تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

 جنین شناسی در قرآن

پیشگویی قرآن . اعجاز انگلیسی

 شق القمر.منظومه شمسی و طبیعت

قرآن از نگاهی دیگر . اعجاز

40 معجزه ی قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

40 معجزه قرآن

1- اتم و ذره

مردم تصور میکردند کوچکترین جزء ماده اتم است. علم جدید می گوید اتم نیز قابل تجزیه است. تصور او این بود که کوچکتر از ذرّه وجود ندارد. به هر حال، قرآن این محدودیت را رد میکند. وَ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَا تَأْتِینَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَ رَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ عَالِمِ الْغَیْبِ لَا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِکَ وَلَا أَکْبَرُ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ (سبا۳) کافران گفتند: قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد. بگو: آری به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد، خداوندی که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینی ذرّه ای در آسمان ها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکترین از آن و نه بزرگتر، مگر این که در کتابی آشکار ثبت است. این آیه به علم لایتناهی خدا، علم او بر همه چیز چه پیدا و چه پنهان، اشاره میکند. سپس فراتر می رود و می گوید: خدا از همه چیز، چه کوچکتر و چه بزرگتر از یک ذرّه آگاه است. بنابراین این آیه به وضوح امکان وجود چیزی کوچکتر از ذرّه را نیز نشان می دهد، حقیقتی که فقط علم جدید آن را کشف کرده است.

2- اثر انگشت

 أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ . بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ (3و4قیامت) آیا آدمی می‌پندارد که ما استخوانهایش را گرد نخواهیم آورد؟ آری، ما قادر هستیم که حتی سرانگشتهایش را درست گردانیم

این آیه اشاره به توانایی و قدرت خداوند در روز قیامت دارد و در پی اثبات امکان معاد با توجه به قدرت الهی می‌گوید که خداوند حتی سرانگشتان انسانها را نیز به حالت اول برمی‌گرداند

دلیل انتخاب لفظ «سرانگشتان» در این آیه، خود، جالب توجه است، چراکه امروزه معلوم گردیده که خطوط موجود در این عضو بدن یکی از پیچیده‌ترین و ظریف‌ترین عجایب خلقت است. این خطوط در افراد مختلف، متفاوت است و همین امر سبب ایجاد فن انگشت نگاری شده است.

2-2 اثر انگشت  ,بیماری دیابت:  اثر انگشت می تواند به عنوان پیشگویی کننده  خطر بیماری ها به کار رود. تفاوت های کوچکی که بین اثر انگشت شست و انگشت کوچک وجود دارد، با احتمال ابتلا به بیماری دیابت در طول زندگی ارتباط دارد

این درحالی است که اثر انگشت هر فرد در هفته هجدهم جنینی به وجود می آید که تقریبا در اواسط دوران بارداری طبیعی است و تمام اندام ها از جمله لوزالمعده نیز دراین زمان شکل می گیرند و ممکن است هر نوع اختلال در طول شکل گیری، بر روی اثر انگشت و اندام ها از جمله لوزالمعده نیز اثرگذار باشد و از این طریق اثر انگشت می تواند احتمال این را که فرد با افزایش سن دچار بیماری دیابت شود، بیان کند

و علاوه بر آن شیارهای انگشت شست و انگشت کوچک آنها نیز با کمک اثر انگشت ثبت شده روی کاغذ، شمارش شد. پژوهشگران با بررسی این اطلاعات متوجه شدند افراد با تحمل گلوکز طبیعی به طور متوسط بین دو انگشت 6 شیار تفاوت داشتند در حالی که افراد مبتلا به دیابت، بیشتر و در حدود 9 شیار تفاوت داشتند.

3- اعضاء بدن در قرآن

 بدن انسان اندام‌های گوناگونی دارد که خداوند در آفرینش تن آدمی آنها را تدبیر کرده و برای هر یک فواید و کارکردهایی ویژه نهاده است

مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: مغز (آل‌عمران 191؛ سبأ 46؛ ...)؛ انگشتان (بقره19)؛ خون (بقره30)؛ سرانگشتان (آل‌عمران119)؛ پوست (نساء56)؛ گردن (نساء92)؛ آرنج (مائده6)؛ دست و پا (مائده22)؛ بینی، چشم، گوش، دندان (مائده45 ؛ پیشانی‌ (توبه35)؛ سر (یوسف36)؛ دهان (رعد/ 14)؛ ریش (طه94)؛ اندام تناسلی (انبیاء91)؛ گوشت، استخوان (حج5)؛ قلب (قصص10؛ احزاب10)؛ حنجره (احزاب10)؛

دو طرف پیشانی (صافّات103) روده (محمد15) رگ گردن (ق16) شکم (نجم32) ترقوه (قیامت26)؛ ساق (قیامت 29)؛ صورت (مطففین 24)؛ زبان (بلد 6)؛ لب‌ها (بلد9) و... علاوه بر آن‌ها به برخی از دستگاه‌های بدن اشاره دارد مانند: رحم و مراحل جنین‌ شناسی (مومنون 12ـ14)؛ طریقه به دست آمدن شیر (نحل66)

 4- آفرینش جهان، انفجار بزرگ

 متخصصان فیزیک نجوم، آفرینش جهان را در قالب پدیده ای عامه پسند با عنوان انفجار بزرگ شرح داده اند. این باور را منجمان و متخصصان فیزیک نجومی در چند دهه تایید کرده اند. طبق نظریه انفجار بزرگ، جهان در آغاز، توده عظیمی (ابر اولیه) بوده و سپس انفجار بزرگی (انفصال ثانویه) که منجر به تشکیل کهکشان ها شده رخ داده است

و با تقسیم کهکشانها؛ ستاره ها، سیاره ها، خورشید، ماه و غیره به وجود آمدند. مبدأ جهان یکی است و احتمال وقوع تصادف صفر است. قرآن در رابطه با مبدأ جهان بیان میکند أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا (انبیاء۳۰) آیا کافران ندیدند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم

تجانس قابل توجهی بین آیه قرآن و انفجار بزرگ وجود دارد. دانشمندان میگویند قبل از تشکیل کهکشانها ، ماده سماوی در آغاز به شکل گاز بود. برای توصیف ماده اولیه سماوی، کلمه دود مناسب تر از گاز است. قرآن به این حالت جهان با کلمه «دخان» که به معنای دود است اشاره مینماید ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ فصلت۱۱

5- پوست جدید بر بدن

إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذاب نساء56

همانا کسانیکه به آیات ما کافر شدند را بزودی در آتش می اندازیم. هرچه پوست بدنشان برشته میشود، پوستی غیر از آن پوست اولیه را جایگزین آن میکنیم تا عذاب را بچشند

امروز با توجه به پیشرفت علم به معجزه بودن و اعجاز علمی و پزشکی این آیه پی می بریم در زیر پوست، عصب هایی قرار دارند که به محض رسیدن صدمه یا لطمه ای به پوست با ایجاد درد این خطر رو به انسان هشدار میدن و اگه این عصب ها به هر دلیلی از بین برن دیگه انسان درد رو احساس نمیکنه

پس برای اینکه درد رو همواره احساس کنه، خدا دوباره یه پوست جدید بر بدن اون میرویاند باشه

این معجزه ی قرآن در حدود1400 سال پیش ذکر شده و ما امروز تازه متوجه ی عظمت این آیه شدیم این آیه اشاره به مقوله ی عصب شناسی و پزشکی در متن قرآن دارد.

6- پوست و احساس درد

 پوست از هفته سوم تشکیل جنین، شروع به شکل‌گیری می‌کند و در هفته بیست و ششم کامل می‌گردد. 

آیه، سوزناک بودن عذاب جهنم را ترسیم می‌کند و احساس درد سوختگی را به پوست نسبت می‌دهد و می‌فرماید: در‌ جهنم پوست بدنشان را می‌سوزانیم این سوال مطرح است که چه‌ رابطه‌ای بین پوست بدن و سوختگی وجود دارد و چرا خداوند نفرمود گوشت بدن را می‌سوزانیم

قرآن در 14 قرن گذشته، پوست را مهم‌ترین عضو ناقل درد معرفی می‌کند و سوختگی را مهم‌ترین تحریک کننده اعصاب گرماگیر بدن که در پوست قرار دارد می‌داند. با توجه به عدم آگاهی مردم در آن زمان و در قرن‌های بعد به این مسأله علمی، می‌توان آن را از معجزات علمی قرآن نامید.

2-6 - تنفس پوستی

پوست وظایف مهمی دارد مانند:

دخالت در تنظیم درجه حرارت بدن و تنفس پوستی؛ جذب اکسیژن1% تا 9/1 و 7/2% دفع CO2 و ترشح مواد سمی خورده شده از راه غدد عرق ؛ خواص بیوشیمیایی؛ سنتز ویتامین D در اثر نور خورشید و... که همه آنها در فضای باز پوستی و زمانی است که اکسیژن به صورت آزاد جذب شود. (کلیات پزشکی/85)

نکته جالب این که خداوند در باره داستان اصحاب کهف و خواب بسیار طولانی آنان می‌فرماید وَ نُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَ ذَاتَ الشِّمَالِ (کهف18) و آنان را به سمت راست و سمت چپ مى‏گرداندیم

شاید یکی از حکمت‌های گرداندن اصحاب کهف به چپ و راست همین باشد، هرچند خواب طولانی آن‌ها از معجزات خدا و برخاسته از قدرت فرابشری است.

