تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات


رسانه‌های استکباری
در گذشته رسانه‌هایی چون شعر، و ابزارهائی چون سحر و جادو بیشترین کاربرد را در افکار مردم به‌جا می‌گذاشت.

تأثیر شعر و جادو بر افکار عمومی صدر اسلام
در آیاتی چون 36 صافات، وَ یَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِکُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ. و مى‏گفتند آیا ما براى شاعرى دیوانه دست از خدایانمان برداریم و (30 طور، 5 انبیاء و 41 حاقه) از اتهام کافر به پیامبر(ص) به عنوان شاعر و مجنون سخن بر میان آمده است، تا بگویند اینان به قصد سلطه، از دستگاه فریب و تسخیر چون شعر و سحر استفاده کردند تا افکار مردم و عقاید و ایمان آنان را به دست گیرند و آنها را برده و بنده فکری و عملی خود سازند

البته در همین دوره نقش کلمات چه در شعر یا قصه بر کسی پوشیده نبود ولی شعر و سحر قوی‌ترین ابزارها و فنونی بود که در اختیار بود. در آغاز اسلام همین مسأله بارها مشکل‌زا شده بود و شاعران علیه مسلمانان و قبایل اشعاری می‌ساختند که افکار عمومی را نسبت به پیامبر(ص) و اسلام بدبین می‌کرد.

بعدها نیز دستگاه‌های خلفای ظالم تبلیغاتی یزید به سرعت با بهره‌گیری از همه امکانات بویژه شعر و روایت‌سازی دروغین، تصویری غلط و باطل از کربلا و قیام امام‌حسین(ع) ارائه داد به‌طوری که مردم باور کردند که امام‌حسین(ع)یک خارجی و یاغی بر خلیفه مسلمین است. پس به‌طور طبیعی مستحق قتل و اسارت و غارت است.
رسانه ها و ماهواره ها، گوساله های زرین سامری

اگر تا دیروز شعر بود، در جهان امروز رمان ها و سریال ها و فیلم ها هستند که همانند گوساله سامری مسحورکننده هستند. همان گونه که سامری به دروغ گوساله زرین را به عنوان خدای موسی(ع) معرفی می کند و به پرستش و پیروی و اطاعت از آن دعوت می نماید، امروز نیز رسانه ها و ماهواره های زیبا و چشم نواز و مسحورکننده، به دروغ معنویت های مردم را مصادره کرده و با عرفان های کاذب و نمادهای دروغین، فکر و فرهنگ مردم را تحت تاثیر و مدیریت خویش در می آورند تا بتوانند بر جامعه مدیریت کنند.
در دیپلماسی عمومی، کنترل فرهنگی جامعه و مهندسی آن به معنای فراهم آوری لشکری بی مزد و مواجب است که از جان و دل برای تحقق مقاصد رهبرانی که کنترل کنندگان فرهنگ جامعه هستند، تلاش می کند. دیگر نیازی نیست که استکبار جهانی ستون پنجمی را ایجاد کند و جاسوسانی را تربیت نماید و هزینه آن را بپردازد

این سربازان فرهنگی در خیابان ها همان کاری را می کنند که دشمنان در اتاق های فکر در واشنگتن و لندن و فلسطین اشغالی دستور می دهند. بلکه گاه نیازی به دستور مستقیم و غیرمستقیم آنان نیست، زیرا نخبگان مدیریت شده فرهنگی و فکری خود، در مسیر اهداف استکباری فکر می کنند و برنامه می ریزند و عمل می کنند.

اجرای درست برنامه ها نیز می تواند از هرگونه نفوذ احتمالی و تخریب و تغییر مهندسی های انجام شده جلوگیری کند.
حضور رهبری در جامعه و مراقبت و کنترل دقیق و کامل توده های مردم، به معنای همراهی با مردمانی است که تحت شدیدترین تبلیغات دشمنان قرار دارند. باشد با اندیشه تابناک و بصیرت زای رهبر معظم انقلاب مراکز فرهنگی و علمی از حضور سامری های بت پرست و استکبارگرا زدوده شود و رهبران مدافع انقلاب اسلامی در مقام ضعف و زبونی قرار نگیرند و تهدید به قتل و طرد اجتماعی نشوند.


ظهور بدعتها


از آن جایی که حکومت بر دلها به معنای حکومت بر شخص و شخصیت، بدون هزینه یا با کم ترین هزینه است، هر کسی دوست دارد از این حکومت مطلق بهره مند شود. از این رو مثلثی از زر و زور و تزویر پدید می آید تا کنترل فرهنگی و در نهایت کنترل جامعه را در اختیار گیرد. اصحاب قدرت و دولت، در کنار ثروت اشراف برای کنترل و مدیریت جامعه نیازمند عالمانی هستند که بر دل ها حکومت می کنند. این جاست که عالمان تزویر در جامعه شکل می گیرند که ظاهری آراسته و نیک دارند، ولی در باطن همراهان زر و زور هستند.
این عالمان برای دست یابی به قدرت و ثروت، حاضر می شوند تا علم خویش را به بها عرضه دارند و این گونه است که بدعت در جوامع بشری شکل می گیرد.
بدعت در دین که به معنای ایجاد چیزی بی هیچ پیشینه و نوآوری است، آوردن اموری در دین است که برخلاف حکم خدا و پیامبر و آموزه های دینی است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص110) این نوآوری ها برای این نیست تا مشکلات جامعه حل و فصل شود و راهکارهایی برای برونرفت جامعه ارایه گردد، بلکه از آن روست که دل اصحاب زر و زور به دست آید و توده ها مردم را به ظاهری پسندیده فریب دهند و در جهت منافع دولتمردان و ثروتمندان به کار گیرند.


لذا خداوند در آیات بسیاری عالمان بدعت گزار را تهدید می کند؛ زیرا این جماعت از نخبگان جامعه به سبب نفوذ بر دل های مردم، زمینه دگرگونی در دین و اهداف متعالی آن را سبب می شوند. فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا یَکْسِبُونَ. پس واى بر کسانى که کتاب [تحریف‏شده‏اى] با دستهاى خود مى‏نویسند سپس مى‏گویند این از جانب خداست تا بدان بهاى ناچیزى به دست آرند پس واى بر ایشان از آنچه دستهایشان نوشته و واى بر ایشان از آنچه [از این راه] به دست مى‏آورند (بقره79)  و (آل عمران75)
در بدعت ها همواره بخش هائی مورد توجه قرار می گیرد که منافع طبقه یا قشری را تهدید می کند. از این رو بدعت ها زمینه را برای گسترش فساد و ستم فراهم می آورد و زمینه انباشت ثروت، خیانت در امانت، نقض تعهدات اجتماعی و مانند آن می شود (همان) و در نهایت جامعه و مردمان آن را از مسیر اصلی گمراه می سازد. قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَیْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا کَانُواْ مُهْتَدِینَ کسانى که از روى بى‏خردى و نادانى فرزندان خود را کشته‏اند و آنچه را خدا روزیشان کرده بود از راه افترا به خدا حرام شمرده‏اند سخت زیان کردند آنان به راستى گمراه شده و هدایت نیافته‏اند (انعام140و 144)
خداوند ریشه بسیاری از بدعت هایی که از سوی عالمان گذشته شده را هواپرستی (انعام119و 148) وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَالَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ و هوسهاى کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند و کسانى که به آخرت ایمان نمى‏آورند و [معبودان دروغین را] با پروردگارشان همتا قرار مى‏دهند پیروى مکن( انعام150) کسب درآمد و ثروت (بقره79) بر می شمارد


عالمان با سوءاستفاده از علم و نفوذ اجتماعی خود، مهندسی فرهنگی جامعه را به گونه ای سامان می دهند که نیازهای زودگذر دنیوی ایشان برآورده شود و اصحاب قدرت و ثروت خشنود شوند. از این رو حقایق را کتمان و آن را دگرگونه جلوه می دهند و باطل را حق می نمایانند و مردم را به گمراهی دعوت می کنند. أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَیُرِیدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِیلَ آیا به کسانى که بهره‏اى از کتاب یافته‏اند ننگریستى گمراهى را مى‏خرند و مى‏خواهند شما [نیز] گمراه شوید (نساء44 ) (و آل عمران71)
آنان برخلاف مسئولیت و وظیفه خود، به کتمان حقایق می پردازند و با نوآوری ها و بدعت های نادرست در دین، مردم را به سوی گمراهی و ضلالت و فساد رهنمون می سازند و آلت و ابزار دست قدرتمندان و ثروتمندان قرار می دهند. وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ و حق را به باطل درنیامیزید و حقیقت را با آنکه خود مى‏دانید کتمان نکنید (بقره42و57، 77، 146) (آل عمران71 و 78)


سامری گری فرهنگی
سامری در آموزه های قرآنی، نمونه ای از عالمان برجسته ای است که در مسیر بدعت ها گام برمی دارد و جامعه ای را به تباهی می کشاند. وی که از عالمان دارای کرامت بوده، از کرامت و قدرت معنوی خود برای تغییر فرهنگی جامعه سوء استفاده می کند. قَالَ فَمَا خَطْبُکَ یَا سَامِرِیُّ قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی [موسى] گفت اى سامرى منظور تو چه بود گفت به چیزى که [دیگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئیل] برداشتم و آن را در پیکر [گوساله] انداختم و نفس من برایم چنین فریبکارى کرد (طه95و 96)


 جامعه یهودی که از فشار مضاعف و سخت فرعون رهایی یافته بود نیازمند مدیریت و مهندسی فرهنگی بود. آنان به مدت چند سده در مصر زندگی کرده بودند و فرهنگ بت پرستی مصر بر ایشان تاثیرات شگرفی به جا گذاشته بود. از این رو، لازم بود تا این قوم از مصر خارج شود و در جایی دیگر آموزش و پرورش یابد و ملتی برگزیده و الهی شود.
حضرت موسی(ع) نیازمند برنامه ای کامل بود تا ملتی را براساس آن بسازد و تربیت کند، از این رو به کوه طور می رود تا برنامه جامع را از خداوند دریافت کند. در زمانی که آن حضرت(ع) در کوه طور بود، سامری از فقدان برنامه و رهبری استفاده می کند و به مهندسی فرهنگی می پردازد. هرچند که هارون نبی(ع) در زمان عدم حضور موسی(ع) به عنوان خلیفه حضور داشت، ولی از موقعیت اجتماعی هم چون حضرت موسی(ع) برخوردار نبود.
همین مسئله موجب می شود تا سامری با توجه به ضعف نفوذ اجتماعی جانشین رهبری و فقدان برنامه رسمی فرهنگی و درخواست های مکرر مردم برای ارایه برنامه استفاده کند و با کنار زدن جانشین، مدیریت جامعه را در اختیار گیرد.
از آن جایی که قوم موسی(ع) خواهان برنامه جامع فرهنگی بودند، سامری از فقدان برنامه بهره برداری می کند و می کوشد تا با دروغی، نیاز حقیقی را به پاسخی دروغین برآورده سازد


البته این قوم بارها از حضرت موسی(ع) خدایی را خواسته بودند که قابل رویت باشد و بتوانند در برابر آن تعظیم کنند. خداوند در آیه 138 اعراف گزارش می کند که قوم یهود همین که از سرزمین مصر بیرون آمدند، برای این که هویت مشخص و جامعه ای با هویت جداگانه داشته باشند، خواهان خدایی خاص برای خود می شوند. وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ یَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم تا به قومى رسیدند که بر [پرستش] بتهاى خویش همت مى‏گماشتند گفتند اى موسى همان گونه که براى آنان خدایانى است براى ما [نیز] خدایى قرار ده گفت راستى شما نادانى مى‏کنید
این درخواست بت به عنوان خدا، هرچند که برای هویت یابی مستقل ارایه می شود، ولی بیانگر این نکته است که هنوز فرهنگ مصری و بت پرستی در ایشان باقی و برقرار است و خداوند یکتا و یگانه غیرمجسم را نمی پسندند.


