تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

  چهل حدیث از امام سجاد علیه السلام

چهل حدیث از فضائل امام علی و فاطمه علیهمالسلام

چهل حدیث از امام محمد باقر علیه السلام

چهل حدیث پیرامون حضرت مهدی (عج)


                                      آیت الله بهجت: چهل حدیث در مورد حج

سخنان اهلبیت علیهم السلام

1. اهمیت حج

قال علی علیه السلام: الله الله فی بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا.

خدا را! درباره خانه پروردگارتان در نظر داشته باشید تا هستید، آن را خالی نگذارید. زیرا اگر حج متروک شود نظر رحمت خدا از شما قطع خواهد شد. بحارالانوار ج 96 16

2. حج و توجه بسوی خدا

عن ابی جعفر الباقر علیه السلام فی قول الله تبارک و تعالی: «ففروا الی الله انی لکم منه نذیر مبین » قال: حجوا الی الله.

امام باقر(ع) درباره آیه شریفه «ففروا الی الله انی لکم منه نذیر مبین » فرموده است: منظور از فرار بسوی خدا آن است که آهنگ حج کنید. معانی الاخبار ص 222

3. لبیک و قربانی

عن علی علیه السلام قال: نزل جبرئیل عی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال: یا محمد مر اصحابک بالحج و الثلج، فالحج رفع الاصوات بالتلبیة و الثلج نحر البدن.

امام علی علیه السلام فرمود: جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و گفت: ای محمد یارانت را به عج و ثج فرمان ده. عج یعنی فریاد و لبیک برآوردن و ثج یعنی قربانی کردن شتران. معانی الاخبار ص 224.

4. حج اکبر و اصغر

عن معاویة بن عمار، قال: سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن یوم الحج الاکبر فقال: هو یوم النحر و الاصغر العمرة.

معاویة بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم روز حج اکبر چه روزی است؟ حضرت فرمود: روز حج اکبر روز عید قربان است و حج اصغر عمره است. معانی الاخبار ص 295

5. آثار حج

عن الرضا علیه السلام قال: ما رایت شیئا اسرع غنا و لا انفی للفقر من ادمان الحج

از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود: هیچ چیزی را بیشتر از حج مداوم، در بی نیازی و فقر زدائی مؤثر ندیدم. بحار الانوار، ج 74، ص 318

6. مرگ در راه حج

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: من مات فی طریق مکة ذاهبا اوجائیا امن من الفزغ الاکبر یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود: هرکس در راه رفت و برگشت مکه بمیرد از اندوه بزرگ روز قیامت ایمن خواهد بود. ملاذ الاخیار ج 7 223

7. حرمت مهمانان خدا

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: الحاج و المعتمر وفدالله ان سالوه اعطاهم و ان دعؤه اجابهم و ان شفعوا شفعهم و ان سکتوا ابتداهم و یعوضون بالدرهم الف الف درهم

امام صادق علیه السلام فرمود: حاجی و عمره گزار مهمان خدایند. اگر چیزی بخواهند به ایشان دهد. اگر او را بخوانند، پاسخ می گوید. اگر شفاعت کنند. شفاعت ایشان را می پذیرد، اگر سکوت کنند، با آنان آغاز سخن می کند و در برابر هر درهمی که خرج کرده اند، یک میلیون درهم به آنان می پردازد. ملاذ الاخبار ج 7 226

8. آمادگی برای احرام

عن حماد بن عیسی قال: سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن التهیؤء اللاحرام، فقال تقلیم الاظفار و اخذ الشارب و حلق العانة.

حماد بن عیسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم. برای احرام چگونه باید آماده شد؟

فرمود: با گرفتن ناخن ها، کوتاه کردن شارب و تراشیدن موی بالای شرمگاه. ملاذ الاخیار، ج 7 308

9. نظر به کعبه

عن الباقر علیه السلام من نظر الی الکعبة لم یزل یکتب له حسنة و یمحی عنه سیئة حتی یصرف بصره عنها.

امام باقر -علیه السلام- فرمود: هر کس به کعبه نگاه کند. تا وقتی به آن می نگرد مدام کار نیک برایش نوشته می شود و گناهش پاک می شود تا وقتی دیده از آن برگرداند. بحار الانوار ج 96 65

10. نیت حج

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: الحج حجان، حج لله و حج للناس، فمن حج لله کان ثوابه علی الله و الجنه و من حج للناس کان ثوابه علی الناس یوم القیامة.

امام صادق -علیه السلام- فرمود: حج دوگونه است: حجی برای خدا و حجی برای خلق، هر کس برای خدا حج گزارد، پاداشش آنست که خدا که وی را به بهشت درآورد و هر کس برای مردم حج گزارد، پاداش وی روز قیامت برعهده مردم خواهد بود. بحار الانوار ج 96 24

11. روزه ایام تشریق در منی

سئل الصادق علیه السلام لم کره الصیام فی ایام التشریق؟ فقال: لان القوم زوار الله و هم فی ضیافته و لا ینبغی للضیف ان یصوم عند من زاره و اضافه.

از امام صادق -علیه السلام- سئوال شد: چرا روزه ایام تشریق «11 - 12 - 13 ذی حجة »نامطلوب است. حضرت فرمود: زیرا مردم، زائران خدا و مهمان وی هستند. و شایسته نیست که مهمان در نزد میزبان و کسی که به دیدارش رفته روزه بگیرد. بحار الانوار ج 96 34

12. حج یا جهاد

عن الصادق -علیه السلام- انه قال: ما سبیل من سبیل الله افضل من الحج الا رجل یخرج بسیفه فیجاهد فی سبیل الله حتی یستشهد.

امام صادق -علیه السلام- فرمود: هیچ راهی از راههای خدا برتر از حج نیست مگر اینکه مردی شمشیر بردارد و در راه خدا جهاد کند تا شهید گردد. بحار الانوار ج 96 49

13. ثواب طواف

عن النبی صلی الله علیه و اله و سلم انه قال: من طاف بهذا البیت اسبوعا و احسن صلاة رکعتیه غفرله.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود: هرکس هفت بار به دور این خانه طواف کند و دو رکعت نماز طواف را بخوبی انجام دهد. گناهش آمرزیده شود. بحارالانوار ج 96 49

14. حج و تجدید میثاق

قال ابو جعفر علیه السلام والحجر کالمیثاق و استلامه کالبیعة و کان اذا استلمه قال: اللهم امانتی ادیتها و میثاقی تعاهدته لیشهدلی عندک بالبلاغ.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

حجرالاسود مثل یک پیمان است و دست کشیدن بر آن چون بیعت [با خدا] است وقت حضرت دست بر حجرالاسود می کشید می فرمود: خدایا!امانتم را ادا کردم. میثاق خود را تجدید کردم، تو گواه باش که من وظیفه ام را بپایان رساند. بحار الانوار ج 96 48

15. اهمیت حج

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: لایزال الدین قائما ما قامت الکعبة.

اما صادق -علیه السلام- فرمود: تا کعبه برپاست دین برپاست. بحار الانوار ج 96 57

16. فلسفه نام کعبه

عن ابی جعفر -علیه السلام- قال: قلت له: لم سمی البیت العتیق؟ قال: لانه حر عتیق من الناس و لم یملکه، احد.

از امام باقر -علیه السلام- سؤال شد، چرا کعبه را بیت العتیق نامیده اند؟

فرمود: زیرا این خانه آزاد است و رها شده و در ملکیت هیچ کس درنیامده . بحارالانوار ج 96 59

17. مثلث مقدس

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: ان الله عزوجل حرمات ثلاث لیس مثلهن شی ء کتابه و هو حکمه و نوره و بیته الذی جعله قبلة للناس لایقبل من احد توجها الی غیره و عترة نبیکم.

امام صادق -علیه السلام- فرمود: خدای عزوجل سه ناموس محترم و مقدس دارد که هیچ چیز به حرمت آن نرسد.

کتابش که فرمان او و نور اوست و خانه اش که آنرا قبله مردم قرار داده و توجه به جایی غیر آن از هیچ کس پذیرفته نیست و عترت پیامبر شما. بحار الانوار ج 96 60

18. نذر کعبه

عن علی -علیه السلام- قال: لو کان لی وادیان یسیلان ذهبا و فضة ما اهدیت الی الکعبة شیئا لانه یصیر الی الحجبة دون المساکین.

امام علی ع فرمود: اگر دو رودخانه مواج از طلا و نقره داشته باشم هیچ چیز به کعبه اهدا نخواهم کرد، زیرا به پرده داران ناشایست می رسد نه به مساکین و مستمندان. بحارالانوار ج 96 67

19. امنیت حرم

عن عبدالله بن سنان، عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال قلت: ارایت قوله «و من دخله کان امنا» البیت عنی اوالحرم؟ قال: من دخل الحرم من الناس مستجیرا به فهو امن و من دخل البیت من المؤمنین مستجیرا به فهو امن من سخط الله و من دخل الحرم من الوحش و السباع و الطیر فهو امن من ان یهاج او یؤذی حتی یخرج من الحرم.

عبدالله بن سنان گوید به امام صادق -علیه السلام- گفتم: بفرمایید منظور از آیه «و من دخله کان امنا»چیست؟ کعبه مورد نظر است یا حرم؟ فرمود: هر کس از مردم به حرم پناه آورد در امان است. هرکس از مؤمنین بر حرم پناه آورد از خشم خدا در امان است و هر حیوان وحشی و درنده و پرنده ای که داخل حرم شود. در امان است از ارعاب و اذیت تا از آن بیرون رود. بحار الانوار ج 96 74

20. چهار شهر برگزیده

قال رسول الله ص ان الله اختار من البلدان اربعة فقال عزوجل: و التین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین. و التین المدینة و الزیتون بیت المقدس و طور سینین الکوفة و هذا البلد الامین مکة.

رسول خدا -ص- فرمود: خداوند از شهرهای چهار شهر برگزیده است و فرموده: والتین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین. منظور از تین مدینه و منظور از زیتون بیت المقدس است و مقصود از طور سینین کوفه و مقصود از این شهر امن، مکه معظمه است. بحار الانوار ج 96 77

21. حج از مال حرام

قال ابو جعفر علیه السلام لایقبل الله عزوجل حجا و لاعمرة من مال حرام

امام باقرع فرمود: خداوند عزوجل، حج و عمره از مال حرام را قبول نمی کند. بحارالانوار ج 96 120

22. آداب حج

عن ابی جعفر قال: ما یعبؤ بمن یؤم هذا البیت اذا لم یکن فیه ثلاث خصال:

ورع یحجزه عن معاصی الله و حلم یملک به غضبه و حسن الصحابة لمن صحبه.

امام باقر -علیه السلام- فرمود: کسی که قصد این خانه می کند اگر سه خصلت نداشته باشد، مورد اعتنا قرار نخواهد گرفت:

1- ورعی که او را از گناهان بازدارد.

2- بردباری که جلو خشمش را بگیرد.

3- حسن معاشرت با همراهان. خصال ج 1 97 و بحار الانوار ج 96 121

23. معافیت بانوان در مناسک حج

عن ابی جعفر علیه السلام قال: لیس علی النساء اجهار التلبیة و لاالهرولة بین الصفا و المروة ولااستلام الحجر الاسود و لادخول الکعبة و لاالحلق انما یقصرون من شعورهن...

امام باقر -علیه السلام- فرمود: برای زنان در حج این امور لازم نیست:

1- بلند گفتن لبیک 2- هروله بین صفا و مروه [که نوعی دویدن است]

3- دست کشیدن بر حجرالاسود 4- ورود به کعبه 5-سرتراشیدن، تنها باید قدری از موی خود را کوتاه کنند. بحارالانوار ج 96 189

24. توزیع و رحمت در اطراف کعبه

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: لله تبارک و تعالی حول الکعبة عشرون و مائة رحمة منها ستون للطائفین و اربعون للمصلین و عشرون للناظرین.

امام صادق -علیه السلام- فرمود: خداوند تبارک و تعالی در پیرامون کعبه صدو بیست بخش رحمت دارد، شصت قسمت آن برای طواف کنندگان چهل قسمت برای نمازگزاران و بیست قسمت برای ناظران کعبه است. بحارالانوار ج 96 202

25. حجر اسماعیل

قال ابوعبدالله علیه السلام ان اسماعیل دفن امه فی الحجر و جعل له حائطا لئلا یوطا قبرها.

امام صادق -علیه السلام- فرمود: اسماعیل -علیه السلام- مادرش را در حجر دفن کرد و برای آن دیواری قرار داد تا قبرش زیر گامها قرار نگیرد. بحار الانوار ج 96 204

26. 360 طواف

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: یستحب ان تطوف ثلاث مائة و ستین اسبوعا عدد ایام السنة فان لم تستطع فما قدرت علیه من الطواف.

امام صادق -علیه السلام- فرمود: مستحب است که 360 طواف به تعداد روزهای ایام سال بجای آوری، اگر نتوانستی هر قدر که ممکن شد طواف کن. بحار الانوار ج 96 204

27. دست کشیدن بر رکن حجرالاسود

قال رسول الله صلی الله علیه و آله طوفوا بالبیت واستلموا الرکن فانه یمین الله ارضه یصافح بها خلقه.

پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود: دور خانه خدا طواف کنید، رکن «حجر الاسود» را دست بسائید، زیرا به منزله دست است خدا در زمین است که با بندگانش دست می دهد. بحار الانوار ج 96 202

28. نماز در مسجد الحرام

عن الباقر -علیه السلام- قال: صلاة فی المسجد الحرام افضل من مائة الف صلاة فی غیره من المساجد.

امام باقر -علیه السلام- فرمود: یک نماز در مسجد الحرام از صد هزار نماز در مساجد دیگر برتر است.

بحار الانوار ج 96 241

29. آب زمزم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ماء زمزم شفاء لما شرب له
پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود: آب زمزم به هر قصدی بنوشد برای آن شفاست. بحار الانوار ج 96 245

30. دعا در عرفات

عن الرضا -علیه السلام- قال: کان ابو جعفر یقول: ما من بر و لا فاجر یقف بجبال عرفات فیدعو الله الا استجاب الله له. اما البر ففی حوائج الدنیا و الاخرة و اما الفاجر ففی امر الدنیا.

امام رضا-علیه السلام- فرمود: هیچ نیکوکا و بدکاری در کوههای عرفات دعا نمی کند مگر اینکه خدا دعایش را می پذیرد. دعای نیکوکاران را در حوائج دنیا و آخرت و دعای بدکاران را در کار دنیا می پذیرد.

بحار الانوار ج 96 251

31. اهمیت عرفات

عن النبی -صلی الله علیه و آله- قال: اعظم اهل عرفات جرما من انصرف و هو یظن انه لن یغفرله.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود: گناه کسی از همه بزرگتر است که از عرفات برگردد و خیال کند آمرزیده نخواهد شد. بحار الانوار ج 96 248

32. ثواب رمی شیطان

عن ابی عبدلله -علیه السلام- فی رمی الجمار قال: له بکل حصاة یرمی بها تحط عنه کبیرة موبقة.

امام صادق -علیه السلام- درباره رمی جمرات فرمود: با هر سنگریزه ای که حاجی می زند یک گناه کبیره هلاکت بار از وی فرو می ریزد. بحار الانوار ج 96 273

33. فلسفه رمی

عن علی بن جعفر عن اخیه موسی -علیه السلام- قال: سئلته عن رمی الجمار لم جعل قال: لان ابلیس اللعین کان یتراءی لابراهیم -علیه السلام- فی موضع الجمار. فرجمه ابراهیم -علیه السلام- فجرت السنة بذلک.

علی بن جعفر می گوید: از امام کاظم -علیه السلام- پرسیدم: چرا رمی جمرات واجب شده است؟

فرمود: چون ابلیس لعین در جایگاه این سنگها برای ابراهیم -علیه السلام- ظاهر شد و آن حضرت او را سنگسار کرد، این کار در حج سنت شد. بحار الانوار ج 96 273

34. قربانی حج

قال علی بن الحسین -علیه السلام- فی حدیث له: اذا ذبح الحاج کان فداه من النار.

امام سجاد -علیه السلام- در ضمن یک حدیث فرمود: وقتی حاجی قربانی را ذبح کند در برابر آتش جهنم فدیه او خواهد بود. بحار الانوار ج 96 288

35. دفن مو در منی

عن جعفر عن ابیه -علیه السلام- قال: ان الحسن و الحسین کانا یامران بدفن شعورهما بمنی.

