تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

داستان های معاد (عارف در مسجد)

نام های معاد و قیامت


برزخ چیست؟ ویژگی های عالم برزخ . برزخ و ارواح سه گانه

دلایل معاد. زنده شدن گیاهان، اصحاب کهف

رجعت . مرگ. اعراف چیست؟

قضای الهی، تقدیرات الهی. محو و اثبات. الخیر فی ما وقع. شانس. رزق روزی

«روح» در آیات قرآن . جن در قرآن

بهشت و دوزخ ، تجسم اعمال انسان . اوصاف بهشتیان

تصویرگری در قرآن از قیامت. ۸ دوربین مدار بسته خدا

عالم ذر کجاست . پوچ گرائئ . پل صراط . خوردنی های دوزخیان

مرگ زودتر و برزخ طولانی تر ؟

1. برزخ چیست؟، 2. آیا توقف در برزخ برای همه انسان‌ها یکسان است؟
3. آیا طولانی شدن توقف در برزخ برای عده‌ای با عدالت خداوند سازگار است؟
1. در لغت عرب، حد فاصل بین دو چیز را برزخ گویند و چون جهان بعد از مرگ حد فاصل بین زندگی موقت دنیا و حیات جاویدان عالم آخرت است در قرآن شریف و روایات اولیاء دین ، آن عالم به نام برزخ خوانده شده است.[1]
2. کسانی که زودتر از دنیا رفته‌اند نسبت به افرادی که دیرتر از دنیا رفته‌اند یا میروند،توقف بیشتری در عالم برزخ خواهند داشت، علی (ع ) فرمود: من مات قام قیامته، عوام این‌طور فکر می‌کنند که تا قیامت خیلی مانده است . حضرت فرمود : هرکس که مرد قیامتش برپا شد یعنی با مرگ مجازات بد و یا نعمت‌های اخروی شروع خواهد شد و در عین حال تکامل هم در جای خودش هست باید توجه داشت که بحث از زمان و مدت زمانی در مسأله برزخ به معنای مادی بودن برزخ نیست، بلکه در محاورات روایی بر اساس عرف محاوراتی مردم در دنیا تعبیر مدت و زمان مطرح شده است.

3. طولانی شدن توقف عده‌ای از انسان‌ها در برزخ با عدالت الهی خداوند منافاتی ندارد، در برزخ نیز مانند قیامت هر کسی مهمان سفره عمل خویش است که با حسابرسی خاصی در برزخ، عده‌ای درحال آسایش و عده‌ای در حال عذاب به سر میبرند ، انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در این دنیا انجام داده مورد بازپرسی خصوصی قرار میگیرد و پس از محاسبه اجمالی طبق نتیجه‌ای که گرفته شد به یک زندگی شیرین و گوارا، یا تلخ و ناگوار محکوم می گردد که با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز عمومی به سر میبرند

حال انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه به حال کسی است که برای رسیدگی اعمالی که از وی سر زده به یک سازمان قضائی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته به تنظیم و تکمیل پرونده‌اش بپردازند، آنگاه در انتظار محاکمه در بازداشت به سر برد. روح انسان در برزخ به صورتی که در دنیا زندگی می کرد به سر میبرد. اگر از نیکان است از سعادت و نعمت و همجواری پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار میشود. و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت شیاطین و پیشوایان ضلال می گذرانند.[3] امام سجاد ع فرمود: قبر (که همان عالم برزخ است) یا باغ و گلستانی از باغ‌ها و گلستان‌های بهشت است یا چاهی از چاه‌های آتش.[4] و هرچه باشد نتیجه عمل خود انسان است.

برزخ و جریان تکامل
یکی از مسایلی که در موضوع برزخ مطرح است جریان تکامل برزخی است، برزخ نظام مخصوصی است و وقتی که روح‌ها به آن عالم وارد شدند با قانون تحول پیش می‌روند نتایج تمام جزئیات عقاید اوصاف و اعمال را در برزخ خواهند دید . فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ . نتایج و تمام جزئیات اعمالمان را از خیر و شر خواهیم دید. بنابراین برزخ افراد با توجه به اعمال و افکار روح آنها رقم می‌خورد. برخی که بسیار پاک و زیبایند، مثل شهدا، یکسره به بهشت پای می‌نهند و از زیبایی‌های بهشت بهره می‌برند و برخی هم مدتی را در جهنم سپری کرده و بعد به بهشت می‌روند و بعضی نیز برای همیشه در جهنم باقی می‌مانند همچون سران کفر و الحاد. از مجموع آیات و احادیث توقف افراد در عالم برزخ متفاوت است. در برزخ سه گروه با حفظ درجات، زندگی مختلفی دارند: 1ـ مۆمنان خالص که از نعمت‌های بهشتی به طور محدود بهره مندند و دعا می‌کنند که رستاخیز برپا شود.
2ـ سردمداران کفر و گمراهی و نفاق، در عین این که صبح و شام بدن برزخی آنها به آتش جهنم برزخی عرضه می‌شود، آرزو می‌کنند که قیامت برپا نشود.
3ـ از برخی افراد در روایات به مستضعفان تعبیر شده است که ایشان نه از نعمت برخوردارند و نه از عذاب. این‌ها غالباً در حال خواب و یا غفلت و بی حسی به سر می‌برند، ولی در قیامت بیدار می‌شوند.
بنابراین با عدالت خدا نیز منافات ندارد، زیرا در عالم برزخ صورت‌ها و الگوهایی که موجودیت پیدا می‌کند و شاید باعث عذاب یا بهره وری از نعمت‌های الهی می‌شود، تابع زشتی‌ها و زیبایی‌های معنوی و زاییده کفر و ایمان و عقاید انسان است و با عدالت الهی ناهمگونی ندارد..
چکیده سخن عالمی که انسان بعد از مرگ تا روز قیامت در آن زندگی می کند برزخ نامیده می شود. در برزخ هر کسی مهمان سفره عمل خویش است اما محاسبه اصلی تمام افراد در روز قیامت خواهد بود و چنین نیست که اگر کسی زودتر مرده و مدت طولانی در برزخ به سر برده باشد، عذاب بیشتری را می‌بیند ، یا در عالم قیامت حساب و کتاب و پاداش یا ثوابی نداشته باشد. پی نوشت ها : [1] . فلسفی، محمد تقی، معاد از نظر روح و جسم، ج 1، ص 264، نشر هیئت نشر معارف اسلامی. [3] . علامه طباطبایی، شیعه در اسلام، ص 101، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1348 ش. [4] . المیزان، ص 74، نشر مۆسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1403 ق.