خطر سهل انگاری در مهندسی فرهنگی
درخواست های این چنینی، موجب می شود تا در زمان فقدان رهبری و برنامه فرهنگی مشخص، سامری از علم و دانش خویش برای افزایش نفوذ اجتماعی بهره گیرد و به مهندسی فرهنگی قوم بپردازد. این بدان معناست که اگر رهبران جامعه اقدام به مهندسی کامل و جامع فرهنگی نکنند و کار را با امروز و فردا کردن به تاخیر اندازند، دیگران به کنترل و مهندسی فرهنگی جامعه می پردازند و جامعه را به سمت و سوی اهداف خویش سوق می دهند.
این که خداوند در هنگام رفتن موسی(ع) به سوی کوه طور او را مورد مواخذه و بازخواست قرار می دهد و می فرماید: «ای موسی! چه چیز موجب شد تو جلوتر از قومت به وعده گاه بشتابی. گفت: اینک آنها پشت سر منند و من به حضورت شتافتم - ای پروردگار من- تا خشنود شوی. فرمود: ما از پس تو قومت را امتحان کردیم و سامری آنها را گمراه کرد. قَالَ هُمْ أُولَاء عَلَى أَثَرِی وَعَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضَى .....  گفت اینان در پى منند و من اى پروردگارم به سویت‏شتافتم تا خشنود شوى فرمود در حقیقت ما قوم تو را پس از [عزیمت] تو آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت پس موسى خشمگین و اندوهناک به سوى قوم خود برگشت [و] گفت اى قوم من آیا پروردگارتان به شما وعده نیکو نداد آیا این مدت بر شما طولانى مى‏نمود یا خواستید خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید (طه84 تا 86)


اگر حضرت موسی(ع) درنگ می کرد و پیش از موعد به میقات نمی رفت بلکه با قوم خویش به میعاد و میقات می رفت، شاید شرایط برای تاثیرگذاری سامری و مهندسی فرهنگی و کنترل جامعه به دست نمی آمد. این در حالی است که عجله حضرت موسی(ع) موجب شد تا سامری بتواند به اهداف شوم خویش برسد و نفوذ اجتماعی خود را برای مهندسی فرهنگی و تغییر رهبری به کار گیرد


هارون(ع) در پاسخ اعتراض برادر می فرماید: ای پسر مادرم! این قوم مرا زبون یافتند. وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِی مِن بَعْدِیَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّکُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَکَادُواْ یَقْتُلُونَنِی فَلاَ تُشْمِتْ بِیَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِی مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ و چون موسى خشمناک و اندوهگین به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشینى براى من بودید آیا بر فرمان پروردگارتان پیشى گرفتید و الواح را افکند و [موى] سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود کشید [هارون ] گفت اى فرزند مادرم این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزى نمانده بود که مرا بکشند پس مرا دشمن‏شاد مکن و مرا در شمار گروه ستمکاران قرار مده (اعراف150)
بنابراین، اگر رهبران جامعه ای، برنامه فرهنگی نداشته و به درستی فرهنگ جامعه را مهندسی نکنند، دیگران برای دست یابی به اهداف خاص گام به جلو می گذارند و مدیریت فرهنگی و در نهایت کنترل جامعه و رهبری آن را در دست می گیرند؛ زیرا هیچ شکی نیست که قدرت و مدیریت جامعه در دست کسی است که مدیریت فرهنگی را در اختیار دارد.


در جهان امروز، رسانه ها، همان نقش گوساله زرین سامری را بازی می کنند که دارای قدرت مسحورکنندگی هستند. از گوساله سامری صدایی بر می آمد که مردم را شگفت زده و به خود جلب و جذب می کرد. (اعراف148 و149 ) قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنَا وَلَکِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِینَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَکَذَلِکَ أَلْقَى السَّامِرِیُّ ..... گفتند ما به اختیار خود با تو خلاف وعده نکردیم ولى از زینت‏آلات قوم بارهایى سنگین بر دوش داشتیم و آنها را افکندیم و [خود] سامرى [هم زینت‏آلاتش را] همین گونه بینداخت  پس براى آنان پیکر گوساله‏اى که صدایى داشت بیرون آورد و [او و پیروانش] گفتند این خداى شما و خداى موسى است و [پیمان خدا را] فراموش کرد مگر نمى‏بینند که [گوساله] پاسخ سخن آنان را نمى‏دهد و به حالشان سود و زیانى ندارد ....(طه87 تا 96)


                                  هالیوود سامری دیگر چگونه تیشه به ریشه خانواده می زند؟


در شروع قرن بیستم میلادی صنعت سینمای هالیوود شکل گرفت و به مرور استودیوها شروع به کار کردند که این امر به شدت سینمای جهان را تحت تاثیر خود قرار داد چون نه تنها ایالات متحده بازار فیلم خانگی خود را داشت بلکه این سینما، کشورهای دیگر را نیز با محصولات خود تغذیه میکرد، همین مسئله باعث شد تا فیلمسازان آمریکایی نسبت به ساخت فیلمهایی در رابطه با خانواده خیلی حساس شوند. البته هالیوود در کنار مضامین بشری و خانوادگی، بسته به افکار به خصوص مدیران استودیوها و کمپانیهای بزرگ خانوادگی، به دیگر موضوعات نیز علاقه نشان میداد.


ادیسون، مخترع برق و موسس اولین استودیوی فیلمسازی جهان گفت: من درباره استفاده از سینما رویاهای درخشان بسیاری داشتم و میخواستم بدانم که آیا میشود از طریق سینما هر آنچه را که لازم است جهانیان بدانند به آنها آموزش داد؟ یک یادگیری درخشان و هدایت شده. ولی زمانی که سینما تبدیل به ابزار سرگرمی و تبلیغاتی شد من به این بازی پایان دادم چون رویاهای من در این زمینه به حقیقت نپیوست


در اواسط قرن بیستم، هالیوود تلاش کرد تا مشکلات مالی اش را از راه رسیدن به سودهای کلان بوسیله ساخت فیلمهای عظیم رزمی و پرفروش حل کند تا از این طریق نه تنها به سودهای کلان دست یابد بلکه بتواند تسهیلات خود را گسترش دهد


«اریک هود» در کتاب خود تحت عنوان «تاریخ سینما مینویسد: هالیوود پس از جنگ جهانی دوم نه تنها در انعکاس انتقادات افکار عمومی موفق نبود، بلکه این صنعت سینمایی باعث تغییر ادرا کهای درستی که در رابطه با سبک زندگی خانواده ها وجود داشت، شد، قهرمانان جاه طلب سینمای هالیود به خانواده بالاخص به مادرانشان به عنوان افراد دردسرساز مینگریستند و سناریستهای آنها میخواستند که این افراد را همواره به عنوان نماینده ای از طیف وسیعی از جامعه نشان دهند.


فیلمهای هالیوودی در اواسط قرن بیستم پر از صحنه هایی در ارتباط با سبک زندگی خانواده بود ولی همه آنها در یک مورد مشترک بودند و آن این بود که همه این فیلمها تصویرگر درگیری های موجود میان اعضاء خانواده بودند؛ از درگیری لفظی گرفته تا فیزیکی، حتی روی میز غذا، در این فیلمها والدین دیگر نه تنها کنترلی بر فرزندان خود ندارند بلکه خودشان نیز به یکدیگر خیانت میکنند، مرتکب جنایت و اعمالی غیراخلاقی میشوند.


با نزدیک شدن به قرن 21 ، انقلابی عظیم درخانواده های غربی نیز به وجود آمد، تغییراتی اساسی در شکل ساختاری و ارزشهای نهاد خانواده به وجود آمد، وفاداری زوجها به یکدیگر به شدت کاهش یافت، به عبارت دیگر نقش سنتی زن و مرد در چهارچوب خانواده به شدت دستخوش تغییر شد، زنان در خارج از خانه مشغول به کار شدند و اقتدار اقتصادیشان افزایش یافت. گسترش افکار فمینیستی، قانونی شدن ازدواج همجنس بازها در برخی کشورهای غربی همگی از جمله عوامل مهمی بود که مفهوم کلی خانواده در این کشورها را تغییر داد.


بسیاری از افراطگراها بر این عقیده بودند که خانواده نهادی است که در آنجا حقوق فردی بالاخص حقوق زنان به عنوان مادر و همسر مورد تجاوز قرار میگیرد. این طرز فکرها، سینمای غرب را نیز به شدت تحت تاثیر قرارداد، آنچنان که فیلمسازان این سینما آثار زیادی در چهارچوب چنین نوع تفکری ساختند که همگی زنان را به سمتی ترغیب میکرد که خود را از این همه بی عدالتی نجات دهند و برای رسیدن به حقوق مساوی درکنار مردان و یا حتی بیش از آن از هیچ تلاشی فرونگذارند، حتی نادیده گرفتن احساسات مادرانه شان.


فیلم «سکوت بره ها » ساخته «جاناتان دم» در سال 1991 از این دست فیلمهاست. در این فیلم بطور آشکار درباره این مسئله بحث میشود که زنان برای رسیدن به حقوق خود باید نقش خود در خانواده را فراموش کنند. چنین فیلمهایی به زنان می آموزد که چگونه مستقل باشند و برای اینکار باید تمامی خاطرات و احساسات خود در رابطه با خانواده را به دست فراموشی بسپارند. از دید چنین سینمایی، دستیابی به یک زندگی موفق مستلزم جدایی از هرگونه تفکرات احساسی و زیربار مسئولیت خانواده نرفتن است. نتیجه چنین دیدگاه غیرمسئولانه ای بنیان خانواده را بیش از پیش تضعیف کرده و باعث ترویج طلاق، خشونت و بی قیدی در مسائل اخلاقی و جنسی شده است.


در میان افراد جامعه بیشتر از همه؛ نوجوانان، افراد افسرده، بزرگسالان روان پریش و ناسالم به آسانی تحت تاثیر روایت هالیوود از زندگی میشوند. این گونه فیلمها مردم را در برابر برهنگی، اعمال غیراخلاقی، خشونت، خونریزی، قتل و مرگ واکسینه میکند. آنها نمیدانند که مصرف مواد، قتل و خونریزی، جنایت و در نهایت مرگ شاید در فیلمهای هالیوودی با فرصتی دوباره همراه باشد ولی احتمالا پرده آخر زندگی واقعی خواهد بود. شاید نتوان منکر برخی آثار خانوادگی قابل ستایشی که در سینمای هالیوود ساخته میشود، شد ولی اول آنکه برای سینمایی که محل ساخت سالانه 800 - 700 فیلم سینمایی است، ساخت سالانه چند اثر خانوادگی قابل قبول چندان جای تعجب نباشد. 