امام باقر -علیه السلام- از پدرش نقل کرده است که حضرت فرمود: امام حسن و امام حسین علیهم السلام دستور می دادند موهایشان در منی دفن گردد. بحار الانوار ج 96 302

36. زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله

عن النبی -صلی الله علیه و آله- انه قال: من رای [زار] قبری حلت له شفاعتی و من زارنی میتا فکانما زارنی حیا.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعت من برای او روا گردد. و هر کس پس از مرگ به زیارت من بیاید گویا در زندگی مرا دیدار کرده است. بحار الانوار ج 96 334

37. وداع کعبه

عن ابراهیم بن محمود قال: رایت الرضا -علیه السلام- ودع البیت فلما اراد ان یخرج من باب المسجد خر ساجدا ثم قام فاستقبل الکعبة و قال: اللهم انی انقلب علی ان لا اله الا الله.

ابراهیم بن محمود گوید: اما رضا -علیه السلام- را در حال وداع کعبه دیدم. وقتی می خواست از در مسجد بیرون رود. به سجده افتاد سپس برخاست و رو به کعبه کرد و گفت: خدایا! من با عقیده توحید «لا اله الا الله » بازمی گردم. بحار الانوار ج 96 370

38. حج و رهبری

عن ابی جعفر -علیه السلام- قال: انما امر الناس ان یاتوا هذه الاحجار فیطوفو بها ثم یاتونا فیخبرونا بولایتهم و یعرضوا علینا نصرهم.

امام باقر -علیه السلام- فرمود: مردم مامور شده اند بیایند دور این سنگها طواف کنند سپس نزد ما بیایند و اعلام وابستگی و حمایت و یاری نمایند. بحار الانوار ج 96 374

39. استقبال و مصافحه حاجیان

عن ابی عبدالله علیه السلام من لقی حاجا فصافحه کان کمن استلم الحجر.

امام صادق -علیه السلام- فرمود: هر کس با حاجی دیدار کند و با او مصافحه نماید گویا بر حجرالاسود دست کشیده است. بحار الانوار ج 96 384

40. ولیمه حج

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا ولیمة الا فی خمس فی عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز فاما العرس فالتزویج، و الخرس النفاس بالولد و العذار الختان و الوکار الرجل یشتری الدار و الرکاز الذی یقدم من مکة.

رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود: ولیمه ای نیست مگر در پنج مورد:

1- در عروسی 2- در تولد کودک 3- در ختنه سوران4- در خرید منزل 5- در بازگشت از سفر مکه. بحار الانوار ج 96 ص384

                                                    40 حدیث امام صادق .

امام صادق ع: وَ لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ یَظْلِمُ النّاسَ؛ و کسى که به مردم ستم کند، شیعه ما نیست

1. محاسبه روزانه نفس حَقٌّ عَلى کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فى کُلِّ یَوْم وَ لَیْلَة عَلى نَفْسِهِ فَیَکُونَ مُحاسِبَ نَفْسِهِ، فَإِنْ رَأى حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنها، وَ إِنْ رَأى سَیِّـئَـةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یَخْزى یَوْمَ الْقِیمَةِ. بر هر مسلمانى که ما را بشناسد سزاوار است که در هر شبانه روز عملش را بر خود عرضه دارد و خود حسابگر خویش باشد، اگر حسنه دید بر آن بیفزاید، و اگر گناه دید از آن آمرزش خواهد تا این که روز قیامت رسوا نشود.

2. استقامت لَوْ أَنَّ شیعَتَنا اسْتَقامُوا لَصافَحَتْهُمُ الْمَلائِکَةُ وَلاَظَلَّهُمُ الْغَمامُ وَ لاَشْرَقُوا نَهارًا وَ لاَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَما سَأَلُوا اللّهَ شَیْئًا إِلاّ أَعْطاهُمْ.» اگر شیعیان ما استقامت مى‌ورزیدند، هر آینه فرشتگان با آنها دست مى‌دادند و ابر بر آنها سایه می‌انداخت و در روز مى‌درخشیدند و از فراسر و زیر پاى خود روزى مى‌خوردند و چیزى از خدا نمى‌خواستند، مگر این که به آنها مى‌داد.

3. مفاسدِ نیرنگ و حسادت مَنْ غَشَّ أَخاهُ وَ حَقَّرَهُ وَ ناواهُ جَعَلَ اللّهُ النّارَ مَأْواهُ وَ مَنْ حَسَدَ مُؤْمِنًا إِنْماثَ الاْیمانُ فى قَلْبِهِ کَما یَنْماثُ الْمِلْحُ.» هر که با برادرش نیرنگ ورزد و او را کوچک شمارد و با او درافتد، خداوند آتش را جایگاهش گرداند، و هر که بر مؤمنى حسد برد، ایمان در دلش آب شود، چنان که نمک در آب حلّ شود.

4. پارسایى، کوشش و کمک به مؤمنان لاتَذْهَبَنَّ بِکُمُ الْمَذاهِبُ فَوَاللّهِ لا تُنالُ وِلایَتُنا إِلاّ بِالْوَرَعِ وَ الاْجْتِهادِ فِى الدُّنْیا وَ مُواساةِ الاْخْوانِ فِى اللّهِ، وَ لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ یَظْلِمُ النّاسَ.» مسلکها و مذهبها شما را نبرند، به خدا سوگند به ولایت ما نتوان رسید جز با پارسایى و کوشش در دنیا، و یارى دادن برادران براى خدا و کسى که به مردم ستم کند، شیعه ما نیست.

5. نتیجه اعتماد به خدا مَنْ یَثِقْ بِاللّهِ یَکْفِهِ ما أَهَمَّهُ مِنْ أَمْرِ دُنْیاهُ وَ آخِرَتِهِ وَ یَحْفَظْ لَهُ ما غابَ عَنْهُ، وَ قَدْ عَجَزَ مَنْ لَمْ یُعِدَّ لِکُلِّ بَلاء صَبْرًا وَ لِکُلِّ نِعْمَة شُکْرًا وَ لِکُلِّ عُسْر یُسْرًا هر که به خدا اعتماد ورزد، خدا مهمِّ دنیا و آخرتش را کفایت کند و هر چه از او غایب است برایش حفظ کند. درمانده و ناتوان است هر که براى هر بلا صبرى، و براى هر نعمت شکرى، و براى هر دشوارى آسانى‌اى ندارد.

6. دستورهاى اخلاق عملى صِلْ مَنْ قَطَعَکَ، وَأَعْطِ مَنْ حَرَمَکَ، وَ أَحْسِنْ إِلى مَنْ أَساءَ إِلَیْکَ وَ سَلِّمْ عَلى مَنْ سَبَّکَ وَ أَنْصِفْ مَنْ خاصَمَکَ، وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ کَما أَنَّکَ تُحِبُّ أَنْ یُعْفى عَنْکَ، فَاعْتَبِرْ بِعَفْوِ اللّهِ عَنْکَ أَلا تَرى أَنَّ شَمْسَهُ أَشْرَقَتْ عَلَى الاْبْرارِ وَ الْفُجّارِ وَ أَنَّ مَطَرَهُ یَنْزِلُ عَلَى الصّالِحینَ وَ الْخاطِئینَ.» با کسى که از تو بریده بپیوند، و به آن که از تو دریغ کرده بخشش کن، و با کسى که به تو بدى کرده نیکى کن و به کسى که به تو دشنام داده سلام کن و با کسى که به تو دشمنى ورزیده انصاف ورز و کسى که تو را ستم ورزیده عفو کن، همچنان که دوست دارى که از تو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گیر، آیا نبینى که آفتابش بر نیکان و بدان هر دو مى‌تابد و بارانش بر شایستگان و ناشایستگان مى‌بارد؟!

7. آهسته سخن گوی وَ اخْفِضِ الصَّوْتَ، إِنَّ رَبَّکَ الَّذى یَعْلَمُ ما تُسِّرُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ، قَدْ عَلِمَ ما تُریدُونَ قَبْلَ أَنْ تَسْأَلُوهُ.» صدایت را فرودآر، زیرا خدایى که نهان و آشکار را مى‌داند سؤال ناکرده مى‌داند که شما چه مى‌خواهید.

8. بهشت و جهنّم، خیر و شرّ واقعى «أَلْخَیْرُ کُلُّهُ أَمامُکَ، وَ إِنَّ الشَّرَّ کُلَّهُ أَمامُکَ، وَ لَنْ تَرَى الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ إِلاّ بَعْدَ الاْخِرَةِ، لاِنَّ اللّهَ جَلَّ وَ عَزَّ جَعَلَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِى الْجَنَّةِ وَ الشَّرَّ کُلَّهُ فِى النّارِ، لاِنَّهُما الْباقیانِ.» تمام خیر در برابر تو و تمام شرّ نیز در برابر توست. و خیر و شرّ را نبینى، مگر بعد از آخرت، زیرا که خداوند عزّوجلّ تمام خیر را در بهشت و تمام شرّ را در دوزخ قرار داده، زیرا که این دواند که باقى‌اند.

9. جلوه و چهره اسلام «أَلاِْسْلامُ عُرْیانٌ فَلِباسُهُ الْحَیاءُ وَ زینَتُهُ الْوَقارُ وَ مُرُوءَتُهُ الْعَمَلُ الصّالِحُ وَ عِمادُهُ الْوَرَعُ وَ لِکُلِّ شَى ْء أَساسٌ وَ أَساسُ الاِْسْلامِ حُبُّنا أَهْلَ الْبَیْتِ» اسلام، برهنه است، لباسش حیا و زیورش وقار و جوانمردى‌اش عمل صالح و ستونش پارسایى است. و براى هر چیزى پایه‌اى است و پایه اسلام، دوستى ما اهل بیت است.

10. عمل براى آخرت إِعْمَلِ الْیَوْمَ فِى الدُّنْیا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ. امروز در دنیا کارى کن که به وسیله آن امیدِ کامیابى در آخرت را دارى.

11. پاداش یارى دوستان اهل بیت (ع) لا یَبْقى أَحَدٌ مِمَّنْ أَعانَ مُؤْمِنًا مِنْ أَوْلِیائِنا بِکَلِمَة إِلاّ أَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب.» در روز قیامت کسى نماند که یک کلمه به مؤمنى از دوستان ما کمک کرده باشد، جز این که خداوند او را بى حساب به بهشت داخل گرداند.

12. پرهیز از ریا و جدال و دشمنى إِیّاکَ وَ الْمُراءَ فَإِنَّهُ یُحْبِطُ عَمَلَکَ وَ إِیّاکَ وَ الْجِدالَ فَإِنَّهُ یُوبِقُکَ وَ إِیّاکَ وَ کَثْرَةَ الْخُصُوماتِ فَإِنَّها تُبْعِدُکَ مِنَ اللّهِ.» از ریاکارى بپرهیز که عملت را از بین برد و از جدال بپرهیز که هلاکت گرداند و از خصومت‌ها و دشمنی‌ها بپرهیز که تو را از خدا دور کند.

13. پاکیزگى روح، ابزار تشخیص مؤمن إِذا أَرادَ اللّهُ بِعَبْد خَیْرًا طَیَّبَ رُوحَهُ فَلا یَسْمَعُ مَعْرُوفًا إِلاّ عَرَفَهُ وَ لا مُنْکَرًا إِلاّ أَنـْکَرَهُ، ثُمَّ قَذَفَ اللّهُ فى قَلْبِهِ کَلِمَةً یَجْمَعُ بِها أَمْرَهُ.» چون خدا خیر بنده‌اى را خواهد روحش را پاک گرداند، به طورى که هیچ معروفى به گوشش نرسد، مگر آن که آن را بفهمد و هیچ منکرى را نشنود، جز آن که زشتش داند و سپس کلمه‌اى به دلش الهام کند که کارش را بدان فراهم آرد.

14. درخواست عافیت از خدا فَسْئَلُوا رَبَّکُمُ الْعافِیَةَ وَ عَلَیْکُمْ بِالدَّعَةِ وَ الْوَقارِ وَ السَّکینَةِ وَ الْحَیاءِ.» از پروردگارتان عافیت بخواهید و نرمش و وقار و آرامش و حیا را حفظ کنید.

15. نفسِ دعا، عمل است أَکْثِرُوا مِنَ الدُّعاءِ، فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الَّذینَ یَدْعُونَهُ، وَ قَدْ وَعَدَ عِبادَهُ الْمُؤْمِنینَ الاِْسْتِجابَةَ وَ اللّهُ مُصَیِّرٌ دُعاءَ الْمؤْمِنینَ یَوْمَ الْقِیمَةِ لَهُمْ عَمَلاً یَزیدُهُمْ بِهِ فِى الْجَنَّةِ.» زیاد دعا کنید، زیرا خداوند بندگان دعا کن خود را دوست دارد و به بندگان مؤمنش وعده اجابت داده است، و خداوند در روز قیامت دعاى مؤمنان را از کردارشان محسوب دارد و ثوابش را با بهشت می‌افزاید.

16. دوستى بینوایان مسلمان وَ عَلَیْکُمْ بِحُبِّ الْمَساکینِ الْمُسْلِمینَ، فَإِنَّ مَنْ حَقَّرَهُمْ وَ تَکَبَّرَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ زَلَّ عَنْ دینِ اللّهِ وَ اللّهُ لَهُ حاقِرٌ ماقِتٌ وَ قَدْ قالَ أَبُونا رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) «أَمَرَنى رَبّى بِحُبِّ الْمَساکینِ المُسْلِمینَ مِنْهُمْ». بر شما باد به دوستى مستمندانِ مسلمان، زیرا هر کس آنان را کوچک بدارد و بر آنها تکبّر ورزد، به راستى که از دین خدا لغزیده و خدا کوچک کننده و زبون کننده اوست. و پدر ما رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم فرموده: «پروردگارم به من دستور داده است که مستمندانِ مسلمان را دوست بدارم.

17. ریشه کفر إِیّاکُمْ أَنْ یَحْسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضًا فَإِنَّ الْکُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَدُ. از حسدورزى به یکدیگر بپرهیزید، زیرا ریشه کفر، حسد است.

18. اعمال محبّت آور ثَلاثٌ تُورِثُ الْمحَبَّةَ: أَلدَّیْنُ وَ التَّواضُعُ وَ الْبَذْلُ.» سه چیز است که محبّت آورد: قرض دادن و تواضع (فروتنى) و بخشش.

19. اعمال دشمنى آور ثَلاثَةٌ مَکْسَبَةٌ لِلْبَغْضاءِ: أَلنِّفاقُ وَ الظُّلْمُ وَ الْعُجْبُ. سه چیز است که دشمنى مى‌آورد: دورویى، ستم و خودبینى.

20. نشانه‌هاى بردبار، شجاع و برادر ثَلاثَةٌ لا تُعْرَفُ إِلاّ فى ثَلاثَةِ مَواطِنَ: لا یُعْرَفُ الْحَلیمُ إِلاّ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ لاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِنْدَ الْحَرْبِ، وَ لا أَخٌ إِلاّ عِنْدَ الْحاجَةِ. سه کس‌اند که شناخته نشوند جز در سه جا: بردبار شناخته نشود جز به هنگام خشم، و شجاع شناخته نشود جز به وقت جنگ، و برادر و دوست شناخته نشود جز به وقت نیاز.

21. نشانه‌هاى نفاق ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ إِنْ صامَ وَ صَلّى:مَنْ إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ.» سه چیز است در هر که باشد منافق است، اگر چه روزه بدارد و نماز بخواند: آن که چون سخن گوید دروغ گوید، و چون وعده کند خلاف ورزد و چون امینش دانند خیانت نماید.

22. به سه کس اعتماد نکن! لا تُشاوِرْ أَحْمَقَ، وَ لا تَسْتَعِنْ بِکَذّاب وَ لا تَثِقْ بِمَوَدَّةِ مُلُوک. با احمق مشورت نکن، و از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.

23. نشانه‌هاى سرورى و بزرگى ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کانَ سَیِّدًا: کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسیى ءِ وَالصِّلَةُ بِالنَّفْسِ وَ الْمالِ. سه چیز است که در هر که باشد آقا و سرور است: خشم فرو خوردن، گذشت از بدکردار، کمک و صله رحم با جان و مال.

24. نشانه‌هاى بلاغت ثَلاثَةٌ فیهِنَّ الْبَلاغَةُ: أَلتَّقَرُّبُ مِنْ مَعْنَى الْبُغْیَةِ، وَ التَّبَعُّدُ مِنْ حَشْوِ الْکَلامِ، وَ الدَّلالَةُ بِالْقَلیلِ عَلَى الْکَثیرِ. سه چیز است که در آن بلاغت و شیوایى است: معنى مقصود را رساندن، و از سخن بیهوده دورى جستن، و بالفظ کم، معنى بسیار را رساندن.

25. نجات در سه چیز است أَلنَّجاةُ فى ثَلاث: تُمْسِکُ عَلَیْکَ لِسانَکَ، وَ یَسَعُکَ بَیْتُکَ وَ تَنْدَمُ عَلى خَطیئَتِکَ. نجات در سه چیز است؛ زبانت را نگهدارى و در خانه‌ات بمانى ! و بر خطایت پشیمان شوى.