7- تأثیر «بسم‌الله‌الرحمن الرحیم» بر آب زمزم

مرکز پژوهشی «هادو» توکیو در تحقیقی جامع با استفاده از فن‌آوری نانو، تأثیر تلاوت آیه بسم ‌الله ‌الرحمن الرحیم بر آب زمزم را مورد بررسی‌ قرارداد

ماسارو ایموتو، رئیس مرکز پژوهشی«هادو» توکیو با بیان این‌که در این تحقیق به نتایج ارزنده و عجیبی دست‌ یافته‌اند، گفت: تلاوت آیه بسم‌ الله‌ الرحمن ‌الرحیم تأثیر عجیبی بر روی بلورهای آب زمزم دارد به طوری که هنگام تلاوت این آیه مبارک حباب‌های زیبایی بر روی آب تشکیل ‌می‌شود
وی اشاره کرد به این‌که آب زمزم ویژگی‌های خاصی دارد که تغییر در آن امکان ‌پذیر نیست این آب ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که در سایر آب‌ها یافت ‌نمی‌شود

با توجه به آزمایش‌ها و مطالعات زیادی که بر روی آب زمزم انجام‌‌ شد، این نتیجه به دست ‌آمد که اگر یک قطره از آب زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط ‌شود، بلورهای تشکیل ‌دهنده آن تغییر شکل‌ داده و خاصیت آب زمزم را پیدا می‌کنند.

8- تسخیر موجودات جهان براى انسان

 آیات فراوانى از قرآن بیانگر این است که خداوند موجودات جهان را مسخّر انسان قرار داده
1 خداوند نهر ها را مسخّر شما قرار داد؛ و سخّر لکم الا نهار 2 کشتى را ؛ و سخّر لکم الفلک 3  شب و روز را؛ و سخّر لکم اللّیل و النّهار 4 خورشید و ماه را؛ و سخّر لکم الشّمس و القمر 5  آنچه را در زمین است؛ الم تر انّ اللّه سخّر لکم ما فى الارض

از مجموع این آیات استفاده مى شود

اولا: انسان تکامل یافته ترین موجودات این جهان است، و از نظر جهان بینى اسلام آنقدر به او ارزش و مقام داده که همه ى موجودات دیگر را مسخر انسان ساخته.
ثانیا: روشن مى شود که تسخیر در این آیات به این معنا نیست که انسان همگى موجودات را تحت فرمان خود درآورد، بلکه همین اندازه که در مسیر منافع و خدمات رسانى به او حرکت مى کنند، فى المثل کرات آسمانى براى او نورافشانى مى کنند یا فوائد دیگرى دارند، در تسخیر او هستند

جهان هستى در خدمت انسان هو الّذى خلق لکم ما فى الا رض جمیعا براى تو آفریدم ، نه این که تو را براى هستى آفریدم

در آیات دیگرى نیز فرمود: تو را براى خودم آفریدم ؛ این معنا را گاهى به طور خاص فرمود، مانند این که به موسى ع گفت : و اصطنعتک لنفسى گاهى به طور عام ؛ و ما خلقت الجنّ و الا نس إلاّ لیعبدون

9- جنین شناسی

و لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ثُمَّ إِنَّکُمْ بَعْدَ ذَلِکَ لَمَیِّتُونَ ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تُبْعَثُونَ وهو الذى انشا لکم السمع والا بصار والا فئدة قلیلا ما تشکرون. و به یقین انسان را از عصاره‏اى از گل آفریدیم سپس او را [به صورت] نطفه‏اى در جایگاهى استوار قرار دادیم آنگاه نطفه را به صورت علقه در آوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است بعد از این [مراحل] قطعا خواهید مرد. آنگاه شما در روز رستاخیز برانگیخته خواهید شد

ساخته او با نظام هستى هماهنگ است
2- آفرینش انسان در چند مرحله انجام گرفته «
طین - نطفة - علقة و ...
3- با اینکه مادر انواع حرکت‏ها را دارد، ولى رحم او براى فرزند، جایگاهى مطمئن است
قرار مَکین 
4- تمام مراحل آفرینش، زیر نظر خداوند است «
خلقنا - کسونا - انشأنا» 
5 - ارزش انسان به روح اوست «
خلقاً آخر» 
6- خودشناسى، مقدّمه ‏ى خداشناسى است «
نطفة، علقة، مضغة - فتبارک اللّه احسن الخالقین»

10- حرکت خورشید

وَ الشَّمسٌ تَجرى لِمُستَقَرٍّلَها  یس38 خورشید همانطور که آیه توصیف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است. «مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن بدور خود است که هر27 تا 28 روز یک دور است و حرکت دیگر آن حرکت در مداری در کهکشان راه شیری اسـت که با سرعـت 900.000 کـیلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 یا 250 میلیون سال طول می دهد تا آن را طی کند و کل منظومه شمسی را نیز با خود دارد

بنابر محاسباتی که فعلاً وجود دارد خورشید تا کنون 18 دور در مدار خود دور زده . بنابر عـلم نجوم عصر پیامبر: زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات بدور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود.

11- حرکت زمین

الذی جعل لکم الارض مهدا (طه53) آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد. به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند

علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

12- خشکی ها از هم دور شده

 وَ الارضَ مَدَدناها حجر19 و خشکی ها را دور بردیم. خشکیهای زمین پس از شقه شقه شدن رفته رفته از هم دور شده اند. در ابتدا انسان متوجه انطباق خشکیها به هم شد و پس از بررسی  نتایج زیر بدست آمد:
سنگهای نواحی غربی اروپا و آفریقا با سنگهای نواحی شرقی آمریکا هم عمر و هم نوع بودند. و زمانی پیش هم بوده اند
با تصویر برداری نمودن از اعماق اقیانوس اطـلس یک خط سراسری در وسط اقیانوس کشف شد که مواد مذاب درون زمین را بیرون میریزد و اقیانوس را به دو قسمت تقسیم میکند و طرفین خود را از هم دور می کند
.

از زمین کم می شود : اَوَلم یَرّوا أنًّا نأتِىَ الارضَ نَنقُصُها من أطرافِها رعد41 آیا نمی بینند ما رفته رفته از زمین از اطراف آن کم می کنیم؟

13- رابطه غم و کوری

 قرآن هنگام داستان فراق حضرت یعقوب(ع) از یوسف(ع) اشاره می‌کند که از شدت ناراحتی و گریه، بینایی‌اش را از دست داد وَ تَوَلَّى‏ عَنْهُمْ وَ قَالَ یَا أَسَفَى‏ عَلَى ‏یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَینَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیم (یوسف84)

سفید شدن چشم به معنای سفید شدن سیاهی چشم و کوری و نابودی حس بینایی است، هر چند این کلمه گاه به کاهش توان بینایی نیز می‌آید، اما از آیه 93 همین سوره پیراهن مرا ببرید و به روی صورت پدرم بیندازید، بینا می‌شودمعلوم می‌شود سفیدی چشم به معنای کوری است (المیزان ،11/363)

از نظر علمی ثابت شده است که سفیدی مردمک چشم در اثر ایجاد تغییراتی در رگ‌های خونی چشم، به دلایل مختلف از جمله ناراحتی‌های روانی و عصبی، به وجود می‌آید. فشار خون بر اثر غم و اندوه بالا می‌رود و سبب سفیدی و کوری چشم می‌شود. (طب در قرآن63)

این اشاره‌های قرآنی به گوش و چشم از شگفتی‌ها و اعجاز علمی آیات پرده بر می‌دارد که می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) 17 مرتبه واژه «سمع» بر «بصر» مقدم شده است و رویان‌شناسان معتقدند دستگاه شنوایی جنین زودتر از بینایی او شکل می‌گیرد؛

ب) مفرد بودن «سمع» و جمع بودن «ابصار» به این معناست که در زمان واحد، حس شنوایی یک صدا را می‌شنود ولی حس بینایی چند شیء را می‌تواند مشاهده کند؛

ج) قرآن در بیان داستان حضرت یوسف(ع) ناراحتی و گریه را با سفیدی چشم و کوری در ارتباط می‌داند و این با یافته‌های چشم پزشکی مطابقت دارد.

14- زوجیت در گیاهان

 قرآن به اینکه گیاهان به صورت نر و ماده هستند اشاره می کند و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی طه 53 و از آسمان آبی فرو فرستادیم و بوسیلة آن جفت هایی از گیاهان گوناگون رویاندیم. فانبتنا فیها من کل زوج کریم سوره لقمان . در سال 1731میلادی ، دانشمند سوئدی «کارل لینه» نظریه خود را مبنی بر وجود زوجیت در بین گیاهان اعلام کرد ، قرآن یک کتاب علمی نیست که هدف از آن تبیین علوم مختلف باشد، ولی در راستای تأمین اصلی‌ترین هدف خود، یعنی هدایت انسانها، در مواردی نکاتی را یاد‌آور شده است که حکایت از عظمت منبع وحی و اعجاز قرآن کریم دارد.

15- شق القمر

 جمعى از سران قریش و مشرکان مانند ابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود بنزد رسول خدا(ص)آمده و گفتند: اگر در ادعاى نبوت خود راستگو و صادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا(ص) بدانها گفت: اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟ گفتند:آرى،

آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوه‏ حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم‏ چسبید و همانند اول گردید

رسول خدا(ص) دوبار فرمود: اشهدوا، اشهدوا یعنى گواه باشید و بنگرید! مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرت ‏ایمان آورند گفتند! سحرنا محمد محمد ما را جادو کرد، و یا آنکه گفتند: سحر القمر، سحر القمر ماه را جادو کرد! برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاى‏ دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید

و چون از مسافران‏ و مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیم‏ شدن ماه بیان داشتند

سازمان فضانوردی ناسا به پدیده دو نیمه شدن کره ی ماه و سپس پیوند خوردن این دو قسمت به یکدیگر پی برد.

