تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

تاریخی فرهنگی قرآنی

موضوعات قرآنی ؛ دینی و آموزشی : مطالب طبقه بندی شده جهت تحقیق ؛ جزوه ؛ کتاب و .....

مشخصات بلاگ
تاریخی   فرهنگی   قرآنی

آشنائی با تاریخ اسلام :
عبرت آموزی (و لقد اهلکنا القرون من قبلکم .... گذشته چراغ راه آینده است)
آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی ( هدی و رحمه للمتقین)

کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است .

آخرین نظرات

توحید : موضوعات قرآنی

عدل . نبوت . امامت

نبوت ؛ امامت عدل امامت : موضوعات قرآنی

بی ایمانی و کفر

ایمان داری : ترجمه تک آیه ها

توحید . معاد . ترس از مرگ؟ اسماء الحسنی

عبادی : موضوعات قرآنی

تربیتی اخلاقی اجتماعی : موضوعات قرآنی


کفر و بى ایمانى

- کـسانى که کفر ورزیدند و کافر مردند, نفرین اللّه و فرشتگان وتمام مردم بر آنهاست , جاودانه در دوزخ بمانند و از عذابشان کاسته نگردد و مهلت نیابند.
- مـثـل کافران همانند حیوانى است که کسى در گوش او آواز دهدو او جز بانگى و آوازى نشنود, اینان کر و گنگ و نابینا مى باشند وچیزى در نمى یابند.
- هرکه ایمان را انکار کند و کفر ورزد, کردارش تباه مى گردد و درآخرت از زیانکاران است .
- آنـان کـه گـفـتـند اللّه سومین از سه معبود است , کفر ورزیدند وهیچ معبودى جز معبود یگانه وجود ندارد و اگر در آنچه مى گویندباز نایستند, به کفر ستیزانشان عذابى دردناک خواهد رسید.
- کـسـانـى کـه کـفـر ورزیدند, هرگز داراییها و فرزندانشان چیزى از(عذاب ) الهى را از آنها دفع نخواهد کرد و آنان اهل دوزخ ‌اند و درآن جاودانه خواهند ماند.

شرک

- اللّه شرک به او را نمى آمرزد و فروتر از آن را بر هرکس بخواهددر مى گذرد و هرکه به اللّه شرک ورزد, در گمراهى دورى افتاده است .
- ایـن آگـاهـى و هـشـدارى است از جانب اللّه و فرستاده اش به مردم در روز حج اکبر که : اللّه و فرستاده اش از مشرکان بیزارمى باشند.
- کـسانى که گفتند اللّه همان مسیح پسر مریم است به تحقیق کافرشده اند, مسیح مى گفت : اى بـنـى اسـرائیل .
اللّه را که پروردگار من وشماست پرستش کنید و هر کس شریکى براى اللّه قرار دهـد,اللّه بـهـشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش دوزخ است و براى ستمکاران یارى دهندگانى نمى باشد.
- هرکس با اللّه شریکى قرار دهد, ناروا گفته و گناهى بزرگ مرتکب شده است .
- بـه جـاى اللّه , چـیـزهـایـى را مـى پـرسـتند که نه به آنها زیان مى رساند و نه سودشان مى دهد و مـى گـویـند اینان شفاعت کنندگان ما نزد اللّه مى باشند بگو: آیا اللّه را به چیزى خبر مى دهید که درآسمانها و زمین سراغ ندارد, او پاک و منزه است از آنچه شریک اوقرار مى دهند.

 

از دین برگشتن

- هـرکـس از شـما که از دین خود برگردد و درحال کفر بمیرد,کارهاى آنها در دنیا و آخرت تباه گشته و ایشان اهل دوزخ ‌اند و درآن براى همیشه خواهند ماند.
- کـسانى که ایمان آوردند, سپس کفر ورزیدند, باز ایمان آوردند ودیگر بار کافر شدند آنگاه بر کفر خود افزودند, هرگز اللّه آنها رانخواهد آمرزید و راهى به آنان نخواهد نمود.
- کـسـانـى کـه بـعد از ایمان آوردنشان کفر ورزیدند, سپس بر کفرخود افزودند, هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد و آنان گمراهان اند.
- کـسـانـى که پس از آشکارشدن راه هدایت بر آنان به آن پشت کردند, شیطان [باطل ] را براى آنها بیاراست و به آنان مهلت ومیدان داد.
- اللّه گروهى را که بعد از ایمانشان کفر ورزیدند چگونه هدایت مى کند با آن که شهادت دادند که فـرسـتـاده الـهـى بـرحـق اسـت وبـرایـشـان نـشـانـه هاى روشن آمد, و اللّه گروه ستمکار را هدایت نمى نماید, جزاى آنان این است که نفرین اللّه و فرشتگان ومردم برایشان است , جاودانه در دوزخ خواهند بود, نه از عذابشان کاسته مى شود و نه مهلت داده مى شوند.

بازداشتن از راه اللّه و مسجدالحرام

- کـسـانـى کـه کفر ورزیدند و (مردم را) از راه اللّه باز داشتند به (سزاى ) آن که فساد مى کردند, عذابى بر عذابشان مى افزاییم .   - اللّه چگونه عذابشان نکند درحالى که (مردم را) از زیارت مسجدالحرام باز مى دارند و حال آن که ایـشـان (سـزاوار) تـولـیـت آن نـبـاشـنـد مـتـولـیـان آن جـز پرهیزکاران نمى توانند باشند ولى بیشترشان نمى دانند.
- کـسـانـى کـه کفر ورزیدند و (مردم را) از راه اللّه باز داشتند درگمراهى دور و درازى گرفتار شده اند.
- کسانى که زندگى دنیا را بر آخرت ترجیح مى دهند و (مردم را) ازراه اللّه باز مى دارند و آن را کج مى خواهند, آنان در گمراهى دورى مى باشند.
- کـسانى که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه اللّه و (زیارت )مسجدالحرام , که آن را براى همه مردم یکسان قرار دادیم , چه کسانى که مقیم آن جا هستند و چه آنها که از نقاط دور مى آیند بازمى دارند و نیز هرکه در آن جا به ستم (از حق ) منحرف شود, به اوعذابى دردناک مى چشانیم .

نفاق و دورویى

- هنگامى که منافقان نزد تو آیند گویند: گواهى مى دهیم که توفرستاده اللّه هستى و اللّه مى داند که تو فرستاده اش هستى واللّه گواهى مى دهد که منافقان دروغ مى گویند.
- مـنـافـقـان بـا اللّه نـیرنگ مى کنند و حال آن که او با آنان (به سزاى عملشان ) نیرنگ مى نماید, هـنـگـامـى کـه به نماز ایستند از روى کسالت مى ایستند, با مردم ریا مى کنند و اللّه را جز اندکى یادنکنند, میان (مومنان و کافران ) دودل مى باشند, نه با اینان هستند ونه با آنان .
- مـردان و زنـان مـنـافق همه از یک گروه اند, به کارهاى ناشایست فرمان مى دهند و از کارهاى پـسـنـدیده باز مى دارند و دستهاى خودرا (از انفاق ) فرو مى بندند, اللّه را از یاد بردند, پس اللّه هم آنـان را از یـاد بـرد, بى شک منافقان بدکاران اند.
اللّه به مردان و زنان منافق و کافران آتش دوزخ را وعده داده است , در آن جاودانه خواهند بود, آن (آتش ) براى ایشان کافى است اللّه لعنتشان کرده و براى آنان عذابى پایدار است .
- منافقان در فروترین طبقه دوزخ مى باشند و هرگز براى آنان یارى دهنده اى نخواهى یافت .

خیانت

- ما کتاب آسمانى را به حق بر تو فرو فرستادیم تا میان مردم بدانچه اللّه به تو نموده داورى کنى و هیچگاه جانبدار خیانتکاران مباش .
- اى کـسـانى که ایمان آورده اید. به اللّه و فرستاده او خیانت روامدارید و در امانتهاى خود (نیز) خیانت نورزید, درحالى که شما به آن آگاهى دارید.
- اللّه هیچ خیانتکار ناسپاس را دوست ندارد.
- از کسانى که به خویشتن خیانت روا مى دارند دفاع مکن که اللّه کسى را که خیانت پیشه و گنهکار باشد, دوست ندارد.
- اللّه نیرنگ خائنان را به جایى نمى رساند.
- اللّه خیانت چشمها و آنچه را که سینه ها پنهان مى دارند,مى داند.
- اگـر از خیانت گروهى اندیشناک شدى , تو نیز همسان (پیمانشان را) به سویشان بینداز, که اللّه خیانتکاران را دوست ندارد.

نیرنگ و فریب

- کـسـانـى کـه بـا فریب , کارهاى ناروا انجام مى دهند, عذابى سخت خواهند داشت , و نیرنگشان تباه مى گردد.- بنگر که سرانجام نیرنگ (قوم صالح ) چه شد. ما همه آن قوم رابه هلاکت رساندیم .
- اگر خیر و خوبى به شما روى آورد, گمراهان را اندوهگین سازد, و اگر بدى به شما رسد بدان شـادمـان گـردنـد, اگـر بـردبـارى وپـرهـیـزکـارى پـیشه کنید, نیرنگشان هیچ زیانى به شما نمى رساند,اللّه به آنچه انجام مى دهند, احاطه کامل دارد.
- سـتـمکاران , نهایت نیرنگ خویش را به کار بردند و (سزاى )نیرنگشان نزد اللّه مى باشد هرچند با نـیـرنـگـشـان کوهها از جابرکنده شود, و گمان مبر که اللّه وعده اى را که به فرستادگانش داده خلاف کند چرا که اللّه , پیروزمند و انتقام گیرنده است .
- آیـا کـسـانى که با نیرنگ بدیها روا داشتند ایمن شدند از این که اللّه آنان را در زمین فرو برد, یا از جـایـى که گمان نمى برند عذاب بر سرشان فرود آرد, یا در گشت و گذارشان فرو گیردشان و گزیر وگریزى برایشان نباشد.

گناه و سرکشى و زشتکاریها

- بگو : پروردگار من زشتکاریها را, چه آشکارا باشد و چه نهانى ,حرام گردانیده است .
- اللّه از کـارهـاى نـاشایست و ناپسند و سرکشى نهى مى کند و به شما اندرز مى دهد, باشد که پند گیرید.   - به کارهاى ناشایست نزدیک مشوید, چه آشکارا و چه نهانى .
- گـنـاه را چـه آشکار باشد و چه پنهان رها کنید, زیرا کسانى که مرتکب گناه مى شوند به زودى جزاى کارى را که کرده اند, خواهندیافت .
- راه (بـازخواست ) تنها بر کسانى است که به مردم ستم روامى دارند و در زمین به ناحق سرکشى مى کنند, براى آنان عذابى دردناک است .
- اى کـسـانـى که ایمان آورده اید. از گامهاى شیطان پیروى مکنید و هرکس از گامهاى شیطان پیروى کند (بداند که ) او به زشتکارى وکارهاى ناپسند فرمان مى دهد.  - هرکس به اللّه شرک ورزد با ناروایى که گفته , گناهى بزرگ مرتکب شده است .
- در نیکوکارى و پرهیزکارى یکدیگر را یارى دهید و در گناه وستمکارى همکارى مکنید.

دروغ گفتن و دروغ پنداشتن

- اللّه کسى را که اسرافکار و دروغگوست , هدایت نمى نماید.
- روز رستاخیر, کسانى را که بر اللّه دروغ بسته اند, روسیاه مى بینى .
- واى بـر تـکـذیـب کنندگان در آن روز, آنان که روز رستاخیز رادروغ مى پندارند, و آن را دروغ نمى پندارد مگر هر تجاوزپیشه وگناهکارى .
- در روى زمین سیر کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود.