26. انس و صفا در سه چیز است أَلاُْنْسُ فى ثَلاث: فِى الزَّوْجَةِ الْمُوافِقَةِ وَ الْوَلَدِ الْبارِّ وَ الصَّدیقِ الْمُصافى. انس در سه چیز است: زن موافق و فرزند نیکوکار و دوست خالص و با صفا.

27. نشانه‌هاى کرم و بزرگوارى ثَلاثَةٌ تَدُلُّ عَلى کَرَمِ الْمَرْءِ: حُسْنُ الْخُلْقِ، وَ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ غَضُّ الطَّرْفِ. سه چیز است که دلیل بزرگوارى شخص است:خوشخویى، فروبردن خشم، و فروهشتن چشم.

28. سه چیز، تباهى مى‌آورند ثَلاثَةٌ تُکَدِّرُ الْعَیْشَ: السُّلْطانُ الْجائِرُ، وَ الْجارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ الْبَذِیَّةُ. سه کس زندگى را تیره کنند:زمامدار ستمگر، و همسایه بد، و زنِ بى شرم و بدزبان.

29. حقّ و ناحقّ «مَنْ طَلَبَ ثَلاثَةً بِغَیْرِ حَقّ حُرِمَ ثَلاثَةً بِحَقٍّ:مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ الاْخِرَةَ بِحَقٍّ، وَ مَنْ طَلَبَ الرِّیاسَةَ بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ الطّاعَةَ لَهُ بِحَقٍّ وَ مَنْ طَلَبَ الْمالَ بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ بَقاءَهُ لَهُ بِحَقٍّ.» هر که سه چیز را به ناحقّ خواهد از سه چیز به حقّ محروم شود:1 ـ هر که دنیا را به ناحقّ خواهد از آخرتِ به حقّ محروم شود.2ـ هر که به نا حقّ ریاست طلبد از طاعتِ به حقّ محروم شود. 3ـ هر که به ناحقّ مالى را طلبد از ماندگارى به حقّ آن محروم شود.

30. پرهیز از سه چیز إِنْ یَسْلَمِ النّاسُ مِنْ ثَلاثَةِ أَشْیاءَ کانَتْ سَلامَةً شامِلَةً: لِسانِ السَّوْءِ وَ یَدِ السَّوْءِ وَ فِعْلِ السَّوْءِ. اگر مردم از سه چیز در سلامت باشند، سلامت کامل خواهند داشت: زبان بد و دست بد و کار بد.

31. کمال احسان به سه چیز لا یَتِمُّ الْمَعْرُوفُ إِلاّ بِثَلاثِ خِصال: تَعْجیلُهُ وَ تَقْلیلُ کَثیرِهِ وَ تَرْکُ الاْمْتِنانِ بِهِ. احسان و نیکى کامل نباشد، مگر با سه خصلت: شتاب در آن، کم شمردن بسیار آن، و منّت ننهادن بر آن.

32. ایمان سودمند مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ ثَلاثُ خِصال لَمْ یَنْفَعْهُ الاِْیمانُ:حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ، وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ طَلَبِ الْمحارِمِ وَ خُلْقٌ یُدارى بِهِ النّاسَ. هر که سه خصلت در او نباشد، ایمان به او سودى نرساند:1 ـ حلمى که با آن، نادانى نادان را برطرف کند. 2ـ پارسایى‌اى که از طلبِ حرام بازش دارد. 3ـ و اخلاقى که به وسیله آن با مردم مدارا کند.

33. درباره دانش أُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ تَزَیَّنُوا مَعَهُ بِالْحِلْمِ وَ الْوَقارِ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ الْعِلْمَ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ طَلَبْتُمْ مِنْهُ الْعِلْمَ، وَ لا تَکُونُوا عُلَماءَ جَبّارینَ فَیَذْهَبَ باطِلُکُمْ بِحَقِّکُمْ. دانش بیاموزید و با آن خود را به بردبارى و سنگینى بیارایید و با دانش‌آموزان خود فروتن باشید، و در برابر استاد خویش تواضع کنید، و از عالمان متکبّر و مستبدّ نباشید، که رفتار ناحقّتان حقّ شما را از بین بَرَد.

34. اعتماد بر حسب شناخت إِذا کانَ الزَّمانُ زَمانَ جَوْر وَ أَهْلُهُ أَهْلَ غَدْر فَالطُّمَأْنینَةُ إِلى کُلِّ أَحَد عَجْزٌ. هر گاه زمان، زمانِ جور و ستم باشد و اهل زمانه اهل غدر و نیرنگ، اعتماد و دلبستگى به هر کسى عجز و درماندگى است.

35. نتیجه تمایل به دنیا و اعراض از آن أَلرَّغْبَةُ فِى الدُّنْیا تُورِثُ الْغَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهُدُ فِى الدُّنْیا راحَةُ الْقَلْبِ وَ الْبَدَنِ. رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه، و زهد و بى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.

36. صفات آمر به معروف و ناهى از منکر إِنَّما یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهى عَنِ المُنْکَرِ مَنْ کانَتْ فیهِ ثَلاثُ خِصال: عالِمٌ بِما یَأْمُرُ، عالِمٌ بِما یَنْهى، عادِلٌ فیما یَأْمُرُ، عادِلٌ فیما یَنْهى، رفیقٌ بِما یَأْمُرُ، رَفیقٌ بِما یَنْهى. کسى امر به معروف و نهى از منکر مى‌کند که در او سه ویژگى باشد: 1 ـ به آنچه امر کند دانا باشد و بدانچه نیز نهى کند دانا باشد. 2ـ در آنچه امر کند عادل باشد و در آنچه نیز نهى کند عادل باشد. 3ـ به آنچه امر کند با نرمش امر کند و بدانچه نیز نهى کند با نرمش نهى کند.

37. طلب از زمامدار ستمگر مَنْ تَعَرَّضَ لِسُلْطان جائِر فَأَصابَتْهُ مِنْهُ بَلِیَّةٌ لَمْ یُوجَرْ عَلَیْها وَ لَمْ یُرْزَقِ الصَّبْرَ عَلَیْها. هر که از زمامدار ستمگر، طالب فضل و احسانى شود، از او بلایى بیند که بر آن پاداش نیابد و صبر بر آن، روزى او نشود.

38. بهترین هدیه أَحَبُّ إِخْوانى إِلَى َّ مَنْ أَهْدى إِلَى َّ عُیُوبى. محبوبترین برادرانم نزد من، کسى است که عیبهایم را به من اهدا کند.

39. دعوت به خود با وجود اعلم مَنْ دَعَا النّاسَ إِلى نَفْسِهِ وَ فیهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضالٌّ. هر که با وجود داناتر از خود، مردم را به اطاعت از خود دعوت کند بدعت گزار و گمراه است.

40. صله رحم و آثار آن إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ الْبِرَّ لَیُهَوِّنانِ الْحِسابَ وَ یَعْصِمانِ مِنَ الذُّنُوبِ فَصِلُوا إِخْوانَکُمْ وَبِرُّوا إِخْوانَکُمْ وَ لَوْ بِحُسْنِ السَّلامِ وَ رَدِّ الْجَوابِ. به راستى که صله رحم و نیکوکارى، حساب را آسان کند و از گناهان جلوگیرى نماید، پس با برادران خود صله رحم و نیکى کنید، گرچه به نیکو سلام دادن و جواب سلام باشد.

                                        چهل حدیث نورانی از امام محمد باقر (ع)

1- چه بسا شخص حریص بر امری از امور دنیا ، که بدان دست یافته و باعث نافرجامی و بدبختی او گردیده است ، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده ، ولی به وسیله آن سعادتمند گردیده است . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (166)

2- تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)

3- سخن نیک را از هر کسی، هر چند به آن عمل نکند، فرا گیرید.بحارالانوار دار احیاء الترا العربی ج 75، ص170

4- چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.بحارالانوار دار احیاء الترا العربی ج 75، ص(172)

5- نهایت کمال ، فهم در دین و صبر بر مصیبت ، و اندازه گیری در خرج زندگانی است .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

6- سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است : از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بریده است بپیوندی ، و هنگامی که با تو به نادانی رفتار شود ، بردباری کنی .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

7- خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

8- دانشمندی که از علمش سود برند از هفتاد هزار عابد بهتر است بحارالانوار دار احیاء الترا العربی ج 75ص 173 9- هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

10- هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

11- هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

12- از سستی و بی قراری بپرهیز ، که این دو ، کلید هر بدی می باشند ، کسی که سستی کند ، حقی را ادا نکند ، و کسی که بی قرار شود ، بر حق صبر نکند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

13- پیوند با خویشان ، عملها را پاکیزه می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می کند ، و مرگ را به تاخیر می اندازد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 71، ص (111)

14- بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 65، ص (152)

15- خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار می دهد ، چنانکه سفر کرده ای برای خانواده خود هدیه می فرستد ، و او را از دنیا پرهیز می دهد ، چنانکه طبیب مریض را پرهیز می دهد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (180)

16- بر شما باد به پرهیزکاری و کوشش و راستگویی ، و پرداخت امانت به کسی که شما را بر آن امین دانسته است ، چه آن شخص ، نیک باشد یا بد.بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (179)

17- غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است . و بهتان آن است که عیبی را که در برادرت نیست ، به او ببندی .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)

18- خداوند ، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

19- تواضع ، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شانش باشد ، و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی.بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

20- برترین عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)

21- خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است ، دقت و باریک بینی می کند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 7 ، ص (267)

22- آن که از شما به دیگری علم بیاموزد ، پاداش او ( نزد خدای تعالی ) به مقدار پاداش دانشجوست ، و از او هم بیشتر می باشد . کافی ، ج 1 ، ص(35)

23- هر که علم و دانش را برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، و یا با نابخردان بستیزد ، و یا برای جلوه توجه مردم یادبگیرد ، باید آتش را جای نشستن خود گیرد .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، 2 ، ص (38)

24- خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی و حرف زشت مزاح کند،دوست دارد . کافی ، ج 2 ، ص (663)

25- سه خصلت است که دارنده اش نمی میرد تا عاقبت شوم آن را ببیند : ستمکاری ، ازخویشان بریدن ، و قسم دروغ که نبرد با خداست .کافی ، ج 75، ص(174)

26- به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند ، جز اینکه حاجتش را بر آورد . کافی ، ج 2 ، ص (475)

27- خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بنده ای را دوست دارد که بسیار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زیرا درهای آسمان در آن هنگام باز می گردد و روزیها در آن تقسیم می شود و حاجتهای بزرگ بر آورده می گردد.کافی ، ج 2 ، ص (478)

28- دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است .کافی ، ج 2 ، ص (507)

29- هر چشمی روز قیامت گریان است ، جز سه چشم : چشمی که در راه خدا در شب بیدار بوده، چشمی که از ترس خدا گریان ، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود . کافی ، ج 2 ، ص (80)

30- شخص حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم به دور خود می تند ، راه بیرون شدنش را دورتر و مشکل تر می کند ، تا اینکه از غم و اندوه بمیرد .کافی ، ج 2 ، ص (316)

31- چه بسیار خوب است نیکی ها پس از بدی ها و چه بسیار بد است بدی ها پس از نیکی ها کافی ج 2 458

32- چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 73، ص (20)

33- از دشمنی بپرهیزید ، زیرا فکر را مشغول کرده و مایه نفاق می گردد .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (301)

34- هیچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا و برای او ریخته شود ، نیست . کافی ، ج 2 ، ص (482)

35- هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمی شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمی خورد. بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص(151)

36- افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمی شود، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 68، ص (54)

37- خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد ، اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد .بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (215)

38- مؤمن برادر مؤمن است ، به او دشنام نمی دهد ، از او دریغ نمی کند ، و به او گمان بد نمی برد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج75، ص (176)

39- هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند مگر اینکه زبانش را نگه دارد.بحارالانوار دار احیاء الترا العربی ج 75 178

40- سه چیز پشت انسان را می شکند : مردی که عمل خویش را زیاد شمارد ، گناهانش را فراموش کند ، و به رای خویش ، خوشنود باشد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 69، ص (314)

                                      چهل حدیث از امام سجاد (ع)

‏1 - قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ کانَ فی کَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْکْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُکَ ذلکَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1) سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است. تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 141، ح 3.

اوّل آن که به مردم چیزی را دهد که از آنان برای خویش می‌خواهد(آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا کند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنکه بداند آن حرکتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی که در خود نیز دارد ) عیب جویی نکند تا آنکه آن عیب را از خودش دور سارد

‏2 - قال علیه السلام: ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُکأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ .(2) سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:

نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم غیبت آنان، مشغول شدنش به خویشتن با کارهایی ‏که برای آخرت و دنیایش ‍ مفید باشد. و بسیار گریستن بر اشتباهاتش. تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 140، ح 3.

‏3 - قال علیه السلام:أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقأ لِلّهِ بِما ‏یَجْعَلُ عَلی نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْ سْتحْیأ مِنْ کُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حسْنِ‏خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ چهار خصلت است که در هرکس باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ‏ملاقات می‌کند که از او راضی و خوشنود است:

‏1 - تقوای الهی با کارهایی که برای مردم به به دوش می‌کشد. ‏2 - راست گوئی و صداقت با مردم . ‏3 - حیا و پاکدامنی نسبت به تمام زشتی‌های در پیشگاه خدا و مردم. ‏4 - خوش اخلاقی و خوش برخوردی با خانواده‌ی خود. مشکاة الا نوار: ص 172، بحارالا نوار: ج 66، ص 385، ح 48.‏

‏4 - قال علیه السلام: یَا ابْنَ آدَم، إ نَّکَ لا تَزالُ بَخَیْرٍ ما دامَ لَکَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِکَ، وَ ما کانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ‏هَمِّکَ، وَ ما کانَ الْخَوْفُ لَکَ شِعارا ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر خواهی بود مادامی که از درون خود پند دهنده‌ای داشته باشی و محاسبه‌(نفس) از کارهای مهمت باشد و ترس از(عاقبت امور) سرلوحه‌ات گردد. مشکاة الا نوار: ص 246، بحارالا نوار: ج 67، ص 64، ح 5.

‏5 - قال علیه السلام: وَ أمّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعأ لِقَلیلٍ مِنَ الْحَرامِ وَلا لِکَثیرٍ، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی ‏الْحَلالِ حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام - چه کم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در ‏چیزهای حلال میانه‌روی کنی. تحف العقول: ص 186، بحارالا نوار: ج 71، ص 12، ح 2.‏

‏6 - قال علیه السلام: مَنِ اشْتاقَ إلی الْجَنَّةِ سارَعَ إلی الْحَسَناتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ ‏بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ کسی که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهای نیک، سرعت می‌نماید و شهوات را زیر پا می‌گذارد و ‏هرکس از آتش جهنم هراسناک باشد به درگاه خداوند از گناهانش توبه می‌کند و از گناهان و چیزهای حرام روی برمی‌گرداند. تحف العقول: ص 203، بحارالا نوار: ج 75، ص 139، ح 3.‏

‏7 - قال علیه السلام: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء، وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ ‏الْحاضِرِ، وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیا و کاهش وقار خواهد گشت. و همین خود فقر بالفعل است(که گریبانگیر شخص شده) و (اما) کم بودن نیازمندیها از مردم خود غنا و توانمندی بالفعل است (که شخص به آن آراسته است). تحف العقول: ص 210، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3.

‏8 - قال علیه السلام:اَلْخَیْرُ کُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ تمام سعادت و خوشبختی، حفظ (و کنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه بدی) از سوی خویش است. تحف العقول: ص 201، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3.‏

‏9 - قال علیه السلام: سادَةُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الاخِرَةِ الاتْقیاء در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود. مشکاة الا نوار: ص 232، س 20، بحارالا نوار: ج 78، ص 50، ح77.‏

‏10 - قال علیه السلام: مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَکِ یَوْمَ الْقِیامَةِ هرکس برای (رضا و خوشنودی) خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت ‏مفتخر و سربلند می‌گرداند. مشکاة الا نوار: ص 166، س 3. ‏

‏11 - قال علیه السلام: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ با فضیلت‌ترین و مهمترین مجاهدتها، عفت شکم و عورت است (از چیزهای حرام و شبهه ‏ناک). مشکاة الا نوار: ص 157، س 20.

