تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

زنان زهرایی. فاطمه (س) برتریت الگوی زنان. جایگاه والای زن در مکتب اسلام

بنیاد های خانواده در اسلام. ازدواج و تحکیم خانواده


حجاب در قرآن . عفت در پوشش. حق‌الله

حجاب در قرآن . تساوی زن و مرد یا تفاوت : پیامکی

چشم نعمتی بزرگ. گناه چشمی. چشم زخم. نگاه حرام

                  کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

 حجاب و عفاف در قرآن .  عفت در پوشش

بخش اول : حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده، وسیله پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بعد ایجابی و سلبی است

پوشش نشانه حجب و حیاء و امری فطری و در ذات انسان‌ها نهفته و هر قلب سلیمی بر ضرورت وجود و اجتماعی بودن آن گواهی می‌دهد. حجاب مصونیت و مانع از تعرض حرامیان و نفوذ شیطان و طغیان شهوات است و این رسالتی است که اولیای الهی جهت تبلیغ آن جان پاک خود را مخلصانه هدیه نموده‌اند

در قرآن کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به صورت جدی به موضوع حجاب پرداخته شده و آن را از مسلمات و ضروریات دین برشمرده‌اند.

انواع حجاب قرآنی
1. حجاب چشم :
قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم؛ ای رسول، به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند (نور30) قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ ای رسول، به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند (نور31)

یکی دیگر از رفتارهای پرخطر در بحث حجاب و عفاف، چشم چرانی است که قرآن به زن و مرد مؤمن امر می‌کند که نگاه خود را کاهش دهند یعنی پلک چشم را به حالت نیم خفته درآورده و نگاه را به پایین انداخته و چشم‌ها را گشوده نگه ندارند و به یک نقطه‌ی معین خیره نشوند؛ یعنی به اصطلاح نظر استقلالی نیفکنند.
2. حجاب در گفتار : فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض زنها که نازک و نرم با مردان سخن نگویید مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است، به طمع افتد. احزاب32) در این آیه دستور وقار و عفاف در کیفیت سخن گفتن را بیان می‌کند تا چه رسد به محتوای حرف و سخن

بنابراین از نظر اسلام هم باید حرف خوب زد (و نه حرف تحریک کننده و مهیج) و هم باید خوب حرف زد (و نه با لحن محرک). شنیدن صدای زن هم برای مرد حتی با رعایت موارد یاد شده از جانب زن تنها در صورتی جایز است که تلذد و ریبه در کار نباشد.

3. حجاب رفتاری : به زنان دستور داده شده به گونه ای راه نروند که با نشان دادن زینت های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند  و لا یضربن بارجلهنّ لیعلم ما یخفین من زینتهنّ؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود نور 31)

از مجموع این مباحث، به روشنی استفاده می شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهای مختلف آنها، مثل نحوه ی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است

حرکات و سکنات انسان گاهی زباندار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن و سخن گفتن زن معنادار است و به زبان بی‌زبانی می‌گوید دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن. گاهی برعکس با بی‌زبانی می‌گوید دست تعرض از این حریم کوتاه است. قرآن دستور اکید به زنان دارد که از جلوه‌گری و خودنمایی و حرکات و اعمال محرک و ناز در رفتار و حتی جلب توجه در نحوه‌ی راه رفتن خودداری کنند.

اسلام زن و مرد را از خلوت با نامحرم به شدت پرهیز می‌دهد چرا که این رفتار جولانگاهی قوی برای شیطان فراهم می‌سازد هرچند نیّت اولیه‌ی آنان چیز دیگری باشد. رفتار واجب دیگری در قرآن که در رابطه با رعایت عفاف و حجاب است، مسئله‌ی «استیذان» می‌باشد

از نظر اسلام هیچ کس حق ندارد بدون اطلاع و اجازه‌ی قبلی به خانه‌ی دیگری داخل شود البته فلسفه‌ی این حکم غیر از موضوع ناموس و پوشیده بودن زن این است که هر کس در محل سکونت خود اسراری دارد و مایل نیست دیگران حتی دوستان نزدیکش از آن مطلع گردند.

۴) حجاب در ظاهر؛ اسلام برای حجاب ظاهر حدود و شرایطی را قرار می‌دهد. شهید مطهری: بدون تردید پوشانیدن غیر وجه و کفّین (گردی صورت و دست‌ها تا مچ) بر زن واجب است. عدم الزام در پوشاندن چهره و دست‌ها تا مچ نیز به شرط آن است که از هر نوع آرایش و عوامل جلب توجه و محرک و مهیج خالی باشد

در غیر این صورت پوشاندن همان‌ها نیز لازم است و تذکر این نکته نیز به جاست که واجب نبودن پوشش وجه و کفین بر زن دلیل بر جواز نگاه مرد به آن‌ها نمی‌باشد؛ بلکه اگر نگاه مرد از روی لذت بردن یا با ترس از ایجاد لغزش باشد قطعاً حرام است حتی در مورد محارم.
حفظ حجاب تدبیر خالق هستی برای پاسداری و نگهبانی عفاف بوده و به رشد عواطف و عشق در وجود آدمی و در نتیجه‌ی تحکیم روابط خانوادگی کمک می‌کند و برای رسیدن به حجاب مورد نظر اسلام نمی‌توان تنها بعضی از دستورها را رعایت کرد و از برخی دیگر صرف‌نظر نمود؛ چرا که ثمرات حجاب در صورتی بطور کامل تحقق می‌یابد که تمامی دستورها رعایت گردد، هرچند عمل به بعضی از آن نیز فواید زیادی دارد.

رمز حجاب و پوشش بر طبق آیات قرآن و روایات، سخن از ستر و پوشش زن است و بر اساس آنچه که در سنت است اصل بر این است زن به گونه ای مشی و حرکت داشته باشد که در عرصه اجتماعی جز به ضرورت، حضور چشمگیر نداشته باشد و از پوششی برخوردار باشد که حجم بدن و زیبایی او پیدا نشود و این همان مسئله ای است که در جامعه تحت عنوان حجاب مطرح است

حجاب برای زنان بر خلاف تصور عده ای، عامل مصونیت زن از نگاههای ناروا و پیشگیری از تبدیل شخصیت و ارزش وجودی او به کالای قابل مبادله است، ممکن است آن را از دیدی محدودیت به حساب آورند ولی این محدودیت برای حفظ مصالح عالیتری است که در سایه آن شرافت و شخصیت زن محفوظ می ماند

ساختمان وجودی مرد و زن بویژه در بعد طلب و تسلیم و در جنبه پذیرش و رد و یا در تصرف و انعطاف به گونه ای است که این ستر و پوشش مصلحتا ً باید توسط زنان اعمال گردد و شوق طلب و دعوت مرد را به همراه داشته باشد.

عفت در پوشش مسئله حجاب و پوشش زن و مستور نمودن زینت های ظاهری و باطنی وی، اهمیت بسیاری دارد. خداوند حکیم به دنبال آیه مذکور، و در چند جای دیگر قرآن به این موضوع با تعابیر مختلف اشاره کرده و زنان را از هتک حرمت خود با بدحجابی و بی حجابی و خودآرایی و خودنمایی در برابر نامحرم نهی فرموده است.

در ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها (نور 13) زنان را مکلف می کند که نباید جاذبه ها و زینت های ظاهری و باطنی خود را آشکار سازند، مگر آن مقدار که طبیعتا نمایان است. کلمه «ابداء» به معنای اظهار و آشکار کردن است و مراد از زینت زنان محل و موضع زینت است؛ چرا که آشکار کردن خود زینت از قبیل گوشواره و دستبند حرام نیست، بلکه منظور محل زینت است. اما آنچه از زینت های ظاهری، پوشاندنش استثنا شده، صورت و دو کف دست و قدم ها است

بنابراین، مقتضای آیه نهی از خودنمایی و آشکار نمودن زینت های شهوت انگیز و جلوه نمایی اندام های نهان زنان است. در (ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن) توصیه می فرماید: «زنان باید سرپوش ها و روسری های خود را بر گردان انداخته و حایل قرار دهند (تا علاوه بر سر، گردن و سینه آنها نیز پوشیده شود. (نور 13)

خمر» جمع خمار، به معنای جامه و پوششی است که زنان سر و موی خود را با آن می پوشانند. و «جیوب» جمع جیب، به معنای گریبان و سینه است.

95 احزاب: یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلان یؤذین و کان الله غفوراً رحیما ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب ها (روسری های بلند) خود را برخویش فرو افکنند، این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است، و خداوند همواره آمرزنده رحیم است

سبب نزول این آیه آن بود که شب هنگام که زنان مسلمان به قصد رفتن به مسجد و شرکت در نماز پیامبر اکرم(ص) از خانه بیرون می رفتند، جوانان سرراه آنان می نشستند و با سخنان ناروا متعرض آنان می گشتند. جلابیب جمع جلباب، به معنای لباسی است سرتاسری که تمام بدن را بپوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را ساتر شود

این پوشش باید به گونه ای باید که زیر گلو و سینه ها را محفوظ بدارد. مراد از ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین این است که با پوشاندن بدن به صورت کامل به عفاف و حرمت و حریت شناخت می شوند و مورد تعرض افراد مریض و مغرض و هوسران قرار نمی گیرند. احتمال دیگری که در معنای این جمله داده شده این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و مزاحم، جرأت نمی کنند متعرض آنها شوند. پس منظور از «جلباب» پوششی وسیع تر از خمار است که همان چادر و حداقل، شبیه چادر- مقنعه بلند و چادر کوتاه- می باشد.

تاریخچه حجاب ؛ گرایش فطری به پوشش
گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است
اما میزان و شکل آن رابطة مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد
در سرزمین‌های مختلف، انسان‌هایی که به ارزش‌های اخلاقی اعتقاد بیشتری داشته‌اند
از پوشش کامل‌تر و متین‌تری استفاده کرده‌اند و هر قدر سطح ارزش‌های اخلاقی در آن جوامع پایین آمده، پوشش مردان و زنان نیز در سطح پایین‌تری قرار گرفته و شکل نامناسبی پیدا کرده است
ادیان الهی، همواره بر پوشش تأکید کرده و آن را لازمة دینداری شمرده‌اند
مطابق با آیین یهود، زنان هنگام حضور در اجتماعات، موی سر خود را می‌پوشانند و به حجاب پایبند هستند
در مسیحیت نیز پوشش اهمیت زیادی داشته و زنان معتقد به حضرت مسیح(ع) می‌کوشیدند مانند حضرت مریم(س) موی خود را بپوشانند و با حجاب وارد جامعه شوند
.

اسلام نیز حجاب را بر زنان واجب کرده است

حجاب بهترین وسیله‌ای است که زن را از خطر بیگانه حفظ می‌کند و زن بی‌حجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است
این گرایش عمومی جوامع متمدن و غیرمتمدن، دینی و غیر دینی به مساله حجاب برخی را بر آن داشته که فطری بودن حجاب را مطرح که آموزه های دینی ما نیز موید این تفکر است
حجاب یکی از اصول قانونمند و شریعتی تمام این ادیان است
حجاب بندگی و اطاعت و تمرین آنهاست تا یاد بگیریم به حقوق دیگران تجاوز نکنیم و به حرمت و حریم یکدیگر احترام بگذاریم

ادله فلسفه حجاب 

1) سلامت و آرامش روحی و روانی فرد و جامعه (بهداشت روانی):
پر واضح است از جمله غرایز بشر که در طول تاریخ سبب فتنه ها ، جنگ ها، تنش های عصبی، ناهنجاری های رفتاری و هزاران بلای دیگر شده و می شود و اکنون نیز ابزار تحمیل فرهنگ و سیاست و رشد مصرف گرایی و تسلط بیگانگان است، غریزه جنسی است
که عامل گسترش و تهییج آن طبق قانون خلقت در وجود زن بیشتر قرار داده شده
و حجاب روشی است برای جلوگیری از طغیان این غریزه و آرامش روحی و روانی افرادجامعه. با عفاف و خویشتندارى مى‏توان از هرز رفتن استعدادها، توان ها و امکانات جلوگیرى کرده و براى بالندگى هنجارها و ارزشها یارى نمود

عفاف موجب مصونیت زن و مرد از آشفتگى‏هاى ذهنى، بزهکارى، آوارگى و بالاخره بیمارى روحى و روانى مى‏شود و از انحطاط اخلاقى جامعه و از هم‏پاشیدگى خانواده‏ ها جلوگیرى مى‏کند
حجاب از جنبه روحی و روانی به بهداشت روانی فرد و اجتماع کمک می کند
وقتی که حجاب زن، کامل باشد و زن، با وقار و متانت در جامعه ظاهر شود، مردان جامعه نیز آرامش روانی و فکری خواهند داشت و مُدام به این زن و آن زن که در کوچه و خیابان و فلان مکان دیده اند، فکر نمی کنند

2) بهداشت و سلامت جسمانى:

ارتباط سلامت روحى و روانى با سلامت جسمى مورد اذعان متخصصان است
از نظر پزشکان آثار سوء بى عفتى مانند چشم چرانى بر سلامت جسمانی محرز است
این آثار سوء جسمانی عبارتند از:
1- دشوارى در تنفس
2- درد اطراف قلب
3- تپش قلب
4- ضعف و خستگى عمومى
5 - سر درد
6- بى قرارى
7- بى‏خوابى و کم اشتهایى
8 - خستگى فکرى و دماغى

3) رشد معنویت:

بی تردید زنی که در دام بی حجابی افتد و تمام وقت خود را صرف آرایش و مد گرایی کند فرصتی برای ارتقای روحی و معنوی خود نمی یابد
علاوه براین بی حجابی سبب افول معنویت کلی در سطح جامعه می شود
در مقابل، زن مومن با حجاب، هر رفتاری را بجا بروز می دهد و ضمن آنکه کانون خانواده را با مهر و زیبایی خویش، معطر می کند در جامعه نیز عنصری فعال، انسان ساز و مربی اخلاق و خوبی ها می شود

4) درک لذت ایمان‏:

"خویشتندارى" توانایى برجسته روحى به انسان مى‏دهد تا وى در برابر هجوم هوى و هوس سرکش، پایدارى کند و در فراز و فرود زندگى، به کمال برسد

5) استحکام بنیان خانواده و استمرار نسل ها :

خانواده اولین و بنیادى‏ترین تشکل اجتماعى یک جامعه به شمارمى‏آید
استحکام خانواده که مرکز عشق و امید و بستر شکفتن آرزوهاى جوانان مى‏باشد، توانایى‏هاى فردى را افزایش و جامعه را استوار و پویا خواهد ساخت
بى شک نهاد خانواده، تنها با پاسدارى از عفاف و پا کدامنى، درخشش و بالندگى لازم را پیدا مى‏کند، وقتی راه رسیدن به هوس ها برای جوانان در عرصه خیابان ها و پاساژها باز باشد روشن است کسی به فکر تشکیل خانواده و قبول مسئولیت استکمالی خانواده نمی افتد
چنانکه آمارهای میدانی در غرب حکایت از این مهم دارد
این در حالی است که با کنترل غریزه های جنسی با روش های معقول و کارآمد و سالم، بشریت، نسل به نسل ادامه می یابد و مادران فهیم، فرزندانی برومند تحویل جامعه می دهند
حجاب باعث اختصاص دادن کامیابی های جنسی به خانواده می شود و در نتیجه عامل تحکیم روابط خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد

6) ترویج معروف :

یک زن با حجاب، همچون مسجدی متحرک است که پشت نقاب حجاب بر حفظ باورهای دینی خود و فرهنگ دینی اسلام و جلوگیری از سوء استفاده قدرت های استعمارگر اصرار می ورزد

7) حفظ عزت نفس و کرامت انسانی:

انسان در سایه عفاف، عزت و اعتبار پیدا مى‏کند و کسانى که هرچه مى‏خواهند مى‏خورند و آنچه مى‏خواهند مى‏گویند و پیوسته در پى هوسرانى‏اند، نزد دیگران اعتبار و ارزشى ندارند
امام على(ع): من عفت اطرافه، حسنت اوصافه و من اتحف العفة و ا لقناعه حالفه العز
انسانهاى پاکدامن، نزد افراد جامعه اعم از خانواده دوستان و دیگران مورد احترام و اعتمادند
زن‌ها با اختیار پوشش مناسب به عزت، حرمت، حریت و کرامت انسانی دست می یابند و در برابر تهدیدهای بازار جنسی نیز در امان می‌مانند
از آنجا که در طبیعت، پیکر و روح زنان جاذبه‌های مختلف قرار داده شده است، زن نمی‌تواند با هر هیبت و هیئتی وارد اجتماع بشود
مگر آنکه برای انسانیت خود ارزشی قائل نباشد و بخواهد با پوشش نامناسب، خود را در بازار جنسی عرضه کند

8) جلوگیری از تهییج و تحریک جنسی و خنثی کردن لذات نامشروع

پوشش مناسب موجب می شود که هم مردان در هنگامه برخورد با زنان گرفتار انحراف و پلیدی و فحشا نشوند و هم زنان در برابر مردانی که تن خود را می پوشانند از امنیت و طهارت قلبی سود برند
همه بازی‌های سیاسی و اقتصادی دست به دست هم داده که از زن‌ها یک اسباب بازی بسازد یا به آنها به عنوان کالای جنسی نگاه می‌کنند؟
‏شهید مطهری:
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت‌های بی بند و بار، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضاهای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می‌آورد
نکته قابل توجه مردان نسبت به زنان به محرک‌های جنسی حساس‌ترند از این روی پوشش نامناسب زنان و جاذبه ناشی از آن مردان بخصوص جوانان را تحریک می‌کند
و این تحریک‌ها علاوه بر ایجاد و شیوع فساد و فحشا موجب اختلال روانی، فرو پاشی خانواده‌ها و... می شود

9) حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت

هنگامی که مردی پوشش مناسب داشته باشد زنی که با وی سخن می گوید و یا وی را می بیند تحت تأثیر اندام وی قرار نمی گیرد و قلب و دلش در گرو عشق او نمی رود
چنانکه پوشش مناسب زن نیز چنین فرصتی را برای مردان فراهم نمی آورد

10) حفظ معنویت و ارزش های انسانی

حجاب از نظر موقعیت زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود و زن ابزار دست سوء استفاده گران نباشد
زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است
حساسیت و ضربه‏پذیری زن به لحاظ جاذبه‏های طبیعی، ایجاب می‏کند که طبق یک سنت تکوینی همچون همه موجودات لطیف و آسیب‏پذیر در حصار و حجاب مطمئن، مأمن گزیند و گوهر جان خویش را از کانون توجه تمایلات طغیان طلب و حد ناشناس طبیعی محفوظ دارد
 هم‌گامی با این تدبیر آفرینش و حریم‏داری زن می‏تواند محدوده مطمئن‏تری را پیرامون او فراهم آورد و این گوهر اصیل را از سهل‏الوصول بودن مصون دارد

11) مصونیت اخلاقی ، سلامت و آرامش در محیط کار

قرآن برای حجاب و پوشش مناسب اسلامی آثار معنوی و نقش اجتماعی خاصی را بیان می کند که نمونه آن در مسأله امنیت و تقوا است
در حقیقت با بیان فلسفه و اهمیت حجاب به برخی از آثار معنوی و اجتماعی نیز اشاره شده است
غیر از مصونیت از تعرض هوسرانان و کسب امنیت می توان به برخی از آثار دیگر حجاب نیز اشاره کرد که از آن جمله طهارت قلبی و پاکی درون مردان و زنان است
حجاب و پوشش در آموزه های قرآنی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای آن آثار اجتماعی و معنوی چندی است
آثاری که نه تنها موجب می شود انسان را به خدا نزدیک کند بلکه شخص را در امنیت و آرامش روحی و روانی و اجتماعی قرار می دهد

آآثار و پیامدهای رعایت حجاب
الف- آثار فردی
:

1. احترام به شخصیت زن، به واسطه ی رعایت حجاب
2. مصونیت ارتباطات زن با مردان غریبه
3. حفظ اعتقادات مذهبی برای افراد
4. حفظ عفت زن و جلوگیری از فساد و ناهنجاری


ب - آثار اجتماعی :
 1. سلامت نسل جدید جامعه
 2. پیشگیری از فساد اخلاقی
3. مبارزه با مظاهر بی دینی

 پوشش زنان  دارای چهارشرط اساسی :

1- پوشش باید به گونه ای باشد که غیر از قرص صورت به اندازه ای که در وضو شسته می شود آنهم به شرط نداشتن آرایش غلیظ و دستها از مچ تا سر انگلشتان بقیه بدن و موها را کامل بپوشاند درپوشیده داشتن سر زنان و اینکه حتی تارهای موی زن نباید در معرض دید نامحرمان قرارگیرد در بین مراجع عظام کوچکترین اختلافی وجود ندارد

2- پوشش باید به اندازه ای نازک نباشد که بدن یا رنگ لباس یا زیور آلات زن از پشت آن معلوم شود و لذا زنان و دخترانی که با لباسهای نازک و توری شکل سر و موها یا بدن خود را به خیال خود می پوشانند در واقع حجاب درستی نگرفته بلکه با این عمل خود حساسیت مردان هوسران را بیشتر کرده و زمینه های گناه و فساد را فراهم


3- پوشش باید به اندازه ای آزاد باشد که برجستگی بدن زنان و دختران برای نامحرمان معلوم نشود

4- لباس شهرت نباشد پوشش نباید از نظر رنگ یا مدل به گونه ای باشد که مردم به صورت غیر متعارف به او توجه کرده و با انگشت او را به همدیگر نشان دهند که زمینه های جلب نظر نامحرمان و مردان و پسران هوسران را فراهم و موجب گناه و آلودگی خواهد بود
اصولش هم عدم جلوه‌گری و تبرج است
یعنی با مانتوی تنگ و کوتاه یا رنگ‌های زننده در اجتماع ظاهر نشود یا مثلاً با آرایش بیرون نرود

                                           پوشش کامل از دیدگاه اسلام

چادر کامل‌ترین حجاب اسلامیامتیازات چادر:

چادر ریشه در سیره زنان اهل بیت بویژه حضرت فاطمه‏ زهرا(س) دارد
پیامبر اکرم(ص) چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش حضرت فاطمه‏زهرا(س) قرار داد
چادر مشکی بهترین و سالم‏ترین پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را می‏پوشاند و به او وقار و متانتی خاص می‏بخشد

‏‏1. چادر یادگار زنان اهل ‌بیت(ع) بویژه حضرت فاطمه زهرا(س) است
‏2. چادر بیش از هر لباسی حجم و شکل بدن را پوشش می‏دهد
‏3. چادر سمبل حجاب اسلامی است که بارزترین نمود عینی پوشش دینی را به خود اختصاص داده است
‏4. چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن، جلب توجه نامحرم را به کمترین حدّ خود می‏رساند
‏5. چادر، پوشش دینی و ملی زنان ایران است که دیانت، ملیت و استقلال فرهنگی ملت مسلمان را در دنیا تجلّی می‏بخشد
‏6. چادر، دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم می‏زند
‏7. چادر، سمبل مبارزه با استعمار است
‏8. چادر زیبایی، وقار و متانتی معنوی برای زن به ارمغان دارد.‏
‏9. چادر با اهدای کامل‏ترین پوشش به زن مسلمان، وسیله کمال و تقرّب بیشتر را در او مهیّا می‏سازد و بالاترین تواضع در برابر فرامین حق را تجلی می‌کند
 

بخش دوم : فلسفه حجاب و عفاف

اسلام در نگاه دقیق خود برای حفظ حریم عفت عمومی، جلوگیری از شیوع فحشا و فساد، کنترل غریزه شهوت، پیشگیری از هدر رفتن انرژی ها و رکود بازار اقتصادی و علمی، ارزش نهادن به کرامت انسانی زن که یک دوم نیروی انسانی جامعه است و جلوگیری از نگاه جنسیتی و ابزاری مرد به زن، جلوگیری از فروپاشی خانواده ها و ایجاد نسل بی پایه و اساس، ایجاد آرامش روانی در سطح جامعه و در یک جمله «آزادی واقعی زن از قید هوسها» مسئله حجاب را مطرح کرد

و چه جاهلانه است که بشر امروز برای به اصطلاح ارج نهادن به حریم الهی این موجود مقدس شعار برداشتن محدودیت زن یعنی حجاب را سرداده و برای پر کردن هوس های آلوده و جیب های سرمایه داری از جسم لطیف و دستان ظریف این آینه جمال الهی، او را بازیچه افکار سودمحور خود قرارداده است.

در اسلام البته هدف از قانون حجاب در اسلام، دست یابی به عفاف و فضیلتی نفسانی و اخلاقی است که از طریق آن برای شخص و جامعه فراهم می آید.

از این رو خداوند در آیه 59 احزاب حجاب را عامل مهمی برای مصونیت از ایذا و اذیت و آزار از سوی دیگران به ویژه بیماردلان بر می شمارد؛ زیرا با مصونیت یابی شرایط برای دست یابی به فضایل بیشتر برای آدمی فراهم می شود. از آیاتی از جمله 5 و 7 مومنون و 29 و 31 معارج این معنا به دست می آید که عفت و پاکدامنی موجب می شود تا انسان در مسایل جنسی رو به اعتدال رود و از گرایش به اسراف در این حوزه خودداری ورزد.

همچنین عفت ورزی و ایجاد شرایط عفاف در انسان موجب می شود تا نفس از هر زشتی محافظت شود و امکان سوءاستفاده و نیز نسبت های ناروا به انسان برای دیگران فراهم نیاید. (نور26)

هدف از حجاب واقعی، دست یابی به فضیلت اخلاقی عفت است که مدیریت عقل بر نفس و چیرگی بر آن در چارچوب های پذیرفته شده و فطری و طبیعی بشمار می رود. اما این بدان معنا نیست که حجاب به سبب وجود عفت باطنی مراعات نشود و شخص به این بهانه که قلب من پاک است و عقلم بر نفسم چیره است، از حجاب اجتناب ورزد؛

زیرا حجاب، یک قانون و حکم اجتماعی است تا دیگران به گناه آلوده نشوند و شرایط عمومی برای رشد و کمال فراهم آید. اگر کسی خواهان عفت نیست نمی تواند از حجاب اجتناب ورزد، زیرا، قانونی در حوزه عمل اجتماعی و رفتاری است و بر همه شهر وندان است تا برای ایجاد جامعه سالم، آن را مراعات کنند و در صورت مخالفت و زیرپا گذاشتن قانون باید مجازات مناسب آن را تحمل کنند

حجاب یک قانون اسلامی و حکم شرعی است که مراعات آن از سوی همه شهروندان لازم است. این بدان معنا خواهد بود که مخالفان، افزون بر این که گناهی مرتکب شده و در آخرت مجازات شده و یا تبعات گناه بر ایشان بار می شود،

حجاب برای این وضع شده تا جامعه در سلامت جنسی باشد و ابزارهای تحریک قوای شهوانی تحدید شود. از این رو، حجاب به عنوان یک قانون کلی وضع شده است تا این سلامت فراهم آید. از آیات قرآن این معنا به دست می آید که نیازی به پوشیدن از کودکانی نیست که قدرت تشخیص میان زن و مرد نداشته و هنوز به مسائل جنسی آگاهی نیافته اند. از آموزه های قرآنی این معنا به دست می آید که عفت و پاکدامنی، به معنای چیرگی عقل و مدیریت مهار قوای شهوانی به دست آن است

این حالت اگر به شکل ملکه ای در نفس انسانی در آید، شخص در حالتی قرارمی گیرد که به سادگی تهییج نمی شود و قوای شهوانی نمی تواند سرکشی کند و او را به سوی گناه سوق دهد. اگر به انسان مؤمن گفته شده تا برای حفظ عفاف و یا تقویت آن در خود، چشم بر هر مست آفرینی فروهشته دارد، همینطور از وی خواسته شده تا برای حفظ عفت دیگران و یا ایجاد و تقویت آن، حجاب داشته باشد.

حجاب، احترام به حقوق دیگران

حجاب نه تنها موجب نظام مند شدن چارچوب روابط افراد جامعه می شود بلکه ستونی برای حفظ و پایداری کانون خانواده است
اگر هوش و هواس مرد یا زنی در پی جلوه‌گری های جنس مخالف باشد دیگر ارزشی در خانواده وجود نخواهد داشت تا حفظ شود
همه جوارح بدن مسئولند و باید حجابشان را حفظ کنند و در روز قیامت شهادت می‏دهند
رعایت نکردن حجاب به آزادی دیگران لطمه می‎زند و آزادی آنها را ضایع می‎کند و آنها را به خفقان و تنگنا می‎برد
حفظ حجاب در خدمت کردن به مردم هم هست

باید در حین قدرت داشتن جوانمرد باشیم یعنی با مردم با شفقت برخورد کنیم. حقوق یکدیگر را پاس بداریم و به آنها احترام بگذاریم. این فقط با حفظ حجاب تمام اعضا و جوارح بدن شدنی است. حجاب همچنین باعث حفظ کرامت زن نیز می شود و به او در جامعه عزت می دهد. حجاب با توجه به اینکه یک دستور دینی است از چند جهت میتواند نتایج فردی و اجتماعی داشته باشد

اول اینکه یک دیندار با رعایت حجاب علاقه و تقید خودش را به یک دین نشان میدهد از این جهت که دین یک انتخاب برای تعالی اوست امری است که میتواند آن را رعایت کند. دوم برای اینکه دین بعضی از مسائل درونی و باطنی روابط اجتماعی را مورد توجه قرار داده، رعایت حجاب به رعایت حرمت‏ها و برخی از ارزش‏هایی که ادیان بیشتر از ارزشهای اجتماعی آنها را مورد توجه قرار می‏دهند منجر میشود.

عفاف و حجاب همچون صدف، مروارید:

اسلام حجاب را برای زن قرار داد تا از این گوهر ناب و گرانبها در مقابل چشمان آلوده و نامحرم محافظت کند
حجاب باعث می شود که زن، به ارزش والای خود پی ببرد و خود را رایگان به کسی عرضه نکند
این مرد است که گیرنده و دنبال کننده و مظهر طلب و عشق ورزی آفریده شده است و باید به دنبال زن برود
لذا وقتی که زن را در حجاب می بیند، کنجکاو می شود و تخیلاتش شروع به فعالیت می کند که زیر این حجاب چیست؟
درون این صدف، چه مرواریدی قرار دارد؟
زیر این پوشش و حیا، چه مقام با ارزش و والایی وجود دارد؟
این گونه است که زن، محبوبیت و جایگاه بلند و قدرتمندی در نظر مرد پیدا می کند و قادر است که قلب او را تسخیر خود کرده و آتش عشق مرد را شعله ور و سوزان کند

این تأثیر وجود حریم و حائل میان زن و مرد است که باعث می شود وصال به زن، دشوار شود. وقتی این وصال، دشوار شد و زن، مرد را به تکاپو انداخت تا برای کشف ماهیت او، به زحمت بیفتد و دچار تخیلات فراوان شود، آن وقت است که ارزش زن، گران تر و عزیزتر خواهد شد. لذا این کشش و جاذبه زن، نهایتاً به ازدواج می انجامد و وصال رخ می دهد

اینجاست که دیگر مرد، از دنیای تخیلات خود آزاد می شود و همه چیز را کشف می کند و آرام می گیرد. علاوه بر آن نیز، در زندگی مشترک خود با همسرش، ارزش این گوهری را که به دست آورده، می داند و به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) با او مثل گُل رفتار می کند و قدر آن را می داند. پس زن نباید خود را رایگان و مجانی عرضه کند و از این طریق، خود را نزد مرد، بی ارزش جلوه دهد.

اهمیت حجاب دین مبین اسلام به طور جدی در خصوص مسئله عفاف و حجاب تاکیدات ویژه ای دارد. در اسلام خانواده به عنوان یک رکن اساسی به حساب می‌آید و سعی شده است تا افراد جامعه اعم از زن و مرد با بهره‌گیری از حجاب و پوشش مسائل جنسی را به داخل خانواده محدود کنند تا ضمن تقویت بنیان خانواده مانع از فساد و فحشا شوند.

