تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

دحو الارض » گیتی شناسی . چرا خانه خدا مربع؟ کعبه، نماد هویتی اسلام

اسرار باطنی حج از زبان امام سجاد(ع). حج با معرفت . حج مهدوی . حج و ولایت و امامت

عرفات همایش بزرگ. اعتراف در عرفات ، معرفت در عرفه

40 حدیث حج از ائمه معصومین علیهم السلام

عید قربان یا عید الاضحی . قربانی . آثار قربانی . اسماعیل های نفس انسانی

دعای عرفه

حج . کنگره سالانه . اسرار حج احرام زیارت یار. . عظمت حج. حج در اندیشه امام خمینی

                              کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

فلسفه حج                 

یکى از عبادتهاى بزرگ اسلامى «حج» است حج یک عبادت دسته جمعى است، این نوع عبادت علاوه بر این که پیوند استوارى میان بنده و خدا به وجود مى‏آورد، مى‏تواند از جهات گوناگونى مبدأ اثرات سودمند و ارزنده‏اى در اجتماع اسلامى باشد

زیرا: اولا: یک چنین عبادت دسته جمعى که با تجرد کامل و وارستگى مطلق، تنها با پوشیدن دو قطعه پارچه ساده آغاز مى‏گردد، نشانه مساوات بندگان الهى در پیشگاه اوست و این یکى از آمال بزرگ انسانى است که روزى انسانهاى جهان عوامل برتریهاى موهوم را مانند نژاد، رنگ و ثروت را کنار گذارده، همگى خود را در برابر خدا مساوى و برابر بدانند

عمل حج از عبادتهایى است که به این هدف تحقق مى‏بخشد و موجب مى‏شود که افراد با ایمان امتیازات اجتماعى را وسیله برترى خود ندانند

ثانیا: چنین اجتماع عظیمى که اعضاى آن را نمایندگان واقعى ملتهاى مسلمان جهان تشکیل مى‏دهد، کنگره بزرگ سالانه مسلمانان دنیا محسوب مى‏گردد که در هر سال در این سرزمین مقدس برگزار مى‏شود*

کلمه حج و عناوین مناسک حج خود گویای محتوای والای این فریضه الهی پر راز و رمز و آکنده از اشاره و کنایه است

حج این لفظ کوتاه و خوش آهنگ که به معنای آهنگ و عزم و تصمیم است، معنایی به بلندای تاریخ معنوی بشر دارد

تاریخ معنوی‌ای که نظام بخش زندگی اجتماعی - سیاسی جامعه انسانی بر محور حق و عدل است

حج که در یک نگرش کلی از عناصر تامل و تدبر و تفکر و حرکت و تلاش و پیکار ترکیب یافته، دارای اشاراتی جامع و فراگیر به سنن جاری پروردگار در تکوین و تشریع است

زبان حج، زبان سمبولیک است و اعمال آن حکایتگر و تجسم بخش تاریخ انبیا و نشان دنیا و نشان آخرت می‌باشد

حج این فریضه رمزوار و اشارت شعار، از زوایای گوناگون و با دیدهای متفاوت از لحاظ"فردی و اجتماعی"، "عبادی و سیاسی"، "اجتماعی و نظامی" و "بین‌المللی و جهانی" مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است که پاره‌ای نسبتا جامع و پاره‌ای تک بعدی است*

پیامبر اکرم هم به دستور خدای تعالی واقعه غدیر را در چنین مراسمی و در سرزمین وحی ابلاغ به امر نمودند و کنگره حج جهت حوادث مهم است

اسلام از چهارده قرن پیش طرح آن را ریخته و اثرات مطلوبى از آن گرفته

آیین اسلام یک مشت قوانین اخلاقى و سنن تربیتى که هدفى جز اصلاح روح و روان مردم نداشته باشد نیست، بلکه یک آیین جهانى و جامعى است که به همه شؤون زندگى بشر اعم از اخلاقى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و نظامى نظر دار

 از این نظر آورنده اسلام با وضع قوانین سیاسى و دعوت به تشکیل کنگره سالانه در سرزمین مکه، بقا و ابدیت و مصونیت آیین خود را تضمین نموده و اثرات مطلوبى از آن گرفته

متفکران اسلام که طبعا در اجتماع مزبور شرکت خواهند داشت، مى‏توانند آخرین تحولات اوضاع جهان اسلام را مورد بررسى قرار دهند و پس از گرد آورى اطلاعات دقیق و تبادل نظر، در بهبود وضع مسلمانان بکوشند و سرزمین اسلام را از عوامل ضد آزادى و استقلال پاک سازند و به پیشرفت همه جانبه مسلمانان جهان کمک کنند*

چه اجتماعى سودمندتر از این که مى‏تواند بزرگترین حلقه اتصال میان مسلمانان جهان باشد و سران اسلام را از اوضاع یکدیگر آگاه سازد

این کنگره مى‏تواند به وضع اقتصادى و فرهنگى مسلمانان کمکهاى شایانى بنماید

زیرا متفکران و صاحبنظران پس از اداى فریضه حج مى‏توانند در محیطى آرام و پر از فضا و معنویت به تبادل افکار بپردازند و در زمینه فرهنگ و اقتصاد اسلام طرحهایى بریزند

کنگره سالانه حج همواره الهامبخش بسیارى از جنبشهاى آزادى خواهى و نهضتهاى عظیم براى گسستن زنجیره‏هاى ظلم و ستم و تعدى بوده نطفه بسیارى از نهضتهاى اسلامى که براى برانداختن حکومتهاى جور و ستم صورت مى‏گرفت در ایام حج بسته مى‏شد

و این سرزمین الهامبخش چنین آزادیهایى بود

نباید هدف اصلی از سفر، تجارت باشد هدف شارع مقدس از اباحه تجارت در حج که گردهمایی سالانه مسلمین است، رونق بازار مسلمین می باشد

روحیه استقلال طلبی و عدم وابستگی به بیگانگان را که از اهداف سیاسی اجتماعی حج است

حج بعنوان سند گویا و جنبش حرکت آفرین اسلام مایه دوام دین و ایجاد روحیه جمعی بین مسلمانانی است.

«حج» باعث اصلاح اخلاق اجتماعی و تثبیت اخلاق اسلامی در جامعه میشود*

یکی از مناسک حج رمی جمرات و سنگ زدن به تندیس شیاطین است زیرا برائت و دور کردن شیطان خالص کردن توحید و ایمان است

امام خمینی(ره) با اهتمام به این اصل، حج را زمان برائت از مشترکین و اعاده حقوق اسلام و معرفی اسلام ناب دانسته اند

حج برای نزدیک شدن و اتصال آنان به صاحب خانه است و حج تنها حرکات و اعمال و لفظ‌ها نیست و با کلام و لفظ و حرکت خشک، انسان به خدا نمی‌رسد

حج کانون معارف الهی است که از آن محتوای سیاست اسلامی را در تمامی زوایای زندگی باید جست‌‌وجو کرد

حج پیام‌آور و ایجاد و مبنای جامعه‌ای به دور از رذایل مادی و معنوی است

حج تجلی و تکرار همه صحنه‌های عشق‌آفرین زندگی یک انسان و یک جامه متکامل در دنیاست*

اجتماع سالانه

شرکت کنندگان در این اجتماع بسیار متنوّع هستند از کشورهاى مختلف اسلامى و غیر اسلامى، از نژادهاى مختلف، سیاه و زرد و سفید، عرب و فارس و ترک و دیگر مسلمانان، همه و همه به سمت سرزمین وحى حرکت مى کنند، تا در اجتماع سالانه حج شرکت کنند

هنگامى که انسان در مسجدالنّبى و مسجدالحرام در کنار مسلمانهاى دیگر کشورها قرار مى گیرد، که علیرغم تفاوتهاى فراوان در شکل ظاهرى و دیگر جهات، همه به سمت یک قبله نماز مى گزارند، و خداى واحدى را پرستش مى کنند، و بر رسالت پیامبر واحد شهادت مى دهند، و معتقد به جهان آخرت هستند، از خوشحالى در پوست خود نمى گنجد

امّا افسوس و صد افسوس که از این اجتماع بزرگ و بى نظیر حساب شده سالانه، بهره گیرى لازم نمى شود، که اگر چنین بود، قطعاً وضع مسلمانان به شکل دیگرى بود*

اهمیت حج از نگاه اسلام

حج و انجام مراسم عبادی آن پیشینه‌ای به درازای تاریخ زمین دارد

براساس برخی از روایات، نخستین کسی که کعبه را بنا نهاد و اولین حج گزار، حضرت آدم بود

پس از خروج از بهشت، برای جبران گذشته و کمال گرفتن از محضر رب، به راهنمایی فرشته خدا به گزاردن مراسم حج هدایت شد

در روایات اسلامی از حج دیگر پیامبران همچون حضرت نوح، ابراهیم، موسی، یونس، عیسی، داوود و سلیمان نیز سخن به میان آمده

از سوی دیگر حج یکی از مهمترین فرایض دین مبین اسلام نیز به حساب می آید

ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا (1) برای خدا برمردم است که حج خانه او کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی او دارند

و در ذیل همین آیه و من کفر فان الله غنی عن العالمین و هرکس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان بی‌نیاز است

در تفسیر آیه 27 اسراء و من کان فی هذه اغمی فهو فی الاخره اعمی و اضل سبیلا

از امام صادق(ع) روایت شده که یکی از معانی آیه کسی است که حج واجب خود را پیوسته به تاخیر می‌اندازد تا مرگ او فرا می‌رسد( او در قیامت نابینا خواهد بود)

در مقابل برای حج آنچنان پاداشهای عظیمی در روایات اسلامی وارد شده که درباره کمتر عملی دیده می‌شود. امام صادق(ع) : کسانیکه حج و عمره به جا آورند میهمان خدا هستند هرچه بخواهند خدا به آنها می‌دهد و هر دعایی کنند به اجابت می‌رسد و اگر درباره کسی شفاعت کنند پذیرفته می‌شود... و اگر در این راه بمیرند خداوند تمام گناهان آنها را می‌بخشد.

امام خمینی (ره) نیز که حقیقتا احیا گر حج ابراهیمی در چند سده اخیرند توجه ویژه ای به جایگاه و اهمیت مناسک حج دارند. ایشان می‏فرمایند: فریضه حج در میان فرایض، از ویژگی خاصی برخوردار است و شاید جنبه سیاسی و اجتماعی آن بر جنبه‏های دیگرش غلبه داشته باشد، با آنکه جنبه عبادی‏اش نیز ویژگی خاصی دارد (2) ایشان همچنین بزرگ‏ترین درد جوامع اسلامی را این می دانند که هنوز [مسلمین] فلسفه واقعی بسیاری از احکام الهی را درک نکرده و حج را با آن همه راز و عظمتی که دارد، به صورت یک عبادت خشک و یک حرکت بی‏حاصل و بی ثمر [می دانند](3) یک همچو مجلسهایی که اسلام درست کرد مثل حج هیچ قدرتی نمی‏تواند درست کند؛ این اجتماعات، اجتماعات سیاسی است. باید در این اجتماعات گویندگان و نویسندگان همه بلاد مسلمین در آنجا مسائل اسلام را مسائل بلاد مسلمین، گرفتاری هایی که دارند، مسلمین از دست کی گرفتاری دارند و آن باید چه بکند، دولت هایی که با مسلمین چه می‏کنند با او چه بکند کوشش کنند(4) ایشان همچنین در خصوص جایگاه حج به عنوان حلال مشکلات مسلمین در حج.... باید بررسی از اوضاع مسلمین در هر سال بشود که در چه حال هستند. این سفر حج برای این مسائل بوده برای قیام ناس بوده، برای این بوده که مسلمین مشکلات مسلمین را درک کنند و در رفعش کوشش کنند. (5) پی نوشتها: 1- 97 آل عمران . 2. صحیفه نور ج 15، ص 123. 3- همان ، ج 20، ص 228. 4-همان ،ج 9،ص 199. 5- همان، ج 18، ص 66.