سفینه ی فضایی آمریکایی ” کلمنتاین” که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیمه ی متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. این پدیده را متعلق به ۱۴۰۰ سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اسلام (ص) به نام ” شق القمر” است

16- آیات و علم روز «صلب» و «ترائب»

فَلْیَنظُرِ الْانسَانُ مِمَّ خُلِقَ* خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ* یخَْرُجُ مِن بَینْ‏ِ الصُّلْبِ وَ الترََّائبِ (الطارق5،6،7) انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده ‏ * از آب جهنده خلق شده ‏* همان آبى که از میان کمر و استخوان‌هاى سینه (یا جلو) بیرون مى ‏آید

در این آیه سخن از این که نطفه‌ی مرد پس از ورود به رحم زن با چه ترکیب می‌شود و «اوول» در زن از کجا تشکیل شده یا خارج می‌شود نیامده ، بلکه سخن فقط راجع به «منی» مرد است که از آن به عنوان «آب جهنده» نام برده شده و بیان شده که این آب، (یخرج) از «صلب» و «ترائب» خارج می‌شود. چرا که اوول در زن «دافق جهنده» نیست

در مورد نقش مشترک زن و مرد در به وجود آمدن فرزند، در آیات دیگری بحث شده. «صلب»،‌ به معنای چیزی سخت و شدید و در آناتومی بدن نیز به استخوان‌های پشت گفته می‌شود که از پس گردن تا آخر ران و کمر ادامه دارد. «بین صلب» همان نخاع و آب نخاع که مرکز اعصاب کل بدن بوده و محل عبور اجزای منی است تا در انتها به شکل نهایی «منی» درآید. «ترائب» نیز از ریشه‌ی تراب است و به معنای دو چیز مساوی در بدن به کار می‌رود. لذا بین دو سینه، بین نخاع و سینه و هم چنین بین دو استخوان ران (محل آلت تناسلی) نیز تراب نامیده می‌شود.

17- طی الارض

 طی الارض از نظر عقلی ممکن است؟ طی الارض بدین معناست که یک نفر بدون استفاده از وسیله مادی، فاصله زیادی را در یک لحظه طی کند. این کار در مورد معصومین (ع) و حتی در مورد خیلی از عرفا نقل شده

امیرمؤمنان(ع) هنگام وفات سلمان، در یک شب از مدینه با طىّ الارض به مدائن (با این که فاصله مدینه تا مدائن بیش از صد فرسخ مى باشد) آمد و سلمان فارسى را در مدائن غسل داد و دفن کرد و تا صبح به مدینه برگشت! (سلمان فارسی استاندار مداین، ص404) در قرآن نیز مطالبى هست که همه آنها روى همین اساس (قدرت خداوند) مورد قبول ماست، مثلا پیش از آن که بلقیس (ملکه سبا) وارد محضر سلیمان (ع) گردد، سلیمان (ع) براى آن که اعجازى را به او نشان دهد و دل وى را بر طرف خدا جلب کند، به حضّار بارگاه خود فرمود: اى بزرگان! کدام یک از شما تخت او را براى من مى آورد پیش از آن که به حال تسلیم نزد من آیند؟ عفریتى از جن گفت: من آن را نزد تو مى آورم پیش از آن که از مجلست برخیزى و من نسبت به این امر توانا و امینم! (امّا) کسى که دانشى از کتاب (آسمانى) داشت گفت: پیش از آن که چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد، و هنگامى که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: این از فضل پروردگار من است... (نمل38 تا402) اصولا در تحلیل معجزات و کرامات، نباید مقیاس هاى مادّى و امکانات محدود بشر را در نظر گرفت، اعجاز، امرى خارق العاده است و از قدرت نامحدود پروردگار سرچشمه مى گیرد. (ناصر مکارم شیرازی) مرحوم علامه طباطبایی(ره): حقیقت طی الارض، پیچیدن زمین در زیر گام رونده است. با یک اراده الهیه کن، یکون می گردد. بدون پیمون ذرات جسم با حرکت جوهری و یا سلسله مراتب علت و معلولی طبیعی. یعنی جسم اول در آن زمان و در آن مکان و با آن مشخصات جسم ثانی می گردد.

18- عمل لقاح توسط باد وگرده افشانی

 سابقه کشف اینکه هر موجود زنده در اثر تلفیق دو سلول مختلف نر و ماده به وجود می‌آید، به بیش از چند صد سال نمی‌رسد. پس از کشف‌های علمی جدید و اختراع میکروسکوپ بود که بشر دانست تولید مثل در گیاهان نیز، براثر تلقیح ذرات بسیار ریز صورت می‌گیرد، که عامل انتقال این ذرات و گرده‌های گیاهی حشرات و باد می‌‌باشد

قرآن قرنها قبل این کشفیات اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم (7 شعراء) آیا به زمین ننگریسته‌اند که چقدر از هرگونه گیاهان نیکو در آن رویانیده‌ایم

خداوند همچنین علاوه بر بیان زوجیت در عالم نباتات، عامل لقاح را نیز در 22 حجر بیان می‌کند وَ أَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَ مَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ و بادهای بارورکننده را فرستادیم و از آسمان آبی نازل کردیم پس شما را بدان سیراب نمودیم و شما خزانه‏دار آن نیستید . در تمام مراحل تبخیر آبهای سطحی و حرکت دادن بخارات آب و تشکیل و جابجایی ابرها و بارور کردن ابرها ، باد نقش اساسی را ایفا می‌کند.  

19- غریزه یا اختیار

سخن اینجاست که ایا عمل زنبور عسل، غریزى است و شعورى در کارش وجود ندارد؛ مانند سوزاندن آتش و غرق کردن آب و یا روى اختیار و شناخت است؟ دقت در حالات و اعمال زنبور عسل، حفاطت، از کندو، کشتن بى ثمرها، راندن آنانکه در روى گلهاى بد بو نشسته اند، حفاظت از ملکه، جفت گیرى و... حکایت از اختیار و شعور آن حشره دارد. در سوره فیل که لشکر ابرهه توسط پرندگان ، سنگباران شده و متلاشى گردید مى خوانیم و ارسل علیهم طیرا ابابیل ترمیهم بحجارة من سجیل فجعلهم کعصف ماکول . آیا آن پرندگان به طور غریزى آن کار را مى کردند و یا در کار خود شعور داشتند، حمل این عمل بر غریزه از برداشتن کوهها، سختر است . قهرا آنها شعور و هوش داشته اند. و در جایى مشغول زندگى خود بوده اند که خداوند دستور داده و آنها نیز به طور درک و فهم ، لشکریان ابرهه را سنگباران کرده اند. درباره حضرت داوود ع و هم آواز شدن کوهها و پرندگان با او، سه مورد در قرآن مجید آمده است که به هر کدام آنها اشاره مى کنیم :
1-
و اذکر عبدنا داود ذا الاید. انا سخرنا معه یسبحن بالعشى و الاشراق و الطیر محشورة کل له اواب یاد آور بنده ما داوود را که نیرومند و بسیار متوجه به خدا بود. ما کوهها را مسخر کردیم که صبح و عصر با او خدا را تسبیح مى کردند. پرندگان را دسته جمعى ، مسخر کردیم که همه باو همصدا بوده و جواب مى داند.
2-
و لقد اتینا داود منا فضلا یا جبال او بى معه و الطیر و النا له الحدید. به داود از جانب خود فضیلت دادیم . و گفتیم : اى کوهها! با او همصدا شوید. و پرندگان را مسخر کردیم که با او همصدا شوند. و آهن را براى او نرم کردیم. المیزان از مرحوم صدوق در کمال الدین از امام صادق ع نقل کرده است که : و کان اذا قرء الزبور لا یبقى و لا حجر و لا الا اجابه . وقتى که داوود زبور را مى خواند کوهى و سنگى و پرنده اى نمى ماند مگر آنکه با او همصدا مى شدند.
3-
و سخرنا مع داود الجبال یسبحن و الطیر و کنا فاعلین کوهها و پرندگان را رام کردیم مه با داود، خدا را تسبیح مى کردند و ما فاعل این کار بودیم. ناگفته نماند که : تسبیح کوهها از موضوع عنوان ما خارج است . و باید مستقلا بحث شود. ولى آیات در همصدا شدن پرندگان با داوود ع صریح مى باشند. بنابر آنچه گذشت و تسبیح آنها همه از روى شعور و مصداق (کل قد علم صلوته و تسبیحه) مى باشد.
تسبح له السموات السبع و الارض و من فیهن و ان من شى ء الایسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم انه کان حلیما غفورا
هفت آسمان و زمین و آنچه در آنهاست ، خدا را تسبیح مى گویند، و هیچ چیزى نیست مگر آنکه خدا را تسبیح مى کند. ولیکن شما
تسبیح آنها را نمى فهمید. خداوند حلیم و آمرزنده است ناگفته نماند که : تسبیح آنها مساءله علت و معلول نیست ؛ مانند دلالت یک صنعت یه مهارت صنعتگر؛ زیرا ما آن را مى فهمیم . و اینک فرموده و لکن لا تفقهون تسبیحم نشان مى دهد که آن تسبیح براى ما شناخته نیست . و لفظ: و ان من شى ء نکرده در سیاق نفى و مفید عموم است . و مضمونش آن است که همه اشیاء نسبت به خداوند شعور دارند. و خدا را مى شناسند و او را دانسته ، تسبیح مى گویند. آیه شریفه در حد خود بسیار عجیب و قابل دقت است .

20- فاصله ستارگان

فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ  وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ (واقعه75-77) به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم. سوگندی که وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود که این قرآن، قرآن پر باری است

فواصل میان ستارگان سرسام آور است روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست

فاصله گرفتن سیارات و زمین از همدیگر

اَوَلم یَرَ الَّذینَ کَفرَوُا اَنَّ السَّمواتِ وَ الارضَ کانَتا رَتقاً فَفَتَقناهُما (انبیاء30) اَللهُ الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها (رعد2) وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ المیزانَ (رحمن7) آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومه شمسی در آغاز “بهم چسبیده” بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم؟ خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن (در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود.