در واقع حجاب تنها یک دستورالعمل دینی و وظیفه شرعی برای زنان مسلمان نیست، بلکه از ضرورت های اجتماعی جوامع انسانی است که با وجود آن منافع و تاثیرات مثبت شگرفی در جامعه‏ پدیدار شده و عدم رعایت آن، آثار مخربی در فرهنگ عمومی جامعه و حتی اقتصاد و سیاست بر جای می گذارد

البته نقش خانواده نیز در جلوگیری از گسترش حجاب بسیار حائز اهمیت است. دین مبین اسلام، خانه و خانواده را همانند کشوری می‌داند که اعضای آن، اعضای کشور و پدر و مادر، مسئول اداره این کشور هستند و هر آنچه که برای اداره کشوری بزرگ لازم باشد مانند امنیت، فرهنگ، اقتصاد، قانون و... برای اداره امورخانواده نیز در مقیاسی کوچک‌تر لازم و ضروری است. در خصوص حجاب نیز همین گونه است.

حجاب، عامل باز دارنده  قرآن، پوشش را نشانه تقوا نیز برمی شمارد؛ زیرا تقوا به معنای مهار و کنترل در برابر بدی ها و زشتی ها و زیاده خواهی های نفس و قوای غریزی و نیز عمل به اصول اخلاقی و شرعی و قانونی است که موجبات جلب رحمت و دفع غضب الهی را فراهم می آورد. نشانه تقوا بودن پوشش به این معناست که انسان برپایه اصول اخلاقی و قانونی و شرعی عمل می کند و در رفتار و کردار خویش نشانه های تمرد را بروز نمی دهد

اگر کسی مسلمان است نشانه هائی خواهد داشت. برخی از این نشانه ها ظاهری و برخی دیگر باطنی است. نشانه ظاهری اسلام آن است که در جامعه، پایبند قوانین آن باشد. کسی که پوشش را رعایت نمی کند درحقیقت می کوشد که نشان دهد بر دین اسلام نیست و قوانین آن را نمی پذیرد. (احزاب 55) (احزاب95).

نهاد خانواده مهمترین نقش را در تعالی فرد و اجتماع ایفا می کند. تربیت فرد و جامعه از یکدیگر جدا نیست و آنچه در خانواده و در طول حیات فرد می‌گذرد تاثیر بسزایی در استحکام پایه های تربیتی اجتماع دارد.

حجاب محدودیت نیست، مصونیت است

 حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه ابزاری بازدارنده برای مزاحمان است که فرصت حضور زن در عرصه های گوناگون را افزون می کند

دلیل آسیب پذیری زن، ظاهر جذاب اوست

از این رو زن برای ایفای نقش اجتماعی خود باید به گونه ای در جامعه ظاهر شود که دچار اضطراب درونی نشود احزاب59

ای پیغمبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها شناخته شوند تا از تعرض و جسارت آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است

خداوند پوشش زن را مایه ایمنی او از آزار مردان هوس باز دانسته است

برهنگی و خودنمایی در قالب پوشش، یکی از مسائل عصر حاضر است

از دارندگان چنین پوششی به کاسیات عاریات یعنی پوشیدگان برهنه تعبیر شده است

حجاب ، نشانه عظمت زن

حجاب نماد عفاف، تواضع و ارزش دهنده به شخصیت والای زن محسوب می شود

با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه ای صریح می بینیم و درمی یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه های حجاب است

به راستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آیین نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می فهمد بدحجابی و بی حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است

حجاب و عفاف ضامن بقا و استمرار زندگی فردی و اجتماعی افراد است

جامعه ای که در آن حجاب به عنوان یک گوهر ارزشمند شناخته شود دیگر جامعه ای آسیب پذیر به لحاظ فرهنگی نیست و ضدفرهنگهای غربی نمی توانند در چنین جامعه ای مانور دهند

حجاب، ارزش و کرامت

حجاب یک ارزش و بی حجابی یک ضد ارزش است

از اینرو  بر تمامی انسان ها وظیفه است که از ارزش ها پاسداری کرده و ضد ارزش ها را از بین ببرند

قطعاً ارزش ها و محسنات برای فرد و خانواده و جامعه، مفید و ضد ارزش ها و زشتی ها، هم برای فرد مضر است و هم برای خانواده و جامعه و در واقع آفتی برای کلیه ابنای بشر به شمار می آید

پاره ای از مسئولیت های زنان، به حجاب آنها بستگی دارد و زن در صورتی که حجاب داشته باشد بهتر می تواند بار این گونه مسئولیت ها را بر دوش خود بگیرد

مسئولیت های زن و مرد یکی در بعد خانوادگی است و دیگری در بعد اجتماعی

بی حجابی هم به مسئولیت های خانوادگی زن و مرد لطمه می زند و هم به مسئولیت های اجتماعی آنها

زن که با حجاب کامل در محیط کار و در میدان مسئولیت های اجتماعی ظاهر می شود مسئولیت خانوادگی و اجتماعی اش را به نحو احسن انجام می دهد و به این ترتیب پیوند خانوادگی محکم تر گشته و جامعه سالمتر و پربارتر میگردد

حجاب محدودیت نیست بلکه ضامن سلامت کار و شخصیت و استحکام ارزش های جامعه است

امروزه در جوامعی که حجاب در آنها به عنوان یک ارزش مطرح نیست، اخلاق جامعه به شدت آسیب دیده و برای ترمیم و اصلاح اخلاق جامعه، چاره ای جز بازگشت به ارزش بنیادین حجاب وجود ندارد. به همان نسبتی که گرایش جامعه به حجاب شدت یافته از مفاسد اخلاقی و اجتماعی کاسته شده است و در واقع سلامت اخلاق جامعه از اهداف عالیه اسلام است

پیامبر اکرم (ص): بعثت لا تمّم مکارم الاخلاق دقت در این بیان پیامبر(ص) این نکته را روشن میکند که برای تمام کردن مکارم اخلاقی جامعه باید از همه زمینه ها استفاده شود. پاکی زن نشان پاکی پدر و مادر او و زمینه پاکی فرزندان او و افتخار و مباهات جامعه اوست. حجاب زن در جامعه باعث حفظ ارزش ها و آرمان های جامعه می شود و زن با حجاب می تواند با حفظ این ارزش ها مسئولیت سنگین خود را در قبال اجتماع ایفا نماید

در یک جامعه با حجاب، سلامت اخلاق جامعه، چیزی که دیگر کشورها در پی آن هستند بالا می رود. در واقع رابطه متقابلی بین ارزش و شخصیت زن از یک طرف و حجاب وی وجود دارد. شخصیت زن در عدم دسترسی به آن و حفظ زیبایی های خود از چشم نامحرمان است

الگوی حیا

موسی(ع) کنار چاه آمد و دختران «شعیب» را برای آب کشیدن و سیراب نمودن گوسفندان یاری کرد، دختران او را جوانی شجاع و امین یافتند، بدین خاطر یکی از دختران به نام «صفورا» با مشاهده این خدمت و صداقت از سوی موسی(ع)، تصمیم گرفت او را برای کار و خدمت نزد پدر خود ببرد

وی تصمیم خود را با موسی(ع) در جریان گذاشت، و به پیشنهاد موسی(ع) قرار شد، هنگام رفتن به سوی شعیب، موسی(ع) از جلو حرکت کند، و صفورا از عقب سر او را راهنمایی نماید

با این اوصاف موسی(ع) و صفورا، راه را پیمودند و نزد شعیب رسیدند، و صفورا به پدر پیشنهاد کرد: این مرد را برای خدمت انتخاب کن، زیرا او بهترین کسی است که برای این کار شایستگی دارد، و مرد نیرومند و امینی هم خواهد بود

یا ابت استأجره، ان خیر من استأجرت القوی الامین (قصص26)

حضرت شعیب گفت: دخترم، نیرومندی او را چگونه به دست آوردی؟! صفورا پاسخ داد: پدرجان! به هنگام آمدن به حضور شما، موسی(ع) پیشنهاد کرد، من از عقب سر او حرکت کنم

و هرگاه او خواست در مسیر اشتباهی حرکت کند، من با صدا کردن، یا سنگ پرتاب نمودن، او را به مسیر صحیح هدایت کنم

حرف او این بود انّا قوم لاننظر الی ادبارالنّساء ما جماعتی هستیم که حتی به عقب سر زنان نامحرم هم نگاه نمی کنیم. وسایل الشیعه، ج14 ص 145.

حجاب، تجلی عفافاللهم انی اسئلک الهدی والتقی والعفاف والغنی والعمل بما تحب وترضی " العفّة حصول حالة للنّفس تمتنع بها عن غلبه الشّهوه" یعنی عفّت، پدید آمدن حالتی برای نفس است که به وسیله آن از فزون خواهی شهوت جلوگیری شود. عَفَّ عن الشیِ‏ِء ای امتنع عنه فهو عفیفٌ  عفاف از چیزی ورزید یعنی از آن امتناع ورزید پس او عفیف است اللفّة: الکّف عمّا لا یحلّ و لایجمل

عفّت: خویشتنداری از آنچه حلال و زیبا نیست.  پارسایی و پرهیزگاری، نهفتگی، پاکدامنی. وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمی‏کنند متعرّض آنها شوند. از جمله ان یستعففن خیرٌ لهنّ می‏توان یک قانون کلّی را استنباط کرد و آن این است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر (پوشش) را مراعات کند پسندیده‏تر است و رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره وجه و کفین و غیره داده شده است

این اصل کلی اخلاقی را نباید از یاد برد. عفّت و حیا، خصلتی انسانی است که تاریخ بر نمی‏تابد و مورد پذیرش تمامی انسانها بود و هست و انسانهای بزرگ و ادیان آسمانی نیز بدان توصیه کرده‏اند. همین خصلت انسانی یکی از فلسفه‏ های اصلی پوشش آدمی بوده است." ‏‏

جایگاه عفاف و پاکدامنی در آموزه های دینی عفاف یکی از ارزش و فضیلت های مطلوب و زیربنای قرار گرفته و ستوده شده است زیرا عفاف یک مسئله فطری است. و فطرت همه انسان ها پاک است مگر اینکه بعدا آلوده شود که رسول خدا(ص) در این راستا فرمودند: هیچ نوزادی نیست جز آن که بر فطرت پاک توحید به وجود می آید، این پدر و مادرانند که او را منحرف و آلوده نموده یهودی و نصرانی و مجوسی بار می آورند.

و فطرت انسان ها همیشه آنان را زیبا، پاک، نورانی و با معنویت پیش می برد. عفاف در لغت خویشتن داری از کشش های نفسانی است، عفاف به بزرگی بشریت است. به عبارت دیگر عفاف یک مکتب خاص نیست بلکه یک فضیلت انسانی است- که در درون انسان ها قرار گرفته و در رفتار و کردارها آشکار می شود، هرگاه نفس انسانی به درجه ای برسد که شهوات نفسانی و تمایلات حیوانی و غیرشایسته بر او چیره نشود چنین نفس را عفاف گویند و صاحب آن را اهل عفت می نامند

و از طرف دیگر عفاف یک مسئله اخلاقی است . عفت فضیلتی است که انسان مؤمن باید آن را به دست آورد و آن را در وجود خود ایجاد و تقویت کند . مطهری(ره) : وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمی کنند متعرض او شوند.» که خداوند باری تعالی در قرآن می فرمایند و ان یستعففن خیر لهن والله علیم حکیم.

  از این آیه می توان یک قانون کلی را استنباط نمود و آن این است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را مراعات کند پسندیده تر است و رخصت های تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره وجه و کفین و غیره داده شده است. این اصل کلی اخلاقی را نباید از یاد برد.» در نتیجه می توان گفت این خصلت انسانی یکی از دلایل اصلی پوشش انسان هاست

البته عفاف مرد هم مهم است. در غرب به خاطر این که مسئله عفت زنان، مورد اهتمام قرار نگرفت، کار به این بی بندوباری ها کشید. نباید بگذارند عفت زن که مهمترین عنصر برای شخصیت زن است مورد بی اعتنایی قرار بگیرد. داشتن عفاف انسان ها را از کارهای پست و بد و ناهنجاری جامعه حفظ می کند که علی(ع) فرمودند: العفاف یصون النفس و ینزهها عن الدنایا. عفاف باز دارنده نفس ها و پاک کننده از پلیدی ها و پستی هاست

بهترین خصلتانسان های با شرافت و با دیانت همیشه در افق های بلند زندگی می کنند هم شجاعت و هم شهامت و کارهای عقلانی انجام داده و از کارهای پست دامن شان را دور نگاه می دارند و به بهترین خصلت ها آراسته می شوند مرد عمل صالح امیر موحدان : علیک بالعفاف فانه افضل شیم الاشراف بر تو باد عفاف و پاکدامنی که همانا از بهترین و برترین خصلت انسان های شریف است.

نیز فرمودند: العفاف افضل شیمه عفاف بهترین فضیلت است. امام چهارم(ع) : ای الاجتهاد افضل من عفه بطن و فرج کدام سعی و تلاش برتر از پاکی شکم و شرمگاه انسان است. بهترین عبادت عفاف به خاطر قداست و معنوی بودنش انسان را به خدا نزدیک می کند و هر انسانی و زنی که عفاف داشته باشد و به خدا نزدیک باشد ارزشش زیاد می شود. امام عابدان علی(ع) : افضل العباده العفاف برترین عبادت عفاف است

و باقرالعلوم(ع) : ما عبدالله بشیئ افضل من عفه بطن و فرج خداوند عبادت نشده است به چیز برتر از عفت شکم و شرمگاه. پیامبر اکرم (ص) : من عف عن محارم الله کان عابداً هرکس از محرمات خدا دوری نماید عابد است.

رأس همه خوبیهابرخی از کارها به اندازه ای مهم است که ریشه و اول و منشأ سایر کارهای بد یا خوب می باشد مانند حب دنیا که رأس همه بدیهاست و یا دروغ که رأس همه خطاها و انحرافات است درخوبی نیز این برنامه وجود دارد همانند: تقوی، راستی و... رأس خوبیهاست یکی از اینها عفاف است که درآموزه های دینی رأس هر کار خیر قرار گرفته که صدیق اکبر علی (ع) : العفه رأس کل خیر عفت رأس همه کارهای خوب است.

