تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات
  • ۱۱ مهر ۹۶، ۲۰:۰۱ - انیس
    عالی

امام زمان (عج) در قرآن کریم

امام زمان و انتظار فرج داشتن . جامعه منتظر وظایف منتظران

استعمار و بهره گیری از آخرالزمان. قیام های قبل از قائم

حکومت جهانی امام زمان (عج) و برنامه حکومت

غیبت امام زمان(عج)! چرا غیبت ؟ علل سیاسی و اجتماعی غیبت . راز طول عمر

چهل حدیث پیرامون حضرت مهدی (عج)

امام زمان و ادیان . نقاط مشترک میان شیعه و اهل سنت . آخرین دولت

                  کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

آخرالزمان، زمان حکومت عدالت ‌محور صالحان

در قرآن اصطلاحاتی چون اشراط الساعه، آخرین، مستاخرین و مانند آن بکار رفته که همین مفهوم اصطلاحی آخرالزمان را بازتاب میدهد. در آیاتی از قرآن به مسئله آخرالزمان اشاره دارد و مثلا از وراثت صالحان و حکومت واحد جهانی به دست بندگان صالح خدا به عنوان فرجام نهایی زندگی بشر در زمین سخن به میان آمده

آموزه‌های وحیانی قرآن و روایات معتبر تفسیری و غیر تفسیری، نگرش قرآن به آخرالزمان را که چگونه حکومت عدالت‌ محور صالحان در آخرالزمان به عنوان یک سنت الهی و فلسفه تاریخ بشری به انسان وعده داده شده است.
فلسفه تاریخ و سنت الهی در فرجام بشر
بر اساس آموزه‌های قرآنی برای امت‌ها نیز همانند افراد انسانی اجل مشخص و معینی است. (اعراف34 حجر5) برای همین، جوامع بشری همانند هر فرد انسانی دوران کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری دارد. مجموعه دنیا نیز زمانی به پایان می‌رسد که همان اجل دنیا خواهد بود. در آن زمان است که این مجموعه برچیده می‌شود و جهانی دیگر ایجاد می‌شود

این زمانی است که به آن آخرالزمان اطلاق می‌شود؛ یعنی زمان نهایی دنیا که در آن زمان به کمال خود رسیده و باید جمع شود و جهانی دیگر از همین مجموعه با خصوصیات دیگر ایجاد شود. (ابراهیم48) اما پیش از اینکه دنیا به آخر خود برسد، انسانیت نیز باید به چنان کمالی برسد که خداوند برای او در نظر گرفته است.

این کمال در سایه حکومت عادلانه جهانی به دست صالحان شکل خواهد گرفت؛ (انبیاء105) زیرا تنها در سایه چنین حکومتی است که هر انسانی به کمال خود دست یافته و زمینه‌ساز کمال‌یابی دیگر موجودات دنیا به عنوان خلیفه الهی خواهد شد

اینکه خداوند در آیه 25 حدید فلسفه بعثت و ارسال رسولان و انزال کتب را تعلیم و تربیت بشر و آگاهی بخشی به آنان دانسته تا توده‌های مردم بی‌هیچ تفاوتی، خود به عدالت قیام کنند و آن را در دنیا به عنوان یک پدیده عینی درآورند، بدان معناست که تنها در سایه چنین حکومت مردمی عدالت‌گرا و عدالت‌پذیر است که می‌توان امید داشت که همه بشریت و در سایه آن همه دنیا به کمالات بایسته و شایسته خودشان می‌رسند

خداوند به صراحت به عنوان یک سنت الهی به بشر وعده می‌دهد که فرجام نهایی بشریت آنست که صالحان بحکومت برسند و به عنوان وارث، قدرت را در دست گرفته و فرآیند کمال بخشی را تکمیل کنند (انبیاء105)

حکمرانی خوب و حکومت جهانی امام عصر (عج

حضور و ظهور امام عصر (عج) بستگی به دو عامل مهم و تعیین کننده دارد؛ اول اینکه مردم جهان در یک وحدت جهانی به دنبال منجی برآیند. سیاست ها ، برنامه ها و عملکرد دولت ها و نظامهای غیرالهی حاکم بر جهان آنها را خسته و عاصی کرده باشد. فقر، فساد و تبعیض حاصل از ناکارآمدی این گونه نظامها همه را به تنگ آورده و راهی جز قیام جهانی علیه حکومتهای مسلط و غاصب قابل پیش بینی نباشد

دوم اینکه شرایط استقرار حکومت جهانی به زعامت و رهبری امام عصر (عج) و استمرار آن فراهم باشد. در یک نگاه کلی، وضعیت جهان حاکی از وجود بحرانی عمیق و گسترده است که به نوعی همه کشورها را در برگرفته و ملت ها را متاثر ساخته است

قیامی که وحدت جهانی را در برخواهد داشت و نویدبخش تحقق «حکمرانی خوب» با جهان بینی الهی خواهد بود. رهبری و زعامت آن با امام عصر (عج) خواهد بود و برای تعالی انسان ، اصولی چون عدالت، مبارزه با کلیه مظاهر فساد، آزادی، قانون مداری الهی ، دانایی و پاسخگویی را با جوهره راستین آن از صفات ویژه و مبانی چنین حکمرانی تعالی بخش خواهد ساخت.

بدیهی است با ظهور امام همام (عج) ساختارهای موجود در جهان تغییر و یا در راس و مجامع آنها انسانهای آگاه ،خبیر و معتقد قرار می گیرند. در حال حاضر مدیریت مجامع و محافل و سازمان های بین المللی که ساختار اداره جهان را ترسیم و شکل می دهد، در اختیار قدرتهای مسلط و محور جهانی است و کمتر انسانهای آگاه مدیر و منتقد به چنین مجامعی راه یافته اند

برای امروز و برای افراد منتظر ، آنها که نسبت به مسائل بین المللی در عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی آگاه و صاحب نظر هستند لازم است به نحو ممکن و با نقد و مبارزه با سیاست های قدرت های مسلط جهانی راهیابی خود را به چنین مجامع و ساختارها برای اصلاح و تغییر هموار سازند چرا که لازمه استقرار حکومت جهانی امام عصر (عج) تخریب، تغییر و اصلاح ساختارهای موجود است و می بایستی برای این مهم آمادگی داشت و به حکمرانی خوب با زعامت منجی عالم بشریت با ساختارهای جدید به خواست خداوند متعال در جهان تحقق بخشید.

حکومت اسلامی در عصر انتظار

مفهوم حکومت در آموزه های قرآنی معنا و مفهومی فراتر از آن چیزی که در علوم سیاسی متعارف از آن بحث می شود، دارد. حکومت هر چند به معنای فرآیند اعمال سیاست ها و تصمیم گیری از سوی مقامات رسمی در دستگاه سیاسی است، ولی در مفهوم قرآنی می توان گفت: خلافت و ولایت از سوی خداوند برای بستر سازی در جهت کمال یابی بشر است

از اینرو، همه چیز در محور توحید و تکامل انسانی، معنا و مفهوم می یابد. در این راستا حکومت به معنای سلطه و فرمان، یکی از مراتب توحید بوده و تنها خداوند حاکم برمال و جان انسان ها است. پس میتواند برای اداره امور بشر و کمال یابی او شخصی را از جنس بشر مشخص کند تا از جانب او حکومت کند

حکومت مطلوبی که خدایی، صالح و در راستای کمالات انسانی می باشد. در قرآن برای بیان مفهوم حکومت از واژگانی چون حکم، ملک، خلف و ولی استفاده شده . از مباحث مهم و اساسی در دوره غیبت بحث حکومت اسلامی و انتظار فرج و ارتباط آن دو با یکدیگر است

بیشتر فقهای شیعه تشکیل حکومت اسلامی را در دوره غیبت ضروری می دانند و براین باورند که فقهای عادل باید به این مهم اقدام کنند و اگر یکی از آنان تشکیل حکومت داد بر دیگران واجب است که از او پیروی کنند. در مقابل شماری اندک بر آنند که اقامه حکومت از شوون امام معصوم است بنابراین در عصر غیبت تشکیل حکومت جایز نیست

این تفکر که نخست به صورت یک اختلاف نظر فقهی کلامی مطرح بود در این اواخر رنگ سیاسی به خود گرفت. شماری براساس همین بینش به مخالفت با مشروطه پرداختند. و بزرگانی چون : آخوند خراسانی آیت الله مازندرانی علامه نائینی و ... را تخطئه کردند. زیرا این گونه کارها را در عصر انتظار مشروع نمی دانستند

این تفکر چون تضادی با خودکامگی حکام نداشت بلکه غیر مستقیم توجیه گر اعمال آنان نیز بود از سوی آنان حمایت و ترویج شد تا جایی که پیش از انقلاب اسلامی هواداران این اندیشه به صورت تشکیلاتی منسجم درآمدند. این گروه با تبلیغ این که وظیفه ما در این عصر انتظار است و بس و ما نباید در کارهای سیاسی دخالت کنیم با مبارزان و طرفداران راه امام خمینی مخالفت می کردند

این بینش با القای گفتاری از قبیل این که : از ما کاری ساخته نیست آقا امام زمان (عج) خود باید بیاید و کارها را اصلاح کند ما موظف به چنین اموری نیستیم و ... روحیه بی تفاوتی سکوت و سکون و ظلم پذیری را تقویت میکردند.

وظیفه ما در این عصر انتظار است و بس این باور انحرافی از سه راه زیر سرچشمه گرفته :
.1 برداشت نادرست از روایاتی که گسترش ستم و فساد را از نشانه های ظهور امام زمان(عج) معرفی میکند .
.2 استناد به روایاتی که از هرگونه قیامی در عصر غیبت نهی و به سکوت و سکون و صبر بر بلاها دعوت کرده است .
.3 تفسیر نادرست از امامت و رهبری و تصور این که تشکیل حکومت در عصر غیبت دخالت در قلمرو امام معصوم است. لازمه این تفکر این است که قیام و اقدام پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) نیز برای تشکیل حکومت درست نبوده است; زیرا این حدیث هم از پیامبر(ص) و هم از دیگر ائمه نقل شده و مضمون آن نیز مقید به زمان خاصی نیست

بنابراین باید تلاشهای ائمه(ع) و حتی پیامبر(ص) را در راه تشکیل حکومت اسلامی منکر شویم و یا «نعوذ بالله» آنها را نیز محکوم کنیم; زیرا همه اینها حرکتهای اصلاحی قبل از ظهور بوده است. پس برداشت فوق با سیره قطعیه معصومین(ع) ناسازگار است زیرا آنان با این که در انتظار حکومت جهانی مهدی (ع) بودند لحظه ای از تلاش و کوشش در راه مبارزه با حکومتهای جور بازمی ایستادند

احادیثی که از علی(ع) درباره ظهور مهدی(ع) نقل شده بیانگر آن است که آن حضرت با این که در انتظار حکومت جهانی مهدی(ع) بوده ولی این انتظار او را از تلاش و مبارزه باز نمی داشته است .

برای کسی که اندک آشنایی با تاریخ اسلام داشته باشد می داند که علی(ع) تا آخرین لحظات زندگی در تلاش و مبارزه برای تحقق حکومت حق بود و هنوز از جنگ با خوارج نیاسوده بود که در نهروان ایستاد و مردم را به جنگ با معاویه دعوت کرد. در کوفه نیز آماده می شد تا جنگ دیگری را با معاویه ساز کند که به شهادت رسید

پس از شهادت آن حضرت جریان تشکیل حکومت اسلامی و کوتاه کردن دست جباران از حاکمیت مردم به عهده امام حسین(ع) قرار گرفت و امام(ع) پس از به وجود آوردن تشکل نوین در لشگر به معاویه می نویسد فالیوم فلیتعجب المتعجب من توثبک یا معاویه علی امر لست من اهله لابفضل فی الدین معروف ... و عند کل امواب حفیظ امروز جای آن است که از دست اندازی تو بدین مسند در شگفت فرو روند چرا که تو به هیچ روی شایسته این منصب نیستی نه به داشتن فضیلتی اسلامی و نه به گذاشتن اثری نیک و پسندیده ...

پس پی گیری باطل را فروگذار و چونان دیگر مردم به بیعت من درآی; چه تو خود میدانی که من به خلافت از تو شایسته ترم در نزد خداوند و در نزد هر مسلمان توبه کار و شایسته .
اما پس از آن که عده ای از فرماندهان وی به معاویه پیوستند و خلل در صف لشکریان پدید آمد و یاران وفادار اندک شدند و جنگ را با آن وضعیت بی سرانجام دید صلح و مراقبت بر اعمال معاویه را اصلح دانست و در برابر اعتراض برخی از یارانش فرمود
و الله ما سلمت الامر الیه الا انی لم اجد انصارا و لو وجدت انصارا لقاتلته لیلی و نهاری به خدا سوگند! کار را به معاویه وانگذاشتم مگر به خاطر این که یاوری نداشتم . اگر یاورانی داشته باشم شب و روز با معاویه خواهم جنگید.

