدور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود. ولی قـرآن خورشید را در«مستقـر» خود (که مرکز منظومه شمسی باشد) در حرکت بیان کرده است).

نظم و استحکام وانسجام در جهان آفرینش

 

 

 

خداوند بـعـد از بـیـان نـظـام مرگ و زندگى , به نظام کلى جهان پرداخته , وانسان را به مطالعه مـجـمـوعـه عـالم هستى دعوت مى کند, تا از این طریق خود را براى آن آزمون بزرگ آماده کند, مـى فـرمـایـد .  در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبى نمى بینى (مـا ترى فى خلق الرحمن من تفـاوت ) . نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشى جوید و هر کدام در سپهرى شناورند لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ   یس 40 .  بـا تـمـام عـظـمتى که عالم هستى دارد هرچه هست نظم است و استحکام , وانسجام , و ترکیبات حـسـاب شـده , و قوانین دقیق و اگر بى نظمى در گوشه اى از جهان راه مى یافت آن را به نابودى مى کشید . بار دیگر نگاه کن (و عالم را بادقت بنگر) آیا هیچ شکاف و خلل و اختلافى (در جهان ) مشاهده مى کند؟! (فارجع البصر هل ترى من فطور) . (خورشید و ماه با حساب منظمى مى گردند) . (الشمس والقمربحسبان ) نه تنها حرکت این کرات آسمانى نظام بسیار دقیقى دارد, بلکه مقدار جرم و جاذبه آنها و فاصله اى کـه از زمـین و از یکدیگر دارند همه روى حساب و (حسبان) است , و بطور قطع هرکدام از این امـور به هم بخورد اختلالات عظیمى در منظومه شمسى و به دنبال آن در نظام زندگى بشر رخ مى دهد

 

 

 

زمین ، فرش گسترده

 

بـار دیـگـر به آیات آفاقى و نشانه هاى توحید در عالم بزرگ بازمى گردد و از نعمت وجود زمـیـن سـخن مى گوید, و خداوند زمین را براى شما فرش گسترده اى قرار داد واللّه جعل لکم الا رض بسـاطا  نه آن چنان خشن است که نتوانید بر آن استراحت و رفت و آمد کنید, و نه آن چنان نرم است که در آن فرو روید و قدرت حرکت نداشته باشید   به علاوه بساطى است گسترده و آماده و داراى همه نیازمندیهاى زندگى شما .  نـه تـنـهـا زمـیـنهاى هموار همچون فرش گسترده اى است , بلکه کوههابه خاطر دره و شکافهایى که در لابلاى آن وجود دارد و قابل عبور است نیز بساط گسترده اى مى باشد هدف این است ((تا از راههاى وسیع و دره هاى آن بگذرید)) و به هر جا مى خواهید بروید (لتسلکوا منهـا سبلا فجـاجا) ولـى نه آن انذارهاى نخستین و نه بشارتها و تشویقها و نه استدلالات منطقى هیچ یک در دل سیاه این قوم لجوج اثر نگذاشت . او کسى است که زمین را براى شما رام کرد هوالذیجعل لکم الارض ذلولافامشو ا فی مناکبها و کلو امن رزقه  خداوند سبحان این سیاره پربرکت را آفریده و برای زیست و زندگی، و بهره گیری از منابع حیاتی آن ، دراختیار ما قرار داده والارض وضعها للانام  

 
 

زمین ، مادر انسان

قال النبی(ص): تحفظوا من الارض فانها امکم و لیس فیها احد یعمل خیرا او شرا الا و هی مخبره بهاز زمین محافظت کنید زیرا زمین مادر شما محسوب میشود، و هیچ فردی در روی زمین، نیک و بدی را انجام نمیدهد مگر اینکه، زمین آن عمل را در روز قیامت گزارش میدهد. 1- زمین، یکی از موجودات ارزشمند و مخلوقات گرانسنگ خالق هستی است ، موجودی که اگر یک روز نعمت های خودش را از انسانها، حیوانات و نباتات دریغ بورزد هیچ کدام از موجودات قادر به ادامه حیات نخواهند بود. 2- انسان، از جهات مختلف به زمین علاقه مند و وابسته است و راز و رمز این علاقه مندی چیزی جز این نیست که خود را برآمده از خاک و گل همین زمین می داند انا خلقناهم من طین لازبپس فانها امکماز پستان پر خیر و برکت این مادر تغذیه می کند و در دامان پرمهرش، پرورش می یابد و در پایان زندگی به همین زمین باز می گردد و در نهایت از همین زمین سر برمی آوردمنها خلقناکم و فیها نعیدوکم و منها نخرجکم تاره اخری 3- اگر زمین مادر انسان است ، هر مادری بر عهده فرزند حقوقی دارد، باید حقوق این مادر را بشناسد و خود را به رعایت آنها متعهد بداند، که در اینجا به چند حق اشاره می کنیم: الف- خداوند سبحان این سیاره پربرکت را آفریده و برای زیست و زندگی، و بهره گیری از منابع حیاتی آن ، دراختیار ما قرار داده والارض وضعها للانام باید در گام نخست شکر نعمت نموده و با حرکت و تلاش، از دل این سیاره رام و پرسخاوت، رزق و روزی خود را به دست آوریم هوالذیجعل لکم الارض ذلولافامشو ا فی مناکبها و کلو امن رزقه


ب- در زمین منابع متنوع و ارزشمندی وجود دارد که خدای حکیم همه این قابلیت ها را برای تامین نیازهای انسان آفریده است و کسی که از این منابع و قابلیت ها نتواند و یا نخواهد به طور صحیح و منطقی بهره برداری کند حق زمین را ادا نکرده . پیامبر (ص) فرمود: کسی که آب و زمین داشته باشد و از فقر و ناداری گله کند از رحمت و عنایت الهی دور است من وجدماء ا و ترابا ثم افتقر فابعده الله. ج- زمین را نباید آلوده کرد زیرا تخریب محیط زیست و آلوده کردن منابع آن یکی از مصادیق آشکار فساد در زمین است قرآن کریم می فرماید: در نظام خلقت زمین که همه اجزای آن براساس قانون زیست محیطی سامان یافته ( اعم از فرهنگی و طبیعی) اخلال و فساد ایجاد نکنید لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها


د- یکی از نعمت های بزرگ الهی ، زمینی است که انسان از گهواره تا گور به آن نیازمند می باشد شکر نعمت اقتضا می کند تا در برخورد با نعمت های خداوند ، رفتاری همراه با سپاس و تواضع داشت در تعالیم تربیتی اسلام تاکید می شود که به هنگام راه رفتن بر پشت زمین متواضعانه حرکت کنید و از حرکتهای آمیخته با غرور و تکبر پرهیز نمایید قرآن کریم می فرماید: از روی کبر و خودپسندی در زمین گام برمدار زیرا خداوند انسان متکبر و فخر فروش را دوست نمی دارد ولا تمش فی الارض مرحاان الله لا یحب کل مختال فخور


ه - از دیگر حقوق زمین ، آباد کردن و عمران زمین است . در بینش اسلامی به عنوان یک وظیفه، انسان از جانب خداوند ماموریت دارد تا به آبادانی زمین اقدام کند خداوند شما را از زمین آفرید و از شما خواسته است که زمین را آباد کنید هوالذی انشاکم من الارض و استعمر کم فیها پیامبر اکرم(ص) برای تشویق انسانها ، در جهت عمران و آبادانی زمین فرمانی را صادر کرد: هر کس زمین بایر و موات را آباد و احیا کند مالک آن خواهد شد من احیی ارضا مواتا فهی لهاز وظایف مهم حاکمیت اسلامی عمران و آبادی است . حضرت علی(ع) به نمایندگان خود دستور می داد که باید در اداره امور مردم ، سیاست شما بر آبادی سرزمین اسلامی بیشتر باشد تا گرفتن مالیات. ولیکن نظروک فی عماره الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج


4 - در فقه اسلامی زمین دارای احکام فراوانی است که اگر از سرتاسر فقه این احکام تحت عنوان “فقه زمین” گردآوری شود(مجموعه قابل توجهی را تشکیل میدهد، که در اینجا فقط به چند نمونه اشاره می شود:


الف- یکی از مطهرات و پاک کننده های دهگانه زمین و خاک است. ب- سجده که از عبادات الهی است وقتی انجام می گیرد که انسان پیشانی خود را برخاک بگذارد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: یکی از امتیازاتی که آیین اسلام در احکام، نسبت به آیین پیامبران گذشته دارد این است که خداوند زمین را برای من و همه پیروانم سجده گاه و پاک کننده قرار داد جعلت لی الارض مسجدا و طهورا


ج- زمینهای شخصی، عمومی و دولتی، و یا زمین های مفتوح العنوه، خراجی، موات و.... که هر کدام احکام خاص خود را دارند.

5- برخی از زمینها بخاطر نسبتی که با ارزشها پیدا میکنند دارای تقدسمیشوند مانند زمین، مسجد، مسجدالحرام، مسجد النبی (ص)، زمین حرم حسین بن علی (ع) و خاک قبر آن حضرت و ....