این مسأله به اندازه ای اهمیت دارد که هرگاه باری تعالی خواست به کسی خیر دهد او را عفیف می کند. این مساله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه به خاطر این است که قضیه عفاف دراین بین سالم نگاه داشته شود. اسلام به مساله عفاف زن اهمیت می دهد. البته عفاف مرد هم مهم است عفاف مخصوص زنان نیست مردان هم باید عفیف باشند

منتهی چون در جامعه مرد به خاطر قدرت جسمانی و برتری جسمانی می تواند به زن ظلم کند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید روی عفت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است. نبی مکرم : العفاف زینه النساء عفاف زینت زن است. یکی از دانشمندان بنام «ژرژهربرت» در مورد تفاهم زن و مرد درخانواده گوید: برای شوهر دانش لازم است و برای زن نجابت. زن که پشتوانه خوبی برای منزل و شوهر و جامعه است زنی است که با نجابت و نیک سیرت باشد

لباس مورد علاقه شیطان  در آیه 26 اعراف خداوند بیان می‌دارد که پوشش و پوشاندن کار اوست، ولی برهنگی و برهنه کردن کار شیطان است.
حجاب لباس در قرآن  یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَ رِیشًا وَ لِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ   ای فرزندان آدم! همانا بر شما لباسی فرو فرستادیم تا هم زشتی (برهنگی) شما را بپوشاند و هم زیوری باشد، لباس تقوا همانا بهتر است، آن، از نشانه‌های خداست، باشد که آنان پند گیرند (و متذکر شوند). (اعراف26)
پیام‌های آیه
1. توجه به نعمت‌های الهی، عامل عشق به خدا و دوری از غفلت است. (قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ ... لعلّهم یذّکّرون)
2. لباس، زمانی نعمت الهی است که بدن را بپوشاند. (یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ)
3. در تهیه لباس، علاوه بر عوامل طبیعی انسان‌ها نیز تلاش می‌کنند، ولی همه اینها به دست خداست. (أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا)
4. پوشش و پوشاندن کار خداست. (أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی) ولی برهنگی و برهنه کردن کار شیطان است. (فوسوس.... لیبدی لهما ماوری عنهما من سوْاتهما)
5. لباس، نعمت الهی است. (لِبَاسًا یُوَارِی) و برهنگی و خلع لباس، کیفر گناه (فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا)
6. پوشش و آراستگی با پوشاک و لباس‌های زیبا، مطلوب و مجبوب خداوند است (قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا ... وَرِیشًا) آراستن و زینت و بهره‌ بردن از لباس‌های زیبا تا آنجا که به اسراف کشیده نشود، مانعی ندارد.
7. معنویت در کنار مادیت، تقوا در کنار زینت لازم است (رِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ) وگر نه لباس می‌تواند وسیله اسرف، تکبر، فساد،خودنمایی، مدپرستی، شهوترانی، فخرفروشی و امثال آن شود.
8. آن‌گونه که در لباس مادی، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایی مطرح است، تقوا هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایه زیبایی معنوی انسان است (لِبَاسُ التَّقْوَىَ)
9. از خاک، پنبه می‌روید، از علف که خوراک حیوان است، پشم تولید می‌شود و از آب‌ دهان کرم، ابریشم، اینها همه از آیات الهی است که می‌تواند مایه تذکر و بیداری انسان باشد ( لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ) امام مجتبی (ع) به هنگام نماز و حضور در مسجد، بهترین لباس خود را می‌پوشید و می‌فرمود: انّ الله جمیل یحبّ الجمال فاتجمّل لربّی خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من لباس زیبای خود را برای پروردگارم می‌پوشم و آنگاه این آیه را تلاوت می‌فرمود

حجاب حق‌الله است

یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است

برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق ‌الله است و می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد

همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق ‌الله مطرح است

لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم

از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است

پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد

کسى حق ندارد بـگوید من بـه نداشتـن حجـاب رضایت دادم. از اینکه قـرآن کـریم مى گـوید : هر گـروهى, اگـر راضـى هم باشند, شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا کنید, معلوم مى شود عصمت زن حق الله است (جـوادى آملـى, زن در آینه جـلال و جـمال, ص2)

حـضرت رسول(ص)مى فرماید : «ان حقوق الله جل ثنائه اعظم من ان یقوم بها العبـاد و ان نعم الله اکثـر من ان یحـصیها(بحار ج77, ص7); حـقوق خـداوند متعال بـزرگتـر از آن است که تـوسط بـندگان ادا شود و نعمتـهاى خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید.» و حضرت على(ع)مى فرماید : «لکنه سـبـحـانه جـعـل حـقه عـلى العـبـاد ان یطیعوه(نهج البلاغه, خ21 )

ولى خداوند متـعال بـر بـندگان حقى قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.» اگر چه حق خدا بـزرگ است و قابـل ادا نیست ولى اداى وظایف و اطاعت از خداوند متـعال بـه نوعى اداى حق محسوب مى شود. حجاب که امر خدا است و شارع مقدس بـه عنوان یکى از احـکام ضرورى دین آن را واجب کرده است, بـاید حفظ شود. حفظ این واجـب الهى اطاعت از او است و اطاعت از او حـقى است که بـر بـندگان نهاده است.

و هر انسان باورمندى باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومى و ... این حد و حق الهى را ادا کند. پس حکمت حجاب, سنجش میزان عبودیت و اطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‑توانند اطاعت را, که روح و پیام اصلى عبادات بشر اسـت, اثـبـات کنند و در زمره اطاعـت کنندگان الهى قـرار گیرند.دراین باره به برخی از اصول و پایه‏های عفاف و حجاب اشاره میکنیم باشد که بتوانیم درگسترش فرهنگ خدای زیستن انجام وظیفه کرده باشیم

در یک نگاه کلی اصول زیر را می‏توان به عنوان پایه ‏های اساسی در فرهنگ عفاف و حجاب برشمرد:

الف) حجاب و به طریق اَوْلی عفاف (که مقدمه حجاب است) از مصادیق حق اللّه‏ و ادای این حق از واجبات است. باید به زن توجه داد که حجاب تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید از حق خودم صرف نظر کردم. حق همسر او هم نیست تا بگوید من راضی‏ام، بلکه حقی است الهی، از این‏رو اگر زن همسرداری آلوده شد، اگر خودش و شوهرش راضی باشند، پرونده مختومه نمی‏شود بلکه باید اجرای حد شود و کیفر گردد، زیرا به حق اللّه‏ تجاوز شده است. در رساله حقوق امام سجاد(ع) حق خدا بر بندگانش با تعبیر «و اکبر حقوق اللّه‏ علیک ...» آورده شده، ادای حق خدا اصل حقوق شناخته شده که دیگر موارد از آن جدا می‏شود.

ب) عفاف و حجاب، حق نفس انسان بر او هم هست، پیش از آنکه تکلیفی شرعی و اجتماعی باشد. رساله حقوق امام سجاد(ع) : «و اما حق نفسک علیک فإن تستوفیها فی طاعة اللّه‏؛ حق نفست بر تو این است که آن را تمام در راه طاعت خداوند قرار دهی

قرار دادن نفس با تمام شئون آن برای پیروی از خدا به جز در سایه عفاف و نیرویی درونی که انسان را از گناه و حرام دور کند، حاصل نخواهد شد. می‏توان از سخن معصوم این نتیجه را گرفت که حق نفس انسان بر او حرکت براساس عفاف و حیا در زندگی است.

پ) پدیده حجاب تنها یک پوشش نیست بلکه نماد باورها و گرایش‏های افراد و برای معرفی ملیت و فرهنگ بومی می‏باشد. حجاب، ثمره حیا و عفاف، افزون بر حفظ تن و روان فرد، نماد هویت دینی و ملی است.

ت) حجاب مانع حضور اجتماعی زنان نمی‏شود بلکه حجاب و طرح آن در قرآن نوعی امضای حضور اجتماعی زن است اگر بنا باشد زنان در خانه بنشینند و با نامحرم روبه ‏رو نشوند نیازی به حکم حجاب نخواهد بود

 ث) حجاب و عفاف موجب خودارزشمندی افراد و در نتیجه استواری شخصیت آنان می‏گردد و سطح عزت نفس را بالا می‏برد؛ البته در صورتی که برای این رفتار، دلایل محکمی آورده شود و آگاهانه گزینش گردد

ج) عفاف و در پی آن حجاب براساس روایات مانع افسردگی و فرسودگی روحی و روانی می‏شود. حضرت علی(ع) فرمود: «... و ثمرتها قلة الاحزان؛ ثمره و محصول عفاف کم شدن اندوه‏ها است.» بنابراین افراد عفیف دارای نشاط خواهند بود. شاید این نشاط (که امری درونی و باطنی است و نمود ظاهری آن به صورت لبخند و تبسم دیده می‏شود) به علت پاکی درونی یعنی عفاف باشد.

حجاب؛ هم فضیلت هم قانون

عفت هرگز به معنای سرکوب قوای شهوانی و نفسانی نیست، بلکه مدیریت و مهار آن در چارچوب معقول و شایسته ای است که عقل بر آن حکم می کند

دایره عفت فراتر از دایره اموری است که حجاب به عنوان یک حکم و قانون به آن توجه دارد؛ زیرا حجاب یک عمل و رفتار در حوزه رفتار اجتماعی است که با انجام آن، از سرکشی نفس شهوانی در حوزه عمل جنسی جلوگیری به عمل می آید

وجوب مراعات قانون حجاب به این معنا که اگر حتی شخص دارای عفت نباشد و در حوزه اخلاق جنسی، قوای شهوانی بر او چیره باشد، ولی به عنوان یک شهروند موظف است تا حجاب را مراعات کند تا زمینه و بستر ایجاد و یا تقویت اختلال شهوانی جنسی فراهم نیاید؛ زیرا حجاب به معنای پوشش مناسبی است که دو جنس مخالف را نسبت به هم در حالتی شبه عفت قرار می دهد و از سرکشی و چیرگی نفس شهوانی و جنسی باز می دارد

بنابراین، بر همه شهروندان امت اسلامی است تا قانون حجاب را به عنوان یک رفتار اجتماعی و هنجاری مراعات کنند؛ زیرا هدف اسلام ایجاد جامعه ای است که شرایط مناسب بروز فضایل اخلاقی و چیرگی رفتارهای هنجاری و عقلانی و عقلایی در آن فراهم آید. حجاب نیز شرایطی را فراهم می آورد تا عقل بتواند در جامعه، از چیرگی شهوات جنسی جلوگیری به عمل آورد و از طغیان و سرکشی آن باز دارد

به نظر می رسد که کسانی که دارای عفت نفس هستند، از آمادگی بیشتری برای حجاب برخوردار هستند، زیرا نفس آنان تحت مدیریت عقل و فرمانفرمایی آن قرار دارد. لذا حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) پس از آشکار شدن جسمشان، به سرعت اقدام به پوشیدن عورت های خویش با استفاده از برگ های درختان بهشت نمودند در حالی که تنها این زن و شوهر آن جا حضور داشتند، زیرا عفت وجودی شان به عنوان عاملی موثر در گرایش ایشان به حجاب بوده .

حجاب، قانون اجتماعی
هر حکم فقهی و حقوقی دارای مبانی است که از منابع آن گرفته شده است. باید توجه داشت که احکام فقهی و حقوقی اسلام، افزون بر این که دارای مبانی وحیانی از منابع کتاب و سنت است، همچنین دارای مبانی عقلانی و در بیشتر موارد مبانی عقلایی است. این بدان معناست که احکام فقهی و حقوقی اسلام، دارای مبانی چند وجهی است. براساس این روح حاکم بر قوانین و احکام اسلامی است که گفته می شود احکام آن مطابق فطرت انسانی است. بنابراین، هر آنچه با فطرت و مستقلات عقلانی در تضاد باشد، می بایست درباره آن شک کرد.
هماهنگی احکام اسلام با مستقلات عقلانی احکام و قوانین اسلامی، با مستقلات عقلانی ارتباط تنگاتنگی دارد. از این رو، هر آنچه عقل آن را زشت و قبیح می شمارد و به عنوان نبایدهای اخلاقی از آن یاد می کند یا نیک و حسن می داند و به عنوان بایدهای اخلاقی بر آن تاکید می کند به عنوان قانون، امضا و تایید شده است. در روایات بسیاری که در اصول کافی نیز نقل شده بر هماهنگی و همراهی عقل و دین و حیا تاکید شده و اینکه این سه گانه از هم جدایی ندارد و هر جا یکی یافت شد آن دو دیگری هم در کنار آن است

حیا به معنای شرم و آزرم است که انسان نسبت به زشتی ها و بدی ها از خود به نمایش می گذارد و نابهنجاری ها را ناپسند داشته و از آن پرهیز می کند. این حکم فطرت و عقل را دین در قالب حجاب، قانونی کرده است. حجاب در حقیقت، نماد عینی و بروز و ظهور حیای ذاتی انسان است. اگر بخواهیم حیا را تجسم بخشیم، در شکل حجاب ظهور می کند

حجاب به معنای پوشاندن ناپسندها و زشتی های ظاهری است. انسان به طور طبیعی و فطری از آشکار شدن شرمگاهش حیا می کند. از این رو آدم و حوا پس از آشکار شدن آن در هنگام خوردن میوه درخت ممنوع، در پی حجاب و پوشش آن با برگ های درخت برآمدند. حجاب برای مرد و زن واجب است هر چند که به سبب تفاوت های فیزیکی و اندامی مرد و زن، تفاوت هایی نیز در حدود آن وجود دارد.

حجاب، اختیاری یا اجباری
اما اینکه گفته می شود نباید با اجبار مردم را به عملی وادار ساخت، این درباره عمل فردی و شخصی در محیط و حریم خصوصی است؛ اما عنوان شهروندی و پذیرش آن مقتضیاتی دارد که از جمله آنها عمل به قانون اجتماعی است. اگر در جامعه، قانونی مانند قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی وضع شده است، هیچ یک از شهروندان چه رانندگان و چه عابران پیاده که از خیابان می گذرند نمی توانند این قانون را نادیده بگیرند و بگویند که قانون برای رانندگان است و عابران پیاده می توانند تخطی کنند. حجاب در حقیقت یک قانون اجتماعی است و همانند قانون و مقررات راهنمایی و رانندگی الزامی و تخطی از آن افزون بر گناه، مجازات هائی را در پی دارد

در هر جامعه ای اگر قانون زیر پا گذاشته شود، امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه از میان می رود و نمی توان به صرف اینکه من می خواهم تا خط عابر پیاده، خودروی خود را در سر چهارراه جلو ببرم، در حقیقت تجاوز به حقوق دیگران است؛ بدحجابی همانند تجاوز از خط عابر پیاده است که مجازات خاص خود را دارد؛ زیرا اطمینان و اعتماد عابران پیاده را سلب می کند و عابر همواره در هنگام عبور از چهار راه ها در هراس است

جامعه ای که افراد در آن احساس ناامنی می کنند، جامعه ای است که قانون را زیر پا می گذارد. بنابراین، حتی اگر شهروندان، اعتقادی به حجاب نداشته باشند، می بایست به قوانین مصوب تمکین کنند و آن را اجرا نمایند. از این رو حجاب حتی بر شهروندان مسیحی در کشور اسلامی واجب است؛ زیرا قانون فراگیر است و همگان باید آن را مراعات کنند.         رعایت حجاب

الف)جایگاه رفیع زن در اسلام: بررسی تطبیقی جایگاه زن در اسلام و دیگر ادیان و مکاتب فلسفی اثبات می کند که دین مبین اسلام برای زن ارزش و احترام خاصی قائل شده است.

ب) حجاب و عفاف در اسلام و سایر ادیان و مکاتب: در قرآن مجید بیش از ده آیه به رعایت حجاب و حرمت نگاه کردن به نامحرم اختصاص یافته است. در ادیان و مذاهب دیگر همچون زرتشت، یهود و مسیحیت نیز رعایت حجاب توسط زنان امری واجب شمرده شده است.
ج) پیامدهای بی بند و باری: پیامدهای نگران کننده بی بند و باری ها در غرب، موجب شده تعدادی از سازمان های زنان و نهادهای امنیتی در آمریکا و استرالیا و کانادا نیز به جمع طرفداران حجاب و عفاف بپیوندند. آنها پس از بررسی آمار وحشتناک تجاوز به زنان، سقط جنین ناشی از روابط نامشروع، کودکان حرام زاده، جدایی های منجر به طلاق و قتل دختران و زنان در کشورهای مذکور به زنان چنین توصیه کرده اند:‏

1- همیشه جوراب و لباس های مناسب بپوشید

‏2- از کفش های بی پاشنه به جای پاشنه دار استفاده کنید. زنان با کفش پاشنه‌دار بیش از حد در معرض خطر هستند

‏3- پوشیدن دامن های کوتاه و لباس های جلب توجه کننده می تواند حمله را محتمل تر کند. بنابراین اگر شما برای امنیت و سلامتی خودتان ارزش قائل هستید این نوع لباس ها را در مجامع عمومی نپوشید.

حجاب میوه عفاف است

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می‌شوند . عفاف العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می‌دارد.

حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند.

این گروه از حجاب، تنها پوسته‌ای و ظاهری بی‌معنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و... خود را سرگرم کرده و مصداق لیفجر امامه (بلکه انسان می‌خواهد آزاد باشد و گناه کند قیامت 5) می‌شوند.