‏12 - قال علیه السلام: مَنْ زارَ أخاهُ فی اللّهِ طَلَبا لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَکٍ، وَ هَتَفَ بِهِ‏هاتِفٌ مِنْ خَلْفٍ ألا طِبْتَ وَ طابَتْ لَکَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده‌های ‏الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، و نیز هاتفی از پشت سر ندایش در دهد که بهشت گوارایت باد‏ که از آلودگی‌ها پاک شدی . پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند رحمت فرایش خواهد گرفت. مشکاة الا نوار: ص 207، س 18.‏

‏13 - قال علیه السلام:إ نْ شَتَمَکَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِکَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلی یَسارِکَ فَاعْتَذَرَ إلَیْکَ فَاقْبَلْ مِنْهُ چنانچه شخصی از سویی تو را بدگویی کند، و سپس برگردد و از سوی دیگر پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش. مشکاة الا نوار: ص 229، س 10، بحارالا نوار: ج 78، ص 141، ح 3.‏

‏14 - قال علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمی مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، کَیْفَ لایَحْتَمی مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ تعجّب دارم از کسی که به خاطر ضررهای غذا نسبت به ( تشخیص خوب و بد ) خوراکش ‍ اهتمام می‌ورزد ، چگونه نسبت به گناهان به خاطر زشتی و زیانش اهمیّت نمی‌دهد. أعیان الشّیعة: ج 1، ص 645، بحارالا نوار: ج 78، ص 158، ح19.

‏15 - قال علیه السلام: مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِنا مِنْ جُوعٍ أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَ مَنْ سَقی مُؤْمِنا مِنْ ظَمَأ‏سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَ مَنْ کَسا مُؤْمِنا کَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ هرکس مؤمن گرسنه‌ای را طعام دهد خداوند او را از میوه‌های بهشت اطعام می‌نماید، و هر که تشنه‌ای ‏را آب دهد خداوند از چشمه گوارای بهشتی سیرابش می‌گرداند، و هرکس مومن برهنه‌ای را لباس بپوشاند ‏خداوند او را از لباس سبز بهشتی خواهد پوشاند. مستدرک الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8.‏

‏16 - قال علیه السلام: إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَ الاَّْرأ الْباطِلَةِ، وَ الْمَقاییسِ الْفاسِدَةِ، وَ لایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، و مَنِ اهْتَدی بِنا هُدِی، وَ مَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَ الرَّأی هَلَکَ به وسیله عقل ناقص و نظریه‌های باطل، و قیاسهای فاسد و بی اساس نمی‌توان به دین خدا دست یافت؛ تنها وسیله رسیدن به دین واقعی، تسلیم محض می‌باشد؛ پس هرکس تسلیم ما اهل بیت باشد (از هر انحرافی) در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت ‏خواهد بود. و شخصی که با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین را دریابد، هلاک می‌گردد. مستدرک الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25.‏

‏17 - قال علیه السلام: الدُّنْیا سِنَةٌ، وَ الاَّْخِرَةُ یَقْظَةٌ، وَ نَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ احْلامِ دنیا همچون نیمه خواب (چرت ) است و آخرت بیداری می‌باشد و ما در این میان این دو در خواب پریشانیم. تنبیه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 343، س 20.‏

‏18 - قال علیه السلام: (18)مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ یَکُونَ مَتْجَرُهُ فی بِلادِهِ، وَ یَکُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَ تَکُونَ لَهُ أوْلادٌ ‏یَسْتَعینُ بِهِمْ. از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و معاشرینش افرادی صالح و ‏نیکوکار باشند، و نیز دارای فرزندانی باشد که با آنان یاری گردد و کمک حال او باشند. وسائل الشیعة: ج 17، ص 647، ح 1، و مشکاة الا نوار: ص 262. ‏

‏19 - قال علیه السلام: آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَیَنْبَغی لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها آیه‌های قرآن، هر کدام آن، خزینه علوم (خداوند) است، هر گاه خزینه‌ای باز می‌شود شایسته است که خوب در آن بنگری. مستدرک الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.‏

‏20 - قال علیه السلام: مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَکَّة لَمْ یَمُتْ حَتّی یَری رَسُولَ اللّهِ صَ وَ یَرَی مَنْزِلَهُ ‏فی الْجَنَّةِ هر که قرآن را در مکّه مکرّمه ختم کند نمی‌میرد مگر آن که حضرت رسول اللّه و نیز جایگاه خود را در ‏بهشت رؤیت می‌نماید. من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص 146، ح 95. ‏

‏21 - قال علیه السلام: یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَ عَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِکَ ‏یَجِبُ عَلَیْکُمْ تُشارِکُوهُمْ فی الاْجْرِ شماهائی که به مکّه نرفته اید و در مراسم حجّ شرکت نکرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانی که ‏بر می‌گردند، با آن‌ها - دیدار و - مصافحه کنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن‌ها شریک باشید. همان مدرک: ج 2، ص 147، ح 97.‏

‏22 - قال علیه السلام: الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضا، مِنْ أعْلی دَرَجاتِ الْیَقینِ راضی بودن به سخت‌ترین مقدّرات الهی از عالی‌ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود. مستدرک الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16.‏

‏23 - قال علیه السلام: ما مِنْ جُرْعَةٍ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَةُ غَیْظٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ، أوْ جُرْعَةُ‏مُصیبَةٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ نزد خداوند متعال حالتی محبوب‌تر از یکی از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظی که مؤمن با بردباری و حلم از آن بگذرد و دیگری حالت بلا و مصیبتی که مؤمن آن را ‏با شکیبائی و صبر بگذراند. مستدرک الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21.‏

‏24 - قال علیه السلام: مَنْ رَمَی النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ هرکس مردم را عیب جوئی کند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش کند، دیگران او را متهّم به آنچه در او نیست ‏می‌کنند. بحار الا نوار: ج 75، ص 261، ح 64.‏

‏25 - قال علیه السلام: مُجالَسَةُ الصَّالِحیِنَ داعِیَةٌ إلی الصَّلاحِ، وَ أدَبُ الْعُلَمأ زِیادَةٌ فِی الْعَقْلِ هم نشینی با صالحان انسان را به سوی صلاح و خیر می‌کشاند، و معاشرت و هم صحبت شدن با علما، ‏سبب افزایش عقل است. بحارالا نوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304.‏

‏26 - قال علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْبٍ حَزینٍ، وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْدٍشَکُورٍ همانا خداوند دوست دارد هر قلب حزین و غمگینی را (که در فکر نجات و سعادت خود باشد) و هر بنده ‏شکرگزاری را دوست دارد. کافی: ج 2، ص 99، بحارالا نوار: ج 71، ص 38، ح 25.‏

‏27 - قال علیه السلام:إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَمٍ یَشْرُفُ عَلی جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباحٍ فَیَقُولُ: کَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟ فَیَقُولُونَ: بِخَیْرٍ إنْ تَرَکْتَنا، إ نَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِکَ زبان آدمی بر تمام اعضا و جوارحش تسلط دارد هر روز صبحگاهان زبان انسان بر آنها می‌گوید: چگونه شب را به روز رساندید؟ جواب دهند: اگر تو ما را رها کنی خوب و آسوده هستیم، چون که ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار ‏می‌گیریم. اصول کافی: ج 2، ص 115، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 189، ح 1.‏

‏28 - قال علیه السلام: ما تَعِبَ أوْلِیاء اللّهُ فِی الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِی الدُّنْیا لِلاَّْخِرَةِ دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت‌های دنیوی خود را برای دنیا به زحمت نمی‌اندازند و خود را خسته نمی‌کنند ‏بلکه برای آخرت زحمت می‌کِشند. بحارالا نوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69.‏

‏29 - قال علیه السلام: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِی طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را می‌دانستند هر آینه آن را تحصیل می‌کردند گرچه با ریخته ‏شدن خونها و یا فرو رفتن زیر آب‌ها در گرداب‌های خطرناک باشد. اصول کافی: ج 1، ص 35، بحارالا نوار: ج 1، ص 185، ح 109.‏

‏30 - قال علیه السلام: لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماء وَ الاْ رْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا چنانچه تمامی اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف ‏و تعریف کنند، قادر نخواهند بود. اصول کافی: ج 1، ص 102، ح 4.‏

‏31 - قال علیه السلام: ما مِنْ شَیْیءٍ أحبُّ إلی اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ، وَ ما شَیْیءٌ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ بعد از معرفت به خداوند چیزی محبوب‌تر از عفت شکم و عورت نیست، و نیز محبوبترین کارها نزد خداوند درخواست نیازمندیها به درگاهش ‍ می‌باشد. تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 78، ص 41، ح 3.‏

‏32 - قال علیه السلام: یابْنَ آدَم إ نَّکَ مَیِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ ‏جَوابا ای فرزند آدم (ای انسان، تو) خواهی مُرد و سپس محشور می‌شوی و در پیشگاه خداوند جهت سوال و ‏جواب احضار خواهی شد، پس جوابی (قانع کننده و صحیح در مقابل سؤالها) برایش مهیّا و آماده کن. تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 70، ص 64، ح 5.‏

‏33 - قال علیه السلام: نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِی وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة نظر کردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روی علاقه و محبّت عبادت است. تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 78، ص 140، ح 3.

‏34 - قال علیه السلام: إیّاکَ وَ مُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُکَ بِأکْلَةٍ أوْ أقَلّ مِنْ ذلِکَ وَ إ یّاکَ وَ مُصاحَبَةُ الْقاطِعِ ‏لِرَحِمِهِ فَإنّی وَجَدْتُهُ مَلْعُونا فی کِتابِ اللّهِ بر حذر باش از دوستی و همراهی با فاسق چون که او به یک لقمه نان و چه بسا کمتر از آن هم، تو را ‏می‌فروشد؛ و مواظب باش از دوستی و صحبت کردن با کسی که قاطع رحم (کسی که ارتباط خویشاوندی را بریده) می‌باشد چون که او را در‏کتاب خدا ملعون یافتم. تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 74، ص 196، ح 26.‏

‏35 - قال علیه السلام: أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعاتٍ: السّاعَةُ الَّتی یُعایِنُ فیها مَلَکَ الْمَوْتِ، وَ السّاعَةُ ‏الَّتی یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَ السَّاعَةُ الَّتی یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ اللّه تَبارَکَ وَ تَعالی، فَإمّا الْجَنَّةُ وَ إمّا إلَی ‏النّارِ.بحار الا نوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شیخ صدوق. مشکل‌ترین و سخت‌ترین لحظات و ساعات دوران‌ها برای انسان، سه مرحله است:

‏1 - آن موقعی که عزرائیل بر بالین انسان وارد می‌شود و می‌خواهد جان او را برگیرد.

‏2 - آن هنگامی که از درون قبر زنده می‌شود و در صحرای محشر به پامی خیزد.

‏3 - آن زمانی که در پیشگاه خداوند متعال - جهت حساب و کتاب و بررسی اعمال - قرار می‌گیرد و نمی‌داند ‏راهی

بهشت و نعمت‌های جاوید می‌شود و یا راهی دوزخ و عذاب دردناک خواهد شد.‏

‏36 - قال علیه السلام:إ ذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ کُزُبُرِ الْحَدیدِ،‏وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعینَ رَجُلاً هنگامی که قائم ما ( حضرت حجّت، روحی له الفدأ و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان ‏و پیروان ما بر می‌دارد ودلهای ایشان را همانند قطعه آهن محکم می‌نماید، و نیرو و قوّت هر یک از ایشان ‏به مقدار نیروی چهل نفر دیگران خواهد شد. خصال: ج2 ص542 بحارالا نوار ج52 ص316 ح12.‏

‏37 - قال علیه السلام: عَجَباً کُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناء وَ تَرَکَ دارَالْبقاء بسیار عجیب است از کسانی که برای این دنیای زودگذر و فانی کار می‌کنند و خون دل می‌خورند ولی ‏آخرت را که باقی و ابدی است رها و فراموش کرده اند. بحارالا نوار: ج 73، ص 127، ح 128.

‏38 - قال علیه السلام: رَأیْتُ الْخَیْرَ کُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِی أیْدِی النّاسِ تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم ‏‏(یعنی قناعت داشتن ). اصول کافی: ج 2، ص 320، بحارالا نوار: ج 73، ص 171، ح 10.‏

‏39 - قال علیه السلام: مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ أکْمَلَ ما فیهِ، کانَ هَلاکُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ کسی که بینش و عقلش کاملترین چیزش نباشد هلاکتش آسانترین چیزش است. بحارالا نوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل امام عسکری

‏40 - قال علیه السلام:إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَ کَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَ قِلَّةُ ریائِهِ، وَ حِلْمُهُ، ‏وَ صَبْرُهُ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ همانا معرفت و کمال دین مسلمان در گرو رها کردن سخنان و حرف‌هایی است که به حالش ‏سودی ندارد. همچنین از ریاء و خودنمایی دوری جستن و در برابر مشکلات زندگی بردبار و شکیبا بودن و نیز دارای اخلاق ‏پسندیده و نیک سیرت بودن است. تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 2، ص 129، ح 11.

احادیثی از امام موسی کاظم (ع)

احادیثی پیرامون دعا، توکل، انتظار فرج، فهم دین، محاسبه نفس، سکوت، خوش اخلاقی و ...

1. مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ  کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده ، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد. بحارالانوار، جلد 78، ص333

2. مَن دَعا قَبلَ الثَّناءِ عَلَی الله و الصَّلاهِ عَلَی النَّبِی (ص) کَانَ کَمَن رَمی بِسَهمٍ بِلا وَتر  هر که پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (ص) دعا کند چون کسی است که بی زه کمان کشد. تحف‌العقول ، ص‌ 425

3. أوشَک دَعوَةً‌ وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ  دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او. اصول کافی،ج1 ،ص52

4. مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی الله  هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید. بحار الانوار، ج7 ، ص143

5. أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ  بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ،‌ انتظار فرج و گشایش است. تحف العقول، ص403

6. مَلْعُونٌ مَنْ اغْتابَ أخاهُ  ملعون است کسی که از برادرش غیبت کند. بحار الأنوار، ج 74، ص 232

7. رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الحَدیدِ  مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن [استوار]، پیرامون او گرد می‌آیند. بحارالأنوار، ج 57، ص 216

8. تَفَقَّهوا فی دینِ الله فإنَّ الفقه مفتاحُ البَصیرة،وتَمامُ العِبادة و السّببُ إلی المنازل الرفیعة و الرُّتبِ الجَلیلة فی الدین و الدنیا،و فَضلُ الفَقیه علی العابد کَفَضلِ الشمسِ علی الکواکب و مَن لَم یَتَفَقَّه فی دینهِ لَم یَرضَ اللهُ لهُ عملاً  در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید؛ زیرا فهم عمیق در دین، کلید بصیرت و کمال عبادت و سبب تحصیل مقام های والا و مراتب شکوهمند در امور دین ودنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند آفتاب است بر کواکب، و کسی که در دینش فهم ِعمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد. تحف العقول ص410

9. مَنِ استَوى‏ یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ  هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است. بحار الأنوار،ج 78،ص326،ح5

10. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سیّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ  از مانیست کسی که هر روز حساب خود رانکند ،پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد،واگر بدی کرده،از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید. اصول کافی ج 4 ص191

11. قِلَّهُ المَنطِق حُکمٌ عَظِیم، فَعَلَیکُم بِالصُّمتِ  بر شما باد به خموشی که کم گویی، حکمت بزرگی است. بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321

12. مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما  هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده است تحف العقول ص 425

13. مَا مِن شَیءٍ تَراهُ عَینَاک إلّا وَ فِیه مَوعِظَه  چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است. بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319

14. وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ  به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان. بحار ج 6، ص 28، ح29

15. إنَّ الحَرامَ لا یُنمى‏ وإن نُمِىَ لا یُبارَکُ فیهِ  مال حرام افزون نمى‏گردد و اگر هم افزون گردد برکت نمى‏یابد. الکافى ، ج 5، 125

16. مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِیَت عَلَیهِ النِّعمَةُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ  هرکه میانه‏روى کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بى‏جا مصرف نماید و زیاده‏روى کند، نعمتش زوال یابد. تحف‏العقول، ص 403

17. لِکُلِّ شَیءٍ دَلِیلٌ وَ دَلیلُ العَاقِل التَّفَکُّر، وَ دَلیلُ التَّفکُّرِ الصُمت  برای هر چیزی دلیلی باید، و دلیل خردمند تفکر است، و دلیل تفکر خاموشی. تحف العقول ، ص 406

18. طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَةِ  خوشا به حال اصلاح‏کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند. تحف العقول، ص 393

19. إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ  خردمند دروغ نمى‏گوید ، اگرچه میل او در آن باشد. تحف العقول ، ص 391