6 - از آیات قرآن کریم و احادیث خاندان عصمت و طهارت (ع) این طور استفاده می شود که هر کار خوب و بدی که توسط انسان انجام می گیرد ، زمین آن را ضبط میکند و در روز قیامت در پیشگاه عدل الهی گزارش میدهد: روز قیامت زمین خبرهای خودش (اعمال نیک و زشت انسانها) را بیان میکند یومئذ تحدث اخبارهاپیامبر اکرم(ص): زمین در روز قیامت هر کاری را که بر پشت آن انجام شده باشد خبر می دهد. ان الارض لتخبر یوم القیامه بکل ما عمل علی ظهرها 7 - آن طور که از منابع اسلامی و سایر کتابهای آسمانی استفاده می شود این است که در نهایت مدیریت و حاکمیت زمین را باید بندگان صالح خدا به دست بگیرند و تلاشهای همه انبیاء و شهداء را در طول تاریخ بشریت به نتیجه برسانندان الارض یرثها عبادی الصالحون آن بندگان صالحی که وارثان زمین هستند و پهنه گیتی را از لوث وجود ستمگران پاک می کنند و عدل و داد را می گسترانند حضرت مهدی (عج) و اصحاب آن بزرگوار می باشند یملا الله الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا


فاصله ستارگان

فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ - وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ -إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌواقعه75-77 به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم - سوگندی که وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود - که این قرآن، قرآن پر باری است. فواصل میان ستارگان سرسام آور است روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست


فاصله گرفتن سیارات و زمین از همدیگر


اَوَلم یَرَ الَّذینَ کَفرَوُا اَنَّ السَّمواتِ وَ الارضَ کانَتا رَتقاً فَفَتَقناهُما انبیاء30 اَللهُ الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها رعد2 وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ المیزانَرحمن7 آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومهشمسی در آغاز“بهم چسبیده” بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم؟ خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد. «و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن (در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود.


میان سیارات تعادل وجود دارد: عـلـتِ کشیده نشدن سیارات بطرف همدیگر و یا هل ندادنهمدیگر وجود نیروی جذب و دفع متعادل میان آنها است. مثلاً خورشید زمین را بـطرف خود می کشد و زمین در حرکت خود دور خورشید که رو به دور شدن از از خورشـیـد است خود را از خورشید دفع می کند (که به آن نیروی گریز از مرکز گفته می شود). نیروی کشش خورشید و دفع زمین به یک اندازه است، به این خاطر نه خورشید می تواند زمین را بطرف خود بکشد و نه زمین از مدار خود دور خورشید خارج شده و به بیرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمین در مداری شبه بیضی دور خورشید می گردد هنگامی که به خورشید نزدیک می شود سرعت آن بیشتر می شود، در نتیجه نیروی دفع (نیروی گریز از مرکز) آن نیز بیشتر میشود که برابر میشود با نیروی جاذبه بیشتر شده خورشید، و هنگامیکه از خورشید دور میشود و نیروی جاذبه خورشید کمتر میشود سرعت حرکت آن نیز کمتر میشود، و به این شکل همیشه نیروی جذب و دفع (نیروی گریز از مرکز) برابر است. این وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمین و ماه.


ستاره شناسی در قرآن


آفرینش جهان، انفجار بزرگ متخصصان فیزیک نجوم، آفرینش جهان را در قالب پدیده ای عامه پسند با عنوان انفجار بزرگشرح داده اند. این باور را منجمان و متخصصان فیزیک نجومی در چند دهه تایید کرده اند. طبق نظریه انفجار بزرگ، جهان در آغاز، توده عظیمی (ابر اولیه) بوده و سپس انفجار بزرگی (انفصال ثانویه) که منجر به تشکیل کهکشان ها شده رخ داده است. و با تقسیم کهکشانها؛ ستاره ها، سیاره ها، خورشید، ماه و غیره به وجود آمدند. مبدأ جهان یکی است و احتمال وقوع تصادف صفر است. قرآن در رابطه با مبدأ جهان بیان میکند:أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا (انبیاء۳۰) آیا کافران ندیدند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم.تجانس قابل توجهی بین آیه قرآن و انفجار بزرگ وجود دارد. چگونه کتابی که در ۱۴۰۰ سال پیش در صحرای عربستان نازل شده حاوی چنین حقایق علمی عمیقی است. دانشمندان میگویند قبل از تشکیل کهکشانها ، ماده سماوی در آغاز به شکل گاز بود. برای توصیف ماده اولیه سماوی، کلمه دود مناسب تر از گاز است. قرآن به این حالت جهان با کلمه «دخان»که به معنای دود است اشاره مینماید ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ فصلت۱۱

 

معجزه شق القمر

  اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ  وَإِن یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَیَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّنزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه (1)  و هر گاه نشانه‏اى ببینند روى بگردانند و گویند سحرى دایم است (2) سوره قمر  در روایات مختلفى که در تواریخ شیعه و اهل سنت از ابن عباس و انس بن مالک و دیگران نقل شده عموما گفته‏اند: این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشرکان مانند ابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد، بدین‏ترتیب که آنها در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود بنزد رسول خدا(ص)آمده و گفتند: اگر در ادعاى نبوت خود راستگو و صادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا(ص) بدانها گفت: اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟ گفتند:آرى، و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه راکرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوه‏ حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم‏چسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود: اشهدوا، اشهدوا یعنى گواه باشید و بنگرید!


مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرت‏ایمان آورند گفتند! سحرنا محمد محمد ما را جادو کرد، و یا آنکه گفتند: سحر القمر، سحر القمر ماه را جادو کرد! برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاى‏ دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید، و چون از مسافران‏ و مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیم‏شدن ماه بیان داشتند. و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست روایت میشود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت‏ مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى و دیگران نقل شده. سازمان فضانوردی ناسابه پدیده دو نیمه شدن کره ی ماه و سپس پیوند خوردن این دو قسمت به یکدیگر پی برد.


پایگاه اینترنتی روزنامه ی عربی ” الوطن” چاپ آمریکا به نقل از یک محقق علوم فلکی در این زمینه نوشت: سفینه ی فضایی آمریکایی ” کلمنتاین” که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیمه ی متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. این محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به ۱۴۰۰ سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اسلام (ص) به نام ” شق القمر” است. ناسا هیچ تفسیری برای کشف خود نیافته است. زیرا این اتفاق نادر تا کنون برای هیچ جرم آسمانی به وقوع نپیوسته است.” آیات اولیه سوره قمر حاکی از این است که ماه در گذشته شکاف عظیمی برداشته و دو نیم شده است و عکس‌هایی که توسط فضانوردان موسسه ناسا از سطح کره ماه گرفته شده است شکاف‌هایی را بر روی این کره نشان می‌دهد که وقوع این معجزه عظیم را اثبات می‌کند.


شق القمر از نظر علوم روز


در این جا ابتدا متذکر می شویم وقوع انشقاق و شکاف در اجرام آسمانی از نظر اکتشافات علمی دانشمندان فلکى نه تنها محال نیست، بلکه بارها نمونه‏هاى آن مشاهده شده، هر چند در هر کدام عوامل خاصى مؤثر بوده است. به تعبیر دیگر: کرارا در دستگاه منظومه شمسى و سایر کرات آسمانى انشقاق ها و انفجارهایى روى داده است که براى نمونه باید یادآور‏شویم که تمام کرات منظومه شمسى در آغاز جزء خورشید بوده است و بعدا از آن جدا شده، و هر یک در مدار خود به گردش در آمده است. این نظریه از سوى همه دانشمندان پذیرفته شده است. به هر حال مساله انفجار و انشقاق در کرات آسمانى امرى بى سابقه نیست، و هرگز از نظر علم محال نمى‏باشد تا گفته شود اعجاز به محال تعلق نمى‏گیرد.


اما در مورد وقوع انشقاق و شکاف و سپس التیام در کره ماه؛ می گوییم: بازگشت انشقاق به حالت معمولى بر اثر نیروى جاذبه‏اى که میان دو قطعه وجود دارد کاملا امکان‏پذیر است. گرچه در هیئت قدیم که بر محور عقیده بطلمیوس و افلاک نه‏گانه پوست پیازى‏اش، دور مى‏زد، چنان این افلاک بلورین به هم پیوسته بودند که خرق و التیام آنها از نظر جمعى محال بود، و از این رو پیروان این عقیده هم معراج جسمانى را منکر بودند، و هم شق القمر را، چرا که موجب شکافته شدن و سپس التیام در افلاک بود، ولى امروز که فرضیه هیئت بطلمیوسى به دست افسانه‏ها و اسطوره‏ هاى خیالى سپرده شده، و اثرى از آن افلاک نه‏گانه باقى نمانده، زمینه‏اى براى این سخنان باقى نیست، بلکه بر اساس گزارش سازمان فضانوردی "ناسا" کره ماه زمانی به دو نیم شده و سپس پیوند خورده است.