(پرده و پوشش) همسران پیامبر

قرآن کریم در یک مورد کلمه حجاب را که در خصوص حفظ حریم زن و مرد به کار گرفته است، به معنای پرده بیان کرده نه به معنای پوششی که زنان بر بدن خودشان می‌آویزند؛ آن هم در مورد زنان پیامبراست که به خاطر رعایت شأن همسر پیامبر بودن این دستورات از جانب خداوند فرمان داده شد و مردها هم ملزم به اجرای این دستورات اختصاصی بودن،

بله قرآن در آیه 59 سوره احزاب تأکید می‌کند که شما وقتی که می‌خواهید چیزی از همسران پیامبر بپرسید و چیزی از آنها بگیرید ما بین شما و آنها پرده‌ای حائل باشد، این به خاطر ویژگی خاص زنان پیامبر است اما در مورد سایر زن‌ها این دستور به این کیفیت وارد نشده، لذا یک عده‌ای که مستشرق بودند یعنی اسلام شناس بودند؛ به نظرشان رسیده که اسلام می‌خواهد زنان را در پرده کند،

در حالی که این‌طور نیست، لذا واژه‌ای که در اصل در ادبیات فقهی ما رایج است کلمه حجاب نیست کلمه ستر و ساتر است همین که ما ترجمه‌اش می‌کنیم به پوشش.‏ حجاب یکی از زیر مجموعه‌های بحث عفت است که طبیعتاً به سهم خودش می‌تواند در عفت اجتماعی نقش بازی کند.

ارکان عفاف عفت و پاکدامنی ارکانی دارد که حجاب و پوشش کامل یکی از ارکان است اما گاهی دیده می‌شود که با رعایت حجاب باز ارتباط دختر و پسر رایج است حتی در میان دختران عفیف. چرا؟ چون از رکن اساسی عفت غفلت شده است.‏ زدست دیده ودل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد
فروبستن دیده از حرام چه دختران پاک و معصوم و چه پسران پاک و معصوم باید نگاه خود را کنترل کنند و چه بسا جوانان که فقط به خاطر عدم کنترل نگاه در دام شهوت خودشان یا مسائل این‌چنینی افتادند. پس حفظ نظر یکی از موارد خیلی خیلی اساسی است که واقعاً جای بحث مفصل دارد. ‏
غیرت رکن سوم عفت؛ غیرت است. خانواده‌ها همان‌طور که به دختران عفت و حجاب آموزش می‌دهند؛ ـ که خیلی کار درستی است ـ باید به پسران هم یاد دهند که نگاهشان را حفظ کنند و به دختران نیز نحوه راه رفتن، چگونه صحبت کردن با نامحرم، نگاه نکردن و... را خاطر نشان کنند.

تعلیم عفت به دخترها حیاتی‌تر است چون دختران با عدم رعایت حریم عفت گرفتار مشکلات عدیده‌ای در زندگیشان می‌شوند چرا که اولین بی‌عفتی دختران کلید ورودشان به فحشاء و روسپی‌گری است. البته عفت و پاکدامنی ارکان دیگری هم دارد، مثل ازدواج آسان که از حوصله بحث ما خارج است. البته زن‌ها به لحاظ کرامت انسانی یک میل و کشش درونی برای حفظ عفت دارند که آموزش و یادآوری عفت را راحت‌تر می‌کند.‏

   نشانه های دلهای پاک و ناپاک

عارفی را به مجلس میهمانی دعوت کردند. عارف وارد منزل شد. دختر صاحبخانه وارد اتاق پذیرایی شد و چای آورده و سلام و تعارف کرد. عارف مشاهده کرد که دختر، حجاب مناسبی ندارد. نگاهی به پدر و مادر دختر که در مجلس حاضر بودند کرد و خطاب به دختر گفت: فرزند عزیزم! شما که ماشاءالله هزار ماشاءالله جوان فهمیده و مؤدبی هستید حجابتان را هم می توانید بهتر کنید!

دختر در کنار مادرش نشست و گفت: حاج آقا! دل پاک باشد! پدر و مادر دختر نگاه نافذی به او کردند و به همین جهت دختر اظهار داشت: معذرت می خواهم حاج آقا! عارف افزود: نه دخترم! نظرت را گفتی و این خیلی خوب است که انسان صادقانه نظراتش را مطرح سازد

اما.. اما دختر گلم از تو می پرسم که از کجا می شود فهمید دلی پاک است یا ناپاک؟ دختر اندکی فکر کرد و گفت: نمی دانم!عارف افزود: پاکی یا ناپاکی دل افراد، از گفتارشان و خصوصا از رفتارشان معلوم می شود. این ضرب المثل را شنیده ای که گفته اند: از کوزه همان برون تراود که در اوست؟ دختر گفت: بله عارف اظهار داشت

بنابراین وقتی شما گفتار پسندیده و رفتار شایسته از کسی دیدید، می توانید به پاکی دل و نفس او پی ببرید. اما اگر کسی گفتار ناشایست و رفتار نامناسب داشته باشد، آیا شما او را پاکدل و سلیم النفس می خوانید؟دختر گفت: نه، زیرا اگر پاکدل بود این پاکی باید در گفتار و رفتارش نمود پیدا می کرد.

هر ادعایی باید توسط عمل ثابت شود. عارف گفت: احسنت! چه خوب مسائل را درک می کنی! بنابراین کسانی که ادعا می کنند دلهای پاک دارند و خدا را دوست دارند اما به فرمانهای او بی اعتنایی می کنند هم چنین شرایطی دارند. دختر گفت: منظورتان این است که آنها هم باید در گفتار و رفتارشان دوستی و علاقه به خدا را بروز بدهند؟

عارف گفت: همینطور است! خودتان گفتید: ادعا وقتی قابل قبول است که با عمل ثابت شود! دختر اظهار داشت: بله، همینطور است. پدر دختر که تاکنون ساکت بود گفت: حاج آقا! خداوند متعال در این باره چه فرموده اند؟

عارف گفت: خداوند سبحان در آیه 31 سوره آل عمران فرموده اند: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفرلکم ذنوبکم والله غفور رحیم (ای پیامبر! به مردم) بگو: اگر خدا را دوست دارید از (دستورات خدا که) من (برایتان آورده ام) پیروی کنید، تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد، و (بدانید که) خداوند آمرزنده مهربان است. پس از تلاوت آیه نگاه عارف به دختر افتاد که حجاب خود را کاملا حفظ کرده بود و پدر و مادرش نیز با نگاهی رضایت بخش به او می نگریستند.

پاسداری به نام غیرت وقتی به امیرالمؤمنین علی(ع) خبر رسید که برخی از زنان در خیابان ها و بازارگردی های خود، تنه به تنه مردان می زنند و آنها را کنار زده تا راه خود را باز کنند، حضرت مردان را مورد خطاب قرار داده یا اهل العراق نبئت أن نساءکم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحیون؟ و قال لعن الله من لایغار (وسایل الشیعه ج14 ص 174)

ای مردم عراق! به من خبر رسیده است که زنان شما در بین راه با مردان برخورد کرده و آنان را کنار می زنند، آیا شرم نمی کنید؟! خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد. نمونه ای دیگر، در جریان تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار (در جنگ صفین در سال 38 هجری)، وقتی به امیر المؤمنین علی(ع) گزارش دادند که مردی از لشکر شام، زیورآلات زنی غیرمسلمان را که در پناه حکومت اسلام بوده به غارت برده، اینجا نیز حضرت مردان را مخاطب قرار داد که: فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما بل کان به عندی جدیرا (نهج البلاغه خ27)

اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است!  براساس تعالیم قرآنی، غیرت ریشه در فطرت انسان دارد، لذا قرآن کریم برای برانگیختن مومنان (حتی کسانی که ایمانی مستعار دارند برای دفاع از دین و ناموس، غیرت آنان را به هیجان می آورد: و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان (نساء75) چرا در راه خدا و نجات بیچارگان از مردان و زنان و کودکان پیکار نمی کنند؟ (المیزان ج4 ص42)

پس باید به همه مردان یادآوری کرد که آفرینش، پاسداری به نام غیرت در وجود آنها به ودیعه نهاده تا سلامتی نسب را در نسل های آینده حفظ کنند؛ اگر به هر دلیلی حس غیرت در مردان به فراموشی سپرده شود، رابطه نسل ها با یکدیگر به کلی قطع گشته، هیچ پدری فرزند خود را نمی شناسد و هیچ فرزندی پدر خود را نخواهد شناخت، قطع این رابطه اساس اجتماعی بودن بشر را متزلزل می سازد. ما زنی غیور قط» (نهج البلاغه، حکمت305)

انسان غیرتمند هرگز دامن خود را آلوده نمی کند». برای این که غیرت، یک شرافت انسانی و یک حساسیت انسانی نسبت به پاکی و طهارت جامعه است، انسان غیور همان گونه که راضی نمی شود دامن ناموس خودش آلوده گردد، راضی نمی شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود. (مطهری مجموعه آثار ج19 ص415) جمله دیگری از علی(ع) وارد شده که فرموده اند: پاکدامنی مرد به اندازه غیرت اوست. (نهج البلاغه حکمت47)،

جالب اینجاست که دشمنان انسانیت این فرمایش امیرالمؤمنین را بهتر از ما آموخته اند، لذا برای رسیدن به اهداف شیطانی و شوم خود، از طریق انواع هجمه های رسانه ای و ناتوی فرهنگی، تلاش می کنند تا مردان! هر چه بیشتر در گرداب شهوات شخصی فرو روند، تا عفاف و تقوا و اراده اخلاقی را از کف بدهند، که اینها منجر به این می شود که احساس «غیرت» در وجود مردان ناتوان گشته یا به کلی به فراموشی سپرده شود،

آن وقت کار به جایی می رسد که شهوت پرستان از این که نوامیس آنها مورد استفاده های دیگران قرار بگیرند رنج نمی برند و شاید هم لذت ببرند، اما در مقابل افرادی که با شهوات نفسانی مبارزه می کنند، غیورتر و نسبت به ناموس خود حساس تر می گردند، این گونه افراد حتی نسبت به ناموس دیگران نیز حساس می گردند، یعنی وجدانشان اجازه نمی دهد که ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گیرد، ناموس اجتماع ناموس خودشان می شود. (مطهری)

دفاع عقلانی از گوهر حجاب

یکی از عوامل فرهنگ ساز در جامعه، دشمنان هستند. دشمن می داند که با تحریک شهوت و غریزه جنسی در جوانان مسلمان و کشاندن آنها به ورطه فساد و فحشا، می تواند آنها را به تدریج از اهداف و آرمان های متعالی جامعه اسلامی دور کند و سپس بر آنها مسلط شود؛ (شبیه همان قضایایی که در اندلس رخ داد)

لذا زمینه های این تحریک شهوت را فراهم و تقویت می کند؛ که یکی از این زمینه ها، ترویج بدحجابی و پوشش های غیر اسلامی و محرک می باشد.  یکی از دلایل متقاعد نشدن برخی مخالفان به حجاب اسلامی این است که از حجاب دفاع عقلانی نمی شود، بلکه غالباً از ایمان و دین مردم برای دفاع از حجاب استفاده می گردد

بسیاری از مبلّغان و اساتید و معلمان دینی، در برخورد با شبهات مخالفان حجاب، بیشتر از آنی که معقولانه و منطقی، پاسخ مخاطب را بدهند، تنها به آیات و احادیث و روایات اکتفا می کنند؛ آن‌هم به شکل سنّتی و با شیوه های کهن که جذابیتی برای مخاطب ایجاد نمی کند.‏ البته این بدان معنا نیست که در باب تبلیغ و دفاع از حجاب از مباحث شرعی و احکام دینی استفاده نشود و نیز منظور این نیست که احکام شرع با مباحث عقلی متباین است

بلکه مطلب مذکور ناظر به این نکته می باشد که قبل از طرح مباحث شرعی و احکام دینی، به مباحث عقلانی و محسوس و ملموس برای مخاطب پرداخته شود. اگر این نکته با دقت و ظرافت رعایت شود، آن مخالف غافل نیز پی به این خواهد برد که: کُلُّ ما حَکَمَ بِه العَقلُ حَکَمَ بِه الشَّرعُ و کُلُّ ما حَکَمَ بِه الشَّرعُ حَکَمَ بِه العَقلُ باید جوانان را با شیوه هایی جذاب و متناسب جامعه امروزی (البته با حفظ اصول و قواعد) نسبت به این‌گونه مسائل مثل حجاب توجیه ساخت. باید به تدریج و با آهنگی نرم، مخالفان حجاب را جذب محافل مذهبی و مساجد نمود تا در محیط های سالم رشد نمایند.

در نتیجه به طور کلی باید در کیفیت عرضه دین، دقت زیادی به خرج داد. اسلام عزیز را باید همان گونه که هست، هنرمندانه و زیبا ارائه داد. نه باید آن‌قدر افراط و تندروی کرد که احکام اسلام را سخت تر از آنی که هست ارائه داد یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتُقَدِّمُوا بَینَ یَدَیِ اللهِ وَ رَسولِه حجرات1‏ . و نه باید آن‌قدر دچار تفریط و سستی شد که احکام اسلام به مزاج دشمن خوش آید و مورد پسند آنها واقع شود. باید با حفظ اعتدال و البته با قاطعیت در مقابل مخالفت دشمنان و مخالفان، این امر را انجام داد و ملاحظه آنها را نکرد.

چگونگی ترویج فرهنگ حجاب

باید حجاب را همراه با شناختن و شناساندن مضرات عدم رعایت حجاب در جامعه ترویج کرد
یعنی بی حجابی چه مضراتی برای فرد و خانواده و جامعه به بار می‏آورد
این مضرات عاملی برای تحریک به حفظ حجاب می‏شود و به نوعی اشاره به فلسفه حجاب است

مسئله حجاب یک کار فرهنگی آموزشی است
بایستی آموزش حجاب و رعایت آن از سنین پایین شروع شود و همه را هم فرا بگیرد
بعد با تدوین قوانین مطلوب عمومی بحث عفاف را در جامعه جا بیندازیم
در مرحله آخر نظارت به اجرای قانون در قالب آموزش است
باید قوانین حجاب را در قالب آموزش به شهروندان تفهیم کرد
وقتی آنها از حقوقشان آگاهی پیدا کنند و از آن بهره‎مند شوند اقبال عمومی به حجاب زیاد می‎شود
از نقش صدا و سیما نیز در راستای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب نمی‌توان غفلت کرد

تاریخچه و اسرار حجاب و بی حجابی

در کتاب مقدس نیز مى خوانیم: چون زن دید که آن درخت براى خوراک نیکو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذیر، دانش افزا. پس از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوى ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند. پس برگهاى انجیر به هم دوخته، سترها براى خویشتن ساختند.... و خداوند، رختها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید. (تورات، سفر پیدایش، باب 3، آیات 6- 8 و 20 و 21) نوع احساس حیا در زنان از مردان قوى تر است

با عنایت به تمایل فطرى زن و نقش حیاتى پوشش زنان در کنترل و هدایت غرائز شهوانى در مسیر صحیح و جلوگیرى از فساد و تباهى جامعه، پیامبران الاهى، هماهنگ با فطرت انسانى زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدین وسیله اشتیاق درونى شان را با قوانین تشریعى استحکام بخشیدند. آرى، پروردگار جهانیان از یک سو گرایش به پوشش را در نهاد زنان به ودیعت گذارد؛ از سوى دیگر، پوشاک را در لابه لاى نعمت هاى بیکرانش به بشر ارزانى داشت

و از سوى سوم حجاب را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستى زن در صدف پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد نجات یابد. قرآن کریم برهنگى و کنارگذاشتن لباس را دام شیطان معرفى مى کند و انسان ها را از فرو افتادن در چنین دامى بر حذر مى دارد: اى فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد آنچنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از تنشان بیرون آورد تا عورتشان را به آن ها بنمایاند. همانا شیطان و گروه وابسته به او، شما را از جایى [یا به گونه اى] مى بینند که شما آن ها را نمى بینید. ما شیاطین را اولیا و دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى آورند.

از نظر تاریخى، شکل نوین بى حجابى از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمى صنعتى، به ویژه پس از جنگ جهانى دوم، به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم گردید و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادى زنان! کنار گذاشتن حجاب مورد تشویق و تکریم قرار گرفت؛ به گفته ویل دورانت، فیلسوف تمدن نگار غرب، کارخانه داران بزرگ براى استفاده از نیروى کار ارزان قیمت زنان و حضور آنان در محیط کار، تبلیغات وسیعى را آغاز کردند و زنان نیز که از حقیقت امر ناآگاه بودند، براى دست یافتن به حقوق از دست رفته خویش تلاش فراوان کرده، موجى جدید به وجود آوردند که «نهضت زنان براى آزادى» نامیده شد و در باره ضرورت آن تبلیغات وسیعى در مطبوعات انجام گرفت

دامنه این اقدامات کم کم کشورهاى اسلامى را نیز فرا گرفت. نخستین کشور اسلامى که به صورت رسمى به کشف حجاب بانوان روى آورد، افغانستان بود. دومین کشور ترکیه بود که پس از سقوط دولت عثمانى، در سال 1313 منع حجاب در آن رسمیت یافت. در ایران نیز رضاخان، در هفدهم دى ماه 1314، به صورت رسمى کشف حجاب را اجرا کرد.