برزخ و برزخیان بیانی مختصر از شرح احوال انسان پس از مرگ تا قیامت

آینده مبهم انسان، یکی از دغدغه های بشر است. با این که بسیاری از مردم فاقد قدرت پیش بینی و پیش گویی آینده کوتاه خود هستند، آینده پس از مرگ، هراس انگیزتر می نماید. این ناشناخته ماندن آینده، آدمی را چنان به هراس می افکند که به هر چیزی برای شناخت آن چنگ می زند.
زندگی در مه زندگی برزخی به گونه ای است که می توان آن را زندگی مه آلود نامید. در این زندگی، بخشی از خصوصیات مادی دنیا به شکل رقیق تر و لطیف تر وجود دارد، و از سویی دیگر، همانند عالم ارواح و مجردات می باشد. نمونه این گونه زندگی را بارها در خواب و رویا تجربه کرده اید. انسان در هنگام رویا، به عالمی می رود که از آن به عالم مثال یاد می شود. در این عالم، همه چیز عالم دنیا و مادی به شکل دیگر وجود دارد. هر چیزی، شکل و صورت و ابعاد دارد. لذت و عذاب و خوشی و ناخوشی را می توان احساس و درک کرد. با این همه شباهتی تمام به عالم دنیا و مادیات ندارد. خداوند در آیه 42 زمر بیان می کند که انسان ها در خواب، مرگ را تجربه می کنند؛ زیرا روح آدمی از تن بیرون می رود و در عالم برزخ سیر و حرکت می کند و سپس به درون تن بازگردانده می شود.
ویژگی های عالم برزخ عالم برزخ همانند عالم دنیا، دارای شب و روز است. (غافر،45 و 46) هم چنین عالم برزخ همانند عالم دنیا، دارای شرایط زیست بشر می باشد و انسان ها در آن جا می خورند و می آشامند و با هم گفت وگو می کنند و گرد هم می آیند. البته از آن جایی که عالم برزخ، دروازه ای به عالم قیامت است، با زندگی زمینی این تفاوت را دارد که انسان ها براساس نوع زندگی خود در زمین، از امکانات آن جا بهره می برند

به سخن دیگر، در عالم دنیا، بر پایه رحمت رحمانی همه انسان ها بی توجه به اعتقادات و اعمال خود از روزی خداوندی بهره می برند و حتی کافران گاه از وضعیت بهتری برخوردار هستند؛ در حالی که زندگی در عالم برزخ با توجه به اعتقادات و اعمالی است که انسان در دنیا داشته است. از این رو برای عالم برزخ همانند عالم آخرت، بهشت و جهنمی برزخی است. بنابراین کسانی که دارای ایمان و عمل صالح در زندگی دنیا بودند، در عالم برزخ، در بهشت برزخی وارد شده و از عطایا و نعمت های بهشت برزخی بهره مند خواهند شد. (آل عمران169 و 171)

برخورداری شهیدان از آسودگی خاطر در پرتو عنایت الهی در عالم برزخ و بهشت برزخی (محمد،4 و 5) از جمله مطالبی است که در آیاتی چند در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است. از آن جایی که عالم برزخ همانند عالم آخرت است، حیات برزخی که پس از مرگ دنیوی اتفاق می افتد (غافر11) هر چند که برای انسان هایی که در دنیا زندگی می کنند، غیرقابل احساس و درک است (بقره154) حیاتی واقعی است و این گونه نیست که این عالم یک خواب طولانی باشد

از این رو در عالم برزخ، مساله پرسش و پاسخ و سؤال و جواب مطرح می شود (ابراهیم27) و دو فرشته بر انسان وارد شده و از او درباره پروردگار، دین و پیامبر و امامانش پرسش می کنند. (مجمع البیان، ج 5 و 6، ص 482) همچنین در عالم برزخ، برای انسان ها رشد و تکامل هم چنان ادامه خواهد یافت و شخص آثار صالح و طالح خویش در دوره زندگی در عالم برزخ را می بیند. خداوند در آیات 4 و 5 محمد از اصلاح و رشد معنوی و قلبی شهیدان در عالم برزخ سخن به میان می آورد که این معنا خود بیانگر آن است که عالم برزخ نمی تواند عالمی همانند عالم خواب و رویا باشد.