گسترش جهان در سال ۱۹۲۵

 

ستاره شناس آمریکایی، ادوینهابل، پس از مشاهده رصدی متوجه شد که کهکشان ها از یکدیگر دور میشوند یعنی جهان در حال گسترش است. گسترش جهان هم اکنون یک حقیقت علمی تایید شده است. قرآن نیز در مورد طبیعت جهان میفرماید: (وَ السَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ) (ذاریات۴۷) و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت میبخشیم. کلمه موسعون «وسعت میبخشیم» ترجمه شده است و اشاره به گسترش روز افزون جهان دارد. استیون هاکین در کتابش تاریخ مختصر زمان میگوید: «کشف گسترش جهان یکی از بزرگترین انقلاب های عقلانی قرن بیستم است. قرآن حتی قبل از این که انسان تلسکوپی بسازد به گسترش جهان اشاره می کند.» آیا کافران نمی دانند که آسمانها و زمین بسته بودند ، ما آنها را گشودیم و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم؟ چرا ایمان نمی آورند؟ (انبیاء۳۰)

ممکن است بگویند وجود حقایق نجومی در قرآن تعجب برانگیز نیست زیرا عرب ها در زمینه ستاره شناسی پیشرفته بودند. در این مورد حق با آنهاست. ولی آنها درک نمیکنند که قرآن قرن ها قبل از آنکه عرب ها در زمینه ستاره شناسی برتری یابند نازل شد. علاوه بر این بسیاری از حقایق علمی که در رابطه با ستاره شناسی ذکر شد، از قبیل آغاز جهان با یک انفجار بزرگ،برای عرب ها حتی هنگامی که در اوج پیشرفت علمی بودند نا آشنا بود. پس حقایق علمی قرآن به سبب پیشرفت آنها در زمینه ستاره شناسی نبود، بلکه چون علم نجوم در قرآن جایگاهی داشت، عرب ها در این زمینه پیشرفت کردند. فیزیک در گذشته نظریه مشهوری تحت عنوان «ئوری ذره گرایی» بسیار مورد قبول بود. این تئوری را یونانیان، بخصوص فردی به نام دی ماکرِتِس ۲۳ قرن پیش مطرح کرد.


اتم و ذره


بعد از او مردم تصور میکردند کوچکترین جزء ماده اتم است. عرب ها نیز همین عقیده را داشتند. کلمه عربی ذره به معنای اتم بود. علم جدید می گوید اتم نیز قابل تجزیه است. ۱۴ قرن پیش حتی یک عرب این مطلب را نمی دانست.تصور او این بود که کوچکتر از ذرّه وجود ندارد. به هر حال،قرآن این محدودیت را رد میکند. وَ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَا تَأْتِینَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَ رَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ عَالِمِ الْغَیْبِ لَا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِکَ وَلَا أَکْبَرُ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ (سبا۳) کافران گفتند: قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد. بگو: آری به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد، خداوندی که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینی ذرّه ای در آسمان ها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکترین از آن و نه بزرگتر، مگر این که در کتابی آشکار ثبت است. این آیه به علم لایتناهی خدا، علم او بر همه چیز چه پیدا و چه پنهان، اشاره میکند. سپس فراتر می رود و می گوید: خدا از همه چیز، چه کوچکتر و چه بزرگتر از یک ذرّه آگاه است. بنابراین این آیه به وضوح امکان وجود چیزی کوچکتر از ذرّه را نیز نشان می دهد، حقیقتی که فقط علم جدید آن را کشف کرده است.


اثر انگشت


ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه بلی قادرین علی ان نسوی بنانه(3و4قیامت) آیا آدمی می‌پندارد که ما استخوانهایش را گرد نخواهیم آورد؟ آری، ما قادر هستیم که حتی سرانگشتهایش را درست گردانیم. این آیه اشاره به توانایی وقدرت خداوند در روز قیامت دارد و در پی اثبات امکان معاد است. در این آیه بر اثبات امکان معاد با توجه به قدرت الهی می‌گوید که خداوند حتی سرانگشتان انسانها را نیز به حالت اول برمی‌گرداند. دلیل انتخاب لفظ«سرانگشتان» در این آیه، خود، جالب توجه است، چراکه امروزه معلوم گردیده است که خطوط موجود در این عضو بدن یکی از پیچیده‌ترین وظریف‌ترین عجایب خلقت است. این خطوط در افراد مختلف، متفاوت است وهمین امر سبب ایجاد فن انگشت نگاری شده است.


یک انجیر و هفت زیتون

دکتر طه ابراهیم خلیفه، استاد بخش گیاهان داروئی دانشگاه الأزهر مصر و رئیس قبلی این دانشگاه در مورد ماده ی متالویثوندز می گوید : این ماده ایست که مخ انسان و حیوانات دیگر به میزان بسیار کمی ترشح می کنند. این ماده ی پروتئینی دارای گوگردی می باشد که به راحتی می تواند با روی ، آهن و فسفر مخلوط گردد. این ماده برای زنده ماندن انسان بسیار مهم می باشد. (کاهش کولسترول – جنبه ی غذائی – تقویت قلب و تنظیم تنفّس) ترشح این ماده از مخ انسان بعد از سن 15 سالگی تا سن 35 سالگی افزایش می یابد. و بعد از این سن تا 60 سالگی ترشح آن کم می گردد. بنابراین این ماده در انسان به راحتی قابل دستیابی نمی باشد. در حیوانات دیگر میزان این ماده بسیار کم است. از این رو گروهی از دانشمندان ژاپنی اقدام به جستجوی این ماده ی سحرآمیز که باعث از بین رفتن عوارض پیری می شود در میان گیاهان کردند و تنها این ماده را در دو گیاه پیدا کردند

و راست گفته است خداوند متعال در آنجا که فرموده ﴿و التین والزیتون (1) و طور سنین(2) وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِین (3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ دکتر طه ابراهیم در این قسم خداوند متعال به انجیر و زیتون و ارتباط آن با خلقت انسان در بهترین زمان و برگرداندن آن به بدترین زمان می اندیشد... بعد از نتیجه گیری از انجیر و زیتون فهمید که به کارگیری آن از انجیرِ تنها یا از زیتون تنها فایده مورد نظر را برای سلامتی انسان ندارد پس باید آن دو را باهم مخلوط کرد. دانشمندان ژاپنی نیز بهترین میزان را برای بهترین تأثیر در میزان (یک انجیر و هفت زیتون) یافتند.استاد طه ابراهیم خلبفه به جستجو در قرآن کریم ادامه داد و فهمید که انجیر یک بار در قرآن کریم ذکر شده و زیتون 6 بار به صورت صریح و یک بار به صورت ضمنی در سوره مؤمنون به آن اشاره شده و شجرة تخرج من طور سیناء تنبت بالدهن وصبغ للآکلیناستاد ابراهیم طه تمام اطلاعاتی را که از قرآن کریم جمع آوری نموده بود را برای گروه تحقیقاتی ژاپنی فرستاد . و بعد از اطمینان این گروه از اینکه قرآن کریم 1427سال قبل از آنان به نتیجه ی علمی آنان رسیده است رئیس آن گروه اسلام آورد و مجوز این کشف بزرگ را گروه ژاپنی به دکتر طه ابراهیم خلیفه داد.


زوجیت در گیاهان

قرآن به اینکه گیاهان به صورت نر و ماده هستند اشاره می کند و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتیطه 53 و از آسمان آبی فرو فرستادیم و بوسیلة آن جفت هایی از گیاهان گوناگون رویاندیم. فانبتنا فیها من کل زوج کریم سوره لقمان

در سال 1731میلادی ، دانشمند سوئدی «کارل لینه» نظریه خود را مبنی بر وجود زوجیت در بین گیاهان اعلام کرد که تعجب بسیاری را برانگیخت. بعد از مدتی، کتاب وی از طرف کلیسا مورد نهی. شدید قرار گرفت به هرحال دیری ‌نپایید که این نظریه، مورد قبول و تایید مجامع علمی قرار گرفت و هم اکنون همه آن را پذیرفته‌اند. با آنکه همه می‌دانیم، قرآن یک کتاب علمی نیست که هدف از آن تبیین علوم مختلف باشد، ولی در راستای تأمین اصلی‌ترین هدف خود، یعنی هدایت انسانها، در مواردی نکاتی را یاد‌آور شده است که حکایت از عظمت منبع وحی و اعجاز قرآن کریم دارد.


اشاره ی قرآن به وجود کلروفیل


و هو الذی انزل من السماء ماءفاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراکبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون و الرمان مشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلکم لایات لقوم یومنون(انعام99)و این اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنیها را در میآوریم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوریم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنیم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنیم، و باغهای انگور و زیتون و انار که ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنیم. یکی از جنبه های اعجازگر کتاب آسمانی قرآن، تبیین حقایقی است که در زمان نزول آن برای اهل علم مکشوف نبوده و پیشرفت های علمی در قرون و اعصار سپس تر، بر درستی آن صحه گذارده است. یکی از این نمونه های اعجاز علمی قرآن، وجود ماده سبز گیاهی است. توضیح اینکه در سلول گیاهی کیسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـیل نامـیـده می شود. کلروفـیل به معنی ماده سبز گیاهی و سبزینهاست که معادل آن در عربی خـَضِـراست (یعنی همان چیزیکه در آیه مطرح شده است). این ماده سبز (خضر)انرژی نوری خورشید را جذب می کند و به انرژی شیمائی تـبـدیـل می کند

  • ·    تولید      مثل در گیاهان
  • سوره      مبارکه حجر  آیه      شریفه 22
  • وَ أَرْسَلْنَا      الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ
  • معنای      آیه: و بادها را باردار کننده فرستادیم.....
  • پیام      آیه: اوایل قرن 19 با پیدایش میکروسکوپ دانشمندان کشف کردند که تولید مثل گیاهان بر اساس تلقیح ذرات ذره بینی به نام گرده است که عامل انتقال آن، حشرات یا جریان هوا (باد) می باشد. ممکن است اشاره آیه به تأثیر باد در لقاح ابرها و بارور شدن آنها باشد که نزول باران و برف، بدون عمل لقاح، انجام نمی گیرد این پدیده ی شگفت اخیرا کشف شده است.