امام حسین(ع) نیز برای برچیدن بساط ننگین و فسادگستر یزیدبن معاویه به پا می خیزد و حماسه بزرگ کربلا را به وجود می آورد. آن حضرت در تبیین گوشه ای از هدفهای خود از امر به معروف و نهی از منکرو مبارزه با سلطنت ناحق یزید سخن می گوید و رهبری را حق خود می شمرد و با استناد به سخنان پیامبر گرامی اسلام از مبارزه با سلطان جائر به عنوان وظیفه همه مسلمانان یاد می کند

دیگر ائمه نیز با توجه به شرایط زمانی و مکانی نه تنها با دستگاههای ظالم مبارزه کردند که مسلمانان را نیز به جهاد بر ضد آنان فراخواندند. بیش از پنجاه روایت در وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل و دیگر کتابهای روایی است که ائمه به شیعیان امر می فرمایند : از پادشاهان و ستمگران کناره گیری کنید به دهان مداحان خاک بریزید هرکس مدادی برای آنان بتراشد و یا دواتشان را آماده کند چنین و چنان می شود و...

آری ائمه (ع ) منتظر حکومت جهانی مهدی(ع) بودند. ولی انتظار آنان مسئولیت ساز بود نه مسئولیت بردار. انتظاری که آنان را لحظه ای از تلاش و کوشش برای نابودی دشمن و استقرار حکومت اسلامی بازنمی داشت .

حکومت حضرت ولی عصر(عج) از دیدگاه قرآن چگونه است؟
قرآن کریم در زمینه ظهور و قیام حضرت مهدی(عج) مانند بسیاری از زمینه های دیگر بدون اینکه وارد جزئیات شود ، به صورت کلی و اصولی بحث کرده‌ ، مانند تشکیل حکومت عدل جهانی و پیروزی کامل و نهایی صالحان در روی زمین سخن گفته است.

سوره انبیا106 و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ما در کتاب زبور پس از تورات نوشته‌ایم که سرانجام، زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد. امیرمومنان (ع) می‌فرماید؛ پیامبر اسلام فرمود: عمر جهان به پایان نمی‌رسد مگر آنکه فردی از نسل حسین، امور امت مرا در دست می‌گیرد و دنیا را پر از عدل می‌کند چنانکه پر از ظلم شده است

حسین بن علی(ع) می‌فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که چنین می‌فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می‌کند تا آنکه مردی از نسل من قیام می‌کند و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند چنانکه از ظلم وستم پر شده است

امام جواد (ع) به عبد العظیم حسنی(س) فرمود: قائم ما همان مهدی منتظر است که در زمان غیبت باید در انتظارش بود و در زمان ظهور باید اطاعتش نمود. او سومین فرزند من خواهد بود

سوگند به آن خدایی که محمد (ص) را به پیامبری برگزید و امامت را ویژه خاندان ما قرار داد. اگر از عمر دنیا جزیک روز باقی نمانده باشد، خدا آن روز را طولانی می‌گرداند تا مهدی ظاهر شود و زمین را از عدل و داد پر کند چنانکه از ظلم و ستم پرشده است

خداوند متعال کار وی را یک شبه اصلاح می‌کند، چنانکه کار موسی کلیم الله را در یک شب اصلاح فرمود؛ او رفت تا برای همسرش آتش بیاورد اما با منصب نبوت و رسالت برگشت.

حکومت مبنی بر عدل عدالت

در حکومت مبنی بر عدل عدالت و تعادل سه تحول اساسی در انسان شکل میگیرد که مولفه های امنیت و رفاه می باشند:
.1 رابطه انسان با خود در این تحول به علت سلطه عقل بر نفس غلبه تفکر بر احساس عامل عدم تعادل ها و ناهنجاری های فکری و رفتاری که زمینه ساز بسیاری از نابسامانی های اجتماعی و عدم امنیت می باشد از بین می رود.
.2 رابطه انسان با جامعه به علت دگرگونی دیدگاه ها و معیارها و هم چنین اقتدار خدشه ناپذیر حکومت روابط اجتماعی سیاسی اقتصادی متوازن و پایدار می باشد.هم چنان که قرآن کریم می فرماید : ولو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکت من السما و الارض« اگر مردم مناطق و سرزمین ها ایمان بیاورند و با تقوا باشند حتما برکات آسمان و زمین را برای آنان می فرستیم و نازل می کنیم

.3 رابطه انسان و طبیعت با تغییر روابط اجتماعی و دگرگونی در فلسفه حکومت و دگرگونی در بینش ها و روش ها و با هدایت امام مهدی (عج ) انقلابی در جهان صورت می گیرد به گونه ای که عمران و آبادانی و بهره گیری از مواهب زمین چهره زندگی بشر را متحول و رفاه همراه با رضایت و لذت را به ارمغان می آورد. به دنبال سازگاری انسان و طبیعت و انقلاب علمی همه جای زمین آباد و سرسبز و خرم می گردد زمین گیاهان و گنج های خود را آشکار می سازد

باران های پر برکت از آسمان ناز می شود. جهان با آن چنان آباد می شود که مردم در سفر از نقطه ای به نقطه دیگر همه جا را پر از گل و سبزه خواهند دید. در چنین شرایطی همه کار می کنند و از بی کاری خبری نیست . به این ترتیب فقر. فاصله طبقاتی انگیزه های فساد برانگیز کفر و شرک زور و تزویر ـ که مهم ترین عوامل زمینه ساز عدم امنیت می باشند ـ از بین می روند.

قرآن کریم تمامی این بحث را در یک آیه بیان فرمود. وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفسقون. خداوند وعده قطعی به مومنان و صالحان می دهد که حتما حاکم و خلیفه خدا بر زمین خواهند شد و حتما دینی را که برای آنان انتخاب کرده است (اسلام) در زمین حاکم و مستقر می کند. دوران خوف و عدم امنیت آنان را تبدیل به دوران استقرار امنیت می نماید

بدون ترس (از مستکبرین و ظالمان) و تردید (ناشی از جهل و توهم) خدای خویش را بپرسند و کسی و چیزی جز او را نپرستند. زمانیکه انسان ها بندگان صالح و مقاصد آنان تحقق عدالت که در واقع نهایت و ایده آل تکامل حکومت و جامعه است و رهبر جامعه ابا صالح المهدی(عج) و حکومت الهی نه بر اساس اهوا و امیال انسان و موانع اصلاح و کمال با دگرگونی در دیدگاه ها و خواسته ها برداشته شد تحولی شگرف در زمین بوجود می آید تحولی که بشریت از ابتدا به صورت آرمانی و فطری به دنبال آن بوده است .

تحول اجتماعی و بین المللی پس از دگرگونی در بینش ها و ارزش ها (عقول و احلام) طبعا اوضاع و احوال حاکم متحول و دگرگون می شود زیرا یاران مهدی (عج) شرایط حاکم را برتابند و حاضر به سازش و تسلیم و سکوت نیستند. آنان چون شیران روز و پاره های پولاد خواهند شد و بر نظام حاکم می شورند و به سرعت پیروز و حاکمان زمین می شوند و دگرگونی های لازم را به وجود می آورند.

به این ترتیب حضرت مهدی (عج) تمامی صلاح و نهایت اصلاح می باشد. با تغییر روابط اجتماعی و دگرگونی در فلسفه حکومت و دگرگونی در بینش ها و روش ها و با هدایت حضرت امام مهدی(ع) انقلاب بزرگ در جهان صورت می گیرد به گونه ای که عمران و آبادانی و بهره گیری از مواهب زمین چهره زنگی بشر را متحول و رفاه همراه با رضایت و لذت را به ارمغان می آورد

یاران مهدی (عج) شرایط حاکم بر جهان را بر نمی تابند و حاضر به سازش و تسلیم و سکوت نیستند. آنان چون پاره های پولاد مستحکم می باشند و بر نظام حاکم بر جهان می شورند و به تغییر و دگرگونی در آن می پردازند.

برنامه حکومت مهدوی

پس از آن‏که جهانیان آمادگی پذیرش حکومت عدل الهی را پیدا کردند و شرایط از هر جهت ‏برای ظهور حضرت فراهم شد، امام مهدی(عج) قیام می‏کنند و خود را به جهانیان معرفی می‏نمایند آن‏گاه مردم را به پیروی احکام و مقررات اصیل اسلامی دعوت می‏کنند

از آنجا که سردمداران مستکبر در چنان شرایطی موقعیت‏ خود را در خطر خواهند دید، علی‏رغم رفتار بزرگوارانه و استدلال‏های روشنگرانه امام‏ع باز جهت‏ حفظ حکومت ظالمانه خود در مقابل آن حضرت صف ‏آرایی می‏کنند و به هیچ‏وجه حاضر به پذیرش حق نمی‏شوند

در نتیجه، نبرد شدید حق و باطل به وجود می‏آید و به کمک یاران با اخلاص و فداکار امام مهدی(عج) تمام سردمداران ظلم و تعدی نابود و یک حکومت واحد جهانی بر اساس تعالیم عالیه اسلامی در سرتاسر عالم مستقر می‏شود که در سایه آن، بشریت طعم شیرین عدالت و امنیت و آسایش واقعی... را می‏چشند.

مرحوم علامه مجلسی حدیثی در باره حضرت مهدی(عج) نقل می‌کنند: زمانی که حضرت حجّت(عج) ظهور کند به عدالت حکم می‌کند و کسی نمی‌تواند به دیگری جور و ستم روا دارد و راه‌ها به وسیله او امن می‌گردد . زمین برکاتش را برای استفاده مردم خارج می ‌کند و امور را به دست اهلش می ‌سپارد و هیچ دینی غیر از اسلام باقی نمی‌ماند و همه به اسلام گرایش پیدا می‌کنند. در این حدیث، هفت برنامه برای حضرت بیان شده است:
.1 عدل و داد : در روایات متعدّد آمده که یملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً. برقراری عدل و قسط در عالم و ریشه کن ساختن بیداد و تبعیض، از ویژگی‏های اصلی حکومت‏ حضرت مهدی (عج) است. به این ویژگی در بسیاری از رهنمودهای ائمه اطهارعلیهم السلام اشاره شده است

در این زمینه، امام رضا علیه السلام می‏فرمایند: خداوند متعال توسط حضرت مهدی (عج) زمین را از هر ستمی پاک خواهد ساخت. ... آن حضرت وقتی قیام کردند میزان عدل و داد را در میان مردم مستقر می‏نماید و به گونه‏ای به کارها رسیدگی می‏کند که احدی جرات تعدی و ظلم به دیگری را نخواهد کرد

إذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی ایّامه الجور نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است که عدالت یعنی حقّ دیگری گرفته نشود و قسط این است که بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ کسی را به دیگری دادن است. پس قسط عدم تبعیض و عدل عدم ظلم است.

2- امنیت کامل : امام زمان (عج) با سیاستی که در پیش خواهند گرفت، در مدت بسیار کوتاهی امنیت و صلح و صمیمیت را در تمام زمینه‏ها تحقق خواهند بخشید. علی‏علیه السلام در این‏باره می‏فرمایند: وقتی که قائم ما قیام کنند، کینه‏ها از دل‏های مردم بیرون می‏رود...

امنیت ‏به گونه‏ ای گسترش پیدا می‏کند یک زن، علی‏رغم به همراه داشتن اشیاء گرانقیمت فاصله بین عراق تا شام را به تنهایی طی خواهد کرد. بدون این‏که کوچک‏ترین ترسی در دل داشته باشد و امام صادق‏ ع در توصیف آن دوران می‏فرمایند: به اندازه‏ای امنیت ایجاد خواهد شد که حتی وحوش و حیوانات درنده نیز در امان خواهند بود و هیچ خطری آن‏ها را تهدید نخواهد کرد. امنیّت راه ‌ها: و امنت به السّبل، راه‌ها به وسیله او امن می‌شود
.3 شکوفایی طبیعت: و اخرجت الأرض برکاتها؛ زمین برکاتش را خارج می‌کند. چه برکات کشاورزی و چه معادن و چه نیروهای دیگری که برای ما مخفی است.
.4 سپردن امور به اهل خبره: و ردّ کل حقّ إلی اهله؛ کارها را به اهلش می‌سپارند. به خلاف زمان ما که بسیاری از کارها به دست نااهلان است، چرا که رابطه‌ها بر ضابطه‌ها مقدّم شده است.
.5 حاکمیّت دین اسلام: و لمیبق اهل دین حتّی یظهر اسلام؛ هیچ دینی باقی نمی‌ماند و همه ادیان دین واحد می‌شوند و آن همانا اسلام است.

.6 اصلاح عقاید: ما علی ظهر الأرض بیت حجر ومدر الّا ادخله الله کلمه الاسلام در تمام روی زمین، خانه‌های سنگی ثروتمندان، خانه‌های گلی فقرا و چادرها باقی نمی‌ماند، جز اینکه کلمه لا اله الّا الله درآنها خواهد بود و شرک برچیده خواهد شد. گرایش قلبی به اسلام: و یعترفوا بالایمان که دو معنی دارد، همه تابع مکتب اهل بیت(ع) می‌شوند , علاوه بر اینکه در ظاهر ایمان دارند، در باطن هم مؤمن هستند

فرق بین ایمان و اسلام در روایات آمده است، بعضی از روایات می‌گویند اسلام آن چیزی است که اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبیحه‌اش حلال است و ایمان آن چیزی است که مایه نجات او در قیامت است

در بعضی از روایات داریم که اسلام مانند «مسجدالحرام» و ایمان مانند «کعبه» است. احتمال دارد که این عبارت اشاره به آیه‌ای باشد که می‌فرماید: قالت الاعراب امنّا قل لم تومنوا  ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم ...؛ [برخى از بادیه‏نشینان گفتند ایمان آوردیم.