- کـیـسـت سـتـمـکارتر از آن که بر اللّه دروغ بسته یا آیات او راتکذیب نموده .
بى شک ستمکاران رستگار نمى شوند.
- کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند, اهل دوزخ ‌مى باشند.
- کسانى که لقاى اللّه را دروغ انگاشتند, مسلما زیان دیدند, تاهنگامى که رستاخیز بناگاه فرا رسد, مـى گـویـنـد: افـسـوس بر ما, برآنچه درباره آن کوتاهى کردیم و آنان بار سنگین گناهانشان را به دوش مى کشند, چه بد بارى است که مى کشند.

رباخوارى

- اى کـسانى که ایمان آورده اید. از اللّه پروا داشته باشید, و اگرایمان دارید, آنچه از ربا باقى مانده اسـت واگـذاریـد و اگـر چـنـیـن نـکـردیـد بـه جـنـگ با اللّه و فرستاده اش برخاسته اید و اگر بازگشت کنید, سرمایه هاى شما از آن خودتان است , نه ستم مى کنید و نه ستم مى بینید.
- اى کسانى که ایمان آورده اید. ربا را [با سود] چند برابر مخوریدو از اللّه پروا داشته باشید, باشد که رستگار شوید.
- اللّه ربـا را نـابود مى سازد و صدقه ها را فزونى مى بخشد, اللّه هیچ ناسپاس گنهکارى را دوست نمى دارد.  - کـسانى که ربا مى خورند از جا برنخیزند مگر مانند برخاستن کسى که شیطان بر اثر تماس آشفته حـالـش سـاخـتـه , این از آن روست که گفتند خرید و فروش مانند رباست , درحالى که اللّه خرید وفروش را حلال و ربا را حرام گردانیده است .
- آنـچه به ربا مى دهید تا بهره شما را از اموال مردم افزایش دهد,نزد اللّه افزایش نمى یابد و آنچه از زکات - درحالى که خشنودى اللّه را خواستارید - مى پردازید, افزونى مى یابد.

زر و سیم اندوزى و دنیادوستى

- کسانى که زر و سیم مى اندوزند و آن را در راه اللّه انفاق نمى کنند, ایشان را به عذابى دردناک خبر ده
روزى کـه آنـهـا را درآتش دوزخ تفته سازند و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند (و گویند) این است آنچه براى خود اندوختید, پس (مزه )آنچه را که مى اندوختید بچشید.
- دوسـتى خواستنیها از زنان و پسران و مالهاى گردآمده از زر وسیم و اسبهاى نشاندار و دامها و کـشـتـزار, درنـظـر مـردم جلوه یافته است , این همه , مایه بهره مندى زندگانى دنیاست و فرجام نیک نزد اللّه است .   - آنـان کـه زنـدگى دنیا را بر آخرت ترجیح مى دهند و مردم را از راه اللّه باز مى دارند و آن را کج مى خواهند, آنها در گمراهى دور ودرازى هستند.
- آنـان که سینه خود را براى پذیرش کفر گشوده اند, خشم اللّه برآنهاست و برایشان عذابى بزرگ مهیا گردیده , این از آن است که زندگى دنیا را بر آخرت برتر شمردند.

خست و رشک بردن

- آنان که به آنچه اللّه از فضل خویش به ایشان عطا فرموده خست به خرج مى دهند هرگز نپندارند کـه بـه سـودشـان مـى بـاشدبلکه به زیان آنهاست و به زودى آنچه بدان خست ورزیده اند, درروز رستاخیز طوق گردنشان مى شود.
- کسانى که خست مى ورزند و مردم را به خست وامى دارند وآنچه اللّه از فضل خویش بدانها ارزانى فرموده پوشیده مى دارند,براى (این ) ناسپاسان عذابى خوارکننده مهیا ساخته ایم .
- و امـا هـرکـه خـسـت ورزید و از این راه بى نیازى طلبید و پاداش نیک (الهى ) را دروغ انگاشت , بـه زودى او را در راهـى دشـوار قـراردهـیـم , آنـگـاه که به هلاکت افتد, مالش به حال او سودى نخواهدبخشید.
- شما همان گروهى هستید که براى انفاق در راه اللّه فرا خوانده شده اید, پس برخى از شما خست مـى ورزنـد, و هـرکس خست ورزد تنها به زیان خود خست ورزیده است .
و اللّه تعالى بى نیازاست و شـما همه نیازمند و اگر سرپیچى کنید (اللّه ) گروه دیگرى را به جاى شما مى آورد که مانند شما نخواهند بود.
- آیا به مردم بر آنچه اللّه از فضل خویش به آنان عطا فرموده ,رشک مى برند.

گردنفرازى و سرپیچى

- کسانى که سرپیچى کرده و گردن فرازى نموده اند, اللّه به عذابى دردناک دچارشان مى گرداند.
- کـسـانـى کـه بـه آخـرت ایمان ندارند, دلهایشان حق را انکارمى نماید و گردن فرازى مى کنند بـى شـک اللّه آنـچـه را پنهان مى دارند و آنچه را که آشکار مى سازند مى داند, اللّه , گردن فرازان را دوست نمى دارد.
- از مردم (به نخوت ) روى مگردان و در روى زمین خرامان ونازان راه مرو که اللّه هیچ خودپسند و فـخـرکـننده اى را دوست ندارد, در راه رفتن میانه رو باش و صدایت را آهسته بدار که ناخوشترین آوازها بانگ درازگوشان است .
- در روى زمـیـن خرامان و نازان راه مرو, تو هرگز نه مى توانى زمین را بشکافى و نه در بلندى به کوهها برسى , همه اینها زشت است ونزد پروردگارت ناپسند.
- هـرکـس از پـرستش اللّه سرپیچى کند و گردن فرازى نماید,به زودى همه آنان را به سوى خود گرد مى آورد.
- کـسـانـى آیـات مـا را دروغ انـگـاشـتند و از آنها با گردن فرازى روى برتافتند, اینان اهل دوزخ مى باشند و جاودانه در آن مى مانند.

خودنمایى

- کـسانى که اموال خویش را براى نشان دادن به مردم انفاق مى کنندو به اللّه و روز بازپسین ایمان ندارند (شیطان همدم آنهاست ) وهرکس شیطان همدم او باشد, چه بد همدمى دارد.
- واى بـر آن نـمـازگـزاران .  آنـان کـه در نـمازشان سهل انگارند, آنها که ریا مى کنند, و زکات را نمى پردازند.   - هـنـگـامـى کـه به نماز ایستند از روى کسالت مى ایستند, در برابرمردم ریا مى کنند و اللّه را جز اندکى یاد نمى نمایند.
- اى کسانى که ایمان آورده اید. صدقه هاى خود را با منت نهادن وآزاررساندن باطل نسازید, همانند کسى که مالش را براى نمایاندن به مردم انفاق مى کند و به اللّه و روز رستاخیز ایمان ندارد.
- هـمـانـنـد کـسـانى مباشید که از سرزمینشان با سرخوشى و به مردم نشان دادن بیرون شدند و (مردمان را) از راه اللّه باز مى داشتند,اللّه به آنچه مى کنند احاطه دارد.

زیاده روى و ولخرجى

- بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که اللّه اسرافکاران رادوست نمى دارد.
- اسراف کنندگان , اهل دوزخ مى باشند.
- حـق خـویـشاوندان و مستمندان و واماندگان در راه را بپرداز وزیاده روى و ولخرجى مکن زیرا اسراف کنندگان برادران شیطانهایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است .
- دسـتـت را به گردنت زنجیر مکن (ترک انفاق و بخشش مکن ) وبسیار هم گشاده دست مباش که نکوهیده و حسرت زده بر جاى مانى .
- اللّه کسى را که اسرافکار و دروغ زن باشد, هدایت نمى کند.
- از اللّه پروا داشته و فرمانبردار باشید و فرمان اسرافکاران راگردن ننهید.
- کـسـانى هستند که چون انفاق کنند, ولخرجى نمى کنند و تنگ هم نمى گیرند و میان این دو, حد وسط را برمى گزینند.

بدگمانى - جست وجو - بدگویى -سخن چینى

- گمان هرگز (آدمى را) از حقیقت بى نیاز نمى گرداند.
- دچار بدگمانى شدید و سرانجام گروهى تباه شده گشتید.
- (اى مشرکان .) شما جز از گمان پیروى نمى کنید و جز به دروغ سخن نمى گویید.
- اى کسانى که ایمان آورده اید.
از بسیارى از گمانها بپرهیزید -زیرا برخى از گمانها گناه است , و هـرگز (در کار دیگران )جست و جو مکنید و هیچ یک از شما بدگویى از دیگرى نکند , آیا کسى از شـما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد.
(بى تردید) همه شما آن را ناخوش دارید, از اللّه پروا کنید که اللّه توبه پذیر و رحیم است .
- از آنچه نمى دانى پیروى مکن زیرا گوش و چشم و دل همه موردپرسش قرار خواهند گرفت .
- از هـر سـوگـنـدخورنده فرومایه اى فرمانبردارى مکن که عیبجوست و براى سخن چینى گام برمى دارد, مانع کار خیر,تجاوزگر و گنهکار است .

 

ریشخند - عیبجویى - سرزنش و لقب زشت دادن

- اى کـسـانـى کـه ایمان آورده اید. نباید گروهى (از مردان ) شماگروهى دیگر را ریشخند کنند, شـایـد آنـان از ایـنـان بـهـتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را شاید آنها بهتر از اینها باشند, از یکدیگر عـیب مگیرید و به همدیگر لقبهاى زشت مدهید, چه ناپسند است زشتکارى پس از ایمان .
و هرکس که توبه نکرد, آنان ستمکارمى باشند.
- کـسـانـى کـه تباهکار بودند, آنان را که ایمان آورده بودند به ریشخند مى گرفتند و چون بر آنها مى گذشتند, به چشم و ابرواشاره مى کردند.
- واى بر هر عیبجوى سرزنش کننده , کسى که مالى گرد آورد و آن را شماره کند, پندارد که مالش او را جاویدان خواهد ساخت .
- (مـبادا کسى روز قیامت بگوید:) افسوس بر من از کوتاهیهایى که در اطاعت فرمان اللّه کردم .
و من از ریشخندکنندگان بودم .
- زنـدگانى دنیا در چشم کافران زینت داده شده است و کسانى راکه ایمان آورده اند به ریشخند مى گیرند.

تاکید بر دعا کردن

- هـرگـاه بـنـدگـان مـن از تـو دربـاره مـن بپرسند (بگو): من نزدیکم ,دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى نمایم , پس باید آنها دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند, باشد که راه یابند.
- پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا دعاى شما را اجابت کنم ,کسانى که از پرستش من سرکشى نمایند به زودى خوار و سرافکنده به دوزخ درآیند.
- براى اللّه نامهاى نیکوست , او را با آنها بخوانید.
- پروردگارتان را با زارى و در پنهانى بخوانید, او از حدگذرندگان را دوست نمى دارد.
- اللّه را با بیم و امید بخوانید که رحمت اللّه به نیکوکاران نزدیک است .
- اللّه زنـده (جـاویـد) اسـت , مـعبودى جز او نمى باشد, پس او رادرحالى که دین را براى او پاک و بى آلایش ساخته اید بخوانید.   - اللّه را درحـالى که دین را براى او پاک و بى آلایش ساخته ایدبخوانید هرچند که کافران را ناخوش آید.