                                          اصول و مبانی روزنامه نگاری در قرآن


رسانه، نقش مهمی در انتقال اطلاعات و تجربیات دارد. در جهان امروز رسانه ها نه تنها ابزار مهمی در انتقال علم و دانش هستند و مسائل مربوط به جامعه را دراختیار مخاطبان می گذارند، بلکه در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی نقش بسیار حساسی را ایفا می کنند و اصولا جنگ نرم و جنگ روانی در حوزه رسانه ها تعریف و تبیین می شود.


رسانه، ابزاری کارآمد با کارکردهای دوگانه


رسانه به عنوان ابزار اطلاع رسانی دارای کارکردهای دوگانه و متقابلی است. همان اندازه که می تواند موجب بصیرت، روشنگری، دانش، وحدت و رشد فردی و اجتماعی باشد، همان اندازه می تواند عامل تخدیر، جهالت، تفرقه و نابودی فکر و فرهنگ جامعه شود. پس قضاوت درباره رسانه بستگی به آن دارد که در اختیار چه کسی و با چه اهدافی مورد استفاده قرارمی گیرد. به این معنا که نمی توان به مقام ارزشگذاری، رسانه را خوب یا بد دانست؛ زیرا خوبی یا بدی رسانه بستگی به اموری دارد و داوری درباره آن می بایست در چارچوب ملاکهای مشخصی انجام گیرد.
همان اندازه که رسانه در طول تاریخ به عنوان عامل رشد و روشنگری و انتقال دانش و اطلاع رسانی از واقعیت ها و حقایق مطرح بوده است؛ به همان اندازه می تواند دشمن بشریت باشد و آسیب های جدی به فرد و جامعه انسانی وارد سازد


نقش رسانه در جهان غرب به سبب معیارهای لیبرالی و سرمایه داری، نقش مثبتی نیست. از این رو به عنوان ابزاری در دست سرمایه داران و مستکبران عمل می کند. سرمایه داران با ابزار رسانه می کوشند تا بر اذهان و قلوب مردم حکومت کنند و با افکارسازی، افکارعمومی را تحت تأثیر خود قرار داده و به عنوان بردگان بلکه بندگان در اختیار بگیرند.
بنابراین، تحلیل و تبیین اصول رسانه ها مانند روزنامه نگاری بستگی تمام به مبانی هستی شناسی و انسان شناسی کسی دارد که به ارزیابی یا بهره برداری از رسانه می پردازد. از این رو اصول روزنامه نگاری در دو تفکر اصلی کفر و اسلام معنای دیگر می یابد؛ زیرا مبانی هستی شناختی و انسان شناختی کفر و اسلام، متفاوت، متضاد بلکه متقابل است. براین اساس نمی توان اصول رسانه یا روزنامه نگاری را تدوین کرد که دو حوزه کفر و اسلام را دربرمی گیرد.


مبانی هستی شناختی و انسان شناختی


از نظر آموزه های قرآنی، هستی دارای آفریدگار و پروردگاری فرزانه، دانا و تواناست. این بدان معناست که هستی در یک راه مشخص و هدف معینی سامان یافته و با پروردگاری خداوند این راه را می پیماید و خداوند فرزانه دانا با توانایی خود مدیریت هستی را به عهده داشته و در آن مسیر پیش می برد. پس می توان دراین چارچوب دست کم دو مبنا از مبانی هستی شناختی و انسان شناختی را شناسایی و ردگیری کرد.


1- هدفمندی و حکمت در آفرینش:


یعنی اینکه هیچ چیز در جهان بیهوده و بی هدف آفریده نشده است. پس همه چیز در جهان دراین راستا از سوی خداوند مدیریت و پروردگاری می شود و همه هستی در مسیر شدن های کمالی حرکت می کند و خداوند به عنوان رب العالمین جهان را به آن سو می برد و هدایت و رهبری می کند. هیچ چیز در جهان نیست که از این قاعده استثنا باشد و اگر چیزی یا موجودی به انحراف از این مسیر می رود بیرون از مشیت و اراده الهی نیست. پس چیز یا کسی نمی تواند از حکومت خداوندی و پروردگاری بیرون باشد و راهی بر خلاف هدف و فلسفه حکومت بپیماید. (سوره حمد؛ آل عمران83) أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده‏ایم و اینکه شما به سوى ما بازگردانیده نمى‏شوید (مومنون115)


2- حرکت تکاملی انسان:


انسان نیز به عنوان یکی از موجودات و آفریده های هستی در این چارچوب حرکت می کند و در راستای فلسفه و حکمت آفرینش گام برمی دارد. البته تفاوت ماهوی میان انسان با دیگر آفریده ها وجود دارد؛ زیرا انسان دارای اراده و اختیار است و همین اراده و اختیار به او حق انتخاب می دهد. پس انسان می تواند راهی را در پیش گیرد که در همان مسیر کمالی و فلسفه آفرینش باشد یا می توان گمراهی را درپیش گیرد و سقوط کند


البته جامعه انسانی خواسته و ناخواسته در مسیری گام برمی دارد که فلسفه آفرینش است و اگر مخالفت هایی از سوی برخی از انسان ها و یا جوامع صورت می گیرد در کلیت حرکت آفرینش تاثیر به سزایی نداشته و تنها به خود انسان آسیب وارد می کند و او را در موقعیت دوری از کمال الهی قرار می دهد و از تقرب باز می دارد وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ و جن و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند (ذاریات56)  یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ اى انسان حقا که تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى کرد (انشقاق6) إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس (انسان3)


3- عدالت و سنت های الهی:


از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هستی برای تحقق این هدف در چارچوب عدالت و محور آن شکل گرفته است. قانون عدالت، حاکم بر همه هستی است. البته غیراز عدالت، قوانین و سنت های دیگری وجود دارد که برکل هستی حکومت می کند و هیچ امری بیرون از دایره این قوانین و سنت های الهی نیست. قانون و سنت الهی عدالت، رجعت به سوی خداوند، کمال گرایی، نقص گریزی، سنت ابتلاء و امتحان از جمله این قوانین حاکم بر هستی و انسان است. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ. [همان] کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏گردیم (بقره156) أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند (عنکبوت2)


راهبردها و سیاست های کلان


درچارچوب مبانی هستی شناختی و انسان شناختی بالا می توان گفت که راهبردها و سیاست های کلانی از سوی خداوند برهستی و انسان تعریف و تعیین شده است. هرکاری که انسان به عنوان آفریده ای دارای اراده و اختیار و انتخاب انجام می دهد می بایست دراین چارچوب و براساس این معیارها و ملاک سامان یابد


بنابراین، مسئله رسانه از جمله روزنامه نگاری نیز می بایست به عنوان یک فعل انسان کمال گرا و هدفمند در این چارچوب و براساس این معیارها و ملاک ها انجام گیرد.


معیارهای رسانه مثبت


دراینجا به مهم ترین محورهای اساسی آن به عنوان معیارهای رسانه مثبت و ارزشی اشاره می شود که می بایست در روزنامه نگاری نیز مدنظر قرارگیرد.


1- عدالت محوری و عدالت خواهی:


انسان مسلمان که در اندیشه کمال گرایی و دست یابی به هدف آفرینش، زندگی خود را سامان می دهد، همه زندگی اش در این چارچوب تعریف می کند که قانونی است که عقل عملی نیز آن را تایید و امضا می کند. خداوند در آیات قرآن ظلم را به سبب آن که خروج از سنت و قانون کمالی عدالت است امری قبیح و مکروه معرفی می کند و هر موجودی را به سبب ظلم، موجودی خارج از سنت و قوانین حاکم بر هستی معرفی می کند


از نظر قرآن، ماموریت پیامبران این است که مردم را با عدالت حاکم بر هستی آشنا کرده و از آنان بخواهند که درچارچوب کتاب و قوانین حاکم بر هستی، زندگی خود را سامان دهند و عامل به عدالت باشند. لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ  به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است پدید آوردیم تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان او و پیامبرانش را یارى مى‏کند آرى خدا نیرومند شکست ناپذیر است (حدید25)


رسانه ای ارزشی است که در چارچوب این سنت و قانون الهی حاکم بر جهان و انسان حرکت کند و همواره در چارچوب عدالت و در راستای تحقق ارزش های عقلانی و وحیانی گام بردارد.


2- ستم ستیزی و دفاع از مظلوم:


از آن جایی که عدالت خواهی و حرکت بر مدار عدالت، به معنای گریز از ظلم و ستم است، انسان مومن و مسلمان عقل نهاد، انسانی ستم ستیز است و می کوشد تا دیگران را به عدالت بخواهند و از هرگونه ظلم و ستم باز دارد. از این رو همواره درکنار عدالت خواهان و علیه ظالمان است و در دفاع از مظلوم و رهایی او، از جهاد مالی، جانی و علمی کم نمی گذارد


رسانه ارزشی رسانه ای است که همواره در چارچوب ستم ستیزی و دفاع از مظلوم گام برمی دارد و می کوشد تا مردم را نسبت به مصادیق و مفاهیم ظلم آگاه کرده و آنان را در مسیر عدالت کلان هستی قرار دهد و دستگیر مظلومان و دشمنان ظالمان باشد (حدید25)


از نظر وحی بیان مصادیق عدالت و ظلم می تواند موجبات روشنگری بشر را فراهم آورد و او را در مسیر درست قرار دهد. بسیاری از مصادیق ظلم برای توده های مردم ناشناخته است؛ زیرا توده های مردم تنها با برخی از مصادیق ظلم آشنایی دارند. در قرآن بیش از120 مورد با عنوان مصادیق ظلم معرفی و بیان شده است.


از مصادیق ظلم می توان به فکر و شرک (لقمان12)، آواره سازی مردم از سرزمین خود (حج 39 و40)، اختلاف افکنی و تفرقه در میان مردم (بقره213)، اخلال گری و فتنه انگیزی در جامعه (توبه47)، بهره کشی از مردم (دخان 18 و 19)، استکبار ورزی و استضعاف مردم (سبا31)، افراط در انتقام (حج60)، القاب زشت به مردم دادن (حجرات11)، بدعت گزاری درجامعه و سنت گذاری های زشت و نابهنجار (بقره59؛ اعراف162)، رفتارهای ناشایست درحق دیگران (نساء148)، تبلیغات سوء (اعراف44 و 45؛ هود18 و 19)، تجاوز از حدود و قوانین و مقررات (بقره178، 229، 231؛ مائده45)


تحریف حقایق (بقره59؛ اعراف162)، تحقیر مردم (هود31) توهین به مقدسات و تخریب اماکن مذهبی (بقره114)، تخلفات اقتصادی (هود84 و 85 و 94)، تخلف در حسابرسی (غافر، 17)، تفرقه افکنی (توبه107 و 109) روابط نامشروع (یوسف23)، سازشکاری با دشمنان (بقره145)، غصب اموال دیگران (نساء29 و 30)، فسادگری (یونس39 و40)، فسق و فجور (اعراف163 و165)، قضاوت باطل (مائده45)، کتمان حق (بقره140)، کم فروشی (هود84 و 94)، مجادله (انعام68)، مغالطه (همان) و مانند آن اشاره کرد. که بیشتر آنها موارد و مصادیقی است که در روزنامه نگاری و رسانه می بایست مورد توجه قرار گیرد وگرنه مصادیق ظلم بسیار است که در آیات قرآن بیش از 120 مورد بیان شده است.