   .7 تکامل عقول: جهش علمی و عقلانی پیدا می‌شود. مرحوم علّامه مجلسی چنین می‌فرمایند: إذ قام قائمنا وضع یده علی رئوس العباد مردم تحت تربیت او قرار می‌گیرند فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم اندیشه‌ها و خردهای آنها کامل می‌شود.

.8 اصلاح اخلاق: از بین بردن مفاسد اخلاقی و زنده کردن ارزش‌های اسلامی که این را از روایات علائم آخرالزّمان استفاده می‌کنیم، روایاتی که می‌گوید قبل از قیام قائم(عج) انحرافات اخلاقی مثل زنا، سرقت، رشوه‌خواری، کم فروشی، شراب‌خواری و ریختن خون بی‌گناهان زیاد می‌شود و معنایش این است که مهدی(عج) قیام می‌کند تا اینها را از بین ببرد؛ یعنی نظام ارزشی به طور کلّی مختل شده و حضرت مهدی(عج) نظام ارزشی را درست می‌کند.

9- رفاه و آسایش: یکی از ویژگی‏های مهم حکومت امام زمان(عج)، رفاه و آسایش عمومی است که در نتیجه اجرای عدالت تحقق پیدا خواهد کرد. این امر خود، زمینه‏ای برای رشد و تعالی معنوی جامعه جهانی خواهد بود. پیامبراکرم‏ص در روایتی می‏فرمایند: وقتی در امت من، مهدی(عج) قیام کنند...

مردم به اندازه‏ ای از نعمت‏های الهی برخوردار خواهند شد که در هیچ زمانی به چنان وضعی دست نیافته‏اند و زمین و آسمان برکات خود را برای آن حضرت و یارانش ظاهر خواهد ساخت. امام باقرع نیز می‏فرمایند: حضرت مهدی(عج) اموال را در میان مردم چنان مساوی قسمت‏ خواهند کرد که دیگر نیازمندی یافت نخواهد شد که به او زکات بدهند.

10- عمران و آبادی: حضرت مهدی(عج) پس از پیروزی بر طاغوت‏های زمان از جمله کارهایی که انجام خواهند داد تمام خرابی‏هایی را که سردمداران حکومت‏های ستمگر در طول تاریخ به وجود آورده‏اند بر طرف خواهند ساخت. از امام باقر ع در این‏باره نقل شده است که: در زمان حکومت‏حضرت مهدی (عج)، در روی زمین هیچ ویرانی نخواهد ماند که آباد نشود...

11- پیشرفت علم و تکنولوژی: از آنجا که علم و صنعت و تکنولوژی در پیشبرد امور، نقش اساسی ایفا می‏کند، همین امر یکی از اموری است که هم در زمینه ‏سازی تشکیل حکومت جهانی و هم در قوام آن، ضرورت خواهد داشت. پیشرفت همه جانب شاخه‏های مختلف علوم و صنایع در دوره حکومت امام زمان(عج) به نهایت تکامل خود خواهد رسید

امام صادق‏ع می‏فرمایند: علم و دانش 27حرف (شاخه) است و تمام آنچه که انبیاء الهی برای مردم آورده‏اند، تنها دو حرف از آن است. اما موقعی که قائم ما قیام کنند، 25 دیگر را نیز برای مردم به ارمغان خواهند آورد. روشن است که وقتی به برکت‏ برخورداری از دو حرف این همه دست‏آوردهای علمی به دست آمده است، معلوم گردد پیشرفت علم و صنایع از تحول و پیشرفت ‏بی‏سابقه‏ای برخوردار خواهد شد.

حضرت مهدی(عج) دارای لشکر، سپاه، اعوان و انصار است، همچنان که در «زیارت آل یاسین» آمده است: و اجعلنی من شیعته و اتباعه و انصاره یا در روایات آمده والمجاهدین بین یدیه، کسانی که می‌خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور کار کنند و کسی که هیچ یک از این امور را ندارد و تنها دعا می‌کند که از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است. توسّل در جای خودش خوب است، امّا و اجعلنی من شیعته و اتباعه و ... با توسّل حل نمی‌شود، بلکه باید توحید، خالص شود و آثار شرک را باید از دل و جان و جامعه برچید

باید عدل و داد را در مورد مردم، خانواده و اطرافیان خود پیاده کنیم. باید ارزش‌های اخلاقی را در خودمان زنده کنیم. اگر خوب تبیین شود که حضرت برای چه قیام می‌کند، این کار چهره جامعه را عوض می‌کند. نمی‌توان بدون داشتن هیچ یک از این مبانی در صفوف یاران حضرت قرار گرفت.

از جمله منابعی که در اختیار ماست و محدثین زحمت تدوین و تبیین آن را کشیده و در اختیار ما گذاشته اند چندین دعای ماثور از زبان امام زمان (عج) برای امت اسلامی یا همان جامعه امام زمانی است. با دقت در مضامین این نوع ادعیه می توان منشور آمادگی و حرکت به سمت جامعه آرمانی مهدوی را تهیه و اجرایی نمود مضامینی که گویا همین امروز غریو بلند آن درگوش هر مسلمان منتظر، مسموع و چراغ راه تعالی و کمال او را گوشزد می نماید،: اللهم ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه و..... باا ستناد به این دعا نکاتی را برای همه مسلمانان و شیعیان و خاصه مردم مسلمان ایران که در عصر حاضر پرچم مهدویت را به دوش کشیده اند:‏

‏12- توفیق اطاعت از حضرت حق اولین خواسته در این دعا است که رمز و پایه اصلی حقیقت و هویت انسانی و مایه فخر آدمی است. مطیع حق بودن ثمره معرفت حق تعالی است و توحید ام المعارف و زیربنای سایر اصول اعتقادی است. توفیق در طاعت مزیت بندگی نسبت به سایر بندگان را می رساند و تحقق آن مستلزم برخورداری از تلاش و فاعلیت در حد توان و ایجاد قابلیت های درونی است که برایند و همراهی توفیق با عبد خداست و کشف راههای میانبر در رسیدن به حقیقت که نصیب بندگان موحد می‌گردد. شاهد این معنی فرمایش امیر المومنین علی (ع) است که :خدایا این عزت برمن بس که تو پروردگار من و این افتخار مرا بس که من بنده تو باشم.‏

13- دوری از معصیت و نافرمانی از دیگر ویژگی‌های جامعه آماده حضور منجی است. گناه از نوع فردی یا اجتماعی در تضاد باحق و صدق است و زمینه فهم درست را از بین می برد. امکان جمع عقلی ،شرعی و عرفی بین گناه وصواب وجود ندارد ،چگونه است که بعضی به ظواهر و آداب و هزینه کردن خود را مرید امام زمان (عج) نشان می دهند لیکن درعمل گناه می‌کنند.‏

‏14- کرامت جامعه در سایه هدایت و ایستادگی از دیگر شاخص های جامعه امام زمانی است. خداوند متعال همه ابنای بشر را ذاتا کریم آفریده و برسایر موجودات برتری داده و برای درک کرامت اکتسابی معیار ایمان، تقوا،علم و جهاد فی سبیل الله را منظور نموده است. اگر جامعه دارای کرامت باشد یا آحاد آن از احساس کرامت برخوردارگردد هرگز به ضد ارزشها فکر نمی کند و اجازه اهانت به خود را به دیگران نمی دهد. از امیر کلام بخوانیم که فرمود: کسی که نفسش را گرامی بدارد هرگز باگناه به آن اهانت نمی ورزد.ا گر رویکرد ما به‌ کارگیری راهبرد کرامت در هدایت و تذکر به غافلین همراه با استمرار باشد بی تردید نتایج ملموس تری را شاهد خواهیم بود. ‏

‏15- دیگر اصل جامعه امام زمانی در اخلاق فردی و اجتماعی و مناسبات انسانی است «سدد الستنا بالصواب والحکمه» تصور کنید که همه یا اکثریت جامعه وبخصوص خواص وخطیبان وقتی سخن می‌گویند ازهرنوع سستی وکجی وعوام فریبی به‌دور بوده ودرمقابل از غنای معنوی وزیبایی ظاهری ومشحون ازآرایه های ادبی باشند چه فضای معنوی بر جامعه حاکم خواهد بود. براساس ادله،مطالعات ومشاهدات بیشتر ناهنجاری ها ازمسیر زبان یا تحت تاثیر زبان ،گویش وگفتگوهاست در حدیث نبوی آمده اگر مردم زیاده گویی نداشتند وقلوبشان محل تلاقی هر چیزی نبود می دیدند ومی شنیدند هرآنچه انبیاء (ص) دیده وشنیده اند.‏

‏16- علم و آگاهی آن‌هم از نوع قلبی وریشه دار ازدیگر شاخصه های جامعه الهی امام زمانی است. علم ثروت پایان ناپذیر است و همه مسیرهای رشد ، تعالی وتوسعه از دالان آن عبور می کند.علم صفت الهی است که درنهاد آدمی به‌ودیعت گذاشته شده وبالاترین ووالاترین مرتبه آن شناخت حق وذات حق تعالی وبعد آثار وقلمروسایر عوالم هستی رادربر می گیرد که اگر هوشمندانه به جهان وتحولات آن بنگریم خواهیم یافت که قدرتهای بزرگ جهان قبل از هرچیز به دانش ومهارت استفاده از آن دست یافته ومسیر پیشرفت خود را پیموده اند وبا آنکه پس از انقلاب اسلامی در این موضوع پیشرفتهای خوبی داشته ایم لیکن در برابرآرمانها، انتظارات ودر مقایسه با رقبا راه زیادی را بایستی طی کنیم خوشبختانه در برنامه راهبردی کشور در افق 1404 این نگاه ونیاز دیده شده است پس وظیفه مجموعه مدیران نظام است که این جهت‌گیری علمی را تقویت وبه سرانجام برسانند.‏

‏17- اقتصاد سالم، غذای پاک و بدون شبهه که ثمره و سمبل فعالیتهای اقتصادی سالم در جامعه و یک شبکه مدیریتی پاکدست و خدوم است از دیگر مشخصه های منشور جامعه مهدوی است توجه به این مهم علاوه بر اقتصاد سالم، آثار تربیتی وفرهنگی ماندگار خواهد داشت این وظیفه آحاد جامعه خاصه طیف بزرگ شاغلین درمحیط اقتصاد وکسب وکاراست اما مسئولیت حکومت وعوامل آن در شرایط پیچیده امروز به‌مراتب سنگین تر ازدیگران است

آنان نباید اقتصاد ونقش آن را شوخی فرض کنند واستفاده از تجربه دیگران را به فراموشی بسپارند خوشبختانه فقه غنی ما توانایی پاسخگویی‌به‌سئوالات این حوزه دربیان ملاکات ،جهت گیری ها وبعضی‌‌روشها رادارد آنچه دراین بین مهم می نماید اینکه اهداف فرهنگی ونیاز های روحی جامعه نباید قربانی مقاصد اقتصاد گردداگر این سخن نماینده شاخص مجلس درست باشد که نظام فعلی بانکی ما ربوی است وکسی هم تاکنون پاسخ آن رانداده تکلیف رزق وروزی وتربیت نسل امروز وفردا چه می شود.‏

‏18- جامعه ایمن «غض بصر از گناه و خیانت» و برخوردار از جامعه ایمن اخلاقی حتی در نگاه به دیگران و رعایت حریم آنان از ویژگی دیگر جامعه تحت مدیریت امام زمان(عج) است. این خصلت که موجب رعایت حجاب وحرمت دیگران می شود ریشه در حیاء وعفت انسانها دارد معنی این سخن این است که بین حیاء وحجاب رابطه معنی داری نهفته است وکسانی که دنبال مبارزه با بدحجابی هستند چه بجاست که آهنگ تقویت حیاء وعفت با رویکرد کرامت بخشیدن به مخاطبان خود را نیز داشته باشند چرا که حجاب وصف حیاست. دراین باره حرف برای گفتن و درد دل کردن زیاد است به فرصت دیگر وامی‌گذاریم.