میان سیارات تعادل وجود دارد: عـلـتِ کشیده نشدن سیارات بطرف همدیگر و یا هل ندادن همدیگر وجود نیروی جذب و دفع متعادل میان آنها است. مثلاً خورشید زمین را بـطرف خود می کشد و زمین در حرکت خود دور خورشید که رو به دور شدن از از خورشـیـد است خود را از خورشید دفع می کند (که به آن نیروی گریز از مرکز گفته می شود).

21- فشار هوا,  نبود اکسیژن در آسمان

 فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ (انعام125) پس هرکس را که خدا بخواهد هدایتش کند سینه اش را برای اسلام میگشاید و هرکس را که (خدا) بخواهد گمراهش کند، سینه اش را تنگ میکند همانند کسیکه به آسمان بالا می رود

شاید اون موقعی که این آیه نازل شد کسی معنیش رو نمیفهمید که جمله ی «کسیکه میخواهد به آسمون بالا بره» یعنی چی؟

اما با پیشرفت علم، دانشمندان فهمیدند که هرچی انسان از زمین فاصله بگیره و بالا بره فشار هوا کمتر شده و در نتیجه انسان دچار تنگی نفس شده و درنتیجه خفه شده و از بین خواهد رفت

و این یکی از معجزات بزرگ قرآن هست که بر مبنای این معجزه ، برای هواپیماهای جنگنده ،ماسک های اکسیژن قرار میدن.

 -22 نیاز انسان به اکسیژن

 یکی از مسائلی را که قرآن در قالب تشبیه آن را بیان کرده است «نبود اکسیژن در آسمان» است. در آیه فوق تشبیه لطیفی به کار رفته است. این سوال مطرح است که چرا خدا تنگی سینه را به کسی که به سوی آسمان می‌رود، تشبیه کرد؟ و آسمان چه ویژگی‌ای دارد که به تنگی سینه و نفس می‌انجامد؟

بافت‌های زنده بدن برای تداوم حیات به یک منبع انرژی نیاز دارند و آن محصول سوخت قند و نشاسته (چربی یا پروتئین) یعنی آمیخته شدن سوخت با اکسیژن است

این نیاز به گونه‌ای است که انسان در شبانه ‌روز 11 متر مکعب یعنی 14 کیلوگرم هوا لازم دارد

نتیجه: نبود اکسیژن در آسمان در قرون اخیر کشف شد، اما قرآن چهارده قرن پیش در قالب تشبیه به آن اشاره کرده و این از معجزات قرآن است

23- قرآن و آفرینش

 بشر باید بداند وجود او که قطعآ از نظر کرامت و حیثیت و عظمت، شایستگی برتری بر همه جهان کیهانی دارد، آفرینشش لغو و عبث و بیهوده نیست وَ مَا خَلَقنَا السَّمَاءَ وَ الاَرضَ وَ مَا بَینَهُمَا لاَعِبِین (انبیاء16) ما آسمان و زمین و بین آن ها را برای بازیگری نیافریدیم

وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلاَّ لِیعبُدُون (ذاریات56) و من نیافریدم جن و انس را، مگر این که مرا عبادت کنند

بدیهی است که معنای عبادت، چیزی جز قرار گرفتن در جاذبه کمال الهی نیست. هم چنین، این که خداوند نیازی به عبادت ما ندارد، به هیچ گونه استدلال احتیاجی ندارد، زیرا قضیه بدیهی تر از آن است که بر انسان عاقل پوشیده بماند

مجموع این آیات با اشکال گوناگون دستور میدهد که انسانها باید موقعیت خود را در این دنیای معنادار درک نموده و مطابق این درک، مطیع دستورات عقل و وجدان درونی و انبیای الهی که عقل و وجدان برونی هستند، باشند. همه احکام مربوط به این بعد انسانی نیز ثابت و اولیه محسوب می شوند.

24- کارآیی آهن از سایر فلزات

 وَ أَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ  (حدید25) و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم

تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد

تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است

این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

25- کرویت و حرکت وضعی زمین

حدود چهار قرن پیش گالیله، یکی از بزرگترین منجمین و دانشمندان اروپا، به جرم اینکه زمین را متحرک خوانده بود، محکوم به مرگ شد. قرآن در آیه15 ملک زمین را به «ذلول» تشبیه می‌کند. ذلول به معنای شتر رامی است که همواره حرکت می‌کند و سوارش را نمی‌آزارد

در آیه53 طه و آیه 6 نباء آنرا به گهواره تشبیه می‌کند. روشن است که خصوصیت اصلی گهواره حرکت تؤام با آرامش آن است. قرآن علاوه بر این در آیات 38 تا 40 یس خورشید و ماه را نیز متحرک می‌داند. والشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم والقمر قدرنه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ولا اللیل سابق النهار وکل فی فلک یسبحون».

(و خورشید بسوی قرار گاه خویش روان است. این فرمان خدای پیروزمند و دانا است. برای ماه منزل‌هایی مقدر کردیم تا همانند شاخه خشک خرما، باریک شود (تشبیهی است برای قمر شبهای آخر ماه) خورشید را نسزد که به ماه رسد و شب را نسزدکه بر روز پیشیگیرد و هر یک در مداری شناورند.)

فلا اقسم برب المشارق والمغارب انا لقادرون (آیه 40 معارج) (پس سوگند به پروردگار همه مشرقها و مغربها که ما تواناییم.) این آیه اشاره صریح به کروی بودن زمین دارد؛ چرا که تعدد مشرق و مغرب، در نتیجه کرویت وحرکت وضعی زمین است. زیرا هر نقطه برای گروهی مشرق و برای گروهی دیگر مغرب می باشد. در قرن هجدهم میلادی نظریه کروی بودن زمین مطرح شد، اما قبل از آن زمین را مسطح یا مخروطی می پنداشتند.

26- اعضای:  گوش و چشم

  حس شنوایی و بینایی، دو رکن اساسی معرفت و تفکر است. سخن گفتن بر مبنای شنیدن و تصور اشیاء بر اساس مشاهده است، لذا گوش و چشم اهمیت ویژه‌ای برای بدن دارند. قرآن کریم نوزده مرتبه به مسأله شنیدن و دیدن اشاره دارد

در بعضی از این آیات، پس از مراحل اولیه نطفه، به سمع و بصر اشاره می‌کند إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعاً بَصِیراً در حقیقت، ما انسان را از آب اندک سیّال مخلوط آفریدیم، در حالى که او را مى‏آزماییم و او را شنوا و بینا قرار دادیم (انسان2)

در بعضی از آیات این دو را پس از مرحله دمیدن روح ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ آنگاه او را درست‏اندام کرد و از روح خویش در او دمید و براى شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اندک سپاس مى‏گزارید (سجده9)

و در آیه ای، بعد از تولد بیان می‌کند وَ اللّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَ جَعَلَ لَکُمُ الْسَّمْعَ وَ الأَبْصَارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ و خدا شما را از شکم مادرانتان در حالى که چیزى نمى‏دانستید بیرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد که سپاسگزارى کنید (نحل78)

گاهی هم شنیدن و دیدن را به صورت مطلق می‌آورد، مانند وَ هُوَ الَّذِی أَنشَأَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ و اوست آن کس که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد چه اندک سپاسگزارید (مؤمنون78) و (احقاف26)

قرآن از میان تمام حواس به گوش، چشم و فؤادِ به معنای خرد و عقل تکیه دارد، چون گوش و چشم مهم‌ترین حس ظاهری انسان است که رابطه نیرومندی میان او و جهان خارج برقرار می‌سازد

گوش صداها را درک می‌کند و تعلیم و تربیت به وسیله آن انجام می‌گیرد. چشم وسیله دیدن جهان خارج و صحنه‌های مختلف عالم است و نیروی خرد مهم‌ترین حس باطنی است و اگر از آدمی گرفته شود، ارزش او تا حد یک مشت سنگ و خاک سقوط می‌کند (مکارم شیرازی،  تفسیر نمونه، 17/129ـ 128).

پیدایش اولیه چشم و گوش به اعتقاد دانشمندان رویان‌شناسی، نخستین نشانه رشد گوش را می‌توان در یک رویان تقریباً بیست و دو روزه به صورت ضخیم‌ شدن اکتودرم سطحی در هر طرف رومبانسفال پیدا کرد و در هفته چهارم گوش داخلی از اکتودرم سطحی جدا می‌گردد (لانگمن، توماس، رویان‌شناسی/382 ـ 393). نکته جالب این‌که واژه سمع در قرآن مفرد، ولی واژه ابصار جمع آمده است، یعنی در آن واحد گوش انسان یک شنوایی دارد ولی چشم می‌تواند در یک لحظه چند چیز را ببیند. تکیه بر این سه موضوع (گوش و چشم و عقل) به خاطر آن است که ابزار اصلى شناخت انسان این سـه مـى باشد, مسائل حسى را غالبا از طریق چشم و گوش درک مى کند و مسائل غیرحسى به نیروى عقل

27-   معراج از دیدگاه قرآن

معراج پیامبر (ص) از مسائل اساسی و اعتقادی و نشانه‌ی بزرگ الهی است که بلندی مقام رسول خدا را نشان می‌دهد که از دیدگاه‌های مختلف از قبیل قرآن، محدثین، و از نظر علمی به اثبات رسیده است و هدف معراج برای همگان روشن گردد.
مقدمه رسول اکرم (ص) همچون دیگران دارای جسم و روح بوده‌اند و در زمان نبوتشان با همین جسم و روح به ملکوت آسمان‌ها سیر داده شدند که آیات قرآن تصدیق این مطلب را نموده و در همان عصر پیغمبر(ص) سر و صدای زیادی در میان عده‌ای بوجود آمد و حتی وقتی پیامبر(ص) ماجرای معراج را برای مردم شرح داد دشمنان به شدت در مقام انکار برآمدند و آنرا وسیله‌ای برای کوبیدن اسلام قرار دادند و امروز نیز اینچنین با شبهه ‌اندازی‌ها، معراج پیامبر را زیر سوال می‌برند. معراج مسئله‌ای نبوده که منکران در آن خدشه‌ای وارد ننمایند بلکه درصدد بوده‌اند تا آنرا غیر واقعی جلوه دهند. آری معراج مکتب عقیدتی در اسلام است که اگر کسی آن را انکار نماید از جرگه مسلمانی خارج می‌شود.