دستور بر پناه بردن

- هنگامى که قرآن مى خوانى از شر شیطان رانده شده به اللّه پناه بر.
- هرگاه وسوسه اى از شیطان به تو رسد, به اللّه پناه بر که او شنواو داناست .
- بگو : پروردگارا.
از وسوسه هاى شیطانها به تو پناه مى آورم .
- بگو : پناه مى برم به پروردگار سپیده دم - از شر آنچه آفریده است - از شب تاریک چون فراگیر شود - از شر دمندگان افسون در گرهها - از شر هر رشک برنده اى آنگاه که رشک برد.
- بگو : پناه مى برم به پروردگار مردم - فرمانرواى مردم - معبودمردم - از شر وسوسه گر نهانى - آن که در سینه هاى مردم وسوسه مى کند - از پریان و آدمیان .
- پروردگارا.
به تو پناه مى آورم که از تو چیزى بخواهم که بدان آگاهى ندارم .
- هـنـگـامـى کـه قـرآن خوانده شود گوش فرا دارید و خاموش باشید,باشد که مورد رحمت قرار گیرید.

دستور بر فرمانبردارى از اللّه و رسول واولوالامر

- اى کسانى که ایمان آورده اید.
از اللّه فرمانبردار باشید و از پیامبرنیز فرمان ببرید و کرده هاى خود را تباه مسازید.
- اللّه را فرمانبردار باشید و از پیامبر نیز فرمان ببرید و از نافرمانى بپرهیزید.
- اللّه و پیامبر را فرمانبردار باشید, باشد که مورد رحمت قرارگیرید.
- اى کسانى که ایمان آورده اید.
از اللّه فرمانبردار باشید و از پیامبرو اولوالامرتان فرمانبرى کنید.
- کـسى که از اللّه و پیامبرش فرمانبرى کند, در زمره کسانى خواهد بود که اللّه مورد عنایت خویش قرار داده است .
- کسى که از اللّه و پیامبرش فرمانبرى کند به تحقیق به رستگارى بزرگى نایل آمده است .
- کسى که از پیامبر فرمانبردار باشد به تحقیق از اللّه فرمانبرى کرده است .
- اگر از اللّه و پیامبرش فرمانبردار باشید, چیزى از (پاداش )کارهاى شما نمى کاهد, اللّه آمرزنده و رحیم است .

دستور بر رعایت احترام مسجدها

- از هـرجـا کـه بـیرون شدى روى خود را به سوى مسجدالحرام گردان و آن حق است و از جانب پروردگار توست و اللّه از آنچه مى کنید, ناآگاه نیست .
- روى خـود را در هر مسجد به سوى او کنید و او را بخوانیددرحالى که دین خود را براى او پاک و بى آلایش ساخته باشید.   - مسجدها ویژه اللّه است , پس هیچ کس را با اللّه مخوانید.
- اى فرزندان آدم . هنگامى که به هر مسجدى مى روید, آراسته باشید.
- مسجدهاى اللّه را تنها کسى آباد مى کند که به اللّه و روزبازپسین ایمان آورده و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد و جز ازاللّه از کسى بیم نداشته باشد.
- مسجدى که از روز نخست براساس پرهیزکارى بنا شده ,سزاوارتر است که در آن نماز برپا دارى , در آن مـردانـى هستند که دوست دارند خود را پاک سازند و اللّه کسانى را که خواهان پاکى باشند, دوست مى دارد.

تشویق بر جهاد

- اى کـسـانـى که ایمان آورده اید. آیا شما را به تجارتى راهنمایى نمایم که شما را از عذاب دردناک رهـایـى بخشد, به اللّه وفرستاده اش ایمان بیاورید و در راه اللّه با مالها و جانهایتان جهادکنید, این بـراى شـما از هرچیزى بهتر است اگر بدانید, تا اللّه گناهانتان را بیامرزد, و شما را در بوستانهایى کـه نـهـرهـا از زیردرختانش روان است و در سراهایى پاکیزه در بهشتهاى جاویدان در آورد و این رسـتـگـارى بـزرگى است .
موهبت دیگرى که آن رادوست دارید و آن یارى و پیروزى نزدیکى از جانب اللّه است ومومنان را (بدان ) مژده ده .
- بگو : اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان وخویشاوندانتان و مالهایى که به دست آورده ایـد و تـجـارتـى کـه ازکـسادش بیمناکید و خانه هایى که به آنها دل بسته اید نزد شما ازاللّه فـرستاده اش و جهاد در راه او دوست داشتنى تر است , منتظرباشید تا اللّه فرمان خویش بیارد و اللّه تباهکاران را هدایت ننماید.   - چه سبکبار و چه سنگین بار روانه شوید, با مالها و جانهایتان درراه اللّه جهاد نمایید, این براى شما بهتر است اگر بدانید.

دستور بر عفوکردن و فروخوردن خشم

- از آنان عفو کن و چشم پوشى نما که اللّه نیکوکاران را دوست مى دارد.
- از آنان عفو کن و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن .
- بـایـد عفو نمایند و چشم پوشى کنند.
مگر دوست ندارید که اللّه شما را بیامرزد, اللّه آمرزنده و رحیم است .
- عفو پیشه کن و به کار نیک و پسندیده فرمان ده و از نادانان روى گردان باش .
- آنان که در رفاه و تنگدستى انفاق مى کنند و خشم خود را فرومى خورند و مردم را مورد عفو قرار مى دهند (نیکوران اند) و اللّه نیکوکاران را دوست دارد.
- هرکه عفو کند و به صلح گراید, پاداش او بر (عهده ) اللّه است .
- اگر عفو کنید به پرهیزکارى نزدیکتر است .
- عفو کنید و چشم پوشى نمایید تا اللّه فرمان خویش را بیاورد.
- اگر عفو کنید و چشم پوشى نمایید و در گذرید (نیکوتر است ),اللّه آمرزنده و رحیم است .

دستور بر عدل و داد

- اى کـسانى که ایمان آورده اید. همواره به دادگرى برخیزید و براى اللّه گواهى دهید, هرچند به زیـان خـودتـان یـا پـدر و مـادر یـا نـزدیـکان شما باشد چه توانگر باشد چه تهى دست , اللّه به آنان سـزاوارتـراست , پس از هواى نفس پیروى نکنید.
که از حق عدول کنید, اگربه انحراف گرایید یا اعراض نمایید اللّه به آنچه کنید آگاه است .
- چون میان مردم داورى کنید به عدالت داورى کنید, اللّه شما رابه نیکو چیزى اندرز مى دهد, اللّه شنوا و بیناست .   - اگر میان آنها داورى مى کنى با دادگرى داورى کن که اللّه دادگران را دوست دارد.
- هرگاه سخن گویید به عدل و داد گویید اگرچه خویشاوندباشد.
- دادگـرى پیشه کنید که آن به پرهیزکارى نزدیکتر است و از اللّه پروا کنید که اللّه تعالى به آنچه مى کنید آگاه است .  - اللّه به دادگرى و نیکوکارى فرمان مى دهد.
- مـا فرستادگان خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب ومیزان فرو فرستادیم تا مردم به دادگرى برخیزند.

دستور بر صلح و سازش

- صلح و سازش نیکو و پسندیده است .
- مـومنان برادر یکدیگرند, پس میان برادرانتان سازش برقرار کنیدو از اللّه پروا داشته باشید, باشد که مورد رحمت قرار گیرید.
- هـرگاه دو گروه از مومنان باهم به جنگ پردازند, میان آنهاسازش برقرار سازید و اگر یکى از آن دو بـر دیـگـرى تـعـدى کرد باآن که تعدى نموده پیکار نمایید تا به فرمان اللّه باز گردد, پس اگـربازگشت , میان آنها عادلانه سازش دهید و دادگرى پیشه سازید که اللّه دادگران را دوست مى دارد.
- از اللّه پروا کنید و با یکدیگر سازش داشته باشید.
- در بسیارى از رازگوییهاى ایشان خیرى نمى باشد, مگر آن که کسى به (دادن ) صدقه یا به کارى نـیک یا سازش میان مردم فرمان دهد و هرکس براى جستن خشنودى اللّه چنین کند, به زودى او راپاداشى بزرگ خواهیم داد.
- کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند, بیمى بر آنان نیست واندوهگین نخواهند شد.

دستور بر درودگفتن و سلام کردن

- اللّه و فـرشـتگانش بر پیامبر درود مى فرستند.
اى کسانى که ایمان آورده اید.  بر او درود فرستید و سلام گویید, سلامى درخورو شایسته (فرمان او را چنانکه باید گردن نهید).
- هـنـگامى که به شما درود گفته شد, شما به بهتر از آن درود گوییدیا همانند آن را باز گویید, اللّه حساب همه چیز را دارد.
- چـون کسانى که به آیات ما ایمان دارند به نزد تو آیند, بگو: درودبر شما, پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته است .   - از ایشان درگذر و بگو سلام , زود باشد که بدانند.
- اى کـسانى که ایمان آورده اید به خانه هایى جز خانه هاى خودتان وارد نشوید, تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام کنید, این براى شمابهتر است , باشد که پند گیرید.
- هـنـگـامى که به خانه هایى درآیید به یکدیگر سلام گویید, سلام ودرودى از جانب اللّه درودى پربرکت و پاکیزه .

دستور بر حجاب و پاکدامنى

- به مردان با ایمان بگو: دیدگان خود را (از نگاه به نامحرمان ) فروگیرند و پاکدامنى ورزند, این از براى آنان پاکیزه تر است , اللّه به آنچه مى کنند آگاه است .
- بـه زنـان بـا ایـمـان بـگـو: دیـدگان خویش را از نامحرمان فرو بندند وپاکدامنى پیشه کنند و زیورهایشان را جز آنچه پیداست آشکارنسازند و روسریهاى خود را بر گریبانهایشان فرو اندازند.
- اى پـیـامـبـر, به همسرانت و دخترانت و به زنان مومنان بگو:پوششهاى خود را بر خویش فروتر گیرند, این براى آن است که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.
- کـسـانـى که امکانى براى ازدواج نمى یابند باید پاکدامنى ورزند تااللّه از فضل خویش بى نیازشان گرداند.
- بر زنان از کار افتاده اى که امید به ازدواج ندارند گناهى نیست که روپوش خود را کنار نهند (به شرط آن که ) زینتى را آشکار نکنند واگر عفت ورزند براى آنان بهتر است .

سفارش درباره یتیمان و بیچارگان

- امـوال یـتیمان را به ایشان بدهید و پلید را جانشین پاک مسازید واموال ایشان را با اموال خویش مخورید که این گناهى بزرگ است .
- به مال یتیم جز به نحوى پسندیده نزدیک مشوید تا به حد رشدبرسد.
- حـق نزدیکان و بیچارگان و در راه مانده ها را ادا کن , این براى کسانى که خواهان خشنودى اللّه هستند بهتر است و اینان همان رستگاران اند.
- هرگاه خویشاوندان (غیر از ورثه ) و یتیمان و مستمندان هنگام تقسیم ارث حاضر شدند, چیزى از آن را به ایشان ارزانى دارید وبا آنان سخنى پسندیده گویید.
- اللّه را پـرسـتـش کـنید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدرو مادر احسان کنید و نسبت به خـویـشـاونـدان و یـتیمان و مستمندان وخویشاوند همسایه و همسایه بیگانه و یار همنشین و در راه مانده (نیکى روا دارید).
- (نیکوکاران ) به نذر خود وفا مى کنند و از روزى که بدى وسختى آن فراگیر است بیم دارند - و به (پاس ) دوستى (اللّه ) بینواو یتیم و اسیر را طعام مى دهند.