به سخن دیگر، این که شهیدان، در عالم برزخ، پس از شهادت از هدایت های خاص الهی برخوردار می شوند و قلب و «بال» ایشان (مجمع البیان، ج 9 و 10، ص 145) اصلاح می شود، لازمه این اصلاح این است که در عالم برزخ شهیدان به رشد و تکامل معنوی خود ادامه می دهند. (المیزان، ج 18، ص 226) در عالم برزخ نوعی حسابرسی ابتدایی انجام می شود و اشخاص باتوجه به ایمان و کفر و عمل نیک و بد خود، از امکانات بهشتی و یا دوزخی عالم برزخ بهره مند خواهند شد.
عذابهای برزخی

خداوند در آیاتی از قرآن از جمله در آیه 93 انعام از عذاب برزخی ظالمان و ستمکاران در عالم برزخ سخن به میان می آورد (روح المعانی، ج 5، جزء 7، ص 325) و در آیات 92 و 93 واقعه عذاب هایی را که برای کافران و اصحاب شمال در نظر گرفته، برمی شمارد. از جمله عذاب های دوزخ برزخی می توان به آب داغ (واقعه 92 و 93 و تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 230) و آتش برزخی نحل 25 و 26 و غافر 45 و 46) اشاره کرد. این عذاب های دوزخ برزخی، بسیار اهانت آمیز و خفت بار (انعام93) و بد و ناخوشایند (غافر45 و 46) است

البته برای برخی تا روز قیامت ادامه می یابد و برای برخی زمان مند خواهد بود. خداوند در آیات پیش گفته می فرماید که عرضه عذاب به صورت همیشگی در بامدادان و شامگاهان برای فرعون و فرعونیان رقم خورده است. علت این عذاب های اخروی، اموری چون استکبار و ظلم (انعام93)، افترا به خدا (همان)، پیروی از رهبران (نوح،21 و 25)، تکذیب (واقعه،92 و 93)، گمراهی (همان و نیز المیزان، ج 14، ص 226 و البرهان، چ 3، ص 786) عصیان و لغزش و گناه (نوح، 21 و 25) و غفلت از یاد خدا (طه 124)می باشد.

خداوند درباره کافران گزارش می کند که آنها در قیامت وقتی به حقیقت قیامت آگاه می شوند، زندگی خود را در دنیا و عالم برزخ کوتاه می پندارند (احقاف 34 و 35) به هر حال، زندگی در عالم برزخ همانند زندگی در عالم دنیا نسبت به عالم قیامت که زندگی جاودانه است، بسیار کوتاه است. هم چنین زندگی در عالم برزخ، همانند زندگی دنیوی، در نهایت پایانی دارد که از آن به مرگ یاد می شود

از این رو کافران با دو مرگ و دو زندگی مواجه می شوند. البته از کاربرد واژه احیاء و اماته این معنا به دست می آید که کافران در اعتراف خود به زندگی ابتدایی توجهی ندارند؛ از این رو از زنده کردن و میراندن سخن به میان می آورند که عبارت است از اماته و میراندنی که پای آدمی را به عالم برزخ باز می کند و سپس احیا و زنده کردنی که در عالم برزخ اتفاق می افتد و سپس میراندنی که دروازه به سوی آخرت است و در نهایت احیا و زنده کردنی که در قیامت اتفاق می افتد. این همان چهار میراندن و زنده کردنی است که کافران به آن اشاره می کنند. (بقره، 28 و المیزان،ج1، ص 109 و 110 و نیز همان ج17، ص 313)

برخی بر این باورند که آیات 30 و 33 مریم نیز از زندگی حضرت عیسی(ع) در عالم برزخ سخن می گوید که در امنیت و سلامت در آن عالم می باشد. از دیگر ویژگی هایی که برای عالم برزخ می توان برشمرد، مسئله گفت وگوهایی است که میان برزخیان صورت می گیرد. در این گفت وگوها می توان این معنا را به دست آورد که ایشان به نوعی آگاهی شهودی دست می یابند. از این رو گفته اند که عالم برزخ همانند عالم قیامت، عالم شهود و دانش حضوری است و آن چه انسان در آن عالم درک می کند، از قبیل علوم حصولی و آگاهی اکتسابی نیست

البته این گونه نیست که کسانی که در عالم برزخ وارد می شوند نسبت به همه چیز علم و آگاهی شهودی تمام و کمال یابند. به عنوان نمونه با این که کافران، فرشتگان را می بینند و با آنها گفت وگو می کنند (فرقان 22) ولی ایشان نسبت به مدت ماندن خود در عالم برزخ آگاهی و دانشی ندارند (طه 102 تا 104 روم، 55 و 56)

از دیگر ویژگی های عالم برزخ این است که امکان بازگشت انسان به دنیا در آن وجود دارد. از این جاست که مسئله رجعت معنا می یابد. در آیات قرآنی بارها این معنا بیان شده است که کسانی که مرده بودند، از عالم برزخ به عالم دنیا بازگردانیده شدند. از جمله می توان به امت حزقیل اشاره کرد که پس از مرگ دسته جمعی به سبب ترک جهاد به طاعون و بیماری که خداوند بر ایشان حاکم می کند، دوباره زنده می شوند یا داستان زنده شدن مرغان حضرت ابراهیم(ع) یا زنده شدن عزیر و الاغش و یا زنده شدن افراد دیگر که در قرآن گزارش شده است

بنابراین، عالم برزخ برخلاف عالم قیامت، از این ظرفیت برخوردار است که شخصی که به آن عالم وارد شده به عالم دنیا بازگردد. همین احتمال و امکان بازگشت و رجعت از عالم برزخ به دنیا مشرکان را وسوسه نموده تا از خداوند بخواهند به ایشان امکان رجعت داده شود تا به دنیا بازگشته و کارهای نیک کرده و ایمان واقعی را بروز دهند.(مومنون92 تا 100)
مردگان در انتظار هرکسی کاری که انجام می دهد، به قصد و هدفی انجام می دهد و منتظر است تا پیامدها و آثار آن را در زندگی اش ببیند؛ هرچند که گاه کارهایی را انجام می دهیم و انتظار چیزی را داریم ولی چیز دیگری بهره ما می شود و یا این که گمان می کنیم این کار ما هیچ تاثیری هم ندارد، ولی می بینیم که آثار و پیامدهای خوش یا ناخوشی را برای ما به ارمغان می آورد.