3. استکبارستیزی و دفاع از مستضعف:


خداوند از مؤمنان می خواهد در همه جا و به هر شکل ممکن علیه مستکبران باشند و در کنار مستضعفان با مال و جان و زبان به دفاع برخیزند. از این رو به مسلمانان اعتراض می کند که چرا برای رهایی مستضعفان دست به سلاح نمی برند و علیه مستکبران به جنگ نمی پردازند و آنان را نیست و نابود نمی کنند


قرآن عدالت خواهی مسلمانان را جهانی می داند بطوری که یک مسلمان می کوشد تا در هر جا و در هر شکلی ظلمی را دید نابود سازد و کاری به مذهب و رنگ و دین و نژاد و ملت مستضعفان ندارد و هر جایی که مستضعفی بود برای دفاع از او به جنگ می پردازد و در این راه شهادت را افتخار می داند. وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیرًا و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‏جنگید همانان که مى‏گویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما  (نساء75)


4. اخلاق محوری:


از مهمترین راهبردها و سیاست های یک مسلمان آن است که همه زندگی اش را در چارچوب اخلاق سامان دهد؛ زیرا پیامبر(ص) مأموریت خود را اتمام مکارم و محاسن اخلاقی می داند (بحارالانوار، ج16، ص210) و خداوند او را به خلق عظیم می ستاید وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ و راستى که تو را خویى والاست (قلم4) از این روست که او اسوه حسنه (احزاب21) مردمان شده است


یک رسانه ارزشی رسانه ای است که اخلاق محور باشد و در تحکیم مکارم و محاسن اخلاقی در جامعه و تبلیغ و گسترش آن بکوشد. رسانه ای که اصول اخلاقی را رعایت نکند و در مسیر امر به معروف و گسترش هنجارها و ارزش ها عمل نکند و به اشاعه منکر و فحشا بپردازد، رسانه غیراخلاقی است


از نظر اسلام هرگونه اشاعه فحشاء و گسترش منکر جرم و عملی ضداخلاقی و گناه دانسته شده است. الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَیَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ مردان و زنان دو چهره [همانند] یکدیگرند به کار ناپسند وامى‏دارند و از کار پسندیده باز مى‏دارند و دستهاى خود را [از انفاق] فرو مى‏بندند خدا را فراموش کردند پس [خدا هم] فراموششان کرد در حقیقت این منافقانند که فاسقند (توبه67) إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ کسانى که دوست دارند که زشتکارى در میان آنان که ایمان آورده‏اند شیوع پیدا کند براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست که] مى‏داند و شما مى‏دانید(نور19)


5. توحیدمحوری:


توحیدمحوری می بایست در دستور کار قرار گیرد. هرگاه این اصل نادیده گرفته شود همه بنیادهای دیگر فرو می ریزد. در این چارچوب باید همواره رسانه اصل توحید را در نظر داشته باشد و در تبلیغ و گسترش این اندیشه بکوشد تا جامعه ذکر و یاد خدا را در همه اعمال و اندیشه ها مدنظر قرار دهد.


منابع خبری


اسلام به مساله منابع خبری اهتمام ویژه ای دارد؛ زیرا اسلام متن محور است. لذاست که علومی چون علم الرجال، علم التحفیظ، علم الدرایه و علم الاستنباط و علم اصول الفقه پدید آمده است. برخی از این علوم چون علم اصول فقه، نوعی منطق اسلام است که با گرایش فقه محور پدید آمده است ولی برخی اصول آن اختصاص به فقه نداشته و می تواند در علوم دیگر نیز به کار گرفته شود. مباحث الفاظ و حجت از جمله مباحثی است که در فقه رسانه کاربرد دارد


در مباحث الفاظ سخن از انواع دلالات لفظی است و در آن از مسایلی چون اوامر و نواهی، عام و خاص، مجمل و مبین، مشتق مطلق و مقید و مفاهیم بحث شده است. در مبحث حجت، از دلیل شرعی که از آن به حجت و یا اماره یاد می شود، سخن از ظواهر الفاظ کتاب و سنت مطرح شده است. بحث خبر متواتر و خبر واحد در این مبحث از مباحث اصول فقه بیان می شود.
منابع خبری اهل رسانه می تواند بسیار متنوع و متعدد باشد. در اینجا به برخی از این منابع اشاره می شود.


1-مشاهدات:


خداوند در آیات بسیاری به مساله ابزارها و منابع شناختی اشاره می کند. در انسان همه ابزارها و قوای مورد نیاز برای شناخت و تشخیص حق از باطل بیان شده است. انسان از این امکان برخوردار است که هر آنچه در درون و بیرون خود می گذرد بشناسد و دریابد و تحلیل نماید.


این بدان معناست که انسان از توانایی معرفت و شناخت برخوردار است و البته انسان هایی هستند که ابزارهای شناختی چون گوش و چشم و بینی و مانند آن را دارا می باشند ولی قوه قلب که مرکز تحلیل داده هاست را از کار انداخته اند و نمی توانند از ابزارهای شناختی و داده های آن استفاده کنند. (اعراف195، هود20) خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ  * فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ  (بقره7 و 10 و 74 و 88 و 93)


 مشاهدات به عنوان بخشی از منابع اطلاعاتی و خبری اهمیت بسیاری دارد. از این رو در قرآن از سفر در جهان و سیاحت در آن برای مشاهده و دریافت حقایق هستی سخن بسیار گفته شده و از مردم می خواهد تا در آفرینش بنگرند و تفکر نمایند. (آل عمران137، انعام11، یوسف139)


2-اخبار اهل وثوق:


بخشی از اخبار به سبب تواتر و تعدد منابع اهل وثوق از درجه اعتبار بسیاری برخوردار است و می تواند در حکم مشاهدات قرار گیرد و براساس زندگی و تحرکات خود را سامان داد. البته همان گونه که تاکید شده است، اخبار متواتر از منابع موثق است؛ چرا که همواره برخی از گروه ها و اقشار به هدف رسیدن به مقاصد و منافعی، به تواترسازی اقدام می کنند تا این گونه افکار عمومی را مدیریت کنند


 از این روست که روزنامه و رسانه های زنجیره ای شکل می گیرد که همه آنها یک خبر را در اشکال گوناگون تکرار می کنند تا تواتر دروغین ایجاد کنند. در جنگ امروز، جنگ روانی و نرم بر اساس تواترسازی صورت می گیرد. بنابراین، زمانی تواتر ارزش دارد که از سوی منابع خبری دارای وثاقت به دست آید. اما خبر واحد را اگر دارای وثاقت باشد می توان به عنوان اخبار معتبر پذیرفت و به آن ترتیب اثر داد


خداوند گزارش می کند که حضرت سلیمان(ع) به خبر واحد پرنده ای به نام هدهد (پوپک) توجه می کند و از او می خواهد تا خود برای کسب اطلاعات دقیق تر به ماموریت برود. وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ.... و جویاى [حال] پرندگان شد و گفت مرا چه شده است که هدهد را نمى‏بینم یا شاید از غایبان است قطعا او را به عذابى سخت عذاب مى‏کنم یا سرش را مى‏برم مگر آنکه دلیلى روشن براى من بیاورد پس دیرى نپایید که [هدهد آمد و] گفت از چیزى آگاهى یافتم که از آن آگاهى نیافته‏اى و براى تو از سبا گزارشى درست آورده‏ام من [آنجا] زنى را یافتم که بر آنها سلطنت مى‏کرد و از هر چیزى به او داده شده بود و تختى بزرگ داشت (نمل20 تا 23)


 اما اگر خبر واحد از اهل وثاقت نباشد مانند کسی که اهل فسق و فجور است و از تقوای عقلانی و الهی برخوردار نمی باشد، می بایست ضمن توجه یافتن به اصل خبر، هرگونه انتشار خبر را متوقف بر تحقیق و تفحص از منابع معتبر و موثق کرد. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ اى کسانى که ایمان آورده‏اید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کرده‏اید پشیمان شوید (حجرات6)


اعزام کارشناس خبر می تواند بسیار کارساز باشد. کارشناس می بایست از زیرکی خاصی برخوردار باشد و همه جزئیات و تحرکات پیرامون حادثه و رخداد خبری را تحقیق کرده و از دور و نزدیک تحت نظر قرارداده و واکنش های دوست و دشمن را درباره خبر، تحلیل و ارزیابی کند و حتی در مقام مسئولیت انسانی و اسلامی، باحضور در میان دشمنان، واکنش های ایشان را مراقبت و تحلیل کرده و در صورت نیاز به دور از آگاهی آنان از موقعیت خود، راهنمایی مثبتی را ارایه داده و افکار و رفتارهای آنان را تغییر دهد


خداوند گزارش های چندی در این باره ارایه کرده است. از جمله در داستان حضرت موسی(ع) گزارش می کند که خواهر موسی(ع) از سوی مادرش ماموریت می یابد تا حضرت موسی(ع) را تعقیب کند و از دور مراقبت نماید تا واکنش های فرعون و فرعونیان را ارزیابی کرده و رفتار مناسبی به عنوان یک گزارشگر زیرک و باهوش از خود در موقعیت های خاص بروز دهد


این گونه است که خواهر ضمن ماموریت خبری، از دور کودک و رفتار فرعونیان را مراقبت می کند و با زیرکی و تیزهوشی کاری می کند تا کودک به نزد مادر بازگردد. وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن کَادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ... و دل مادر موسى [از هر چیز جز از فکر فرزند] تهى گشت اگر قلبش را استوار نساخته بودیم تا از ایمان‏آورندگان باشد چیزى نمانده بود که آن [راز] را افشا کند و به خواهر [موسى] گفت از پى او برو پس او را از دور دید در حالى که آنان متوجه نبودند.... (قصص11 تا 13)


همچنین خداوند گزارش می کند که حضرت سلیمان هدهد را ماموریت می دهد تا به عنوان یک کارشناس خبر که اطلاعات نخستینی را به دست آورده و در این زمینه آگاهی دارد به عنوان نخستین خبر رسان در این حوزه، نامه ای را به سوی ملکه سبا ببرد و واکنش های آنان را ارزیابی و تحلیل نماید و گزارش کند. (نمل20 تا 25)


3- شایعات:


شایعات هرچند که نمی تواند یک منبع مناسب برای خبر باشد، ولی نمی توان از کنار شایعات بی توجه گذشت؛ بنابراین می بایست به شایعات به عنوان یک احتمال نگریست و با آن همانند خبر فاسق برخورد کرد. پس لازم است که از طریق منابع موثق و معتبر این شایعات بررسی و تحقیق و تفحص شود؛ زیرا شایعه، خبری است که فاش شده ولی صحت و نادرستی آن معلوم نباشد. (لغت نامه، ج 9، ص 12435، «شایعه»)


در آیات قرآنی بیان شده که در صورت عدم امکان مشخص کردن صحت و سقم شایعه می بایست آن را به مسئولان و کارشناسان ارایه کرد تا از هرگونه آثار مخرب آن جلوگیری به عمل آورد. (نساء83) إِنَّ الَّذِینَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِی تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ.... 