فرمان بر نیکوکارى

- شـمـا بـهـتـرین امتى هستید که براى مردم پدید آمده اید, به کارهاى نیک فرمان مى دهید و از کارهاى ناپسند باز مى دارید.
- مـردان بـا ایـمـان و زنـان با ایمان دوستان همدیگرند, به کارهاى پسندیده فرمان مى دهند و از کارهاى ناشایست باز مى دارند.
- شـایستگان به اللّه و روز رستاخیز ایمان دارند و به کارهاى پسندیده فرمان مى دهند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند.
- خاندان خویش را به نماز فرمان ده و بر مداومت آن شکیباباش .
- بـه کـارهاى پسندیده فرمان ده و از کارهاى ناپسند باز دار و برآنچه که بر تو پیش مى آید بردبار باش که این از کارهاى قطعى ولازم است .
- عفو را پیشه ساز و به نیکى فرمان ده و از نابخردان روى گردان باش .
- بـاید از میان شما گروهى (مردم را) به نیکى دعوت کنند و به کارهاى شایسته فرمان دهند و از کارهاى ناشایست باز دارند, آنان همان رستگاران اند.

دستور بر یاد اللّه

- اى کـسـانـى که ایمان آورده اید. اللّه را یاد کنید, یادکردنى بسیار,در بامدادان و شبانگاهان اللّه را نیایش کنید.
- پـروردگـارت را در بـامـدادان و شـامـگاهان در دلت با زارى و بیم باصداى آهسته یاد کن و از غافلان مباش .     - نام پروردگارت را بامدادان و شبانگاهان یاد کن .
- نام پرورگارت را یاد کن و از همه گسسته تنها به او دل بربند.
- پروردگارت را بسیار یاد کن و شبانگاه و بامدادان (او را) به پاکى بستاى .
- اللّه را در مشعرالحرام یاد کنید, او را یاد کنید که شما را هدایت نمود.
- به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم , سپاسگزار من باشید وناسپاسى مکنید.
- نعمت اللّه را بر خود و آنچه از کتاب و حکمت که بر شما فروفرستاده و بدان پندتان مى دهد به یاد آرید.
- نعمت اللّه را بر خود به یاد آرید آنگاه که دشمنان یکدیگربودید.
پس میان دلهاى شما الفت ایجاد کـرد و بـه بـرکـت نـعـمـت اوبرادران هم شدید و برکنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهایى بخشید.
- نعمتهایى را که به شما ارزانى داشته ام به یاد آرید و به عهدم وفاکنید.
- اى مردم . نعمت اللّه را بر خود به یاد آورید.
- اى کـسـانى که ایمان آورده اید. چون براى نمازجمعه ندا در داده شد, به سوى ذکر اللّه بشتابید و دادوستد را رها کنید, این براى شما بهتر است اگر بدانید.
- چون نمازگزاردید, اللّه را (در هرحال ) ایستاده , نشسته و برپهلو آرمیده به یاد آرید.
- رستگار گردید آن که خود را پاک گردانید و نام پروردگارش رایاد کرد و نماز گزارد.
- پروردگارت را به یاد آور, هرگاه دچار فراموشى شدى .
- نعمتهاى اللّه را به یاد آورید و در زمین تباهکارى مکنید.
- هرکس از یاد من رویگردان شود, زندگى تنگ و سختى خواهدداشت .

نهى از دست زدن به قرآن مگر براى پاکیزگان

- ایـن قـرآن کـریـم اسـت - در لـوح مـحـفـوظ جاى دارد - جز پاکان آن را لمس نمى کنند, فرو فرستاده شده از جانب پروردگار جهانیان است .

نهى از شراب و قمار

- (اى پیامبر) درباره شراب و قمار از تو مى پرسند, بگو : در آن دو گناهى بزرگ مى باشد.
- اى کـسانى که ایمان آورده اید.
شراب و قمار و بتها و تیرهاى قمارپلید و از کار شیطان است , پس از آن دورى گزینید, باشد که رستگار شوید.
- شـیـطان مى خواهد درمیان شما به وسیله شراب و قمار دشمنى وکینه ایجاد کند و شما را از یاد اللّه و از نماز باز دارد, آیا خوددارى خواهید کرد.

 

نهى از تباهکارى

- نعمتهاى الهى را به یاد آورید و در زمین به تباهکارى مکوشید.
- همان گونه که اللّه به تو نیکى کرده است , نیکى کن و در زمین تباهکارى مکن که اللّه تباهکاران را دوست ندارد.
- در زمـین پس از به سامان آوردنش تباهکارى مکنید و اللّه را بابیم و امید بخوانید که رحمت اللّه به نیکوکاران نزدیک است .
- در راه خیر بکوش و راه تباهکاران را پیروى مکن .
- به مردم کم مدهید و در زمین تباهکارى مکنید.  - بنگر که سرانجام تباهکاران چگونه بود.
- اللّه را پرستش کنید و به روز بازپسین امید داشته باشید و درزمین به تباهکارى مکوشید.
- سـراى آخـرت را ویـژه کسانى قرار مى دهیم که در زمین اراده برترى جویى و تباهکارى ندارند و سرانجام نیک از آن پرهیزکاران است .

نهى از پیروى شیطان

- اى کـسـانـى که ایمان آورده اید. از گامهاى شیطان پیروى مکنید وهرکس از گامهاى شیطان پیروى کند (بداند که ) او به زشتکارى وناشایست وادار مى سازد.
- اى کـسـانـى کـه ایمان آورده اید.  همگى از در صلح و آشتى درآییدو از گامهاى شیطان پیروى مکنید او براى شما دشمنى آشکاراست .
- اى مردم .  از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و ازگامهاى شیطان پیروى مکنید که او براى شما دشمنى آشکار است - او شما را به بدى و زشتکارى وادار مى سازد و بر آن مى دارد تاآنچه نمى دانید به اللّه نسبت دهید.
- اى فرزندان آدم .  زنهار تا شیطان شما را نفریبد, چنانکه پدر ومادر نخستین شما را از بهشت آواره کرد.
- اى فرزندان آدم .  آیا با شما عهد نکرده بودم که شیطان راپرستش نکنید که او براى شما دشمنى آشکار است .
- بـى تـردید شیطان دشمن شماست , شما هم او را دشمن گیرید,او گروه خویش را مى خواند تا سرانجام از دوزخیان باشند.

نهى از دوستى با کافران

- اى کسانى که ایمان آورده اید از غیر خودتان دوست همدل وهم راز مگیرید که درباره شما از هیچ نابکارى فروگذار نکنند, آنهاخوش دارند که شما در رنج و زحمت باشید, دشمنى ازگفته هایشان آشـکـار است و آنچه سینه هایشان نهان مى دارد, بزرگتراست , در حقیقت ما نشانه ها را براى شما بیان کردیم , اگردریابید.   - اى کـسـانـى کـه ایمان آورده اید.  جهودان و ترسایان را به دوستى مگیرید, برخى از آنان دوستان برخى دیگرند و هرکس از شما آنهارا به دوستى گیرد, او از آنان است .
- اى کـسـانـى کـه ایـمـان آورده اید.  پدران و برادران خود را, اگر کفر رابرایمان ترجیح دادند به دوستى مگیرید و هرکس از شما آنان را به دوستى گزیند از ستمکاران است .
- اى کـسـانى که ایمان آورده اید.  دشمن من و دشمن خویش را به دوستى مگیرید که با آنها اظهار مودت نمایید, درحالى که ایشان به آنچه از حق براى شما آمده کفر مى ورزند.
- از کافران اطاعت مکن و با آنان جهاد کن , جهادى بزرگ .

نهى از همنشینى با استهزاکنندگان آیات اللّه

- هرگاه کسانى را دیدى که در آیات ما (از روى دشمنى ) به بحث مى پردازند, از آنها روى بگردان تـا بـه سـخـنـى دیـگر پردازند و اگرشیطان تو را به فراموشى افکند پس از متوجه شدن با گروه ستمکارمنشین .   - اللّه در کـتـاب (آسـمانى ) بر شما فرو فرستاده است که هرگاه شنیدید (در گروهى ) آیات الهى مـورد انـکـار و استهزا قرار مى گیردبا آنها منشینید تا به سخنى دیگر پردازند زیرا در این صورت شماهم همانند آنان خواهید بود, اللّه همه منافقان و کافران را دردوزخ گرد خواهد آورد.
- روى گردان باش از کسى که از یاد ما رویگردان شده و جز زندگى دنیا را خواستار نیست .
- اى کسانى که ایمان آورده اید. کسانى که دین شما را به ریشخند وبازى مى گیرند, چه از آنان که پـیش از شما به آنان کتاب داده شده وچه آنها که کفر مى ورزند, دوستان خود قرار مدهید و اگر ایمان دارید از اللّه پروا داشته باشید.
- کسانى که دین خود را به بازى و سرگرمى گرفته اند و زندگى دنیاآنان را فریفته است , رها کن و (مردم را) به وسیله این (قرآن ) اندرزده تا کسى به سبب کارهاى خویش به هلاکت نیفتد او را در برابراللّه نه دوستى مى باشد و نه شفاعت کننده اى .

نهى از شرک

- براى اللّه همتایانى قرار ندهید, درحالى که مى دانید.
- اللّه را پرستش کنید و هیچ چیز را با او انباز نگیرید.
- به اللّه شرک مورز که شرک , ستمى بزرگ است .
- با اللّه معبودى دیگر قرار مده که نکوهیده و رانده شده دردوزخ افکنده خواهى شد.
- با اللّه معبودى دیگر قرار مده که نکوهیده و خوارگشته برجاى مانى .
- به سوى آیین یکتاپرستى روى آور و هرگز از شرک آورندگان مباش .
- به سوى پروردگارت دعوت کن و هیچگاه از شرک آورندگان مباش .
- اى کسانى که ایمان آورده اید. به تحقیق که شرک آورندگان پلیدمى باشند.
- هیچ معبودى جز اللّه نیست , از شرک آورندگان رویگردان باش .
- اللّه , ایـن (گـنـاه ) را کـه بـرایـش شـریـکى قایل شوند نمى آمرزد وجز آن را براى هرکه خواهد مى آمرزد و هرکه به اللّه شرک ورزد,دچار گمراهى دور و درازى شده است .

نهى از توجه به غیر اللّه

- چـه کـسـى گـمـراه تـر است از آن کسى که به جاى اللّه کسى رامى خواند که اگر تا قیامت او را بخواند, پاسخى به او نمى دهد. - با اللّه معبودى دیگر را مخوان (پرستش مکن ) که معبودى سواى اللّه وجود ندارد.  - به جاى اللّه , چیزى را که سود و زیانى به تو نمى رساند, مخوان (نیایش مکن ).
- با اللّه , معبودى دیگر را مخوان (نیایش مکن ) که ازعذاب شدگان خواهى شد.
- هـرکـس بـا اللّه , مـعـبـود دیـگـرى را بـخـوانـد, بـراى آن برهانى نخواهد داشت , حساب او نزد پروردگارش مى باشد, بى گمان کافران رستگار نمى شوند.
- مسجدها ویژه اللّه است , پس هیچ کس را با اللّه تعالى پرستش مکنید.
- کسانى را که (مشرکان ) به جاى اللّه مى خوانند, هیچ پاسخى به آنان نمى دهند.
- اللّه حق است و هرچه را که جز او مى خوانند باطل است واللّه بلند مرتبه و بزرگ است .
- اللّه هرچه را که جز او مى خوانند مى داند, او پیروزمند و حکیم است .
- اللّه به حق داورى مى کند و کسانى را که به جاى او مى خوانند,به چیزى داورى نتوانند.