برزخ و ارواح سه گانه 
از قرآن مجید فهمیده مى شود که ارواح انسانها در عالم برزخ ، به سه گروه تقسیم مى شوند، اول : ارواحى که در نعمت و شادى هستند. دوم : ارواحى که در عذاب و زحمت مى باشند. سوم : ارواحى که در بى خبرى محض قرار دارند و چیزى نمى دانند بلکه فقط هنگامى که در قیامت زنده شدند، خواهند دانست که مدتهاى زیاد در برزخ بوده اند.
مرحوم شیخ مفید در تصحیح الاعتقاد - که شرح و نقد عقاید صدوق - علیه الرحمه - است مى فرماید: آنچه از حدیث در این باب به ثبوت رسیده آن است که : ارواح بعد از موت اجساد، دو قسم هستند؛ قسم اول : منتقل مى شوند به ثواب و عقاب ارواح منعم و معذب  قسم دوم : باطل شده و چیزى از ثواب و عقاب را درک نمى کنند. قسم اول کسانى هستند که داراى ایمان محض و کفر خالص بوده اند... قسم دوم آنهایى مى باشند که دراى ایمان محض و کفر محض نیستند. و قرآن و حدیث از این حقیقت پرده برداشته اند
قسم سوم یعنى ارواح بى خبر:  ویوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة کذلک کانوا یوفکون و قال الذین اوتوا العلم و الایمان لقد لبثتم فى کتاب الله الى یوم البعث فهذا یوم البعث ولکنکم کنتم لا تعلمون  یعنى : یاد کن روزى را که قیامت بر پا شود، گناهکاران قسم مى خورند که جز ساعتى و زمان اندکى در برزخ مکث نکرده اند. در دنیا نیز چنین منحرف بوده و باطل را به جاى حق مى گرفتند. در آن وقت آنهایى که داراى علم و ایمان خالص بوده و طول عالم برزخ را دانسته اند، به آنها مى گویند: شما تا روز قیامت که امروز است در علم خدا مکث کردید و لیکن از جهل بر آن آگاه نبودید.
در این آیه شریفه کاملا روشن است که آن گروه ، بودن در برزخ و عالم مرگ را ندانسته اند. تا جایى که امین الاسلام طبرسى در مجمع البیان مى فرماید: هر کس با این ایه استدلال کند که عذاب قبر وجود ندارد، بیهوده گفته است ؛ زیرا ما گفته ایم که مانعى ندارد آنها اول عذاب قبر را ببینند و سپس در عالم بى خبرى واقع شوند.
بنابراین ، منظور از المجرمون  در آیه شریفه کسانى هستند که نه داراى ایمان خالص مى باشند و نه کفر خالص . و کسانى هستند که امام صادق - صلوات الله علیه - درباره آنها فرمود: یلهى عنهم  چنانکه خواهد آمد آیات ذیل نیز مفید مطلب فوق مى باشند: یوم ینفخ فى الصور و نحشر المجرمین یومئذ زرقا یتخافتون بینهم ان لبثتم الا عشرانحن اعلم بما یقولون امثلهم طریقة ان لبثتم الا یوما یعنى : یاد کن روزى را که در صور دمیده مى شود و گناهکاران را در آن روز، کبود چشم (یا کور) محشور مى کنیم ، میان خویش اهسته مى گویند: فقط ده روز (در برزخ ) توقف کرده اید. ما به آنچه مى گویند، داناتریم . و آنکه داراى صوابترنى راه است مى گوید: مکث نکرده اید، مگر فقط یک روز.
آنها پنهانى به همدیگر دورغ نمى گویند، بلکه آن طور مى دانند، آهسته سخن گفتن ظاهرا براى رعب و ترس است . بنابراین ، ماندن در برزخ را درک نکرده و چنان گفته اند. در هر دو آیه شریفه کلمه  مجرمین   آمده است : در اولى  یقسم المجرمون   و در دومى  نحشر المجرمین

بنابراین ، منظور از آنها کسانى هستند که داراى ایمان خالص و کفر خالص ‍ نیستند مرحوم طبرسى هنگام قنل اقوال درباره آیه شریفه مى فرماید: و گویند: طولانى بودن مکث در قبور براى آنها محسوس نیست گویى خوابیده بودند و بیدار شده اند:   و قیل فى القبر یذهب عنهم طور لبثهم قى قبورهم کانهم کانوا نیاما فانتیهوا  . در تاءیید آیات شریفه ، روایات معصومین - علیهم السسلام - قابل دقت است ؛ مثلا امام صادق - علیه السلام - مى فرماید:  عن عبدالله بن سنان ابى عبدالله علیه السلام قال : انما یسئل فى قبره من محض الایمان محضا و الکفر محضا و اما ما سوى ذلک فیلهى عنهم