در حقیقت کسانى که آن بهتان [داستان افک] را [در میان] آوردند دسته‏اى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مکنید بلکه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [که در این کار دست داشته] همان گناهى است که مرتکب شده است و آن کس از ایشان که قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت‏خواهد داشت چرا هنگامى که آن [بهتان] را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشکار است چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نیاوردند پس چون گواهان [لازم] را نیاورده‏اند اینانند که نزد خدا دروغگویانند (نور11 تا 17)


مراجعه به کارشناسان و اهل فن از وظایف هر کسی است که گرفتار فتنه شایعه و یا اخباری از منابع ناموثق و نامعتبر است. از این رو خداوند پرسش از اهل ذکر و خبرگان وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ. و پیش از تو [هم] جز مردانى که بدیشان وحى مى‏کردیم گسیل نداشتیم پس اگر نمى‏دانید از پژوهندگان کتابهاى آسمانى جویا شوید (نحل43) و راسخون در علم و دانش (آل عمران7) و مسئولان و رهبران مرتبط با امور مربوطه (نساء59) را وظیفه کسانی می داند که گرفتار امری چون شایعات و شبهات و متشابهات و منازعات شده اند. روزنامه نگار مانند هر عضو رسانه نیز می بایست در این مورد به این اصل عمل کند.


سیاست های خبری


اخباری که از سوی رسانه های اسلامی انتشار می یابد می بایست در چارچوب سیاست های مشخصی باشد؛ زیرا اگر سیاست های خبری مشخص نباشد، می تواند به جای یک ابزار روشنگری، اطلاع رسانی و دانش افزایی و رشد و کمال فرد و جامعه به عنوان یک ابزار مخرب باشد.


1- اطلاع رسانی شفاف:


اطلاع رسانی باید شفاف و به دور از هرگونه شائبه باشد. این نوع اطلاع رسانی می تواند از هرگونه تردیدها و ایجاد شبهه جلوگیری کند. سیاست های دولت اسلامی در عصر نبوی نشان داد که هرگونه اطلاع رسانی شفاف می تواند عرصه را بر هر گونه شایعه پراکنی تنگ کند و اجازه ندهد تا در جنگ روانی و جنگ نرم از فقدان اطلاع رسانی شفاف در عرصه ملی سوءاستفاده شود.


2- روشنگری:


اطلاع رسانی می بایست در راستای دانش افزایی و بصیرت بخشی و روشنگری به جامعه باشد و هرگونه شبهه و شایعه ای را از آن بزداید و فتنه را خاموش و خفه نماید. اصولا پیامبران وظیفه خود را روشنگری و ایجاد بصیرت در مردم می دانند و مردم را با قوانین، حقوق، توانایی ها و اهداف ابتدایی و میانی و غایی زندگی و جامعه آشنا سازد (حدید25؛ فاطر19 و 22 و 23) أَفَلَمْ یَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ...


مگر به آسمان بالاى سرشان ننگریسته‏اند که چگونه آن را ساخته و زینتش داده‏ایم و براى آن هیچ گونه شکافتگى نیست و زمین را گستردیم و در آن لنگر[آسا کوه]ها فرو افکندیم و در آن از هر گونه جفت دل‏انگیز رویانیدیم [تا] براى هر بنده توبه‏کارى بینش‏افزا و پندآموز باشد (ق6 تا 8) بنابراین، رسانه ها موظف هستند با اطلاع رسانی خود موجبات بصیرت و رهایی از غفلت را در جامعه فراهم آورند. (ق22)


3- جریان آزاد اطلاعات:


همه انسان ها از این حق برخوردارند تا از حقایق آگاه شوند و از گفتمان های دیگر اطلاع یابند. از این رو اسلام شرایطی را فراهم می آورد تا حتی دشمنان با حضور در میهن اسلامی با امکانات اسلامی و در امنیت کامل از گفتمان اسلامی عدالت محور و استکبارستیز و ظلم ستیز آگاه شوند و با توحید و حکمت آفرینش آشنا شوند و سبک زندگی اسلامی را بشناسند. وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْلَمُونَ  و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومى نادانند (توبه6)


اسلام با هرگونه استبداد رای و گفتمان مخالفت می کند و خواهان جریان آزاد اطلاعات است تا همگی از حقایق هستی آگاه شوند و در یک فضای عادلانه به تفکر و انتخاب برخیزند. (حدید25؛ سوره کافرون؛ انسان 3)


4- مبارزه با دشمن حق و عدالت:


از سیاست های اسلامی در عرصه اطلاع رسانی، حمایت از جریان توحید و ایمان و عدالت و مبارزه با کفر و بی عدالتی و ظلم و استکبار است. بنابراین، هرگونه اطلاع رسانی می بایست در راستای آگاهی بخشی به مردم و ایجاد شناخت نسبت به ظالمان و مستکبران و تقویت اهل حق و ایمان و عدالت باشد.


5- جنگ نرم و جنگ روانی:


جنگ نرم مبتنی بر تسلط بر فکر و قلب است. بنابراین، نقش رسانه در این حوزه بسیار روشن و حساس است. سیاست های رسانه اسلامی می بایست به گونه ای تنظیم شود که ضمن مقابله با جنگ روانی دشمن از طریق شایعات بتواند با اطلاع رسانی دقیق و شفاف و روشنگری با جوامع دیگر بشری را با حقایق اسلام و قرآن و جامعه اسلامی آگاه سازد و امکان تسلط و تسخیر اذهان و قلوب را برای ولایت ایمان فراهم آورد.


اصول روزنامه نگاری
1-
امانت داری: اصل امانت داری از اصول مهم در عرصه رسانه ها و اطلاع رسانی است. امانت داری از احکام عقل عملی است و همه انسان ها آن را به عنوان یک اصل اخلاقی پذیرفته و قبول دارند. خداوند از مؤمنان می خواهد تا در همه امور اصل امانت داری را رعایت کنند. (نساء58) وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ و آنان که امانتها و پیمان خود را رعایت مى‏کنند  (مؤمنون8) و (معارج32) این امانت می توان حقیقت یا واقعیتی باشد که در اختیار انسان قرار می گیرد


بنابراین هرگونه خیانت در امانت (انفال27) کاری خلاف اصول اخلاقی است. از جمله این خیانت ها می تواند کتمان حقیقت یا واقعیتی باشد فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ (بقره42و 283) که در اختیار آدمی است و شخص با سکوت و عدم بیان آن، در آن امانت خیانت می کند. عدم ذکر منابع خبری نیز از مصادیق خیانت در امانت است.


2- صداقت و راستگویی:


اصل راستی و صداقت از دیگر اصول اخلاقی است که می بایست در کار روزنامه نگاری و خبرنگاری مورد توجه قرار گیرد. اسلام دروغ را از مصادیق گناهان کبیره دانسته و آن را کلید همه گناهان برمی شمارد. بنابراین، صداقت از مهمترین اصول خبری است که می بایست رعایت شود. صداقت موجب افزایش اعتماد عمومی به رسانه و توجه بیشتر بدان می شود


خداوند از مؤمنان می خواهد که همواره و در همه حال با صادقین و راستگویان باشند. اگر خبر و مطلبی است که احتمال صدق و کذب در آن می رود، خبرنگار مسلمان جز به صدق خبری را نمی گوید و همواره با صداقت و راستی با خبری مواجه می شود. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا کنید و با راستان باشید (توبه119)  (آل عمران17)


3- استقلال:


رسانه می بایست از هرگونه وابستگی به گروه ها و جناح ها و احزاب برکنار باشد؛ زیرا وابستگی فکری و مالی موجب می شود تا منفعت گرایانه و طرفدارانه اخبار را تحریف و کتمان کند و یا تغییر دهد و یا از صدور اخباری جلوگیری کند و توانایی روشنگری رسانه خود را کاهش دهد و این گونه ضربات خطرناکی به خود و آرمان مردم وارد سازد


هرگروه و جناحی افکار و رفتارهای خاصی دارد که گرایش به آنها موجب می شود تا رسانه نتواند حقایق و واقع را چنان که هست ببیند و یا تحلیل و یا گزارش کند. وَإِذْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ آنگاه که موسى را کتاب و فرقان [جداکننده حق از باطل] دادیم شاید هدایت‏ یابید (بقره53) و (روم32)


4- حقیقت محوری:


حقیقت همواره آن چیزی نیست که در جهان حضور دارد؛ زیرا بسیاری از حقایق، همچنان تحقق نیافته است. جهان عدالت خواه هنوز آرمانی است که تحقق نیافته است. بسیاری از حقایق، رنگ واقعیت به خود نگرفته است. آرمان های اسلامی و انسانی از جمله حقایقی است که می بایست همواره در اطلاع رسانی مدنظر قرار گیرد و بر آن تأکید شود تا از یادها نرود. آزادی حقیقی، رهایی انسان از کفر و شرک و هواپرستی، تحقق عدالت فراگیر و همه جانبه از حقایق هستی است که می بایست در رسانه ها اطلاع رسانی و به عنوان آرمان گوشزد شود.


5- وقایع نگاری:


رسانه مؤظف است ضمن پاسداشت آرمان ها و حقایق به وقایع نگاری بپردازد و توصیف مناسب و تحلیل درست از واقعیت های جهان و جامعه و انسان ارایه دهد. گزارش های قرآنی همواره بر این دو امر مبتنی بوده است؛ زیرا با گزارش از وضعیت موجود جامعه خواهان تغییر و تحول می شود و از انسان ها می خواهد تا واقع بینانه مسایل را درک کرده و مبتنی بر حقایق عمل کنند.


6- ساده نگاری:


قرآن بر بیان ساده و آسان و روان مطالب تأکید دارد. شیوه ای که قرآن در پیش گرفته، اطلاع رسانی شفاف و ساده و آسان از حقایق و واقعیت های هستی و انسان است. (نور34و 46) تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ این است آیات کتاب روشنگر (قصص2)


7. جذابیت:


خبر و یا مطلب می بایست جذاب باشد و مخاطب خود را جذب کند. آیات قرآنی از این شیوه برخوردار است. اصولا نبأ یا خبر مطلبی است که توجه انسان را به خود جلب می کند و او را به امری خاص که برای او جاذبه دارد آگاه می سازد. وقتی حضرت آدم(ع) انباء می کند، توجه فرشتگان را جلب و جذب می کند و یا وقتی پیامبر(ص) از قیامت اخبار می دهد از چنین خاصیتی برخوردار است. وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ. [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت ‏سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏گویید از اسامى اینها به من خبر دهید (بقره31) )و  (آل عمران44؛ قمر4)


8. وفاداری:


خبر می بایست وفادار به اصول انسانی و اخلاقی جامعه باشد چنان که می بایست به واقعیت وفادار باشد.


9. فراگیری:


اخبار باید از عنصر فراگیری و عمومیت برخوردار باشد؛ زیرا اخبار شخصی و جزیی نمی تواند مفید فایده ای باشد مگر اینکه خبر به گونه ای تنظیم شود که حاوی اطلاعاتی مفید باشد و دیگران بتوانند از آن در زندگی سود برده و آن را سرمشق عمل خویش قرار دهند.