حج و برائت از مشرکین

مسأله برائت : حج بی‌روح و بی‌تحرک و قیام، حج بی‌برائت، حج بی‌وحدت و حجی که از آن هدم کفر و شرک برنیاید، حج نیست

خلاصه همه مسلمانان باید در تجدیدحیات حج و قرآن کریم و بازگرداندن این دو به صحنه‌های زندگی‌شان کوشش کنند و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهای صحیح و واقعی از فلسفه حج همه بافته‌ها و تافته‌های خرافاتی علمای درباری را به دریا بریزند

برائت از دشمنان خدا و آنچه مانع رشد و تکامل انسان و سدّ راه سعادت اوست، قبل از آنکه بعد سیاسی اجتماعی داشته باشد، جنبه اعتقادی و تربیتی دارد و مؤمن، به حکم انگیزه ایمانی و با تاسی به خدا و رسولش، می‌بایست از هر چه سدّ راه خداست، تبری جوید

قرآن کریم به این اصل مهم ایمانی اهتمام ورزیده و بارها آن را متذکر شده از جمله خطاب به پیامبر (ص) می‌فرماید:

لا تجد قوماً یومنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشیرتهم

هیچ گروهی را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، نخواهی یافت که با دشمنان خدا دوستی کنند، هر چند پدران، فرزندان، برادران یا خویشاوندانشان باشند (مجادله22)

آیات متعددی از قرآن به برائت از کافران و مشرکان و بیزاری از اعمال و جرایم آنان فرمان می‌دهد مانند آیه 13 ممتحنه یا آیه 41 یونس، یا آیه 35 هود

لکن علاوه بر این آیات که به صورت عام در مسئله برائت وجود دارد، خدای سبحان در سوره توبه، برخورد صریح و قاطع و اعلان جنگ با مشرکان و پیمان‌شکنان را فرمان داده است


آیات برائت در اجتماع عظیم حج که مسلمانان و مشرکان حضور داشتند، به صورت رسمی به امر پیامبر(ص) و با بیان علی(ع) تلاوت شد

براءه من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین ...

مفهوم برائت، از بیزاری که یک امر قلبی و عاطفی است، فراتر رفته و مستلزم کناره‌گیری، منزوی ساختن و طرد عملی مشرکان و توطئه‌گران است

اعلام برائت، آغاز یک جنگ روانی تبلیغی علیه کفر و شرک و زمینه‌ساز جنگهای میدانی و تهاجمی به منظور مقابله با استکبار و فساد است و سیاست خارجی اسلام با جهان کفر را در صحنه تبلیغ و جهاد، مشخص می‌کند

حضرت امام خمینی (ره) در پیام تاریخی برائت چنین می‌گوید:

حاشا که خلوص عشق موحدین جز به ظهور کامل نفرت از مشرکین و منافقین میسر شود ...

سنت پیامبر و اعلان برائت کهنه شدنی نیست و نه تنها اعلان برائت به ایام و مراسم حج منحصر نشود که باید مسلمانان فضای سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملی نسبت به دشمنان خدا لبریز کنند...

فریاد برائت ما فریاد برائت امتی است که کفر و استکبار به مرگ او در کمین نشسته‌اند و همه تیرها و کمان‌ها و نیزه‌ها به طرف قرآن‌ و عترت عظیم نشانه رفته‌اند و هیهات که امت محمد (ص) و سیراب‌ شدگان کوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان، به مرگ ذلت‌بار و به اسارت غرب و شرق تن دهند (صحیفه نور20، ص111

حج مظهر شکوه دین

منافع بی شمار در قرآن مصالحی را برای حج ذکر فرموده

جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس؛1 کعبه جایی است که باعث قیام مردم می شود؛ یعنی اگر این کعبه نباشد افراد جامعه افرادی خفته و بی تحرک می شوند

این کعبه است که باعث پویایی و زنده بودن جامعه می شود

در سوره حج برای تشویق مردم به انجام اعمال حج

لیشهدوا منافع لهم و یذکروا اسم الله فی ایام معلومات علی ما رزقهم من بهیمه الانعام؛2

حج منافع بی شماری دارد و در روایات این منافع را به صورت جزئی بیان فرموده اند

مثلا مردم از بلاد مختلف به این سرزمین می آیند، همدیگر را می شناسند، از یکدیگر چیز یاد می گیرند، منافع اقتصادی شان را درک می کنند، می فهمند چه تجارتی برای چه جایی مفید است و...
اما حضرت زهرا س نکته دیگری را می فرمایند که اگر همه فواید فوق را در یک طرف قرار دهیم و این نکته را در طرف دیگر، شاید همین یک نکته بر همه آن ها برتری داشته باشد

والحج تشییدا للدین؛ «تشیید» یعنی ساختمانی را محکم و زیبا ساختن و پایه هایش را مرتفع قرار دادن. می فرمایند: حج باعث می شود که دین به صورت ساختمانی رفیع، بلند، زیبا و باشکوه باشد

شاید منظور این باشد که اگر حج تشریع نشده بود و مسلمان ها موظف نبودند که هر سال چنین اجتماع باشکوهی را در آن جا تشکیل دهند ابهت اسلام برای جهانیان نمایان نمی شد. در چنین مراسمی، عظمت اسلام و جامعه اسلامی به نمایش گذاشته می شود و قطعاً دیدن این مناظر باشکوه توسط غیرمسلمان ها و حتی نقل و توصیف این مراسم، آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و این سؤال را برای آنها ایجاد میکند که: این چه جذبه ای است که مردم را این چنین به سرزمینی می کشاند که نه آب و هوایی دارد و نه وسائل خوش گذرانی؟

تولی و تبری در حج
تبلیغ پیام الهی به هر شکل و صورتی از دیگر وظایف کارگزاران است که در آیات 163 و 165 نساء بر آن تاکید شده. برخی براین باورند که حج جز عبادت چیزی نیست و هرگونه تبلیغ در آن جایز نیست. این در حالی است که این زمان بهترین زمان برای تبلیغ اصول توحید و آگاه سازی نسبت به اهداف رسالت چون عدالت جهانی و قیام توده های مردم برای دستیابی به آن است. (حدید25) از وظایف و مسئولیت های عمده کارگزاران و مسئولان حج آن است که تولی و تبری را به شکل واقعی و یا نمادین آن در حج عمل کنند. از این روست که خداوند مسئله اذان و اعلان رسمی برائت از مشرکان و نمادها و افکار و اعمال آنان را بعنوان بخشی از حج مطرح می سازد. حضرت اسماعیل با آن همه عواطف و احساساتی که نسبت به پدر دارد و به شکل عاطفی با مسئله ذبح برخورد میکند (صافات 101 و 102)

حج هوشمند، رویکرد شایسته آینده
گردهمایی عظیم حج هر ساله فرصتی طلایی را برای خودسازی در اختیار امت اسلامی قرار می دهد که بی نظیر است؛ علاوه بر نقش تحول فردی که حج ایفا میکند نمیتوان از اثرات اجتماعی این حضور بی مانند آحاد امت اسلامی غافل شد. محیط اجتماع حج فرصتی است که باید از آن بهره گرفت؛ و رویکرد انفعالی و فاقد برنامه‌ریزی مناسب میتواند فرصتهای بی مانندی را از میان ببرد. حاضران در مراسم حج را می‌توان در سه لایه عمده گنجاند:
1 . آنانی که حضورشان در مراسم حج فقط برای انجام یکی از مناسک اسلامی و عمل به یکی از واجبات الهی است.
2 . کسانی که در این فرصت تحولی روحانی یافته و در مسیر زندگیشان دگرگونی جدی روی داده و از نظر زیست دنیوی دچار نوعی جهش کیفی شده و تصمیم می گیرند در مسیر قرب الهی حرکت نمایند.
3 . کسانی که تحول شخصیشان منشاء تحول اجتماعی شده و آنان پس از تحول روحی خود به مثابه پیامبران تحول و تعالی روحی اجتماعشان شده و به سفر در میان خلق با حق دست می یازند.
در میان این سه گروه، گروه نخست از لحاظ کمیت بالاترین ولی کیفیت پایین ترین است و گروه سوم از لحاظ کمی حائز کمترین کمیت ولی بالاترین کیفیت هستند. کسانی چون ناصر خسرو، ابن عربی، شریعتی و جلال آل احمد در این راستا منشاء اثراتی قابل تامل شده‌اند. بی گمان این حرکت امواج تولایی و تبرایی عظیمی را ایجاد خواهد کرد و برائت از مشرکین را از شکل صوری فعلی به سمت حرکتی با کیفیت تر و ژرف تر در سطح جهان تبدیل خواهد کرد که ابتدا روشنفکران و سپس توده ها را متاثر خواهد ساخت.

حج، رستاخیز امت اسلامی
آنچه در تحلیل‌های یک سویه، از آن غفلت شده است، جامعیت حیرت انگیز و احیانا متناقض نمای حج است که زهد گرایان عبادت پیشه خسته از دنیا، اجتماع و سیاست را از یک جنبه‌اش غافل می‌سازد و سیاست پیشگان و دست اندرکاران اداره جوامع اسلامی را از جنبه دیگرش. حج ضمن اینکه عملی است عبادی، سیاسی نیز هست. مسلمانان با ملیت‌ها و رنگ‌ها و زبان‌های مختلف از سراسر این کره خاکی در یکجا جمع شده و همگی یک شعار سر داده و یک هدف را دنبال می‌کنند. بنابراین می‌توان حج را رستاخیز اسلامی نام نهاد، حج با توجه به گستردگی ابعاد و ویژگی خاصش از اسرار باطنی فراوانی برخوردار است به طوری که هیچ یک از اعمال دیگر به آن گستردگی نبوده و باطن هیچ یک به باطن حج نمی‌رسد. اینک که پرده‌های دو رویی و حیله‌های رنگارنگ دشمنان کنار رفته است و امت اسلامی دسیسه‌های دشمنان را به یقین رسیده است، اجتماع بزرگ حج می‌تواند پیوند مبارکی بین امت اسلامی باشد.

امتی که فراتر از شیعه و سنی یا مذاهب مختلف و گذشته از تفکرات سیاسی دارای دشمن واحدی است که اصل تفکر اسلامی را هدف قرار داده است. ایجاد تفاهم و تحکیم برادری میان مسلمانان است. حضور در کعبه به معنای قبول "توحید - مرکزی" و نفی همه شرک پرستی‌های ظاهری و باطنی و پرهیز از بت‌های خود تراشیده است و چه خوب است که بت بزرگ تفرقه که دشمنان برای خیل عظیم مسلمانان تراشیده‌اند تا آسوده به غارت منابع انسانی و سرمایه‌های مادی آنان مشغول شوند، در اجتماع معنادار حج شکسته شود و این شکسته شدن باید با آگاهی و همدلی عمومی مسلمانان در سراسر دنیا همراه باشد.
تعابیر امام خمینی کبیر می‌گفت: "بت بزرگ باید شکسته شود، هر چه باشد..." و چه بتی بدتر و خطرناک‌تر از طاغوت‌ها در طول تاریخ، مگر مستکبران زمان ما که شمشیرها را برای نابودی وفاق مسلمانان از رو بسته‌اند، بت‌های بزرگی نیستند که فرعون وار فریاد خدایی سر می‌دهند و جهانیان را به طاعت و کرنش و پرستش خویش می‌خوانند و با زر و زور و تزویر، خود را به آنان تحمیل می‌نمایند؟ چگونه باید بر این بت‌ها فایق آمد؟ جز با همبستگی و مشارکت عمومی مسلمانان و کنار نهادن اختلاف‌های کلامی و فقهی و تفرقه‌های دیگر ساخته؟ فجایع هر روزه در عراق برای کمتر کسی جای تردید باقی گذاشته است که دشمن، اصل اسلام را هدف قرار داده است و حمایت ظاهری از چند کشور و جناح خاص سیاسی نباید گروه‌های مختلف را فریب دهد. اما در این بین عدم تنبه سران برخی کشورها هنوز برای مسلمانان جهان عجیب است. غفلتی مرموز که باید به صورت ریشه‌ای به آن پرداخت. غفلتی که به قیمت خون هزاران زن و کودک بی گناه در فلسطین و عراق و افغانستان و پاکستان تمام می‌شود.