یعنى :  در قبر فقط از کسى سوال مى شود که مؤ من خالص یا کافر خالص باشد، اما غیر از این دو گروه ، رها کرده مى شوند . این حدیث در کافى از ثقه جلیل عبدالله بن سنان از امام صادق - علیه السلام - و نیز با سند دیگرى از ابى بکر حضرمى ، از آن حضرت و با سند سومى از محمدبن مسلم از آن حضرت نقل شده است . و ایضا این حدیث از ابن بکیر از امام باقر - علیه السلام - و نیز از ابو بکر حضرمى از آن حضرت منقول است. مرحوم صدوق ان را در فقیه. به طور ارسال مسلم ، نقل کرده و مى گوید: قال الصادق علیه السلام : لا یسل فى القبر الا من محضالایمان

موضوعات برزخ
روایات فراوانى در این باب وارد شده است. علامه مجلسى ، شیخ کلینى ، فیض کاشانى و...:
1 - در آستانه ورود: قالَ النبی(ص) : مَنْ اَحَبّ لِقاءَ اللَّهِ، اَحَبَّ اللَّهُ لِقاءَه؛ وَمَن کَرِهَ لِقاءَ اللَّهِ، کَرِهَ اللَّهُ لِقاءَه هر که مشتاق دیدار خداست، خدا هم مشتاق دیدار اوست و هر که دیدار خدا بر او ناپسند است، خدا هم دیدار او را ناپسند دارد.
2 - ماهیت برزخ: قالَ الصّادِقُ(ع) : اَمّا فی الْقِیامَهِ فَلَکُمْ فِی الْجَنَّهِ بِشَفاعَهِ النَّبیِّ الْمُطاعِ وَ وَصیّ النّبیِّ؛ وَلکنّی وَاللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلیْکُمْ فِی البَرْزَخِ!». قیل: وَمَا الْبَرْزَخُ؟ قالَ: «اَلْقَبْرُ مُنْذُ حینِ مَوْتِهِ اِلَى یَوْم القِیامَهِ». «شیعیان ما، با شفاعت پیامبر و امامان معصوم(ع) در قیامت، همگى بهشتى‏اند؛ امّا سوگند به خدا، از وضع و حالتان در برزخ، خوف دارم (زیرا، در برزخ، دیگر شفاعت نیست!) پرسیدند: برزخ چیست!؟ فرمود: «از هنگام مرگ تا روز قیامت».
3- برزخ در آیینه وحى: قالَ الصّادِقُ(ع) : فَاَمّا اِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ فی قَبْرِه، وَجَنَّتُ نَعیمٍ فی الأخِرَه؛ وَ اَمّا اِن کانَ مِنْ الْمُکَذِّبینَ الضّالّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمیمٍ فی قَبْرِهِ وَتَصْلِیَهُ جَحیمٍ فِی اْلآخِرَه اگر از نیکان نزدیک به درگاه خدا باشد، در قبرش آسوده و شادمان است و در آخرت نیز در بهشت جاودان خواهد بود. اگر از بدان گمراه باشد، در قبرش آب جوشان بدو آشامند و در آخرت نیز جایگاهش آتش است».
4 - برزخ در آیینه عترت: قالَ النبیُّ(ص) : إنّی کُنْتُ أَنْظُرُ اِلى‏ اْلاِبِلِ وَالْغَنَمِ وَاَنَا اَرْعاها -وَلَیْسَ مِنْ نبیٍّ الّا وَقَدْ رَعَى الْغَنَمَ- وَکُنْتُ أَنْظُرُ اِلَیْها قَبْلَ النبُوَّهِ وَهِیَ مُتَمَکِّنَهٌ فِی الْمَکینَهِ مَا حَوْلَها شَیْ‏ءٌ یُهَیِّجُها حَتّى تَذْعَرَ فَتَطیرُ، فَأَقُولُ: ما هذا!؟ وَاَعْجَبُ! حَتّى حَدَّثَنی جبْرئیلُ(ع) : اَنَّ الْکافِرَ یُضْرَبُ ضَربَهً ما خَلَقَ اللَّهُ شَیْئاً اِلّا سَمِعَها وَیَذْعَرُ لَها اِلّا الثَّقَلَیْنِ؛ فَقُلْنا: ذلِک لِضَرْبَهِ الْکافِر؛ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ عَذابِ الْقَبْر همه پیامبران، زمانى چوپان بودند - من هم، پیش از رسیدن به این مقام، چوپان بودم- گاهى مى‏دیدم که گوسفندان و شتران بى‏جهت، رم کرده‏اند و با ترس و وحشت سر از چرا بر مى‏دارند