         حدود شرعی حجاب آقایان

حجاب از جمله ضروریات دین است که هر مسلمانی چه مرد و چه زن بایستی آن را رعایت نماید. حدود شرعی حجاب برای زنان و مردان متفاوت است. اسلام عزیز همان طور که دستور داده است تا زنان خود و زینت هایشان را از نگاه نامحرمان بپوشانند و حجاب سر و بدن و چشم ها را رعایت کنند،
به مردان نیز دستور داده است تا حجاب داشته باشند! براساس احکام شرعی یکی از حجاب های مهم مردان حجاب ایشان در زمینه نگاه کردن است. مردان بایستی غضّ بصر داشته باشند. این بدان معناست که چشم های خود را فرو افتاده نگاه دارند. بر این اساس احکام نگاه کردن دارای ظرافت های خاص است.
نگاه به محارم
براساس احکام شرعی نگاه کردن به همسر مانعی ندارد امّا نگاه کردن به غیر همسر شرعی ممکن است به دو صورت باشد:
   1- با قصد لذت.    2- بدون قصد لذت. اگر با قصد لذت باشد حرام الهی است. امّا اگر بدون قصد لذت باشد به جز عورتین مانعی ندارد. بنابراین آقایون مجاز نیستند حتی به محارم خود نیز با قصد لذّت نگاه کنند چه برسد به غیر محارم و نامحرمان!
نگاه به نامحرمان
در مورد نگاه به غیر محارم، اگر با قصد لذت باشد به طور کلی حرام است ولی اگر بدون قصد لذت باشد تنها به دست ها و صورت اشکالی ندارد و به غیر از دست ها و صورت نیز حرام است. براین اساس نگاه کردن آقایون حتی به دست ها و صورت نامحرمان اگر با قصد لذت باشد نیز حرام است
در مورد حجاب آقایون در باب نگاه کردن باید توجه شود که نگاه شهوت آمیز و با قصد لذت چه به هم جنس و چه غیر هم جنس و چه محرم و چه نامحرم از نظر شرعی حرام است و تنها در مورد همسران شرعی نگاه با قصد لذت مانعی ندارد و حلال شمرده شده است. بر این اساس نگاه شهوت آمیز مردان به یکدیگر نیز همانند نگاه شهوت آمیز به زنان چه محارم و چه نامحرمان حرام می باشد!
اگر اسلام دینی آسمانی است، اگر احکام الهی اسلام برای سعادت بشری آورده شده است، اگر رعایت احکام شرعی- فرجام نیک آدمی را تضمین می کند، پس دیگر تابستان و زمستان ندارد! همیشه و در همه حال این احکام و دستورات مفید و ضامن سعادت آدمی آند!

درسی که مرحوم کافی به یک بی‌حجاب داد

آقای کافی نقل می‌کردند: داشتم می‌رفتم قم، ماشین نبود، ماشین‌های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود، (اون موقع هم که روسری سرشون نمی‌کردن!) هی دقیقه‌ای یک‌بار موهاشو تکون می‌داد و سرشو تکون می‌داد و موهاش می‌خورد تو صورت من. هی بلند می‌شد می‌شست، هی سر و صدا می‌کرد
می‌خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه. برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به من و خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش) گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟بردار یکی بشینه.
نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه! گفتم: این خانم ماست. گفت: پس چرا این‌طوری پیچیدیش؟ همه خندیدند. گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم. یهو یه چیزی به ذهنم رسید. بلند گفتم: آقای راننده! زد رو ترمز.
گفتم: این چیه بغل ماشینت؟ گفت: آقاجون، ماشینه! ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟ ! گفتم: چرا؟! دیدم. ولی این چیه روش کشیدن؟
گفت: چادره روش کشیدن دیگه! گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟ گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می‌دونم! چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن، انگولکش نکنن،خط نندازن روشو
گفتم: خب، چرا شما نمی‌کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن. این ماشین عمومیه!کسی چادر روش نمی‌کشه!اون خصوصیه روش چادر کشیدن! «منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم».

حجاب ؛ حریم خصوصی یا عمومی؟
آیا بهتر نیست تصمیم در این مورد، به خود افراد محول شود و همان‌گونه که «نماز خواندن» و «روزه گرفتن» به انتخاب و اختیار اشخاص است و اگر کسی نماز نخواند یا روزه نگرفت، مورد سوال و تعرض قرار نمی‌گیرد، مسئله حجاب نیز چنین باشد؟
سه نکته اساسی
نکته نخست: از روایات به روشنی استفاده می‌شود توصیه اسلام به پوشش بانوان، از مصادیق تکریم و ارج نهادن به  کرامت انسانی و اسلامی آنان است و تکریم بودن حکم حجاب نیز بر این مبنا است که پوشش، با فطرت زن، هماهنگ است و به دیگر سخن جوهره زن، عفاف و حیا است و از مظاهر این عفاف و حیا، پوشش است و از همین رو است که از قدیم در میان همه ملت‌های جهان به‌خصوص اقوام متمدن، حجاب برای زنان، کم و بیش وجود داشته است و نمی‌توان آن را از احکام ابداعی و تاسیسی اسلام دانست.
براساس همین مبنا می‌توان گفت: بدحجابی یا بی‌حجابی برخی افراد، به نوعی، تجاوز به حقوق دیگران و از باب حق‌الناس است زیرا هرگونه رفتار که حجب و حیا و عفاف جامعه را خدشه‌دار نماید، ضربه‌ای است که به آرامش، سلامت و امنیت اجتماعی فرود می‌آید و موجب می‌شود بسیاری از مردان و پسران به دام فساد و فحشا افتند و این‌‌گونه زنان نیز ممکن است به دام مردانی بیفتند که به تعبیر قرآن از مصادیق الذی فی قلبه مرض هستند(احزاب/32)
نکته دوم: بحث حجاب و ضرورت پوشش مناسب، اختصاص به بانوان ندارد، بلکه گستره آن مردان را هم شامل می‌شود.
تحقق ارزش حجاب خواسته اکثریت بانوان جامعه ما است و التزام عملی آن مستلزم عدم انفعال متولیان فرهنگی و برنامه‌ریزی و ایجاد ساز و کارهای اجرایی مناسب در این زمینه است.
نکته سوم: به‌طور کلی می‌توان زنان جامعه ایرانی را به لحاظ میزان التزام به پوشش، به سه دسته متمایز تقسیم کرد:
1- بانوان متدین و مقید به حجاب. بسیاری از بانوان، در شمار این دسته‌اند که به علت نداشتن انگیزه خودنمایی و تبرج، نمود و بروز کمتری دارند.
2- بانوان غافل و کم‌توجه به احکام و موازین اسلامی. می‌توان گفت بیشتر زنان و دخترانی که در معابر و اماکن عمومی با پوشش ناقص ظاهر می‌شوند و ما آنان را «بدحجاب» می‌دانیم،کسانی‌اند که از حدود و ثغور حجاب اسلامی و ارزش و اهمیت آن، آگاهی کافی ندارند یا تحت تاثیر جو قرار گرفته‌اند و قبح بدحجابی را فراموش کرده‌اند. این‌گونه افراد، هیچ‌گونه تعمد و غرض‌ورزی ندارند و با ارشاد و کار فرهنگی مناسب، می‌توان رفتارشان را تغییر داد.
3- زنان و دخترانی که باید آنان را تابلوهای بدحجابی و مانکن‌های متحرکی دانست که با رفتارهای نامأنوس و غیرمتعارف خود، در خدمت فرهنگ بیگانه قرار دارند و دانسته یا ندانسته به احکام و ارزش‌های اسلامی و ملی، دهن کجی می‌کنند. بی‌گمان این دسته، با ویژگی‌های یاد شده، در اقلیت قرار دارند و بدیهی است دستگاه‌های فرهنگی کشور، باید برای هر یک از این گروه‌ها، کارشناسانه و به نحوی خاص، سیاست‌‌گذاری و برنامه‌ریزی کنند.
آیا حجاب مسئله‌ای شخصی است؟
پس از بیان این سه نکته مهم، وارد اصل مبحث می‌شویم و آن اینکه آیا پوشش به‌خصوص پوشش بانوان، مسئله‌ای است شخصی و احکام مربوط به آن در همین محدوده، مفهوم و مورد پیدا می‌کند و در نتیجه دولت، حق مداخله در آن را ندارد؟
برخی به این پرسش، پاسخ مثبت می‌دهند و می‌گویند: حجاب امری خصوصی و شخصی است و ورود به حریم خصوصی افراد، نه تنها مطلوب نیست، بلکه جرم و گناه است و بدون اجازه جایز نیست. (ر.ک: مجله پیام زن، شماره 184 و 185، ص 18)
و در استدلال بر سخن خود می‌گویند: در مورد حجاب، نه تنها شواهدی مبنی بر حکومتی بودن آن وجود ندارد بلکه مواردی در تاریخ شیعه وجود ندارد که زنی به دلیل رعایت نکردن حجاب مجازات شده باشد، هر جا امری مجازات داشته در کتب روایی جزء به جزء آن ذکر شده است. اما در مورد حجاب، نه تنها روایتی در این زمینه نداریم بلکه احادیث زیادی وجودد دارد که الزام زنان به رعایت حجاب و تقصیر آنان را به گردن شوهرانشان می‌گذارد نه حکومت، احکام مربوط به حجاب هم مثل نماز و روزه و نه مثل احکام حقوقی، فاقد ضمانت اجرای اجتماعی است.(همان، ص 23)
باید در پاسخ گفت: این واقعیت جای انکار نیست که پیامبرگرامی اسلام (ص) و برخی از امامان معصوم علیهم السلام در این زمینه و حتی گاه در مورد وضعیت آقایان، رهنمودها و گاه برخوردها و توبیخ‌هایی داشته‌اند.
آنچه در ذیل می‌آید، نمونه‌هایی از این موارد است:
1- نوشته‌اند در حجه‌الوداع، زنی جوان و زیبا از طایفه خثعم برای پرسیدن مسئله‌ای به حضور پیامبر(ص) رسید و در آن حال، فضل‌بن عباس، پسر عموی حضرت، پشت سر ایشان سوار بود. نگاه‌هایی میان آن زن و فضل رد و بدل شد، پیامبر متوجه شد که آن دو به هم خیره شده‌اند و زن جوان، به جای آنکه توجهش به جواب مسئله باشد، همه توجهش به فضل است که جوانی نورس و زیبا بود

و از این رو رسول اکرم(ص) با دست خود، صورت فضل را چرخانید و فرمود: زنی جوان و مردی جوان، می‌ترسم شیطان در میان ایشان پای نهد. (ر.ک: بخاری، الصحیح، ج7، ص 126)
2- در ذیل آیه قل للمومنین یغضوا من ابصارهم... (نور/30) به نقل از ام‌سلمه آمده که وی گفت من و میمونه در خدمت پیامبر(ص) بودیم که ابن‌ام‌مکتوم[که مردی نابینا بود] آمد و این، پس از آن بود که ما دستور یافته بودیم حجاب را رعایت کنیم، پیامبر به ما فرمود: به حجاب درآیید؛ ما عرض کردیم: مگر نه اینکه او نابینا است و ما را نمی‌بیند؟ حضرت فرمود: آیا شما هم نابینا هستید و او را نمی‌بینید؟ (طبرسی، جوامع الجامع، ج2، ص 616)
3- پیامبر(ص) خطاب به حولاء [که زنی عطر فروش بود]فرمود: حولاء! زینتت را برای غیرشوهرت آشکار مساز. حولاء! برای هیچ زنی حلال نیست مچ و پایش را برای غیرهمسرش آشکار نمایید و اگر چنین کرد پیوسته مشمول لعنت و خشم و غضب الهی است و فرشتگان الهی او را لعنت می‌کنند و خداوند برای وی، عذابی دردناک فراهم نموده است. (نوری، مستدرک الوسایل؛ ج 14، ص 241)
4- براساس نقل کلینی، امیرالمومنین(ع) فرمود: یا اهل العراق نبئت ان نساؤکم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحیون؟ ای مردم عراق! به من خبر رسیده زنانتان در راه با مردان [شانه به شانه راه می‌روند] و با هم برخورد می‌کنند، شرم نمی‌کنید؟! (کلینی، کافی، ج 5، ص 536)
5- نیز براساس نقل وی، علی(ع) فرمود: اما تستحیون ولا تغارون. نساؤکم یخرجن الی الاسواق و یزاحمن العلوج! آیا شرم نمی‌کنید و غیرت ندارید که زنانتان به بازارها می‌روند و با مردان بی‌دین برخورد می‌کنند؟! (کلینی، همان، ص 537)
6- از امام صادق(ع) نقل است که فرمود: درست نیست زن مسلمان روسری و پیراهنی به تن کند که بدنش را نپوشاند. (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص 388)
این روایات که تنها بخش اندکی از روایاتی است که در این زمینه وارد شده به خوبی نشان می‌دهد پیامبر(ص) و امام علی(ع) به عنوان حاکمان جامعه اسلامی، نسبت به مسئله حجاب اهتمام داشته و با بدحجابی برخورد نموده‌اند.
 حکومتی بودن مسئله حجاب از منظر فقه
اما در این رابطه آن‌چه مهم‌تر به نظر می‌رسد آشنایی با دلایلی است که می‌توان از نگاه فقه بر حکومتی بودن مسئله حجاب ارائه داد. در این زمینه دست کم، چهار دلیل ذیل قابل طرح است:
دلیل نخست: می‌توان در یک نگاه فراگیر، مجموعه احکام اسلام را به دو دسته زیر تقسیم نمود:
الف) احکام فردی مانند احکام مربوط به نماز، روزه، خوراک، پوشاک، مسکن و... این احکام، صرفاً با فرد و عملکرد او در ارتباط است. هر چند ممکن است آثار و پیامدهای اجتماعی نیز داشته باشند. برای مثال، در جامعه‌ای که نماز برپا داشته می‌شود، فحشا و بزه‌کاری کمتری به چشم می‌خورد که ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر (عنکبوت/45)
ب) احکام اجتماعی مانند وجوب دفاع، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، اجرای حدود و تعزیرات، ازدواج، طلاق، احکام مربوط به اداره جامعه و کشورداری و به طور کلی احکامی که در بستر جامعه و در تعامل افراد با یکدیگر، نمود پیدا می‌کنند و موضوعیت می‌یابند.
بی‌تردید احکام مربوط به دفاع، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، کشورداری و چگونگی تعامل دولت اسلامی با بیگانگان در این قسم جای می‌گیرد.
البته ممکن است برخی احکام از مصادیق هر دو قسم باشند. برای مثال امر به معروف و نهی از منکر، هم در حیطه وظایف فردی قرار می‌گیرد و هم در ارتباط مستقیم با دولت و نظام اسلامی است. از این رو در اصل هشتم قانون اساسی آمده است:
«دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.»
با توجه به این توضیح و نیز با عنایت به دلایل بعدی، باید گفت بی‌تردید حکم حجاب از احکام اجتماعی و از موضوعاتی است که پیوند وثیق و ارتباط مستقیم با جامعه و نظام حاکم بر جامعه اسلامی دارد. و بر همین اساس و به منظور جلوگیری از هرج و مرج و برخوردهای سلیقه‌ای و تنش‌زا، لازم است تنظیم مقررات جهت اجرای این حکم و نظارت برحسن انجام آن و چگونگی برخورد با متخلفان، به دولت سپرده شود. هر چند این امر، نافی وظیفه افراد در امر به معروف و نهی از منکر زبانی نخواهد بود.
دلیل دوم: وظایف کلی دولت اسلامی
بی‌تردید از وظایف دولت و حاکم اسلامی آن است که زمینه‌ساز سعادت دنیوی و اخروی مردم و فراهم آورنده بستر رشد و تعالی آنان باشد و این مهم بدون دفع و رفع زمینه‌های فساد و مبارزه با عوامل تباهی و اشاعه خوبی‌ها و ترویج نیکی‌ها میسر نیست.
در توصیه‌های پبامبر(ص) به معاذبن جبل آن‌گاه که وی را به یمن فرستاد آمده است امت امر الجاهلیه و اظهر امر الاسلام کله صغیره و کبیره. کار جاهلی را بمیران و امر مربوط به اسلام را چه کوچک و چه بزرگ آشکار نما.
(ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 27).
و در نامه امام علی(ع) به یکی از کارگزارانش به نام عثمان بن حنیف آمده است:‌ فاعلم ان افضل عبادالله عندالله امام عادل هدی و هدی، فاقام سنه معلومه و امات بدعه مجهوله.
بدان که بهترین بندگان خدا پیش او، پیشوای عادلی است که هدایت شده باشد و هدایت نماید، سنت شناخته شده را برپای دارد و بدعت ناشناخته را بمیراند. (سیدرضی، نهج‌البلاغه، ص 234، خطبه 164)
و در روایتی معروف که آن را شیخ صدوق با سند خود از فضل بن شاذان نقل می‌کند. وی از امام رضا(ع) از فلسفه حکومت و ضرورت وجود حاکم می‌پرسد و حضرت می‌فرماید: چون مردم، در محدوده‌ای مشخص، محدود شده‌اند و فرمان یافته‌اند از آن چارچوب نگذرند زیرا موجب فساد و تباهی آنان می‌گردد، این امر، ثابت و شدنی نیست مگر این که شخصی امین بر آنان گمارده شود، شخصی که آنان را از تعدی و ورود در امور ممنوع، بازدارد زیرا در غیر این صورت هیچ کس لذت و سود خود را به خاطر تباهی دیگری رها نمی‌کرد و به همین سبب خداوند، حاکمی بر مردم قرار داد تا آنان را از فساد بازدارد و حدود و احکام را در میانشان اقامه نماید. (صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 251)
براساس مفاد روشن این حدیث، از وظایف حکومت اسلامی، جلوگیری از تعدی و تجاوز مردم به حقوق یکدیگر و ممانعت از ورود ایشان به کارهای حرام و مفسده انگیزه است. و بدیهی است انجام این وظیفه، نیازمند تنظیم مقررات و صدور احکام حکومتی است، چنان که علامه طباطبایی در بیان ماهیت احکام حکومتی می‌نویسد:
احکام حکومت تصمیماتی است که ولی امر، در سایه قوانین شریعت و رعایت موافقت آنها، به حسب مصلحت وقت می‌گیرد و طبق آنها، مقرراتی وضع می‌نماید و به اجرا در می‌آورد. این مقررات لازم الاجرا و مانند شریعت دارای اعتبار است. (طباطبایی، ولایت و زعامت، ص 83-85)
دلیل سوم: ضرورت امر به معروف و نهی
از منکر