 

  • زوجیت گیاهان

 ·    سوره مبارکه رعد آیه شریفه 3

  • وَمِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ
  • معنای آیه: و از هر گونه میوه ای در زمین جفت جفت قرار دادیم ...........

 ·    پیام آیه: لینه (1707 میلادی) نظریه ای مبنی بر وجود نر و ماده در همه ی گیاهان ارائه کرد که امروزه سخن ثابت شده علمی محسوب می شود. قرآن کریم، قرن ها قبل از آن به زوجیت گیاهان اشاره داشته است

  •  
  • علم وسیله ی امتحان
  • سوره مبارکه زمر  آیه شریفه 49
  • فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ
  • معنای آیه:  هنگامی که انسان را ارزیابی رسد، خدا را می خواند سپس هنگامی که به او نعمتی دادیم. گوید: « این نعمت را به خاطر کاردانی خودم به من داده اند اما این وسیله ی آزمایش آنها است....»
  • پیام آیه: علم بدون ایمان، انسان را دچار بیماری خود برتربینی می کند و این آغازی است برای همه ی کجی ها، افراد بامعرفت در همه حال چه در دوران سختی و چه در ایام خوشی با خدا ارتباط دارند. استعداد کسب علم از سوی خداست و علم وسیله ی امتحان الهی است. چنانکه مال، مقام و نعمت های دیگر، وسیله ی امتحان الهی هستند
  • علم بی عمل
  • سوره مبارکه جمعه آیه شریفه 5
  • مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا
  • معنای آیه: « کسانی که تورات را فرا گرفتند، اما به آن عمل نمی کنند مانند حیوان دراز گوشی هستند که کتاب هایی را حمل می کند « اما از بار خود سودی نمی برد......»
  • پیام آیه:علم وسیله ای است برای عمل و هدایت زندگی اما اگر به میدان عمل نیامد نه تنها سود ندارد بلکه چون باری است که بر دوش حیوان حمل کنند. حیوان، با حمل کتاب ها از علم استفاده نمی کند اما ضرری هم نمی زند آیا دانشمندی که از علم خود سوء استفاده کند و آن را در خدمت صفات شیطانی به کار برد، به مراتب بدتر از آن حیوان نیست؟
  • سیاره ی زمین
  • سوره مبارکه رعد آیه شریفه 2
  • اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا
  • معنای آیه: خداوند است که آسمان ها را بدون ستون هایی که آنها را ببینید، برافراشت
  • پیام آیه: عمده به معنای ستون است. دانش پیشرفته بشر دریافته است که کره ی زمین، با سرعت شگفت در فضای آزاد حرکت می کند و به واسطه ی نیروی جاذبه ای که بین خورشید و سیارات دیگر قرار دارد، هر کدام در مسیر خود پیش می رود. آیه قرآن گوید، زمین ستون هایی غیر قابل دیدن دارد، که اشاره به همین پدیده ی شگفت است
  •  
  • جو زمین
  • سوره مبارکه انبیاء آیه شریفه 32
  • وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا
  • معنای آیه: و آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم.......
  • پیام آیه: اطراف کره زمین را هوای فشرده و لطیفی به ضخامت چند صد کیلومتر در برگرفته که به اندازه ی سقف پولادینی به ضخامت ده متر مقاومت دارد؛ که نه تنها مانع نفوذ اشعه های مرگ بار کیهانی می شود بلکه جلوی برخورد بیست میلیون از سنگ های آسمانی که هر روز با سرعتی حدود 50 کیلومتر در ثانیه به سوی زمین می آیند ار می گیرد و ساکنان آن را در امان نگه می دارد. آیه قرآن اشاره به این نکته دارد.

 

  • آفرینش کرات
  • سوره مبارکه فصلت آیه شریفه 11
  • ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ
  • معنای آیه: سپس به آفرینش آسمان ها پرداخت، در حالی که به صورت دود بود.
  • پیام آیه: دانش نو می گوید: « جهان از جرم گازی یا گردش آهسته تشکیل شده و جزء اصلی آن هیدروژن و بقیه هلیوم بود، سپس این سحابی به پاره های متعدد با ابعاد و اجرام قابل ملاحظه ای تبدیل شد... و همین جرم گازی بعدها کهکشانها را تشکیل داد » نظریه ی دانشمندان امروز در رابطه با آفرینش کرات در آیه ی قرآن اشاره شده است

تأثیر «بسم‌الله‌الرحمن الرحیم» بر آب زمزم

مرکز پژوهشی «هادو» توکیو در تحقیقی جامع با استفاده از فن‌آوری نانو، تأثیر تلاوت آیه بسم ‌الله ‌الرحمن الرحیم بر آب زمزم را مورد بررسی‌ قرارداد. ماسارو ایموتو، رئیس مرکز پژوهشی«هادو» توکیو با بیان این‌که در این تحقیق به نتایج ارزنده و عجیبی دست‌ یافته‌اند، گفت: تلاوت آیه بسم‌ الله‌ الرحمن ‌الرحیم تأثیر عجیبی بر روی بلورهای آب زمزم دارد به طوری که هنگام تلاوت این آیه مبارک حباب‌های زیبایی بر روی آب تشکیل ‌می‌شود. این پژوهشگر ژاپنی تصریح‌کرد: از بزرگ‌ترین تجاربی که در نتیجه آزمایش بر روی آب زمزم به ‌دست ‌آمده، این است که هنگامی که در کنار ظرفی از آب زمزم آیاتی از قرآن‌کریم تلاوت‌‌ شود،‌ بلورهایی رمزگونه و زیبا بر روی آن شکل ‌می‌گیرد.

رئیس مرکز پژوهشی«هادو» با اشاره به این‌که آب زمزم ویژگی‌های خاصی دارد که تغییر در آن امکان ‌پذیر نیست، افزود: این آب ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که در سایر آب‌ها یافت ‌نمی‌شود. وی گفت: با توجه به آزمایش‌ها و مطالعات زیادی که بر روی آب زمزم انجام‌‌ شد، این نتیجه به دست ‌آمد که اگر یک قطره از آب زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط ‌شود، بلورهای تشکیل ‌دهنده آن تغییر شکل‌ داده و خاصیت آب زمزم را پیدا می‌کنند.

شعور و اختیار حشرات و پرندگان

و ما من دابة فى الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم مافرطنا فى الکتاب من شى ء ثم الى ربهم یحشرون (انعام38) هیچ جنبنده اى در زمین نیست و هیچ پرنده اى که با دو بالش ‍ پرواز مى کند، نیست مگر آنکه امتهایى هستند مانند شما انسانها. ما در کتاب آفرینش هیچ قصور و کوتاهى نکرده ایم ، سپس آنها به سوى پروردگارشان محشور مى شوند امت به معناى گروه تشکیل یافته است که در میان خود نظم نظام و قوانین، انسجام و نیکوکار و بدکار، قاضى و محکوم و اداره و، تدبیر و سیاست و... دارند. این است معناى امت. و تا این ارتباط نباشد، لفظ امت به کار نمى رود.
این مطلب در میان مورچگان و زنبورها عسل ، کاملا مشهود و محسوس است . ولى آیه شریفه مى گوید: همه پرندگان و همه جنبندگان چنین هستند. و اگر این طور نبود، در خلقت کوتاهى شده بود همه انواع جنبندگان و پرندگان ؛ مانند انسانها. و مورچگان و... تمدن ، حساب ، کتاب و حکومت دارند. در شهر ارومیه در خانه اى دو لک لک نر و ماده لانه داشتند. صاحب خانه دو تا از تخمهاى لک لک را برداشت و در جایش تخم غاز گذاشت . بعد از مدتى که بچه ها از تخم بیرون آمدند دو تا از آنها شبیه پدر و مادرشان نبودند. ما بین دو لک لک اختلاف به وجود آمد. مدت تقریبا چهار روز، هر روز حدود ده بیست لک لک مى آمدند و در پشت بام مى نشستند و مرتب به آن دو بچه نگاه مى کردند و منقارها را پشت انداخته و صدا مى کردند. سرانجام روزی دو تا از آن لک لک آمدند و آنقدر با منقارها خود لک لک ماده را زدند تا مرد، پس از آن همه متفرق شده و رفتند. فقط بچه ها ماندند و آن لک لک نر. مورچگان و حشر لسلیمان جنوده من الجن و الانس و ا لطیر فهم یوزغون . حتى اذا اتوا على وادا النمل قالت نمله یا ایها النمل ادخلوا مسا کنکم لا یحطمنکم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون فتبسم ضاحکا من قولها (نمل18) براى سلیمان ، لشکریانش از جن و انسان و پرندگان جمع شدند و آنها از پراکنده شدن باز داشته مى شدند. تا چون به صحراى مورچگان (وادى عسقلان) آمدند یک مورچه خطاب به مورچگان دیگر گفت : اى جماعت مورچگان! به لانه هاى خود داخل شوید تا سلیمان و لشگریانش شما را پایمال نکنند که آنها نمى فهمند. سلیمان از سخن آن مورچه ، تبسم کرد و خندید از این آیات شریفه فهمیده مى شود که :

1- مورچگان نیز تکلم مى کنند و دستگاهى دارند که توسط آن ، سخن خویش را به همه مورچان نمى رساند. و الا چگونه مورچگان دیگر، صداى او را شنیدند؟

2- مورچگان ما را با اسم و رسم مى شناسند، چنانکه سلیمان را نام برد.و او را مى شناخت . آنهایى که سالها در زندگى مورچگان تلاش ‍ کرده و کتابها نوشته اند، هنوز این را اثبات نکرده اند که مورچگان ته انسانها را شخصه مى شناسند ولى قرآن مجید از آن پرده بر مى دارد.