‏‏19- وجود عالمان زاهد وخیرخواه یکی از سرمایه های جامعه مهدوی است، سرمایه ای که به قول سعدی همانند زر طلی است:‏وجود مردم دانا مثال زر طلی است که به هرکجا که روند قدروقیمتش دانند

اوضاع و احوال آخر زمان و وضعیت مردم و حکومت

در آیات قرآنی به ویژگیهای مردم آخرالزمان اشاره شده است. اگر خداوند هدف آفرینش انسان را خلافتی می‌داند که با عبودیت به دست می‌آید، بی‌گمان انسان‌های عابدی این حکومت را خواهند داشت و مردمان آن زمان اهل عبادت خواهند بود. همچنین اگر خداوند نظام هستی را براساس عدالت بنیاد نهاده و وظیفه انسان را قیام به عدالت و قرار دادن هر چیزی در جای مناسب آن و احقاق حقوق هر کسی و چیزی می‌داند (حدید25) پس در آخر زمان، مردم اهل عدالت خواهند بود و حکومت عدالت‌گرا و مجری عدالت وجود خواهد داشت. در آخرالزمان آسایش و امنیت موج می‌زند و از همین رو خداوند در آیه 96 اعراف از نزول برکات به سبب تقوای مردمان که در ساختار عدالت تحقق می‌یابد سخن به میان می‌آورد و به مؤمنان دارای عمل صالح از تبدیل ترس و اضطراب به امنیت و آرامش در آخرالزمان در آیه 55 نور خبر می‌دهد. (مجمع‌البیان)

در این زمان مردم به سبب آرامش و امنیت و عدالت در مسیر کمالی قرار می‌گیرند ولی به سبب تغییر وضعیت، دیگر اهل ایثار کمتر خواهد بود؛ چرا که فقر و جنگ و مانند آن رخت بر می‌بندد و هر چند اصحاب یمین در این زمان زیاد هستند، چنانکه در آغاز فرود انسان، زیاد بودند و تا زمان حضرت نوح(ع) بیشتر مردم از اصحاب یمین و اهل عبادت و صلاح بودند و این مسئله در آخرالزمان نیز تکرار می‌شود (واقعه38تا 40)، اما به همان میزان از مقربان خاص کاسته می‌شود و از این لحاظ با مردمان نخستین متفاوت خواهند بود

چرا که مردمان نخستین با شرایط سخت ابتدایی در زمین، اهل تقرب به خدا بودند اما مومنان آخرالزمان با شرایط خوب معیشتی و سعادت و آرامش و آسایش، کمتر به تقرب‌جویی توجه دارند و انسان‌های متوسط در ایمان خواهند بود که از آنان به اصحاب یمین تعبیر شده است. به هر حال در این دوره ما با مقربان کمتری مواجه خواهیم بود (واقعه11تا 14)

همچنین در این دوره به سبب حکومت صالحان و امنیت و آرامش و رفاه و برکات بسیار در زمین بگونه‌ای که همه گنج‌های مادی و معنوی زمین آشکار می‌شود و همگان در خوشبختی به سر می‌برند، اهل سبقت کمتر خواهند بود و ما با شمار کمتری از سابقون مواجه خواهیم بود؛ این در حالی است که در میان بشر نخستین این افراد پر شمارتر بودند. (واقعه10تا14) اینها گوشه‌ای از اوضاع و احوال آخر زمان و وضعیت مردم و حکومت است که در آیات و روایات تفسیری به آنها اشاره شده

جهانی سازی به سبک مهدوی

شیعیان انتظار شیرین و پوینده را جزئی از عبادات مخلصانه خویش در طریقت حضرت حق احصاء می کنند. چنانکه رسول اکرم(ص) ‏فرمودند اَفْضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الْفَرَجِ در واقع به انتظار نشستن و تلاش برای آماده سازی جهان برای فرج حضرت صاحب الزمان بخشی از اعمال دینی و تکالیف شیعیان محسوب می گردد. جهانی سازی مهدوی از اصیل ترین و جدی ترین آرمان های شیعیان است که خداوند متعال به صراحت در قرآن مجید وعده آن را به مستضعفین داده است. وَ نُریدُ أن نَمُنَّ عَلیَ الذّینَ اسْتُضعِفوا فی الاَرضِ وَ نَجعَلهُم أئِمّة و نَجعَلهُم الوارثینَ (قصص 5) و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم."
در عصر معاصر واژه هایی همانند
جهانی سازی و یکی سازی فرهنگی بسیار متداول شده و تقریبا گفتمان حاکم بر جهان گفتمان منجی طلبی است. اما در این اثنا غرب در تلاش است تا به نحوی خود را منجی آخر الزمان نشان دهد که انسان را از سختی ها رهانده است. به عبارتی طی چند دهه اخیر غرب تلاش گسترده ای برای جهانی سازی فرهنگ لیبرالی و معرفی عقل مدرن و ابزاری به عنوان تنها ناجی بشریت انجام داده است.
گفتمان "انقلاب اسلامی" پس از طرح در عرصه جهانی، به وضوح "امپراتوری جهانی سازی" را به تمام معنای آن به چالش کشید و به سرعت به "دیگری" جهان غرب (به معنای فکری و فرهنگی آن و نه صرفا غرب جغرافیایی) تبدیل شد. انقلاب اسلامی بویژه زمانی که "رسالت جهانی" خود را روشن می سازد و امام خمینی(رض) اعلام می دارند: این واقعیت و حقیقت را بارها اعلام نموده ایم که
در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم در نگاه غرب و غرب گرایان از یک جابه جایی ساده قدرت سیاسی در گوشه ای از دنیا فراتر می رود . در واقع انقلاب اسلامی و گفتمان آن که پیام آور "نوع دیگری از زیستن" است و در وزنه تازه ای است برای آماده سازی جهانی برای تحقق آرمان جهان مهدوی .

لذا طی سه دهه اخیر غرب با تمامی وجود سعی داشته تا در برابر این قدرت نو ظهور ایستادگی کند. درست از همان بدایت کار در سال 1357 غرب به سرگردگی کاخ سفید اقدامات خود را برای سر نگونی نظام اسلامی آغاز کرد. 8 سال جنگ تحمیلی نمودی تام و تمام از کینه توزی غربی ها نسبت به نظام و ماهیت ایدئولوگ انقلاب اسلامی است. با این حال باید گفت مهدویت روحی تازه است در کالبد جهان خسته از مدرنیته. جهانی که انسان را هر روز بیش از دیروز در با تلاق هراس ها و اضطراب های روحی فرو میبرد. جهانی که با قطع ریسمان معنویت انسان را در مهبطی وحشتناک تنها گذاشته است

در چنین وضعی صحبت از مهدویت همچون آبی سرد بر آتش نهیلیسم بی انتها در مدرنیته است. انتظاری زیبا و پوینده که بشر را به آرامش و سعادت ابدی سوق می دهد و برترین زندگی دنیوی و و اخروی را به منتظران ظهور مژده می دهد. لذا در نهایت باید گفت جهانی سازی به سبک مهدویت آرمانی است که تلاش برای تحقق آن می تواند بسیاری از مشکلات روحی و روانی بشر مدرن را خاتمه دهد و با استقرار چنین حکومتی عدل و داد در پهنه جهان ساری گردد. انتظار برای فرج زیباترین بخش از زندگی هر انسانی است.

جهانی سازی مهدوی، جهانی سازی انسانی! عبارتی طی چند دهه اخیر غرب تلاش گسترده ای برای جهانی سازی فرهنگ لیبرالی و معرفی عقل مدرن و ابزاری به عنوان تنها ناجی بشریت انجام داده است. این روزها وقتی دم از انسانیت می زنی دیگر به معنای مروت و خصایص پسندیده انسانی نیست بلکه انسان در تعابیر غربی آن که به تمامی جهان نیر تسری داده شده است حیوانی است که همچون دیگر حیوانات از روی غریزه عمل می کند و عقل خود را نیز برای ارضای همین غرایض و شهوات به کار می بندد و چه توهینی بزرگتر از این به انسان!

به هر تقدیر در جهان امروزه نظام سلطه جریان دارد این نظام به دنبال تسری فرهنگ و آموزه های خود در جهان است که این مسئله تحت پروسه ای بلند مدت به نام جهانی سازی پیگیری می شود. جهانی شدن "Globalization" به سبک غرب را می توان مجموعه گسترده ای از فرایندهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دانست که در نهایت به یکپارچگی و دموکراتیزه شدن کلیه جوامع بر اساس اصول لیبرالیسم منتج می گردد.

البته در روند جهانی شدن به سبک غرب شاید ساحت های اقتصادی اساس و دروازه های ورود به عرصه جهانی شدن قلمداد گردند اما باید دانست که یکپارچگی فرهنگی و سیاسی از جمله تبعات حتمی و اهداف اصلی روند جهانی سازی است. با این حال باید گفت که آرمانشهر و یا بهتر بگوییم آرمان جهان مهدوی از نظر ماهیت و طریقت رسیدن بسیار متفاوت با آنی است که امروز سردمداران غربی در پی اشاعه و ترویج آن در سرتاسر جهان هستند. مهدویت که از اساسی ترین نظریه های شیعه است دقیقا در برابر حکومت جهانی لبیرال دموکراسی قرار می گیرد. زیرا در لیبرالیسم اساس بر من خودبنیاد گر،فردگرایی و لذت‌گرایی است و به عبارت بهتر تفکرات اومانیستی تمامی ساحت های سیاسی اجتماعی را تکوین می بخشد.

حال آنکه در جامعه مهدوی اساس بر تعالی انسان ها و اتکال بر روح خدا سرشت انسان ها است . از سوی دیگر راه رسیدن به حکومت مهدوی از نگاه تشیع تنها به دست صاحب امر و واسطه فیض میان عالم معنا و ناسوت تحقق پیدا می کند در حالی که انسان تراز عقلانیت مدرن درصدد است تا خود به تنهایی بهشتش را روی زمین رقم بزند. البته این سخن بدین معنا نیست که افراد نقشی در تحقق آرمان مهدویت بازی نمی کنند بلکه دعوای ما در این است که اساس تحقق چنین امر بزرگی نیازمند حضوری معنوی است

به عبارت دقیق تر میان انسان در جهان غربی (انسانی) با جهان مهدوی بسیار متفاوت است. در جهان غربی شناخت از انسان بر اساس مادی گرایی است و همین مسئله سطح و مرتبه انسان را در حد حیوانات کاهش می دهد . این در حالی است که از نگاه مهدویت انسان خلیفه الله و عبد خداوند است . در این جهان بینی انسان کرامت ذاتی دارد و این کرامت نیز در رابطه با بندگی خداوند تعریف می شود. عالی‏ترین مدحها و بزرگترین مذمتهای قرآن درباره انسان است؛ او را از آسمان و زمین و از فرشته برتر و در همان حال از دیو و چهار پایان پست‏تر شمرده است.

از نظر قرآن، انسان موجودی است که توانایی دارد جهان را مسخّر خویش سازد و فرشتگان را به خدمت خویش بگمارد و هم می‏تواند به اسفل سافلین سقوط کند؛ این خود انسان است که باید درباره خود تصمیم بگیرد و سرنوشت نهایی خویش را تعیین نماید. از نظر قرآن انسان موجودی است برگزیده از طرف‏ خداوند، خلیفه و جانشین او در زمین، نیمه ملکوتی و نیمه مادی، دارای فطرتی خدا آشنا، آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسئول خویشتن و جهان، مسلط بر طبیعت و زمین و آسمان، ملهَم به خیر و شر، وجودش از ضعف و ناتوانی آغاز می‏شود و به سوی قوّت و کمال سیر می‏کند و بالا می‏رود اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد او آرام نمی‏گیرد، ظرفیت علمی و عملی‏اش نامحدود است، از شرافت و کرامتی ذاتی برخوردار است، احیاناً انگیزه‏هایش هیچ‏گونه رنگ مادی و طبیعی ندارد، حق بهره‏گیری مشروع از نعمتهای خدا به او داده شده است ولی در برابر خدای خودش وظیفه‏دار است (مجموعه‏ آثار مطهری ج‏2 ص268)

تاریخ زنده است، فعال است و از طرف یک موجودی ذی شعور، هدایت می‌شود و عاقبت بشر به منجلاب ختم نخواهد شد و به تاریخ بشر، خوش بین و معتقد است که از پس همه ستمها و بی‌عدالتیها و دروغهایی که به بشر گفته‌اند و می‌گویند، خورشید «حقیقت و عدالت»، طلوع خواهد کرد و خدا، انسان را با ستمگران تاریخ، وا نخواهد گذارد؛ جامعه شیعی، به دلیل این‌که رسالت تبیین و ترویج اندیشه انتظار و طرح حکومت جهانی مهدوی را برعهده دارند، باید خود در این عرصه پیشگام و آماده باشند

این آمادگی، مستلزم حضور تأثیرگذار شیعه در عرصه‌های فکری، فرهنگی و سیاسی نظامی است، تا بتواند در بسط و توسعه تفکر مهدویت در جهان، به رسالت خطیر و الهی خویش عمل نمایند. به نظر می‌رسد، با توجه به شرایط مساعد نسبی موجود، جامعه شیعی می‌تواند با درک صحیح ضرورت‌ها از یک‌سو و نقش ‌آفرینی و مدیریت تأثیرگذار در عرصه افکار جهانی از سوی دیگر، شرایط مساعد کنونی را به یک فرصت تبدیل کند؛ سپس با تبیین جاذبه‌ها و ویژگی‌های ایده مهدویت و نظریه حکومت عدل جهانی اسلام، در جایگاه عنوان تنها نظریه نجات‌ بخش، زمینه فراگیری این اندیشه الهی را در جهان، فراهم سازد و با ارائه الگوی حکومتی نوینی، افق نگاه مردم دنیا را به ایده مهدویت و ظهور، روشن کند.

انقلاب حضرت مهدی (عج) انقلابی جهانی برای همه بشریت است این انقلاب جهانی بر درک و معرفت بشر تکیه می زند و سپاهش، سپاه جاهلان و جهل پروران نیست. راه امام زمان، راه پیامبران و شعار آن حضرت بر اساس روایات، برقراری عدالت در جهان است که برای تحقق این مهم، با ظهورش با همه ستمگران تاریخ می جنگد. هرچند امروز به لحاظ مادی جبهه باطل از حق قوی تر است اما زمانی فرا می رسد که جبهه حق، قوی ترین جبهه و مسلط بر جهان خواهد شد

نجات جبهه بشر در دنیا قله ای است که با ظهور آن حضرت فتح می شود. دو گروه شامل ملت ها و صاحبان زر و زور در دنیا : آن حضرت با این دو گروه با دو زبان جداگانه سخن گوید. امام زمان با ملت ها با زبان منطق و رحمت و با زورگویان و صاحبان زر و زور با قاطعیت برخورد می کند. برای ظهور حضرت مهدی اراده جمعی بشر باید اتفاق بیفتد، امام زمان، زمانی ظهور خواهند کرد که همه ملت ها به استقبال آن حضرت بروند.