.10 انصاف:


در اخبار می بایست رعایت انصاف را داشت. انصاف نوعی عدالت است با این تفاوت که حالت رأفت و عطوفت و احساسات و عواطف در آن بیشتر خودنمایی می کند. انصاف ویژه انسان است و انسان ها به سبب حالت رأفت و عطوفت در هنگام عدالت نوعی ایثار دارند. این انصاف گری بویژه در مواجهه با رفتارهای خلاف و عفو و گذشت از دیگران می بایست مورد توجه قرار گیرد. از این رو در دعای توفیق الطاعه امام زمان(عج) سخن از انصاف از سوی امت در ارزیابی عملکرد دولتمردان به میان آمده است.


11 . صراحت و روشنی:


اطلاع رسانی می بایست به دور از هرگونه اما و اگر باشد و سعی شود تا محکمات خبر و قول سدید در آن رعایت شود. (نساء9) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا  اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا دارید و سخنى استوار گویید  (احزاب70)


12 . اصلاح گری:


دوری از فساد به عنوان نوعی ظلم آشکار می بایست در دستور کار رسانه ها باشد. مبارزه با فساد و افساد در هر شکلی امری است که در آموزه های قرآنی بر آن تأکید شده است. هر کسی در هر سطح و توان می بایست در اصلاح فساد در جامعه بکوشد و هنجارها و ارزش ها را جایگزین فساد و تباهی کند.قَالَ یَا قَوْمِ ..... إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ گفت من نمى‏خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‏دارم با شما مخالفت کنم [و خود مرتکب آن شوم] من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا که بتوانم ندارم و توفیق من جز به [یارى] خدا نیست بر او توکل کرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم  (هود88)
13.  اصول دیگری هم در آیات قرآنی مورد توجه قرار گرفته که به لحاظ رعایت اختصار از بیان آنها خودداری می شود.


آداب روزنامه نگاری


روزنامه نگاری باید به دور از هرگونه امر ضداخلاقی و هنجاری و عرفی باشد. تأکید بر اموری چون
1.
جدال به احسن و پرهیز از جدال به باطل در هنگام تهیه و تدوین خبر
2.
انتخاب بهترین شیوه نگارش و محتوای مناسب
3.
پذیرش نصیحت و تأکید بر اندرزگویی و نصیحت مردم به خیر و نیکی و عفو و دیگر فضایل اخلاقی
4.
سخن حکیمانه و پرسش های خردمندانه در هنگام تهیه و تدوین خبر (زمر18 الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ. به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان )
امام خمینی(ره) مطالب بسیاری را در اصول و سیاست های روزنامه نگاری و اخلاق آن بیان داشته است که همگی آنان مبتنی بر آموزه های وحیانی اسلام است.


رهیافتی برنقش رسانه ها در گسترش مفاهیم دینی
دانشمندان پیشرفتهای علمی دهه های آخر قرن بیستم را شروع تحولی در زمینه تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی می دانند که آن را (عصر اطلاعات) نامگذاری کردند. عصر اطلاعات زمینه ساز تحولات گسترده ای در تمدن بشری است که این دوران محور و مدار تاثیرگذاری در آینده و در فرآیند جهانی شدن می باشد.


جهانی شدن ارتباطات در هزاره سوم میلادی ،تمامی عرصه های فرهنگی اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی زندگی بشر را بیش از پیش تحت تاثیر قرار داده است، رسانه در عصر ارتباطات دارای جایگاهی کلیدی می باشد و در جامعه امروز به عنوان یک ضرورت ، بخشی از زندکی بشر را تشکیل داده است، به طوریکه آمارهای نسبی نشان می دهد که فقط در قاره امریکا هر شخص به طور متوسط 6 الی 7 ساعت در روز، وقت خود را به دیدن کانالهای تلویزیونی و ماهواره ای و جستجوی در اینترنت اختصاص می دهد.
جایگاه قدرت و تأثیر رسانه
جایگاه رسانه در دنیای معاصر بالاتر از یک نیاز را فرا گرفته و به یک ضرورت تبدیل شده است، به طوری که عدم حضور این ضرورت می تواند اختلالات گستردهای را در رفتارهای اجتماعی ایجاد کند. در حقیقت رسانه مدرن امروز، زمینه ساز و بستر ساز ایجاد پیام و انتقال آن با فراهم آوری ارتباط بین گروههای انسانی است، و به واسطه پیامی که حمل می کند می تواند نگرش انسان را نسبت به محیط پیرامونی اش دچار تغییر کند ، و اقتضائات و کنشهای متفاوتی را فراهم آورد. رسانه‌های جمعى با استفاده از روش‌ها و فنون مختلف سعی در چیدمان ذهنی افکار عمومى دارند و در این راستا انبوه اطلاعات که به وسیله رسانه‌های همگانی، به‌ویژه رادیو و تلویزیون، به لایه های گوناگون طبقاتی جوامع القاء گردیده و در نهایت به تدریج تمامى جامعه را در تحت تاثیر قرار می دهد


امروزه فرهنگ بر اساس خصوصیت کثرت گرایانه ای که دارد ،دچار تکثر و تنوع است. ظهور ابزارهای جدید رسانه ای و ارتباط جمعی منجر به ایجاد واکنشهای جدیدی در جوامع بشری می شود ،که معرف الگوهای رفتاری جدید بر اساس جهان بینی های القائی از ناحیه این ابزار است


بسیاری از این ابزارها در خدمت القائات ناهمگون و غیر مطابق با ارزشهای انسانی قرار گرفته که توسط سیاست های صهیون طیف وسیعی از مردم دنیا را مخاطب قرار داده است و با تبلیغات وسیع در قالب بازتعریف غیر الهی انسان ، سرنوشت ، خدا ، شیطان ، جهان، موعود و منجی ، به صورت غیر محسوس مولفه های ارزشی ادیان الهی را مورد هجوم قرار داده و تراژدی جدیدی را از نمایش تمدن مدرن برای انسان رقم زده است.
کارشناسان ،رسانه را به مثابه ابزاری توصیف می کنند، که می تواند در بسط و اشاعه معارف و مفاهیم ارزشی دین نقش قابل توجهی ایفا کنند. از سویی ذات و ذهن مذهب نیز به خودی خود شامل رسانه است ،که ماموریت برقراری ارتباط میان انسان و خدا وهمچنین انتقال کلام وحی به انسانها را به عهده دارد. بر این اساس ایجاد معرفت نسبت به عالم هستی وآفریدگار آن ، همچنین آگاهی یافتن از فلسفه حضور انسان در جهان هستی مهم ترین دلیل ارسال رسل، به جامعه انسانی است


از این جهت پیامبران الهی به عنوان رسانا و مبلغ دین، وظیفه انتقال وحی را به عهده داشته و از رسانه های سمعی و مکتوب، برای ارائه حجت در دعوت راستین خویش بهره می بردند. اگر چه دریافتهای دینی پیامبران عمدتا به صورت وحی و انتقال آن به صورت مسموع بود. دین به عنوان یک خاستگاه الهی و وحیانی قابلیت و استعداد پایش و پویش را در فضای رسانه داراست و حتی می توان گفت که روح رسانه جزئی از ذات دین است .
هر چند که دین با هر تعریفی که از آن داشته باشیم، از جنس پیام است. دین به مثابه یک پیام در برگیرنده بینش ها است و نتیجه آن در گرایش ها و عملکردها آشکار می شود و از این رو، گسترش طلبی، خصیصه ذاتی آن است


دین می خواهد بگوید که انسان ها چگونه بیندیشند و چگونه عمل کنند و این جز با یافتن مخاطب معنی ندارد. ماهیت و حیات فکر، اندیشه و اعتقاد با نشر و گسترش آن رابطه ای تنگاتنگ دارد. اندیشه ای که به دنبال یافتن مخاطب و گسترش پیام خویش نباشد، یا به «درستی » خویش بی اعتماد است و یا به «تداوم» خود بی علاقه. به همین دلیل است که مفهوم دین (بطور کلی) با مفهوم پیامبری و تبلیغ گره خورده است


دین اسلام نیز خود را «پیام» ی می داند که بردل های آماده مخاطبان مستعد، «ارسال» می شود و آنان نیز به نوبه خود باید «نبی» و «پیامبر» ی برای همه آدمیان باشند و همه را دعوت به شنیدن این پیام، پذیرش و در نهایت بسط بیشتر آن کنند. بنابراین دین به رسانه به عنوان ابزاری برای ادامه حیات و گسترش پیام خویش نگاه می کند.
اما در سوی دیگر، رسانه نیز مانند بلندگویی است، که صدای دین را به دیگران می رساند و از این باب است که دین برای آن احترام قائل است. اهتمام همه ادیان بشری و الهی به تشریع آیین ها و عبادت های جمعی، گفتن و شنیدن پندها و درس های مورد نظر، ترویج ساخت، توسعه و آبادانی مکانهای مذهبی، تشویق به قرائت «کتاب مقدس» و آموزش آن، نمونه هایی از علاقه دین به بهره مندی از توانایی رسانه ها است.اما در ترکیب رسانه دینی، سخن از دو نهاد است؛ که دارای وجوه اشتراک و افتراق زیادی هستند


اینکه هر دو به عنوان نهادی اجتماعی و تاثیرگذار بر فرهنگ مطرح می‌شوند، دیدگاه درستی است، اما باید به یاد داشته باشیم که دین امری است سنتی و رسانه مقوله‌ای است مدرن، بنابراین ترکیب این دو را می‌‌توان به نوعی ترکیب سنت و مدرنیته خواند و یا بهتر است بگوییم استفاده سنت از مدرنیته برای بقا و تداوم خویش. لذا در اصطلاح رسانه دینی به جرات می‌توان گفت، که دین اصل است و رسانه فرع، چرا که دین می‌خواهد خود را بوسیله رسانه معرفی کند.
رویکرد رسانه ای برای انتقال مفاهیم دینی
حال باید دید که رسانه‌ها با چه رویکردی می‌توانند به مقوله دین وارد شوند، تا برای مخاطبان خویش تاثیرگذار باشد. دین به مثابه آبی است که قرار است در ظرف رسانه برای تشنگان واقعی جهان عرضه شود و روح آنها را صیقل دهد. متولیان امر رسانه زمانی در این مهم موفق می‌شوند، که آنرا خالص و گوارا و در ظرفی زیبا و دلچسب نشان دهند.
مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری، نه تنها استفاده از رسانه های جدید را ممکن، بلکه ضروری می داند و معتقد است: وسایل هدایت، هر زمانی مخصوص خود آن زمان است .امام خمینی (ره) نیز در خصوص حکم فقهی استفاده از رادیو، تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی جدید، چنین نوشته اند: این وسایل نوپیدا، هم کارکرد حلال عقلایی و هم کارکرد حرام غیر مشروع دارند


استفاده از رسانه به مثابه ابزاری برای انتقال پیام از سوی دین طبیعی است و از این جهت منع اصولی وجود ندارد؛ چرا که رسانه‌ها، در مادی گرایانه ترین تفسیر، خود را ابزار بی طرفی برای انتقال هر پیامی می دانند که دین هم از جمله آنهاست.