از این موضوع، بسیار در شگفت بودم، تا اینکه پس از پیامبرى، فرشته وحى(جبرئیل امین) ماجرا را برایم چنین گفت: هنگامى که کافرى را در قبر تازیانه مى‏زنند، همه موجودات -غیر از جن و انس- صداى ضربات تازیانه را مى‏شنوند و با شنیدن این صداى مهیب وحشت و ترس بر آنها چیره مى‏شود. پس گفتم: آن به خاطر زدن کافر بوده است، پس پناه بر خدا از عذاب سخت قبر!».
5 - ترسیمى از «حیات برزخى»: قالَ الصّادِقُ(ع): فَاِذا قَبضَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ صَیَّرَ تِلْکَ الرُّوحَ فی قالبٍ کَقالِبِه فِی الدُّنْیا؛ فَیأکُلُونَ و یَشْرَبُونَ؛ فَاِذا قَدِمَ عَلَیْهِمُ الْقادِم، عَرَفُوهُ بِتِلْکَ الصُّورَهِ الّتی کانَتْ فِی الدُّنیا هنگامى که خداوند، جان مؤمن را بگیرد، او را در کالبدى همانند دنیا قرار مى‏دهد و (با آن قالب از خوردنى‏ها و آشامیدنى ‏هاى بهشت برزخى) مى‏خورند و مى‏آشامند؛ و اگر کسى بر آنان وارد شود(به همان شکل و قیافه‏اى که در دنیا داشتند) ایشان را مى‏شناسند».
6 - وادى برزخ: قال علیٌّ(ع) لاِبْن نُباتَهَ مِنْ اَصْحابِه: لَوْکُشِفَ لَکُمْ لَرَأیتُمْ أرْواحَ الْمُؤمنینَ فی هَذا الظَّهْرِ، حَلْقاً یَتَزاوَرُون وَ یَتَحَدَّثُونَ؛ اِنَّ فی هذا الظَّهْر رُوحُ کلِّ مُؤمِنٍ، وَ بِوادِى بَرَهُوتَ نسمَهُ کلِّ کافِرٍ اگر (حجاب برزخى کنار رود و آن جهان) بر شما نمایان گردد، هر آیینه ارواح مؤمنان را در پشت این شهر (نجف) خواهید دید که حلقه‏وار گردهم آمده؛ با هم دیدار کنند و سخن گویند. روح هر مؤمنى در اینجاست‏ و ارواح کفار در وادى برهوت».
7 - تجسم عمل: قال علیٌّ(ع) : اِنَّ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِم ثَلاثَهُ اَخِلّاء: فَخَلیلٌ یَقُولُ: اَنَا مَعَکَ حَیّاً وَمَیِّتاً وَ هُوَ عَمَلُه دوستان شخص مسلمان سه تا هستند(مال، فرزندان، عمل) و عمل، دوستى است که مى‏گوید من در زندگى و مرگ همدم تو هستم.
8- پرسشهاى برزخ: قال علیٌّ(ع) : اِنَّ الْعَبْدَ اِذا اُدْخِلَ حُفْرَتَه، اَتاهُ مَلَکان (اسمُهُما: مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ). فَاْلاوَّلُ ما یَسْألانَهُ: عَنْ رَبِّه، ثُمَّ عَنْ نَبیِّهِ، ثُمَّ عَنْ وَلیِّهِ هنگام ورود شخص به قبر، دو فرشته (به نامهاى: نکیر و منکر) سراغ او مى‏آیند. نخستین چیزهایى که مى‏پرسند: از خدا، پیامبر و امام است...».
9- پاداشها و کیفرها: فیما کَتَبَ اَمیرُالْمؤمنین علىٌ(ع) ، لِمُحَمَّدِ ابْنِ اَبی بَکْر: «یا عِبادَاللَّه! ما بَعْدَ الْمَوْتِ لِمَنْ لایُغْفَرُلَهُ اَشَدُّ مِنَ الْمَوْتِ؛ اَلْقَبْرُ فَاحْذَروا ضَیْقَهُ وَضَنْکَهُ وَظُلْمَتَه وَ غُرْبَتَه! اِنَّ الْقَبْرَ یَقُولُ فِی کُلِّ یَوْمٍ: انا بَیْتُ الْغُرْبَه؛ اَنَا بَیْتُ التُّرابِ؛ اَنَا بَیْتُ الْوَحْشَهِ؛ اَنَا بَیْتُ الدُّودِ والْهَوامِّ. وَالْقَبْرُ رَوْضَهٌ مِنْ ریاض الْجَنَّهِ، اَوْحُفْرَهٌ مِنْ حُفَرِ النَّار. اِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ اِذا دُفِنَ، قالَتْ لَهُ اْلأَرْضُ: مَرْحَباً وَاَهْلاً! قَدْ کُنْتَ مِمّنْ اُحِبُّ اَنْ تَمْشِىَ عَلى‏ ظَهْری؛ فَاِذا وَلَّیْتُکَ فَسَتَعْلَمُ کَیْفَ صَنیعی بِکَ؛ فَیَتّسعُ لَهُ مَدَّ البَصَر! وَاِنَّ الْکافِرَ اِذا دُفِنَ؛ قالَتْ لَهُ اْلارْضُ: لامَرْحَباً بِکَ وَلا اَهلاً! لَقَدْ کُنْتَ مِمَّنْ اَبْغَضُ أنْ تَمْشیَ عَلى‏ ظَهْری؛ فَاِذا ولّیتُک فَسَتَعْلَمُ کَیْفَ صنیعى بِکَ فَتَضُمُّه حَتَّى تَلْتَقىَ اَضْلاعَه!».
اى بندگان خدا! سختى و آزار قبر براى گروهى که به درگاه پروردگار آمرزیده نشده‏اند، دردآورتر از سختى هنگام جان کندن است؛ پس، از تنگى، فشار، تاریکى و تنهایى آن بهراسید! قبر، هر روز چنین ندا سر مى‏دهد: منم خانه غربت! منم خانه ظلمت! منم خانه وحشت!(براى بدکاران) منم خانه مهر و بخشش!(براى نیکوکاران)