وعده خدا به مستضعفان

«مستضعف» کسى نیست که ضعیف و ناتوان باشد بلکه او نیروهای بالفعل و بالقوه‌ای دارد که از ناحیه جباران و ستمکاران مورد ظلم قرار می‌گیرد و خداوند به چنین گروهى وعده یارى و حکومت در زمین داده است. یکی از آیاتی که نوید پیروزی مستضعفان بر مستکبران را می‌دهد آیه 5 قصص وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ اراده و مشیت ما بر این قرار گرفته که بر مستضعفین در زمین منت نهیم و آنها را مشمول مواهب خود نمائیم و آنها را پیشوایان و وارثین روى زمین قرار دهیم.
چقدر این آیه و آیه ما بعد آن، گویا و امیدبخش است؟ چرا که به صورت یک قانون کلى و در شکل فعل مضارع و مستمر بیان شده تا تصور نشود اختصاص به مستضعفان بنى‌اسرائیل و حکومت فرعونیان داشته، مى‏گوید: ما مى‏خواهیم چنین کنیم ... یعنى فرعون مى‏خواست بنى اسرائیل را تار و مار کند و قدرت و شوکتشان را درهم بشکند، اما ما مى‏خواستیم آنها قوى و پیروز شوند. او مى‏خواست حکومت تا ابد در دست مستکبران باشد اما ما اراده کرده بودیم که حکومت را به مستضعفان بسپاریم! و سرانجام چنین شد.
ضمناً تعبیر «منت» به معنى بخشیدن مواهب و نعمت‌ها است و این با منت زبانى که بازگو کردن نعمت به قصد تحقیر طرف مقابل است مسلماً کار مذمومى است، فرق بسیار دارد.
در آیات 5-6 قصص، خداوند پرده از روى اراده و مشیت خود در مورد مستضعفان برداشته و پنج امر را در این زمینه بیان مى‏کند که با هم پیوند و ارتباط نزدیک دارند.
نخست اینکه ما مى‏خواهیم آنها را مشمول نعمتهاى خود کنیم؛ «
وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ»
دوم اینکه ما مى‏خواهیم آنها را پیشوایان قرار دهیم؛ «
وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً»
سوم اینکه ما مى‏خواهیم آنها را وارثان حکومت جباران قرار دهیم؛ «
وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»
چهارم اینکه ما حکومت قوى و پا بر جا به آنها مى‏دهیم؛ «
وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ»
پنجم اینکه آنچه را دشمنانشان از آن بیم داشتند و تمام نیروهاى خود را بر ضد آن بسیج کرده بودند به آنهانشان دهیم؛
وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ چنین است لطف عنایت پروردگار در مورد مستضعفان. جباران مستکبر براى تحکیم پایه‏هاى سیاست جابرانه خود قبل از هر چیز سعى مى‏کنند قربانیان خود را به استضعاف فکرى و فرهنگى بکشانند، سپس به استضعاف اقتصادى، تا قدرت و توانى براى آنها باقى نماند و فکر قیام و گرفتن زمام حکومت را در دست و در مغز خود نپرورانند
حکومت جهانى مستضعفان
آیات فوق، هرگز سخن از یک برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى‌اسرائیل نمى‏گوید، بلکه بیانگر یک قانون کلى است براى همه اعصار و قرون و همه اقوام و جمعیت‌ها مى‏گوید: ما اراده داریم که بر مستضعفان منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان حکومت روى زمین قرار دهیم. این بشارتى است در زمینه پیروزى حق بر باطل و ایمان بر کفر. این بشارتى است براى همه انسان‌هاى آزاده و خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور. نمونه‏اى از تحقق این مشیت الهى، حکومت بنى‌اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود.
و نمونه کاملترش حکومت پیامبر اسلام (ص) و یارانش بعد از ظهور اسلام بود، حکومت پا برهنه‏ها و تهى‏دستان با ایمان و مظلومان پاکدل که پیوسته از سوى فراعنه زمان خود مورد تحقیر و استهزاء بودند و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند . سرانجام خدا به دست همین گروه، دروازه قصرهاى کسراها و قیصرها را گشود و آنها را از تخت قدرت به زیر آورد و بینى مستکبران را به خاک مالید. و نمونه گسترده‏تر آن ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین به وسیله مهدى(عج) است. این آیه از جمله آیاتى است که به روشنى بشارت ظهور چنین حکومتى را مى‏دهد، لذا در روایات اسلامى مى‏خوانیم که ائمه اهل‌بیت ع در تفسیر این آیه، اشاره به این ظهور بزرگ کرده‏اند.
در نهج البلاغه : دنیا پس از چموشى و سرکشى -همچون شترى که از دادن شیر به دوشنده‏اش خوددارى مى‏کند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد- به ما روى مى‏آورد ... سپس آیه «
وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ» را تلاوت فرمود. و در حدیث دیگرى از همان امام بزرگوار مى‏خوانیم که در تفسیر آیه فوق فرمود: این گروه آل محمد (ص) هستند، خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى که بر آنان وارد مى‏شود برمى‏انگیزد و به آنها عزت مى‏دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار مى‏کند. البته حکومت جهانى مهدى(عج‏) در آخر کار، هرگز مانع از حکومت‌هاى اسلامى در مقیاس‌هاى محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستکبران نخواهد بود، و هر زمان شرایط آن را فراهم سازند وعده حتمى و مشیت الهى در باره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزى نصیبشان مى‏شود.
مستضعفان و مستکبران چه کسانی هستند؟
خداوند به چنین گروهى وعده یارى و حکومت در زمین داده است، نه افراد بى‏دست و پا و ترسو که حتى حاضر نیستند فریادى بکشند تا چه رسد به اینکه پا در میدان مبارزه بگذارند و قربانى دهند. بنى اسرائیل نیز آن روز توانستند وارث حکومت فرعونیان شوند که گرد رهبر خود موسى(ع) را گرفتند، نیروهاى خود را بسیج کردند و همه صف واحدى را تشکیل دادند، بقایاى ایمانى که از جدشان ابراهیم به ارث برده بودند با دعوت موسى(ع) تکمیل و خرافات را از فکر خود زدودند و آماده قیام شدند.

البته مستضعف انواع و اقسامى دارد: مستضعف فکرى و فرهنگى، مستضعف اقتصادى، مستضعف اخلاقى و مستضعف سیاسى و آنچه بیشتر قرآن روى آن تکیه کرده است مستضعفان سیاسى و اخلاقى است. بدون شک جباران مستکبر براى تحکیم پایه‏هاى سیاست جابرانه خود قبل از هر چیز سعى مى‏کنند قربانیان خود را به استضعاف فکرى و فرهنگى بکشانند، در قرآن مجید در پنج مورد سخن از مستضعفین به میان آمده که عموماً از مۆمنانى سخن مى‏گوید که تحت فشار جباران قرار داشتند

در یک جا مۆمنان را دعوت به مبارزه و جهاد در راه خدا و مستضعفین با ایمان کرده، مى‏گوید: چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانى که تضعیف شده‏اند پیکار نمى‏کنید؟ همان افراد ستمدیده‏اى که مى‏گویند: خدایا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند بیرون بر، و براى ما از طرف خودت سرپرستى قرار ده، و براى ما از سوى خودت یاورى تعیین فرما

از این رو تنها در یک مورد سخن از کسانى به میان مى‏آورد که ظالمند و همکارى با کافران دارند و ادعاى مستضعف بودن مى‏کنند و قرآن ادعاى آنها را نفى کرده، مى‏گوید: شما مى‏توانستید با هجرت کردن از منطقه کفر و فساد از چنگال آنها رهایى یابید اما چون چنین نکردید جایگاه شما دوزخ است. ولى به هر حال قرآن همه جا به حمایت از مستضعفان برخاسته و از آنها به نیکى یاد کرده است و آنها را مۆمنان تحت فشار مى‏شمارد، مۆمنانى مجاهد و تلاش‏گر که مشمول لطف خدا هستند.

روش عمومى مستکبران تاریخ
نه تنها فرعون بود که براى اسارت بنى اسرائیل مردان آنها را مى‏کشت و زنانشان را براى خدمتکارى زنده نگه مى‏داشت که در طول تاریخ همه جباران چنین بودند و با هر وسیله نیروهاى فعال را از کار مى‏انداختند. آنجا که نمى‏توانستند مردان را بکشند مردانگى را مى‏کشتند و با پخش وسایل فساد، مواد مخدر، توسعه فحشا و بى‏بندبارى جنسى، گسترش شراب و قمار و انواع سرگرمی‌هاى ناسالم، روح شهامت و سلحشورى و ایمان را در آنها خفه مى‏کردند تا بتوانند با خیالى آسوده به حکومت خودکامه خویش ادامه دهند. اما پیامبران الهى مخصوصاً پیامبر اسلام (ص) سعى داشتند نیروهاى خفته جوانان را بیدار و آزاد سازند و حتى به زنان درس مردانگى بیاموزند و آنها را در صف مردان، برابر مستکبران قرار دهند.

چگونگى تسخیر جهان با یاران معدود

چگونه با جمعیت روز افزون بشر که اکنون دقیق از سه میلیارد بیشتر است، حضرت عج با 313 نفر دنیا را مسخر مى‏فرماید؟ و چگونه ممکن است مثلا سه میلیارد نفر تسلیم یک جمعیت اندک معدود شوند و از عادات و اخلاق و برنامه‏ها و سنن خود دست ‏بردارند؟ بر حسب روایات و احادیث ‏شریفه، وقتى حضرت ظاهر مى‏شوند، نخست‏ 313 نفر از خواص اصحاب در مکه حاضر خدمتش مى‏گردند و وقتى عده اصحاب و اجتماع کنندگان به ده هزار نفر رسید از مکه خارج مى‏شوند

و اما غلبه آن حضرت و حکومت جهانى اسلام، ممکن است ‏بطور اعجاز و خرق عادات انجام یابد و ممکن است ‏با فراهم شدن اسباب و علل ظاهرى باشد و ممکن است ‏به هر دو نوع واقع شود، چنانکه پیشرفت و غلبه پیغمبر اکرم ص و قواى اسلام به هر دو نوع بود.

اما بطور اعجاز ، محتاج به توضیح نیست که حصول چنین غلبه مطلق براى آن حضرت، به خواست ‏خداوند، امرى است ممکن و معقول و با وعده‏هاى صریح و بشارتهاى حتمى که در قرآن مجید و احادیث متواتر داده شده ، بدون شبهه حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه: کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله چه بسیارند گروه اندکى که به اذن خداوند، بر گروه بسیارى چیرگى مى‏یابند. آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر تمام علل غالب و حاکم، و وارث و مالک ارض قرار مى‏دهد. و از لحاظ اسباب، و علل ظاهرى هم اگر موضوع را بررسى کنیم، حصول چنین فتح و غلبه و تشکیل آن حکومت الهى ممکن و عملى ‏خواهد بود، زیرا آن حضرت در موقعى ظهور مى‏کند که اوضاع و احوال اجتماعى و اخلاقى و سیاسى کاملا مساعد باشد

در آن موقع همه ملل از مدنیت معنوى و اخلاقى محروم، و دشمنى و کینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت ‏به یکدیگر بد بین و از هم جدا ساخته و اتحاد، وحدت، همفکرى و همکارى، به کلى از میان بشر رخت ‏بر بسته و از اینکه کسى بتواند بدون مدد غیبى جامعه را رهبرى کند، همه مایوس مى‏گردند و خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ و ستیز و همه از وضع خود ناراضى، و از مکتبهاى مختلف که عرضه مى‏شود نا امید بوده و منتظر تغییر رژیم و انقلاب و عوض شدن اوضاع، و کنار رفتن زمامداران خدا نشناس و برداشته شدن مرزها و الغاى تجزیه‏ها و تقسیم ها مى‏باشند .

در یک چنین موقعیتى،حضرت و اصحابش، با نیروى ایمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش‏ترین برنامه‏هاى عمرانى و اقتصادى و عدالت اجتماعى، براى انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به میدان مى‏گذارند و آن نهضت الهى و دعوت روحانى را شروع مى‏کنند و مردم را بسوى خدا و احکام خدا و زندگى برابرى و برادرى، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستى و درستى و نظم صحیح، مى‏خوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشرى مى‏باشند و با نیروى ایمان و استقامت و پشتکار و همتى که مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب مى‏نمایند. معلوم است این جمعیت ‏با آن برنامه‏ها و وضع کار، در آن دنیاى پر آشوب و غرق در طوفان گرفتاریها و فشارها، دلها را به خود متوجه ‏نموده و فاتح و پیروز مى‏شوند و هیچ نیروئى نمى‏تواند در برابر آنها مقاومت کند.