20. اللّهَ جَلَّ وعَزَّ یُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ  خداوند عزّوجلّ، بنده خواب آلوده بیکار را دشمن دارد کافی: ج 5 ص 84 ، ح 2

21. مُجَالِسَه أَهلِ الدِّینِ شَرَفُ الدَّنیَا وَ الاخِرَه  همنشینی با اهل دین، شرف دنیا و آخرت است. تحف العقول ، ص 420

22. مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ یُمنٌ وَ بَرَکَةٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه  مشورت با عاقلِ خیرخواه، جستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست. تحف العقول، ص 398

23. دَعوَةِ الصائِمِ تَستَجابُ عِندَ اِفطارِه  دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود. بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33

24. الغَضَبُ مِفتَاحُ الشَّر  خشم کلید هر بدی است. تحف العقول، ص 416

25. لِکُلِّ شَیءٍ زَکاهٌ، وَ زَکاهُ الجَسَدِ صِیامُ النَّوافِل  برای هر چیزی زکاتی است، و زکات تن روزه های مستحبی است. تحف العقول، ص 425

26. التَّدبِیرُ نِصفُ العیشِ  تدبیر نیمی از زندگی است. تحف العقول، ص 425

27. مَن وَلَههُ الفَقرُأبطَرهُ الغِنى  آن که نَدارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش مى سازد  بحارالانوار ج۷۴ص۱۹۸

28. مَن رَأى أخاهُ عَلَى أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَه  هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است. الامالى صدوق،ص۳۴۳

29. اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَةِ به، الصَلوةُ  بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است. تحف العقول،ص455

30. إنَّ أعظَمَ النّاسِ قَدَراً الَّذِی لایَرَی الدُّنیا لِنَفسِه خَطَرا، اما إنَّ أبدانَکُم لَیس لَها ثَمَنٌ إلّا الجَّنه، فَلا تَبِیعُوها بِغِیرِها  به راستی که با ارزش ترین مردم کسی است که دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید. تحف‌العقول‌ ، ص‌410

31. أفضَل مَا یَتَقَرَّبُ بِه العَبدِ إلَی الله بَعدَ المَعرِفَهُ بِه الصَّلاه وَ بِرُّ الوالِدَینِ و تَرکُ الحَسَد و العُجبُ و الفَخر  بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.  تحف‌العقول‌ ، ص‌ 412

32. إنَّ الله حَرَّمَ الجَنَّهَ عَلی کُلِّ فَاحِشٍ بذِی قَلِیلِ الحَیاءِ لا یُبالِی مَا قَال وَ لا مَا قِیل فِیه  خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی کم حیا که باکی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است. تحف‌العقول‌، ص‌ 416

33. إیّاکَ و الکِبر، فَإنَّهُ لایَدخُلُ الجَنَّهَ مَن کَانَ فِی قَلبِه مِثقالَ حَبَّهٍ مِن کِبر  از کبر و خودخواهی بپرهیز، که هر کسی در دلش به اندازه دانه ای کبر باشد، داخل بهشت نمی شود. تحف‌العقول، ص‌ 417

34. إیّاکَ و مُخَالِطَهُ النّاس و الإنس بِهِم إلا أن تَجِدَ مِنهُم عَاقِلاً و مَأمُوناً فَآنَسَ بِه و أهرَبَ مِن سایِرهِم کَهَربُکَ مِن السِّباعِ الضّارِیه  بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر این که خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی که (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شکاری. تحف‌العقول ، ص‌ 420

35. کُلَّما أحدَثَ النّاس مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلُون، أحدَثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ مَا لَم یَکُونُوا یَعِدُّون
هرگاه مردم گناهان تازه ای که نمی کردند انجام دهند، خداوند بلاهایی تازه به آن ها دهد که به حساب نمی آوردند. 
تحف‌العقول ، ص‌ 434

36. مَن استَوی یَوماهُ فَهُو مَغبُون، و مَن کَان آخَر یَومَیه شَرُّهُما فَهُو مَلعُون، و مَن لَم یَعرف الزِّیادَه فِی نَفسِه فَهُو فی نُقصان، و مَن کان إلی النُّقصان فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاه  کسی که دو روزش مساوی باشد، مغبون است، و کسی که دومین روزش، بدتر از روز اولش باشد ملعون است، و کسی که در خودش افزایش نبیند در نقصان است، و کسی که در نقصان است مرگ برای او بهتر از زندگی است. بحاالانوار، ج‌ 78، ص‌ 327

37. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسبُ نَفسَه فِی کُلِّ یَومٍ، فَإن عَمِلَ حسناً استَزدادَ الله، و إن عَمِل سَیِّئاً استغفِرُ الله مِنه و تَاب إلیه  از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نکند، پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، و اگر در آن کار بدی کرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید. اصول‌الکافى، ج‌ 4، ص‌ 191

38. إصبِر عَلَی طَاعَهِ الله و إصبِر عَنِ مَعاصِی الله، فإنّما الدُّنیا ساعَه، فَما مَضی مِنها فَلَیس تَجِد لَهُ سُرورا و لا حُزناً، و مَا لَم یَاتِ مِنها فَلیسَ تَعرِفُه، فَاصبِر عَلی تِلکَ السّاعَهِ الَّتِی أنت فِیها فَکَأنَّکَ قَد اغتَبَطَت  بر طاعت خدا صبر کن، از معاصی خدا صبر کن، دنیا همان ساعتی است، آن چه رفته نه شادی دارد و نه غم، آن چه نیامده ندانی که چیست؟ به همان ساعتی که در آنی صبر کن هم چنان باشد که تو رشک برده شده ای. تحف‌العقول ، ص‌ 417

39. مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، کُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله  دنیا چون آب دریاست، هر چه تشنه کامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را بکشد. تحف‌العقول ص‌417

40. وَجَدتُ عِلمَ الناس فی اَربعٍ: اَوّلُهاأن تَعرِفَ رَبَّکَ  وَالثّانیةُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بکَ  وَالثّالثَةُ أن تَعـرِفَ ماأرادَ مِـنکَ  وَالرّابعَةُ أن تَعرفَ ما َیخرُجُکَ مِن دینِکَ  علومی را که مردم به آن نیاز دارند در چهار چیز یافتم :
اول اینکه خدای خودت را بشناسی . بشناسی که خداوند با تو چه کار کرده است . بشناسی که خداوند چه چیزی از تو می خواهد . و بشناسی که چه چیزی تو را از دینت خارج می کند. 
بحارالانوار، ج 78 ، ص328

                          چهل حدیث از امام هادی علیه السلام

قالَ الا مامُ اءبو الحسن ، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه علیه :

1.مَنِ اتَّقىَ اللّهَ یُتَّقى ، وَمَنْ اءطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ اءطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقینَ، وَمَنْ اءسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ اءنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقینَ. بحارالا نوار: ج 68، ص 182، ح 41، اءعیان الشّیعة : ج 2، ص 39. فرمود: کسى که تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهى باشد، دیگران مطیع او مى شوند و هر شخصى که اطاعت از خالق نماید، باکى از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت ؛ و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد، پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار گیرد

2. قالَ علیه السلام : مَنْ اءنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ. عُدّة الداعى مرحوم راوندى : ص208.فرمود: کسى که با خداوند متعال مونس باشد و او را انیس خود بداند، از رفاقت با مردم احساس دوری مى کند و علامت و نشانه انیس بودن با خداوند بیم دوست بودن با مردم است(که موجب غفلت از خداشود.)

3 .قالَ علیه السلام :السَّهَرَ اءُلَذُّ الْمَنامِ، وَالْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.بحارالانوار: ج 84 ص 172 به نقل از اءعلام الدین دیلمى . فرمود: شب زنده دارى ، خواب بعد از آن را لذیذ مى گرداند؛ و گرسنگى بر خوشمزگى طعام مى افزاید یعنى هر چه انسان کمتر بخوابد بیشتر از خواب لذت مى برد و هر چه کم خوراک باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود.

4 قالَ علیه السلام : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إ لَیْهِ، فَإ نَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.بحار الا نوار: ج 75، ص 369، ح 4، اءعلام الدّین: ص 312، س 14. فرمود: از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى ، صمیّمیت و محبّت مجوى. همچنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى ، نصیحت و موعظه طلب نکن ، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.

5. قالَ علیه السلام : الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داعٍ إ لَى الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ اءذَمُّ الاْ خْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجیَّةٌ سَیِّئَةٌ.بحارالا نوار: ج 69، ص 199، ح 27. فرمود: حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مى گردد.تکبّر و خودخواهى جذب کننده دشمنى و عداوت افراد مى باشد.عُجب و خودبینى مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پَستى و نادانى نگه مى دارد.بخیل بودن بدترین اخلاق است ؛ و نیز طَمَع داشتن خصلتى ناپسند و زشت مى باشد

6. قالَ علیه السلام : الْهَزْلُ فکاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ.الدرّة الباهرة : ص 42، س 5، بحارالا نوار: ج 75، ص 369، ح20. فرمود: مسخره کردن و شوخى هاى - بى مورد - از بى خردى است و کار انسان هاى نادان مى باشد

7. قالَ علیه السلام : الدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ. اءعیان الشّیعة : ج 2، ص 39، تحف العقول : ص 438. فرمود: دنیا همانند بازارى است که عدّه اى در آن براى آخرت سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند

8 .قالَ علیه السلام : النّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاْ مْوالِ وَ فِى الاَّْخِرَةِ بِالاْ عْمالِ.اءعیان الشّیعة : ج 2، ص 39، بحارالا نوار: ج17.فرمود: مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجمّلات شهرت مى یابند ولى در آخرت به وسیله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد

9 .قالَ علیه السلام : مُخالَطَةُ الاْ شْرارِ تَدُلُّ عَلى شِرارِ مَنْ یُخالِطُهُمْ.مستدرک الوسائل : ج 12، ص 308، ح 14162.فرمود: همنشین شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستى و شرارت تو خواهد بود.

10 .قالَ علیه السلام : أ هْلُ قُمْ وَ أ هْلُ آبَةِ مَغْفُورٌلَهُمْ ، لِزیارَتِهِمْ لِجَدّى عَلىّ ابْنِ مُوسَى الرِّضا عَ بِطُوس ، اءلا وَ مَنْ زارَهُ فَأ صابَهُ فى طَریقِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.عیون اءخبار الرّضا ع : ج 2، ص 260، ح 22. فرمود: اهالى قم و اهالى آبه یکى از روستاهاى حوالى ساوه آمرزیده هستند به جهت آن که جدّم امام رضا علیه السلام را در شهر طوس زیارت مى کنند.و سپس حضرت افزود: هر که جدّم امام رضا علیه السلام را زیارت کند و در مسیر راه صدمه و سختى تحمّل کند خداوند آتش را بر بدن او حرام مى گرداند.

11 .عَنْ یَعْقُوبِ بْنِ السِّکیتْ، قالَ: سَاءلْتُ الْهادى ع : ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إ لاّ غَضاضَة ؟ اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 580، ح 8.قالَ علیه السلام: إ نَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ، وَلالِناسٍ دُونَ ناسٍ، فَهُوَ فى کُلِّ زَمانٍ جَدیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضُّ إ لى یَوْمِ الْقِیامَةِ. یکى از اصحاب حضرت به نام ابن سِکیّت گوید: از امام هادى علیه السلام سؤ ال کردم : چرا قرآن با مرور زمان و زیاد خواندن و تکرار، کهنه و مندرس نمى شود؛ بلکه همیشه حالتى تازه و جدید در آن وجود دارد؟امام علیه السلام فرمود: چون که خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و یا طایفه اى مخصوص قرار نداده است ؛ بلکه براى تمام دوران ها و تمامى اقشار مردم فرستاده است ، به همین جهت همیشه حالت جدید و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قیامت قابل عمل و اجراء مى باشد

12. قالَ علیه السلام :الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِکُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ. مستدرک الوسائل : ج 12، ص 11، ح 13376.فرمود: غضب و تندى در مقابل آن کسى که توان مقابله با او را ندارى ، علامت عجز و ناتوانى است ، ولى در مقابل کسى که توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است .

13 قالَ علیه السلام : یَاْتى عَلماءُ شیعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ اءهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَالاْ نْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ.بحارالا نوار: ج 2، ص 6، ضمن ح 13. فرمود: علماء و دانشمندانى که به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و از آن ها رفع مشکل نمایند، روز قیامت در حالى محشور مى شوند که تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آن ها مى درخشد.

14 قالَ علیه السلام : لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَکْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإ نَّهُ حارُّ فى وَقْتِ الْحَرارَةِ، بارِدٌ فى وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِى الاْ وقاتِ کُلِّها، جَیِّدٌ عَلى کلِّ حالٍ.کافى : ج 6، ص 373، ح 2، وسائل الشّیعة : ج 25، ص 210، ح 31706. به بعضى از غلامان خود فرمود: بیشتر براى ما بادمجان پخت نمائید که در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است و در تمام دوران سال معتدل مى باشد و در هر حال مفید است.

15 قالَ علیه السلام : التَّسْریحُ بِمِشْطِ الْعاجِ یُنْبُتُ الشَّعْرَ فِى الرَّأ سِ، وَ یَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ یُطْفِى ءُ الْمِرارَ، وَ یَتَّقِى اللِّثةَ وَ الْعَمُورَ. بحارالا نوار: ج 73، ص 115، ح 16.فرمود: شانه کردن موها به وسیله شانه عاج ، سبب روئیدن و افزایش مو مى باشد، همچنین سبب نابودى کرم هاى درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتى فکّ و لثه ها مى گردد.

16 قالَ علیه السلام : اُذکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ اءهْلِکَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ، وَ لا حَبیبٌ یَنْفَعُکَ. اءعلام الدّین : ص 311، س 16، بحارالا نوار: ج 75، ص369، ح 4. فرمود: بیاد آور و فراموش نکن آن حالت و موقعى را که در میان جمع اعضاء خانواده و آشنایان قرار مى گیرى و لحظات آخر عمرت سپرى مى شود و هیچ پزشکى و دوستى و ثروتى نمى تواند تو را از آن حالت نجات دهد.

17 قالَ علیه السلام : إ نَّ الْحَرامَ لایَنْمى ، وَإ نْ نَمى لا یُبارَکُ فیهِ، وَما اءَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إ لَى النّارِ.- کافى : ج 5، ص 125، ح 7. فرمود: همانا اموال حرام ، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احیاناً رشد کند و زیاد شود برکتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد.و آنچه را از اموال حرام انفاق و کمک کرده باشد اجر و پاداشى برایش نیست و هر مقدارى که براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.

18 قالَ علیه السلام : اَلْحِکْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ. - نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 141، ح 23، اءعلام الدّین : ص 311، س 20. فرمود: حکمت اثرى در دل ها و قلب هاى فاسد نمى گذارد.

19 قالَ علیه السلام : مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ. - بحارالا نوار: ج 69، ص 316، ح 24. فرمود: هر که از خود راضى باشد بدگویان او زیاد خواهند شد

20 قالَ علیه السلام : اَلْمُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.- اءعلام الدّین : ص 311، س 4، بحارالا نوار: ج 75، ص 369.فرمود: مصیبتى که بر کسى وارد شود و صبر و تحمّل نماید، تنها یک ناراحتى است ؛ ولى چنانچه فریاد بزند و جزع کند دو ناراحتى خواهد داشت.

21 قالَ علیه السلام : اِنّ لِلّهِ بِقاعاً یُحِبُّ اءنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحیرُ مِنْها.- تحف : ص 357، بحارالا نوار: ج 98، ص 130، ح 34. فرمود:براى خداوند بقعه ها و مکان هائى است که دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن که دعاها را مستجاب گرداند که یکى از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسین علیه السلام خواهد بود.

22 قالَ علیه السلام : اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثیبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازى بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.- تحف : ص 358، بحارالا نوار: ج 59، ص2، ضمن ح 6.فرمود: همانا تنها کسى که ثواب مى دهد و عِقاب مى کند و کارها را در همان لحظه یا در آینده پاداش مى دهد، خداوند خواهد بود.

23 قالَ علیه السلام : مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَاءمَنْ شَرَّهُ. - تحف العقول: ص 383، بحارالا نوار: ج 75، ص 365. فرمود: هرکس به خویشتن اهانت کند و کنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در امان ندان .

24 قالَ علیه السلام : اَلتَّواضُعُ اءنْ تُعْطَیَ النّاسَ ما تُحِبُّ اءنْ تُعْطاهُ. -محجّة البیضاء: ج 5، ص 225. فرمود: تواضع و فروتنى چنان است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو آن کنند.

25 قالَ علیه السلام : اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.-بحارالا نوار: ج 57، ص 81، ح 51، به نقل از توحید شیخ صدوق . فرمود: همانا اجسام ، جدید و پدیده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آن ها است.