    برای معراج پیامبر اکرم (ص) دو مقطع از سیر وجود دارد: یکی سیر زمینی و دیگری سیر آسمانی. سیر زمینی که از مسجد‌الحرام تا بیت‌المقدس می‌باشد که این خود نیز دو مقطع از سیر را داراست: یکی سیر پیامبر اکرم از مسجد‌ الأقصی تا سدرة ‌المنتهی که به وسیله براق صورت گرفت؛ و دیگری سیر از سدرة المنتهی تا قرب قاب قوسین أو أدنی که به وسیله‌ی مرکبی دیگر به نام رفرف تحقق یافت.
آنچه مربوط به سیر زمینی می‌باشد را خداوند در اولین آیه از سوره‌ی
اسراء بیان کرده و آنچه مربوط به سیر آسمانی می‌باشد در سوره‌ی نجم بدان اشاره شده.

                                                            28- مفاهیم طبی در قرآن

1) شفاء واژه «شفاء» بکسر (ش) بمعنى صحّت و سلامت است. (لسان‌العرب، قاموس ‏4/59) در مفردات نیز آمده الشفاء من المرض (راغب اصفهانی، مفردات) شفاء، یعنی رسیدن به کنار سلامتى. واژه شفاء شش مرتبه در قرآن مطرح شده که در برخی از آیات به بعد روحی اشاره دارد وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ (یونس57) ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ (اسراء82) هُدىً وَ شِفاءٌ (فصلت44) وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ (توبه14) و در برخی دیگر از آیات به شفاء جسمی نظر دارد فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ (نحل69) وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفینِ (شعراء80).

2) مرض واژه مَرَض یا بیمارى، یعنی خارج شدن حالت مزاج انسان از اعتدال که ویژه انسان است. (راغب اصفهانی، مفردات، لسان العرب) و بیش از 23 مرتبه در قرآن تکرار شده . بیمارى یا مرض دو گونه است: یکی بیمارى جسمى می باشد، چنان که در 10 آیه به بیماری جسمی اشاره دارد (بقره184،185،196؛ نساء43،102؛ مائده6؛نور61؛ مزمل20). این واژه در آیات زیر برای بیماری جسمی به کار رفته وَ لا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ‏ (فتح17) و وَ لا عَلَى الْمَرْضى (توبه91). استعمال دیگر این کلمه در بیماری‌هایى مانند: رذیلت و هرزگى، نادانى، ترس، بخل و حسد، نفاق و دورویى و... است که از صفات اخلاقى مذموم می‌باشند، فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً (بقره10) أَفِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا (نور50 توبه125).

واژه سقیم نیز به معنای بیماری‌ای که در بدن مستقر شده (التحقیق، واژه سقم و راغب‌اصفهانی، ‌مفردات، همان) استعمال می‌شود و اکثراً درباره بیماری جسمی و حاد به کار می‌رود که در قرآن دو مرتبه ذکر است فَقالَ إِنِّی سَقیمٌ (صافات89) فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَهُوَ سَقیمٌ (صافات145).

3) درد در قرآن واژه «الیم» که به معنای درد شدّید است به مفهوم درد در قیامت اشاره شده است. (راغب، مفردات، ذیل واژه الم) لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ (بقره104) صفت مشبهه است مثل شریف که دلالت بر دوام و ثبوت دارد، چرا که عذاب اخروى با این واژه توصیف شده است، پس عذاب الیم یعنى عذاب دردناک دائم. این کلمه 72 بار در قرآن آمده است.

29- نفوذ در آسمان ها در سوره رحمن

  یَا مَعْشَرَ الجْنّ‏ِ وَ الْانسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُواْ مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَ الارْضِ فَانفُذُواْ  لا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ رحمن33 اى گروه جنّ و انس! اگر مى ‏توانید از مرزهاى آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید، ولى هرگز نمى ‏توانید، مگر با نیرویى (فوق العاده)! احتمال، منظور از سلطان در آیه شریفه، علمی است که با آن فضاپیماها ساخته می شود و انسان می تواند به کرات دیگر سفر کند. اما احتمال دیگر این است که آیه ناظر به قیامت باشد که انسان راه فراری از حسابرسی الهی ندارد: «در تعقیب آیه گذشته که از مساله حساب دقیق الهى سخن مى‏گفت باز جن و انس را مخاطب ساخته مى‏ گوید:" اى جمعیت جن و انس! هر گاه به راستى مى‏ خواهید از مجازات و کیفر الهى برکنار مانید اگر مى ‏توانید از مرزهاى آسمانها و زمین بگذرید، و از حیطه قدرت او خارج شوید، ولى هرگز قادر بر این کار نیستید مگر با نیرویى الهى، و چنین نیروى الهى نیز در اختیار شما نیست"  آیه شریفه پیشگویى از این آینده است که روزى بشر قدرت نفوذ علمى پیدا مى ‏کند، و به اقطار آسمانها دست‏ مى‏ یابد

30-  مراحل آفرینش انسان

1. آفرینش انسان از خاک  قرآن در بعضی از آیات، آفرینش حضرت آدم(ع) را از خاک و در بعضی دیگر خلقت تمام بشر را از خاک می‌داند. در آیه 6 سجده وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طینٍ‏؛ آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد. هم‌چنین در آیات دیگر خلقت تمام انسان‌ها را از خاک می‌داند وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طینٍ ؛ (مومنون12؛ حج5؛ غافر67) و به یقین انسان را از چکیده‌ای از گل آفریدیم، اما در آیه 59 از آل‌عمران، به آفرینش حضرت آدم(ع) از خاک اشاره دارد، نه همه انسان‌ها. در بعضی از آیات از آفرینش انسان با تراب إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ (حج5)،(غافر67) و در برخی دیگر از واژه طین یاد شده است. طین به معنی «خاک آمیخته با آب، یا خاک مرطوب»‌ است. از آیه‌ إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طینٍ لازِبٍ (صافات11) ما آن‌ها را از گل چسبنده آفریدیم استفاده می‌شود که «طین» آمیخته‌ای از آب و گل است که حالت چسبندگی دارد.       

2 . آفرینش انسان از آب

یکی از مطالب شگفت ‌انگیز قرآن این است که آفرینش موجودات زنده حتی انسان را از «آب» می‌داند. آب در بعضی از آیات به صورت مطلق آمده است مانند و جعلنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ (انبیاء30؛ نور45) و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم و در بعضی دیگر به آفرینش انسان از مطلق آب اشاره می‌کند، مانند وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً (فرقان54)؛ و اوست کسی که از آب بشری آفرید و او را نسبی و دامادی قرار داد. در آیات دیگر به آب با ویژگی مخصوص اشاره شده است، مانند مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ (سجده8؛ مرسلات20) از چکیده آب پست خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ (طارق6)؛ 

3. نطفه؛ منشاء پیدایش انسان

قرآن در تبیین مراحل آفرینش انسان، نطفه را یکی از عوامل خلقت می‌داند. با توجه به کتاب‌های لغت و کاربرد نطفه در روایات (نهج‌البلاغه خ59) و عرف مردم، به نظر می‌رسد نطفه به معنای چکیده آب کم و عصاره وجود انسان می‌باشد و شامل زن و مرد می‌باشد. نطفه ترکیبی از نطفه مرد (اسپرم)، با نطفه زن (اوول) است. اسپرم‌ها، کرمک‌هایی بسیار کوچک و ذره‌بینی‌اند که در هر مرتبه انزال 2 تا 500 میلیون اسپرم وجود دارد. (تفسیرنمونه، 25/334) واژه نطفه با الف و لام یک مرتبه ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَة (مؤمنون14) و بدون الف و لام 11 مرتبه در قرآن آمده است. از این موارد بعضی به مطلق نطفه، (نحل4؛ حج5)اشاره دارند و به همین مضمون است (غافر67؛ کهف37) برخی آیات هم به مخلوط نطفه زن و مرد ـ امشاج؛ آمیخته ـ دلالت دارند مثل: (انسان2).

 نتیجه: با توجه به معنای لغوی نطفه ـ عصاره و چکیده ـ و از طرف دیگر اثبات علمی این نکته که صفات پدر و مادر به صورت فشرده و عصاره از نطفه منتقل می‌شود، می‌توان برداشت اعجاز از آیات الهی کرد.