و شاهد این حقیقت، همان ظهور رسول اکرم ص و پیشرفت ‏سریع دین اسلام و فتوحات محیر العقول مسلمین در قرن اول اسلام است، که یکى از علل ظاهرى آن پیروزیهاى پى در پى و در هم شکسته شدن ارتش‏هاى انبوه دولت ‏شاهنشاهى ایران و امپراطورى روم، فساد اوضاع اجتماعى و ادارى ایران و روم بود که مردم این کشورهاى پهناور را براى قبول یک دعوت صحیح و حکومتى متکى به مبانى عدالت و مساوات آماده کرده بود. مردمى که در برابر دستگاههاى دیکتاتورى و استبداد بسیار خشن و غیر انسانى سلاطین و امراى خود، از بنده هم خوارتر بودند و از حقوق انسانى محروم شده بودند، مردمى که به هر کس و هر مقام نظر مى‏کردند، یک نقطه روشن در او نمى‏دیدند، نه فرهنگ داشتند نه اقتصاد، نه عدالت، نه امنیت و نه... و نه..

از آنهمه تعظیم و نیایش و بشر پرستى و استعباد سلاطین، خسته شده بودند و علاوه بر اینها ناراحت کننده‏ترین اختلاف طبقاتى نیز در بین آنها حاکم باشد که مملکت متشکل شده باشد از اکثریت قریب به اتفاق محروم و استضعاف شده و جمعیت معدود برخوردار و اختیار دار و مطلق العنان و بى جهت عزیز...

مسلم است وقتى به گوش مردم چنین مملکتى صداى روحانى و آزادى بخش: تعالوا الى کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله‏و لا نشرک به شیئا،و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله برسد. و آیه: ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذى القربى و ینهى عن الفحشاء و المنکر و البغى همانا خدا فرمان به عدل و احسان و به عطا و بذل به خویشان امر مى‏کند و از کارهاى زشت و منکر و ظلم نهى مى‏کند و اعلان: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم اى مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنى آفریدیم، آنگاه شعبه‏هاى بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید، بزرگوارترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.

و آیات دیگر را بشنوند، با نهایت استقبال به آن ایمان آورده و راه را براى پیشرفت آن باز مى‏کنند. مردمى که از ظلم و ستم و خودخواهى سلاطین و ستمکاران آن عهد، به جان آمده بودند، به طور قطع یک دعوت خدائى و یک بانگ گوش نواز توحیدى را که بر اساس عدالت و الغاى امتیازات و مساوى ‏بودن آقا و نوکر، شاه و رعیت، سیاه و سفید، در برابر قانون و عدالت است قبول مى‏کند و از این جهت آنهائى که این دعوت بر خلاف منافعشان بود هر چه خواستند از آن جلوگیرى کنند یا مردم را مانع از گرویدن به آن شوند، نتوانستند، همه جا انقلاب مى‏شد و در همه جا رژیم ظالم و وضع سابق را محکوم مى‏کردند و اوضاع تغییر مى‏کرد.

اوضاع جهان براى قبول دعوت حضرت امام زمان مهدى عج که همان دعوت به اسلام و قرآن است، مطابق اخبار، به مراتب از اوضاع عالم در زمان بعثت پیغمبر ص آماده‏تر خواهد شد و همانطور که کلمه اسلام در آغاز ظهور اسلام به سرعت پیشرفت کرد و صداى توحید بر همه صداها غالب شد، و اسلامى که در مقدارى از تاریخش منحصر پیغمبر اکرم ص و على و خدیجه ع بود، با فقدان وسایل در جهاد و دفع یورش مشرکان، بزودى موفق گردید، و لشکرهاى منظم مسلحى را که در دنیاى آن روز مجهزترین سلاحها را در دست داشتند درهم شکست و نابود ساخت

همین طور امام زمان ع نیز با اصحاب و یاورانش که از ابتدا کار به تعداد مجاهدین میدان جهاد بدر مى‏باشند مى‏توانند دنیاى منقلب و نا آرام آن روز را آرام و مردم را چنان امیدوار به آینده درخشان و پر از خیر و رحمت و برکت نمایند که در سریع‏ترین فرصت همه به دین اسلام گرویده آمادگى خود را براى قبول یک سازمان الهى اسلامى محکم و پایدار، در تحت ‏سرپرستى امام عصر ع نشان دهند. و ما ذلک على الله بعزیز

خصوصیات اصحاب و یاران مهدی (عج) را که در روایات اسلامی آمده است:

اگر افکار عمومی دنیا را نسبت به قرون 16 و 17 مقایسه کنیم، واقعاً جهان کنونی براساس خود آگاهی عام انسانی و اسلامی در اثر ارتباطات نزدیک و به دلائل دیگر، در حال نزدیک شدن به نوعی اجماع است، آمادگی خاصی پدید می‌آید که همه دنیا یکصدا یک چیز را بگویند، همه دنیا یک برداشت را انجام دهند و همه دنیا در برابر یک مسأله، یک واکنش واحد نشان دهند. شاید همین ارتباطات و اتفاق‌هایی که در دنیا افتاد، زمینه‌ای برای جهانی شدن (منتها از نوع مهدوی‌اش نه از نوع سرمایه‌داری غرب) را بوجود آورده است

اصحاب ایشان ابتدا 313 نفر از نژادهای گوناگون هستند، این 313 نفر کادر اصلی نهضت جهانی هستند که طبق روایات به سرعت گسترش می‌یابند و در مرحله دوم پس از ستاد مرکزی، در ستاد عملیاتی نهضت جهانی، ده‌هزار نیرو قرار می‌گیرد که حلقه بعد از آن 313 نفر همین ده هزار نفرند و حلقه بعد هم قیام عالمگیر است، در روایت آمده که اغلب یاران مهدی (عج) جوان هستند. با جوانان می‌توان دنیا را تغییر داد. انقلاب مهدی، انقلاب جوانان است. در جای دیگر درباره اصحاب مهدی (عج) آمده است:

دلهایشان چون پاره‌های آهن محکم است و متزلزل نمی‌شود، نمی‌ترسند و قدرت را در سراسر جهان و بسرعت در دست می‌گیرند. آنان امتحان بزرگی را پشت سر می‌گذارند . بدلیل اینکه شرایط آنان پیچده‌تر و مقاومت آنان سخت‌تر است. طبق روایتی چون پیامبر (ص) را ندیده‌اند و لیکن به راه حق ادامه می‌دهند، اجرشان از اجر یاران پیامبر (ص) بیشتر است و یکی از حقایقی که در مورد این عنصر وجود دارد این است که امور به آسانی اصلاح نمی‌شوند

بلکه صبر و تحمل و مجاهدت لازمه کار است و اصلاح جهان بادآورده، بدست نخواهد آمد. یاران مهدی(عج) مدت‌ها لباس رزم را از تن خارج نمی‌کنند و جز خوراک ساده نمی‌خورند تا عدالت را در جهان گسترش دهند و این عصر برای یارانش، آغاز مشکلات است و برای مردم آغاز راحتی. یعنی شروع سلسه‌ای‌ از سختیها برای یاران مهدی (عج) به منظور رسیدن به عدالت جهانی. آنان باید ساده‌پوش و متواضع باشند و سطح زندگی‌شان از همه مردم پایین‌تر باشد

رفاه و ثروتی که در حکومت مهدوی (عج) فراهم می‌آید متعلق به مردم است. مال، مخصوص حاکمان نیست و مهدی ما در ستاد حکومتش بسیار ساده زندگی خواهد کرد. مهدی با هیچ قوم و قبیله‌ای تعارف ندارد و عدالت را بطور کامل اجرا می‌کند. وقتی قیام می‌کند در حالیست که بیعت هیچ یک از طاغوت‌های جهان را برگردن ندارد؛ یعنی با هیچ سیستم حاکمیتی از قبل تعهد نداده است.

مفاد پیمان‌نامه‌ای که میان مهدی (عج) و یارانش بسته می‌شود

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه معروف به خطبه البیان که در بصره ایراد فرمودند، در بیان علائم و نشانه های ظهور امام زمان(عج) و نیز وقایع هنگام و بعد از ظهور آن حضرت، مطالبی فرمود که در بخشی از آن آمده است: پس از آن که حضرت (عج) در ابتدای ظهور، یاران خاص خویش، یعنی همان 313 نفر را مورد آزمایش قرار می دهد و آنان را در طلب آن حضرت از مکه به مدینه، سه بار رفت و آمد می کنند،

آن بزرگوار بین صفا و مروه بر آنان ظاهر می شود و خطاب به آنان می فرمایند: انی لست قاصعاً امراً حتی تبایعونی علی ثلاثه خصله تلزمکم لاتغیرون منها شیئاً و لکم علی ثمان خصال فقالوا: سمعنا و اطعنا فاذکر لنا ما انت ذاکره، یا ابن رسول الله!؛ هیچ برنامه روشنی برای شما ارائه نمی دهم، مگر این که با من هم پیمان شوید که سی خصلت را همواره مراعات کنید و هرگز هیچ یک از آنها را تغییر ندهید و رها نکنید، در برابر پیمانی که شما با من می بندید، من هم با شما پیمان می بندم، هشت خصلت را همواره مدنظر داشته باشم.
آنان عرض می کنند: ما گوش به فرمان و مطیع هستیم، ای پسر پیامبر خدا! هر شرطی که می خواهی مطرح فرما، پس از آن که یاران اعلان آمادگی کردند، حضرت صاحب الزمان(عج)، به طرف کوه صفا حرکت می کند و آنان نیز همراه آن حضرت حرکت می کنند، در آنجا امام زمان(عج) خطاب به آنان می فرماید:

 سی نکته ای که باید منشور هم پیمانی شما با من باشد :
1- هرگز از اطاعت من سرپیچی نکنید و از هیچ یک از اصول توافقات عقب نشینی نکنید.
2- هرگز دست به دزدی نزنید.              3 - هرگز به زناکاری آلوده نگردید.
4-هرگز فعل حرام انجام ندهید.           5- هرگز به فحشا و فساد گرایش نداشته باشید.
6- به ناحق هیچ کس را نزنید.              7- به زراندوزی و جمع کردن طلا مبادرت نکنید.
8- به جمع کردن نقره مشغول نشوید.  9- گندم را احتکار نکنید.
10- هرگز جو را احتکار نکنید.           11- هیچ مسجدی را خراب نکنید.
12- هرگز شهادت باطل ندهید.          13- هرگز از مؤمنین بدگویی نکنید.
14- هرگز ربا نخورید.                       15- در سختی ها بردبار باشید.
16- بر هیچ خداپرستی لعنت نفرستید. 17- هرگز شراب نخورید.
18- هرگز لباس زربافت (بافته شده از تار و پود طلا) نپوشید.
19- هرگز پارچه ابریشمی را به روی خود نیندازند.
20- لباسی که از دیباج «پارچه ابریشمی رنگ شده» دوخته شده است را نپوشید.
21- دشمن شکست خورده در حال فرار را تعقیب نکنید و نکشید.
22- هیچ خون ناحقی را نریزید.                23- با هیچ مسلمانی به حیله و نیرنگ برخورد نکنید.
24- حتی بر کفار هم تجاوز و ستم نکنید. 25- با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نکنید.
26- هرگز لباس دوخته شده از ابریشم بر تن نکنید.
27- در زندگی ساده زیست باشید و خاک، فرش زندگی شما باشد.
28- از فساد و فحشا همواره بیزاری بجویید. 29- امر به معروف را سرلوحه زندگی خویش قرار دهید.
30- همواره نهی از منکر کنید. هرگاه شما نسبت به این 30 مورد ذکر شده با من پیمان بستید، این حق را خواهید داشت که
من هم در مورد هشت چیز با شما پیمان بسپارم:
1- متعهد می شوم، شما دوستان خاص من باشید و دیگران را بر شما ترجیح ندهم.
2- لباس هایی را که می پوشم، مانند لباس های شما باشد.
3- غذا و خوراکم مانند غذای شما باشد. 4- مرکب سواری من همتراز مرکب شما باشد.
5- در همه حال و هر زمان با شما باشم. 6- همواره همراه با شما حرکت کنم.
7- در زندگی به مقدار کم راضی باشم. 8- زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد کنم.
پس همگان، خدا را آن گونه که شایسته است، عبادت می کنیم، من به عهدم با شما وفا می کنم و شما هم به عهدتان با من وفادار بمانید. حال آیا ما منتظر واقعی امام عصر(عج) هستیم و می توانیم با توجه به این تعهدات خود را بیازماییم؟!