3- سلیمان ع زبان مورچه و اعلام او به مورچگان را دانسته و تعجب کرده.سخن گفتن او چطور بوده و سلیمان چطور شنیده است است هنوز بر ما پوشیده است .


در این جهان 12 هزار گونه مورچه وجود دارد و تعداد مورچه ها نسبت به تعداد انسانها چند برابر می باشد. دانشمندان می‌گویند که مورچه از طریق شاخکهای حسی خود می‌تواند پیامهای صوتی را دریافت کند. مورچه صدای دریافتی را به صورتی خالص دریافت می‌کند زیرا که این شاخکها مانند دستگاههای پیشرفته صوتی, صدا را رتوش کرده و بدون هیچ صدای اضافی تحویل می‌گیرد و این امکان پیشرفته‌ای در زمینه ارتباطات می‌باشد که دانشمندان از آن غافل بودند و تازه در سالهای اخیر به حقیقت آن پی ببرند.

در این آیه, به وجود زبانی که مورچگان با هم سخن می‌گویند, صریحاً اشاره شده است و خداوند بزرگ این نیرو را به حضرت سلیمان داده تا بتواند این زبان را بفهمد و درک کند.امروزه دانشمندان در سعی و تلاشند صداهایی که مورچه از خود صادر می کند را بفهمند ولی آنها بعد از سالها پژوهش طولانی مدت توانستند فقط چهارنوع از این صداها را تشخیص بدهند. مورچه در هنگام احساس, صدایی که مخصوص به احساس خطر کردن را نشان می‌دهد از خود صادر می کند در همین حین مورچه‌ها این نوع صدا را به همه دوستانشان می‌فرستند و آنها این صدا را می‌شنوند و در مقابل آن عکس‌العمل نشان می‌دهند.

در پایان ارتعاشات صوتی تنها وسیله برای ارتباط حشرات با یکدیگر است و به این منظور است که خداوند فرموده: «و هیچ موجودی نیست مگر اینکه به ستایش او تسبیح می گوید. ولی شما تسبیحشان را نمی فهمید، به راستی که او بردبار و آمرزنده است. (اسراء44) Robert Hicklingمی گوید که مورچه تحت تأثیر صداهای انسانی قرار نمی‌گیرد ولی اگر ارتعاشات صوتی مناسب را به سمت مورچه ارسال کنیم, نسبت به آن عکس‌العمل نشان می‌دهد و این به معنی وجود زبان خاص در میان مورچگان است که فقط خودشان آن را درک می‌کنند دقیقاً مثل انسان. حالا به این نتیجه می‌رسیم که قرآن و علم با هم هماهنگی و تطابق دارد و می‌تواند دلیل خوبی برای کسانی که به این موضوع شک داشتند, باشد.

هد هد
شانه به سر نیز جزء لشکریان حضرت سلیمان بوده و براى او از مملکت (سباء) خبر آورده که بسیار عجب است و تفقد الطیر فقاتل مالى لا ارى الهدهد ام کان من الغائین ...ثم تول عنهم فانظر ماذا یرجعون سلیمان از احوال پرندگان در لشکرش جو یا شد و فرمود: هدهد کجاست ؟ چرا او را نمى بینم (چون مى خواست به واسطه او نامه اى به قوم سباء بفرستد) حتما او را در اثر این غیبت ، عذاب مى کنم و یا سرش را مى برم مگر انکه عذر مقبولى بیاورد. سلیمان کمى مکث کرد که هدهد آمد و گفت:براى تو از قوم سباء خبر صحیحى آورده ام دیدم زنى بر آنها پادشاهى مى کند که همه وسائل را در اختیار دارد. علاوه بر آنها، تخت بزرگى نیز دارد. آن زن و قومش را دیدم که براى آفتاب ، پرستش مى کنند نه براى خداوند. شیطان اعمال بد آنها را در نظرشان خوب جلوه داده و از راه حق باز داشته است . انها هدایت نمى شوند. (شیطان اعمال بدشان را خوب جلوه داده) که عبادت نمى کنند خدایى را که خلق و خارج مى کند نهان شده در آسمانها و زمین را و مى داند آنچه که مخفى مى دارید و آشکار مى سازید؛ همان خدایى که جز او معبودى نیست . و او صاحب حکومت عظیم است . سلیمان گفت : بزودى خواهیم دید که راست گفته اى یا از دروغگویان هستى . این نامه را ببر و نزد آنها بینداز و ببین چه جوابى مى دهند .
این آیات را لازم است دهها بار بخوانیم و درباره آنها بیندیشیم . اینها تحلیل یک پرنده است که در نظر ما جز کاکل شانه مابندى هیچ چیز ندراد. و در فصل تابستان با صدایى که شبیه صداى هیچ یک از پرندگان نیست مى خواند. سلیمان ع به حکم : یا ایها الناس علمنا منطق الطیر زبان او را مى فهمید و اندازه قدرت و فهم او را مى دانست . این تحلیل و این گفته ها، درس و بحث لازم دارد. دوره دیدن لازم است. شکافتن طبیعت با این نحو و پى بردن با اسرار آن و استدلال به ، توحید در این شکل ، در پى مقدمات زیاد امکان پذیر است . عجیب است که این پرنده ،همه آنها را داشته. بار دیگر لازم است در کلمه و ما من دابة فى الارض و لاطائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم دقت کنیم و در حیرت فرو رویم :
1- هدهد سخن گفتن مى دانست و حضرت سلیمان زبان او را مى فهمید و با هم تبادل کلام مى کردند.
2- هدهد دانسته بود که در مملکت (سباء) زنى پادشاهى مى کند که او و ملتش ، همه آفتاب مى پرستند. و این عمل در ا ثر اضلال شیطان بوده است .
3- هدهد دانسته بود که آن زن ، همه امکانات زندگى و از جمله یک تخت پادشاهى دارد.
4- او گفت : خداوند، خالق سموات و ارض و داناى نهان و آشکار است . موجودات به وجود آمده ، تمامشان نهان و ناپیدا بودند و خداوند آنها را خلق کرده و آشکارا ساخته است. و آن سخن درک یک پرنده است که مى گوید: به این دلیل باید آنها به خداوند عبادت مى کردند نه براى آفتاب که خودش مخلوق و افریده است .
5- هدهد مى توانست نامه بر، باشد و جواب نامه را بیاورد. چنانکه حضرت سلیمان فرمود:ثم تول عنهم فانظر ماذا یرجعون : ببین چه جوابى خواهند داد. باید بدانیم که: همه این حیوانات و پرندگان و مطلق جنبندگان ، امتها و گروههاى تشکیل یافته و داراى نظام و حساب و کتاب و قوانین مى باشند که در عرض ما انسانها در زمین زندگى مى کنند. آرى : ما فرطنا فى الکتاب من شى ء نهایت اینکه ما از اسرار آنها اطلاع کافى نداریم . زنبور عسل و اوحى ربک الى النحل ان اتخذى من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون ثم کلى من کل الثمرات فاسلکى سبل ربک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس ان فى ذللک لایة لقوم یتفکرون خداوند به زنبور عسل وحى کرد: در کوهها و درختان و در آنچه مردم میسازند، خانه بساز. سپس از همه میوه ها بخور و به راههاى آیات پروردگارت (در ساختن عسل) داخل شو. از شکمهاى آنها شرابى رنگارنگ خارج مى شود. در آن براى مردم شفا هست . در این مطلب براى متفکران حجتى است. زنبور عسل ، حشره اى عجیب و نظمهاى شگفت انگیز و قوانین و تمدن حیرت آورى دارد که درباره آن ، کتابها تحریر شده است . و تا حدى اسرار آن را کشف کرده اند. زنبور عسل ، به تنهایى یک جهان است که باید در کشف اسرار آن ، بیشتر تلاش کرد. مراد از فاسلکى سبل ربک ذللا ظاهرا ساختن حفره هاى شش ضلعى و ساختن موم و عسل و به وجود آوردن نظام زندگى است که به آسانى آنها را انجام مى دهد. یخرج من بطونها شراب آنچه زنبور عسل در حفره هاى کندو و از دهان مى ریزد، به صورت شربت و شراب است . آن وقت به صورت دست جمعى انقدر بر آن بال مى زنند تا آبش تبخیر شده و قوام پیدا کرده و مبدل به عسل مى شود. اگر یک زنبور عسل بخواهد به تنهایى چهارصد گرم عسل بسازد، باید هشتاد هزار بار به صحرا برود و به کندو باز گرددد سبحان الله. فیه شفاء للناس حاکى است که خوردن عسل : بسیارى از دردها را دوا مى کند. و در خصال صدوق از على ع نقل شده لعق العسل شفاء من کل داء لیسیدن عسل ، شفاى هر درد است گویند: حدود 98 درصد آن جذب بدن مى شود. مدفوع آن فقط دو درصد خواهد بود.