از قرآن و روایات استفاده می‌شود که از اهداف و وظایف تشکیل حکومت اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند در توصیف گروهی از مومنان می‌فرماید: الذین ان مکناهم فی الارض اقام الصلاه (حج/41)
این آیه گرچه بی تردید شامل افراد می‌شود ولی با توجه به اینکه در آن از «تمکین فی الارض» سخن به میان آمده و این تعبیر، با تشکیل حکومت تناسب بیشتری دارد، شاید بتوان گفت مصداق اتم و قطعی آیه همان حکومت و دولت اسلامی است، چنانکه همین معنا از برخی روایات نیز قابل برداشت است مانند روایتی که بر طبق آن، مسعده بن صدقه از امام صادق (ع) درباره امر به معروف و نهی از منکر پرسید که آیا بر همه امت واجب است؟ حضرت فرمود: خیر. گفته شد: چرا؟ فرمود: انما هو علی القوی المطاع العالم با لمعروف من المنکر لا علی الضعیف الذی لا یهتدی سبیلا.
این کار بر کسی واجب است که نیرومند باشد و از او اطاعت شود و نسبت به معروف آگاه باشد و آن را از منکر تشخیص دهد. نه برکسی که ناتوان است و راه به جایی نمی‌برد. (حرعاملی، وسائل الشیعه، ج14 ص 126)
بی شک مصداق روشن «قوی مطاع» دولت اسلامی است.
اساسا یکی از ادله وجوب تشکیل حکومت اسلامی همین دلیل  وجوب امر به معروف و نهی از منکر است، با این بیان که حکومت اسلامی خود از مصادیق روشن «معروف» و حکومت طاغوت از مصادیق آشکار «منکر» است. بنابر این اطلاق و شمول این دلیل‌ها، ایجاب می‌کند برای نفی این و ایجاد آن، تلاش و مبارزه نمود.
و بدیهی است در صورت تحقق و تثبیت حکومت اسلامی، از وظایف مهم و کلیدی آن، تلاش جهت به بار نشاندن احکام و شعائر اسلامی و مبارزه بی امان با زمینه‌ها و مظاهر فساد و تباهی در قالب سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های متنوع از جمله امر به معروف و نهی از منکر در همه زمینه‌ها است، چنانکه فقیه برجسته صاحب جواهر می‌نویسد: انه مع بسط یده الواجب علیه جمیع افراد الامر بالمعروف. در صورتی که حاکم اسلامی، بسط ید داشته باشد، امر به همه مصادق معروف بر او واجب است. (نجفی، جواهر الکلام، ج 21، ص 361)
از این رو، بر طبق اصل سوم قانون اساسی، از وظایف دولت جمهوری اسلامی، عبارت است از: «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی براساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.» و به خصوص مسئله پوشش و  حجاب و کم و کیف آن باید مورد توجه باشد. زیرا گرچه این امر ممکن است در نگاه بدوی و فی نفسه، مساله‌ای جزئی و غیر مهم به نظر آید،

ولی گاه همین مسئله‌، صبغه فرهنگی و ملی به خود می‌گیرد و در عرصه تهاجم فرهنگی، مورد سوء استفاده دشمنان واقع می‌شود تا جایی که ممکن است مسلمانان، ناخواسته در زمین دشمن بازی کنند. چنانکه براساس نقل شیخ صدوق، امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزوجل، به یکی از پیامبرانش وحی فرمود: به مومنان بگو! پوشش دشمنان مرا نپوشند، از خوردنی‌های آنان نخورند و راههای ایشان را نپیمایند که در این صورت، همانند آنان، دشمنان من خواهند شد. (صدوق، من لایحضره الفقیه، ج1، ص 252)
وضرورت دخالت دولت در این عرصه، بیشتر بدان جهت است که اگر این مهم، صرفا به آحاد جامعه واگذار شود و از نقش قانون گذاری و نظارت و حتی جایگاه اجرایی دولت غافل شویم، شاهد هرج و مرج و برخوردهای سلیقه‌ای برخی از یک سو و افراط و تفریط برخی از سوی دیگر خواهیم بود.
دلیل چهارم: مسئولیت اجرای تعزیر
چنانکه می‌دانیم براساس فقه اسلامی، ارتکاب پاره‌ای از گناهان توسط افراد، موجب اجرای حدود الهی بر آنان توسط حکومت می‌شود. شمار و عناوین این گناهان روشن است ولی از نگاه فقها، حاکم اسلامی می‌تواند مرتکبان گناهانی که برای آنها، حد شرعی معین و تعریف نشده است را «تعزیر» نماید.
شیخ طوسی می‌نویسد: کل من اتی معصیه لا یجب بها الحد فانه یعزر. هر کس گناهی انجام دهد که موجب حد نمی‌شود، مستحق تعزیر خواهد بود. (طوسی، المبسوط، ج 8، ص 69)
علامه حلی نیز می‌نویسد: کل من فعل محرما او ترک واجبا کان للامام تعزیره. هر کس حرامی را انجام دهد یا واجبی را ترک کند، امام می‌تواند او را را تعزیر نماید. (علامه حلی، قواعدالاحکام، ج 3، ص 548)
مشابه همین سخن، در عبارت بسیاری دیگر از فقها از جمله فخرالمحققین، شهید ثانی، کاشف اللئام و صاحب جواهر نیز آمده است. (رک: ایضاح الفوائد، ج4، ص 508)
صاحب مدارک نیز همین گونه فتوا می‌دهد. (عاملی، مدارک الاحکام، ج 1، ص 35)
و محقق اردبیلی در مبحث روزه می‌نویسد اگر کسی از روی عمد روزه نگیرد، بر حاکم واجب است، به نحوی که مصلحت می‌بیند او را تعزیر نماید. (طبرسی، مجمع البیان، ج 5، ص 149)
و مستند این مبنا نیز روایاتی است که در این زمینه وارد شده است. در یکی از این روایات می‌خوانیم پیامبر (ص) پس از ارتکاب گناه توسط یکی از مسلمانان و اجرای حد بر او فرمود: من اصا ب من هذه القاذورات شیئا فلیستتر عنا بسترالله فانه من یبدی لنا صفحته نقم علیه حدالله. هر کس یکی از این کارهای آلوده را انجام دهد، آن را با کمک پوشش الهی، از ما بپوشاند زیرا کسی که در برابر ما رو بگشاید [و گناه خود را آشکار نماید] حد الهی متوجه او خواهد شد. (احسایی، عوامل اللئالی، ج 3، ص 441)
و در روایتی عام می‌خوانیم: ان الله جعل لکل شی حدا و جعل علیه دلیلا یدل علیه و جعل علی کل من تعدی ذلک الحد حدا. خداوند برای هر چیزی، حد و اندازه‌ای و برای آن حد و اندازه، دلیلی قرار داد و بر هر کسی که از آن اندازه تعدی نماید، حد [و کیفری] قرار داد. (طوسی، تهذیب الاحکام، ج 10، ص 3)
البته چنانکه روشن است مقصود از «حد» در این روایت، هر گونه کیفر شرعی اعم از حد و تعزیر است.

چرا زنان ایرانی حجاب دارند؟  ” رحیم پور ازغدی
حجاب در اسلام برای زن به عنوان حمایت از زن مطرح شد
 زنان مسلمان دوست ندارند وقتی درون جامعه می آیند مردان نگاهی به آنان بکنند که جنبه جنسی داشته باشد
زنان مسلمان معتقدند که مسائل جنسی، از آن خانواده و حریم خصوصی است نه محیط پارک و دانشگاه
دو نفر وقتی صحبت می کنند توجهشان به جنسیت فرد مقابل نیز هست حالا زن مسلمان دوست دارد وقتی با کسی صحبت می کند بیشتر به انسانیتش توجه کنند نه جنسیتش.

اگر زن در یک جامعه ارزشش فقط به زیبایی هایش باشد، آن وقت این مال یک دوره محدودی است
یک دختر مگر چندسال آن زیبایی را همراه دارد. اگر فقط ارزش او به زیبایی اش باشد، هروقت که زیبایی اش کم شد، احترامش نیز کم می شود و نیاز پیدا می کند که خودش را به مردان نشان دهد که من هنوز زیبا هستم
در اسلام ارزش انسان به خودش و روح اوست.
این طور نیست که اگر زیبایی اش کم شد ارزشش نیز کم شود.

برهنه شدن زن به نفع زن نیست
به نفع مردان است
 به نفع مردانی است که می خواهند به صورت مجانی از این زیبایی ها استفاده کنندو تنها به دنبال لذت شان هستند. زنان مسلمان با حجاب بیرون می آیند چون خودشان را کالایی برای مردان نمی دانند.
یکی از دلایل فروپاشی خانواده همین برهنگی و حجاب است
 مردی که در بیرون با جاذبه های مختلف زنان بیرونی است ممکن است وفاداری نسبت به همسر خودش کمتر شود و از آن طرف آن همسر فکر می کند که شوهرش به او توجه نمی کند و در نتیجه زن هم می رود به سمتی که خودش را طور دیگری ارضا کند.

نکته بعدی این که در فرهنگ اسلام، زن به عنوان انسان محترم است.
در خانواده ها زنان و مردان ما فقط به دنبال جاذبه های جنسی نیست همدیگر را دوست دارند و زنان و شوهرها با هم دوست هستند و رابطه عاطفی دارند. قرآن می فرماید زن و مرد باید به یکدیگر آرامش دهند. قرآن می گویند زن و مرد باید در مسائل درون خانواده مشورت کنند. رابطه شان بر اساس عشق و دوستی باشد.
خانواده را با قانون نمی شود نگاه داشت با عشق می توان نگاه داشت
 پس حجاب تحمیل شده بر زنان نیست
 انتخاب اوست برای اینکه احترام داشته باشد در جامعه.

متاسفانه در غرب آزادی یعنی سکس.
اگر این آزادی است بله اسلام با این آزادی مخالف است.
این آزادی توهین به زن است
اسلام اجازه نمی دهد به زن توهین شود. زن در اسلام، حرمت دارد.
این توهین به زن نیست که این سرمایه داران وقتی جنس هایشان را می خواهند بفروشند زنی باید بیاید و عریان شود و با حالت عشوه و حالت های خاص زنانه خودش را نشان دهد؟
اینها توهین به زن نیست؟ یعنی زن باید بیاید آن جا که سرمایه دار بتواند جنسش را بفروشد؟ زنان مسلمان اجازه نمی دهند که به خودشان اهانت شود.

حرف یه دختر‌ چادری

شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ ...
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮَﻣﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺗﺮِ!
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺭﻭﺷﻦ ِ...
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻣﻪ! ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻪ ! ﻻﮎ ِﻗﺮﻣﺰ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ﻻﮎ ﭼﯽ ﭼﯿﻪ ﻫﺎ!
ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯽ ﻻﮎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺧﻮﺑﻢ، ﺑﻠﺪﻡ ﺑﺰﻧﻢ
ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻧﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺗَﻨَﻤﻪ ﺯﺷﺘﻪ، ﻧﭻ! ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ! ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺑﯿﻨﯿﺶﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﯿﭽﯽ..ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻭﻥ ﺷﺪﻩ؟؟
ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﺳﺮ ﻧﮑﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮﻩ
ﺍﮔﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ ۵ ﺗﻮﻣﻦ٬ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻝ ﺑﺨﺮﻡn ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻭﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﻭﮎ ﻧﺸﻪ!
ﮐﻪ ﺑﺎﻓﺘﺶ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻟﺒﻪ ﺍﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺍﯾﺴﻪ
ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻗﺮﻣﺰﻡُ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻏﺭﻭﺭِ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡﻭ ...
ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﻪ " ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ" ﺑﺎﺷﻢ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺷﻢ
چون بهم ثابت شده ک هرچی تنگتر بپوشم بالاتر نیستم...بلکه کالاترم....چون یادگرفتم که
(( جنس ارزون مشتری های زیادی داره )

مرد های مذهبی
گاه یادشان میرود که از همسرانشان
بابت حجاب تشکر کنند !

یادشان میرود که پذیرایی از مهمان
با حجاب سخت تر است !
یادشان میرود که
مسافرت با حجاب سخت تر است !
یادشان میرود که بچه داری با حجاب سخت تر است !
یادشان میرود که خرید با حجاب سخت تر است !
یادشان میرود که در گرمای تابستان چه جهادی است چادری بودن !
یادشان میرود اگر خیالشان از همسرشان راحت است ؛
بخاطر سختی حجابی است که آنها تحمل میکنند !
گاهی با شاخه ای گل
از همسرانتان بابت حجابشان تشکر کنید،
تا بدانند که جهادی که امروز با حجابشان میکنند ،
برایتان ارزشمند است .