نهى از حرام خوارى

- امـوال یـکـدیـگر را میان خودتان به ناحق مخورید و قسمتى از آن را (به عنوان رشوه ) به داوران مدهید تا بخشى از اموال مردم را به گناه بخورید درحالى که خودتان آگاه مى باشید.
- اى کـسـانـى کـه ایـمـان آورده ایـد. امـوال یکدیگر را میان خودتان به ناحق مخورید مگر آن که دادوستدى با رضایت یکدیگر انجام پذیرد.
- بـه تـحـقـیـق کـسـانـى کـه اموال یتیمان را از روى ستمکارى مى خورند, جز این نیست که در شکمهایشان آتشى فرو مى برند وبزودى در آتش افروخته دوزخ در خواهند آمد.
- بـه سـبب ربا گرفتنشان با این که از آن نهى شده بودند و به ناحق مال مردم خوردنشان و براى کافرانشان عذابى دردناک مهیاساخته ایم .
- اى کـسانى که ایمان آورده اید. (آگاه باشید) بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان اموال مردم را به ناحق مى خورند و (مردمان را) ازراه اللّه باز مى دارند.
- اموال یتیمان را به آنان برگردانید و [مال ] نامرغوب (خود) را با(مال ) مرغوب آنان عوض نکنید, و اموال آنان را با اموال خودمخورید که این گناهى بزرگ است .

نهى از قتل نفس

- هـرکـس کـسى را جز به قصاص قتل یا (به کیفر) تباهکارى درزمین بکشد, چنان است که همه مردم را کشته باشد.   - هـرکـس مـومـنـى را بـه عمد بکشد سزاى او دوزخ است , جاودانه در آن بماند, و اللّه بر او خشم گرفته و لعنتش کرده و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است .
- کسى را که اللّه (کشتن او را) ناروا شمرده , مکشید.
- همدیگر را مکشید زیرا اللّه همواره شما را مشمول رحمت خویش قرار داده است و هرکس از روى سرکشى و ستمکارى چنین کند, او را به زودى در آتش دوزخ درمى آوریم .
- خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید.
- فـرزندان خود را از بیم تنگدستى مکشید, ما به آنها و شما روزى مى دهیم , به تحقیق کشتن آنها خطایى بزرگ است .  - کـسـانـى که آیات اللّه را انکار مى کنند و پیامبران را به ناحق مى کشند و کسانى از مردم را که به عدل و داد فرمان مى دهند به قتل مى رسانند, از عذابى دردناک خبر ده .

بایستگى اندرز

- (اى پیامبر. ) به وسیله قرآن کسى را که از وعده عذاب من بیمناک است , اندرز ده .
- اندرز ده که تو تنها اندرز دهنده اى .   - اندرز ده که مومنان را اندرز سودمند افتد.
- هـرگـاه اندرز سود بخشید اندرز ده - آن کس که بیم دارد پندگیرد - و نگون بخت ترین از آن دورى گزیند.
- بـا حـکـمـت و انـدرز نـیـکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه اى که نیکوتر است گفت وگو کن .  - اندرزشان ده و به آنان گفتارى رسا, که در جانشان اثر گذارد,بگو.
- بگو : من تنها یک اندرز به شما مى دهم و آن این که دو به دو یابه تنهایى براى اللّه به پا خیزید.
- این (قرآن ) بیانگر (حقایقى است ) براى مردم و راهنما واندرزى براى پرهیزکاران .
- اگر پندى را که به آنان داده مى شد کار مى بستند قطعا براى آنان بهتر بود.
- اللّه شما را به نیکو چیزى پند مى دهد, اللّه شنوا وبیناست .
- اى مـردم .  از سـوى پـروردگارتان اندرزى براى شما و بهبودى براى آنچه در سینه ها مى باشد و رهنمود و رحمتى براى ایمان دارندگان آمده است .

زندگانى پاکیزه و خوش

- هـرکـس از مـرد یـا زن کـار نیک انجام دهد و ایمان داشته باشد به اوزندگانى پاکیزه و خوش مى بخشیم و به بهتر از آنچه کرده اند پاداش خواهیم داد.
- کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند, خوشا به حالشان , سرانجامى نیک دارند.
- اللّه مـتـعـال بـه مردان و زنان با ایمان بوستانهایى نوید داده است که از زیر (درختان ) آنها نهرها روان اسـت , در آنـهـا جـاودانـه خـواهندبود و نیز جایهاى خوش و پاکیزه در بهشتهاى جاودان و خشنودى اللّه از همه برتر و بالاتر است , این همان رستگارى بزرگ است .
- کـسـانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند, اهل بهشت اند و در آن جاودانه خواهند ماند.   - کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند اللّه پاداشهایشان را تمام و کمال مى دهد و از فضل خویش به آنان بیش عطا مى فرماید.   - ایـن زنـدگانى دنیا جز سرگرمى و بازى نیست و به تحقیق زندگى واقعى سراى آخرت است , اگر بدانند.

زنده بودن شهیدان و جایگاه آنان

- آن کس که در راه اللّه پیکار کند و کشته شود یا پیروز گرددبه زودى پاداشى بزرگ به او خواهیم داد.
- به آنان که در راه اللّه کشته مى شوند مرده مگویید بلکه زنده اندولى شما در نمى یابید.
- هرگز کسانى را که در راه اللّه کشته شده اند, مرده مپندار بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند, و به آنچه اللّه از فضل خود به آنان عطا فرموده است , شادمان مى باشند.
- کـسـانى که در راه اللّه مهاجرت کرده , سپس کشته شده یامرده اند, بى تردید اللّه آنان را از روزى نیکو برخوردار مى دارد. - کسانى که در راه اللّه کشته شده اند, هرگز کارهایشان را تباه نمى سازد.
- اگـر در راه اللّه کـشـتـه شـوید یا بمیرید, بى تردید آمرزش اللّه ورحمتش از آنچه دیگران جمع مى کنند بهتر است .
- اللّه از مـومـنـان جانها و مالهایشان را به (بهاى ) آن که بهشت ازآن آنان باشد خریده است , همان کسانى که در راه اللّه پیکارمى کنند, مى کشند و کشته مى شوند.

بهره مندى از چیزهاى پاکیزه

- اى کـسـانى که ایمان آورده اید. از چیزهاى پاکیزه اى که روزیتان کرده ایم بخورید و اللّه را سپاس گویید.    - اى کسانى که ایمان آورده اید. چیزهاى پاکیزه اى را که اللّه براى شما حلال کرده , حرام مشمارید و از حد مگذرید که اللّه از حدگذرندگان را دوست نمى دارد.
- از چـیزهاى حلال پاکیزه اى که اللّه روزى شما گردانیده بخورید, و از اللّه که به او ایمان دارید, پروا داشته باشید.    - اى مـردم . از آنچه که در زمین حلال و پاکیزه است بخورید, و ازگامهاى شیطان پیروى مکنید زیرا که او دشمن آشکار شماست .
- (اى پیامبر.  ) بگو: چه کسى زیورهایى که اللّه براى بندگانش پدید آورده و نیز روزیهاى پاکیزه را حـرام گردانیده است .
بگو:اینها در زندگانى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند,(اگرچه دیـگـران نـیـز با آنها مشارکت دارند, ولى ) در قیامت ویژه (مومنان ) است .       این گونه آیات را براى گروهى که در مى یابند به روشنى بیان مى کنیم .    - از آنـچـه اللّه شـما را روزى گردانیده که حلال , پاکیزه است بخورید و نعمت الهى را شکرگزار باشید.

پرهیز از چیزهاى حرام

- اللّه مـردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که (هنگام کشتن )نام غیر اللّه بر آن برده شده حرام کرده است .   - مـردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که (هنگام کشتن ) نام غیر اللّه بر آن برده شده و (حلال گـوشت ) خفه شده و به زجرکشته شده و از بلندى پرت شده و به ضرب شاخ حیوان دیگر مرده و آنچه درندگان از آن خورده باشند, بر شما حرام شده است .
- از آنچه نام اللّه (هنگام کشتن ) بر آن برده نشده مخورید که آن گناه و نارواست .
- بـگـو : در آنچه به من وحى شده , هیچ حرامى بر کسى که طعامى مى خورد نمى یابم مگر مردار یا خـون ریـخـتـه شـده یـا گوشت خوک که اینها همه پلید مى باشند یا حیوانى که در طریق گناه (به هنگام سربریدن ) نامى غیر از اللّه بر آن برده شده باشد.
- بـگـو : پـروردگـار من زشتکاریها را چه آشکار و چه پنهان و گناه وستمکارى به ناحق را حرام گـردانیده است و این که چیزى شریک اللّه قرار دهید که بدان دلیل و حجتى فرو نفرستاده و نیز چیزى راکه نمى دانید به اللّه نسبت دهید.

گردش درزمین وپندگرفتن ازسرگذشت پیشینیان

- چـه باغها و بوستانها و چشمه سارها که از خود به جاى گذاشتندو کشتزارها و جایگاههاى نیکو و نـعـمـتـى کـه از آن بـرخوردار بودند,این چنین بود که آنها را به مردمى دیگر به میراث دادیم نه آسمان بر آنها گریست و نه زمین و نه به آنها مهلتى داده شد.
- در سرگذشت آنها (گذشتگان ) درس عبرتى براى خردمندان است , اینها داستان دروغین نبود بـلـکـه تـصـدیق آنچه (از کتابهایى است ) که پیش از آن بوده و روشنگر همه چیز است و رهنمون ورحمتى براى اهل ایمان . - آیـا در زمـیـن گـردش نـکردند تا بنگرند سرانجام کسانى که پیش ازآنان بودند, چگونه بود.    -اللّه نابودشان ساخت , سرنوشت ناسپاسان همانند آنهاست .
- آیا در زمین گردش نکردند تا بنگرند سرانجام کسانى که پیش ازآنان بودند چگونه بود.
نفراتشان از ایـنـهـا بـیـشـتـر و تـوانـایى و آثارشان در زمین فزونتر بود, هرگز آنچه را به دست مى آوردند نتوانست آنها را بى نیاز سازد.
- در زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است .

پیرامون داراییها و فرزندان

- بـدانـیـد کـه داراییها و فرزندان شما وسیله آزمایش مى باشند واللّه است که پاداش بزرگ نزد اوست .
- دارایى و پسران , زیور زندگى دنیا مى باشند و نیکیهاى ماندگارنزد پروردگارت از نظر پاداش بهتر و امیدبخش تر است .
- داراییها و فرزندان شما چیزى نیست که شما را به ما نزدیک گرداند, مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند.
- اى کـسـانـى کـه ایـمـان آورده اید.  داراییهاى شما و فرزندانتان شما رااز یاد اللّه غافل نسازد, و هرکس چنین کند, زیانکار است .
- اى کسانى که ایمان آورده اید. برخى از همسران و فرزندانتان دشمن شما مى باشند, از آنها برحذر باشید, اگر عفو کنید ودرگذرید و ببخشایید, بدانید که اللّه آمرزنده و رحیم است .
- کسانى که کفر ورزیدند هرگز داراییها و فرزندانشان چیزى از[عذاب ] الهى را از آنان دور نخواهد کرد و اینان همگى برافروزنده آتش دوزخ مى باشند.