آنچه مشخص است اینکه رسانه، تکنولوژی مباحی است که می توان آن را در مسیر رشد و تکامل انسان به کار برد و هم امکان بکارگیری آن در مسیر اغواء و گمراهی افراد وجود دارد


در این میان رسانه های غربی با القائات مخاطره آمیز خود، عصر حاضر را عصر بحران معرفی نموده و با فرقه سازیهای مبتنی بر دکترین یهود و آموزه های تلمودی ،فرقه های گوناگونی را ایجاد نموده اند، که داعیه نجات بخشی آنها طیف وسیعی از تبلیغات رسانه ای دنیا را تشکیل می‌دهد. از طرفی دیگر ناکارآمدی و عدم ارائه برنامه مبتنی بر نیازهای روز بشر آیین مسیحیت در جوامع غربی نوعی واپس زدگی تاریخی را نسبت به دین به وجود آورده است.
از سویی القائات کاذب نحله ها و گروههای منحرف به عنوان داعیه داران نجات بخشی، زمیه های بسیاری از انحرافات را بیش از پیش فراهم آورده است


نتایج این واپس زدگی تاریخی، نوعی آشفتگی فردی و اجتماعی را دامن زده که انسان و ارزشهای انسانی را در معرض اضمحلال ارزشها ، و نوعی از خود بیگانگی و خود گرایی مفرط قرار داده است او را به بن بست تمدنی کشانده است. این در حالی است که در آموزه های اسلامی دین به عنوان متغیری مستقل و تاثیر گذار بر فرآیند کلی جامعه، از جمله پیامد های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شناخته می شود، رسالت دین در ابلاغ و تبیین آموزه های الهی، به صورت فراگیر تمام جوانب زندگی انسانی را در بر می گیرد.
با این همه گستره فراگیر آموزه های اسلامی این ظرفیت را داراست که با قابلیت به روزرسانی محتوا در همه ابعاد زندگی بشر طوری نقش آفرینی کرده و بتواند به عنوان متغیری مستقل و تاثیر گذار بر پیامد های اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی در اثر بگذارد.که با تاسف باید اعتراف کرد که از این پتانسیل و ظرفیت پویا چنان که باید بهره برداری نمی شود.
دلیل این مساله را می توان در تعاریفی که نسبت به رسانه دینی یا رسانه در جامعه دینی به معنای خاص ارائه می شود جستجو کرد، چرا که هنوز دیدگاه کارشناسان این حوزه در ایجاد ارتباط دینی رسانه‌ای بسیار متفاوت است و همین عامل منجر به عدم وجود وحدت رویه و عملکردهای نا متوازن رسانه ای در جامعه ما گردیده، که عمدتابه دلیل عدم نگرش جامع به نظریه تاثیر دینی رسانه می باشد.


ولی رسانه دینی مانند تمام رسانه ها مسئول اطلاع رسانی، فرهنگ سازی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی است، اما آنچه رسانه دینی را از سایر رسانه ها متمایز می کند روح حاکم بر کارکردها و جهت گیری آنها در جامعه دینی است .
رسالت کنونی رسانه دینی
آنچه از یک رسانه دینی توقع می رود اینست که با تبیین کارکردهای و خلاقیت های جدید بتواند حلقه ارتباطی مفیدی میان دین و زندگی مردم باشد که این مساله در پرتو تاثیر گذاری، عینی سازی، جذابیت آفرینی می تواند به وقوع پیوندد. در صورتی که ادراکات در قالب مشاهدات حسی و به صورت ملموس در اختیار مخاطب قرار گیرد، کوتاه ترین پیام با برد موضوعی بالا به راحتی مورد پذیرش مخاطب قرار می گیرد.


با این همه هنوز هم برخی از کارشناسان دینی معتقدند، رسانه ابزار و جایگاهی مناسب برای تبلیغ معارف دینی نیست، و یا حیطه فعالیت آن در حوزه دین بسیار محدود است ، بر اساس این نگرش دین صرفا بر اساس دایره ای محدود از باورهای وحیانی و آن هم فقط به صورت مکتوب یا نهایتا سمعی قابل ارائه می باشد، که بر این اساس بسیاری از باورهای دینی قابلیت ارائه به صورت تصویری و حسی را ندارند


شاید در برخی از موارد این نظریه درست تلقی شود. چنان که ممکن است بعضی از مفاهیم دینی در آیینه تصویر از منزلت قدسی تنزل یابد. اما با روش شناسی و کارشناسی های عمیق می توان به فرآیندی دست یافت که بازنمایی یک حقیقت دینی را بدون فروکاستگی ادراکی و معنوی را ممکن سازد. اگر چه باید روشها و مدلهای ابتکاری را در این زمینه ابداع نمود تا نتیجه مطلوب فراهم آید.


اراجیف رسانه‌ای از نظر قرآن


  رسانه‌ها در طول تاریخ نقش بسیار مهمی را در زندگی بشر ایفا کرده‌اند. از زمان کاربرد نخستین ابزارهای اطلاع‌رسانی و خبررسانی چون شاخ گاو یا دود آتش، احتمال دروغ و خبرهای موحش و بیهوده و بی‌اصل وجود داشته است. از همین رو، رسانه همواره مانند ابزاری با دو کارکرد مثبت و منفی مورد استفاده قرار گرفته است. مطلب حاضر به نقش رسانه‌ها در ایجاد بی ثباتی و شایعات دروغ و خبرهای نادرست پرداخته است.
   کارکردهای متضاد رسانه
در همه جوامع حتی جوامع حیوانات، بخشی از اعضا در حکم چشم و گوش دیگران هستند و اخبار امنیت یا خطر را به اشکال گوناگون بیان می‌کنند. گاه دیده شده که نوعی از حیوانات تحت کنش‌ها و واکنش‌های نوع دیگر از حیوانات رفتار می‌کنند.
جامعه انسانی نیز در طول تاریخ به ابزارهای رسانه‌ای گوناگونی مجهز بوده که به آنان امکان می‌داد تا از وضعیت امنیت یا خبر آگاه شوند. دیدبانان بر سر کوه‌ها و درختان مرتفع و مانند آن می‌ایستادند و اوضاع را به دیگران گزارش می‌دادند و اطلاع‌رسانی می‌کردند. این ابزارهای ارتباطی شامل شاخ گاو، آتش، دود آتش و مانند آنها بود.
در طول تاریخ زندگی بشر، ابزارهای ارتباطی با توجه به فن‌آوری‌ها و ابتکارات و اختراعات، پیشرفت کرده و متنوع شده است. امروزه ابزارهای ارتباطی و رسانه‌ای از چنان تنوع، تعدد و شمولیتی برخوردار است که در هیچ دوره تاریخ بشری این‌گونه نبوده است.
به هر میزان که ابزارهای ارتباطی تعدد و تنوع یافته و شمول و فراگیری آن بیشتر شده، درصد خطا و اشتباه یا دروغ به همان میزان نیز افزایش یافته است. در گذشته خبر خطا و دروغ، یک جامعه کوچک را دچار تشویش و اضطراب می‌کرد، ولی امروزه دامنه آن بسیار فراتر از شهر و کشور شده  به همه مناطق جهان گسترش یافته است.
یک خبر دروغ درباره ترور رئیس‌جمهوری در یک کشور، می‌تواند اضطراب را در جامعه جهانی به‌وجود آورد و بازارهای مالی و اقتصادی را متلاطم کند.
فن‌آوری‌های ارتباطی و رسانه‌ای روز، چنان پیشرفته است که می‌تواند حقایقی را تغییر دهد و یک منطقه آرام را در تصاویر ماهواره‌ای که به همه جهان ارسال می‌شود، به شکل منطقه ناآرام، گرفتار خشونت، کشتار و نابودی نشان دهد و یا برعکس، منطقه‌ای ناآرام را به منطقه آرام به تصویر می‌کشد.
رسانه‌ها می‌توانند کشوری را به آشوب بکشانند و موجبات خشم عمومی، غارت و چپاول اموال و کشت و کشتار را فراهم آورند؛ چنانکه همین رسانه‌ها می‌توانند کشوری ناآرام را به آرامی برسانند و امنیت و ثبات را به آن برگردانند.
اراجیف خبری و شایعات بی‌اساس
یکی از اصطلاحات قرآنی درباره شایعات و اخبار بی‌اساس در جامعه، اصطلاح اراجیف است. خداوند بصراحت در آیات 60 تا 62 سوره احزاب می‌فرماید: لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینه لنغرینک بهم ثم لا یجاورونک فیها الا قلیلا، ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا، سنه الله فی الذین خلوا من قبل و لن تجد لسنه الله تبدیلا؛ اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی هست و خبر سازان لرزه‌افکن و شایعه‌افکنان در مدینه، از کارشان باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط می‌کنیم تا جز مدتی اندک در همسایگی تو نپایند. لعنت‌شدگانند هر جا یافت شوند، گرفته و بسختی کشته شوند. این سنت خداوندی است که در میان پیشینیان نیز بود و در سنت خدا تغییر نخواهی یافت.
اراجیف جمع ارجاف: خبرهای موحش و مدهش، بیهودگان و سخنهای دروغ و بی‌اصل، (غیاث اللغات)
به خبرهای نادرست و شایعات دروغ و بی‌اساس، اراجیف می‌گویند؛ چون موجب اضطراب و تزلزل در افراد جامعه و شنوندگان خبر می‌شود و آنان را به تشویش انداخته و به سمت و سوی تحرکات بی‌جا و حرکت‌های برخاسته از هیجان که بیرون از عقل و حقیقت است می‌کشاند.
خداوند در آیه 60 سوره احزاب از دو گروه خطرناک در جامعه یاد کرده است. گروه نخست همان منافقان هستند که به اسلام ا عتقاد و ایمان قلبی ندارند ولی به زبان و در ظاهر ادعای مسلمانی می‌کنند و این‌گونه خود را در میان مسلمانان مخفی کرده و برای منافع و اعتقادات خود برنامه‌ریزی و تلاش می‌کنند.
گروه دوم، مرجفون یا همان خبرسازان دروغین و شایعه‌پراکنان هستند که با ایجاد شایعات و خبرهای دروغ و نادرست و بی‌اساس، جو امنیتی جامعه را به هم می ریزند و با جنگ روانی، جامعه و نظام اسلامی را تهدید می‌کنند.
«
مرجفون» از نظر قرآن یک گروه سازمان یافته همچون منافقان هستند. همان‌طوری که منافقان به عنوان یک جریان اجتماعی و ستون پنجم دشمن عمل می‌کنند و از درون جامعه اسلامی به آن ضربه می‌زنند، مرجفون نیز یک گروه سازمان یافته هستند که می‌توانند افزون بر منافقان شامل گروه‌های مسلمانی باشند که خواسته و یاناخواسته در این حرکت و جریان مشارکت می‌کنند.
بر اساس آیات قرآنی اینان کسانی هستند که به جبهه جهاد نمی‌روند و در سنگرهای جهادی مشارکت نمی‌کنند، بلکه در شهر باقی مانده و با شایعه سازی و شایعه‌ پراکنی به تقویت دشمن و تضعیف روحیه امت می‌پردازند