فلسفه اعمال حج:

1.فلسفه اخلاقى

اگر حاجى اعمال حج را به معناى واقعى کلمه بجا آورد، بدون شک پس از بازگشت انسان تازه اى مى شود. پیامبر اکرم(ص) : مَنْ حَجَّ الْبَیْتَ... خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِه کَیَوْم وَلَدَتْهُ اُمُّهُ

کسى که حجّ خانه خدا بجا آورد... همچون روزى که از مادر زائیده از گناهان خارج مى شود(1)

چرا که انسان در این مراسم باشکوه چند روزى قید و بند دنیا را کنار مى گذارد، و از زرق و برق دنیا چشم مى پوشد، مثلا خود را نمى آراید، بوى خوش استعمال نمى کند، موهایش را شانه نمى زند، و حتّى در آیینه نمى نگرد

از ظهر روز نهم تا شب دهم که در صحراى عرفات مى ماند (و هیچ عملى جز ماندن در آنجا بر او واجب نیست) به گذشته خویش مى اندیشد، و بر آنچه تاکنون انجام داده مرورى مى کند

از خطاها و گناهان و معاصى سابق خود توبه مى کند، و تصمیم مى گیرد که با اعمال نیک آینده گذشته را جبران نماید.

و براى آینده خود به گونه اى برنامه ریزى میکند که راه نفوذ کمترى براى شیطان باقى بماند، و سپس در شب دهم در مشعر الحرام، که بى شباهت با صحراى محشر نیست، به کوچکى و حقارت دنیا بیشتر مى اندیشد، و از اینکه این دنیاى حقیر و پست اینگونه او را در قید و بند خود اسیر کرده، شرمسار مىشود و تصمیم به جبران مى گیرد


راستى آثار اخلاقى حج عجیب است و فوق العاده. ولى افسوس که کابوسى به نام سوغاتى، حتّى در آن مواقف شریف. آنها بجاى اینکه در آنجا به دنبال چیزهایى باشند که در وطن نمى یابند. باید براى این فرهنگ غلط فکرى کرد، تا این بیمارى مهلک فلسفه اخلاقى حج را کمرنگ نسازد.

حضرت على(ع) در خطبه قاصعه، فلسفه اخلاقى حج را بسیار جالب توصیف نموده، و از آن بعنوان مرحم بسیار مناسبى براى درمان بیمارى خطرناک کبر و غرور یاد کرده ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ عَ وَ وَلَدَهُ أَنْ یَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ، فَصَارَ مَثَابَةً لِمُنْتَجَعِ أَسْفَارِهِمْ، ........ وَ تَمْحِیصاً بَلِیغاً جَعَلَهُ اللّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ، وَ وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ; سپس آدم و فرزندانش را فرمان داد که به آن سو توجّه کنند، و آن را مرکز تجمّع و سرمنزل مقصود و باراندازشان گردانید; تا افراد از اعماق قلب به سرعت از میان فلات و دشت هاى دور، و از درون وادیها و درّه هاى عمیق، و جزائر از هم پراکنده دریاها، به آنجا روى آورند، تا به هنگام سعى شانه را حرکت دهند، و لااله الاّالله گویان اطراف خانه طواف کنند، و با موهاى آشفته و بدن هاى پر گرد و غبار به سرعت حرکت کنند، لباسهایى که نشانه شخصیّت هاست کنار انداخته، و با اصلاح نکردن موها قیافه خود را تغییر دهند;این آزمونى بزرگ، امتحانى شدید، و آزمایشى آشکار، و پاکسازى و خالص گردانیدنى مؤثّر است که خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشتش قرار داده . نهج البلاغه خ192 .

2.فلسفه سیاسى :

مسلمانانى که در حج گرد هم مى آیند، نمایندگان طبیعى و واقعى یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان هستند

اگر این مسلمانان متّحد شوند، و دست به دست همدیگر دهند، و وحدت مسلمین را تقویت کنند، و تصمیم مشترکى بگیرند، پشت دشمنان اسلام را مى لرزانند

آن سیاستمدار اروپایى گفت:

واى به حال مسلمانان اگر معناى حج را نفهمند، و واى به حال دشمنانشان اگر مسلمانان معناى حج را بفهمند!

آرى! حج مى تواند پشت دشمن را بلرزاند

اما متأسّفانه این بُعد حج هم نیز توجّه جدّى مسلمانان قرار نگرفته، بلکه گویا طرح مسائل سیاسى در آن کنگره بزرگ ممنوع است

پرجمعیّت ترین نماز جمعه دنیا، جمعه قبل از عزیمت حجّاج به عرفات تشکیل مى شود

انسان انتظار دارد که خطیب جمعه لااقل مسائل مورد قبول همه مسلمین، از قبیل اشغال فلسطین، جنایات اسرائیل و مانند آن را در خطبه هاى خود مطرح کند، و آن را براى مسلمین تجزیه و تحلیل نموده، و وظیفه آنان را در قبال این حوادث توضیح دهد

اما با کمال تأسّف کمترین اثرى از مباحث سیاسى در خطبه هاى آنان نیست و در کمال بهت و ناباورى به مسائل فردى کم اهمیّت پیش افتاده اى همچون کراهت خوردن پیاز براى کسى که قصد آمدن به مسجد دارد، و مباحثى پیرامون جنّ و امثال آن مى پردازد

اگر این تریبون مهم در دست خطیبان جمعه شیعه بود، با ایراد چند خطبه آتشین خواب راحت را از دشمنان اسلام مى ربودند.

3.فلسفه فرهنگى:

حج میتواند حلقه اتّصال علما و اندیشمندان جهان اسلام باشد

اگر ترتیبى دهند که کنفرانسهاى علمى مختلفى پس از اعمال حج که حجّاج فرصت کافى دارند، تشکیل شود، و علما و دانشمندان مسلمان کشورهاى مختلف در آن شرکت کرده، و به طرح دیدگاههاى علمى خود بپردازند، بدون شک باعث ترقّى و رشد فکرى و فرهنگى مسلمین خواهد شد

4.فلسفه اقتصادى :

در روایات آمده که حج باعث تقویت مسائل اقتصادى نیز مى شود

25 کشور اروپایى اتّحادیّه اى تشکیل داده، و مشغول غارت مردم دنیا هستند

چرا 50 کشور مسلمان اتّحادیّه اقتصادى پر قدرتى تشکیل نمى دهند، تا از وابستگى رهایى یابند؟

احرام آیینی
احرام، عبارت از نیت، پوشیدن دو جامه خاص، تلبیه یا اشعار و تقلید (علامت گذاری قربانی) در اعمال و مناسک حج یا اعمال و مناسک عمره است که موجب تحریم مجموعه ای از محرمات احرام شود (زبده البیان ص343و443). احرام بستن همانند تکبیره الاحرام گفتن در نماز است که شخص با تکبیر گفتن وارد نماز میشود و نمیتواند برخی از امور را انجام دهد. خداوند در آیه 59 مائده : که شخص اگر قصد حج دارد با احرام بستن و لبیک گفتن با ذکر خاص وارد این حریم میشود و به عنوان حاجی تلقی می گردد. بنابراین حاجی کسی است که با احرام خویش قبل از میقات های مشخص شده و یا در میقات، خود را محرم کند و نیت حج نماید. مقصود از فمن فرض فیهن الحج کسی است که با احرام، حج را بر خود واجب میکند. از آنجایی که دوره کامل حج دوره خودسازی و تزکیه نفس و آموزش های عملی برای کسب تقوای الهی است، برخی از اعمال برای محدودیت سازی حرام میشود و حاجی نمیتواند آن ها را انجام دهد (مائده69)که از آن جمله میتوان به حرمت صید و شکار جانوران (مائده1و2و49تا69)، خوردن گوشت شکار صحرایی آمیزش جنسی (بقره197) تراشیدن موی سر (همان)، دروغ گفتن، سوگند خوردن(همان)، فحش گفتن و ناسزا و دشنام دادن .

اگر به علل و فلسفه ای که برای هر یک از محرمات بیان شده توجه شود به خوبی روشن می شود که مسایلی چون محافظت بر محیط زیست گیاهی و جانوری و احترام به حقوق همه موجودات از ریز و درشت مانند پشه و شپش و کک و مانند آن تا آهو و قوچ از چارپایان و پرندگان و چرندگان از جمله اهداف این احکام است. انسان با خودداری از انجام این گونه اعمال یک دوره عملی و آموزشی را می گذارند که زمینه ای عملی برای دست یابی به تقوا است.هر یک از این اعمال آدمی را چنان تربیت می کند که خود را از بسیاری از وسوسه های شهوانی حفظ کند و قوا و غرایز خویش را کنترل و مهار نماید. بنابراین دست یابی به تقوا یکی از اهداف و فلسفه اعمال است.
محرم با بستن احرام خویش می کوشد در حریمی وارد شود تا وی را اهل تقوا سازد. تاکید بر برخی از امور در حج به عنوان محرمات نشان می دهد که بیش ترین آسیب هایی که شخص در زندگی خویش می بیند و یا آسیب هایی که به دیگران از انسان و غیرانسان می رساند همین اموری است که به عنوان محرمات از آن یاد شده . بنابر این لازم است که حاجی پس از خروج از احرام حج و عمره و بازگشت به شهر و دیارش، خود را به گونه ای تربیت کند که نسبت به آزار و اذیت دیگران اقدام نکند و قوای جنسی و غریزی و گفتاری و فکری و پنداری خویش را مدیریت و محافظت کند و در مسیر الهی حرکت نماید.

احرام تاویلی
هر چند که این گونه اعمال خود به عنوان اهداف و فلسفه حج مطرح می شود ولی نباید فراموش کرد که این مسائل کف مقاصد و اهداف و یا بخش میانی اهداف است و اگر بخواهیم سطح غایی و نهایی آن را دریابیم می بایست از احرام ظاهری و اهداف میانی آن تجاوز کرده به احرام تاویلی توجه یابیم. همان گونه که ولایت به عنوان اکمال دین و اتمام نعمت الهی مطرح شده، در مساله حج نیز چنان که روایات بسیاری وارد شده تمام الحج لقاء الامام دانسته شده. این بدان معنا خواهد بود که در احرام بستن نیز انسان افزون بر دست یابی به این مقاصد، باید در اندیشه مقاصد کمالی باشد و مقصد خویش را از این احرام تمام الاحرام بشمارد. این گونه است که مفاهیم عرفانی و ولایی خود را دوباره ظاهر می کنند و نگرش آدمی به حج افزون بر مقاصد نخستین و میانی که می توان آن ها را عبارات و اشارات احرام و حج دانست به سوی مقاصد نهایی و غایی که همان حقایق و لطائف آن است جلب و جذب می شود.
هدف از بستن احرام این است که شخص خود را در مسیر کمالی و در حریم دوست بیابد و هنگامی که قصد خانه کعبه و بیت الله الحرام می کند قصد عبودیت نماید که باطن آن ربوبیت است و بکوشد تا با تقرب بیش تر و بهتر به کمالاتی که خداوند به شکل اسمایی در وی به ودیعت نهاده خود را به خدا نزدیک سازد و ربوبیت خویش را نسبت به همه موجودات نشان دهد. کسی که احرام می بندد باید خود را در حریم دوست بیابد و چنان رفتار کند که شایسته حضور در حریم اوست. از این رو می بایست با احرام بستن خویش نه تنها دل از دنیا و علایق آن بشوید بلکه از خود نیز بیرون رود و در محور توحید به گونه ای سیر و حرکت کند که تن ها از میان رود و به وحدت حقه حقیقی دست یابد.
در هر حرکتی که محرم انجام می دهد تقوای الهی را به شکل تقوای از خود بریدن و به وحدت حق پیوستن بروز و ظهور دهد. هر چه گردش در محور وحدت افزایش یابد خلسه وحدتی در تن ها نیز ظاهر میشود و از جان و باطن به ظاهر میرسد. به سخن دیگر هر چه حاجی خود را با تن ها می آمیزد و میکوشد تا اندک اندک در خلسه هفتگانه وارد شود، باید خود را نخست به وحدت و یگانگی روحی رسانده و سپس دوباره از وحدت روحی به وحدت تن ها برساند. در این حرکت دوری است که از خود به خدا و از خدا به خلق می پیوندد و در مسیری قرار می گیرد که من ها محو می شود و وحدت انسانی ایجاد می شود و در ادامه به وحدت الهی میرسد و دیگر چیزی از وحدت انسانی نمی ماند و همه خود را تجلیات الهی می یابند.