حق پدر و مادر

- پـروردگارت امر فرموده که جز او را نپرستید, و به پدر و مادرنیکى کنید, هرگاه یکى از آنها یا هـردو نـزد تـو بـه سـالـخـوردگـى رسـیدند به آنان (حتى ) اف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنهابزرگوارانه سخن بگوى و بر آنان بال فروتنى مهرآمیز بگستر وبگو: پروردگارا.
بر آنان رحمت آور, همان گونه که مرا در خردى پرورش دادند.
- مـا به آدمى درباره پدر و مادرش سفارش کردیم , مادرش به اوباردار شد, سستى روى سستى , و از شیر باز گرفتنش پس از دوسال (به او سفارش کردیم ) که سپاسگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت به سوى من است .
- ما به آدمى سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى روادارد.
- اللّه را پرستش کنید و هیچ چیز را شریک او قرار مدهید و به پدر و مادر نیکى کنید.
- سـواى اللّه را پـرسـتش مکنید, به پدر و مادر, خویشاوندان ,یتیمان و مستمندان , نیکى کنید و با مردم به زبان خوش سخن بگویید.

دنیا و آخرت

- زنـدگـى دنـیـا چـیـزى جـز بازى و سرگرمى نیست و سراى آخرت براى کسانى که پرهیزکار مى باشند, بهتر است .
- این زندگانى دنیا برخورداریى (اندک ) است و آخرت سراى پایدار است .
- دوسـتـى خواستنى ها از: زنان , پسران , داراییهاى فراوان از زر وسیم و اسبهاى نشاندار و دامها و کـشـتـزارهـا بـراى مـردم آراسـتـه شده , این همه مایه بهره مندى در زندگى زودگذر دنیاست وسرانجام نیک نزد اللّه است .
- مبادا زندگى دنیا شما را بفریبد و مبادا شیطان فریبکار به کرم اللّه مغرورتان سازد.
- کـسـانـى هستند که زندگى دنیا را به بهاى آخرت خریدند, نه عذابشان سبک گردد و نه یارى داده شوند.
- بگو : آیا شما را به زیانکارترین (مردم ) در کردار آگاه کنیم .
آنهایند که تلاششان در زندگى این جهان گم و تباه شده و چنین مى پندارند که کار نیک انجام مى دهند.

یاوه سرایى و بازداشتن از راه اللّه

- از مـردمـان کـسـى هست که خریدار سخنان یاوه مى باشد تابى هیچ دانشى (مردم را) از راه اللّه گمراه سازد و آن را به ریشخندگیرد, براى اینان عذابى است خوارکننده .
- نـفـریـن اللّه بـر سـتـمـکاران باد, آنان که (مردم ) را از راه اللّه بازمى دارند و آن را کج و منحرف مى خواهند و آخرت را انکارمى نمایند.
- آیـات اللّه را بـه ریـشـخـنـد مگیرید و نعمتى را که اللّه به شماارزانى داشته , و آنچه را از کتاب و حکمت بر شما فرو فرستاده است , که شما را بدان پند مى دهد, به یاد آرید.
- ما پیامبران را جز آن که به مردم مژده دهند یا برحذر دارندنمى فرستیم , آنان که کفر ورزیده اند بـه بـیـهـوده سـتـیـزه جویى مى کنندتا بدین وسیله حق را پایمال سازند و آیات و هشدارهاى مرا به ریشخند گیرند.
- هـرگـاه چـیزى از آیات ما را فرا گیرد, آن را به ریشخند گیرد, براى ایشان عذابى خوارکننده خواهد بود.

زیانکارى و زیانکاران

- آنـان کـه (مـردم را) از راه اللّه بـاز مـى دارنـد و آن را ناهموارمى خواهند و جهان آخرت را انکار مـى نـمـایـنـد, ایـنـان در زمـیـن راه گـریـز و فـرارى نـدارنـد, جـز اللّه بـراى آنان دوستانى نـمـى بـاشد,عذابشان دوچندان شود, آنها توان شنیدن [حق را] نداشتند و(حقایق را) نمى دیدند, ایـنـان انـد کـه بـه خـویـشتن زیان رسانیدند وآنچه را که به دروغ ساخته بودند از دست داده اند, ناگزیرآنان درجهان آخرت از همه زیانکارتراند.
- آگاه باشید که حزب شیطان , زیانکاران اند.
- از مـردم کسى هست که اللّه را با زبان مى پرستد (و ایمان قلبى اش ضعیف است ) اگر خوبى به او رسـد بدان آرامش یابد واگر ناراحتى بدو رسد روى برتابد, در دنیا و آخرت زیانکار است ,این است همان زیانکارى آشکار.
- کسى که غیر از اسلام دینى اختیار کند, از او پذیرفته نخواهد شدو در آخرت از زیانکاران است .
- کسانى که پیمان اللّه را پس از بستن آن مى شکنند و آنچه را که اللّه به پیوستنش فرمان داده است مى گسلند, و در زمین تباهکارى مى کنند, اینان زیانکاران اند.

نکوهش

- واى بر آنان که در یاد اللّه سخت دل هستند, اینان در گمراهى آشکار مى باشند.
- واى بر کفرپیشگان از عذابى سخت .
- واى بر کسانى که کفر ورزیدند از مشاهده روز بزرگ .
- واى بر کسانى که بیدادگرى کردند از عذاب روز دردناک .
- واى بر هر دروغزن گنهکار.
- واى در آن روز بر تکذیب کنندگان .
آنان که به بیهوده گویى سرگرم مى باشند.
- واى بـر هـر سـخن چین عیبجو.
آن که مالى را فراهم آورد و برشمردش , پندارد که مالش وى را پاینده مى دارد.
- واى بـر کم فروشان .
آنان که چون از مردم پیمانه ستانند, تمام مى ستانند و چون براى آنان پیمانه یا وزن کنند, کم مى دهند.
- واى بـر نـمازگزاران .  آنان که از نمازشان غفلت مى کنند, آنان که ریا مى نمایند و از دادن زکات خوددارى مى ورزند.
- واى بر کفرپیشگان .   از آن روزى که وعده داده شده اند.

دورانهاى زندگى

- آیا بر آدمى روزگارى برآمد که چیزى درخور ذکر نبود.
- آیا آدمى نمى اندیشد که ما او را از نطفه اى آفریده ایم که اکنون ستیزه جویى آشکار شده است .
- اى آدمـى .
چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته .
آن که تو را آفرید, استوار کرد و متعادل گردانید.
- اللّه شـما را از اندرون مادرانتان بیرون آورد درحالى که چیزى نمى دانستید و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد, باشد که سپاسگزارى کنید.
- اللّه کـسى است که شما را آفرید درحالى که ناتوان بودید, پس از ناتوانى نیرومند گردانید, بعد از نیرومندى , ناتوانى و پیرى قرارداد, هرآنچه خواهد مى آفریند, اوست داناى توانا.
- هرکس را که عمر دراز دهیم , در آفرینش دگرگونش کنیم , آیانمى اندیشند.
- بـعـضـى از شـمـا به دوران کهولت و فرتوتى مى رسند که پس ازفراگرفتن آن همه دانستنیها, چیزى نمى دانند.    - سکرات مرگ به راستى در رسید, این همان است که از آن مى گریختى .
- هـنـگامى که جان به چنبره گردن رسد, گفته شود کیست درمان کننده , گمان کند که گاه جدایى است و ساق پاها به هم درپیچد, در آن روز مسیر همه به سوى پروردگارت مى باشد.
- هـنگامى که جان به گلوگاه رسد و شما در آن حال نظاره گرمى باشید, ما به او از شما نزدیکتر مى باشیم ولى شما نمى بینید.
- وعـده اللّه اسـت , اللّه وعـده اش را خلاف نکند, ولى بیشترمردم نمى دانند, آنان از زندگانى دنیا ظـاهـرى را مى دانند و از جهان آخرت بى خبرند, آیا در دلهاى خود نیندیشیده اند که اللّه آسمانهاو زمـین را و آنچه مابین آنهاست , جز به حق و سرآمدى معین نیافریده است و بسیارى از مردم لقاى پروردگارشان را باورندارند.

صفات آدمى

- آیا آدمى به یاد نمى آورد که ما او را آفریدیم و حال آن که پیش ازآن چیزى نبوده است .
- نـابـود بـاد آدمـى .   چـه نـاسپاس است .   آفریدگار او را از چه چیزآفرید.
از نطفه اى آفرید و قدر و اندازه اش بخشید.    - ما آدمى را در نیکوترین صورتى آفریدیم .
- هـرگـاه از جـانـب خـود رحمتى به آدمى بچشانیم به آن شادمان گردد و چون به خاطر کردار پیشینیان بدى به آنها رسد, آنگاه آدمى ناسپاسى کند.
- چـون بـه آدمى نعمتى بخشیم , روى برتابد و خود را دور دارد وچون بدى به او رسد پس (براى دفع بدى ) درخواست فراوان دارد.
- هنگامى که به آدمى رنج و ناراحتى رسد, ما را به پهلو خوابیده یانشسته یا ایستاده مى خواند چون گـرفـتـارى اش را بـرطـرف سازیم ,چنان مى رود که گویى هرگز ما را به خاطر رنجى که به او رسیده بود, نخوانده است .
- آدمـى حـریص و ناشکیبا آفریده شده , هرگاه او را بدى رسد ناله و زارى کند و چون خیرى به او رسد, بخل و خست ورزد.
- آدمى بدیها را مى طلبد, همان گونه که نیکیها را طلب مى کند,آدمى همواره شتاب زده است .
- بـگـو: اگـر شـما خزانه هاى رحمت پروردگارم را دارا بودید, ازبیم تهى دست شدن دست نگه مى داشتید, آدمى همواره بخل مى ورزد.
- آدمى از حد مى گذرد, و سرکشى مى کند, هنگامى که خود رابى نیاز و توانگر بیند.
- ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم , ازپذیرفتن آن سرباز زدند و از آن هراسناک شدند و آدمى آن راپذیرفت که او ستمکارى نادان بود.
- در این قرآن براى مردم از هرگونه مثلى بیان کردیم و آدمى بیش از هرچیز ستیزه جوست .
- آدمى , ستم پیشه و ناسپاس است .   - آدمى , ناتوان آفریده شده است .
- آدمى در برابر (نعمتهاى ) پروردگارش بسیار ناسپاس است و اوخود بر این امر گواه است .
- آیا آدمى مى پندارد که هرگز استخوانهاى او را فراهم نخواهیم آورد.
چرا, توانایى داریم بر این که سرانگشتان او را هم موزون ومرتب کنیم .
- سـوگـنـد به عصر.  که آدمى در زیانکارى است مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى نیک انجام داده اند و همدیگر را به حق توصیه کرده و به شکیبایى و بردبارى سفارش نموده اند.

پاداش کارهاى آدمى

- اللّه هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نفرماید, (هرکس )هرچه نیکى کند به سود او مى باشد و هرچه بدى کند به زیان اوست .
- تـبـاهـى در خـشکى و دریا به سبب دست آوردهاى مردم پدیدارشده است تا (پروردگار) جزاى برخى از آنچه کرده اند به آنهابچشاند, باشد که باز گردند.
- هرکس در گروه دست آوردهاى خویش است .
- هرکس که کار نیک انجام دهد به سود خود اوست , و هرکه بدى کند, به زیان اوست .
- هرکس در برابر کارهایى که کرده است جزا داده مى شود و به آنها ستمى نخواهد رسید.
- هـیچ کس کارى انجام نمى دهد جز این که نتیجه اش عاید خود اومى شود و هیچ بردارنده اى بار گناه دیگرى را برنمى دارد.
- (پروردگار) کسانى را که بد کرده اند به (سزاى ) آنچه انجام داده اند کیفر دهد, و آنان را که نیکى کرده اند پاداش نیک عطافرماید.
- هـر کـار خـیـرى که براى خویش پیش فرستید, آن را نزد اللّه بهترو پاداشى بزرگتر باز خواهید یافت
- اگر نیکى کنید به خودتان نیکى مى کنید و اگر بدى کنید به خودمى کنید.
- بـگـو: اى مـردم .
پـیام حق (قرآن ) از سوى پروردگارتان براى شمانازل شده است , پس هرکس هـدایـت یـابـد بـه سـود خـویـش هـدایـت مى یابد و هرکس به گمراهى گراید, به زیان خود به گمراهى مى افتد.
- هرکس بخل ورزد بى تردید به خود بخل ورزیده و اللّه بى نیازاست و شما نیازمندان .
- هرکس از آزمندى نفس خویش مصون ماند, از رستگاران خواهد بود.
- هر مالى که در راه خیر هزینه کنید, به سود خودتان است .
- به هرکس پاداش دست آوردش به تمامى داده شود و بر احدى ستم نرود.
- روزى که هرکس آنچه از نیک و بد که انجام داده حاضر یابد,آرزو کند که کاش میان او و کارهاى بدش فاصله اى دور بود.
- اللّه هر کس را به آنچه کرده است پاداش دهد به یقین اللّه زودحساب است .
- هـرکـس بـه اندازه ذره اى نیکى کند پاداش آن را خواهد دید, و هرکه به اندازه ذره اى بدى کند, کیفر آن را خواهد دید.