آیا یاران امام زمان(عج) همه شیعه‌اند؟  یاران حضرت را سه گروه تشکیل مى‌دهند:

 الف. 313 نفر که یاران خاص هستند؛    ب. ده هزار نفر؛     ج. عموم شیعیان و محبان. در روایتى از امام جواد ع آمده است: «پس هنگامى که این تعداد (313 نفر) از اهل اخلاص گرد او (در مکه و به اذن خدا) جمع شدند، خدا امر او را ظاهر کند. پس هنگامى که براى او عقد (ده هزار نفر مرد) کامل شد، به اذن خداى عزوجل خروج مى کند. کمال‌ الدین، ج2، ب36، خ2.
یاران گروه اول و دوم، کسانى هستند که ولایت و امامت امام مهدى عج را پذیرفته و لیاقت سربازى را در خود ایجاد کرده‌اند. اما گروه سوم (شاید برخى از افراد گروه دوم)، هم مى‌توانند از افرادى باشند که قبل از ظهور شیعه بوده و لیاقت یارى امام را پیدا کرده‌اند و هم مى‌توانند از افراد غیر شیعه باشند که با درک ظهور و شنیدن پیام دعوت امام - با توجه به فطرت الهى و عدالت‌خواهى و حق‌ طلبى خود

- حضرت را بپذیرند و با همه وجود سر به اطاعت ایشان بگذارند. البته براى ظهور شرایطى ذکر شده که در صورت فراهم آمدن آن‌ها، ظهور تحقق پیدا مى‌کند. مراد از شرایط انقلاب که ظهور و قیام حضرت مهدى عج نمونه کامل و بارز آن است، امورى است که پدیده انقلاب به آنها وابستگى وجودى دارد و تحقق آن، متوقف و مشروط به وجود این امور است. براى انقلاب جهانى و بزرگ امام مهدى عج مانند هر انقلاب دیگر، چهار شرط متصور است:
الف. قانون جامع : یک انقلاب براى در هم شکستن وضع موجود و برقرارى وضع مطلوب، دو برنامه :
1. برنامه براى نابودى وضع موجود؛
2. قانون مناسب براى حرکت جامعه به طرف وضعیت مطلوب و رسیدن به حالت آرمانى. نتیجه آنکه از مجموعه احادیث امامان معصوم ع، معلوم مى‌شود که یاران امام زمان عج منحصر در افراد مشخص و یا شهرهاى خاص نمى‌باشند، بلکه افراد از هر مکان و هر زمان (به وجود آمدن خصوصیات کلى مورد نظر براى یاران آن حضرت) مى‌توانند جزو حامیان و یاران آن امام عزیز قرار گیرند قیام جهانى حضرت مهدى عج نیز این شرط را لازم دارد؛ برنامه‌ حرکت، در قسمت اول، بر اساس روایات، حرکت مسلحانه است تا نابودى کامل شرک و کفر.

به عبارت دقیق‌تر، حضرت هنگام ظهور ابتدا مردم را دعوت به دین و امامت مى‌کند و اگر کسى مخالفت کرد و خواست به راه شرک ادامه دهد، حضرت با وى مقابله مى‌کند. این روش بر گرفته از قرآن است: و قاتلوهم حتّى لا تکون فتنة و یکون الدّین لله بقره193. برنامه حضرت در بخش دوم نیز، بر اساس عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر است. پیامبراکرم ص فرمودند: سیره و سنت او سنت من است. مردم را بر دین و آیین من به‌پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت مى‌کند. کمال‌الدین، ج 2، ب39، ح6.

ب. رهبرى : شرط دیگر براى پیدایش یک انقلاب، وجود رهبر و پیشوایى آگاه و توان‌مند و دلسوز است تا با آشنایى کامل از اهداف و برنامه‌ها و زمینه‌ها و موانع، با مدیریتى صحیح و قاطع، حرکت انقلاب را رهبرى کند و تا آخرین نفس ادامه دهد. انقلاب عظیم امام مهدى عج نیز داراى این شرط است. رهبر این انقلاب، بزرگ مردى از سلسله امامت است که در دامان امام پرورش یافته و وارث علوم پیامبر و آگاه به قرآن و معارف دین است. پیامبراکرم ص فرمودند: منا مهدى هذه الامة الذى یملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً؛ مهدى این امت از ما است، کسى که زمین را از قسط و عدل پر مى‌کند، همان‌گونه که از جور و ظلم پر شده است کمال‌الدین، ج1، ب24، ح10.

ج. یاران : شرط دیگر یک انقلاب، وجود یارانى فداکار است که با آشنایى نسبت به برنامه‌ها و اهداف و اعتقاد به آن‌ها، تا آخرین لحظه، از رهبر و انقلاب دست برندارند و آماده‌ هر‌گونه فداکارى باشند. قیام جهانى امام مهدى عج هم نیاز به یارانى دارد که ضمن آشنایى و اعتقاد به امام و دین تا آخرین لحظه فداکارى کنند

از امام جواد ع در ضمن حدیثى نقل شده است: اصحابش به سوى او اجتماع مى‌کنند که سیصد و سیزده نفر هستند، به تعداد اهل بدر، از نقاط مختلف زمین ... وقتى این عده جمع شدند، خدا امر او را ظاهر مى‌کند و چون عقد کامل شد، که ده‌هزار نفرند، خروج مى‌کند به اذن خدا. کمال‌الدین، ج2، ب37، ح2. رهبر این انقلاب، بزرگ مردى از سلسله امامت است که در دامان امام پرورش یافته و وارث علوم پیامبر و آگاه به قرآن و معارف دین است.

د. آماگى و پذیرش عمومى: یکى دیگر از شرایط تحقق یک انقلاب، پذیرش مردمى است. اگر مردم آن‌را نخواهند، حتماً به سرانجام نمى‌رسد. نمونه آن، قیام خونین کربلا است که مردم نخواستند و به شهادت امام حسین ع منتهى شد (البته وظیفه امام حسین ع بر اساس دستور خدا، حرکت و قیام بود) انقلاب امام مهدى عج نیز این شرط را لازم دارد. مردم باید به حدى از رشد و آگاهى رسیده باشند که پذیراى حرکت اصلاحى و قیام بزرگ منجى عالم بشریت باشند

از میان چهار شرط یاد شده، دو شرط فراهم است و آن، طرح و برنامه و وجود رهبر است، اما آیا شرط سوم و چهارم نیز فراهم شده است؟ آیا یاران فداکارى که معرفت مناسبى داشته باشند، به مقدار کافى فراهم است؟ آیا مردم آمادگى پذیرش انقلاب او را پیدا کرده‌اند؟ بنابراین، آنچه باید اتفاق بیافتد، آن است که عموم مردم خواستار آمدن منجى آسمانى و رهایى از وضعیت موجود باشند.

وظایف یاران منتظر امام زمان(ع)

یاری امام زمان(عج) در این زمان به انجام صحیح وظایف خود در زمان غیبت است . وظیفه منتظر امام زمان(ع) این است که مانند یک منتظر واقعی زندگی کند. یک منتظر واقعی امام زمان باید رفتارش به گونه ای باشد که هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد

یعنی در هر لحظه که این خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد برای یاری امام زمان(عج) با مال و جان خویش جهاد نماید و خود را درراه آن حضرت فدا نماید. بنابراین یک منتظر واقعی اهل گناه و دلبستگی به دنیا نیست چرا که چنین کسی نمی تواند از وابستگی ها و دلبستگی ها و آلودگی ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد. :
1. شناخت امام زمان(ع) کسانیکه آن حضرت را نمی شناسند مانند کفار و یا اهل ادیان دیگر، هرگز انتظار او را نمی کشند اما کسانی که او را می شناسند و ارزش او را می شناسند و مقام او رامی دانند منتظر او می مانند. چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمود: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه؛ هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است (بحار الانوار ج32،ص331).
طبیعی است که هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بیشتر باشد انسان ارزش او را بیشتر درک خواهد کرد و به عظمت او بیشتر پی خواهد برد و بیشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. البته شناخت امام زمان دو گونه است

اول، شناخت تاریخی وجود آن حضرت مانند اینکه امام دوازدهم است و تاریخ ولادتش در چه سالی است و مانند آن. اما گونه دیگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانیت آن حضرت است که این شناخت کار هر کسی نیست و ظرفیت و لیاقت زیادی می خواهد. و در حقیقت اصحاب خاص امام زمان(ع) کسانی هستند که آن حضرت را به مقام نورانیت شناخته اند برای آگاهی از مقام عظیم امامت رجوع به زیارت جامعه کبیره و تأمل در معانی عمیق و عجیب آن توصیه می شود.
2. محبت به امام زمان(ع)؛ بدیهی است که تا انسان از میهمان خویش خوشش نیاید و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم که او رابشناسد نمی تواند واقعا منتظر آمدن او باشد پس تا محبت به امام زمان در وجود انسان شکل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمی تواند به وظایف منتظران واقعی عمل نماید. محبت به امام زمان وظیفه ای است که پیامبر اکرم(ص) نیز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا که در قرآن کریم می فرماید: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی (شوری23).
3. ایجاد سنخیت با امام زمان(ع)؛ منتظران واقعی وضعیت روحی و فکری و عملی خود با به گونه ای سامان می دهند که سنخیت کاملی با امام زمان(ع) داشته باشند. آیا می توان منتظر قدوم کسی بود و با او مشابهت و سنخیت نداشت؟ آیا می توان محبت کسی را داشت اما با او هیچ سنخیت و مشابهتی نداشت؟ ایجاد سنخیت با امام زمان از طریق تقویت ایمان و تقوا و فضایل اخلاقی و درجات معنوی حاصل می شود

و تنها در این صورت است که می توان ادعای محبت به امام زمان را داشت. در صورتی که انسان رفتارش مطابق میل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد کشید و عشق آن حضرت او را به فریاد خواهد آورد و دوری اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت. طبیعی است که هر چقدر این سنخیت بیشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بیشتر خواهد شد و محبت انسان نیز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
4. ارتباط با منتظران دیگر؛ منتظر امام زمان میداند که برنامه آن حضرت یک برنامه جهانی است و باید یاوران زیادی داشته باشد تا حرکتش پیروز شود. بنابراین به فکر گسترش یاران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و با ارتباط با آنها به تقویت روحیات ایمانی خود و دیگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا علی البرّ و التقوی به کمک مؤمنان منتظر دیگر خود را آماده ظهور حضرت بنماید.
5. دعا برای تسریع در ظهور امام زمان(ع)؛ منتظر واقعی هر لحظه انتظار محبوب را می کشد و از خدا می خواهد که هر چه زودتر او را برساند بنابراین دعای فراوان برای فرج آن حضرت از وظایف همیشگی منتظرآن حضرتش می باشد. دعای برای تسریع در فرج امام زمان مورد توصیه آن حضرت نیز می باشد.
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شکل های مختلف؛ اگر انسان منتظر محبوب خویش را نیابد سعی می کند عدم دوری محبوب خویش را از طریق دیگری مانند تلفن و نامه جبران نماید تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعیفی با او داشته باشد

همچنین منتظر امام زمان وقتی موفق به زیارت آن حضرت نمی شود از طریق خواندن دعای ندبه، زیارت آل یاسین، دعای عهد که از طرف بزرگان بسیار توصیه شده است، و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ می کند.
7. یاد فراوان حضرت؛ یاد کردن از محبوب عادت دیرینه منتظران عاشق است که چندی منتظر محبوب خویش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببینند و حال خود را لا اقل با یاد او و نام او آرام می کنند. به یاد آوردن امام عصر و عنایت او به شیعیان با ذکر احادیث، کرامات، مقام امام و عنایت امام به شیعیان وظیفه دیگری است که منتظران واقعی احساس می کنند و بدین طریق همواره نام و یاد آن حضرت را زنده نگه می دارند.
8. دادن صدقه برای سلامتی آن عزیز و یا حواله نمودن ثواب هایی برای آن حضرت
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افکنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودی آن حضرت در بین منتظران.
10. امیدواری بر قیام و انقلاب آن یوسف زهرا(س) و امید دادن به دیگران
11. ایجاد آمادگی دائم رزمی برای ظهور حضرت چنانکه در روایت آمده است لیعدن احدکم لخروج القائم و لو سهما؛ هر یک از شما برای قیام قائم(عج)باید آماده گردد هر چند با تهیه یک تیر باشد (بحارالانوار ج 52، ص 366، ح 146).
منتظران و یاوران مصلح جهانی باید خود
صالح باشند؛ بنابراین برای فراهم کردن زمینه ظهور حضرتشان، ما باید از خود آغاز کنیم و با اراده ای محکم، عزمی راسخ و برنامه ای دقیق به اصلاح افکار و اندیشه ها و نیز تغییر و اصلاح رفتار و کردارمان بپردازیم و با آگاهی از وظایف عملی و گسترش شناخت خود از مبانی دینی و معرفتی، در راه تقویت بنیه اعتقادی و اخلاقی خویش، تلاش و کوشش کنیم. و در یک جمله با اجتناب از معاصی، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظایف دینی

ـ در هر محیطی که هستیم ـ به خودسازی اقدام کنیم و با توبه از اعمال گذشته، قلب خویش را برای تجلّی نور الهی آماده سازیم. بنابراین گناهان گذشته ـ هر چند زیاد باشد ـ نمی تواند مانع مهمی در راه رشد و کمال و پیوستن به جرگه منتظران و یاوران واقعی امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعی، میتوان سیئات و بدیهای گذشته را به حسنه و نیکی تبدیل کرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدی(ع) و اصحاب ایشان میفرماید:
الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنکر؛ کسانی که اگر در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز را به پا داشته و زکات را [به مستحق [می بخشند و به معروف امر نموده و از منکر نهیمی کنند (حج41).