تقوا، مقصود حاجی در حج
حج در لغت به معنای قصد است. در فقه اسلامی به قصد دیدار خانه خدا برای اجرای مناسک و آیین‌ها به کار رفته . اما باید توجه داشت که در فرهنگ قرآن، شعائر از جمله حج تنها به قصد دیدار خانه خدا نیست؛ زیرا دیدار و زیارت معنای خاص دارد و زیارت خانه‌ای از سنگ نمی‌تواند تنها هدف و فلسفه حج باشد؛ چنان که شعار قربانی گوسفند و شتر تنها به قصد ریختن خون و انفاق گوشت قربانی در راه خدا نیست. خداوند به صراحت در آیه 37 حج بیان می‌کند که هدف از شعار قربانی دست‌یابی به تقوای الهی است.هنگامی که شخصی به واجباتی عمل می‌کند و مثلا خداوند را عبادت و پرستش می‌کند و یا قربانی می‌کند یا نماز می‌خواند یا روزه می‌گیرد یا قصاص می‌کند، تقوا پیشه گرفته و امکان تحقق سپری در برابر خشم و جلال الهی را برای خود فراهم آورده (بقره21 حج37 بقره138 و63) همچنین اگر از محرمات الهی خود را دور نگه داشته و مثلا از شرک و کفر و پرستش غیر خدا، هواهای نفسانی، قتل، فحشاء، زنا، تجاوز، ظلم، فساد، گران فروشی و کم‌فروشی و مانند آن پرهیز کرده و اجتناب نموده، تقوا پیشه گرفته. (مؤمنون23 اعراف65 شعراء106 و 124 و 142و 161 و 177 و ....)
احرام، اهتمام به مقصد و اعمال محدودیت‌ها
از آن جایی که انسان همواره گرفتار نسیان و فراموشی از سویی و وسوسه‌های شیطانی و هواهای نفسانی از سویی دیگر است، لازم است تا با وضع قوانین و اعمال محدودیت‌ها و نیز در دست گرفتن نشانه‌ها و پرچمی که همواره مقصد و مقصود را به یادش آورد، از مسیر و نقشه راهی که ترسیم کرده و هدف و مقصد و مقصود باز نماند. اینجاست که برخی از آیین‌ها و رفتارها و قوانین به این عنوان مورد استفاده قرار می‌گیرد. احرام در نماز که با تکبیره‌الاحرام بسته می‌شود، نمونه‌ای است که ما هر روز با آن سر و کار داریم.وقتی نمازگزار تکبیره الاحرام می‌بندد، خود را در محدودیت‌های قانونی قرار داده که به هیچ وجه نمی‌تواند از آن خارج شود و هرگونه خروج از آنها به معنای بطلان از احکام وضعی و گناه از احکام تکلیفی خواهد بود.
احرام در حجچه در آغاز سفر بسته شود یا در میقاتی از مواقیت چندگانه در سرزمین حجاز و نجد انجام گیرد، موجب می‌شود تا شخص در محدوده‌ای قرار گیرد که هرگونه تخلفی از آن به معنای بطلان و گناه خواهد بود.
اصطلاح احرام از
حرمبه معنای بازداشتن خود و یا دیگری از کاری گرفته شده (مقاییس اللغه) و به نظر برخی فقیهان، عبارت از نیت، پوشیدن دو جامه خاص، تلبیه یا اشعار و تقلید (علامت‌گذاری قربانی) در حج یا عمره است که موجب تحریم محرمات احرام می‌شود. (زبده البیان، ص343 و 344)پس وقتی سخن از احرام است، عناصر و مولفه‌هایی باید پدید آید تا این مفهوم در شکل مصداقی خود معنا یابد. پوشیدن جامه خاص احرام، نیت کردن، تلبیه و لبیک گفتن و یا اشعار و تقلید از طریق علامت‌گذاری در حیوانی که قربانی خواهد شد، و مراعات همه سی و چند محرم از محرمات احرام حج و عمره در محدوده زمانی و مکانی خاص تا پایان اعمال هر یک از عمره و حج، مولفه‌ها و عناصر تحقق احرام است.
مُحرِم با احرام خود این پیام را می‌دهد که در دایره محدودیت‌های قانونی عمره و حج قرار گرفته و در این مدت همه وجودش از جسم و جان و روح و روان در اختیار برنامه‌ای است که از آن به عمره و یا حج یاد می‌شود. براساس آموزه‌های قرآنی و فقه اسلامی، هر کسی بخواهد به سرزمین وحی مکه معظمه وارد شود می‌بایست مراعات قداست این سرزمین را بکند و با پوشیدن احرام و تقدیس سرزمین و خانه خدا، و انجام مناسک عمره وارد این سرزمین شود. این مانند کسی است که می‌خواهد وارد یک مجلس رسمی شود و باید مراعات شئونات آن مجلس را داشته باشد و یک لباس رسمی بپوشد و کارهایی را که در شأن آن مجلس است انجام داده و مراعات کند. احرام عمره برای تقدیس سرزمین وحی و مکه برای آن است که انسان بداند در چه جای پاک و مقدسی گام نهاده است. احرام عمره مقدمه‌ای برای ورود به مکان مقدس است، همان گونه که پس از ورود به مسجد لازم است تا دو رکعت نماز تحیت مسجد خوانده شود تا تقدیس کامل شود، در عمره نیز لازم است تا مناسکی انجام شود تا تقدیس مکان مکه و سرزمین وحی انجام گیرد، با این تفاوت که نماز تحیت مسجد مستحب است ولی انجام مناسک عمره واجب است. البته احرام حج سخنی دیگر است. انسان در احرام حج، قصد سرزمین نمی‌کند، بلکه قصد خانه خدا می‌کند.
احرام زیارت یار
از این جایی که زیارت خداوند و دیدارش و سخن گفتن با او، رعایت آدابی را می‌طلبد، انسان می‌کوشد تا بهترین شیوه و روش را برگزیند که محبوب خداوند است. هر چند که خداوند محبوب انسان به ظاهر حبیب توجه دارد و دوست دارد کسی که به دیدار و زیارتش آمده پاک‌ترین جامه و خوشبوترین و زیباترین باشد، ولی آن چه برای محبوب مهم است، حب و دوستی حبیب است. اینکه خالصانه به دیدارش آمده باشد و این دیدار نه برای خوف از جلال، یا شوق جمال، بلکه به عشق دیدار روی محبوب باشد. اعمالی که انسان در نماز به جا می‌آورد در حقیقت آداب حضور در نزد محبوب است که حبیب از جلال و جمالش آگاه است ولی عاشق همین کمالات محبوب است.

اصولا انگیزه رفتن به دیدار چنین شخصی همان کمالی است که در اوست. او به عشق کمال و دیدن زیبایی‌های کمالات الهی به نزد محبوب می‌رود. دیدن روی خداوندی او را به چنین حضور و محضری کشانده است. محبوب به او اجازه می‌دهد تا در این دم حضور هر چه می‌خواهد از اعمال ادب به جا آورد و هر سخنی نیک و زیبایی را بر زبان جاری کند و از عشق وحب و شوق خود بگوید. در این محضر، محبوب پرده‌نشین اجازه می‌دهد تا حبیب از دلدادگی ‌هایش بگوید و با محبوبش معاشقه به جا آورد و ادب گزارد و از عشق سوزان خود بگوید و بر خاک تذلل سر بساید و تن و جان را تقدیم عظمت کبریایی محبوبی کند که در تسبیح هر تشبیهی است و هر تحمید و تکبیری به تهلیل تسبیح‌اش باز می‌گردد. الله را می‌بیند و به ستایش می‌پردازد و فریاد تکبیر برمی‌دارد و او را محبوبی یکتا و یگانه می‌نامد و به تهلیل می‌پردازد و در نهایت اقرار می‌کند که از هر آنچه در ستایش به تحمید و تکبیر و تهلیل گفته است، نارساست و تسبیح‌گوی اوست؛ چرا که درک و فهمش بیش از این نمی‌رسد و پرنده خیالش پری ندارد تا از تکبیر بگذرد و در نهایت در آستانه تقدیس و تسبیح فرود می‌آید.
روزگاری در خانه و مساجد گوناگون به سمت خانه خدا از دور به زیارت و معاشقه پرداخته و اکنون یک بار از سوی خداوند مجاز به دیدار از خانه خدا شده تا به سرزمین خدا و خانه خدا درآید؛ چرا که
حجت اسلام تنها یک بار است و تنها محبوب را در طول عمر یک بار توفیق زیارت دست خواهد داد. اکنون به شوق دیدار خانه خدا از خانه تن بیرون می‌آید. پیش از ورود به سرزمین مقدسی که خانه خدا در آن است آداب ورود و اذن دخول به سرزمین را به احرام عمره آغاز می‌کند. آن‌گاه به سرزمین مقدس می‌رود و پس از روزگاری سخت و انجام ‌آدابی شیرین در انتظار یوم ‌الحج‌ الاکبر می‌ماند تا مجاز به ورود به خانه خدایی شود که یک بار تا در خانه‌اش آمده و هفت بار طواف عشق کرده . امروز در روز اکبر نفس خود را به قربانگاه می‌برد تا همه چیز را فرو گذارد و به پیشگاه خدا در خانه‌اش برود.

زیارت مظاهر الهی در خانه خدا
اما خدا و محبوب را چگونه ببیند؟ زمانی بس گذشته . همه آداب را انجام داده . هر چه گفته شده و خواسته شده را به دقت به جا آورده اما خدا کجاست؟ آن محبوب دل‌ها کی می‌آید؟ کجاست تا بیاید؟ وقتی چشم دل باز می‌کند می‌بیند مظاهر الهی و متالهان ربانی در برابر ایشان هستند. در باطن کعبه اولیای الهی را می‌بیند؛ چرا که خداوند در متالهان ربانی تجلی یافته و هیچ انسانی جز رسول‌الله(ص) را نرسد که بی‌حجاب و حاجب با خداوند سخن گوید و او را ببیند (نجم 8 و 9) که او مظهر نخست الله و صادر اول حق است. از این روست که حبیب می‌بایست برای دیدن محبوب به حبیب محبوب نظر کند (آل‌عمران31)
همان‌گونه که سالیان سال در زیارت دور از خانه خدا، در نمازهایش از طریق حبیب محبوب با محبوب دیدار داشته و پرده نازک و لطیف ولایت به مولی نگریسته و سلام از دوزخ و رسیدن به تقوا را در سلام بر چهارده معصوم(ع) یافته ، در آن‌جا نیز درمی‌یابد که خانه‌نشین خانه خدا، مولی الموحدین پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع)هستند. این‌جاست که می‌یابد که بر ایشان سلام کند و به زیارت ایشان درآید که نفوس ایشان نفس پیامبر(ص) و طاعت ایشان عین طاعت خداوند است. (آل عمران32 و 61 و 132نساء،59)
از این‌رو در روایات بارها تکرار شده که
من تمام الصلاه، لقاء الامام؛ تمام و کامل شدن نماز به لقاء امام است که این مسأله در سلام جمعی به ایشان از طریق السلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته است.در حقیقت وقتی پرده‌ها و حجاب‌ها درنماز فرو می‌افتد انسان در پایان محضر محبوب می‌بیند که در برابر پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت نشسته. پس به اینان به عنوان محبوب خود سلام می‌دهد؛ هر کسی حب خدا می‌خواهد می‌بایست از طریق حب حبیب خدا یعنی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) برسد. از این روست که اکمال و اتمام دین اسلام بولایت محبت و اطاعت است (مائده3) و هر کسی حب خدا خواهد می‌بایست نخست محبوب ایشان شود؛ چرا که پایان رجعت انسان و منتهای سیر او، خدای محمد(ص) است. (انشقاق8 نجم42) به هرحال، مقصد حاجی باید لقاء امام به عنوان حبیب خداوند باشد تا در این دیدار اطاعت و نصرت آنان را بیان و عرضه کند و خود را برای ایشان خالص گرداند. در هر عمل دیگری لازم است که حاجی قصد دیگری کند نه اینه قصد سنگ کند. در آیات قرآنی آمده که زکات و انفاق مردم زمانی تأثیر دارد که پیامبر(ص) و امام(ع) آن را بپذیرد و امضاء کند.از این‌رو بارها گفته شده که «من تمام الصیام لقاء الامام»، و یا «من تمام الزکاه لقاء الامام»؛ چرا که ولایت است که همه این ها را تمام می‌کند و معنا می‌بخشد و موجب قرب بنده به خدا می‌شود. از این‌رو امام باقر(ع) می‌فرماید: بنی‌الاسلام علی خمسه أشیاء: علی الصلاه و الزکاه و الحج و الصوم و الولایه، سخن از ولایت است که با کلمه«والی» از آن تعبیر شده: «و الوالی هو الدلیل علیهن».