دگرگون شدن نعمتها

- اللّه آنـچه را (از نعمتها) که گروهى دارند دگرگون نکند مگر آن که آنچه در دلهایشان دارند, دگرگون نمایند.
- ایـن از آن اسـت که اللّه دگرگون کننده نعمتى که بر گروهى ارزانى داشته نیست , مگر آن که آنها خود را دگرگون نمایند, اللّه شنوا وداناست .
- اللّه شـهـرى را مـثـل زده است که امن و امان بود, روزى آن به فراوانى از هر جاى مى رسیده اما مـردم , آن نـعـمتهاى الهى راناسپاسى کردند, اللّه به کیفر آنچه انجام مى دادند, لباس گرسنگى و هراس را به آنان پوشانید.
- هرکس از یاد من روى گردان شود, زندگى تنگ (و سختى )خواهد داشت .
- هـرکـس کـار شـایـسـتـه انـجام دهد به سود خود اوست و هرکه بدى کند به زیان خود اوست , پروردگار تو به بندگان ستم روانمى دارد.
- آیـا به کسانى که (سپاس ) نعمت الهى را به ناسپاسى بدل کردندو قوم خود را به سراى هلاکتبار در آوردند ننگریستى .

نیایشهاى قرآنى

الف : پروردگار من - پروردگارا.
از وسوسه هاى شیطانها به تو پناه مى آورم .
- پروردگارا.  به تو پناه مى آوریم از این که چیزى از تو درخواست کنم که بدان آگاهى ندارم .
- پروردگارا.  بر دانش من بیفزاى .
- پـروردگارا.  سینه ام را برایم گشاده دار و کارم را بر من آسان گردان و گره از زبانم بگشاى تا سخنم را در یابند.
- پروردگارا.  مرا و پدر و مادرم را و هرکس را که با ایمان به خانه من در آید و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز.
- پروردگارا.  از جانب خود, فرزندى پاک و شایسته به من عطافرما که تو شنواى دعایى .
- پروردگارا.  مرا در جایگاهى پربرکت فرود آر که تو بهترین فرودآورندگانى (میزبانانى ).
- پروردگارا.  مرا در میان گروه ستمکاران قرار مده .
- پروردگارا.  بیامرز و رحمت آور که تو بهترین رحم کنندگانى .
- پروردگارا.  به من الهام فرما تا نعمتى را که به من ارزانى فرموده اى سپاس بگزارم .
- پروردگارا.  مرا بر گروه تبهکار, پیروزى بخش .
- پروردگارا.  مرا (در هر کار) با صدق و راستى وارد گردان و باصدق و راستى بیرون بر و از جانب خود براى من راهنمایى یارى دهنده قرار ده .
- پروردگارا.  مرا برپادارنده نماز قرار ده , و همچنین از فرزندانم ,پروردگارا.
دعاى مرا بپذیر.  - پروردگارا.  به من دانش عطا فرما و مرا به نیکوکاران بپیوند.
ب : پروردگار ما - پروردگار ما.
از ما بپذیر که تو شنواى دانایى .
- پروردگار ما.  اگر ما فراموش کردیم , یا خطا نمودیم بر ما مگیر.
- پـروردگار ما. 
در دنیا به ما نیکى و در آخرت هم نیکى مرحمت فرما, و ما را از عذاب آتش دوزخ در امان دار.
- پروردگار ما.
پس از آن که ما را هدایت فرمودى دلهایمان رادچار لغزش مگردان و از جانب خود بر ما رحمتى ارزانى فرما که تو بخشنده اى .
- پروردگار ما.  پیمانه بردبارى را بر ما لبریز فرما و ما را مسلمان بمیران .
- پروردگار ما.  ما را مشمول رحمت خویش قرار ده و کار ما را به سامان رسان .
- پروردگار ما.
به ما از همسران و فرزندانمان آن عطا فرما که موجب روشنى چشمان ما گردد و ما را پیشواى پرهیزکاران قرارده .
- پروردگار ما.  ما و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشى گرفته اند,بیامرز.
- پروردگار ما.  نور ما را به کمال برسان و ما را بیامرز که تو برهرچیزى توانایى .
- پـروردگـار ما.  به آنچه فرو فرستادى ایمان آوردیم و ازفرستاده ات پیروى نمودیم , پس ما را در زمره گواهان (که به پیام رسانى پیامبران گواهى دادند) به شما آور.
- پروردگار ما.
ما شنیدیم ندادهنده اى به ایمان فرا مى خواند(مى گفت ) به پروردگار خود ایمان آوریـد, پـس ایمان آوردیم ,

پروردگار ما, گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بزداى و ما را بانیکان بمیران .
- پروردگار ما.
آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده فرموده اى به ما مرحمت فرما و ما را در روز رستاخیز خوار و رسوامگردان .
- پـروردگار ما.
ما بر خویشتن ستم روا داشتیم , اگر ما را نیامرزى وبر ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود.
- پروردگار ما.  ما ایمان آوردیم , ما را بیامرز و بر ما رحم فرما, توبهترین رحم کنندگانى .

سوء برداشت از آیه لا اکراه فی الدین

علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان در ذیل این آیه، می نویسند: ‏«دین عبارت است از یک سلسله معارف علمی که معارفی عملی به دنبال دارد و جامع همه آن معارف، یک کلمه است و آن عبارت است از "اعتقادات"، و اعتقاد و ایمان هم از امور قلبی است که اکراه و اجبار در آن راه ندارد. امور مهمی که خوبی و بدی و خیر و شر آنها واضح است و حتی آثار سوء و آثار خیری هم که به دنبال دارند، معلوم است، در چنین جایی نیازی به اکراه نخواهد بود