طی الارض از نظر عقلی ممکن است؟

 طی الارض بدین معناست که یک نفر بدون استفاده از وسیله مادی، فاصله زیادی را در یک لحظه طی کند. این کار در مورد معصومین (ع) و حتی در مورد خیلی از عرفا نقل شده . امیرمؤمنان(ع) هنگام وفات سلمان، در یک شب از مدینه با طىّ الارض به مدائن (با این که فاصله مدینه تا مدائن بیش از صد فرسخ مى باشد) آمد و سلمان فارسى را در مدائن غسل داد و دفن کرد و تا صبح به مدینه برگشت! (سلمان فارسی استاندار مداین، ص404) در قرآن نیز مطالبى هست که همه آنها روى همین اساس (قدرت خداوند) مورد قبول ماست، مثلا پیش از آن که بلقیس (ملکه سبا) وارد محضر سلیمان (ع) گردد، سلیمان (ع) براى آن که اعجازى را به او نشان دهد و دل وى را بر طرف خدا جلب کند، به حضّار بارگاه خود فرمود: اى بزرگان! کدام یک از شما تخت او را براى من مى آورد پیش از آن که به حال تسلیم نزد من آیند؟ عفریتى از جن گفت: من آن را نزد تو مى آورم پیش از آن که از مجلست برخیزى و من نسبت به این امر توانا و امینم! (امّا) کسى که دانشى از کتاب (آسمانى) داشت گفت: پیش از آن که چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد، و هنگامى که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: این از فضل پروردگار من است... (نمل38 تا402) اصولا در تحلیل معجزات و کرامات، نباید مقیاس هاى مادّى و امکانات محدود بشر را در نظر گرفت، اعجاز، امرى خارق العاده است و از قدرت نامحدود پروردگار سرچشمه مى گیرد. (ناصر مکارم شیرازی)

حقیقت «طی الارض»

مرحوم علامه طباطبایی(ره): حقیقت طی الارض، پیچیدن زمین در زیر گام رونده است. مرحوم قاضی یک روز به وسیله شاگردی که داشت و او احضار ارواح می نمود (نه با آیینه و نه با میز سه گوش، بلکه دستی به چشم خود می کشید و فورا احضار می کرد): طی الارض شش آیه از اول سوره طه است که می فرماید: ای پیغمبر ما قرآن را بر تو فرو نفرستادیم تا تو به زحمت و رنج بیفتی! مگر برای یادآوری برای کسی که از خدا می ترسد. قرآن، فرو فرستادنی است از کسی که زمین و آسمان های بالا را آفریده است. خداوند رحمان بر عرش خود قرار گرفت- از برای خداست آنچه در آسمان هاست و آنچه در زمین است و آنچه در مابین آسمان و زمین و آنچه در زیر خاک است- و اگر صدای خود را در گفتار بلند کنی. پس خدا می داند سخن مخفی و پنهان تر از آن را- الله است که هیچ معبودی جز او نیست، از برای اوست اسمای حسنی...
این آیات بسیار عجیب است، به خصوص آیه الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی چون این آیه، تمام اسما را در وجود مقدس حضرت حق جمع می کند، و مانند جامعیت این آیه در قرآن کریم نداریم.
مرحوم قاضی همیشه در ایام زیارتی، از نجف اشرف به کربلا مشرف می شد. هیچ گاه کسی ندید که او سوار ماشین شود و از این سر احدی مطلع نشد، جز یک نفر از کسبه بازار ساعت (بازار بزرگ) که به مشهد مقدس مشرف شده بود و مرحوم قاضی را در مشهد دیده بود و از ایشان اصلاح امر گذرنامه خود را خواسته بود و ایشان هم اصلاح کرده بودند. آن مرد چون به نجف آمد افشا کرد که من آقای قاضی را در مشهد دیدم. مرحوم قاضی خیلی ناراحت شدند، و گفتند: همه می دانند که من در نجف بوده ام و مسافرتی نکرده ام.
... آری طی الارض از خوارق عادات است... طی الارض عبارت است از اعدام جسم و بدن در مکان اول، و احضار و ایجادش در مکان مقصود، به طوری که صاحب طی الارض با اراده الهیه و ملکوتیه که به او افاضه شده است، در آن واحد می تواند خود را در محل منظور احضار و ایجاد کند. بنابراین طی الارض اختصاص به نفوس قدسیه الهیه دارد و تا افراد به معرفت نفس که ملازم معرفت رب باشد نرسیده باشند و تصرف در مواد کائنات ننمایند نمی توانند طی الارض کنند... اما کسانی که کاملا به مقام کمال نرسیده اند، طی الارض آنها ناقص است و برای خلاقیت ابدان در محل منظور، احتیاج به صرف وقت و اعمال قوه بیشتری دارند. بنابراین منظور از پیچیدن زمین در زیر گام رونده این است که با یک اراده الهیه کن، یکون می گردد. بدون پیمون ذرات جسم با حرکت جوهری و یا سلسله مراتب علت و معلولی طبیعی. یعنی جسم اول در آن زمان و در آن مکان و با آن مشخصات جسم ثانی می گردد.

اعجاز رنگ‌ها در قرآن

رنگ در قرآن :مجموع الفاظ قرآنی که بر رنگ‌ها دلالت دارند، سی و پنج کلمه هستند.قرآن از رنگ‌های قرمز، زرد، سبز، آبی، سفید و سیاه یاد می‌کند،‌ علاوه بر آن به رنگ معنوی (رنگ خدایی) نیز پرداخته است. قرآن در بسیاری از آیات عنوان کلی رنگ(الوان) را به کار می‌برد و در مواردی نیز از رنگ‌های گوناگون یاد می‌کند.بنابراین آیات دربرگیرنده رنگ را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:


ا-آیاتی که از واژه لون یا الوان یا صِبْغَة استفاده کرده‌اند.


2-آیاتی که از رنگ‌های مختلف نام برده است. در این مورد،‌واژه لون یا جمع آن الوان، نه 9مرتبه، در هفت آیه، ذکر شده است،‌ هفت مورد به صورت جمع و دو مورد به صورت مفرد آمده است، اما واژه صِبغه، دو مرتبه و در آیه 128 بقره به کار برده شده است.


با شناخت رنگ ها، قدرت خداوند را بیشتر احساس کنیم! :


رنگ‌شناسی از راه‌های خدا‌شناسی است، وقتی انسان به اختلاف رنگ‌ها بیشتر دقت می‌کند، قدرت خدا را بهتر درک می‌کند فخر رازی می‌گوید: شناسایی انسان نسبت به انسان دیگر،‌ یا باید به چشم باشد یا گوش و خدا برای تشخیص گوش،‌ اختلاف آوازها و آهنگ‌های صدا و برای تشخیص چشم، ‌رنگ‌ها و صورت‌ها و شکل‌های مختلف را آفریده است؛ به گونه‌ای که در تمام دنیا نمی‌توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا، ‌از تمام جهت‌ها یکسان باشند. (مکارم شیرازی،‌ تفسیر نمونه ج 16ص395).


قرآن مجید، رنگ‌ها را محدود به گل‌ها،‌ میوه‌ها ،عسل و انسان‌ها نمی‌داند،‌ بنابراین در آیه 13 سوره نحل، می‌فرماید: آنچه را برای شما آفرید، به انواع گوناگون و رنگارنگ درآورد ، نقاش چیره ‌دست هستی، پدیده‌ها را متناسب با روح و روان آدمی نقاشی کرد، لذا تنوع رنگ ها، انسان‌ها را از کسالت بیرون می‌آورد و فضایی دل‌پذیر را برای زندگی فراهم می‌سازد. به راستی اگر تمام دنیا،‌ یک‌رنگ بود چه می‌شد؟ دانستن تأثیر روان‌شناختی رنگ ها بر انسان، فهم این دسته از آیات را آسان‌تر می‌سازد و این که در پایان این آیه فرمود: گوناگونی رنگ‌ها،‌ نشانه‌ای است برای کسانی که اهل تذکر و تفکر هستند‌،‌ می‌تواند دانشمندان را به سمت تحقیق گسترده‌تر پیرامون آثار رنگ‌ها،‌ رهنمون شود.

تنوع رنگ عسل‌ها،‌ از دیگر آیاتی است که واژه الوان را در بر می‌گیرد در آیه 69 سوره نحل، سخن از وحی به زنبور عسل است که چه مسیری را طی می‌کند و ماده‌ای رنگارنگ را تولید می‌کند که شفایی برای مردم است، رنگ‌های مختلف عسل به رنگ های مختلف گل‌هایی مربوط است که زنبور از آن بهره می‌برد.