دختران مومن سه ویژگی دارند:
 متکبر،بخیل و ترسو هستند!
 ﺍمیرالمؤمنین ﻋﻠﯽ (علیه السلام) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ:
ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺻﻔﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ،ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺘﮑﺒﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺮﺳﻮ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﻭ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﯿﻞ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺘﮑﺒﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺑﺎ ﻗﺎﻃﻌﯿﺖ ﻭ ﺗﺮﺷﺮﻭﯾﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﻭ ﺗﺒﺴﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﻧﺪ.
ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻫﻢ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﯿﻞ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭ ﺣﻔﻆ ﻣﺎل ﺧﻮﺩ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ،ﮐﻤﺎﻝ ﺩﻗﺖ ﻭ ﻭﺳﻮﺍﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺮﺝ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺩﺍﺭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼ‌ﻏﻪ ﻓﯿﺾ ﺍﻻ‌ﺳﻼ‌ﻡ-ﺣﮑﻤﺖ266،ﺹ1191

آیت الله بهاءالدینی :
اگر زنان چادری میخواستند نشانشان میدادم عرقی که در فصل گرما به خاطر حفظ حجاب می ریزند , دانه دانه اش خورشید است . شما خورشید خدا هستید .
و ایشان این روایت را از ثواب الاعمال نقل می کردند عرقی که زن زیر چادر میریزد سه جا برای او نور می شود :
- در درون قبر
- در برزخ
- در قیامت
 و اگر زنان بی حجاب از من میخواستند همین الان نشانشان میدادم که این موی سر که به نامحرم نشان می دهند آتش است . آنها در آرایش زیبایی نیستند بلکه در آرایش آتش هستند .

دغدغه مردان غربی برای زنان چادر به سر ایرانی...
❌مارتین ایندیک
 
مارتین ایندیک، از عناصر اصلی محقق آمریکایی درباره اسلام و خاورمیانه در اظهاراتی آورده: دیگر وقت آن نیست که دانشجویان را به خیابان ها بکشانیم؛ بلکه باید چادر را از سر زنان برداشت و از این طریق می توان نظام اسلامی ایران را سرنگون کرد.
❌میشل هوئلیک
 
میشل نویسنده اسلام ستیز فرانسوی می گوید: جنگ بر ضد اسلام گرایی؛ با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد؛ فقط با فاسد کردن آن ها می‌توان به پیروزی دست یافت. پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامن ها ی کوتاه فرو بریزیم.
❌جیمز لادن
 
خبرنگار رادیو ملی آمریکایی طی گزارشی با خوشحالی اعلام کرد: مردم ایران برای آزادی بیشتر فشار آورده اند. اکنون انواعی از موسیقی که قبلاً با مخالفت شدید رو به رو بود؛ عمومیت یافته؛ و زن ها حجاب را تعدیل می کنند و کت های آنان کوتاه و کوتاه تر می شود.

❌دیوید کیو
 
دیوید کیو مامور سابق سیا: مهم ترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم.
 
❌کنت دمارانش
 
کنت دمارانش رئیس سابق جاسوسی فرانسه در اظهاراتی به ریگان رئیس جمهور سابق آمریکا گفت: شما نمی توانید با یک عقیده به وسیله تانک و هواپیما مبارزه کنید. شما باید با هر عقیده ای به وسیله عقیده بجنگید. این بار دشمن ما مذهب است.
 
❌فرانتس فانون
 
جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی: استعمار حداکثر کوشش خود را بر مسئله چادر تمرکز داده است. هر چادری که دور انداخته می شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او می گشاید. پس از دیدن هر چهره بی حجابی امید های حمله ور شدن اشغالگر ده برابر می گردد.

❌بنیامین نتانیاهو
 
به کمیته اصلاح دولتی آمریکا گفت: آمریکا می تواند با پخش سریال های فاکس که افراد زیبا روی جوان را در وضعیت های متنوعی از برهنگی نشان می دهند و زندگی های فریبنده و مادی گرایانه دارند و رابطه های بی قید جنسی برقرار می کنند یک انقلاب را علیه حکومت ایران به راه اندازد. این[سریال ها] واقعا براندازانه هستند. جوانان ایرانی دلشان از لباس های دلپسندی که دراین سریال ها می بینند خواهد خواست. آن ها استخرها و زندگی های پرزرق و برق راخواهند خواست.

❌مستر همفر
 
جاسوس معروف انگلیسی: زنان مسلمان دارای حجاب محکم هستند و نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. به هر وسیله ای شده باید آن ها را از حجاب اسلام خارج کرد. آنگاه مردان و جوانان فریفته می شوند و فساد در کانون خانواده ها رخنه می کند.
 ↙️یکی از مقامات بلند پایه آمریکا در ارتباط با پوشش در ایران گفت:
 هر زن چادری در کوی و برزن ایران؛ به منزله پرچم جمهوری اسلامی ایران است؛ لذا ما برای براندازی این نظام؛ باید حجاب را سست نمایید

 از دختــــر جوانى پرسیدند:
از چه نوع آرایشى استفاده مى کنى؟

گفت اینها رو به کار مى برم:
ﺑراى لبانم.........رﺍﺳﺘــــــگویى
براى صدایم..........ذکــــــر الله
براى چشمانم.........ﭼـــــــشم پوشـــــى از حرامـــات
ﺑراى ﺩﺳﺘانم.......کـــــمک و یارى به مستمندان
براى پاهایم............ایــــــــستادن براى نماز
براى قامتم...........ســــجده بردن براى الله
براى قلبم............حــــب الله
به فکر نمازت باش مثل شارژ موبایلت!
با صدای اذان بلند شو مثل صدای موبایلت!
از انگشات واسه اذکار استفاده کن مثل صفحه کلید موبایلت!
قرآن رو همیشه بخون مثل پیامهای موبایلت!
خدایی ما کجاییم؟؟؟؟؟
کپی کنید ببینیم چی میشه...
آروم بگو
(خدایا من عاشق توام و به تو نیاز دارم.به قلب من بیا)

حجاب حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام
چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»
روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»
منابع:
بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.بحار/92/43 اول صفحه -بحار/189/43 -بحار1/81/43-بحار/54/43

"فقط مونده همین روسری!"
 
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﻭﺭﯾﻦ ﻭ ﺟﺎﺳﻮﺳﺎﻥ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﺭ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﻮﺩ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ:

ﻣﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﯾﻢ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﺯﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺗﻮﺭﯼ ﻭ ﮔﻠﺪﺍﺭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﻢ.
ﭼﺎﺩﺭ ﺗﻮﺭﯼ ﻭ ﮔﻠﺪﺍﺭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﻢ!
ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺘﻮﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﯿﻦ، ﺗﻨﮓ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ.
ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﺣﺠﺎﺏ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
که آن هم به لطف روسری های لیز به راحتی سر میخورد و مدام از سر آنها میُفتد
ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ بیشتر ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﺑﮑﺸﺎﻧﯿﻢ
ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!!!!
ﺁﻧﻮﻗﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﻼ‌ﻡ ﻭ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ!!
❌میبینی بانوی مسلمان ایرانی؟؟؟
❌میبینی چه خوابها برایمان دیده اند و به راحتی دارند خوابهایشان را تعبیر میکنند...؟!
پس بخودآییم واین مطلب رونشربدیم

من بدحجابم اما پیامبر اکرم (ص) را دوست دارم!
یکی از سایتهای خبری تصویری از اینستاگرام یکی از بانوان بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان منتشر کرده که ایشان در یادداشتی ، توهین بی‎شرمانه‎ی نشریه فرانسوی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را محکوم نموده‎اند.
قبول کنیم عمل نکردن به دستورات پیامبر اسلام نیز، توهین به ایشان است:
 
1 - می‎شود ما مسلمان باشیم و بعضی از واجبات را نادیده بگیریم و به بعضی عمل کنیم و بعضی را کنار بگذاریم؟ (نومن ببعض و نکفر ببعض : سوره نساء آیه 150)
 
2 - می‎شود ما پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله را دوست داشته باشیم اما به سخن او و مهمتر از آن دستور وی که از جانب خداوند متعال است (یعنی حجاب و عفاف) بی اعتنایی کنیم؟!
 
با این دو سؤال موضوعی که قرار بودم مطرح کنم این است :
 
متاسفانه مدتها است تعدادی از بانوان بازیگر سینمای ایران ان شاء الله ناآگاهانه با حضور در محافل مختلف و انتشار تصاویر آن در صفحات اینترنت اولاً مرتکب گناه بدحجابی می‎شوند و ثانیاً این گناه زمینه‎ساز انحراف نوجوان و جوانان و قاطبه جامعه می‎شود.
 
اگر واقعاً به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله اعتقاد داریم و به ایشان علاقمندیم (که هستیم) پس باید به دستورات ایشان عمل کنیم.
 
آیا وقت آن نرسیده است که ظاهر را هم مانند باطن به محبت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و برتر از آن خداوند سبحان بیاراییم؟
 
دلسوزانه به بانوان بازیگر سینمای ایران عرض می‎شود که اگر فردی بر اثر بدحجابی یا عدم رعایت حیاء در روابط اجتماعی توسط معدودی از شما از مسیر اسلام منحرف شود و به گناه بیفتد در این گناه شریک خواهید بود.
 
کسی هم نگوید که از میان گناهان چرا به دروغ و غیبت و رشوه و ربا که در بزرگی آنها شکی نیست نمی‎پردازید و به حجاب چسبیده‎اید؟
اتفاقاً به آنها هم در جای خود می‎پردازیم و خوب است همه ما از گناهان بزرگ و کوچک دور باشیم. اما بدانیم که حجاب و عفاف آثار اجتماعی (و نه فقط جنبه خصوصی و فردی) دارد و به این سبب بسیار مهم است. ضمن آنکه این نوشته به معنای حکم صادر کردن درباره بازیگران زن سینمای ایران نیست که آیا بهشتی یا جهنمی هستند بلکه صرفاً یادآوری یک گناه و تذکری برای دور بودن از این گناه است. گمانم آن بود که فطرت پاکی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دوست دارد این تذکر دلسوزانه هرچند قدری تند (که گاهی قرآن کریم هم با چنین سیاقی انذار نموده است) را خواهد پذیرفت ان شاء الله تعالی

حریم عفاف
 59 - 60 احزاب چنین است:
یَأَیهُّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأَِزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ مِن جَلَبِیبِهِنَّ ذَالِکَ أَدْنىَ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا(59)
* لَّئنِ لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَفِقُونَ وَ الَّذِینَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فىِ الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یجَُاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا(60)
 ای پیغمبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که‏جلبابهای ( روسریها ) خویش را به خود نزدیک سازند . این کار برای اینکه‏شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند نزدیکتر است و خدا آمرزنده ومهربان است .
اگر منافقان و بیمار دلان و کسانی که در شهر نگرانی به وجود می‏آورند، از کارهای خود دست بر ندارند ما ترا علیه ایشان خواهیم برانگیخت .
 درآنوقت فقط مدت کمی در مجاورت تو خواهند زیست .
در این آیه دو مطلب را باید مورد دقت قرار داد : یکی اینکه جلباب چیست و نزدیک کردن آن یعنی چه ؟ دیگر اینکه آنچه به عنوان‏ علت و فایده این دستور ذکر شده که : " شناخته شوند و مورد آزار واقع‏ نشوند " چه معنی دارد ؟
اما مطلب اول : در اینکه جلباب چه نوع لباسی را می‏گویند ، کلمات‏ مفسرین و لغویین مختلف است و به دست آوردن معنای صحیح کلمه دشوار می‏باشد .
چنانکه ملاحظه می‏فرمائید معنی جلباب از نظر مفسران چندان روشن نیست .
 آنچه صحیحتر به نظر می‏رسد اینست که در اصل لغت ، کلمه جلباب شامل هر جامه وسیع می‏شده است ، ولی غالبا در مورد روسریهائی که از چارقد بزرگتر و از ردا کوچکتر بوده است به کار می‏رفته است .
 ضمنا معلوم می‏شود دو نوع‏ روسری برای زنان معمول بوده است : یک نوع روسریهای کوچک که آنها را خمار یا مقنعه می‏نامیده‏اند و معمولا در داخل خانه از آنها استفاده‏ می‏کرده‏اند . نوع دیگر روسریهای بزرگ که مخصوص خارج منزل بوده است .
این معنی با روایاتی که در آنها لفظ جلباب ذکر شده است نیز سازگار است‏ ، مانند روایت عبیدالله حلبی که در تفسیر آیه 61 سوره نور نقل کردیم .
مضمونش این بود که در مورد زنان سالخورده جایز است خمار و جلباب را کنار بگذارند و نگاه به موی آنها مانعی ندارد . از این جمله فهمیده می‏شود که جلباب وسیله پوشانیدن موی سر بوده است .

بنابراین مقصود از نزدیک ساختن جلباب ، پوشیدن با آن می‏باشد ، یعنی‏ وقتی می‏خواهند از خانه بیرون بروند روسری بزرگ خود را با خود بردارند .
 البته معنی لغوی نزدیک ساختن چیزی ، پوشانیدن با آن نیست بلکه از مورد ، چنین استفاده می‏شود . وقتی که به زن بگویند جامه‏ات را به خود نزدیک‏ کن مقصود اینست که آن را رها نکن ، آنرا جمع و جور کن ، آنرا بی اثر و بی خاصیت رها نکن و خود را با آن بپوشان .
 استفاده زنان از روپوشهای بزرگ که بر سر می‏افکنده‏اند دو جور بوده است‏: یک نوع صرفا جنبه تشریفاتی و اسمی داشته است همچنانکه در عصر حاضر بعضی بانوان چادری را می‏بینیم که چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشریفاتی‏ دارد . با چادر هیچ جای بدن خود را نمی‏پوشانند ، آنرا رها می‏کنند .
 وضع‏ چادر سرکردنشان نشان می‏دهد که اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه‏ نیستند و از اینکه مورد بهره‏برداری چشمها قرار بگیرند ابا و امتناعی‏ ندارند .
نوع دیگر برعکس بوده و هست : زن چنان با مراقبت جامه‏های خود را به خود می‏گیرد و آنرا رها نمی‏کند که نشان می‏دهد اهل عفاف و حفاظ است . خودبخود دورباشی ایجاد می‏کند و ناپاکدلان را مأیوس می‏سازد .
بعدا خواهیم گفت که تعلیلی که در ذیل جمله آمده است مؤید همین معنی است .

می گفت این چادر چیه سرت کردی؟
مال مردم 14 قرن پیشه! دیگه دموده شده بندازش دور!
گفتم: 14 بیشتره یا 16؟
تعجب کرد! گفت معلومه 16 بزرگتره!
بهش گفتم : تو مثل 16 قرن پیش با برهنگی و مثل دوران جاهلی میای بیرون، خوبه و دموده نیست، اما من مثل مردم مسلمان 14 قرن پیش میام بیرون دموده است؟؟؟
قرآن می فرماید:
أَ فَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُون( مائده 50)
آیا باز به دنبال برگشت به جاهلیت (برهنگی، افکار و رفتار نادرست و...) هستند؟ و حال آنکه احکام خداوند برای نیکوکاران بهترین احکامند



نظرات  (۶)

سلام با تشکر از مطالب خوبتان با اجازتون من مظالبتون رو که در سطح اینترنت هست اما شما به شیوه ای مرتب در اختیار همه قرار دادید در جهت امر خیر به همگی انشاالله به اسلام گرایش پیدا کنند و چقدر کارتان خداپسنده من هم در  قالب دعوت به اسلام در ویلاگم این مضالب را کپی کردم. یا علی
اگر راضی هستید ایجا بگید که مطمئن شوم.

پاسخ:
البته 
آفرین
من هم جدیدا وبلاگی درست کردم واین مطالب را با اجازه ه ان جا هم انتقال دادم هرچند هنوز بلد نیست که ایا از سایتم بازدیدی می شود یا نه.ممنونم یا علی اجرکم عند الله.
سلام علیکم،
 عرض ادب و احترام 

ممنونم از این مطلب پر مغز و مبسوط در رابطه با موضوع حجاب ، استاد بزرگوار من به شخصه بسیار لذت بردم و استفاده کردم، حلال کنید.

به پاس قدر دانی از شما تنها میتونم عرض میکنم، اجر شما باخانم حضرت فاطمه ( س ) و بی بی زینب ( س ) 
با سلام و احترام
از مطالب آموزنده در این وبلاگ واقعا استفاده کردم.اگر اجازه بدهید از مطالب برای یک تحقیق کلاسی استفاده کنم.با تشکر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">