امام باقر(ع) در تفسیر این آیه می فرماید: این آیه برای آل محمد و مهدی(ع) و اصحاب او است. در نتیجه اگر ما هم می خواهیم از اصحاب و یاران آن حضرت باشیم، باید به این امور اهتمام ورزیم
1. ارتباط معنوی خود را با خدای متعال تقویت کنید؛
2. نمازهای یومیه را در اول وقت و حتی المقدور به جماعت بخوانید؛
3. سعی کنید در نماز حضور قلب داشته باشید و همیشه خود را در محضر خداوند متعال بدانید؛
4. از هر گونه گناه و معصیتی اجتناب کنید؛
5. حجاب، متانت و وقار خود را کاملاً رعایت کنید؛
6. بدانید که هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه و مورد بررسی قرار میگیرد؛
7. اکنون که در دوران تحصیل علم هستید، بیشترین توجه خود را به درس و موفقیت تحصیلی داشته باشید؛
8. با مطالعه کتاب هایی که درباره امام زمان(ع)، شناخت خود را در این زمینه تعمیق و گسترش بخشید؛
9. برای اصلاح اوضاع فرهنگی تلاش کنید

نظرات  (۲)

  • علی دلیلی
  • 09123459914
    02188536120
    http://daliliali.persianblog.ir/post/1078/
    ========================================
    نویسنده: علی دلیلی - یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٤

    مرکز پژوهش های قرآنی نور ولایت مبین

    تقدیم میکند ::

    توسعه نظریه تناسب لفظ و معنای قرآن و عترت

    آیا ممکن است در آیات و قصص قرآن کریم

    اشارات و کنایات

    بصورت نهان نگاری متنی به مفاهیم و موضوعات

    و حتی به 12 امام و 14 معصوم (ص/س/ع) 

    وجود داشته باشد !؟

     

    (نمونه آیه:) وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَةً  

    وَهَٰذَا کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِیًّا

     لِّیُنذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَىٰ لِلْمُحْسِنِینَ  ﴿الأحقاف: ١٢﴾

    و پیش از آن، کتاب موسی

    که پیشوا و رحمت بود (نشانه‌های آن را بیان کرده)،

     و این کتاب هماهنگ با نشانه‌های تورات است

     

    در حالی که به زبان عربی و فصیح و گویاست،  تا ظالمان را بیم دهد

    و برای نیکوکاران بشارتی باشد! (۴۶: ۱۲)

    نمایش روابط بین لفظ و ظاهر قران

    و معنا و باطن آن یعنی عترت و ولایت

    مبتنی بر ویژگیها (چینش، تشابه و شمارش کلمات،

    واژه ها، عبارات، آیات،... )

    بر اساس علم نهان نگاری متنی

    ( شاخه ایی از علم امنیت اطلاعات : استگانوگرافی )

    (( و با استفاده از نرم افزار ذکر و تنزیل –

    و مستقل از عقاید و نظریات فردی و گروهی ))

    امامت در قرآن کریم:

    امام، ائمه، وَلِیّ، مولا، نعمه ... و کلمات مرتبط

    بررسی برخی نمونه ها از واژه ها و کلمات قرآنی

    با استفاده از مفاهیم مرتبط

    و ارائه نتایج جستجوی آنها در قرآن کریم

    بر اساس قصص و اشارات قرآن

    (( آیا ممکن است

    حروف و/یا اسامی امامان و معصومین ص/ع

    در آیات پنهان سازی شده باشند !؟ ))

    1.    نتیجهٔ جستجو برای
    2.  «اِمام|اَئِمّه»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد 
    3.  جزئیات جستجو :: إِمَامًا أَئِمَّةَ لَبِإِمَامٍ ...

    4.         نتیجهٔ جستجو برای 
    5.  «رحمهٍ»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    6. جزئیات جستجو : رَحْمَةٍ بِرَحْمَةٍ رَّحْمَةٍ

    7.          نتیجهٔ جستجو برای 
    8. «رحمهٌ»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد.
    9.  جزئیات جستجو :: وَرَحْمَةٌ رَحْمَةٌ

    10.         نتیجهٔ جستجو برای 
    11.  «رحمةً»:۳۶ مورد در ۳۶ آیه یافت شد. 
    12. جزئیات جستجو : رَحْمَةً ... (36=3*12)

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    1.        نتیجهٔ جستجو برای 
    2. «"فی کتاب"»:  ۱۴ مورد در ۱۴ آیه یافت شد. 
    3.  جزئیات جستجو :: فِی کِتَابٍ فِی کِتَابِ فِی کِتَابٍ ۖ فِی کِتَابٍ ۚ

    4.          نتیجهٔ جستجو برای
    5.  «ب*رحمت»:  ۱۴ مورد در ۱۴ آیه یافت شد.
    6.  جزئیات جستجو  :: 
    7. بِرَحْمَتِهِ بِرَحْمَةٍ وَبِرَحْمَتِهِ بِرَحْمَتِکَ بِرَحْمَتِنَا بِالْمَرْحَمَةِ

    8.          نتیجهٔ جستجو برای
    9.  «لسان»:  ۱۵ مورد در ۱۴ آیه یافت شد. 
    10.  جزئیات جستجو :: لِسَانِ بِلِسَانِ لِّسَانُ لِسَانٌ لِسَانَ
    11.  بِلِسَانِکَ لِّسَانِی لِسَانِی بِلِسَانٍ لِسَانًا لِّسَانًا لِسَانَکَ وَلِسَانًا

    12.           نتیجهٔ جستجو برای 
    13. «صِدق»:  ۱۴ مورد در ۱۳ آیه یافت شد. 
    14. جزئیات جستجو  ::
    15.  صِدْقُهُمْ صِدْقًا صِدْقٍ صِدْقِهِمْ بِصِدْقِهِمْ بِالصِّدْقِ الصِّدْقِ

    16.          نتیجهٔ جستجو برای
    17.  «یُنذر»:  ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    18.  جزئیات جستجو  :: 
    19. وَیُنذِرُونَکُمْ لِیُنذِرَکُمْ وَلِیُنذِرُوا وَلِیُنذَرُوا لِّیُنذِرَ وَیُنذِرَ یُنذَرُونَ لِیُنذِرَ

    20.     نتیجهٔ جستجو برای
    21.  «بُشری»:  ۱۴ مورد در ۱۴ آیه یافت شد.
    22.  جزئیات جستجو  :: وَبُشْرَىٰ بُشْرَىٰ الْبُشْرَىٰ بِالْبُشْرَىٰ

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    1.    نتیجهٔ جستجو برای 
    2. «آتیناه"»:  ۱۴ مورد در ۱۴ آیه یافت شد.
    3.  جزئیات جستجو  :: وَآتَیْنَاهُ آتَیْنَاهُ

    4. نتیجهٔ جستجو برای 
    5. «الکتاب+موسی»:  ۲۹ مورد در ۱۴ آیه یافت شد.  
    6.  جزئیات جستجو  :: الْکِتَابَ الْکِتَابِ مُوسَى مُوسَىٰ

    نتیجهٔ جستجو برای

    «"*آتینا موسی"»:  ۱۴ مورد در ۱۴ آیه یافت شد. 

      جزئیات جستجو  ::

    آتَیْنَا مُوسَى ۚ وَآتَیْنَا مُوسَىٰ وَآتَیْنَا مُوسَى آتَیْنَا مُوسَىٰ

    1.  نتیجهٔ جستجو برای «سُنّت»:  ۱۴ مورد در ۹ آیه یافت شد.
    2.  جزئیات جستجو  :: سُنَّتُ سُنَّةُ سُنَّةَ لِسُنَّتِنَا لِسُنَّةِ سُنَّتَ لِسُنَّت  

    3.  نتیجهٔ جستجو برای  
    4. «"*الی یومِ القیامه"»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    5.  جزئیات جستجو ::

    إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ ۖ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ ۚ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ

    1.  نتیجهٔ جستجو برای 
    2.  «"*الی صراط مستقیم"»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    3.  جزئیات جستجو :: إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

    4.   نتیجهٔ جستجو برای 
    5. «"*هم المفلحون"»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    6. جزئیات جستجو :: هُمُ الْمُفْلِحُونَ 

    7.   نتیجهٔ جستجو برای 
    8.  «وَلِیُّ»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    9. جزئیات جستجو :: وَلِیُّ وَلِیُّهُ وَلِیُّهُمَا وَلِیُّکُمُ ...

    10.   نتیجهٔ جستجو برای
    11.  «مولا!بئس»: ۱۶ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    12. جزئیات جستجو :: مَوْلَانَا مَوْلَاکُمْ ...

    13.  نتیجهٔ جستجو برای 
    14.  «"*انعم* علی*"»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد.  
    15. جزئیات جستجو :: أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ أَنْعَمَهَا عَلَىٰ  
    16. أَنْعَمْنَا عَلَى أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَنْعَمْنَا عَلَیْهِ

    17.  نتیجهٔ جستجو برای
    18.  «نعمهٍ|نعمهٌ|نعمهً»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد.
    19.  جزئیات جستجو : بِنِعْمَةٍ ...

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    1.   نتیجهٔ جستجو برای 
    2. «"*خ*ت*ل*ف*(| *) فی*"»: ۱۴ مورد در ۱۲ آیه یافت شد.
    3.   جزئیات جستجو ::  اخْتَلَفُوا فِی اخْتَلَفُوا فِیهِ ۚ اخْتَلَفَ فِیهِ
    4.  اخْتَلَفُوا فِیهِ لَاخْتَلَفْتُمْ فِی فَاخْتُلِفَ فِیهِ ۚ یَخْتَلِفُونَ فِیهِ ...

    5.    نتیجهٔ جستجو برای
    6.  «اخ*ت*ل*ف"»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    7. جزئیات جستجو ::  وَاخْتِلَافِ ...

    8.  نتیجهٔ جستجو برای 
    9. «"*ما * فی* *خ*ت*ل*ف*"»:   ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد.
    10.  جزئیات    جستجو :: فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ فِیمَا کُنتُمْ 
    11. فِیهِ تَخْتَلِفُونَ بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ مَا کُنتُمْ فِیهِ ...

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    1.    نتیجهٔ جستجو برای
    2.  «ج*ع*ل+خ*ل*ف+
    3. مستخلف|خلائف|خلفاء|خلیفه|یخالفون|جاعل»:
    4.  ۳۸ مورد در ۱۲ آیه یافت شد. 
    5.  جزئیات جستجو :: 
    6. جَاعِلٌ أَتَجْعَلُ وَجَاعِلُ جَعَلَکُمْ جَعَلْنَاکُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ تَجْعَلُوا ...

    7.  نتیجهٔ جستجو برای
    8.  «حُجة|خلیفه|خلفاء»: ۱۲ مورد در ۱۲ آیه یافت شد.
    9.  جزئیات جستجو : 
    10.  خَلِیفَةً حُجَّةٌ حُجَّتُنَا الْحُجَّةُ خُلَفَاءَ حُجَّةَ حُجَّتُهُمْ حُجَّتَهُمْ

    11.  نتیجهٔ جستجو برای  
    12. «حاجّ!الحاج»: ۱۲ مورد در ۱۱ آیه یافت شد.  
    13.  جزئیات جستجو :: لِیُحَاجُّوکُم أَتُحَاجُّونَنَا حَاجَّ حَاجُّوکَ حَاجَّکَ تُحَاجُّونَ یُحَاجُّوکُمْ وَحَاجَّهُ أَتُحَاجُّونِّی یَتَحَاجُّونَ یُحَاجُّونَ

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    1.     نتیجهٔ جستجو برای
    2.  «ن*ت*ق*م»:۱۳ مورد در ۱۲ آیه یافت شد.
    3.  جزئیات جستجو :   انتِقَامٍ فَیَنتَقِمُ فَانتَقَمْنَا مُنتَقِمُونَ مُّنتَقِمُونَ انتَقَمْنَا

    4.   نتیجهٔ جستجو برای
    5.  «ن*ت*ظ*ر»:  ۱۴ مورد در ۷ آیه یافت شد.  
    6. جزئیات جستجو  :: انتَظِرُوا مُنتَظِرُونَ فَانتَظِرُوا الْمُنتَظِرِینَ یَنتَظِرُونَ وَانتَظِرُوا وَانتَظِرْ مُّنتَظِرُونَ یَنتَظِرُ

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    (( برای دیدن نتایج و نیز آیات کامل،

    میتوانید به نرم افزارهای گوناگون و یا  

    به سایت ذکر دات اُآرجی و یا به تنزیل دات نت مراجعه فرمایید ))

    وبلاگ پژوهشگر ارشد و مدیر عامل مرکز :

      http://daliliali.persianblog.ir

    >>> دلیلی عالی در وحدت باطنی و ظاهری قرآن و عترت <<<

    تماس با مرکز

    ( برای هر گونه پیشنهاد، نکته، نظر، نقد،

    همکاری، حمایت، ... ):

     09123459914 و 02188536120

    و daliliali@gmail.com

    با تشکر فراوان  از

    مجتمع آتیه مهر صدرا ( حامی مرکز ) 

    و از سایت / نرم افزار ذکر دات اُ آر جی و تنزیل دات نت

    ( برای جستجو و نتایج )

    تدوین، طراحی، تنظیم، تکثیر، توزیع ::  

    واحد نشر مرکز پژوهشهای قرآنی نور ولایت مبین

    ( بازنشر با ذکر منابع آزاد و موجب قدردانی فراوان است )

  • پیمان محمدی فرد
  • سلام خدمت شما؛
    وبلاگ خوب و مفیدی دارید.خسته نباشید.
    من وبلاگی در زمینه ترویج و انتشار معارف مهدوی راه اندازی کردم. اگر از وبلاگم بازدید کنید باعث افتخاره و میخواستم درخواست کنم اگر تمایل داشته باشید با هم تبادل لینک کنیم تا به این طریق باعث ترویج این معارف بشیم و افراد بیشتری بتونن از این مطالب بهره ببرن.
    با تشکر از توجه شما.
    اللهم عجل لولیک الفرج.
    http://mahdaviat-12.blog.ir

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">