قبر(محدود به این ظاهر نیست؛ بلکه) باغى از باغستانهاى بهشت و یا گودالى از گودالهاى جهنم است. وقتى، مؤمن وارد قبر شود، به او گوید: اهلاً و مرحباً ... و تا چشم کار مى‏کند، قبرش را گشایش دهد؛ اما هنگامى که کافر وارد قبر شود، به او گوید: لااهلاً و لامرحبا -وه! که خوش نیامدى- و چنان فشارش دهد که استخوانهایش درهم شکند و خُرد شود».
10 - در آستانه خروج: سُئِلَ عَنِ الصّادِقِ(ع) : اَیُتَلاشَى الرُّوحُ بَعْدَ خُروجِه عَنْ قالِبه اَمْ هُوَ باقٍ؟ قالَ: بَلْ هُوَ باقٍ اِلى‏ وَقْتٍ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ؛ فَعِنْدَ ذلِکَ تُبْطَلُ الْأَشیاءُ کَما بَدأها مُدْبِرُها آیا روح بعد از خارج شدن از کالبدش متلاشى مى‏شود یا باقى مى‏ماند؟ فرمود: «روح تا نفخه صور اول در برزخ باقى مى‏ماند و پس از آن، همه موجودات تا نفخه صور دوم از بین مى‏روند و انسان نیز در خاموشى و سکوت خواهد بود».

برزخ منازل رشد انسانی

شاید گمان توده های مردم به این باشد که منازل رشد را باید در همین مدت کوتاه عمر خلاصه کرد؛ در حالی که براساس آموزه های قرآنی، منازل رشد و کمال انسانی تنها محدود به دایره زندگی دنیایی نیست، بلکه رشد و بالندگی و کمال یابی انسان تا قیامت ادامه دارد. از این رو دنیای برزخ که حد فاصل میان دنیای مادی با سرای آخرت و جاودانگی ماست، جهان رشد است و انسان در زندگی برزخی خود هم چنان با باقیات و سنت ها و یا نیات دیگران رشد می کند و به بالندگی و کمال می رسد و یا از عذاب و سختی و تنگناهایی می رهد

بنابراین پرونده اعمال آدمی با مرگ وی بسته نمی شود و در عالم برزخ نیز ادامه می یابد. البته ناگفته نماند که با مرگ شخص پرونده عمل شخصی او بسته می شود و دیگر قادر به انجام کاری نیست، چنان که امیرمومنان علی(ع) می فرماید: وافد الموت یقطع العمل؛ مرگ که سرآمد، پرونده عمل هم بسته می شود. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص 164، شماره 3194)

پرونده عمل به یک معنا، همچنان باز است. از این رو پیامبر (ص) می فرماید: اذا مات المومن انقطع عمله الا من ثلات صدقه جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یدعوله؛ هرگاه مؤمن از دنیا برود، عملش قطع می شود مگر سه عمل: 1- صدقه جاریه؛ انجام کارهایی که عموم مردم از آن نفع ببرند. مثل بناء مسجد، احداث مدرسه، بیمارستان و... 2- عملی که دیگران از آن بهره مند گردند؛ 3- فرزند صالحی که برای او دعای خیر نماید (بحارالانوار، ج2، ص 22)

مطابق کلام صادق(ع) شش چیز است که مومن بعد از مرگ نیز از آن ها بهره مند می شود. آن شش مورد عبارتند از: 1- فرزند صالحی که برای او طلب مغفرت کند؛ 2- کتاب قرآن که از آن قرائت کند؛ 3- چاه آبی که حفر کرده (و به مردم آب می دهد)؛ 4- درختی که کاشته است؛ 5- آبی که برای خیرات جاری کرده است؛ 6- روش پسندیده ای بنا نهاده و دیگران پس از وی، آن را ادامه می دهند.

بنابراین، هر کسی که باقیاتی را به جا گذاشته باشد، از آثار آن بهره مند می شود و یا اگر سنتی را به نام خود ثبت کرده و دیگری بر اساس آن سنت و الگوبرداری از آن کاری انجام دهد، پیامدها و آثار آن افزون بر عمل کننده برای سنت ساز نیز ثبت می شود

براساس برخی از روایات حتی اگر کسی به نام مرده، کاری را انجام دهد، آن کار خیر و در کارنامه عمل مرده در عالم برزخ ثبت می شود. از این جاست که قرآن و نماز خواندن برای مرده یا روزه گرفتن برای او، نقش مهمی در سامان یابی وضعیت مرده بازی می کند. گاه گناهی از او برداشته می شود و آثار گناه یعنی عذاب از او کم میگردد و یا از وضعیت خوب به خوب تر و بهتر ارتقا می یابد.

چرا برزخیان را به دنیا بر نمى گردانند؟

طبق آیات 100و 99 مومنون بسیارى از مردم لحظه مرگ، قبل از اینکه ملک الموت جانشان را بگیرد، وقتى که پرده کنار مى‏رود، و وضع خود را مشاهده مى‏کنند، با التماس به پروردگار مى‏گویند: رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ خدایا ما را به اول تکلیف برگردان، تا ما زندگى نابود شده را جبران کنیم. میلیون‏ها نفر در هنگام مرگ این تقاضا را از خدا کرده‏اند، خداوند چند نفر را برگرداند؟ هیچ کس را برنگرداندند. کَلَّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ»

 