26 قالَ علیه السلام : لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَیْئىٌ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْیاءَ بَدیعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ اءحْسَنَ الاْ سْماء. - بحارالانوار: ج57، ص 83، ح 64، به نقل از احتجاج طبرسى . فرمود: خداوند از ازَل ، تنها بود و چیزى با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفریده ، و بهترین نام ها را براى خود برگزید

27 قالَ علیه السلام : اِذا قامَ الْقائِمُ یَقْضى بَیْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ کَقَضاءِ داوُد علیه السلام وَ لا یَسْئَلُ الْبَیِّنَةَ.-بحارالا نوار: ج 50، ص 264، ح 24، به نقل از مناقب و خرائج . فرمود: زمانى که حضرت حجّت (عجّ) قیام نماید در بین مردم به علم خویش قضاوت مى نماید؛ همانند حضرت داود علیه السلام که از دلیل و شاهد سؤ ال نمى فرماید

28قالَ علیه السلام : مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقینَ وَ مَنْ اءسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ اءنْ یَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقینَ.- بحارالا نوار: ج50، ص 177، ح 56، و ج 71، ص 182 ح 41. فرمود:هرکس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و کارشکنى دیگران باکى نخواهد داشت .

29 قالَ علیه السلام : اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ کَریمَةٌ وَالاْ دَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِکْرَةُ مِرْآتٌ صافَیةٌ.- بحارالا نوار: ج 71، ص 324، مستدرک الوسائل : ج11، ص 184، ح 4. فرمود: علم و دانش بهترین یادبود براى انتقال به دیگران است ، ادب زیباترین نیکى ها است و فکر و اندیشه آئینه صاف و تزیین کننده اعمال و برنامه ها است

30 قالَ علیه السلام : الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داعٍ إ لىَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.- بحارالا نوار: ج 75، ص 369، س4.فرمود: خودبینى و غرور، انسان را از تحصیل علوم باز مى دارد و به سمت حقارت و نادانى مى کشاند.

31 قالَ علیه السلام : لا تُخَیِّبْ راجیکَ فَیَمْقُتَکَ اللّهُ وَ یُعادیکَ. - بحارالا نوار: ج 75، ص 173، ح 2. فرمود: کسى که به تو امید بسته است ناامیدش مگردان ، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهى گرفت.

32 قالَ علیه السلام : مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.- نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 141، ح 21، مستدرک الوسائل : ج 2، ص 336، ح 11. فرمود:شخص طمّاع و حریص نسبت به اموال و تجمّلات دنیا هیچگاه آسایش و استراحت نخواهد داشت

33. قالَ علیه السلام : الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالى ، وَالعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.-نزهة النّاظر: ص 139، ح 12، بحارالا نوار: ج78، ص 368، ضمن ح 3. فرمود: (مواظب باش که ) عتاب و پرخاش گرى ، مقدّمه و کلید غضب است ، ولى در هر حال پرخاش گرى نسبت به کینه و دشمنى درونى بهتر است (چون کینه ، ضررهاى خظرناک ترى را در بردارد.

34 قالَ علیه السلام : الْغِنى قِلَّةُ تَمَنّیکَ، وَالرّضا بِما یَکْفیکَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّةُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّةُ إ تّباعُ الْیَسیرِ وَالنَّظَرُ فِى الْحَقیرِ. - الدّرّة الباهرة : ص 14، نزهة الناظر: ص 138، ح 7، بحار: ج 75، ص 109، ح 12. غنا برای افراد وقتی است که کم آرزو و توقّع باشند و به آنچه موجود و حاضر است راضى و قانع گردند ، و فقیر و تهى دست شما کسی است که به آرزوهاى نفسانى اهمیّت می دهد.

35 قالَ علیه السلام : الاِْمامُ بَعْدى الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذى یَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً. -بحارالا نوار: ج 50، ص 239، ح 4، به نقل از إ کمال الدین صدوق . فرمود: امام و خلیفه بعد از من (فرزندم ) حسن ؛ و بعد از او فرزندش مهدى موعود علیهما السلام مى باشد که زمین را پر از عدل و داد مى نماید، همان طورى که پر از ظلم و ستم گشته باشد.

36 قالَ علیه السلام : إ ذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أ غْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أ نْ یُظُنَّ بِأ حَدٍ سُوءاً حَتّى یُعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ. - بحارالا نوار: ج 73، ص 197، ح 17، به نقل از الدّرّة الباهرة : ص42، س 10. فرمود: در آن زمانى که عدالت اجتماعى ، حاکم و غالب بر تباهى باشد، نباید به شخصى بدگمان بود مگر آن که یقین و معلوم باشد

37 قالَ علیه السلام : إ نَّ لِشیعَتِنا بِوِلایَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَکُوا بِها فى لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ. - بحارالا نوار: ج 50، ص 215، ح 1، س 18، به نقل از اءمالى شیخ طوسى . فرمود: همانا ولایت ما اهل بیت براى شیعیان و دوستانمان پناهگاه امنى مى باشد که چنانچه در همه امور به آن تمسّک جویند، بر تمام مشکلات(مادّى و معنوى ) فایق آیند.

38قالَ علیه السلام : یا داوُدُ لَوْ قُلْتَ: إ نَّ تارِکَ التَّقیَّةَ کَتارِکِ الصَّلاةِ لَکُنتَ صادِقاً. - وسائل الشّیعة : ج 16، ص 211، ح 21382، مستطرفات السّرائر: ص 67، ح 10. فرمود: به یکى از اصحابش - به نام داود صرّمى - فرمود: اگر قائل شوى که ترک تقیّه همانند ترک نماز است ، صادق خواهى بود.

39 قالَ:سَاءلْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ علیه السلام :هُوَ اءنْ تَمْلِکَ نَفْسَکَ وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لا یَکُونَ ذلَکَ إ لاّ مَعَ الْقُدْرَةِ. - نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 138، ح 5، مستدرک الوسائل : ج2، ص 304، ح 17. یکى از اصحاب از آن حضرت پیرامون معناى حِلم و بردبارى سؤال نمود؟حضرت در پاسخ فرمود: این که در هر حال مالک نَفْس خود باشى و خشم خود را فرو برى و آن را خاموش نمائى و این تحمّل و بردبارى در حالى باشد که توان مقابله با شخصى را داشته باشى.

40 قالَ علیه السلام : اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنیا دارَ بَلْوى وَالاْ خِرَةَ دارَ عُقْبى ، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنیا لِثوابِ الاْ خِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْ خِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنیا عِوَضاً. - تحف : ص 358فرمود: همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشکلات قرار داد؛ و آخرت را جایگاه نتیجه گیرى زحمات ، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا مى فرماید.

 

                                                    چهل حدیث هادوی

1. یگانگی خدا

لَمْ یزَلَِ اللهَ وَحْدَهُ لاشیء معه ثُمَّ خَلَقَ الاشیاء بدیعاً و اختار لِنَفْسِهِ اَحْسَنَ الاَسماءِ؛[1خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود. سپس اشیا را به صورت نو ظهور آفرید و برای خودش بهترین نام ها را برگزید.

2. فروتنی
عن الامام الهادی(ع): التواضع اَن تعطی الناس ما تُحِبُّ ان تُعطاهُ؛[2فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

3. نقد پذیری
لبعض موالیه: عاتِبْ فلاناً و قل له ان الله اذا اراد بِعَبْدٍ خیراً اذا عُوتِبَ قَبِلَ[3]؛ امام هادی(ع) به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده ای خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد (و در صد جبران نقص براید).

4. جایگاه اجابت دعا
اِنَّ للهِِ بقاعاً یحِبُّ اَن یدْعی فیها فَیستَجیبَ لِمَن دَعاهُ و الحَیرُ منها؛[4همانا برای خداوند بقعه های است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده را به اجابت برساند، و حائر حسین(ع) یکی از آنهاست.

5. دنیا جایگاه آزمایش
ان الله جَعَلَ الدنیا دار بلوی و الآخرة دار عقبی، و جَعَلَ بَلْوَی الدنیا لِثوابِ الاخرةِ سَبَباً و ثوابَ الاخرةِ مِنْ بَلْوی الدنیا عِوَضاً[5]؛ همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش، و آخرت را سرای رسیدگی، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.

6. ستمکار بردبار
اِنَّ الظالِمَ الحالِِمَ یکادُ اَنْ یعضی علیه بِحِلْمِهِ، و انَّ المُحِقَّ السَّفیه یکادُ ان یطْفِیءَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفهِهِ[6]؛به راستی ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و حق دار نابخرد، بسا که به سفاهت خود نور حق خویش را خاموش کند.

7. انسان بی شخصیت
مَنْ هانَتْ علیه نَفْسَهُ فلاتَأمَنْ شَرَّهُ[7]؛ کسی که خود را پس شمارد، از شر او در امان مباش.

8. حکمت ناپذیری دل فاسد
اَلْحِکْمَةُ لا تَنْجَعُ فی الطّباع الفاسِدَةِ[8حکمت، اثری در دل های فاسد نمی گذارد.

9. خدا ترسی
مَنْ اتَّقی الله یتَّقی، وَ مَنْ اطاعَ لله یطاع، و من اطاعَ الخالق لم یبال سَخَطَ المَخْلُوقین، و مَنْ اَسْخَطَ الخالق فَلییقَنَ ان یحِلَّ به سَخَطَ المَخلوقین؛[9هر کسی از خدا بترسد، مردم از او بترسند، هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هرکه مطیع آفریدگار باشد، باکی از خشم آفریدگار ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می شود.

10. اطاعت خیرخواه
مَنْ جَمَعَ لَکَ وَدَّهُ وَ رایهُ فَاجْمَعْ له طاعَتَکَ؛[10هر که دوستی و نظر نهایی اش را برای تو همه جانبه گرداند، طاعتت را برای او همه جانبه گردان.

11. اوصاف پروردگار
اِنَّ اللهَ لا یوصَفُ اِلاَّ بِما وَصَفَ به نَفْسَهُ وَ اَنّی یوصَفُ الذَّی تَعجِزُ الحَواسُُّ اَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَوْهامُ اَنْ تَنالُهُ وَ الخَطَراتِ اَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَبْصارُ عَنِ الاحاطَةِ بِه نَای فی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَایهِ، کَیفَ الکَیفَ بِغَیر اَنْ یقال: کَیفَ، وَ اینَ اْلاینَ بِلا أن یقالَ: اینَ هُو، مُنْقَطِعُ الکَیفِیةِ وَ الاینیةِ الواحِدُ الاَحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ و تَقَدَّسَتْ اسْماؤُهُ؛[11به راستی که خدا جز بدانچه خودش را وصف کرده است، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورات به کنه او پی نبرند، و در دیده ها نگنجد، او با همه نزدیکی اش دور است و با همه دوری اش نزدیک، کیفیت و چگونگی را پدید آورده، بدون اینکه خود کیفیت و چگونگی داشته باشد. مکان را آفریده، بدون این که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان برکنار است، یکتای یکتاست، شکوهش بزرگ و نام هایش پاکیزه است.

12. رذایل اخلاقی
اَلْحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ المَقتِ، وَالعُجْبُ صارِفُ عَنْ طَلَبَ الِْعِلْمِ داعٍ اِلی الغَمْطِ وَ الجَهْلِ، وَ البُخْلُ اَذَمُّ اْلاَخْلاقِ وَ الَّطَمَعُ سَجیةٌ سَیئَةٌ؛[12حسد نیکویی ها را نابود سازد، و فخر فروشی دشمنی آورد، و خودپسندی مانع از طلب دانش است و به سوی خواری و جهل فرامی خواند، و بخل ناپسندیده ترین خلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.

13. خدا، آری. روزگار، نه.
روزی یکی از یاران امام هادی(ع) که بر اثر تصادف با حیوانی صدمه دیده بود، بر آن حضرت وارد شد و با اشاره به زخم هایی که برداشته بود، به روزگار بد می گفت. آن حضرت، خطاب به او سخنی به این مضمون فرمودند: روزگار را ملامت نکن؛ زیرا همه حوادث عالم به دست خداوند است و روزگار هیچ نقشی در پیدایش امور ندارد و غیر خداوند به گونه مستقل در زندگی مردم مؤثر نیستند و نیز فرمودند: «لاتَعُدْ و لاتَجْعَل للایام صنعاً فی حکم الله؛ یعنی برای روزگار اثر و نقشی در حکم خداوند، به حساب نیاور و قرار مده.». آن شخص با شنیدن سخنان امام7، به واقعیت امر، آگاه شد و توبه کرد.[13]

14. نتیجه بی اعتنایی به مکر خدا
من اَمِنَ مَکرَ الله و الْیمَ اَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتی یحِلَّ به قضاؤه و نافَذَ اَمْرُهُ، وَ مَنْ کان علی بینَةِ مِنْ رَبَّهِ هانَتْ علیه مَصائِبُ الدنیا و لو قُرِضَ و نُشِرَ؛[14هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده باشد، تکبر پیشه کند تا قضای خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خدا پرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک اید؛ اگر چه (بدنش) قیچی شود و ریز ریز گردد.

15. تقیه
لو قلتُ اِنَّ تارِکَ التَّقیةِ کتارک الصَّلاةِ لَکُنْتُ صادقاً؛[15اگر بگویم: هر کس تقیه را ترک کند، مانند کسی است که نماز را ترک کرده، هر اینه راست گفته ام.

16. شکرگزار و شکر
اَلشَّاکِرُ اَسْعَدُ بِالشُّکْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَةِ الَّتِی اَوْجَبَتِ الشُّکْرَ لِاَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّکْرَ نِعَِمٌ وَ عُقْبی؛[16شخص شکرگزار به سبب شکر، سعادتمند تر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده است؛ زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاری، نعمت دنیا و آخرت است.

17. دنیا جایگاه سود و زیان
اَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَروُنَ؛[17دنیا بازاری است که گروهی در آن سود برند و دسته ای زیان بینند.

18. پرهیز از تملق
قال ابوالحسن الثالثُ(ع) لِرَجُلٍ و قَدْ اَکْثَرَ مِنْ اِفْراطِ الثَّناءِ علیه اَقْبِلْ علی شَأنِکَ، فَاِنَّ کَثْرَةَ المَلَقِ یهْجُمُ علی الظِّنَّةِ و اذا حَلَلْتَ مِنْ اَخِیکَ فی مَحَلِّ الثَّقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ المَلَقِ الی حُسْنِ النِّیةِ؛[18امام هادی(ع) به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود، فرمودند: از این کار خودداری کن؛ زیرا تملّق بسیار، بدگمانی به بار می آورد هنگامی که در نزد برادر مؤمنت مورد اعتماد و وثوق هستی، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان بده.

19. جایگاه حسن ظن و سوءظن
اذا کان زَمانٌ العَدْلُ فیه اَغْلَبُ مِنَ الجَوْرِ فَحَرامٌ اَنْ تَظُنَّ بِاَحَدٍ سُوءاً حتی یعْلَمَ ذلک منه، و اذا کان زمانٌ الجَوْرُ اَغْلَبُ فیه من العدل فلیس لِاَحَدٍ اَنْ یظُنَّ بِاَحَدٍ خیراً مالم یعْلَمْ ذلِکَ مِنْهُ؛[19هر گاه در زمانه ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانی به دیگری حرام است، مگر آنکه (آدمی) بدی از کسی ببیند. و هر گاه در زمانی ظلم بیش از عدل باشد، نباید به کسی خوش بین باشد، مگر اینکه به نیکی او یقین کند.

20. زیباتر از زیبایی
خَیرٌ مِنْ الخیر فاعِلُهُ، و اَجْمَلُ من الجمیل قائِلُهُ، و اَرْجَحُ من العلم حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَرِّ جالِبُه، وَ اَهُوَلَ مِنَ الهَوْلِ راکِبُهُ؛[20بهتر از نیکی، نیکوکاری است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدی، عامل آن است، و وحشتناک تر از وحشت، آورنده آن است.

21. توقع بی جا
لاتَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنُ کَدَرْتَ علیه، وَلاَ الْوَفَاء لِمَنْ غَدَرْتَ به، و لا النُّصحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ الیه، فَاِنَّها قَلْبُ غَیرِکَ کَقَلْبِکَ له؛[21از کسی که بر او خشم گرفته ای، صفا و صمیمیت مخواه، و از کسی که به وی خیانت کرده ای، وفا طلب نکن، و از کسی که به او بدبین شده ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست.