4. آفرینش انسان از منی

بعضی دیگر از آیات قرآن، منشاء آفرینش انسان را «منی» می دانند، مانند وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنْثى‏ مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى (نجم46ـ45؛ واقعه59 ـ 58 و قیامت37) و هم اوست که دو نوع می‌آفریند: نر و ماده از نطفه‌ای چون فرو ریخته شود. «منی» به معنی «تقدیر و اندازه‌گیری» است. «منی لک المانی؛ اندازه‌گیر برای تو اندازه‌گیری کرد». به مرگ «منیه» می‌گویند، چون مقدر و اندازه‌گیری شده است. «تمنی» نیز به معنی آرزو کردنِ در ذهن است. به نطفه نیز منی می‌گویند، چون با قدرت خداوند اندازه‌گیری‌ شده است (راغب اصفهانی، مفردات) در اصطلاح نیز به مایعی که از مردان هنگام آمیزش یا انزال خارج می‌شود، منی می‌گویند. منی از جمله مواد آلی حیوانی و ازتی می‌باشد که مثل خون سریع فاسد می‌شود؛ کانون جذب میکروب‌ها است؛ تغییر رنگ می‌دهد و از عصاره هر بیست گرم خون، یک گرم منی تولید می‌گردد.   نتیجه: قرآن منشاء آفرینش انسان را آب، نطفه،‌ منی و‌ خاک می‌داند. از سویی می‌توان گفت یکی از مصداق‌های آب، نطفه و منی است. همان منی که با سه لفظ بیان شده است و هر کدام گوشه‌ای از اسرار علمی آفرینش انسان را به نمایش می گذارند و از اشارات علمی قرآن به حساب می‌آیند.                                

 5. علقه، مرحله دیگر خلقت

واژه «علق» شش بار (علق1-2؛ حج5؛ مومنون14؛ غافر67 ؛ قیامت38) در پنج آیه به صورت‌های مختلف به کار رفته است. همچنین سوره‌ای به نام علق نازل شده است. «علق» جمع «عَلَقَه» و در اصل به معنای چیزی است که به چیز بالاتر آویزان شود. کاربرد آن در خون بسته، زالو، خون منعقد که در اثر رطوبت به هر چیز می‌چسبد، کرم سیاه که به عضو آدمی می‌چسبد و خون را می‌مکد و... می‌باشد. «علق» همان خون بسته‌ای است که از ترکیب اسپرم مرد با اوول زن حاصل و به رحم زن داخل می‌شود و خود را به آن آویزان می‌کند.

نتیجه: با توجه به محدودیت علم پزشکی در 14 قرن پیش، مسأله‌ مذکور را می‌توان از اعجاز علمی قرآن دانست که بعد از 14 قرن کشف شده است.

6. مضغه مرحله بعدی خلقت

قرآن کریم در مراحل آفرینش انسان پس از نطفه و علقه، مرحله‌ مضغه را مطرح می‌سازد. از مضغه سه بار در قرآن یاد شده است. در سوره حج ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُم سپس از [خون بسته‏] آویزان، سپس از (چیزى شبیه) گوشت جویده شده، شکل یافته (متمایز) و شکل نیافته (غیر متمایز آفریدیم؛) تا براى شما روشن سازیم (که خدا بر انجام رستاخیز تواناست) (مؤمنون14؛ حج5) واژه‌ مضغه در لغت به معنای غذا و یا گوشت جویده شده است، به عبارت دیگر به قطعه‌ای از گوشت گفته می‌شود که گویا جویده شده است (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 11/124).

جنین انسان از هنگام لقاح تخمک و کرمک تا لحظه جایگزینی در رحم 6 روز در راه است، سپس در رحم تا چهارده روز به صورت آویزک (علق) به رشد خود ادامه می‌دهد و از هفته سوم بارداری با چشم غیرمسلح به صورت گوشت جویده شده دیده می‌شود. گذراندن دوره تمایز لایه‌های زاینده (مضغه) تا ماه سوم بارداری ادامه می‌یابد، (رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، 2/498، به‌نقل از: لانگمن، رویان‌شناسی پزشکی/38)، اما این «مضغه» همیشه یک حالت ندارد و مراحل و حالات گوناگونی را طی می‌کند. قرآن از این تحول با عنوان مخلقه و غیرمخلقه یاد می‌کند،

نتیجه: از مجموع نظرات استفاده می‌شود که «مخلقه و غیرمخلقه» صفت «مضغه» است، به این معنی که در برخی از اقسام مضغه، مقدرات و کیفیت خصوصیات کامل است و در اقسام دیگر کامل نیست. (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن 500) و این خود یکی از شگفتی‌های قرآن به شمار می‌آید.

7. مرحله تشکیل استخوان و گوشت

قرآن بعد از بیان مرحله مضغه گوشت جویده به مرحله دیگری اشاره می‌کند و می‌فرماید فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً و گوشت جویده شده را به صورت استخوان‏هایى آفریدیم و بر استخوان‏ها گوشتى پوشاندیم (مؤمنون14) برای آشنایی بهتر با مرحله استخوان‌بندی جنین، لازم است مرحله پوشاندن گوشت نیز توضیح داده شود. آیه بالا بیانگر آن است که نخست استخوان تشکیل می‌شود، بعد گوشت روی آن قرار می‌گیرد. در سومین هفته رشد جنین، غضروف اولین مرحله ساخته شدن استخوان است. غضروف بافتی مشتق از مزانشیم است که برای اولین بار در اواخر هفته چهارم زندگی جنین ظاهر می‌شود و در قسمت‌هایی که می‌خواهد استخوان تشکیل دهد، ابتدا باید قالبی از غضروف به وجود آید تا بعداً به استخوان تبدیل شود، این یافته‌های علمی با مطالب قرآنی هماهنگ است و نشان از شگفتی علمی قرآن دارد.

31- نیروی جاذبه

 قرآن به آنچه که امروز تحت عنوان نیروی جاذبه عمومی کشف شده است و کائنات و اجرام و تارگان وسیارات را در جای خود وتحت حرکتی منظم و قانونمند نگاه می‌دارد و فاصله آنها را به تناسب حفظ می‌کند، نیز تلویحاً اشاره دارد. قرآن این نیروی جاذبه را به ستونهای نامرئی تشبیه کرده می‌گوید: الله الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها (خداوندی است که آسمانها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید، برافراشت. ) (آیه 2 سوره رعد) خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا  آسمانها را بى‏هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد (لقمان آیه 10)

32- هفت آسمان

 درباره هفت آسمان و به تعبیر قرآن «سبع سماوات » مفسران سخنانی گفته اند ولی باید توجه نمود که قرآن درحالی که از هفت آسمان سخن می گوید ولی هرآنچه را در چشم انداز بشر قرار گرفته آسمان دنیا می داند در این صورت آن شش آسمان در قلمرو رویت بشر امروز نیست چنانکه می فرماید : انا زینا السما الدنیا بمصابیح ... ما آسمان نزدیکتر را با چراغهایی آراستیم و آنها را از رخنه شیاطین حفظ کردیم ... بنابراین از نظر قرآن آسمان های دیگر از چشم ما پنهان است و به امید این که دانش بشر پیش رود و از آنها هم چیزی را در اختیار بگذارد. این حقیقت در صورتی روشن می شود که قرآن عالم ماده و بالاخص عالم بالا را پیوسته درحال گسترش می داند یعنی پیوسته بر عرض و طول جهان افزوده می شود هرچند برای ما ملموس نباشد چنانکه می فرماید : والسما بنیناها باید وانالموسعون(ذاریات47) . ما آسمان را به قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت بخشیدیم. با توجه به این دو آیه شناخته نشدن بیش از یک آسمان به وسیله علم امروز گواهی بر نفی آسمانهای دیگر نیست .

 ((خداوند همان کسى است که هفت آسمان را آفرید)) (اللّه الذى خلق سبع سموات ). ((و از زمین نیز همانند آنها را)) (ومن الا رض مثلهن ). یـعـنـى , هـمان گونه که آسمانها ((هفتگانه ))اند زمینها نیز هفتگانه مى باشند, و این تنها آیه اى از قرآن مجید است که اشاره به زمینهاى هفتگانه مى کند. بـاتـوجـه بـه آیـه 6 سـوره صـافـات که مى گوید: ((ما آسمان نزدیک (آسمان اول ) را باکواکب و ستارگان زینت بخشیدیم )).
روشـن مـى شـود که آنچه ما مى بینیم و علم و دانش بشر به آن احاطه دارد همه مربوط به آسمان اول اسـت , و ماوراى این ثوابت و سیارات , شش عالم دیگر وجوددارد که از دسترس علم ما بیرون است . اما زمینهاى هفتگانه ممکن است اشاره به طبقات مختلف کره زمین باشد, زیرا امروز ثابت شده که زمـیـن از قشرهاى گوناگونى تشکیل یافته , و یا اشاره به اقلیمهاى هفتگانه روى زمین باشد چرا که هم در گذشته و هم امروز کره زمین را به هفت ((منطقه)) تقسیم مى کردند.

33- وجود کلروفیل

  و هو الذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراکبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون و الرمان مشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلکم لایات لقوم یومنون (انعام99) و اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنیها را در میآوریم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوریم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنیم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنیم، و باغهای انگور و زیتون و انار که ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنیم. یکی از جنبه های اعجازگر کتاب آسمانی قرآن، تبیین حقایقی است که در زمان نزول آن برای اهل علم مکشوف نبوده و پیشرفت های علمی در قرون و اعصار سپس تر، بر درستی آن صحه گذارده است. یکی از این نمونه های اعجاز علمی قرآن، وجود ماده سبز گیاهی است. توضیح اینکه در سلول گیاهی کیسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـیل نامـیـده می شود. کلروفـیل به معنی ماده سبز گیاهی و سبزینه است که معادل آن در عربی خـَضِـر است (یعنی همان چیزیکه در آیه مطرح شده است). این ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشید را جذب می کند و به انرژی شیمائی تـبـدیـل می کند

34- یاران آتش

 قرآن در قسم پایانی آیت الکرسی درباره کافران اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون بقره257 اینها یاران آتش هستند. اینها در آن (آتش) جاویدان هستند. پس چرا قرآن گفته که «اینها یاران آتش هستند»؟ نه «اهل جهنم». جواب این آیه رو خود قرآن در آیه 24 بقره فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ  از آتشی بترسید که هیزمهای آن مرد و سنگ ها هستند. (این آتش) برای کافرین آماده شده است. خصوصیت هیزم اینه که وقتی توی آتیش می افته، اگه ارتفاع آتیش هر اندازه که باشه ،این هیزم باعث شعله ور تر شدن آتش و در واقع یاری رساندن به آتش در شعله ور تر شدن و گُر گرفتن اون میشه. پس مردم گناهکاری که توی آتیش جهنم افتادن به قول قران، خودشون نقش هیزم رو بازی میکنن باعث شعله ور تر شدن آتش میشن و درنتیجه آتش رو در شعله ور شدن یاری میکنند. پس این گناهکاران خودشون یاران آتش هستند. نتیجه اینکه قران در کلام هم از نهایت دقت برخوردار هست و این از معجزات لغوی و ادبی قرآن محسوب میشه که انسان رو در حیرت و شگفتی فرو میبره.