آنان در شایعات خویش، توان نظامی و جنگی دشمنان را بیش از آنچه هست به تصویر می‌کشند و دلهای آنان توده‌های مردم را می‌لرزانند. آنان نه تنهابه بزرگ‌نمایی از توان دشمن می‌پردازند بلکه با کوچک‌نمایی از توان امت اسلام واقعیت را دگرگونه جلوه می‌دهند و روحیه مومنان و توده‌های مردم پشت جبهه را تضعیف می‌نمایند و زمینه پیروزی دشمن و شکست مومنان را فراهم می‌آورند.
احکام شرعی ارجاف و حکم مرجفون
هرچند که در کتب فقهی بابی به نام ارجاف باز نشده است، ولی شکی نیست که خداوند در آیات پیش‌گفته سوره احزاب بصراحت احکام شرعی و جزایی و کیفری را برای ارجاف و مرجفون بیان کرده است. خداوند در آیات فوق چند حکم را برای ارجاف و مرجفون برشمرده که در اینجا به آن اشاره می‌شود:
1. اتمام حجت و تهدید:


نخستین گامی که علیه دو گروه منافقان و مرجفون مطرح شده است، اتمام حجت است. در حقیقت، از آنجایی که در اسلام، اصل، هدایت مردم است و هرگز پیامبر(ص) و امت اقدام به کیفر و تنبیه نمی‌کنند. مگر آنکه اتمام حجت صورت گیرد، در اینجا نیز نسبت به مرجفان و خبرسازان لرزه‌افکن و شایعه‌سازان و شایعه پراکنان، اتمام حجت صورت می‌گیرد و به دلیل آن‌که جامعه اسلامی همواره بزرگ‌ترین ضربه‌ها را از شایعه سازان خورده است، خداوند آنان را به شدت تهدید می‌کند که آماده مجازات دنیوی و اخروی باشند.
2. تسلط همه جانبه و قلع و قمع مرجفون:


«لنغرینک» از «اغراء» به معنای چسباندن و کنایه از تسلط همه جانبه است و مراد آن است که رهبری با توطئه‌کنندگانی که با جنگ سرد و شایعه‌سازی، ایجاد دلهره می‌کنند برخورد کرده و آنها را قلع و قمع می‌کند.
3. طرد اجتماعی و تبعید:


خداوند در جمله آخر آیه می‌فرماید: لنغرینک بهم ثم لا یجاورونک. این جمله را می‌توان به دو گونه معنا کرد:


الف: چنان تو را بر آنان می‌شورانیم که همگی قلع و قمع شوند و جز مدت کمی نتوانند در کنار بمانند.


ب: چنان آنان را تار و مار می‌کنیم که جز تعداد کمی از آنان در مجاورت تو باقی نمانند. (تفسیر نور، قرائتی، ذیل آیه) به هر حال، قلع و قمع مرجفون به عنوان یک جریان سامان یافته از وظایف رهبری و امت است که به امداد و حکم الهی انجام می‌گیرد


بنابراین، جریان‌ها و رسانه‌هایی که شایعه‌پراکنی می‌کنند باید سرکوب و قلع و قمع شوند تا به شکل یک جریان و تشکیلات عمل نکنند و جامعه را به سوی فتنه سوق ندهند. این کار می‌تواند به‌گونه‌ای صورت گیرد که اشخاص این جریان از جامعه طرد شوند و در مناصب مختلف اجتماعی نقشی نداشته باشند. کنار گذاری آنان از دایره نقش‌های اجتماعی و مناصب دولتی و اجتماعی از شیو‌ه‌هایی است که در این آیه به آن توجه داده شده است


این عمل می‌تواند با تبعید این افراد به جاهای مختلف انجام گیرد تا دیگر نتوانند سامان یافته عمل کنند و ارتباط‌گیری داشته باشند. پس یک مفهوم از عدم مجاورت می‌تواند به معنای طرد از مناصب دولتی و اجتماعی باشد به یک معنای دیگر همان تبعید است که دیگر مجاور و همسایه پیامبر(ص) نباشند و در مرکز حکومت حضور نداشته باشند که بتوانند تهدیدی به شمار آیند.
از آنجایی که امروزه ارتباط‌گیری ساده‌تر و از طریق رسانه‌های صوتی و تصویری و شبکه‌های اجتماعی انجام می‌گیرد، گاهی بستن این رسانه‌ها و یا محدودسازی آنها برای عدم امکان ارتباط‌گیری باید در دستور کار قرار گیرد نه آنکه ابزارهای ارتباطی برای مرجفان فراهم آید و زمینه فتنه و شایعه‌سازی و تزلزل روحی و روانی جامعه و افراد آن در اختیار مرجفون قرار گیرد. این نوع برخوردها از سوی رهبری و امت بر اساس انتقام شخصی یا هوس بازی نیست، بلکه به عنوان حکم الهی و سنت و فرمان خداوندی است.
4. ایجاد ترس در مرجفان:


رهبری و دولت اسلامی و امت مسلمان باید با مرجفان به‌گونه‌ای برخورد کنند تا آنان و دیگران به دنبال فتنه و آشوب نباشند و باید اقداماتی انجام داد که مرجفان از هرگونه شورش و فتنه‌گری و شایعه سازی دست بردارند. پس ترس از اقدام انقلابی مسلمین باید در آنان ایجاد شود.
5. ایجاد امنیت جامعه در برابر مرجفان:


از نظر اسلام بلکه عقل و فطرت انسانی، امنیت و آرامش بسیار مهم و اساسی‌است؛ زیرا اساس سعادت مردم و جامعه  از جمله اهداف برپایی جامعه و دولت می باشد. بنابراین، باید علیه هر عاملی که موجب اختلاف در امنیت جامعه می‌شود، مبارزه و مقابله کرد. پس خداوند در همین آیات بیان می‌کند که امنیت جامعه یک سنت الهی است که خداوند حافظ این سنت است و مقابله با اخلالگران امنیت نیز یک واجب شرعی و سنت و قانون الهی است: قتلوا تقتیلا سنه الله ... من قبل.
6. مهدور الدم بودن مرجفان:


خداوند در آیه 61 سوره احزاب حکم به مهدورالدم بودن مرجفانی می‌دهد که امنیت جامعه را با اراجیف خبری تهدید می‌کنند. واژه «ثقفوا» از «ثقافه» به معنای دست یافتن و چیره‌ شدن دقیق و ماهرانه است، لذا به علم و فرهنگ، ثقافه گفته می‌شود. خداوند می‌فرماید که هرگاه به این مرجفان دست یافتید آنان را بکشید.
در حقیقت حکم قضایی مرجفان مهدورالدم بودن است. البته بعضی مفسران تمام این سخت‌گیری‌ها را در مورد اذیت کننده مومن که در آیات قبل بود، می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد این همه تهدید و اعلام مهدور الدم بودن برای کسانی است که قصد اخلال در امنیت جامعه و شکست نظام را دارند، نه مزاحمان ناموس مردم. (تفسیر نور، قرائتی، ذیل آیه)


پس باید گفت که سعه‌صدر و تساهل و تسامح در برابر مرجفان حد و اندازه‌ای دارد و اگر اتمام حجت تاثیری نداشت و دوباره به اعمال خود ادامه دادند، می‌بایست به حکم قضایی دستگیر و مجحازات شوند. از آنجایی که مفسد فی‌الارض تلقی می‌شوند حکم آنان قتل است. لذا می‌توان گفت که مرجفان به سبب آنکه امنیت مردم را به هم می‌زنند، دیگر امنیت جانی ندارند و مهدورالدم هستند (اخذوا و قتلوا)
7. لعن مرجفان:


امت اسلام باید مرجفان را لعن کنند و آنان را از جامعه طرد کرده و از خود  دور سازند. اینکه خداوند می‌فرماید اینان ملعون (طرد شده) هستند، به این معناست که امت نیز باید آنان را طرد کنند و اجازه ندهند هیچ‌گونه ارتباطی با جامعه اسلامی داشته باشند.  پس شعار مرگ بر مرجفان و خبرسازان شایعه پراکن یکی از شعارهای قرآنی است.
8. عدم تاثیر مروز زمان نسبت به مرجفان:


اجرای حکم خدا در مورد فتنه‌انگیزان حق ستیز، به زمان و مکان و مرز محدود نیست: و شامل مروز زمان نمی‌شود: اینما ثقفوا اخذوا.
9. عدم امنیت قضایی برای مرجفان:


برای فتنه‌انگیزان و اخلال‌گران امنیت جامعه، هیچ جایی نباید محل امن باشد. بنابراین، فرار فتنه‌انگیزان حتی به خارج از کشور، نبایدمانع برخورد با آنان شود. همچنین در دستگیری مرجفان، همه مردم باید بسیج شوند: اینما ثقفوا اخذوا.
10. شدت و ذلت برای مرجفان:


از آنجایی که دشمنان در جنگ نرم همانند دشمنان در جنگ سرد باید کشته و مجازات شوند، خداوند حکم مرجفان را قتل قرار داده است؛ اما از آنجایی که نقش جنگ روانی و جنگ مرجفان بسیار زیانبارتر و خطرناکتر از حمله نظامی است و گاه مشروعیت و فلسفه نظام اسلامی را تهدید و پایه ثبات آن را سست می‌کند، خداوند سخت‌گیری و شدت عمل را نسبت به آنان فرمان می‌دهد و می‌فرماید که مرجفان باید به شدت و با ذلت مجازات شوند و به بدترین شیوه به قتل برسند: قتلوا تقتیلا.
11. حکم قطعی و سنت الهی:


از نظر قرآن مقابله با مرجفان و جهاد علیه فتنه‌گران، یک سنت الهی در همه ادیان بوده است و اختصاصی به اسلام ندارد. از همین رو آن را به عنوان یک سنت الهی مطرح می‌کند: سنه‌الله.
12. عدم تغییر حکم:


قانون اعدام فتنه‌انگیزان و اخلال‌گران، تبدیل ناپذیر است. از همین رو خداوند می‌فرماید: و لن تجد لسنه الله تبدیلا؛ و هرگز در سنت الهی تبدیلی نیست. به باور «زجاج» واژه «سنت» به معنی شیوه تدبیر کارهاست؛ بنابراین سنت پیامبر(ص)، به مفهوم راه و رسم و روشی است که آن حضرت به فرمان خدا آن را به کار می‌گرفته و همواره براساس آن عمل کرده است؛ چرا که با شیوه‌ای که یکی دو بار انجام گیرد،‌ «سنت» گفته نمی‌شود، بلکه سنت به آن شیوه‌ای گفته می‌شود که همواره جریان دارد


با این بیان منظور آیه این است که: خدا مقرر فرمود تا در برخورد با کسانی که با نفاقگرایی و ارجاف خبری و ایجاد تزلزل و نگرانی در جامعه، به حقوق و امنیت مردم تجاوز می‌کنند، پس از روشنگری و هشداری سخت به آنان، اگر از کارشان دست برنداشتند و بر تجاوزکاری‌شان پافشاری کردند، به این سبک رفتار گردد و آنان را به شدت و سختی و خواری و مذلت مجازات کرده و به قتل برسانند.


 




 



نظرات  (۲)

سلام و تشکر
  • حامد میرزایی
  • با سلام و احترام
    متن خیلی خوب و مفیدی بود
    ولی ای کاش بصورت چند متن و کوتاه تر ارائه میشد.
    تشکر

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">