رنگ زرد :قرآن در مورد آثار رنگ زرد به سه مصداق شادبودن، مثل آتش بودن و پژمردگی و زردی گیاهان می پردازد ؛ در آیه 69 سوره بقره می‌فرماید: زرد اندک متمایل به پررنگی که ناظرین را به نشاط مسرت می‌رساند... رنگ زرد، تحریک کننده فکری است و بر کمبود فکری، روحی مؤثر است و برخی حالات عصبی را آرام می کند شاید به همین خاطر است که این رنگ، برای اتاق مطالعه پیشنهاد شده است رنگ زرد، گرم کننده و از رنگ‌های گرم است و آزمایش‌های روان شناختی،‌ ثابت کرده که زرد زیاد، خوشحالی بخش است. همچنین رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن است و چون از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می شود، بیشتر از بقیه رنگ ها برای جلب توجه استفاده می شود.محققان در این زمینه بیان می کنند که : قرآن در آیه 69 سوره بقره که در مورد رنگ گاو بنی اسرائیل سخن می‌راند، می‌فرماید: رنگ آن، بینندگان را شاد می‌کند، صراحت دارد که مسرت بخش بودن، اثر رنگ زرد گاو است . بنابراین قرآن کریم چهارده قرن در این آیه، به اثر شادی آفرین رنگ زرد اشاره و یک قانون کلی درباره تأثیر رنگ‌ها بیان نموده است و این نکته ای است که دانشمندان در قرون اخیر بدان اشاره کرده‌اند.

یکی دیگر از کاربردهای قرآنی رنگ زرد، درباره آتش جهنماست که در آیه 33 و 32 سوره مرسلات اشاره شده است. در آن آیات می‌فرماید: که آن آتش شراره‌هایی همچون قصر می‌افکند چنان که گویی خصوصیات آن همچون شتران زرد است.شاید وجه شبه در تشبیه شراره‌های آتش به شتران زرد مو، حرارت و گرمی همراه با درخشش نور خیره‌کننده زرد باشد ، این تشبیه در واقع حکایت از گرما و درخشندگی شراره‌های آتش نیز دارد. پژمردگی و زردی گیاهان، سومین مصداقی است که طبق آیه 21سوره زمر به آن می پردازد :‌ خداوند در این آیه، رنگ زرد را برای حالت پژمرگی و مرگ به کار برده است که با کاربرد آن در آیه 69 سوره بقره که رنگ زرد را مسرت‌بخش معرفی می‌کند، در تعارض است.گویا این اختلاف تعبیر، به خاطر رنگ‌های زرد است. زرد گاهی سیر و پررنگ و گاهی بی‌حال و کم‌رنگ است. زمانی طلایی رنگ و برخی مواقع هم مایل به قهوه‌ای است که هر کدام آثار مخصوص خود را دارند.
 

رنگ سبز :رنگ سبر زیباترین رنگی است در قرآن مطرح شده است و در چند آیه به بساط بهشتیان و لباس‌های ابریشمی و حریرهای سبرزنگ آنان اشاره شده است،‌ همچنین گیاهان سبز هم چندبار در قرآن تکرار شده است.رنگ سبر، انتقال‌دهنده شادی، انبساط خاطر و بهجت است و نماد رویش، حیات و زندگی می‌باشد.

رنگ قرمز : رنگ قرمز انرژی‌دهنده و محرک بسیار قوی است. به گفته بوعلی سینا، فشار خون را بالا می‌برد و جزء رنگ‌های گرم است . به هضم غذا کمک می‌کند و سفره قرمز، اشتها را زیاد می‌کند.

محققان همچنین با توجه به آیه 27 سوره فاطر ادامه می‌دهند:خداوند در این آیه به اختلاف رنگ راه‌ها و خطوط ایجاد شده و رگه‌های کو‌ه ها اشاره می‌کند که گاهی به رنگ قرمزند و این که خدا از میان همه رنگ‌ها، رنگ قرمز را بین سفید و سیاه ذکر کرده است، شاید به خاطر غلبه آن میان کوه‌ها باشد و شاید دلایل دیگر داشته باشد که کشف نشده است. به هر حال با اندک تأمل در این آیه، به جایگاه رنگ قرمز در زمین‌شناسی پی می‌بریم، زیرا کوه‌های سرخ رنگ، منبع عظیم آتشفشانی و پیوشته در تلاطم هستند و نماد اصلی این کوه‌ها، گرم وفعال بودن آنهاست.


رنگ آبی :چهارمین رنگی که در قران به آن پرداخته شده است رنگ آبی می‌باشد. این رنگ در قرآن سوره طه آیه 102 به معنای حزن و اندوه به کار رفته است. رنگ آبی در این آیه، دلالت بر ترس و وحشت نمی‌کند، مگر این که با رنگ سیاه ترکیب شود. واژه زُرْقا ،‌»آبی پررنگ» است،‌ برعکس آبی باز و کم‌رنگ، که همان رنگ آسمان و دریاهاست که بسیار آرام‌بخش است.

 

رنگ سفید و سیاه در قرآن : رنگ سفید، رنگ طهارت، پاکی، خلوص، خیر و عدالت است و با رنگ‌ سیاه در تعارض است این رنگ ویژگی‌ها و صفات مثبت و پسندیده‌ای را به تصویر می‌کشد و در قرآن، رنگ سفید به صورت صریح در یازده مورد استفاده شده است که در چهار مرتبه به صورت تقابل با رنگ سیاه آمده است. با با توجه به آیات به آیات 106 و 107 سوره آل‌عمران می توان گفت :«سفید» در این آیات، نماد ایمان و سعادت و «سیاه» نشانه جهل و شقاوت و کفر می‌باشد. قرآن برای بیان سعادت مؤمنان، چهره‌ای سفید از آنان ارائه می دهد و بدبختی کافران را با رنگ سیاه نشان می‌دهد و این به خاطرخواص ویژه این دو رنگ است.

 

صبغة الله چه رنگی است؟ : بررسی واژه «صبغه» در قرآن، از جمله مواردی است که در بحث اعجاز رنگ‌ها مورد کنکاش قرار گرفته است و پژوهش گران با اشاره به آیه 138 سوره بقره بیان می کنند که : قرآن در این آیه می‌فرماید :تنها رنگ خدایی را بپذیریدکه همان رنگ ایمان، توحید خالص و اسلام است و رنگ‌های نژادی، خرافات، نفاق و شرک را از زندگی ظاهری و باطنی خود حذف کنید. رنگ خدایی، هم‌رنگ با فطرت و منطق است و چشم اولیای خدا را نوازش می‌دهد و خریدار آن خدا و بهای آن بهشت می‌باشد. پس از میان رنگ‌ها،‌ رنگ خدایی بهترین و زیباترین رنگ است و من احسَنُ من الله صبغة. البته تا انسان رنگ هوس‌ها، نژادها و قبیله‌ها را کنار نگذارد، نمی‌تواند رنگ وحدت، برادری و تسلیم بپذیرد و رنگ خدایی پیدا کند.

 

منبع :مقاله ی حجت‌الاسلام مهدی رستم‌نژاد و آقای مهدی نوید در مقاله‌ای با عنوان «اعجاز رنگ‌ها در قرآن»،