35- پیشگوییها در قرآن

اعجاز از جهت پیش‌گویی‌ها و اخبار غیبی‌ قرآن پیش گویی‌های متعددی را ذکر کرده است‌; مانند:

1. پیروزی رومیان بر ایرانیان در کمتر از ده سال‌; (روم‌1و2)

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

رموز قرآن

 

الم ﴿1﴾

رومیان شکست‏ خوردند

 

غُلِبَتِ الرُّومُ ﴿2﴾

2. شکست مشرکان قریش که در مکّه پیش‌بینی شد; (قمر44و45)

یا مى‏گویند ما همگى انتقام‏گیرنده [و یار و یاور همدیگر]یم

 

أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُّنتَصِرٌ ﴿44﴾

زودا که این جمع در هم شکسته شود و پشت کنند

 

سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ ﴿45﴾

3. بازگشت پیامبر به مکّه‌; (قصص‌58)

و چه بسیار شهرها که هلاکش کردیم [زیرا] زندگى خوش آنها را سرمست کرده بود این ست‏سراهایشان که پس از آنان جز براى عده کمى مورد سکونت قرار نگرفته و ماییم که وارث آنان بودیم 

 

وَ کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَرْیَةٍ بَطِرَتْ مَعِیشَتَهَا فَتِلْکَ مَسَاکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِیلًا وَکُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِینَ ﴿58﴾

4. حج پیامبر که به عمرة‌ القضا معروف شد (فتح‌27)

حقا خدا رؤیاى پیامبر خود را تحقق بخشید [که دیده بود] شما بدون شک به خواست‏خدا در حالى که سر تراشیده و موى [و ناخن] کوتاه کرده‏اید با خاطرى آسوده در مسجد الحرام درخواهید آمد خدا آنچه را که نمى‏دانستید دانست و غیر از این پیروزى نزدیکى [براى شما] قرار داد 

 

لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُوسَکُمْ وَمُقَصِّرِینَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِکَ فَتْحًا قَرِیبًا ﴿27﴾

5. عدم ایمان ابولهب و مرگ او در حال کفر (تبت‌)

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

بریده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد

 

تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿1﴾

دارایى او و آنچه اندوخت‏سودش نکرد 

 

مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ﴿2﴾

و غیر آنکه همگی در زمان حیات پیامبر تحقق یافت و یکی از نشانه‌های اعجاز قرآن کریم به شمار می‌رود


قرآن پیش گویی‌هایی هم راجع به آینده‌های دور (پس از دوران پیامبر) کرده که عبارتند از:
1. عقب گرد و انحطاط مسلمانان و مخالفت عملی آنان با خواسته‌ها و دستورهای اسلام که از جملة علایم آن‌: ذلیل
 دست دشمنان‌، سرکوبگر مؤمنان‌، فراری از جهاد و ترسو و محافظه کار شدن آنها است‌ (مائده54)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‏آورد که آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسند این فضل خداست آن را به هر که بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست 

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿54﴾

2. پیوستن آگاهانه و درست ایرانیان به جامعة اسلامی و کمک مهم آنان به اسلام (مائده54) (نسأ133) (انعام89)

آنان کسانى بودند که کتاب و داورى و نبوت بدیشان دادیم و اگر اینان [=مشرکان] بدان کفر ورزند بى‏گمان گروهى [دیگر] را بر آن گماریم که بدان کافر نباشند

 

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیْسُواْ بِهَا بِکَافِرِینَ ﴿89﴾

در تفاسیر منظور ایرانی ها هستند
قال النبی(ص): لو کان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء فارس. مجمع البیان، ج3 ،ص321
 اگر دین به ستاره ثریا آویخته باشد مردانی از فرزندان ایران، آن را به دست خواهند آورد

3. پیروزی امام زمان‌غ و یاران آن حضرت بر همة سرزمین‌ها (نور55); (قصص‌5); (انبیا105)

و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرو دست‏شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] کنیم 

 

وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ﴿5﴾

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ

خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده ‏اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند

4. حوادث سهمگین و پیش درآمد قیامت کبرا که از آن به اشراط الساعه تعبیر می‌شود; همچون زلزلة سهمگین‌، تاریک شدن آسمان‌، خاموش شدن ستارگان‌، خاموش شدن خورشید، نابودی کامل کوه‌ها و... که برای اطلاع از آن اوضاع و احوال‌

سوره‌های جزء سی‌ام همچون نازعات‌، زلزال‌، تکویر، انشقاق‌، قارعه‌، نبأ و همچنین حج‌، مرسلات‌، دخان‌، طه‌، واقعه‌، الرحمن و... که نتیجة آن وقایع‌، تغییر نظام موجود طبیعت و پدید آمدن نظام جهانی دیگر متناسب با آخرت است

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود

 

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿1﴾

و زمین بارهاى سنگین خود را برون افکند

 

وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿2﴾

و انسان گوید [زمین] را چه شده است

 

وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ﴿3﴾

5. محفوظ ماندن قرآن از گزند آسیب و تحریف‌ (حجر9); (فصلت42)

از پیش روى آن و از پشت‏سرش باطل به سویش نمى‏آید وحى [نامه]اى است از حکیمى ستوده[صفات]

 

لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ ﴿42﴾

بى‏ تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‏ایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود

 

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿9﴾

6. ناتوانی جن و انس از آوردن کتابی مانند قرآن (اسرأ88); (بقره‌23); (یونس‌38); (هود13)

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‏ایم شک دارید پس اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید 

 

وَ إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَاءکُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿23﴾

(تفسیر المیزان‌ ج5، ص431ـ444)

وجود حضرت فاطمه سلام الله علیها و ادامه نسل پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد

در این هنگام سوره کوثر بر پیامبر نازل شد انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است

در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود

و این خبر قرآن به درستی واقع شد، چرا که آن فرد با اینکه در آن روز صاحب فرزندی بود اما به تدریج در طول دو، سه نسل خاندانش منقرض شد ولی شجره طیبه فرزاندان پیامبر تا به امروز باقی است.

                                                             36- شعور و اختیار حشرات و پرندگان

وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ وَ لاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ  (انعام38) هیچ جنبنده اى در زمین نیست و هیچ پرنده اى که با دو بالش ‍ پرواز مى کند، نیست مگر آنکه امتهایى هستند مانند شما انسانها

ما در کتاب آفرینش هیچ قصور و کوتاهى نکرده ایم، سپس آنها به سوى پروردگارشان محشور مى شوند امت به معناى گروه تشکیل یافته است که در میان خود نظم نظام و قوانین، انسجام و نیکوکار و بدکار، قاضى و محکوم و اداره و، تدبیر و سیاست و... دارند

این است معناى امت. و تا این ارتباط نباشد، لفظ امت به کار نمى رود.

این مطلب در میان مورچگان و زنبورها عسل، کاملا مشهود و محسوس است. ولى آیه شریفه مى گوید: همه پرندگان و همه جنبندگان چنین هستند. و اگر این طور نبود، در خلقت کوتاهى شده بود همه انواع جنبندگان و پرندگان؛ مانند انسانها و مورچگان و... تمدن، حساب، کتاب و حکومت دارند

در شهر ارومیه در خانه اى دو لک لک نر و ماده لانه داشتند. صاحب خانه دو تا از تخمهاى لک لک را برداشت و در جایش تخم غاز گذاشت

بعد از مدتى که بچه ها از تخم بیرون آمدند دو تا از آنها شبیه پدر و مادرشان نبودند. ما بین دو لک لک اختلاف به وجود آمد

مدت تقریبا چهار روز، هر روز حدود ده بیست لک لک مى آمدند و در پشت بام مى نشستند و مرتب به آن دو بچه نگاه مى کردند و منقارها را پشت انداخته و صدا مى کردند.

سرانجام روزی دو تا از آن لک لک آمدند و آنقدر با منقارها خود لک لک ماده را زدند تا مرد، پس از آن همه متفرق شده و رفتند. فقط بچه ها ماندند و آن لک لک نر.

                                                             37- معجزه های ریاضی قرآن ( کلمات )

الف) کلمه (امام) به معنای رهبر و زمامدار الهی به صورت مفرد و جمع ۱۲ بار در قرآن کریم تکرار شده. 
ب) کلمه شهر یعنی ماه، ۱۲ بار در قرآن تکرار شده که مساوی تعداد ماههای یکسال است. 