22. برداشت خوب از نعمت ها
اَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ التَمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکْرِ علیها، وَاعْلَمُوا اَنَّ النَّفْسَ اَقْبَلُ شَیءٍ لِما اُعْطِِیتْ وَ اَمْنَعَ شَیءٍ لِما مُنِعَتْ؛[22نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزاری افزون کنید، و بدانید که نفس آدمی روآورنده ترین چیز است به آنچه به آن بدهی، و باز دارنده ترین چیز است، از آنچه آن را بازداری.

23. خشم بر زیردستان
اَلْغَضََبُ علی مَنْ تَمْلِکُ لَوْمٌ؛[23خشم به زیردستان از پستی است.

24. عاق والدین
اَلْعُقُوقُ ثُکْلُ مَنْ لَمْ یثْکَلْ؛[24نافرمانی(فرزند از پدر و مادر) مصیبت مصیبت نادیدگان است.

25. تأثیر صله رحم در طول عمر
اِنَّ الرَّجُلَ لَیکُونَ قَدْ بَقِی مِنْ ثَلاثون سَنَةً فَیکُونَ وُصُولاً لِقَرابَته وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیجْعَلُها الله ثَلاثه و ثلاثین سَنَةً، وَ إنَّهُ لَیکُونَ قَد بَقِی مِنْ أََجْلِهِِ ثَلاثٌ و ثلاثون سَنَةً فیکون عاقّاً لِقَرابَتِهِ قاطِعاً لِرَحِمِهِ، فَیجْعَلُها الله ثلاثَ سنینَ؛[25چه بسا شخصی که مدت عمرش سی سال مقدّر شده باشد، اما به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند، و چه بسا کسی که مدت عمرش 33 سال مقدر شده باشد، ولی به سبب آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

26. نتیجه عاق والدین
اَلعُقُوقُ یعَقِّبُ القِلَّةَ اِلَی الذِّلَّه؛[26نارضایتی پدر و مادر، کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند.

27. بی طاقتی در مصیبت
اَلْمُصِِیبَةُ للِصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتانِ؛[27مصیبت برای صابر یکی است و برای کسی که بی طاقتی می کند، دوتاست.

28. همراهان دنیا و آخرت
اَلَنَّاسُ فی الدنیا بالاموالِ و فی الاخرة بالاعمال؛[28میزان ارزیابی مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان است.

29. شوخی بیهوده
اَلْهَزْلُ فُکاهَةُ السُّفَهاءِ وَصَناعَةُ الْجُهّالِ؛[29مسخرگی، تفریح سفیهان و هنر جاهلان است.

30. زمان جان دادن
اَذُکُرُ مَصْرَعَکَ بَینَ یدَی اَهْلِکَ و لا طَبِیبٌ یمْنَعُکَ و لا حَبیبٌ ینْفَعُکَ؛[30وقت جان دادنت را نزد خانواده ات یاد کن که در آن هنگام طبیبی نیست که جلوی مرگت را بگیرد و نه دوستی که به تو نفع رساند.

31. نتیجه جدال
اَلمِراءُ یفْسِدُ الصَّداقَةَ القَدِیمَةَ وَ یحِلِّلُ العُقْدَةَ الوَثیقَةَ وَ اَقَلُّ ما فیه اَنْ تَکُونَ فیها الْمُغالَبَةُُ وَ الْمُغالَبَهُ اُسُّ اَسْبابِ القَطِیعَةِ؛[31]

جدال، دوستی قدیمی را تباه می کند و پیوند اعتماد را می گشاید و کمترین چیزی که در آن است، غلبه بر دیگری است که آن هم سبب جدایی است.

32. درک لذت در کاستی
اَلسَّهَرُ اَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الجُوعُ یزِیدُ فی طِیبِ الطَّعامِ؛[32شب بیداری، خواب را لذت بخش تر، و گرسنگی گوارایی غذا را زیاد می کند.

33. اسیر زبان
راکِبُ الحَروُنِ اَسیرُ نَفْسِهِ، وَ الجاهِلُ اَسِیرُ لِسانِهِ؛[33کسی که بر اسب سرکش سوار است، اسیر هوای نفس خویش و نادان اسیر زبان خوش است.

34. تصمیم قاطع
اَذْکُرْ حَسَراتِ التَّفْرِیطِ بِاَخْذِ تَقْدیمِ الْحَزْمِ؛[34افسوس خوردن کوتاهی در انجام دادن کار را، با تصمیم گیری قاطع جبران کن.

35. خشم و کینه توزی
اَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ وَ العِتابُ خَیرٌ مِِنَ الحِقدِ؛[35سرزنش و تندی کلید کم مهری است، و سرزنش بهتر از کینه توزی است.

36. ظهور مقدّرات
المقادیرُ تُرِیکَ ما لم یخْطُرْ بِبالِکَ؛[36مقدرات چیزهایی را بر تو نمایان می سازد که به فکرت خطور نکرده است.

37. خودخواهان مغضوب
مَنْ رَضِی عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ علیه؛[37هر که از خود راضی باشد، خشم گیران بر او زیاد خواهند بود.

38. تباهی فقر
اَلْفَقْرُ شِِرَّةُ النَّفْسِ وَ شِدَّةُ الْقُنُوطِ؛[38فقر مایه آزمندی نفس و سبب ناامیدی زیاد است.

39. راه پرستش
لو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً وسیعاً لَسَلَکْتُ وادِی رَجُلٍ عَبَدَ اللهَ وَحْدَهُ خالصاً؛[39اگر مردم به راه های گوناگون روند، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد، خواهم رفت.

40. آشکار نکردن برنامه ها
اِظْهارُ الشی قبل اَنْ یسْتَحْکِمَ مُفْسِدَةٌ له؛[40آشکار کردن هر کاری پیش از آنکه به سامان برسد، آفت آن کار است


                                    احادیثی درباره حضرت فاطمه زهرا (س)

1- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): إذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة زمانی که روز قیامت برپا شود، منادی صدا می زند: ای اهل محشر! چشمان خود را ببندید تا فاطمه عبور کند. کنز العمّال ج13 ص91 و 93

2- قال رسول اللّه (ص): ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَة من جز با خشنودی فاطمه خشنود نخواهم شد. مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص342.

3- قال رسول اللّه (ص): یا عَلِیّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فاطِمَة ای علی! خداوند مرا امر کرده که ترا به همسری فاطمه درآورم. الصواعق المحرقة باب11 ص142

4- قال رسول اللّه (ص): کُلِّ بَنِی أُنثى عصْبَتُهم لأَبیهِمْ ماخَلا وُلْد فاطِمَة تمام فرزندان یک مادر، به فامیل پدری منتسب هستند، مگر فرزندان فاطمه (که به من منتسب هستند) کنز العمّال ج13 ص101 الصواعق المحرقة ص187 و 188

5- قال رسول اللّه (ص): أَحَبُّ أَهْلِی إِلیَّ فاطِمَة فاطمه، محبوبترین فرد خانواده من است. الجامع الصغیر ج1 ح203 ص37

6- قال رسول اللّه (ص): خَیْرُ نِساءِ العالَمین أَرْبَع: مَرْیَم وَ آسیة وَ خَدِیجَة وَ فاطِمَة برترین زنان عالم چهار نفرند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه. الجامع الصغیر ج1 ح4112 ص469 الإصابة فی تمییز الصحابة ج4 ص378

7- قال رسول اللّه (ص): سیّدَةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة فاطمه سرور زنان بهشت است. کنز العمّال ج13 ص94

8- قال رسول اللّه (ص): إذا إشْتَقْتُ إلى ثِمارِ الجنَّةِ قَبَّلتُ فاطِمَة . [ هرگاه مشتاق میوه های بهشت می شوم فاطمه را می بوسم.] نور الأبصار ص 51.

9- قال رسول اللّه (ص): أُنْزِلَتْ آیَةُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَةٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَة آیه تطهیر در مورد پنج نفر نازل شد: من و فاطمه و علی و حسن و حسین. إسعاف الراغبین ص116 صحیح مسلم کتاب فضائل الصحابة.

10- قال رسول اللّه (ص): أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة اول کسی که داخل بهشت می شود فاطمه است. ینابیع المودّة ج2 ص322 باب56.

11- قال رســـول اللّه (ص): إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِی فاطِمَـــة وَوُلدَهـــا وَ مَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِکَ سُمّیَتْ فاطِمَة خداوند دخترم فاطمه و فرزندانش و هرکس که آنان را دوست داشته باشد را از آتش جهنم جدا ساخته است و برای همین نام او فاطمه (جدا شده) است. کنز العمال ج6 ص219.

12- قال رسول اللّه (ص): فاطِمَة سِیِّدةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّة فاطمه بانوی زنان اهل بهشت است. صحیح البخاری ج3 کتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص1374

13- قال رسول اللّه: فاطِمَة خُلِقَتْ حورِیَّةٌ فِیْ صورة إنسیّة فاطمه حوریه ای است در صورت انسان. مستدرک الصحیحین ج3 باب مناقب فاطِمَة ص164

14- قال رسول اللّه (ص): فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّی یُؤْذیِنی ما آذاها وَ یَنَصُبَنی ما أنَصَبَها فاطمه پاره تن من است، آنچه او را اذیت کند مرا اذیت کرده و آنچه او را به سختی بیندازد مرا به سختی انداخته است. مستدرک الصحیحین ج3 ص173

15- قال رسول اللّه (ص): فاطِمَة أَحَبُّ إِلیَّ مِنْکَ یا عَلِیّ وَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَیَّ مِنْها ای علی! ‌فاطمه در نزد من محبوبتر است و تو عزیز تر!. مجمع الزوائد ج9 ص202 الجامع الصغیر ج2 ص654 ح5761

16- قال رسول اللّه (ص): فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّی وَهِیَ قَلْبِیْ وَهِیَ روُحِی التی بَیْنَ جَنْبَیّ فاطمه پاره ای از وجود من، قلب و جان من در کالبد من است. نور الأبصار ص52.

17- قال رسول اللّه (ص): فاطِمَة سیِّدَةُ نِساءِ أُمَّتِی سرور زنان امت من فاطمه است. سیر أعلام النبلاء ج2 ص127 صحیح مسلم،

18- قال رسول اللّه (ص): فاطِمَة لَیْسَتْ کَنِساءِ الآدَمیّین همانا فاطمه مانند زنان دیگر نیست. مجمع الزوائد ج9 ص202.

19- قال رسول اللّه (ص): یا فاطِمَة إِنّ اللّهَ یَغْضِبُ لِغَضَبَکِ ای فاطمه! همانا خداوند به خاطر خشم تو خشمگین می شود. الصواعق المحرقة ص175 مستدرک الحاکم باب مناقب فاطمة

20- قال رسول اللّه (ص): یا فاطِمَة إِنّ اللّهَ غَیْرُ مُعَذِّبِکِ وَلا أَحَدٍ مِنْ وُلْدِکِ ‌ای فاطمه! خداوند تو و هیچیک از فرزندان تو را عذاب نمی کند. کنز العمّال ج13 ص96

ارزش شناخت فاطمه س. امام صادق ع می فرمایند: ..فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر (1) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه س دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده

آثار محبت به فاطمه علیها السلام. پیامبر اکرم ص می فرمایند: من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .

اطاعت از فاطمه علیها السلام . امام باقر ع می فرمایند: .. و لقد کانت س مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن و الانس و الطیر والوحش و الانبیاء و الملائکة ... اطاعت از فاطمه ع بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .

دستورهای فاطمه علیها السلام . پیامبر اکرم ص : .. یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل ع ... ای علی! آنچه را فاطمه ع بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل ع به آنها امر کرده است .

خلقت فاطمه علیها السلام . پیامبر اکرم ص : ان فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة ... بی شک فاطمه س حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است .

چرا نام فاطمه علیها السلام . پیامبر اکرم ص : انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها و فطم من احبها من النار; من نام دخترم را فاطمه گذاشتم; زیرا خدای عزوجل فاطمه ع و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است .

آثار نام فاطمه علیها السلام. امام کاظم ع : لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء; در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان زنان، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمی شود .

احترام به نام فاطمه علیها السلام. امام صادق ع به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود: ... اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها; حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .

الگوی نمونه امام زمان عج در یکی از نامه هایشان می فرمایند: و فی ابنة رسول ص لی اسوة حسنة ... در دختر پیامبر خدا ص برای من الگوی نیکویی است .

یاور خوب پیامبر اکرم ص از حضرت امیرالمؤمنین، علی ع درباره حضرت فاطمه زهرا س پرسیدند، حضرت پاسخ دادند: نعم العون علی طاعة الله; [فاطمه س] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست

عزیزترین مردم پیامبر ص : فاطمة اعز البریة علی فاطمه س عزیزترین مردم در نزد من است

نور چشم و میوه دل من. پیامبر اکرم ص : ... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... فاطمه علیها السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است .

خشم و خشنودی فاطمه علیها السلام پیامبر اکرم ص : ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها; بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم می آید و با خشنودی او خشنود می شود .

دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است پیامبر اکرم ص : ... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا; ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد

اختر تابناک. امام صادق ع : ...فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... فاطمه س اختری تابناک در میان زنان دنیاست .

سرور زنان امام صادق ع : ... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین فاطمه س سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است .

تسبیحات حضرت زهرا امام باقر ع : ما عبد الله بشی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة س خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه س عبادت نشده است

درود بر فاطمه امام رضا ع : اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها; نخستین کسی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه ع دختر رسول خدا ص بود; درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد

نفرین الهی برای دشمنان فاطمه پیامبر اکرم ص : ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها ... مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه س دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .

زیارت فاطمه پیامبر اکرم ص :... من زار فاطمة فکانما زارنی ... هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است .

نماز مخصوص فاطمه س. امام صادق ع : من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة «قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة س ... هر کس چهار رکعت نماز بخواند [هر دو رکعت به یک سلام] و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این نماز، نماز فاطمه س است

من از تو هستم پیامبر اکرم ص : یا فاطمة ... انت منی و انا منک ... تو از من هستی و من از تو هستم

پدرت به قربانت پیامبر اکرم ص :.. فداک ابوک یا فاطمة پدرت به قربان تو باد ای فاطمه

بوی بهشت پیامبر اکرم ص : .. ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة س فاطمه س حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه س را می بویم

فاطمه س قلب محمد ص. حضرت امیرالمؤمنین ع :.. ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ... حسن و حسین ع دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد ص همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد ص همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه س [برای محمد ص] همانند قلب برای بدن است

افتخار علی علیه السلام به فاطمه حضرت امیرالمؤمنین علی ع :... انا زوج البتول سیدة نساء العالمین .. من همسر بتول س هستم; همان کسی که سرور زنان جهانیان است

فاطمه زهره است پیامبر اکرم ص : انا الشمس و علی ع القمر و فاطمة الزهرة و الفرقدان الحسن و الحسین من خورشیدم و علی ع ماه و فاطمه س، زهره (ناهید) است و حسن و حسین ع دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .

ایمان فاطمه پیامبر اکرم ص : یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی مشاشها تفرغت لطاعة الله ... ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه ع تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد .

زیارت شهیدان. امام صادق ع : ان فاطمة ع کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت ... ; فاطمه س در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می رفت .