طوفان جنسی در برزخ بروز و ظهور اعمال دنیوی در برزخ
قرآن کریم در آیات متعدّدی هشدار می‌دهد که آنچه بندگان در برزخ یا قیامت می‌بینند، خودشان از پیش برای خود فرستاده‌‌اند: ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ[4] خداوند متعال، چرکی و خونی خلق نکرده است، بلکه تهمت‌ها و سایر اعمال ناشایست انسان، این‌گونه بروز و ظهور می‌یابد. هر کار زشتی که انسان در دنیا انجام می‌دهد، غل و زنجیری بر گردن او خواهد بود و هرچه گناه بزرگ‌تر باشد، بر این غل و زنجیر افزوده می‌شود. به تعبیر قرآن کریم، گاهی به هفتاد زراع می‌رسد و هرچه گناهان بیشتر شود، آتشین‌تر و سوزنده‌تر می‌گردد:
ثُمَّ فی‏ سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُکُوهُ[5] بسیاری از کارها نیز گرچه ممکن است از نظر انسان گناه نباشد یا رفتار عادی جلوه کند، ولی تجسّم آن در قبر و برزخ، برای انسان ناگوار است. مثلاً بداخلاقی و تندی در خانه و سرد کردن محیط خانواده، چه از طرف مرد و چه از جانب زن ـ فشار قبر را در پی دارد. خداوند رحمان فشار قبر ندارد، بلکه برخورد سرد در خانواده، موجب به وجود آمدن این فشار و سختی شده است.
قرآن کریم می‌فرماید: بَلى‏ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ[6] آن کسانی که برای خودشان مار و عقرب و غل و زنجیر و آتش جهنّم تهیه کرده‌اند، در برزخ گرفتار آتش و غل و زنجیرهای آهنین و مار و عقرب می‌شوند که خود از پیش فرستاده‌اند و به قدری به آنان بد می‌گذرد که یک ساعتش، میلیون‌ها ساعت و یک شبانه روزش، میلیون‌ها شبانه روز است. فریادرسی هم ندارند، فریادرس آنها همان عذابی است که آنان را احاطه کرده است.
قرآن کریم می‌فرماید: آتشی که انسان‌ها برای خود تهیه کرده‌اند، تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. در قیامت اگر کسی با آن عذاب‌ها پاک شده باشد، یا مورد شفاعت واقع شود، نجات می یابد و الاً باز در همان دود و هرم جهنّم، مخلّد می‌شود: بَلى‏ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ» یکی از وظایف سنگین انسان، بودن به یاد گذشتگان و رفتگان است. انسان‌ها تا وقتی در این دنیا زندگی می‌کنند، می‌توانند برای رفتگان خود، خیرات و مبرّات بفرستند. کار نیک زنده‌ها، موجب نجات مردگان است و در نتیجه، دعای خیر آنها را برای انسان به همراه دارد
ثمره شگرف خدمت به خلق خدا در برزخ
در مقابل گناه بزرگ حقّ النّاس، عبادت خدمت به خلق خدا قرار دارد. خدمت به خلق خدا، اعمّ از انسان‌ها یا سایر موجودات، به طرز شگفت‌آوری در نجات انسان در برزخ و قیامت مفید و م?ثّر است. اگر کسی می‌خواهد در برزخ نجات پیدا کند، باید خدمت به مخلوقات را سرلوحه کارهای خود قرار دهد. علاّمه مجلسی«ره» با آن مقامات بلند علمی و معنوی و خدمات فراوانی که به اسلام و مسلمانان کرده است و اکنون در محضر رسول الله «ص» است، وقتی به خواب مرحوم جزائری آمد، فرمود: دو چیز خیلی برای من نفع داشت

یکی اینکه روزی از کوچه‌های یهودی نشین اصفهان رد می‌شدم و سیبی در دست داشتم. دیدم یک کودک در آغوش مادرش، آن سیب را دیده و برای آن ذوق کرد. من نیز آن سیب را به او دادم. این عمل، یعنی خوشحال کردن آن کودک که ظاهراً یهودی هم بوده است، برای علامه مجلسی بسیار مفید واقع شده است. یعنی آن عمل به ظاهر کوچک و ناچیز، ارزش و فایده فوق‌العاده‌ای نزد اهل ملکوت و در برزخ داشته است.
علامه مجلسی در خصوص دوّمین عملی که در راحتی برزخ او تأثیر داشته، می‌فرماید: روزی به مسجد می‌آمدم و تگرگ تندی گرفت. دیدم یک بچّه گربه زیر تگرگ است و راه نجاتی ندارد، دلم برای او سوخت و بچه گربه را زیر عبای خود گرفتم تا تگرگ تمام شد و سپس او را رها کردم. کمک به این بچّه گربه نیز برای من بسیار سودمند بود. بنابر این هر کس به هر اندازه می‌تواند باید به خلق خدا خدمت کند و به سادگی از کنار کمک به دیگران، رد نشود

حتّی در برخی اخبار و روایات نقل شده است: فردی به خاطر آزار یک گربه و گرسنگی و تشنگی دادن به او، جهنّمی شد و دیگری به خاطر آب دادن به یک سگ تشنه، لایق بهشت گردید. انسان باید همیشه از خداوند متعال بخواهد که راه نجاتی برای او قرار دهد و در مسیر خدمت به خلق گام بردارد:«وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا»[7]و کسانى که در راه ما کوشیده‏اند، به یقین آنها را به راه‏هاى خود هدایت مى‏کنیم.
پی‌نوشت‌ها: 1. سیر و سلوک؛ توبه، ص207 - 185 2. الکافی، ج 2، ص 443 3. الکافی، ج 7، ص 410 4.‌ آل عمران / 182 5. الحاقه / 32 6. بقره / 81 7. عنکبوت4

نظرات  (۱)

خیلی عالی بود واقعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">