حج، دریای رحمت الهی

خدای متعال از روی لطف عمیقی که به بندگانش دارد از هیچ یک از انواع وسایلی که ممکن است در انسان اثر بگذارد و او را یک قدم به طرف خدا جذب کند فروگذار نمی کند، او راه هایی را باز می کند که مردم به طور طبیعی انگیزه ای برای توجه به خدا و خضوع در مقابل عظمت الهی پیدا کنند؛ چرا که این توجه و خضوع تنها عامل ترقی روحی و معنوی انسان و رسیدن به آن مقامی است که برای آن آفریده شده. خدا به ابراهیم می فرماید: به مردم بگو به هر وسیله ای شده خود را به مکه برسانید و حج را ترک نکنید؛ چرا؟ برای این که این بهترین عاملی است که می تواند انگیزه ای جهانی در عموم مردم به وجود آورد. صحبت یک نفر و دو نفر نیست. مرحوم آقای قاضی: گاهی خدا کسی را یک سال به بیماری و فقر و... مبتلا می کند تا یک یاالله بگوید. یعنی گفتن یک یاالله آن قدر در سعادت انسان مؤثر است که جا دارد یک سال سختی بکشد. وقتی چنین برکاتی نصیب یک جمعیت میلیونی شود برای خدا خیلی ارزشمند است. این عمل، دین را خیلی تقویت میکند؛ لذا اگر یک سال داوطلب برای شرکت در مراسم حج کم باشد و بخواهد خلوت برگزار شود، خدای متعال حاکم شرع را موظف کرده که با هزینه بیت المال عده ای را به حج بفرستد.

خدا نهایت علاقه را دارد که حتی یک نفر بیشتر هم که شده مشمول رحمت خدا قرار گیرد.عجیب است! هر سفری که به حج می روی علاقه ات به حج بیشتر می شود. شخصی تازه مسلمان که از اهالی آمریکا بود سفری به حج رفت. می گفت: هیچ چیز برای من لذت بخش تر از این نبود که بنشینم و خانه کعبه را تماشا کنم. آن قدر این منظره لذت بخش بود که حاضر نبودم آن را با چیزی عوض کنم! اتفاقاً از مستحبات اعمال مسجدالحرام نگاه کردن به خانه کعبه است. خدای متعال در این سنگ های سیاه و این سرزمین خشک و بی آب و علف چنان جاذبه ای قرار داده که دلها را مجذوب می کند تا افراد بیشتری به رحمت خدا نایل شوند. او می خواهد در افراد لیاقت درک رحمت خودش هرچه بیشتر ایجاد شود.پس عمده فلسفه حج تشیید دین است؛ یعنی حج بنای دین را محکم و باشکوه می کند. اگر حج نبود بنای دین، بنایی ضعیف، خاموش، آرام و بی رمق بود و مردم از آن استفاده ای نمی کردند و خیلی ها از آن غافل می شدند و این باعث می شد که از خیلی از برکات محروم شوند؛ اما وجود حج باعث شد که بنای دین رفیع و باشکوه باشد و دل ها را مجذوب کند تا مشمول رحمت فراوان الهی قرار گیرند رزقناالله و ایاکم ان شاءالله

حج ، یادگار پیامبر توحیدی
جامعه انسانی هر چند از آدم تا حضرت نوح(ع) و تا حضرت ابراهیم(ع) فراز و نشیب های بسیاری را از سر گذرانده است؛ ولی در تمام این دوره های تاریخی، این حضرت ابراهیم(ع) بوده که توحید محض الهی را در جامعه نهادینه کرده و زمینه های انقلاب بزرگ بشریت را در عرصه ایمان توحیدی فراهم کرده. آن حضرت(ع) به سبب دست یابی به مقامات بسیار بزرگ انسانی از طریق عبودیت محض، توانست در مقام امامت قرار گیرد و به عنوان اسوه کامل و سرمشق انسانیت مطرح شود.
حضرت ابراهیم خلیل الله(ع) را از بزرگ ترین پیامبران بشریت پس از حضرت محمد مصطفی(ص) دانسته اند. آن بزرگوار در فضلیت پس از پیامبر(ص) قرار می گیرد. از این رو دین اسلام را به نام ایشان می شناسند و همه شرایع الهی موجود را به ایشان نسبت می دهند. و لذا سخن از دین ابراهیمی است که شرایع متعدد و مختلفی از دل آن بیرون آمده است. بسیاری از آیین ها و مناسک موجود در همه شرایع، برگرفته از سنت و آموزه ها و سیره آن حضرت(ع) است. آیین توحید حج نیز یکی از آیین هایی است که یادگار آن حضرت می باشد که به عنوان نماد و سمبل توحید و آیین ها و مناسک توحیدی مطرح است.

آثار و برکات حج گزاری

توحید، اصل نخستین و اساسی اسلام است. در اصول دین و مذهب، به عنوان نخستین اصل مطرح شده. از آنجایی که دنیا، جهان کثرات است و آدمی در میان کثرات، وحدت را گم می کند و به بیراهه می رود، خداوند به اشکال گوناگون، نمادهایی را به عنوان حقیقت وحدت قرار داده که آدمی راه خویش را گم نکند و در میان کثرات سرگردان نشود. از جمله این نمادهای وحدت، خانه کعبه است. آیه 97 آل عمران، کعبه به عنوان نشانه قرار داده شده تا مردم متوجه این خانه شوند و از کثرت به وحدت برسند. همه انسانها با هر رنگ و نژاد و جنس و از هر جای دور و نزدیکی می بایست متوجه این خانه شوند، هرچند خداوند با همه عظمت در مکانت و منزلت معنوی، مکان و منزلی ندارد و انسان به هر سو و جهت متوجه باشد، همان، سمت خداست (بقره115)؛ چرا که جایی را نمیتوان یافت که فارغ از حضور و وجود خداوند باشد و حقیقت وجود الهی است که همه جا را پر کرده و به عنوان صمد، جایی را خالی و فراغ نگذاشته (اخلاص2) خداوند همه هستی را پر کرده و همه آنچه نام هست و هستی می برد تنها و فقط هستی خداوند است. (زخرف84)

پیغمبر اکرم(ص) : منظور از وجوب نماز، حج، طواف و دیگر مناسک، بپا داشتن ذکر و یاد خداست، پس وقتی که ذهن تو از هیبت و عظمت خدا که مقصود و مطلوب اصلی از عبادت است خالی باشد، ذکر زبانی چه ارزشی خواهد داشت؟ پس مهمترین ویژگی وجود کعبه، توجه یابی همه مردم به سوی یک حقیقت است. از این رو خانه خدا در مکه را به عنوان نماد توحید گرفته اند و خداوند خود به ساخت آن فرمان داده تا یک نماد برای وحدت و بیان توحید باشد.چون برای ابراهیم جای خانه را مهیا ساختیم، به او گفتیم: چیزی را با من شریک قرار مده و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان، از هر آلودگی پاکیزه گردان. در میان مردم برای انجام مناسک حج ندا در ده تا پیاده و سوار بر شتران لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند (حج26 و 27)
حضور حاجیان در مکه برای آن است تا در مدت حضور خویش در آنجا تنها یاد و ذکر خدا داشته باشند و در یک زمانی خاص همه فکر و اندیشه و عمل ایشان متوجه حقیقت یگانه ای باشد که خداوندگار و پرودگار جهانیان است. در آیه 198 بقره خواهان آن است که همواره یاد خداوند را در دل و جان خویش داشته باشند و براساس شیوه تعلیمی خاص، این
ذکرالله را انجام دهند. چون از عرفات کوچ نمودید، خدا را در مشعرالحرام یاد کنید و همان گونه که شما را رهنمون گردید او را یاد نمایید. کسی که در مدت انجام مناسک حج، ذکر خداوند دارد، می بایست این دوره را به عنوان یک مقدمه و کارگاه بشناسد و پس از آن، حضور خداوند را با ذکرالله ادامه دهد. 200بقره : چون مناسک حج خود را انجام دادید، خدا را به یاد آورید. به این معنا که این مناسک تنها کارگاهی برای توجه به توحید و رهایی از شرک است و حاجی باید پس از آن نیز همراه با ذکرالله خداوند را به یاد داشته باشد و توحید را در دل و جانش رسوخ دهد.خداوند مناسک حج و عمره را از شعائر الهی دانسته؛ به این معنا که این اعمال نمادهایی است که موجب ذکر الهی میشود؛ صفا و مروه از شعایرالله است، پس هر که حج خانه کند یا عمره گذارد مانعی ندارد که میان آن دو صفا (برگزیدن مرد) و مروه (خلقت زن) سعی بجا آورد و هرکس کار نیکی با رغبت انجام دهد، پروردگار سپاسدار و داناست (بقره 158)

جامعه سازی در حج
از دیگر کارکردهای حج می توان به مساله قوام بخش بودن آن اشاره کرد؛ به این معنا که حج و مناسک آن موجب میشود تا مردم در شکل یک جامعه گرد هم آیند و رفتارهای اجتماعی را بیاموزند و وحدت رویه و هدف پیدا کنند. آیه 97 مائده، حج و مراسم آن را قیام مردمان معرفی میکند. این بدان معناست که توده های مردم با همه تفاوت های ظاهری و جنسی و رنگ و نژاد و دین و مذهب، در یک مکان با رفتاری خاص آموزش می بینند که چگونه هنجاری خاص را بجا آورند و کردار و منش و کنش ویژه ای را داشته باشند و در مسیر یک هدف خاص حرکت کنند و کارهایی را به قصد تحقق آن هدف انجام دهند. اینگونه است که ساختار جامعه انسانی پدیدار می شود. حج و مناسک آن، شرایط جامعه پذیری را فراهم می آورد و انسانها را در یک مدل خاص و سبک ویژه ای پرورش میدهد تا بتوانند جامعه انسانی را تمرین کنند و در کنار هم به وحدت و انسجام اجتماعی برسند و هنجارهای خاصی را انجام و از برخی نابهنجاری ها دوری و پرهیز کنند و بتوانند با همه تفاوت ها و تمایزها در کنار هم یک جامعه را ایجاد کنند. حج و مناسک آن آموزش جامعه پذیری برای توده های مردم است تا بتوانند جامعه انسانی را در یک شکل و قالب درست و هنجاری و با اهدافی معقول و مقبول و سبک خاصی از زندگی ایجاد کنند. در این جامعه سازی که در مناسک حج رخ میدهد، هرگونه امتیازات دروغین و باطل و جعلی از گروه ها و قبایل و جنس حذف میشود و همه انسانها چه عالم و چه جاهل و چه فقیر یا ثروتمند یا صاحب منصب و دولتمند و چه مردم عادی در شکل (الناس و توده مردم) سامان داده میشوند تا انسجام در رویه و هدف را بیاموزند و همگی یک کار و یک هدف را با یک رویه و روش پیگیری کنند بی آنکه نوع جنسیت، نژاد، مقام، لباس، رنگ، مذهب و مانند آن تاثیری داشته باشد. (بقره125و 199؛ حج25 تا28)پس نقش حج و مناسک آن را نمیتوان در اموری چون ذکرالله و توحید، توشه آخرتی انسان(بقره197)، آمرزش گناهان (بقره203مائده97 و98) یا کسب درآمد و تجارت دنیا و آخرت(بقره197 و 198 قصص27 حج27 و28) و مانند آن خلاصه کرد، بلکه می بایست به نقش جامعه سازی آن نیز توجه ویژه داشت؛ چرا که از نظر قرآن، حج دارای نقش اساسی، در برپایی و جوامع انسانی و آموزش جامعه پذیری دارد. (مائده97)