بوی خوش فاطمه علیها السلام. پیامبر اکرم ص : رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل والآس والورد ... بوی پیامبران بوی به و بوی حورالعین بوی یاس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و یاس و گل سرخ روی هم است

علی ع شایسته ترین انسان برای فاطمه امام صادق ع : .. لولا ان امیرالمؤمنین ع تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه براستی اگر امیرالمؤمنین ع فاطمه ع را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه س همتایی نبود

پیوند آسمانی. پیامبر اکرم ص : ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها من فاطمه ع را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد

انجام کارهای سخت خانه حضرت امیرالمؤمنین ع درباره حضرت فاطمه زهرا ع : انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها وکسحت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید حضرت فاطمه زهرا ع آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید

فاطمه مطیع دائم علی ع حضرت امیرالمؤمنین : فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان سوگند به خدا که فاطمه ع هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه ع نگاه می کردم، غم و اندوه از من زدوده می شد

نور فاطمه از نور خداست پیامبر اکرم ص نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض ... نور دخترم فاطمه س از نور خداست، و دخترم فاطمه ع برتر از آسمانها و زمین است

فاطمه شهیده است. امام کاظم ع : ان فاطمة ع صدیقة شهیدة فاطمه س بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند

اشتیاق بهشت به فاطمه پیامبر اکرم ص : اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد ص بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه س دختر محمد ص

فاطمه و خردسالان. امام صادق ع : ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة س بی شک فاطمه س خردسالان شیعه ما را (در عالم برزخ) پرورش می دهد

شفاعت فاطمه پیامبر اکرم ص : ... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک ای فاطمه مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی

علی، فاطمه و صلوات در نگاه پیامبر به روایت جلال‏الدین سیوطى در الجامع الصغیر فى احادی البشیر النذیر یکى از کسانى که به مناسبتهاى مختلف به امیرمؤمنان على ع روى آورده و از یاد کرد شایسته آن حضرت غفلت نورزیده، ادیب، فقیه، محدث، حافظ، مورخ و مفسر بلندآوازه شافعى، مرحوم جلال الدین عبدالرحمن بن کمال ابى‏بکر بن محمد سیوطى (911ـ 849) است که تألیفات فراوانى دارد

                                                       فضایل على(ع)


على اخى فى‏الدنیا و الآخره: على برادر من در دنیا و آخرت است. (این حدیث را طبرانى به نقل از عبدالله بن عمر در معجم الکبیر آورده (الجامع الصغیر، ج2، ص176)
على اصلى و جعفر فرعى: على ساقه من است و [برادرش] جعفر، شاخه من. (این حدیث را طبرانى در معجم الکبیر از عبدالله بن جعفر روایت کرده ج2، ص176)
على امام البرره، و قاتل الفجره، منصور من نصره، مخذول من خذله: على پیشواى نیکوکاران و قاتل تبهکاران است. هر که او را یارى کند، یارى مى‏شود و هرکه او را وانهد، وانهاده مى‏شود. (این را حاکم در مستدرک به نقل از جابر روایت کرده ج2، ص177)
على باب حطه: من دخل منه کان مؤمناً، و من خرج منه کان کافرا: على دروازه حطه (فرو ریزنده گناه) است: هرکه از آن وارد شود، مؤمن است و هرکه از آن بیرون رود، کافر است. (دارقطنى به نقل از ابن عباس روایت کرده، ج2، ص177)
5 ـ على، عَیبه علمى: على مخزن دانش من است. (ابن عدى به نقل از ابن عباس در کامل روایت کرده، ج2، ص177)
على مع ‏القرآن و القرآن مع على، لن یفترقا حتى یردا على الحوض: على با قرآن است و قرآن با على است. این دو هرگز از یکدیگر جدا نمى‏شوند تا اینکه در حوض [کوثر] به من برسند. (طبرانى در معجم الاوسط و حاکم در مستدرک به نقل از ام‏سلمه آورده‏اند. ج2، ص177)
على منى و انا من على، و لا یؤدى عنى الا انا او على: على از من است و من از اویم، و از جانب من جز خودم یا على، [کس دیگرى] ابلاغ نمى‏کند و نمى‏رساند. (احمد بن حنبل در مسند، ترمذى، نسائى و ترمذى این حدیث را از حبشى بن جناده روایت کرده‏اند. ج2، ص177)
8 ـ على منى بمنزله رأسى من بدنى: نسبت على به من همچون سرم به تنم است. (خطیب در تاریخش به نقل از براء و دیلمى در مسند الفردوس به نقل از ابن عباس این حدیث را روایت کرده‏اند. ج2، ص177)
على منى بمنزله‌هارون من موسى، الا انه لا نبى بعدى: نسبت على به من همچون نسبت ‌هارون به موسى است، جز اینکه پس از من پیامبرى نیست (ابوبکر مطیرى به نقل از ابن سعید آورده ج2، ص177)
10ـ على بن ابى‏طالب مولى من کنت مولاه: على بن ابى‏طالب مولاى هرکسى است که من مولایش هستم. (محاملى در امالى به نقل از ابن‏عباس آورده ج2، ص177)
11ـ على یَزهر فى الجنه ککواکب الصبحِ لاهل الدنیا: على در بهشت همچون ستارگان صبحگاهى در دنیا مى‏درخشد (بیهقى در فضائل الصحابه و دیلمى در مسند الفردوس به نقل از انس آورده‏اند. ج2، ص178)
12ـ على یعسوب المؤمنین، و المال یعسوب المنافقین: على پادشاه مؤمنان است و مال، پادشاه منافقان است (ابن عدى در کامل به نقل از على آورده ج2، ص178)
13ـ على یقضى دَینى: على وام مرا مى‏پردازد (بزار به نقل از انس آورده ج2، ص178)
14ـ خیر اِخوتى على و خیر اَعمامى حمزه: بهترین برادرم، على است و بهترین عمویم، حمزه (دیلمى در مسند الفردوس از عابس بن ربیعه روایت کرده ج1 ص624)
15 ـ ذکر علىٍ عِباده: یاد على عبادت است (دیلمى در مسند الفردوس به نقل از عایشه روایت کرده ج1 ص665)
16ـ عنوان صحیفه المؤمن حب على بن ابى طالب: سرلوحه کارنامه مؤمن محبت على‏ابن ابى‏طالب است. (خطیب در تاریخ از انس روایت کرده ج2، ص182)
17ـ من احب علیاً فقد اَحبنى و من ابغض علیاً فقد ابغضنى: هر که على را دوست بدارد، قطعاً مرا دوست داشته و هر که با على دشمنى ورزد، قطعاً با من دشمنى ورزیده است (حاکم در مستدرک به نقل از سلمان مى‏آورد ج2، ص554)
18ـ لکل شى‏ءٍ، مِجَن، و مجن هذه ‏الامه على‏بن ابى‏طالب: هر چیز سپرى دارد و سپر این امت، على بن ابى‏طالب است. (خطیب در تاریخ و ابن عساکر به نقل از ابن عباس آورده‏اند ج2، ص414)
19ـ النظر الى علىٍ عباده: نگاه کردن به على، عبادت است (طبرانى در المعجم الکبیر و حاکم در مستدرک به نقل از ابن مسعود و عمران بن حصین، ج2، ص681 و جالب اینجاست که سیوطى بلافاصله پس از این حدیث، حدیث دیگرى، آورده که: النظر الى الکعبه عباده: نگاه کردن به کعبه عبادت است! ج2، ص681)
20ـ رحم الله علیاً. اللهم اَدرالحق معه حیث دار: خداوند على را رحمت کند. خدایا، هرجا که هست، حق را با او بدار! (نسائى به نقل از على. ج2، ص9)
21ـ عادى الله من عادى علیاً: هر که با على دشمنى ورزد، خدا دشمنش باد! (ابن منده به نقل از رافع مولاى عایشه روایت کرده ج2، ص145)
22ـ من آذى علیاً، فقد آذانى: هرکه على را بیازارد، مرا آزرده است (احمد بن حنبل در مسند، بخارى در تاریخ و حاکم در مستدرک به نقل از عمرو بن شاس آورده‏اند ج2، ص547)
23ـ من سب علیاً فقد سبنى، و من سبنى فقد سب‏الله: هرکه به على دشنام دهد، به من دشنام داده و هرکه به من دشنام دهد، به خدا دشنام داده (احمد بن حنبل در مسند و حاکم در مستدرک به نقل از ام‏سلمه. ج2، ص608)
24ـ السبق ثلاثه: فالسابق الى موسى یوشع بن نون، والسابق عیسى صاحب یس، و السابق الى محمدٍ على بن ابى طالب: پیشتازان سه نفرند: پیشتاز به سوى موسى، یوشع بن نون است، و پیشتاز [به سوى عیسى] کسى است که داستانش در سوره یاسین آمده، و پیشتاز به سوى محمد، على بن ابى طالب است. (طبرانى در المعجم الکبیر و ابن مردویه به نقل از ابن عباس آورده‏اند ج2، ص66)
25ـ ان ‏الله تعالى اَمَرنى بحب اربعه، و اخبَرَنى انه یحبهم: على منهم، و ابوذر، والمقداد، و سلمان: خداى متعال دوستى چهار کس را به من فرمان داده و آگاهم ساخته که او نیز ایشان را دوست مى‏دارد: على از آنهاست، ابوذر، مقداد و سلمان. (ترمذى و ابن ماجه و حاکم در مستدرک به نقل از بریده روایت کرده‏اند. ج1، ص258)
27ـ الا احدثکم باشقى الناس؟ رجلین: اَحَیمر ثمود، الذى عَقَرَ الناقه، والذى یضربک یا على، على هذه حتى یبل منها هذه: آیا برایتان از شقى‏ترین مردم سخن بگویم؟ دو مرد: سرخک (آن مرد حقیر سرخ روى) ثمود، همان که شتر را پى کرد و آن که بر تو اى على ضربه‏اى بزند و این ]ریش] را با این]خون سر] رنگین کند. (طبرانى در معجم الکبیر وحاکم در مستدرک به نقل از عمار یاسر روایت کرده‏اند. ج 1 ص 437)

على(ع) و فاطمه (س)
28ـ [قاله لعلى] فاطمه احب الى منک، و انت اعز الى منها: به على فرمود: فاطمه در نزدم محبوب‏تر از توست و تو در نزد من عزیزتر و ارجمندتر از او هستى (طبرانى در معجم الاوسط از ابوهریره روایت مى‏کند. ج2، ص209)
29ـ احب اهلى الى فاطمه: در نزد من محبوب‏ترین فرد خاندانم فاطمه است (ترمذى و حاکم در مستدرک به نقل از اسامه آورده‏اندج1، ص37)
30ـ ان الله تعالى اَمَرنى اَن ازَوجَ فاطمه مِن على: خداوند متعال به من فرمان داد که فاطمه را به همسرى على دربیاورم. (طبرانى در معجم الکبیر به نقل از ابن مسعود مى‏آورد. ج 1، ص 258)
31ـ فاطمه بَضعه منى، فمن اَغضَبَها اَغضبنى: فاطمه پاره تن من است. پس هر که او را بیازارد، مرا آزرده است. (بخارى در صحیح از مسور نقل کرده است. ج 2، ص 208)
32ـ فاطمه بَضعه منى، یَقبَضنى ما یقبضها، و یَبسطنى ما یبسطها. و ان الانسابَ تنقطع یومَ القیامه غیر نسبى و سَبَبى و صَهرى: فاطمه پاره تن من است. آنچه او را اندوهگین کند، مرا اندوهگین مى‏کند، و آنچه او را شاد کند، مرا شاد مى‏کند و همانا در روز قیامت پیوندهاى خانوادگى گسسته مى‏شود، مگر پیوند نسبى و سببى من. (احمد بن حنبل در مسند و حاکم در مستدرک آورده‏اند. ج2، ص208)
33ـ کان کثیراً ما یقبل عرفَ فاطمه: [پیامبر] فراوان بر سر فاطمه بوسه مى‏زد. (ابن‏عساکر از عایشه نقل کرده است. ج2، ص356)
34ـ اذا کانَ یوم القیامه، نادى منادٍ من وراء الحجب: یا اهلَ الجمع، غضوا ابصارکم عن فاطمه بنت محمدٍ حتى تَمر: چون روز رستاخیز فرا رسد، منادى از پشت پرده‏ها بانگ برمى‏آورد که: اى اهل محشر، چشمانتان را از فاطمه دختر محمد برگیرید تا او بگذرد. (تمام و حاکم در مستدرک از على نقل کرده‏اند. ج 1، ص 127)
35ـ اول من یَلحَقنى مِن اهلى، انت یا فاطمه: اى فاطمه، تو نخستین کسى هستى که از خانواده‏ام به من مى‏پیوندد. (ابن عساکر از واثله نقل کرده است. ج 1، ص 434)
36ـ ان الله تعالى جَعَل ذریه کل نبىٍٍ فى صلبه، و جعل ذریتى فى صلب على بن ابى‏طالب: خداوند متعال فرزندان هر پیامبرى را در پشت خود او قرار داده، و فرزندان مرا در پشت على ابن ابى طالب قرار داده است. (طبرانى در معجم الکبیر از جابر و خطیب در تاریخ از ابن‏عباس روایت کرده‏اند. ج 1، ص 262)
37ـ کل بنى آدمَ یَنمون الى عَصَبه، الا وَلَدَ فاطمه. فانا ولیهم و انا عَصَبَتَهم: همه فرزندان آدم به پدرانشان وابسته‏اند، مگر فرزندان فاطمه که من ولى آنها و ریشه و پیوندشان هستم. (طبرانى در معجم الکبیر از فاطمه زهرا روایت کرده است. ج2، ص278)
38ـ کل بنى انثَى فان عَصَبَتَهم لابیهم، ما خلا وَلَد فاطمه فانى انا عَصَبَتهم و انا ابوهم: همه دخترزادگان وابستگى‏شان به پدرشان است، مگر فرزندان فاطمه که من خویش و پیوندشان هستم و من پدرشان هستم. (طبرانى در معجم الکبیر از عمر نقل کرده است. ج2، ص278)
39 ـ ان فاطمه اَحصَنَت فرجها فحَرمها الله و ذریتها على‏النار: فاطمه خود را پاکدامن نگاه داشت و خدا او و فرزندانش را بر آتش حرام کرده است. (بزار و ابو یعلى در مسند، طبرانى در معجم‏الکبیر و حاکم به نقل از ابن مسعود روایت کرده‏اند. ج 1، ص 352)

40ـ صلوا على، صلى الله علیکم: بر من درود بفرستید تا خدا بر شما درود بفرستد.(ابن عدى در کامل از ابن عمرو و ابن هریره روایت کرده است. ج2، ص 99)
41ـ صلوا على، فان صلاتکم على زکاه لکم: بر من درود بفرستید، زیرا صلوات شما بر من زکات شماست. (ابن ابى شیبه و ابن مردویه از ابو هریره روایت کرده‏اند. ج 2، ص 99)
42ـ اذا جلستَ فى صلاتِکَ فلاتترکن الصلاه على، فانها زکاه الصلاه: چون در نماز [براى تشهد] نشستى، صلوات بر من را ترک مکن، زیرا آن زکات نماز است. (دارقطنى در سنن از بریده . ج1، ص87)
43ـ حیثما کنتم فصلوا على، فان صلاتکم تبلغنى: هر جا که هستید، بر من درود بفرستید، زیرا درود شما به من مى‏رسد. (طبرانى در معجم‏الکبیر ازحسن بن على نقل مى‏کند. ج1، ص582)
44ـ صلوا على و سلموا، فان صلاتکم تبلغنى حیثما کنتم: بر من صلوات و سلام بفرستید؛ زیرا هر جا که باشید، صلوات‏تان به من مى‏رسد. (ابى یعلى در مسندش و ضیاء از حسن بن على . ج 2، ص 97)
45ـ زَینوا مجالسکم بالصلاه على، فان صلاتکم على نور لکم یوم القیامه: مجالس خود را با صلوات بر من بیارایید؛ زیرا صلوات شما بر من، روز قیامت برایتان نورى خواهد بود. (دیلمى در مسند الفردوس از عبدالله بن عمر روایت مى‏کند. ج 2، ص 32)
46ـ الصلاه على نور على الصراط: صلوات بر من نورى بر صراط [در روز رستاخیز] خواهد بود. (دار قطنى از ابوهریره روایت مى‏کند. ج2، ص 121)
47ـ کل امرٍ ذى بالٍ لایبدأ فیه بحمدالله و الصلاه على، فهو اَقطع، ابتر، ممحوق مِن کل برکه: هرکار مهمى که بدون سپاس و ستایش خدا و صلوات بر من آغاز شود، بریده، بى‏دنبال و بى‏بهره از هر برکتى خواهد بود. (رهاوى از ابوهریره روایت مى‏کند. ج 2، ص 277)
48ـ ما مِن عبدٍ یصِلى على الا صلت علیه الملائکه مادام یصلى على: هیچ بنده‏اى نیست که بر من صلوات مى‏فرستد، مگر اینکه تا وقتى که صلوات مى‏فرستد، فرشتگان هم بر او درود مى‏فرستند. (احمدبن حنبل در مسند، ابن ماجه و ضیاء از عامربن ربیعه روایت مى‏کنند. ج 2، ص 519)
49ـ من صلى على صلاه، کتب الله له قیراطاً و القیراط مثل احد: هرکه بر من صلوات بفرستد، خداوند براى او قیراطى مى‏نویسد و قیراط همچون کوه احد است! (عبدالرزاق در جامع از على . ج2، ص 618)
50ـ من صلى على واحده صلى‏الله علیه عشر صلوات، و حَط عنه عشر خطیئات، و رَفعَ له عشر درجات: هرکس بر من یک صلوات بفرستد، خداوند ده درود بر او مى‏فرستد و ده خطایش را پاک مى‏کند و ده درجه او را بالا مى‏برد. (احمدبن حنبل در مسند و بخارى در ادب و نسائى و حاکم در مستدرک از انس روایت مى‏کنند ج 2 ص 618
51ـ من صلى على حین یصبح عشراً و حین یمسى عشراً، ادرکته شفاعتى یومَ القیامه: هرکه صبحگاه و شامگاه ده بار بر من صلوات بفرستد، روز رستاخیز شفاعتم را در مى‏یابد. (طبرانى در المعجم الکبیر از ابودرداء روایت مى‏کند. ج2، ص 618)


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">