پ) کلمه (یوم) روز، ۳۶۵ بار در قرآن تکرار شده که مساوی تعداد روزهای یکسال شمسی است. 
ت) کلمه (ساعه) ۴۸ بار در قرآن کریم تکرار شده که در ۲۴ مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده و در ۲۴ مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد

بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یک شبانه روز . 
ث) کلمه (سجد) به معنای سجده کرد و مشتقات آن ۳۴ بار تکرار شده که این عدد برابر با تعداد سجده های واجب روزانه


ج) در قرآن کریم به اینکه ۳۰۰ سال شمسی دقیقاً برابر ۳۰۹ سال تمام قمری است بصورت مستقیم اشاره شده

این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (ع) پرسید: چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را ۳۰۹ ذکر سال کرده در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت ۳۰۰ سال نوشته شده؟

حضرت امیر ع فرمودند: سالهای شما شمسی است ولی سالهای ما قمری است. سال شمسی یهود ۳۶۵ روز تمام بوده

بنابراین ۳۰۰ سال آنها میشود : روز ۱۰۹۵۰۰=۳۶۵×۳۰۰ در حالی که سال قمری برابر با ۳۵۴ روز و ۸ ساعت و ۴۸ دقیقه پس ۳۰۹ سال قمری برابر با : روز ۱۰۹۵۰۰=]۴۸ دقیقه و ۸ ساعت و ۳۵۴ روز[ ×۳۰۹ 

38- اعجازهای قرآن ( اعداد ) :

الف) تعداد کل آیات قرآن کریم ۶۲۳۶ آیه است که یک عدد زوج است
ب) قرآن ۱۱۴ سوره دارد پس مجموعه شماره سوره های قرآن می شود ۶۵۵۵ که یک عدد فرد است: (۶۵۵۵=۱۱۴+۰۰۰+۴+۳+۲+۱) 
ج) اگر شماره ی هر سوره را با تعداد آیات آن سوره جمع کنیم عدد مخصوص آن سوره بدست می آید مثلاً برای سوره حمد که اولین سوره قرآن میباشد عدد مربوط میشود ۸‌ (۷+۱) و برای سوره بقره میشود ۲۸۸(۲۸۶+۲) و برای سوره آل عمران عدد مربوط می شود ۲۰۳ یعنی (۲۰۰+۳)

حال اگر این عددهای به دست آمده برای هر سوره را به تفکیک زوج و فرد در جدول های جداگانه ای قرار دهیم نتایج شگفت آوری به دست می آید


جدول عددهای حاصله ی فرد آل عمران ۲۰۳ مائده ۱۲۵ انعام ۱۷۱ ...... جمع کل ۶۵۵۵ 
جدول عددهای حاصله ی زوج فاتحه ۸ بقره ۲۸۸ نساء ۱۸۰ ........ جمع کل ۶۲۳۶ 
چهار مطلب شگفت انگیز در این جدول ها دیده میشود:
 
الف) مجموع اعداد جدول زوج برابر است با ۶۲۳۶ که مساوی مجموع کل ‌آیات قرآن است و مجموع عددهای حاصل از جدول فرد برابر است با ۶۵۵۵ که همان عدد حاصل جمع شماره سوره های است

ب) در هر جدول ۲۷ سوره وجود دارند که تعداد کل آیات آن سوره یک عدد زوج است و بنابراین در هر جدول نیز ۳۰ سوره وجود دارد که تعداد کل آیات آن سوره فرد است
ج) در هر جدول به طور مساوی ۵۷ سوره قرار می گیرد
د) مجموع اعداد جدول زوج یک عدد زوج شده و مجموع اعداد جدول فرد یک عدد فرد شده است

اعجاز عددی قرآن :

زمانی که لوازم پیشرفته نظیر رایانه به تولید رسید انسان به آن دست یافت

 1- اولین آیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم دارای 19 حرف است

 2- قرآن مجید از 114 سوره تشکیل شده و این عدد به 19 قابل تقسیم (6× 19)

 3- اولین سوره ای که نازل شده علق (شماره96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن

دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد 9 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورده که شامل 38 کلمه است (2 × 19) 

سومین بار که جبرئیل امین فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد که شامل 57 کلمه است (3× 19)

 4- سوره علق 19 آیه دارد

5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد

 6 - اولین بار که جبرئیل امین با قرآن فرود آمد 5 آیه اولی سوره علق را آورد که شامل 19 کلمه


 7- این 19 کلمه، 76 حرف (4× 19) دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است

 8- حروف مقطعه یا به تنهائی یا جمع آن در سوره مربوط به خود، ضریب 19 میباشند  مثال: در سوره  یس تعداد حروف «ی» و «س» 285 میباشد = ( 15×19)، الم؛ الر؛ حم و ...

 9- کلمه هائی که از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یکسان به کار رفته اند: کلمه “دنیا “ 115 بار و کلمه “آخرت“ هم 115 بار . کلماتی نظیر، حیوه و موت - عقل و نور - رجل امراه – یوم و شهر – ملائکه و شیاطین – مصائب و شکر – سرما و گرما – زکوه و برکات – و ....... همه ضریب 19 میباشند

با این حساب آیا میتوان قرآن را تحریف دانست یا تغییر داد

10- چهارمین بار که جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره 74) را آورد که آخرین آیه آن «بر آن دوزخ 19 فرشته موکلند» می باشد (آیه 30)


11- پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل «فاتحه الکتاب» را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (19 حرف) اغاز می شود

این بیانیه 19 حرفی بالافاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ 19 فرشته موکلند» نازل شد

این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه 30 سوره مدثر (عدد 19) و اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (عدد 19) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر عدد 19 بنا نهاده شده است

12- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد 19 را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید :

الف) بی ایمانان را آشفته سازد

ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است

ج) ایمان مومنان تقویت نماید

د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهودیت و مسیحیت بزداید

ه) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد


 13- این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه 31 مدثر) و یکی از معجزات عظیم قران است. (آیه 35).
14- هرکلمه از جمله آغازیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تکرار شده که به عدد 19 قابل تقسیم است ، بدین ترتیب که کلمه  “ اسم “ 19 بارکلمه “ الله “ 2698 بار(42*19)، کلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) و کلمه “ الرحیم “ 114 بار (6*19) دیده می شود.   

15- قرآن 114 سوره دارد که هر کدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “ بسم الله الرحمن الرحیم “ آغاز میشود بجز سوره توبه (شماره 9) که بدون آیه معموله افتتاحیه است، لذا آیه “ بسم الله الرحمن الرحیم“ در ابتدای سوره ها 113 بار تکرار شده است

چون این رقم به 19 قابل قسمت نیست و سیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد و چهاردهمین آیه بسم الله را در سوره النمل که دو بسم الله دارد (آیه 27) (آیه افتتاحیه و آیه 30) بنابراین قرآن مجید 114 بسم الله دارد


16- همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است

هر گاه از سوره توبه شروع کرده آنرا سوره شماره یک و سوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده و به همین ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود که سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره 27) که بسم الله تکمیلی را دارد

از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است .
17- تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل 342 (18*19) میباشد.

18- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع کنیم، حاصل جمع 174591 (9189*19) خواهد بود
19- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است مثلاً : موسی را برای چهل شب احضار کردیم ، ما هفت آسمان را آفریدیم . شمار این اعداد در تمام قرآن 285 (15*19) میباشد.
20- حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.

                                                                                   39- رنگ‌ها در قرآن

رنگ در قرآن : مجموع الفاظ قرآنی که بر رنگ‌ها دلالت دارند، سی و پنج کلمه هستند.قرآن از رنگ‌های قرمز، زرد، سبز، آبی، سفید و سیاه یاد می‌کند،‌ علاوه بر آن به رنگ معنوی (رنگ خدایی) نیز پرداخته است

قرآن در بسیاری از آیات عنوان کلی رنگ(الوان) را بکار برده و در مواردی نیز از رنگ‌های گوناگون یاد می‌کند. بنابراین آیات در برگیرنده رنگ را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

ا-آیاتی که از واژه لون یا الوان یا صِبْغَة استفاده کرده‌اند.

2-آیاتی که از رنگ‌های مختلف نام برده است. در این مورد،‌واژه لون یا جمع آن الوان، نه 9مرتبه، در هفت آیه، ذکر شده است،‌ هفت مورد به صورت جمع و دو مورد به صورت مفرد آمده است، اما واژه صِبغه، دو مرتبه و در آیه 128 بقره به کار برده شده است.

                                                    40- زمین ، مادر انسان

قال النبی(ص): تحفظوا من الارض فانها امکم و لیس فیها احد یعمل خیرا او شرا الا و هی مخبره به  از زمین محافظت کنید زیرا زمین مادر شما محسوب میشود، و هیچ فردی در روی زمین، نیک و بدی را انجام نمیدهد مگر اینکه، زمین آن عمل را در روز قیامت گزارش میدهد.
1- زمین، یکی از موجودات ارزشمند و مخلوقات گرانسنگ خالق هستی است ، موجودی که اگر یک روز نعمت های خودش را از انسانها، حیوانات و نباتات دریغ بورزد هیچ کدام از موجودات قادر به ادامه حیات نخواهند بود.
2- انسان، از جهات مختلف به زمین علاقه مند و وابسته است و راز و رمز این علاقه مندی چیزی جز این نیست که خود را برآمده از خاک و گل همین زمین می داند انا خلقناهم من طین لازب پس فانها امکم  از پستان پر خیر و برکت این مادر تغذیه می کند و در دامان پرمهرش، پرورش می یابد و در پایان زندگی به همین زمین باز می گردد و در نهایت از همین زمین سر برمی آورد منها خلقناکم و فیها نعیدوکم و منها نخرجکم تاره اخری
3- اگر زمین مادر انسان است ، هر مادری بر عهده فرزند حقوقی دارد، باید حقوق این مادر را بشناسد و خود را به رعایت آنها متعهد بداند، 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">