مردم در حج و مناسک آن در یک کارگاه علمی و عملی می آموزند که هنجارها و نابهنجاری ها چیست؟ و چگونه می بایست متوجه هنجارها و آداب و رسوم زندگی درست و سالم شد و از نابهنجاری ها دوری گزید. لذا می توان گفت که انسان در حج می آموزد که چگونه سبک درست و سالم زندگی اجتماعی را برپا دارد و به عنوان یک عضو جامعه، رفتاری درست داشته باشد و آداب و رسوم درست را بشناسد و به جا آورد. خداوند در آیه 97 مائده، حج و مناسک آن را به عنوان قیام مردمان معرفی کرده. البته شکی نیست که این مناسک همانگونه که جامعه سازی را به مردم آموزش میدهد، پایه های دینداری و توحید مردمان را نیز تقویت میکند؛ چرا که سبک کامل و مناسب و راست زندگی همان سبک اسلامی است که در حج آموزش داده میشود. بر این اساس هرگونه مخالفت و سنگ اندازی در برابر حج و حاجیان کفر و دشمنی با خداوند دانسته شده و کسانی که مردم را از حج و مناسک آن باز میدارند دشمن خداوند معرفی شده و عذابی سخت برای آنان در دنیا و آخرت وعده داده شده. کسانیکه کفر ورزیدند و (مردم را) از راه الله و مسجدالحرام، که آن را برای همه مردم یکسان قرار دادیم، چه کسانی که مقیم آنجا هستند و چه آنها که از راه دور می آیند باز میدارند و هرکه در آنجا ستم روا دارد، او را عذابی دردناک می چشانیم (حج25)

از نظر قرآن جایگاه حج در میان اعمال دیگر عبادی بسیار مهم و ارزشمند است و هرکسی این مسئولیت را نمی تواند به عهده گیرد و پرده دار خانه خدا و متولی مناسک آن باشد؛ زیرا کسی می تواند عهده دار این مسئولیت باشد که خود در فهم و تحقق اهداف حج به تمامیت رسیده باشد و نمی توان امامت مردم را در مناسک عظیم حج به هرکسی سپرد.خداوند به متولیان دروغین هشدار میدهد: چرا خدا آنها را عذاب نکند در حالیکه مردم را از زیارت مسجدالحرام باز میدارند. ایشان سزاوار تولیت آن نمیباشند؛ متولیان آن جز پرهیزگاران نمیتوانند باشند، ولی بیشترشان نمیدانند (انفال34)در آیات و روایات برای حج و مناسک آن برکات و آثار بسیار دیگری گفته اند که یکی از آنها افزایش عمر است؛ چرا که انجام مناسک حج همانند صله رحم است. وصل شدن به پیامبر(ص) و امامان(ع) از طریق صلوات و انجام مناسک حج همین کارکرد را دارد. در حقیقت حاجی با حج خویش خود را به خدا و معصومان(ع) وصل کرده و این چنین کاری موجب افزایش عمر آدمی می شود تا بهره بیشتر از زندگی دنیا برده و مقامات خویش را افزایش دهد. امام صادق(ع): من رجع من مکه و هو ینوی الحج من قابل زید فی عمره؛ هرکس از مکه برگردد و تصمیم داشته باشد که سال بعد هم به حج برود، بر عمرش افزوده میشود (کافی ج4 ص281 ح3)

حج، آمرزش گناهان : حج همانند نماز کارکردهای بسیاری دارد که رضایت و خشنودی خداوند یکی از مهمترین آنهاست (مائده 2) هنگامی که خداوند از بنده حج گزار خود، راضی و خشنود شود، همه برکات مادی و معنوی را نصیب او می گرداند و در رحمت رحمانی و فضل و عنایت ربانی خویش قرار میدهد. لذا آرامش مطلق بر جان این بنده می نشیند و دیگر هیچ اندوهی از گذشته و ترسی از آینده نخواهد داشت؛ چرا که همه گناهان و خطاهایش آمرزیده و آینده اش تضمین شده (مائده ۹۷و۹۸) رسول خدا(ص) در بیان تاثیر حج در آمرزش گناهان میفرماید: به قطاری از شتران که حاجیان را برای زیارت خانه خدا میبرد، نظر فرمودند و گفتند قدمی برنمی دارند مگر اینکه برای آنان حسنه ای ثبت شود و قدمی نمی نهند مگر اینکه گناهی از آنان محو میگردد و چون از مناسک حج فارغ شدند، به آنان اعلام میشود، بنایی را بنا کرده اید، آن را خراب نکنید، گناهان گذشته شما بخشیده شد، از حالا به بعد عمل نیک انجام دهید.امام صادق(ع): حاجیانی که بازمیگردند سه دسته اند: دسته ای از آتش آزاد میشوند و دسته ای از گناهان خود خارج میگردند مانند روزی که از مادر متولد شده اند و دسته سوم با مصونیت مال و عیال برمیگردند و این کمترین بهره ای است که عاید حاجی می شود. پس حج نقش بسیار مهمی در محو گناهان و بدی ها دارد و گویی انسان پس از حج از هر زشتی و گناهی پاک و شسته شده. امام باقر(ع) در بیان آثار و کارکردهای مهم و اساسی حج به مساله تسکین دلها اشاره می کند: الصیام و الحج تسکین القلوب؛ روزه و حج آرام بخش دلهاست (امالی طوسی ص296 ح582)
حضرت صادق(ع): ای اسحاق کسی که یک بار خانه خدا را طواف کند، خداوند برای او هزار حسنه ثبت میکند، هزار سیئه محو می نماید، برایش هزار درجه قرار میدهد، هزار درخت در بهشت میکارد و ثواب آزاد کردن هزار بنده به او مرحمت میفرماید، چون به ملتزم برسد هشت در بهشت به روی او باز میشود و به او می گویند: از هر دری که خواستی وارد شو. اسحاق میگوید: به حضرت عرضه داشتم این همه برای کسی است که خانه خدا را طواف کند؟ فرمود: آری، آیا به ثوابی عظیم
تر از این تو را خبر ندهم؟ گفتم: آری خبر دهید فرمود: هرکس حاجتی از برادر مؤمنش برآورده کند، به اندازه ده طواف به او ثواب می دهند. حاجی با حج خویش به زیارت خدا رفته و دل و جانش به نور ذکرالله آباد و نورانی شده. در این مدت تقوای الهی که در حج نصیب او شده، او را چنان پاک و نورانی میکند که اگر همین طوری باقی بماند و تجربه مکه را ترک نکند، عاقبت به خیر میشود؛ ولی مشکل این است که حاجی همانند حمام رفته ای است که وقتی به بیرون حمام می آید دوباره خاک آلوده و دنیا زنده میشود و گویی از محضر خدا بیرون رفته. از این رو در روایت آمده برای بهره گیری از نور الهی حجاج شتاب کنید تا پیش از دنیازدگی، ایشان را ملاقات کرده باشید. امام صادق(ع) : حاجی تا هنگامی که به گناه آلوده نشده به نور و سیمای حج باقی خواهد ماند. پس کسی که خیر دنیا و آخرت را می خواهد باید آن را در مناسک حج بجوید.

عظمت حج

پیامبر اسلام (ص): والخامسه الحج و هی الشریعه (حج عصاره اسلام و معادل شریعت است)حج، هجرت خلق الی الحق می‌باشد. یعنی دنیا را با هرچه که در آن هست کنار بگذاریم و به سوی حق، به سوی معبود برویم. حج ورود به محضر خداوند است. امام خمینی(ره): مراتب معنوی حج که سرمایه حیات جاودانه است انسان را به افق توحید و تنزیه نزدیک می‌نماید. حضرت صادق (ع) در پاسخ زاره که گفت یابن رسول الله چند سال است از شما درباره حج می‌پرسم و شما پاسخ می‌فرمایید، فرمود ‌ای زاره خانه‌ای که دو هزار سال پیش از آدم به سوی آن حج گزارده می‌شود آیا می‌شود مسائل آن در عرض چهل سال پایان پذیرد؟ پس حج، پیمان و عهدی است میان خداوند و بندگان او که به هر طریق شده باید از عهده آن برآیند و به هیچ‌وجه از انسان‌های مستطیع ساقط نمی‌شود و اگر خودش معذور شود باید نایب بگیرد بطوریکه این عهد و میثاق با مرگ هم ساقط ‌شدنی نیست. عظمت این سفر را می‌توان از رفتار و احوال معصومین(ع) در هنگام حج و ورود به حریم کبریایی درک کرد. آن هنگام که امام سجاد ع از روی تواضع در پیش خداوند هنگام گفتن تکبیر به خود می‌لرزید و می‌گفت: بیم آن دارم که در پاسخ (لبیک) من گفته شود: لا لبیک یعنی نه تو پاسخ درست نداده‌ای! در رابطه با بعد فردی و اجتماعی حج می‌توان به سخن گهربار امام رضا ع اشاره کرد: همانا مردم به حج مامور شدند تا به محضر خداوند بزرگ باریابند و از او نعمت افزون‌تر طلب کنند و از گناهانی که بندگان مرتکب شده‌اند خارج گردند و از گذشته توبه کنند و در آینده جبران نمایند و راه درست پیش گیرند و نیز از این رهگذر اموال خرج شود و بدن‌ها به رنج افتد و از سرگرمی‌ زن و بچه بیرون آیند و نفس را از لذت‌ها دور نگه دارند و گرما سرما را تحمل کنند و به آن حالتی که به دست آورده‌اند پا بر جا باشند و خضوع و خاکساری و افتادگی را تمرین کنند.

حج فرصتی است برای بررسی حساب و کتاب اعمال و اموال

فردی که خمس مال خود را نپردازد، مثل این است که به اسلام بدهکار بوده و لذا رفتن به حج با پولی که خمس آن پرداخت نشده، درست نیست. اگر نگاه ما به حج این طور باشد که به میهمانی خدا وارد می‌شویم ، باید قبل از ورود به این میهمانی، خود را آراسته و فارغ از مسائل دنیوی به عبادت بپردازیم. انسان باید حقوق مردم را محترم شمرده و حق الناس را به جا آورد، به طور معمول هم حجاج بیت‌الله الحرام قبل از سفر حلالیت می‌طلبند و چقدر خوب است که این کارها از صمیم قلب انجام شوند. برای ادای حق الله باید توبه کرده و با توسل به حضرات معصومین (ع) بویژه رسول اکرم (ص)، باید ضمن طلب استمداد، آمادگی روحی و معرفت بیشتری برای به جا آوردن اعمال کسب کنیم. در روایات بسیاری آمده که خداوند ممکن است از حق الله بگذرد، ولی از حق الناس نمی‌گذرد، در روز قیامت کسی که حق دیگران بر گردنش مانده می‌بیند که ذخیره‌ای از خیر، برایش باقی نمانده زیرا به جای حق الناس از محسنات او کاسته شده. حج بهانه‌ای‌ است برای اینکه حجاج به حساب و کتاب و اعمال خود نظری بیندازند و بار خود را سبک کنند.