غریزه یا اختیار

 سخن اینجاست که ایا عمل زنبور عسل ، غریزى است و شعورى در کارش وجود ندارد؛ مانند سوزاندن آتش و غرق کردن آب و یا روى اختیار و شناخت است ؟ دقت در حالات و اعمال زنبور عسل ، حفاطت ، از کندو، کشتن بى ثمرها، راندن آنانکه در روى گلهاى بد بو نشسته اند، حفاظت از ملکه ، جفت گیرى و... حکایت از اختیار و شعور آن حشره دارد. در بعضى از کتب غریبها - که درباره زنبور عسل نوشته شده بود - : در گذشته مقدارى از زنبور عسل اروپا را به استرالیا بردند، زنبورها عسلها در سال اول و دوم عسل دادند و از سال سوم دیگر عسل ندادند. از این عمل معلوم شد که این حشره مى داند که اروپا زمستان دارد لذا در فصل غیر زمستان براى زمستان خوراک تهیه مى کند، ولى در عرض دو سال براى آن معلوم شد که در استرالیا پیوسته گل و گیاه هست ، دیگر احتیاجى به ذخیره خوراک نیست . اگر این نقل درست باشد، کاملا ثابت مى شود که این حشره از روى شعور، فهم و اختیار کار مى کند. الم تر ان الله یسبح له فى السموات و الطیر صافات کل قد علم صلوته و تسبیحه و الله علیم یفعلون آیا ندانسته اى که آنچه در آسمانها و زمین است ، خدا را تسبیح مى گویند و پرندگان نیز در حال پرواز خدا را تسبیح مى گویند؟ همه آنها صلوة و تسبیح خود را مى دانند. و خدا به آنچه مى کنند داناست.
ضمیر (صلوته و تسبیحه ) به لفظ (کل ) راجع است ، نه به الله ؛ زیرا و الله علیم بما یفعلون از آن مستغنى است ؛ یعنى از آن پرندگان و هر یک از (مافى السموات ) هم صلوة خود را مى داند و هم تسبیح خود را.و در نتیجه از روى شعور، خدا را تسبیح مى گوید و دعا مى کند. نه به طور غریزى و یا به طور دلالت طبیعى . ظاهرا منظور از(ما) در (مما فى السموات ...) غیر اولو العقل مى باشد که شامل همه موجودات - جز انسان و فرشتگان - مى شود. و نشان مى دهد که تسبیح همه آنها از روى شعور است .چنانکه در آیه : و ان من شى ء الا یسبح بحمده خواهد آمد.
در سوره فیل که لشکر ابرهه توسط پرندگان ، سنگباران شده و متلاشى گردید مى خوانیم و ارسل علیهم طیرا ابابیل ترمیهم بحجارة من سجیل فجعلهم کعصف ماکول . آیا آن پرندگان به طور غریزى آن کار را مى کردند و یا در کار خود شعور داشتند، حمل این عمل بر غریزه از برداشتن کوهها، سختر است . قهرا آنها شعور و هوش داشته اند. و در جایى مشغول زندگى خود بوده اند که خداوند دستور داده و آنها نیز به طور درک و فهم ، لشکریان ابرهه را سنگباران کرده اند. درباره حضرت داوود ع و هم آواز شدن کوهها و پرندگان با او، سه مورد در قرآن مجید آمده است که به هر کدام آنها اشاره مى کنیم :
1- و اذکر عبدنا داود ذا الاید. انا سخرنا معه یسبحن بالعشى و الاشراق و الطیر محشورة کل له اواب یاد آور بنده ما داوود را که نیرومند و بسیار متوجه به خدا بود. ما کوهها را مسخر کردیم که صبح و عصر با او خدا را تسبیح مى کردند. پرندگان را دسته جمعى ، مسخر کردیم که همه باو همصدا بوده و جواب مى داند.
2- و لقد اتینا داود منا فضلا یا جبال او بى معه و الطیر و النا له الحدید. به داود از جانب خود فضیلت دادیم . و گفتیم : اى کوهها! با او همصدا شوید. و پرندگان را مسخر کردیم که با او همصدا شوند. و آهن را براى او نرم کردیم. المیزان از مرحوم صدوق در کمال الدین از امام صادق ع نقل کرده است که : و کان اذا قرء الزبور لا یبقى و لا حجر و لا الا اجابه . وقتى که داوود زبور را مى خواند کوهى و سنگى و پرنده اى نمى ماند مگر آنکه با او همصدا مى شدند.
3- و سخرنا مع داود الجبال یسبحن و الطیر و کنا فاعلین کوهها و پرندگان را رام کردیم مه با داود، خدا را تسبیح مى کردند و ما فاعل این کار بودیم.ناگفته نماند که : تسبیح کوهها از موضوع عنوان ما خارج است . و باید مستقلا بحث شود. ولى آیات در همصدا شدن پرندگان با داوود ع صریح مى باشند. بنابر آنچه گذشت و تسبیح آنها همه از روى شعور و مصداق (کل قد علم صلوته و تسبیحه )مى باشد. تسبح له السموات السبع و الارض و من فیهن و ان من شى ء الایسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم انه کان حلیما غفورا
هفت آسمان و زمین و آنچه در آنهاست ، خدا را تسبیح مى گویند، و هیچ چیزى نیست مگر آنکه خدا را تسبیح مى کند. ولیکن شما نسبیح آنها را نمى فهمید. خداوند حلیم و آمرزنده است ناگفته نماند که : تسبیح آنها مساءله علت و معلول نیست ؛ مانند دلالت یک صنعت یه مهارت صنعتگر؛ زیرا ما آن را مى فهمیم . و اینک فرموده و لکن لا تفقهون تسبیحم نشان مى دهد که آن تسبیح براى ما شناخته نیست . و لفظ: و ان من شى ء نکرده در سیاق نفى و مفید عموم است . و مضمونش آن است که همه اشیاء نسبت به خداوند شعور دارند.و خدا را مى شناسند و او را دانسته ، تسبیح مى گویند. آیه شریفه در حد خود بسیار عجیب و قابل دقت است .

اعجاز
نظرات علمی قرآن در مورد جهان جنین:

آفرینش جنین از عناصر خاک(مؤمنون12) (روم20) (حج5)
تبدیل موادخاکی به نطفه و رشد تدریجی جنین(مؤمنون14-12)
اشاره به بافتهای کامل و ناقص در جنین (حج5)
تخمک و سلول تخم (انسان2)
تشکیل توده ی سلولی(قیامت38)
وجود پرده های سه گانه ی آمینوس، کوریون و آلانتوئید و یا پرده ی شکمی، پرده ی رحمی و پرده ی آلانتوکوریون در اطراف جنین(زمر6)
آب در ساختمان جنین (فرقان54)
دوران شیرخوارگی (بقره233)
نقش مرد در تعیین جنس جنین(نجم46-45) (قیامت39-37) (بقره233)
بکار افتادن حس شنوایی قبل از بینایی (نحل78)، و.. . سبحان الله

زمین شناسی در قرآن
این صفحات انواع مختلف اقیانوسی و قاره ای را شامل می شوند.
هنگامی که دو صفحه تکتونیکی از هم دور می شوند گسل به وجود می آید ولی اگر دو صفحه اقیانوسی و قاره ای برخورد کنند صفحه اقیانوسی به زیر صفحه قاره ای فرو می رود ولی اگر دو صفحه قاره ای با هم برخورد بکنند زلزله رخ و آتشفشان رخ می دهد و اگر نیروی کششی دو صفحه قوی باشد در امتداد صفحات تکتونیکی صفحات به سمت بالا روان می شوند و در نتیجه کوه ها به وجود می آیند.
سبحان الله
در سوره رعد ۳۱ نوشته شده :
و اگر قرآنى بود که کوه ها بدان روان مى ‏شد یا زمین بدان قطعه قطعه مى ‏گردید یا مردگان بدان به سخن درمى‏ آمدند [باز هم در آنان اثر نمى‏ کرد] نه چنین است بلکه همه امور بستگى به خدا دارد آیا کسانى که ایمان آورده ‏اند ندانسته‏ اند که اگر خدا مى ‏خواست قطعا تمام مردم را به راه مى ‏آورد و کسانى که کافر شده‏ اند پیوسته به [سزاى] آنچه کرده ‏اند مصیبت کوبنده ‏اى به آنان مى‏ رسد یا نزدیک خانه‏ هایشان فرود مى ‏آید تا وعده خدا فرا رسد آرى خدا وعده [خود را] خلاف نمى ‏کند
در این آیه خداوند به هر دو موضوع قطعه قطعه بودن پوسته زمین و در نتیجه آن روان شدن لایه ها به روی هم که در آیه به حرکت یا روان شدن کوه ها است اشاره می فرمایند


پروردگارآسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها
رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَیْنَهُمَا وَ رَبُّ الْمَشَارِقِ (صافات5)
آیا اینقدر دقت حاصل تصادف است یا یک مدبر دقیق و هدفمند دنیا را مدیریت میکند
خورشید آسمان در هر روز از سال، از نقطه اى غیر از نقطه روز قبل و بعد طلوع مى کند،
و فاصله این نقاط با یکدیگر، آن قدر منظم و دقیق است که حتى یک هزارم ثانیه کم و زیاد نمى شود،
و هزاران هزار سال است که نظم  مشارق شمس  برقرار مى باشد.
در طلوع و غروب ستارگان دیگر نیز همین نظام حکمفرما است.
بعلاوه اگر خورشید، این مسیر تدریجى را در طول سال نمى پیمود، فصول چهارگانه و برکات مختلفى که از آن حاصل مى شود، عاید ما نمى گشت،
خدا باوران می گویند این خود نشانه دیگرى بر عظمت و تدبیر خداونداست.
بی خدایان می گویند این نظم دقیق حاصل اتفاق است قضاوت باشما


نظرات  (۵)

عالی بود
ممنون
عالی بود
ممنون
سلام عالی بود لطفا اینکار را ادامه بدهید.وسعی کنید در این رابطه تبلیغات هم داشته باشید.
  • علی پاشازین الدین
  • سلام.من کشفیات حیرت آوری رادرمثنوی یافته ام.معروف است که مثنوی مولانا قرآن به زبان فارسی است.من پنج اختراع ثبت شده دارم وپسرم هم یک اختراع ثبت شده دارد.یکی ا,اختراعات خودم و اختراع پسرم ازروی مثنوی بوده اند.مواردبسیاری درآن یافته ام که  اگراسپانسرهاوهمکارانی بخصوص دررشته فیزیک پیداکنم اساس بسیاری ازعلوم دگرگون وازنوپایه ریزی میشود.درتاریخ اسلام مفسرین بسیاربرجسته ونابغه ای بوده اندوهستندولی اولین باراست که بنده توانسته ام ازروی یکی ازتفاسیر موفق به کشفیاتی شوم که ضمن عملی وکا ب دی بودن میتواندسودمادی هنگفتی نیزداشته باشد.بدبختانه همه به گفتن ونوشتن قناعت میکنندچونکه کم زحمت وبی هزینه است غافل ازاین واقعیت که عبث وبی نتیجه هم هست.من آماده همکاری واشاعه یافته هایم هستم.بااحترام                  علی پاشازین الدین۰۹۲۰۵۱۶۸۵۷۱_۰۹۲۱۰۷۴۰۸۱۸_۰۹۳۹۴۴۳۳۰۴۸_۰۲۱۵۵۷۲۵۱۵۳
  • سحرنوروزی
  • اجرتون باامام حسین بااجازتون از مطالبتون درپیج اینستاکرامم استفاده میکنم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">