بلکه خود انسان یکی از دو طرف خیر و شر را انتخاب کرده و عاقبت آن را هم می پذیرد و دین از این امور است. چون حقایق آن روشن و راه آن با بیانات الهیه واضح است و سنت نبویه هم آن بیانات را روشن تر کرده، پس معنی "رشد" و "غی" روشن شده و معلوم می گردد که "رشد" در پیروی دین و " غی" در ترک دین و رویگردانی از آن است. بنابر این دیگر علت ندارد که کسی را بر دین اکراه کنند. در آیه شریفه، جمله "لا اکراه فی الدین" این طور تعلیل می شود که چون حق روشن است، بنابر این قبولاندن حق روشن، اکراه نمی خواهد.» {ترجمه المیزان، جلد 2،ص523 و 524}‏
آیت الله جوادی آملی، مفسر برجسته قرآن کریم در تبیین معنای "اراده و اختیار" انسان بیان فرمودند: «در احکام تشریعی میان اراده خداوند و تطهیر شدن، اراده عبد، فاصله است.‏ خدا خواست که عبد، مختارانه به طرف طهارت برود، خدا نخواست که عبد از روی اجبار به طرف طهارت برود. خدا بر اساس "لا اکراه فی الدین" و " قلِ الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر؛ بگو این سخن حق از جانب پروردگار شماست، هر که بخواهد ایمان بیاورد و هر که بخواهد کافر شود.» "کهف، 29" خواسته است انسان، مختارانه طاهر شود. بین اراده خداوند و طهارت خارجی، اراده مختارانه انسان فاصله است. به انسان گفت تو هیچ جبری نداری، فطرت و عقلی بهشت‌ پذیر و جهنم ‌گریز به تو دادم. "لا اکراه فی الدین" ناظر به آزاد بودن انسان است و اباحه ‌گری را تجویز نکرده است. پس اگر اباحه ‌گری را تجویز کرده باشد با عذاب در جهنم موافق نیست، این "لا اکراه فی الدین" به صورت تکوینی است، انسان اگر با داشتن همه حجج الهی به بیراهه برود در جهنم گرفتار عذاب می‌شود.» {جلسات تفسیر قرآن ، مسجد اعظم قم 8/2/ 1390}‏
با این توضیحات، می توان در مورد برداشت غلط از آیه کریمه موارد زیر را مطرح کرد: ‏
‏1- با توجه به شأن نزول آیه، اراده‌ خداوند بر این تعلق ‌گرفت که مسلمانان انصار که می خواستند فرزندان و غلامان یهودی خود را با اکراه و اجبار مسلمان نمایند، با این آیه و توسط پیامبر (ص) منع نماید. زیرا در دین خدا (و بخصوص اسلام که نتوانستند آن را تحریف کنند)، هیچ مطلب یا دستوری که فطرت و عقل انسان، آن را نپسندد و نسبت به آن اکراه داشته باشد، وجود ندارد و به همین دلیل هم "اعتقاد به دین" اجباری نیست، بلکه اعتقاد به دین آگاهانه و با اختیار است، اما پس از اعتقاد به دین، التزام به احکام آن اختیاری نیست.
‏2- نکته‌ ای که در مورد آیه‌ کریمه لازم است به آن دقت شود، نصف و نیمه خواندن آیه و حکم بر این اساس است. در صورتی که آیه ادامه‌ دارد. چون بخشی از یکی از آیات سه گانه ای است که به آیت الکرسی مشهور است. در ادامه آیه، هم علت اجباری نبودن دین را توضیح می‌دهد و هم نتیجه‌ اعتقاد و عمل به دین توسط مؤمنان را و هم برعکس‌ آن نتیجه را، که برای کفار حتمی است، بیان می‌ کند. ‏در واقع برخی افراد نه به مقدمه آیه، یعنی شأن نزول، کار دارند و نه به مؤخره آیه یعنی ادامه آیه و دو آیه بعدی توجه می کنند، بلکه برای توجیه اشتباه خود، بخشی از آیه را تقطیع و تفسیر به رأی می کنند.‏
‏3- منطق قرآن این است که در امر دین اجباری نیست و انسان‌ها در پذیرش عقیده و ایمان، مجاز و مختارند. آیة: "لا اکراه فی الدین" اجبار در دین را نفی می‌کند، زیرا دین یک سلسله معارف علمی (اعتقادی) است که معارف عملی (افعال و رفتار) را به دنبال دارد. اعتقاد و ایمان از امور قلبی است که اجبار و اکراه در آن راه ندارد و تمام امور باطنی و قلبی خواه اعتقادی یا عاطفی، مانند مهر، محبت و... طبیعت آنها طوری است که اکراه و زور در آن معنا ندارد و به دلیل اینکه راه راست از بیراهه آشکار شده است، لذا دیگر نیازی به اجبار در پذیرش دین نیست.
‏4- یک معنای "لا اکراه فی الدین" همین است که خداوند متعال، انسان را مانند ملائک یا حیوانات یا سایر موجودات، مجبور نیافریده است و به رغم اینکه اعتقاد به خداوند و انجام دستورات دینی را بر او واجب ساخته‌، اما او را مجبور و بی‌ اختیار هم نیافریده است. بلکه با اعطای عقل و اختیار، او را اشرف مخلوقات قرار داده و سپس با ارسال انبیاء (ع)، راه را برای او روشن نموده و عواقب هر راهی را نیز با صراحت بیان نموده است. پس بدیهی است که انسان عاقل و سالم، راه "رشد و هدایت" را بر "غَی و گمراهی" ترجیح می‌دهد و انتخاب می کند.‏
‏5- منظور از "نبودن اکراه و اجبار در پذیرش دین" به معنای "مجاز بودن و داشتن جواز" برای انجام گناه نمی‌باشد. این دو جمله بسیار باهم تفاوت دارند. "مجبور نیستی نماز بخوانی یا روزه بگیری" یعنی خداوند به تو اختیار اطاعت یا عدم اطاعت را داده ‌است، نه اینکه مجاز هستی که نماز بخوانی یا نخوانی. عقاب دنیوی و اخروی نیز برای همین منظور وضع شده است. از سویی هر کسی آزاد است که در خلوت خود حتی گناه کند و بنابر این راه جهنم را بپیماید، اما گناه و فساد او نباید حقوق و امنیت دیگران را به مخاطره بیندازد یا زمینه گناه و موجبات نابودی دیگران را فراهم نماید. اگر چنین شود، جلوی او را می‌گیرند و مجازاتش هم می‌کنند، علاوه بر آنکه عذاب اخروی را هم باید تحمل نماید.‏
‏6- کلیه نظام‏های فکری بشری، برای خود نظام اجتماعی نیز طراحی می‏کنند. در نظام‏های اجتماعی، الزام و اجبار از ابزارهای پیش ‏بینی شده است. یعنی در هر نظامی، در مقوله‏های اجتماعی و حقوقی، جبر قانونی وجود دارد و بدون آن، جامعه قابل کنترل نیست. نظام‏های قضائی و نیروهای انتظامی، به همین دلیل امری مقبول و معقول است. در اسلام به عنوان یک نظام فکری الهی نیز، "احکام فردی و اجتماعی" وجود دارد و تخلف از این قوانین و احکام، مستوجب "حدود شرعی" است. مسلماً کسانی که حد بر آنان جاری می‏شود، راضی به آن نیستند. آیا حکم اعدام "مرتد" یا "مفسد فی الارض" در احکام اسلام وجود ندارد؟ با این تفسیری که برخی از آیه " لا اکره فی الدین" می کنند، نباید کسی را مجازات کرد!
‏در واقع، مفهوم آیه این نیست که مسلمان، یا اقلیت دینی، یا کسی که در قلمرو کشور اسلامی حضور دارد، به استناد این آیه مجوز داشته باشد تا احکام دین را زیر پا بگذارد و مثلا در ملأ عام در ماه مبارک رمضان، تظاهر به روزه خواری کند یا کشف حجاب کند و برای توجیه خلاف خود به این آیه استناد کند. همچنین در این آیه، خداوند به مسلمانان مجوز نداده است تا در اعتقادات دینی خود تسامح و ولنگاری به خرج دهند. پس باید در فهم از آیه مذکور، تجدید نظر کرد و با سوء برداشت و سوء فهم از آن، موجبات هلاکت خود و دیگران را فراهم نیاورد.‏
‏7-  بشر، در قبال اطاعت از قوانینی که خودش وضع می‌کند (چه صحیح باشد یا نباشد) اجبار و الزام اجرایی درنظر می‌گیرد و سرپیچی از آنها را مستوجب جریمه، تحمل زندان و حبس و حتی اعدام می‌داند، اما نوبت به اطاعت از قوانین الهی که می‌رسد برای سرپیچی از اجرا مدعی می‌شود که خداوند دستور به "لا اکراه فی الدین" داده است. ‏اگر مراد از آیه، مجاز بودن برای لاقیدی و اباحه گری باشد، چرا خداوند مبادرت به انزال کتب و ارسال رسل و قرار دادن عذاب جهنم و ثواب بهشت نمود؟ چرا جاری شدن "حدود" را بر افرادی که احکام شرع را زیر پا می گذارند، تجویز کرد؟ تأمل در این نکته لازم است که "اجبار" در مقابل "اختیار" است. پس تا وقتی انسان اختیار دارد که گناه نکند یا بکند، جبری بر او تحمیل نگردیده است و انسان عاقل و سالم تا وقتی زنده است مختار است و می‌ تواند گناه کند و یا نکند، نه اینکه "مجاز" است که گناه کند. "مجبور نیستید"، به معنی اینکه "مجاز هستید" نمی‌باشد.
  -8
آیه شریفه خبر از حال تکوین می دهد که دین اکراه بردار نیست به این معنی که اشخاصی که مسلمان نیستند و صاحبان ادیان دیگری هستند مانند اهل کتاب را نمی شود به پذیرش دین اسلام الزام و اجبار کرد، بلکه با تبلیغ، موعظه و استدلال، آنها را دعوت به اسلام می نماید. اگر نپذیرفتند هیچ گاه متعرض آنها نمی شود که با زور و اکراه، آیین اسلام را بپذیرند‏. ولی این آزادی در عقیده و ایمان به آن معنا نیست که هر کس در عمل بتواند هر منکری را انجام دهد و بگوید من آزادم و کسی حق ندارد مرا از راهی که انتخاب کرده ام بازدارد. بت شکنی ها، جنگ و جهادها، نهی از منکرها و حبس ها در صدر اسلام نشانه آن است که اگر چه فردی قلباً اعتقادی به اسلام ندارد، اما حق ندارد برای جامعه، یک فرد موذی باشد.‏
‏9- آیه "لاکراه فی الدین" حتی با تشریع جهاد ابتدایی، تنافی ندارد. چون تصور تنافی چنین است که از یک طرف آیه شریفه می فرماید اجباری در دین نیست و از طرف دیگر به آیات متعددی برمی خوریم که مربوط به جهاد ابتدایی است که با مشرکان و کافران جهاد کنید. جنگ با مشرکین به خاطر این نیست که توحید و دین را به آنها تحمیل کنیم؛ زیرا بر اساس مفاد آیه شریفه "لا اکراه فی الدین"، دین، زور بردار نیست، بلکه جنگ و جهاد با مشرکین و کفار حتی در صورت ابتدایی آن به خاطر رفع موانع تبلیغ دین و همچنین ریشه کن کردن فساد و شرک است.
آیه 193بقره، که می فرماید: "وقَاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین لله فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین؛ و با آنها پیکار کنید تا فتنه باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد، پس اگر دست برداشتند تعدی جز بر ستمکاران روا نیست. کلمه "فتنه" در قرآن در معانی مختلفی به کار برده شده است که عبارت است از شرک و بت پرستی و سد راه شدن که نگذارند مردم به اسلام رو بیاورند. مدلول آیه چنین است که با آنها پیکار کنید تا فتنه که بت پرستی و شرک و سلب آزادی از مردم در پذیرفتن دین اسلام است، باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد.
‏10- مفاد آیه "لا اکراه فی الدین" که دلالت بر آزادی درانتخاب دین دارد، با مفاد آیه ای که می‏ فرماید: ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین؛ و هر کس غیر از اسلام دینی بجوید هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله‏ زیانکاران خواهد بود (آل عمران، آیه 85) و "ان الدین عند الله الاسلام؛ به یقین، دین در نزد خداوند همان اسلام است (آل عمران، آیه 19) مغایرتی ندارد. عدم اجبار بر پذیرش دین خاصی، دلیل بر حق بودن تمام ادیان و مسلک‏ها نمی‏باشد بلکه دلیل بر احترام به آزادی انسان در انتخاب دین و عدم ثمربخشی اجبار در گرایش به دین خاصی می‏باشد. برخی در این باره شبهه می کنند که در آیه مذکور، مراد از اسلام، خصوص دین اسلام نیست؛ بلکه منظور، تسلیم خدا شدن است. غافل از اینکه، اسلام همان تسلیم است و دین اسلام، همان دین تسلیم است؛ ولی حقیقت تسلیم در هر زمانی شکلی داشته و در این زمان، شکل آن همان دینی است که به دست خاتم ‏الانبیاء (ص) ظهور یافته است و کلمه‏ اسلام بر آن منطبق می‏گردد. به عبارت دیگر، لازمه‏ تسلیم خدا شدن، پذیرفتن دستورهای اوست و روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد و آخرین دستور خدا، همان چیزی است که آخرین رسول او آورده است.‏
‏11- اگر چه نباید شریعت اسلام را بر پیروان ادیان دیگر تحمیل کرد؛ اما با گفتگو و تبلیغ، می توان آنان را به سوی دین کامل حق (که در این عصر، اسلام است و خواهد بود)، دعوت نمود. روش پیامبر اکرم (ص) در صدر اسلام و ائمه (ع) و علمای دین در طول تاریخ اسلام، این گونه بوده است. قرآن می فرماید: "فان اسلَموا فقَد اهتدوا و ان تولوا فانما علَیک البلاغ؛ پس اگر اسلام آوردند حتماً هدایت یافته ‏اند، و اگر روی گرداندند پس آنچه بر عهده توست تنها ابلاغ (رسالت) است. (آل عمران، آیه 20)

‏از این آیه‏ شریفه به خوبی آشکارمی‏شود که برای پیروان سایر ادیان الهی، در پذیرفتن اسلام، اجباری نیست و مسلمانان هم نباید دیگران را مجبور به پذیرش اسلام کنند؛ اما این دلیل بر حقانیت پیروان ادیان دیگر نیست. حتی اگر آنها با آگاهی به حقانیت پیامبر اسلام (ص)، به انکار او بپردازند و کفر بورزند، در قیامت، جایگاه آنان در جهنم خواهد بود. به همین دلیل وعده عذاب الهی برای برخی اقوام که مانع تبلیغ پیامبر اسلام (ص) می شدند، مطرح می شد، تا مردم بر هدایت الهی دسترسی داشته باشند. چون این حق مردم است که بتوانند ندای منادیان توحید و عدالت را بشنوند و در قبول آن آزاد باشند تا حجت بر آنان تمام گردد

به همین دلیل پیامبر (ص)، هم آیه "لا اکراه فی الدین " را قبول داشت و آن را در عمل رعایت می کرد و هم برای آشنایی مردم با اسلام و تبلیغ دین خدا، تلاش می کرد و هم با افراد موذی و فتنه گر که قصد استحمار انسان ها و نشنیدن پیام دین اسلام را داشتند، جهاد می کرد. آیا مشابه موهوماتی که در صدر اسلام برای انسان های آن زمان وجود داشت، امروزه و در آغاز قرن بیست و یکم برای بشر امروز وجود ندارد؟
‏12- بی توجهی به احکام و مناسک دینی از طریق استناد به آیه شریفه "لا اکراه فی الدین"، برای توجیه لاقیدی و اباحه گری، تمسک به عذر بدتر از گناه و برداشتی مغلوط از آیه کریمه و تفسیر به رأی آن برای توجیه رفتار می باشد. در حالی که بنا بر توضیحات علمای قرآن شناس، شأن نزول آیه شریفه به استناد مدارک و مستندات متقن و همچپنین معنا و مفهوم آن به استناد سایر آیات قرآن کریم و روایات معصومین (ع)، این گونه نیست، که این افراد از آن بهره برداری می کنند و این تلقی صرفاً بر اساس تکرار مکرر یک اشتباه و سوء برداشت از آیه شریفه می باشد

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">