حج، ضیافت خداجوادی آملی
همه عبادت ها یک سر مشترک دارند و یک سر مختص؛ انسان به هر کدام از این دو راز و سر، راه پیدا کند، می تواند درباره غیر حج نیز این راه را طی کند. عظمت حج به قدری در دعاهای ماه مبارک رمضان چشمگیر است که معلوم می شود خداوند می خواهد ضیافت خود را در طی این چند ماه تتمیم کند. آغاز ضیافت، ماه مبارک رمضان و پایانش ذیحجه است، که پایان ماه های حرام و حج می باشد. حج، ضیافت خداست و حاجیان، ضیوف الرحمانند.تعبیر
ضیافتکه در صوم و حج آمده، از روایات اسلامی گرفته شده . در اسلام گاه سخن از عبادت است، گاه از ضیافت. عبادت را با بحثهای فقهی و ظاهری می توان تحلیل کرد و ضیافت را با اسرار عبادت ها.
یکی از برجسته ترین دعاهای ماه مبارک رمضان، همان طلب حج است، آن هم حج مکرر. در دعاهای شب و روز این ایام آمده
و ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام خدایا، زیارت خانه ات و انجام مراسم و مناسک حج را هر ساله نصیبم فرما.این دعا از دعاهای برجسته ماه مبارک رمضان است که در خود این ماه، انسان صائم و روزه دار، ضیف الرحمان است. پس ضیافت دو مرحله دارد: 1- مهماندار به مهمان می گوید: چیزی طلب کن. 2- مهماندار آنچه را که مهمان بخواهد به او عطا می کند. در ماه مبارک رمضان، مهماندار که خداست به بندگان روزه دارش دستور می دهد که: از من حج طلب کنید. در مراسم و مناسک حج نیز سخن از ضیافت است، اما نه از طلب، بلکه اینجا سخن از عطاست. در حج نمی گوید: از من بخواه بلکه خواسته ها را عطا می کند.. (صهبای صفا6)

بخشی از اسرار عرفانی حج در اندیشه امام خمینی(ره)
سفر حج... سفر تحصیل دنیا نیست سفر الی الله است. شما دارید به طرف خانه خدا می روید. تمام اموری که دارید انجام می دهید به طور الوهیت باید انجام بدهید.سفرتان از اینجا که شروع می شود «وفد» الی الله است، سفر به سوی خدای تبارک و تعالی است. باید همانطوری که مسافرین الی الله مثل انبیا(ع) و بزرگان از دین ما مسافرتشان الی الله در تمام زمان حیاتشان بوده است و یک قدم تخلف نمی کردند از آن چیزی که برنامه وصول الی الله بوده است، شما هم الان «وفود» الی الله دارید می روید. شما در آنجا که می روید، در میقات که می روید لبیک به خدا می گویید، یعنی تو دعوت کردی و ما اجابت. مبادا یک عملی انجام بدهید که خدای تبارک و تعالی بفرماید که خیر، شما را من قبول ندارم برای اینکه شما اسلامی نیستید... این سفرالهی را شما می روید رجم شیطان می کنید. اگر چنانچه خدای نخواسته خودتان از جنود شیطان باشید رجم خودتان را هم می کنید. شما باید رحمان بشوید تا رجمتان رجم رحمان و جنود رحمان به شیطان باشد (صحیفه نور/ 9/237)
ضرورت نفی شریک در همه مراتب
لبیک های مکرر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالی به اسم جامع جواب می دهند. مسئله، مسئله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب، گویی گوینده از خود دراین محضر بیخود شده و جواب دعوت را تکرار می کند و دنباله آن، سلب شریک به معنای مطلق آن می نماید که اهل الله می دانند نه شریک در الوهیت فقط، گرچه سلب شریک در آن نیز شامل همه مراتب تا فنای عالم درنظر اهل معرفت است و حاوی جمیع فقرات احتیاطی و استحبابی است مثل الحمد لک و النعمه لک و حمد را اختصاص میدهد به ذات مقدس، همچنین نعمت را، و نفی شریک میکند، و این نزد اهل معرفت غایت توحید است به این معناست که هر حمدی و هر نعمتی که در جهان هستی تحقق یابد حمد خدا و نعمت خداست

بدون شریک و در هر موقف و مشعری و وقوف و حرکتی و سکون و عملی، این مطلب و مقصد اعلی جاری است و خلاف آن، شرک به معنای اعم است که همه ما کور دلان به آن مبتلا هستیم...لبیک های شما جواب دعوت حق تعالی باشد و خود را محرم برای وصول به آستانه محضر حق تعالی نمایید و لبیک گویان برای حق، نفی شریک به همه مراتب کنید و از «خود» که منشأ بزرگ شرک است به سوی او (جل و علی) هجرت نمایید و امید است برای جویندگان، آن مدتی که دنبال هجرت است حاصل آید و اجری را که علی الله است دریافت نمایند و اگر جهات معنوی به فراموشی سپرده شود گمان نکنید که بتوان از چنگال شیطان نفس رهایی یابید و تا در بند خویشتن خویش و هواهای نفسانی خود باشید نمی توانید جهاد فی سبیل الله و دفاع از حریم الله نمایید. (همان /91/ 24-44)

امام خمینی: حج؛ فریاد توحید و مبارزه با طاغوت

معنویت یعنی توجه به باطن و اصل یک امر و این مهم در مکتب امام یک شاخصه اصولی و اساسی است. امام فریادگر معنویتی بود که نه تنها ایران را بلکه تمام مسلمین و حتی همه مستضعفین عالم را به سعادت برساند. اما در سخنان خویش همواره انسانها را به فطرت توحیدی خویش رهنمون می‌ساختند و راه سعادت را توجه به معنویات می‌دانستند. امام با احیای مراسم برائت از مشرکین معنای تازه‌ای به حج بخشیدند و اجتماع عظیم حجاج را از انفعالی مرگ بار خارج نمودند : (اسلام) دین فطرت و رهایی‏بخش از قید و بندهای طبیعت و وسواس شیاطین جنّ و انس در نهان و ظاهر است و دینِ سیاستِ مُدُن و راهنمای صراط مستقیمِ لا شرقیه و لا غَربیه است. دینی است که عباداتش توأم با سیاست، و سیاستش عبادت است. اکنون که مسلمین کشورهای مختلف جهان به سوی کعبه آمال و حج بیت اللَّه رو آورده ... مسلمانان مبعوث از قِبَل خداوند تعالی باید علاوه بر محتوای عبادی، از محتوای سیاسی و اجتماعی آن بهره‏مند شوند، و به صِرْف صورت قناعت نکنند. همه کس می‏داند که برپا نمودن چنین کنگره عظیمی برای هیچ مقامی و هیچ دولتی امکان پذیر نیست. و این امر خداوند متعال است که این گردهمایی بزرگ را فراهم آورده، مع الأسف مسلمین در طول تاریخ نتوانستند از این نیروی آسمانی و کنگره اسلامی استفاده شایانی به نفع اسلام‏ و مسلمین بنمایند. به صراحت اشاره معنویت و باطن حج و نیز خروج حاجیان از سکون و انفعال در کلام امام دیده می‌شود.

همچنین مسلمین را این گونه به جنبه‌های معنوی و متعالی حج توصیه می‌کنند: این پدرِ توحید و بت شکنِ جهان حضرت ابراهیم به ما و همه انسانها آموخت که قربانی در راه خدا، پیش از آنکه جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد، جنبه‏های سیاسی و ارزشهای اجتماعی دارد.به ما و همه آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید.خود و عزیزان خود را فدا کنید، و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید، این بت‏شکن و فرزند عزیزش، بت‏شکن دیگر، سید انبیا، محمد مصطفی ص به بشریت آموختند که بتها هر چه هست باید شکسته شود؛ و کعبه، که امّ القُری است، و آنچه از آن بسط پیدا کرده تا آخرین نقطه زمین، تا آخرین روز جهان، باید از لوث بتها تطهیر شود، بت هر چه باشد، چه هیاکل، چه خورشید، چه ماه، و چه حیوان، و انسان. و چه بتی بدتر و خطرناکتر از طاغوتهای در طول تاریخ از زمان آدم صفی اللَّه، تا ابراهیم خلیل اللَّه، تا محمد حبیب اللَّه ص تا آخر الزمان که بت‏شکن آخر از کعبه ندای توحید سر دهد.

مگر ابرقدرتهای زمان ما بتهای بزرگی نیستند که جهانیان را به اطاعت و کرنش و پرستش خود می‏خوانند، و با زور و زر و تزویر خود را به آنان تحمیل می‏نمایند؟ کعبه معظّمه یکتا مرکز شکستن این بتهاست. ابراهیم خلیل، در اول زمان، و حبیب خدا و فرزند عزیزش مهدی موعود در آخر زمان، از کعبه ندای توحید سردادند و می‏دهند. حضرت امام مبارزه با استکبار را امری می‌داند که با توحید به هم تنیده هستند و به مسلمین این نکته را گوشزد می‌کند که نمی‌توان در کنار خانه خدا و مرکز توحید بود، ولی در مورد زورگویان عالم بی‌تفاوت ماند که این امر منقصتی در توحید و نیز در مراسم حج است. حضرت امام اصل بنای کعبه را برای توحید و ظلم ستیزی می‌داند و با اشاره به آیات قرآن به حجاج می‌فرماید: بیت اللَّه الحرام، اول بیتی است که برای "ناس" بنا شده. بیت همگانی است. هیچ شخصیتی و هیچ رژیمی و هیچ طایفه‏ای حق تقدم در آن را ندارد. اهل بادیه و صحرانشینان و خانه به دوشان با عاکفان کعبه و شهرنشینان و دولتمردان در آن یکسانند. این بیت معظم برای ناس بنا شده، و برای قیام ناس و نهضت همگانی، و برای منافع مردمی. و چه نفعی بالاتر و والاتر از آنکه دست جباران جهان و ستمگران عالم از سلطه بر کشورهای مظلوم کوتاه شود، و مخازن عظیم کشورها برای مردم خود آن کشورها باشد. بیتی که برای قیام تأسیس شده، آنهم قیام ناس و للناس، پس باید برای همین مقصد بزرگ در آن اجتماع نمود، و منافع ناس را در همین مواقف شریف تأمین نمود، و رمی شیاطین بزرگ و کوچک را در همین مواقف انجام داد.

و یا با صراحت بیشتر عنوان می دارند: مسلماً روح و پیام حج چیز دیگری غیر از این نخواهد بود که مسلمانان، هم دستور العمل جهاد با نفس را بگیرند و هم برنامه مبارزه با کفر و شرک را. به هر حال اعلان برائت در حج، تجدید میثاق مبارزه و تمرین تشکل مجاهدان برای ادامه نبرد با کفر و شرک و بت‏پرستها است و به شعار هم خلاصه نمی‏شود که سرآغاز علنی ساختن منشور مبارزه و سازماندهی جنود خدای تعالی در برابر جنود ابلیس و ابلیس صفتان است و از اصول اولیه توحید به شمار می‏رود و اگر مسلمانان در خانه ناس و خانه خدا از دشمنان خدا اظهار برائت نکنند، پس در کجا می‏توانند اظهار نمایند؟ و اگر حرم و کعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتیبان سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبیا نیست، پس مأمن و پناهگاه آنان در کجاست؟ امام در جای جای پیامهای خود به حجاج به این مطالب تاکید کرده و تنها به این امر اکتفا نمی کند بلکه از حجاج می خواهد هر کدام حامل این پیامهای توحیدی برای ملتهای کشور خود باشند.

حج؛ مظهر عزت و عظمت امت اسلامی

در اندیشه امام خمینی "ره" حج کانون معارف الهی، پیام آور طرح و تأسیس جامعه‌ای به دور از رذایل مادی و معنوی، تجلی و تکرار همه صحنه‌های عشق آفرین زندگی یک انسان و یک جامعه متکامل در دنیاست. ایشان سفر حج را سفر به سوی خدای تبارک و تعالی دانسته که "برای نزدیک شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است، حج در حیات سیاسی و اجتماعی مسلمانان، بلکه در سرنوشت بشر نقشی بسیار ارزنده دارد. نخستین خانه‏ای که برای مردم بنا گردیده و مشعل هدایت انسان خوانده شده، کعبه است. یک همچو مجلس‌هایی که اسلام درست کرد مثل حج هیچ قدرتی نمی‏تواند درست کند؛ هیچ قدرتی، همه ممالک اسلامی و سران ممالک اسلامی جمع بشوند که نیم میلیون جمعیت را یک جایی ببرند نخواهند موفّق شد... این اجتماعات، اجتماعات سیاسی است. باید در این اجتماعات گویندگان و نویسندگان همه بلاد مسلمین در آنجا مسائل اسلام را مسائل بلاد مسلمین، گرفتاری‌هایی که دارند، مسلمین از دست کی گرفتاری دارند و آن باید چه بکند، دولتهایی که با مسلمین چه می‏کنند با او چه بکند کوشش کنند" و یا در جای دیگر می‏فرمایند: در حج باید بررسی از اوضاع مسلمین در هر سال بشود که مسلمین در چه حال هستند. این سفر حج برای این مسائل بوده است، برای قیام ناس بوده است، برای این بوده است که مسلمین مشکلات مسلمین را درک کنند و در رفعش کوشش کنند

حج عرصه نمایش و سنجش استعدادها و توان مادی و معنوی مسلمانان است و از اینجا است که استمرار و قوام دین بر قیام کعبه پیوند می‏خورد. امام صادق ع) می‏فرماید: دین پیوسته برپا خواهد بود تا زمانی که کعبه پابرجاست. از این رو دشمنان اسلام می‏کوشند تا اجتماع با عظمت مسلمانان را در مراسم حج کم رنگ و آن را از محتوای عالی سیاسی ـ اجتماعی خالی کنند و آثار مهم و نقش عظیم آن را در عزّت بخشیدن به امت و استحکام دین الهی بی‌ثمر سازند. قرآن کریم در دعوت مردم به حج، فلسفه آن لیشهدوا منافع لهم و یذکروا اسم الله فی ایام معلومات علی ما رزقهم... یعنی حج گزاران از هر نقطه عالم بیایند تا بر منافع خودشان گواه باشند و در روزهای معینی یاد خدا بکنند. پس فلسفه حج این است که حاجیان در این کنگره عظیم شرکت کنند و بر منافع خود شاهد باشند. درباره این آیات نکاتی قابل ذکر است:

1) طبق این آیه حج عملی چند بعدی است: عبادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و... تنها یک عمل عبادی صرف نیست.
2) شهادت بر منافع در این آیه کریمه نه تنها در مقابل یاد خدا آمده، بلکه مقدم ذکر شده و از این تقدیم به نظر می‏آید که بُعد غیر عبادی حج بیش از بعد عبادی آن مورد توجه قرار گرفته و اهمیت دارد و این در حالی است که بعد عبادی حج در مقابل اعمال دیگر عبادی عظمت بسیار بزرگ دارد. چنانکه حضرت امام (ره): "فریضه حج در میان فرایض از ویژگی خاص برخوردار است و شاید جنبه سیاسی و اجتماعی آن بر جنبه‏های دیگرش غلبه داشته باشد با آنکه جنبه عبادی‌اش نیز ویژگی خاص دارد" "باید بدانند که حـــج ابـراهـیمی، محمدی (ص) سال هاست غریب و مهجور است، هم از جهات "معنوی و عرفانی" و هم از جهات "سیاسی و اجتماعی". و حجاج عزیز تمامی کشورهای اسلامی باید بیت خدا را در همه ابعادش از این غربت درآورند، اسرار عرفانی و معنویش به عهده عرفای غیر محجوب. و ما اینک با بعد سیاسی و اجتماعی آن سر و کار داریم که باید گفت فرسنگها از آن دوریم. ما مأمور به جبران مافات هستیم. این کنگره سراپا سیاست که به دعـوت ابــراهیم و محمد (ص)برپا می‌شود و از هر گوشه دنیا و از هر فجّ عمیق در آن اجتماع می‌کنند، برای منافع ناس است و قیام به قسط است و در ادامه بت شکنی‌های ابراهیم و محمد است و طاغوت شکنی‌ها و فرعون زدودن‌های موسی است، و کدام بت به پایه شیطان بزرگ و بتها و طاغوتهای جهانخوار می‌رسد که همه مستضعفان جهان را به سجده خود و ستایش خویش فرا خوانند و همه بندگان آزاد خدای تعالی را بنده فرمانبردار خویش دانند.

میقات عشق
دریای مواج انسانهای از خود رسته و به خدا پیوسته ، خاضعانه بر گرد بیت الله الحرام به چرخش در می آیند و چشمها را خیره می کنند و تو ، که همچون دیگران بر گرد این بنای مبارک در گردشی ، هنگامی به خویش می آیی که همچون قطره ای درمیان امواج طوفانزای انسانهایی که هر یک به شکلی او را می خوانند و به نحوی او را می جویند ، سرگردانی . به خویش می نگری و احساس می کنی که هرگز تا به این حد چنین سبک و آرام نبوده ای ؛ سیلی سرکش و آشنا وجودت را پر می کند . احساس می کنی در بیکران آبی آسمان که بر بیت الله الحرام سایه افکنده است به پرواز در آمده ای و تا بارگاه عظیم ربوبی اش پیش رفته ای . سرگشته و درمانده سر بر آستانش می گذاری و در آغوش گرم و مهربانش پناه می گیری ؛ از او می خواهی که دیگر ترا به خودت وانگذارد . از او می خواهی حال که ترا با عشق راستین و با عظمت خویش آشنا نموده است ، پایمردی و استقامتی عطایت فرماید تا همچنان ثابت قدم بمانی . از او می خواهی تا بینشی نصیبت نماید که فلاح و رستگاری را از لغزش ها و گمراهی ها بازشناسی .
به دامانش می آویزی و ملتمسانه از او می خواهی که مشکلات مسلمانان را حل کند و دلهای پاک و صبورشان را به هم نزدیک تر سازد . از او می خواهی که دستهای ناپاک ناجوانمردانی را که هر یک به نحوی امور مسلمانان را دچار نابسامانی ساخته و بین ایشان تفرقه می اندازند ، قطع گرداند . فریادهای تکبیر که عاجزانه فاصله حنجره تا لب هایت را طی میکند و جریان متناوب اشک های گرم و بی امان که سیمای شرمسارت را شستشو می دهد ، ترا به خود می آورد و دیگر بار همچون قطره ای دستخوش امواج طوفانی خویش را برگرد خانه معبود ، در طواف می یابی . با وجود آن همه هیاهو و فریاد که پیرامونت را فرا گرفته است ، سکوتی دلنشین ترا به خویش می خواند . گوشهایت را تیز می کنی . این صدای بال فرشتگان است که با زمزمه های عارفانه حجاج بیت الله در هم آمیخته و فضایی سرشار از معنویت و عرفان را بوجود آورده است و تو اینک سبکبار و رها از تعلقات دنیوی ، اندیشمندانه به اطرافت می نگری . برادران سیاه پوستت را می بینی که مروارید درخشان اشک بر چهره شفافشان می غلطد و فریاد تکبیر و تهلیل شان غمی دیرپا را در چشمهای منتظر شان به تصویر می کشد . به هر طرف که می نگری برادر و خواهری مسلمان ترا به خویش می خواند .

تو تنها نیستی ؛ مسلمانی هستی در میان صدها هزار مسلمان دیگر : سیاه ، سفید ، سرخ ، زرد ، شیعه ، سنی ، آفریقایی ، اروپایی ، آمریکای لاتین و .... و تو با روحی که در جاری نور حق شستشو شده است ، جای پای قرن ها استبداد ، خشونت و نامردمی را بر جای جای اندام استوارشان می بینی ؛ دستی پر از تمنا از درون به سویشان می گشایی و با فریاد از عمق وجودت آن ها را میخوانی . و اگر این فریاد پرتوان از حنجره هر مسلمانی که آستانبوس بیت الله الحرام است بیرون آید ، به زودی طنین کوبنده آن از دیوارها و فضای ملکوتی کعبه خارج شده و دنیای استکبار را به لرزه خواهد انداخت . آری »مناسک حج بانگ بیدار باش دنیای اسلام است » ؛ تا مسلمانان عالم به دور از هرگونه گروه و تشکل از پیش سازمان یافته یک دل و یک جهت در خاستگاه وحی الهی ، آرمانهای مقدس خویش را جامه عمل پوشند و در جهت رفع مشکلات و مسائل دنیای اسلام ؛ چاره اندیشی کنند . حج ، این کنگره عظیم سیاسی عبادی مسلمانان جهان ، حضور انسانیت در صحنه عشق و پرستش و فریاد مظلومیت انسان در ژرفنای ظلمتها و ظلمهای تاریخ است .

کشتن نفس منفصل در قربانگاه حج تقوایی
انسان برای اینکه به تقوا برسد، می‌بایست همان طوری که نفس متصل
) همین نفسی است که در درون ماست( خویش را به قربانگاه می‌برد و هواهای نفسانی خود را می‌کشد تا نور الهی تجلی کند و جلوه‌هایش دل و بیرون را روشن نماید، همچنین باید نفس منفصل ) یک نوع ارتباط تنگاتنگ میان انسان و فرزندان وجود دارد. از همین رو باید گفت که فرزند همان نفس منفصل و جدا شده هر انسانی است( خویش را به قربانگاه برد وعلاقه وعشق به او را در دل خود بکشد. در آموزه‌های قرآنی و مناسک حج به آدمی می‌آموزند چگونه از محبوب‌های دنیوی چون مال و قدرت و ثروت و زن و فرزند و مانند آن دست بکشد و خود را در پارچه سفید آرام تنها به عنوان یک بنده ببیند و دور حق بگردد و با هر دوری که از هفت دور می‌زند خود را از هفت زمین و آسمان تعلقات برهاند و به خدایی برساند که پاک و منزه است. احرام سفید در تن بی هیچ وصله و تعلقی، گویای این است که من از همه گریختم و به سوی خدا آمده‌ام. (ذاریات، آیه 50) آنگاه باید در مهم‌ترین آزمون در قربانگاه همان طوری که نفس متصل را قربانی کرده باید نفس منفصل را قربانی کند. از آنجایی که حضرت ابراهیم(ع) در پیری دارای فرزند شد و عشق و محبت فرزند در جانش شعله ور گشت، می‌بایست این نفس منفصل را که برای همگان مایه امتحان و برای بسیاری دشمن است، قربانی کند.
در حقیقت قربانگاهی که در مکه است، هم نفس متصل را به قربانی می‌برد وهم نفس منفصل را به سوی مسلخ می‌کشاند. عاشق خدا که دور حقیقت الهی می‌گردد می‌بایست اول نفس متصل خویش را که دشمن‌ترین دشمنان است به قربانگاه طواف برد وخود را از هر گونه تعلقی از قدرت و ثروت و همسر و مانند آن ر‌ها سازد. لذاست که تنها با یک جامه می‌رود که هیچ نشانه‌ای از قدرت و ثروت نیست و هم می‌بایست همسر را واگذارد و تعلق از او را بردارد. حاجی همینکه به طواف عشق ومحبوب می‌رود، زنش را از خود جدا کرده است و از همین روست که برای بازگشت ازدواج و تعلق به حالت پیشین و حلیت همسران بر یکدیگر باید پس از قربانی نفس منفصل دوباره به خانه خدا بازگشت و حلیت را در طواف دیگری به نام طاف النساء به دست آورد و خداوند اجازه دوباره به او بدهد؛ زیرا دیگر تعلق را کنار گذاشته و به تجربه آموخته است که باید از همسر و فرزند بگذرد و آنان را قربانی کند.
وقتی حضرت ابراهیم(ع) فرزند محبوب خویش را به مسلخ و قربانگاه برد، آن را به ریسمان الهی بست و صورت و چهره اش را بر زمین نهاد تا او را چون نفس متصل خویش قربانی کند. (صافات، آیات 98 تا 105) بی گمان کشتن نفس منفصل سخت‌تر است؛ زیرا کشتن نفس متصل بیشتر باطنی است ولی کشتن نفس منفصل که ظاهری و تجسمی و تجسدی است بسیار سخت و دشوار است؛ بنابراین بسیاری از مردم با دیدن مرگ جوان محبوب و نازنین خویش جان به جان آفرین تسلیم می‌کنند و از فراق فرزند محبوب خود قالب تهی می‌نمایند و دق می‌کنند. در روایات است که مرگ فرزند ناکام بر پدر بسیار سخت است و اجر شهید می‌برد، چرا که واقعا گذشت از فرزند، این نفس منفصل، بسیار سخت‌تر از نفس متصل است. پس باید حاجی در حج همانند حضرت ابراهیم(ع) همان طوری که ازنفس متصل می‌گذرد از نفس منفصل بگذرد و مانند زبیر نشود که دین به عشق فرزند از دست بدهد و شمشیر علیه دین و محبوب‌های الهی و خدا و پیامبر(ص) بردارد و خدای حق را به قربانگاه نفس منفصل برد و خود را تباه سازد چنانکه زبیر و بسیاری در دیروز و امروز روزگار، دین به عشق نفس منفصل و فرزند بر باد دادند. 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">